فهرست دارایی عبدالله عبدالله اعلام شد
از کجا آوردهای در افغانستان و ایران!
شعار «از کجا آوردهای» مدت زمان طولانیای است به عنوان شعاری در جمهوری اسلامی مطرح شده است که منظور از آن مشخصشدن میزان دارایی مسئولان حکومتی پیش و پس از تصدی مسئولیت است اما هنوز این اتفاق نیافتاده است که میزان داراییهای هیچیک از مسئولان جمهوری اسلامی اعلام شود. در افغانستان اما این شعار عملی شده است.
بیبیسی فارسی در گزارشی میآورد:
«اداره عالی مبارزه با فساد اداری افغانستان فهرستی از داراییهای عبدالله عبدالله، رئیس اجرائی دولت وحدت ملی افغانستان را نشر کرده و از مردم خواسته که اگر او دارایی دارد که ثبت نشده، به این نهاد اطلاع دهند.
این #اطلاعات در روزنامه دولتی انیس امروز، ۷ قوس (آذر)، منتشر شده و براساس اعلام این #روزنامه قرار است که داراییهای تمام مقامات ارشد دولت وحدت ملی نشر شود.
براساس این اطلاعات، آقای عبدالله متولد سال ۱۹۶۰ میلادی است و مدرک کارشناسی پزشکی دارد.
او از سال ۱۳۸۱ تاکنون به عنوان وزیر خارجه، دبیرکل بنیاد احمدشاه مسعود، رهبر #اپوزیسیون دولت و رئیس اجرائی دولت وحدت ملی کار کرده است.
همسر و چهار فرزند آقای عبدالله در هند زندگی میکنند. هزینه آموزش سالانه هر کدام از فرزندان او در هند ۳۰ هزار روپیه (حدود ۴۶۰ دلار) تا ۳۵ هزار روپیه هندی (حدود ۵۳۰ دلار) است.
بر اساس فهرست اداره عالی مبارزه با #فساد اداری #افغانستان، اعضای خانواده عبدالله عبدالله ماهیانه ۱۰۰ هزار روپیه هندی ( حدود ۱۵۰۰ دلار) کرایه خانه میدهند. مصرف خانواده اش نیز ماهانه ۶۰ هزار روپیه ( حدود ۹۳۰ دلار) است و ۸ هزار روپیه نیز ماهانه بابت آب و برق می پردازد.
آقای عبدالله میزان داراییهای منقول خود را ۱۰ میلیون افغانی ( بیشتر از ۱۵۳ هزار دلار) ذکر کرده است.
او گفته است که در شماره حساب بانکیاش در بانک الفلاح شعبه کابل هفت هزار دلار دیگر دارد.
آقای عبدالله درباره اینکه چه مقدار زیورآلات دارد، نوشته که یکی از قابهای ساعتش ۴۵۰ هزار افغانی ( حدود ۶۷۰۰ دلار) قیمت دارد و قاب دیگرش نیز ۴۳۰ هزار افغانی ( حدود ۶۴۰۰ دلار) ارزش دارد که هر دو را تحفه گرفته است.
او گفته که خانمش نیز یک ست طلا دارد که ارزش آن ۵۰۰ هزار افغانی (حدود ۷۴۰۰ دلار) است.
آقای عبدالله گفته که دارای سه عراده خودرو است که یکی را به ۱۰۰ هزار دلار خریده، دومی را به ۲۰ هزار دلار که قیمت این دو تا به ترتیب اکنون به ۶۰ هزار و ۸ هزار دلار کاهش یافته است.
او نوشته است که همسرش در هند نیز یک دستگاه خودرو دارد که به ارزش ۱.۳ میلیون روپیه هندی خریده شده و اکنون قیمت آن به ۸۰۰ هزار روپیه کاهش یافته است.
آقای عبدالله نوشته که یک خانه در کارته پروان کابل و یک جریب زمین در ولسوالی پغمان در غرب کابل دارد که هر دو به نام خانمش فخریه است. او خود نیز یک قطعه باغ در پغمان کابل دارد و صاحب یک مهمانخانه در ولایت پنجشیر در شمال کابل است.
عبدالله عبدالله گفته است که املاک #موروثی و غیر موروثی مشترک و همچنین دام ندارد.
به گفته آقای عبدالله او درآمد دیگری به جز ۲۹۸ هزار #افغانی حقوق ماهانه و ۱۰۰ هزار افغانی مصرف ماهانه که از #دولت میگیرد، ندارد.»
شما چه فکر میکنید؟
@Tavaana_Tavaanatech
از کجا آوردهای در افغانستان و ایران!
شعار «از کجا آوردهای» مدت زمان طولانیای است به عنوان شعاری در جمهوری اسلامی مطرح شده است که منظور از آن مشخصشدن میزان دارایی مسئولان حکومتی پیش و پس از تصدی مسئولیت است اما هنوز این اتفاق نیافتاده است که میزان داراییهای هیچیک از مسئولان جمهوری اسلامی اعلام شود. در افغانستان اما این شعار عملی شده است.
بیبیسی فارسی در گزارشی میآورد:
«اداره عالی مبارزه با فساد اداری افغانستان فهرستی از داراییهای عبدالله عبدالله، رئیس اجرائی دولت وحدت ملی افغانستان را نشر کرده و از مردم خواسته که اگر او دارایی دارد که ثبت نشده، به این نهاد اطلاع دهند.
این #اطلاعات در روزنامه دولتی انیس امروز، ۷ قوس (آذر)، منتشر شده و براساس اعلام این #روزنامه قرار است که داراییهای تمام مقامات ارشد دولت وحدت ملی نشر شود.
براساس این اطلاعات، آقای عبدالله متولد سال ۱۹۶۰ میلادی است و مدرک کارشناسی پزشکی دارد.
او از سال ۱۳۸۱ تاکنون به عنوان وزیر خارجه، دبیرکل بنیاد احمدشاه مسعود، رهبر #اپوزیسیون دولت و رئیس اجرائی دولت وحدت ملی کار کرده است.
همسر و چهار فرزند آقای عبدالله در هند زندگی میکنند. هزینه آموزش سالانه هر کدام از فرزندان او در هند ۳۰ هزار روپیه (حدود ۴۶۰ دلار) تا ۳۵ هزار روپیه هندی (حدود ۵۳۰ دلار) است.
بر اساس فهرست اداره عالی مبارزه با #فساد اداری #افغانستان، اعضای خانواده عبدالله عبدالله ماهیانه ۱۰۰ هزار روپیه هندی ( حدود ۱۵۰۰ دلار) کرایه خانه میدهند. مصرف خانواده اش نیز ماهانه ۶۰ هزار روپیه ( حدود ۹۳۰ دلار) است و ۸ هزار روپیه نیز ماهانه بابت آب و برق می پردازد.
آقای عبدالله میزان داراییهای منقول خود را ۱۰ میلیون افغانی ( بیشتر از ۱۵۳ هزار دلار) ذکر کرده است.
او گفته است که در شماره حساب بانکیاش در بانک الفلاح شعبه کابل هفت هزار دلار دیگر دارد.
آقای عبدالله درباره اینکه چه مقدار زیورآلات دارد، نوشته که یکی از قابهای ساعتش ۴۵۰ هزار افغانی ( حدود ۶۷۰۰ دلار) قیمت دارد و قاب دیگرش نیز ۴۳۰ هزار افغانی ( حدود ۶۴۰۰ دلار) ارزش دارد که هر دو را تحفه گرفته است.
او گفته که خانمش نیز یک ست طلا دارد که ارزش آن ۵۰۰ هزار افغانی (حدود ۷۴۰۰ دلار) است.
آقای عبدالله گفته که دارای سه عراده خودرو است که یکی را به ۱۰۰ هزار دلار خریده، دومی را به ۲۰ هزار دلار که قیمت این دو تا به ترتیب اکنون به ۶۰ هزار و ۸ هزار دلار کاهش یافته است.
او نوشته است که همسرش در هند نیز یک دستگاه خودرو دارد که به ارزش ۱.۳ میلیون روپیه هندی خریده شده و اکنون قیمت آن به ۸۰۰ هزار روپیه کاهش یافته است.
آقای عبدالله نوشته که یک خانه در کارته پروان کابل و یک جریب زمین در ولسوالی پغمان در غرب کابل دارد که هر دو به نام خانمش فخریه است. او خود نیز یک قطعه باغ در پغمان کابل دارد و صاحب یک مهمانخانه در ولایت پنجشیر در شمال کابل است.
عبدالله عبدالله گفته است که املاک #موروثی و غیر موروثی مشترک و همچنین دام ندارد.
به گفته آقای عبدالله او درآمد دیگری به جز ۲۹۸ هزار #افغانی حقوق ماهانه و ۱۰۰ هزار افغانی مصرف ماهانه که از #دولت میگیرد، ندارد.»
شما چه فکر میکنید؟
@Tavaana_Tavaanatech
مسئولان نظام جمهوری اسلامی فکر میکنند که اپوزیسیون هستند و مقام #رهبری هم فکر میکند #رهبر #اپوزیسیون است. برای اینکه مدام همهی مسئولان در حال انتقاد از نابسامانیهای مملکت هستند. مشخص نیست چه فرد یا افرادی باید این نابسامانیها را سر و سامان بدهند. مگر جز مسئولان مملکت کسان دیگری باید #مدیریت کنند تا زندگی مردم بهتر بشود؟
خامنهای در این ویدئوی کوتاه به #واردات سرسامآور لوازم آرایشی انتقاد میکند. ایشان شخص اول مملکت هستند و در همه چیز هم دخالت میکند پس چرا از اینهمه بیبرنامهگی انتقاد میکند. #مسئول این برنامهگیها چه افرادی هستند.»
نظر شما در مورد این نوشتهی یکی از همراهان توانا چیست؟
شما نیز میتوانید با ارسال نظرات خود دیگران را از نظرات خود مطلع کنید.
to@tavaana.org
@Tavaana_TavaanaTech
خامنهای در این ویدئوی کوتاه به #واردات سرسامآور لوازم آرایشی انتقاد میکند. ایشان شخص اول مملکت هستند و در همه چیز هم دخالت میکند پس چرا از اینهمه بیبرنامهگی انتقاد میکند. #مسئول این برنامهگیها چه افرادی هستند.»
نظر شما در مورد این نوشتهی یکی از همراهان توانا چیست؟
شما نیز میتوانید با ارسال نظرات خود دیگران را از نظرات خود مطلع کنید.
to@tavaana.org
@Tavaana_TavaanaTech
مطلبی از فاطمه شمس در مورد حجاب اجباری:
goo.gl/vk0usm
میدانیم که لغو قانون حجاب اجباری به این سادگیها نیست. حجاب اجباری آخرین آجر دیوار ایدئولوژی جمهوری اسلامی است و با بیرون کشیدن این آجر، دیوار تمامیتخواهی و نابرابری پایین خواهد ریخت. نه فقط این دیوار که دیوار تمام جریانات سیاسیای که با این رنگ و لعاب اسلامی به آب و نانی در قدرت میرسند. به همین دلیل هم تا این حد برای مبارزه با بدحجابی در داخل کشور تبلیغ و تلاش حکومتی هست و اپوزیسیون داخلی هم هر جا که لازم باشد با همدستی با جریان حاکم روی آتش مخالفان حجاب اجباری خاک میریزد. مهمترین کار بازننشستن در مقابل این دو دسته است. اگر کسی فکر کند لغو چنین قانونی یک شبه ممکن است سادهلوحانه است. مبارزه مداوم و پیوسته از داخل و خارج، بدون قضاوت و انگزدن، به رسمیت شناختن صداها به جای نامها و همراهی با هر جریانی که دغدغه اصلیاش لغو این قانون است باعث تغییر خواهد شد. نه اینکه هر بار بحثی راه میافتد خطکش داخلنشین و خارجنشینی و عامل اسرائیل و آمریکا بودن را بردارند و بحث را به جنگ شخصی و سلیقهای بدل کنند. برای لغو چنین قانونی هر کس در حد خودش هر کاری میتواند باید بکند، از تغییر رنگ و نوع پوشش در داخل (که به نظرم اتفاقا بسیار مهم و تاثیرگذار است) گرفته تا کمپین مجازی و یادداشت و مقاله و نقد. آرزویی که فعلا محال است.
تفکیک بحث حجاب از رسانه مثل تفکیک هر بحث روز دیگری از رسانه بیمعناست. اگر هر خبر یا اتفاق دیگری رسانهای میشود چرا بحث حجاب نباید رسانهای شود؟ اگر دغدغه اصلی امنیتی شدن این بحث از طریق رسانه است من مخالف این حرفم، به این دلیل ساده که قانون حجاب اجباری یک امنیتی است. هر وقت هم کسی در مخالفت با آن حرفی زده هیس هیس عدهای بلند شده غافل از اینکه اصلا چنین قانونی به خاطر امنیتی کردن فضای جامعه تصویب شده است. اگر حالا در رسانه بحثش مطرح میشود در مخالفت با این فضای امنیتی، ظالمانه و غیر انسانی برای زنان است. چطور است که مثلا بحث انتخابات یا مباحثی که مربوط به زنان نیستند با طرح در رسانه "امنیتی" نمیشوند ولی پای حق و حقوق زنان که وسط میآید ناگهان امنیت مختل میشود؟
اگر قرار بر این باشد که نباید خبر دستگیری هیچ زندانی سیاسی و عقیدتیای را رسانهای کرد، چون مورد امنیتی پیش میآید! جالب است که مطرحکنندگان این نظریه اتفاقا کسانی هستند که اغلب خود قربانی همین تفکر امنیتی قدرت حاکم بودهاند و علیرغم بیگناهی، حکومت برایشان پروندههای امنیتی درست کرده.
سوال من این است که کدام امنیت؟ کدام مورد امنیتی؟ آیا کسی که با قانونی غیرانسانی و ظالمانه مبارزه میکند فضا را امنیتی کرده یا کسی که این قانون را به تصویب رسانده؟ مخالفان حجاب اجباری فضا را امنیتی میکنند یا گشتهای ارشاد در خیابانهای تهران؟
شما چه فکر میکنید؟
مطالب مرتبط:
انقیاد زنان
http://bit.ly/1v4u0MJ
حق زن بر بدن خود ، اثر مارگارت سانگر
http://bit.ly/1w00U2b
حق زن بر بدنش
مهرانگیز کار
http://bit.ly/1jCEnls
حجاب اجباری، مردان اختیاری
علیرضا رضایی
http://bit.ly/2dbJjND
@Tavaana_TavaanaTech
goo.gl/vk0usm
میدانیم که لغو قانون حجاب اجباری به این سادگیها نیست. حجاب اجباری آخرین آجر دیوار ایدئولوژی جمهوری اسلامی است و با بیرون کشیدن این آجر، دیوار تمامیتخواهی و نابرابری پایین خواهد ریخت. نه فقط این دیوار که دیوار تمام جریانات سیاسیای که با این رنگ و لعاب اسلامی به آب و نانی در قدرت میرسند. به همین دلیل هم تا این حد برای مبارزه با بدحجابی در داخل کشور تبلیغ و تلاش حکومتی هست و اپوزیسیون داخلی هم هر جا که لازم باشد با همدستی با جریان حاکم روی آتش مخالفان حجاب اجباری خاک میریزد. مهمترین کار بازننشستن در مقابل این دو دسته است. اگر کسی فکر کند لغو چنین قانونی یک شبه ممکن است سادهلوحانه است. مبارزه مداوم و پیوسته از داخل و خارج، بدون قضاوت و انگزدن، به رسمیت شناختن صداها به جای نامها و همراهی با هر جریانی که دغدغه اصلیاش لغو این قانون است باعث تغییر خواهد شد. نه اینکه هر بار بحثی راه میافتد خطکش داخلنشین و خارجنشینی و عامل اسرائیل و آمریکا بودن را بردارند و بحث را به جنگ شخصی و سلیقهای بدل کنند. برای لغو چنین قانونی هر کس در حد خودش هر کاری میتواند باید بکند، از تغییر رنگ و نوع پوشش در داخل (که به نظرم اتفاقا بسیار مهم و تاثیرگذار است) گرفته تا کمپین مجازی و یادداشت و مقاله و نقد. آرزویی که فعلا محال است.
تفکیک بحث حجاب از رسانه مثل تفکیک هر بحث روز دیگری از رسانه بیمعناست. اگر هر خبر یا اتفاق دیگری رسانهای میشود چرا بحث حجاب نباید رسانهای شود؟ اگر دغدغه اصلی امنیتی شدن این بحث از طریق رسانه است من مخالف این حرفم، به این دلیل ساده که قانون حجاب اجباری یک امنیتی است. هر وقت هم کسی در مخالفت با آن حرفی زده هیس هیس عدهای بلند شده غافل از اینکه اصلا چنین قانونی به خاطر امنیتی کردن فضای جامعه تصویب شده است. اگر حالا در رسانه بحثش مطرح میشود در مخالفت با این فضای امنیتی، ظالمانه و غیر انسانی برای زنان است. چطور است که مثلا بحث انتخابات یا مباحثی که مربوط به زنان نیستند با طرح در رسانه "امنیتی" نمیشوند ولی پای حق و حقوق زنان که وسط میآید ناگهان امنیت مختل میشود؟
اگر قرار بر این باشد که نباید خبر دستگیری هیچ زندانی سیاسی و عقیدتیای را رسانهای کرد، چون مورد امنیتی پیش میآید! جالب است که مطرحکنندگان این نظریه اتفاقا کسانی هستند که اغلب خود قربانی همین تفکر امنیتی قدرت حاکم بودهاند و علیرغم بیگناهی، حکومت برایشان پروندههای امنیتی درست کرده.
سوال من این است که کدام امنیت؟ کدام مورد امنیتی؟ آیا کسی که با قانونی غیرانسانی و ظالمانه مبارزه میکند فضا را امنیتی کرده یا کسی که این قانون را به تصویب رسانده؟ مخالفان حجاب اجباری فضا را امنیتی میکنند یا گشتهای ارشاد در خیابانهای تهران؟
شما چه فکر میکنید؟
مطالب مرتبط:
انقیاد زنان
http://bit.ly/1v4u0MJ
حق زن بر بدن خود ، اثر مارگارت سانگر
http://bit.ly/1w00U2b
حق زن بر بدنش
مهرانگیز کار
http://bit.ly/1jCEnls
حجاب اجباری، مردان اختیاری
علیرضا رضایی
http://bit.ly/2dbJjND
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. مطلبی از #فاطمه_شمس در مورد حجاب اجباری: میدانیم که لغو قانون #حجاب_اجباری به این سادگیها نیست. حجاب اجباری آخرین آجر دیوار #ایدئولوژی جمهوری اسلامی است و با بیرون کشیدن این آجر، دیوار تمامیتخواهی و #نابرابری پایین خواهد ریخت. نه فقط این دیوار که دیوار…
حساب کاربری وزارت خارجه آمریکا دیروز در توئیتر رسمی خود پیامی از سوی مایک پمپئو را منتشر کرد که طی آن وزیر خارجه این کشور صراحتا گفت: «هدف سیاست ایالات متحده این است که نتایج خوبی برای مردم ایران رقم بخورد».
مایک پمپئو همچنین ابراز امیدواری کرد که ملت ایران بتواند با انتخاب رهبران جدید و یک مسیر متفاوت، رفتار منطقهای و جهانی ایران را از اساس تغییر دهد.
- شما چه برداشتی از این پیام وزیرخارجه آمریکا دارید؟ آیا به نظر شما او هم خواستار تغییر رژیم در ایران است؟ آیا جمهوری اسلامی میتواند رفتاری متفاوت از رفتار کنونی خود داشته باشد؟
.
#مایک_پمپئو #جمهوری_اسلامی #آبان۹۸ #اپوزیسیون
@Tavaana_TavaanaTech
مایک پمپئو همچنین ابراز امیدواری کرد که ملت ایران بتواند با انتخاب رهبران جدید و یک مسیر متفاوت، رفتار منطقهای و جهانی ایران را از اساس تغییر دهد.
- شما چه برداشتی از این پیام وزیرخارجه آمریکا دارید؟ آیا به نظر شما او هم خواستار تغییر رژیم در ایران است؟ آیا جمهوری اسلامی میتواند رفتاری متفاوت از رفتار کنونی خود داشته باشد؟
.
#مایک_پمپئو #جمهوری_اسلامی #آبان۹۸ #اپوزیسیون
@Tavaana_TavaanaTech
جمهوری اسلامی همیشه تلاش میکند به ملت ایران بقبولاند که بین مخالفان جمهوری اسلامی دشمنی وجود دارد و آنها نمیتوانند اختلافات خود را کنار بگذارند.
بعضا هم دیده میشود چهرههای مختلف که خود را مخالف جمهوری اسلامی میدانند به یکدیگر بیشتر حمله میکنند تا به جمهوری اسلامی.
این درحالیست که اگر تبعیضی است برای همه است اگر ناکارآمدی است برای همه است اگر زندان و اعدام است خطر آن همه را تهدید میکند اگر انزوا و بیآبرویی کشور در سطح جهان است برای همه است.
با این حساب آیا بهتر نیست به جای دشمنی بین خود به هدف اصلی بپردازیم؟
واقعا سود اصلی این دعواها به جیب چه کسی میرود؟
#اپوزیسیون #خمینی #ناکارآمدی #خامنه_ای #جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
بعضا هم دیده میشود چهرههای مختلف که خود را مخالف جمهوری اسلامی میدانند به یکدیگر بیشتر حمله میکنند تا به جمهوری اسلامی.
این درحالیست که اگر تبعیضی است برای همه است اگر ناکارآمدی است برای همه است اگر زندان و اعدام است خطر آن همه را تهدید میکند اگر انزوا و بیآبرویی کشور در سطح جهان است برای همه است.
با این حساب آیا بهتر نیست به جای دشمنی بین خود به هدف اصلی بپردازیم؟
واقعا سود اصلی این دعواها به جیب چه کسی میرود؟
#اپوزیسیون #خمینی #ناکارآمدی #خامنه_ای #جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from گفتوشنود
خوددرگیری اپوزیسیون
🎨اثری از مانا نیستانی @mananey
🔹دود اختلافی که بین مخالفان جمهوری اسلامی وجود دارد تنها به چشم مردم ایران میرود. امری که بدون شک مطلوب و مدنظر حکومت است. امروز که این افتخار جهانی نصیب نرگس شده است میتواند بهانه و فرصتی باشد تا به لزوم همبستگی پیببریم، اختلافات را کنار گذاشته و برای پس گرفتن ایران از جمهوری اسلامی همگام شویم.
- برگرفته از کانال خانم شیرین عبادی
#گفتگو_توانا #اپوزیسیون #مدارا #رواداری
@dialogue1402
🎨اثری از مانا نیستانی @mananey
🔹دود اختلافی که بین مخالفان جمهوری اسلامی وجود دارد تنها به چشم مردم ایران میرود. امری که بدون شک مطلوب و مدنظر حکومت است. امروز که این افتخار جهانی نصیب نرگس شده است میتواند بهانه و فرصتی باشد تا به لزوم همبستگی پیببریم، اختلافات را کنار گذاشته و برای پس گرفتن ایران از جمهوری اسلامی همگام شویم.
- برگرفته از کانال خانم شیرین عبادی
#گفتگو_توانا #اپوزیسیون #مدارا #رواداری
@dialogue1402
حساب کاربری بخش فارسی وزارت خارجه ایالات متحده اعلام کرد که ویژگی تازهای که شبکه اجتماعی X، متعلق به ایلان ماسک، معرفی کرده است، با عنوان «درباره این حساب کاربری»، توانسته کشور یا منطقه استقرار صاحب حسابها را مشخص کرده و نقش مهمی در شناسایی رباتها و شبکههای جعلی ایفا کند.
بر اساس این بیانیه، این قابلیت جدید شبکه گستردهای از رباتهای وابسته به جمهوری اسلامی را آشکار کرده که با جا زدن خود بهجای گروههای مخالف (اپوزیسیون)، اقدام به انتشار اطلاعات نادرست، تفرقهافکنی و عملیات نفوذ در افکار عمومی میکردند.
وزارت خارجه آمریکا این افشاگری را «گامی مهم در روشنگری» دانسته و تأکید کرده است که ایالات متحده مصمم است واقعیت پشت تلاشهای ناکام رژیم ایران را برملا کند.
در این بیانیه همچنین با اشاره به مواضع رئیسجمهور ترامپ و وزیر خارجه روبیو آمده است:
«آینده ایران متعلق به مردم آن است. آنان وارثان شایسته فرهنگی غنی و سرزمینی باستانیاند و سزاوار کشوری هستند که آرزوهایشان را برآورده کند.»
وزارت امور خارجه ایالات متحده در پایان تأکید کرده است که آمریکا در کنار مردم ایران ایستاده است تا آنان بتوانند «آیندهای را که شایستهاش هستند» شکل دهند.
@USABehFarsi
ـ افشاگریهای اخیر دربارۀ «اینترنت طبقاتی» و «سیمکارتهای سفید» تنها گوشهای از ساختار امنیتی پنهان جمهوری اسلامی را برملا کرده است؛ ساختاری که طی سالهای گذشته از مجموعهای از افراد «مورد اعتماد» استفاده کرده تا همزمان ژست وطندوستی بگیرند و در پشت پرده، نقش چرخدندههای سانسور و سرکوب را ایفا کنند.
این افراد با بهرهمندی از دسترسیهای ویژه، اینترنت بدون فیلتر، رانت اطلاعاتی و امکانات امنیتی، بهعنوان «شهروندان ممتاز نظام» عمل کردهاند؛ همان نیروهایی که بهواسطه اعتماد دستگاه امنیتی، در محدود کردن آزادیهای عمومی و کنترل فضای مجازی نقش مؤثری داشتهاند.
ماجرای سیمکارتهای سفید نه یک استثنا، بلکه نشانی از یک الگوی بزرگتر است: نفوذ سیستماتیک دستگاههای امنیتی در فضای سیاسی و شبکههای اجتماعی. این افشاگری نشان داد که در میان انبوه حسابهای ظاهراً اپوزیسیون، بسیاری از آنها پوششی برای نیروهای سایبری رژیم بودهاند؛ حسابهایی که با اسمهای مستعار، کارشان تفرقهافکنی، فحاشی به فعالان داخل کشور، ترویج ترس از تجزیه ایران و حمله به رسانهها و فعالان حقوق بشری بوده است.
این شبکه هدفی روشن داشته است: انحراف افکار عمومی، تضعیف اعتماد مردم به یکدیگر و تخریب ستونهای جامعه مدنی.
با آشکار شدن این دسترسیهای ویژه، اکنون مسئولیت سنگینی بر دوش نیروهای سیاسی و چهرههای عمومی است تا نسبت به روابط، گذشته و عملکرد خود شفاف باشند.
تاریخ نشان داده است که هیچ نقشی پشت پرده نمیماند؛ کسانی که در پروژههای امنیتی علیه مردم مشارکت کردهاند، دیر یا زود در برابر افکار عمومی پاسخگو خواهند شد، زیرا مردم ایران، چه در حافظه فردی و چه جمعی، خیانت را فراموش نمیکنند.
#سیمکارت_سفید #سیمکارت_خوبی #اخبار_جعلی #نفرت_پراکتی #سایبری #ایران #اپوزیسیون_فیک #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس این بیانیه، این قابلیت جدید شبکه گستردهای از رباتهای وابسته به جمهوری اسلامی را آشکار کرده که با جا زدن خود بهجای گروههای مخالف (اپوزیسیون)، اقدام به انتشار اطلاعات نادرست، تفرقهافکنی و عملیات نفوذ در افکار عمومی میکردند.
وزارت خارجه آمریکا این افشاگری را «گامی مهم در روشنگری» دانسته و تأکید کرده است که ایالات متحده مصمم است واقعیت پشت تلاشهای ناکام رژیم ایران را برملا کند.
در این بیانیه همچنین با اشاره به مواضع رئیسجمهور ترامپ و وزیر خارجه روبیو آمده است:
«آینده ایران متعلق به مردم آن است. آنان وارثان شایسته فرهنگی غنی و سرزمینی باستانیاند و سزاوار کشوری هستند که آرزوهایشان را برآورده کند.»
وزارت امور خارجه ایالات متحده در پایان تأکید کرده است که آمریکا در کنار مردم ایران ایستاده است تا آنان بتوانند «آیندهای را که شایستهاش هستند» شکل دهند.
@USABehFarsi
ـ افشاگریهای اخیر دربارۀ «اینترنت طبقاتی» و «سیمکارتهای سفید» تنها گوشهای از ساختار امنیتی پنهان جمهوری اسلامی را برملا کرده است؛ ساختاری که طی سالهای گذشته از مجموعهای از افراد «مورد اعتماد» استفاده کرده تا همزمان ژست وطندوستی بگیرند و در پشت پرده، نقش چرخدندههای سانسور و سرکوب را ایفا کنند.
این افراد با بهرهمندی از دسترسیهای ویژه، اینترنت بدون فیلتر، رانت اطلاعاتی و امکانات امنیتی، بهعنوان «شهروندان ممتاز نظام» عمل کردهاند؛ همان نیروهایی که بهواسطه اعتماد دستگاه امنیتی، در محدود کردن آزادیهای عمومی و کنترل فضای مجازی نقش مؤثری داشتهاند.
ماجرای سیمکارتهای سفید نه یک استثنا، بلکه نشانی از یک الگوی بزرگتر است: نفوذ سیستماتیک دستگاههای امنیتی در فضای سیاسی و شبکههای اجتماعی. این افشاگری نشان داد که در میان انبوه حسابهای ظاهراً اپوزیسیون، بسیاری از آنها پوششی برای نیروهای سایبری رژیم بودهاند؛ حسابهایی که با اسمهای مستعار، کارشان تفرقهافکنی، فحاشی به فعالان داخل کشور، ترویج ترس از تجزیه ایران و حمله به رسانهها و فعالان حقوق بشری بوده است.
این شبکه هدفی روشن داشته است: انحراف افکار عمومی، تضعیف اعتماد مردم به یکدیگر و تخریب ستونهای جامعه مدنی.
با آشکار شدن این دسترسیهای ویژه، اکنون مسئولیت سنگینی بر دوش نیروهای سیاسی و چهرههای عمومی است تا نسبت به روابط، گذشته و عملکرد خود شفاف باشند.
تاریخ نشان داده است که هیچ نقشی پشت پرده نمیماند؛ کسانی که در پروژههای امنیتی علیه مردم مشارکت کردهاند، دیر یا زود در برابر افکار عمومی پاسخگو خواهند شد، زیرا مردم ایران، چه در حافظه فردی و چه جمعی، خیانت را فراموش نمیکنند.
#سیمکارت_سفید #سیمکارت_خوبی #اخبار_جعلی #نفرت_پراکتی #سایبری #ایران #اپوزیسیون_فیک #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍12❤9👌1
Forwarded from گفتوشنود
دژی برای همبستگی و بقا
مسعود پدرام
با کمال اتحاد از وصل مهجوریم ما
همچو ساغر می به لب داریم و مخموریم ما
سالهاست گفتهایم "وضع" از این بدتر نمیشود و در مراحل بعد دچار "وضعی" بدتر شدهایم. اما این بار با نگرانی به انتظار "وضعی" بدتر نشستهایم؛ "وضعی" که بقای ایران را به مخاطره میاندازد.
مردم بیش از همیشه احساس بیپناهی میکنند. اما همچنان، آخرین نقطهی اتکا و امید مردم، همبستگی خود مردم است. در همبستگی برخاسته از ارادهی جمعی قدرتی آفریده میشود که میتواند وقوع آن خطر عظیم را جلو گیرد. دستیابی به این قدرت تنها در یک قلمرو از زندگی جمعی مردم امکانپذیر است: قلمرو جامعهی مدنی.
آدام فرگسن در ۱۷۶۷ میلادی، در "مقالهای در بارهی تاریخ جامعهی مدنی" قلمرو جامعهی مدنی را میان فرد و دولت ترسیم میکند و توضیح میدهد که جامعهی مدنی یک جامعهی سیاسی آزاد و محملی برای پرورش و توسعهی فضیلت مدنی و مشارکت شهروندان در پیشبرد امور عمومی است. پس از آن، هگل در "فلسفهی حق" در توضیح نسبت جامعهی مدنی با دموکراسی و حقوق انسانها، ظهور ارادهی انسانها و تجمیع این ارادهها و نحوهی سازگاری آن با خیر عمومی را در جامعهی مدنی آشکار میکند. اما گرامشی، جامعهی مدنی را میدانی میداند برای به چالش کشیدن چیرگی فرهنگ و ایدئولوژی فراگیری که سلطهی طبقهی حاکم را موجه و بازتولید میکند. در سویی دیگر، هابرماس فضا و مفهومی را تحت عنوان سپهر عمومی در جامعهی مدنی مییابد و گفتگوی مبتنی بر عقلانیت تفاهمی-انتقادی را تنها در این فضا، ممکن میبیند؛ گفتوگویی که آفرینندهی همبستگی، دموکراسی، افکار عمومی و جنبش اجتماعی است.
این نظریات که برگرفته از تجربیات جوامع مدرن است از ظرفیت بیکران و تحولآفرین جامعهی مدنی حکایت میکند. با این حال، در ایران تصور رایج این است که ظرفیت جامعهی مدنی محدود است به ایجاد سازمانهایی غیردولتی برای پیشبرد موضوعاتی چون نیکوکاری، حقوق صنفی و گروهی، کارآفرینی یا پیگیری اموری عمومی چون حفظ محیط زیست. به همین دلیل بسیاری از افرادی که کنشگر مدنی یا فعال سیاسی خوانده میشوند، در این نگاه اشتراک دارند که جامعهی مدنی فضایی است برای پرداختن به امور اجتماعی.
یکی از پیامدهای این نگاه، تهی شدن جامعهی مدنی از مفاهیم و کنشهای مولد امر سیاسی (the political)، به معنای سیاست اصیل است. پیامد دیگر، تقویت تصور سنتی از سیاستی است که بر رقابت یا جدال میان احزاب برای تسخیر دولت تمرکز دارد. در حالی که به رخدادهایی که در جامعهی مدنی فرهنگ مشارکتجو، مطالبهگر، و خشونتپرهیز را برمیسازد، کمتر توجه میشود؛ رخدادهایی چون گفتوگوی معطوف به مطالبات عمومی و جنبش اجتماعی در سپهر عمومی جنبش دانشجویی، تلاش پرمخاطرهی روزنامهنگاران متعهد در سپهر عمومی نشریات مستقل، مطالبهگریهای برخی از سازمانهای معلمان که نه فقط برای پیگیری حقوق صنفی خود، بلکه برای دفاع از حقوق دیگر مطالبهگران گام برمیدارند. چنین رخدادهایی و کنشها و مفاهیم برآمده از آن است که در جامعهی مدنی به سیاست اصیل، هستی و قدرت میبخشد.
آنان که به محدود کردن فعالیت جامعهی در مدنی به امور اجتماعی باور دارند، به این حقیقت توجه ندارند که در میدان سیاست مبتنی بر رقابت و جدال بر سر قدرت، در بهترین صورت شاهد ائتلافهای کوتاه مدت و شکننده هستیم. در حالیکه تجمیع ارادهها به سوی یک همبستگی ملی، تنها در جامعهی مدنی امکانپذیر است.
در حال حاضر که در سراشیبی افولی ویرانگر قرار گرفتهایم و بقای ایران برایمان مسئله شده است، ورود بخشهای مختلف مردم، اعم از افراد، گروهها و جماعات، به عرصهی کنشگری در جامعهی مدنی، به میزان وسعی که دارند، در فرایند پیشبرد همبستگی مردم مؤثر است. در این مسیر اگر فعالان جامعهی سیاسی از طریق جامعهی مدنی با سیاست اصیل پیوند برقرار نکنند، در به وجود آمدن همبستگی مبتنی بر ارادهی مردم امکان حضوری فعال نخواهند داشت. کنشگری فعالان سیاسی در جامعهی مدنی، با قابلیتهایی که به لحاظ فکری و تشکیلاتی دارند، بیتردید تأثیری تعیینکننده در نیرومندسازی آن دارد. آنها با حضور جدی و استراتژیک در قلمرو جامعهی مدنی هم ظرفیتهای بیشتری از این قلمرو را فعال میکنند و هم بر قابلیتهای وجودیشان افزوده میشود و در فرایند این پرکسیس، به قدرت حاصل از همبستگی امکان بیشتری برای نجات ایران میبخشند.
وجود یک جامعهی مدنی نیرومند با کنشگرانی آگاه در ایران امروز، دژی است برای رویارویی با دشواریهای عظیمی چون دفع توطئههای توسعهطلبان خارجی، مقاومت در برابر فساد و استبداد داخلی و مهمتر از همه چیز، تضمینی است برای بقای ایران.
#همبستگی #اپوزیسیون #مردم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
مسعود پدرام
با کمال اتحاد از وصل مهجوریم ما
همچو ساغر می به لب داریم و مخموریم ما
سالهاست گفتهایم "وضع" از این بدتر نمیشود و در مراحل بعد دچار "وضعی" بدتر شدهایم. اما این بار با نگرانی به انتظار "وضعی" بدتر نشستهایم؛ "وضعی" که بقای ایران را به مخاطره میاندازد.
مردم بیش از همیشه احساس بیپناهی میکنند. اما همچنان، آخرین نقطهی اتکا و امید مردم، همبستگی خود مردم است. در همبستگی برخاسته از ارادهی جمعی قدرتی آفریده میشود که میتواند وقوع آن خطر عظیم را جلو گیرد. دستیابی به این قدرت تنها در یک قلمرو از زندگی جمعی مردم امکانپذیر است: قلمرو جامعهی مدنی.
آدام فرگسن در ۱۷۶۷ میلادی، در "مقالهای در بارهی تاریخ جامعهی مدنی" قلمرو جامعهی مدنی را میان فرد و دولت ترسیم میکند و توضیح میدهد که جامعهی مدنی یک جامعهی سیاسی آزاد و محملی برای پرورش و توسعهی فضیلت مدنی و مشارکت شهروندان در پیشبرد امور عمومی است. پس از آن، هگل در "فلسفهی حق" در توضیح نسبت جامعهی مدنی با دموکراسی و حقوق انسانها، ظهور ارادهی انسانها و تجمیع این ارادهها و نحوهی سازگاری آن با خیر عمومی را در جامعهی مدنی آشکار میکند. اما گرامشی، جامعهی مدنی را میدانی میداند برای به چالش کشیدن چیرگی فرهنگ و ایدئولوژی فراگیری که سلطهی طبقهی حاکم را موجه و بازتولید میکند. در سویی دیگر، هابرماس فضا و مفهومی را تحت عنوان سپهر عمومی در جامعهی مدنی مییابد و گفتگوی مبتنی بر عقلانیت تفاهمی-انتقادی را تنها در این فضا، ممکن میبیند؛ گفتوگویی که آفرینندهی همبستگی، دموکراسی، افکار عمومی و جنبش اجتماعی است.
این نظریات که برگرفته از تجربیات جوامع مدرن است از ظرفیت بیکران و تحولآفرین جامعهی مدنی حکایت میکند. با این حال، در ایران تصور رایج این است که ظرفیت جامعهی مدنی محدود است به ایجاد سازمانهایی غیردولتی برای پیشبرد موضوعاتی چون نیکوکاری، حقوق صنفی و گروهی، کارآفرینی یا پیگیری اموری عمومی چون حفظ محیط زیست. به همین دلیل بسیاری از افرادی که کنشگر مدنی یا فعال سیاسی خوانده میشوند، در این نگاه اشتراک دارند که جامعهی مدنی فضایی است برای پرداختن به امور اجتماعی.
یکی از پیامدهای این نگاه، تهی شدن جامعهی مدنی از مفاهیم و کنشهای مولد امر سیاسی (the political)، به معنای سیاست اصیل است. پیامد دیگر، تقویت تصور سنتی از سیاستی است که بر رقابت یا جدال میان احزاب برای تسخیر دولت تمرکز دارد. در حالی که به رخدادهایی که در جامعهی مدنی فرهنگ مشارکتجو، مطالبهگر، و خشونتپرهیز را برمیسازد، کمتر توجه میشود؛ رخدادهایی چون گفتوگوی معطوف به مطالبات عمومی و جنبش اجتماعی در سپهر عمومی جنبش دانشجویی، تلاش پرمخاطرهی روزنامهنگاران متعهد در سپهر عمومی نشریات مستقل، مطالبهگریهای برخی از سازمانهای معلمان که نه فقط برای پیگیری حقوق صنفی خود، بلکه برای دفاع از حقوق دیگر مطالبهگران گام برمیدارند. چنین رخدادهایی و کنشها و مفاهیم برآمده از آن است که در جامعهی مدنی به سیاست اصیل، هستی و قدرت میبخشد.
آنان که به محدود کردن فعالیت جامعهی در مدنی به امور اجتماعی باور دارند، به این حقیقت توجه ندارند که در میدان سیاست مبتنی بر رقابت و جدال بر سر قدرت، در بهترین صورت شاهد ائتلافهای کوتاه مدت و شکننده هستیم. در حالیکه تجمیع ارادهها به سوی یک همبستگی ملی، تنها در جامعهی مدنی امکانپذیر است.
در حال حاضر که در سراشیبی افولی ویرانگر قرار گرفتهایم و بقای ایران برایمان مسئله شده است، ورود بخشهای مختلف مردم، اعم از افراد، گروهها و جماعات، به عرصهی کنشگری در جامعهی مدنی، به میزان وسعی که دارند، در فرایند پیشبرد همبستگی مردم مؤثر است. در این مسیر اگر فعالان جامعهی سیاسی از طریق جامعهی مدنی با سیاست اصیل پیوند برقرار نکنند، در به وجود آمدن همبستگی مبتنی بر ارادهی مردم امکان حضوری فعال نخواهند داشت. کنشگری فعالان سیاسی در جامعهی مدنی، با قابلیتهایی که به لحاظ فکری و تشکیلاتی دارند، بیتردید تأثیری تعیینکننده در نیرومندسازی آن دارد. آنها با حضور جدی و استراتژیک در قلمرو جامعهی مدنی هم ظرفیتهای بیشتری از این قلمرو را فعال میکنند و هم بر قابلیتهای وجودیشان افزوده میشود و در فرایند این پرکسیس، به قدرت حاصل از همبستگی امکان بیشتری برای نجات ایران میبخشند.
وجود یک جامعهی مدنی نیرومند با کنشگرانی آگاه در ایران امروز، دژی است برای رویارویی با دشواریهای عظیمی چون دفع توطئههای توسعهطلبان خارجی، مقاومت در برابر فساد و استبداد داخلی و مهمتر از همه چیز، تضمینی است برای بقای ایران.
#همبستگی #اپوزیسیون #مردم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤15
ترک مخاصمه موقت؛ شرط ظهور سیاست
کشتار و مسئولیت اپوزیسیون: مخاصمه یا کنش مشترک؟
پیام همراهان
کشتار خونین شهروندان در ۱۸ و ۱۹ دی، صرفاً یک رخداد خشونتبار دیگر در تاریخ جمهوری اسلامی نیست؛ این کشتار حملهای مستقیم به امکان سیاست است. وقتی قدرت حاکم بیواسطه جان میگیرد، نه فقط معترضان، بلکه هر شکل از کنش جمعی، اعتراض معنادار و همزیستی سیاسی را هدف قرار میدهد.
در چنین لحظهای، پرسش اصلی پیش روی اپوزیسیون این نیست که «چه کسی پروژه بهتری برای آینده دارد»، بلکه این است:
آیا میتوان در برابر کشتار، همچنان در مخاصمهی درونی باقی ماند؟
اپوزیسیون ایران متکثر است و اختلافهای آن واقعی، عمیق و در بسیاری موارد حلناشدنی در کوتاهمدتاند. اما سیاست، به تعبیر هانا آرنت، نه با حذف تمایزها آغاز میشود و نه با وحدت ایدئولوژیک، بلکه با کنش مشترکِ کنشگرانِ متفاوت در یک فضای ظهور مشترک. این فضا زمانی شکل میگیرد که نیروهای مختلف، با حفظ مرزهای نظری و هویتی خود، در برابر یک شر عینی و عمومی بهطور همزمان و علنی ظاهر شوند.
دعوت امروز به ائتلاف، دعوت به حل اختلافها یا تعلیق داوری درباره آینده ایران نیست؛
دعوت به ترک مخاصمهی موقت است.
ترک مخاصمه یعنی توقف حذف متقابل، نه حذف اختلاف. یعنی تعلیق جنگهای فرسایشی درون اپوزیسیون، نه پاککردن مرزهای فکری. این حداقلِ مسئولیت سیاسی در شرایطی است که خون بر زمین ریخته است.
ائتلاف امروز، ائتلاف برای حکومت آینده نیست؛
ائتلاف برای جلوگیری از عادیشدن مرگ است.
اگر اپوزیسیون نتواند در برابر کشتار، حتی به ترک مخاصمهای موقت تن دهد، مسئله صرفاً اختلاف سیاسی نیست؛ مسئله فروپاشی سیاست است.
در زمان کشتار، کنش مشترک نه یک انتخاب تاکتیکی، بلکه شرط بقای سیاست است
#همبستگی #اپوزیسیون #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
ترک مخاصمه موقت؛ شرط ظهور سیاست
کشتار و مسئولیت اپوزیسیون: مخاصمه یا کنش مشترک؟
پیام همراهان
کشتار خونین شهروندان در ۱۸ و ۱۹ دی، صرفاً یک رخداد خشونتبار دیگر در تاریخ جمهوری اسلامی نیست؛ این کشتار حملهای مستقیم به امکان سیاست است. وقتی قدرت حاکم بیواسطه جان میگیرد، نه فقط معترضان، بلکه هر شکل از کنش جمعی، اعتراض معنادار و همزیستی سیاسی را هدف قرار میدهد.
در چنین لحظهای، پرسش اصلی پیش روی اپوزیسیون این نیست که «چه کسی پروژه بهتری برای آینده دارد»، بلکه این است:
آیا میتوان در برابر کشتار، همچنان در مخاصمهی درونی باقی ماند؟
اپوزیسیون ایران متکثر است و اختلافهای آن واقعی، عمیق و در بسیاری موارد حلناشدنی در کوتاهمدتاند. اما سیاست، به تعبیر هانا آرنت، نه با حذف تمایزها آغاز میشود و نه با وحدت ایدئولوژیک، بلکه با کنش مشترکِ کنشگرانِ متفاوت در یک فضای ظهور مشترک. این فضا زمانی شکل میگیرد که نیروهای مختلف، با حفظ مرزهای نظری و هویتی خود، در برابر یک شر عینی و عمومی بهطور همزمان و علنی ظاهر شوند.
دعوت امروز به ائتلاف، دعوت به حل اختلافها یا تعلیق داوری درباره آینده ایران نیست؛
دعوت به ترک مخاصمهی موقت است.
ترک مخاصمه یعنی توقف حذف متقابل، نه حذف اختلاف. یعنی تعلیق جنگهای فرسایشی درون اپوزیسیون، نه پاککردن مرزهای فکری. این حداقلِ مسئولیت سیاسی در شرایطی است که خون بر زمین ریخته است.
ائتلاف امروز، ائتلاف برای حکومت آینده نیست؛
ائتلاف برای جلوگیری از عادیشدن مرگ است.
اگر اپوزیسیون نتواند در برابر کشتار، حتی به ترک مخاصمهای موقت تن دهد، مسئله صرفاً اختلاف سیاسی نیست؛ مسئله فروپاشی سیاست است.
در زمان کشتار، کنش مشترک نه یک انتخاب تاکتیکی، بلکه شرط بقای سیاست است
#همبستگی #اپوزیسیون #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤13👍10🕊5