This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پدر اکبر دانشورکار تا وقتی که زنده بود «نه به اعدام» میگفت، او هر هفته عکس پسرش و سایر محکومان به اعدام را در دست میگرفت و با همسرش در ویدیویی که سهشنبهها منتشر میشد، خواستار آزادی فرزندش میشد. سال گذشته او درگذشت و پس از آن مادر اکبر دانشورکار تنها ولی استوار، صدای فرزند خود و سایر محکومان به اعدام میشد.
اکبر دانشورکار، متولد شهریور ۱۳۴۵، مهندس عمران و اهل تهران بود. او در دوران فعالیت کاری خود، بهویژه هنگام حضور در بندر کنارک در بلوچستان، برای کمک به مردم محروم منطقه تلاش میکرد. اهالی آن منطقه در اعتراض به حکم اعدامش، با نوشتن نامههایی بر شخصیت انسانی و رفتارهای خیرخواهانه او تأکید کرده بودند.
با این حال، به گزارش قوه قضائیه جمهوری اسلامی، صبح دوشنبه ۱۰ فروردین ۱۴۰۵، حکم اعدام او به همراه محمد تقوی سنگدهی در زندان قزلحصار اجرا شد. این دو در یک پرونده مشترک، با اتهاماتی از جمله «بغی از طریق عضویت در سازمان مجاهدین خلق» به اعدام محکوم شده بودند.
در ماههای گذشته، مادر اکبر دانشورکار با حضور در تجمعات «سهشنبههای نه به اعدام» و در دست داشتن تصاویر زندانیان محکوم به اعدام، بارها خواستار توقف اجرای این احکام شده بود.
از این پرونده دو نفر دیگر هم اعدام شدند: پویا قبادی و بابک علیپور
حالا جان دو زندانی دیگر به نامهای ابوالحسن منتظر و وحید بنیعامریان در خطر است.
طبق اخبار منتشر شده، زندانیان سیاسی قزلحصار که در سلول انفرادی هستند، در اعتصاب غذا به سر میبرند. آنها را با ضرب و شتم از سالن خارج کرده بودند.
#SAVE_ABOLHASSAN #save_vahid
#اکبر_دانشورکار #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
پدر اکبر دانشورکار تا وقتی که زنده بود «نه به اعدام» میگفت، او هر هفته عکس پسرش و سایر محکومان به اعدام را در دست میگرفت و با همسرش در ویدیویی که سهشنبهها منتشر میشد، خواستار آزادی فرزندش میشد. سال گذشته او درگذشت و پس از آن مادر اکبر دانشورکار تنها ولی استوار، صدای فرزند خود و سایر محکومان به اعدام میشد.
اکبر دانشورکار، متولد شهریور ۱۳۴۵، مهندس عمران و اهل تهران بود. او در دوران فعالیت کاری خود، بهویژه هنگام حضور در بندر کنارک در بلوچستان، برای کمک به مردم محروم منطقه تلاش میکرد. اهالی آن منطقه در اعتراض به حکم اعدامش، با نوشتن نامههایی بر شخصیت انسانی و رفتارهای خیرخواهانه او تأکید کرده بودند.
با این حال، به گزارش قوه قضائیه جمهوری اسلامی، صبح دوشنبه ۱۰ فروردین ۱۴۰۵، حکم اعدام او به همراه محمد تقوی سنگدهی در زندان قزلحصار اجرا شد. این دو در یک پرونده مشترک، با اتهاماتی از جمله «بغی از طریق عضویت در سازمان مجاهدین خلق» به اعدام محکوم شده بودند.
در ماههای گذشته، مادر اکبر دانشورکار با حضور در تجمعات «سهشنبههای نه به اعدام» و در دست داشتن تصاویر زندانیان محکوم به اعدام، بارها خواستار توقف اجرای این احکام شده بود.
از این پرونده دو نفر دیگر هم اعدام شدند: پویا قبادی و بابک علیپور
حالا جان دو زندانی دیگر به نامهای ابوالحسن منتظر و وحید بنیعامریان در خطر است.
طبق اخبار منتشر شده، زندانیان سیاسی قزلحصار که در سلول انفرادی هستند، در اعتصاب غذا به سر میبرند. آنها را با ضرب و شتم از سالن خارج کرده بودند.
#SAVE_ABOLHASSAN #save_vahid
#اکبر_دانشورکار #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
❤10
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
اف-۳۵هایی که فقط در رسانههای حکومتی سقوط میکنند!
امروز دوباره برخی رسانهها و خبرگزاریهای داخلی با اطمینان کامل از انهدام یک جنگنده F-35 در مرکز ایران توسط پدافند سپاه پاسداران خبر دادهاند؛ ادعایی که بیشتر شبیه ادامه همان سریال قدیمی در صدا و سیما و این رسانهها است!
این همان خط خبری آشنایی است که قبلا هم دیدهایم؛ از «غرق شدن ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن» گرفته تا «ساقط کردن اف۳۵ و اف۱۶». روایتهایی که معمولا با تصاویر جعلی و گاهی با چاشنی هوش مصنوعی تولید میشوند و در نهایت بیشتر از اینکه جدی گرفته شوند، به سوژه طنز کاربران تبدیل میشوند.
طبق همین الگوی تکراری، اینبار هم خبری از جزئیات قابل بررسی نیست؛ نه تصویری معتبر، نه اطلاعاتی درباره خلبان، نه شواهد میدانی. در مقابل، منابع رسمی در آمریکا و اسرائیل این ادعا را رد کردهاند و آن را بیاساس دانستهاند.
اما نکته مهمتر، تصاویری است که بهعنوان «مدرک» منتشر شده. نگاهی ساده به همین تصاویر نشان میدهد با چیزی بسیار متفاوت از یک جنگنده نسل پنجم روبهرو هستیم. وجود پرچها (ریوِتها) و ساختار لایهای، بیشتر به قطعات یک پهپاد یا سازه هوایی قدیمی شباهت دارد تا بدنه پیشرفته یک اف۳۵.
از طرف دیگر، اف۳۵ها دارای پوشش رادارگریز خاص (RAM) با رنگ خاکستری یکنواخت هستند و معمولا چنین تنوع رنگی در بخشهای داخلی آنها دیده نمیشود. حضور نوشته «EUROPE» روی قطعه هم نکتهای است که بهسختی میتوان آن را با استانداردهای نظامی آمریکا تطبیق داد؛ قطعات این جنگنده معمولا با کدهای دقیق و پارتنامبرهای مشخص شناخته میشوند، نه برچسبهای عمومی.
در نهایت، سیمها و کابلهای کاملا نمایان هم بیشتر یادآور تجهیزات سادهتر و کمپیشرفتهتر هستند، نه یکی از پیچیدهترین جنگندههای دنیا.
خلاصه اینکه، این جنگنده F-35 سرنگونشده(!) هم فعلا بیشتر به یک سناریوی آشنا شبیه است؛ روایتی پر سر و صدا، بدون سند، و البته قابل پیشبینی!
💸 tavaanatech
امروز دوباره برخی رسانهها و خبرگزاریهای داخلی با اطمینان کامل از انهدام یک جنگنده F-35 در مرکز ایران توسط پدافند سپاه پاسداران خبر دادهاند؛ ادعایی که بیشتر شبیه ادامه همان سریال قدیمی در صدا و سیما و این رسانهها است!
این همان خط خبری آشنایی است که قبلا هم دیدهایم؛ از «غرق شدن ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن» گرفته تا «ساقط کردن اف۳۵ و اف۱۶». روایتهایی که معمولا با تصاویر جعلی و گاهی با چاشنی هوش مصنوعی تولید میشوند و در نهایت بیشتر از اینکه جدی گرفته شوند، به سوژه طنز کاربران تبدیل میشوند.
طبق همین الگوی تکراری، اینبار هم خبری از جزئیات قابل بررسی نیست؛ نه تصویری معتبر، نه اطلاعاتی درباره خلبان، نه شواهد میدانی. در مقابل، منابع رسمی در آمریکا و اسرائیل این ادعا را رد کردهاند و آن را بیاساس دانستهاند.
اما نکته مهمتر، تصاویری است که بهعنوان «مدرک» منتشر شده. نگاهی ساده به همین تصاویر نشان میدهد با چیزی بسیار متفاوت از یک جنگنده نسل پنجم روبهرو هستیم. وجود پرچها (ریوِتها) و ساختار لایهای، بیشتر به قطعات یک پهپاد یا سازه هوایی قدیمی شباهت دارد تا بدنه پیشرفته یک اف۳۵.
از طرف دیگر، اف۳۵ها دارای پوشش رادارگریز خاص (RAM) با رنگ خاکستری یکنواخت هستند و معمولا چنین تنوع رنگی در بخشهای داخلی آنها دیده نمیشود. حضور نوشته «EUROPE» روی قطعه هم نکتهای است که بهسختی میتوان آن را با استانداردهای نظامی آمریکا تطبیق داد؛ قطعات این جنگنده معمولا با کدهای دقیق و پارتنامبرهای مشخص شناخته میشوند، نه برچسبهای عمومی.
در نهایت، سیمها و کابلهای کاملا نمایان هم بیشتر یادآور تجهیزات سادهتر و کمپیشرفتهتر هستند، نه یکی از پیچیدهترین جنگندههای دنیا.
خلاصه اینکه، این جنگنده F-35 سرنگونشده(!) هم فعلا بیشتر به یک سناریوی آشنا شبیه است؛ روایتی پر سر و صدا، بدون سند، و البته قابل پیشبینی!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5🕊1
افزایش بازداشتها توسط سرکوبگران جمهوری اسلامی در نقاط مختلف کشور
گزارشها از ادامه بازداشت، سرکوب و قطع گسترده اینترنت در نقاط مختلف کشور حکایت دارد.
به گزارش خبرگزاری صداوسیمای جمهوری اسلامی، روز جمعه ۱۴ فروردین دستکم ۲۸ نفر در جنوب شرق کشور توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدهاند. رسانههای حکومتی مدعی شدهاند که بازداشتشدگان با اتهامهایی مانند «ارتباط با آمریکا و اسرائیل»، «شبکهسازی» و «اقدامات تروریستی» مواجه هستند؛ اتهامهایی که پیشتر نیز بارها برای سرکوب مخالفان و شهروندان عادی استفاده شده است.
در این گزارش ادعا شده که برخی از این افراد با رسانههای فارسیزبان خارج از کشور در ارتباط بودهاند یا اطلاعاتی درباره اماکن حساس ارسال کردهاند؛ ادعاهایی که بدون ارائه شواهد مستقل مطرح میشود. همزمان از کشف سلاح و تجهیزات ارتباطی نیز خبر داده شده، اما در نبود دسترسی آزاد به اطلاعات و در شرایط قطع اینترنت، امکان راستیآزمایی این ادعاها وجود ندارد.
این بازداشتها در شرایطی انجام میشود که طی روزهای گذشته، گزارشهایی از اجرای احکام اعدام و افزایش فشار بر زندانیان سیاسی نیز منتشر شده.
@Tavaana_TavaanaTech
گزارشها از ادامه بازداشت، سرکوب و قطع گسترده اینترنت در نقاط مختلف کشور حکایت دارد.
به گزارش خبرگزاری صداوسیمای جمهوری اسلامی، روز جمعه ۱۴ فروردین دستکم ۲۸ نفر در جنوب شرق کشور توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدهاند. رسانههای حکومتی مدعی شدهاند که بازداشتشدگان با اتهامهایی مانند «ارتباط با آمریکا و اسرائیل»، «شبکهسازی» و «اقدامات تروریستی» مواجه هستند؛ اتهامهایی که پیشتر نیز بارها برای سرکوب مخالفان و شهروندان عادی استفاده شده است.
در این گزارش ادعا شده که برخی از این افراد با رسانههای فارسیزبان خارج از کشور در ارتباط بودهاند یا اطلاعاتی درباره اماکن حساس ارسال کردهاند؛ ادعاهایی که بدون ارائه شواهد مستقل مطرح میشود. همزمان از کشف سلاح و تجهیزات ارتباطی نیز خبر داده شده، اما در نبود دسترسی آزاد به اطلاعات و در شرایط قطع اینترنت، امکان راستیآزمایی این ادعاها وجود ندارد.
این بازداشتها در شرایطی انجام میشود که طی روزهای گذشته، گزارشهایی از اجرای احکام اعدام و افزایش فشار بر زندانیان سیاسی نیز منتشر شده.
@Tavaana_TavaanaTech
🕊4
سازمان عفو بینالملل با انتشار گزارشی، اقدام سپاه پاسداران در جذب و بهکارگیری کودکان در فعالیتهای نظامی و شبهنظامی را بهشدت محکوم کرده و آن را نقض جدی حقوق کودک دانسته است.
در این گزارش، که پنجشنبه ۱۳ فروردین منتشر شد، تأکید شده که جذب کودکان از سن ۱۲ سالگی در ساختارهایی مانند بسیج، نهتنها نقض حقوق کودکان است، بلکه میتواند مصداق «جنایت جنگی» نیز باشد.
به گفته اریکا گوئهوارا روزاس، از مسئولان ارشد این سازمان، استفاده از کودکان در ایستهای بازرسی، گشتهای امنیتی و فعالیتهای شبهنظامی، برخلاف قوانین بینالمللی است و بهویژه بهکارگیری افراد زیر ۱۵ سال در گروههای مسلح، طبق حقوق بینالملل «جنایت جنگی» محسوب میشود.
عفو بینالملل اعلام کرده که ۱۶ عکس و ویدئو منتشرشده از اول فروردین به بعد را بررسی کرده است. در این تصاویر، کودکانی دیده میشوند که سلاحهایی مانند کلاشنیکف در دست دارند یا در کنار نیروهای سپاه و بسیج در ایستهای بازرسی، گشتها و برنامههای نظامی در شهرهایی مانند تهران، مشهد و کرمانشاه حضور دارند.
@Tavaana_TavaanaTech
در این گزارش، که پنجشنبه ۱۳ فروردین منتشر شد، تأکید شده که جذب کودکان از سن ۱۲ سالگی در ساختارهایی مانند بسیج، نهتنها نقض حقوق کودکان است، بلکه میتواند مصداق «جنایت جنگی» نیز باشد.
به گفته اریکا گوئهوارا روزاس، از مسئولان ارشد این سازمان، استفاده از کودکان در ایستهای بازرسی، گشتهای امنیتی و فعالیتهای شبهنظامی، برخلاف قوانین بینالمللی است و بهویژه بهکارگیری افراد زیر ۱۵ سال در گروههای مسلح، طبق حقوق بینالملل «جنایت جنگی» محسوب میشود.
عفو بینالملل اعلام کرده که ۱۶ عکس و ویدئو منتشرشده از اول فروردین به بعد را بررسی کرده است. در این تصاویر، کودکانی دیده میشوند که سلاحهایی مانند کلاشنیکف در دست دارند یا در کنار نیروهای سپاه و بسیج در ایستهای بازرسی، گشتها و برنامههای نظامی در شهرهایی مانند تهران، مشهد و کرمانشاه حضور دارند.
@Tavaana_TavaanaTech
💯7
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
ردیابی خلبانان جنگندههای ساقطشده با چه فناوریهایی انجام میشود؟
در بسیاری از هواپیماهای نظامی، از جمله ناوگان نیروی هوایی آمریکا، یک سیستم حیاتی و کمتر شناختهشده وجود دارد که میتواند جان خلبان را بعد از سقوط نجات دهد؛ فرستندهای به نام URT-46.
🔸وقتی یک خلبان نظامی در شرایط اضطراری مجبور به اجکت میشود، ماجرا فقط خروج از هواپیما نیست؛ از همان لحظه، یک زنجیره دقیق و از پیش طراحیشده برای پیدا کردن و نجات او فعال میشود. یکی از مهمترین ابزارهای این فرآیند، فرستندهای به نام URT-46 است؛ دستگاهی کوچک اما حیاتی که معمولا روی صندلی اجکت یا چتر نجات نصب میشود.
به محض اجکت، این فرستنده در بسیاری از موارد بهصورت خودکار فعال میشود. این ویژگی اهمیت زیادی دارد، چون خلبان ممکن است در اثر ضربه یا جراحت، توانایی فعالسازی دستی نداشته باشد. در چنین شرایطی، URT-46 بدون نیاز به دخالت انسان شروع به ارسال سیگنال اضطراری میکند.
این سیگنال روی فرکانس 406 مگاهرتز ارسال میشود؛ فرکانسی که بهطور اختصاصی توسط سیستم جهانی جستجو و نجات یعنی COSPAS-SARSAT تحت نظر است. روند کار به این صورت است که سیگنال فرستادهشده توسط ماهوارهها دریافت میشود و موقعیت خلبان، گاهی در عرض چند دقیقه، مشخص و به مراکز نجات منتقل میشود. این یعنی حتی اگر سقوط در مناطق دورافتاده یا شرایط جنگی رخ دهد، شانس پیدا شدن خلبان به شکل قابل توجهی افزایش پیدا میکند.
🔸اما ماجرا به همینجا ختم نمیشود. خلبانان معمولا به یک سیستم ارتباطی پیشرفتهتر هم مجهز هستند که با نام CSEL شناخته میشود. این دستگاه علاوه بر ارسال موقعیت، امکان برقراری ارتباط امن و رمزگذاریشده را هم فراهم میکند. خلبان میتواند از طریق آن پیام صوتی یا متنی ارسال کند، موقعیت GPS خود را بهروز کند و مستقیما با تیمهای نجات در ارتباط باشد.
در مجموع، ترکیب این فناوریها باعث شده نجات خلبانان در عملیاتهای مدرن دیگر به شانس وابسته نباشد. از لحظه اجکت، یک شبکه هماهنگ از فرستنده، ماهواره و تیمهای نجات وارد عمل میشود تا اطمینان حاصل کند که خلبان، حتی در سختترین شرایط، گم نمیشود و در کوتاهترین زمان ممکن پیدا خواهد شد.
💸 tavaanatech
در بسیاری از هواپیماهای نظامی، از جمله ناوگان نیروی هوایی آمریکا، یک سیستم حیاتی و کمتر شناختهشده وجود دارد که میتواند جان خلبان را بعد از سقوط نجات دهد؛ فرستندهای به نام URT-46.
🔸وقتی یک خلبان نظامی در شرایط اضطراری مجبور به اجکت میشود، ماجرا فقط خروج از هواپیما نیست؛ از همان لحظه، یک زنجیره دقیق و از پیش طراحیشده برای پیدا کردن و نجات او فعال میشود. یکی از مهمترین ابزارهای این فرآیند، فرستندهای به نام URT-46 است؛ دستگاهی کوچک اما حیاتی که معمولا روی صندلی اجکت یا چتر نجات نصب میشود.
به محض اجکت، این فرستنده در بسیاری از موارد بهصورت خودکار فعال میشود. این ویژگی اهمیت زیادی دارد، چون خلبان ممکن است در اثر ضربه یا جراحت، توانایی فعالسازی دستی نداشته باشد. در چنین شرایطی، URT-46 بدون نیاز به دخالت انسان شروع به ارسال سیگنال اضطراری میکند.
این سیگنال روی فرکانس 406 مگاهرتز ارسال میشود؛ فرکانسی که بهطور اختصاصی توسط سیستم جهانی جستجو و نجات یعنی COSPAS-SARSAT تحت نظر است. روند کار به این صورت است که سیگنال فرستادهشده توسط ماهوارهها دریافت میشود و موقعیت خلبان، گاهی در عرض چند دقیقه، مشخص و به مراکز نجات منتقل میشود. این یعنی حتی اگر سقوط در مناطق دورافتاده یا شرایط جنگی رخ دهد، شانس پیدا شدن خلبان به شکل قابل توجهی افزایش پیدا میکند.
🔸اما ماجرا به همینجا ختم نمیشود. خلبانان معمولا به یک سیستم ارتباطی پیشرفتهتر هم مجهز هستند که با نام CSEL شناخته میشود. این دستگاه علاوه بر ارسال موقعیت، امکان برقراری ارتباط امن و رمزگذاریشده را هم فراهم میکند. خلبان میتواند از طریق آن پیام صوتی یا متنی ارسال کند، موقعیت GPS خود را بهروز کند و مستقیما با تیمهای نجات در ارتباط باشد.
در مجموع، ترکیب این فناوریها باعث شده نجات خلبانان در عملیاتهای مدرن دیگر به شانس وابسته نباشد. از لحظه اجکت، یک شبکه هماهنگ از فرستنده، ماهواره و تیمهای نجات وارد عمل میشود تا اطمینان حاصل کند که خلبان، حتی در سختترین شرایط، گم نمیشود و در کوتاهترین زمان ممکن پیدا خواهد شد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤9🕊1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امروز، ۱۴ فروردین، زادروز احسان یارشاطر است، نامی که با یکی از بزرگترین پروژههای فرهنگی ایران گره خورده است: «دانشنامه ایرانیکا». اثری عظیم درباره تاریخ، فرهنگ و هنر ایران که با ابتکار او از سال ۱۳۴۷ آغاز شد و به یکی از معتبرترین منابع ایرانشناسی در جهان تبدیل شد.
این پروژه در ابتدا با حمایت مالی در ایران شکل گرفت، اما پس از انقلاب ۵۷ و قطع بودجه، ادامه آن به دانشگاه کلمبیا منتقل شد. یارشاطر با وجود تمام محدودیتها، حتی با فروش داراییهای شخصی خود، اجازه نداد این پروژه متوقف شود.
در شرایطی که جمهوری اسلامی با سیاستهای ایدئولوژیک، سرکوب و بیتوجهی به فرهنگ و علم، به تضعیف سرمایههای فرهنگی کشور پرداخته، کار یارشاطر نمونهای از تلاش فردی برای حفظ و معرفی هویت ایرانی در سطح جهانی است؛ تلاشی که نه از دل قدرت، بلکه در برابر آن شکل گرفت.
یارشاطر تا پایان عمرش در خارج از ایران ماند و تأکید میکرد «وطن جایی است که بتوان برای فرهنگ ایران کار کرد». او در سال ۱۳۹۷ درگذشت، اما میراثش همچنان زنده است.
https://tavaana.org/ehsan-yarshater-iranica/
@Tavaana_TavaanaTech
این پروژه در ابتدا با حمایت مالی در ایران شکل گرفت، اما پس از انقلاب ۵۷ و قطع بودجه، ادامه آن به دانشگاه کلمبیا منتقل شد. یارشاطر با وجود تمام محدودیتها، حتی با فروش داراییهای شخصی خود، اجازه نداد این پروژه متوقف شود.
در شرایطی که جمهوری اسلامی با سیاستهای ایدئولوژیک، سرکوب و بیتوجهی به فرهنگ و علم، به تضعیف سرمایههای فرهنگی کشور پرداخته، کار یارشاطر نمونهای از تلاش فردی برای حفظ و معرفی هویت ایرانی در سطح جهانی است؛ تلاشی که نه از دل قدرت، بلکه در برابر آن شکل گرفت.
یارشاطر تا پایان عمرش در خارج از ایران ماند و تأکید میکرد «وطن جایی است که بتوان برای فرهنگ ایران کار کرد». او در سال ۱۳۹۷ درگذشت، اما میراثش همچنان زنده است.
https://tavaana.org/ehsan-yarshater-iranica/
@Tavaana_TavaanaTech
🕊11❤8
Forwarded from گفتوشنود
مولوی عبدالحمید، امامجمعه زاهدان، در خطبههای نماز جمعه (۱۴ فروردین ۱۴۰۵) با اشاره به پیامدهای ویرانگر جنگ، خواستار پایان درگیریها و حرکت همه طرفها بهسوی «توافق» شد و آن را بهترین راه جلوگیری از تلفات انسانی و خسارات گسترده دانست. او تأکید کرد که جنگ نهتنها زیرساختها و اقتصاد کشور را نابود میکند، بلکه زندگی مردم را به بنبست میرساند و شرایط دشوار معیشتی را تشدید میکند.
وی با اشاره به وضعیت بحرانی کشور، از حکومتها خواست با تدبیر، رفاه مردم را در اولویت قرار دهند و از طریق گفتوگو، بحرانها را مدیریت کنند. عبدالحمید همچنین بر ضرورت توجه به خواستههای مردم در داخل و تلاش برای توافق با کشورهای درگیر در خارج تأکید کرد.
او در بخش دیگری از سخنانش، قطع طولانیمدت اینترنت را عاملی در اختلال زندگی و کسبوکار مردم دانست و خواستار اتصال فوری اینترنت جهانی شد.
امامجمعه زاهدان همچنین از سیاستهای اسرائیل در قبال فلسطینیها، بهویژه طرح مجازات اعدام برای مهاجمان، بهشدت انتقاد کرد و آن را ناعادلانه و موجب تشدید خشونت و ناامنی دانست. وی تأکید کرد که حل مسئله فلسطین تنها از مسیر گفتوگو و تأمین حقوق عادلانه ممکن است.
در پایان، محور سخنان او تأکید بر توقف اعدام در داخل کشور بود. عبدالحمید تصریح کرد که اعدام نهتنها به امنیت کمک نمیکند، بلکه میتواند به افزایش تنش و نارضایتی منجر شود و از مسئولان خواست این مجازات را متوقف کنند.
#مولوی_عبدالحمید #اعدام #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
وی با اشاره به وضعیت بحرانی کشور، از حکومتها خواست با تدبیر، رفاه مردم را در اولویت قرار دهند و از طریق گفتوگو، بحرانها را مدیریت کنند. عبدالحمید همچنین بر ضرورت توجه به خواستههای مردم در داخل و تلاش برای توافق با کشورهای درگیر در خارج تأکید کرد.
او در بخش دیگری از سخنانش، قطع طولانیمدت اینترنت را عاملی در اختلال زندگی و کسبوکار مردم دانست و خواستار اتصال فوری اینترنت جهانی شد.
امامجمعه زاهدان همچنین از سیاستهای اسرائیل در قبال فلسطینیها، بهویژه طرح مجازات اعدام برای مهاجمان، بهشدت انتقاد کرد و آن را ناعادلانه و موجب تشدید خشونت و ناامنی دانست. وی تأکید کرد که حل مسئله فلسطین تنها از مسیر گفتوگو و تأمین حقوق عادلانه ممکن است.
در پایان، محور سخنان او تأکید بر توقف اعدام در داخل کشور بود. عبدالحمید تصریح کرد که اعدام نهتنها به امنیت کمک نمیکند، بلکه میتواند به افزایش تنش و نارضایتی منجر شود و از مسئولان خواست این مجازات را متوقف کنند.
#مولوی_عبدالحمید #اعدام #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍8❤4
پویش جانفدا یا پروژه مرگ؟
وقتی فداکاری به ابزار سیاست تبدیل میشود
پیام همراهان
نزدیک به پنج دهه است که گفتمان رسمی حاکم، بر طبل جنگافروزی، دشمنتراشی و ترویج فرهنگ شهادتطلبی میکوبد؛ گفتمانی که جامعه را بهجای حرکت بهسوی توسعه و رفاه، در وضعیت دائمی «تهدید» و «اضطرار» نگه داشته است. در این سالها، شعارهایی چون «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» نهتنها در تریبونهای رسمی، بلکه در مدارس و دیوارنگارههای شهری نیز بازتولید شدهاند؛ تا جایی که حتی در ورودی برخی مدارس، تصاویر این پرچمها بر زمین نقش بسته تا دانشآموزان با عبور از روی آنها وارد فضای آموزشی شوند. اینها صرفاً نماد نیستند، بلکه نشانههایی از شکلگیری نگاهی تقابلی از سنین پاییناند.
در چنین بستری، شکلگیری «پویش جانفدا» و ادعای ثبتنام میلیونی در آن، پرسشبرانگیز است. آیا این مشارکت گسترده، بازتاب یک انتخاب کاملاً آگاهانه است، یا نتیجه سالها روایتسازی و جهتدهی به افکار عمومی؟ دستگاه تبلیغاتی حکومت این روزها با شدت بیشتری در حال فعالسازی کهنالگوی شهادتطلبی است: از روایتهای احساسی درباره «مادران شهید» تا بنرهای شهری با تصاویر جوانانی که جان خود را «فدا» کردهاند و بازپخش مداوم این مضامین در رسانهها. این تصویرسازیها، مرگ را نهفقط قابلپذیرش، بلکه در مواردی ستودنی جلوه میدهند.
در کنار این روند، ادبیات تند و سیاستهای تنشزا، کشور را به نقطهای رسانده که نگرانی از حرکت بهسوی نوعی «زمین سوخته» قابل تأمل است؛ وضعیتی که در آن، فرسایش منابع، تضعیف زیرساختها، افزایش مهاجرت و کاهش امید اجتماعی، آیندهای پرهزینه برای مردم رقم میزند. حتی اگر آغاز مستقیم جنگ از سوی حکومت نبوده باشد، نمیتوان این پرسش را نادیده گرفت که سیاستهای چند دهه گذشته چه نقشی در شکلگیری این شرایط داشتهاند. پذیرش این مسئولیت، میتواند نخستین گام در مسیر اصلاح باشد.
امروز، بیش از هر زمان دیگری، گفتمان «نه به جنگ» یک ضرورت حیاتی است. میهندوستی را میتوان در حفظ جان، کرامت و آینده انسانها معنا کرد، نه در سوق دادن آنان به سوی مرگ. شاید اکنون مهمترین پرسش این باشد: آیا راهی برای خروج از این چرخه پرهزینه وجود دارد، پیش از آنکه هزینهها غیرقابل بازگشت شوند؟
ـ متن و تصاویر ارسالی یکی از همراهان توانا است.
نظر شما چیست؟
#جنگ
@Tavaana_TavaanaTech
پویش جانفدا یا پروژه مرگ؟
وقتی فداکاری به ابزار سیاست تبدیل میشود
پیام همراهان
نزدیک به پنج دهه است که گفتمان رسمی حاکم، بر طبل جنگافروزی، دشمنتراشی و ترویج فرهنگ شهادتطلبی میکوبد؛ گفتمانی که جامعه را بهجای حرکت بهسوی توسعه و رفاه، در وضعیت دائمی «تهدید» و «اضطرار» نگه داشته است. در این سالها، شعارهایی چون «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» نهتنها در تریبونهای رسمی، بلکه در مدارس و دیوارنگارههای شهری نیز بازتولید شدهاند؛ تا جایی که حتی در ورودی برخی مدارس، تصاویر این پرچمها بر زمین نقش بسته تا دانشآموزان با عبور از روی آنها وارد فضای آموزشی شوند. اینها صرفاً نماد نیستند، بلکه نشانههایی از شکلگیری نگاهی تقابلی از سنین پاییناند.
در چنین بستری، شکلگیری «پویش جانفدا» و ادعای ثبتنام میلیونی در آن، پرسشبرانگیز است. آیا این مشارکت گسترده، بازتاب یک انتخاب کاملاً آگاهانه است، یا نتیجه سالها روایتسازی و جهتدهی به افکار عمومی؟ دستگاه تبلیغاتی حکومت این روزها با شدت بیشتری در حال فعالسازی کهنالگوی شهادتطلبی است: از روایتهای احساسی درباره «مادران شهید» تا بنرهای شهری با تصاویر جوانانی که جان خود را «فدا» کردهاند و بازپخش مداوم این مضامین در رسانهها. این تصویرسازیها، مرگ را نهفقط قابلپذیرش، بلکه در مواردی ستودنی جلوه میدهند.
در کنار این روند، ادبیات تند و سیاستهای تنشزا، کشور را به نقطهای رسانده که نگرانی از حرکت بهسوی نوعی «زمین سوخته» قابل تأمل است؛ وضعیتی که در آن، فرسایش منابع، تضعیف زیرساختها، افزایش مهاجرت و کاهش امید اجتماعی، آیندهای پرهزینه برای مردم رقم میزند. حتی اگر آغاز مستقیم جنگ از سوی حکومت نبوده باشد، نمیتوان این پرسش را نادیده گرفت که سیاستهای چند دهه گذشته چه نقشی در شکلگیری این شرایط داشتهاند. پذیرش این مسئولیت، میتواند نخستین گام در مسیر اصلاح باشد.
امروز، بیش از هر زمان دیگری، گفتمان «نه به جنگ» یک ضرورت حیاتی است. میهندوستی را میتوان در حفظ جان، کرامت و آینده انسانها معنا کرد، نه در سوق دادن آنان به سوی مرگ. شاید اکنون مهمترین پرسش این باشد: آیا راهی برای خروج از این چرخه پرهزینه وجود دارد، پیش از آنکه هزینهها غیرقابل بازگشت شوند؟
ـ متن و تصاویر ارسالی یکی از همراهان توانا است.
نظر شما چیست؟
#جنگ
@Tavaana_TavaanaTech
👍8❤1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دستمالی که هلیکوپتر ساقط میکند!
از دیروز ویدئوهایی دستبهدست میشود که در آن پرواز هلیکوپترها و هواپیماهای ترابری آمریکا، حتی سوختگیری هوایی آنها بر فراز جنوب ایران دیده میشود؛ تصاویری که واکنش گسترده کاربران را بهدنبال داشته. خیلیها به این نکته اشاره کردهاند که این پرندهها با خیال راحت و در ارتفاع پایین پرواز میکنند و ظاهراً دنبال خلبان یک جنگنده ساقطشده هستند.
این ویدئو مربوط به جنگ ۱۲ روزه در تابستان سال قبل است، سعید صلحمیرزایی، نماینده پیشین مجلس خبرگان به نقل از فرمانده حزبالله لبنان در یک برنامه تلوزیونی میگوید:
حالا مسئله فقط یک ادعای عجیب نیست؛ مشکل اینجاست که چنین ادعای مضحک کاملا توهین مستقیم به شعور مردم است. در دنیایی که همه با یک جستجوی ساده به اطلاعات دقیق دسترسی دارند، مطرح کردن این نوع روایتها یعنی نادیده گرفتن کامل عقل و فهم مخاطب.
از طرف دیگر، انتشار این خرفات، یک پیام خطرناک هم دارد: وقتی واقعیتهای میدانی قابل دفاع نیست، بهجای پاسخگویی، پای داستانهای ماورایی و خرافات به میان کشیده میشود. یعنی بهجای توضیح ضعفها، ناتوانیها و ایرادهای واقعی، سعی میکنند همهچیز را با قصه و معجزه توجیه کنند.
در نهایت، نتیجه این رویکرد فقط یک چیز است: فاصله بیشتر بین واقعیت و آنچه به مردم گفته میشود. فاصلهای که هر روز عمیقتر میشود و اعتماد را بیشتر از بین میبرد.
💸 tavaanatech
از دیروز ویدئوهایی دستبهدست میشود که در آن پرواز هلیکوپترها و هواپیماهای ترابری آمریکا، حتی سوختگیری هوایی آنها بر فراز جنوب ایران دیده میشود؛ تصاویری که واکنش گسترده کاربران را بهدنبال داشته. خیلیها به این نکته اشاره کردهاند که این پرندهها با خیال راحت و در ارتفاع پایین پرواز میکنند و ظاهراً دنبال خلبان یک جنگنده ساقطشده هستند.
این ویدئو مربوط به جنگ ۱۲ روزه در تابستان سال قبل است، سعید صلحمیرزایی، نماینده پیشین مجلس خبرگان به نقل از فرمانده حزبالله لبنان در یک برنامه تلوزیونی میگوید:
«هلیکوپترهای اسرائیلی میآمدند و میرفتند و ما نمیتوانستیم کاری بکنیم؛ دیدیدم که حضرت زهرا دستمالی را از زیر چادر بیرون آوردند، تکان دادند و هلیکوپتر متلاشی شد»
حالا مسئله فقط یک ادعای عجیب نیست؛ مشکل اینجاست که چنین ادعای مضحک کاملا توهین مستقیم به شعور مردم است. در دنیایی که همه با یک جستجوی ساده به اطلاعات دقیق دسترسی دارند، مطرح کردن این نوع روایتها یعنی نادیده گرفتن کامل عقل و فهم مخاطب.
از طرف دیگر، انتشار این خرفات، یک پیام خطرناک هم دارد: وقتی واقعیتهای میدانی قابل دفاع نیست، بهجای پاسخگویی، پای داستانهای ماورایی و خرافات به میان کشیده میشود. یعنی بهجای توضیح ضعفها، ناتوانیها و ایرادهای واقعی، سعی میکنند همهچیز را با قصه و معجزه توجیه کنند.
در نهایت، نتیجه این رویکرد فقط یک چیز است: فاصله بیشتر بین واقعیت و آنچه به مردم گفته میشود. فاصلهای که هر روز عمیقتر میشود و اعتماد را بیشتر از بین میبرد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4👍4👌1💔1
در تداوم قتل حکومتی زندانیان سیاسی،
ابوالحسن منتظر و وحید بنیعامریان، دو زندانی سیاسی در زندان قزلحصار، اعدام شدند
قوه قضاییه از اعدام ابوالحسن منتظر و وحید بنیعامریان، دو زندانی سیاسی، خبر داد. این دو زندانی سیاسی به اتهاماتی، از جمله بغی از طریق مشارکت در اقداماتی با هدایت سازمان مجاهدین خلق به اعدام محکوم شده بودند.
شامگاه یکشنبه ۱۰ فروردین، نیروهای گارد زندان و ماموران امنیتی با ورود به بند چهار زندان قزلحصار کرج، ابوالحسن منتظر و وحید بنیعامریان را به همراه ۲۰ زندانی دیگر با باتوم و ضربوجرح از بند خارج و به مکانی نامعلوم منتقل کردند.
پیشتر در بامداد سهشنبه ۱۱ فروردین نیز قوه قضاییه جمهوری اسلامی اعلام کرد که پویا قبادی بیستونی و بابک علیپور، دو زندانی سیاسی، اعدام شدهاند. بامداد دوشنبه ۱۰ فروردین نیز اکبر (شاهرخ) دانشورکار و محمد تقوی سنگدهی، دو زندانی سیاسی دیگر اعدام شده بودند.
#وحید_بنی_عامریان متولد ۱۳۷۱ شهرستان سنقر استان کرمانشاه ورودی سال ۱۳۹۰ دوره کارشناسی مهندسی برق و کنترل دانشگاه صنعتی خواجهنصیر تهران پذیریش بدون کنکور دوره کارشناسی ارشد به علت رتبه برتر در میان دانشجویان دوره کارشناسی و عضویت استعدادهای درخشان کارشناسی ارشد رشته مدیریت MBA از دانشگاه خواجه نصیر. مدرس زبان نگلسی بود.
ابوالحسن منتظر، متولد ۱۳۳۸، دارای لیسانس معماری بود. او بیش از یازده سال در دوران جمهوری اسلامی در زندان بود.
#ابوالحسن_منتظر #وحيد_بنىعامريان #نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
در تداوم قتل حکومتی زندانیان سیاسی،
ابوالحسن منتظر و وحید بنیعامریان، دو زندانی سیاسی در زندان قزلحصار، اعدام شدند
قوه قضاییه از اعدام ابوالحسن منتظر و وحید بنیعامریان، دو زندانی سیاسی، خبر داد. این دو زندانی سیاسی به اتهاماتی، از جمله بغی از طریق مشارکت در اقداماتی با هدایت سازمان مجاهدین خلق به اعدام محکوم شده بودند.
شامگاه یکشنبه ۱۰ فروردین، نیروهای گارد زندان و ماموران امنیتی با ورود به بند چهار زندان قزلحصار کرج، ابوالحسن منتظر و وحید بنیعامریان را به همراه ۲۰ زندانی دیگر با باتوم و ضربوجرح از بند خارج و به مکانی نامعلوم منتقل کردند.
پیشتر در بامداد سهشنبه ۱۱ فروردین نیز قوه قضاییه جمهوری اسلامی اعلام کرد که پویا قبادی بیستونی و بابک علیپور، دو زندانی سیاسی، اعدام شدهاند. بامداد دوشنبه ۱۰ فروردین نیز اکبر (شاهرخ) دانشورکار و محمد تقوی سنگدهی، دو زندانی سیاسی دیگر اعدام شده بودند.
#وحید_بنی_عامریان متولد ۱۳۷۱ شهرستان سنقر استان کرمانشاه ورودی سال ۱۳۹۰ دوره کارشناسی مهندسی برق و کنترل دانشگاه صنعتی خواجهنصیر تهران پذیریش بدون کنکور دوره کارشناسی ارشد به علت رتبه برتر در میان دانشجویان دوره کارشناسی و عضویت استعدادهای درخشان کارشناسی ارشد رشته مدیریت MBA از دانشگاه خواجه نصیر. مدرس زبان نگلسی بود.
ابوالحسن منتظر، متولد ۱۳۳۸، دارای لیسانس معماری بود. او بیش از یازده سال در دوران جمهوری اسلامی در زندان بود.
#ابوالحسن_منتظر #وحيد_بنىعامريان #نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔12🕊2
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
گوگل پس از سالها محدودیت، قابلیت تغییر نام کاربری جیمیل (بخش قبل از @gmail.com) را ارائه کرده؛ امکانی که پیش از این وجود نداشت و کاربران مجبور بودند برای تغییر آدرس، یک حساب جدید بسازند.
این قابلیت بهصورت تدریجی فعال شده و در حال حاضر برای کاربران ساکن ایالات متحده در دسترس است و به زودی در دسترس تمام کاربران قرار خواهد گرفت.
با این ویژگی، کاربران میتوانند بدون از دست دادن ایمیلها، فایلها و دادههای خود، آدرس جیمیل خود را تغییر دهند. تمام اطلاعات حساب (از جمله Gmail، Drive، Photos و سایر سرویسها) بدون تغییر باقی میماند.
پس از تغییر، آدرس قبلی حذف نمیشود، بلکه بهعنوان یک آدرس جایگزین (alias) باقی میماند؛ بنابراین ایمیلهای ارسالی به هر دو آدرس به همان inbox قبلی میرسند.
این تغییر از طریق مسیر زیر در تنظیمات حساب گوگل انجام میشود:
Personal info → Email → Google Account email → Change Google Account email
با این حال، محدودیتهایی هم وجود دارد:
🔹فقط هر ۱۲ ماه یکبار میتوان آدرس جدید ساخت
🔹نام کاربری جدید باید قبلا استفاده نشده باشد
🔹آدرس جدید قابل حذف یا تغییر فوری نیست
این تغییر، یکی از مهمترین تحولات جیمیل در بیش از دو دهه اخیر است. چون تا قبل از این، «نام کاربری جیمیل عملاً دائمی» محسوب میشد و کاربران برای اصلاح آن مجبور به مهاجرت کامل به حساب جدید بودند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌5❤2
Forwarded from گفتوشنود
دولت استان کبک در آوریل ۲۰۲۶ با تشدید سیاستهای سکولاریسم، محدودیتهای تازهای بر فعالیتهای مذهبی در فضاهای عمومی و مراکز آموزشی اعمال کرده است. بر اساس این مقررات که در چارچوب اصلاحات قانون Bill 21 اجرا میشود، برگزاری نماز و مراسم مذهبی در معابر عمومی مانند خیابانها و پارکها ممنوع شده و انجام این فعالیتها تنها در اماکن دارای مجوز مجاز است.
همچنین به دانشگاهها و کالجهای دولتی دستور داده شده از اختصاص فضا به عنوان نمازخانه یا اتاق عبادت خودداری کنند تا محیطهای آموزشی «کاملاً بیطرف» باقی بمانند. علاوه بر این، استفاده از نمادهای مذهبی مانند حجاب، کیپا و صلیب برای کارکنان آموزشی در تمام مقاطع ممنوع اعلام شده است.
مقامات استانی از جمله فرانسوا لوگو این اقدامات را در راستای حفظ بیطرفی دولت و برابری شهروندان میدانند. در مقابل، سازمانهای حقوق بشری و گروههای مدنی این قوانین را تبعیضآمیز و مغایر با آزادیهای فردی در کانادا توصیف کرده و از پیگیری حقوقی برای لغو آن خبر دادهاند.
#سکولاریسم #آزادی_ادیان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
همچنین به دانشگاهها و کالجهای دولتی دستور داده شده از اختصاص فضا به عنوان نمازخانه یا اتاق عبادت خودداری کنند تا محیطهای آموزشی «کاملاً بیطرف» باقی بمانند. علاوه بر این، استفاده از نمادهای مذهبی مانند حجاب، کیپا و صلیب برای کارکنان آموزشی در تمام مقاطع ممنوع اعلام شده است.
مقامات استانی از جمله فرانسوا لوگو این اقدامات را در راستای حفظ بیطرفی دولت و برابری شهروندان میدانند. در مقابل، سازمانهای حقوق بشری و گروههای مدنی این قوانین را تبعیضآمیز و مغایر با آزادیهای فردی در کانادا توصیف کرده و از پیگیری حقوقی برای لغو آن خبر دادهاند.
#سکولاریسم #آزادی_ادیان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍19❤2💯1
حیدر! حیدر!
پژواکِ خلأ مشروعیت
پیام همراهان
در روزهایی که کشور درگیر جنگ و بحرانهای فزاینده است، آنچه بیش از هر چیز خود را نشان میدهد نه انسجام، بلکه شکافی عمیق میان حاکمیت و جامعه است. در چنین وضعیتی، بهجای ترمیم این شکاف، صحنههایی از بسیج خیابانی با شعارهای پرهیجان و نمادهای مذهبی شکل میگیرد؛ صحنههایی که بیش از آنکه نمایش قدرت باشند، پژواک خلأیی عمیقترند: خلأ مشروعیت.
ممکن است حامیان این رویکرد، این تجمعها را نشانهی حضور و انسجام بدانند؛ اما واقعیت این است که مشروعیت سیاسی از مسیر دیگری شکل میگیرد: از رضایت عمومی، احساس نمایندگی، و کارآمدی در پاسخ به نیازهای جامعه. هنگامی که این مؤلفهها تضعیف شوند، حتی پرشمارترین تجمعها نیز نمیتوانند جای خالی اعتماد را پر کنند.
فریادهای «حیدر حیدر» در خیابانها طنینانداز است، اما این صداها، بیش از آنکه بیانگر اعتماد باشند، به پژواکی میمانند که در خلأیی از سکوت اجتماعی بازتاب مییابند. سکوتی که میتوان آن را در کنارهگیری، بیاعتمادی و فاصلهگرفتن بخشهایی از جامعه دید؛ نشانههایی که دیگر پنهانکردنی نیستند.
همزمان، گسترش فضای امنیتی از ایستهای بازرسی تا حضور نیروهای موتورسوار با اسلحه جنگی در میان مردم، بیش از آنکه از اقتدار حکایت کند، نشانهی نگرانی است. حکومتی که به هراس تکیه میکند، پیشتر اعتماد را باخته است.
در این میان، قطع طولانیمدت اینترنت و محدودسازی جریان اطلاعات، تلاشی برای یکسویهسازی روایتهاست؛ اما در جهانی که آگاهی بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمره شده، اقناع با محدودیت جایگزین نمیشود. اعتماد، محصول شفافیت است، نه سانسور.
بازداشت فعالان مدنی و سیاسی، و طراحی کمپینهایی که مردم را به حضور در موقعیتهای پرخطر فرامیخواند، نیز بیش از آنکه نشانهی همبستگی باشد، بیانگر بحرانی در نسبت دولت و ملت است. مردمی که خود را ابزار ببینند، نه شریک، در لحظات سرنوشتساز همراهی پایدار نخواهند داشت.
سرمایه اجتماعی اگر فرسوده شود، با نمایشهای خیابانی بازسازی نخواهد شد. قدرتی که بر ترس استوار باشد، ناپایدار است؛ و حکومتی که جای خود را در دلها از دست بدهد، با تسلط بر بدنها دوام نخواهد آورد.
نگرانکنندهتر آن است که در چنین مسیری، حفظ قدرت به هر قیمت در اولویت قرار گیردحتی به بهای فرسایش منابع انسانی، اقتصادی و زیستمحیطی کشور. این رویکرد، آینده را تضعیف میکند و این بیم را بهجا میگذارد که آنچه برای نسلهای بعدی باقی میماند، نه امکان بازسازی، بلکه زمینی فرسوده و تهی باشد.
فریادها بلندتر شدهاند؛ اما مسئله صدا نیست. مسئله، اعتمادی است که دیگر شنیده نمیشود.
#جنگ #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
پژواکِ خلأ مشروعیت
پیام همراهان
در روزهایی که کشور درگیر جنگ و بحرانهای فزاینده است، آنچه بیش از هر چیز خود را نشان میدهد نه انسجام، بلکه شکافی عمیق میان حاکمیت و جامعه است. در چنین وضعیتی، بهجای ترمیم این شکاف، صحنههایی از بسیج خیابانی با شعارهای پرهیجان و نمادهای مذهبی شکل میگیرد؛ صحنههایی که بیش از آنکه نمایش قدرت باشند، پژواک خلأیی عمیقترند: خلأ مشروعیت.
ممکن است حامیان این رویکرد، این تجمعها را نشانهی حضور و انسجام بدانند؛ اما واقعیت این است که مشروعیت سیاسی از مسیر دیگری شکل میگیرد: از رضایت عمومی، احساس نمایندگی، و کارآمدی در پاسخ به نیازهای جامعه. هنگامی که این مؤلفهها تضعیف شوند، حتی پرشمارترین تجمعها نیز نمیتوانند جای خالی اعتماد را پر کنند.
فریادهای «حیدر حیدر» در خیابانها طنینانداز است، اما این صداها، بیش از آنکه بیانگر اعتماد باشند، به پژواکی میمانند که در خلأیی از سکوت اجتماعی بازتاب مییابند. سکوتی که میتوان آن را در کنارهگیری، بیاعتمادی و فاصلهگرفتن بخشهایی از جامعه دید؛ نشانههایی که دیگر پنهانکردنی نیستند.
همزمان، گسترش فضای امنیتی از ایستهای بازرسی تا حضور نیروهای موتورسوار با اسلحه جنگی در میان مردم، بیش از آنکه از اقتدار حکایت کند، نشانهی نگرانی است. حکومتی که به هراس تکیه میکند، پیشتر اعتماد را باخته است.
در این میان، قطع طولانیمدت اینترنت و محدودسازی جریان اطلاعات، تلاشی برای یکسویهسازی روایتهاست؛ اما در جهانی که آگاهی بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمره شده، اقناع با محدودیت جایگزین نمیشود. اعتماد، محصول شفافیت است، نه سانسور.
بازداشت فعالان مدنی و سیاسی، و طراحی کمپینهایی که مردم را به حضور در موقعیتهای پرخطر فرامیخواند، نیز بیش از آنکه نشانهی همبستگی باشد، بیانگر بحرانی در نسبت دولت و ملت است. مردمی که خود را ابزار ببینند، نه شریک، در لحظات سرنوشتساز همراهی پایدار نخواهند داشت.
سرمایه اجتماعی اگر فرسوده شود، با نمایشهای خیابانی بازسازی نخواهد شد. قدرتی که بر ترس استوار باشد، ناپایدار است؛ و حکومتی که جای خود را در دلها از دست بدهد، با تسلط بر بدنها دوام نخواهد آورد.
نگرانکنندهتر آن است که در چنین مسیری، حفظ قدرت به هر قیمت در اولویت قرار گیردحتی به بهای فرسایش منابع انسانی، اقتصادی و زیستمحیطی کشور. این رویکرد، آینده را تضعیف میکند و این بیم را بهجا میگذارد که آنچه برای نسلهای بعدی باقی میماند، نه امکان بازسازی، بلکه زمینی فرسوده و تهی باشد.
فریادها بلندتر شدهاند؛ اما مسئله صدا نیست. مسئله، اعتمادی است که دیگر شنیده نمیشود.
#جنگ #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
❤9👌2