Forwarded from گفتوشنود
نژادپرستی؛ از نظریهپردازی فلسفی تا جرمانگاری جهانی
نژادپرستی فقط یک پیشداوری فردی نیست؛ بلکه ساختاری اجتماعی و تاریخی است که میتواند در قانون، فرهنگ، رسانه و روابط روزمره بازتولید شود. نوشتار «نژادپرستی» به بررسی ریشههای این پدیده و تاثیر آن بر زندگی انسانها و جوامع میپردازد؛ پدیدهای که همچنان در بسیاری از نقاط جهان، عامل تبعیض، خشونت و حذف اجتماعی است.
این مطلب نشان میدهد که چگونه کلیشههای نژادی و نگاههای تبعیضآمیز، به شکلگیری نابرابریهای عمیق اجتماعی منجر میشوند و کرامت انسانی را زیر سوال میبرند. همچنین بر اهمیت آموزش، آگاهی، گفتوگو و دفاع از برابری انسانی برای مقابله با نژادپرستی تاکید میکند.
یکی از نکات مهم این نوشتار، توجه به این موضوع است که نژادپرستی تنها به رفتارهای آشکار محدود نمیشود؛ بلکه میتواند در زبان، شوخیها، سیاستها و حتی نگاههای روزمره نیز حضور داشته باشد.
اگر به موضوع حقوق بشر، برابری و شناخت ریشههای تبعیض علاقهمند هستید، مطالعه این مطلب میتواند تاملبرانگیز و آموزنده باشد.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/racism-2/
#نژادپرستی #دیگری_ستیزی #رواداری #راسیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نژادپرستی فقط یک پیشداوری فردی نیست؛ بلکه ساختاری اجتماعی و تاریخی است که میتواند در قانون، فرهنگ، رسانه و روابط روزمره بازتولید شود. نوشتار «نژادپرستی» به بررسی ریشههای این پدیده و تاثیر آن بر زندگی انسانها و جوامع میپردازد؛ پدیدهای که همچنان در بسیاری از نقاط جهان، عامل تبعیض، خشونت و حذف اجتماعی است.
این مطلب نشان میدهد که چگونه کلیشههای نژادی و نگاههای تبعیضآمیز، به شکلگیری نابرابریهای عمیق اجتماعی منجر میشوند و کرامت انسانی را زیر سوال میبرند. همچنین بر اهمیت آموزش، آگاهی، گفتوگو و دفاع از برابری انسانی برای مقابله با نژادپرستی تاکید میکند.
یکی از نکات مهم این نوشتار، توجه به این موضوع است که نژادپرستی تنها به رفتارهای آشکار محدود نمیشود؛ بلکه میتواند در زبان، شوخیها، سیاستها و حتی نگاههای روزمره نیز حضور داشته باشد.
اگر به موضوع حقوق بشر، برابری و شناخت ریشههای تبعیض علاقهمند هستید، مطالعه این مطلب میتواند تاملبرانگیز و آموزنده باشد.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/racism-2/
#نژادپرستی #دیگری_ستیزی #رواداری #راسیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌7❤1
عباس واحدیان شاهرودی، زندانی سیاسی محبوس در زندان وکیلآباد مشهد، در بخش پایانی نامه خود از زندان، با خطاب قرار دادن نیروهای ارتش، چهرههای اپوزیسیون و مردم ایران، خواستار همبستگی ملی برای «نجات ایران» شد. او ضمن دعوت ارتشیان به حمایت از مردم در صورت آغاز «قیام ملی»، از رهبران و جریانهای مختلف اپوزیسیون نیز خواست اختلافات و رقابتهای سیاسی را کنار بگذارند و با تمرکز بر هدف مشترک، برای گذار از جمهوری اسلامی همکاری کنند.
بخش سوم نامه عباس واحدیان شاهرودی از زندان وکیلآباد مشهد
سخن آخر به برادران ارتشی
همیشه یاور داشتم که پروردگار ایرانزمین شما دلاوران را برای روز موعود آزادی نگه داشته است.
شما، برخلاف سپاه پاسداران که حافظ انقلاب اسلامی و حکومت دیکتاتوری هستند، سوگند خوردهاید که پیوسته نگهبان میهن و مردم باشید.
همانگونه که در بین شما اندک مزدورانی حضور دارند که در خدمت مقاصد ویرانگر رژیم هستند، در میان اعضای سپاه پاسداران و حتی نهادهای امنیتی و اطلاعاتی نیز آزادگانی هستند که از آنچه بر سر ملتشان آمده رنج میکشند.
از همه شما دلاوران میهندوست تمنا دارم چنانچه طبق انتظارات و شواهد موجود قیام ملی آغاز شد، با خلع سلاح خائنان به حمایت همهجانبه از مردم قیام کنید.
سوگند به ایران که در آینده، ملت و حکومت آزاد قدرشناس شما خواهند بود.
خطاب به رهبران و چهرههای مطرح اپوزیسیون
به رهبران، لیدرها و چهرههای مطرح اپوزیسیون، بهویژه در خارج از کشور، و همه هواداران آن بزرگواران:
همه شما بزرگوارانی که به راستی دغدغه آزادی و نجات ایران دارید و هر کسی که با صداقت به مفاهیم دموکراسی و حق حاکمیت ملت ایران باورمند است، میگویم:
بیایید یک بار برای همیشه، با سوگند به آفریدگار و این خاک به خونخفته، دست از تخریب یکدیگر بردارید و از همه توان سازماندهی، لجستیکی و تشکیلاتی خویش به طور هماهنگ علیه این رژیم بهره گیرید.
این نابکاران جنگطلب برای بقای خود، هرچند کوتاه، حاضرند ایرانمان را به سرزمین سوخته مبدل سازند و تنها راه مقابله با این نقشه شوم، قیام ملی ماست.
تمنا دارم از هر آنچه سبب بروز کینه و جدایی میان صفوف اپوزیسیون میشود، از جمله پرچمهای مختلف، فعلاً تا روز پس از آزادی ایران بپرهیزید.
در این شرایط ما نیاز به یک پرچم واحد، آن هم به رنگ سپید و صلح داریم که بتواند بهانه کشتار و سرکوب ملت را خنثی نماید.
امروز در این نامه که حکم سند دستنویسم را دارد، اعلام میدارم که اگر چنانکه کنفدراسیون تشکیل دهید، هیچ سمتی، نه امروز و نه در آینده، برای خود نمیخواهم.
دبیرکل، اعضای شورای عالی و همه مقامات را از بین خود انتخاب کنید و به این جنگ ناامیدکننده احزاب پایان دهید، اگر به راستی دغدغه نجات ایران دارید.
به همه مردم و رهبران سیاسی بگویید ما نمیخواهیم که شما از آرمان سیاسی خود بگذرید؛ بلکه میگوییم با هر اندیشهای، از امروز فقط برای نجات ایران بکوشید.
و به قوای سرکوبگر رژیم میگوییم: به واسطه بقای حکومت چند دزد و غارتگر وطنفروش، مردم خود را سلاخی نکنید و آینده خود و عزیزانتان را به طوفان خشم مردم گره نزنید.
در انتها، من و همرزمانم در عمل و نه شعار ثابت نمودیم که حاضریم برای آزادی ایران و شما مردم بمیریم. آیا شما حاضرید برای نجات و آزادی خود و عزیزانتان فداکاری کنید؟
پاینده و مانا ایران
با احترام
عباس واحدیان شاهرودی
#عباس_واحدیان_شاهرودی #همبستگی #بیانیه #نجات_ایران
@Tavaana_TavaanaTech
بخش سوم نامه عباس واحدیان شاهرودی از زندان وکیلآباد مشهد
سخن آخر به برادران ارتشی
همیشه یاور داشتم که پروردگار ایرانزمین شما دلاوران را برای روز موعود آزادی نگه داشته است.
شما، برخلاف سپاه پاسداران که حافظ انقلاب اسلامی و حکومت دیکتاتوری هستند، سوگند خوردهاید که پیوسته نگهبان میهن و مردم باشید.
همانگونه که در بین شما اندک مزدورانی حضور دارند که در خدمت مقاصد ویرانگر رژیم هستند، در میان اعضای سپاه پاسداران و حتی نهادهای امنیتی و اطلاعاتی نیز آزادگانی هستند که از آنچه بر سر ملتشان آمده رنج میکشند.
از همه شما دلاوران میهندوست تمنا دارم چنانچه طبق انتظارات و شواهد موجود قیام ملی آغاز شد، با خلع سلاح خائنان به حمایت همهجانبه از مردم قیام کنید.
سوگند به ایران که در آینده، ملت و حکومت آزاد قدرشناس شما خواهند بود.
خطاب به رهبران و چهرههای مطرح اپوزیسیون
به رهبران، لیدرها و چهرههای مطرح اپوزیسیون، بهویژه در خارج از کشور، و همه هواداران آن بزرگواران:
همه شما بزرگوارانی که به راستی دغدغه آزادی و نجات ایران دارید و هر کسی که با صداقت به مفاهیم دموکراسی و حق حاکمیت ملت ایران باورمند است، میگویم:
بیایید یک بار برای همیشه، با سوگند به آفریدگار و این خاک به خونخفته، دست از تخریب یکدیگر بردارید و از همه توان سازماندهی، لجستیکی و تشکیلاتی خویش به طور هماهنگ علیه این رژیم بهره گیرید.
این نابکاران جنگطلب برای بقای خود، هرچند کوتاه، حاضرند ایرانمان را به سرزمین سوخته مبدل سازند و تنها راه مقابله با این نقشه شوم، قیام ملی ماست.
تمنا دارم از هر آنچه سبب بروز کینه و جدایی میان صفوف اپوزیسیون میشود، از جمله پرچمهای مختلف، فعلاً تا روز پس از آزادی ایران بپرهیزید.
در این شرایط ما نیاز به یک پرچم واحد، آن هم به رنگ سپید و صلح داریم که بتواند بهانه کشتار و سرکوب ملت را خنثی نماید.
امروز در این نامه که حکم سند دستنویسم را دارد، اعلام میدارم که اگر چنانکه کنفدراسیون تشکیل دهید، هیچ سمتی، نه امروز و نه در آینده، برای خود نمیخواهم.
دبیرکل، اعضای شورای عالی و همه مقامات را از بین خود انتخاب کنید و به این جنگ ناامیدکننده احزاب پایان دهید، اگر به راستی دغدغه نجات ایران دارید.
به همه مردم و رهبران سیاسی بگویید ما نمیخواهیم که شما از آرمان سیاسی خود بگذرید؛ بلکه میگوییم با هر اندیشهای، از امروز فقط برای نجات ایران بکوشید.
و به قوای سرکوبگر رژیم میگوییم: به واسطه بقای حکومت چند دزد و غارتگر وطنفروش، مردم خود را سلاخی نکنید و آینده خود و عزیزانتان را به طوفان خشم مردم گره نزنید.
در انتها، من و همرزمانم در عمل و نه شعار ثابت نمودیم که حاضریم برای آزادی ایران و شما مردم بمیریم. آیا شما حاضرید برای نجات و آزادی خود و عزیزانتان فداکاری کنید؟
پاینده و مانا ایران
با احترام
عباس واحدیان شاهرودی
#عباس_واحدیان_شاهرودی #همبستگی #بیانیه #نجات_ایران
@Tavaana_TavaanaTech
❤16💯5🕊3👍1👌1
زنان در زندان
نیروانا تربتینژاد
روایت زنانی که پیش از «مجرم» شدن، قربانی خشونت، فقر و بیپناهی بودند
نیروانا تربتینژاد در یادداشتی با عنوان «زنان در زندان» از تجربه حضور در بند نسوان زندان امیرآباد گرگان نوشته و با روایت زندگی شماری از زندانیان زن، تصویری از تأثیر فقر، کودکهمسری، خشونت خانگی، محرومیت از آموزش و تبعیض ساختاری بر سرنوشت آنان ارائه کرده است. او در این روایت تأکید میکند که بسیاری از این زنان، پیش از آنکه به عنوان «مجرم» شناخته شوند، سالها قربانی خشونت، تحقیر، بیپناهی و محرومیت بودهاند.
نیروانا تربتینژاد، شهروند ۲۰ ساله اهل گرگان، به همراه مادرش سایه امیرخانی در مراسم چهلم جاویدنام حسین سلیمانی در ۳ اسفند ۴۱۴۰، از جانباختگان خیزش دیماه بازداشت شدند. مادرش شب دوم و نیروانا ۱۵ روز بعد با وثیقه آزاد شد.
نیروانا تربتینژاد، طی دو سال گذشته تحت فشارهای مداوم امنیتی و قضایی بوده و اخیراً در یکی از پروندههای خود به شش ماه حبس تعزیری محکوم شده است. به گزارش منابع و سازمانهای حقوق بشری، برخورد با او از سال ۱۴۰۱ آغاز شده و تاکنون شامل احضارهای متعدد، بازجوییهای طولانی، تفتیش منزل، بازداشت شبانه و تشکیل چندین پرونده قضایی علیه وی بوده است.
در میان روایتهای تکاندهنده «زنان در زندان»، شاید دردناکترین بخش این باشد که بسیاری از زنان زندانی، پیش از آنکه «مجرم» باشند، قربانی خشونت، فقر و بیپناهی بودهاند.
دختری ۲۲ ساله که پس از سالها آزار جنسی از سوی پدرش و تولد فرزندی معلول، به اتهام قتل همسر ۶۰ سالهاش در زندان است. دختری دیگر که پس از سالها حبس خانگی، محرومیت از تحصیل و اجبار به ازدواج با مردی ۵۰ ساله، پدرش را به قتل رساند. و دختری که در ۸ سالگی به عقد مردی ۳۰ ساله درآمد، سالها خشونت همسر و مادرشوهر را تحمل کرد و در ۱۸ سالگی با بدنی سوخته در زندان به سر میبرد.
در این روایتها زنانی دیده میشوند که برای فرار از گرسنگی و بیخانمانی عمداً دست به دزدی میزدند تا بازداشت شوند؛ زیرا زندان، با وجود همه سختیها، برایشان امنتر از خیابان و خانه بود. زنانی که هنگام آزادی گریه میکردند، چون میدانستند بیرون از زندان نه خانهای امن دارند، نه شغلی، نه خانوادهای حامی و نه آیندهای روشن.
این گزارش یادآور این پرسش تلخ است: چند نفر از این زنان، اگر از حق تحصیل، امنیت، حمایت و انتخاب برخوردار بودند، هرگز سر از زندان در نمیآوردند؟
روایت نیروانا را در لینک زیر یا در اسلایدها بخوانید.
https://tavaana.org/women-in-prison/
#نیروانا_تربتی_نژاد
@Tavaana_TavaanaTech
نیروانا تربتینژاد
روایت زنانی که پیش از «مجرم» شدن، قربانی خشونت، فقر و بیپناهی بودند
نیروانا تربتینژاد در یادداشتی با عنوان «زنان در زندان» از تجربه حضور در بند نسوان زندان امیرآباد گرگان نوشته و با روایت زندگی شماری از زندانیان زن، تصویری از تأثیر فقر، کودکهمسری، خشونت خانگی، محرومیت از آموزش و تبعیض ساختاری بر سرنوشت آنان ارائه کرده است. او در این روایت تأکید میکند که بسیاری از این زنان، پیش از آنکه به عنوان «مجرم» شناخته شوند، سالها قربانی خشونت، تحقیر، بیپناهی و محرومیت بودهاند.
نیروانا تربتینژاد، شهروند ۲۰ ساله اهل گرگان، به همراه مادرش سایه امیرخانی در مراسم چهلم جاویدنام حسین سلیمانی در ۳ اسفند ۴۱۴۰، از جانباختگان خیزش دیماه بازداشت شدند. مادرش شب دوم و نیروانا ۱۵ روز بعد با وثیقه آزاد شد.
نیروانا تربتینژاد، طی دو سال گذشته تحت فشارهای مداوم امنیتی و قضایی بوده و اخیراً در یکی از پروندههای خود به شش ماه حبس تعزیری محکوم شده است. به گزارش منابع و سازمانهای حقوق بشری، برخورد با او از سال ۱۴۰۱ آغاز شده و تاکنون شامل احضارهای متعدد، بازجوییهای طولانی، تفتیش منزل، بازداشت شبانه و تشکیل چندین پرونده قضایی علیه وی بوده است.
در میان روایتهای تکاندهنده «زنان در زندان»، شاید دردناکترین بخش این باشد که بسیاری از زنان زندانی، پیش از آنکه «مجرم» باشند، قربانی خشونت، فقر و بیپناهی بودهاند.
دختری ۲۲ ساله که پس از سالها آزار جنسی از سوی پدرش و تولد فرزندی معلول، به اتهام قتل همسر ۶۰ سالهاش در زندان است. دختری دیگر که پس از سالها حبس خانگی، محرومیت از تحصیل و اجبار به ازدواج با مردی ۵۰ ساله، پدرش را به قتل رساند. و دختری که در ۸ سالگی به عقد مردی ۳۰ ساله درآمد، سالها خشونت همسر و مادرشوهر را تحمل کرد و در ۱۸ سالگی با بدنی سوخته در زندان به سر میبرد.
در این روایتها زنانی دیده میشوند که برای فرار از گرسنگی و بیخانمانی عمداً دست به دزدی میزدند تا بازداشت شوند؛ زیرا زندان، با وجود همه سختیها، برایشان امنتر از خیابان و خانه بود. زنانی که هنگام آزادی گریه میکردند، چون میدانستند بیرون از زندان نه خانهای امن دارند، نه شغلی، نه خانوادهای حامی و نه آیندهای روشن.
این گزارش یادآور این پرسش تلخ است: چند نفر از این زنان، اگر از حق تحصیل، امنیت، حمایت و انتخاب برخوردار بودند، هرگز سر از زندان در نمیآوردند؟
روایت نیروانا را در لینک زیر یا در اسلایدها بخوانید.
https://tavaana.org/women-in-prison/
#نیروانا_تربتی_نژاد
@Tavaana_TavaanaTech
💔20❤6
تصاویر منتشر شده در شبکههای اجتماعی نشان میدهد که سنگ مزار جاوید نام مونا اسمی از جانباختگان دی ماه خونین ۱۴۰۴ در شهر رشت، شکسته شده است.
با توجه به تصاویر به نظر میرسد که این کار در ایام نوروز انجام شده است.
جمهوری اسلامی، بیش از هر چیز از مردم ایران میترسد و از یاد و نام انباختگان راه آزادی که میتوانند، دادخواهی را ه زمینهای برای همبستگی ملی تبدیل کنند، هراس دارد.
#مونا_اسمی
@Tavaana_TavaanaTech
با توجه به تصاویر به نظر میرسد که این کار در ایام نوروز انجام شده است.
جمهوری اسلامی، بیش از هر چیز از مردم ایران میترسد و از یاد و نام انباختگان راه آزادی که میتوانند، دادخواهی را ه زمینهای برای همبستگی ملی تبدیل کنند، هراس دارد.
#مونا_اسمی
@Tavaana_TavaanaTech
💔32🕊1
حمیدرضا ریزانه، متولد دی ماه ۱۳۸۶ و دانیال امینی، متولد فروردین ۱۳۸۷، دو جوانی هستند که در پی اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ در اصفهان بازداشت شدهاند. با گذشت ۱۴۵ روز از زمان دستگیری، این دو هنوز در وضعیت بلاتکلیفی قضایی بهسر میبرند و به ترتیب در کانون اصلاح و تربیت و زندان دستگرد اصفهان نگهداری میشوند.
این دو جوان در تاریخ ۱۵ دیماه ۱۴۰۴ به علت شرکت در اعتراضات با ضرب و شتم و بازداشت مواجه شدند. ویدیوهایی از اعترافات اجباری آنان به استفاده از میله و حمله به یک مأمور نیز در رسانههای حکومتی منتشر شده است.
تصاویری محو و تار از ویدیوی منسوب به حضور آنها در صحنه درگیری منتشر شده که چهرهای قابل تشخیص نیست.
طبعا اعتراف اجباری به خاطر وجود عنصر اجبار و فشار و شکنجه در خلال بازجویی فاقد هرگونه وجاهت قانونی است.
خانوادههای حمیدرضا و دانیال در زمان جنگ، با امید به آزادی موقت آنها به مراجع قضایی مراجعه کردند و وعده آزادی موقت به آنها داده شد، اما این وعده به بهانههای تعطیلی و مرخصی کارمندان قضایی هرگز عملی نشد. منبعی معتبر اعلام کرده که وضعیت نامشخص پرونده و اعترافات اجباری و ساختگی، نگرانیها را افزایش داده است. دانیال امینی اکنون به سن ۱۸ سالگی رسیده و قرار است به زودی به زندان دستگرد منتقل شود.
#حمیدرضا_ریزانه #دانیال_امینی #اصفهان #اعترافات_اجباری
@Tavaana_TavaanaTech
این دو جوان در تاریخ ۱۵ دیماه ۱۴۰۴ به علت شرکت در اعتراضات با ضرب و شتم و بازداشت مواجه شدند. ویدیوهایی از اعترافات اجباری آنان به استفاده از میله و حمله به یک مأمور نیز در رسانههای حکومتی منتشر شده است.
تصاویری محو و تار از ویدیوی منسوب به حضور آنها در صحنه درگیری منتشر شده که چهرهای قابل تشخیص نیست.
طبعا اعتراف اجباری به خاطر وجود عنصر اجبار و فشار و شکنجه در خلال بازجویی فاقد هرگونه وجاهت قانونی است.
خانوادههای حمیدرضا و دانیال در زمان جنگ، با امید به آزادی موقت آنها به مراجع قضایی مراجعه کردند و وعده آزادی موقت به آنها داده شد، اما این وعده به بهانههای تعطیلی و مرخصی کارمندان قضایی هرگز عملی نشد. منبعی معتبر اعلام کرده که وضعیت نامشخص پرونده و اعترافات اجباری و ساختگی، نگرانیها را افزایش داده است. دانیال امینی اکنون به سن ۱۸ سالگی رسیده و قرار است به زودی به زندان دستگرد منتقل شود.
#حمیدرضا_ریزانه #دانیال_امینی #اصفهان #اعترافات_اجباری
@Tavaana_TavaanaTech
💔21❤5🕊3
تصاویر منتشر شده در شبکههای اجتماعی نشان میدهد که سنگ مزار بنیامین علیزاده را در رشت شکستهاند، به نظر میرسد که این اتفاق در ایام نوروز ۱۴۰۵ افتاده باشد.
بنیامین علیزاده، متولد ۱۳۸۹، در دی ماه خونین ۱۴۰۴ در خیابان باهنر رشت پس از اصابت گلوله به پا، با تاخیر به بیمارستان رسول منتقل و در اثر شدت خونریزی جان باخت.
وضعیت بیمارستان بهگونهای بود که او را چند ساعت روی یک برانکارد رها کرده بودند.
خانواده بنیامین ساکن سنگر در نزدیک رشت هستند. مراسم خاکسپاری او در سنگر رود برگزار شد. نیروهای امنیتی اجازه برگزاری مراسم سوم و هفتم را به خانواده ندادند.
خانواده او مدت.ها تحت فشار قرار گرفتند.
#بنیامین_علیزاده #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
تصاویر منتشر شده در شبکههای اجتماعی نشان میدهد که سنگ مزار بنیامین علیزاده را در رشت شکستهاند، به نظر میرسد که این اتفاق در ایام نوروز ۱۴۰۵ افتاده باشد.
بنیامین علیزاده، متولد ۱۳۸۹، در دی ماه خونین ۱۴۰۴ در خیابان باهنر رشت پس از اصابت گلوله به پا، با تاخیر به بیمارستان رسول منتقل و در اثر شدت خونریزی جان باخت.
وضعیت بیمارستان بهگونهای بود که او را چند ساعت روی یک برانکارد رها کرده بودند.
خانواده بنیامین ساکن سنگر در نزدیک رشت هستند. مراسم خاکسپاری او در سنگر رود برگزار شد. نیروهای امنیتی اجازه برگزاری مراسم سوم و هفتم را به خانواده ندادند.
خانواده او مدت.ها تحت فشار قرار گرفتند.
#بنیامین_علیزاده #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
💔20❤3
Forwarded from گفتوشنود
مقابله با نوکیشان مسیحی در جمهوری اسلامی
آیا شکست دیگری این بار در امالقرای اسلامی در پیش است!؟
«آیتالله وحید خراسانی سالها پیش در جریان جلسه درس خود ناگهان از کوره در رفته و به مسیحیت تاخته بود! او به طور مشخص از مقامات جمهوری اسلامی خواسته بود که “بساط تبلیغ مسیحیت از کشور برچیده شود”.»
این جمله، تنها یک واکنش احساسی یا مذهبی نیست؛ بلکه بازتاب نگاه رسمی و امنیتی جمهوری اسلامی به موضوع تغییر دین و گرایش به مسیحیت است.
نوشتار «مقابله با نوکیشان مسیحی در جمهوری اسلامی» به وضعیت کسانی میپردازد که با وجود فشارهای حکومتی، محدودیتهای قانونی و تهدیدهای امنیتی، دین یا باور خود را تغییر دادهاند و برای حق انتخاب عقیده خود هزینه پرداختهاند.
این مطلب نشان میدهد که چگونه حکومت ایران، تغییر دین را نه بهعنوان یک حق فردی، بلکه بهعنوان تهدیدی سیاسی و ایدئولوژیک تلقی میکند. در این میان، نوکیشان مسیحی با بازداشت، فشار، محرومیت اجتماعی و حتی زندان روبهرو شدهاند.
یکی از نکات مهم این نوشتار، تاکید بر آزادی دین و باور بهعنوان حقی بنیادین است؛ حقی که شامل آزادی تغییر دین، نداشتن دین یا انتخاب آزادانه باورهای فردی نیز میشود.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/christian-convert/
@Dialogue1402
آیا شکست دیگری این بار در امالقرای اسلامی در پیش است!؟
«آیتالله وحید خراسانی سالها پیش در جریان جلسه درس خود ناگهان از کوره در رفته و به مسیحیت تاخته بود! او به طور مشخص از مقامات جمهوری اسلامی خواسته بود که “بساط تبلیغ مسیحیت از کشور برچیده شود”.»
این جمله، تنها یک واکنش احساسی یا مذهبی نیست؛ بلکه بازتاب نگاه رسمی و امنیتی جمهوری اسلامی به موضوع تغییر دین و گرایش به مسیحیت است.
نوشتار «مقابله با نوکیشان مسیحی در جمهوری اسلامی» به وضعیت کسانی میپردازد که با وجود فشارهای حکومتی، محدودیتهای قانونی و تهدیدهای امنیتی، دین یا باور خود را تغییر دادهاند و برای حق انتخاب عقیده خود هزینه پرداختهاند.
این مطلب نشان میدهد که چگونه حکومت ایران، تغییر دین را نه بهعنوان یک حق فردی، بلکه بهعنوان تهدیدی سیاسی و ایدئولوژیک تلقی میکند. در این میان، نوکیشان مسیحی با بازداشت، فشار، محرومیت اجتماعی و حتی زندان روبهرو شدهاند.
یکی از نکات مهم این نوشتار، تاکید بر آزادی دین و باور بهعنوان حقی بنیادین است؛ حقی که شامل آزادی تغییر دین، نداشتن دین یا انتخاب آزادانه باورهای فردی نیز میشود.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/christian-convert/
@Dialogue1402
👍5👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مهدوی مادر جاوید نام سیاوش محمودی این ویدیو را در استوری اینستاگرامش منتشر کرد. او تاکید کرده است که راه فرزند قهرمانش را ادامه خواهد داد.
این مادر دادخواه میگوید:
«سیاوش من اگر بود الان بیست ساله شد. شما حسرت بزرگ شدن بچهام رو به دل من گذاشتید. حسرت رعنا شدن بچهام رو به دل من گذاشتید. سیاوش نوجوونی بود که در اوج نوجوونی خیلی بیشتر از سنش فهمید. فهمید که این جامعه چه جوریه، چه شکلیه. فهمید که این جامعه که ما الان داریم توش زندگی میکنیم چه جوریه. پس با یک مشت گره کرده، آزادی و آزادگی را فریاد زد. اما جواب آزادگی فرزند من با یک گلوله جنگی داده شد. و من این اتفاقی که افتاده را هرگز از یاد نخواهم برد. از یاد نخواهم برد که چه بلایی سر من آوردید. زندگی من را کلا نابود کردید. شما با شلیک گلوله به فرزند من نه اینکه فرزندم را، بلکه یک زندگی را از بین ببرید. زندگی من با رفتن فرزندم نابود شد. اما تو این چهار سالی که بچه من را از من گرفتید، سعی کردم صدای فرزندم، صدای آزادی و آزادگی فرزندم باشم. صدای فرزندی که فریاد آزادی و آزادگی را سرداد اما بهش شلیک کردید. من جای پای سیاوش هستم. پایی که سیاوش قدم برداشته، من جای پای سیاوش قدم میزنم. پس راهی که فرزندم رفت مطمئن باشید من هم همان راه را رفتم. همان راه را میرم برای سیاوش، برای تمام فرزندان ایران زمین که شماها به خاک و خون کشیدید. شماها فرزندان ما را کشتید. به قتل رساندید.»
#دادخواهی #سیاوش_محمودی
@Tavaana_TavaanaTech
این مادر دادخواه میگوید:
«سیاوش من اگر بود الان بیست ساله شد. شما حسرت بزرگ شدن بچهام رو به دل من گذاشتید. حسرت رعنا شدن بچهام رو به دل من گذاشتید. سیاوش نوجوونی بود که در اوج نوجوونی خیلی بیشتر از سنش فهمید. فهمید که این جامعه چه جوریه، چه شکلیه. فهمید که این جامعه که ما الان داریم توش زندگی میکنیم چه جوریه. پس با یک مشت گره کرده، آزادی و آزادگی را فریاد زد. اما جواب آزادگی فرزند من با یک گلوله جنگی داده شد. و من این اتفاقی که افتاده را هرگز از یاد نخواهم برد. از یاد نخواهم برد که چه بلایی سر من آوردید. زندگی من را کلا نابود کردید. شما با شلیک گلوله به فرزند من نه اینکه فرزندم را، بلکه یک زندگی را از بین ببرید. زندگی من با رفتن فرزندم نابود شد. اما تو این چهار سالی که بچه من را از من گرفتید، سعی کردم صدای فرزندم، صدای آزادی و آزادگی فرزندم باشم. صدای فرزندی که فریاد آزادی و آزادگی را سرداد اما بهش شلیک کردید. من جای پای سیاوش هستم. پایی که سیاوش قدم برداشته، من جای پای سیاوش قدم میزنم. پس راهی که فرزندم رفت مطمئن باشید من هم همان راه را رفتم. همان راه را میرم برای سیاوش، برای تمام فرزندان ایران زمین که شماها به خاک و خون کشیدید. شماها فرزندان ما را کشتید. به قتل رساندید.»
#دادخواهی #سیاوش_محمودی
@Tavaana_TavaanaTech
❤24🕊5
Forwarded from گفتوشنود
یک دین آمریکایی: مورمونها
مورمونها یا اعضای «کلیسای عیسی مسیح قدیسان آخرالزمان» یکی از شناختهشدهترین اقلیتهای مذهبی در جهان معاصر هستند؛ گروهی که از قرن نوزدهم در آمریکا شکل گرفت و در طول تاریخ خود با سوءظن، تبعیض و حتی خشونت اجتماعی روبهرو بوده است. نوشتار «مورمونها» نگاهی دارد به تاریخ، باورها و تجربه زیسته این جامعه مذهبی و چالشهایی که در مسیر پذیرش اجتماعی با آن مواجه بودهاند.
این مطلب نشان میدهد که چگونه ناآگاهی، کلیشهها و پیشداوریهای مذهبی میتوانند به طرد و حاشیهراندن گروههای دینی منجر شوند. در عین حال، تجربه مورمونها نمونهای است از تلاش برای حفظ هویت دینی در کنار مشارکت در جامعهای متکثر و مدرن.
یکی از نکات مهم این نوشتار، توجه به این موضوع است که آزادی دین و باور تنها به ادیان اکثریت محدود نمیشود؛ بلکه شامل حق پیروان گروههای مذهبی کوچکتر نیز هست که بتوانند بدون ترس از تبعیض یا نفرت، باورهای خود را ابراز کنند.
اگر به موضوع تنوع دینی، حقوق اقلیتهای مذهبی و اهمیت همزیستی در جوامع چندفرهنگی علاقهمند هستید، مطالعه این مطلب میتواند دیدگاههای ارزشمندی در اختیار شما قرار دهد.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/mormons/
#اقلیت_دینی #مورمون #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
مورمونها یا اعضای «کلیسای عیسی مسیح قدیسان آخرالزمان» یکی از شناختهشدهترین اقلیتهای مذهبی در جهان معاصر هستند؛ گروهی که از قرن نوزدهم در آمریکا شکل گرفت و در طول تاریخ خود با سوءظن، تبعیض و حتی خشونت اجتماعی روبهرو بوده است. نوشتار «مورمونها» نگاهی دارد به تاریخ، باورها و تجربه زیسته این جامعه مذهبی و چالشهایی که در مسیر پذیرش اجتماعی با آن مواجه بودهاند.
این مطلب نشان میدهد که چگونه ناآگاهی، کلیشهها و پیشداوریهای مذهبی میتوانند به طرد و حاشیهراندن گروههای دینی منجر شوند. در عین حال، تجربه مورمونها نمونهای است از تلاش برای حفظ هویت دینی در کنار مشارکت در جامعهای متکثر و مدرن.
یکی از نکات مهم این نوشتار، توجه به این موضوع است که آزادی دین و باور تنها به ادیان اکثریت محدود نمیشود؛ بلکه شامل حق پیروان گروههای مذهبی کوچکتر نیز هست که بتوانند بدون ترس از تبعیض یا نفرت، باورهای خود را ابراز کنند.
اگر به موضوع تنوع دینی، حقوق اقلیتهای مذهبی و اهمیت همزیستی در جوامع چندفرهنگی علاقهمند هستید، مطالعه این مطلب میتواند دیدگاههای ارزشمندی در اختیار شما قرار دهد.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/mormons/
#اقلیت_دینی #مورمون #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤6👌1💯1
تصاویر و روایتهای منتشرشده از بیمارستان الغدیر، بخشی از حافظه جمعی مردمیاند که در دیماه ۱۴۰۴، میان گلوله، ترس، بیخبری و قطع اینترنت، عزیزانشان را از دست دادند. خانوادههایی که نهفقط با داغ فرزند، بلکه با تهدید، پنهانکاری، تحقیر و فشار امنیتی نیز روبهرو شدند.
گزارشی که با پیگیری و هماهنگی فرنوش فرجی، خبرنگار ایراناینترنشنال تهیه شده، تلاش میکند نام و روایت بخشی از جانباختگان اعتراضات دیماه را از فراموشی نجات دهد؛ انسانهایی با زندگی، رویا، خانواده و آیندهای که در سرکوب جمهوری اسلامی خاموش شد.
روایت آیدا عقیلی
آیدا، ۳۴ ساله، در اعتراضات دی۱۴۰۴ با اصابت گلوله جنگی به سر کشته شد. خانوادهاش پس از چند روز جستوجو و بیخبری، سرانجام پیکر او را در میان جانباختگان منتقلشده به کهریزک پیدا کردند.
آیدا در شبکههای اجتماعی حضوری فعال داشت. آخرین استوری اینستاگرام او که حدود یک هفته پیش از کشتهشدنش منتشر شده بود، تصویری ساختهشده با هوش مصنوعی از خودش در حالی بود که ایران را در آغوش گرفته بود؛ تصویری که پس از جانباختنش برای بسیاری به نمادی از عشق او به سرزمینش تبدیل شد.
@Tavaana_TavaanaTech
گزارشی که با پیگیری و هماهنگی فرنوش فرجی، خبرنگار ایراناینترنشنال تهیه شده، تلاش میکند نام و روایت بخشی از جانباختگان اعتراضات دیماه را از فراموشی نجات دهد؛ انسانهایی با زندگی، رویا، خانواده و آیندهای که در سرکوب جمهوری اسلامی خاموش شد.
روایت آیدا عقیلی
آیدا، ۳۴ ساله، در اعتراضات دی۱۴۰۴ با اصابت گلوله جنگی به سر کشته شد. خانوادهاش پس از چند روز جستوجو و بیخبری، سرانجام پیکر او را در میان جانباختگان منتقلشده به کهریزک پیدا کردند.
آیدا در شبکههای اجتماعی حضوری فعال داشت. آخرین استوری اینستاگرام او که حدود یک هفته پیش از کشتهشدنش منتشر شده بود، تصویری ساختهشده با هوش مصنوعی از خودش در حالی بود که ایران را در آغوش گرفته بود؛ تصویری که پس از جانباختنش برای بسیاری به نمادی از عشق او به سرزمینش تبدیل شد.
@Tavaana_TavaanaTech
💔25❤2
ما از کرهی زمین حذف شدیم
✍️مصطفا آلاحمد
مصطفی آلاحمد، نویسنده، فیلمساز و کارگردان ایرانی، با انتشار یادداشتی در اینستاگرام به قطع ۸۸ روزه اینترنت در ایران واکنش نشان داد و آن را «حذف میلیونها ایرانی از جهان» توصیف کرد. او در این نوشته، اینترنت را بخشی از حیات اجتماعی انسان معاصر دانسته و استدلال کرده است که قطع ارتباط آزاد شهروندان با جهان، نشانهای از شکاف میان «قدرت فناورانه» و «تمدن فناورانه» است. آلاحمد همچنین این پرسش را مطرح کرده که چگونه حکومتی که دستیابی به فناوریهای پیشرفته را مایه افتخار میداند، همزمان ارتباط آزاد مردم با جهان را تهدید تلقی میکند.
متن این یادداشت به شرح زیر است:
در همان ساعات اول جنگ، نخستین گلولههای جمهوری اسلامی، پل ارتباط جهانی ایرانیان را هدف قرار داد و پیوند ما را با دنیا قطع کرد. میلیونها انسان، ناگهان از جهان حذف شدند و اینترنت ۸۸ روز در ایران خاموش شد، آن هم اینترنتی که در شرایط عادی و حالا نیز با سنگینترین اشکال فیلترینگ و سانسور به مردم تحویل میشود و نسبتی با اینترنت آزاد در اغلب کشورهای جهان ندارد. با این حال بسیاری از کارگزاران حکومت _ که خود به اینترنت بدون محدودیت، دسترسی دارند _ نه تنها این محرومیت گسترده را توجیه کردند، بلکه آن را نشانهای از اقتدار دانستند. میلیونها ایرانی در این ۳ ماه، نه صدایشان به جایی رسید، نه تصویری از زندگیشان منتشر شد و نه توانستند آزادانه ببینند جهان دربارهی آنها چه میگوید. گویی دورتادور کشوری، دیواری عظیم کشیده باشند. شاید تا پیش از این بسیاری میپنداشتند، اینترنت صرفاً ابزاری برای سرگرمی، کسب و کار یا حضور در شبکههای اجتماعی است، اما خاموشی بزرگ اخیر، نشان داد، اینترنت اکنون بخشی از حیات اجتماعی انسانهاست. قطع اینترنت فقط خاموش کردن چند وبسایت یا پیامرسان نیست، بلکه به مثابه بریدن سیستم عصبی یک جامعه است. تمدن جدید انسانی بر پایهی ارتباطات ساخته شده است. خاموشی اینترنت یعنی اختلال در اقتصاد، آموزش و پژوهش، اختلال در درمان، کسب و کار، حمل و نقل، آگاهی، دوستی، عشق و حتی از دست دادن حافظهی جمعی و تاریخ. به این ترتیب میلیونها انسان در انزوایی اجباری حذف شدند. حکومتها در گذشته برای کنترل جامعه کتاب میسوزاندند، روزنامهها را توقیف میکردند و کنشگران را زندانی میکردند، اما قدرت در قرن بیستویکم شکل تازهای پیدا کرده است: حذف انسان از جهان از طریق قطع ارتباط. انسانِ بدون پیوند اجتماعی، انسانی منزوی، خاموش و گرفتار در تاریکی است. پرسش اما این جاست: چگونه حکومتی که دستیابی به فنآوری هستهای، موشکی و نظامی را نشانه «پیشرفت» معرفی میکند، ابتداییترین شکل پیوند آزاد شهروندانش را قطع میکند؟ چگونه سانتریفیوژ و انرژی هستهای میتوانند به نماد غرور ملی تبدیل شوند، اما پیوند آزاد انسانها با جهان تهدید تلقی میشود؟ این شاید فقط یک تناقض سیاسی نیست؛ بلکه نشانهی نوعی عدم اقتدار و ناامنیِ عمیق قدرت است. اینجاست که تفاوت میان «قدرت فنآورانه» و «تمدن فنآورانه» آشکار میشود. داشتن فنآوری پیشرفته، الزاماً به معنای مدرن بودن یک جامعه نیست. تمدن مدرن فقط با پیچیدگی ابزارها تعریف نمیشود؛ بلکه با آزادی گردش اطلاعات، امکان ارتباط آزاد و اعتماد به شهروندان معنا پیدا میکند.
حکومتی که ارتباط آزاد مردمش با جهان را قطع میکند، حتی اگر به قلب اتم نفوذ کند، همچنان از معنای زندگی مدرن فاصلهی بسیار دارد.
#iran #DigitalBlackOutIran
@Tavaana_TavaanaTech
✍️مصطفا آلاحمد
مصطفی آلاحمد، نویسنده، فیلمساز و کارگردان ایرانی، با انتشار یادداشتی در اینستاگرام به قطع ۸۸ روزه اینترنت در ایران واکنش نشان داد و آن را «حذف میلیونها ایرانی از جهان» توصیف کرد. او در این نوشته، اینترنت را بخشی از حیات اجتماعی انسان معاصر دانسته و استدلال کرده است که قطع ارتباط آزاد شهروندان با جهان، نشانهای از شکاف میان «قدرت فناورانه» و «تمدن فناورانه» است. آلاحمد همچنین این پرسش را مطرح کرده که چگونه حکومتی که دستیابی به فناوریهای پیشرفته را مایه افتخار میداند، همزمان ارتباط آزاد مردم با جهان را تهدید تلقی میکند.
متن این یادداشت به شرح زیر است:
در همان ساعات اول جنگ، نخستین گلولههای جمهوری اسلامی، پل ارتباط جهانی ایرانیان را هدف قرار داد و پیوند ما را با دنیا قطع کرد. میلیونها انسان، ناگهان از جهان حذف شدند و اینترنت ۸۸ روز در ایران خاموش شد، آن هم اینترنتی که در شرایط عادی و حالا نیز با سنگینترین اشکال فیلترینگ و سانسور به مردم تحویل میشود و نسبتی با اینترنت آزاد در اغلب کشورهای جهان ندارد. با این حال بسیاری از کارگزاران حکومت _ که خود به اینترنت بدون محدودیت، دسترسی دارند _ نه تنها این محرومیت گسترده را توجیه کردند، بلکه آن را نشانهای از اقتدار دانستند. میلیونها ایرانی در این ۳ ماه، نه صدایشان به جایی رسید، نه تصویری از زندگیشان منتشر شد و نه توانستند آزادانه ببینند جهان دربارهی آنها چه میگوید. گویی دورتادور کشوری، دیواری عظیم کشیده باشند. شاید تا پیش از این بسیاری میپنداشتند، اینترنت صرفاً ابزاری برای سرگرمی، کسب و کار یا حضور در شبکههای اجتماعی است، اما خاموشی بزرگ اخیر، نشان داد، اینترنت اکنون بخشی از حیات اجتماعی انسانهاست. قطع اینترنت فقط خاموش کردن چند وبسایت یا پیامرسان نیست، بلکه به مثابه بریدن سیستم عصبی یک جامعه است. تمدن جدید انسانی بر پایهی ارتباطات ساخته شده است. خاموشی اینترنت یعنی اختلال در اقتصاد، آموزش و پژوهش، اختلال در درمان، کسب و کار، حمل و نقل، آگاهی، دوستی، عشق و حتی از دست دادن حافظهی جمعی و تاریخ. به این ترتیب میلیونها انسان در انزوایی اجباری حذف شدند. حکومتها در گذشته برای کنترل جامعه کتاب میسوزاندند، روزنامهها را توقیف میکردند و کنشگران را زندانی میکردند، اما قدرت در قرن بیستویکم شکل تازهای پیدا کرده است: حذف انسان از جهان از طریق قطع ارتباط. انسانِ بدون پیوند اجتماعی، انسانی منزوی، خاموش و گرفتار در تاریکی است. پرسش اما این جاست: چگونه حکومتی که دستیابی به فنآوری هستهای، موشکی و نظامی را نشانه «پیشرفت» معرفی میکند، ابتداییترین شکل پیوند آزاد شهروندانش را قطع میکند؟ چگونه سانتریفیوژ و انرژی هستهای میتوانند به نماد غرور ملی تبدیل شوند، اما پیوند آزاد انسانها با جهان تهدید تلقی میشود؟ این شاید فقط یک تناقض سیاسی نیست؛ بلکه نشانهی نوعی عدم اقتدار و ناامنیِ عمیق قدرت است. اینجاست که تفاوت میان «قدرت فنآورانه» و «تمدن فنآورانه» آشکار میشود. داشتن فنآوری پیشرفته، الزاماً به معنای مدرن بودن یک جامعه نیست. تمدن مدرن فقط با پیچیدگی ابزارها تعریف نمیشود؛ بلکه با آزادی گردش اطلاعات، امکان ارتباط آزاد و اعتماد به شهروندان معنا پیدا میکند.
حکومتی که ارتباط آزاد مردمش با جهان را قطع میکند، حتی اگر به قلب اتم نفوذ کند، همچنان از معنای زندگی مدرن فاصلهی بسیار دارد.
#iran #DigitalBlackOutIran
@Tavaana_TavaanaTech
💔15❤5👍4💯2