This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ادامه اعتصاب غذا و تحصن حدود ۱۵۰۰ زندانی در قزلحصار در اعتراض به احکام اعدام جرایم مواد مخدر
حدود ۱۵۰۰ زندانی در واحد ۲ زندان قزلحصار، روز چهارشنبه ۲۴ تیرماه برای سومین روز متوالی به اعتصاب غذا و تحصن ادامه دادند.
این زندانیان در اعتراض به ازسرگیری اجرای احکام اعدام و عملنشدن به وعدههای مسئولان درباره اصلاح قوانین مرتبط با محکومان جرایم مواد مخدر دست به اعتراض زدهاند.
معترضان اعلام کردهاند تا زمان رسیدگی به مطالباتشان و توقف روند اعدامها به اعتصاب و تحصن ادامه خواهند داد.
ویدیوهای منتشر شده در شبکههای اجتماعی نشان میدهد که در سوم روز این اعتصاب غذا برخی از زندانیان دچار بیحالی و ضعف شدید شدند.
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
حدود ۱۵۰۰ زندانی در واحد ۲ زندان قزلحصار، روز چهارشنبه ۲۴ تیرماه برای سومین روز متوالی به اعتصاب غذا و تحصن ادامه دادند.
این زندانیان در اعتراض به ازسرگیری اجرای احکام اعدام و عملنشدن به وعدههای مسئولان درباره اصلاح قوانین مرتبط با محکومان جرایم مواد مخدر دست به اعتراض زدهاند.
معترضان اعلام کردهاند تا زمان رسیدگی به مطالباتشان و توقف روند اعدامها به اعتصاب و تحصن ادامه خواهند داد.
ویدیوهای منتشر شده در شبکههای اجتماعی نشان میدهد که در سوم روز این اعتصاب غذا برخی از زندانیان دچار بیحالی و ضعف شدید شدند.
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔15🕊8
Forwarded from گفتوشنود
۱۳۷ روز حبس بدون تصمیم؛ تداوم بازداشت برنا نعیمی شهروند بهائی در زندان کرمان
۱۳۷ روز پس از دستگیری برنا نعیمی، جوان ۲۹ سالهٔ بهائی ساکن کرمان، او همچنان در بلاتکلیفی در زندان این شهر بهسر برده و تاکنون با آزادیاش به قید وثیقه موافقت نشده است. این در حالی است که حدود یک ماه از برگزاری جلسهٔ دادگاه او در تاریخ ۴ خرداد ۱۴۰۵ در دادگاه انقلاب کرمان میگذرد و هنوز هیچ حکمی برای او صادر نشده است.
برنا نعیمی، در دوران بازداشت، با هدف اخذ اعتراف اجباری، تحت شکنجههای روحی و جسمی قرار گرفته و از جمله دو بار اعدام نمایشی را تجربه کرده است. او پدر یک کودک سهساله است و تداوم بازداشت و دوری از فرزند، رنج و فشار مضاعفی بر او و خانوادهاش تحمیل کرده است.
در همین رابطه، جامعهٔ جهانی بهائی پیشتر با صدور بیانیهای، ضمن ابراز نگرانی عمیق نسبت به تشدید آزار و سرکوب بهائیان در ایران، نسبت به تلاش حکومت برای مقصر جلوه دادن آنان در شرایط بحرانی هشدار داده بود.
#بهاییان_ایران #داستان_ما_یکیست #برنا_نعیمی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
۱۳۷ روز حبس بدون تصمیم؛ تداوم بازداشت برنا نعیمی شهروند بهائی در زندان کرمان
۱۳۷ روز پس از دستگیری برنا نعیمی، جوان ۲۹ سالهٔ بهائی ساکن کرمان، او همچنان در بلاتکلیفی در زندان این شهر بهسر برده و تاکنون با آزادیاش به قید وثیقه موافقت نشده است. این در حالی است که حدود یک ماه از برگزاری جلسهٔ دادگاه او در تاریخ ۴ خرداد ۱۴۰۵ در دادگاه انقلاب کرمان میگذرد و هنوز هیچ حکمی برای او صادر نشده است.
برنا نعیمی، در دوران بازداشت، با هدف اخذ اعتراف اجباری، تحت شکنجههای روحی و جسمی قرار گرفته و از جمله دو بار اعدام نمایشی را تجربه کرده است. او پدر یک کودک سهساله است و تداوم بازداشت و دوری از فرزند، رنج و فشار مضاعفی بر او و خانوادهاش تحمیل کرده است.
در همین رابطه، جامعهٔ جهانی بهائی پیشتر با صدور بیانیهای، ضمن ابراز نگرانی عمیق نسبت به تشدید آزار و سرکوب بهائیان در ایران، نسبت به تلاش حکومت برای مقصر جلوه دادن آنان در شرایط بحرانی هشدار داده بود.
#بهاییان_ایران #داستان_ما_یکیست #برنا_نعیمی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤8🕊5💔4
Forwarded from گفتوشنود
آیا میدانستید؟
دهوا رَبّا: آغازی برای آفرینش
آیا میدانستید در آیین مندایی، عید دهوا رَبّا، سال نو مندایی (عید بزرگ) که در تقویم شمسی با اواخر تیرماه مصادف است، به عنوان روز آغازین آفرینش و دمیده شدن روح الهی در کالبد آدم و حوا گرامی داشته میشود؟
بسیاری از ما با نام منداییان آشنا هستیم، اما شاید ندانیم که این قوم یکی از کهنترین جوامع دینی و موحد جهان هستند که آیین آنها پیوندی ناگسستنی با آب جاری دارد.
▪️دهوا رَبّا؛ ۳۶ ساعت نیایش و سکوت
در این روز، منداییان معتقدند فرشتگان نگهبان زمین به آسمان صعود میکنند تا گزارش اعمال یکساله انسانها را به درگاه خداوند ببرند. به همین دلیل، پیروان این آیین در یک دوره ۳۶ ساعته، از حضور در اجتماع و انجام هرگونه کار دنیوی پرهیز کرده و با ماندن در خانههای خود، به دعا و راز و نیاز با آفریدگار مشغول میشوند. این روز نماد پاکی، آغاز دوباره و یادآور پیمان نخستینِ انسان با خالق است.
▪️منداییان؛ موحدانی در پیوند با آب
منداییان که به «صابئین مندایی» نیز شناخته میشوند، پیروان یحیی تعمید دهنده هستند، هرچند که این آیین پیشینهای کهنتر دارد. کلمه «مندا» در زبان آرامی به معنای «دانش» یا «عرفان» است؛ بنابراین «مندایی» به معنای «عارف» یا «کسی که دارای معرفت الهی است» میباشد.
▪️اصالت دینی:
منداییان خود را از نسل شیث (فرزند آدم) میدانند و آیین آنها بر پایه یکتاپرستی و پرهیز از بتپرستی استوار است.
▪️اهمیت آب:
مهمترین رکن آیین مندایی، مراسم «تعمید» در آب روان است. آب نزد آنها «اردن» نامیده میشود و نماد پاکی، حیات و روشنایی الهی است. هیچ مراسم دینی یا غیردینی (از ازدواج تا مراسم یادبود) بدون طهارت در آب جاری برای آنها کامل نیست.
▪️فرهنگ و تاریخ:
این جامعه که پیشینهای هزارانساله دارد، میراثدار زبان آرامی (بهعنوان زبان متون مقدسشان) هستند. آنها همواره به عنوان مردمی صلحجو، هنرمند و بهویژه در ساخت زیورآلات و طلاسازی (میناکاری) مشهور بودهاند.
منداییان، با وجود قرنها فراز و نشیب تاریخی و پراکندگی در مناطق مختلف، همچنان با پایبندی به آیینهای خود، از جمله دهوا رَبّا، میراث معنوی و فرهنگی نیاکان خود را زنده نگه داشتهاند.
#مندایی #دهواربا #آیین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
دهوا رَبّا: آغازی برای آفرینش
آیا میدانستید در آیین مندایی، عید دهوا رَبّا، سال نو مندایی (عید بزرگ) که در تقویم شمسی با اواخر تیرماه مصادف است، به عنوان روز آغازین آفرینش و دمیده شدن روح الهی در کالبد آدم و حوا گرامی داشته میشود؟
بسیاری از ما با نام منداییان آشنا هستیم، اما شاید ندانیم که این قوم یکی از کهنترین جوامع دینی و موحد جهان هستند که آیین آنها پیوندی ناگسستنی با آب جاری دارد.
▪️دهوا رَبّا؛ ۳۶ ساعت نیایش و سکوت
در این روز، منداییان معتقدند فرشتگان نگهبان زمین به آسمان صعود میکنند تا گزارش اعمال یکساله انسانها را به درگاه خداوند ببرند. به همین دلیل، پیروان این آیین در یک دوره ۳۶ ساعته، از حضور در اجتماع و انجام هرگونه کار دنیوی پرهیز کرده و با ماندن در خانههای خود، به دعا و راز و نیاز با آفریدگار مشغول میشوند. این روز نماد پاکی، آغاز دوباره و یادآور پیمان نخستینِ انسان با خالق است.
▪️منداییان؛ موحدانی در پیوند با آب
منداییان که به «صابئین مندایی» نیز شناخته میشوند، پیروان یحیی تعمید دهنده هستند، هرچند که این آیین پیشینهای کهنتر دارد. کلمه «مندا» در زبان آرامی به معنای «دانش» یا «عرفان» است؛ بنابراین «مندایی» به معنای «عارف» یا «کسی که دارای معرفت الهی است» میباشد.
▪️اصالت دینی:
منداییان خود را از نسل شیث (فرزند آدم) میدانند و آیین آنها بر پایه یکتاپرستی و پرهیز از بتپرستی استوار است.
▪️اهمیت آب:
مهمترین رکن آیین مندایی، مراسم «تعمید» در آب روان است. آب نزد آنها «اردن» نامیده میشود و نماد پاکی، حیات و روشنایی الهی است. هیچ مراسم دینی یا غیردینی (از ازدواج تا مراسم یادبود) بدون طهارت در آب جاری برای آنها کامل نیست.
▪️فرهنگ و تاریخ:
این جامعه که پیشینهای هزارانساله دارد، میراثدار زبان آرامی (بهعنوان زبان متون مقدسشان) هستند. آنها همواره به عنوان مردمی صلحجو، هنرمند و بهویژه در ساخت زیورآلات و طلاسازی (میناکاری) مشهور بودهاند.
منداییان، با وجود قرنها فراز و نشیب تاریخی و پراکندگی در مناطق مختلف، همچنان با پایبندی به آیینهای خود، از جمله دهوا رَبّا، میراث معنوی و فرهنگی نیاکان خود را زنده نگه داشتهاند.
#مندایی #دهواربا #آیین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍13❤4
این روایت را بخوانید!
پزشکی مدرن بر پایه سالها پژوهش، تجربه و شواهد علمی بنا شده است، اما همچنان روایتهایی از این دست در جامعه رواج دارد که بیماریهای مادرزادی را به دخالت نیروهای ماورایی یا شخصیتهای مذهبی نسبت میدهند. چنین روایتهایی نهتنها هیچ پشتوانه علمی ندارند، بلکه میتوانند خانوادهها را از شناخت علت واقعی بیماریها و پیگیری درمان مناسب دور کنند.
ترویج این نوع خرافات در جامعهای که سالها آموزش علمی و تفکر انتقادی در آن تضعیف شده، اتفاقی نیست. حکومت و نهادهای مذهبی وابسته به آن، بارها به جای تکیه بر علم، برای توضیح پدیدههای طبیعی، بیماریها و رخدادهای اجتماعی به روایتهای غیرقابل راستیآزمایی متوسل شدهاند. این رویکرد، به جای تقویت خردورزی، وابستگی به خرافات و پذیرش بیچونوچرای ادعاهای غیرعلمی را گسترش میدهد.
جامعهای که در آن علم، پزشکی و تفکر نقادانه جای خود را به خرافه بدهد، نهتنها در برابر بیماریها آسیبپذیرتر میشود، بلکه توانایی تشخیص واقعیت از باورهای بیپشتوانه را نیز به تدریج از دست میدهد.
@Tavaana_TavaanaTech
پزشکی مدرن بر پایه سالها پژوهش، تجربه و شواهد علمی بنا شده است، اما همچنان روایتهایی از این دست در جامعه رواج دارد که بیماریهای مادرزادی را به دخالت نیروهای ماورایی یا شخصیتهای مذهبی نسبت میدهند. چنین روایتهایی نهتنها هیچ پشتوانه علمی ندارند، بلکه میتوانند خانوادهها را از شناخت علت واقعی بیماریها و پیگیری درمان مناسب دور کنند.
ترویج این نوع خرافات در جامعهای که سالها آموزش علمی و تفکر انتقادی در آن تضعیف شده، اتفاقی نیست. حکومت و نهادهای مذهبی وابسته به آن، بارها به جای تکیه بر علم، برای توضیح پدیدههای طبیعی، بیماریها و رخدادهای اجتماعی به روایتهای غیرقابل راستیآزمایی متوسل شدهاند. این رویکرد، به جای تقویت خردورزی، وابستگی به خرافات و پذیرش بیچونوچرای ادعاهای غیرعلمی را گسترش میدهد.
جامعهای که در آن علم، پزشکی و تفکر نقادانه جای خود را به خرافه بدهد، نهتنها در برابر بیماریها آسیبپذیرتر میشود، بلکه توانایی تشخیص واقعیت از باورهای بیپشتوانه را نیز به تدریج از دست میدهد.
@Tavaana_TavaanaTech
👍13👌4💯2
جواد لعلمحمدی، معلم زندانی، فعال صنفی فرهنگیان و از امضاکنندگان «بیانیه ۱۴»، در زندان وکیلآباد مشهد مورد ضربوشتم قرار گرفته است.
بر اساس گزارش «کمیته آزادی زندانیان سیاسی»، آقای لعلمحمدی که دوران محکومیت خود را در بند ۶/۱ زندان وکیلآباد سپری میکند، هدف خشونت فیزیکی قرار گرفته است. انتشار تصاویر مربوط به این واقعه با واکنش گسترده فعالان مدنی و حقوق بشری روبهرو شده است.
ضربوشتم زندانیان و هرگونه رفتار خشونتآمیز با آنان، نقض حقوق بنیادین زندانیان و مغایر با تعهدات قانونی مسئولان زندان در حفظ جان و سلامت افراد تحت بازداشت است. مسئولان موظفاند درباره این حادثه بهصورت شفاف پاسخگو باشند و از تکرار چنین رفتارهایی جلوگیری کنند.
جواد لعلمحمدی از امضاکنندگان «بیانیه ۱۴» است؛ بیانیهای که در سال ۱۳۹۸ خواستار استعفای علی خامنهای و اصلاحات بنیادین در ساختار سیاسی کشور شد. او مهرماه ۱۴۰۰ توسط نیروهای امنیتی در مشهد بازداشت شد و همچنان دوران محکومیت خود را در زندان وکیلآباد سپری میکند.
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس گزارش «کمیته آزادی زندانیان سیاسی»، آقای لعلمحمدی که دوران محکومیت خود را در بند ۶/۱ زندان وکیلآباد سپری میکند، هدف خشونت فیزیکی قرار گرفته است. انتشار تصاویر مربوط به این واقعه با واکنش گسترده فعالان مدنی و حقوق بشری روبهرو شده است.
ضربوشتم زندانیان و هرگونه رفتار خشونتآمیز با آنان، نقض حقوق بنیادین زندانیان و مغایر با تعهدات قانونی مسئولان زندان در حفظ جان و سلامت افراد تحت بازداشت است. مسئولان موظفاند درباره این حادثه بهصورت شفاف پاسخگو باشند و از تکرار چنین رفتارهایی جلوگیری کنند.
جواد لعلمحمدی از امضاکنندگان «بیانیه ۱۴» است؛ بیانیهای که در سال ۱۳۹۸ خواستار استعفای علی خامنهای و اصلاحات بنیادین در ساختار سیاسی کشور شد. او مهرماه ۱۴۰۰ توسط نیروهای امنیتی در مشهد بازداشت شد و همچنان دوران محکومیت خود را در زندان وکیلآباد سپری میکند.
@Tavaana_TavaanaTech
💔15🕊5❤1
تداوم نگهداری مسعود فرهیخته در سلول انفرادی
بر اساس گزارشها منتشرشده در کانال تلگرام شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرنگیان، مسعود فرهیخته، فعال صنفی فرهنگیان که از ۲۴ شهریور ۱۴۰۴ برای اجرای حکم سه سال و شش ماه و یک روز حبس در زندان مرکزی کرج به سر میبرد، برای ششمین بار از زمان بازداشت به سلول انفرادی منتقل شده است.
بنابر این گزارش، آقای فرهیخته از ۹ تیر ۱۴۰۵ تاکنون در سلول انفرادی نگهداری میشود و اکنون شانزدهمین روز حبس انفرادی خود را سپری میکند. او در این مدت از تماس تلفنی و ملاقات با خانواده نیز محروم بوده است.
بر اساس اظهارات بازرس سازمان زندانها و مسئولان زندان، انتقال این معلم زندانی به سلول انفرادی در پی انتشار بیانیهای صورت گرفته که در آن اعلام کرده بود در دادگاهی که آن را فاقد معیارهای دادرسی عادلانه میداند، شرکت نخواهد کرد. به عبارت دیگر، آنچه زمینهساز این برخورد شده، نه ارتکاب خشونت یا جرم، بلکه بیان عقیده و اعتراض مسالمتآمیز بوده است.
همزمان گزارش شده است که زندانیان سالن ۱۶ نیز با محدودیتها و فشارهای بیشتری روبهرو شدهاند؛ از جمله کاهش امکان تماس با خانواده، قطع گاز و افت کیفیت و مقدار غذای زندانیان.
نگهداری طولانیمدت یک معلم در سلول انفرادی، آن هم صرفاً به دلیل انتشار یک بیانیه و ابراز نظر، مصداق برخوردی غیرانسانی و مجازاتی مضاعف است که با اصول اولیه حقوق بشر و کرامت انسانی در تعارض قرار دارد. مسعود فرهیخته نه به دلیل ارتکاب خشونت، بلکه به خاطر استفاده از حق بنیادین خود برای بیان عقیده در زندان است و اکنون نیز به دلیل همان حق، با مجازاتی مضاعف روبهرو شده است.
اساساً زندانی بودن یک معلم به دلیل فعالیت صنفی و بیان دیدگاههایش هیچ توجیهی ندارد. تشدید فشارها از طریق حبس انفرادی و محروم کردن او از ارتباط با خانواده نیز نه تنها بر بیعدالتی موجود میافزاید، بلکه نگرانیهای جدی درباره وضعیت سلامت جسمی و روانی او ایجاد میکند.
شایسته است همه فعالان مدنی، تشکلهای صنفی، نهادهای حقوق بشری و وجدانهای بیدار، نه تنها خواستار پایان فوری حبس انفرادی مسعود فرهیخته، انتقال او به بند عمومی بلکه خواستار آزادی بیقیدوشرط این معلم زندانی شوند. دفاع از آزادی معلمان برای بیان عقیده، دفاع از حق آموزش، آزادی اندیشه و کرامت انسانی است.
#مسعود_فرهیخته
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس گزارشها منتشرشده در کانال تلگرام شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرنگیان، مسعود فرهیخته، فعال صنفی فرهنگیان که از ۲۴ شهریور ۱۴۰۴ برای اجرای حکم سه سال و شش ماه و یک روز حبس در زندان مرکزی کرج به سر میبرد، برای ششمین بار از زمان بازداشت به سلول انفرادی منتقل شده است.
بنابر این گزارش، آقای فرهیخته از ۹ تیر ۱۴۰۵ تاکنون در سلول انفرادی نگهداری میشود و اکنون شانزدهمین روز حبس انفرادی خود را سپری میکند. او در این مدت از تماس تلفنی و ملاقات با خانواده نیز محروم بوده است.
بر اساس اظهارات بازرس سازمان زندانها و مسئولان زندان، انتقال این معلم زندانی به سلول انفرادی در پی انتشار بیانیهای صورت گرفته که در آن اعلام کرده بود در دادگاهی که آن را فاقد معیارهای دادرسی عادلانه میداند، شرکت نخواهد کرد. به عبارت دیگر، آنچه زمینهساز این برخورد شده، نه ارتکاب خشونت یا جرم، بلکه بیان عقیده و اعتراض مسالمتآمیز بوده است.
همزمان گزارش شده است که زندانیان سالن ۱۶ نیز با محدودیتها و فشارهای بیشتری روبهرو شدهاند؛ از جمله کاهش امکان تماس با خانواده، قطع گاز و افت کیفیت و مقدار غذای زندانیان.
نگهداری طولانیمدت یک معلم در سلول انفرادی، آن هم صرفاً به دلیل انتشار یک بیانیه و ابراز نظر، مصداق برخوردی غیرانسانی و مجازاتی مضاعف است که با اصول اولیه حقوق بشر و کرامت انسانی در تعارض قرار دارد. مسعود فرهیخته نه به دلیل ارتکاب خشونت، بلکه به خاطر استفاده از حق بنیادین خود برای بیان عقیده در زندان است و اکنون نیز به دلیل همان حق، با مجازاتی مضاعف روبهرو شده است.
اساساً زندانی بودن یک معلم به دلیل فعالیت صنفی و بیان دیدگاههایش هیچ توجیهی ندارد. تشدید فشارها از طریق حبس انفرادی و محروم کردن او از ارتباط با خانواده نیز نه تنها بر بیعدالتی موجود میافزاید، بلکه نگرانیهای جدی درباره وضعیت سلامت جسمی و روانی او ایجاد میکند.
شایسته است همه فعالان مدنی، تشکلهای صنفی، نهادهای حقوق بشری و وجدانهای بیدار، نه تنها خواستار پایان فوری حبس انفرادی مسعود فرهیخته، انتقال او به بند عمومی بلکه خواستار آزادی بیقیدوشرط این معلم زندانی شوند. دفاع از آزادی معلمان برای بیان عقیده، دفاع از حق آموزش، آزادی اندیشه و کرامت انسانی است.
#مسعود_فرهیخته
@Tavaana_TavaanaTech
💔14🕊8❤1
جمعی از مردان زندانی سیاسی و عقیدتی محبوس در اندرزگاه هفت زندان اوین با انتشار بیانیهای، ضمن اعلام حمایت از زنان زندانی این زندان، مقاومت آنان در دفاع از همبندیهای محکوم به اعدامشان را ستودند و برخورد مأموران با زنان زندانی را بهشدت محکوم کردند. امضاکنندگان این بیانیه همچنین خواستار ورود نهادهای حقوق بشری برای بررسی این رویداد و پیگیری مسئولیت مقامهای مرتبط شدند.
متن این بیانیه به شرح زیر است:
درود بر شرف شیرزنان دژ اوین!
بیشک، حماسهآفرینی شما بانوان عزیز در روز یکشنبه، ۲۱ تیر ۱۴۰۵، تلنگری است برای بخش منفعل و مسخشدهی جامعه ایران تا شاید کمی به خود آیند و هرچه زودتر از این ماتریکسِ رعب و وحشتِ سپاه تروریستی خارج شوند و منتظر پایان جنگ فعلی نمانند.
مقاومت و اتحاد شما در برابر انتقال همبندیهای محکوم به اعدامتان، در نوع خود، قابل ستایش است و این ایستادگی اقدامی فراجناحی بود. اما عمق فاجعه، حملهی داعشگونه و ناجوانمردانه مشتی گماشته بیشرف و بیوطن به عزیزان و نورچشمهای ملت است.
ما، جمعی از زندانیان عقیدتی ـ سیاسیِ محبوس در اندرزگاه هفت اوین، ضمن محکوم کردن این هتک حرمت و تجاوز بیسابقه به خطوط قرمز ملت، خواستار ورود تمامی نهادهای حقوق بشری برای تنظیم دادخواست و همچنین صدور کیفرخواست علیه آقایان غلامحسین محسنی اژهای، رئیس قوهٔ قضائیه؛ ذبیحالله جمشیدی، رئیس سازمان زندانها؛ محمد حاجیمزدرانی، رئیس زندان اوین؛ و حسین یوسفی، معاون سلامت زندان اوین، هستیم.
ما و تمام ملت ایران، صلیبی را که شما تنها و دستخالی در برابر مشتی مذکرِ بیوجود بر دوش کشیدید، در خط مقدم مقاومت به چشم دیدیم و درک کردیم. جانانه از دژتان دفاع کردید و از آن مراقبت نمودید.
دورادور سر تعظیم فرود میآوریم و دستانتان را نیز میبوسیم.
زندانیان سیاسی اوین – اندرزگاه هفت
#یا_مرگ_یا_آزادی
#آزادی #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
متن این بیانیه به شرح زیر است:
درود بر شرف شیرزنان دژ اوین!
بیشک، حماسهآفرینی شما بانوان عزیز در روز یکشنبه، ۲۱ تیر ۱۴۰۵، تلنگری است برای بخش منفعل و مسخشدهی جامعه ایران تا شاید کمی به خود آیند و هرچه زودتر از این ماتریکسِ رعب و وحشتِ سپاه تروریستی خارج شوند و منتظر پایان جنگ فعلی نمانند.
مقاومت و اتحاد شما در برابر انتقال همبندیهای محکوم به اعدامتان، در نوع خود، قابل ستایش است و این ایستادگی اقدامی فراجناحی بود. اما عمق فاجعه، حملهی داعشگونه و ناجوانمردانه مشتی گماشته بیشرف و بیوطن به عزیزان و نورچشمهای ملت است.
ما، جمعی از زندانیان عقیدتی ـ سیاسیِ محبوس در اندرزگاه هفت اوین، ضمن محکوم کردن این هتک حرمت و تجاوز بیسابقه به خطوط قرمز ملت، خواستار ورود تمامی نهادهای حقوق بشری برای تنظیم دادخواست و همچنین صدور کیفرخواست علیه آقایان غلامحسین محسنی اژهای، رئیس قوهٔ قضائیه؛ ذبیحالله جمشیدی، رئیس سازمان زندانها؛ محمد حاجیمزدرانی، رئیس زندان اوین؛ و حسین یوسفی، معاون سلامت زندان اوین، هستیم.
ما و تمام ملت ایران، صلیبی را که شما تنها و دستخالی در برابر مشتی مذکرِ بیوجود بر دوش کشیدید، در خط مقدم مقاومت به چشم دیدیم و درک کردیم. جانانه از دژتان دفاع کردید و از آن مراقبت نمودید.
دورادور سر تعظیم فرود میآوریم و دستانتان را نیز میبوسیم.
زندانیان سیاسی اوین – اندرزگاه هفت
#یا_مرگ_یا_آزادی
#آزادی #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
❤28🕊5💔4
Forwarded from گفتوشنود
چرا باید فرهنگ گفت و شنود را برجسته کرد؟
در کتاب «گفتوشنود درباره موضوعات دشوار» که توسط دو نویسنده آمریکایی در ایالت ویرجینیا در ایالات متحده آمریکا منتشر شده است آنان به اهمیت گفت و شنود و تاثیرات مثبت و غیرقابل انکار آن میپردازند.
حوزههای مورد نظر آنان درباره اهمیت گفت و شنود حوزههایی چون نژاد، اقتصاد و موضوعات قضایی را در بر میگیرد؛ اما با توجه به مشکلات بنیادیتری که ما در ایران داریم این حوزهها میتوانند فراتر و گستردهتر باشند.
اگر گمان میکنیم نظام سیاسی فراگیر و دموکراتیک بایستی بر مقدرات ایران حاکم شود، جز این است که فراگیری و دموکراتیک با گفت و شنود پیوندی سخت خورده است؟ جز این است که باید این فرهنگ را بیاموزیم؟
در بخشی از معرفی این کتاب آمده است: «گفتوشنود یک فرآیند برای صحبت درباره موضوعات پر از تنش است... شهروندان از گفتوشنود برای صحبت درباره تفاوتهای مذهبی در زمینه همجنسگرایی، مشکلات اجتماعی مانند چاقی کودکان، یا شکافهای نژادی میان اعضای اجتماع استفاده میکنند».
به مثال تفاوتهای مذهبی که نویسندگان پیشنهاد دادهاند درباره آن مدنیت جایگزین خشونت شود توجه کنیم؛ آیا ایرانیان کم از تعصب و خشکاندیشی و سختسری مذهبی ضربه خوردهاند؟ هنوز درد دو جوان که در اراک به اتهام «سب النبی» توسط جمهوری اسلامی اعدام شدند در میان ایرانیان تازه است.
راه گفت و شنود را بایستی باز کرد؛ با لگدکوب کردن تمامیتخواهی و توتالیتریسم.
- کتاب «گفت و شنود درباره موضوعات دشوار» توسط آموزشکده توانا پیش از این به فارسی ترجمه شده است. این لینک را کپی کنید و با استفاده از آن، پیدیاف کتاب را صورت رایگان دریافت کنید.
https://tavaana.org/dialogue-for-difficult-subjects/
#کتاب #کتاب_توانا #آداب_گفتگو #گفت_و_شنود #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در کتاب «گفتوشنود درباره موضوعات دشوار» که توسط دو نویسنده آمریکایی در ایالت ویرجینیا در ایالات متحده آمریکا منتشر شده است آنان به اهمیت گفت و شنود و تاثیرات مثبت و غیرقابل انکار آن میپردازند.
حوزههای مورد نظر آنان درباره اهمیت گفت و شنود حوزههایی چون نژاد، اقتصاد و موضوعات قضایی را در بر میگیرد؛ اما با توجه به مشکلات بنیادیتری که ما در ایران داریم این حوزهها میتوانند فراتر و گستردهتر باشند.
اگر گمان میکنیم نظام سیاسی فراگیر و دموکراتیک بایستی بر مقدرات ایران حاکم شود، جز این است که فراگیری و دموکراتیک با گفت و شنود پیوندی سخت خورده است؟ جز این است که باید این فرهنگ را بیاموزیم؟
در بخشی از معرفی این کتاب آمده است: «گفتوشنود یک فرآیند برای صحبت درباره موضوعات پر از تنش است... شهروندان از گفتوشنود برای صحبت درباره تفاوتهای مذهبی در زمینه همجنسگرایی، مشکلات اجتماعی مانند چاقی کودکان، یا شکافهای نژادی میان اعضای اجتماع استفاده میکنند».
به مثال تفاوتهای مذهبی که نویسندگان پیشنهاد دادهاند درباره آن مدنیت جایگزین خشونت شود توجه کنیم؛ آیا ایرانیان کم از تعصب و خشکاندیشی و سختسری مذهبی ضربه خوردهاند؟ هنوز درد دو جوان که در اراک به اتهام «سب النبی» توسط جمهوری اسلامی اعدام شدند در میان ایرانیان تازه است.
راه گفت و شنود را بایستی باز کرد؛ با لگدکوب کردن تمامیتخواهی و توتالیتریسم.
- کتاب «گفت و شنود درباره موضوعات دشوار» توسط آموزشکده توانا پیش از این به فارسی ترجمه شده است. این لینک را کپی کنید و با استفاده از آن، پیدیاف کتاب را صورت رایگان دریافت کنید.
https://tavaana.org/dialogue-for-difficult-subjects/
#کتاب #کتاب_توانا #آداب_گفتگو #گفت_و_شنود #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍6👌1🕊1
نه به اعدام
بخش اول
پیام همراهان (از زندانیان سیاسی سابق)
در برههای از زندگی میکنیم که هر روز با خبر اعدام بیدار میشویم و هر شب با خبر انتقال تعدادی دیگر از زندانیان به سوئیتهای اجرای حکم میخوابیم؛ به قدری که دیگر نامها و چهرهها برای بسیاری از ما به تیترهایی تکراری در ذهن تبدیل شدهاند.
اما آنچه فراتر از یک تیتر خبری است، عمق فاجعهای است که هنوز آنگونه که باید، از سوی جامعه درک نشده است. آیا اعدام حکمی سزاوارانه است یا قتلی سیستماتیک همراه با شکنجه روانی، با هدف ارعاب و کنترل یک جامعه ملتهب؟
آنچه مسلم است، این است که ذیل حاکمیت جمهوری اسلامی، اعدام نه صرفاً یک حکم قضایی، بلکه به یک ایدئولوژی تبدیل شده است. این را زمانی فهمیدم که سالها پیش، در یکی از پروندههایم که بخشی از آن مربوط به کمپین «نه به اعدام نوید افکاری» بود، بهشدت تحت بازجوییهای فشرده و توهینهای بازجوها قرار گرفتم. آن روز فهمیدم که گویی انتقاد از این حکم وحشیانه، به مثابه توهین به یکی از ارکان جمهوری اسلامی تلقی میشود.
اما چرا؟
چرا تلاش برای نجات جان انسانها در رژیمهای توتالیتر میتواند پیامدهای سنگین داشته باشد؟
چرا گره زدن جان انسانها با اتهامهایی چون «محاربه» و «بغی»، کمتر از آنچه باید مورد توجه حقوقدانان قرار گرفته است؟
آیا اکثریت جامعه پذیرفتهاند که اعتراض به یک رژیم دیکتاتورمحور دینی، مصداق جنگ با خداست؟ یا محافظهکاری را به وظیفه ترجیح میدهند؟
در شرایطی که بیکفایتی و ستم حاکمیت بر مردم میتواند مصداق نامشروع بودن یک حکومت باشد، چرا کمتر کسی از اصل حق مردم بر تعیین سرنوشت خود سخن میگوید؟
حتی در جرائم عمومی مانند مواد مخدر، در حالی که کارتل اصلی آن ــ سپاه پاسداران ــ در حال تجارت است، چرا خردهپاها را به چوبه دار میسپارند؟
و در رژیمی که میکشد، چون فقط میخواهد بکشد، راهکار مقابله با اعدامهای خودسرانه چیست؟
پاسخ به پرسشهای این بخش را به حقوقدانان مستقل واگذار میکنم. در بخش بعدی، از وجه انسانی این موضوع، آنگونه که خود شاهد بودهام، خواهم گفت؛ اینکه آیا حتی در شرایط قتل، اعدام با جرم ارتکابی تناسب دارد یا خیر...
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
بخش اول
پیام همراهان (از زندانیان سیاسی سابق)
در برههای از زندگی میکنیم که هر روز با خبر اعدام بیدار میشویم و هر شب با خبر انتقال تعدادی دیگر از زندانیان به سوئیتهای اجرای حکم میخوابیم؛ به قدری که دیگر نامها و چهرهها برای بسیاری از ما به تیترهایی تکراری در ذهن تبدیل شدهاند.
اما آنچه فراتر از یک تیتر خبری است، عمق فاجعهای است که هنوز آنگونه که باید، از سوی جامعه درک نشده است. آیا اعدام حکمی سزاوارانه است یا قتلی سیستماتیک همراه با شکنجه روانی، با هدف ارعاب و کنترل یک جامعه ملتهب؟
آنچه مسلم است، این است که ذیل حاکمیت جمهوری اسلامی، اعدام نه صرفاً یک حکم قضایی، بلکه به یک ایدئولوژی تبدیل شده است. این را زمانی فهمیدم که سالها پیش، در یکی از پروندههایم که بخشی از آن مربوط به کمپین «نه به اعدام نوید افکاری» بود، بهشدت تحت بازجوییهای فشرده و توهینهای بازجوها قرار گرفتم. آن روز فهمیدم که گویی انتقاد از این حکم وحشیانه، به مثابه توهین به یکی از ارکان جمهوری اسلامی تلقی میشود.
اما چرا؟
چرا تلاش برای نجات جان انسانها در رژیمهای توتالیتر میتواند پیامدهای سنگین داشته باشد؟
چرا گره زدن جان انسانها با اتهامهایی چون «محاربه» و «بغی»، کمتر از آنچه باید مورد توجه حقوقدانان قرار گرفته است؟
آیا اکثریت جامعه پذیرفتهاند که اعتراض به یک رژیم دیکتاتورمحور دینی، مصداق جنگ با خداست؟ یا محافظهکاری را به وظیفه ترجیح میدهند؟
در شرایطی که بیکفایتی و ستم حاکمیت بر مردم میتواند مصداق نامشروع بودن یک حکومت باشد، چرا کمتر کسی از اصل حق مردم بر تعیین سرنوشت خود سخن میگوید؟
حتی در جرائم عمومی مانند مواد مخدر، در حالی که کارتل اصلی آن ــ سپاه پاسداران ــ در حال تجارت است، چرا خردهپاها را به چوبه دار میسپارند؟
و در رژیمی که میکشد، چون فقط میخواهد بکشد، راهکار مقابله با اعدامهای خودسرانه چیست؟
پاسخ به پرسشهای این بخش را به حقوقدانان مستقل واگذار میکنم. در بخش بعدی، از وجه انسانی این موضوع، آنگونه که خود شاهد بودهام، خواهم گفت؛ اینکه آیا حتی در شرایط قتل، اعدام با جرم ارتکابی تناسب دارد یا خیر...
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
❤10🕊8👌1💯1
مادر حسن رونقی: مسئولیت جان فرزندم با بازداشتکنندگان اوست؛ حسن را آزاد کنید
زلیخا موسوی، مادر حسن رونقی، با انتشار متنی در صفحه اینستاگرام خود از بازداشت خشونتآمیز فرزندش، اعتصاب غذای او و نگرانی عمیق خانوادهاش خبر داد و مسئولیت سلامت و جان او را متوجه نهادهای بازداشتکننده دانست.
او نوشت که چند روز پیش مأموران لباسشخصی حسن رونقی را مقابل مغازه پدرش و در برابر چشم مردم، با ضربوشتم بازداشت و با خود بردند.
مادر حسن رونقی با اشاره به تکرار بازداشتهای فرزندش نوشت: «نمیدانم یک مادر تا کجا باید این همه نگرانی را تحمل کند و چند بار باید شاهد بازداشت فرزندانش باشد. مگر فرزندان من جز اینکه مردم این کشور بتوانند با آزادی و آرامش زندگی کنند، چه میخواهند؟ سالهاست زندگی ما با فشار روانی، بازداشت و تهدید گره خورده است.»
او همچنین تأکید کرد که این رنج تنها به خانواده او محدود نیست و افزود: «امروز صدای مادرانی از گوشهوکنار ایران بلند است که فرزندانشان در خیابانها کشته شدهاند، در زندانها چشمانتظار ماندهاند یا هر روز با نگرانی از بازداشت، سرکوب و اعدام زندگی میکنند.»
زلیخا موسوی در ادامه از اعتصاب غذای حسن رونقی خبر داد و نوشت: «امروز حسن غذا و دارو نمیخورد. جانش به لبش رسیده و اعتصاب غذا کرده است. به دلیل وخامت وضعیت جسمانیاش، او را به بهداری زندان منتقل کردهاند.»
او با طرح این پرسش که «تا کی باید سهم خانوادهها از اعتراض و خواستن یک زندگی شرافتمندانه، نگرانی، بازداشت و زندان باشد؟»، از رنج مادرانی گفت که هر شب در انتظار خبری از فرزندان خود هستند.
مادر حسن رونقی همچنین نوشت: «من فقط یک مادرم. یک مادر میداند وقتی میگویم رنج بچههایم مرا بیشتر از آنها آزار میدهد، یعنی چه. یک مادر حاضر است خودش بمیرد، اما بچهاش تب هم نکند. نه قدرتی دارم و نه چیزی جز صدایم. تنها خواستهام سلامت و آزادی فرزندانم و همه جوانان این سرزمین است. سالهاست با همین نگرانی زندگی کردهام و امروز هم سکوت نمیکنم.»
او در پایان با تأکید بر اینکه «مسئولیت سلامت و جان حسن بر عهده کسانی است که او را با ضربوشتم بازداشت کرده و با خود بردهاند»، افزود: «بچههای ما دزد، قاتل، اختلاسگر یا مجرم نیستند. آنها معترضند. مثل همه مردمی که از این همه فشار و بیعدالتی به ستوه آمدهاند.»
زلیخا موسوی در پایان خواستار آزادی فوری فرزندش شد و نوشت: «حسن را آزاد کنید..»
#حسن_رونقی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
زلیخا موسوی، مادر حسن رونقی، با انتشار متنی در صفحه اینستاگرام خود از بازداشت خشونتآمیز فرزندش، اعتصاب غذای او و نگرانی عمیق خانوادهاش خبر داد و مسئولیت سلامت و جان او را متوجه نهادهای بازداشتکننده دانست.
او نوشت که چند روز پیش مأموران لباسشخصی حسن رونقی را مقابل مغازه پدرش و در برابر چشم مردم، با ضربوشتم بازداشت و با خود بردند.
مادر حسن رونقی با اشاره به تکرار بازداشتهای فرزندش نوشت: «نمیدانم یک مادر تا کجا باید این همه نگرانی را تحمل کند و چند بار باید شاهد بازداشت فرزندانش باشد. مگر فرزندان من جز اینکه مردم این کشور بتوانند با آزادی و آرامش زندگی کنند، چه میخواهند؟ سالهاست زندگی ما با فشار روانی، بازداشت و تهدید گره خورده است.»
او همچنین تأکید کرد که این رنج تنها به خانواده او محدود نیست و افزود: «امروز صدای مادرانی از گوشهوکنار ایران بلند است که فرزندانشان در خیابانها کشته شدهاند، در زندانها چشمانتظار ماندهاند یا هر روز با نگرانی از بازداشت، سرکوب و اعدام زندگی میکنند.»
زلیخا موسوی در ادامه از اعتصاب غذای حسن رونقی خبر داد و نوشت: «امروز حسن غذا و دارو نمیخورد. جانش به لبش رسیده و اعتصاب غذا کرده است. به دلیل وخامت وضعیت جسمانیاش، او را به بهداری زندان منتقل کردهاند.»
او با طرح این پرسش که «تا کی باید سهم خانوادهها از اعتراض و خواستن یک زندگی شرافتمندانه، نگرانی، بازداشت و زندان باشد؟»، از رنج مادرانی گفت که هر شب در انتظار خبری از فرزندان خود هستند.
مادر حسن رونقی همچنین نوشت: «من فقط یک مادرم. یک مادر میداند وقتی میگویم رنج بچههایم مرا بیشتر از آنها آزار میدهد، یعنی چه. یک مادر حاضر است خودش بمیرد، اما بچهاش تب هم نکند. نه قدرتی دارم و نه چیزی جز صدایم. تنها خواستهام سلامت و آزادی فرزندانم و همه جوانان این سرزمین است. سالهاست با همین نگرانی زندگی کردهام و امروز هم سکوت نمیکنم.»
او در پایان با تأکید بر اینکه «مسئولیت سلامت و جان حسن بر عهده کسانی است که او را با ضربوشتم بازداشت کرده و با خود بردهاند»، افزود: «بچههای ما دزد، قاتل، اختلاسگر یا مجرم نیستند. آنها معترضند. مثل همه مردمی که از این همه فشار و بیعدالتی به ستوه آمدهاند.»
زلیخا موسوی در پایان خواستار آزادی فوری فرزندش شد و نوشت: «حسن را آزاد کنید..»
#حسن_رونقی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
❤22💔15🕊4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ادامه اعتصاب غذا و تحصن حدود ۱۵۰۰ زندانی در قزلحصار در اعتراض به احکام اعدام جرایم مواد مخدر
حدود ۱۵۰۰ زندانی در واحد ۲ زندان قزلحصار، روز پنجشنبه ۲۵ تیرماه برای چهارمین روز متوالی به اعتصاب غذا و تحصن ادامه دادند.
این زندانیان در اعتراض به ازسرگیری اجرای احکام اعدام و عملنشدن به وعدههای مسئولان درباره اصلاح قوانین مرتبط با محکومان جرایم مواد مخدر دست به اعتراض زدهاند.
معترضان اعلام کردهاند تا زمان رسیدگی به مطالباتشان و توقف روند اعدامها به اعتصاب و تحصن ادامه خواهند داد.
ویدیوهای منتشر شده در شبکههای اجتماعی نشان میدهد که در سوم روز این اعتصاب غذا برخی از زندانیان دچار بیحالی و ضعف شدید شدند.
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
ادامه اعتصاب غذا و تحصن حدود ۱۵۰۰ زندانی در قزلحصار در اعتراض به احکام اعدام جرایم مواد مخدر
حدود ۱۵۰۰ زندانی در واحد ۲ زندان قزلحصار، روز پنجشنبه ۲۵ تیرماه برای چهارمین روز متوالی به اعتصاب غذا و تحصن ادامه دادند.
این زندانیان در اعتراض به ازسرگیری اجرای احکام اعدام و عملنشدن به وعدههای مسئولان درباره اصلاح قوانین مرتبط با محکومان جرایم مواد مخدر دست به اعتراض زدهاند.
معترضان اعلام کردهاند تا زمان رسیدگی به مطالباتشان و توقف روند اعدامها به اعتصاب و تحصن ادامه خواهند داد.
ویدیوهای منتشر شده در شبکههای اجتماعی نشان میدهد که در سوم روز این اعتصاب غذا برخی از زندانیان دچار بیحالی و ضعف شدید شدند.
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔16🕊7❤2