This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوازدهم شهریور، زادروز زمینی جوان عزیزی بود که پرواز را زودتر از فصل خویش تجربه کرد؛ یادبود سالگردِ تولد جاویدنام «محمد احمدی»، همان قامت برومندی که در هجدهم دیماه، در خیابانهای نورآباد ممسنی، با سرب داغ گلوله ماموران جمهوری اسلامی از نفس افتاد و نامش در تاریخ دادخواهی جاودانه شد.
خانواده و نزدیکانش با دلهایی آکنده از غم دوری او، بر سر مزارش گرد آمدهاند تا برای جوانشان که دیگر نیست، شمع یادبوتی روشن کنند.
محمد، زادروزت در خاک جوانه زد، اما یاد آن چشمهای پرنور و عزم ستایشبرانگیزت برای آزادی، بر پیشانی این روزگار تاریک میدرخشد.
تو در جان این سرزمین ریشه دواندهای؛ راهت تا همیشه روشن.
#جاویدنام_محمد_احمدی #دادخواهی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
خانواده و نزدیکانش با دلهایی آکنده از غم دوری او، بر سر مزارش گرد آمدهاند تا برای جوانشان که دیگر نیست، شمع یادبوتی روشن کنند.
محمد، زادروزت در خاک جوانه زد، اما یاد آن چشمهای پرنور و عزم ستایشبرانگیزت برای آزادی، بر پیشانی این روزگار تاریک میدرخشد.
تو در جان این سرزمین ریشه دواندهای؛ راهت تا همیشه روشن.
#جاویدنام_محمد_احمدی #دادخواهی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤15💔8🕊5
علیمحمد باغشاهی، دانشجوی دانشگاه بهشتی، بازداشت شد
علیمحمد باغشاهی، دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی دانشگاه بهشتی، پس از مراجعه به دادسرای یزد برای جلسه بازپرسی بازداشت و به زندان مرکزی یزد منتقل شد.
به گزارش صنف مستقل دانشجویان بهشتی، باغشاهی هفته گذشته با شکایت وزارت اطلاعات و با اتهاماتی از جمله «اقدام رسانهای علیه امنیت ملی»، «فعالیت تبلیغی علیه نظام و به نفع گروههای مخالف نظام» و «توهین به مقام معظم رهبری» احضار و تفهیم اتهام شده بود.
بر اساس این گزارش، بازداشت او صبح روز ۱۵ شهریور انجام شده است. صنف مستقل دانشجویان بهشتی از وزارت علوم و مسئولان دانشگاه بهشتی خواسته است وضعیت این دانشجو را پیگیری کرده و برای آزادی او اقدام کنند.
#علی_محمد_باغشاهی #دانشجو #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
علیمحمد باغشاهی، دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی دانشگاه بهشتی، پس از مراجعه به دادسرای یزد برای جلسه بازپرسی بازداشت و به زندان مرکزی یزد منتقل شد.
به گزارش صنف مستقل دانشجویان بهشتی، باغشاهی هفته گذشته با شکایت وزارت اطلاعات و با اتهاماتی از جمله «اقدام رسانهای علیه امنیت ملی»، «فعالیت تبلیغی علیه نظام و به نفع گروههای مخالف نظام» و «توهین به مقام معظم رهبری» احضار و تفهیم اتهام شده بود.
بر اساس این گزارش، بازداشت او صبح روز ۱۵ شهریور انجام شده است. صنف مستقل دانشجویان بهشتی از وزارت علوم و مسئولان دانشگاه بهشتی خواسته است وضعیت این دانشجو را پیگیری کرده و برای آزادی او اقدام کنند.
#علی_محمد_باغشاهی #دانشجو #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
🕊11❤4💔1
بازداشت و انتقال مطهره گونهای به زندان برای اجرای حکم حبس
«مطهره گونهای»، فعال دانشجویی سابق و دانشجوی اخراجشده دانشگاه علوم پزشکی تهران، برای اجرای حکم حبس خود بازداشت و به زندان منتقل شد.
خشایار سفیدی، فعال مدنی و دانشجوی اخراجشده دانشگاه هنر تهران، روز دوشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۵ با اعلام این خبر در شبکه اجتماعی «ایکس» نوشت که این فعال دانشجویی جهت تحمل حبس راهی زندان شده است.
مطهره گونهای پیشتر نیز به دلیل فعالیتهای مدنی و سیاسی خود سابقه بازداشت، احضار و محکومیت در نهادهای قضایی و امنیتی را داشته و از جمله دانشجویان منقدی است که علاوه بر چالشهای تحصیلی و اخراج از دانشگاه، با احکام کیفری مواجه بوده است.
#مطهره_گونه_ای #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
«مطهره گونهای»، فعال دانشجویی سابق و دانشجوی اخراجشده دانشگاه علوم پزشکی تهران، برای اجرای حکم حبس خود بازداشت و به زندان منتقل شد.
خشایار سفیدی، فعال مدنی و دانشجوی اخراجشده دانشگاه هنر تهران، روز دوشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۵ با اعلام این خبر در شبکه اجتماعی «ایکس» نوشت که این فعال دانشجویی جهت تحمل حبس راهی زندان شده است.
مطهره گونهای پیشتر نیز به دلیل فعالیتهای مدنی و سیاسی خود سابقه بازداشت، احضار و محکومیت در نهادهای قضایی و امنیتی را داشته و از جمله دانشجویان منقدی است که علاوه بر چالشهای تحصیلی و اخراج از دانشگاه، با احکام کیفری مواجه بوده است.
#مطهره_گونه_ای #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔18🕊4👌1
Forwarded from گفتوشنود
دین، یا پیروان دین؟
اشکال از کجا است؟
یکی از ایدههای رایج میان افراد مذهبی این است که دین هیچ نوع اشکال یا نقصی ندارد، و تمامی و رفتارهای زشت، خشونتها، سوءاستفادهها یا خرافاتی که به نام دین شکل گرفتهاند، فقط نتیجه برداشت و عملکرد نادرست پیروان آن هستند. پیروان ادیان ممکن است بپذیرند همه ادیان دیگر - غیر از دین خودشان - دچار اشکالاتی هستند، اما وقتی به دین خودشان میرسند، یا وجود اشکالات و نواقص را به کلی انکار میکنند، یا آن را به عیبهایی از سمت مومنان نسبت میدهند: «هر چه عیب است از مومنان است و نه دین ما»!
در مقابل عدهای بر این اندیشهاند که ادیان قرنهاست مدعی هدایت اخلاقی و تربیت معنوی انساناند، اما شواهد تاریخی و یا تجربه زیسته امروز مردم نشان میدهد که نمیتوان میان تربیت دینی و بهزیستی انسانی رابطه مستحکمی شناسایی کرد. این افراد میگویند فساد یا ستم زیادی به نام و با انگیزههای دینی انجام میشود و مومنان یا خود بخشی از این ستمگریها هستند یا نمیتوانند با استفاده از دین، جلو آن را بگیرند. به نظر میرسد دین در موارد متعددی ممکن است از شما انسان بدتری بسازد.
بعضی نیز معتقدند که انسان خوب یا بدی بودن کلا به دین ربطی ندارد. این شخصیت افراد است که از آنان انسانی نیک یا بد میسازد. در این صورت سوالی دیگر مطرح میشود: اگر نیک بودن به دین ربطی ندارد، چرا باید پیرو ادیان بود؟
نظر شما چیست؟ آیا دین را میتوان از تاریخ و پیروان آن جدا کرد؟ یا دین و انسانهایی که آن دین را ساخته یا پیروی کردهاند را باید در رابطه با هم قضاوت نمود؟
#نقد_دین #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
اشکال از کجا است؟
یکی از ایدههای رایج میان افراد مذهبی این است که دین هیچ نوع اشکال یا نقصی ندارد، و تمامی و رفتارهای زشت، خشونتها، سوءاستفادهها یا خرافاتی که به نام دین شکل گرفتهاند، فقط نتیجه برداشت و عملکرد نادرست پیروان آن هستند. پیروان ادیان ممکن است بپذیرند همه ادیان دیگر - غیر از دین خودشان - دچار اشکالاتی هستند، اما وقتی به دین خودشان میرسند، یا وجود اشکالات و نواقص را به کلی انکار میکنند، یا آن را به عیبهایی از سمت مومنان نسبت میدهند: «هر چه عیب است از مومنان است و نه دین ما»!
در مقابل عدهای بر این اندیشهاند که ادیان قرنهاست مدعی هدایت اخلاقی و تربیت معنوی انساناند، اما شواهد تاریخی و یا تجربه زیسته امروز مردم نشان میدهد که نمیتوان میان تربیت دینی و بهزیستی انسانی رابطه مستحکمی شناسایی کرد. این افراد میگویند فساد یا ستم زیادی به نام و با انگیزههای دینی انجام میشود و مومنان یا خود بخشی از این ستمگریها هستند یا نمیتوانند با استفاده از دین، جلو آن را بگیرند. به نظر میرسد دین در موارد متعددی ممکن است از شما انسان بدتری بسازد.
بعضی نیز معتقدند که انسان خوب یا بدی بودن کلا به دین ربطی ندارد. این شخصیت افراد است که از آنان انسانی نیک یا بد میسازد. در این صورت سوالی دیگر مطرح میشود: اگر نیک بودن به دین ربطی ندارد، چرا باید پیرو ادیان بود؟
نظر شما چیست؟ آیا دین را میتوان از تاریخ و پیروان آن جدا کرد؟ یا دین و انسانهایی که آن دین را ساخته یا پیروی کردهاند را باید در رابطه با هم قضاوت نمود؟
#نقد_دین #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍7👌1
hey - you should join us for this live room happening now "افزایش فشار بر خانوادههای دادخواه". https://www.clubhouse.com/i/افزایش-فشار-بر-خانوادههای-دادخواه/RhmmzojD
Clubhouse
Join افزایش فشار بر خانوادههای دادخواه
You were invited to join this live room
💔1
جانباختن عرفان میرزایی در زندان دستگرد؛ نزدیکان او از مرگ بر اثر شکنجه خبر دادهاند
بر اساس اطلاعات رسیده، عرفان میرزایی، رپر جوان اهل فریدن اصفهان، پس از چند ماه بازداشت در زندان دستگرد جان باخته است. مقامها ابتدا به خانواده او گفته بودند که حکم اعدامش اجرا شده، اما نزدیکانش پس از پیگیری دریافتهاند که او زیر شکنجه جان باخته است.
عرفان میرزایی، متولد پنجم مردادماه ۱۳۸۴، فروردینماه امسال در یک ایست بازرسی در شاهینشهر بازداشت و سپس به زندان دستگرد اصفهان منتقل شد.
بر اساس اطلاعات رسیده، مأموران پس از یافتن عکسها و ویدیوهایی مربوط به دیماه در وسایل یا تلفن همراه میرزایی، او را بازداشت کردند. مشخص نیست که او شخصاً در این تصاویر حضور داشته یا فایلها را از شبکههای اجتماعی دریافت کرده بوده است.
منابع نزدیک به خانواده میگویند عرفان میرزایی در دوران بازداشت بهشدت شکنجه شده و بر اثر این شکنجهها، دستها و پاهایش شکسته است. بنا بر همین اطلاعات، او در ادامه دچار آمبولی شده و روز ۱۵ شهریورماه جان باخته است.
مقامهای مسئول ابتدا به خانواده میرزایی اعلام کرده بودند که او اعدام شده است. با این حال، نزدیکانش پس از پرسوجو و پیگیری درباره چگونگی مرگ فرزندشان، به اطلاعاتی دست یافتهاند که نشان میدهد او نه بر اثر اجرای حکم اعدام، بلکه در پی شکنجههای واردشده در دوران بازداشت جان باخته است.
پیکر عرفان میرزایی روز ۱۵ شهریورماه در فریدن به خاک سپرده شد.
هنوز هیچیک از مقامهای قضایی و مسئولان زندان درباره علت مرگ عرفان میرزایی، اتهامهای مطرحشده علیه او، روند رسیدگی به پرونده و ادعای شکنجه منجر به مرگ توضیحی ندادهاند.
عرفان میرزایی با اتهام محاربه مواجه شده بود. اما حکومت او را به شدت شکنجه کرده بود و بر روی بدنش آثار شکنجه دیده میشد.
#عرفان_میرزایی
@Tavaana_TavaanaTech
جانباختن عرفان میرزایی در زندان دستگرد؛ نزدیکان او از مرگ بر اثر شکنجه خبر دادهاند
بر اساس اطلاعات رسیده، عرفان میرزایی، رپر جوان اهل فریدن اصفهان، پس از چند ماه بازداشت در زندان دستگرد جان باخته است. مقامها ابتدا به خانواده او گفته بودند که حکم اعدامش اجرا شده، اما نزدیکانش پس از پیگیری دریافتهاند که او زیر شکنجه جان باخته است.
عرفان میرزایی، متولد پنجم مردادماه ۱۳۸۴، فروردینماه امسال در یک ایست بازرسی در شاهینشهر بازداشت و سپس به زندان دستگرد اصفهان منتقل شد.
بر اساس اطلاعات رسیده، مأموران پس از یافتن عکسها و ویدیوهایی مربوط به دیماه در وسایل یا تلفن همراه میرزایی، او را بازداشت کردند. مشخص نیست که او شخصاً در این تصاویر حضور داشته یا فایلها را از شبکههای اجتماعی دریافت کرده بوده است.
منابع نزدیک به خانواده میگویند عرفان میرزایی در دوران بازداشت بهشدت شکنجه شده و بر اثر این شکنجهها، دستها و پاهایش شکسته است. بنا بر همین اطلاعات، او در ادامه دچار آمبولی شده و روز ۱۵ شهریورماه جان باخته است.
مقامهای مسئول ابتدا به خانواده میرزایی اعلام کرده بودند که او اعدام شده است. با این حال، نزدیکانش پس از پرسوجو و پیگیری درباره چگونگی مرگ فرزندشان، به اطلاعاتی دست یافتهاند که نشان میدهد او نه بر اثر اجرای حکم اعدام، بلکه در پی شکنجههای واردشده در دوران بازداشت جان باخته است.
پیکر عرفان میرزایی روز ۱۵ شهریورماه در فریدن به خاک سپرده شد.
هنوز هیچیک از مقامهای قضایی و مسئولان زندان درباره علت مرگ عرفان میرزایی، اتهامهای مطرحشده علیه او، روند رسیدگی به پرونده و ادعای شکنجه منجر به مرگ توضیحی ندادهاند.
عرفان میرزایی با اتهام محاربه مواجه شده بود. اما حکومت او را به شدت شکنجه کرده بود و بر روی بدنش آثار شکنجه دیده میشد.
#عرفان_میرزایی
@Tavaana_TavaanaTech
💔20❤3
Forwarded from گفتوشنود
تفتیش منازل و ضبط گسترده اموال چهار شهروند بهائی در قائمشهر و اصفهان؛
از کتاب و لوازم الکترونیکی تا زیورآلات در دست و گردن
ماموران امنیتی در ادامه روند فشار بر شهروندان بهائی، طی روزهای اخیر منازل پریسا ناصری در قائمشهر و سه خانواده بهائی دیگر به نامهای سهراب مظلومی، رحمان آقابابایی و کیوان دهقانی در اصفهان را مورد تفتیش قرار داده و شماری از لوازم شخصی و اموال آنان را ضبط کردند.
بر اساس گزارشهای دریافتی، روز دوشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۵، منزل پریسا ناصری، شهروند بهائی ساکن قائمشهر، توسط نیروهای امنیتی تفتیش شد. ماموران در جریان این اقدام علاوه بر بازخواست این شهروند، وسایل شخصی از جمله کتابها، تصاویر مذهبی، تلفنهای همراه و تبلت او را ضبط کرده و با خود بردند.
همچنین در روز یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵، مأموران اداره اطلاعات بهطور همزمان به منازل سهراب مظلومی، رحمان آقابابایی و کیوان دهقانی در اصفهان یورش بردند.
در جریان این تفتیشهای چندساعته که در برخی منازل با حضور ۱۳ مامور انجام شد، مأموران علاوه بر به هم ریختن لوازم منزل و توقیف تمامی وسایل الکترونیکی، طلا و جواهرات خانوادهها حتی زیورآلاتی که افراد در دست یا گردن داشتند را ضبط کردند.
گزارش شده است که ماموران امنیتی طی این تفتیشها طیف وسیعی از اقلام دیگر نظیر ظروف مسی و قدیمی، کتابهای چاپ رسمی کشور، لاستیک خودرو، روغن موتور، اره برقی، اسناد وسایل نقلیه و حتی کیفها، چمدانها و قفل و کلیدهای منازل را نیز با خود بردند.
تشدید تفتیش منازل و مصادره گسترده اموال شهروندان بهائی در شهرهای مختلف کشور در حالی ادامه دارد که موج تازهای از بازداشتها، احضارها و صدور احکام حبس علیه جامعه بهایی با شدت در جریان است.
#بهاییان_ایران #داستان_ما_یکیست #تفتیش_عقاید #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
از کتاب و لوازم الکترونیکی تا زیورآلات در دست و گردن
ماموران امنیتی در ادامه روند فشار بر شهروندان بهائی، طی روزهای اخیر منازل پریسا ناصری در قائمشهر و سه خانواده بهائی دیگر به نامهای سهراب مظلومی، رحمان آقابابایی و کیوان دهقانی در اصفهان را مورد تفتیش قرار داده و شماری از لوازم شخصی و اموال آنان را ضبط کردند.
بر اساس گزارشهای دریافتی، روز دوشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۵، منزل پریسا ناصری، شهروند بهائی ساکن قائمشهر، توسط نیروهای امنیتی تفتیش شد. ماموران در جریان این اقدام علاوه بر بازخواست این شهروند، وسایل شخصی از جمله کتابها، تصاویر مذهبی، تلفنهای همراه و تبلت او را ضبط کرده و با خود بردند.
همچنین در روز یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵، مأموران اداره اطلاعات بهطور همزمان به منازل سهراب مظلومی، رحمان آقابابایی و کیوان دهقانی در اصفهان یورش بردند.
در جریان این تفتیشهای چندساعته که در برخی منازل با حضور ۱۳ مامور انجام شد، مأموران علاوه بر به هم ریختن لوازم منزل و توقیف تمامی وسایل الکترونیکی، طلا و جواهرات خانوادهها حتی زیورآلاتی که افراد در دست یا گردن داشتند را ضبط کردند.
گزارش شده است که ماموران امنیتی طی این تفتیشها طیف وسیعی از اقلام دیگر نظیر ظروف مسی و قدیمی، کتابهای چاپ رسمی کشور، لاستیک خودرو، روغن موتور، اره برقی، اسناد وسایل نقلیه و حتی کیفها، چمدانها و قفل و کلیدهای منازل را نیز با خود بردند.
تشدید تفتیش منازل و مصادره گسترده اموال شهروندان بهائی در شهرهای مختلف کشور در حالی ادامه دارد که موج تازهای از بازداشتها، احضارها و صدور احکام حبس علیه جامعه بهایی با شدت در جریان است.
#بهاییان_ایران #داستان_ما_یکیست #تفتیش_عقاید #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊7💔5👍1
شاکر بوری، طنزپرداز، به ۱۳ ماه و ۲۰ روز حبس محکوم شد.
شاکر بوری با انتشار یک ویدیو در صفحه کاربری خود از محکومیت به ۱۳ ماه و ۲۰ روز حبس خبر داد.
این طنزپرداز درباره محکومیت خود گفته که تا ۲۰ روز فرصت برای اعتراض دارد.
شاکر بوری، طنزپرداز فعال در شبکه اجتماعی اینستاگرام، پیشتر با انتشار ویدیوی کوتاهی از احضار خود به دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان بم، به دلیل شکایت موسی غضنفرآبادی، نماینده مجلس، خبر داده است.
به گفته این طنزپرداز، موسی غضنفرآبادی از او به اتهام «تشویش اذهان عمومی از طریق نشر اکاذیب» در شهر خود (بم در استان کرمان) شکایت کرده است.
این طنزپرداز پرسیده: «چرا در تهران شکایت نکردی؟ الان من اگر تا بم بیایم و بیگناه باشم، هزینه رفت و امد من با کیست.»
#شاکر_بوری #طنز
شاکر بوری با انتشار یک ویدیو در صفحه کاربری خود از محکومیت به ۱۳ ماه و ۲۰ روز حبس خبر داد.
این طنزپرداز درباره محکومیت خود گفته که تا ۲۰ روز فرصت برای اعتراض دارد.
شاکر بوری، طنزپرداز فعال در شبکه اجتماعی اینستاگرام، پیشتر با انتشار ویدیوی کوتاهی از احضار خود به دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان بم، به دلیل شکایت موسی غضنفرآبادی، نماینده مجلس، خبر داده است.
به گفته این طنزپرداز، موسی غضنفرآبادی از او به اتهام «تشویش اذهان عمومی از طریق نشر اکاذیب» در شهر خود (بم در استان کرمان) شکایت کرده است.
این طنزپرداز پرسیده: «چرا در تهران شکایت نکردی؟ الان من اگر تا بم بیایم و بیگناه باشم، هزینه رفت و امد من با کیست.»
#شاکر_بوری #طنز
💔27👍7❤1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اینترنت، بایگانی ادعاهای فراموشنشدنی!
ویدئویی از اظهارات مهدی خانعلیزاده، مجری صداوسیما، در جریان جنگ ۱۲روزه، بار دیگر در شبکههای اجتماعی دستبهدست شده است. او در این ویدئو با اطمینان استدلال میکند که جنگندههای اسرائیلی برای رسیدن به تهران باید صدها کیلومتر وارد خاک ایران شوند و مسیر بازگشت را هم طی کنند؛ بنابراین، چنین اتفاقی ممکن نیست و خبرهای مربوط به آن صرفا شایعات مجازی است!
اما نکته جالب توجه، عنوان دکترای روابط بینالملل و معرفی او به عنوان «پژوهشگر مطالعات امنیت بینالملل» نیز دستمایه طنز کاربران قرار گرفته است.
📱 tavaanatech
ویدئویی از اظهارات مهدی خانعلیزاده، مجری صداوسیما، در جریان جنگ ۱۲روزه، بار دیگر در شبکههای اجتماعی دستبهدست شده است. او در این ویدئو با اطمینان استدلال میکند که جنگندههای اسرائیلی برای رسیدن به تهران باید صدها کیلومتر وارد خاک ایران شوند و مسیر بازگشت را هم طی کنند؛ بنابراین، چنین اتفاقی ممکن نیست و خبرهای مربوط به آن صرفا شایعات مجازی است!
اما نکته جالب توجه، عنوان دکترای روابط بینالملل و معرفی او به عنوان «پژوهشگر مطالعات امنیت بینالملل» نیز دستمایه طنز کاربران قرار گرفته است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👌1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آخرین جشن تولد علی اباذری؛
دانشجوی ۱۸ سالهای که با اصابت گلوله کشته شد
علی اباذری تازه تحصیل در رشته حسابداری دانشگاه آزاد را آغاز کرده بود و همزمان، برای کمک به خانوادهاش کسبوکار کوچکی راه انداخته بود. زندگی این جوان ۱۸ ساله شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، در محدوده میدان زاهدی شهرک ولیعصر تهران، با شلیک نیروهای سرکوب پایان یافت.
بر اساس روایتهای نقلشده، علی همراه عمویش از اعتراضات به خانه بازمیگشت که از پشت سر هدف گلوله قرار گرفت. در این روایتها آمده است که گلوله از یک سمت پهلوی او وارد و از سمت دیگر خارج شده بود.
پدر علی روز بعد به جستوجوی فرزندش رفت؛ جستوجویی که بنا بر همین روایتها، با شناسایی پیکر او در میان صدها کشته اعتراضات پایان یافت.
علی اباذری، متولد ۱۳۸۶ و اهل میانه در آذربایجان شرقی، در آغاز راه دانشگاه و کار بود؛ جوانی که در کنار ساختن آینده خود، برای کمک به خانوادهاش تلاش میکرد.
#علی_اباذری
📱 tavaanatech
دانشجوی ۱۸ سالهای که با اصابت گلوله کشته شد
علی اباذری تازه تحصیل در رشته حسابداری دانشگاه آزاد را آغاز کرده بود و همزمان، برای کمک به خانوادهاش کسبوکار کوچکی راه انداخته بود. زندگی این جوان ۱۸ ساله شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، در محدوده میدان زاهدی شهرک ولیعصر تهران، با شلیک نیروهای سرکوب پایان یافت.
بر اساس روایتهای نقلشده، علی همراه عمویش از اعتراضات به خانه بازمیگشت که از پشت سر هدف گلوله قرار گرفت. در این روایتها آمده است که گلوله از یک سمت پهلوی او وارد و از سمت دیگر خارج شده بود.
پدر علی روز بعد به جستوجوی فرزندش رفت؛ جستوجویی که بنا بر همین روایتها، با شناسایی پیکر او در میان صدها کشته اعتراضات پایان یافت.
علی اباذری، متولد ۱۳۸۶ و اهل میانه در آذربایجان شرقی، در آغاز راه دانشگاه و کار بود؛ جوانی که در کنار ساختن آینده خود، برای کمک به خانوادهاش تلاش میکرد.
#علی_اباذری
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔12🕊2
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آرمین قاسمی مبین؛ جوان ۲۴ سالهای که با شلیک گلوله جنگی در تهرانپارس جان باخت
آرمین قاسمی مبین، متولد اردیبهشت ۱۳۸۰، تنها ۲۴ سال داشت. او اهل تهران و ساکن پاکدشت بود و به عنوان تکنسین فنی و تعمیرکار پکیج و کولر گازی کار میکرد. آرمین با زحمت و تلاش، بار زندگی خانوادهاش را بر دوش میکشید و نانآور و تکیهگاه آنان بود.
آرمین روز ۱۸ دی ۱۴۰۴ در تهرانپارس هدف شلیک گلوله جنگی قرار گرفت و جان باخت. پیکر او در آرامستان امامزاده طالب پاکدشت به خاک سپرده شد.
در مراسم خاکسپاری، صدای خواهر داغدارش در میان جمعیت پیچید؛ خواهری که بر سر مزار برادرش فریاد میزد:
«آرمین من، پنج روز دنبالت گشتم... آرمین!»
پنج روز جستوجو و چشمانتظاری، سرانجام به مزاری ختم شد که خانواده آرمین باید در کنار آن برای جوان ۲۴ سالهشان سوگواری کنند؛ جوانی زحمتکش که برای ساختن زندگی خود و خانوادهاش تلاش میکرد، اما با شلیک گلوله جنگی جانش را از دست داد.
◾️شبکههای اجتماعی امروز یکی از معدود تریبونهای خانوادههای داغدار و دادخواه هستند؛ فضایی برای ثبت روایت جانباختگان و رساندن فریاد دادخواهی خانوادههایی که عزیزانشان را از دست دادهاند.
#آرمین_قاسمی_مبین
📱 tavaanatech
آرمین قاسمی مبین، متولد اردیبهشت ۱۳۸۰، تنها ۲۴ سال داشت. او اهل تهران و ساکن پاکدشت بود و به عنوان تکنسین فنی و تعمیرکار پکیج و کولر گازی کار میکرد. آرمین با زحمت و تلاش، بار زندگی خانوادهاش را بر دوش میکشید و نانآور و تکیهگاه آنان بود.
آرمین روز ۱۸ دی ۱۴۰۴ در تهرانپارس هدف شلیک گلوله جنگی قرار گرفت و جان باخت. پیکر او در آرامستان امامزاده طالب پاکدشت به خاک سپرده شد.
در مراسم خاکسپاری، صدای خواهر داغدارش در میان جمعیت پیچید؛ خواهری که بر سر مزار برادرش فریاد میزد:
«آرمین من، پنج روز دنبالت گشتم... آرمین!»
پنج روز جستوجو و چشمانتظاری، سرانجام به مزاری ختم شد که خانواده آرمین باید در کنار آن برای جوان ۲۴ سالهشان سوگواری کنند؛ جوانی زحمتکش که برای ساختن زندگی خود و خانوادهاش تلاش میکرد، اما با شلیک گلوله جنگی جانش را از دست داد.
◾️شبکههای اجتماعی امروز یکی از معدود تریبونهای خانوادههای داغدار و دادخواه هستند؛ فضایی برای ثبت روایت جانباختگان و رساندن فریاد دادخواهی خانوادههایی که عزیزانشان را از دست دادهاند.
#آرمین_قاسمی_مبین
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔16
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
📊دیتاک گزارش داد: ۴۰ درصد کسبوکارهای اینستاگرامی پس از قطعی اینترنت به کار برنگشتند
برای تعطیل کردن مغازه مردم، همیشه لازم نیست کرکره را پایین بکشند و روی آن پلمب بزنند؛ کافی است اینترنت را قطع کنند. مشتری ناپدید میشود، سفارش نمیرسد، درآمد متوقف میشود، اما اجاره و قسط و خرج زندگی سر جای خود میماند. این است حاصل سیاستی که هزینهاش را مردم از سفرهشان میپردازند.
بر اساس گزارش دیتاک، پس از قطعی ۸۸روزه اینترنت، ۴۰ درصد کسبوکارهای اینستاگرامی به فعالیت در این پلتفرم بازنگشتند. این رقم پس از جنگ ۱۲روزه، ۲۰ درصد بود و پس از قطعیهای دی و بهمن، تا ۹ اسفند به ۵۰ درصد رسید. این درصدها مربوط به دورههای جداگانهاند؛ اما کنار هم، از تکرار یک فاجعه برای معاش مردم خبر میدهند.
پشت این عددها، آدمهایی هستند که با عکاسی از محصول، پاسخ دادن به مشتری و بستهبندی سفارشها زندگیشان را میچرخاندند. کسانی که برای ساختن یک صفحه فروش، ماهها و سالها وقت گذاشتند؛ بعد با قطع اینترنت، راه دسترسیشان به مشتری بسته شد.
طبق همین گزارش، بازار کمپینهای فروش و بازاریابی در سال ۱۴۰۴ حدود ۴۰ درصد کوچکتر شد و بازدید کمپینهای شب عید ۹۷ درصد افت کرد. یعنی درست در روزهایی که فروشندگان به رونق بازار امید بسته بودند، فرصت دیده شدن و فروش هم از دست رفت.
یعنی بلکفرایدی ۲۴ درصد افت داشت، شب یلدا ۲۶ درصد، و بازار شب عید که قاعدتا باید نبض اقتصاد خانوارها باشد، ۹۷ درصد بازدید کمتر گرفت. یعنی عملا بازار شب عید امسال «برگزار نشد» و فقط روی کاغذ اسمش بود.
◾️اما راهحل حکومت در این مورد چه بود؟
سکوهای داخلی! بله، روبیکا، ایتا. آماری که دیتاک میدهد نشان میدهد کاربران بله ۲۷۰ درصد رشد کردند، نه چون یکشبه علاقهمند به بله شدند، بلکه چون مجبور شدند. این رشد، رشد علاقه نیست، رشد استیصال است. مردم را با زور به سمت پیامرسانهای داخلی هل دادهاند و بعد آمارش را به پای موفقیت زیرساخت بومی گذاشتند!
در این میان، ۴٫۲ درصد کسبوکارهای اینستاگرامی پس از قطعی ۸۸روزه، در کنار اینستاگرام به یک یا چند سکوی داخلی هم روی آوردند. اما وقتی مسیرهای ارتباطی را میبندند، رفتن به راه باقیمانده را نمیتوان بهسادگی نشانه رضایت و اعتماد دانست. کسی که برای پیدا کردن مشتری به هر دری میزند، در حال تلاش برای زنده نگه داشتن کسبوکارش است؛ قرار نیست تلاش او برای بقا، مدال افتخار سیاستگذاران سانسور شود.
تناقض دقیقا همینجاست؛ از مردم کار و تولید و پرداخت مالیات میخواهد، اما دسترسی پایدار به ابتداییترین ابزار کارشان را هم تضمین نمیکند. اینترنت را قطع میکند، مردم درآمدشان را از دست میدهند و بعد همان مسئولان پشت تریبون از رونق اقتصاد سخنرانی میکنند!
📱 tavaanatech
برای تعطیل کردن مغازه مردم، همیشه لازم نیست کرکره را پایین بکشند و روی آن پلمب بزنند؛ کافی است اینترنت را قطع کنند. مشتری ناپدید میشود، سفارش نمیرسد، درآمد متوقف میشود، اما اجاره و قسط و خرج زندگی سر جای خود میماند. این است حاصل سیاستی که هزینهاش را مردم از سفرهشان میپردازند.
بر اساس گزارش دیتاک، پس از قطعی ۸۸روزه اینترنت، ۴۰ درصد کسبوکارهای اینستاگرامی به فعالیت در این پلتفرم بازنگشتند. این رقم پس از جنگ ۱۲روزه، ۲۰ درصد بود و پس از قطعیهای دی و بهمن، تا ۹ اسفند به ۵۰ درصد رسید. این درصدها مربوط به دورههای جداگانهاند؛ اما کنار هم، از تکرار یک فاجعه برای معاش مردم خبر میدهند.
پشت این عددها، آدمهایی هستند که با عکاسی از محصول، پاسخ دادن به مشتری و بستهبندی سفارشها زندگیشان را میچرخاندند. کسانی که برای ساختن یک صفحه فروش، ماهها و سالها وقت گذاشتند؛ بعد با قطع اینترنت، راه دسترسیشان به مشتری بسته شد.
طبق همین گزارش، بازار کمپینهای فروش و بازاریابی در سال ۱۴۰۴ حدود ۴۰ درصد کوچکتر شد و بازدید کمپینهای شب عید ۹۷ درصد افت کرد. یعنی درست در روزهایی که فروشندگان به رونق بازار امید بسته بودند، فرصت دیده شدن و فروش هم از دست رفت.
یعنی بلکفرایدی ۲۴ درصد افت داشت، شب یلدا ۲۶ درصد، و بازار شب عید که قاعدتا باید نبض اقتصاد خانوارها باشد، ۹۷ درصد بازدید کمتر گرفت. یعنی عملا بازار شب عید امسال «برگزار نشد» و فقط روی کاغذ اسمش بود.
◾️اما راهحل حکومت در این مورد چه بود؟
سکوهای داخلی! بله، روبیکا، ایتا. آماری که دیتاک میدهد نشان میدهد کاربران بله ۲۷۰ درصد رشد کردند، نه چون یکشبه علاقهمند به بله شدند، بلکه چون مجبور شدند. این رشد، رشد علاقه نیست، رشد استیصال است. مردم را با زور به سمت پیامرسانهای داخلی هل دادهاند و بعد آمارش را به پای موفقیت زیرساخت بومی گذاشتند!
در این میان، ۴٫۲ درصد کسبوکارهای اینستاگرامی پس از قطعی ۸۸روزه، در کنار اینستاگرام به یک یا چند سکوی داخلی هم روی آوردند. اما وقتی مسیرهای ارتباطی را میبندند، رفتن به راه باقیمانده را نمیتوان بهسادگی نشانه رضایت و اعتماد دانست. کسی که برای پیدا کردن مشتری به هر دری میزند، در حال تلاش برای زنده نگه داشتن کسبوکارش است؛ قرار نیست تلاش او برای بقا، مدال افتخار سیاستگذاران سانسور شود.
تناقض دقیقا همینجاست؛ از مردم کار و تولید و پرداخت مالیات میخواهد، اما دسترسی پایدار به ابتداییترین ابزار کارشان را هم تضمین نمیکند. اینترنت را قطع میکند، مردم درآمدشان را از دست میدهند و بعد همان مسئولان پشت تریبون از رونق اقتصاد سخنرانی میکنند!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔7❤2🕊2
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پدر جاویدنام محمدمتین حسینی با انتشار ویدئویی از فرزندش، در بخشی از نوشتهاش آورده است:
«شما چند لحظه از زندگیی را دارید می بینید که قرار بود سالهای سال ادامه داشته باشه
ماهور جان…
تو اون روزا هنوز نمیدونستی
این پسری که کنارت ایستاده، و با عشق باهات بازی میکنه
یک روز قراره فقط در قاب عکسها کنارت باشه و باعث افتخارت باشه…»
محمدمتین، نوجوان ۱۷ سالهای بود که در جریان اعتراضات دی ۱۴۰۴ در شهرک اندیشه تهران مورد اصابت گلوله قرار گرفت و چند روز بعد بر اثر شدت جراحات جان باخت.
پدرش در بخشی دیگر از نوشته خود درباره سالهایی که برای فرزندش وقت گذاشته بود، نوشته است: «من برای متین به بهترین شکل ممکن وقت گذاشتم… به بهترین شکل ممکن لقمه حلال بهش دادم…»
#محمدمتین_حسینی
📱 tavaanatech
«شما چند لحظه از زندگیی را دارید می بینید که قرار بود سالهای سال ادامه داشته باشه
ماهور جان…
تو اون روزا هنوز نمیدونستی
این پسری که کنارت ایستاده، و با عشق باهات بازی میکنه
یک روز قراره فقط در قاب عکسها کنارت باشه و باعث افتخارت باشه…»
محمدمتین، نوجوان ۱۷ سالهای بود که در جریان اعتراضات دی ۱۴۰۴ در شهرک اندیشه تهران مورد اصابت گلوله قرار گرفت و چند روز بعد بر اثر شدت جراحات جان باخت.
پدرش در بخشی دیگر از نوشته خود درباره سالهایی که برای فرزندش وقت گذاشته بود، نوشته است: «من برای متین به بهترین شکل ممکن وقت گذاشتم… به بهترین شکل ممکن لقمه حلال بهش دادم…»
#محمدمتین_حسینی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔14❤3🕊2
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حافظه اینترنت فراموش نمیکند؛
ناوی که صداوسیما غرق کرد، در تایلند پهلو گرفت!
شش ماه پیش، آبراهام لینکلن در روایت صداوسیما به قعر دریا رفت؛ حالا همان ناو در بندر لائم چابانگ، نزدیک پاتایای تایلند، پهلو گرفته است!
در روزهای آغازین جنگ، مجری صداوسیما با اطمینانی عجیب از "غرق شدن ناو آبراهام لینکلن" خبر داد و حاضران در برنامه هم با شعارهایشان این پیروزی خیالی(!) را جشن گرفتند. ادعایی که همان زمان دستمایه طنز کاربران شد و حالا انتشار تصاویر ناو در تایلند، دوباره آن برنامه را به یاد کاربران آورده است.
کاربری نوشته:
💸 tavaanatech
ناوی که صداوسیما غرق کرد، در تایلند پهلو گرفت!
شش ماه پیش، آبراهام لینکلن در روایت صداوسیما به قعر دریا رفت؛ حالا همان ناو در بندر لائم چابانگ، نزدیک پاتایای تایلند، پهلو گرفته است!
در روزهای آغازین جنگ، مجری صداوسیما با اطمینانی عجیب از "غرق شدن ناو آبراهام لینکلن" خبر داد و حاضران در برنامه هم با شعارهایشان این پیروزی خیالی(!) را جشن گرفتند. ادعایی که همان زمان دستمایه طنز کاربران شد و حالا انتشار تصاویر ناو در تایلند، دوباره آن برنامه را به یاد کاربران آورده است.
کاربری نوشته:
«مشکل اینه که ناو آبراهام لینکلن از سناریو صداوسیما اطاعت نمیکند و چند ماه بعد، جلوی دوربین خبرنگاران در بندر پهلو میگیرد!»
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👌2
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کفشهای جاویدنام آرتین خواجوینیا؛ ردپایی که برای مادر به یادگار ماند
مادر آرتین خواجوینیا با انتشار ویدیویی، کفشهای فرزندش را از سالهای مختلف زندگی او کنار هم جمع کرده است؛ کفشهایی که هر کدام یادآور بخشی از کودکی، نوجوانی و قدمهایی هستند که دیگر ادامه نیافتند.
او در شرح این ویدئو نوشته است:
مادر آرتین با یادآوری روزهای کودکی تا نوجوانی فرزندش افزوده است:
آرتین خواجوینیا، دانشآموز ۱۶ ساله رشته کامپیوتر، شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مقابل فرمانداری شهر قدس، قلعهحسنخان، با شلیک گلوله جنگی کشته شد.
مادرش او را «قهرمان جاودانه من» نامیده و نوشته است:
◾️با سانسور خبرگزاریهای داخلی، این خانوادههای داغدار هستند که با دوربین موبایل، با یک روایت یا یک عکس از لباس خونآلود فرزندشان، تنها روزنه ممکن برای رساندن صدایشان به جهان را باز نگه میدارند.
شبکههای اجتماعی، از توییتر تا اینستاگرام و تلگرام، به تنها تریبونی بدل شدهاند که صدای دادخواهی این خانوادهها را منعکس میکنند.
#آرتین_خواجوی_نیا
💸 tavaanatech
مادر آرتین خواجوینیا با انتشار ویدیویی، کفشهای فرزندش را از سالهای مختلف زندگی او کنار هم جمع کرده است؛ کفشهایی که هر کدام یادآور بخشی از کودکی، نوجوانی و قدمهایی هستند که دیگر ادامه نیافتند.
او در شرح این ویدئو نوشته است:
«از اولین تا آخرین قدمهای تو را مرور میکنم، پسر قهرمانم. از لحظهبهلحظه بزرگ شدنت، حالا فقط خاطراتی برای من مانده که هر ثانیه از مقابل چشمانم میگذرد.»
مادر آرتین با یادآوری روزهای کودکی تا نوجوانی فرزندش افزوده است:
«از آن نوزاد زیبا با آن لباس زرد در آغوشم تا آن مرد بلندقامتی که باید برای دیدنش سرم را بالا میبردم، تو همیشه یادگار مادر شدن من خواهی ماند.»
آرتین خواجوینیا، دانشآموز ۱۶ ساله رشته کامپیوتر، شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مقابل فرمانداری شهر قدس، قلعهحسنخان، با شلیک گلوله جنگی کشته شد.
مادرش او را «قهرمان جاودانه من» نامیده و نوشته است:
«هر لحظه و هر جا، یادت جاوید و راهت پرنور.»
◾️با سانسور خبرگزاریهای داخلی، این خانوادههای داغدار هستند که با دوربین موبایل، با یک روایت یا یک عکس از لباس خونآلود فرزندشان، تنها روزنه ممکن برای رساندن صدایشان به جهان را باز نگه میدارند.
شبکههای اجتماعی، از توییتر تا اینستاگرام و تلگرام، به تنها تریبونی بدل شدهاند که صدای دادخواهی این خانوادهها را منعکس میکنند.
#آرتین_خواجوی_نیا
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔22
تداوم بازداشت حسین احمدی با اتهامهای سنگین؛ محرومیت از درمان با وجود آسیبهای شدید جسمی
یک منبع مطلع میگوید حسین احمدی، زندانی ۳۰ ساله محبوس در زندان دستگرد اصفهان، با وجود آسیب شدید کمر و گردن از دسترسی به درمان مناسب محروم مانده است. او از ۱۶ خردادماه ۱۴۰۵ در بازداشت به سر میبرد و با اتهامهای سنگینی از جمله «افساد فیالارض» و «محاربه» روبهروست.
حسین احمدی، اهل ایذه و ساکن شهر سده اصفهان، روز ۱۶ خردادماه در خانه شخصی خود بازداشت و به زندان دستگرد منتقل شد. او کارگر است و در زمینه قالببندی و آرماتوربندی فعالیت میکند.
به گفته یک منبع مطلع، احمدی تنها یک هفته پیش از بازداشت تحت عمل جراحی دیسک کمر قرار گرفته بود. این منبع میگوید او پس از بازداشت مورد ضربوشتم و شکنجه قرار گرفته و بر اثر ضربههای واردشده، از ناحیه کمر و گردن بهشدت آسیب دیده است.
بر اساس اطلاعات رسیده، وضعیت جسمی حسین احمدی اکنون نامساعد است و او برای برخاستن و حرکتکردن به کمک همبندیهای خود نیاز دارد. با وجود این شرایط و سابقه جراحی کمر، مسئولان زندان او را از دسترسی به درمان تخصصی محروم کردهاند.
در پرونده حسین احمدی اتهامهای «افساد فیالارض»، «محاربه»، «برهمزدن امنیت»، «توهین به مقدسات» و «توهین به رهبری» مطرح شده است. تاکنون اطلاعات بیشتری درباره مصادیق این اتهامها و روند رسیدگی به پرونده به دستمان نرسیده است.
این زندانی در بیش از سه ماه گذشته از ملاقات با خانواده محروم بوده و خانوادهاش اطلاعات مربوط به وضعیت او را از طریق دیگر زندانیان و نزدیکان آنان دریافت کردهاند.
ادامه بازداشت حسین احمدی بدون دسترسی به درمان، در حالی که بنا بر گزارشها قادر نیست بدون کمک دیگران از جای خود برخیزد، نگرانیها درباره احتمال تشدید آسیبهای جسمی و پیامدهای جبرانناپذیر برای سلامت او را افزایش داده است.
#حسین_احمدی
@Tavaana_TavaanaTech
یک منبع مطلع میگوید حسین احمدی، زندانی ۳۰ ساله محبوس در زندان دستگرد اصفهان، با وجود آسیب شدید کمر و گردن از دسترسی به درمان مناسب محروم مانده است. او از ۱۶ خردادماه ۱۴۰۵ در بازداشت به سر میبرد و با اتهامهای سنگینی از جمله «افساد فیالارض» و «محاربه» روبهروست.
حسین احمدی، اهل ایذه و ساکن شهر سده اصفهان، روز ۱۶ خردادماه در خانه شخصی خود بازداشت و به زندان دستگرد منتقل شد. او کارگر است و در زمینه قالببندی و آرماتوربندی فعالیت میکند.
به گفته یک منبع مطلع، احمدی تنها یک هفته پیش از بازداشت تحت عمل جراحی دیسک کمر قرار گرفته بود. این منبع میگوید او پس از بازداشت مورد ضربوشتم و شکنجه قرار گرفته و بر اثر ضربههای واردشده، از ناحیه کمر و گردن بهشدت آسیب دیده است.
بر اساس اطلاعات رسیده، وضعیت جسمی حسین احمدی اکنون نامساعد است و او برای برخاستن و حرکتکردن به کمک همبندیهای خود نیاز دارد. با وجود این شرایط و سابقه جراحی کمر، مسئولان زندان او را از دسترسی به درمان تخصصی محروم کردهاند.
در پرونده حسین احمدی اتهامهای «افساد فیالارض»، «محاربه»، «برهمزدن امنیت»، «توهین به مقدسات» و «توهین به رهبری» مطرح شده است. تاکنون اطلاعات بیشتری درباره مصادیق این اتهامها و روند رسیدگی به پرونده به دستمان نرسیده است.
این زندانی در بیش از سه ماه گذشته از ملاقات با خانواده محروم بوده و خانوادهاش اطلاعات مربوط به وضعیت او را از طریق دیگر زندانیان و نزدیکان آنان دریافت کردهاند.
ادامه بازداشت حسین احمدی بدون دسترسی به درمان، در حالی که بنا بر گزارشها قادر نیست بدون کمک دیگران از جای خود برخیزد، نگرانیها درباره احتمال تشدید آسیبهای جسمی و پیامدهای جبرانناپذیر برای سلامت او را افزایش داده است.
#حسین_احمدی
@Tavaana_TavaanaTech
💔8❤3🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برگزاری مراسم دومین سالگرد اعدام رضا رسایی؛ «ما بیدار و ایستادهایم»
مراسم دومین سالگرد اعدام رضا رسایی، زندانی سیاسی و از بازداشتشدگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱، با حضور اعضای خانواده و شماری از شهروندان بر سر مزار او برگزار شد. مهرداد رسایی، برادر او، با انتشار ویدیویی از این مراسم تأکید کرد که خانوادهاش دادخواه رضا باقی خواهد ماند.
مهرداد رسایی در متن همراه این ویدیو نوشت: «دو سال از روزی که برای همیشه جاودانه شدی گذشت. تو را از ما گرفتند، اما یادت را نتوانستند از دلمان پاک کنند.»
او با اشاره به حضور خانواده بر مزار رضا رسایی افزود: «ما آمدیم تا به تو بگوییم رضا رسایی فقط یک اسم بر سنگ مزار نیست. ما دادخواهیم. رضا حقیقتی زنده است؛ حقیقتی که به خاک سپرده نشد، صدایی که خاموش نشد و راهی که متوقف نشد.»
برادر رضا رسایی در پایان نوشت: «ما نامت را زنده نگاه میداریم. بخواب فرزند ایران؛ ما بیدار و ایستادهایم.»
رضا رسایی، شهروند پیرو آیین یارسان، سوم آذرماه ۱۴۰۱ پس از شرکت در تجمعی اعتراضی در شهرستان صحنه بازداشت شد. او در پرونده جانباختن نادر بیرامی، رئیس اطلاعات سپاه صحنه، به «قتل عمد» متهم و به اعدام محکوم شد؛ اتهامی که همواره آن را رد میکرد.
حکم اعدام رضا رسایی پس از محاکمهای بهشدت ناعادلانه و با استناد به اعترافات اجباری گرفتهشده زیر شکنجه صادر شده است. حکم او سحرگاه ۱۶ مردادماه ۱۴۰۳، بدون اطلاع قبلی خانواده و وکیل و بدون فراهمکردن امکان آخرین ملاقات، در زندان دیزلآباد کرمانشاه اجرا شد.
#رضا_رسایی #دادخواهی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
برگزاری مراسم دومین سالگرد اعدام رضا رسایی؛ «ما بیدار و ایستادهایم»
مراسم دومین سالگرد اعدام رضا رسایی، زندانی سیاسی و از بازداشتشدگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱، با حضور اعضای خانواده و شماری از شهروندان بر سر مزار او برگزار شد. مهرداد رسایی، برادر او، با انتشار ویدیویی از این مراسم تأکید کرد که خانوادهاش دادخواه رضا باقی خواهد ماند.
مهرداد رسایی در متن همراه این ویدیو نوشت: «دو سال از روزی که برای همیشه جاودانه شدی گذشت. تو را از ما گرفتند، اما یادت را نتوانستند از دلمان پاک کنند.»
او با اشاره به حضور خانواده بر مزار رضا رسایی افزود: «ما آمدیم تا به تو بگوییم رضا رسایی فقط یک اسم بر سنگ مزار نیست. ما دادخواهیم. رضا حقیقتی زنده است؛ حقیقتی که به خاک سپرده نشد، صدایی که خاموش نشد و راهی که متوقف نشد.»
برادر رضا رسایی در پایان نوشت: «ما نامت را زنده نگاه میداریم. بخواب فرزند ایران؛ ما بیدار و ایستادهایم.»
رضا رسایی، شهروند پیرو آیین یارسان، سوم آذرماه ۱۴۰۱ پس از شرکت در تجمعی اعتراضی در شهرستان صحنه بازداشت شد. او در پرونده جانباختن نادر بیرامی، رئیس اطلاعات سپاه صحنه، به «قتل عمد» متهم و به اعدام محکوم شد؛ اتهامی که همواره آن را رد میکرد.
حکم اعدام رضا رسایی پس از محاکمهای بهشدت ناعادلانه و با استناد به اعترافات اجباری گرفتهشده زیر شکنجه صادر شده است. حکم او سحرگاه ۱۶ مردادماه ۱۴۰۳، بدون اطلاع قبلی خانواده و وکیل و بدون فراهمکردن امکان آخرین ملاقات، در زندان دیزلآباد کرمانشاه اجرا شد.
#رضا_رسایی #دادخواهی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔14❤3🕊3
Forwarded from گفتوشنود
ایرج شکور و پدرام عبهر، شهروندان بهائی، برای اجرای حکم حبس بازداشت و به زندان منتقل شدند
ایرج شکور و پدرام عبهر، دو شهروند بهائی ساکن تهران، روز دوشنبه شانزدهم شهریورماه، پس از حضور در واحد اجرای احکام، بازداشت و برای تحمل دوران محکومیت خود به زندان منتقل شدند.
به گزارش هرانا، این دو شهروند پیشتر توسط دادگاه انقلاب هر یک به پنج سال حبس محکوم شده بودند.
آقایان شکور و عبهر روز دوشنبه پس از مراجعه به شعبه اول اجرای احکام دادسرای امنیت تهران (مستقر در دادسرای ناحیه ۸)، بازداشت و جهت اجرای حکم حبس به زندان منتقل شدند.
بازداشت و انتقال این شهروندان بهائی برای اجرای احکام حبس سنگین در حالی صورت میگیرد که موج تازهای از فشارها، احضارها، تفتیش منازل، مصادره اموال و بازداشتهای خودسرانه علیه جامعه بهایی در شهرهای مختلف ایران با شدت در جریان است.
#ایرج_شکور #پدرام_عبهر #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
ایرج شکور و پدرام عبهر، دو شهروند بهائی ساکن تهران، روز دوشنبه شانزدهم شهریورماه، پس از حضور در واحد اجرای احکام، بازداشت و برای تحمل دوران محکومیت خود به زندان منتقل شدند.
به گزارش هرانا، این دو شهروند پیشتر توسط دادگاه انقلاب هر یک به پنج سال حبس محکوم شده بودند.
آقایان شکور و عبهر روز دوشنبه پس از مراجعه به شعبه اول اجرای احکام دادسرای امنیت تهران (مستقر در دادسرای ناحیه ۸)، بازداشت و جهت اجرای حکم حبس به زندان منتقل شدند.
بازداشت و انتقال این شهروندان بهائی برای اجرای احکام حبس سنگین در حالی صورت میگیرد که موج تازهای از فشارها، احضارها، تفتیش منازل، مصادره اموال و بازداشتهای خودسرانه علیه جامعه بهایی در شهرهای مختلف ایران با شدت در جریان است.
#ایرج_شکور #پدرام_عبهر #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔2
اعدام نشانه قدرت نیست؛ نشانه ترس از دست دادن کنترل است
✍️گلشن فتحی
گلشن فتحی، فعال مدنی، با انتشار متنی در شبکه اجتماعی ایکس، افزایش اعدامها و تشدید سرکوب سیاسی در ایران را نه نشانه اقتدار جمهوری اسلامی، بلکه حاصل ناتوانی حکومت در ایجاد رضایت، اعتماد، رفاه و مشروعیت دانست. او تأکید کرد که اعدام، برخلاف بسیاری از تصمیمها و شکستهای سیاسی، جبرانناپذیر است و زخمی تازه در حافظه جمعی و زندگی خانوادهها بر جای میگذارد.
متن کامل گلشن فتحی در ادامه آمده است:
«اعدام نشانه قدرت نیست؛ نشانه ترس از دست دادن کنترل است.
در حالی که ایران زیر فشار تورم، فقر، جنگ و سقوط ارزش پول ملی خُرد شده و حتی تصور آینده نیز دشوار شده است، میبایست بهجای افزودن بر ترس، امید تولید شود؛ اقتصاد ترمیم و امنیت ایجاد شود و امکان دوباره ساختن زندگی به مردم بازگردانده شود.
اما حکومت در مواجهه با بحرانهای انباشته، بهجای اصلاح سیاستهای شکستخورده، سرعت ماشین سرکوب سیاسی را بیشتر میکند. این افزایش سرکوب لزوماً نشانه افزایش قدرت نیست؛ اتفاقاً نشانه کاهش توان حکومت برای اداره جامعه از راههای دیگر است.
دیکتاتوریها زمانی که سیاستهایشان در تولید رضایت، اعتماد، رفاه یا مشروعیت شکست میخورد، معمولاً چیزی جز اجبار برای عرضه به جامعه ندارند. هرچه شکاف میان حکومت و جامعه عمیقتر میشود، هزینه حفظ کنترل نیز بالاتر میرود و حکومت ممکن است به ابزارهای خشنتری مانند بازداشتهای بیشتر، مجازاتهای سنگینتر و در نهایت اعدام متوسل شود.
در این معنا، اعدام اعتراف به شکست سیاستهای دیگر است. حکومتی که میتواند جامعه را با اعتماد اداره کند، نیازی به طناب دار ندارد. اگر بتواند آینده بسازد، مجبور نیست برای کنترل امروز از مرگ استفاده کند. اعدام در چنین شرایطی، نمایش ترس از ازدسترفتن کنترل است، نه قدرتنمایی.
سرکوب شدیدتر الزاماً بحران مشروعیت را حل نمیکند؛ اتفاقاً آن را عمیقتر میکند، زیرا هر اعدام یک پرونده بستهشده نیست؛ زخمی تازه در حافظه جمعی است.
ممکن است سیاستی شکست بخورد و روزی اصلاح شود یا اقتصادی فروبپاشد و دوباره ساخته شود. ممکن است قانونی یا حکومتی تغییر کند و ساختار سیاسی دیگری جای آن را بگیرد؛ اما اعدام قابل اصلاح نیست. جان انسان برگشتپذیر نیست.
اگر فردا تغییری سیاسی روی دهد، زندانیان آزاد شوند، قوانین تغییر کنند و جامعه دوباره فرصت بازسازی پیدا کند، هیچکدام نمیتواند انسانی را که امروز به دار آویخته شده است، به خانهاش بازگرداند.
این همان نکتهای است که اعدام را از دیگر اشکال سرکوب خطرناکتر میکند. هر اعدام تصمیمی است که آینده را برای همیشه از امکان بازگرداندن یک انسان محروم میکند.
این خسارت فقط متوجه فرد اعدامشده نیست. یک خانواده برای همیشه تغییر میکند، کودکی با جای خالی والدینش میشکند و جامعه انسانی را از دست میدهد که میتوانست کار کند، عشق بورزد، خانواده تشکیل دهد، فرزند بزرگ کند و در ساختن آینده کشورش سهم داشته باشد.
در شرایطی که همین حالا امید به ازدواج، تشکیل خانواده، فرزندآوری و حتی ادامه یک زندگی معمولی برای بخش بزرگی از جامعه زیر فشارهای اقتصادی و اجتماعی قرار گرفته است، کشتن انسانها به دست حکومت، ضربهای مضاعف به همان امید شکننده است.
پیام اعدام فقط این نیست که یک نفر مجازات شده است؛ پیام آن این است که حکومت برای حفظ کنترل، خشونت را افزایش میدهد. بنابراین اعدام را نباید صرفاً در قاب قدرت حکومت دید.
صدای بلندتر ماشین سرکوب نشانه قدرت بیشتر نیست؛ صدای بلندتر ترس از شکستن کنترل است. این اشتباهی خطرناک است که تصور کنیم چون حکومتی هنوز میتواند اعدام کند، پس الزاماً قدرتمند است.
طناب دار توانایی ساختن آینده، حل بحران، ایجاد اعتماد و اقناع شهروندان به اینکه فردا ارزش زندگیکردن دارد را نمیسازد؛ فقط مرگ تولید میکند. مرگ نیز برخلاف بسیاری از شکستهای سیاسی، قابل جبران نیست.
به همین دلیل باید اعدامها را متوقف کرد؛ نهتنها برای نجات انسانهایی که امروز در معرض مرگاند، بلکه برای حفظ امکان فردایی که در آن جامعه بتواند بدون حملکردن گورهای تازه، خود را دوباره بسازد.
دیکتاتوری ممکن است روزی از بسیاری از شکستهایش عبور کند؛ اما انسان اعدامشده دیگر فرصتی برای دیدن آن فردا ندارد.»
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
✍️گلشن فتحی
گلشن فتحی، فعال مدنی، با انتشار متنی در شبکه اجتماعی ایکس، افزایش اعدامها و تشدید سرکوب سیاسی در ایران را نه نشانه اقتدار جمهوری اسلامی، بلکه حاصل ناتوانی حکومت در ایجاد رضایت، اعتماد، رفاه و مشروعیت دانست. او تأکید کرد که اعدام، برخلاف بسیاری از تصمیمها و شکستهای سیاسی، جبرانناپذیر است و زخمی تازه در حافظه جمعی و زندگی خانوادهها بر جای میگذارد.
متن کامل گلشن فتحی در ادامه آمده است:
«اعدام نشانه قدرت نیست؛ نشانه ترس از دست دادن کنترل است.
در حالی که ایران زیر فشار تورم، فقر، جنگ و سقوط ارزش پول ملی خُرد شده و حتی تصور آینده نیز دشوار شده است، میبایست بهجای افزودن بر ترس، امید تولید شود؛ اقتصاد ترمیم و امنیت ایجاد شود و امکان دوباره ساختن زندگی به مردم بازگردانده شود.
اما حکومت در مواجهه با بحرانهای انباشته، بهجای اصلاح سیاستهای شکستخورده، سرعت ماشین سرکوب سیاسی را بیشتر میکند. این افزایش سرکوب لزوماً نشانه افزایش قدرت نیست؛ اتفاقاً نشانه کاهش توان حکومت برای اداره جامعه از راههای دیگر است.
دیکتاتوریها زمانی که سیاستهایشان در تولید رضایت، اعتماد، رفاه یا مشروعیت شکست میخورد، معمولاً چیزی جز اجبار برای عرضه به جامعه ندارند. هرچه شکاف میان حکومت و جامعه عمیقتر میشود، هزینه حفظ کنترل نیز بالاتر میرود و حکومت ممکن است به ابزارهای خشنتری مانند بازداشتهای بیشتر، مجازاتهای سنگینتر و در نهایت اعدام متوسل شود.
در این معنا، اعدام اعتراف به شکست سیاستهای دیگر است. حکومتی که میتواند جامعه را با اعتماد اداره کند، نیازی به طناب دار ندارد. اگر بتواند آینده بسازد، مجبور نیست برای کنترل امروز از مرگ استفاده کند. اعدام در چنین شرایطی، نمایش ترس از ازدسترفتن کنترل است، نه قدرتنمایی.
سرکوب شدیدتر الزاماً بحران مشروعیت را حل نمیکند؛ اتفاقاً آن را عمیقتر میکند، زیرا هر اعدام یک پرونده بستهشده نیست؛ زخمی تازه در حافظه جمعی است.
ممکن است سیاستی شکست بخورد و روزی اصلاح شود یا اقتصادی فروبپاشد و دوباره ساخته شود. ممکن است قانونی یا حکومتی تغییر کند و ساختار سیاسی دیگری جای آن را بگیرد؛ اما اعدام قابل اصلاح نیست. جان انسان برگشتپذیر نیست.
اگر فردا تغییری سیاسی روی دهد، زندانیان آزاد شوند، قوانین تغییر کنند و جامعه دوباره فرصت بازسازی پیدا کند، هیچکدام نمیتواند انسانی را که امروز به دار آویخته شده است، به خانهاش بازگرداند.
این همان نکتهای است که اعدام را از دیگر اشکال سرکوب خطرناکتر میکند. هر اعدام تصمیمی است که آینده را برای همیشه از امکان بازگرداندن یک انسان محروم میکند.
این خسارت فقط متوجه فرد اعدامشده نیست. یک خانواده برای همیشه تغییر میکند، کودکی با جای خالی والدینش میشکند و جامعه انسانی را از دست میدهد که میتوانست کار کند، عشق بورزد، خانواده تشکیل دهد، فرزند بزرگ کند و در ساختن آینده کشورش سهم داشته باشد.
در شرایطی که همین حالا امید به ازدواج، تشکیل خانواده، فرزندآوری و حتی ادامه یک زندگی معمولی برای بخش بزرگی از جامعه زیر فشارهای اقتصادی و اجتماعی قرار گرفته است، کشتن انسانها به دست حکومت، ضربهای مضاعف به همان امید شکننده است.
پیام اعدام فقط این نیست که یک نفر مجازات شده است؛ پیام آن این است که حکومت برای حفظ کنترل، خشونت را افزایش میدهد. بنابراین اعدام را نباید صرفاً در قاب قدرت حکومت دید.
صدای بلندتر ماشین سرکوب نشانه قدرت بیشتر نیست؛ صدای بلندتر ترس از شکستن کنترل است. این اشتباهی خطرناک است که تصور کنیم چون حکومتی هنوز میتواند اعدام کند، پس الزاماً قدرتمند است.
طناب دار توانایی ساختن آینده، حل بحران، ایجاد اعتماد و اقناع شهروندان به اینکه فردا ارزش زندگیکردن دارد را نمیسازد؛ فقط مرگ تولید میکند. مرگ نیز برخلاف بسیاری از شکستهای سیاسی، قابل جبران نیست.
به همین دلیل باید اعدامها را متوقف کرد؛ نهتنها برای نجات انسانهایی که امروز در معرض مرگاند، بلکه برای حفظ امکان فردایی که در آن جامعه بتواند بدون حملکردن گورهای تازه، خود را دوباره بسازد.
دیکتاتوری ممکن است روزی از بسیاری از شکستهایش عبور کند؛ اما انسان اعدامشده دیگر فرصتی برای دیدن آن فردا ندارد.»
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
🕊3👍1