آموزشکده توانا
48.2K subscribers
42.8K photos
41.9K videos
2.57K files
22K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
در جمهوری اسلامی ترقی برای خودی‌ها، پله برقی دارد!


حتما اخیرا ماجرای فساد چند ده هزار میلیاردی آخوندی به نام سید امین جوادی، مدیر عامل اسبق موسسه مالی و اعتباری ملل به گوشتان خورده، همین بهانه‌ای شد تا شما را با پیوند ناگسستنی پله برقی و امر حفظ نظام آشنا کنم!
از سال ۸۹ امین جوادی را در مشهد،به دلیل همکاری در اجرای برخی پروژه‌ها از نزدیک می‌شناسم.

سرعت رشد سرمایه و بلندپروازی‌های او برایم همیشه عجیب بود،این که چطور می‌شود در عرض زمانی نسبتا کوتاه،با این همه موانع، تبعیض و رویه و قوانین دست و پاگیر، یک امپراطوری مالی بزرگ ساخت،
از کارخانه ذوب آهن تا هتل پنج ستاره ملل و هزاران هکتار زمین گرفته تا صدها شعب بانک در سراسر کشور و تله کابین و رستوران و ده‌ها هلدینگ و شرکت زیر مجموعه.
برایم قابل فهم بود که آدم عادی، تنها با اتکا به توانایی‌های فردی، نمی‌تواند به چنین جایگاهی، آن هم با چنین سرعتی برسد.
مضاف بر اموال و سرمایه‌هایی که از ایران خارج کرده و ممکن است دیگر به کشور بازنگردد، مثل املاکش در اسپانیا، بریتانیا، روسیه و رمز ارزهایی که رقم و عددش مشخص نیست.
بارها از شخص خودش پرسیدم تا چه اندازه سوابق سیاسی، روابط و یا گرایشات عقیدتی اش در موفقیت های او نقش داشته، پاسخ همیشگی او این بود: اگر موجب پسرفت نشده باشد، سبب پیشرفت نشده!
اما روابط و رفت و آمد مکرر با او سبب شده بود مکالمات بیشتری داشته باشیم و بدیهی ست هر کسی بیشتر حرف بزند و به جزئیات بپردازد،بیشتر دمب خروسش با رو شدن ضد و نقیض در گفته‌هایش، بیرون می‌زند.
هر بار سرنخ تازه‌ای در این گفتگوها به دست می‌آمد تا بیشتر به این اصل پی ببرم که در جمهوری اسلامی، پیشرفت چشمگیر و کلان اقتصادی ممکن نیست مگر برای خودی ها و نورچشمی‌هایی که با استفاده از پله برقیِ ویژه پروری در جمهوری اسلامی،. پله‌های ترقی را هزار به یکی، طی می‌کنند!
به گفته خودش، او از فعالان مسلح علیه حکومت پهلوی بوده، سپس در دهه شصت، مدتی حاکم شرع و پس از آن، رییس کمیته انقلاب در بخش‌هایی از هرمزگان شده و نورچشمی رفسنجانی و امام جمعه کرمان بوده است.
اما اینها هیچ کدام نتوانست شک مرا به یقین مطلق بدل کند تا جایی که سال ها بعد در میان صحبت‌هایش به پیشینه همکاری امنیتی خود با مصطفی پورمحمدی(قاضی مرگ و عنصر خطرناک امنیتی) و علی فلاحیان(وزیر اطلاعات عامل قتل‌های زنجیره‌ای) اشاره کرد!
آنجا بود که فهمیدم او چطور سوار بر پله برقی ترقی در نظام شده و چگونه است که فساد و حفظ نظام، دو روی یک سکه است!

آنجا بود که فهمیدم او چطور سوار بر پله برقی ترقی در نظام شده و چگونه است که فساد و حفظ نظام، دو روی یک سکه است!
چون حداقل در این نمونه،روشن بود که امتیازات بزرگ ‌و واجد تبعیض،مزد انحصاری کسانی است که کارنامه سیاهی از سرکوبگری برای حفظ نظام داشته باشند.
از همین روست که به رغم ضرر هنگفت و فساد کلان چند ده هزار میلیاردی این بانک در چند سال گذشته،جمهوری اسلامی حاضر به جبران آن از جیب بیت المال و مردم بیچاره ایران شده ولی تا جایی که کارد به استخوان نرسیده، حاضر به برخورد با نورچشمی علم الهدی، آخوند امین جوادی نشده!
می‌توان از همین نمونه هم باز نتیجه چشمگیر دیگری نیز گرفت:
اگر امتیازات ویژه و پله برقی ترقی،جایزه‌ای برای حفظ انگیزه حافظان نظام است، اصلاحاتی چون فسادستیزی در این ساختار،اساسا غیرممکن است، چون بانیان فساد، همان حافظان و حامیان نظام هستند،
چون یک نظام سیاسی نمی‌تواند با انگیزه فسادستیزی و اصلاحات، تیشه بر ریشه‌های خود زده و حامیان و حافظانش را ناراضی و بی‌انگیزه کند، در حالی که به گفته آیت الله خمینی، حفظ نظام، اوجب واجبات است.
در حدی که رژیم حاضر است ده ها هزار میلیارد از خزانه و رفاه مردم، هزینه کند تا یکی از خودی‌های نظام، خدای ناکرده، آزرده خاطر نشود.

نمونه دیگرش سعید طوسی بود که یک جا گفته بود اگر قرار باشد، حکم دادگاه درباره من اجرا شود، ده‌ها نفر دیگر را هم با خودم می‌کشم پایین!

این یعنی همان ترکیب فساد و قدرت در هرم جمهوری اسلامی که به ترکیب در هم تنیده‌اش نمی‌توان دست زد به طوری که بیرون کشیدن یک آجر این هرم، می‌تواند به فرو ریختن تمام ساختارش ختم شود.....

نویسنده:ناگزیر ناشناس….

@Tavaana_TavaanaTech
💔13👍63
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

مادر پرنیان دبیری: می‌ایستم، چون دادخواه دخترم هستم

مادر پرنیان دبیری، از جان‌باختگان اعتراضات، با انتشار پیامی از همدردان خود خواست زنده بمانند، نام و یاد عزیزان از دست‌رفته‌شان را فریاد بزنند و دادخواه آنان باشند. او همچنین در پویش «یک شمع، یک نام، یک یاد» به یاد دخترش شمعی روشن کرد.

مادر پرنیان دبیری در این پیام خطاب به خانواده‌های دادخواه گفت: «می‌دانم درد دارید؛ درد از دست دادن، درد ظلم و درد ناجوانمردی. می‌خواهید فریاد بزنید و دادخواهی کنید، اما نمی‌توانید.»

او با اشاره به رنج و بی‌تابی خود پس از از دست دادن دخترش افزود: «من هم مثل شما گریه می‌کنم، بی‌تابی می‌کنم و گاهی به جایی می‌رسم که از خودم می‌پرسم برای چه زنده‌ام.»

مادر پرنیان دبیری گفت هر بار که چنین احساسی به سراغش می‌آید، به دخترش، عمر ناتمام او و آرزوهایی که برای آینده داشت فکر می‌کند و ادامه داد: «دستم را روی زانویم می‌گذارم، بلند می‌شوم و می‌ایستم؛ چون دادخواه دخترم هستم.»

او پرنیان را دختری آرام و الگوی خود توصیف کرد و گفت: «پرنیان به معنای واقعی، روزمرگی را با روزمرگی مبارزه کرد و زنده‌بودن را زندگی کرد؛ اما نگذاشتند. کشتندش. ضحاک‌های زمانه زندگی‌اش را گرفتند.»

مادر این جان‌باخته تأکید کرد که به دخترش افتخار می‌کند و گفت: «پرنیان من، وقتی با جسمش در میان ما بود، در قلب و ذهن من و در تک‌تک سلول‌های بدنم زندگی می‌کرد و امروز هم همین‌طور است.»

او در ادامه خطاب به خانواده‌های دادخواه گفت: «پرنیان و عزیزان از دست‌رفته شما از ما چه می‌خواهند؟ می‌خواهند زنده بمانیم، بایستیم، نام و یادشان را فریاد بزنیم و درباره مظلومانه کشته‌شدنشان سخن بگوییم.»

مادر پرنیان دبیری در پایان گفت: «ما دادخواه فرزندان و عزیزان از دست‌رفته‌مان هستیم؛ نه می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم.»

او سپس شمعی به نام و یاد دخترش روشن کرد و گفت:

«جاودان باد یاد جان‌باختگان؛ پاینده ایران.
جاویدنام پرنیان دبیری.»


#پرنیان_دبیری #دادخواهی

@Tavaana_TavaanaTech
20👍3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
روایت دلتنگی دختر ناصر نصیری: انگار تکه‌ای از قلبمان را با خودت بردی…

جاویدنام ناصر نصیری، ۵۳ ساله و پدر دو دختر، جمعه ۱۹ دی در چیتگر تهران با شلیک مستقیم گلوله جنگی جان خود را از دست داد.
ناصر نصیری در آستانه بازنشستگی بود. او پس از آخرین تماس با دخترانش، دیگر به خانه بازنگشت. خانواده‌اش پس از ساعت‌ها جست‌وجو، با خبر تلخ جان‌باختن او روبه‌رو شدند.

◾️با سانسور خبرگزاری‌های داخلی، این خانواده‌های داغدار هستند که با دوربین موبایل، با یک روایت یا یک عکس از لباس خون‌آلود فرزندشان، تنها روزنه‌ ممکن برای رساندن صدایشان به جهان را باز نگه می‌دارند.
شبکه‌های اجتماعی، از توییتر تا اینستاگرام و تلگرام، به تنها تریبونی بدل شده‌اند که صدای دادخواهی این خانواده‌ها را منعکس می‌کنند.

#ناصر_نصیری

📱 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
18💔4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بنیامین علیزاده، نوجوان ۱۵ ساله‌ای که با شلیک گلوله به پایش کشته شد

بنیامین علیزاده، نوجوان متولد ۱۳۸۹، در خیابان باهنر رشت هدف اصابت گلوله از ناحیه پا قرار گرفت. او با تاخیر به بیمارستان رسول منتقل شد و بر اثر خونریزی شدید جان باخت.

بر اساس روایت نقل‌شده، بنیامین پس از انتقال به بیمارستان نیز چند ساعت روی برانکارد رها شده بود.

خانواده او ساکن سنگر، در نزدیکی رشت، هستند. پیکر بنیامین در سنگررود به خاک سپرده شد، اما نیروهای امنیتی به خانواده‌اش اجازه ندادند مراسم سوم و هفتم او را برگزار کنند.

◾️با سانسور خبرگزاری‌های داخلی، این خانواده‌های داغدار هستند که با دوربین موبایل، با یک روایت یا یک عکس از لباس خون‌آلود فرزندشان، تنها روزنه‌ ممکن برای رساندن صدایشان به جهان را باز نگه می‌دارند.
شبکه‌های اجتماعی، از توییتر تا اینستاگرام و تلگرام، به تنها تریبونی بدل شده‌اند که صدای دادخواهی این خانواده‌ها را منعکس می‌کنند.

#بنیامین_علیزاده

📱 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔18
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حسن فرهمندفر؛ پدری که تازه صاحب فرزند شده بود، ۱۹ دی در کرج کشته شد

جاویدنام حسن فرهمندفر، به تازگی پدر شده بود، او در ۱۹ دی‌ماه در شهر فردیس با شلیک مستقیم ماموران سرکوب، جان خود را از دست داد. پیکر او در زادگاهش زنجان به خاک سپرده شد.

منیره، همسر حسن فرهمندفر با انتشار ویدئویی از دخترشان(الارز) در کنار مزار همسرش نوشت:
« امروز الارز صدات زد نیستی ذوق کنی
نیستی باهاش حرف بزنی
مثل زمانی که هنوز بدنیا نیومده بود راه به راه قربون صدقه‌ش میرفتی
من و الارز خیلی بهت نیاز داشتیم رفیقم ،همراهم، عشق آسمانی من، بابای شجاع و قهرمان الارز دلتنگتمممممم🖤🥀دوسدارم برگردی»

◾️با سانسور خبرگزاری‌های داخلی، این خانواده‌های داغدار هستند که با دوربین موبایل، با یک روایت یا یک عکس از لباس خون‌آلود فرزندشان، تنها روزنه‌ ممکن برای رساندن صدایشان به جهان را باز نگه می‌دارند.
شبکه‌های اجتماعی، از توییتر تا اینستاگرام و تلگرام، به تنها تریبونی بدل شده‌اند که صدای دادخواهی این خانواده‌ها را منعکس می‌کنند.

#حسن_فرهمندفر

📱 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔19
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زن بیمار به‌دلیل رعایت نکردن حجاب اجباری از دریافت خدمات درمانی محروم شد

ویدئویی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است که نشان می‌دهد یکی از کارکنان یک درمانگاه، به‌دلیل رعایت نکردن حجاب اجباری از ارائه خدمات درمانی به یک زن خودداری می‌کند.
زنی که خود را مسئول درمانگاه معرفی می‌کند، ارائه خدمات پزشکی را به پوشاندن موهای مراجعه‌کننده مشروط کرده و با لحنی آمرانه می‌گوید: «اینجا مسئول من هستم و باید حجاب داشته باشی.»

زن مراجعه‌کننده نیز حاضر نمی‌شود زیر بار این اجبار برود؛ شماره نوبتش را روی زمین می‌اندازد و درمانگاه را ترک می‌کند.

کاربران ارزشی و حامی حکومت، این ویدئو را با افتخار و به‌عنوان نمونه‌ای از رفتار درست منتشر کرده‌اند؛ گویی محروم کردن یک انسان از خدمات درمانی، مدال افتخار است.
اما حکومتی که حتی دسترسی زنان به خدمات درمانی را به رعایت حجاب اجباری گره زده است، بهتر از هر کسی می‌داند که این اجبار مدت‌هاست در برابر اراده زنان ایران شکست خورده است.

📱 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊11💔61
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
روایت دلتنگی مادر علی میرزایی؛ با اون همه انرژی کجایی، چیکار میکنی

علی میرزایی، ۲۳ ساله و دانشجوی دانشگاه صنعتی اراک، شامگاه ۱۸ دی‌۱۴۰۴ در نارمک تهران بر اثر اصابت گلوله به شدت مجروح شد. او توسط پدرش به بیمارستان میلاد منتقل و در بخش مراقبت‌های ویژه بستری شد.

بر اساس گزارش‌ها، وی چند روز در بیمارستان تحت درمان و جراحی قرار داشت و در حالی که وضعیتش رو به بهبود توصیف شده بود، در نهایت جان خود را از دست داد.

مادر جاویدنام علی میرازیی با انتشار ویدئویی از فرزندش در صفحه اینستاگرام خود نوشت:
«علی جونم پسرم قربون اون موهای فرفریت بشم آخ که چقد پرانرژی چقد مهربون و چقد فامیل دوست بودی با اون همه انرژی کجایی چکار میکنی من چه جوری بدون تو دارم ۸ ماه زندگی میکنم اصلا باور نمیکنم که تو نیستی انگار تو کمام انگار مردم فقط نفس میکشم مثل کسی میمونم که دورتادورم سیم خارداره نمیتونم کنارشون بزنم انگار روی اجاقی نشستم که هر لحظه به جوش میاد همش داغتر و داغتر میشه الهی بمیرم برات علی تو عشقم بودی امید زندگیمون بود انگار به خاطر تو داشتیم زندگی می‌کردیم تو نیستی زندگیمون راکد مونده به امید اون روز فقط نفس میکشم»

#علی_میرزایی

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔20
مریم عظیمی، دانشمند ایرانی، دوربین آیفون ۱۸ پرو مکس را معرفی کرد

مریم عظیمی، مهندس و پژوهشگر ایرانی اپل، در مراسم معرفی آیفون ۱۸ پرو مقابل دوربین قرار گرفت و بخشی از قابلیت‌های تازه سیستم تصویربرداری این گوشی را معرفی کرد. او در اپل با عنوان "دانشمند الگوریتم‌های زیبایی‌شناسی دوربین" فعالیت می‌کند و پیش‌تر نیز در مراسم سال ۲۰۲۳، قابلیت‌های دوربین آیفون ۱۵ را معرفی کرده بود.

🔹یکی از مهم‌ترین بخش‌های ارائه عظیمی، قابلیت «Apple Reference Image» بود؛ فناوری تازه‌ای که هنگام ثبت عکس، داده‌های تصویر را در سطح پیکسل امضای دیجیتال می‌کند تا نسخه‌ای تغییرناپذیر از آن به عنوان «نگاتیو دیجیتال» باقی بماند.

🔹عظیمی مدرک کارشناسی مهندسی کامپیوتر خود را سال ۲۰۰۹ از دانشگاه فردوسی مشهد گرفت و سال ۲۰۱۱ برای ادامه تحصیل به کانادا رفت. او کارشناسی ارشد و دکترای مهندسی برق و کامپیوتر را در دانشگاه بریتیش‌کلمبیا گذراند و سپس دوره پسادکتری خود را در دانشگاه کمبریج ادامه داد. حوزه اصلی تحقیقاتش نیز پردازش تصویر، فشرده‌سازی ویدئو و تصاویر HDR و سنجش کیفیت بصری بوده است.

🔹مریم عظیمی در روایت شخصی خود گفته است که پس از بازداشت به دست مأموران اداره اطلاعات مشهد، ناچار به ترک ایران شد. او همچنین ابراز امیدواری کرده است روزی ایران از آنچه "حکومت خون‌خوار اسلامی" خوانده رها شود و بتواند به وطنش بازگردد؛ روایتی از استعدادی که به گفته خودش با فشار امنیتی از ایران رانده شد و سال‌ها بعد، در یکی از مهم‌ترین رویدادهای فناوری جهان مقابل میلیون‌ها مخاطب ایستاد.


💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌12👍21
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
همدلی شهروندان با پیک موتوری؛ مردم برای خرید موتور تازه پول جمع کردند

ویدئویی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که نشان می‌دهد موتور یک پیک موتوری ناگهان آتش می‌گیرد و تنها وسیله کار و درآمدش مقابل چشمانش می‌سوزد. مردم حاضر در محل اما بی‌تفاوت از کنار او عبور نمی‌کنند؛ دورش جمع می‌شوند و همان‌جا برای خرید یک موتور تازه پول جمع می‌کنند تا بتواند دوباره سر کار برگردد.
این صحنه، تصویری روشن از همدلی مردمی است که خودشان زیر فشار کمرشکن گرانی، فقر و ناامنی اقتصادی زندگی می‌کنند، اما هنوز درد یکدیگر را می‌فهمند. کسانی که شاید جیب خودشان هم چندان پر نباشد، دست به جیب می‌شوند تا نان یک انسان قطع نشود.

مردم با درآمدهای اندک، خسارت یکدیگر را جبران می‌کنند؛ اما حکومتی که بودجه، قدرت و وظیفه خدمت‌رسانی دارد، اقتصاد و معیشت جامعه را رها کرده و همچنان سرگرم گردن‌کشی برای جهان، شاخ‌وشانه کشیدن و جنگ‌افروزی است.

این همراهی و همدلی مردم را باید دید، روایت کرد و گسترش داد؛ نه برای عادی‌سازی فقر یا فراموش کردن مسئولیت حکومت، بلکه برای یادآوری اینکه جامعه ایران هنوز زنده است.


💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍134👌4
سه سال و ۹ ماه و ۲۰ روز حبس برای حسین افراسیاب به اتهام داشتن استارلینک

حساب اینستاگرام حسین افراسیاب، ترانه‌سرا و خواننده رپ زندانی، اعلام کرد که او به اتهام داشتن یک دستگاه استارلینک، ابتدا با تشدید مجازات در شرایط جنگ به پنج سال و یک ماه حبس محکوم شد؛ حکمی که در رأی نهایی به سه سال و ۹ ماه و ۲۰ روز کاهش یافت.

🔸بر اساس این گزارش، افراسیاب این دستگاه را خریداری نکرده بود و استارلینک نیز کاملا آکبند بود. گفته شده است او این دستگاه را صرفا برای برقراری ارتباط با خانواده‌اش هنگام قطع سراسری اینترنت در اختیار داشته است.

🔸حساب اینستاگرام افراسیاب تاکید کرده صدور چنین حکمی، تنها با استناد به تشدید مجازات در شرایط جنگ، «هیچ جای دنیا قابل توجیه نیست» و او مرتکب جرمی نشده است.

🔸حسین افراسیاب روز ۲۳ اسفند ۱۴۰۴ در ورودی شاهین‌شهر اصفهان توسط نیروهای امنیتی لباس‌شخصی بازداشت شد. بر اساس گزارش‌ها، ماموران به خودروی او یورش برده و پس از ضرب‌وشتم شدید، وی را به بازداشتگاه «الف‌طا» وابسته به سازمان اطلاعات سپاه در زندان دستگرد اصفهان منتقل کردند.

🔸این احکام قرون وسطایی دقیقا بیش از هر چیز ترس حکومت از دسترسی به اینترنت آزاد را نشان می‌دهد. دستگاه اتصال به اینترنت را موضوع مجازات قرار می‌دهند که گویی ابزار جنایت است؛ چون در سیستم مورد علاقه آنها، مردم باید فقط آنچه حکومت اجازه می‌دهد ببینند، بشنوند و بدانند!

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊10💔5💯1
خاطره‌ای از عسل منصوری به روایت خواهرش؛ استرس نگیر خواهر، فقط صاف برو!

مونا، خواهر جاویدنام عسل منصوری، با انتشار خاطره‌ای از خواهرش در حساب ایکس خود نوشت:
من و عسل باید برای اولین بار خودمون تنهایی می‌رفتیم فرودگاه تا یکی رو پیک آپ کنیم.
صبح خیلی زود، پریدیم تو ماشین. من رانندگی می‌کردم و عسل کنارم نشسته بود.
از همون اول هول کردم و تقریباً به محض اینکه وارد اتوبان همت شدیم، چند تا خروجی و اشتباه رفتم و گم شدیم.
عسل هی می‌گفت:
« استرس نگیر خواهر. چی می‌خواد بشه؟ یه کم گم می‌شیم دیگه. فقط صاف برو»
منم هی صاف رفتم تا بالاخره به خودم اومدم و دیدم تابلوی «به سمت کرج» جلو رومه!
یک لحظه بعد، چشم عسل افتاد به چند تا کارگر که کنار اتوبان منتظر سرویس ایستاده بودن.
گفت: «اینجوری نمیشه، بزن کنار.»
تصور کنید قیافه‌ی اون کارگرها رو وقتی اول صبح، دو تا دختر جوون جلوشون ترمز می‌زنن و می‌پرسن:
«ببخشید، فرودگاه از کدوم طرفه؟»
یکی‌شون بلند شد و با یه لهجه‌ی غلیظ شمالی، آدرس و بهمون داد. ما هم گوش کردیم، تشکر کردیم و راه افتادیم.
راه که افتادیم از عسل پرسیدم: «چی گفت؟»
گفت: «هیچ ایده‌ای ندارم چی گفت. استرس نگیر! تو فقط صاف برو...»
و من همونطوری ادامه دادم...

اون روز کرج نرفتیم و، به طرز معجزه‌آسایی، موفق شدیم به فرودگاه برسیم.

اما عجیب اینه که بعد از این همه سال،
جزئیات اون صبح و اضطرابی که کشیدم هنوز توی ذهنم زنده‌ست.
فرقش اینه که عسل دیگه کنارم نیست تا بگه:
«استرس نگیر خواهر، فقط صاف برو.»

🔸عسل منصوری، متولد ۲۷ مرداد ۱۳۷۴، روان‌شناس تربیتی، روان‌شناس کودک و فعال حوزه مادر و کودک بود. بخش بزرگی از زندگی حرفه‌ای‌اش را در کنار کودکان و مادران گذراند و آن‌قدر با بچه‌ها صمیمی و مهربان بود که بسیاری از آنها دیگر فقط به چشم یک مربی یا روان‌شناس نگاهش نمی‌کردند؛ برایشان «مامان عسل» بود.

🔸عسل روز ۱۹ دی‌ماه، در جریان اعتراضات در خیابان هروی تهران، از پشت سر هدف گلوله قرار گرفت و جان باخت؛ قلبی که برای کودکان و آینده ایران می‌تپید، با شلیک گلوله از حرکت ایستاد.


💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔191
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خواهر امیرمحمد شاه‌کرمی:
برگشتم به همان خیابانی که آخرین نگاه‌های برادرم آنجا بود

خواهر جاویدنام امیرمحمد شاه‌کرمی، ۱۸ شهریور با در دست گرفتن عکس برادرش و فریاد زدن نام او، یادش را زنده کرد. او با انتشار ویدیویی در صفحه اینستاگرامش نوشت:
«۱۸ شهریور، برگشتم به همان خیابانی که اخرین نگاه های برادرم آنجا بود ؛ تا صدایش را از همانجا دوباره بلند کنم.
اینبار ایستادم برای صدا زدن نام امیرمحمد شاه کرمی»


جاویدنام امیرمحمد شاه‌کرمی، نوجوان ۱۴ ساله، ۱۸ دی‌ماه در شهر قدس ناپدید شد.
دو روز بعد، ۲۰ دی، وقتی با تلفنش تماس گرفتند، مأموران پاسخ دادند و اعلام کردند که او بازداشت شده و زنده است.

با این حال، پس از ۶۰ روز، پیکر او با کد «۱۱۷۵۴» به خانواده تحویل داده شد؛ پیکری که آثار ضرب‌وشتم و شلیک گلوله به شقیقه بر آن دیده می‌شد.

#امیرمحمد_شاه_کرمی

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔18
آمریکا برای اطلاعات درباره شبکه تولید و فروش پهپادهای سپاه تا ۱۵ میلیون دلار جایزه تعیین کرد

وزارت امور خارجه آمریکا اعلام کرد برای دریافت اطلاعاتی که به مختل شدن سازوکارهای مالی سپاه پاسداران، از جمله تولید، فروش و انتقال پهپادهای نظامی کمک کند، تا ۱۵ میلیون دلار جایزه پرداخت می‌کند. به گفته ایالات متحده، سپاه و نیروی قدس بخشی از هزینه فعالیت‌های تروریستی بین‌المللی خود را از محل فروش تجهیزات نظامی، از جمله پهپادها، تامین می‌کنند.

برنامه «پاداش برای عدالت»، وابسته به سرویس امنیت دیپلماتیک وزارت امور خارجه آمریکا، از دارندگان اطلاعات درباره این فعالیت‌ها خواسته است از طریق کانال‌های امن با دولت آمریکا ارتباط بگیرند. بر اساس این اطلاعیه، افراد واجد شرایط ممکن است علاوه بر جایزه مالی، امکان انتقال به مکانی امن را نیز دریافت کنند.

در این اطلاع‌رسانی، نام شرکت ایرانی «کیمیا پارت سیوان» نیز مطرح شده است؛ شرکتی که وزارت امور خارجه آمریکا آن را بازوی تولید پهپاد نیروی قدس معرفی می‌کند. به گفته آمریکا، مسئولان این شرکت در انجام آزمایش‌های پروازی برای نیروی قدس و ارائه پشتیبانی فنی به پهپادهای منتقل‌شده به عراق نقش داشته‌اند. تهیه قطعات پهپادی از خارج ایران نیز از دیگر اتهام‌های مطرح‌شده علیه این شرکت است.

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10
Forwarded from گفت‌وشنود
تمایزیافتگی خود
مهارتی که در بازاندیشی دینی کمتر آموخته‌ایم

می‌شود از باورهای خانواده فاصله گرفت، بدون اینکه رابطه با آن‌ها را از دست بدهید؟ جواب کوتاه: بله، اما با یک مهارت که کمتر کسی به ما یاد داده.

خیلی‌ها فکر می‌کنند بازاندیشی دینی یک انتخاب دوگانه است: یا همان چیزی باش که خانواده‌ات می‌خواهد، یا آماده‌ قطع رابطه باش. اما روان‌شناسان خانواده‌درمانی چیز دیگری می‌گویند.

روان‌پزشک آمریکایی موری بوون، بنیان‌گذار نظریه‌ سیستم‌های خانوادگی، مفهومی به نام «تمایزیافتگی خود» (Differentiation of Self) را مطرح کرد: توانایی حفظ هویت و افکار مستقل خودتان، درحالی‌که هنوز از نظر عاطفی به خانواده متصل می‌مانید.

از نگاه او، بلوغ روانی یعنی بتوانی بگویی «من فکر متفاوتی دارم» بدون آنکه این جمله را مساوی با «من تو را رد می‌کنم» بدانی و مهم‌تر، بدون آنکه خانواده هم آن را این‌طور تفسیر کند.

نکته‌ دوم را فیلیس تیکل، نویسنده و سخنران حوزه دین، از مشاهداتش درباره‌ نسل‌هایی که از دین موروثی فاصله می‌گیرند مطرح کرده: بازاندیشی دینی، لزوما به‌معنای اعلام عمومی و رودررو نیست.

بسیاری از افراد، مسیر خود را با گفت‌وگوهای تدریجی، سوال‌های کوچک، و نه یک «افشای» ناگهانی طی کرده‌اند.

مثالی ساده: فرض کنید فرزندی از رشته‌ دانشگاهی مورد علاقه خانواده‌اش فاصله می‌گیرد. اگر یک‌شبه اعلام کند «من دیگر پزشکی نمی‌خوانم»، واکنش خانواده احتمالا شوک و مقاومت است. اما اگر طی زمان، علاقه‌اش را نشان دهد، سوال بپرسد، گفت‌وگو کند، مسیر تغییر هموارتر می‌شود. همین منطق درباره‌ باورها هم صادق است.

چند نکته‌ی عملی: سوال بپرسید، نه اعلام موضع؛ («چرا فکر می‌کنی این‌طور است؟» بهتر از «تو اشتباه می‌کنی»).
زمان بگذارید، نه یک مکالمه یا جدل کوتاه. و از همه مهم‌تر، هدف را «فهمیده شدن» بگذارید، نه «متقاعد کردن».

سوالی که ارزش تامل دارد: آیا رابطه‌ خانوادگی سالم، به معنای باور یکسان داشتن است، یا به معنای احترام به تفاوت باور، حتی وقتی سخت است؟

#باور #دین #تفاوت #تکثر #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍103
Forwarded from گفت‌وشنود
انتقال صبا سفیدی، شهروند بهائی، به زندان قرچک ورامین برای اجرای حکم حبس

صبا سفیدی، شهروند بهائی، روز پنج‌شنبه ۱۹ شهریورماه ۱۴۰۵، با وجود داشتن مهلت دوماهه قبلی برای اجرای حکم، در منزل خود توسط نیروهای حکومتی بازداشت و برای تحمل دوران محکومیت سه سال و پنج ماهه خود به زندان منتقل شد.
به گزارش مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، خانم سفیدی پس از بازداشت در منزل، ابتدا به دادسرای جنت‌آباد و سپس به زندان قرچک ورامین انتقال یافت. وی پیش‌تر از بابت اتهام «عضویت در گروه‌های مخالف نظام» به سه سال و پنج ماه حبس محکوم شده بود.
بازداشت و انتقال این شهروند بهائی به زندان در حالی صورت می‌گیرد که موج تازه‌ای از فشارها، احضارها، تفتیش منازل، مصادره اموال و صدور و اجرای احکام حبس سنگین علیه جامعه بهایی در شهرهای مختلف ایران با شدت در جریان است.

#صبا_سفیدی #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊122