دوازدهمین سالگرد جاویدنام شلر فرهادی
دلنوشته مادر دادخواه شلر خطاب به فرزندش:
«دخترم
دوازده سال گذشته، اما هنوز صدای خندههایت در گوشم زنده است. هنوز بوی لباسهایت عطر بودنت را به یادم میآورد. هنوز وقتی کسی در را میزند، دلم میخواهد که تو باشی.
میگویند زمان زخمها را درمان میکند، اما هیچکس نگفت زمان چطور میتواند جای خالی یک دختر را پر کند؟ هیچکس نگفت وقتی مادری دوازده سال چشم به راه دخترش بماند، زمان چه دردی را دوا میکند؟
تو رفتی، دخترم، اما رؤیاهایت باقی ماندند. صدایت، فریادت، حقیقتی که برایش ایستادی، هنوز در قلب ما زنده است. آنها که تو را از ما گرفتند، شاید گمان کردند سکوت فراموشی میآورد. شاید فکر کردند مادری که فرزندش را از دست میدهد، دیگر توان ایستادن ندارد. اما اشتباه کردند.
تو رفتی تا چیزی بزرگتر از خودت زنده بماند. و من اینجا هستم تا این مشعل را نگه دارم؛ برای تو، برای خون تو، برای آرزوهای تو.
دخترم، هر سال که میگذرد، دلتنگیام عمیقتر میشود، اما هر سال هم قویتر میشوم؛ قویتر برای گفتن حقیقت، قویتر برای ادامهی مسیری که تو آغاز کردی. میدانم که میبینی.
میدانم که هنوز کنارم هستی.
تو فقط یک دختر نبودی؛ تو نوری بودی در تاریکی، نوری که خاموش نمیشود، نوری که هیچگاه فراموش نخواهد شد.
دوازدهمین سالگرد رفتنت است، اما به جای اشک با تو پیمان میبندم: راهت ادامه دارد، دخترم. ما هنوز زندهایم، چون تو زندهای؛ در دل من، در خون من، در فریاد این سرزمین.
دوستت دارم دخترم، همیشه و تا ابد.»
ـ «شلر فرهادی» فارغ التحصیل رشته علوم سیاسی دانشگاه رازی کرمانشاه بود. دختر رزمیکاری از ایل سنجابی که در پاییز ۱۳۹۰ در حالی که خود را برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد آماده میکرد، ناپدید شد
پس از گذشت حدود ۵ ماه خانوادهاش او را در حالیکه از لحاظ جسمی به شدت ضعیف بود و در وضعیت روحی بغرنجی قرار داشت از بازداشتگاه وزارت اطلاعات در زندان اوین تحویل گرفتند و به روستای خود در کرمانشاه بازگرداندند. ماموران وزارت اطلاعات با این شرط او را به خانوادهاش تحویل دادند که در صورت احضار به زندان مراجعه کند.
علت دستگیری شلر، امضای بیانیهای انتقادی بود که از سوی تعدادی از دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه در جریان سفر خامنهای به این شهر (۲۴ مهر ۱۳۹۰) منتشر شد. از اینکه در بازداشتگاه وزارت اطلاعات چه بر این دختر جوان گذشت اطلاعی در دست نیست اما او پس از بازگشت به خانه، تا هفتهها وضعیت روحی نابسامانی داشت. از همه هراس داشت و از خانه خارج نمیشد و تا ماهها با کسی حرف نمیزد.
۱۰ ماه پس از آزادی، در دی ماه ۱۳۹۴، اداره اطلاعات کرمانشاه «شلر فرهادی» را احضار کرد ولی او پس از آگاهی از این احضار، تفنگ شکاری پدرش را برداشت و با شلیک گلولهای به زندگی خود پایان داد.
سرگذشت این دختر جوان در سکوت خبری، همچنان پر از ابهام مانده، اما چیزی که روشن است اینکه آینده پر از امید او با یک بازداشت و یک تماس تلفنی به یک قطعه خاک در تاریکی و سکوت خلاصه شد.
#شلر_فرهادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
دلنوشته مادر دادخواه شلر خطاب به فرزندش:
«دخترم
دوازده سال گذشته، اما هنوز صدای خندههایت در گوشم زنده است. هنوز بوی لباسهایت عطر بودنت را به یادم میآورد. هنوز وقتی کسی در را میزند، دلم میخواهد که تو باشی.
میگویند زمان زخمها را درمان میکند، اما هیچکس نگفت زمان چطور میتواند جای خالی یک دختر را پر کند؟ هیچکس نگفت وقتی مادری دوازده سال چشم به راه دخترش بماند، زمان چه دردی را دوا میکند؟
تو رفتی، دخترم، اما رؤیاهایت باقی ماندند. صدایت، فریادت، حقیقتی که برایش ایستادی، هنوز در قلب ما زنده است. آنها که تو را از ما گرفتند، شاید گمان کردند سکوت فراموشی میآورد. شاید فکر کردند مادری که فرزندش را از دست میدهد، دیگر توان ایستادن ندارد. اما اشتباه کردند.
تو رفتی تا چیزی بزرگتر از خودت زنده بماند. و من اینجا هستم تا این مشعل را نگه دارم؛ برای تو، برای خون تو، برای آرزوهای تو.
دخترم، هر سال که میگذرد، دلتنگیام عمیقتر میشود، اما هر سال هم قویتر میشوم؛ قویتر برای گفتن حقیقت، قویتر برای ادامهی مسیری که تو آغاز کردی. میدانم که میبینی.
میدانم که هنوز کنارم هستی.
تو فقط یک دختر نبودی؛ تو نوری بودی در تاریکی، نوری که خاموش نمیشود، نوری که هیچگاه فراموش نخواهد شد.
دوازدهمین سالگرد رفتنت است، اما به جای اشک با تو پیمان میبندم: راهت ادامه دارد، دخترم. ما هنوز زندهایم، چون تو زندهای؛ در دل من، در خون من، در فریاد این سرزمین.
دوستت دارم دخترم، همیشه و تا ابد.»
ـ «شلر فرهادی» فارغ التحصیل رشته علوم سیاسی دانشگاه رازی کرمانشاه بود. دختر رزمیکاری از ایل سنجابی که در پاییز ۱۳۹۰ در حالی که خود را برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد آماده میکرد، ناپدید شد
پس از گذشت حدود ۵ ماه خانوادهاش او را در حالیکه از لحاظ جسمی به شدت ضعیف بود و در وضعیت روحی بغرنجی قرار داشت از بازداشتگاه وزارت اطلاعات در زندان اوین تحویل گرفتند و به روستای خود در کرمانشاه بازگرداندند. ماموران وزارت اطلاعات با این شرط او را به خانوادهاش تحویل دادند که در صورت احضار به زندان مراجعه کند.
علت دستگیری شلر، امضای بیانیهای انتقادی بود که از سوی تعدادی از دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه در جریان سفر خامنهای به این شهر (۲۴ مهر ۱۳۹۰) منتشر شد. از اینکه در بازداشتگاه وزارت اطلاعات چه بر این دختر جوان گذشت اطلاعی در دست نیست اما او پس از بازگشت به خانه، تا هفتهها وضعیت روحی نابسامانی داشت. از همه هراس داشت و از خانه خارج نمیشد و تا ماهها با کسی حرف نمیزد.
۱۰ ماه پس از آزادی، در دی ماه ۱۳۹۴، اداره اطلاعات کرمانشاه «شلر فرهادی» را احضار کرد ولی او پس از آگاهی از این احضار، تفنگ شکاری پدرش را برداشت و با شلیک گلولهای به زندگی خود پایان داد.
سرگذشت این دختر جوان در سکوت خبری، همچنان پر از ابهام مانده، اما چیزی که روشن است اینکه آینده پر از امید او با یک بازداشت و یک تماس تلفنی به یک قطعه خاک در تاریکی و سکوت خلاصه شد.
#شلر_فرهادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤32💔17👍5👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مراسم سالگرد جانباختن جاویدنام عادل کیانپور، با حضور جمعی از خانوادههای دادخواه برگزار شد.در این مراسم حسین نادربیگی عزیز، از مصدومان دو چشم، هم حضور داشت.
عادل کیانپور زندانی سیاسیای بود که از چهارم دیماه سال ۱۴۰۰ در اعتراض به محرومیت از حق دادرسی عادلانه و بدون رسيدگى پزشكى اعتصاب غذای خود را آغاز کرده بود و در پی وخامت حال بعدازظهر روز شنبه، ۱۱ دی ۱۴۰۰ در زندان شیبان اهواز جان باخت.
این زندانی سیاسی پیشتر طی حکمی از سوی دادگاه انقلاب اهواز، به اتهامهای «تبلیغ علیه نظام»، «تبلیغ به سود گروههای مخالف» و «تشویش اذهان عمومی به قصد برهم زدن امنیت ملی» به تحمل سه سال حبس تعزیری محکوم شده بود.
عادل آن سال مهر ماه دچار بیماری کرونا شده بود ولی به او مرخصی نداده بودند.
مادر آقای کیانپور پس از زندانیشدن فرزندش دچار سکته شده و در وضعیت مناسبی بهسر نمیبرد.
عادل که مدتی به یک گروه در کردستان عراق پیوسته بود، وقتی فکر کرد فریب خورده، به ایران بازگشته بود و خود را تسلیم کرده و تبرئه شده بود، اما مجددا بازداشت شد و در ممنوعیت ملاقات ماهها تخت شکنجه قرار گرفته بود. او به سه سال حبس محکوم شد. همسرش از او در این مدت جدا شد
چند بار اعتصاب غذا کرد که اعتنایی نکردند و وعده وعید دادند. با توجه به شرایطی که برایش پیش امده بود در یک فایل صوتی خطاب به «محسنی اژهای»گفت: «مگه نگفتین هر کس خارج کشور هست ما کمک میکنیم به زندگی برگرده؟ منظورتون از زندگی، زندگی تو زندان بود؟ اینجور رفتارها رو نه فراموش میکنیم و نه میبخشیم.»
بعد از گذشت ۵ ماه، ۲ میلیارد و ۲۵۰ میلیون تومان وثیقه تعیین کردند که موقتا از زندان آزاد شود، اما ماموران نگذاشتند که مادرش وثیقه بگذارد. متعاقباً در زندان به کرونا مبتلا شد. ...چهارم دی ماه اعتصاب غذا کرد و یازدهم درگذشت.
#علیه_فراموشی #یادمون_نمیره #عادل_کیانپور #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
عادل کیانپور زندانی سیاسیای بود که از چهارم دیماه سال ۱۴۰۰ در اعتراض به محرومیت از حق دادرسی عادلانه و بدون رسيدگى پزشكى اعتصاب غذای خود را آغاز کرده بود و در پی وخامت حال بعدازظهر روز شنبه، ۱۱ دی ۱۴۰۰ در زندان شیبان اهواز جان باخت.
این زندانی سیاسی پیشتر طی حکمی از سوی دادگاه انقلاب اهواز، به اتهامهای «تبلیغ علیه نظام»، «تبلیغ به سود گروههای مخالف» و «تشویش اذهان عمومی به قصد برهم زدن امنیت ملی» به تحمل سه سال حبس تعزیری محکوم شده بود.
عادل آن سال مهر ماه دچار بیماری کرونا شده بود ولی به او مرخصی نداده بودند.
مادر آقای کیانپور پس از زندانیشدن فرزندش دچار سکته شده و در وضعیت مناسبی بهسر نمیبرد.
عادل که مدتی به یک گروه در کردستان عراق پیوسته بود، وقتی فکر کرد فریب خورده، به ایران بازگشته بود و خود را تسلیم کرده و تبرئه شده بود، اما مجددا بازداشت شد و در ممنوعیت ملاقات ماهها تخت شکنجه قرار گرفته بود. او به سه سال حبس محکوم شد. همسرش از او در این مدت جدا شد
چند بار اعتصاب غذا کرد که اعتنایی نکردند و وعده وعید دادند. با توجه به شرایطی که برایش پیش امده بود در یک فایل صوتی خطاب به «محسنی اژهای»گفت: «مگه نگفتین هر کس خارج کشور هست ما کمک میکنیم به زندگی برگرده؟ منظورتون از زندگی، زندگی تو زندان بود؟ اینجور رفتارها رو نه فراموش میکنیم و نه میبخشیم.»
بعد از گذشت ۵ ماه، ۲ میلیارد و ۲۵۰ میلیون تومان وثیقه تعیین کردند که موقتا از زندان آزاد شود، اما ماموران نگذاشتند که مادرش وثیقه بگذارد. متعاقباً در زندان به کرونا مبتلا شد. ...چهارم دی ماه اعتصاب غذا کرد و یازدهم درگذشت.
#علیه_فراموشی #یادمون_نمیره #عادل_کیانپور #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔26👍4🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بهار قندهاری، مدیر ارتباطات مرکز حقوق بشر در ایران، در ویدئویی که روز شنبه ۱۵ دی در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد، پیامی برای رژیم جمهوری اسلامی ایران روی دیوار سفارت این کشور در دمشق نوشت: "زن، زندگی، آزادی."
او ضمن انتشار این ویدئو نوشت: "پیامی برای رژیم جنایتکار ایران روی دیوار سفارتش در دمشق سوریه گذاشتم."
قندهاری در ادامه به نقش جمهوری اسلامی در سرکوب مردم سوریه اشاره کرد و گفت: "رژیم ایران ۱۴ سال سوریه را اشغال کرد، از دیکتاتوری اسد حمایت کرد و به سرکوب انقلاب مردم سوریه کمک کرد. این دو رژیم با هم میلیونها نفر را کشتند، بازداشت کردند و آواره ساختند."
او همچنین تأکید کرد که مبارزه برای آزادی از سوریه تا ایران و در همه نقاطی که زیر اشغال و ستم هستند، ادامه دارد. او نوشت: "امروز، رژیم اسد و خامنهای از سوریه خارج شدهاند و به زودی مردم ایران نیز کشورشان را از چنگال این رژیم آزاد خواهند کرد."
سفارت جمهوری اسلامی در دمشق، تنها مرکز دیپلماتیکی بود که در جریان تسلط شورشیان مخالف بشار اسد بر پایتخت، در روز ۱۸ آذر هدف حمله قرار گرفت.
این اقدام بهار قندهاری، نمادی از همبستگی مبارزات مردم ایران و سوریه برای آزادی و عدالت است.
#زن_زندگی_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #سوریه #محور_شرارت #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
او ضمن انتشار این ویدئو نوشت: "پیامی برای رژیم جنایتکار ایران روی دیوار سفارتش در دمشق سوریه گذاشتم."
قندهاری در ادامه به نقش جمهوری اسلامی در سرکوب مردم سوریه اشاره کرد و گفت: "رژیم ایران ۱۴ سال سوریه را اشغال کرد، از دیکتاتوری اسد حمایت کرد و به سرکوب انقلاب مردم سوریه کمک کرد. این دو رژیم با هم میلیونها نفر را کشتند، بازداشت کردند و آواره ساختند."
او همچنین تأکید کرد که مبارزه برای آزادی از سوریه تا ایران و در همه نقاطی که زیر اشغال و ستم هستند، ادامه دارد. او نوشت: "امروز، رژیم اسد و خامنهای از سوریه خارج شدهاند و به زودی مردم ایران نیز کشورشان را از چنگال این رژیم آزاد خواهند کرد."
سفارت جمهوری اسلامی در دمشق، تنها مرکز دیپلماتیکی بود که در جریان تسلط شورشیان مخالف بشار اسد بر پایتخت، در روز ۱۸ آذر هدف حمله قرار گرفت.
این اقدام بهار قندهاری، نمادی از همبستگی مبارزات مردم ایران و سوریه برای آزادی و عدالت است.
#زن_زندگی_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #سوریه #محور_شرارت #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤36👍5🕊3
حضور مادران دادخواه سنندج در مراسم گرامیداشت زادروز جاویدنام محمد شریعتی
۱۵ دی ماە مراسم زادروز محمد شریعتی با حضور خانوادەهای دادخواە در سنندج برگزار شد.
در این گردهمایی، مادران دادخواه با نثار شاخههای گل بر مزار محمد شریعتی، بار دیگر بر خواستههای عدالتجویانه خود تأکید کردند و یاد و خاطره این قهرمان آزادی را زنده نگه داشتند. مردم سنندج نیز با حضور خود در کنار این مادران و خانواده شریعتی، با آنها ابراز همراهی و همدلی کردند.
محمد شریعتی در روز ٢٤ آبان ١٤٠١ در جریان خیزش انقلابی زن، زندگی، آزادی با شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر رژیم جانباخت.
#محمد_شریعتی #سنندج #زن_زندگی_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
۱۵ دی ماە مراسم زادروز محمد شریعتی با حضور خانوادەهای دادخواە در سنندج برگزار شد.
در این گردهمایی، مادران دادخواه با نثار شاخههای گل بر مزار محمد شریعتی، بار دیگر بر خواستههای عدالتجویانه خود تأکید کردند و یاد و خاطره این قهرمان آزادی را زنده نگه داشتند. مردم سنندج نیز با حضور خود در کنار این مادران و خانواده شریعتی، با آنها ابراز همراهی و همدلی کردند.
محمد شریعتی در روز ٢٤ آبان ١٤٠١ در جریان خیزش انقلابی زن، زندگی، آزادی با شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر رژیم جانباخت.
#محمد_شریعتی #سنندج #زن_زندگی_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔24👍2🕊2
جهانشمولی حقوق اساسی؛ صدای آزادی از کنیا
کتاب جهانشمولی حقوق اساسی اثر گیبسن کامائو کوریا، وکیل برجسته حقوق بشر از کنیا، نگاهی ژرف به مفاهیم بنیادین حقوق بشر دارد. این کتاب، فراتر از تحلیلهای حقوقی، صدایی برای عدالت است، صدایی که از قلب مبارزات آفریقا برخاسته و جهانی شده است.
کامائو کوریا، که از خانوادهای بدون امکانات تحصیلی برخاست و به بالاترین مدارج دانشگاهی رسید، زندگی خود را وقف دفاع از آزادی و کرامت انسانی کرد. او در بخشی از سخنانش میگوید:
«حقوق بشر مجموعهای از حقوق اساسی است که برای زندگی با سربلندی، ضروری است.»
این اثر برای خوانندگان ایرانی، که با چالشهای حقوق بشری و آزادیهای فردی دستوپنجه نرم میکنند، اهمیت دوچندان دارد. چرا که تجارب جهانی مبارزه برای عدالت، الهامبخش است و یادآور میشود که حتی در سختترین شرایط، ایستادگی ممکن است. کوریا در این کتاب، با استناد به نظریه «وضع نخستین» جان رالز، بر این نکته تأکید دارد که جامعهای عادلانه باید حقوق بنیادین همه افراد را بدون تبعیض تضمین کند.
او در این کتاب میگوید:
«هیچ حکومت، نهاد یا فردی نمیتواند اصل برابری انسانها را زیر پا بگذارد، زیرا این اصل، اساس حقوق بشر است.»
کتاب همچنین روایتگر سرگذشت شخصی نویسنده است؛ از بازداشت به جرم دفاع از مخالفان سیاسی تا پناه بردن به سفارت آمریکا و نهایتاً تبعید به این کشور. این تجربهها به اثر او رنگی از واقعیت میدهد و نشان میدهد چگونه ایمان به قانون و عدالت میتواند مقاومت در برابر ظلم را تقویت کند.
کامائو کوریا نیز، در نهایت تهدیدها و شکنجهها، راه خود را ادامه داد و به جهانیان آموخت که آزادی، نه یک امتیاز، بلکه حقی غیرقابل انکار است. این کتاب را بخوانید تا صدای عدالت را بشنوید و به یاد آورید که هرگز تنها نیستید.
https://tavaana.org/universality-of-fundamental-rights/
#کتاب #کتاب_توانا #کتابخوانی #حقوق_بشر #حقوق_اساسی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
کتاب جهانشمولی حقوق اساسی اثر گیبسن کامائو کوریا، وکیل برجسته حقوق بشر از کنیا، نگاهی ژرف به مفاهیم بنیادین حقوق بشر دارد. این کتاب، فراتر از تحلیلهای حقوقی، صدایی برای عدالت است، صدایی که از قلب مبارزات آفریقا برخاسته و جهانی شده است.
کامائو کوریا، که از خانوادهای بدون امکانات تحصیلی برخاست و به بالاترین مدارج دانشگاهی رسید، زندگی خود را وقف دفاع از آزادی و کرامت انسانی کرد. او در بخشی از سخنانش میگوید:
«حقوق بشر مجموعهای از حقوق اساسی است که برای زندگی با سربلندی، ضروری است.»
این اثر برای خوانندگان ایرانی، که با چالشهای حقوق بشری و آزادیهای فردی دستوپنجه نرم میکنند، اهمیت دوچندان دارد. چرا که تجارب جهانی مبارزه برای عدالت، الهامبخش است و یادآور میشود که حتی در سختترین شرایط، ایستادگی ممکن است. کوریا در این کتاب، با استناد به نظریه «وضع نخستین» جان رالز، بر این نکته تأکید دارد که جامعهای عادلانه باید حقوق بنیادین همه افراد را بدون تبعیض تضمین کند.
او در این کتاب میگوید:
«هیچ حکومت، نهاد یا فردی نمیتواند اصل برابری انسانها را زیر پا بگذارد، زیرا این اصل، اساس حقوق بشر است.»
کتاب همچنین روایتگر سرگذشت شخصی نویسنده است؛ از بازداشت به جرم دفاع از مخالفان سیاسی تا پناه بردن به سفارت آمریکا و نهایتاً تبعید به این کشور. این تجربهها به اثر او رنگی از واقعیت میدهد و نشان میدهد چگونه ایمان به قانون و عدالت میتواند مقاومت در برابر ظلم را تقویت کند.
کامائو کوریا نیز، در نهایت تهدیدها و شکنجهها، راه خود را ادامه داد و به جهانیان آموخت که آزادی، نه یک امتیاز، بلکه حقی غیرقابل انکار است. این کتاب را بخوانید تا صدای عدالت را بشنوید و به یاد آورید که هرگز تنها نیستید.
https://tavaana.org/universality-of-fundamental-rights/
#کتاب #کتاب_توانا #کتابخوانی #حقوق_بشر #حقوق_اساسی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍13
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توطئه «شبکه آلمان» نیروی قدس سپاه برای ترور شاهین نجفی
ایراناینترنشنال به اطلاعاتی اختصاصی دست یافته که نشان میدهد یگان ۸۴۰ نیروی قدس سپاه پاسداران با ایجاد سه جوخه ترور موسوم به «شبکه آلمان» در تلاش برای حذف مخالفان ایرانی خارج از کشور و شهروندان یهودی در سراسر اروپا بوده است. یکی از برنامههای این شبکه، توطئه ترور شاهین نجفی، رپر سرشناس ایرانی مخالف حکومت، بود که شکست خورد. بر اساس این اطلاعات، یک عامل ترور قرار بود ۲۶ شهریورماه ۱۴۰۲، همزمان با سالگرد خیزش انقلابی مردم ایران علیه جمهوری اسلامی، شاهین نجفی را در سالن تئاتر ام اگی در شهر هانوفر آلمان ترور کند.
شاهین نجفی در پاسخ به درخواست ایراناینترنشنال برای اظهار نظر گفت در آن شب، کنسرت فضایی غیرعادی داشت و تدابیر امنیتی پلیس بهشدت افزایش یافته بود. عامل ترور در شب برگزاری کنسرت به نزدیکی سالن رسید، اما با افزایش ناگهانی تدابیر امنیتی، در تماسی تلفنی از تهران دستور لغو عملیات را دریافت کرد. طراحان ترور به این نتیجه رسیدند که توطئه احتمالا لو رفته است و برای جلوگیری از افشای کل شبکه، ترجیح دادند ماموریت را لغو کنند.
عامل ترور، دستور را از رامین یکتاپرست دریافت کرده بود، گنگستر ۳۶ ساله ایرانی-آلمانی که اردیبهشتماه به دست عوامل منتسب به موساد در تهران کشته شد. یک منبع اروپایی به ایراناینترنشنال گفت ترور ناموفق شاهین نجفی یکی از پروژههای پنهانمانده از یگان ۸۴۰ سپاه پاسداران بود، واحدی سری که مسئول انجام ترورهای برونمرزی علیه اهداف غربی، اسرائیلی و همینطور مخالفان حکومت ایران است. ریاست یگان ۸۴۰ را یزدان میر بر عهده دارد. یک مقام ارشد یگان ۸۴۰ مسئول عملیاتهای جدید این گروه در خاک اروپا است. نام واقعی این مامور ارشد سپاه پاسداران محسن علینژاد کری بزرگ است. او متاهل است و دو فرزند دارد و در محله نارمک تهران زندگی میکند. محسن علینژاد کری بزرگ مسئول شبکه موسوم به آلمانیهاست. در مراودات درونسازمانی، محسن را بزرگ صدا میزنند. بزرگ کسی است که اهداف را انتخاب و برنامههای عملیاتی را تایید میکند. او با مجموعهای وسیع از مزدوران ایرانی و خارجی کار میکند که در مجموعه سپاه، سربازان بزرگ خوانده میشوند.
مرتبط:
بنیادگرایان اسلامی و قتل دگراندیشان در برون مرز، پرویز دستمالچی
https://tavaana.org/assassinations_of_ir/
ویدیو از ایران اینترنشنال
@iranintltv
#شاهین_نجفی #ترور #تروریسم #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
ایراناینترنشنال به اطلاعاتی اختصاصی دست یافته که نشان میدهد یگان ۸۴۰ نیروی قدس سپاه پاسداران با ایجاد سه جوخه ترور موسوم به «شبکه آلمان» در تلاش برای حذف مخالفان ایرانی خارج از کشور و شهروندان یهودی در سراسر اروپا بوده است. یکی از برنامههای این شبکه، توطئه ترور شاهین نجفی، رپر سرشناس ایرانی مخالف حکومت، بود که شکست خورد. بر اساس این اطلاعات، یک عامل ترور قرار بود ۲۶ شهریورماه ۱۴۰۲، همزمان با سالگرد خیزش انقلابی مردم ایران علیه جمهوری اسلامی، شاهین نجفی را در سالن تئاتر ام اگی در شهر هانوفر آلمان ترور کند.
شاهین نجفی در پاسخ به درخواست ایراناینترنشنال برای اظهار نظر گفت در آن شب، کنسرت فضایی غیرعادی داشت و تدابیر امنیتی پلیس بهشدت افزایش یافته بود. عامل ترور در شب برگزاری کنسرت به نزدیکی سالن رسید، اما با افزایش ناگهانی تدابیر امنیتی، در تماسی تلفنی از تهران دستور لغو عملیات را دریافت کرد. طراحان ترور به این نتیجه رسیدند که توطئه احتمالا لو رفته است و برای جلوگیری از افشای کل شبکه، ترجیح دادند ماموریت را لغو کنند.
عامل ترور، دستور را از رامین یکتاپرست دریافت کرده بود، گنگستر ۳۶ ساله ایرانی-آلمانی که اردیبهشتماه به دست عوامل منتسب به موساد در تهران کشته شد. یک منبع اروپایی به ایراناینترنشنال گفت ترور ناموفق شاهین نجفی یکی از پروژههای پنهانمانده از یگان ۸۴۰ سپاه پاسداران بود، واحدی سری که مسئول انجام ترورهای برونمرزی علیه اهداف غربی، اسرائیلی و همینطور مخالفان حکومت ایران است. ریاست یگان ۸۴۰ را یزدان میر بر عهده دارد. یک مقام ارشد یگان ۸۴۰ مسئول عملیاتهای جدید این گروه در خاک اروپا است. نام واقعی این مامور ارشد سپاه پاسداران محسن علینژاد کری بزرگ است. او متاهل است و دو فرزند دارد و در محله نارمک تهران زندگی میکند. محسن علینژاد کری بزرگ مسئول شبکه موسوم به آلمانیهاست. در مراودات درونسازمانی، محسن را بزرگ صدا میزنند. بزرگ کسی است که اهداف را انتخاب و برنامههای عملیاتی را تایید میکند. او با مجموعهای وسیع از مزدوران ایرانی و خارجی کار میکند که در مجموعه سپاه، سربازان بزرگ خوانده میشوند.
مرتبط:
بنیادگرایان اسلامی و قتل دگراندیشان در برون مرز، پرویز دستمالچی
https://tavaana.org/assassinations_of_ir/
ویدیو از ایران اینترنشنال
@iranintltv
#شاهین_نجفی #ترور #تروریسم #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍36❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پاپ ژان پل دوم، جنبش همبستگی و جایگزین نارنجی - قسمت اول
پس از جنگ جهانی دوم، اتحاد جماهیر شوروی حکومتهای دستنشاندهای را در اروپای مرکزی و شرقی، از جمله لهستان، مستقر کرد که به «پرده آهنین» معروف شدند. در لهستان، حکومت کمونیستی با سرکوب مخالفان و نقض حقوق اولیه انسانی، زمینهٔ نارضایتی عمومی را فراهم آورد.
انتخاب کارول جوزف وویتیلا به عنوان پاپ ژان پل دوم در سال ۱۹۷۸، نقطهٔ عطفی در جنبش آزادیخواهی لهستان بود. او معتقد بود که کاتولیسیزم و وجدان فردی در تضاد با سرکوب آزادیهای مذهبی، اقتصادی و سیاسی کمونیسم قرار دارند و مسیحیت را بخش جداییناپذیر فرهنگ لهستان میدانست. سخنان و سفرهای او به لهستان، الهامبخش مردم برای پیگیری آزادیهای مدنی و مذهبی بود.
در آگوست ۱۹۸۰، اعتصاب کارگران کشتیسازی گدانسک به رهبری لخ والسا منجر به تشکیل جنبش همبستگی شد؛ نخستین اتحادیهٔ مستقل کارگری در پشت پرده آهنین. این جنبش نه تنها به مسائل صنفی، بلکه به حقوق بشر و آزادیهای سیاسی نیز توجه داشت و مفهوم «جمهوری خودگردان» را برای توسعهٔ نهادهای دموکراتیک مطرح کرد.
جنبش جایگزین نارنجی، به رهبری والدمار فیدریخ معروف به «ماژور»، با استفاده از هنر و طنز، به مبارزه با رژیم کمونیستی پرداخت. آنها با نقاشی تصاویر کوتولهها بر روی دیوارهایی که شعارهای ضدکمونیستی پاک شده بود، رژیم را به سخره میگرفتند و فضای سرکوب را تضعیف میکردند.
همکاری و همافزایی این سه عامل—پاپ ژان پل دوم، جنبش همبستگی و جایگزین نارنجی—نقش مهمی در تضعیف و نهایتاً سقوط رژیم کمونیستی لهستان در سال ۱۹۸۹ داشت. رهبری معنوی پاپ، فعالیتهای صنفی و سیاسی همبستگی و خلاقیت هنری جایگزین نارنجی، همگی در ایجاد فضایی برای تغییرات دموکراتیک مؤثر بودند.
https://youtu.be/bIx-QRb7af8?feature=shared
نوشتاری:
https://tavaana.org/pope-john-paul-orange-poland/
#لهستان #انقلاب_نارنجی #لخ_والسا #کموتیسم #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
پس از جنگ جهانی دوم، اتحاد جماهیر شوروی حکومتهای دستنشاندهای را در اروپای مرکزی و شرقی، از جمله لهستان، مستقر کرد که به «پرده آهنین» معروف شدند. در لهستان، حکومت کمونیستی با سرکوب مخالفان و نقض حقوق اولیه انسانی، زمینهٔ نارضایتی عمومی را فراهم آورد.
انتخاب کارول جوزف وویتیلا به عنوان پاپ ژان پل دوم در سال ۱۹۷۸، نقطهٔ عطفی در جنبش آزادیخواهی لهستان بود. او معتقد بود که کاتولیسیزم و وجدان فردی در تضاد با سرکوب آزادیهای مذهبی، اقتصادی و سیاسی کمونیسم قرار دارند و مسیحیت را بخش جداییناپذیر فرهنگ لهستان میدانست. سخنان و سفرهای او به لهستان، الهامبخش مردم برای پیگیری آزادیهای مدنی و مذهبی بود.
در آگوست ۱۹۸۰، اعتصاب کارگران کشتیسازی گدانسک به رهبری لخ والسا منجر به تشکیل جنبش همبستگی شد؛ نخستین اتحادیهٔ مستقل کارگری در پشت پرده آهنین. این جنبش نه تنها به مسائل صنفی، بلکه به حقوق بشر و آزادیهای سیاسی نیز توجه داشت و مفهوم «جمهوری خودگردان» را برای توسعهٔ نهادهای دموکراتیک مطرح کرد.
جنبش جایگزین نارنجی، به رهبری والدمار فیدریخ معروف به «ماژور»، با استفاده از هنر و طنز، به مبارزه با رژیم کمونیستی پرداخت. آنها با نقاشی تصاویر کوتولهها بر روی دیوارهایی که شعارهای ضدکمونیستی پاک شده بود، رژیم را به سخره میگرفتند و فضای سرکوب را تضعیف میکردند.
همکاری و همافزایی این سه عامل—پاپ ژان پل دوم، جنبش همبستگی و جایگزین نارنجی—نقش مهمی در تضعیف و نهایتاً سقوط رژیم کمونیستی لهستان در سال ۱۹۸۹ داشت. رهبری معنوی پاپ، فعالیتهای صنفی و سیاسی همبستگی و خلاقیت هنری جایگزین نارنجی، همگی در ایجاد فضایی برای تغییرات دموکراتیک مؤثر بودند.
https://youtu.be/bIx-QRb7af8?feature=shared
نوشتاری:
https://tavaana.org/pope-john-paul-orange-poland/
#لهستان #انقلاب_نارنجی #لخ_والسا #کموتیسم #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍14💯4
مهناز طراح: ما در زندان با هر گرایش و تفکری در مناسبتهای مختلف با هم میرقصیم
مهناز طراح، فعال سیاسی پادشاهیخواه (مشروطه) محبوس در بند زنان زندان اوین، با نوشتن نامهای در واکنش به برخی از انتقادها به ویدیویی از رقص شماری از زنان این زندان، نوشته است: «ما را قضاوت میکنید و نمیدانید پیش از شما توسط قضات جمهوری اسلامی همین طور ناعادلانه قضاوت شدهایم.»
این زندانی سیاسی در ادامه نامه خود با اشاره به دشواریهای زندان و رنجی که بر زنان محبوس در زندان اوین تحمیل میشود، نوشته است «ما میرقصیم، ما در زندان میخوانیم و میرقصیم ولی در همان زندان که شما هتل میخوانید دلتنگی عزیزانمان را تاب میآوریم، بیمار از بیمار پرستاری میکند و برای یک اعزام درمانی، و نه حتی مرخصی درمانی، باید ماهها دوندگی کنیم.»
متن کامل نامه مهناز طراح به شرح زیر است:
«ما را قضاوت میکنید و نمیدانید پیش از شما توسط قضات جمهوری اسلامی همین طور ناعادلانه قضاوت شدهایم. ما میرقصیم، ما در زندان میخوانیم و میرقصیم، ولی در همان زندان که شما هتل میخوانید دلتنگی عزیزانمان را تاب میآوریم، بیمار از بیمار پرستاری میکند و برای یک اعزام درمانی، و نه حتی مرخصی درمانی، باید ماهها دوندگی کنیم.
ما تنها زندانیانی هستیم که مشمول هیچکدام از مفاد قانونی مانند مرخصی و آزادی مشروط نمیشویم و تنها بند در سراسر ایران هستیم که آخر هفتهها تلفن قطع است و و دور روز متوالی از دنیای بیرون بیخبریم. ولی با هر گرایش و تفکری در مناسبتهای مختلف با هم میرقصیم زیرا در این گوشه از خاک فقط خودمان را داریم و بس. چپهایی که بر خلاف تفکر عدهای تندرو، میتوانستند بروند ولی ماندند و زندان خاک خود را به غربت ترجیج دادند، مشروطهخواهانی که همیشه متهم به دیکتاتوری هستند و هیچ کس هرگز نپرسید دردشان چیست. حتی اصلاحطلبانی که شاید از ویرانیهای بیشتر میهن بیم دارند اگرچه دیگر چیزی برای ویرانشدن وجود ندارد.
با هم میرقصیم و با هم گریه میکنیم ولی شما همان گوشه از رقص ما را ببینید و اگر توانستید یک روز و شب از انفرادی همراه با بازجوییهای طولانیمدت به شیوه جمهوری اسلامی را تاب بیاورید و آنگاه ما را قضاوت کنید.»
مهناز طراح، آبان ۱۴۰۱ در جریان خیزش«زن، زندگی، آزادی» بازداشت و تا اواخر بهمن همان سال که در جریان عفو عمومی آزاد شد، در زندان «قرچک» محبوس بود.
این زندانی سیاسی یک بار دیگر در آبان ۱۴۰۲ بازداشت شد و دیماه همان سال، به حکم شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری به اتهام اجتماع و تبانی به سه سال و هشت ماه حبس و به اتهام تبلیغ علیه نظام به هشت ماه زندان محکوم شد و حکم او در پی تسلیم به رای به دو سال و نه ماه زندان کاهش پیدا کرد و اکنون در حال گذراندن دوران محکومیت خود در زندان اوین است.
#مهناز_طراح #بند_زنان_اوین #رقص #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مهناز طراح، فعال سیاسی پادشاهیخواه (مشروطه) محبوس در بند زنان زندان اوین، با نوشتن نامهای در واکنش به برخی از انتقادها به ویدیویی از رقص شماری از زنان این زندان، نوشته است: «ما را قضاوت میکنید و نمیدانید پیش از شما توسط قضات جمهوری اسلامی همین طور ناعادلانه قضاوت شدهایم.»
این زندانی سیاسی در ادامه نامه خود با اشاره به دشواریهای زندان و رنجی که بر زنان محبوس در زندان اوین تحمیل میشود، نوشته است «ما میرقصیم، ما در زندان میخوانیم و میرقصیم ولی در همان زندان که شما هتل میخوانید دلتنگی عزیزانمان را تاب میآوریم، بیمار از بیمار پرستاری میکند و برای یک اعزام درمانی، و نه حتی مرخصی درمانی، باید ماهها دوندگی کنیم.»
متن کامل نامه مهناز طراح به شرح زیر است:
«ما را قضاوت میکنید و نمیدانید پیش از شما توسط قضات جمهوری اسلامی همین طور ناعادلانه قضاوت شدهایم. ما میرقصیم، ما در زندان میخوانیم و میرقصیم، ولی در همان زندان که شما هتل میخوانید دلتنگی عزیزانمان را تاب میآوریم، بیمار از بیمار پرستاری میکند و برای یک اعزام درمانی، و نه حتی مرخصی درمانی، باید ماهها دوندگی کنیم.
ما تنها زندانیانی هستیم که مشمول هیچکدام از مفاد قانونی مانند مرخصی و آزادی مشروط نمیشویم و تنها بند در سراسر ایران هستیم که آخر هفتهها تلفن قطع است و و دور روز متوالی از دنیای بیرون بیخبریم. ولی با هر گرایش و تفکری در مناسبتهای مختلف با هم میرقصیم زیرا در این گوشه از خاک فقط خودمان را داریم و بس. چپهایی که بر خلاف تفکر عدهای تندرو، میتوانستند بروند ولی ماندند و زندان خاک خود را به غربت ترجیج دادند، مشروطهخواهانی که همیشه متهم به دیکتاتوری هستند و هیچ کس هرگز نپرسید دردشان چیست. حتی اصلاحطلبانی که شاید از ویرانیهای بیشتر میهن بیم دارند اگرچه دیگر چیزی برای ویرانشدن وجود ندارد.
با هم میرقصیم و با هم گریه میکنیم ولی شما همان گوشه از رقص ما را ببینید و اگر توانستید یک روز و شب از انفرادی همراه با بازجوییهای طولانیمدت به شیوه جمهوری اسلامی را تاب بیاورید و آنگاه ما را قضاوت کنید.»
مهناز طراح، آبان ۱۴۰۱ در جریان خیزش«زن، زندگی، آزادی» بازداشت و تا اواخر بهمن همان سال که در جریان عفو عمومی آزاد شد، در زندان «قرچک» محبوس بود.
این زندانی سیاسی یک بار دیگر در آبان ۱۴۰۲ بازداشت شد و دیماه همان سال، به حکم شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری به اتهام اجتماع و تبانی به سه سال و هشت ماه حبس و به اتهام تبلیغ علیه نظام به هشت ماه زندان محکوم شد و حکم او در پی تسلیم به رای به دو سال و نه ماه زندان کاهش پیدا کرد و اکنون در حال گذراندن دوران محکومیت خود در زندان اوین است.
#مهناز_طراح #بند_زنان_اوین #رقص #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤38👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پاپ ژان پل دوم، جنبش همبستگی و جایگزین نارنجی - قسمت دوم
پس از جنگ جهانی دوم، اتحاد جماهیر شوروی حکومتهای دستنشاندهای را در اروپای مرکزی و شرقی، از جمله لهستان، مستقر کرد که به «پرده آهنین» معروف شدند. در لهستان، حکومت کمونیستی با سرکوب مخالفان و نقض حقوق اولیه انسانی، زمینهٔ نارضایتی عمومی را فراهم آورد.
انتخاب کارول جوزف وویتیلا به عنوان پاپ ژان پل دوم در سال ۱۹۷۸، نقطهٔ عطفی در جنبش آزادیخواهی لهستان بود. او معتقد بود که کاتولیسیزم و وجدان فردی در تضاد با سرکوب آزادیهای مذهبی، اقتصادی و سیاسی کمونیسم قرار دارند و مسیحیت را بخش جداییناپذیر فرهنگ لهستان میدانست. سخنان و سفرهای او به لهستان، الهامبخش مردم برای پیگیری آزادیهای مدنی و مذهبی بود.
در آگوست ۱۹۸۰، اعتصاب کارگران کشتیسازی گدانسک به رهبری لخ والسا منجر به تشکیل جنبش همبستگی شد؛ نخستین اتحادیهٔ مستقل کارگری در پشت پرده آهنین. این جنبش نه تنها به مسائل صنفی، بلکه به حقوق بشر و آزادیهای سیاسی نیز توجه داشت و مفهوم «جمهوری خودگردان» را برای توسعهٔ نهادهای دموکراتیک مطرح کرد.
جنبش جایگزین نارنجی، به رهبری والدمار فیدریخ معروف به «ماژور»، با استفاده از هنر و طنز، به مبارزه با رژیم کمونیستی پرداخت. آنها با نقاشی تصاویر کوتولهها بر روی دیوارهایی که شعارهای ضدکمونیستی پاک شده بود، رژیم را به سخره میگرفتند و فضای سرکوب را تضعیف میکردند.
همکاری و همافزایی این سه عامل—پاپ ژان پل دوم، جنبش همبستگی و جایگزین نارنجی—نقش مهمی در تضعیف و نهایتاً سقوط رژیم کمونیستی لهستان در سال ۱۹۸۹ داشت. رهبری معنوی پاپ، فعالیتهای صنفی و سیاسی همبستگی و خلاقیت هنری جایگزین نارنجی، همگی در ایجاد فضایی برای تغییرات دموکراتیک مؤثر بودند.
https://youtu.be/ERx5QjoTnc0?feature=shared
نوشتاری:
https://tavaana.org/pope-john-paul-orange-poland/
لینک قسمت اول:
https://t.me/Tavaana_TavaanaTech/88831
#لهستان #انقلاب_نارنجی #لخ_والسا #کموتیسم #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
پس از جنگ جهانی دوم، اتحاد جماهیر شوروی حکومتهای دستنشاندهای را در اروپای مرکزی و شرقی، از جمله لهستان، مستقر کرد که به «پرده آهنین» معروف شدند. در لهستان، حکومت کمونیستی با سرکوب مخالفان و نقض حقوق اولیه انسانی، زمینهٔ نارضایتی عمومی را فراهم آورد.
انتخاب کارول جوزف وویتیلا به عنوان پاپ ژان پل دوم در سال ۱۹۷۸، نقطهٔ عطفی در جنبش آزادیخواهی لهستان بود. او معتقد بود که کاتولیسیزم و وجدان فردی در تضاد با سرکوب آزادیهای مذهبی، اقتصادی و سیاسی کمونیسم قرار دارند و مسیحیت را بخش جداییناپذیر فرهنگ لهستان میدانست. سخنان و سفرهای او به لهستان، الهامبخش مردم برای پیگیری آزادیهای مدنی و مذهبی بود.
در آگوست ۱۹۸۰، اعتصاب کارگران کشتیسازی گدانسک به رهبری لخ والسا منجر به تشکیل جنبش همبستگی شد؛ نخستین اتحادیهٔ مستقل کارگری در پشت پرده آهنین. این جنبش نه تنها به مسائل صنفی، بلکه به حقوق بشر و آزادیهای سیاسی نیز توجه داشت و مفهوم «جمهوری خودگردان» را برای توسعهٔ نهادهای دموکراتیک مطرح کرد.
جنبش جایگزین نارنجی، به رهبری والدمار فیدریخ معروف به «ماژور»، با استفاده از هنر و طنز، به مبارزه با رژیم کمونیستی پرداخت. آنها با نقاشی تصاویر کوتولهها بر روی دیوارهایی که شعارهای ضدکمونیستی پاک شده بود، رژیم را به سخره میگرفتند و فضای سرکوب را تضعیف میکردند.
همکاری و همافزایی این سه عامل—پاپ ژان پل دوم، جنبش همبستگی و جایگزین نارنجی—نقش مهمی در تضعیف و نهایتاً سقوط رژیم کمونیستی لهستان در سال ۱۹۸۹ داشت. رهبری معنوی پاپ، فعالیتهای صنفی و سیاسی همبستگی و خلاقیت هنری جایگزین نارنجی، همگی در ایجاد فضایی برای تغییرات دموکراتیک مؤثر بودند.
https://youtu.be/ERx5QjoTnc0?feature=shared
نوشتاری:
https://tavaana.org/pope-john-paul-orange-poland/
لینک قسمت اول:
https://t.me/Tavaana_TavaanaTech/88831
#لهستان #انقلاب_نارنجی #لخ_والسا #کموتیسم #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍12
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فرید آراسته به ایران رفته بود تا با نامزدش مارال ازدواج کند و جشن ازدواج آنها تنها ۳ روز قبل از جنایت هجدهم دی ماه برگزار شده بود.
«فرید رفیق دانشگاهم بود. ۸۸ با هم تعلیق شدیم. بعد شد دوست صمیمیم. با مارال، دوست دوران کودکیم آشنا شد. من اومدم فرانسه، اون برای دکتری رفت کانادا. بینمون فاصله افتاد. پریروز با مارال عروسی کردند. تو عروسی به مامانم گفت: "افسوس سالهایی رو میخورم که کنار هم نبودیم." تو هواپیما بود.»
این توییت دردناک را کاربری به نام «آوند» نوشته است درباره «فرید آراسته»، یکی از مسافران پرواز پیاس۷۵۲ خط هوایی اوکراین که از تهران عازم کانادا بود و صبح ۱۸ دی ۱۳۹۸ با شلیک موشک سپاه پاسداران ساقط شد. ۱۷۶ مسافر و خدمه این هواپیما در این فاجعه جان خود را از دست دادند.
فرید آراسته، اهل ارومیه و بزرگ شده تهران بود. کارشناسی ارشد خود را در رشته «فيزيولوژی پس از برداشت» از «دانشگاه تهران» گرفته و دانشجوی دکترا در «دانشگاه کارلتون»(Carleton) کانادا بود.
آوند از دوستان دورهی کارشناسیاش مینویسد: «برای فرید عدالت مهم بود، انسانیت مهم بود. مرگ یکی از دانشجوها بر اثر نشت گاز در خوابگاه، آنقدر متأثرش کرد که تمام خوابگاههای شهر را برای گرفتن امضا از دانشجوها، برای بهبود وضعیت خوابگاهها گشت. چیزی که بعدها باعث تعلیقش از دانشگاه ارومیه شد.»
مارال گرگین پور (همسر) میگوید، آگوست ۲۰۱۹ تهران را برای شروع زندگی رویاییاش ترک کرد. به فاصلهی چند هفته فهمیدم همزمان دکترای رشتهی علوم باغبانی در دانشگاه تهران هم قبول شده. وقتی به شوخی بهش گفتم بیا همینجا دکتری رو بخوان گفت «من برای این رشته برنامهها دارم، این رویای من بوده که دارم زندگی میکنم» چند ماه دور از هم را با همهی مصیبتهای قطعی اینترنت و دلتنگی گذراندیم. دلتنگی آنقدر زیاد بود که طاقتش طاق شد و در بازگشت عجله کرد. ۵ دی رسید و ما بعد از ۴ ماه و نیم دوباره همدیگر را در آغوش کشیدیم. دیگر برای امضا کردن پای عاشقیمان هیچ شک و تردیدی نداشتیم. دوری آنقدر سخت بود که هرکاری برای دوباره باهم بودنمان بکنیم. این کار ساده ترینش بود. بالاخره روزی که کلی برایش برنامه داشتیم رسید و ۱۵ دی شروع خوشبختیمان را باهم جشن گرفتیم. هر کسی که فرید را شب عروسی دید از لبخندش حرف میزد. چشمای فرید پر از زندگی بود و دستانش کلیدی برای تحقق هر آرزویی. عاشق فرید شدن کار سختی نبود. فرید خود زندگی بود که خیلی زود از من گرفتندش…
#فرید_آراسته
#هواپیمای_اوکراینی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«فرید رفیق دانشگاهم بود. ۸۸ با هم تعلیق شدیم. بعد شد دوست صمیمیم. با مارال، دوست دوران کودکیم آشنا شد. من اومدم فرانسه، اون برای دکتری رفت کانادا. بینمون فاصله افتاد. پریروز با مارال عروسی کردند. تو عروسی به مامانم گفت: "افسوس سالهایی رو میخورم که کنار هم نبودیم." تو هواپیما بود.»
این توییت دردناک را کاربری به نام «آوند» نوشته است درباره «فرید آراسته»، یکی از مسافران پرواز پیاس۷۵۲ خط هوایی اوکراین که از تهران عازم کانادا بود و صبح ۱۸ دی ۱۳۹۸ با شلیک موشک سپاه پاسداران ساقط شد. ۱۷۶ مسافر و خدمه این هواپیما در این فاجعه جان خود را از دست دادند.
فرید آراسته، اهل ارومیه و بزرگ شده تهران بود. کارشناسی ارشد خود را در رشته «فيزيولوژی پس از برداشت» از «دانشگاه تهران» گرفته و دانشجوی دکترا در «دانشگاه کارلتون»(Carleton) کانادا بود.
آوند از دوستان دورهی کارشناسیاش مینویسد: «برای فرید عدالت مهم بود، انسانیت مهم بود. مرگ یکی از دانشجوها بر اثر نشت گاز در خوابگاه، آنقدر متأثرش کرد که تمام خوابگاههای شهر را برای گرفتن امضا از دانشجوها، برای بهبود وضعیت خوابگاهها گشت. چیزی که بعدها باعث تعلیقش از دانشگاه ارومیه شد.»
مارال گرگین پور (همسر) میگوید، آگوست ۲۰۱۹ تهران را برای شروع زندگی رویاییاش ترک کرد. به فاصلهی چند هفته فهمیدم همزمان دکترای رشتهی علوم باغبانی در دانشگاه تهران هم قبول شده. وقتی به شوخی بهش گفتم بیا همینجا دکتری رو بخوان گفت «من برای این رشته برنامهها دارم، این رویای من بوده که دارم زندگی میکنم» چند ماه دور از هم را با همهی مصیبتهای قطعی اینترنت و دلتنگی گذراندیم. دلتنگی آنقدر زیاد بود که طاقتش طاق شد و در بازگشت عجله کرد. ۵ دی رسید و ما بعد از ۴ ماه و نیم دوباره همدیگر را در آغوش کشیدیم. دیگر برای امضا کردن پای عاشقیمان هیچ شک و تردیدی نداشتیم. دوری آنقدر سخت بود که هرکاری برای دوباره باهم بودنمان بکنیم. این کار ساده ترینش بود. بالاخره روزی که کلی برایش برنامه داشتیم رسید و ۱۵ دی شروع خوشبختیمان را باهم جشن گرفتیم. هر کسی که فرید را شب عروسی دید از لبخندش حرف میزد. چشمای فرید پر از زندگی بود و دستانش کلیدی برای تحقق هر آرزویی. عاشق فرید شدن کار سختی نبود. فرید خود زندگی بود که خیلی زود از من گرفتندش…
#فرید_آراسته
#هواپیمای_اوکراینی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊28💔18👍5❤1
علیه فراموشی
زمانی که هواپیمای اوکراینی توسط سپاه پاسداران، «به عمد» ساقط شد و آن همه انسان بیگناه به قتل رسیدند، در حالی که بسیاری از مردم ماتمزده و مبهوت به دنبال علت حادثه بودند، با این صحنه شنیع از سوی حکومت مواجه شدند که در آن پرچم یااباالفضل را مقابل دوربین گرفتند و ادعا کردند که با وجود نابودی همه اجزای هواپیما و کشتهشدن مسافران، این پرچم آسیب ندیده است!
این لودگی به نام مذهب در صحنه جنایت را فراموش نمیکنیم.
به امید دادخواهی برای همه عزیزانی که توسط جمهوری اسلامی به قتل رسیدهاند.
#دادخواهی
#هواپیمای_اوکراینی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
زمانی که هواپیمای اوکراینی توسط سپاه پاسداران، «به عمد» ساقط شد و آن همه انسان بیگناه به قتل رسیدند، در حالی که بسیاری از مردم ماتمزده و مبهوت به دنبال علت حادثه بودند، با این صحنه شنیع از سوی حکومت مواجه شدند که در آن پرچم یااباالفضل را مقابل دوربین گرفتند و ادعا کردند که با وجود نابودی همه اجزای هواپیما و کشتهشدن مسافران، این پرچم آسیب ندیده است!
این لودگی به نام مذهب در صحنه جنایت را فراموش نمیکنیم.
به امید دادخواهی برای همه عزیزانی که توسط جمهوری اسلامی به قتل رسیدهاند.
#دادخواهی
#هواپیمای_اوکراینی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍31💔17🕊3