بیانیه جمعی از زندانیان سیاسی ایران در قدردانی از گردهماییهای جهانی؛ تأکید بر همبستگی ملی و تداوم امید به آزادی
جمعی از زندانیان سیاسی سابق و فعلی ایران با انتشار بیانیهای، از گردهماییهای گسترده ایرانیان در روز جهانی اقدام، بهویژه اجتماع بزرگ مونیخ و تجمعات همزمان در شهرهای مختلف جهان، قدردانی کرده و این رویدادها را نمادی از همبستگی ملی و تداوم اراده برای آزادی دانستند.
این بیانیه با عبارتهای «به نام ایران، به نام آزادی و به نام مردمی که ایستادهاند تا میهن خود را بازپس گیرند» آغاز شده و امضاکنندگان آن تأکید کردهاند که «از پشت دیوارهای زندان و در شرایطی که میکوشند صدایمان را خاموش کنند، با قلبی سرشار از امید، غرور و سپاس، در برابر شکوه و عظمت گردهمایی بزرگ ایرانیان… سر تعظیم فرود میآوریم.»
در ادامه، از حضور گسترده ایرانیان در شهرهای مختلف جهان بهعنوان پیامی روشن یاد شده است:
«ایران زنده است، اراده ملت زنده است، و فریاد آزادی خاموششدنی نیست.»
امضاکنندگان بیانیه، این تجمعها را «تنها یک تجمع» ندانسته و آن را «تجلی اراده یک ملت» توصیف کردهاند؛ ملتی که «سالها رنج کشیدهاند اما تسلیم نشدهاند» و باور دارند «آینده ایران از آنِ آزادی است.»
در بخش دیگری از بیانیه، از برگزارکنندگان، سازماندهندگان، داوطلبان و شرکتکنندگان قدردانی شده و آمده است:
«شما در آن روز نه فقط برای خود، بلکه برای میلیونها ایرانی که امکان حضور نداشتند ایستادید و فریاد زدید، و این فریاد به درون زندانها نیز رسید.»
همچنین از سخنان شاهزاده رضا پهلوی که بر «همبستگی ملی، امید به آینده و ضرورت نجات ایران» تأکید کردهاند، بهعنوان پیامی نیروبخش برای ادامه ایستادگی در سختترین شرایط یاد شده است.
در ادامه بیانیه با تأکید دوباره بر اتحاد ملی آمده است:
«بدانید که مردم ایران صدای شما را شنیدند.
بدانید که این همبستگی، این اتحاد و این اراده، پایههای استبداد را به لرزه درآورده است.
بدانید که هیچ قدرتی توان ایستادن در برابر ملتی بیدار و مصمم را ندارد.»
نویسندگان بیانیه در پایان با ابراز امید نسبت به آینده تصریح کردهاند که «روزی نهچندان دور، همین فریادها در خیابانهای ایران طنین خواهد انداخت و ملت ایران… آزادی، سربلندی و شکوه میهن را جشن خواهد گرفت.»
این بیانیه به امضای دهها تن از زندانیان سیاسی سابق و فعلی رسیده و در مجموع، بیش از هر چیز بر همبستگی ایرانیان در داخل و خارج از کشور بهعنوان نیرویی تعیینکننده برای آینده ایران تأکید دارد.
اسامی امضاکنندگان:
فرشته سوری
سوری بابائی چگینی
رضا نوروزی
حجت الاه رافعی
بهفرلاله زاری
صالح خاموشی
حسین استاجی آریان
محمد حسین سهرابی
بختیار ساسانی
مسعود حساس
آزاد پیکری فرد
میثم غلامی
امین سخنور
کاظم علی نژاد بارانلو
شهریار بیات
علی اصغر حسنی راد
بختیار ساسانی
مرسل کتابی
وحید قدیرزاده
علی جهانیان
محسن خانمحمدی
سعید نسیمی
میثم محمدی
محمد دانیالی
غلامجسین بروجردی
رضا بهروز مرادی
حسن قرآن نویس
مجتبی ابراهیمی
مهدی ساورعلیا
افشار مونسی
علی مقصد جو
محمد سلطانی
محمد رهبری
علیرضا بهاری
میلاد حسنلوئی
حامد محمدی
فرشید لاهوتی
یاشار قضائی
سهراب حسن خانی
#بیانیه #همبستگی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
جمعی از زندانیان سیاسی سابق و فعلی ایران با انتشار بیانیهای، از گردهماییهای گسترده ایرانیان در روز جهانی اقدام، بهویژه اجتماع بزرگ مونیخ و تجمعات همزمان در شهرهای مختلف جهان، قدردانی کرده و این رویدادها را نمادی از همبستگی ملی و تداوم اراده برای آزادی دانستند.
این بیانیه با عبارتهای «به نام ایران، به نام آزادی و به نام مردمی که ایستادهاند تا میهن خود را بازپس گیرند» آغاز شده و امضاکنندگان آن تأکید کردهاند که «از پشت دیوارهای زندان و در شرایطی که میکوشند صدایمان را خاموش کنند، با قلبی سرشار از امید، غرور و سپاس، در برابر شکوه و عظمت گردهمایی بزرگ ایرانیان… سر تعظیم فرود میآوریم.»
در ادامه، از حضور گسترده ایرانیان در شهرهای مختلف جهان بهعنوان پیامی روشن یاد شده است:
«ایران زنده است، اراده ملت زنده است، و فریاد آزادی خاموششدنی نیست.»
امضاکنندگان بیانیه، این تجمعها را «تنها یک تجمع» ندانسته و آن را «تجلی اراده یک ملت» توصیف کردهاند؛ ملتی که «سالها رنج کشیدهاند اما تسلیم نشدهاند» و باور دارند «آینده ایران از آنِ آزادی است.»
در بخش دیگری از بیانیه، از برگزارکنندگان، سازماندهندگان، داوطلبان و شرکتکنندگان قدردانی شده و آمده است:
«شما در آن روز نه فقط برای خود، بلکه برای میلیونها ایرانی که امکان حضور نداشتند ایستادید و فریاد زدید، و این فریاد به درون زندانها نیز رسید.»
همچنین از سخنان شاهزاده رضا پهلوی که بر «همبستگی ملی، امید به آینده و ضرورت نجات ایران» تأکید کردهاند، بهعنوان پیامی نیروبخش برای ادامه ایستادگی در سختترین شرایط یاد شده است.
در ادامه بیانیه با تأکید دوباره بر اتحاد ملی آمده است:
«بدانید که مردم ایران صدای شما را شنیدند.
بدانید که این همبستگی، این اتحاد و این اراده، پایههای استبداد را به لرزه درآورده است.
بدانید که هیچ قدرتی توان ایستادن در برابر ملتی بیدار و مصمم را ندارد.»
نویسندگان بیانیه در پایان با ابراز امید نسبت به آینده تصریح کردهاند که «روزی نهچندان دور، همین فریادها در خیابانهای ایران طنین خواهد انداخت و ملت ایران… آزادی، سربلندی و شکوه میهن را جشن خواهد گرفت.»
این بیانیه به امضای دهها تن از زندانیان سیاسی سابق و فعلی رسیده و در مجموع، بیش از هر چیز بر همبستگی ایرانیان در داخل و خارج از کشور بهعنوان نیرویی تعیینکننده برای آینده ایران تأکید دارد.
اسامی امضاکنندگان:
فرشته سوری
سوری بابائی چگینی
رضا نوروزی
حجت الاه رافعی
بهفرلاله زاری
صالح خاموشی
حسین استاجی آریان
محمد حسین سهرابی
بختیار ساسانی
مسعود حساس
آزاد پیکری فرد
میثم غلامی
امین سخنور
کاظم علی نژاد بارانلو
شهریار بیات
علی اصغر حسنی راد
بختیار ساسانی
مرسل کتابی
وحید قدیرزاده
علی جهانیان
محسن خانمحمدی
سعید نسیمی
میثم محمدی
محمد دانیالی
غلامجسین بروجردی
رضا بهروز مرادی
حسن قرآن نویس
مجتبی ابراهیمی
مهدی ساورعلیا
افشار مونسی
علی مقصد جو
محمد سلطانی
محمد رهبری
علیرضا بهاری
میلاد حسنلوئی
حامد محمدی
فرشید لاهوتی
یاشار قضائی
سهراب حسن خانی
#بیانیه #همبستگی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤29💔6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«۲۶ بهمن، بهارستان اصفهان، خیابان الفت
جایی که مردم را به گلوله بستند و خانوادههای بسیاری عزیزان خود را از دست دادند.
امروز، گلریزانی بر قتلگاه آنان، کمترین کاری است که میتوان در آستانه چهلمشان انجام داد.
چهل سال هم که بگذرد، نام و یادشان از ذهن و دل ما پاک نخواهد شد.
پاینده ایران 💚🤍❤️
نور بر تاریکی پیروز است 🕊️»
ـ متن و ویدیو ارسالی مخاطبان
#اصفهان #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
جایی که مردم را به گلوله بستند و خانوادههای بسیاری عزیزان خود را از دست دادند.
امروز، گلریزانی بر قتلگاه آنان، کمترین کاری است که میتوان در آستانه چهلمشان انجام داد.
چهل سال هم که بگذرد، نام و یادشان از ذهن و دل ما پاک نخواهد شد.
پاینده ایران 💚🤍❤️
نور بر تاریکی پیروز است 🕊️»
ـ متن و ویدیو ارسالی مخاطبان
#اصفهان #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
💔35🕊4❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مراسم چهلم جاویدنام محمدمهدی گنجدانش، ۲۷ بهمن ماه در زنجان برگزار شد
محمدمهدی گنجدانش، دانشآموز ۱۷ساله، ۱۸ دی بر اثر اصابت گلوله جنگی به سرش در زنجان جان باخت.
محمدمهدی گنجدانش متولد ۲ خرداد ۱۳۸۷ و بوکسور بود.
به گفته نزدیکانش او را از پشت سر هدف گرفته بودند.
او ۱۸ دی از خانه بیرون رفت تا ۲۲ دی که پیکرش را به خانواده تحویل دادند. خانواده او به همه مراکز درمانی و انتظامی مراجعه میکرد، اما با اینکه میدانستند کشته شده، هیچ خبری به خانواده نمیدادند.
#محمدمهدی_گنج_دانش #زنجان #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
محمدمهدی گنجدانش، دانشآموز ۱۷ساله، ۱۸ دی بر اثر اصابت گلوله جنگی به سرش در زنجان جان باخت.
محمدمهدی گنجدانش متولد ۲ خرداد ۱۳۸۷ و بوکسور بود.
به گفته نزدیکانش او را از پشت سر هدف گرفته بودند.
او ۱۸ دی از خانه بیرون رفت تا ۲۲ دی که پیکرش را به خانواده تحویل دادند. خانواده او به همه مراکز درمانی و انتظامی مراجعه میکرد، اما با اینکه میدانستند کشته شده، هیچ خبری به خانواده نمیدادند.
#محمدمهدی_گنج_دانش #زنجان #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
💔31🕊3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جانباختن جاویدنام یسنا اسکندری، وکیل و نقاش، بر اثر اصابت گلوله در شامگاه ۱۸ دی
بر اساس اطلاعات دریافتی، یسنا اسکندری، ۴۵ ساله، وکیل دادگستری و نقاش، شامگاه ۱۸ دیماه در خیابان کاشانی تهران بر اثر اصابت گلوله از ناحیه کمر جان خود را از دست داده است.
به گفته نزدیکان، در کولهپشتی بهجامانده از او بطریهای کوچک آب معدنی قرار داشته که قصد داشت آنها را میان معترضان تشنه توزیع کند؛ روایتی که از روحیه آرام، فداکار و دغدغهمند او حکایت دارد. خانواده و دوستانش میگویند یسنا بیش از هر چیز آرزوی فضایی آرام برای زندگی و نقاشی داشت.
#یسنا_اسکندری #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
جانباختن جاویدنام یسنا اسکندری، وکیل و نقاش، بر اثر اصابت گلوله در شامگاه ۱۸ دی
بر اساس اطلاعات دریافتی، یسنا اسکندری، ۴۵ ساله، وکیل دادگستری و نقاش، شامگاه ۱۸ دیماه در خیابان کاشانی تهران بر اثر اصابت گلوله از ناحیه کمر جان خود را از دست داده است.
به گفته نزدیکان، در کولهپشتی بهجامانده از او بطریهای کوچک آب معدنی قرار داشته که قصد داشت آنها را میان معترضان تشنه توزیع کند؛ روایتی که از روحیه آرام، فداکار و دغدغهمند او حکایت دارد. خانواده و دوستانش میگویند یسنا بیش از هر چیز آرزوی فضایی آرام برای زندگی و نقاشی داشت.
#یسنا_اسکندری #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
💔33❤5🕊3
سعید ماسوری پس از ۲۵ سال حبس بیمرخصی، مادرش را از دست داد؛ وداعی که حتی اجازه حضور در خاکسپاری نیافت
سعید ماسوری، زندانی سیاسی که بیش از ۲۵ سال بدون حتی یک روز مرخصی در زندان بهسر میبرد، مادر خود را از دست داد.
مادر او در خرمآباد زندگی میکرد و ماسوری هماکنون در زندان قزلحصار کرج محبوس است.
با وجود درگذشت مادر، به او اجازه حضور در مراسم خاکسپاری داده نشد؛ همانگونه که طی این ۲۵ سال، برای هیچ مناسبت خانوادگی یا انسانی، حتی برای ساعتی، مرخصی دریافت نکرده است.
سعید ماسوری در سوگ مادرش نوشته است:
«بیشتر از بیستوپنج سال است من در زندان ماندهام و تو بیرون، بودی، اما رنج این سالها بیشتر بر دوش تو بود. سهم من دیوار و میله بود و سهم تو راههای طولانی، فقط برای چند دقیقه دیدن من هر چند دیگر نام مرا هم به یاد نداشتی… شاید همین، آخرین مهربانی دنیا با تو بود؛
که رنج انتظار را هم از یاد تو برد،
تازه فهمیدم سختترین زندان، جایی است که دیگر “مادر” در آن نیست.
اسطوره صبر و تحمل و قهرمان پایداری تو بودی در سکوت و بی هیچ نام و نشان... تو آفتاب گرمابخش و دیده نشده بودی و من سایه...
چقدر بی نام تو زندان سرد و تاریکتر است.»
در ایران تعداد زیادی زندانی سیاسی با سابقه بالای ده سال حبس در زندانها هستند، که اجازه حتی ساعتی مرخصی نداشتهاند، اما اختلاسگران و غارتگران اموال مردم، از مرخصی بهرهمند بودهاند.
به آقای ماسوری این غم جانکاه را تسلیت میگوییم و امیدواریم با آزادی ایران، کاربرد زندانها تغییر کند و دیگر زندانی سیاسی و عقیدتی نداشته باشیم و حقوق انسان رعایت شود.
#سعید_ماسوری #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
سعید ماسوری، زندانی سیاسی که بیش از ۲۵ سال بدون حتی یک روز مرخصی در زندان بهسر میبرد، مادر خود را از دست داد.
مادر او در خرمآباد زندگی میکرد و ماسوری هماکنون در زندان قزلحصار کرج محبوس است.
با وجود درگذشت مادر، به او اجازه حضور در مراسم خاکسپاری داده نشد؛ همانگونه که طی این ۲۵ سال، برای هیچ مناسبت خانوادگی یا انسانی، حتی برای ساعتی، مرخصی دریافت نکرده است.
سعید ماسوری در سوگ مادرش نوشته است:
«بیشتر از بیستوپنج سال است من در زندان ماندهام و تو بیرون، بودی، اما رنج این سالها بیشتر بر دوش تو بود. سهم من دیوار و میله بود و سهم تو راههای طولانی، فقط برای چند دقیقه دیدن من هر چند دیگر نام مرا هم به یاد نداشتی… شاید همین، آخرین مهربانی دنیا با تو بود؛
که رنج انتظار را هم از یاد تو برد،
تازه فهمیدم سختترین زندان، جایی است که دیگر “مادر” در آن نیست.
اسطوره صبر و تحمل و قهرمان پایداری تو بودی در سکوت و بی هیچ نام و نشان... تو آفتاب گرمابخش و دیده نشده بودی و من سایه...
چقدر بی نام تو زندان سرد و تاریکتر است.»
در ایران تعداد زیادی زندانی سیاسی با سابقه بالای ده سال حبس در زندانها هستند، که اجازه حتی ساعتی مرخصی نداشتهاند، اما اختلاسگران و غارتگران اموال مردم، از مرخصی بهرهمند بودهاند.
به آقای ماسوری این غم جانکاه را تسلیت میگوییم و امیدواریم با آزادی ایران، کاربرد زندانها تغییر کند و دیگر زندانی سیاسی و عقیدتی نداشته باشیم و حقوق انسان رعایت شود.
#سعید_ماسوری #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔50🕊6❤1
روایت کشتهشدن جبار پناهیآزاد، کودک ۱۵ ساله قشقایی؛ از شلیک تکتیرانداز تا فشار بر خانواده برای مصاحبه اجباری
بر اساس اطلاعات دریافتی، جبار پناهیآزاد، کودک ۱۵ ساله، متولد ۱۷ مرداد ۱۳۸۹ و از شهروندان قشقایی شهرستان کوهچنار (چنارشاهیجان ـ قائمیه) در استان فارس، روز جمعه ۱۹ دیماه با شلیک مستقیم گلوله جنگی از سوی تکتیراندازان جان خود را از دست داد.
گزارشها حاکی است که او حدود ساعت ۲۰ شب در حالی که در میان معترضان حضور داشت، در میدان منتهی به جاده چنارشاهیجان به کازرون، جنب ایرانخودرو و روبهروی بانک ایرانزمین، هدف شلیک به سر قرار گرفت و در همانجا کشته شد.
جبار پناهیآزاد فرزند اول خانواده بود و سه خواهر کوچکتر داشت. به گفته منابع مطلع، او بهتازگی در یک باشگاه بدنسازی ثبتنام کرده و با شوق از تغییر فرم بازوهایش برای دوستان و اطرافیان سخن میگفت.
پیکر این کودک پس از چهار روز، روز سهشنبه ۲۳ دیماه به خانواده تحویل داده شد و همان روز در چنارشاهیجان به خاک سپرده شد.
در گواهی فوت علت مرگ «برخورد اجسام پرتابه و ساقطشده با فرد» ذکر شده، در حالی که در گواهی پزشکی قانونی علت حادثه «اصابت گلوله» ثبت شده است.
بر اساس گزارشهای تازه منتشر شده توسط وحید میرزایی در شبکه اجتماعی ایکس، خانواده جبار پناهیآزاد روز ۲۷ بهمنماه تحت فشار نیروهای امنیتی برای انجام مصاحبه تلویزیونی اجباری قرار گرفتهاند. یک منبع نزدیک به خانواده میگوید مأموران در تماسهای مکرر با مادر و خواهر او هشدار دادهاند که در صورت خودداری از انجام مصاحبه تا روز بعد، «عواقب آن متوجهشان خواهد بود».
پدر جبار پیشتر درگذشته بود و اکنون تنها اعضای درجهیک خانوادهاش، مادر و خواهرانش هستند که تحت فشار امنیتی قرار دارند.
همچنین خانواده پیشتر اعلام کرده بودند مراسم چهلمین روز کشتهشدن او روز پنجشنبه ۳۰ بهمنماه ۱۴۰۴ برگزار خواهد شد، اما گزارشها از ادامه فشارهای امنیتی با هدف جلوگیری از برگزاری این مراسم حکایت دارد.
تصاویر مراسم خاکسپاری و گواهی فوت در صفحه وحید میرزایی موجود است:
vahidmirzaeii
#جبار_پناهی_آزاد #قائمیه #چنارشاهیجان #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس اطلاعات دریافتی، جبار پناهیآزاد، کودک ۱۵ ساله، متولد ۱۷ مرداد ۱۳۸۹ و از شهروندان قشقایی شهرستان کوهچنار (چنارشاهیجان ـ قائمیه) در استان فارس، روز جمعه ۱۹ دیماه با شلیک مستقیم گلوله جنگی از سوی تکتیراندازان جان خود را از دست داد.
گزارشها حاکی است که او حدود ساعت ۲۰ شب در حالی که در میان معترضان حضور داشت، در میدان منتهی به جاده چنارشاهیجان به کازرون، جنب ایرانخودرو و روبهروی بانک ایرانزمین، هدف شلیک به سر قرار گرفت و در همانجا کشته شد.
جبار پناهیآزاد فرزند اول خانواده بود و سه خواهر کوچکتر داشت. به گفته منابع مطلع، او بهتازگی در یک باشگاه بدنسازی ثبتنام کرده و با شوق از تغییر فرم بازوهایش برای دوستان و اطرافیان سخن میگفت.
پیکر این کودک پس از چهار روز، روز سهشنبه ۲۳ دیماه به خانواده تحویل داده شد و همان روز در چنارشاهیجان به خاک سپرده شد.
در گواهی فوت علت مرگ «برخورد اجسام پرتابه و ساقطشده با فرد» ذکر شده، در حالی که در گواهی پزشکی قانونی علت حادثه «اصابت گلوله» ثبت شده است.
بر اساس گزارشهای تازه منتشر شده توسط وحید میرزایی در شبکه اجتماعی ایکس، خانواده جبار پناهیآزاد روز ۲۷ بهمنماه تحت فشار نیروهای امنیتی برای انجام مصاحبه تلویزیونی اجباری قرار گرفتهاند. یک منبع نزدیک به خانواده میگوید مأموران در تماسهای مکرر با مادر و خواهر او هشدار دادهاند که در صورت خودداری از انجام مصاحبه تا روز بعد، «عواقب آن متوجهشان خواهد بود».
پدر جبار پیشتر درگذشته بود و اکنون تنها اعضای درجهیک خانوادهاش، مادر و خواهرانش هستند که تحت فشار امنیتی قرار دارند.
همچنین خانواده پیشتر اعلام کرده بودند مراسم چهلمین روز کشتهشدن او روز پنجشنبه ۳۰ بهمنماه ۱۴۰۴ برگزار خواهد شد، اما گزارشها از ادامه فشارهای امنیتی با هدف جلوگیری از برگزاری این مراسم حکایت دارد.
تصاویر مراسم خاکسپاری و گواهی فوت در صفحه وحید میرزایی موجود است:
vahidmirzaeii
#جبار_پناهی_آزاد #قائمیه #چنارشاهیجان #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔44❤6🕊2
سعید باقری، پدر یک کودک چهارساله، توسط نیروهای سرکوبگر کشته شد
جاویدنام سعید باقری، ۴۰ ساله، در جمعهی خونین ۱۹ دیماه در نارمک، ترس را شکست و آسمانی شد.
او که پدر کودکی چهارساله بود، جان خود را نثار کرد تا فرزندش و همهی فرزندان ایران روزی در هوای آزادی نفس بکشند.
پیکرش روزها بعد در کهریزک پیدا شد، اما روح بلندش هرگز تسلیم نشد و نامش در حافظهی دادخواهی این سرزمین ماندگار شد.
متن و عکس ارسالی مخاطبان
#سعید_باقری #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام سعید باقری، ۴۰ ساله، در جمعهی خونین ۱۹ دیماه در نارمک، ترس را شکست و آسمانی شد.
او که پدر کودکی چهارساله بود، جان خود را نثار کرد تا فرزندش و همهی فرزندان ایران روزی در هوای آزادی نفس بکشند.
پیکرش روزها بعد در کهریزک پیدا شد، اما روح بلندش هرگز تسلیم نشد و نامش در حافظهی دادخواهی این سرزمین ماندگار شد.
متن و عکس ارسالی مخاطبان
#سعید_باقری #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔27🕊9❤4
گزارشها حاکی از آن است که مردم آبدانان دوشنبه شب، در آستانه چهلم کشتهشدگان بار دیگر به خیابان آمدند و فریاد «مرگ بر خامنهای» سر دادند.
گزارشهای محلی از برخورد نیروهای سرکوبگر با مردم خبر میدهد و اینترنت و خطوط تلفن نیز دچار اختلال شدهاند.
@Vahidonline
#آبدانان #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
گزارشهای محلی از برخورد نیروهای سرکوبگر با مردم خبر میدهد و اینترنت و خطوط تلفن نیز دچار اختلال شدهاند.
@Vahidonline
#آبدانان #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤21🕊4💔2
رضا محمدحسینی، زندانی محبوس در قزلحصار، در چهلم رویدادهای خونین دیماه ۱۴۰۴ با انتشار بیانیهای از ادامه بیپاسخماندن حقیقت این کشتار سخن گفته و خواستار همدلی با خانوادههای داغدار، تقویت عدالتخواهی و توجه فوری به وضعیت زندانیان سیاسی شده است.
بیانیه رضا محمدحسینی از زندان قزلحصار
چهل روز از روزهای خونین دیماه ۱۴۰۴ گذشته و هنوز ابعاد این جنایت روشن نشده است.
هنوز نمیدانیم چند هزار نفر کشته، مجروح، مفقود و بازداشت شدهاند. هنوز نمیدانیم بر بازداشتشدگان چه گذشت. اما آنچه تاکنون آشکار شده، نشان از جنایتی گسترده و سازمانیافته دارد.
جمهوری اسلامی در خیابانها، به معنای واقعی کلمه، جوی خون به راه انداخت.
به مجروحان تیر خلاص زدند. با تکتیرانداز به سر و قلب مردم شلیک کردند. کودکان را هدف قرار دادند. مجروحان را از بیمارستانها ربودند. بازداشتشدگان را شکنجه کردند.
بسیاری با اتهاماتی چون «محاربه» و «افساد فیالارض» به اعدام محکوم شدند.
از خانوادهها برای تحویل پیکر عزیزانشان پول گرفتند.
آنان را وادار کردند عزیزانشان را در قبرهای دوطبقه یا در روستاهای دور دفن کنند. حتی برخی خانوادهها ناچار شدند عزیزانشان را در باغچه خانه به خاک بسپارند.
حکومت با انواع سلاحها به مردم حمله کرد. در برخی شهرها، مردم را با خودروهای زرهی زیر گرفتند. سپس، پیکرها را از خیابانها جمع کردند، خونها را از خیابان شستند تا رد جنایت باقی نماند، ایستهای بازرسی برپا کردند و تلفنهای همراه را گشتند تا تصاویر از بین برود.
در سردخانهها و سولهها، پیکرها روی هم انباشته شد و خانوادهها ناچار بودند میان صدها پیکر، عزیزان خود را جستوجو کنند. رنجی که خود شکنجهای دیگر بود.
حکومت با مردم بیسلاح و بیپناه، همچون دشمن در جنگ رفتار کرد. و سپس کوشید کشتهشدگان را «تروریست» و «وابسته» بنامد. اما مردم حقیقت را با چشم خود دیده بودند.
تقریباً خانوادهای نمانده که عزیز، دوست یا آشنایی را از دست نداده باشد.
با این همه، شجاعت مردم در آن روزها بینظیر بود. مردمی که جانشان به لب رسیده بود، برای آزادی به خیابان آمدند. حکومت تصور میکرد با این سرکوب خونین، مردم را ساکت کرده است، اما زهی خیال باطل.
مردم در مراسم عزیزانشان، با وجود تهدیدها، حضور یافتند و تندترین شعارها را سر دادند.
سوگواری به اعتراض بدل شد.
خانوادهها بر مزار عزیزانشان رقصیدند تا بگویند:
ما تسلیم نمیشویم.
ما زندهایم.
ما ادامه داریم.
ما برای زندگی میجنگیم.
ما زندگی میخواهیم.
همان خواستهای که در خیزش «زن، زندگی، آزادی» متبلور شد. خواستهای که حکومت بیگانه با مردم، پاسخش را با سرکوب و کشتار میدهد.
اکنون به چهلم رسیدهایم.
برگزاری مراسمهای چهلم، سوگواری فردی را به اعتراض جمعی و کنش اجتماعی تبدیل میکند، دادخواهی را استمرار میبخشد و یاد جانباختگان را زنده نگه میدارد. این خود شکلی از مقاومت مدنی است.
از مردم ایران میخواهم با خانوادههای داغدار همدل باشند، همبستگی ملی در مسیر عدالتخواهی را تقویت کنند، و زندانیان سیاسی و خانوادههای آنان را تنها نگذارند.
جانهای بسیاری در معرض خطر است.
چهل روز گذشته است، اما حقیقت فراموش یا خاموش نمیشود.
دادخواهی ادامه دارد.
زندگی ادامه دارد.
و امید، با وجود همه تاریکیها، ادامه خواهد داشت.
پاینده ایران
رضا محمدحسینی
زندان قزلحصار
#رضا_محمدحسینی #همبستگی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
بیانیه رضا محمدحسینی از زندان قزلحصار
چهل روز از روزهای خونین دیماه ۱۴۰۴ گذشته و هنوز ابعاد این جنایت روشن نشده است.
هنوز نمیدانیم چند هزار نفر کشته، مجروح، مفقود و بازداشت شدهاند. هنوز نمیدانیم بر بازداشتشدگان چه گذشت. اما آنچه تاکنون آشکار شده، نشان از جنایتی گسترده و سازمانیافته دارد.
جمهوری اسلامی در خیابانها، به معنای واقعی کلمه، جوی خون به راه انداخت.
به مجروحان تیر خلاص زدند. با تکتیرانداز به سر و قلب مردم شلیک کردند. کودکان را هدف قرار دادند. مجروحان را از بیمارستانها ربودند. بازداشتشدگان را شکنجه کردند.
بسیاری با اتهاماتی چون «محاربه» و «افساد فیالارض» به اعدام محکوم شدند.
از خانوادهها برای تحویل پیکر عزیزانشان پول گرفتند.
آنان را وادار کردند عزیزانشان را در قبرهای دوطبقه یا در روستاهای دور دفن کنند. حتی برخی خانوادهها ناچار شدند عزیزانشان را در باغچه خانه به خاک بسپارند.
حکومت با انواع سلاحها به مردم حمله کرد. در برخی شهرها، مردم را با خودروهای زرهی زیر گرفتند. سپس، پیکرها را از خیابانها جمع کردند، خونها را از خیابان شستند تا رد جنایت باقی نماند، ایستهای بازرسی برپا کردند و تلفنهای همراه را گشتند تا تصاویر از بین برود.
در سردخانهها و سولهها، پیکرها روی هم انباشته شد و خانوادهها ناچار بودند میان صدها پیکر، عزیزان خود را جستوجو کنند. رنجی که خود شکنجهای دیگر بود.
حکومت با مردم بیسلاح و بیپناه، همچون دشمن در جنگ رفتار کرد. و سپس کوشید کشتهشدگان را «تروریست» و «وابسته» بنامد. اما مردم حقیقت را با چشم خود دیده بودند.
تقریباً خانوادهای نمانده که عزیز، دوست یا آشنایی را از دست نداده باشد.
با این همه، شجاعت مردم در آن روزها بینظیر بود. مردمی که جانشان به لب رسیده بود، برای آزادی به خیابان آمدند. حکومت تصور میکرد با این سرکوب خونین، مردم را ساکت کرده است، اما زهی خیال باطل.
مردم در مراسم عزیزانشان، با وجود تهدیدها، حضور یافتند و تندترین شعارها را سر دادند.
سوگواری به اعتراض بدل شد.
خانوادهها بر مزار عزیزانشان رقصیدند تا بگویند:
ما تسلیم نمیشویم.
ما زندهایم.
ما ادامه داریم.
ما برای زندگی میجنگیم.
ما زندگی میخواهیم.
همان خواستهای که در خیزش «زن، زندگی، آزادی» متبلور شد. خواستهای که حکومت بیگانه با مردم، پاسخش را با سرکوب و کشتار میدهد.
اکنون به چهلم رسیدهایم.
برگزاری مراسمهای چهلم، سوگواری فردی را به اعتراض جمعی و کنش اجتماعی تبدیل میکند، دادخواهی را استمرار میبخشد و یاد جانباختگان را زنده نگه میدارد. این خود شکلی از مقاومت مدنی است.
از مردم ایران میخواهم با خانوادههای داغدار همدل باشند، همبستگی ملی در مسیر عدالتخواهی را تقویت کنند، و زندانیان سیاسی و خانوادههای آنان را تنها نگذارند.
جانهای بسیاری در معرض خطر است.
چهل روز گذشته است، اما حقیقت فراموش یا خاموش نمیشود.
دادخواهی ادامه دارد.
زندگی ادامه دارد.
و امید، با وجود همه تاریکیها، ادامه خواهد داشت.
پاینده ایران
رضا محمدحسینی
زندان قزلحصار
#رضا_محمدحسینی #همبستگی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
🕊20💔4
بر اساس اطلاعات دریافتی، محمدحسین حسینزاده، متولد ۱۲ آبان ۱۳۷۹ و جوانی ۲۵ ساله، شامگاه جمعه ۱۹ دیماه حدود ساعت ۲۰:۵۰ در منطقه فردیس کرج بر اثر اصابت گلوله جنگی جان خود را از دست داد.
جاویدنام محمدحسین حسینزاده، جوان ۲۵ ساله، در فردیس کرج با گلوله جنگی کشته شد
گزارشها حاکی است این رویداد در محدوده خیابان اهری، چهارراه آبرسانی بهسمت خیابان پیک و در فاصلهای حدود ۵۰ متر از منزل خانوادگی او رخ داده؛ جایی که وی در لحظه تیراندازی همراه پدرش حضور داشته است.
محمدحسین حسینزاده تکپسر خانواده بود و جانباختن او بر اندوه خانواده و نزدیکانش افزوده است.
#محمدحسین_حسین_زاده #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام محمدحسین حسینزاده، جوان ۲۵ ساله، در فردیس کرج با گلوله جنگی کشته شد
گزارشها حاکی است این رویداد در محدوده خیابان اهری، چهارراه آبرسانی بهسمت خیابان پیک و در فاصلهای حدود ۵۰ متر از منزل خانوادگی او رخ داده؛ جایی که وی در لحظه تیراندازی همراه پدرش حضور داشته است.
محمدحسین حسینزاده تکپسر خانواده بود و جانباختن او بر اندوه خانواده و نزدیکانش افزوده است.
#محمدحسین_حسین_زاده #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊13💔9❤2
وقتی فرمان قانون را بیاثر میکند!
تعلیق قانون در شبهای خونین دیماه
پیام همراهان
در هر نظام حقوقی، قانون برای روزهای آرام نوشته نمیشود؛ قانون دقیقاً برای لحظههای بحران است. ارزش «حاکمیت قانون» زمانی آشکار میشود که قدرت سیاسی با اعتراض، ناآرامی یا بحران مشروعیت مواجه میشود. اگر در همین لحظهها، قواعد حقوقی کنار گذاشته شوند، آنچه باقی میماند نه نظم، بلکه قدرت عریان است.
در علوم سیاسی، از مفهومی سخن گفته میشود به نام «وضعیت استثنایی». به تعبیر کارل اشمیت، حاکم کسی است که درباره وضعیت استثنایی تصمیم میگیرد. اما مسئله از جایی آغاز میشود که این وضعیت، بهانهای برای تعلیق عملی قانون گردد. جورجو آگامبن هشدار میدهد که عادیسازی وضعیت استثنایی میتواند شهروندان را از جایگاه «صاحب حق» به موجوداتی فاقد تضمین حقوقی تنزل دهد؛ انسانهایی که دیگر حمایت قانون را پشت سر خود نمیبینند.
شبهای خونین دیماه، فارغ از روایتهای رسمی و غیررسمی، برای بسیاری از شهروندان با این تجربه گره خورد که قانون در عمل بیاثر شده است. وقتی حق تجمع بیمعنا شود، وقتی بازداشتشده از تضمین دادرسی عادلانه محروم بماند، و وقتی استفاده از زور از حدود تناسب و ضرورت فراتر رود، دیگر با اجرای قانون مواجه نیستیم؛ با غلبه «فرمان» روبهرو هستیم. فرمانی که الزاماً در متن قانون نوشته نشده، اما در عمل بر جان انسانها حاکم میشود.
تعلیق قانون صرفاً تعلیق چند ماده حقوقی نیست؛ تعلیق اطمینان مردم است. شهروند زمانی به نظم سیاسی اعتماد میکند که بداند حتی در صورت اعتراض یا مخالفت، جان و کرامتش مصون است. اگر این اطمینان فروبپاشد، شکافی عمیق در سرمایه اجتماعی شکل میگیرد. ترس جای اعتماد را میگیرد و جامعه وارد چرخهای از خشم، بهت و آسیب روانی جمعی میشود.
حکومتها ممکن است در لحظههای بحران، بقا را اولویت نخست خود بدانند. اما اگر حفظ نظم به قیمت بیاثر شدن قانون تمام شود، در واقع همان بنیانی تضعیف میشود که نظم بر آن استوار است. قانون زمانی معنا دارد که در سختترین شبها نیز پابرجا بماند. اگر فقط در روزهای آرام معتبر باشد، دیگر «قانون» نیست، بلکه توافقی موقت است که با نخستین طوفان کنار گذاشته میشود.
شبهای دیماه، هر داوریای که درباره آنها صورت گیرد، یک پرسش بنیادین پیشروی ما میگذارد:
آیا قانون قرار است مهارکننده قدرت باشد، یا خود در برابر قدرت تعلیق میشود؟
پاسخ به این پرسش، سرنوشت حقوق شهروندی را رقم میزند.
#جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #قانون #قدرت
@Tavaana_TavaanaTech
تعلیق قانون در شبهای خونین دیماه
پیام همراهان
در هر نظام حقوقی، قانون برای روزهای آرام نوشته نمیشود؛ قانون دقیقاً برای لحظههای بحران است. ارزش «حاکمیت قانون» زمانی آشکار میشود که قدرت سیاسی با اعتراض، ناآرامی یا بحران مشروعیت مواجه میشود. اگر در همین لحظهها، قواعد حقوقی کنار گذاشته شوند، آنچه باقی میماند نه نظم، بلکه قدرت عریان است.
در علوم سیاسی، از مفهومی سخن گفته میشود به نام «وضعیت استثنایی». به تعبیر کارل اشمیت، حاکم کسی است که درباره وضعیت استثنایی تصمیم میگیرد. اما مسئله از جایی آغاز میشود که این وضعیت، بهانهای برای تعلیق عملی قانون گردد. جورجو آگامبن هشدار میدهد که عادیسازی وضعیت استثنایی میتواند شهروندان را از جایگاه «صاحب حق» به موجوداتی فاقد تضمین حقوقی تنزل دهد؛ انسانهایی که دیگر حمایت قانون را پشت سر خود نمیبینند.
شبهای خونین دیماه، فارغ از روایتهای رسمی و غیررسمی، برای بسیاری از شهروندان با این تجربه گره خورد که قانون در عمل بیاثر شده است. وقتی حق تجمع بیمعنا شود، وقتی بازداشتشده از تضمین دادرسی عادلانه محروم بماند، و وقتی استفاده از زور از حدود تناسب و ضرورت فراتر رود، دیگر با اجرای قانون مواجه نیستیم؛ با غلبه «فرمان» روبهرو هستیم. فرمانی که الزاماً در متن قانون نوشته نشده، اما در عمل بر جان انسانها حاکم میشود.
تعلیق قانون صرفاً تعلیق چند ماده حقوقی نیست؛ تعلیق اطمینان مردم است. شهروند زمانی به نظم سیاسی اعتماد میکند که بداند حتی در صورت اعتراض یا مخالفت، جان و کرامتش مصون است. اگر این اطمینان فروبپاشد، شکافی عمیق در سرمایه اجتماعی شکل میگیرد. ترس جای اعتماد را میگیرد و جامعه وارد چرخهای از خشم، بهت و آسیب روانی جمعی میشود.
حکومتها ممکن است در لحظههای بحران، بقا را اولویت نخست خود بدانند. اما اگر حفظ نظم به قیمت بیاثر شدن قانون تمام شود، در واقع همان بنیانی تضعیف میشود که نظم بر آن استوار است. قانون زمانی معنا دارد که در سختترین شبها نیز پابرجا بماند. اگر فقط در روزهای آرام معتبر باشد، دیگر «قانون» نیست، بلکه توافقی موقت است که با نخستین طوفان کنار گذاشته میشود.
شبهای دیماه، هر داوریای که درباره آنها صورت گیرد، یک پرسش بنیادین پیشروی ما میگذارد:
آیا قانون قرار است مهارکننده قدرت باشد، یا خود در برابر قدرت تعلیق میشود؟
پاسخ به این پرسش، سرنوشت حقوق شهروندی را رقم میزند.
#جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #قانون #قدرت
@Tavaana_TavaanaTech
❤13👍3🕊2💔1
جاویدنام محمد (غلامرضا) زارع، صاحب گلفروشی در شیراز، پس از پناهدادن به معترضان کشته شد
بر اساس اطلاعات دریافتی، محمد (غلامرضا) زارع، صاحب گلفروشی «لیندا» در خیابان قدمگاه شیراز، شامگاه ۱۸ دیماه پس از آنکه به شماری از معترضانِ در حال فرار در مغازه خود پناه داده بود، هدف شلیک تکتیرانداز قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
گزارشها حاکی است حدود نیم ساعت پس از فروکشکردن صدای تیراندازی، او برای بررسی وضعیت اطراف و کمک به خروج امن افرادی که به مغازهاش پناه آورده بودند، سر خود را بیرون آورد که در برابر چشمان خانواده و پناهجویان، از ناحیه گردن هدف گلوله قرار گرفت و در همانجا کشته شد.
مراسم خاکسپاری این شهروند با تدابیر شدید امنیتی و در حضور مأموران برگزار شده و بنا بر گزارشها، بنرها، تاجگلها و حجله نصبشده در مقابل مغازه و منزل او توسط مأموران جمعآوری شده است.
به گفته نزدیکان، بهدلیل فشارهای امنیتی، اطلاعرسانی درباره نحوه کشتهشدن و هویت این جانباخته بسیار محدود بوده است.
خانواده او، همسر و دو دخترش، در شرایطی دشوار و زیر فشارهای امنیتی، ناچارند برای تأمین معاش در همان گلفروشیای فعالیت کنند که شاهد جاندادن او بودهاند.
#شیراز #محمد_زارع #غلامرضا_زارع #جنایت_علبه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس اطلاعات دریافتی، محمد (غلامرضا) زارع، صاحب گلفروشی «لیندا» در خیابان قدمگاه شیراز، شامگاه ۱۸ دیماه پس از آنکه به شماری از معترضانِ در حال فرار در مغازه خود پناه داده بود، هدف شلیک تکتیرانداز قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
گزارشها حاکی است حدود نیم ساعت پس از فروکشکردن صدای تیراندازی، او برای بررسی وضعیت اطراف و کمک به خروج امن افرادی که به مغازهاش پناه آورده بودند، سر خود را بیرون آورد که در برابر چشمان خانواده و پناهجویان، از ناحیه گردن هدف گلوله قرار گرفت و در همانجا کشته شد.
مراسم خاکسپاری این شهروند با تدابیر شدید امنیتی و در حضور مأموران برگزار شده و بنا بر گزارشها، بنرها، تاجگلها و حجله نصبشده در مقابل مغازه و منزل او توسط مأموران جمعآوری شده است.
به گفته نزدیکان، بهدلیل فشارهای امنیتی، اطلاعرسانی درباره نحوه کشتهشدن و هویت این جانباخته بسیار محدود بوده است.
خانواده او، همسر و دو دخترش، در شرایطی دشوار و زیر فشارهای امنیتی، ناچارند برای تأمین معاش در همان گلفروشیای فعالیت کنند که شاهد جاندادن او بودهاند.
#شیراز #محمد_زارع #غلامرضا_زارع #جنایت_علبه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔25❤3
روایتی هولناک از شکنجه در بازداشتگاه اداره اطلاعات مشهد
هشدار: این گزارش حاوی توصیفهای شدید از شکنجه و خشونت در بازداشتگاه است و ممکن است برای برخی مخاطبان آزاردهنده یا ناراحتکننده باشد.
روایتی هولناک از شکنجه وحشیانه یکی از زندانیان به دست ما رسیده است. این زندانی و افرادی که واسطه شدند روایت به دست ما برسد برای ما موثق و شناخته شده هستند. آنها ریسک بزرگی را قبول کردند تا این جنایت افشا گردد.
بخوانید:
«شبی که منو شکنجه میکردند در اداره اطلاعات مشهد، که کلاً لباسهای بنده را درآورده و کف زمین پر از آب بود و آب ریخته بودند و با شوکر ۴ ۵ نفری به زمین میزدند من را از زیر برق میگرفت به کلیهها و بیضهها و به دهانم شوکر میزدند و بعد از کلی کتک خوردن آمدند من را پاهایم را بستند به یک صندلی تک دسته من کل این تایم چشمام بسته بود همون جایی که پامو به صندلی بستند آمدند شورت بنده را درآورده و با یک چیز من حس کردم مثل انبر آمدند آلت تناسلی بنده را گرفته و چند دور چرخاند و یه دفعه کشید رو به سمت بالا که من حس کردم یک متر از زمین کنده شدم و چنان دردی به من وارد شد که اصلاً هیچ توصیفی در موردش ندارم بگم بعد میلهای آوردن میخواستند در باسن بنده فرو کنند و مدام فشار دادند فشار دادند اما من مقاومت کردم از درد و آنچنان دردی داشت که پشت باسنم پاره شد
و مدام با یک چیزی مثل شلاق از پایین به بالا از بالا به پایین با چوبباتون با همه چی به سر و بدن من زدن و من در آنجا زمانی که فحش دادم به همه اینها، پارچهی بزرگ خیسی توی دهان من کردند و خواستند با آب من را خفه کنند اما به هر حال آنجا هم از مرگ جان سالم به در بردم و آنجا چشمبند یک آن از چشمهای من باز شد و من چند نفرشان را دیدم و دیدم پاهایم به یک صندلی تک دسته بسته شده است و دیگر بیهوش شدم تا فهمیدم به جرم گروهک تروریستی و ترور دادستان فرماندار و مامور امنیت در بیمارستان زندان هستم.»
#مشهد #شکنجه #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
هشدار: این گزارش حاوی توصیفهای شدید از شکنجه و خشونت در بازداشتگاه است و ممکن است برای برخی مخاطبان آزاردهنده یا ناراحتکننده باشد.
روایتی هولناک از شکنجه وحشیانه یکی از زندانیان به دست ما رسیده است. این زندانی و افرادی که واسطه شدند روایت به دست ما برسد برای ما موثق و شناخته شده هستند. آنها ریسک بزرگی را قبول کردند تا این جنایت افشا گردد.
بخوانید:
«شبی که منو شکنجه میکردند در اداره اطلاعات مشهد، که کلاً لباسهای بنده را درآورده و کف زمین پر از آب بود و آب ریخته بودند و با شوکر ۴ ۵ نفری به زمین میزدند من را از زیر برق میگرفت به کلیهها و بیضهها و به دهانم شوکر میزدند و بعد از کلی کتک خوردن آمدند من را پاهایم را بستند به یک صندلی تک دسته من کل این تایم چشمام بسته بود همون جایی که پامو به صندلی بستند آمدند شورت بنده را درآورده و با یک چیز من حس کردم مثل انبر آمدند آلت تناسلی بنده را گرفته و چند دور چرخاند و یه دفعه کشید رو به سمت بالا که من حس کردم یک متر از زمین کنده شدم و چنان دردی به من وارد شد که اصلاً هیچ توصیفی در موردش ندارم بگم بعد میلهای آوردن میخواستند در باسن بنده فرو کنند و مدام فشار دادند فشار دادند اما من مقاومت کردم از درد و آنچنان دردی داشت که پشت باسنم پاره شد
و مدام با یک چیزی مثل شلاق از پایین به بالا از بالا به پایین با چوبباتون با همه چی به سر و بدن من زدن و من در آنجا زمانی که فحش دادم به همه اینها، پارچهی بزرگ خیسی توی دهان من کردند و خواستند با آب من را خفه کنند اما به هر حال آنجا هم از مرگ جان سالم به در بردم و آنجا چشمبند یک آن از چشمهای من باز شد و من چند نفرشان را دیدم و دیدم پاهایم به یک صندلی تک دسته بسته شده است و دیگر بیهوش شدم تا فهمیدم به جرم گروهک تروریستی و ترور دادستان فرماندار و مامور امنیت در بیمارستان زندان هستم.»
#مشهد #شکنجه #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔34❤3🕊3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
زنجان؛ مراسم چهلم جاویدنام ایلیا اجاقلو
مراسم چهلم جاوید نام ایلیا اجاقلو در زنجان برگزار شد و حاضران شعارهایی همچون «قسم به خون یاران ایستادهایم تا پایان» و « هر یه نفر کشته شه هزار نفر پشتشه» سر دادند و همه با هم تصنیف «مرغ سحر» را همخوانی کردند.
ایلیا اجاقلو، نوجوان ۱۷ ساله اهل زنجان، در جریان اعتراضات مردمی با شلیک مستقیم گلوله نیروهای سرکوب جان خود را از دست داد.
ایلیا شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه، در جریان اعتراضات مقابل کلانتری سبزهمیدان زنجان، هدف گلوله جنگی قرار گرفت و بر اثر اصابت به ناحیه سینه جان باخت. این رخداد در بستر اعتراضات سراسری و آنچه «انقلاب ملی» خوانده میشود، اتفاق افتاده است.
خانواده ایلیا یک روز پس از کشته شدن او از این واقعه مطلع شدند و پیکرش روز یکشنبه ۲۱ دیماه به آنان تحویل داده شد. مراسم خاکسپاری این نوجوان، با وجود تهدیدها و فشارهای امنیتی، برگزار شد.
به گفته منابع محلی، خانواده ایلیا اجاقلو با وجود فشارهای شدید نهادهای حکومتی، از پذیرش روایت رسمی و معرفی فرزندشان بهعنوان نیروی بسیج خودداری کردهاند و همچنان تحت فشار و تهدید قرار دارند.
#ایلیا_اجاقلو #زنجان #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
مراسم چهلم جاوید نام ایلیا اجاقلو در زنجان برگزار شد و حاضران شعارهایی همچون «قسم به خون یاران ایستادهایم تا پایان» و « هر یه نفر کشته شه هزار نفر پشتشه» سر دادند و همه با هم تصنیف «مرغ سحر» را همخوانی کردند.
ایلیا اجاقلو، نوجوان ۱۷ ساله اهل زنجان، در جریان اعتراضات مردمی با شلیک مستقیم گلوله نیروهای سرکوب جان خود را از دست داد.
ایلیا شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه، در جریان اعتراضات مقابل کلانتری سبزهمیدان زنجان، هدف گلوله جنگی قرار گرفت و بر اثر اصابت به ناحیه سینه جان باخت. این رخداد در بستر اعتراضات سراسری و آنچه «انقلاب ملی» خوانده میشود، اتفاق افتاده است.
خانواده ایلیا یک روز پس از کشته شدن او از این واقعه مطلع شدند و پیکرش روز یکشنبه ۲۱ دیماه به آنان تحویل داده شد. مراسم خاکسپاری این نوجوان، با وجود تهدیدها و فشارهای امنیتی، برگزار شد.
به گفته منابع محلی، خانواده ایلیا اجاقلو با وجود فشارهای شدید نهادهای حکومتی، از پذیرش روایت رسمی و معرفی فرزندشان بهعنوان نیروی بسیج خودداری کردهاند و همچنان تحت فشار و تهدید قرار دارند.
#ایلیا_اجاقلو #زنجان #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
🕊10💔5❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در شهر آبدانان، مردم در روز روشن و در مراسم چهلم کشتهشدگانشان، در حالی که صدای شلیک گلولههای جنگی به گوش میرسید، شعار دادند: «مرگ بر خامنهای» و «لعنت بر خمینی»
ماموران روز سهشنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، به شرکتکنندگان در مراسم چهلم علیرضا صیدی، از جان باختگان اعتراضات در شهر آبدانان حمله کردند و گفته میشود تعداد زیادی از افراد مجروح شدند و برخی منابع از کشته شدن یک نفر خبر میدهند.
#آبدانان #نه_به_جمهوری_اسلامی
#جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
ماموران روز سهشنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، به شرکتکنندگان در مراسم چهلم علیرضا صیدی، از جان باختگان اعتراضات در شهر آبدانان حمله کردند و گفته میشود تعداد زیادی از افراد مجروح شدند و برخی منابع از کشته شدن یک نفر خبر میدهند.
#آبدانان #نه_به_جمهوری_اسلامی
#جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
❤20🕊3💔2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توماج صالحی بخشی از اثر «سالِ بلوا» را که به گفته او به زودی منتشر میشود، اجرا و منتشر کرد.
او این اثر را تقدیم به جاویدنامها، بازداشتیها و خانوادههایشان کرد و نوشت:
«ما هرگز از آزادیخواهی دست نخواهیم کشید، حتی اگر یک ایران را به قتل برسانید، آخرین نفر فریادِ «نه» را به گوشهایتان فرو خواهد کرد.»
#هنر_اعتراض #نه_به_جمهوری_اسلامی #ما_ادامه_داریم
@Tavaana_TavaanaTech
او این اثر را تقدیم به جاویدنامها، بازداشتیها و خانوادههایشان کرد و نوشت:
«ما هرگز از آزادیخواهی دست نخواهیم کشید، حتی اگر یک ایران را به قتل برسانید، آخرین نفر فریادِ «نه» را به گوشهایتان فرو خواهد کرد.»
#هنر_اعتراض #نه_به_جمهوری_اسلامی #ما_ادامه_داریم
@Tavaana_TavaanaTech
❤22👍1