محبوبه رضایی، زندانی سیاسی محبوس در بند زنان زندان اوین، طی پیامی از اعتصاب کامیونداران و کارگران حمایت کرد.
او نوشت:
«برادران کامیوندار، کارگران شریف،
مردم آگاه ایران،
از دل دیوارهای سخت اوین با شما سخن میگویم.
اتحاد و حق طلبی برادران کامیوندار که از جنوب ایران آغاز شد و امروز بیش از ده روز است که در اکثر شهرهای ایران گسترش یافته، کابوس تبهکاران شده است.
درود میفرستم بر اعتصاب شرافتمندانه شما. صدای شما، صدای همه مردم ایران است. مقاومت شما، مبارزه همه همه فرزندان این سرزمین است که با هر روشی همبستگی خود را علیه تمامیت استبدادی با فریادی رسا اعلام میکنند.
اعتصاب کامیونداران، اعتراضی به حق و آغازی است بر پایان سیستمی فاسد و جنایتکار.
از همه مردم در هر صنفی دعوت میکنم با حمایت خود از اعتصاب و اعتراض کامیونداران شریف ایرانی به این اعتراض بپیوندید.
رهایی نزدیک است...»
#محبوبه_رضایی #بیانیه #اعتصاب_کامیونداران #اعتصابات_سراسری #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
او نوشت:
«برادران کامیوندار، کارگران شریف،
مردم آگاه ایران،
از دل دیوارهای سخت اوین با شما سخن میگویم.
اتحاد و حق طلبی برادران کامیوندار که از جنوب ایران آغاز شد و امروز بیش از ده روز است که در اکثر شهرهای ایران گسترش یافته، کابوس تبهکاران شده است.
درود میفرستم بر اعتصاب شرافتمندانه شما. صدای شما، صدای همه مردم ایران است. مقاومت شما، مبارزه همه همه فرزندان این سرزمین است که با هر روشی همبستگی خود را علیه تمامیت استبدادی با فریادی رسا اعلام میکنند.
اعتصاب کامیونداران، اعتراضی به حق و آغازی است بر پایان سیستمی فاسد و جنایتکار.
از همه مردم در هر صنفی دعوت میکنم با حمایت خود از اعتصاب و اعتراض کامیونداران شریف ایرانی به این اعتراض بپیوندید.
رهایی نزدیک است...»
#محبوبه_رضایی #بیانیه #اعتصاب_کامیونداران #اعتصابات_سراسری #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤24👌3
محبوبه رضایی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، درباره شرایط کنونی ایران، بیانیهای به شرح زیر صادر کرد:
«برای ایرانم مینویسم
با چشمانی اشکبار و دلی پر درد، از پشت دیوارهای سرد و سنگی اوین، جایی که هر چند دقیقه صدای انفجار گوشها را میخراشد.
دو سال است که با یاد امواج خروشان دریای نیلگون خلیج فارس و غروب دلانگیزش، روزگار سپری میکنم و به امید دیدار دوباره میهن دلخوش بودم.
اما امروز، ایران عزیزمان در آتش جنگی میسوزد که جمهوری اسلامی، عامل اصلی آن است. حکومتی که پیش از تأسیسش با فاجعه هولناک سینما رکس، جان هموطنانمان را گرفت و از آغاز، با کشتار و سرکوب، ضدیت خود با ایران و ایرانی را نشان داد.
این رژیم استبدادی و تمامیتخواه، سالها سرمایههای ملی میهنمان را صرف ایدئولوژی و جنگافروزی در منطقه کرد و اکنون این جنگ را به خاک ایران تحمیل کرده است. رهبر مفلوک آن، برای حفظ قدرت و جان خود، از کنارهگیری و پذیرش شکست سر باز میزند و انسانهای بیگناه را سپر بلای خویش کرده است.
ایران عزیز ما در طول تاریخ بارها مورد هجوم قرار گرفته، اما مردم شجاعش همواره از خاک میهن دفاع کردند و آن را بازساختند. جمهوری اسلامی سالها با مردم ایران در جنگی نابرابر بود؛ آبان خونین و خیزش ۱۴۰۱ از یادمان نمیرود. ویرانههای متروپل، سقوط هواپیمای کوه دنا، و آتشسوزی جنگلهای زاگرس در قلبمان حک شدهاند. اعدام فرزندان دلیر ایران، این رژیم اشغالگر و ضدایرانی را از مشروعیت ساقط کرد و حمایت مردم را از آن گرفت.
ما میهنپرستان، کنار هم خواهیم ماند تا خورشید آزادی در آسمان ایران طلوع کند و در ایرانی آزاد و آباد، در آرامش کنار یکدیگر زندگی کنیم.
محبوبه رضایی زندانی سیاسی مبحوس در زندان اوین
۲۸ خرداد ۱۴۰۴»
#ج_ا_یعنی_جنگ #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنگ #بیانیه #محبوبه_رضایی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«برای ایرانم مینویسم
با چشمانی اشکبار و دلی پر درد، از پشت دیوارهای سرد و سنگی اوین، جایی که هر چند دقیقه صدای انفجار گوشها را میخراشد.
دو سال است که با یاد امواج خروشان دریای نیلگون خلیج فارس و غروب دلانگیزش، روزگار سپری میکنم و به امید دیدار دوباره میهن دلخوش بودم.
اما امروز، ایران عزیزمان در آتش جنگی میسوزد که جمهوری اسلامی، عامل اصلی آن است. حکومتی که پیش از تأسیسش با فاجعه هولناک سینما رکس، جان هموطنانمان را گرفت و از آغاز، با کشتار و سرکوب، ضدیت خود با ایران و ایرانی را نشان داد.
این رژیم استبدادی و تمامیتخواه، سالها سرمایههای ملی میهنمان را صرف ایدئولوژی و جنگافروزی در منطقه کرد و اکنون این جنگ را به خاک ایران تحمیل کرده است. رهبر مفلوک آن، برای حفظ قدرت و جان خود، از کنارهگیری و پذیرش شکست سر باز میزند و انسانهای بیگناه را سپر بلای خویش کرده است.
ایران عزیز ما در طول تاریخ بارها مورد هجوم قرار گرفته، اما مردم شجاعش همواره از خاک میهن دفاع کردند و آن را بازساختند. جمهوری اسلامی سالها با مردم ایران در جنگی نابرابر بود؛ آبان خونین و خیزش ۱۴۰۱ از یادمان نمیرود. ویرانههای متروپل، سقوط هواپیمای کوه دنا، و آتشسوزی جنگلهای زاگرس در قلبمان حک شدهاند. اعدام فرزندان دلیر ایران، این رژیم اشغالگر و ضدایرانی را از مشروعیت ساقط کرد و حمایت مردم را از آن گرفت.
ما میهنپرستان، کنار هم خواهیم ماند تا خورشید آزادی در آسمان ایران طلوع کند و در ایرانی آزاد و آباد، در آرامش کنار یکدیگر زندگی کنیم.
محبوبه رضایی زندانی سیاسی مبحوس در زندان اوین
۲۸ خرداد ۱۴۰۴»
#ج_ا_یعنی_جنگ #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنگ #بیانیه #محبوبه_رضایی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💯11❤4👍2🕊2
محبوبه رضایی، زندانی سیاسی محبوس در زندان قرچک، متن کوتاهی به مناسبت اولین سالگرد صدور حکم اعدام برای همبندیاش، پخشان عزیزی نوشت.
او پخشان را زنی دلیر و یگانه توصیف کرد تاکید کرد که پخشان بیش از هر چیزی «مددکار» است. خانم رضایی از همه دعوت کرد که برای رهایی پخشان از چنگ اهریمنان بکوشند.
متن یادداشت خانم محبوبه رضایی به شرح زیر است:
«اولین سالگرد صدور حکم اعدام خواهرم پخشان است و هر روز اضطراب و دلهره ما درباره او که جز راستی پایگاهی ندارد بیشتر میشود. پخشان زنی دلیر و یگانه است که همچون همیشه و پیش از هرچیز «مددکار» است. با آنهمه رنج، دلش چون خورشید برافروخته است و لحظهای دست از مددکاری و تیمار زندانیان آسیب دیده برنداشته است. برای سومین بار حکم عزیزمان تایید شده و نمیدانیم برای کسی که تنها گناهش مبارزه برای آوردن روشنیست به کدام سو روی کنیم. به یاد دارم روزی که خبر سرافراز شدن همرزممان رضا رسایی را شنید زنی سوگوار از ایرانزمین بود که همچون همه ما از ناتوانی برای نجات جان فرزند ایران شرمسار شده بود. صدای پخشان عزیزی باشیم و برای رهاییاش از چنگ اهریمنان بکوشیم.
پاینده ایران
محبوبه رضایی
زندان قرچک»
پخشان عزیزی، ۱۳ مردادماه ۱۴۰۲، در تهران بازداشت شد. سه ماه و سه هفته در سلول انفرادی بازداشتگاه وزارت اطلاعات نگهداری شد و پس از آن به بند زنان زندان اوین منتقل شد.
شعبه بیست و ششم دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری، مردادماه ۱۴۰۳ پخشان عزیزی را از بابت اتهام «بغی» از طریق «عضویت در جمعیتهای معارض کشور» به اعدام و چهار سال حبس محکوم کرد.
این در حالی است که به گفته وکلا و خانواده، پخشان عزیزی هیچ گونه عضویتی در گروهها و دستهجات نداشته و تنها به عنوان مددکار به مدت ۱۰ سال در کمپهای آوارگان روژاوا فعالیت میکرده است و حوزه کاری او ژنولوژی، مطالعات زنان، بوده است.
در بهمن ماه امیر رئیسیان، وکیل دادگستری اعلام کرد که شعبه نهم دیوان عالی کشور، در پرونده خانم عزیزی قرار رد اعاده دادرسی صادر کرده است. پیش از این، مازیار طاطائی، یکی دیگر از وکلای مدافع خانم عزیزی، اعلام کرده بود که در مراجعه به دیوان عالی کشور جهت پیگیری درخواست اعاده دادرسی پخشان عزیزی، شعبه رسیدگی کننده به اعاده دادرسی، با درخواست توقف اجرای حکم در اجرای تبصره ماده ۴۷۸ قانون آئین دادرسی موافقت کرده است.
اواسط دی ماه سال گذشته، امیر رئیسیان از تایید حکم اعدام موکلش در دیوان عالی کشور خبر داد و اعلام کرد که شعبه ۳۹ دیوانعالی کشور بدون توجه به ایرادات متعدد پرونده، حکم اعدام را تایید کرده است.
پخشان عزیزی، اهل مهاباد، پیش از این نیز سابقه بازداشت و برخوردهای قضایی را داشته است. در سال ۱۳۸۸ وی به اتهام فعالیت سیاسی بازداشت و پس از چهار ماه با تودیع وثیقه آزاد شده بود.
#محبوبه_رضایی #پخشان_عزیزی #نه_به_اعدام #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
محبوبه رضایی، زندانی سیاسی محبوس در زندان قرچک، متن کوتاهی به مناسبت اولین سالگرد صدور حکم اعدام برای همبندیاش، پخشان عزیزی نوشت.
او پخشان را زنی دلیر و یگانه توصیف کرد تاکید کرد که پخشان بیش از هر چیزی «مددکار» است. خانم رضایی از همه دعوت کرد که برای رهایی پخشان از چنگ اهریمنان بکوشند.
متن یادداشت خانم محبوبه رضایی به شرح زیر است:
«اولین سالگرد صدور حکم اعدام خواهرم پخشان است و هر روز اضطراب و دلهره ما درباره او که جز راستی پایگاهی ندارد بیشتر میشود. پخشان زنی دلیر و یگانه است که همچون همیشه و پیش از هرچیز «مددکار» است. با آنهمه رنج، دلش چون خورشید برافروخته است و لحظهای دست از مددکاری و تیمار زندانیان آسیب دیده برنداشته است. برای سومین بار حکم عزیزمان تایید شده و نمیدانیم برای کسی که تنها گناهش مبارزه برای آوردن روشنیست به کدام سو روی کنیم. به یاد دارم روزی که خبر سرافراز شدن همرزممان رضا رسایی را شنید زنی سوگوار از ایرانزمین بود که همچون همه ما از ناتوانی برای نجات جان فرزند ایران شرمسار شده بود. صدای پخشان عزیزی باشیم و برای رهاییاش از چنگ اهریمنان بکوشیم.
پاینده ایران
محبوبه رضایی
زندان قرچک»
پخشان عزیزی، ۱۳ مردادماه ۱۴۰۲، در تهران بازداشت شد. سه ماه و سه هفته در سلول انفرادی بازداشتگاه وزارت اطلاعات نگهداری شد و پس از آن به بند زنان زندان اوین منتقل شد.
شعبه بیست و ششم دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری، مردادماه ۱۴۰۳ پخشان عزیزی را از بابت اتهام «بغی» از طریق «عضویت در جمعیتهای معارض کشور» به اعدام و چهار سال حبس محکوم کرد.
این در حالی است که به گفته وکلا و خانواده، پخشان عزیزی هیچ گونه عضویتی در گروهها و دستهجات نداشته و تنها به عنوان مددکار به مدت ۱۰ سال در کمپهای آوارگان روژاوا فعالیت میکرده است و حوزه کاری او ژنولوژی، مطالعات زنان، بوده است.
در بهمن ماه امیر رئیسیان، وکیل دادگستری اعلام کرد که شعبه نهم دیوان عالی کشور، در پرونده خانم عزیزی قرار رد اعاده دادرسی صادر کرده است. پیش از این، مازیار طاطائی، یکی دیگر از وکلای مدافع خانم عزیزی، اعلام کرده بود که در مراجعه به دیوان عالی کشور جهت پیگیری درخواست اعاده دادرسی پخشان عزیزی، شعبه رسیدگی کننده به اعاده دادرسی، با درخواست توقف اجرای حکم در اجرای تبصره ماده ۴۷۸ قانون آئین دادرسی موافقت کرده است.
اواسط دی ماه سال گذشته، امیر رئیسیان از تایید حکم اعدام موکلش در دیوان عالی کشور خبر داد و اعلام کرد که شعبه ۳۹ دیوانعالی کشور بدون توجه به ایرادات متعدد پرونده، حکم اعدام را تایید کرده است.
پخشان عزیزی، اهل مهاباد، پیش از این نیز سابقه بازداشت و برخوردهای قضایی را داشته است. در سال ۱۳۸۸ وی به اتهام فعالیت سیاسی بازداشت و پس از چهار ماه با تودیع وثیقه آزاد شده بود.
#محبوبه_رضایی #پخشان_عزیزی #نه_به_اعدام #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤17🕊7
سپیده قلیان، فعال سیاسی، درباره دوست و همبند سابق خود که در زندان قرچک محبوس است و از ایستادگی او با وجود مواجهه با انواع محدودیتها نوشته است:
«#محبوبه_رضایی بیش از دو سال است که محکومیت پنجساله خود را در زندان قرچک ورامین میگذراند. او اهل بوشهر و زاده روستای تنگارم است و پیشتر در پروندهای دیگر سه سال محکومیت را پشت سر گذاشته بود. در آن دوره، به دلیل افشای فجایع زندان بوشهر، به زندان عادلآباد شیراز تبعید شد. محبوبه در زندانهای قرچک و اوین به دلیل دوری مسافت از خانوادهاش از حق ملاقات محروم بوده است.
او پیش از انتقال به زندان قرچک، با کار در کارگاههای معرق و چرم امرار معاش میکرد، اما اکنون در زندان قرچک از این حق نیز محروم است. محبوبه همچنین از دسترسی به درمان محروم بوده و با زانودرد شدید و دنداندرد طاقتفرسا دستوپنجه نرم میکند، اما متأسفانه در زندان قرچک امکان اعزام به دندانپزشک یا دریافت درمان مناسب برایش فراهم نیست.
محبوبه زنی مقاوم، صبور، ایراندوست و جسور است. درباره او مینویسم تا بگویم محبوبه یک قهرمان زنده است. او در تمامی سختیها و مشکلات این سرزمین، به سهم خود صدای ما بوده است. محبوبه عزیز، تو را به یاد داریم و از تو برای تمام ایستادگیات سپاسگزاریم. چه زیباست اگر قهرمانانمان را بهتر و بیشتر بشناسیم؛ زنی از روستاهای جنوب ایران که عاشق وطن و آزادی است و عمر خود را وقف تحقق این آرمان کرده.»
سپیده همچنین در کامنتهای توییتش، تعدادی از بیانیههای محبوبه را بازنشر کرده است.
#سپیده_قلیان #محبوبه_رضایی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«#محبوبه_رضایی بیش از دو سال است که محکومیت پنجساله خود را در زندان قرچک ورامین میگذراند. او اهل بوشهر و زاده روستای تنگارم است و پیشتر در پروندهای دیگر سه سال محکومیت را پشت سر گذاشته بود. در آن دوره، به دلیل افشای فجایع زندان بوشهر، به زندان عادلآباد شیراز تبعید شد. محبوبه در زندانهای قرچک و اوین به دلیل دوری مسافت از خانوادهاش از حق ملاقات محروم بوده است.
او پیش از انتقال به زندان قرچک، با کار در کارگاههای معرق و چرم امرار معاش میکرد، اما اکنون در زندان قرچک از این حق نیز محروم است. محبوبه همچنین از دسترسی به درمان محروم بوده و با زانودرد شدید و دنداندرد طاقتفرسا دستوپنجه نرم میکند، اما متأسفانه در زندان قرچک امکان اعزام به دندانپزشک یا دریافت درمان مناسب برایش فراهم نیست.
محبوبه زنی مقاوم، صبور، ایراندوست و جسور است. درباره او مینویسم تا بگویم محبوبه یک قهرمان زنده است. او در تمامی سختیها و مشکلات این سرزمین، به سهم خود صدای ما بوده است. محبوبه عزیز، تو را به یاد داریم و از تو برای تمام ایستادگیات سپاسگزاریم. چه زیباست اگر قهرمانانمان را بهتر و بیشتر بشناسیم؛ زنی از روستاهای جنوب ایران که عاشق وطن و آزادی است و عمر خود را وقف تحقق این آرمان کرده.»
سپیده همچنین در کامنتهای توییتش، تعدادی از بیانیههای محبوبه را بازنشر کرده است.
#سپیده_قلیان #محبوبه_رضایی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍20❤9👎1
محبوبه رضایی، زندانی سیاسی محبوس در زندان قرچک، نامهای خطاب به امیر نصر آزادانی، فوتبالیست زندانی و از متهمان پرونده «خانه اصفهان» نوشته است.
امیرنصر آزادانی، این بازیکن سابق تیمهای راه آهن، تراکتور و گل ریحان، به عنوان متهم ردیف چهارم پرونده خانه اصفهان به اتهام عضویت در دستهجات غیرقانونی به قصد برهم زدن امنیت کشور به ۵ سال حبس تعزیری، برای اتهام اجتماع و تبانی منتهی به جرایم ضد امنیت به ۵ سال حبس تعزیری و برای اتهام معاونت در محاربه به تحمل ۱۶ سال حبس تعزیری محکوم شده و در زندان دستگرد اصفهان در حال سپری کردن دوران محکومیتش است.
متن نامه محبوبه رضایی به شرح زیر است:
«نامهای به همرزمم، امیر نصر آزادانی
در سومین سالگرد مهسا امینی و آغاز جنبش مردمی ایرانیان، با یاد و خاطره تمامی جانباختگان و با تأکید بر آرمانمان که رسیدن به ایرانی آباد و آزاد است، این نامه را برای تو، امیر نصر آزادانی، آغاز میکنم.
سلام امیر عزیز، برادر نازنینم،
از زندان قرچک برایت مینویسم، جایی که روزهای سخت و طاقتفرسایی را سپری میکنیم؛ روزهایی که اگر عشق به این خاک نبود، تاب آوردنشان ممکن نبود. این روزها با خاطره خیابانها، مشتهای گرهکردهمان و فریاد «نه به جمهوری اسلامی» گره خورده است. با امید به رویش جوانه عزت و سربلندی میهنمان، لحظهای از یادت غافل نیستم.
تو، امیر، در سومین سال حبست به سر میبری. میتوانستی مانند بسیاری دیگر، بازیکنی باشی که زمین فوتبال را به هر قیمتی به وطن ترجیح دهد، اما تو شرافت و اخلاق را انتخاب کردی مثل وریا غفوری و نشان دادی که وفاداری به میهن از هر افتخاری بالاتر است. هیچ کاپ قهرمانیای بالاتر از این نمیشود که عزیز مردمات باشی. تو «نه» گفتن را انتخاب کردی؛ «نه» تمامقد به استبداد و «آری» محکم به آزادی. آزادی، گرانبهاترین موهبت ماست. در هواخوری زندان، وقتی گلویمان را با فریاد «آزادی، آزادی» پاره میکردیم، یاد تو صدایم را محکمتر میکرد؛ یادی زلال چون آسمان، صبور و بردبار چون میهنمان.
امیر، من هم مثل تو عاشق فوتبالم. تنها زمانی که دیوارهای سرد زندان برایم کمرنگ میشود، لحظه تماشای بازیهای تیم محبوبم، بارسلوناست. گاهی به بازیکنانش نگاه میکنم و به تو فکر میکنم. آیا تو هم حالا داری فوتبال تماشا میکنی؟ طرفدار بارسلونایی یا رئال مادرید؟
امیر، این نامه را نوشتم تا بگویم تو و دیگر همرزمانمان را هرگز فراموش نمیکنیم؛ نه تو را، نه محمد حسینی، نه محمدمهدی کرمی، نه مهسا موگویی را نه مهران سماک را نه کیان پیرفلک را و نه هیچیک از عزیزانی که خیابانها را چهار ماه در قبضه خود درآوردند. تو شرافت را انتخاب کردی، و من این نوید را به تو میدهم که خیلی زود درهای این زندان باز خواهد شد و میهنمان آباد میشود.
اینجا، در کنارم، خواهری دارم به نام پخشان عزیزی، هموطنی که در آستانه اعدام است، اما بیوقفه حیات میبخشد و بیدرنگ زندگی میکند. گاهی سرم را روی شانههای نحیف اما استوارش میگذارم و باز به تو و بچههای اکباتان فکر میکنم. چگونه در یکقدمی مرگ تاب آوردهاید؟
امیر عزیز، برادر نازنینم، وطنمان خیلی زود از چنگال دژخیمان رها خواهد شد. آن روز، تو را در آغوش خواهم کشید و رنجهایت را از آن خود خواهم کرد. این روزهای سخت را تاب بیاور. بدان که یادت همیشه با ماست، و فردا از آن ماست.
محبوبه رضایی
زندان قرچک ورامین»
#محبوبه_رضایی #امیرنصر_آزادانی #بیانیه #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
امیرنصر آزادانی، این بازیکن سابق تیمهای راه آهن، تراکتور و گل ریحان، به عنوان متهم ردیف چهارم پرونده خانه اصفهان به اتهام عضویت در دستهجات غیرقانونی به قصد برهم زدن امنیت کشور به ۵ سال حبس تعزیری، برای اتهام اجتماع و تبانی منتهی به جرایم ضد امنیت به ۵ سال حبس تعزیری و برای اتهام معاونت در محاربه به تحمل ۱۶ سال حبس تعزیری محکوم شده و در زندان دستگرد اصفهان در حال سپری کردن دوران محکومیتش است.
متن نامه محبوبه رضایی به شرح زیر است:
«نامهای به همرزمم، امیر نصر آزادانی
در سومین سالگرد مهسا امینی و آغاز جنبش مردمی ایرانیان، با یاد و خاطره تمامی جانباختگان و با تأکید بر آرمانمان که رسیدن به ایرانی آباد و آزاد است، این نامه را برای تو، امیر نصر آزادانی، آغاز میکنم.
سلام امیر عزیز، برادر نازنینم،
از زندان قرچک برایت مینویسم، جایی که روزهای سخت و طاقتفرسایی را سپری میکنیم؛ روزهایی که اگر عشق به این خاک نبود، تاب آوردنشان ممکن نبود. این روزها با خاطره خیابانها، مشتهای گرهکردهمان و فریاد «نه به جمهوری اسلامی» گره خورده است. با امید به رویش جوانه عزت و سربلندی میهنمان، لحظهای از یادت غافل نیستم.
تو، امیر، در سومین سال حبست به سر میبری. میتوانستی مانند بسیاری دیگر، بازیکنی باشی که زمین فوتبال را به هر قیمتی به وطن ترجیح دهد، اما تو شرافت و اخلاق را انتخاب کردی مثل وریا غفوری و نشان دادی که وفاداری به میهن از هر افتخاری بالاتر است. هیچ کاپ قهرمانیای بالاتر از این نمیشود که عزیز مردمات باشی. تو «نه» گفتن را انتخاب کردی؛ «نه» تمامقد به استبداد و «آری» محکم به آزادی. آزادی، گرانبهاترین موهبت ماست. در هواخوری زندان، وقتی گلویمان را با فریاد «آزادی، آزادی» پاره میکردیم، یاد تو صدایم را محکمتر میکرد؛ یادی زلال چون آسمان، صبور و بردبار چون میهنمان.
امیر، من هم مثل تو عاشق فوتبالم. تنها زمانی که دیوارهای سرد زندان برایم کمرنگ میشود، لحظه تماشای بازیهای تیم محبوبم، بارسلوناست. گاهی به بازیکنانش نگاه میکنم و به تو فکر میکنم. آیا تو هم حالا داری فوتبال تماشا میکنی؟ طرفدار بارسلونایی یا رئال مادرید؟
امیر، این نامه را نوشتم تا بگویم تو و دیگر همرزمانمان را هرگز فراموش نمیکنیم؛ نه تو را، نه محمد حسینی، نه محمدمهدی کرمی، نه مهسا موگویی را نه مهران سماک را نه کیان پیرفلک را و نه هیچیک از عزیزانی که خیابانها را چهار ماه در قبضه خود درآوردند. تو شرافت را انتخاب کردی، و من این نوید را به تو میدهم که خیلی زود درهای این زندان باز خواهد شد و میهنمان آباد میشود.
اینجا، در کنارم، خواهری دارم به نام پخشان عزیزی، هموطنی که در آستانه اعدام است، اما بیوقفه حیات میبخشد و بیدرنگ زندگی میکند. گاهی سرم را روی شانههای نحیف اما استوارش میگذارم و باز به تو و بچههای اکباتان فکر میکنم. چگونه در یکقدمی مرگ تاب آوردهاید؟
امیر عزیز، برادر نازنینم، وطنمان خیلی زود از چنگال دژخیمان رها خواهد شد. آن روز، تو را در آغوش خواهم کشید و رنجهایت را از آن خود خواهم کرد. این روزهای سخت را تاب بیاور. بدان که یادت همیشه با ماست، و فردا از آن ماست.
محبوبه رضایی
زندان قرچک ورامین»
#محبوبه_رضایی #امیرنصر_آزادانی #بیانیه #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊26❤8👍7
محبوبه رضایی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، به مناسبت هفتم آبان، روز کوروش، متنی به شرح زیر نوشته است:
«در سرزمین خورشید و اسطوره، جایی که از تبار کوروش و آرش برخاستهایم، کشوری که در متن دیرینهی خود قهرمانان بیشماری پرورده که در گستره زمان یاد و نامشان موجب سرفرازیست. تاراجها و تاخت و تازهای نامردمانی که هرگز خواستار سربلندی نام ایران نبودند، نتوانست نام این بزرگمردان را به غرقاب فراموشی بسپارد و موجب از یاد رفتنشان شود. دست روزگار نیز ناتوان از گمنامکردنشان است و هرگز نخواهد توانست خاطره این جاودانگان را از لوح دلمان پاک کند. کوروش، کوروش کبیر، بزرگمردی بی همتا، بی شک یکی از برجستهترین مردان تاریخ است که سرزمین مولودش تا در جهان نامی دارد. به وجود او میبالد و فراموشش نخواهد کرد. ما نمیگویم کوروش آسوده بخواب که ما بیداریم. ما میگویم کوروش تا جاودان زندهای ما بیداریم. چون تو بیدارمان کردی. و سوگند یاد میکنیم آن پرچمی که دو هزار و پانصد سال پیش برافراشتی، همچنان برافروشده و در اهتزاز نگاه خواهیم داشت. سوگند یاد میکنیم. بزرگی و سربلندی ایرانمان را که یادآور نام پر شکوه کوروش است با اراده پولادین حفظ خواهیم کرد. پاینده ایران.»
#محبوبه_رضایی #بیانیه #کوروش_بزرگ #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«در سرزمین خورشید و اسطوره، جایی که از تبار کوروش و آرش برخاستهایم، کشوری که در متن دیرینهی خود قهرمانان بیشماری پرورده که در گستره زمان یاد و نامشان موجب سرفرازیست. تاراجها و تاخت و تازهای نامردمانی که هرگز خواستار سربلندی نام ایران نبودند، نتوانست نام این بزرگمردان را به غرقاب فراموشی بسپارد و موجب از یاد رفتنشان شود. دست روزگار نیز ناتوان از گمنامکردنشان است و هرگز نخواهد توانست خاطره این جاودانگان را از لوح دلمان پاک کند. کوروش، کوروش کبیر، بزرگمردی بی همتا، بی شک یکی از برجستهترین مردان تاریخ است که سرزمین مولودش تا در جهان نامی دارد. به وجود او میبالد و فراموشش نخواهد کرد. ما نمیگویم کوروش آسوده بخواب که ما بیداریم. ما میگویم کوروش تا جاودان زندهای ما بیداریم. چون تو بیدارمان کردی. و سوگند یاد میکنیم آن پرچمی که دو هزار و پانصد سال پیش برافراشتی، همچنان برافروشده و در اهتزاز نگاه خواهیم داشت. سوگند یاد میکنیم. بزرگی و سربلندی ایرانمان را که یادآور نام پر شکوه کوروش است با اراده پولادین حفظ خواهیم کرد. پاینده ایران.»
#محبوبه_رضایی #بیانیه #کوروش_بزرگ #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔18❤12🕊1
دلنوشته هستی امیری، خطاب به همبندی سابقش محبوبه رضایی
سلام محبوبه خانم رضایی
اینجا باید رسمی باشیم، مثلا نمیشود شما را بوبه صدا کرد و باید کمی آداب معاشرت استاندارد را رعایت کنیم. محبوبه جان سرگذشت شما داستانی است بلند. سرگذشت زنی از حاشیه، که برای باورهای خود ایستاده است و قربانی موقعیت نشد. در زندان بوشهر، عادل آباد، قرچک و اوین. زندان به زندان بردهاند شما را، با دستبند و پابند، با ضرب و شتم و پرونده سازیهای مدام.
محبوبه عزیزم، کارهای دستت این بیرون نمادی از توست در گردن رفقا. تو شاید تنها دوست من باشی که چنین اختلاف سیاسی عمیقی با هم داریم ولی راستش صداقت تو هر اختلافی را دور میکند. صداقت زنی که معنای رنج را زندگی کرده، معنای درد را زیسته و سرکوب را تاب آورده است. سیاستی که گره خورده به زندگیات.
در توصیف تو باید بگويم، زنی که با دقت کلاس زبان میرود و تکالیفش را انجام میدهد. مسئولیتهای زیادی در بند دارد و نه باری بر دوش دیگران که حمل کننده بار بند است. آشپزی ماهر با حداقل امکانات. اهل فوتبال و ایران دوست. کاش این طرف دیوارها زمانی باشد برای صحبت دوباره و رفاقت. از تو خیلی آموختهام.
محبوبه جان تو خوب میدانی که ما گاهی دو سر طیفی قرار میگرفتیم که طبیعتا باید دشمن باشد. اما فکر میکنم سیاست را جور دیگری فهمیده بودیم. زندان و همبندی بودن را هم. فکر میکنم سرزمین آرمانی من و ایران باشکوه تو حتما جایی است که ما باز هم کنار هم کتلت میخوریم و اینبار نه پشت میلههای زندان. حتما باز یکی از ما دیر به ناهار میرسد و تو حرص میخوری که ناهار سپیده سرد شد. آینده برای هر دو ما جایی برای زندگی بهتر همه است، شاید با مسیر متفاوت و گاها متضاد و البته تاثیر گاها معکوس مسیرهایمان بر دیگری، ولی خوب میدانم نیت هیچ کداممان بدبختی بیشتر آب و خاک نیست.
محبوبه رضایی امیدوارم زودتر از زود رها و آزاد باشی
دوستدار تو
هستی
آبان ۱۴۰۴
از اینستاگرام هستی امیری
ـ چقدر زیباست دوستی دو زندانی سیاسی از طیف سیاسی مخالف همدیگر ولی متعهد به دوستی، رفاقت، آزادیخواهی، میهن دوستی ...
#هستی_امیری #محبوبه_رضایی #زندانی_سیاسی #همبستگی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
سلام محبوبه خانم رضایی
اینجا باید رسمی باشیم، مثلا نمیشود شما را بوبه صدا کرد و باید کمی آداب معاشرت استاندارد را رعایت کنیم. محبوبه جان سرگذشت شما داستانی است بلند. سرگذشت زنی از حاشیه، که برای باورهای خود ایستاده است و قربانی موقعیت نشد. در زندان بوشهر، عادل آباد، قرچک و اوین. زندان به زندان بردهاند شما را، با دستبند و پابند، با ضرب و شتم و پرونده سازیهای مدام.
محبوبه عزیزم، کارهای دستت این بیرون نمادی از توست در گردن رفقا. تو شاید تنها دوست من باشی که چنین اختلاف سیاسی عمیقی با هم داریم ولی راستش صداقت تو هر اختلافی را دور میکند. صداقت زنی که معنای رنج را زندگی کرده، معنای درد را زیسته و سرکوب را تاب آورده است. سیاستی که گره خورده به زندگیات.
در توصیف تو باید بگويم، زنی که با دقت کلاس زبان میرود و تکالیفش را انجام میدهد. مسئولیتهای زیادی در بند دارد و نه باری بر دوش دیگران که حمل کننده بار بند است. آشپزی ماهر با حداقل امکانات. اهل فوتبال و ایران دوست. کاش این طرف دیوارها زمانی باشد برای صحبت دوباره و رفاقت. از تو خیلی آموختهام.
محبوبه جان تو خوب میدانی که ما گاهی دو سر طیفی قرار میگرفتیم که طبیعتا باید دشمن باشد. اما فکر میکنم سیاست را جور دیگری فهمیده بودیم. زندان و همبندی بودن را هم. فکر میکنم سرزمین آرمانی من و ایران باشکوه تو حتما جایی است که ما باز هم کنار هم کتلت میخوریم و اینبار نه پشت میلههای زندان. حتما باز یکی از ما دیر به ناهار میرسد و تو حرص میخوری که ناهار سپیده سرد شد. آینده برای هر دو ما جایی برای زندگی بهتر همه است، شاید با مسیر متفاوت و گاها متضاد و البته تاثیر گاها معکوس مسیرهایمان بر دیگری، ولی خوب میدانم نیت هیچ کداممان بدبختی بیشتر آب و خاک نیست.
محبوبه رضایی امیدوارم زودتر از زود رها و آزاد باشی
دوستدار تو
هستی
آبان ۱۴۰۴
از اینستاگرام هستی امیری
ـ چقدر زیباست دوستی دو زندانی سیاسی از طیف سیاسی مخالف همدیگر ولی متعهد به دوستی، رفاقت، آزادیخواهی، میهن دوستی ...
#هستی_امیری #محبوبه_رضایی #زندانی_سیاسی #همبستگی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤23