آموزشکده توانا
50.7K subscribers
40.1K photos
41.4K videos
2.57K files
21.5K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram

حسین رزاق، زندانی سیاسی سابق، که در جریان آتش‌سوزی اوین در سال ۱۴۰۱ در زندان حضور داشت، در پی اعلام خبر اعدام ابوالحسن منتظر و وحید بنی‌عامریان، خاطره‌ای از آن شب به شرح زیر نوشت:

«شب آتش‌سوزی اوین، وقتی یگان‌ویژه داخل بند آمد و گاز اشک‌آور زد، قفل در هواخوری را شکستیم و بیرون رفتیم که بتوانیم نفس بکشیم. اما تک‌تیراندازها بالای پشت‌بام تهدید کردند که برگردید داخل. #ابوالحسن_منتظر که از همه سن‌بالاتر بود جلو رفت و سینه‌اش را باز کرد که «این سینه من، اگر جرات دارد بزنید»
امروز ج‌ا این پیرِ مبارزِ دوست‌داشتنی را همراه #وحيد_بنى‌عامريان اعدام کرد. یقین دارم روی چهارپایه هم فریاد زده‌اند مرگ بر جمهوری اسلامی.»


ـ جنایت جمهوری اسلامی و ماشین اعدام این رژیم در شرایط جنگی هم تعطیل نمی‌شود.

رژیمی که به نظر می‌رسد، قصد دارد از ایران زمین سوخته بر جای بگذارد و آب از سرش گذشته و سرمایه‌های ایران را در معرض نابودی قرار داده، با اعدام زندانیان سیاسی می‌خواهد این پیام را بدهد که بر اوضاع کنترل دارد و می‌تواند همچنان ایجاد رعب و وحشت کند.

#نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔10
تداوم بی‌خبری از زندانیان سیاسی بند ۴ زندان‌قزلحصار
شامگاه یکشنبه، نیروهای گارد زندان و ماموران امنیتی با حمله به بند ۴، دست‌کم ۲۲ زندانی سیاسی، که تعدادی از آنها به اعدام محکوم شده بودند، را با خشونت از بند خارج کردند و به مکان نامعلوم منتقل کردند. این اقدام با ضرب و شتم شدید سایر زندانیان همراه بود و از همان زمان، ارتباط تعدادی از زندانیان با خانواده‌ها قطع شده است.
اسامی تعدادی از زندانیانی که در جریان یورش یکشنبه‌شب به مکان نامعلوم منتقل شدند: سعید ماسوری، احمدرضا حائری، افشین بایمانی، حمزه سواری، علی یونسی، سپهر امام‌جمعه، رضا محمدحسینی، اکبر باقری، علی معزی، میثم دهبان‌زاده، لقمان امین‌پور، آرشام رضایی و مصطفی رمضانی

در ادامه بامداد دوشنبه، اکبر دانشورکار و محمد تقوی سنگ‌دهی به‌طور ناگهانی و بدون اطلاع قبلی به خانواده‌ها و بدون ملاقات آخر اعدام شدند.
بامداد سه‌شنبه ۱۱ فروردین هم پویا قبادی‌بیستونی و بابک علیپور اعدام شدند.
امروز هم ابوالحسن منتظر و وحید بنی‌عامریان اعدام شدند.
گزارش‌ها همچنان از تداوم اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در انفرادی حکایت دارد.
@Tavaana_TavaanaTech
💔41
رایتل نیز ارائه «اینترنت پرو» را آغاز کرد؛ اما نه برای همه!

این‌که بعد از پنج هفته خاموشی سراسری اینترنت، به‌جای بازگرداندن دسترسی عمومی، حالا نسخه‌ای به‌نام «اینترنت پرو» برای گروهی خاص عرضه می‌شود، نه یک راه‌حل، بلکه یک اعتراف آشکار به ایجاد تبعیض ساختاری در دسترسی به اینترنت است.

در شرایطی که میلیون‌ها کاربر عادی کاملا از اینترنت جهانی حذف شده‌اند و هزاران کسب‌وکار کوچک و متوسط در این مدت یا تعطیل شده‌اند یا در آستانه نابودی قرار گرفته‌اند، ارائه اینترنت به‌صورت گزینشی و مشروط، چیزی جز تثبیت اینترنت طبقاتی نیست. این یعنی همان زیرساختی که باید یک حق عمومی باشد، حالا تبدیل شده به امتیازی برای کسانی که بتوانند از فیلترهای اداری و امنیتی عبور کنند.

🔹فرآیندی که رایتل برای این سرویس تعریف کرده، از نامه‌نگاری رسمی تا تأیید «مراجع ذی‌صلاح» و احراز هویت در سامانه‌های حکومتی، به‌وضوح نشان می‌دهد که دسترسی به اینترنت دیگر یک سرویس ارتباطی نیست، بلکه به یک مجوز کنترل‌شده تبدیل شده است. اینترنتی که باید ابزار رشد، شفافیت و ارتباط آزاد باشد، حالا به کالایی سهمیه‌بندی‌شده با نظارت سیاسی بدل شده است.

از طرف دیگر، قیمت این بسته خودش نشان می‌دهد ماجرا فقط یک سرویس ساده نیست، بلکه یک امتیاز ویژه برای عده‌ای خاص است. در شرایطی که خیلی از کسب‌وکارهای کوچک حتی برای هزینه‌های اولیه‌شان هم به مشکل خورده‌اند، حالا اینترنت به یک سرویس گران و محدود تبدیل شده که همه توان پرداختش را ندارند. نتیجه هم مشخص است: کسانی که ارتباط و پارتی دارند، همچنان به اینترنت دسترسی دارند و کارشان را ادامه می‌دهند، اما بقیه عملا از بازی حذف می‌شوند و کنار گذاشته می‌شوند.

🔹در حقیقت هزاران کسب‌وکار خانگی، فروشگاه‌های کوچک اینستاگرامی و فریلنسرهایی که تمام سرمایه و زندگی‌شان در بستر اینترنت جهانی تعریف شده بود، در پنج هفته گذشته به خاک سیاه نشسته‌اند، حاکمیت با همکاری اپراتورها به دنبال فروش قطره‌چکانی حق طبیعی مردم به «نور چشمی‌ها» است. کسب‌وکارهای عادی که فاقد «ماهیت حقوقی» یا نامه‌های رسمی هستند، عملا از چرخه اقتصاد حذف شده‌اند تا راه برای شرکت‌های بزرگ و متصل به رانت باز بماند.

از طرفی نام‌گذاری این سرویس به نام «پرو» (Professional) یک فریب بزرگ است. اینترنتی که فاقد استانداردهای جهانی باشد و دسترسی نیمی از جامعه را قطع کند، حرفه‌ای نیست؛ بلکه یک شبکه ایزوله و رانتی است.

واقعیت این است که اینترنت پرو نه اینترنت آزاد است و نه حتی بازگشت به شرایط عادی. این فقط نسخه‌ای مدیریت‌شده از همان دسترسی قبلی است که حالا با برچسب «ویژه» و برای گروهی خاص عرضه می‌شود. در چنین شرایطی، صحبت از حمایت از کسب‌وکارها بیشتر شبیه یک تناقض تلخ است؛ چرا که همان سیاستی که دسترسی عمومی را قطع کرده، حالا با ارائه محدود و گزینشی، عملاً به نابودی گسترده‌تر کسب‌وکارهای مستقل دامن می‌زند.

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8
در شرایطی که اینترنت را قطع کرده‌اند و ارتباط با جهان بیرون محدود شده، گزارش‌هایی از صدور احکام سنگین اعدام، منتشر می‌شود.
این وضعیت، نقض گسترده حقوق بشر است؛ وضعیتی که مصداق نقض جدی قوانین بین‌المللی و حتی «جنایت» در سایه قطع ارتباط است.
مرضیه محبی، حقوقدان، در شبکه اجتماعی اکس‌نوشت:
«و در زندگی زیر سیطره جمهوری اسلامی
‏دردهایی هست،که هیچگاه نمی‌توان به عمق آن راه یافت
‏مثل درد وکیلی
‏که پس از یک ماه
‏از چاه خاموشی اینترنت
‏با فیلترشکن چند میلیونی
‏سر بر آورده
‏تا فقط بگوید
‏یک قاضی دادگاه انقلاب
‏که خودش از ترس جان بی‌مقدارش معلوم نیست، کجاست
‏در جلسه‌ای که از زمان و مکان آن کسی خبر ندارد
‏موکل نوزده ساله او را
‏به جرم جاسوسی از چیزی که از آن هیچ نمی‌دانسته
‏به اعدام محکوم کرده است.»

#نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔9👌2🕊2
هشدار درباره خطر اجرای حکم اعدام محمدامین بیگلری، معترض ۱۹ ساله

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، خطر اجرای حکم اعدام محمدامین بیگلری به‌شدت افزایش یافته است. گفته می‌شود او روز ۱۴ فروردین ۱۴۰۵ به سلول انفرادی منتقل شده؛ اقدامی که معمولا در آستانه اجرای حکم انجام می‌شود و نگرانی‌ها درباره جان او را بیشتر کرده است.

محمدامین بیگلری از بازداشت‌شدگان دی‌ماه ۱۴۰۴ و از متهمان پرونده‌ای است که چندین نفر از آن در روزهای اخیر به مکان نامعلوم منتقل شده‌اند. روز ۱۳ فروردین، امیرحسین حاتمی ۱۸ ساله، یکی دیگر از متهمان همین پرونده، اعدام شد؛ اتفاقی که احتمال اجرای حکم برای دیگر متهمان را به‌طور جدی افزایش داده است.

در روزهای گذشته نیز چند زندانی این پرونده از بند عمومی زندان قزلحصار خارج و برای اجرای حکم منتقل شده بودند؛ از جمله محمدامین بیگلری، شاهین واحدپرست کلور، ابوالفضل صالحی سیاوشانی و علی فهیم.

پرونده این افراد در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران بررسی و در مدت‌زمانی کوتاه حکم اعدام برای آن‌ها صادر شد.
@Tavaana_TavaanaTech
🕊6💔62
شبکه فاکس‌نیوز در گزارشی با استناد به داده‌های نهادهای حقوق بشری از جمله Iran Human Rights Society اعلام کرده است که جمهوری اسلامی در سه ماه نخست سال ۲۰۲۶ میلادی دست‌کم ۶۵۷ مورد اعدام را ثبت کرده؛ رقمی که در صورت ادامه این روند، می‌تواند از آمار کل اعدام‌های سال‌های گذشته نیز فراتر برود.

در این گزارش با عنوان «کشتار خاموش» تأکید شده که هم‌زمان با افزایش تنش‌ها و تحولات منطقه‌ای، اجرای احکام اعدام در ایران شدت گرفته و این روند در سایه همین تحولات کمتر مورد توجه افکار عمومی جهانی قرار گرفته است.

به گفته نهادهای حقوق بشری، استفاده از مجازات اعدام در ایران صرفاً محدود به پرونده‌های کیفری نیست و به‌عنوان ابزاری برای سرکوب و ایجاد فضای ترس در جامعه نیز به کار گرفته می‌شود. در همین چارچوب، به اعدام برخی از مخالفان و زندانیان سیاسی در هفته‌های اخیر نیز اشاره شده است.

هم‌زمان، یک سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در گفت‌وگو با فاکس‌نیوز این روند را نشانه‌ای از رفتارهای سرکوبگرانه جمهوری اسلامی توصیف کرده و آن را «نقض جدی حقوق بشر» دانسته است.

@Tavaana_TavaanaTech
💔112

سپیده قلیان، فعال مدنی و از زندانیان سیاسی پیشین، که از چند ماه قبل بار دیگر بازداشت شده و در حال حاضر در زندان وکیل‌آباد مشهد به‌سر می‌برد، از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران به مجازات حبس محکوم شده است. هم‌زمان گزارش‌ها از افزایش فشارهای امنیتی بر خانواده او حکایت دارد.

بر اساس اطلاعات موجود، شعبه اول دادگاه انقلاب مشهد در پی تشکیل پرونده‌ای جدید در جریان بازداشت اخیر، این فعال مدنی را به ۶ ماه حبس تعزیری و ۵ سال حبس تعلیقی محکوم کرده است.

بازداشت سپیده قلیان در تاریخ ۲۱ آذر ۱۴۰۴ و در جریان برگزاری مراسمی برای خسرو علیکردی، وکیل دادگستری، صورت گرفت. در این مراسم، شماری از فعالان زن از جمله نرگس محمدی، عالیه مطلب‌زاده، پوران ناظمی و هستی امیری نیز حضور داشتند که برخی از آن‌ها نیز توسط نیروهای حکومتی بازداشت شدند.

به گفته منابع نزدیک به خانواده، نهادهای امنیتی با اعمال فشار مانع از بهره‌مندی او از حق قانونی «مرخصی متصل به آزادی» شده‌اند. این در حالی است که در شرایط کنونی کشور و با وجود وضعیت جنگی، تعدادی از زندانیان از این امکان برخوردار شده‌اند، اما این حق برای سپیده قلیان نادیده گرفته شده است.

در کنار ادامه بازداشت، فشارها بر اعضای خانواده او نیز افزایش یافته است؛ به‌طوری که پدر و برادرش طی ماه‌های گذشته چندین بار احضار و تحت بازجویی قرار گرفته‌اند.

سپیده قلیان که پیش‌تر نیز سال‌هایی از عمر خود را در زندان گذرانده، اکنون در بند زنان (بند ۶) زندان وکیل‌آباد مشهد و در شرایطی نامطلوب نگهداری می‌شود.

#سپیده_قلیان #از_بازداشتیها_بگو

@Tavaana_TavaanaTech
💔15👌2
از عربده تا قمه؛
خیابان در صحنه نمایش خشونت

روایت یک شهروند مشهدی:
این شب‌ها، برخی خیابان‌های مشهد به صحنه‌ای از ارعاب و تهدید شهروندان بدل شده. در ساعاتی از شب، با محدود شدن مسیرهایی چون بلوار احمدآباد و چند خیابان اطراف، فضای شهر حال‌وهوایی متفاوت به خود می‌گیرد؛ در این میان یگان‌های موتور سوار با اسلحه جنگی در شهر نمایش قدرت می‌دهند؛ حال‌وهوایی که برای بسیاری از ساکنان، به ویژه کودکان ناآشنا و نگران‌کننده است.
در این میان، صداهای بلند، هیاهو و رفتارهایی که رنگی از خشونت دارند، بیشتر به چشم می‌آیند. گزارش‌ها و مشاهدات از حضور گروه‌هایی حکایت دارد که با رفتارهای تحریک‌آمیز، از عربده‌کشی تا نمایش قمه، خیابان را از یک فضای عمومی به صحنه‌ای پرتنش بدل می‌کنند. در چنین وضعیتی، احساس امنیت، که باید بدیهی‌ترین حق شهروندان باشد، به‌تدریج تضعیف می‌شود.
در فضای پرتنش این روزها، همزمانی این رخدادها با تحولات منطقه‌ای از جمله تنش‌ها با اسرائیل و ایالات متحده آمریکا باعث شده برخی شهروندان این وضعیت را نه صرفاً به‌عنوان رخدادهایی پراکنده، بلکه در چارچوبی گسترده‌تر تفسیر کنند. در میان این برداشت‌ها، گاه این نگرانی شنیده می‌شود که فشارها و نمایش‌های خیابانی، به‌نوعی تخلیه تنش به درون جامعه باشد؛ برداشتی که حتی اگر محل اختلاف باشد، نشان‌دهنده سطحی از بی‌اعتمادی و اضطراب در افکار عمومی است.
از سوی دیگر، حافظه جمعی هنوز از وقایع تلخ اخیر فاصله نگرفته است. رخدادهای هجدهم و نوزدهم دی‌ماه، برای بسیاری یادآور روزهایی است که خشونت به شکلی گسترده‌تر تجربه شد؛ زخمی که به نظر می‌رسد همچنان در ذهن و احساس مردم تازه است و در قضاوت آنان نسبت به تحولات امروز نقش دارد.
این صحنه‌ها، برای بخشی از حافظه تاریخی ایران نیز بی‌سابقه نیست. در مقاطعی از تاریخ معاصر، از جمله در جریان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، حضور گروه‌های خیابانیِ خشن در تحولات سیاسی نقش‌آفرین بوده است؛ چهره‌هایی مانند شعبان جعفری که در ادبیات عمومی به «شعبان بی‌مخ» شهرت یافت، نمادی از چنین الگوهایی به شمار می‌روند.
اشاره به این پیشینه، تلاشی است برای دیدن الگوها: هرجا که مرز میان «امنیت» و «نمایش قدرت» مخدوش شود، خیابان از کارکرد طبیعی خود فاصله می‌گیرد. آنچه باید محل عبور، زندگی و تعامل روزمره باشد، به صحنه‌ای برای نمایش تنش بدل می‌شود.
پرسش اینجاست: آیا می‌توان از دل چنین فضاهایی، احساس امنیت یا حتی اقتدار پایدار را بازسازی کرد؟ شاید دقیق‌تر آن باشد که بگوییم این‌گونه وضعیت‌ها، بیش از آنکه نشانه ثبات باشند، می‌توانند بازتاب نوعی بی‌قراری در رابطه میان جامعه و ساختار قدرت تلقی شوند.
خیابان، در نهایت، آینه‌ای از حال جامعه است. وقتی این آینه تصویری آشفته نشان می‌دهد، مسئله فقط آنچه در خیابان رخ می‌دهد نیست؛ بلکه آن چیزی است که در پسِ آن، در سطحی عمیق‌تر، در حال شکل‌گیری یا فرسایش است.

#جنگ #نه_به_جمهورى_اسلامى

@Tavaana_TavaanaTech
8

حسین غاوی (سیلاوی)، از شهروندان ساکن منطقه زرگان اهواز، که به عنوان دکه‌دار امرار معاش می‌کرد و سرپرستی مادر و پنج خواهر خود را بر عهده داشت، پس از بازداشت توسط نیروهای اطلاعاتی سپاه پاسداران، زیر شکنجه جان خود را از دست داده است.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، این شهروند به اتهام «فیلم‌برداری از مناطق بمباران‌شده» و «ارتباط با گروه‌های اپوزیسیون» بازداشت شده بود. گزارش‌ها حاکی از آن است که وی در دوران بازداشت تحت شکنجه قرار گرفته و در نهایت جان باخته است.

حسین غاوی به عنوان تنها نان‌آور خانواده، نقش اصلی در تأمین معیشت اعضای خانواده خود را ایفا می‌کرد. با این حال، تا زمان تنظیم این گزارش، جزئیات بیشتری درباره روند بازداشت، محل نگهداری و شرایط دقیق مرگ او منتشر نشده است.
مقامات رسمی جمهوری اسلامی تاکنون واکنشی نسبت به این گزارش‌ها نشان نداده‌اند.

#حسین_غاوی #حسین_سیلاوی

@Tavaana_TavaanaTech
💔201🕊1
قتل حکومتی دو زندانی سیاسی؛
شاهین واحدپرست و محمدامین بیگلری، از بازداشت‌شدگان دی‌ماه خونین، اعدام شدند

قوه قضاییه جمهوری اسلامی، صبح امروز یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۵، اعلام کرد محمدامین بیگلری و شاهین واحدپرست، دو معترض بازداشت‌شده در اعتراضات دی‌ماه خونین ۱۴۰۴،
که در پرونده آتش‌سوزی پایگاه بسیج کاوه در خیابان دماوند تهران، در روندی ناعادلانه محکوم شده بودند، اعدام شدند.

دو روز پیش در همین پرونده امیرحسین حاتمی، جوان ۱۸ ساله، اعدام شده بود.

از چند روز پیش پنج زندانی معترض در این پرونده از بند عمومی زندان قزلحصار خارج و به مکانی نامعلوم برای اجرای حکم منتقل شده‌ بودند.

سایر زندانیانی که برای اجرای حکم اعدام خارج شده‌اند ابوالفضل صالحی سیاوشانی و علی فهیم هستند.
پرونده این افراد در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی رسیدگی و حکم اعدام آنها ۱۸ بهمن‌ماه صادر شد.

بر اساس روایت رسمی، این افراد به آتش‌زدن یک پایگاه بسیج در شرق تهران متهم شده‌اند. اما وکلای پرونده با استناد به ویدیوهای موجود، روایت کاملا متفاوتی ارائه می‌دهند: در این تصاویر، نیروهای لباس‌شخصی دیده می‌شوند که مردم را به داخل ساختمان هل داده، درها را قفل می‌کنند و سپس محل را به آتش می‌کشند. صدای فریاد «هل نده» و درخواست بازکردن در، در این ویدیوها به‌وضوح شنیده می‌شود.

افرادی که داخل ساختمان گرفتار شده بودند، پس از مهار آتش توسط نیروهای آتش‌نشانی، بازداشت شدند.

این پرونده به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی بدنام، ابوالقاسم صلواتی، ارجاع شده و تنها یک ماه پس از بازداشت، حکم اعدام برای متهمان صادر شده است. به گفته وکیل، در این مرحله، متهمان عملا از داشتن وکیل مستقل محروم بوده و اعترافات تحت شکنجه از آن‌ها گرفته شده است.

با ورود وکلای حقوق بشری، پرونده به دیوان عالی کشور رفت و یکی از قضات با استناد به شواهد، حکم را تأیید نکرد. با این حال، گزارش‌ها حاکی است که با فشار نهادهای امنیتی، تلاش برای گرفتن تأیید حکم اعدام از مسیرهای دیگر ادامه یافته است.

محمدامین بیگلری، فقط ۱۹ سال سن داشت.
جمهوری اسلامی با کشتار زندانیان سیاسی انتقام شکست‌های خود را از مردم آزاذی‌خواه ایران می‌گیرد. مردمی که برای آزادی و رفاه و یک زندگی معمولی به خیابان آمده و اعتراض کرده بودند و به بی‌رحمانه‌ترین شکل سرکوب شدند.

این دو جوان به کاروان ده‌ها هزار از جاویدنامان ایران پیوستند.

نامشان جاودان باد

#شاهین_واحدپرست #محمدامین_بیگلری #نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_به_اعدام


@Tavaana_TavaanaTech
💔162🕊2
Forwarded from گفت‌وشنود
‏«خیر العمل»...

‏کاری از رضا عقیلی
‏⁦ ⁩

‏سال‌هاست اذان صبح برای ایرانیان یادآور لحظات کشته‌شدن آن دسته از مبارزان راه آزادی وطن است که به دار آویخته شده‌اند.

قوه قضاییه جمهوری اسلامی، صبح امروز یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۵، اعلام کرد محمدامین بیگلری و شاهین واحدپرست، دو معترض بازداشت‌شده در اعتراضات دی‌ماه خونین ۱۴۰۴،
که در پرونده آتش‌سوزی پایگاه بسیج کاوه در خیابان دماوند تهران، در روندی ناعادلانه محکوم شده بودند، اعدام شدند.

دو روز پیش در همین پرونده امیرحسین حاتمی، جوان ۱۸ ساله، اعدام شده بود.

از چند روز پیش پنج زندانی معترض در این پرونده از بند عمومی زندان قزلحصار خارج و به مکانی نامعلوم برای اجرای حکم منتقل شده‌ بودند.

سایر زندانیانی که برای اجرای حکم اعدام خارج شده‌اند ابوالفضل صالحی سیاوشانی و علی فهیم هستند.
پرونده این افراد در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی رسیدگی و حکم اعدام آنها ۱۸ بهمن‌ماه صادر شد.


‏⁧ #بغی #گفتگو_توانا #محاربه#نه_به_اعدام

@Dialogue1402
💔11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از خون جوانان وطن لاله دمیده
نقاشی از سهیلا حسینی

سهیلا حسینی و همسرش دکتر احمد رحیمی روز ۲۷ اسفند ماه ۱۴۰۴ در مشهد بازداشت شدند. تا کنون اطلاعی از اتهامات آن‌ها و علت بازداشتشان و محل نگهداری‌شان در دست نیست.

سهیلا حسینی این کار را در اینستاگرامش منتشر کرده و نوشته بود:
«شاید نقاشی کشیدن تنها مرهمی باشه برای من، از عذاب وجدانِ اینکه بعد از اون شبهای سیاه،
من چرا زنده‌ام؟!
و چرا همه‌ی ما باهم به خانه برنگشتیم....💔🖤
و در حال حاضر تنها روشی که میتونم باهاش فریاد بزنم.

من یک هنرمندم و از نظر من هنرمند فقط آیینه‌دارِ زیبایی نیست،
بلکه راویِ رنجی است که در رگ‌های تاریخ دویده؛
تا فریادِ خون‌های ناحق و مرهمی بر زخمِ بازِ مادران داغ‌دیده باشد.

تابلو " از خونِ جوانانِ وطن ، لاله دمیده "
پیشکش به همه مادران داغ دارِ سرزمینم...🥀»🖤


#احمد_رحیمی #سهیلا_حسینی #از_بازداشتیها_بگو #مشهد

@Tavaana_TavaanaTech
12
Forwarded from گفت‌وشنود
با گذشت یک هفته از بازداشت رومینا خزعلی، نقاش، و بهزاد یزدانی، مترجم و ویراستار بهائی ساکن شیراز، نگرانی‌ها دربارهٔ وضعیت آن‌ها افزایش یافته است.

بر اساس اطلاعات دریافتی، رومینا خزعلی در این مدت تنها یک تماس بسیار کوتاه ۲۰ ثانیه‌ای با خانواده‌اش داشته است. مسئولان زندان در پاسخ به پیگیری‌های خانواده اعلام کرده‌اند که او در حال حاضر ممنوع‌الملاقات و ممنوع‌التماس‌ است.

خانم خزعلی به‌تازگی تحت عمل جراحی معده قرار گرفته و از مشکلاتی مانند میگرن شدید، فشار چشم و کمردرد رنج می‌برد. گفته می‌شود او به‌طور منظم دارو مصرف می‌کند، اما اطلاعی پیرامون وضعیت سلامتش و اینکه داروهای مورد نیازش به او می‌رسد یا خیر در دست نیست.

رومینا خزعلی مسئولیت مراقبت از پدر و مادر سالمند خود را بر عهده دارد و بازداشت او، وضعیت جسمی و روحی والدینش نیز رو به وخامت گذاشته است.

رومینا خزعلی و بهزاد یزدانی دارای دو فرزند هستند که در غیاب پدر و مادرشان در شرایط روحی نامناسبی قرار گرفته‌اند. همچنین، به‌دلیل ضبط وسایل الکترونیکی خانواده هنگام بازداشت، روند تحصیل آن‌ها که این روزها به‌دلیل شرایط جنگی به‌صورت مجازی دنبال می‌شده، با مشکلات جدی مواجه شده است.

در همین حال، تعطیلی دادگاه انقلاب شیراز باعث شده خانواده‌ها امکان پیگیری وضعیت حقوقی و قضایی این دو شهروند را نداشته باشند و عملاً راهی برای کسب اطلاع یا اقدام قانونی در اختیارشان نباشد.

بهزاد یزدانی و همسرش رومینا خزعلی پیشتر به ترتیب در شامگاه ۸ و ۹ فروردین توسط مأموران اطلاعات سپاه در منزل خود بازداشت شدند.

#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #دیگری_ستیزی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
7
اعدام در ایران به یک روند روزمره و نگران‌کننده تبدیل شده است؛ خبرهایی که هر روز منتشر می‌شوند و جان انسان‌هایی را می‌گیرند، بی‌آنکه فرصتی برای دیده‌شدن یا شنیده‌شدن داشته باشند. خطرناک‌ترین بخش این چرخه، عادی‌شدن آن است.

بر اساس گزارش فاکس‌نیوز به نقل از نهادهای حقوق بشری، تنها در سه ماه نخست سال ۲۰۲۶ میلادی دست‌کم ۶۵۷ اعدام در ایران ثبت شده است. همچنین گزارش‌ها نشان می‌دهد که در سال ۱۴۰۴ دست‌کم ۲۰۴۸۸ نفر اعدام شده‌اند؛ آماری تکان‌دهنده که نشان‌دهنده ابعاد گسترده این بحران است.

اعدام، تنها یک مجازات نیست؛ ابزاری برای ایجاد ترس، سرکوب و کنترل جامعه است. در برابر چنین روندی، سکوت به معنای پذیرش است.

گره صبحگاهی روی گردن

سمت چپ: ایران تحت اشغال جمهوری اسلامی

سمت راست: کشوری با حکومت نرمال

طرح از رضا عقیلی/توانا

#حکم_اعدام #اعدام_نکنید
#نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_به_اعدام

@Tavaana_TavaanaTech
💔111
وحید بنی‌عامریان، متولد ۱۳۷۱ در شهر سنقر کرمانشاه، زندانی سیاسی‌ای بود که سال‌ها در بازداشت، زندان و تبعید به‌سر برد. او فارغ‌التحصیل دانشگاه خواجه‌نصیر و دارای مدرک کارشناسی ارشد مدیریت بود و پیش از بازداشت به تدریس زبان انگلیسی مشغول بود.

بنی‌عامریان از سال‌های ۹۶ و ۹۷ چندین‌بار بازداشت شد و در پرونده‌های مختلف به احکام سنگین زندان و تبعید محکوم شد. او پس از آزادی از زندان در اسفند ۱۴۰۱، به بشاگرد تبعید شد، اما دوباره در دی ۱۴۰۲ بازداشت و به بند ۲۰۹ اوین منتقل شد و تحت بازجویی و شکنجه قرار گرفت.

حکم اعدام او به همراه پنج زندانی سیاسی دیگر در آذر ۱۴۰۳ صادر شد. در نهایت، پس از اعدام چهار نفر از هم‌پرونده‌هایش در روزهای ۱۰ و ۱۱ فروردین ۱۴۰۵، وحید بنی‌عامریان در سحرگاه ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ همراه با ابوالحسن منتظر اعدام شد.

نوشته‌هایی از او در فضای مجازی منتشر شده، چند جمله منتخب از دستخط او:

«نباید فراموش کنیم چه بر ما رفت.»
«من راه‌ها را بلد نیستم، اما می‌دانم باید ادامه داد.»
«در همه این خاک صدای آزادی است، نام این میهن آزادشده، ایران است.»

#نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_به_اعدام

@Tavaana_TavaanaTech
💔15