دادستان تهران از صدور دستور برای شناسایی، توقیف اموال و مسدودسازی حسابهای بانکی بیش از صد ایرانی مقیم خارج از کشور خبر داد. مرکز رسانه قوه قضائیه نیز این اقدام را در چارچوب «تشدید مجازات» علیه افرادی دانسته که بهادعای حکومت با کشورهای مخالف همکاری دارند یا در رسانههای خارج از کشور فعالیت میکنند.
در میان افرادی که نامشان در گمانهزنیها مطرح شده، چهرههایی مانند سردار آزمون، برزو ارجمند و علی شریفی زارچی دیده میشود؛ افرادی از حوزههای مختلف که هرکدام بهنوعی در فضای عمومی و اجتماعی حضور دارند.
این اقدام، ادامه روندی است که جمهوری اسلامی از ابتدای شکلگیری خود با آن شناخته میشود؛ مصادره اموال، حذف اقتصادی مخالفان و استفاده از ابزارهای قضایی برای خاموشکردن صداها. حالا این سیاست، نهتنها در داخل کشور، بلکه علیه ایرانیان خارج از کشور نیز در حال گسترش است.
تهدید به توقیف اموال و مسدودسازی حسابها، صرفاً یک اقدام قضایی نیست؛ ابزاری است برای ایجاد ترس، اعمال فشار و کنترل.
@Tavaana_TavaanaTech
در میان افرادی که نامشان در گمانهزنیها مطرح شده، چهرههایی مانند سردار آزمون، برزو ارجمند و علی شریفی زارچی دیده میشود؛ افرادی از حوزههای مختلف که هرکدام بهنوعی در فضای عمومی و اجتماعی حضور دارند.
این اقدام، ادامه روندی است که جمهوری اسلامی از ابتدای شکلگیری خود با آن شناخته میشود؛ مصادره اموال، حذف اقتصادی مخالفان و استفاده از ابزارهای قضایی برای خاموشکردن صداها. حالا این سیاست، نهتنها در داخل کشور، بلکه علیه ایرانیان خارج از کشور نیز در حال گسترش است.
تهدید به توقیف اموال و مسدودسازی حسابها، صرفاً یک اقدام قضایی نیست؛ ابزاری است برای ایجاد ترس، اعمال فشار و کنترل.
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«ما دموکراتیک سرمون نمیشه»!
از دید خمینی هر کس جمهوری را بخواهد دشمن است و جمهوری دموکراتیک یعنی بیبندوباری.
او حتی فراتر میرود و کسانی که جمهوری دموکراتیک را میخواهند خائن میخواند و به مطبوعات نیز تشر میزند که بدانند که چه مینویسند و مبادا از دموکراسی دفاع کنند.
این سخنان او در هفتههای آغازین پیروزی انقلاب ۵۷ بوده است.
عجیب است که تصور میشد از طریق خمینی و حامیان او میشد به یک نظام مردمسالار و دموکراتیک دست یافت.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #دموکراسی
@Tavaana_TavaanaTech
از دید خمینی هر کس جمهوری را بخواهد دشمن است و جمهوری دموکراتیک یعنی بیبندوباری.
او حتی فراتر میرود و کسانی که جمهوری دموکراتیک را میخواهند خائن میخواند و به مطبوعات نیز تشر میزند که بدانند که چه مینویسند و مبادا از دموکراسی دفاع کنند.
این سخنان او در هفتههای آغازین پیروزی انقلاب ۵۷ بوده است.
عجیب است که تصور میشد از طریق خمینی و حامیان او میشد به یک نظام مردمسالار و دموکراتیک دست یافت.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #دموکراسی
@Tavaana_TavaanaTech
👌9
Forwarded from گفتوشنود
یک خاخام برجسته اروپایی در گفتوگو با رسانه اسرائیلی واینت هشدار داده است که [حکومت] ایران از طریق شبکهای از عوامل جنایی در اروپا، در حال سازماندهی حملات علیه نهادهای یهودی است و این تهدید اکنون فراتر از این جوامع رفته است.
پینچاس گلداشمیت، رییس کنفرانس خاخامهای اروپا و خاخام پیشین مسکو، در این گفتوگو گفت: «ما میدانیم که سفارتهای [حکومت] ایران در اروپا از عوامل جنایی استفاده میکنند و تلاش میکنند آنها را برای حمله به نهادهای یهودی ترغیب یا تامین مالی کنند.» به گفته او، اطلاعات موجود نشان میدهد برخی از این حملات با سازماندهی مقامات ایرانی انجام شده است.
او با اشاره به افزایش تدابیر امنیتی در اروپا گفت که اکنون ورود به کنیسهها و مراکز یهودی بدون شناسایی ممکن نیست و نیروهای پلیس تقریباً در مقابل تمامی مدارس و مهدکودکهای یهودی مستقر هستند. با این حال، او هشدار داد که دامنه تهدید در حال گسترش است و دیگر تنها به جامعه یهودی محدود نمیشود.
گلداشمیت با اشاره به افزایش نگرانیها درباره خشونتهای افراطگرایانه گفت: «اگرچه یهودیان نخستین هدف بودند، اما اکنون هر اروپایی در معرض تهدید قرار دارد.» او شرایط امنیتی موجود را برای زندگی روزمره دشوار توصیف کرد و افزود که حضور نیروهای مسلح در اطراف مراکز آموزشی به بخشی از واقعیت زندگی تبدیل شده است.
او همچنین از دولتهای اروپایی خواست برای جلوگیری از حملات، سفارتهای حکومت ایران را تعطیل کنند و تاکید کرد که این اقدام میتواند از کل جامعه در برابر تهدیدات محافظت کند.
این خاخام در بخش دیگری از سخنان خود، نسبت به عادیشدن یهودستیزی در اروپا هشدار داد و گفت این پدیده اکنون از سوی طیفی از جریانها، از راست و چپ افراطی تا گروههای اسلامگرای تندرو، تقویت میشود. به گفته او، برخی کشورها از جمله [حکومت] ایران در تامین مالی و سازماندهی این روند نقش دارند.
در پایان، گلداشمیت گفت که در پی افزایش این تهدیدات، برخی از اعضای جامعه یهودی در حال بررسی ترک اروپا و مهاجرت به اسرائیل هستند، هرچند به گفته او انگیزه این تصمیم صرفاً امنیتی نیست.
#خاخام #یهودی_ستیزی #جمهوری_اسلامی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پینچاس گلداشمیت، رییس کنفرانس خاخامهای اروپا و خاخام پیشین مسکو، در این گفتوگو گفت: «ما میدانیم که سفارتهای [حکومت] ایران در اروپا از عوامل جنایی استفاده میکنند و تلاش میکنند آنها را برای حمله به نهادهای یهودی ترغیب یا تامین مالی کنند.» به گفته او، اطلاعات موجود نشان میدهد برخی از این حملات با سازماندهی مقامات ایرانی انجام شده است.
او با اشاره به افزایش تدابیر امنیتی در اروپا گفت که اکنون ورود به کنیسهها و مراکز یهودی بدون شناسایی ممکن نیست و نیروهای پلیس تقریباً در مقابل تمامی مدارس و مهدکودکهای یهودی مستقر هستند. با این حال، او هشدار داد که دامنه تهدید در حال گسترش است و دیگر تنها به جامعه یهودی محدود نمیشود.
گلداشمیت با اشاره به افزایش نگرانیها درباره خشونتهای افراطگرایانه گفت: «اگرچه یهودیان نخستین هدف بودند، اما اکنون هر اروپایی در معرض تهدید قرار دارد.» او شرایط امنیتی موجود را برای زندگی روزمره دشوار توصیف کرد و افزود که حضور نیروهای مسلح در اطراف مراکز آموزشی به بخشی از واقعیت زندگی تبدیل شده است.
او همچنین از دولتهای اروپایی خواست برای جلوگیری از حملات، سفارتهای حکومت ایران را تعطیل کنند و تاکید کرد که این اقدام میتواند از کل جامعه در برابر تهدیدات محافظت کند.
این خاخام در بخش دیگری از سخنان خود، نسبت به عادیشدن یهودستیزی در اروپا هشدار داد و گفت این پدیده اکنون از سوی طیفی از جریانها، از راست و چپ افراطی تا گروههای اسلامگرای تندرو، تقویت میشود. به گفته او، برخی کشورها از جمله [حکومت] ایران در تامین مالی و سازماندهی این روند نقش دارند.
در پایان، گلداشمیت گفت که در پی افزایش این تهدیدات، برخی از اعضای جامعه یهودی در حال بررسی ترک اروپا و مهاجرت به اسرائیل هستند، هرچند به گفته او انگیزه این تصمیم صرفاً امنیتی نیست.
#خاخام #یهودی_ستیزی #جمهوری_اسلامی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍1
Forwarded from گفتوشنود
پادشاه چارلز سوم امسال پیام رسمی به مناسبت عید پاک منتشر نکرد. کاخ باکینگهام این موضوع را تأیید کرده و تأکید کرده که صدور پیام عید پاک، برخلاف پیام کریسمس، سنت سالانه ثابتی نیست.
این تصمیم در حالی گرفته شد که چارلز سوم در ماه رمضان ۲۰۲۶ پیام «رمضان مبارک» منتشر کرده بود و سال گذشته نیز در روز Maundy Thursday (پنجشنبه مقدس) پیامی با اشاره به مسیحیت و دیگر ادیان صادر کرده بود. این تفاوت باعث واکنشهایی در میان برخی مسیحیان بریتانیا شده است.
چند تن از چهرههای مسیحی و محافظهکار این اقدام را نشانهای از «اولویت دادن به اقلیتها» یا «فرسایش میراث مسیحی بریتانیا» تفسیر کردند. گادفری بلوم، نویسنده و عضو سابق پارلمان اروپا، در ویدیوئی تند چارلز را «پادشاه مسلمان ما» خواند، او را به خیانت به نقش قانونیاش متهم کرد و حتی خواستار کنارهگیری شد. او گفت: «این بزرگترین خیانت در تاریخ انگلیس است.»
اسقف سیریون اچ. دیوار از کلیسای اعتراضی انگلیکان) نیز که پیشتر نامه سرگشادهای درباره دفاع از میراث مسیحی نوشته بود، این سکوت را «ناامیدکننده شدید» توصیف کرد. منتقدان میگویند پادشاه به عنوان «مدافع ایمان» باید تعادل بیشتری در تبریکهای مذهبی نشان دهد.
این ماجرا بار دیگر شایعه قدیمی «گرویدن چارلز به اسلام» را زنده کرد که سالهاست در شبکههای اجتماعی گردش میکند. برخی کاربران با اشاره به علاقه دیرینه چارلز به فرهنگ اسلامی، قرآن و گفتگوی ادیان (او حتی عربی خوانده)، این عدم پیام را نشانه تغییر دین دانستند. اما هیچ مدرک معتبری برای چنین ادعایی وجود ندارد.
چارلز سوم همچنان مسیحی انگلیکانی است، در مراسم مذهبی مسیحی شرکت میکند (از جمله Royal Maundy Service چند روز پیش) و عنوان رسمی «مدافع ایمان» را حفظ کرده است. علاقه او به اسلام بیشتر جنبه فرهنگی و بینادیانی دارد و نه تغییر مذهب. کاخ باکینگهام نیز هرگز چنین شایعهای را تأیید نکرده و آن را بیاساس میداند.
عدم صدور پیام عید پاک، هرچند مورد انتقاد قرار گرفته، بیشتر به سیاست رسانهای کاخ مربوط میشود تا نشانهای از تغییر عقیده شخصی پادشاه. با این حال، در فضای قطبیشده امروز بریتانیا، چنین تصمیماتی سریع به بحثهای بزرگتر درباره هویت ملی، چندفرهنگیگرایی و نقش سلطنت تبدیل میشود. بسیاری از ناظران معتقدند خانواده سلطنتی باید در حفظ تعادل میان جوامع مذهبی مختلف دقیقتر عمل کند.
#پادشاه #شاه #کینگ_چارلز #اسلام #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
این تصمیم در حالی گرفته شد که چارلز سوم در ماه رمضان ۲۰۲۶ پیام «رمضان مبارک» منتشر کرده بود و سال گذشته نیز در روز Maundy Thursday (پنجشنبه مقدس) پیامی با اشاره به مسیحیت و دیگر ادیان صادر کرده بود. این تفاوت باعث واکنشهایی در میان برخی مسیحیان بریتانیا شده است.
چند تن از چهرههای مسیحی و محافظهکار این اقدام را نشانهای از «اولویت دادن به اقلیتها» یا «فرسایش میراث مسیحی بریتانیا» تفسیر کردند. گادفری بلوم، نویسنده و عضو سابق پارلمان اروپا، در ویدیوئی تند چارلز را «پادشاه مسلمان ما» خواند، او را به خیانت به نقش قانونیاش متهم کرد و حتی خواستار کنارهگیری شد. او گفت: «این بزرگترین خیانت در تاریخ انگلیس است.»
اسقف سیریون اچ. دیوار از کلیسای اعتراضی انگلیکان) نیز که پیشتر نامه سرگشادهای درباره دفاع از میراث مسیحی نوشته بود، این سکوت را «ناامیدکننده شدید» توصیف کرد. منتقدان میگویند پادشاه به عنوان «مدافع ایمان» باید تعادل بیشتری در تبریکهای مذهبی نشان دهد.
این ماجرا بار دیگر شایعه قدیمی «گرویدن چارلز به اسلام» را زنده کرد که سالهاست در شبکههای اجتماعی گردش میکند. برخی کاربران با اشاره به علاقه دیرینه چارلز به فرهنگ اسلامی، قرآن و گفتگوی ادیان (او حتی عربی خوانده)، این عدم پیام را نشانه تغییر دین دانستند. اما هیچ مدرک معتبری برای چنین ادعایی وجود ندارد.
چارلز سوم همچنان مسیحی انگلیکانی است، در مراسم مذهبی مسیحی شرکت میکند (از جمله Royal Maundy Service چند روز پیش) و عنوان رسمی «مدافع ایمان» را حفظ کرده است. علاقه او به اسلام بیشتر جنبه فرهنگی و بینادیانی دارد و نه تغییر مذهب. کاخ باکینگهام نیز هرگز چنین شایعهای را تأیید نکرده و آن را بیاساس میداند.
عدم صدور پیام عید پاک، هرچند مورد انتقاد قرار گرفته، بیشتر به سیاست رسانهای کاخ مربوط میشود تا نشانهای از تغییر عقیده شخصی پادشاه. با این حال، در فضای قطبیشده امروز بریتانیا، چنین تصمیماتی سریع به بحثهای بزرگتر درباره هویت ملی، چندفرهنگیگرایی و نقش سلطنت تبدیل میشود. بسیاری از ناظران معتقدند خانواده سلطنتی باید در حفظ تعادل میان جوامع مذهبی مختلف دقیقتر عمل کند.
#پادشاه #شاه #کینگ_چارلز #اسلام #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤1
جمهوری اسلامی در یک بزنگاه تاریخی؛
ماندن به هر قیمت یا واگذاری قدرت به مردم؟
پیام همراهان
در شرایطی که جمهوری اسلامی همزمان با فشارهای شدید خارجی و بیاعتمادی گسترده داخلی روبهروست، یک پرسش حیاتی مطرح میشود: حاکمیت چگونه میتواند مسیر پایداری خود را انتخاب کند؟ آیا ادامه کنترل و سرکوب، یا حرکت به سوی واگذاری بخشی از قدرت به نمایندگان واقعی مردم، راهی منطقیتر و کمهزینهتر است؟
وضعیت فعلی
در عرصه خارجی، تمرکز بر قدرت نظامی و بازدارندگی در برابر تهدیدهای بینالمللی، به ویژه آمریکا و اسرائیل، اولویت اصلی حکومت را امنیت و نمایش اقتدار ساخته است. در داخل کشور نیز سرکوب، محدودیت و کنترل خیابانها، فضای ترس و اضطراب ایجاد کرده است. این نظم ظاهری ممکن است کوتاهمدت کارایی داشته باشد، اما تجربه نشان میدهد سکوت ناشی از ترس هرگز جایگزین اعتماد و رضایت واقعی جامعه نمیشود.
دو مسیر پیشرو
حاکمیت در این بزنگاه تاریخی با دو گزینه بنیادی روبهروست:
۱. ماندن به هر قیمت: ادامه تمرکز بر قدرت سخت و سرکوب، با هدف حفظ کنترل و بازدارندگی. این مسیر میتواند آرامش و انسجام موقت ایجاد کند، اما سرمایه اجتماعی را فرسایش میدهد و شکاف میان حکومت و مردم را عمیقتر میکند. تجربه تاریخی نشان میدهد چنین راهی در بلندمدت شکننده و پرهزینه است.
۲. واگذاری بخشی از قدرت به مردم: حرکت به سوی گذار مسالمتآمیز، با اعتماد به نمایندگان واقعی جامعه، فرصتی برای بازسازی رابطه میان حکومت و شهروندان ایجاد میکند. این گزینه میتواند هزینههای انسانی را کاهش دهد، خشونت را مهار کند و کشور را از مسیر فرسایش و ویرانی دور نگه دارد. هرچند این تصمیم دشوار است، اما در بزنگاههای تاریخی، چنین شجاعتی میتواند ماندگاری واقعی را رقم بزند.
پیامدها و ضرورت انتخاب
قدرت بدون اعتماد ممکن است سکوت بسازد، اما دوام نمیآورد. اعتماد اجتماعی، حتی در شرایط بحران، پایهای برای ثبات و پایداری طولانیمدت است. هر تصمیمی که گرفته شود، اثرات آن نه فقط در کوتاهمدت، بلکه در شکلگیری آینده کشور ملموس خواهد بود.
بدیهی است که ماندگاری واقعی حکومتها نه در حفظ قدرت به هر قیمت، بلکه در توانایی انتخاب مسیر درست در لحظههای تعیینکننده معنا پیدا میکند. در این بزنگاه تاریخی، واگذاری بخشی از قدرت به مردم میتواند راهی برای جلوگیری از چرخه فرسایشی خشونت و بیاعتمادی باشد و ایران را از تبدیل شدن به سرزمینی سوخته نجات دهد.
.
.
.
ـ به نظر میرسد که جمهوری اسلامی فعلا در حال تبدیل کشور به زمین سوخته است.
نظر شما چیست؟
@Tavaana_TavaanaTech
جمهوری اسلامی در یک بزنگاه تاریخی؛
ماندن به هر قیمت یا واگذاری قدرت به مردم؟
پیام همراهان
در شرایطی که جمهوری اسلامی همزمان با فشارهای شدید خارجی و بیاعتمادی گسترده داخلی روبهروست، یک پرسش حیاتی مطرح میشود: حاکمیت چگونه میتواند مسیر پایداری خود را انتخاب کند؟ آیا ادامه کنترل و سرکوب، یا حرکت به سوی واگذاری بخشی از قدرت به نمایندگان واقعی مردم، راهی منطقیتر و کمهزینهتر است؟
وضعیت فعلی
در عرصه خارجی، تمرکز بر قدرت نظامی و بازدارندگی در برابر تهدیدهای بینالمللی، به ویژه آمریکا و اسرائیل، اولویت اصلی حکومت را امنیت و نمایش اقتدار ساخته است. در داخل کشور نیز سرکوب، محدودیت و کنترل خیابانها، فضای ترس و اضطراب ایجاد کرده است. این نظم ظاهری ممکن است کوتاهمدت کارایی داشته باشد، اما تجربه نشان میدهد سکوت ناشی از ترس هرگز جایگزین اعتماد و رضایت واقعی جامعه نمیشود.
دو مسیر پیشرو
حاکمیت در این بزنگاه تاریخی با دو گزینه بنیادی روبهروست:
۱. ماندن به هر قیمت: ادامه تمرکز بر قدرت سخت و سرکوب، با هدف حفظ کنترل و بازدارندگی. این مسیر میتواند آرامش و انسجام موقت ایجاد کند، اما سرمایه اجتماعی را فرسایش میدهد و شکاف میان حکومت و مردم را عمیقتر میکند. تجربه تاریخی نشان میدهد چنین راهی در بلندمدت شکننده و پرهزینه است.
۲. واگذاری بخشی از قدرت به مردم: حرکت به سوی گذار مسالمتآمیز، با اعتماد به نمایندگان واقعی جامعه، فرصتی برای بازسازی رابطه میان حکومت و شهروندان ایجاد میکند. این گزینه میتواند هزینههای انسانی را کاهش دهد، خشونت را مهار کند و کشور را از مسیر فرسایش و ویرانی دور نگه دارد. هرچند این تصمیم دشوار است، اما در بزنگاههای تاریخی، چنین شجاعتی میتواند ماندگاری واقعی را رقم بزند.
پیامدها و ضرورت انتخاب
قدرت بدون اعتماد ممکن است سکوت بسازد، اما دوام نمیآورد. اعتماد اجتماعی، حتی در شرایط بحران، پایهای برای ثبات و پایداری طولانیمدت است. هر تصمیمی که گرفته شود، اثرات آن نه فقط در کوتاهمدت، بلکه در شکلگیری آینده کشور ملموس خواهد بود.
بدیهی است که ماندگاری واقعی حکومتها نه در حفظ قدرت به هر قیمت، بلکه در توانایی انتخاب مسیر درست در لحظههای تعیینکننده معنا پیدا میکند. در این بزنگاه تاریخی، واگذاری بخشی از قدرت به مردم میتواند راهی برای جلوگیری از چرخه فرسایشی خشونت و بیاعتمادی باشد و ایران را از تبدیل شدن به سرزمینی سوخته نجات دهد.
.
.
.
ـ به نظر میرسد که جمهوری اسلامی فعلا در حال تبدیل کشور به زمین سوخته است.
نظر شما چیست؟
@Tavaana_TavaanaTech
👌1🕊1💔1