آموزشکده توانا
48.6K subscribers
42.1K photos
41.8K videos
2.57K files
21.9K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
Forwarded from گفت‌وشنود
امام جمعه مشهد: مجتبی خامنه‌ای به رزمندگان پیام داده که این آتش‌بس دروغ است


احمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد گفت: «️رهبر انقلاب از یک طرف به شورای عالی امنیت ملی اجازه دادند که آتش‌بس را قبول کنید و از طرف دیگر به رزمندگان پیام داده که این آتش‌بس دروغ است، دشمن به آن پایبند نمی‌ماند و جنگ را ادامه خواهد داد.»
او ادامه داد: «️شورای عالی امنیت ملی هم برای خنثی کردن توطئه آمریکا اعلام کرد که آتش‌بس را قبول می کنیم که نهایتا مشخص شد اصل آتش‌بس دروغ است و دشمن اهل آتش‌بس نیست.»


این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که علم‌الهدی طی چند هفته اخیر دیدگاه‌های متناقض از تقبیه‌ و منع مذاکره و پایان جنگ تا دیدگاه مثبت به آتش بس داشته و یک رویه نامتعادل و ناپایدار در این مورد به نمایش‌گذاشته است.

#علم_الهدی #جنگ #آتش_بس #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
خیابان در اختیار چه کسانی است؟
آنجا که صدا بلندتر است، نه لزوماً جمعیت بیشتر
!

پیام همراهان

این روزها و به ویژه پس از آتش بس خیابان‌ها پرند؛ اما آیا این به معنای حضور اکثریت است؟
در سطح شهر، صحنه‌هایی آشنا تکرار می‌شود: گروه‌های حامی حکومت که با آسودگی خیابان‌ها را می‌بندند، ترافیک ایجاد می‌کنند، پرده‌های بزرگ نصب می‌کنند، برنامه برگزار می‌کنند، هزینه‌های قابل‌توجهی صرف می‌کنند، چای و حتی غذا توزیع می‌کنند و نمادها را میان رهگذران پخش می‌کنند. این حضور، پررنگ و مداوم است؛ آن‌قدر که به‌سادگی می‌تواند به‌عنوان «صدای جامعه» تعبیر شود.
اما آنچه دیده می‌شود، لزوماً تمام واقعیت نیست.
خیابان، بیش از آن‌که آینه‌ی تعداد باشد، بازتاب «امکان حضور» است. وقتی یک گروه از سازماندهی، منابع و هزینه‌ی پایین‌تر برای حضور برخوردار است، می‌تواند فضا را اشغال کند و تصویری از برتری بسازد؛تصویری که ممکن است با نسبت‌های واقعی جامعه فاصله داشته باشد.
در مقابل، بسیاری دیگر غایب‌اند. نه لزوماً از سر رضایت، بلکه به‌دلیل محاسبه‌ی هزینه. وقتی حضور می‌تواند پیامدهای شغلی، اجتماعی یا شخصی داشته باشد، سکوت به انتخابی عقلانی تبدیل می‌شود. در چنین شرایطی، پدیده‌ای شکل می‌گیرد که در ادبیات علوم اجتماعی به آن «مارپیچ سکوت» گفته می‌شود: هرچه یک صدا بلندتر و بی‌رقیب‌تر باشد، دیگران بیشتر به حاشیه رانده می‌شوند و سکوت گسترده‌تر می‌شود.
پیامد این وضعیت، شکل‌گیری نوعی «توهم اکثریت» است؛ حضوری که به‌دلیل تکرار و شدت، بزرگ‌تر از واقعیت به نظر می‌رسد، و سکوتی که به‌اشتباه به معنای همراهی تعبیر می‌شود.
نخبگان نیز اغلب بیرون از این صحنه می‌مانند. نه فقط به‌دلیل تفاوت ابزار اثرگذاری، بلکه به‌دلیل ریسک از دست دادن موقعیت و نبود امکان هماهنگی جمعی. در غیاب آنان، خیابان به‌تدریج از تنوع تهی می‌شود و به صحنه‌ای با صدای غالب تبدیل می‌گردد.
برای فهم آنچه می‌گذرد، باید یک تمایز ساده اما اساسی را به خاطر سپرد:
آنچه در خیابان دیده می‌شود، الزاماً آن چیزی نیست که در جامعه جریان دارد.
گاهی حقیقت، نه در صداهای بلند، بلکه در سکوت‌های گسترده پنهان است؛ سکوتی که اگر شنیده نشود، می‌تواند به‌سادگی با رضایت اشتباه گرفته شود.

#جنگ #نه_به_جمهورى_اسلامى

@Tavaana_TavaanaTech
4👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درخواست توقف ادامه اقدامات نظامی از درون زندان؛ روایت مهدی مسکین‌نواز از تبعات انسانی خشونت

مهدی مسکین‌نواز، زندانی سیاسی محبوس در زندان لاکان در فایلی صوتی که دو روز پیش داده و به تازگی در اکانت ایکس او منتشر شده، نسبت به تداوم اقدامات نظامی و پیامدهای انسانی آن ابراز نگرانی کرده و خواستار توقف این روند شده است.

در این پیام می‌گوید که گرچه چنین مواضعی ممکن است احساسی یا متناقض تلقی شود، اما این سخنان برخاسته از تجربه مستقیم رنج و واقعیت‌های میدانی است. او با اشاره به وضعیت خانواده‌ای که طی شش ماه گذشته سه بار عزادار شده‌اند، تأکید می‌کند که هر روز با نگرانی از وضعیت آنان روز خود را آغاز می‌کند.

او در ادامه هشدار داده است که ادامه این مسیر، بیش از آنکه سودی به همراه داشته باشد، موجب افزایش خسارات و آسیب‌های انسانی خواهد شد. بر همین اساس، در این پیام بر ضرورت توقف گزینه نظامی که از آن در ابتدا به‌عنوان اقدامی «هدفمند» یاد شده، تأکید شده است.

این زندانی در پایان، با اشاره به شرایط جاری، خواستار پایان دادن به روندی شده که به گفته او، پیامدی جز تشدید رنج و خسارت برای جامعه نداشته است.

این پیام صوتی با هشتگ #جامعه_مدنی منتشر شده است و احتمالا منظور بازگشت به جامعه مدنی است.

مهدی مسکین‌نواز تا چندی پیش در زندان بندرانزلی محبوس بود، به نظر می‌رسد به تازگی به زندان لاکان رشت منتقل شده است.


#مهدی_مسکین_نواز #بیانیه #جنگ

@Tavaana_TavaanaTech
💔102
قمار ایدئولوژیک جمهوری اسلامی بر سر سفره مردم؛
خاکستر شدن صنایع مادر در آتش جنگ‌افروزی

سیاست‌های ستیزه‌جویانه‌ جمهوری اسلامی و اصرار بر دشمن‌تراشی‌های بی‌پایان، به‌ویژه در قبال اسرائیل، سرانجام گریبان اقتصاد لرزان ایران را گرفت و کشور را به کام جنگی ویرانگر کشاند. در این میان، صنایع پیشران که ستون فقرات معیشت عمومی محسوب می‌شدند، به سیبل حملات تبدیل شده و هزینه‌ توهمات استراتژیک نظام را از جیب ملت پرداخت کردند.

⚫️منطقه ویژه ماهشهر: شاهرگی که بریده شد
منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر، به عنوان قطب اول پتروشیمی کشور، قلب تپنده‌ صنعت ارزآور ایران بود. این منطقه با تمرکز بر زنجیره کامل تولید از الفین‌ها و پلیمرها تا مواد شیمیایی پایه و آروماتیک‌ها، حدود ۴۰ درصد از کل ظرفیت تولید پتروشیمی ایران را در اختیار داشت. مجتمع‌های عظیمی همچون بندر امام، مارون، اروند و فجر، نه‌تنها تأمین‌کننده نیاز داخلی، بلکه منبع اصلی ورود ارز به کشور بودند.

⚫️فاجعه‌ی فراتر از بمباران: نابودی معیشت
با از کار افتادن این ابرمجتمع صنعتی در پی حملات اخیر، فاجعه‌ای چندلایه رخ داده است:
۱. هدررفت سرمایه‌های ملی: میلیاردها دلار منابعی که طی دهه‌ها از حق مردم ایران صرف ساخت این زیرساخت‌ها شده بود، در چشم‌برهم‌زدنی به تلی از آهن‌پاره تبدیل شد.
۲. غارت دارایی سهامداران: بخش بزرگی از سهام این پتروشیمی‌ها متعلق به صندوق‌های بازنشستگی و سهام عدالت است؛ یعنی اموال مستقیم مردمی که اکنون شاهد دود شدن سرمایه‌های خرد خود هستند.
۳. فلج شدن صنایع پایین‌دستی: پتروشیمی ماهشهر خوراک هزاران واحد تولیدی کوچک و متوسط (از صنایع پلاستیک و نساجی تا دارویی و شوینده) را تأمین می‌کرد. توقف تولید در ماهشهر، به معنای تعطیلی زنجیره‌ای کارخانه‌ها و بیکاری گسترده است.
۴. شوک ارزی و تورم افسارگسیخته: با قطع درآمد صادراتی این منطقه، تراز ارزی کشور فروپاشیده و نتیجه‌ مستقیم آن، پرواز قیمت ارز و موج جدیدی از گرانی کالاهای اساسی است که کمر طبقه ضعیف را خواهد شکست.


آنچه در ماهشهر و دیگر نقاط صنعتی رخ داد، نه یک اتفاق تنها از جنس جنگ، بلکه نتیجه‌ مستقیم رویکرد «دیگرستیز» و ایدئولوژی‌محور رهبرانی است که بقای خود را در صدور بحران و جنگ‌طلبی می‌بینند. جمهوری اسلامی بار دیگر نشان داد که برای گسترش نفوذ منطقه‌ای و توهمات سیاسی خود، ابایی از قربانی کردن صنایع مادر، ثروت ملی و امنیت اقتصادی مردم ایران ندارد. هزینه‌ این «جنگ خودخواسته» را نه حاکمان در برج‌های عاج، بلکه مردمی می‌پردازند که زیر بار تورم و ویرانی، قربانی سیاست‌های بیخردانه شده‌اند.

#نه_به_جمهورى_اسلامى #تورم #گرانی #فقر #جنگ

@Tavaana_TavaanaTech
💔4
Forwarded from گفت‌وشنود
پس از  اظهارات تند دونالد ترامپ علیه موضع ضد جنگ پاپ لئون چهاردهم، رهبر کاتولیک‌های جهان در واکنشی کوتاه و بدون ورود به جدل سیاسی بار دیگر بر پیام اصلی خود تأکید کرد. پاپ لئون پیش از پرواز به الجزایر در جمع خبرنگاران اظهار داشت «پیام همواره همان است: ترویج صلح» و افزود قصد ندارد وارد مناقشه با رئیس‌جمهوری آمریکا شود.

پاپ لئو روز دوشنبه ۲۴ فروردین به خبرگزاری رویترز گفت که پس از انتقاد تند دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، به رهبر کلیسای ۱.۴ میلیارد نفری، قصد دارد همچنان علیه جنگ موضع‌گیری کند.

او در اظهاراتی در هواپیمای پاپی به مقصد الجزایر، که سفر ۱۰روزه خود به چهار کشور آفریقایی را از آن‌جا آغاز می‌کند، همچنین گفت که از پیام مسیحیت «سوءاستفاده» می‌شود.

پاپ لئو به رویترز گفت: «نمی‌خواهم وارد بحث با او شوم. فکر نمی‌کنم پیام انجیل به گونه‌ای باشد که برخی افراد از آن سوءاستفاده می‌کنند».

او که به زبان انگلیسی صحبت می‌کرد افزود: «به‌طور جدی به مخالفت با جنگ ادامه خواهم داد، با هدف ترویج صلح، گفت‌وگو و روابط چندجانبه میان کشورها برای یافتن راه‌حل‌های عادلانه برای مشکلات».

رهبر کاتولیک‌های جهان گفت: «امروز افراد زیادی در جهان رنج می‌برند. افراد بی‌گناه بسیاری کشته می‌شوند. و فکر می‌کنم کسی باید برخیزد و بگوید راه بهتری هم وجود دارد».

رئیس‌جمهور آمریکا روز یکشنبه از رهبر کاتولیک‌های جهان به‌دلیل مخالفتش با جنگ ایران انتقاد و او را متهم کرده بود که در برابر «جرم و جنایت و سلاح هسته‌ای» ضعیف است.

#پاپ #جنگ #صلح #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍62
روایت «قبر خالی»؛ ۳۸ روز جست‌وجو برای کودکی که هرگز پیدا نشد

به نقل از روزنامه شرق، پرونده «ماکان نصیری»، دانش‌آموز هفت‌ساله کلاس اولی در مدرسه شجره طیبه میناب، در حالی با عنوان مفقودالاثر بسته شد که «از او فقط یک لنگه کفش ماند و یک پولیور آبی».

در این گزارش آمده است که از میان ۱۵۶ قربانی این حمله، تنها پیکر ماکان هرگز شناسایی نشد: «تنها کودکی که هیچ‌چیز، مطلقا هیچ‌چیز از پیکر نحیف و کوچکش پیدا نشد».

مادر ماکان، آسیه، ۳۸ روز میان آوارها و سردخانه‌ها به دنبال نشانی از فرزندش بود. تنها امید او، تکه‌ای از بدن کودک بود: «۳۸ روز در سردخانه‌ها و روی آوارها بود تا تکه‌ای از بدن سومین فرزندش را پیدا کند». اما در نهایت، دایی ماکان تنها نشانه را پیدا کرد؛ «یک لنگه کفش پاره ماکان صد متر دورتر از محل انفجار».

روایت لحظه پیدا شدن این نشانه، نقطه اوج این فاجعه است: «از حال رفت؛ چون تا آن روز هیچ اثری از ماکان ندیده بودند… قیامت شد».

مادر می‌گوید در تمام ساعات جست‌وجو، هیچ کودک زنده‌ای از زیر آوار بیرون نیامد: «هر کسی که از زیر آوار بیرون کشیده می‌شد، بی‌جان بود». و درباره وضعیت پیکرها می‌گوید: «بیشترشان تکه‌تکه بودند».

در روز چهارم، تنها نشانه دیگر پیدا شد: «پولیور آبی‌ ماکان». اما حتی آن هم امید را از بین نبرد؛ «به همین دلیل امید به زنده‌بودنش داشتم». این امید تا روز سی‌وهشتم ادامه داشت.

دایی ماکان که خود در میان آوارها به جست‌وجو پرداخته، صحنه‌ها را این‌گونه توصیف می‌کند: «هرچه آوار برمی‌داشتند، تکه‌های دست و پا و سر کوچک کودکان بود… اصلا نمی‌شود وصف کرد». او حتی تکه‌های بدن را جمع‌آوری می‌کرد: «هر تکه گوشت یا انگشتی پیدا می‌کرد می‌گذاشت روی گاز استریل و می‌برد به پزشکی قانونی».

در نهایت، از ماکان فقط چند یادگار باقی ماند؛ «پولیور آبی مچاله‌شده و یک لنگه کفش کرم»، که اکنون در یک صندوق شیشه‌ای در مسجد محل نگهداری می‌شود.

قبر ماکان اما خالی است. به گفته مادر: «الان فقط یک قبر نمادین دارد». قبری که به یکی از تلخ‌ترین تصاویر این فاجعه تبدیل شده؛ «قبرهای خالی کوچک… قبر ماکان اما خالی است».

گزارش کامل را اینجا بخوانید:

https://tinyurl.com/3dpnuk38

#ماکان_نصیری #میناب #جنگ

@Tavaana_TavaanaTech
💔26🕊32
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یک هموطن از داخل ایران، در پیامی صوتی که به دست آموزشکده توانا رسیده، از وضعیت این روزهای کشور پس از اعلام آتش‌بس در پی جنگ حدود ۴۰ روزه میان آمریکا، اسرائیل و جمهوری اسلامی می‌گوید؛ روایتی از شوک، سردرگمی و تداوم فشارهای داخلی.

او می‌گوید که اعلام آتش‌بس برای بسیاری از مردم غیرمنتظره بوده است:
«هیچ‌کس اصلاً انتظار آتش‌بس را نداشت. همه فکر می‌کردند این مسیر قرار است تا یک نتیجه جدی ادامه پیدا کند. وقتی خبر آتش‌بس آمد، ما شوکه شدیم؛ نه خوشحال شدیم، نه حتی آرام. فقط گیج بودیم.»

به گفته این شهروند، پس از سرکوب گسترده اعتراضات و کشته‌شدن هزاران نفر در دی ماه و سپس آغاز جنگ و آسیب به زیرساخت‌ها، بسیاری از مردم با تحمل هزینه‌های سنگین، به امید رسیدن به تغییری بنیادین پیش رفته بودند:
«ما دیدیم چه گذشت؛ دیدیم چند هزار نفر کشته شدند، جنگ شد، زیرساخت‌ها نابود شد. با همه این‌ها مردم تحمل کردند تا به نتیجه‌ای که می‌خواهیم، یعنی پایان جمهوری اسلامی برسیم.»
او تأکید می‌کند که اگرچه ممکن است در ظاهر از شدت درگیری‌ها کاسته شده باشد، اما در زندگی روزمره تغییر معناداری رخ نداده است:
«شاید صدای جنگ کمتر شده باشد، اما در عمق زندگی‌مان هیچ‌چیز درست نشده. اینترنت عملاً از دسترس خارج است و با هزینه بسیار زیاد و سختی می‌توان برای لحظاتی وصل شد.»

به گفته او، نه‌تنها فشارهای حکومت کاهش نیافته، بلکه در برخی موارد افزایش یافته است:
«حکومت نه‌تنها عقب‌نشینی نکرده، بلکه خشن‌تر شده. صراحتاً گفته‌اند اعدام‌ها باید سریع‌تر انجام شود. اینترنت را قطع کرده‌اند، ایست‌های بازرسی زیاد شده، گوشی‌ها را چک می‌کنند و فضا کاملاً امنیتی است.»

او فضای عمومی جامعه را «سنگین و خفه‌کننده» توصیف می‌کند و از نوعی شوک جمعی سخن می‌گوید:
«مردم در بهت هستند؛ هم خسته‌اند، هم سردرگم. کمتر حرف می‌زنند، کمتر واکنش نشان می‌دهند. هیچ‌کس نمی‌داند قرار است چه اتفاقی بیفتد.»

این شهروند همچنین از نگرانی عمیق نسبت به بی‌نتیجه ماندن هزینه‌های سنگینی که مردم پرداخت کرده‌اند سخن می‌گوید:
«بیشترین نگرانی این است که این همه هزینه دادیم، کشته، جنگ، نابودی زیرساخت‌ها، اما هنوز هیچ تغییری اتفاق نیفتاده.»

او به وضعیت دشوار دسترسی به اینترنت و محدودیت‌های اجتماعی نیز اشاره می‌کند:
«برای اتصال به اینترنت باید بخش زیادی از درآمد ماهانه را هزینه کرد. در شهرها ایست‌های بازرسی هست، به حجاب گیر می‌دهند، اگر کسی شادی کند یا مقاومت نشان دهد، با او برخورد می‌کنند.»

به گفته این شهروند، امید مردم نیز دستخوش تغییر شده است:
«قبلاً بخشی از امید به بیرون بود، اما حالا خیلی‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که قدرت‌های خارجی بیشتر دنبال منافع خودشان هستند. اگر امیدی باشد، بیشتر به خود مردم است.»

او در پایان، از جامعه جهانی می‌خواهد صدای مردم ایران را بازتاب دهند:
«ما مردم ایران با همه این سختی‌ها هنوز شرافتمندانه زندگی می‌کنیم و مبارزه می‌کنیم. سال‌هاست در برابر دیکتاتوری ایستاده‌ایم و با وجود همه هزینه‌ها، امید به آزادی هنوز کاملاً از بین نرفته است.»

#جنگ‌ #نه_به_جمهوری_اسلامی
#ایران #DigitalBlackOutIran‌

@Tavaana_TavaanaTech
7💔4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گلشن فتحی، فعال مدنی، در این ویدیو از ایجاد آلودگی صوتی توسط نیروهای حکومتی و تبعیض در حق استفاده از خیابان می‌گوید.

او ضمن انتشار این ویدیو می‌نویسد:
«چرا بعضی‌ها مالک خیابانند؟ چرا خیابان، برای بعضی‌ها همیشه روشن و امن است و برای بعضی دیگر تاریک و پر از ترس؟
چرا آن‌ها با پرچم و شعار، صاحب این خاک به نظر می‌رسند و ما، ساکنانی موقت که هر لحظه ممکن است بازخواست شویم نه به‌خاطر خطای احتمالی، صرفا به‌خاطر متفاوت بودن؟

من خواسته‌ای عجیب ندارم. نه قدرت می‌خواهم، نه آشوب.
فقط می‌خواهم اگر حق نامش را بتوان گذاشت ماهی یک‌بار، یک ربع، یا حتی چند دقیقه، در میدان اصلی شهر بایستم، میکروفونی در دست بگیرم و حرفم را بزنم.
همین مثل آنها… فریاد بزنم و تمام حرص و بغضم را بر سر پنجره‌های این شهر آوار کنم
بدون ترس و لرز… بدون این‌که هر کلمه‌ام را پیشاپیش سانسور کنم در ذهن خودم.

مگر حق شهروندی من چه تفاوتی دارد با کسی که با یک پرچم و چند شعار ایدئولوژیک، خیابان را به تصرف خود درمی‌آورد؟
او می‌تواند هر شب آرامش مرا به هم بزند، صدای بلندش را بر زندگی من تحمیل کند، خیابان را ببندد، فضا را پر کند از حضور خودش و من از ترس کشنده حتی جرأت نکنم بگویم لطفاً، خواهش میکنم کمی آرام‌تر.

آلودگی صدا که صرفا صدا نیست.
وقتی با صدای جنگ و اخبار بمباران و اضطرابِ هر لحظه گره می‌خورد، تبدیل می‌شود به فشاری که تا عمق جان نفوذ می‌کند.
من احساس می‌کنم میان دو دیوانه گیر افتاده‌ام
میان دشمن خارجی و تندروهای داخلی،
میان ترس از آن‌چه از بیرون می‌آید و فشاری که از درون تحمیل می‌شود.
جایی که نه پناهی هست و نه صدایی که تو را نمایندگی کند.

احساس می‌کنم اسیرم.
اسیری که زندانبانش آن‌قدر به او نزدیک است که راه فرار را هم از یادش می‌برد.
و تلخ‌تر از آن لحظه‌ای است که حتی اگر در را باز بگذارند،
به خودش می‌گوید: «کجا بروم؟ چه کسی منتظر من است؟»

من همان بیتِ ناتمامم:
حالِ من، حالِ اسیری‌ست که هنگامِ فرار یادش آمد
کسی منتظرش نیست…
و نرفت.

این فقط یک اعتراض نیست.
یک بغض قدیمی است.
بغضِ دیده‌نشدن، شنیده‌نشدن، مهم نبودن.

چرا شادی آن‌ها مجاز است و شادی ما جرم؟
چرا حضور آن‌ها حق است و حضور ما تهدید؟
چرا خیابان برای آن‌ها خانه است و برای ما، جایی که باید از آن عبور کنیم سریع، بی‌صدا با اضطراب کشنده؟

من فقط می‌خواهم سهم کوچکی از این شهر داشته باشم نه حتی بیشتر از دیگران.
فقط برابر با آنها

همین‌قدر ساده همین‌قدر دور و بعید…»


#جنگ #ایران #iran

@Tavaana_TavaanaTech
14👍5💯2💔1