سجاد و شایان ویسی با اتهام «محاربه» به دادگاه انقلاب کرمانشاه احضار شدند
سجاد ویسی و شایان ویسی، دو شهروند پیرو آیین یارسان و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، همچنان در زندان دیزلآباد کرمانشاه در بازداشت به سر میبرند. بر اساس گزارش منتشرشده، پرونده این دو زندانی با اتهام «محاربه» به دادگاه انقلاب کرمانشاه ارجاع شده است؛ اتهامی که میتواند خطر صدور احکام سنگین، از جمله اعدام، را در پی داشته باشد و نگرانی خانوادههای آنان را افزایش داده است.
بنابر گزارش «هرانا» سجاد ویسی در جریان اعتراضات دیماه در کرمانشاه بازداشت شد و شایان ویسی نیز روز سوم اسفند ۱۴۰۴ در جاده کرمانشاه به سرپلذهاب توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. این دو همچنان در زندان دیزلآباد نگهداری میشوند.
این پرونده در شرایطی به دادگاه ارجاع شده که خانواده ویسی طی روزهای گذشته با فاجعهای دیگر نیز روبهرو شدهاند. سجاد ویسی برادر میثم و مجتبی است؛ دو برادر کُرد یارسان که بامداد هفتم خرداد ۱۴۰۵ در جریان یورش نیروهای اطلاعات سپاه به روستای «قلعه کهوش» از توابع دالاهو، هدف شلیک مستقیم قرار گرفتند و جان خود را از دست دادند.
@Tavaana_TavaanaTech
سجاد ویسی و شایان ویسی، دو شهروند پیرو آیین یارسان و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، همچنان در زندان دیزلآباد کرمانشاه در بازداشت به سر میبرند. بر اساس گزارش منتشرشده، پرونده این دو زندانی با اتهام «محاربه» به دادگاه انقلاب کرمانشاه ارجاع شده است؛ اتهامی که میتواند خطر صدور احکام سنگین، از جمله اعدام، را در پی داشته باشد و نگرانی خانوادههای آنان را افزایش داده است.
بنابر گزارش «هرانا» سجاد ویسی در جریان اعتراضات دیماه در کرمانشاه بازداشت شد و شایان ویسی نیز روز سوم اسفند ۱۴۰۴ در جاده کرمانشاه به سرپلذهاب توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. این دو همچنان در زندان دیزلآباد نگهداری میشوند.
این پرونده در شرایطی به دادگاه ارجاع شده که خانواده ویسی طی روزهای گذشته با فاجعهای دیگر نیز روبهرو شدهاند. سجاد ویسی برادر میثم و مجتبی است؛ دو برادر کُرد یارسان که بامداد هفتم خرداد ۱۴۰۵ در جریان یورش نیروهای اطلاعات سپاه به روستای «قلعه کهوش» از توابع دالاهو، هدف شلیک مستقیم قرار گرفتند و جان خود را از دست دادند.
@Tavaana_TavaanaTech
🕊10💔9
رضا محمدحسینی طامه، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار کرج، در نامهای سرگشاده خطاب به شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل، با تشریح آنچه «شکنجه سیستماتیک، تحقیر، سرکوب و استفاده سیاسی از اعدام» در زندانهای جمهوری اسلامی خوانده، خواستار ثبت و مستندسازی موارد نقض حقوق بشر، پاسخگویی عاملان و توجه فوری به وضعیت زندانیان در معرض خطر اعدام شده است.
متن این نامه به شرح زیر است:
سرکار خانم شیرین عبادی
برنده محترم جایزه صلح نوبل؛
با درود و احترام،
من، رضا محمدحسینی طامه، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار کرج، این نامه را از درون یکی از تاریکترین و سرکوبگرترین زندانهای جمهوری اسلامی برای شما مینویسم؛ جایی که حکومت تلاش میکند نهتنها جسم انسانها، بلکه روان، هویت و امید آنان را نیز در هم بشکند. با این حال، حتی در میان دیوارهای سرد زندان، ایمان به عدالت، آزادی و کرامت انسانی هنوز زنده است.
خانم عبادی عزیز،
شما سالهاست که در صف نخست دفاع از حقوق بشر و دادخواهی ایستادهاید و اکنون مسئولیت سنگین تدوین اصول عدالت انتقالی را بر عهده دارید.
من این نامه را نه فقط بهعنوان روایت شخصی یک زندانی، بلکه بهعنوان شهادت بخشی از نسلی مینویسم که برای آزادی و حق زیستن با کرامت، بهای سنگینی پرداخته است.
آنچه امروز در زندان قزلحصار و دیگر زندانهای جمهوری اسلامی جریان دارد، تنها «حبس» نیست؛ مجموعهای سازمانیافته از شکنجه جسمی و روانی، تحقیر، ارعاب، محرومیت و تهدید دائمی به مرگ است.
در این زندان، ضربوشتم زندانیان با لوله امری رایج است. زندانیان سیاسی را در سلولهای انفرادی کوچک و غیرانسانی، گاه در ابعاد حدود دو متر در یکونیم متر، نگهداری میکنند؛ سلولهایی که در آن حتی امکان دراز کشیدن عادی وجود ندارد. بسیاری از زندانیان را با زور و تحقیر مجبور به پوشیدن لباس زندان میکنند و مأموران با خشونت موهای آنان را میتراشند؛ رفتاری که آشکارا با هدف شکستن شخصیت و هویت انسانی افراد صورت میگیرد.
محدودیت شدید تماس تلفنی، قطع ارتباط با جهان بیرون و بیخبر نگهداشتن خانوادهها، بخشی دیگر از ابزارهای شکنجه روانی است. در واحد چهار بند ۲۰ سالن ۳ و واحد سه بند۳۷ زندان، تنها چند ساعت محدود امکان تماس وجود دارد که همان نیز باید میان شمار زیادی از زندانیان تقسیم شود.
در ماههای اخیر، چندین بار نیروهای نقابدار برای انتقال زندانیان محکوم به اعدام به بندها یورش بردهاند. زندانیان را با خشونت شدید به سلولهای انفرادی منتقل کرده و برخی را برای اجرای حکم به «سولههای مرگ» بردهاند.
پوشاندن چهره مأموران، خود نشانهای از آگاهی آنان نسبت به ماهیت غیرقانونی و ضدانسانی این اقدامات است.
اعدام در جمهوری اسلامی صرفاً یک مجازات نیست؛ ابزاری برای ایجاد رعب عمومی و خاموش کردن صدای اعتراض است. امروز بسیاری از زندانیان سیاسی، بهویژه بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ و متهمان پروندههای امنیتی، در معرض خطر صدور یا اجرای احکام اعدام قرار دارند؛ آن هم در شرایطی که از ابتداییترین حقوق دادرسی عادلانه محروم شدهاند.
همانطور که اطلاع دارید، در هفتههای اخیر، موارد متعددی از صدور احکام سنگین و اعدام بدون رعایت اصول دادرسی عادلانه گزارش شده است. در برخی پروندهها، متهمان بدون دسترسی مؤثر به وکیل انتخابی، بدون ابلاغ رسمی دادنامه و حتی بدون امکان تنظیم لایحه فرجامخواهی، با احکام اعدام مواجه شدهاند. خانوادهها در بیخبری مطلق نگه داشته میشوند و بسیاری از متهمان تحت فشارهای شدید امنیتی و روانی قرار دارند.
همچنین انتقال برخی زندانیان سیاسی و امنیتی به زندان قزلحصار، که در سالهای اخیر به یکی از اصلیترین محلهای اجرای احکام اعدام تبدیل شده، نگرانیها درباره خطر اجرای قریبالوقوع احکام را افزایش داده است.
خانم عبادی،
حکومت جمهوری اسلامی سالهاست که با استفاده از اعدام، شکنجه، پروندهسازی امنیتی، اعترافات اجباری و ایجاد فضای رعب، تلاش میکند جامعه را به سکوت وادار کند. امروز نیز به بهانه «شرایط جنگی» و «امنیتی»، فشار بر زندانیان سیاسی و خانوادههای آنان تشدید شده است. خیابانها، زندانها و حتی زندگی روزمره مردم، به گروگان سیاست سرکوب تبدیل شده است.
در چنین شرایطی، عدالت انتقالی برای ما فقط یک مفهوم حقوقی نیست؛ امیدی است برای ثبت حقیقت، پایان دادن به چرخه مصونیت و جلوگیری از تکرار این جنایات.
انتظارات ما از کمیته عدالت انتقالی روشن است:
۱. شناسایی و ثبت نام و مسئولیت تمامی آمران و عاملان نقض حقوق بشر؛ از مقامهای امنیتی، بازجویان و مدیران زندانها تا قضات صادرکننده احکام اعدام و مسئولان نهادهایی که در شکنجه، سرکوب و پروندهسازی نقش دارند.
متن کامل در لینک زیر:
https://tavaana.org/reza-mohamadhoseini/
#بیانیه #رضا_محمدحسینی
@Tavaana_TavaanaTech
متن این نامه به شرح زیر است:
سرکار خانم شیرین عبادی
برنده محترم جایزه صلح نوبل؛
با درود و احترام،
من، رضا محمدحسینی طامه، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار کرج، این نامه را از درون یکی از تاریکترین و سرکوبگرترین زندانهای جمهوری اسلامی برای شما مینویسم؛ جایی که حکومت تلاش میکند نهتنها جسم انسانها، بلکه روان، هویت و امید آنان را نیز در هم بشکند. با این حال، حتی در میان دیوارهای سرد زندان، ایمان به عدالت، آزادی و کرامت انسانی هنوز زنده است.
خانم عبادی عزیز،
شما سالهاست که در صف نخست دفاع از حقوق بشر و دادخواهی ایستادهاید و اکنون مسئولیت سنگین تدوین اصول عدالت انتقالی را بر عهده دارید.
من این نامه را نه فقط بهعنوان روایت شخصی یک زندانی، بلکه بهعنوان شهادت بخشی از نسلی مینویسم که برای آزادی و حق زیستن با کرامت، بهای سنگینی پرداخته است.
آنچه امروز در زندان قزلحصار و دیگر زندانهای جمهوری اسلامی جریان دارد، تنها «حبس» نیست؛ مجموعهای سازمانیافته از شکنجه جسمی و روانی، تحقیر، ارعاب، محرومیت و تهدید دائمی به مرگ است.
در این زندان، ضربوشتم زندانیان با لوله امری رایج است. زندانیان سیاسی را در سلولهای انفرادی کوچک و غیرانسانی، گاه در ابعاد حدود دو متر در یکونیم متر، نگهداری میکنند؛ سلولهایی که در آن حتی امکان دراز کشیدن عادی وجود ندارد. بسیاری از زندانیان را با زور و تحقیر مجبور به پوشیدن لباس زندان میکنند و مأموران با خشونت موهای آنان را میتراشند؛ رفتاری که آشکارا با هدف شکستن شخصیت و هویت انسانی افراد صورت میگیرد.
محدودیت شدید تماس تلفنی، قطع ارتباط با جهان بیرون و بیخبر نگهداشتن خانوادهها، بخشی دیگر از ابزارهای شکنجه روانی است. در واحد چهار بند ۲۰ سالن ۳ و واحد سه بند۳۷ زندان، تنها چند ساعت محدود امکان تماس وجود دارد که همان نیز باید میان شمار زیادی از زندانیان تقسیم شود.
در ماههای اخیر، چندین بار نیروهای نقابدار برای انتقال زندانیان محکوم به اعدام به بندها یورش بردهاند. زندانیان را با خشونت شدید به سلولهای انفرادی منتقل کرده و برخی را برای اجرای حکم به «سولههای مرگ» بردهاند.
پوشاندن چهره مأموران، خود نشانهای از آگاهی آنان نسبت به ماهیت غیرقانونی و ضدانسانی این اقدامات است.
اعدام در جمهوری اسلامی صرفاً یک مجازات نیست؛ ابزاری برای ایجاد رعب عمومی و خاموش کردن صدای اعتراض است. امروز بسیاری از زندانیان سیاسی، بهویژه بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ و متهمان پروندههای امنیتی، در معرض خطر صدور یا اجرای احکام اعدام قرار دارند؛ آن هم در شرایطی که از ابتداییترین حقوق دادرسی عادلانه محروم شدهاند.
همانطور که اطلاع دارید، در هفتههای اخیر، موارد متعددی از صدور احکام سنگین و اعدام بدون رعایت اصول دادرسی عادلانه گزارش شده است. در برخی پروندهها، متهمان بدون دسترسی مؤثر به وکیل انتخابی، بدون ابلاغ رسمی دادنامه و حتی بدون امکان تنظیم لایحه فرجامخواهی، با احکام اعدام مواجه شدهاند. خانوادهها در بیخبری مطلق نگه داشته میشوند و بسیاری از متهمان تحت فشارهای شدید امنیتی و روانی قرار دارند.
همچنین انتقال برخی زندانیان سیاسی و امنیتی به زندان قزلحصار، که در سالهای اخیر به یکی از اصلیترین محلهای اجرای احکام اعدام تبدیل شده، نگرانیها درباره خطر اجرای قریبالوقوع احکام را افزایش داده است.
خانم عبادی،
حکومت جمهوری اسلامی سالهاست که با استفاده از اعدام، شکنجه، پروندهسازی امنیتی، اعترافات اجباری و ایجاد فضای رعب، تلاش میکند جامعه را به سکوت وادار کند. امروز نیز به بهانه «شرایط جنگی» و «امنیتی»، فشار بر زندانیان سیاسی و خانوادههای آنان تشدید شده است. خیابانها، زندانها و حتی زندگی روزمره مردم، به گروگان سیاست سرکوب تبدیل شده است.
در چنین شرایطی، عدالت انتقالی برای ما فقط یک مفهوم حقوقی نیست؛ امیدی است برای ثبت حقیقت، پایان دادن به چرخه مصونیت و جلوگیری از تکرار این جنایات.
انتظارات ما از کمیته عدالت انتقالی روشن است:
۱. شناسایی و ثبت نام و مسئولیت تمامی آمران و عاملان نقض حقوق بشر؛ از مقامهای امنیتی، بازجویان و مدیران زندانها تا قضات صادرکننده احکام اعدام و مسئولان نهادهایی که در شکنجه، سرکوب و پروندهسازی نقش دارند.
متن کامل در لینک زیر:
https://tavaana.org/reza-mohamadhoseini/
#بیانیه #رضا_محمدحسینی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊14❤5👍2
سپیده قلیان پس از آزادی از زندان وکیلآباد: «بار سنگین حقیقت را زمین نخواهم گذاشت»
سپیده قلیان، فعال سیاسی، پس از پایان دوران محکومیت و آزادی از زندان وکیلآباد مشهد، با انتشار متنی از حضور خود بر سر مزار زندهیاد خسرو علیکردی، وکیل دادگستری، خبر داد و از تداوم تلاش برای روایت حقیقت و یادآوری نام زندانیان و جانباختگان سخن گفت.
او در این نوشته با اشاره به حس و حال خود پس از آزادی، از استعاره «سیزیف» برای توصیف مسئولیت روایت حقیقت استفاده کرده و نوشته است:
«از زندان یکراست آمدم سر خاک خسرو. جور عجیبی حس میکنم. چونان سیزیف از طرف خدایگان محکوممان کردهاند که سنگی را به بالای تپه ببریم. پس تلاش میکنم حملش کنم و بکشم با خودم بالای تپه؛ دوباره و دوباره، به اندازه همه تکرارهای سرسامآور و ضروری جهان. بار سنگین حمل حقیقت، تمام تکههای حقیقت؛ جدا جدا و قطعه قطعه.»
قلیان در ادامه با اشاره به محدودیتهای اطلاعرسانی و سانسور، نوشته است:
«آنچنان که دائم قطعمان میکنند، مثل همین اینترنتی که طولانیترین قطعی جهانش نیز از آن ماست. با خودم قرار گذاشتهام از هرچه خسته میشوم بشوم، اما از رسیدن به آزادی و حمل کردن این سنگهای سخت حقیقت نه.»
او همچنین با اشاره به آنچه «رفتار داعشگونه جمهوری اسلامی» در مراسم خسرو علیکردی خوانده، تأکید کرده است که این اقدامات نمیتواند او را از ادامه مسیر بازدارد:
«رفتار داعشگونه جمهوری اسلامی در مراسم خسرو نباید و نمیتواند بگذارد که سنگ نیمهتمامم را زمین بگذارم. دوباره سلام خسرو. چطور سعی کردند چشمهای حقیقت را با قتل تو ببندند. اگر ما خاموش شویم، پس کدام شهرزاد قصه تو را بگوید؟»
این فعال سیاسی در بخش دیگری از نوشته خود از زندانیانی یاد کرده که هنگام خروج از زندان با آنان خداحافظی کرده است:
«حالا بیرونم، باز مثل همیشه بعد از خروج از زندان، نمیدانم برای چند مدت، دلم در زندان جا مانده؛ پیش چشمهای رفقایم، آنها که در نینی چشمانشان فقط یک جمله بود: "ما را فراموش نکنید". پیش از خداحافظی از لای دریچهها در زندان، انگشت رفقایم را لمس کردم؛ آذر یاهو، محبوبه شعبانی، حدیث مرواریدی و سهیلا حسینی.»
سپیده قلیان همچنین با ابراز اندوه از کشتهشدن خسرو علیکردی نوشته است:
«کاش خسرو بود، کاش به جای اینکه سر مزارش میرفتم، شمارهاش را میگرفتم تا بهش زنگ بزنم.»
او در ادامه به وقایع ماههای اخیر و کشتارهای صورتگرفته اشاره کرده و نوشته است:
«زندان بودم که کشتار عظیم دیماه و خبر کشته شدن غیرنظامیان و کودکان میناب در جنگ به گوشم رسید. عجب دل خونی به جان یک ایران انداختند.»
قلیان در پایان با اشاره به بازداشتشدگان اعتراضات دیماه در زندان وکیلآباد مشهد تأکید کرده است:
«هنوز در راهم با بار سنگین زندانیان دیماه در وکیلآباد. نام تکتکشان را فریاد خواهم زد. کاش شهرزادشان باشم.»
#سپیده_قلیان #خسرو_علیکردی
@Tavaana_TavaanaTech
سپیده قلیان، فعال سیاسی، پس از پایان دوران محکومیت و آزادی از زندان وکیلآباد مشهد، با انتشار متنی از حضور خود بر سر مزار زندهیاد خسرو علیکردی، وکیل دادگستری، خبر داد و از تداوم تلاش برای روایت حقیقت و یادآوری نام زندانیان و جانباختگان سخن گفت.
او در این نوشته با اشاره به حس و حال خود پس از آزادی، از استعاره «سیزیف» برای توصیف مسئولیت روایت حقیقت استفاده کرده و نوشته است:
«از زندان یکراست آمدم سر خاک خسرو. جور عجیبی حس میکنم. چونان سیزیف از طرف خدایگان محکوممان کردهاند که سنگی را به بالای تپه ببریم. پس تلاش میکنم حملش کنم و بکشم با خودم بالای تپه؛ دوباره و دوباره، به اندازه همه تکرارهای سرسامآور و ضروری جهان. بار سنگین حمل حقیقت، تمام تکههای حقیقت؛ جدا جدا و قطعه قطعه.»
قلیان در ادامه با اشاره به محدودیتهای اطلاعرسانی و سانسور، نوشته است:
«آنچنان که دائم قطعمان میکنند، مثل همین اینترنتی که طولانیترین قطعی جهانش نیز از آن ماست. با خودم قرار گذاشتهام از هرچه خسته میشوم بشوم، اما از رسیدن به آزادی و حمل کردن این سنگهای سخت حقیقت نه.»
او همچنین با اشاره به آنچه «رفتار داعشگونه جمهوری اسلامی» در مراسم خسرو علیکردی خوانده، تأکید کرده است که این اقدامات نمیتواند او را از ادامه مسیر بازدارد:
«رفتار داعشگونه جمهوری اسلامی در مراسم خسرو نباید و نمیتواند بگذارد که سنگ نیمهتمامم را زمین بگذارم. دوباره سلام خسرو. چطور سعی کردند چشمهای حقیقت را با قتل تو ببندند. اگر ما خاموش شویم، پس کدام شهرزاد قصه تو را بگوید؟»
این فعال سیاسی در بخش دیگری از نوشته خود از زندانیانی یاد کرده که هنگام خروج از زندان با آنان خداحافظی کرده است:
«حالا بیرونم، باز مثل همیشه بعد از خروج از زندان، نمیدانم برای چند مدت، دلم در زندان جا مانده؛ پیش چشمهای رفقایم، آنها که در نینی چشمانشان فقط یک جمله بود: "ما را فراموش نکنید". پیش از خداحافظی از لای دریچهها در زندان، انگشت رفقایم را لمس کردم؛ آذر یاهو، محبوبه شعبانی، حدیث مرواریدی و سهیلا حسینی.»
سپیده قلیان همچنین با ابراز اندوه از کشتهشدن خسرو علیکردی نوشته است:
«کاش خسرو بود، کاش به جای اینکه سر مزارش میرفتم، شمارهاش را میگرفتم تا بهش زنگ بزنم.»
او در ادامه به وقایع ماههای اخیر و کشتارهای صورتگرفته اشاره کرده و نوشته است:
«زندان بودم که کشتار عظیم دیماه و خبر کشته شدن غیرنظامیان و کودکان میناب در جنگ به گوشم رسید. عجب دل خونی به جان یک ایران انداختند.»
قلیان در پایان با اشاره به بازداشتشدگان اعتراضات دیماه در زندان وکیلآباد مشهد تأکید کرده است:
«هنوز در راهم با بار سنگین زندانیان دیماه در وکیلآباد. نام تکتکشان را فریاد خواهم زد. کاش شهرزادشان باشم.»
#سپیده_قلیان #خسرو_علیکردی
@Tavaana_TavaanaTech
💔18❤7🕊4
مصطفی نیلی: دادگاه انقلاب شیراز بنیامین نقدی را به اتهام افساد فیالارض به اعدام محکوم کرد
شعبه اول دادگاه انقلاب شیراز بنیامین نقدی را به اتهام افساد فیالارض به اعدام محکوم کرد.
به گزارش خبرگزاری امتداد، مصطفی نیلی وکیل بنیامین نقدی با اعلام این خبر گفت: بنیامین نقدی در شب سیزدهم دی ماه در شیراز به دلیل شعلهور نمودن یک دستگاه کپسول آتشنشانی به سمت مامورین نیروی انتظامی بازداشت شد.
در ابتدا به ایشان اتهام شروع به قتل تفهیم شد ولی پس از آن اتهام وی به محاربه تغییر کرد.
پس از پایان تحقیقات مقدماتی کیفرخواست ایشان با اتهام های محاربه،عضویت در گروههای به همزننده امنیت کشور، اجتماع و تبانی به قصد انجام جرم علیه امنیت کشور و فعالیت تبلیغی علیه نظام صادر شد و نسبت به اتهام ایراد صدمه جسمانی به ماموران و حمل سلاح سرد منع تعقیب صادر شد.
در جلسه دادگاه قضات دادگاه تمامی اتهامات را مصداق افسادفیالارض تشخیص دادند و بر همین مبنا حکم اعدام برای بنیامین نقدی صادر کردند.
اینجانب و همکارانم در مهلت قانونی از رای صادره فرجامخواهی میکنیم و امیدواریم با توجه به اینکه هیچ فردی در جریان اتفاق رخداده آسیب ندیده است و اقدامات موکل مصداق افساد فیالارض نیست رای صادره در دیوان عالی کشور نقض شود.
#بنیامین_نقدی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
شعبه اول دادگاه انقلاب شیراز بنیامین نقدی را به اتهام افساد فیالارض به اعدام محکوم کرد.
به گزارش خبرگزاری امتداد، مصطفی نیلی وکیل بنیامین نقدی با اعلام این خبر گفت: بنیامین نقدی در شب سیزدهم دی ماه در شیراز به دلیل شعلهور نمودن یک دستگاه کپسول آتشنشانی به سمت مامورین نیروی انتظامی بازداشت شد.
در ابتدا به ایشان اتهام شروع به قتل تفهیم شد ولی پس از آن اتهام وی به محاربه تغییر کرد.
پس از پایان تحقیقات مقدماتی کیفرخواست ایشان با اتهام های محاربه،عضویت در گروههای به همزننده امنیت کشور، اجتماع و تبانی به قصد انجام جرم علیه امنیت کشور و فعالیت تبلیغی علیه نظام صادر شد و نسبت به اتهام ایراد صدمه جسمانی به ماموران و حمل سلاح سرد منع تعقیب صادر شد.
در جلسه دادگاه قضات دادگاه تمامی اتهامات را مصداق افسادفیالارض تشخیص دادند و بر همین مبنا حکم اعدام برای بنیامین نقدی صادر کردند.
اینجانب و همکارانم در مهلت قانونی از رای صادره فرجامخواهی میکنیم و امیدواریم با توجه به اینکه هیچ فردی در جریان اتفاق رخداده آسیب ندیده است و اقدامات موکل مصداق افساد فیالارض نیست رای صادره در دیوان عالی کشور نقض شود.
#بنیامین_نقدی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔18🕊6❤3
Forwarded from گفتوشنود
میرزا فتحعلی آخوندزاده؛ پیامآور ملحدِ «پروتستانتیسم اسلامی»
جداکردن قلمرو باورها از قلمرو شناخت، یعنی قلمرو دین از قلمرو علم، از مهمترین دستاوردهای فیلسوف آلمانی، ایمانوئل کانت در قرن هجدهم بوده است. با این حال، میرزا فتحعلی آخوندزاده، متولد ۲۱ تیر ۱۱۹۱ خورشیدی و درگذشته در ۱۸ اسفند ۱۲۵۶ با اعتراض به اطلاق لفظ «علم» به محتواهای مکتوب دینی، از جمله تفسیر و حدیث و رجال، پا در جای پای فیلسوف آلمانی گذاشت و نوشت: «… علم تفسیر احادیث و علم کلام و امثال آنها – و بعد از آن فیزیقا [فیزیک] و ماتماتیقا [ریاضیات] و جغرافیا و نجوم… را نیز از علوم تعداد میکنند، گویا که اولین نیز نظیر آخرین است! و حال آنکه مغایرت این آخرین از اولین از آفتاب روشنتر است. ما باید اولین را از امور اعتقادیه به حساب بکنیم و تنها آخرین را از امور علمیه بشماریم.»
این نوشتار به زندگی، اندیشهها و میراث فکری میرزا فتحعلی آخوندزاده، از پیشگامان روشنگری و نقد سنت در ایران و قفقاز میپردازد. او از نخستین متفکرانی بود که با نگاهی انتقادی به ساختارهای فکری و اجتماعی زمانه خود، بر اهمیت عقلانیت، آموزش نوین، آزادی اندیشه و تمایز میان باورهای دینی و دانش تجربی تأکید کرد.
این نوشتار نشان میدهد که آخوندزاده چگونه در میانه قرن نوزدهم، بسیاری از موضوعاتی را مطرح کرد که بعدها به محورهای اصلی جنبشهای اصلاحطلبانه و تجددخواهانه در ایران تبدیل شدند. نقد خرافات، دفاع از آموزش مدرن، توجه به علم و کوشش برای نوسازی فرهنگی، از مهمترین وجوه اندیشه او به شمار میروند.
یکی از نکات برجسته این نوشتار، تاکید بر نگاه پیشرو آخوندزاده به مفهوم علم و ضرورت تفکیک آن از حوزه اعتقادات است؛ دیدگاهی که همچنان در مباحث مربوط به آموزش، آزادی اندیشه و توسعه اجتماعی اهمیت دارد.
متن کامل این نوشتار را در سایت گفتوشنود بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/mirza-fathali-akhundzadeh/
#میرزا_فتحعلی_آخوندزاده #روشنفکر #متفکر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
جداکردن قلمرو باورها از قلمرو شناخت، یعنی قلمرو دین از قلمرو علم، از مهمترین دستاوردهای فیلسوف آلمانی، ایمانوئل کانت در قرن هجدهم بوده است. با این حال، میرزا فتحعلی آخوندزاده، متولد ۲۱ تیر ۱۱۹۱ خورشیدی و درگذشته در ۱۸ اسفند ۱۲۵۶ با اعتراض به اطلاق لفظ «علم» به محتواهای مکتوب دینی، از جمله تفسیر و حدیث و رجال، پا در جای پای فیلسوف آلمانی گذاشت و نوشت: «… علم تفسیر احادیث و علم کلام و امثال آنها – و بعد از آن فیزیقا [فیزیک] و ماتماتیقا [ریاضیات] و جغرافیا و نجوم… را نیز از علوم تعداد میکنند، گویا که اولین نیز نظیر آخرین است! و حال آنکه مغایرت این آخرین از اولین از آفتاب روشنتر است. ما باید اولین را از امور اعتقادیه به حساب بکنیم و تنها آخرین را از امور علمیه بشماریم.»
این نوشتار به زندگی، اندیشهها و میراث فکری میرزا فتحعلی آخوندزاده، از پیشگامان روشنگری و نقد سنت در ایران و قفقاز میپردازد. او از نخستین متفکرانی بود که با نگاهی انتقادی به ساختارهای فکری و اجتماعی زمانه خود، بر اهمیت عقلانیت، آموزش نوین، آزادی اندیشه و تمایز میان باورهای دینی و دانش تجربی تأکید کرد.
این نوشتار نشان میدهد که آخوندزاده چگونه در میانه قرن نوزدهم، بسیاری از موضوعاتی را مطرح کرد که بعدها به محورهای اصلی جنبشهای اصلاحطلبانه و تجددخواهانه در ایران تبدیل شدند. نقد خرافات، دفاع از آموزش مدرن، توجه به علم و کوشش برای نوسازی فرهنگی، از مهمترین وجوه اندیشه او به شمار میروند.
یکی از نکات برجسته این نوشتار، تاکید بر نگاه پیشرو آخوندزاده به مفهوم علم و ضرورت تفکیک آن از حوزه اعتقادات است؛ دیدگاهی که همچنان در مباحث مربوط به آموزش، آزادی اندیشه و توسعه اجتماعی اهمیت دارد.
متن کامل این نوشتار را در سایت گفتوشنود بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/mirza-fathali-akhundzadeh/
#میرزا_فتحعلی_آخوندزاده #روشنفکر #متفکر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤13👌3
سوری بابایی چگینی به سه سال حبس محکوم شد؛ تبرئه از اتهام اخلال در نظم عمومی
سوری بابایی چگینی، از بازداشتشدگان اعتراضات ۱۶ دیماه ۱۴۰۴، توسط شعبه دوم دادگاه انقلاب قزوین به ریاست قاضی داوود تشکری به سه سال حبس محکوم شد.
بر اساس حکم صادره، وی از بابت اتهام «توهین به رهبری» به دو سال حبس و از بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال حبس محکوم شده است. همچنین دادگاه حکم به ضبط تلفن همراه و سیمکارت او و دو سال ممنوعیت خروج از کشور صادر کرده است.
در بخش دیگری از پرونده، اتهام «اخلال در نظم و آسایش عمومی» در شعبه ۱۰۵ دادگاه کیفری دو قزوین (شعبه ۱۰۵ جزایی سابق) مورد رسیدگی قرار گرفت که در نهایت این دادگاه رأی بر برائت سوری بابایی چگینی از این اتهام صادر کرد.
سوری بابایی چگینی که در جریان اعتراضات ۱۶ دیماه ۱۴۰۴ بازداشت شده بود، پیش از این نیز بابت شرکت کمپین مخالفت با حجاب اجباری بازداشت شده و دوره محکومیت خود را پشت سر گذاشته بود. او مادر سه فرزند است که در مقطعی هم خودش و هم همسرش در زندان بودند.
#سوری_بابایی_چگینی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
سوری بابایی چگینی، از بازداشتشدگان اعتراضات ۱۶ دیماه ۱۴۰۴، توسط شعبه دوم دادگاه انقلاب قزوین به ریاست قاضی داوود تشکری به سه سال حبس محکوم شد.
بر اساس حکم صادره، وی از بابت اتهام «توهین به رهبری» به دو سال حبس و از بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال حبس محکوم شده است. همچنین دادگاه حکم به ضبط تلفن همراه و سیمکارت او و دو سال ممنوعیت خروج از کشور صادر کرده است.
در بخش دیگری از پرونده، اتهام «اخلال در نظم و آسایش عمومی» در شعبه ۱۰۵ دادگاه کیفری دو قزوین (شعبه ۱۰۵ جزایی سابق) مورد رسیدگی قرار گرفت که در نهایت این دادگاه رأی بر برائت سوری بابایی چگینی از این اتهام صادر کرد.
سوری بابایی چگینی که در جریان اعتراضات ۱۶ دیماه ۱۴۰۴ بازداشت شده بود، پیش از این نیز بابت شرکت کمپین مخالفت با حجاب اجباری بازداشت شده و دوره محکومیت خود را پشت سر گذاشته بود. او مادر سه فرزند است که در مقطعی هم خودش و هم همسرش در زندان بودند.
#سوری_بابایی_چگینی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
🕊12❤4💔2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام عباس امینیزاده، ۴۳ ساله، با شلیک مستقیم رئیس سابق پاسگاه سده لنجان کشته شد
عباس امینیزاده، ۴۳ ساله و مجرد، روز ۱۸ دیماه در منطقه سده لنجان از توابع استان اصفهان، مقابل درِ پاسگاه این شهر با شلیک مستقیم گلوله جان خود را از دست داد.
بر اساس شهادت شاهدان عینی، تیراندازی توسط «کریمیان»، رئیس پیشین پاسگاه سده لنجان، صورت گرفته است. گلوله به زیر بغل عباس امینیزاده اصابت کرده، وارد ریه او شده و باعث خونریزی شدید داخلی شده است. وی در نتیجه این جراحت مرگبار، در مسیر انتقال جان باخت.
گزارشها حاکی است که عباس امینیزاده در زمان حادثه غیرمسلح بوده و حتی پیش از تیراندازی تلاش کرده با گفتوگو مانع خشونت شود. شاهدان میگویند او خطاب به رئیس پاسگاه گفته بود:
«بیا پایین، ما با شما کاری نداریم.»
همچنین گفته میشود که او در جریان اعتراضات، بدون ماسک و با وجود خطر تیراندازی، برای کمک به دیگران و نجات جان مجروحان پیشقدم شده و موفق شده بود جان چند نفر را از خطر مستقیم نجات دهد.
سده لنجان یکی از مناطق کوچک استان اصفهان است. ثبت و پیگیری این پرونده، بخشی از حق دادخواهی و جلوگیری از فراموش شدن قربانیان است.
#عباس_امینی_زاده #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
عباس امینیزاده، ۴۳ ساله و مجرد، روز ۱۸ دیماه در منطقه سده لنجان از توابع استان اصفهان، مقابل درِ پاسگاه این شهر با شلیک مستقیم گلوله جان خود را از دست داد.
بر اساس شهادت شاهدان عینی، تیراندازی توسط «کریمیان»، رئیس پیشین پاسگاه سده لنجان، صورت گرفته است. گلوله به زیر بغل عباس امینیزاده اصابت کرده، وارد ریه او شده و باعث خونریزی شدید داخلی شده است. وی در نتیجه این جراحت مرگبار، در مسیر انتقال جان باخت.
گزارشها حاکی است که عباس امینیزاده در زمان حادثه غیرمسلح بوده و حتی پیش از تیراندازی تلاش کرده با گفتوگو مانع خشونت شود. شاهدان میگویند او خطاب به رئیس پاسگاه گفته بود:
«بیا پایین، ما با شما کاری نداریم.»
همچنین گفته میشود که او در جریان اعتراضات، بدون ماسک و با وجود خطر تیراندازی، برای کمک به دیگران و نجات جان مجروحان پیشقدم شده و موفق شده بود جان چند نفر را از خطر مستقیم نجات دهد.
سده لنجان یکی از مناطق کوچک استان اصفهان است. ثبت و پیگیری این پرونده، بخشی از حق دادخواهی و جلوگیری از فراموش شدن قربانیان است.
#عباس_امینی_زاده #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
💔22❤1
مصطفی مهرآیین:
با وجود حکم هشت سال زندان و بیکاری، از مسئولیت اخلاقی خود دست نکشیدهام
مصطفی مهرآیین، جامعهشناس و پژوهشگر، با انتشار متنی در صفحه اینستاگرام خود از اخراجش از پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی خبر داد و نوشت که با وجود صدور حکم زندان، از دست دادن شغل و مشکلات معیشتی، همچنان خود را متعهد به مسئولیت اخلاقی در قبال جامعه میداند.
مهرآیین در این نوشته با اشاره به تجربه بازداشت، دادگاه، صدور حکم، بازگشت به زندان، آزادی مجدد و در نهایت اخراج از محل کار خود، نوشت:
«من مدتهاست که پس از رفتن به زندان و دادگاه و گرفتن حکم و باز دعوت به زندان و آزادی دوباره و اکنون اخراج از پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و بیکار شدن و افتادن در چرخه اندیشیدن به خود و بازنگری در ... در هیچ جمع دوستانهای نه حضور داشتهام و نه بحثی مطرح کردهام و نه متنی آفریدهام.»
او در ادامه با اشاره به شرایط فعلی خود افزود:
«با همه این اتفاقات چیزی در من در خصوص مسئولیتپذیری اخلاقی در قبال جامعه تغییر نکرده است؛ اگرچه با داشتن حکم هشتساله و اخراج از کار و بیکاری و بیپولی در حال مدارا با شکنجه سفیدی هستم که به زیبایی برایم طراحی شده است.»
این جامعهشناس همچنین از تصمیم خود برای ادامه فعالیتهای آموزشی خبر داد و نوشت:
«باز هم شروع به تدریس خواهم کرد، درسگفتار خواهم داشت و خودم به تنهایی مدرسه مهرآیین را به شیوه کوچگردی و تدریس و سخن گفتن در وضعیتهای سخن مدنی تأسیس خواهم کرد.»
او در پایان این نوشته با تشکر از همراهی دوستانش تأکید کرد:
«تنها نجاتدهنده انسان عشق و محبت دیگران به انسان است. عشق میپذیرم و از عشق سخن خواهم گفت تا باور کنم که زندهام.»
مصطفی مهرآیین در سال گذشته پس از انتشار چند نامه سرگشاده خطاب به علی خامنهای و همچنین ارائه تحلیلها و انتقادهایی درباره شرایط سیاسی و اجتماعی کشور و درخواست کنارهگیری خامنهای از قدرت، بازداشت شد. او پس از مدتی با تودیع وثیقه به صورت موقت از زندان آزاد شد.
بر اساس حکمی که در بهمنماه ۱۴۰۴ صادر شد، دادگاه انقلاب اسلامی وی را از بابت اتهام «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» به پنج سال حبس، از بابت «فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران» به یک سال حبس و از بابت «اهانت به مقام رهبری» به دو سال حبس تعزیری محکوم کرد.
مجموع احکام صادرشده برای این جامعهشناس هشت سال حبس تعزیری اعلام شده است، که پنج سال آن قابل اجرا است.
#مصطفی_مهرآیین
@Tavaana_TavaanaTech
با وجود حکم هشت سال زندان و بیکاری، از مسئولیت اخلاقی خود دست نکشیدهام
مصطفی مهرآیین، جامعهشناس و پژوهشگر، با انتشار متنی در صفحه اینستاگرام خود از اخراجش از پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی خبر داد و نوشت که با وجود صدور حکم زندان، از دست دادن شغل و مشکلات معیشتی، همچنان خود را متعهد به مسئولیت اخلاقی در قبال جامعه میداند.
مهرآیین در این نوشته با اشاره به تجربه بازداشت، دادگاه، صدور حکم، بازگشت به زندان، آزادی مجدد و در نهایت اخراج از محل کار خود، نوشت:
«من مدتهاست که پس از رفتن به زندان و دادگاه و گرفتن حکم و باز دعوت به زندان و آزادی دوباره و اکنون اخراج از پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و بیکار شدن و افتادن در چرخه اندیشیدن به خود و بازنگری در ... در هیچ جمع دوستانهای نه حضور داشتهام و نه بحثی مطرح کردهام و نه متنی آفریدهام.»
او در ادامه با اشاره به شرایط فعلی خود افزود:
«با همه این اتفاقات چیزی در من در خصوص مسئولیتپذیری اخلاقی در قبال جامعه تغییر نکرده است؛ اگرچه با داشتن حکم هشتساله و اخراج از کار و بیکاری و بیپولی در حال مدارا با شکنجه سفیدی هستم که به زیبایی برایم طراحی شده است.»
این جامعهشناس همچنین از تصمیم خود برای ادامه فعالیتهای آموزشی خبر داد و نوشت:
«باز هم شروع به تدریس خواهم کرد، درسگفتار خواهم داشت و خودم به تنهایی مدرسه مهرآیین را به شیوه کوچگردی و تدریس و سخن گفتن در وضعیتهای سخن مدنی تأسیس خواهم کرد.»
او در پایان این نوشته با تشکر از همراهی دوستانش تأکید کرد:
«تنها نجاتدهنده انسان عشق و محبت دیگران به انسان است. عشق میپذیرم و از عشق سخن خواهم گفت تا باور کنم که زندهام.»
مصطفی مهرآیین در سال گذشته پس از انتشار چند نامه سرگشاده خطاب به علی خامنهای و همچنین ارائه تحلیلها و انتقادهایی درباره شرایط سیاسی و اجتماعی کشور و درخواست کنارهگیری خامنهای از قدرت، بازداشت شد. او پس از مدتی با تودیع وثیقه به صورت موقت از زندان آزاد شد.
بر اساس حکمی که در بهمنماه ۱۴۰۴ صادر شد، دادگاه انقلاب اسلامی وی را از بابت اتهام «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» به پنج سال حبس، از بابت «فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران» به یک سال حبس و از بابت «اهانت به مقام رهبری» به دو سال حبس تعزیری محکوم کرد.
مجموع احکام صادرشده برای این جامعهشناس هشت سال حبس تعزیری اعلام شده است، که پنج سال آن قابل اجرا است.
#مصطفی_مهرآیین
@Tavaana_TavaanaTech
❤44🕊13
آزادی مهدی انصاری، وکیل دادگستری، با وثیقه ۵ میلیارد تومانی؛ محکومیت به پنج سال حبس و دو سال ممنوعالخروجی
مهدی انصاری، وکیل پایه یک دادگستری و عضو کانون وکلای دادگستری فارس و کهگیلویه و بویراحمد، که حدود چهار ماه پیش توسط نیروهای وزارت اطلاعات در شیراز بازداشت شده بود، با تودیع وثیقه پنج میلیارد تومانی بهصورت موقت تا پایان مراحل دادرسی از زندان آزاد شد. پیشتر گزارشهایی از بازداشت وی در پی یورش نیروهای امنیتی به منزلش در شیراز منتشر شده بود.
بر اساس اطلاعات دریافتی، شعبهای از دادگاه انقلاب شیراز، آقای انصاری را به اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» به پنج سال حبس محکوم کرده است. همچنین وی به دو سال ممنوعیت از خروج از کشور محکوم شده است.
مهدی انصاری از جمله وکلای فعال در پروندههای سیاسی و حقوق بشری به شمار میرود و طی سالهای گذشته وکالت شماری از خانوادههای دادخواه، بازداشتشدگان اعتراضات و زندانیان سیاسی را بر عهده داشته است. بازداشت او در زمستان ۱۴۰۴ در ادامه موج فشارها بر وکلای مستقل و مدافعان حقوق بشر صورت گرفت.
#مهدی_انصاری #شیراز
@Tavaana_TavaanaTech
آزادی مهدی انصاری، وکیل دادگستری، با وثیقه ۵ میلیارد تومانی؛ محکومیت به پنج سال حبس و دو سال ممنوعالخروجی
مهدی انصاری، وکیل پایه یک دادگستری و عضو کانون وکلای دادگستری فارس و کهگیلویه و بویراحمد، که حدود چهار ماه پیش توسط نیروهای وزارت اطلاعات در شیراز بازداشت شده بود، با تودیع وثیقه پنج میلیارد تومانی بهصورت موقت تا پایان مراحل دادرسی از زندان آزاد شد. پیشتر گزارشهایی از بازداشت وی در پی یورش نیروهای امنیتی به منزلش در شیراز منتشر شده بود.
بر اساس اطلاعات دریافتی، شعبهای از دادگاه انقلاب شیراز، آقای انصاری را به اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» به پنج سال حبس محکوم کرده است. همچنین وی به دو سال ممنوعیت از خروج از کشور محکوم شده است.
مهدی انصاری از جمله وکلای فعال در پروندههای سیاسی و حقوق بشری به شمار میرود و طی سالهای گذشته وکالت شماری از خانوادههای دادخواه، بازداشتشدگان اعتراضات و زندانیان سیاسی را بر عهده داشته است. بازداشت او در زمستان ۱۴۰۴ در ادامه موج فشارها بر وکلای مستقل و مدافعان حقوق بشر صورت گرفت.
#مهدی_انصاری #شیراز
@Tavaana_TavaanaTech
❤17🕊5
Forwarded from گفتوشنود
تداوم بازداشت و بلاتکلیفی یکماهه فلورا صمدانی،شهروند بهائی، در زندان یزد
فلورا صمدانی، شهروند ۵۵ ساله بهائی ساکن یزد، با گذشت نزدیک به یک ماه از زمان بازداشت، همچنان در وضعیت بلاتکلیفی در زندان مرکزی یزد محبوس است. عدم شفافیت در روند دادرسی و بیپاسخ ماندن پیگیریهای خانواده، نگرانیها را درباره وضعیت حقوقی وی افزایش داده است.
خانم صمدانی در تاریخ ۱۳ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از سپری کردن یک هفته در بازداشتگاه اداره اطلاعات یزد، به زندان این شهرستان منتقل شد. علیرغم مراجعات مکرر خانواده وی به دادسرا و شعبه بازپرسی برای اطلاع از وضعیت پرونده، مسئولان قضایی اعلام کردهاند که پرونده هنوز به دادسرا ارسال نشده است. این بلاتکلیفی اداری باعث شده تا تاکنون هیچ قرار تأمین کیفری صادر نشود و زمانی نیز برای رسیدگی قضایی مشخص نگردد.
فلورا صمدانی همسر احمد نعیمی است؛ فردی که خود پیشتر به دلیل باورهای مذهبی با برخوردهای قضایی و سابقه بازداشت توسط نهادهای امنیتی مواجه بوده است. بازداشت خانم صمدانی در ادامه سیاستهای سرکوبگرانه علیه این خانواده و بهطور کلی جامعه بهائیان یزد صورت گرفته است.
استمرار بازداشت این شهروند بهائی در حالی رخ میدهد که نهادهای امنیتی در ماههای اخیر با تشدید فشارها بر اقلیتهای دینی، از ابزار «بلاتکلیفی طولانیمدت» برای اعمال فشار بر بازداشتشدگان و خانوادههایشان استفاده میکنند. این رویکرد که با نقض آشکار حقوق دادرسی عادلانه همراه است، بخشی از سیاست سیستماتیک حکومت برای سرکوب عقیدتی و ارعاب شهروندان بهائی در سراسر ایران است؛ سیاستی که نه تنها آزادی فردی شهروندان را هدف قرار داده، بلکه با محروم کردن خانوادهها از اطلاعرسانی شفاف، فشار روانی مضاعفی را بر این جامعه تحمیل میکند.
#داستان_ما_یکیست
#بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
فلورا صمدانی، شهروند ۵۵ ساله بهائی ساکن یزد، با گذشت نزدیک به یک ماه از زمان بازداشت، همچنان در وضعیت بلاتکلیفی در زندان مرکزی یزد محبوس است. عدم شفافیت در روند دادرسی و بیپاسخ ماندن پیگیریهای خانواده، نگرانیها را درباره وضعیت حقوقی وی افزایش داده است.
خانم صمدانی در تاریخ ۱۳ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از سپری کردن یک هفته در بازداشتگاه اداره اطلاعات یزد، به زندان این شهرستان منتقل شد. علیرغم مراجعات مکرر خانواده وی به دادسرا و شعبه بازپرسی برای اطلاع از وضعیت پرونده، مسئولان قضایی اعلام کردهاند که پرونده هنوز به دادسرا ارسال نشده است. این بلاتکلیفی اداری باعث شده تا تاکنون هیچ قرار تأمین کیفری صادر نشود و زمانی نیز برای رسیدگی قضایی مشخص نگردد.
فلورا صمدانی همسر احمد نعیمی است؛ فردی که خود پیشتر به دلیل باورهای مذهبی با برخوردهای قضایی و سابقه بازداشت توسط نهادهای امنیتی مواجه بوده است. بازداشت خانم صمدانی در ادامه سیاستهای سرکوبگرانه علیه این خانواده و بهطور کلی جامعه بهائیان یزد صورت گرفته است.
استمرار بازداشت این شهروند بهائی در حالی رخ میدهد که نهادهای امنیتی در ماههای اخیر با تشدید فشارها بر اقلیتهای دینی، از ابزار «بلاتکلیفی طولانیمدت» برای اعمال فشار بر بازداشتشدگان و خانوادههایشان استفاده میکنند. این رویکرد که با نقض آشکار حقوق دادرسی عادلانه همراه است، بخشی از سیاست سیستماتیک حکومت برای سرکوب عقیدتی و ارعاب شهروندان بهائی در سراسر ایران است؛ سیاستی که نه تنها آزادی فردی شهروندان را هدف قرار داده، بلکه با محروم کردن خانوادهها از اطلاعرسانی شفاف، فشار روانی مضاعفی را بر این جامعه تحمیل میکند.
#داستان_ما_یکیست
#بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤11🕊4
تصاویر و روایتهای منتشرشده از بیمارستان الغدیر، بخشی از حافظه جمعی مردمیاند که در دیماه ۱۴۰۴، میان گلوله، ترس، بیخبری و قطع اینترنت، عزیزانشان را از دست دادند.
گزارشی که با پیگیری و هماهنگی فرنوش فرجی، خبرنگار ایراناینترنشنال تهیه شده، تلاش میکند نام و روایت بخشی از جانباختگان اعتراضات دیماه را از فراموشی نجات دهد؛ انسانهایی با زندگی، رویا، خانواده و آیندهای که در سرکوب جمهوری اسلامی خاموش شد.
روایت حسین حیدری، ۵۰ ساله، تنها دو روز مانده به تولدش، شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در منطقه هفتحوض تهران با شلیک گلوله جنگی به پشت سر و پهلو کشته شد.
پس از اصابت گلوله، مردم او را به بیمارستان الغدیر منتقل کردند، اما خانوادهاش ساعتها از سرنوشت او بیخبر بودند. آنان سرانجام پیکر حسین را در حیاط پشتی بیمارستان، در میان جانباختگان دیگر و پیچیده در پتویی آبی پیدا کردند.
خانواده او را از روی پوتینهایی شناختند که دخترش سال قبل به مناسبت تولد برایش هدیه خریده بود.
حسین از هواداران تیم استقلال بود و پیش از حضور در اعتراضات نوشته بود: «هر شب تا رسیدن به آزادی، یه لحظه هم نمینشینیم.»
@Tavaana_TavaanaTech
گزارشی که با پیگیری و هماهنگی فرنوش فرجی، خبرنگار ایراناینترنشنال تهیه شده، تلاش میکند نام و روایت بخشی از جانباختگان اعتراضات دیماه را از فراموشی نجات دهد؛ انسانهایی با زندگی، رویا، خانواده و آیندهای که در سرکوب جمهوری اسلامی خاموش شد.
روایت حسین حیدری، ۵۰ ساله، تنها دو روز مانده به تولدش، شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در منطقه هفتحوض تهران با شلیک گلوله جنگی به پشت سر و پهلو کشته شد.
پس از اصابت گلوله، مردم او را به بیمارستان الغدیر منتقل کردند، اما خانوادهاش ساعتها از سرنوشت او بیخبر بودند. آنان سرانجام پیکر حسین را در حیاط پشتی بیمارستان، در میان جانباختگان دیگر و پیچیده در پتویی آبی پیدا کردند.
خانواده او را از روی پوتینهایی شناختند که دخترش سال قبل به مناسبت تولد برایش هدیه خریده بود.
حسین از هواداران تیم استقلال بود و پیش از حضور در اعتراضات نوشته بود: «هر شب تا رسیدن به آزادی، یه لحظه هم نمینشینیم.»
@Tavaana_TavaanaTech
❤11💔6
خواهر جاویدنام احمد خسروانی، از کشتهشدگان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴، با انتشار متنی در شبکه اجتماعی ایکس از بخشی از رنج و فشارهایی که خانوادهاش پس از جانباختن برادرش متحمل شدهاند، پرده برداشت.
او در نوشته خود آورده است:
«بعد از التماس و پول دادن به گرسنگان جمهوری اسلامی، قبول کردند احمد را روی مزار پدرم به خاک بسپاریم. اما از عذاب دادن ما سیر نشده بودند. فهمیدند هنوز هم میتوانند از ما پول بگیرند. گفتند چون قد احمد بالای ۱۹۸ سانتیمتر است و طول قبرهای قطعه پدرم ۱۹۳ سانتیمتر، باید پاهایش را بشکنیم تا داخل قبر جا شود.»
احمد خسروانی، بسکتبالیست و دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف، در زمان کشتهشدن ۲۱ سال داشت. او روز ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ بر اثر شلیک مستقیم نیروهای حکومتی جان باخت.
احمد خسروانی از ورزشکاران شناختهشده بسکتبال تهران بود. او همراه تیم فرزان شمیران عنوان قهرمانی مسابقات بسکتبال سهنفره تهران را کسب کرده و در سال ۱۴۰۴ نیز بهعنوان برترین بازیکن لیگ تهران انتخاب شده بود.
پدر احمد خسروانی نیز از مجروحان جنگ ایران و عراق بود و خانواده او پس از جانباختن فرزندشان با محدودیتها و فشارهای متعدد در روند خاکسپاری و برگزاری مراسم سوگواری روبهرو شدند.
#احمد_خسروانی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
او در نوشته خود آورده است:
«بعد از التماس و پول دادن به گرسنگان جمهوری اسلامی، قبول کردند احمد را روی مزار پدرم به خاک بسپاریم. اما از عذاب دادن ما سیر نشده بودند. فهمیدند هنوز هم میتوانند از ما پول بگیرند. گفتند چون قد احمد بالای ۱۹۸ سانتیمتر است و طول قبرهای قطعه پدرم ۱۹۳ سانتیمتر، باید پاهایش را بشکنیم تا داخل قبر جا شود.»
احمد خسروانی، بسکتبالیست و دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف، در زمان کشتهشدن ۲۱ سال داشت. او روز ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ بر اثر شلیک مستقیم نیروهای حکومتی جان باخت.
احمد خسروانی از ورزشکاران شناختهشده بسکتبال تهران بود. او همراه تیم فرزان شمیران عنوان قهرمانی مسابقات بسکتبال سهنفره تهران را کسب کرده و در سال ۱۴۰۴ نیز بهعنوان برترین بازیکن لیگ تهران انتخاب شده بود.
پدر احمد خسروانی نیز از مجروحان جنگ ایران و عراق بود و خانواده او پس از جانباختن فرزندشان با محدودیتها و فشارهای متعدد در روند خاکسپاری و برگزاری مراسم سوگواری روبهرو شدند.
#احمد_خسروانی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
💔16❤4🕊3
خشایار رضوانی به چهار سال و سه ماه حبس محکوم شد
خشایار رضوانی، فعال فضای مجازی، توسط دادگاه انقلاب تهران به اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» و «فعالیت تبلیغی علیه نظام» مجموعاً به چهار سال و سه ماه حبس تعزیری محکوم شد.
بر اساس رأی صادرشده، دادگاه وی را بابت اتهام «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت داخلی کشور» به سه سال و هفت ماه حبس تعزیری و بابت اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی» به هشت ماه حبس تعزیری محکوم کرده است. با اعمال مقررات تعدد جرم، مجازات اشد قابل اجرا خواهد بود.
همچنین دادگاه به عنوان مجازات تکمیلی، خشایار رضوانی را به مدت دو سال از خروج از کشور و عضویت در احزاب، گروهها و تشکلهای سیاسی و اجتماعی منع کرده است.
در متن رأی دادگاه آمده است که اتهامات انتسابی به فعالیتهای آقای رضوانی در شبکه اجتماعی اینستاگرام، انتشار و بازنشر مطالب مرتبط با جنگ، اخبار منتشرشده از سوی رسانههای مخالف جمهوری اسلامی و مطالبی که از سوی دادگاه «تبلیغ علیه نظام» و «سیاهنمایی وضعیت کشور» توصیف شدهاند، مستند شده است.
رأی صادره حضوری بوده و مطابق قانون، ظرف ۲۰ روز پس از ابلاغ، قابل اعتراض در دادگاه تجدیدنظر استان تهران است.
در صورت تایید رای دادگاه بدوی در مرحله تجدید نظر، حکم اشد یعنی سه سال و هفت ماه قابل اجرا خواهد بود.
آقای رضوانی، از بازداشتشدگان اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ است. او ۲۴ دی ماه بازداشت و ابتدا به زندان تهران بزرگ و سپس زندان اوین منتقل شد و در ۲۶ اسفند ماه با قرار وثیقه آزاد شده بود. او در طی مدت بازداشت و دادگاه از حق دسترسی به وکیل محروم بود.
#خشایار_رضوانی
@Tavaana_TavaanaTech
خشایار رضوانی، فعال فضای مجازی، توسط دادگاه انقلاب تهران به اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» و «فعالیت تبلیغی علیه نظام» مجموعاً به چهار سال و سه ماه حبس تعزیری محکوم شد.
بر اساس رأی صادرشده، دادگاه وی را بابت اتهام «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت داخلی کشور» به سه سال و هفت ماه حبس تعزیری و بابت اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی» به هشت ماه حبس تعزیری محکوم کرده است. با اعمال مقررات تعدد جرم، مجازات اشد قابل اجرا خواهد بود.
همچنین دادگاه به عنوان مجازات تکمیلی، خشایار رضوانی را به مدت دو سال از خروج از کشور و عضویت در احزاب، گروهها و تشکلهای سیاسی و اجتماعی منع کرده است.
در متن رأی دادگاه آمده است که اتهامات انتسابی به فعالیتهای آقای رضوانی در شبکه اجتماعی اینستاگرام، انتشار و بازنشر مطالب مرتبط با جنگ، اخبار منتشرشده از سوی رسانههای مخالف جمهوری اسلامی و مطالبی که از سوی دادگاه «تبلیغ علیه نظام» و «سیاهنمایی وضعیت کشور» توصیف شدهاند، مستند شده است.
رأی صادره حضوری بوده و مطابق قانون، ظرف ۲۰ روز پس از ابلاغ، قابل اعتراض در دادگاه تجدیدنظر استان تهران است.
در صورت تایید رای دادگاه بدوی در مرحله تجدید نظر، حکم اشد یعنی سه سال و هفت ماه قابل اجرا خواهد بود.
آقای رضوانی، از بازداشتشدگان اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ است. او ۲۴ دی ماه بازداشت و ابتدا به زندان تهران بزرگ و سپس زندان اوین منتقل شد و در ۲۶ اسفند ماه با قرار وثیقه آزاد شده بود. او در طی مدت بازداشت و دادگاه از حق دسترسی به وکیل محروم بود.
#خشایار_رضوانی
@Tavaana_TavaanaTech
❤9🕊3💔3
تداوم بازداشت و بیخبری از آستاره انصاری، وکیل دادگستری، در شیراز
پیشتر خبر داده بودیم که آستاره انصاری شامگاه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، در منزل شخصی خود در شیراز بازداشت شده است. تاکنون اطلاعاتی درباره دلیل بازداشت، نهاد بازداشتکننده و محل نگهداری او منتشر نشده است. طبق خبرهای دریافتی، خانم انصاری همچنان در بازداشت هستند و خبری از ایشان در دست نیست.
آستاره انصاری وکیل حقوق بشری است و در بسیاری از پروندههای سیاسی و امنیتی فعالیت داشته. ایشان، در جریان خیزش ۱۴۰۱ نیز بازداشت شده بود.
خانم انصاری، عضو کانون وکلای استان فارس و وکیل مدافع بسیاری از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در استان فارس به ویژه شهرستان نورآباد ممسنی است.
وکلایی که در پروندههای سیاسی و امنیتی فعالیت میکنند، اغلب با تهدید، احضار، بازداشت یا محرومیت از حرفه خود روبهرو میشوند. در مواردی آنها تنها به دلیل انجام وظایف حرفهای، مانند دفاع از متهمان یا اطلاعرسانی درباره وضعیت پروندهها، به احکام سنگین حبس محکوم شدهاند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#آستاره_انصاری
@Tavaana_TavaanaTech
پیشتر خبر داده بودیم که آستاره انصاری شامگاه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، در منزل شخصی خود در شیراز بازداشت شده است. تاکنون اطلاعاتی درباره دلیل بازداشت، نهاد بازداشتکننده و محل نگهداری او منتشر نشده است. طبق خبرهای دریافتی، خانم انصاری همچنان در بازداشت هستند و خبری از ایشان در دست نیست.
آستاره انصاری وکیل حقوق بشری است و در بسیاری از پروندههای سیاسی و امنیتی فعالیت داشته. ایشان، در جریان خیزش ۱۴۰۱ نیز بازداشت شده بود.
خانم انصاری، عضو کانون وکلای استان فارس و وکیل مدافع بسیاری از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در استان فارس به ویژه شهرستان نورآباد ممسنی است.
وکلایی که در پروندههای سیاسی و امنیتی فعالیت میکنند، اغلب با تهدید، احضار، بازداشت یا محرومیت از حرفه خود روبهرو میشوند. در مواردی آنها تنها به دلیل انجام وظایف حرفهای، مانند دفاع از متهمان یا اطلاعرسانی درباره وضعیت پروندهها، به احکام سنگین حبس محکوم شدهاند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#آستاره_انصاری
@Tavaana_TavaanaTech
💔18🕊6❤1
زهرا شهبازطبری، زندانی سیاسی ۶۸ ساله محبوس در زندان لاکان رشت، پس از آنکه حکم اعدام پیشین او در دیوان عالی کشور نقض شده بود، بار دیگر از سوی شعبه دوم دادگاه انقلاب رشت به اعدام محکوم شد.
بر اساس گزارش «هرانا» شعبه دوم دادگاه انقلاب رشت به ریاست محمدعلی درویشگفتار، او را با اتهام «بغی از طریق عضویت و فعالیت در سازمان مجاهدین خلق» به اعدام محکوم کرده است. این حکم در فروردین ۱۴۰۵ صادر و بهتازگی به وی ابلاغ شده است.
زهرا شهبازطبری، مهندس برق و فارغالتحصیل دانشگاه صنعتی اصفهان است که مدرک کارشناسی ارشد خود را در حوزه «انرژی پایدار» از سوئد دریافت کرده است. او در فروردین ۱۴۰۴ در منزل شخصی خود در رشت بازداشت شد و به زندان لاکان منتقل شد.
پیشتر نیز دادگاه انقلاب برای او حکم اعدام صادر کرده بود. بر اساس اطلاعات منتشرشده، از جمله مستندات پرونده او مواردی همچون یک پارچهنوشته با شعار «زن، مقاومت، آزادی» و یک فایل صوتی منتشرنشده عنوان شده است.
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس گزارش «هرانا» شعبه دوم دادگاه انقلاب رشت به ریاست محمدعلی درویشگفتار، او را با اتهام «بغی از طریق عضویت و فعالیت در سازمان مجاهدین خلق» به اعدام محکوم کرده است. این حکم در فروردین ۱۴۰۵ صادر و بهتازگی به وی ابلاغ شده است.
زهرا شهبازطبری، مهندس برق و فارغالتحصیل دانشگاه صنعتی اصفهان است که مدرک کارشناسی ارشد خود را در حوزه «انرژی پایدار» از سوئد دریافت کرده است. او در فروردین ۱۴۰۴ در منزل شخصی خود در رشت بازداشت شد و به زندان لاکان منتقل شد.
پیشتر نیز دادگاه انقلاب برای او حکم اعدام صادر کرده بود. بر اساس اطلاعات منتشرشده، از جمله مستندات پرونده او مواردی همچون یک پارچهنوشته با شعار «زن، مقاومت، آزادی» و یک فایل صوتی منتشرنشده عنوان شده است.
@Tavaana_TavaanaTech
🕊10💔5❤3
تصاویر و روایتهای منتشرشده از بیمارستان الغدیر، بخشی از حافظه جمعی مردمیاند که در دیماه ۱۴۰۴، میان گلوله، ترس، بیخبری و قطع اینترنت، عزیزانشان را از دست دادند. خانوادههایی که نهتنها با داغ عزیزان خود، بلکه با پنهانکاری، فشارهای امنیتی و روندی دشوار برای یافتن و تحویل پیکر جانباختگان روبهرو شدند.
گزارشی که با پیگیری و هماهنگی فرنوش فرجی، خبرنگار ایراناینترنشنال تهیه شده، تلاش میکند نام و روایت بخشی از جانباختگان اعتراضات دیماه را از فراموشی نجات دهد؛ انسانهایی با زندگی، خانواده، رویاها و آیندهای که در سرکوب جمهوری اسلامی خاموش شد.
روایت غلامرضا مژدهی
غلامرضا مژدهی، ۵۲ ساله، شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات تهرانپارس هدف نیروهای سرکوب قرار گرفت و جان باخت.
بر اساس روایتهای منتشرشده، او پس از مجروحشدن در حالی که هنوز علائم حیاتی داشت، توسط مردم به بیمارستان منتقل شد، اما کمک پزشکی مؤثری دریافت نکرد. ساعاتی بعد، خانواده و نزدیکانش پیکر او را در محوطه و بخشهای پشتی بیمارستان الغدیر یافتند؛
غلامرضا متأهل و پدر دو فرزند بود.
@Tavaana_TavaanaTech
گزارشی که با پیگیری و هماهنگی فرنوش فرجی، خبرنگار ایراناینترنشنال تهیه شده، تلاش میکند نام و روایت بخشی از جانباختگان اعتراضات دیماه را از فراموشی نجات دهد؛ انسانهایی با زندگی، خانواده، رویاها و آیندهای که در سرکوب جمهوری اسلامی خاموش شد.
روایت غلامرضا مژدهی
غلامرضا مژدهی، ۵۲ ساله، شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات تهرانپارس هدف نیروهای سرکوب قرار گرفت و جان باخت.
بر اساس روایتهای منتشرشده، او پس از مجروحشدن در حالی که هنوز علائم حیاتی داشت، توسط مردم به بیمارستان منتقل شد، اما کمک پزشکی مؤثری دریافت نکرد. ساعاتی بعد، خانواده و نزدیکانش پیکر او را در محوطه و بخشهای پشتی بیمارستان الغدیر یافتند؛
غلامرضا متأهل و پدر دو فرزند بود.
@Tavaana_TavaanaTech
💔12❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وکیل مسعود پیاهو: موکلم به دلیل انتشار یک استوری خصوصی به ۱۰ سال حبس محکوم شده است
حسن آقاخانی، وکیل دادگستری و وکیل مسعود پیاهو، در گفتوگو با امتداد از قطعی شدن حکم ۱۰ سال حبس موکلش و قرار گرفتن پرونده در مرحله اجرای حکم خبر داد.
به گفته آقاخانی، بازداشت مسعود پیاهو به اعتراضات اقتصادی پیش از وقایع هجدهم و نوزدهم دیماه ۱۴۰۴ بازمیگردد. او توضیح داد که موکلش در زمان وقوع یک تجمع اعتراضی در محل کار خود که مشرف به خیابان جمهوری بوده حضور داشته و بهصورت اتفاقی از صحنهای فیلمبرداری کرده که در آن فردی در مقابل نیروهای انتظامی روی زمین نشسته بود.
این وکیل دادگستری گفت: «مسعود پیاهو این ویدئو را نه با هدف انتشار عمومی، بلکه در استوری خصوصی اینستاگرام خود و برای شمار محدودی از دوستانش منتشر کرده بود. حتی موضوع اصلی استوری نیز اطلاعرسانی درباره بسته بودن پاساژ محل کارش بود و تصویر فرد معترض بهصورت اتفاقی در آن دیده میشد.»
آقاخانی با اشاره به روند پرونده افزود که پس از انتشار این ویدئو توسط شخصی دیگر، وزارت اطلاعات موکلش را احضار کرده و وی نیز بهصورت داوطلبانه خود را به مراجع قضایی معرفی کرده است. با این حال، او بازداشت و پروندهاش در شعبه سوم بازپرسی مورد رسیدگی قرار گرفت و سپس به شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب ارجاع شد.
به گفته وی، دادگاه دفاعیات متهم مبنی بر فقدان قصد انتشار عمومی و نداشتن هرگونه هماهنگی با فرد حاضر در ویدئو را نپذیرفته و او را دارای «قصد مشترک» با فرد معترض دانسته است.
این وکیل دادگستری اظهار داشت: «موکلم بر اساس قانون تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با رژیم صهیونیستی به ۱۰ سال حبس محکوم شد و شعبه ۹ دیوان عالی کشور نیز این حکم را بدون تغییر تأیید کرد.»
آقاخانی با انتقاد از نحوه رسیدگی به پرونده تأکید کرد که تنها راه باقیمانده، درخواست اعاده دادرسی است. او افزود: «با در نظر گرفتن شرایط قانونی، موکل من اساساً مشمول قانون تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با رژیم صهیونیستی نمیشود. کل بازدیدکنندگان این استوری به ۸۰ نفر هم نمیرسید و موکلم نه برای مخاطبان خارج از کشور و نه حتی برای عموم مخاطبان داخل کشور قصد تولید یا انتشار محتوا نداشت.»
وی در پایان ابراز امیدواری کرد که درخواست اعاده دادرسی با بررسی دقیق و فارغ از فضای احساسی حاکم بر پرونده مورد رسیدگی قرار گیرد و «صرفاً قانون ملاک تصمیمگیری باشد.»
#محمد_پیاهو #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
حسن آقاخانی، وکیل دادگستری و وکیل مسعود پیاهو، در گفتوگو با امتداد از قطعی شدن حکم ۱۰ سال حبس موکلش و قرار گرفتن پرونده در مرحله اجرای حکم خبر داد.
به گفته آقاخانی، بازداشت مسعود پیاهو به اعتراضات اقتصادی پیش از وقایع هجدهم و نوزدهم دیماه ۱۴۰۴ بازمیگردد. او توضیح داد که موکلش در زمان وقوع یک تجمع اعتراضی در محل کار خود که مشرف به خیابان جمهوری بوده حضور داشته و بهصورت اتفاقی از صحنهای فیلمبرداری کرده که در آن فردی در مقابل نیروهای انتظامی روی زمین نشسته بود.
این وکیل دادگستری گفت: «مسعود پیاهو این ویدئو را نه با هدف انتشار عمومی، بلکه در استوری خصوصی اینستاگرام خود و برای شمار محدودی از دوستانش منتشر کرده بود. حتی موضوع اصلی استوری نیز اطلاعرسانی درباره بسته بودن پاساژ محل کارش بود و تصویر فرد معترض بهصورت اتفاقی در آن دیده میشد.»
آقاخانی با اشاره به روند پرونده افزود که پس از انتشار این ویدئو توسط شخصی دیگر، وزارت اطلاعات موکلش را احضار کرده و وی نیز بهصورت داوطلبانه خود را به مراجع قضایی معرفی کرده است. با این حال، او بازداشت و پروندهاش در شعبه سوم بازپرسی مورد رسیدگی قرار گرفت و سپس به شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب ارجاع شد.
به گفته وی، دادگاه دفاعیات متهم مبنی بر فقدان قصد انتشار عمومی و نداشتن هرگونه هماهنگی با فرد حاضر در ویدئو را نپذیرفته و او را دارای «قصد مشترک» با فرد معترض دانسته است.
این وکیل دادگستری اظهار داشت: «موکلم بر اساس قانون تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با رژیم صهیونیستی به ۱۰ سال حبس محکوم شد و شعبه ۹ دیوان عالی کشور نیز این حکم را بدون تغییر تأیید کرد.»
آقاخانی با انتقاد از نحوه رسیدگی به پرونده تأکید کرد که تنها راه باقیمانده، درخواست اعاده دادرسی است. او افزود: «با در نظر گرفتن شرایط قانونی، موکل من اساساً مشمول قانون تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با رژیم صهیونیستی نمیشود. کل بازدیدکنندگان این استوری به ۸۰ نفر هم نمیرسید و موکلم نه برای مخاطبان خارج از کشور و نه حتی برای عموم مخاطبان داخل کشور قصد تولید یا انتشار محتوا نداشت.»
وی در پایان ابراز امیدواری کرد که درخواست اعاده دادرسی با بررسی دقیق و فارغ از فضای احساسی حاکم بر پرونده مورد رسیدگی قرار گیرد و «صرفاً قانون ملاک تصمیمگیری باشد.»
#محمد_پیاهو #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔17❤3🕊3
حسن و حسین امیری، دو برادر دوقلوی ۲۰ ساله محبوس در زندان قزلحصار کرج، از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری، با اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» به اعدام محکوم شدهاند.
بر اساس گزارش «هرانا» مبنای اصلی این اتهام، وجود تصاویری از ساختمانهای آسیبدیده در تلفن همراه این دو برادر عنوان شده است.
حسن و حسین امیری پیشتر در یکی از ایستهای بازرسی و پس از بررسی تلفن همراهشان بازداشت شدند و حدود دو ماه را در بلاتکلیفی در زندان قزلحصار سپری کردند. این دو برادر اکنون به دستور بازپرس پرونده به صورت جداگانه نگهداری میشوند و حتی از حق ملاقات با یکدیگر نیز محروم هستند.
سرگذشت این دو جوان، ابعاد انسانی این پرونده را تلختر میکند. حسن و حسین از دو سالگی در مراکز بهزیستی بزرگ شدهاند و خانوادهای ندارند که بتواند وضعیت پرونده و حقوق آنان را پیگیری کند. همین موضوع نگرانیها درباره سرنوشت آنان را دوچندان کرده است.
این دو زندانی در «سوئیت ۳۵» زندان قزلحصار نگهداری میشوند.
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس گزارش «هرانا» مبنای اصلی این اتهام، وجود تصاویری از ساختمانهای آسیبدیده در تلفن همراه این دو برادر عنوان شده است.
حسن و حسین امیری پیشتر در یکی از ایستهای بازرسی و پس از بررسی تلفن همراهشان بازداشت شدند و حدود دو ماه را در بلاتکلیفی در زندان قزلحصار سپری کردند. این دو برادر اکنون به دستور بازپرس پرونده به صورت جداگانه نگهداری میشوند و حتی از حق ملاقات با یکدیگر نیز محروم هستند.
سرگذشت این دو جوان، ابعاد انسانی این پرونده را تلختر میکند. حسن و حسین از دو سالگی در مراکز بهزیستی بزرگ شدهاند و خانوادهای ندارند که بتواند وضعیت پرونده و حقوق آنان را پیگیری کند. همین موضوع نگرانیها درباره سرنوشت آنان را دوچندان کرده است.
این دو زندانی در «سوئیت ۳۵» زندان قزلحصار نگهداری میشوند.
@Tavaana_TavaanaTech
💔30🕊3👍2