Forwarded from دادبان؛ مرکز مشاوره و آموزش حقوقی ویژه کنشگران
مهدی ایمانی؛
متهم به محاربه و محکوم به اعدام تنها به دلیل حضور در محل درگیری
مهدی ایمانی، ۳۰ ساله، یکی از ۴ متهم پرونده اکباتان تهران است که از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی به اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شده است.
صدور این حکم در حالی صورت گرفته که مهدی ایمانی اساسا در درگیری منجر به مرگ طلبه بسیجی در اکباتان تهران در جریان اعتراضات سال ۱۴۰۱ نقشی نداشته و دادگاه کیفری نیز او را از اتهام مشارکت در قتل عمد و حتی ضرب و شتم طلبه بسیجی تبرئه کرده است. هیچ مدرکی مبنی بر مشارکت این جوان در درگیری وجود ندارد و او تنها به دلیل حضور در محل درگیری بازداشت شده بود.
اتهام محاربه علیه مهدی ایمانی در نتیجه مجموعهای از اقدامات غیرقانونی قضایی شکل گرفت. پس از اختلاف میان بازپرس پرونده و سرپرست دادسرای جنایی تهران بر سر انتساب این اتهام، پرونده به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران ارجاع شد، اما ایمان افشاری بهجای حل اختلاف، مستقیما قرار جلب به دادرسی مهدی ایمانی به اتهام محاربه را صادر کرد و پرونده را برای رسیدگی به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست ابوالقاسم صلواتی فرستاد؛ اقدامی که از منظر حقوقی، فراتر از حدود اختیارات قانونی مرجع رسیدگیکننده به اختلاف تلقی میشود.
بنا بر محتویات پرونده، مهدی ایمانی فاقد سلاح بوده و حتی در ضرب و شتم نیز مشارکتی نداشته و در نتیجه هیچ عملی که مصداق قانونی لازم برای تحقق جرایم محاربه و افساد فیالارض باشد، انجام نداده است. در چنین شرایطی، صدور حکم اعدام علیه او نهتنها غیرقانونی، بلکه نمونهای از نقض اصول بنیادین دادرسی عادلانه و تضمینهای قانونی پیشبینیشده در قوانین کیفری ایران است.
از سوی دیگر، روند رسیدگی به پرونده نیز با نقض گسترده اصول دادرسی عادلانه و قوانین آیین دادرسی کیفری همراه بوده است. ابوالقاسم صلواتی، در هیچیک از جلسات دادرسی اجازه حضور وکلای مهدی ایمانی را نداده و او از حق دفاع محروم بوده است.
حکم اعدام صادره نیز برخلاف الزامات آیین دادرسی کیفری، تنها بهصورت شفاهی، آن هم فقط به مهدی ایمانی اعلام شده و وکلای او اساسا از حضور در جلسه ابلاغ محروم بودهاند. همچنین حکم اعلامشده، فاقد اطلاعات ضروری از جمله شماره دادنامه و جزییات لازم برای استفاده موثر از حق فرجامخواهی بوده است.
تماس مستقیم با وکیل در واتساپ:
+905510332575
بات دادبان
https://t.me/Dadbanbot
ایمیل
support@dadban.info
وبسایت | اینستاگرام | توئیتر | یوتیوب |فیسبوک
@Daadbaan2021
#مهدی_ایمانی #اکباتان #دادبان
متهم به محاربه و محکوم به اعدام تنها به دلیل حضور در محل درگیری
مهدی ایمانی، ۳۰ ساله، یکی از ۴ متهم پرونده اکباتان تهران است که از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی به اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شده است.
صدور این حکم در حالی صورت گرفته که مهدی ایمانی اساسا در درگیری منجر به مرگ طلبه بسیجی در اکباتان تهران در جریان اعتراضات سال ۱۴۰۱ نقشی نداشته و دادگاه کیفری نیز او را از اتهام مشارکت در قتل عمد و حتی ضرب و شتم طلبه بسیجی تبرئه کرده است. هیچ مدرکی مبنی بر مشارکت این جوان در درگیری وجود ندارد و او تنها به دلیل حضور در محل درگیری بازداشت شده بود.
اتهام محاربه علیه مهدی ایمانی در نتیجه مجموعهای از اقدامات غیرقانونی قضایی شکل گرفت. پس از اختلاف میان بازپرس پرونده و سرپرست دادسرای جنایی تهران بر سر انتساب این اتهام، پرونده به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران ارجاع شد، اما ایمان افشاری بهجای حل اختلاف، مستقیما قرار جلب به دادرسی مهدی ایمانی به اتهام محاربه را صادر کرد و پرونده را برای رسیدگی به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست ابوالقاسم صلواتی فرستاد؛ اقدامی که از منظر حقوقی، فراتر از حدود اختیارات قانونی مرجع رسیدگیکننده به اختلاف تلقی میشود.
بنا بر محتویات پرونده، مهدی ایمانی فاقد سلاح بوده و حتی در ضرب و شتم نیز مشارکتی نداشته و در نتیجه هیچ عملی که مصداق قانونی لازم برای تحقق جرایم محاربه و افساد فیالارض باشد، انجام نداده است. در چنین شرایطی، صدور حکم اعدام علیه او نهتنها غیرقانونی، بلکه نمونهای از نقض اصول بنیادین دادرسی عادلانه و تضمینهای قانونی پیشبینیشده در قوانین کیفری ایران است.
از سوی دیگر، روند رسیدگی به پرونده نیز با نقض گسترده اصول دادرسی عادلانه و قوانین آیین دادرسی کیفری همراه بوده است. ابوالقاسم صلواتی، در هیچیک از جلسات دادرسی اجازه حضور وکلای مهدی ایمانی را نداده و او از حق دفاع محروم بوده است.
حکم اعدام صادره نیز برخلاف الزامات آیین دادرسی کیفری، تنها بهصورت شفاهی، آن هم فقط به مهدی ایمانی اعلام شده و وکلای او اساسا از حضور در جلسه ابلاغ محروم بودهاند. همچنین حکم اعلامشده، فاقد اطلاعات ضروری از جمله شماره دادنامه و جزییات لازم برای استفاده موثر از حق فرجامخواهی بوده است.
تماس مستقیم با وکیل در واتساپ:
+905510332575
بات دادبان
https://t.me/Dadbanbot
ایمیل
support@dadban.info
وبسایت | اینستاگرام | توئیتر | یوتیوب |فیسبوک
@Daadbaan2021
#مهدی_ایمانی #اکباتان #دادبان
❤7🕊2
Forwarded from دادبان؛ مرکز مشاوره و آموزش حقوقی ویژه کنشگران
محمدمهدی حسینی
متهم به محاربه و محکوم به اعدام تنها به دلیل حضور در محل درگیری
محمدمهدی حسینی، ۲۶ ساله، یکی از ۴ متهم پرونده اکباتان تهران است که از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی به اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شده است.
صدور این حکم در حالی صورت گرفته که محمدمهدی حسینی اساسا در درگیری منجر به مرگ طلبه بسیجی در اکباتان تهران در جریان اعتراضات سال ۱۴۰۱ نقشی نداشته و دادگاه کیفری نیز او را از اتهام مشارکت در قتل عمد و حتی ضرب و شتم طلبه بسیجی تبرئه کرده است. هیچ مدرکی مبنی بر مشارکت این جوان در درگیری وجود ندارد و او تنها به دلیل حضور در محل درگیری بازداشت شده بود.
اتهام محاربه علیه محمدمهدی حسینی در نتیجه مجموعهای از اقدامات غیرقانونی قضایی شکل گرفت. پس از اختلاف میان بازپرس پرونده و سرپرست دادسرای جنایی تهران بر سر انتساب این اتهام، پرونده به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران ارجاع شد، اما ایمان افشاری بهجای حل اختلاف، مستقیما قرار جلب به دادرسی محمدمهدی حسینی به اتهام محاربه را صادر کرد و پرونده را برای رسیدگی به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست ابوالقاسم صلواتی فرستاد؛ اقدامی که از منظر حقوقی، فراتر از حدود اختیارات قانونی مرجع رسیدگیکننده به اختلاف تلقی میشود.
بنا بر محتویات پرونده، محمدمهدی حسینی فاقد سلاح بوده و حتی در ضرب و شتم نیز مشارکتی نداشته و در نتیجه هیچ عملی که مصداق قانونی لازم برای تحقق جرایم محاربه و افساد فیالارض باشد، انجام نداده است. در چنین شرایطی، صدور حکم اعدام علیه او نهتنها غیرقانونی، بلکه نمونهای از نقض اصول بنیادین دادرسی عادلانه و تضمینهای قانونی پیشبینیشده در قوانین کیفری ایران است.
از سوی دیگر، روند رسیدگی به پرونده نیز با نقض گسترده اصول دادرسی عادلانه و قوانین آیین دادرسی کیفری همراه بوده است. ابوالقاسم صلواتی، در هیچیک از جلسات دادرسی اجازه حضور وکلای مهدی ایمانی را نداده و او از حق دفاع محروم بوده است.
حکم اعدام صادره نیز برخلاف الزامات آیین دادرسی کیفری، تنها بهصورت شفاهی، آن هم فقط به مهدی ایمانی اعلام شده و وکلای او اساسا از حضور در جلسه ابلاغ محروم بودهاند. همچنین حکم اعلامشده، فاقد اطلاعات ضروری از جمله شماره دادنامه و جزییات لازم برای استفاده موثر از حق فرجامخواهی بوده است.
تماس مستقیم با وکیل در واتساپ:
+905510332575
بات دادبان
https://t.me/Dadbanbot
ایمیل
support@dadban.info
وبسایت | اینستاگرام | توئیتر | یوتیوب |فیسبوک
@Daadbaan2021
#اکباتان #محمدمهدی_حسینی
متهم به محاربه و محکوم به اعدام تنها به دلیل حضور در محل درگیری
محمدمهدی حسینی، ۲۶ ساله، یکی از ۴ متهم پرونده اکباتان تهران است که از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی به اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شده است.
صدور این حکم در حالی صورت گرفته که محمدمهدی حسینی اساسا در درگیری منجر به مرگ طلبه بسیجی در اکباتان تهران در جریان اعتراضات سال ۱۴۰۱ نقشی نداشته و دادگاه کیفری نیز او را از اتهام مشارکت در قتل عمد و حتی ضرب و شتم طلبه بسیجی تبرئه کرده است. هیچ مدرکی مبنی بر مشارکت این جوان در درگیری وجود ندارد و او تنها به دلیل حضور در محل درگیری بازداشت شده بود.
اتهام محاربه علیه محمدمهدی حسینی در نتیجه مجموعهای از اقدامات غیرقانونی قضایی شکل گرفت. پس از اختلاف میان بازپرس پرونده و سرپرست دادسرای جنایی تهران بر سر انتساب این اتهام، پرونده به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران ارجاع شد، اما ایمان افشاری بهجای حل اختلاف، مستقیما قرار جلب به دادرسی محمدمهدی حسینی به اتهام محاربه را صادر کرد و پرونده را برای رسیدگی به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست ابوالقاسم صلواتی فرستاد؛ اقدامی که از منظر حقوقی، فراتر از حدود اختیارات قانونی مرجع رسیدگیکننده به اختلاف تلقی میشود.
بنا بر محتویات پرونده، محمدمهدی حسینی فاقد سلاح بوده و حتی در ضرب و شتم نیز مشارکتی نداشته و در نتیجه هیچ عملی که مصداق قانونی لازم برای تحقق جرایم محاربه و افساد فیالارض باشد، انجام نداده است. در چنین شرایطی، صدور حکم اعدام علیه او نهتنها غیرقانونی، بلکه نمونهای از نقض اصول بنیادین دادرسی عادلانه و تضمینهای قانونی پیشبینیشده در قوانین کیفری ایران است.
از سوی دیگر، روند رسیدگی به پرونده نیز با نقض گسترده اصول دادرسی عادلانه و قوانین آیین دادرسی کیفری همراه بوده است. ابوالقاسم صلواتی، در هیچیک از جلسات دادرسی اجازه حضور وکلای مهدی ایمانی را نداده و او از حق دفاع محروم بوده است.
حکم اعدام صادره نیز برخلاف الزامات آیین دادرسی کیفری، تنها بهصورت شفاهی، آن هم فقط به مهدی ایمانی اعلام شده و وکلای او اساسا از حضور در جلسه ابلاغ محروم بودهاند. همچنین حکم اعلامشده، فاقد اطلاعات ضروری از جمله شماره دادنامه و جزییات لازم برای استفاده موثر از حق فرجامخواهی بوده است.
تماس مستقیم با وکیل در واتساپ:
+905510332575
بات دادبان
https://t.me/Dadbanbot
ایمیل
support@dadban.info
وبسایت | اینستاگرام | توئیتر | یوتیوب |فیسبوک
@Daadbaan2021
#اکباتان #محمدمهدی_حسینی
🕊4❤1💔1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مسعود پیاهو: برای اجرای حکم ۱۰ سال حبس باید به زندان مراجعه کنم
ده سال زندان برای فشردن دکمهی ضبط یک گوشی موبایل. این است عیار «عدالت» در حکومتی که حتی از سایه خود نیز وحشت دارد.
مسعود پیاهو میگوید برای اجرای حکم ۱۰ سال حبس باید خود را به زندان معرفی کند. حکمی که به گفته وکیل او، در ارتباط با ویدئویی صادر شده که از یکی از صحنههای اعتراضات ثبت شده بود؛ ویدئویی که در شبکههای اجتماعی میلیونها بار دیده شد و به یکی از تصاویر ماندگار اعتراضات ایران تبدیل شد.
او منکر گرفتن ویدیو از مردی که جلوی نیروهای یگان ویژه نشسته بود نمیشود، اما میگوید در انتشار گسترده آن نقشی نداشته است.
💸 tavaanatech
ده سال زندان برای فشردن دکمهی ضبط یک گوشی موبایل. این است عیار «عدالت» در حکومتی که حتی از سایه خود نیز وحشت دارد.
مسعود پیاهو میگوید برای اجرای حکم ۱۰ سال حبس باید خود را به زندان معرفی کند. حکمی که به گفته وکیل او، در ارتباط با ویدئویی صادر شده که از یکی از صحنههای اعتراضات ثبت شده بود؛ ویدئویی که در شبکههای اجتماعی میلیونها بار دیده شد و به یکی از تصاویر ماندگار اعتراضات ایران تبدیل شد.
او منکر گرفتن ویدیو از مردی که جلوی نیروهای یگان ویژه نشسته بود نمیشود، اما میگوید در انتشار گسترده آن نقشی نداشته است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊6💔2
Forwarded from گفتوشنود
توماس دِ تورکِمادا، تفتیشگر اعظم دین در اسپانیا؛ دین، سلطه، وحشت
«در تاریخ جهان، نام برخی افراد با ساختن شهرها، گسترش علم یا اصلاحات سیاسی پیوند خورده است. نام برخی دیگر، بیشتر یادآور پرسشهایی درباره قدرت، مدارا و برخورد حکومتها با تفاوتهای فکری و مذهبی است. توماس دِ تورکمادا، روحانی دومینیکن اسپانیایی و نخستین «تفتیشگر اعظم» در اسپانیا، در دسته دوم قرار میگیرد.»
نوشتار «توماس دِ تورکمادا» به زندگی و نقش یکی از شناختهشدهترین چهرههای مرتبط با دادگاههای تفتیش عقاید در اسپانیا میپردازد؛ نهادی که در تاریخ اروپا به دلیل برخورد سختگیرانه با دگراندیشان مذهبی و کسانی که از باور رسمی فاصله میگرفتند، شهرت یافته است.
سرگذشت تورکمادا، روایتی از اروپای قرن پانزدهم است که متاسفانه در ایران قرن بیستویکم داستانی آشنا است؛ روایتی که پرسشهایی ایجاد میکند که در جوامع دیگر و دورههای متفاوت نیز تکرار شدهاند.
این مطلب تنها یک روایت تاریخی نیست، بلکه فرصتی برای تأمل درباره پیامدهای پیوند قدرت سیاسی و مذهبی، محدودیت آزادی اندیشه و سرکوب تفاوتهاست. نویسنده نشان میدهد که چگونه تلاش برای تحمیل یک باور واحد میتواند به حذف صداهای متفاوت و نقض حقوق افراد بینجامد.
یکی از نکات مهم این نوشتار، توجه به این واقعیت تاریخی است که فقدان مدارا و آزادی عقیده، صرفاً مسئلهای متعلق به گذشته نیست؛ بلکه شناخت این تجربهها میتواند به درک بهتر اهمیت حقوق بشر، آزادی دین و باور و ضرورت همزیستی در جوامع امروز کمک کند.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/tomas-de-torquemada/
#تفتیش_عقاید #دین_حکومتی #حکومت_دینی #گفتگو_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«در تاریخ جهان، نام برخی افراد با ساختن شهرها، گسترش علم یا اصلاحات سیاسی پیوند خورده است. نام برخی دیگر، بیشتر یادآور پرسشهایی درباره قدرت، مدارا و برخورد حکومتها با تفاوتهای فکری و مذهبی است. توماس دِ تورکمادا، روحانی دومینیکن اسپانیایی و نخستین «تفتیشگر اعظم» در اسپانیا، در دسته دوم قرار میگیرد.»
نوشتار «توماس دِ تورکمادا» به زندگی و نقش یکی از شناختهشدهترین چهرههای مرتبط با دادگاههای تفتیش عقاید در اسپانیا میپردازد؛ نهادی که در تاریخ اروپا به دلیل برخورد سختگیرانه با دگراندیشان مذهبی و کسانی که از باور رسمی فاصله میگرفتند، شهرت یافته است.
سرگذشت تورکمادا، روایتی از اروپای قرن پانزدهم است که متاسفانه در ایران قرن بیستویکم داستانی آشنا است؛ روایتی که پرسشهایی ایجاد میکند که در جوامع دیگر و دورههای متفاوت نیز تکرار شدهاند.
این مطلب تنها یک روایت تاریخی نیست، بلکه فرصتی برای تأمل درباره پیامدهای پیوند قدرت سیاسی و مذهبی، محدودیت آزادی اندیشه و سرکوب تفاوتهاست. نویسنده نشان میدهد که چگونه تلاش برای تحمیل یک باور واحد میتواند به حذف صداهای متفاوت و نقض حقوق افراد بینجامد.
یکی از نکات مهم این نوشتار، توجه به این واقعیت تاریخی است که فقدان مدارا و آزادی عقیده، صرفاً مسئلهای متعلق به گذشته نیست؛ بلکه شناخت این تجربهها میتواند به درک بهتر اهمیت حقوق بشر، آزادی دین و باور و ضرورت همزیستی در جوامع امروز کمک کند.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/tomas-de-torquemada/
#تفتیش_عقاید #دین_حکومتی #حکومت_دینی #گفتگو_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤5👍1
چرا دنبال مقصر میگردیم؟
وقتی هویت بر استدلال پیروز میشود!
پیام همراهان
این روزها کافی است چند دقیقه در شبکههای اجتماعی فارسیزبان بگردید؛ مخالفان حمله خارجی، موافقان دیروز را به سادهاندیشی متهم میکنند، موافقان دیروز از مواضع خود دفاع میکنند و گروهی دیگر مردم را مسئول همه اتفاقات میدانند. گویی همه در جایگاه دادستان نشستهاند و هیچکس حاضر نیست روی صندلی متهم بنشیند.
ماهها از حوادث دیماه ۱۴۰۴ گذشته است، اما به نظر میرسد هنوز نتوانستهایم از فضای خشم، سرزنش و قطبیشدگی فاصله بگیریم. شاید مهمترین پرسش امروز این نباشد که چه کسی اشتباه کرد؛ بلکه این باشد که چرا در فرهنگ سیاسی ما اعتراف به اشتباه اینقدر دشوار و سرزنش دیگران اینقدر آسان است.
نمونههای این وضعیت فراواناند. برخی تصور میکردند که فشار یا حمله خارجی میتواند به فروپاشی سریع حکومت منجر شود. امروز که چنین اتفاقی رخ نداده است، انصاف اقتضا میکند که درباره آن تحلیلها بازاندیشی شود و صادقانه درباره محدودیتها و خطاهای احتمالی سخن گفته شود. در مقابل، کسانی که با هرگونه اعتراض خیابانی یا هر نوع فشار سیاسی مخالف بودند نیز باید از خود بپرسند که آیا همه ارزیابیها و پیشبینیهای آنان درست از آب درآمده است یا نه.
همچنین در میان مجادلههای امروز، گاه مسئولیتهای اصلی نیز به فراموشی سپرده میشود. میتوان درباره درستی یا نادرستی برخی فراخوانها، راهبردها و تحلیلهای سیاسی بحث کرد، اما نباید فراموش کرد که مسئولیت اقدامات سرکوبگرانه و خشونتآمیز بر عهده کسانی است که ابزار قدرت و اجبار را در اختیار دارند. نقد مخالفان یک چیز است و جابهجا کردن مسئولیت عاملان مستقیم خشونت چیز دیگری.
اما ریشه این وضعیت شاید عمیقتر از یک اختلاف سیاسی باشد. از منظر روانشناختی، میتوان رد پای کهنالگوی «پدر مقتدر» را در بخشهایی از فرهنگ سیاسی ما مشاهده کرد؛ الگویی که در آن حقیقت نه از دل گفتوگو، بلکه از زبان مرجع قدرت صادر میشود. شاید به همین دلیل است که حتی مخالفان اقتدارگرایی نیز گاه ناخواسته همان الگو را بازتولید میکنند: به جای اقناع، دستور میدهند؛ به جای استدلال، برچسب میزنند؛ و به جای شنیدن، حکم صادر میکنند.
از منظر تاریخی و جامعهشناختی نیز، تجربه طولانی تمرکز قدرت در ایران فرصت چندانی برای شکلگیری فرهنگ مذاکره، سازش و همکاری میان نیروهای متفاوت باقی نگذاشته است. ما بارها حول شخصیتها، رهبران و جریانهای مقتدر بسیج شدهایم، اما کمتر تمرین کردهایم که چگونه با وجود اختلافهای جدی، بر سر اهداف مشترک همکاری کنیم. به همین دلیل، اختلافنظر اغلب به دشمنی تبدیل میشود و رقابت سیاسی به حذف متقابل.
با این حال، هیچ جامعهای بدون خودانتقادی رشد نمیکند. بلوغ سیاسی زمانی آغاز میشود که افراد و جریانها بتوانند بگویند: «در این مورد اشتباه کردم»، «این رویداد بخشی از باورهای مرا تغییر داد» یا «رقیب من نیز ممکن است در بخشی از تحلیل خود درست گفته باشد». پذیرش خطا نشانه ضعف نیست؛ نشانه اعتماد به نفس و صداقت فکری است.
اگر هدف، رسیدن به ایرانی آزاد و دموکراتیک است، شاید واقعبینانهتر آن باشد که به جای رؤیای یک اپوزیسیون کاملاً یکدست، به دنبال شکل دادن به فرهنگی از همکاری و ائتلاف باشیم؛ فرهنگی که در آن نیروهای گوناگون، با وجود اختلافهای عمیق، بتوانند بر سر اصولی چون آزادی، حقوق شهروندی، حاکمیت قانون و منافع ملی به تفاهم برسند.
شاید نخستین گام در این مسیر آن باشد که به جای پرسیدن «مقصر کیست؟» از خود بپرسیم: «این تجربه چه چیزی به ما آموخت و هر یک از ما چه سهمی در ساختن آیندهای بهتر داریم؟» پاسخ به این پرسش، بیش از هر دادگاهی، میتواند راه را به سوی آینده باز کند
@Tavaana_TavaanaTech
وقتی هویت بر استدلال پیروز میشود!
پیام همراهان
این روزها کافی است چند دقیقه در شبکههای اجتماعی فارسیزبان بگردید؛ مخالفان حمله خارجی، موافقان دیروز را به سادهاندیشی متهم میکنند، موافقان دیروز از مواضع خود دفاع میکنند و گروهی دیگر مردم را مسئول همه اتفاقات میدانند. گویی همه در جایگاه دادستان نشستهاند و هیچکس حاضر نیست روی صندلی متهم بنشیند.
ماهها از حوادث دیماه ۱۴۰۴ گذشته است، اما به نظر میرسد هنوز نتوانستهایم از فضای خشم، سرزنش و قطبیشدگی فاصله بگیریم. شاید مهمترین پرسش امروز این نباشد که چه کسی اشتباه کرد؛ بلکه این باشد که چرا در فرهنگ سیاسی ما اعتراف به اشتباه اینقدر دشوار و سرزنش دیگران اینقدر آسان است.
نمونههای این وضعیت فراواناند. برخی تصور میکردند که فشار یا حمله خارجی میتواند به فروپاشی سریع حکومت منجر شود. امروز که چنین اتفاقی رخ نداده است، انصاف اقتضا میکند که درباره آن تحلیلها بازاندیشی شود و صادقانه درباره محدودیتها و خطاهای احتمالی سخن گفته شود. در مقابل، کسانی که با هرگونه اعتراض خیابانی یا هر نوع فشار سیاسی مخالف بودند نیز باید از خود بپرسند که آیا همه ارزیابیها و پیشبینیهای آنان درست از آب درآمده است یا نه.
همچنین در میان مجادلههای امروز، گاه مسئولیتهای اصلی نیز به فراموشی سپرده میشود. میتوان درباره درستی یا نادرستی برخی فراخوانها، راهبردها و تحلیلهای سیاسی بحث کرد، اما نباید فراموش کرد که مسئولیت اقدامات سرکوبگرانه و خشونتآمیز بر عهده کسانی است که ابزار قدرت و اجبار را در اختیار دارند. نقد مخالفان یک چیز است و جابهجا کردن مسئولیت عاملان مستقیم خشونت چیز دیگری.
اما ریشه این وضعیت شاید عمیقتر از یک اختلاف سیاسی باشد. از منظر روانشناختی، میتوان رد پای کهنالگوی «پدر مقتدر» را در بخشهایی از فرهنگ سیاسی ما مشاهده کرد؛ الگویی که در آن حقیقت نه از دل گفتوگو، بلکه از زبان مرجع قدرت صادر میشود. شاید به همین دلیل است که حتی مخالفان اقتدارگرایی نیز گاه ناخواسته همان الگو را بازتولید میکنند: به جای اقناع، دستور میدهند؛ به جای استدلال، برچسب میزنند؛ و به جای شنیدن، حکم صادر میکنند.
از منظر تاریخی و جامعهشناختی نیز، تجربه طولانی تمرکز قدرت در ایران فرصت چندانی برای شکلگیری فرهنگ مذاکره، سازش و همکاری میان نیروهای متفاوت باقی نگذاشته است. ما بارها حول شخصیتها، رهبران و جریانهای مقتدر بسیج شدهایم، اما کمتر تمرین کردهایم که چگونه با وجود اختلافهای جدی، بر سر اهداف مشترک همکاری کنیم. به همین دلیل، اختلافنظر اغلب به دشمنی تبدیل میشود و رقابت سیاسی به حذف متقابل.
با این حال، هیچ جامعهای بدون خودانتقادی رشد نمیکند. بلوغ سیاسی زمانی آغاز میشود که افراد و جریانها بتوانند بگویند: «در این مورد اشتباه کردم»، «این رویداد بخشی از باورهای مرا تغییر داد» یا «رقیب من نیز ممکن است در بخشی از تحلیل خود درست گفته باشد». پذیرش خطا نشانه ضعف نیست؛ نشانه اعتماد به نفس و صداقت فکری است.
اگر هدف، رسیدن به ایرانی آزاد و دموکراتیک است، شاید واقعبینانهتر آن باشد که به جای رؤیای یک اپوزیسیون کاملاً یکدست، به دنبال شکل دادن به فرهنگی از همکاری و ائتلاف باشیم؛ فرهنگی که در آن نیروهای گوناگون، با وجود اختلافهای عمیق، بتوانند بر سر اصولی چون آزادی، حقوق شهروندی، حاکمیت قانون و منافع ملی به تفاهم برسند.
شاید نخستین گام در این مسیر آن باشد که به جای پرسیدن «مقصر کیست؟» از خود بپرسیم: «این تجربه چه چیزی به ما آموخت و هر یک از ما چه سهمی در ساختن آیندهای بهتر داریم؟» پاسخ به این پرسش، بیش از هر دادگاهی، میتواند راه را به سوی آینده باز کند
@Tavaana_TavaanaTech
👍11❤6👌2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چهلم جاویدنام میثم قادری؛ روایت یک عشق ناتمام
پنجشنبه ۳۰ بهمنماه، آتشگاهِ باغستانِ کرج سیاهپوش شد؛ همان خاکی که پیکر جوان ۳۰ سالهای را در آغوش گرفته که آرزوهایش هنوز تازه بود. کنار همان مزار، چهلم میثم قادری برگزار شد؛ با اشکهایی که تمامی نداشت و بغضی که در سینهها سنگینی میکرد.
میثم قادری، جوان ۳۰ ساله و اهل شاهینویلای کرج، در حالی به خاک سپرده شد و مراسم یادبودش برگزار گردید که داغ هجدهم دیماه همچنان بر دل خانواده و دوستانش تازه است؛ روزی که او برای آزادی وطن به خیابان آمد و در نهم شاهینویلا با اصابت گلولههای جنگی به گلو، مظلومانه جان باخت.
میثم تنها دقایقی پس از تیر خوردن چشم از جهان فروبست و زندگیاش در اوج جوانی و در میان آرزوهای ناتمام، خاموش شد.
میثم بعد از سالها انتظار، بالاخره دستِ دخترِ مورد علاقهاش را گرفت و پیمان عشق بست. سالها صبر، سالها امید، تا سرانجام به عقدی رسید که قرار بود آغاز خوشبختیشان باشد. اما تنها هفت ماه از آن روزهای شیرین گذشته بود که ضحاکان زمانه، با گلولهای بر گلویش، زندگیاش را مظلومانه گرفتند.
همسری که لباس سپید عروسی را در خیال میپوشید، امروز سیاهپوش کنار مزار ایستاده است؛ عشقی که تازه شکفته بود، پیش از آنکه به بهار برسد، پرپر شد. مادری که سالها چشمانتظار دامادی پسرش بود، نتوانست صدای ساز عروسیاش را بشنود؛ به جای آن، بر خاک سرد آتشگاه اشک ریخت و نام پسرش را با ناله صدا زد.
چهلم میثم، تنها گذر چهل روز از نبودنش نیست؛ چهل روز است که خانهای بیصدا مانده، چهل روز است که قلبی تازهعروس شکسته، چهل روز است که مادری قامت خم کرده است.
میثم قادری رفت، اما نامش در دلها ماند؛ یادِ جوانی که عشقش ناتمام ماند و رؤیاهایش پیش از رسیدن به بهار، در زمستان خاموش شد.
میثم جان ، بچه محل ، یادت تا همیشه در قلب ما زنده و گرامیست.💔
تهیه و تدوین ویدیو، نگارش متن و گردآوری اطلاعات توسط : مسعود علیزاده.
Masoudalizadeh___
#میثم_قادری
#عشق_ناتمام
#دی_ماه_خونین
#علیه_فراموشی
@Tavaana_TavaanaTech
پنجشنبه ۳۰ بهمنماه، آتشگاهِ باغستانِ کرج سیاهپوش شد؛ همان خاکی که پیکر جوان ۳۰ سالهای را در آغوش گرفته که آرزوهایش هنوز تازه بود. کنار همان مزار، چهلم میثم قادری برگزار شد؛ با اشکهایی که تمامی نداشت و بغضی که در سینهها سنگینی میکرد.
میثم قادری، جوان ۳۰ ساله و اهل شاهینویلای کرج، در حالی به خاک سپرده شد و مراسم یادبودش برگزار گردید که داغ هجدهم دیماه همچنان بر دل خانواده و دوستانش تازه است؛ روزی که او برای آزادی وطن به خیابان آمد و در نهم شاهینویلا با اصابت گلولههای جنگی به گلو، مظلومانه جان باخت.
میثم تنها دقایقی پس از تیر خوردن چشم از جهان فروبست و زندگیاش در اوج جوانی و در میان آرزوهای ناتمام، خاموش شد.
میثم بعد از سالها انتظار، بالاخره دستِ دخترِ مورد علاقهاش را گرفت و پیمان عشق بست. سالها صبر، سالها امید، تا سرانجام به عقدی رسید که قرار بود آغاز خوشبختیشان باشد. اما تنها هفت ماه از آن روزهای شیرین گذشته بود که ضحاکان زمانه، با گلولهای بر گلویش، زندگیاش را مظلومانه گرفتند.
همسری که لباس سپید عروسی را در خیال میپوشید، امروز سیاهپوش کنار مزار ایستاده است؛ عشقی که تازه شکفته بود، پیش از آنکه به بهار برسد، پرپر شد. مادری که سالها چشمانتظار دامادی پسرش بود، نتوانست صدای ساز عروسیاش را بشنود؛ به جای آن، بر خاک سرد آتشگاه اشک ریخت و نام پسرش را با ناله صدا زد.
چهلم میثم، تنها گذر چهل روز از نبودنش نیست؛ چهل روز است که خانهای بیصدا مانده، چهل روز است که قلبی تازهعروس شکسته، چهل روز است که مادری قامت خم کرده است.
میثم قادری رفت، اما نامش در دلها ماند؛ یادِ جوانی که عشقش ناتمام ماند و رؤیاهایش پیش از رسیدن به بهار، در زمستان خاموش شد.
میثم جان ، بچه محل ، یادت تا همیشه در قلب ما زنده و گرامیست.💔
تهیه و تدوین ویدیو، نگارش متن و گردآوری اطلاعات توسط : مسعود علیزاده.
Masoudalizadeh___
#میثم_قادری
#عشق_ناتمام
#دی_ماه_خونین
#علیه_فراموشی
@Tavaana_TavaanaTech
💔21❤3🕊2
آرش صادقی، فعال مدنی صدیق و شریف و زندانی سیاسی سابق، با انتشار متنی در استوری اینستاگرام خود بر برابری ارزش جان انسانها تأکید کرد و نوشت که نباید میان قربانیان اعتراضات دیماه و کشتهشدگان غیرنظامی جنگ مرزی کشید. او با انتقاد از نگاههای سیاسی و جناحی به رنج انسانها، تأکید کرد که تاریخ درباره مواضع افراد در برابر مرگ، ویرانی و رنج انسانها قضاوت خواهد کرد، نه بر اساس شعارها و روایتهای سیاسی.
متن نوشته آقای صادقی به شرح زیر است:
«تاریخ، در آیندهای نهچندان دور، درباره همه ما قضاوت خواهد کرد؛ نه بر اساس شعارها، بلکه بر اساس اینکه در برابر رنج انسانها چه موضعی گرفتیم.
برای کشتهشدگان دیماه گریستیم؛ همانگونه که برای قربانیان غیرنظامی جنگ گریستیم.
کشتهشدگان دیماه را فرزندان این سرزمین میدانستیم و قربانیان جنگ اخیر را نیز. میان خونها مرز نکشیدیم و میان رنجها تبعیض قائل نشدیم.
نه پرچم هیچ کشوری را بر دوش کشیدیم و نه درد انسانها را با معیارهای سیاسی سنجیدیم.
برای هر کسی که درد این سرزمین را درد خود میداند، همه آنان مردم این سرزمین بودند؛ انسانهایی با آرزوها، خانوادهها و زندگیهایی که از میان ما رفتند.
در روزهایی که فرزندان این سرزمین کشته میشدند، چه در خیابانها در دیماه و چه در آتش جنگ، سکوت نکردیم؛ زیرا باور داشتیم که ارزش جان انسانها وابسته به زمان، مکان یا روایت سیاسی نیست.
روزی که گردوغبار این سالها فروبنشیند و هیاهوی سیاست و جنگ به تاریخ بپیوندد، آنچه باقی خواهد ماند نام دولتها، پرچمها و پیروزیهای ادعایی نخواهد بود؛ بلکه یاد انسانهایی خواهد بود که جان باختند و یاد کسانی که در برابر مرگ آنان سکوت کردند.
ما در سوگ همه فرزندان این سرزمین میایستیم؛ بیآنکه خون کسی را ارزشمندتر از دیگری بدانیم.
و اگر تاریخ روزی از ما بپرسد: «در روزگار مرگ و ویرانی در کدام سو ایستاده بودید؟» پاسخ ما روشن خواهد بود:
در کنار انسان، در کنار زندگی و در کنار مردمی که بهای همه این رنجها را پرداختند.»
#آرش_صادقی #دی_ماه_خونین #جنگ #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaananaTech
متن نوشته آقای صادقی به شرح زیر است:
«تاریخ، در آیندهای نهچندان دور، درباره همه ما قضاوت خواهد کرد؛ نه بر اساس شعارها، بلکه بر اساس اینکه در برابر رنج انسانها چه موضعی گرفتیم.
برای کشتهشدگان دیماه گریستیم؛ همانگونه که برای قربانیان غیرنظامی جنگ گریستیم.
کشتهشدگان دیماه را فرزندان این سرزمین میدانستیم و قربانیان جنگ اخیر را نیز. میان خونها مرز نکشیدیم و میان رنجها تبعیض قائل نشدیم.
نه پرچم هیچ کشوری را بر دوش کشیدیم و نه درد انسانها را با معیارهای سیاسی سنجیدیم.
برای هر کسی که درد این سرزمین را درد خود میداند، همه آنان مردم این سرزمین بودند؛ انسانهایی با آرزوها، خانوادهها و زندگیهایی که از میان ما رفتند.
در روزهایی که فرزندان این سرزمین کشته میشدند، چه در خیابانها در دیماه و چه در آتش جنگ، سکوت نکردیم؛ زیرا باور داشتیم که ارزش جان انسانها وابسته به زمان، مکان یا روایت سیاسی نیست.
روزی که گردوغبار این سالها فروبنشیند و هیاهوی سیاست و جنگ به تاریخ بپیوندد، آنچه باقی خواهد ماند نام دولتها، پرچمها و پیروزیهای ادعایی نخواهد بود؛ بلکه یاد انسانهایی خواهد بود که جان باختند و یاد کسانی که در برابر مرگ آنان سکوت کردند.
ما در سوگ همه فرزندان این سرزمین میایستیم؛ بیآنکه خون کسی را ارزشمندتر از دیگری بدانیم.
و اگر تاریخ روزی از ما بپرسد: «در روزگار مرگ و ویرانی در کدام سو ایستاده بودید؟» پاسخ ما روشن خواهد بود:
در کنار انسان، در کنار زندگی و در کنار مردمی که بهای همه این رنجها را پرداختند.»
#آرش_صادقی #دی_ماه_خونین #جنگ #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaananaTech
❤20👌5👍2