آموزشکده توانا
49.5K subscribers
41.3K photos
41.6K videos
2.57K files
21.7K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
Forwarded from گفت‌وشنود
«در سال ۲۰۱۴، مبارک بالا (Mubarak Bala)، شهروند نیجریه‌ای، آشکارا اعلام کرد که به هیچ دینی اعتقاد ندارد. او تا پیش از این مسلمان بود و برای خانواده مسلمان او این برگشت از دین یک امر ناپذیرفتنی بود. خانواده‌اش او را به اجبار به یک مرکز روان‌پزشکی منتقل کردند، شاید به این دلیل که فکر می‌کردند او دیوانه شده است. شاید هم دلیل انتقال او این بود که آن‌ها می‌خواستند او را بترسانند. یک احتمال دیگر هم می‌شد در نظر گرفت: آیا علت این بود که با چسباندن انگ دیوانگی به او، جانش را از دست مسلمانان خشمگینی که برگشت از اسلام را مساوی صدور حکم مرگ برای انسان می‌دانند نجات دهند؟ او بعدها گفت در آن بیمارستان روانی، داروهایی دریافت کرده، تهدید شده و تحت فشار قرار گرفته بود. گزارش‌ها می‌گویند علت اصلی بستری‌شدن، نه بیماری روانی، بلکه ترک اسلام و اعلام بی‌دینی بود.»

نوشتار «مبارک بالا» روایت زندگی و مبارزات یکی از شناخته‌شده‌ترین فعالان حقوق ناباورمندان در آفریقا است؛ فردی که به دلیل بیان آشکار عقاید خود، با فشارهای خانوادگی، اجتماعی و قضایی روبه‌رو شد. داستان او تنها به سرگذشت یک فرد محدود نمی‌شود، بلکه تصویری از چالش‌هایی است که بسیاری از افراد در نقاط مختلف جهان به دلیل تغییر دین، ترک دین یا ابراز بی‌دینی با آن مواجه هستند.

این مطلب به اهمیت آزادی دین و باور، از جمله حق تغییر دین یا نداشتن دین، می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه محدودیت‌های فرهنگی، اجتماعی و قانونی می‌توانند زندگی افراد را تحت تأثیر قرار دهند. در عین حال، تجربه مبارک بالا یادآور این واقعیت است که آزادی عقیده تنها زمانی معنا پیدا می‌کند که همه افراد، صرف‌نظر از باور یا ناباوری خود، از حقوق برابر برخوردار باشند.

یکی از نکات مهم این نوشتار، تأکید بر این اصل است که آزادی وجدان و حق انتخاب باور، از بنیادی‌ترین حقوق انسانی به شمار می‌رود؛ حقی که بدون آن، امکان گفت‌وگوی آزاد و همزیستی مسالمت‌آمیز میان شهروندان دشوار خواهد بود.

متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:

https://dialog.tavaana.org/mubarak-bala/

#مبارک_بالا #الحاد #آتئیسم #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍6👌21

نامه احمدرضا حائری از زندان قزلحصار: هشدار درباره موج اعدام‌ها و وضعیت ۳۵ محکوم به مرگ

احمدرضا حائری، زندانی سیاسی و از فعالان کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»، در نامه‌ای از زندان قزلحصار با توصیف اعدام ۹ هم‌بند خود در ۹ ماه، شبیخون خونین دهم فروردین و نگهداری حدود ۱۸۰ بازداشتی اعتراضات دی‌ماه – از جمله ۳۵ نفر محکوم به اعدام – نسبت به شرایط غیرانسانی این زندانیان و سکوت جامعه نسبت به اعدام‌ها هشدار داد. او در این نامه از شکنجه، ضرب‌وجرح زندانیان، فشارهای تازه امنیتی به‌خاطر مخالفت با اعدام، و هم‌زمان از تأثیر جنگ، گرانی و بحران‌های منطقه‌ای بر روحیه مردم می‌نویسد و در عین حال تأکید می‌کند که امید و مطالبه دموکراسی و حقوق بشر را نباید از دست داد.

متن نوشته آقای حائری به نقل صفحه اینستاگرام ایشان را در اسلایدها بخوانید.

#احمدرضا_حائری #بیانیه #نه_به_اعدام

@Tavaana_TavaanaTech
💔12🕊2
محمدرضا مرادبهروزی و همسرش سوری بابایی چگینی با پرونده‌سازی جدید به دادسرای انقلاب محمدیه احضار شدند

طبق اطلاعات رسیده به آموزشکده توانا، محمدرضا مرادبهروزی و همسرش، سوری بابایی چگینی، بار دیگر با تشکیل پرونده‌ای جدید از سوی نهادهای امنیتی و قضایی مواجه شده‌اند.

بر اساس این گزارش، این زوج به شعبه اول بازپرسی دادسرای انقلاب محمدیه قزوین احضار شده‌اند. اتهامات مطرح‌شده علیه آنان شامل «ارسال فیلم، تصاویر یا اطلاعات به شبکه‌ها، رسانه‌ها یا صفحات مجازی بیگانه و معاند علیه امنیت ملی» و همچنین «هرگونه اقدام عملیاتی و فعالیت اطلاعاتی برای رژیم صهیونیستی، دولت‌ها، گروه‌های متخاصم یا عوامل وابسته به آن‌ها برخلاف امنیت کشور» عنوان شده است.

این احضار در حالی صورت می‌گیرد که سوری بابایی چگینی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، همچنان دوران محکومیت خود را در زندان سپری می‌کند و از حق ملاقات نیز محروم است.

سوری بابایی چگینی، زندانی سیاسی سابق، در اواسط دی‌ماه ۱۴۰۴ بازداشت شد و به سه سال حبس محکوم شده است. با وجود آنکه وی هم‌اکنون در حال گذراندن دوران محکومیت خود است، حالا پرونده‌سازی جدیدی علیه او و همسرش گشوده شده و این دو با اتهامات تازه‌ای روبه‌رو شده‌اند.

#سوری_بابایی_چگینی #محمدرضا_مرادبهروزی


@Tavaana_TavaanaTech
💔17
عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، پژوهشگر دینی و استاد دانشگاه محبوس در زندان قم، توسط دادگاه ویژه روحانیت به شش سال حبس، پرداخت جزای نقدی و خلع لباس روحانیت محکوم شد.

مجتبی لطفی، از مسئولان دفتر آیت‌الله منتظری، از صدور حکم بدوی عبدالرحیم سلیمانی اردستانی به انصاف نیوز خبر داد.
به گفته وی، دادگاه ویژه روحانیت، این روحانی و پژوهشگر دینی را به شش سال حبس، پرداخت جزای نقدی و خلع لباس روحانیت محکوم کرده است.
لطفی همچنین اعلام کرده که آقای سلیمانی گفته است قصد اعتراض به این حکم را ندارد، مگر آنکه دادگاه به‌صورت علنی برگزار شود. مجتبی لطفی اظهار داشت که این پژوهشگر دینی ظاهرا در ارتباط با هشت اتهام مطرح‌شده علیه خود، محکوم شده است.
در این گزارش به جزئیات بیشتر از جمله تاریخ دقیق صدور این حکم، اشاره‌ای نشده است.
پیشتر عبدالرحیم سلیمانی اردستانی در نامه‌ای از داخل زندان اعلام کرده بود که با اتهاماتی از جمله «تشویش اذهان عمومی»، «توهین به مقدسات»، «توهین به رهبری» (به دو شخص علی و مجتبی خامنه‌ای)، «تجمع در اعتراض به حصر میرحسین موسوی»، «اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی»، «توهین به مقدسات تشیع»، «فعالیت تبلیغی ضد نظام»، «نشر اکاذیب رایانه‌ای به قصد تشویش اذهان عمومی»، «توهین به مراجع»، «هتک حیثیت روحانیت» و «کنترل ذهن و القائات روانی» مواجه است. او همچنین از نحوه بازداشت، نگهداری در سلول انفرادی و محرومیت از ملاقات با خانواده انتقاد کرده بود.
عبدالرحیم سلیمانی اردستانی در ابتدای فروردین‌ماه سال جاری توسط نیروهای امنیتی در روستای بالقلوه شهرستان ساوه بازداشت شد. وی پس از مدتی نگهداری در زندان لنگرود و سلول انفرادی، به زندان ساحلی قم منتقل شد.

#عبدالرحیم_سلیمانی _اردستانی #خلع_لباس #گفتگو_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
9🕊5💔3
Forwarded from گفت‌وشنود
«در سال ۲۰۱۴، مبارک بالا (Mubarak Bala)، شهروند نیجریه‌ای، آشکارا اعلام کرد که به هیچ دینی اعتقاد ندارد. او تا پیش از این مسلمان بود و برای خانواده مسلمان او این برگشت از دین یک امر ناپذیرفتنی بود. خانواده‌اش او را به اجبار به یک مرکز روان‌پزشکی منتقل کردند، شاید به این دلیل که فکر می‌کردند او دیوانه شده است. شاید هم دلیل انتقال او این بود که آن‌ها می‌خواستند او را بترسانند. یک احتمال دیگر هم می‌شد در نظر گرفت: آیا علت این بود که با چسباندن انگ دیوانگی به او، جانش را از دست مسلمانان خشمگینی که برگشت از اسلام را مساوی صدور حکم مرگ برای انسان می‌دانند نجات دهند؟ او بعدها گفت در آن بیمارستان روانی، داروهایی دریافت کرده، تهدید شده و تحت فشار قرار گرفته بود. گزارش‌ها می‌گویند علت اصلی بستری‌شدن، نه بیماری روانی، بلکه ترک اسلام و اعلام بی‌دینی بود.»

نوشتار «مبارک بالا» روایت زندگی و مبارزات یکی از شناخته‌شده‌ترین فعالان حقوق ناباورمندان در آفریقا است؛ فردی که به دلیل بیان آشکار عقاید خود، با فشارهای خانوادگی، اجتماعی و قضایی روبه‌رو شد. داستان او تنها به سرگذشت یک فرد محدود نمی‌شود، بلکه تصویری از چالش‌هایی است که بسیاری از افراد در نقاط مختلف جهان به دلیل تغییر دین، ترک دین یا ابراز بی‌دینی با آن مواجه هستند.

این مطلب به اهمیت آزادی دین و باور، از جمله حق تغییر دین یا نداشتن دین، می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه محدودیت‌های فرهنگی، اجتماعی و قانونی می‌توانند زندگی افراد را تحت تأثیر قرار دهند. در عین حال، تجربه مبارک بالا یادآور این واقعیت است که آزادی عقیده تنها زمانی معنا پیدا می‌کند که همه افراد، صرف‌نظر از باور یا ناباوری خود، از حقوق برابر برخوردار باشند.

یکی از نکات مهم این نوشتار، تأکید بر این اصل است که آزادی وجدان و حق انتخاب باور، از بنیادی‌ترین حقوق انسانی به شمار می‌رود؛ حقی که بدون آن، امکان گفت‌وگوی آزاد و همزیستی مسالمت‌آمیز میان شهروندان دشوار خواهد بود.

متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:

https://dialog.tavaana.org/mubarak-bala/

#مبارک_بالا #الحاد #آتئیسم #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍116👌1
Forwarded from گفت‌وشنود
عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، پژوهشگر دینی و استاد دانشگاه محبوس در زندان قم، توسط دادگاه ویژه روحانیت به شش سال حبس، پرداخت جزای نقدی و خلع لباس روحانیت محکوم شد.

مجتبی لطفی، از مسئولان دفتر آیت‌الله منتظری، از صدور حکم بدوی عبدالرحیم سلیمانی اردستانی به انصاف نیوز خبر داد.
به گفته وی، دادگاه ویژه روحانیت، این روحانی و پژوهشگر دینی را به شش سال حبس، پرداخت جزای نقدی و خلع لباس روحانیت محکوم کرده است.
لطفی همچنین اعلام کرده که آقای سلیمانی گفته است قصد اعتراض به این حکم را ندارد، مگر آنکه دادگاه به‌صورت علنی برگزار شود. مجتبی لطفی اظهار داشت که این پژوهشگر دینی ظاهرا در ارتباط با هشت اتهام مطرح‌شده علیه خود، محکوم شده است.
در این گزارش به جزئیات بیشتر از جمله تاریخ دقیق صدور این حکم، اشاره‌ای نشده است.
پیشتر عبدالرحیم سلیمانی اردستانی در نامه‌ای از داخل زندان اعلام کرده بود که با اتهاماتی از جمله «تشویش اذهان عمومی»، «توهین به مقدسات»، «توهین به رهبری» (به دو شخص علی و مجتبی خامنه‌ای)، «تجمع در اعتراض به حصر میرحسین موسوی»، «اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی»، «توهین به مقدسات تشیع»، «فعالیت تبلیغی ضد نظام»، «نشر اکاذیب رایانه‌ای به قصد تشویش اذهان عمومی»، «توهین به مراجع»، «هتک حیثیت روحانیت» و «کنترل ذهن و القائات روانی» مواجه است. او همچنین از نحوه بازداشت، نگهداری در سلول انفرادی و محرومیت از ملاقات با خانواده انتقاد کرده بود.
عبدالرحیم سلیمانی اردستانی در ابتدای فروردین‌ماه سال جاری توسط نیروهای امنیتی در روستای بالقلوه شهرستان ساوه بازداشت شد. وی پس از مدتی نگهداری در زندان لنگرود و سلول انفرادی، به زندان ساحلی قم منتقل شد.

#عبدالرحیم_سلیمانی _اردستانی #خلع_لباس #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
🕊105💔4
از زندگی در دروغ تا جامعه موازی
بخش ۴ 
هایدانک، منشور ۷۷ و پرسش «آزادی برای چه؟»

در این میان، لادیسلاو هایدانک تأکید می‌کند که هیچ فرد یا جامعه‌ای به‌طور مطلق مستقل نیست. پس باید پرسید: «استقلال از چه؟» و مهم‌تر از آن: «آزادی برای چه؟» اگر آزادی فقط «رهایی از» باشد و نه «آزادی برای» ارزش‌هایی چون حقیقت، عدالت و قانون، می‌تواند تهی شود و حتی به شکل تازه‌ای از سلطه بینجامد.

هایدانک یادآوری می‌کند که در سنت دموکراتیک، دولت مخلوق جامعه است، نه ارباب آن. دولت باید ابزار سامان‌دهی زندگی عمومی باشد، نه مالک زندگی مردم. اما در نظام‌های اقتدارگرا، دولت و حزب بر جامعه مسلط می‌شوند، ابتکار اجتماعی را می‌بلعند و هر فعالیت مستقل را تهدید می‌بینند. مطالبه «جامعه مستقل» در اروپای شرقی یعنی تلاش برای بازپس‌گیری جامعه از دولت.

منشور ۷۷ نمونه عملی این اندیشه است. منشور نه حزب بود، نه برنامه‌ای برای تصرف قدرت داشت. اما با تکیه بر تعهدات حقوق بشری‌ای که خود دولت پذیرفته بود، از او خواست به قوانین خودش وفادار بماند. همین مطالبه ظاهراً ساده، حکومت را روبه‌روی آینه حقیقت قرار داد.

اهمیت منشور ۷۷ فقط در متن حقوقی آن نبود، بلکه در نوع کنش آن بود: شهروندانی که از «نقش منفعل» بیرون می‌آیند و با زبان قانون، اخلاق و مسئولیت، دولت را خطاب قرار می‌دهند. هرچه افراد و گروه‌های بیشتری این مسئولیت را بپذیرند، جامعه برای مسئولیت‌های بزرگ‌تر، از جمله مسئولیت سیاسی، آماده‌تر می‌شود.

در این چارچوب، سه مفهوم به هم گره می‌خورند: زندگی در حقیقت، جامعه موازی و مسئولیت مدنی. زندگی در حقیقت، نقطه آغاز اخلاقی است؛ جامعه موازی، شکل نهادی آن است؛ مسئولیت مدنی، نیرویی است که این دو را زنده نگه می‌دارد.

بخش سوم

@Tavaana_TavaanaTech
👌5💯1
Forwarded from گفت‌وشنود
تداوم بلاتکلیفی زوج بهائی، بهزاد یزدانی و رومینا خزعلی، بیش از ۷۰ روز پس از بازداشت

تداوم بلاتکلیفی زوج بهائی، بهزاد یزدانی و رومینا خزعلی، بیش از ۷۰ روز پس از بازداشت، نگرانی پیرامون وضعیت آنان را افزایش داده است. این نگرانی خصوصا در مورد خانم خزعلی که از بیماری‌های متعدد رنج می‌برد و نیازمند درمان است، دوچندان می‌باشد.

طبق اطلاع یک منبع آگاه، رومینا خزعلی طی این مدت از دریافت داروهای مناسب و معاینات پزشکی محروم بوده و در نبود امکانات پزشکی، کمردرد و معدهٔ او که پیشتر مورد جراحی قرار گرفته بود عود کرده است.

بهزاد یزدانی، مترجم و ویراستار، پیشتر روز نهم فروردین‌ماه، توسط ماموران اطلاعات سپاه در منزلش بازداشت شد. عصر روز بعد، دهم فروردین‌ماه، ۱۲ مامور امنیتی بار دیگر به منزل این زوج رفته و به مدت چهار ساعت اقدام به تفتیش منزل و ضبط تمامی وسایل الکترونیک و دیگر وسایل شخصی اعضای خانه و حتی مهمانان آنان کردند. ماموران همچنین دو فرزند نوجوان این زوج را تحت بازجویی قرار دادند که این امر منجر به حملهٔ اضطرابی‌ ایشان شد. آن‌ها سپس رومینا خزعلی را مقابل چشمان فرزندان و پدر و مادر سالخورده‌‌اش بازداشت کردند.

پس از گذشت بیش از ۷۰ روز، کماکان از اتهامات مطروحه علیه ایشان و نیز پذیرش وثیقه جهت آزادی این زوج بهائی خبری نیست. آن‌ها همچنان بدون دسترسی به حق وکیل زندانی بوده و نهادهای مربوطه پاسخگو نیستند.

#رومینا_خزعلی #بهزاد_یزدانی
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
💔12🕊1
نگرانی از وضعیت حسام بخشی؛ بازیگر تئاتر و سینما پس از ماه‌ها بازداشت با اتهامات سنگین روبه‌رو است

حسام بخشی، شهروند اهل مشهد و بازیگر تئاتر و سینما، در تاریخ ۴ بهمن ۱۴۰۴ توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت شد. او پس از بیش از یک ماه بازجویی در بازداشتگاه وزارت اطلاعات، در ۶ اسفند ۱۴۰۴ به قرنطینه زندان وکیل‌آباد مشهد منتقل شد.

بر اساس اطلاعات دریافتی، اتهاماتی که به این شهروند نسبت داده شده شامل انتشار پست و استوری در اینستاگرام علیه جمهوری اسلامی، تشکیل گروه، شرکت در اعتراضات و نگهداری کوکتل مولوتوف عنوان شده است.

یک منبع مطلع به نزدیکان حسام بخشی گفته است که وی در طول دوران بازداشت بارها از طرح اتهامات متعدد و سنگین علیه خود سخن گفته است. به گفته این منبع، حسام در تماس‌های تلفنی از زندان اظهار کرده بود که علاوه بر اتهامات فوق، اتهاماتی نظیر «محاربه»، «سب‌النبی» و حتی «شیطان‌پرستی» نیز به او نسبت داده شده است. او این اتهامات را غیرواقعی می‌دانست و با تعجب از طرح چنین مواردی سخن می‌گفت.

این منبع می‌افزاید که مقام‌های امنیتی تلاش کرده‌اند آتش‌سوزی ساختمان دادگستری مشهد را نیز به این زندانی منتسب کنند، در حالی که حسام بخشی تنها حضور خود در محل را پذیرفته و گفته است به دلیل نزدیکی محل سکونت خانواده‌اش به ساختمان دادگستری در آن محدوده حضور داشته است. وی همچنین تأکید کرده بود که بخشی از پرونده او به استوری‌های منتشرشده در صفحه شخصی اینستاگرامش مربوط می‌شود؛ از جمله انتشار فراخوانی برای تجمع در محله کوی امیر مشهد و مطالبی که از سوی نهادهای امنیتی مصداق توهین به مقدسات تلقی شده و بر همین اساس اتهام «سب‌النبی» به او نسبت داده شده است.

بر اساس این گزارش، حسام بخشی پس از ۱۲۳ روز نگهداری در شرایط نامشخص، به بند ۶/۱ زندان وکیل‌آباد منتقل شده است. با این حال، زندانیان این بند به دوستان او گفته‌اند که سه روز پیش از انتقال، وی مجدداً از زندان تحویل مأموران امنیتی شده و برای مدتی به بازداشتگاه اطلاعات منتقل شده بود.

منابع نزدیک به خانواده می‌گویند در روزهای نخست بازداشت، مأموران امنیتی با خانواده حسام تماس گرفته و از آنان خواسته‌اند درباره بازداشت فرزندشان اطلاع‌رسانی نکنند. به گفته این منابع، مأموران مدعی شده بودند که انتشار خبر بازداشت می‌تواند موجب «سنگین‌تر شدن پرونده» شود و حتی به خانواده گفته بودند که فرزندشان برای موساد فعالیت کرده است؛ ادعایی که صرفاً تلاشی برای ایجاد رعب، فشار روانی و جلوگیری از رسانه‌ای شدن پرونده بوده است.

همچنین گزارش شده است که در روزهای ابتدایی بازداشت، برخی صفحات مجازی تصاویری از حسام بخشی منتشر کرده و نوشته بودند که او از ناحیه چشم هدف اصابت ساچمه قرار گرفته است. بنا بر همین گزارش‌ها، آسیب ناشی از اصابت ساچمه موجب از بین رفتن بخشی از مویرگ‌های چشم او شده است.

منابع مطلع همچنین می‌گویند خانواده حسام بارها با تهدید مواجه شده‌اند که در صورت رسانه‌ای شدن پرونده، ممکن است برای او حکم اعدام صادر شود. این تهدیدها در حالی مطرح شده که اکنون پس از گذشت بیش از چهار ماه از بازداشت، نگرانی‌ها درباره وضعیت پرونده و سلامت او افزایش یافته است.

بر اساس اطلاعات موجود، حسام بخشی در تمام مدت بازداشت از حق دسترسی به وکیل انتخابی محروم بوده است. افزون بر این، او از کودکی به بیماری هموفیلی مبتلا بوده و شرایط جسمانی‌اش نیازمند مراقبت‌های پزشکی مستمر است؛ موضوعی که نگرانی‌ها نسبت به وضعیت سلامت وی در دوران بازداشت را دوچندان کرده است.

با توجه به طرح اتهامات سنگین علیه این زندانی، محرومیت از وکیل انتخابی، فشارهای امنیتی بر خانواده و سابقه بیماری خاص او، نگرانی‌های جدی درباره رعایت حقوق قانونی و وضعیت جسمی و روانی حسام بخشی وجود دارد.

#حسام_بخشی #مشهد #از_بازداشتیها_بگو

@Tavaana_TavaanaTech
💔111🕊1
Forwarded from گفت‌وشنود
بازداشت مجدد مولوی عبدالعزیز عمرزهی، مدرس سابق دارالعلوم مکی زاهدان توسط نیروهای وزارت اطلاعات


شامگاه امروز سه‌شنبه ۱۹ خردادماه ۱۴۰۵، مولوی عبدالعزیز عمرزهی، از مدرسان سابق دارالعلوم مکی زاهدان، توسط نیروهای وزارت اطلاعات در زاهدان بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد.

ماموران وزارت اطلاعات حوالی ساعت ۱۸:۳۰، در حالی که مولوی عمرزهی از مسجد مکی خارج شده و به سمت منزلش در حرکت بود در خیابان او را با برخوردی توام با بی‌احترامی بازداشت کرده‌اند. تا لحظه تنظیم این گزارش، از محل نگهداری، وضعیت جسمی و اتهامات احتمالی مطرح‌شده علیه وی اطلاعی در دست نیست.

مولوی عبدالعزیز عمرزهی پیش‌تر نیز پس از وقایع «جمعه خونین زاهدان» توسط نهادهای امنیتی بازداشت شده بود. بنا بر اطلاعات دریافتی، در آن مقطع علاوه بر بازداشت وی، شناسنامه او و شماری از اعضای خانواده‌اش توسط اداره اطلاعات ضبط شده و محدودیت‌های اداری و خدماتی علیه او اعمال شده بود. وی پس از مدتی با پیگیری‌های خانواده آزاد شد، اما از ادامه فعالیت در حوزه تدریس و همکاری با مجموعه دارالعلوم مکی محروم ماند.

منابع افزوده‌اند که بازداشت‌های پیشین این روحانی اهل‌ سنت نیز عمدتا در ارتباط با فعالیت‌های مذهبی، تدریس در دارالعلوم مکی و ارتباط با این مرکز دینی صورت گرفته بود. در سال‌های اخیر شماری از علما، مدرسان دینی و فعالان مذهبی اهل‌ سنت در سیستان و بلوچستان با احضار، بازداشت، بازجویی و محدودیت‌های قضایی و امنیتی مواجه شده‌اند. /حال‌وش

#مولوی_عبدالعزیز_عمرزهی
#گفتگو_توانا

@Dialogue1402
🕊63
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۱۵۰ روز پس از جان‌باختن نازنین اسمی‌خانی؛ خواهرش: «آن شب لعنتی هزار سال گذشت و هنوز صبح نشده است»

همزمان با گذشت ۱۵۰ روز از کشته شدن جاویدنام نازنین اسمی‌خانی، خواهر او با انتشار ویدیویی در شبکه‌های اجتماعی، از رنج فقدان خواهرش و روزهای دشواری که خانواده از زمان جان‌باختن او پشت سر گذاشته‌اند، نوشته است.

نسترن اسمی‌خانی در بخشی از این نوشته می‌گوید:

«۱۵۰ روز گذشت از آن شب سیاه و سرد؛ از روزی که هیچ‌کداممان نمی‌دانستیم برای آخرین بار با هم شوخی می‌کنیم، می‌خندیم و حرف می‌زنیم. لعنت به آن شب سرد که هنوز وحشتش در دلم مانده است. شبی که دستت را رها کردم که شاید دو دقیقه بعد دوباره پیدایت کنم، اما ۱۵۰ روز است که پیدایت نکرده‌ام.»

او با اشاره به لحظه‌های پس از اصابت گلوله به خواهرش، از فروپاشی خانواده و جست‌وجوی بی‌ثمر آنان در بیمارستان‌ها برای یافتن نازنین نوشته و افزوده است:

«آن شب لعنتی هزار سال گذشت و هنوز صبح نشده است.»

خواهر نازنین اسمی‌خانی همچنین نوشته است که هنوز هر روز با امید دیدار دوباره خواهرش زندگی می‌کند و در پایان از او با عنوان «دختر شجاع این سرزمین» یاد کرده و نوشته است: «بهت افتخار می‌کنم خواهر.»

نازنین اسمی‌خانی ۱۸ ساله، دانش‌آموز سال آخر دبیرستان بود. او در رشته عکاسی تحصیل می‌کرد و همزمان در یک آتلیه عکاسی مشغول به کار بود. نازنین به موسیقی علاقه داشت و گیتار و سه‌تار می‌نواخت.

او شامگاه ۱۹ دی‌ماه، در حالی که همراه پدر و مادرش در مسیر بازگشت به خانه در شهر محمدیه استان قزوین بود، بر اثر اصابت گلوله جان خود را از دست داد.

پسرعموی نازنین اسمی‌خانی پیش‌تر در شرح چگونگی کشته شدن او گفته بود:

«تک‌تیرانداز از پشت سر نازنین را هدف قرار داده بود. نازنین در آغوش پدرش بود که یک خودروی پژو ۴۰۵ او را با خود می‌برد.»

به گفته این عضو خانواده، برای تحویل پیکر نازنین نیز از خانواده او مبلغ ۳۰۰ میلیون تومان به همراه طلاهای شخصی نازنین دریافت شده است.

با گذشت ۱۵۰ روز از جان‌باختن نازنین اسمی‌خانی، خانواده او همچنان در سوگ فرزند جوان خود به سر می‌برند و یاد و نام او را زنده نگه داشته‌اند؛ دختری ۱۸ ساله که خانواده‌اش از او به عنوان «ناز ایرانی» و «دختر شجاع این سرزمین» یاد می‌کنند.

#نازنین_اسمی_خانی #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔254