Forwarded from گفتوشنود
چارلز لارمور
چگونه بدون دست کشیدن از باورهایمان، دیگری را بپذیریم؟
چارلز لارمور (متولد ۱۹۴۷)، فیلسوف سیاسی آمریکایی و از مدافعان لیبرالیسم سیاسی در عصر معاصر است. او با پیوند زدن اندیشههای جان رالز با سنتهای فلسفی اروپا، تلاش کرده است تا چارچوبی برای همزیستی در جوامع متکثر بیابد. لارمور به دلیل رویکرد واقعگرایانه و در عین حال اخلاقیاش به مسئله «چگونگی مواجهه با اختلافات عمیق اخلاقی» در حوزه عمومی، جایگاه ویژهای در فلسفه سیاسی معاصر دارد.
نظریه احترام عقلانی؛
بنیان رواداری لیبرال
از دیدگاه لارمور، رواداری و پذیرش دیگری، نه یک بیتفاوتی اخلاقی، بلکه یک ضرورت برخاسته از عقل است. او مفاهیم کلیدی زیر را برای تحقق این پذیرش پیشنهاد میدهد:
۱. اصل احترام عقلانی:
لارمور معتقد است رواداری یعنی حتی اگر با جهانبینی دیگری (مذهبی یا فلسفی) مخالفیم، باید او را به عنوان یک «موجود عاقل» به رسمیت بشناسیم. پذیرش دیگری به این معناست که بپذیریم طرف مقابل، برای باورهایش «دلایل معقولی» (از دیدگاه خودش) دارد. این احترام، مانع از تحمیل عقاید میشود.
۲. تفکیک باورهای اخلاقی از مبانی سیاسی:
لارمور استدلال میکند که ما نباید برای رسیدن به جامعه روادار، از باورهای شخصی خود دست بکشیم. او معتقد است میتوانیم با حفظ اصول اخلاقی خود، بر سر «قواعد مشترک سیاسی» به توافق برسیم. رواداری یعنی جدا کردن حوزه خصوصی (باورهای شخصی) از حوزه عمومی (توافق برای همزیستی).
۳. پرهیز از کمالگرایی:
لارمور نقد شدیدی به مدلهایی دارد که میخواهند «زندگی خوب» را برای همه تعریف کنند. او پذیرش دیگری را به معنای «بیطرفی دولت» میداند. جامعه روادار در نگاه او جامعهای است که به افراد اجازه میدهد بر اساس ارزشهای خود زندگی کنند، به شرطی که این ارزشها حق مشابه دیگران را نقض نکند.
پذیرش در نگاه لارمور، به معنای ایجاد فضایی است که در آن «گفتگوی عقلانی» ممکن باشد. او رواداری را ابزاری برای حفظ صلح اجتماعی میداند که بر پایه «احترام به استقلال فکری دیگران» بنا شده است. از منظر او، اگر ما بپذیریم که هیچکس نمیتواند ادعای نهایی حقیقت را در امور اخلاقی داشته باشد، آنگاه پذیرش دیگری به عنوان یک شهروند برابر، نه تنها یک وظیفه، بلکه تنها راه عقلانی برای زندگی در یک جامعه آزاد است.
#چارلز_لارمور #رواداری #لیبرالیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چگونه بدون دست کشیدن از باورهایمان، دیگری را بپذیریم؟
چارلز لارمور (متولد ۱۹۴۷)، فیلسوف سیاسی آمریکایی و از مدافعان لیبرالیسم سیاسی در عصر معاصر است. او با پیوند زدن اندیشههای جان رالز با سنتهای فلسفی اروپا، تلاش کرده است تا چارچوبی برای همزیستی در جوامع متکثر بیابد. لارمور به دلیل رویکرد واقعگرایانه و در عین حال اخلاقیاش به مسئله «چگونگی مواجهه با اختلافات عمیق اخلاقی» در حوزه عمومی، جایگاه ویژهای در فلسفه سیاسی معاصر دارد.
نظریه احترام عقلانی؛
بنیان رواداری لیبرال
از دیدگاه لارمور، رواداری و پذیرش دیگری، نه یک بیتفاوتی اخلاقی، بلکه یک ضرورت برخاسته از عقل است. او مفاهیم کلیدی زیر را برای تحقق این پذیرش پیشنهاد میدهد:
۱. اصل احترام عقلانی:
لارمور معتقد است رواداری یعنی حتی اگر با جهانبینی دیگری (مذهبی یا فلسفی) مخالفیم، باید او را به عنوان یک «موجود عاقل» به رسمیت بشناسیم. پذیرش دیگری به این معناست که بپذیریم طرف مقابل، برای باورهایش «دلایل معقولی» (از دیدگاه خودش) دارد. این احترام، مانع از تحمیل عقاید میشود.
۲. تفکیک باورهای اخلاقی از مبانی سیاسی:
لارمور استدلال میکند که ما نباید برای رسیدن به جامعه روادار، از باورهای شخصی خود دست بکشیم. او معتقد است میتوانیم با حفظ اصول اخلاقی خود، بر سر «قواعد مشترک سیاسی» به توافق برسیم. رواداری یعنی جدا کردن حوزه خصوصی (باورهای شخصی) از حوزه عمومی (توافق برای همزیستی).
۳. پرهیز از کمالگرایی:
لارمور نقد شدیدی به مدلهایی دارد که میخواهند «زندگی خوب» را برای همه تعریف کنند. او پذیرش دیگری را به معنای «بیطرفی دولت» میداند. جامعه روادار در نگاه او جامعهای است که به افراد اجازه میدهد بر اساس ارزشهای خود زندگی کنند، به شرطی که این ارزشها حق مشابه دیگران را نقض نکند.
پذیرش در نگاه لارمور، به معنای ایجاد فضایی است که در آن «گفتگوی عقلانی» ممکن باشد. او رواداری را ابزاری برای حفظ صلح اجتماعی میداند که بر پایه «احترام به استقلال فکری دیگران» بنا شده است. از منظر او، اگر ما بپذیریم که هیچکس نمیتواند ادعای نهایی حقیقت را در امور اخلاقی داشته باشد، آنگاه پذیرش دیگری به عنوان یک شهروند برابر، نه تنها یک وظیفه، بلکه تنها راه عقلانی برای زندگی در یک جامعه آزاد است.
#چارلز_لارمور #رواداری #لیبرالیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤4👌1
Forwarded from گفتوشنود
شکاف بین نسلی در باورهای مذهبی
چالش والدین و فرزندان
گذار از سنت به تجدد در ایران شکاف میان نسلی عمیقی در باورهای مذهبی ایجاد کرده است این تفاوت دیدگاه ناشی از برخورد دو جهان بینی متفاوت است جهان بینی سنتی بر انتقال میراث استوار است در حالی که نسل جدید بر پرسشگری و استقلال فردی تاکید دارد.
دسترسی گسترده به اطلاعات و مواجهه با تکثر دیدگاه ها در فضای مجازی اقتدار منابع سنتی را به چالش کشیده است، بسیاری از جوانان به دنبال تجربه های فردی از حقیقت هستند و زمانی که آموزه های سنتی پاسخگوی چالش های عینی زندگی مدرن نباشد دچار تردید می شوند؛ از سوی دیگر والدین به دلیل نگرانی از گسست اخلاقی بر ارزش های خود پافشاری می کنند که این امر اغلب به تنش های خانوادگی می انجامد.
برای مدیریت این چالش نه تحمیل عقیده کارساز است و نه انکار مطلق میراث راهکار اصلی تغییر پارادایم از تطابق به تفاهم است ؛ پذیرش این واقعیت که باور جزئی از حریم خصوصی و هویت فردی است گام نخست برای کاهش تنش هاست، احترام به تفاوت به معنای تایید عقیده دیگری نیست بلکه به رسمیت شناختن حق متفاوت اندیشیدن است.
گفتگوی سازنده زمانی شکل می گیرد که هدف فهم جهان بینی دیگری باشد نه قانع کردن او والدین باید دغدغه های جوانان را فارغ از قضاوت بشنوند و جوانان نیز میتوانند با رویکردی انتقادی میراث پیشینیان را بررسی کنند.
شکاف میان نسلی یک بحران نیست بلکه فرایندی برای بلوغ فکری جامعه است که در آن مشترکات انسانی همچون اخلاق و شفقت باید مقدم بر تعریف های ایدئولوژیک قرار گیرد تا پیوندهای عاطفی در خانواده حفظ شود.
#شکاف_بین_نسلی #باورمندان #ناباورمندان #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چالش والدین و فرزندان
گذار از سنت به تجدد در ایران شکاف میان نسلی عمیقی در باورهای مذهبی ایجاد کرده است این تفاوت دیدگاه ناشی از برخورد دو جهان بینی متفاوت است جهان بینی سنتی بر انتقال میراث استوار است در حالی که نسل جدید بر پرسشگری و استقلال فردی تاکید دارد.
دسترسی گسترده به اطلاعات و مواجهه با تکثر دیدگاه ها در فضای مجازی اقتدار منابع سنتی را به چالش کشیده است، بسیاری از جوانان به دنبال تجربه های فردی از حقیقت هستند و زمانی که آموزه های سنتی پاسخگوی چالش های عینی زندگی مدرن نباشد دچار تردید می شوند؛ از سوی دیگر والدین به دلیل نگرانی از گسست اخلاقی بر ارزش های خود پافشاری می کنند که این امر اغلب به تنش های خانوادگی می انجامد.
برای مدیریت این چالش نه تحمیل عقیده کارساز است و نه انکار مطلق میراث راهکار اصلی تغییر پارادایم از تطابق به تفاهم است ؛ پذیرش این واقعیت که باور جزئی از حریم خصوصی و هویت فردی است گام نخست برای کاهش تنش هاست، احترام به تفاوت به معنای تایید عقیده دیگری نیست بلکه به رسمیت شناختن حق متفاوت اندیشیدن است.
گفتگوی سازنده زمانی شکل می گیرد که هدف فهم جهان بینی دیگری باشد نه قانع کردن او والدین باید دغدغه های جوانان را فارغ از قضاوت بشنوند و جوانان نیز میتوانند با رویکردی انتقادی میراث پیشینیان را بررسی کنند.
شکاف میان نسلی یک بحران نیست بلکه فرایندی برای بلوغ فکری جامعه است که در آن مشترکات انسانی همچون اخلاق و شفقت باید مقدم بر تعریف های ایدئولوژیک قرار گیرد تا پیوندهای عاطفی در خانواده حفظ شود.
#شکاف_بین_نسلی #باورمندان #ناباورمندان #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍7❤1👌1
بازداشت حسن رونقی پس از ضربوشتم توسط مأموران لباسشخصی در ملکان
حسن رونقی، روز سهشنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۵، توسط مأموران لباسشخصی در شهر ملکان بازداشت شد. بنا بر گزارشهای دریافتی، مأموران پیش از بازداشت، وی را مورد ضربوشتم قرار دادهاند.
آقای رونقی پیش از این نیز در جریان جنگ ۱۲ روزه بازداشت شده و بنا بر گزارشها، در دوران بازداشت تحت شکنجه قرار گرفته بود.
حسن رونقی به یک بیماری خودایمنی مبتلاست که موجب آسیب به سیستم عصبی او شده و در دورههایی توانایی راه رفتن را از وی سلب میکند. با توجه به وضعیت جسمانی، نیاز به مراقبتهای پزشکی مستمر و خطر تشدید بیماری، ادامه بازداشت او میتواند سلامت و جانش را با مخاطرات جدی مواجه کند.
آقای رونقی چندی پیش ضمن انتشار تصویر رای دادگاه تجدیدنظر نوشته بود:
حکم یکسال حبس صادره توسط قاضی سلمان رستمی شعبه ۱۰۲ کیفری ملکان در شعبه ۱۲ تجدید نظر استان عینا تائید شد.
اتهام: نشراکاذیب به قصد تشویش اذهان در جهت تحکیم و تقویت رژیم صهیونیستی
او همچنین در خصوص پرونده دیگرش نوشته بود:
حکم چندین سال زندان و یکسال تبعید به شهرستان سربار صادره دادگاه انقلاب ملکان، در تجدید نظر در دست رسیدگی میباشد
#حسن_رونقی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
حسن رونقی، روز سهشنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۵، توسط مأموران لباسشخصی در شهر ملکان بازداشت شد. بنا بر گزارشهای دریافتی، مأموران پیش از بازداشت، وی را مورد ضربوشتم قرار دادهاند.
آقای رونقی پیش از این نیز در جریان جنگ ۱۲ روزه بازداشت شده و بنا بر گزارشها، در دوران بازداشت تحت شکنجه قرار گرفته بود.
حسن رونقی به یک بیماری خودایمنی مبتلاست که موجب آسیب به سیستم عصبی او شده و در دورههایی توانایی راه رفتن را از وی سلب میکند. با توجه به وضعیت جسمانی، نیاز به مراقبتهای پزشکی مستمر و خطر تشدید بیماری، ادامه بازداشت او میتواند سلامت و جانش را با مخاطرات جدی مواجه کند.
آقای رونقی چندی پیش ضمن انتشار تصویر رای دادگاه تجدیدنظر نوشته بود:
حکم یکسال حبس صادره توسط قاضی سلمان رستمی شعبه ۱۰۲ کیفری ملکان در شعبه ۱۲ تجدید نظر استان عینا تائید شد.
اتهام: نشراکاذیب به قصد تشویش اذهان در جهت تحکیم و تقویت رژیم صهیونیستی
او همچنین در خصوص پرونده دیگرش نوشته بود:
حکم چندین سال زندان و یکسال تبعید به شهرستان سربار صادره دادگاه انقلاب ملکان، در تجدید نظر در دست رسیدگی میباشد
#حسن_رونقی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔18🕊4❤2
Forwarded from کلاس و کتاب توانا
طلسم فرمانبری؛ نگاهی به چهار رهبر کاریزماتیک و فرقههای آنان
فرقهها همیشه با خشونت آغاز نمیشوند. گاه با وعدهای معنوی و آرامشبخش شروع میشوند، با احساس تعلق، با آغوشی که طردشدگان را میپذیرد، با زبانی که رنج آدمی را میفهمد و با رهبری که خود را آموزگار، نجاتبخش، مرشد یا واسطه حقیقت نشان میدهد. خطر از جایی آغاز میشود که اطاعت محور اصلی رابطه را شکل میدهد و عملا رابطه انسانی به فرمانبری بیچونوچرا بدل میشود.
رهبران کاریزماتیک از آغاز، لزوما چهرههایی بزرگ و مخوف نیستند. بسیاری از آنها در حاشیه رشد کردهاند، شکست خوردهاند، طرد شدهاند یا در جستوجوی قدرتی بودهاند که در زندگی عادی به دست نیاوردهاند. آنچه آنان را خطرناک میکند فقط ادعاهای دینی یا معنویشان نیست، بلکه تواناییشان در ساختن حلقهای بسته از وفاداری، ترس، امید و وابستگی است؛ حلقهای که در آن پیروان کمکم جهان بیرون را دشمن، تردید را خیانت و اطاعت را نشانه رستگاری قمداد میکنند.
این پرونده گفتوشنود به اختصار به چند نمونه از چنین رهبران و فرقههایشان میپردازد؛ کسانی که از موسیقی، رقص، سیاست، معنویت، دین، آخرالزمان یا وعده رهایی، برای ساختن اقتدار شخصی استفاده کردند: چارلی منسن، جیم جونز، شوکو آساهارا و حامی گومز. مسئله فقط جنایت یا انحراف فردی این رهبران نیست؛ سازوکاری است که در آن کاریزما به ابزار کنترل بدل میشود و میل انسان به معنویت، پذیرفتهشدن و رهایی در خدمت سلطه قرار میگیرد.
این پرونده تلاشی است برای نشاندادن آن لحظهای که اعتماد به تسلیم تبدیل میشود و رهبر، به جای گشودن راه آزادی، ذهن و زندگی پیروان خود را در اختیار میگیرد.
کتابچه «طلسم فرمانبری» را به رایگان دانلود کنید و بخوانید!
https://dialog.tavaana.org/collections-7/
#فرقه #فرقه_گرایی #گفتگو_توانا
@tavaana
@Dialogue1402
فرقهها همیشه با خشونت آغاز نمیشوند. گاه با وعدهای معنوی و آرامشبخش شروع میشوند، با احساس تعلق، با آغوشی که طردشدگان را میپذیرد، با زبانی که رنج آدمی را میفهمد و با رهبری که خود را آموزگار، نجاتبخش، مرشد یا واسطه حقیقت نشان میدهد. خطر از جایی آغاز میشود که اطاعت محور اصلی رابطه را شکل میدهد و عملا رابطه انسانی به فرمانبری بیچونوچرا بدل میشود.
رهبران کاریزماتیک از آغاز، لزوما چهرههایی بزرگ و مخوف نیستند. بسیاری از آنها در حاشیه رشد کردهاند، شکست خوردهاند، طرد شدهاند یا در جستوجوی قدرتی بودهاند که در زندگی عادی به دست نیاوردهاند. آنچه آنان را خطرناک میکند فقط ادعاهای دینی یا معنویشان نیست، بلکه تواناییشان در ساختن حلقهای بسته از وفاداری، ترس، امید و وابستگی است؛ حلقهای که در آن پیروان کمکم جهان بیرون را دشمن، تردید را خیانت و اطاعت را نشانه رستگاری قمداد میکنند.
این پرونده گفتوشنود به اختصار به چند نمونه از چنین رهبران و فرقههایشان میپردازد؛ کسانی که از موسیقی، رقص، سیاست، معنویت، دین، آخرالزمان یا وعده رهایی، برای ساختن اقتدار شخصی استفاده کردند: چارلی منسن، جیم جونز، شوکو آساهارا و حامی گومز. مسئله فقط جنایت یا انحراف فردی این رهبران نیست؛ سازوکاری است که در آن کاریزما به ابزار کنترل بدل میشود و میل انسان به معنویت، پذیرفتهشدن و رهایی در خدمت سلطه قرار میگیرد.
این پرونده تلاشی است برای نشاندادن آن لحظهای که اعتماد به تسلیم تبدیل میشود و رهبر، به جای گشودن راه آزادی، ذهن و زندگی پیروان خود را در اختیار میگیرد.
کتابچه «طلسم فرمانبری» را به رایگان دانلود کنید و بخوانید!
https://dialog.tavaana.org/collections-7/
#فرقه #فرقه_گرایی #گفتگو_توانا
@tavaana
@Dialogue1402
👍9❤3👌1
روز بیستوسوم تیر هشتاد و هشت، مکان: بازداشتگاه مخوف کهریزک؛ روز رهایی و وداع با یاران
روز بیستوسوم تیرماه، همگی ما از درد داشتیم ناله میکردیم و فکر میکردیم ما همگی در این آخر دنیا خواهیم مرد و دیگر انگیزهای برای زنده ماندن نداشتیم. از دوباره با ضربوشتم و با شمارش سه داخل حیاط به صف شدیم. افسر نگهبان گفت: «میخواهیم شما را از کهریزک به زندان اوین منتقل کنیم.»
همگی ما آنقدر خوشحال شده بودیم که باور نمیکردیم از این جای سخت و سیاه بیرون خواهیم آمد و این خبر خوش برایمان مثل یک خواب زیبا بود. یقین دارم که اگر آن روز به زندان اوین منتقل نمیشدیم، تعداد زیادی از ما در همان بازداشتگاه، بر اثر شرایط سخت نگهداری، عفونت شدید زخمها، انواع بیماریها و شکنجههای هرروزه، جان خودمان را از دست میدادیم؛ از جمله خودم که تمام زخمهایم عفونت بسیار شدید کرده بود و از تب زیاد، در آن جهنم سوزان، در خودم میسوختم، زیرا عفونتها وارد خونم شده بود.
جاویدنام محسن روحالامینی، که بر اثر ضربوشتمها کمرش زخمی شده بود، حالش بسیار وخیم شد و در گوشهای از حیاط، به حالت بیهوش روی زمین افتاد. استوار گنجبخش، که مسئول انتقال ما از کهریزک به اوین شده بود، با کمربند به جان محسن افتاد و چندین ضربه محکم به پشت محسن زد و میگفت: «بلند شو، فیلم بازی نکن!» بر اثر همان ضربههای محکم، از کمر محسن عفونت و چرک بیرون آمد و او مجبور شد تا با تنی بیجان از جای خود بلند شود. در همان حال، تعادلش را از دست میداد و مرتب سرش گیج میرفت.
جاویدنام امیر جوادیفر هم حالش از چند روز گذشته بسیار وخیمتر شده بود و انگار لحظات پایانی عمرش بود. امیر، به خاطر گرمای شدید و آفتاب سوزان، با زحمت زیاد خودش را به گوشهای از حیاط رساند تا در زیر سایه دراز بکشد. در همان لحظه، سرهنگ کمیجانی، رئیس بازداشتگاه کهریزک، به سمت امیر رفت و شروع کرد با پوتین بر سر، صورت و دندههای شکستهاش زد.
امیر از شدت دردِ ضربات متعدد پوتین، به ناچار مجبور شد از سایه بیرون بیاید و در کنار ما، زیر همان آفتاب سوزان، روی آسفالت داغ بنشیند. البته برایش بسیار سخت بود که از جایش تکان بخورد، چون دیگر رمقی نداشت و کمکم داشت تسلیم زندگی میشد.
وسیلههایمان را تحویل دادند. ما را سوار دو اتوبوس و یک ون کردند… دوبهدو دستبندهای پلاستیکی به دستهایمان زدند. آنقدر محکم دستبندها را بسته بودند که مچ دستهایمان بریده، خونمرده و کبود شده بود.
ادامه مطلب در کامنت این پست اینستاگرام توانا
https://www.instagram.com/p/Dax-GfAIvvO/?igsh=MWZvemJ3aTA5a3Jwag==
از صفحه مسعود علیزاده
@Tavaana_TavaanaTech
روز بیستوسوم تیرماه، همگی ما از درد داشتیم ناله میکردیم و فکر میکردیم ما همگی در این آخر دنیا خواهیم مرد و دیگر انگیزهای برای زنده ماندن نداشتیم. از دوباره با ضربوشتم و با شمارش سه داخل حیاط به صف شدیم. افسر نگهبان گفت: «میخواهیم شما را از کهریزک به زندان اوین منتقل کنیم.»
همگی ما آنقدر خوشحال شده بودیم که باور نمیکردیم از این جای سخت و سیاه بیرون خواهیم آمد و این خبر خوش برایمان مثل یک خواب زیبا بود. یقین دارم که اگر آن روز به زندان اوین منتقل نمیشدیم، تعداد زیادی از ما در همان بازداشتگاه، بر اثر شرایط سخت نگهداری، عفونت شدید زخمها، انواع بیماریها و شکنجههای هرروزه، جان خودمان را از دست میدادیم؛ از جمله خودم که تمام زخمهایم عفونت بسیار شدید کرده بود و از تب زیاد، در آن جهنم سوزان، در خودم میسوختم، زیرا عفونتها وارد خونم شده بود.
جاویدنام محسن روحالامینی، که بر اثر ضربوشتمها کمرش زخمی شده بود، حالش بسیار وخیم شد و در گوشهای از حیاط، به حالت بیهوش روی زمین افتاد. استوار گنجبخش، که مسئول انتقال ما از کهریزک به اوین شده بود، با کمربند به جان محسن افتاد و چندین ضربه محکم به پشت محسن زد و میگفت: «بلند شو، فیلم بازی نکن!» بر اثر همان ضربههای محکم، از کمر محسن عفونت و چرک بیرون آمد و او مجبور شد تا با تنی بیجان از جای خود بلند شود. در همان حال، تعادلش را از دست میداد و مرتب سرش گیج میرفت.
جاویدنام امیر جوادیفر هم حالش از چند روز گذشته بسیار وخیمتر شده بود و انگار لحظات پایانی عمرش بود. امیر، به خاطر گرمای شدید و آفتاب سوزان، با زحمت زیاد خودش را به گوشهای از حیاط رساند تا در زیر سایه دراز بکشد. در همان لحظه، سرهنگ کمیجانی، رئیس بازداشتگاه کهریزک، به سمت امیر رفت و شروع کرد با پوتین بر سر، صورت و دندههای شکستهاش زد.
امیر از شدت دردِ ضربات متعدد پوتین، به ناچار مجبور شد از سایه بیرون بیاید و در کنار ما، زیر همان آفتاب سوزان، روی آسفالت داغ بنشیند. البته برایش بسیار سخت بود که از جایش تکان بخورد، چون دیگر رمقی نداشت و کمکم داشت تسلیم زندگی میشد.
وسیلههایمان را تحویل دادند. ما را سوار دو اتوبوس و یک ون کردند… دوبهدو دستبندهای پلاستیکی به دستهایمان زدند. آنقدر محکم دستبندها را بسته بودند که مچ دستهایمان بریده، خونمرده و کبود شده بود.
ادامه مطلب در کامنت این پست اینستاگرام توانا
https://www.instagram.com/p/Dax-GfAIvvO/?igsh=MWZvemJ3aTA5a3Jwag==
از صفحه مسعود علیزاده
@Tavaana_TavaanaTech
💔20❤3
ادامه بازداشت و چهارمین روز اعتصاب غذای نیروانا تربتینژاد در زندان گرگان
نیروانا تربتینژاد، زندانی سیاسی محبوس در زندان گرگان، که از ششم تیرماه سال جاری در بازداشت به سر میبرد، امروز وارد چهارمین روز اعتصاب غذای خود شد.
بر اساس اطلاعات دریافتی، خانم تربتینژاد در اعتراض به ادامه بازداشت، بلاتکلیفی پرونده، آنچه بازداشت غیرقانونی خود عنوان میکند و همچنین محرومیت از دسترسی به داروهای مورد نیازش، از چهار روز پیش دست به اعتصاب غذا زده است.
طبق این گزارش، وی در طول مدت اعتصاب غذا از مصرف هرگونه غذا خودداری کرده و تنها آب، محلول آب، قند و نمک، و چای مصرف میکند.
ادامه اعتصاب غذا در شرایطی که این زندانی سیاسی از دسترسی به داروهای ضروری خود نیز محروم است، نگرانیها درباره وضعیت جسمانی و سلامت او را افزایش داده است.
نیروانا تربتینژاد از زمان بازداشت در ششم تیرماه تاکنون همچنان در بازداشت به سر میبرد و با وجود گذشت بیش از یک هفته، وضعیت پرونده او همچنان نامشخص است. خانواده و نزدیکان وی خواستار رعایت حقوق قانونی او، دسترسی فوری به خدمات درمانی و داروهای مورد نیاز، و تعیین تکلیف هرچه سریعتر وضعیت پروندهاش شدهاند.
#نیروانا_تربتی_نژاد #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
نیروانا تربتینژاد، زندانی سیاسی محبوس در زندان گرگان، که از ششم تیرماه سال جاری در بازداشت به سر میبرد، امروز وارد چهارمین روز اعتصاب غذای خود شد.
بر اساس اطلاعات دریافتی، خانم تربتینژاد در اعتراض به ادامه بازداشت، بلاتکلیفی پرونده، آنچه بازداشت غیرقانونی خود عنوان میکند و همچنین محرومیت از دسترسی به داروهای مورد نیازش، از چهار روز پیش دست به اعتصاب غذا زده است.
طبق این گزارش، وی در طول مدت اعتصاب غذا از مصرف هرگونه غذا خودداری کرده و تنها آب، محلول آب، قند و نمک، و چای مصرف میکند.
ادامه اعتصاب غذا در شرایطی که این زندانی سیاسی از دسترسی به داروهای ضروری خود نیز محروم است، نگرانیها درباره وضعیت جسمانی و سلامت او را افزایش داده است.
نیروانا تربتینژاد از زمان بازداشت در ششم تیرماه تاکنون همچنان در بازداشت به سر میبرد و با وجود گذشت بیش از یک هفته، وضعیت پرونده او همچنان نامشخص است. خانواده و نزدیکان وی خواستار رعایت حقوق قانونی او، دسترسی فوری به خدمات درمانی و داروهای مورد نیاز، و تعیین تکلیف هرچه سریعتر وضعیت پروندهاش شدهاند.
#نیروانا_تربتی_نژاد #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔10❤3🕊2
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
برخی تبلیغات در تلگرام، اپلیکیشنهای VPN و وبسایتهای ناشناس، با سوءاستفاده از نام نهادهایی مانند سازمان سیا یا موساد، کاربران را به دریافت جایزههای میلیوندلاری، استخدام یا همکاری اطلاعاتی دعوت میکنند.
این صفحات جعلی با هدف جمعآوری اطلاعات هویتی، شماره تماس، آدرس اینترنتی، مشخصات دستگاه و دیگر دادههای حساس طراحی شدهاند و واردکردن اطلاعات در چنین فرمهایی میتواند زمینه شناسایی، بازداشت، پروندهسازی امنیتی و طرح اتهامهای بسیار سنگین را فراهم کند.
نمایش نام و لوگوی یک سازمان خارجی، بههیچوجه رسمیبودن تبلیغ یا وبسایت را ثابت نمیکند. حتی برخی صفحات جعلی ممکن است از ظاهر، رنگبندی و نشانیهای مشابه وبسایتهای واقعی استفاده کنند تا اعتماد کاربران را جلب کنند.
حتی وارد کردن اطلاعات نادرست نیز میتواند برای افراد داخل ایران پیامدهای جدی بهدنبال داشته باشد.
◾️توصیه مهم:
🔸از هر گونه وارد کردن اطلاعات شخصی خود در این وبسایتها خودداری کنید. گاهی برخی از کاربران نیز از روی کنجکاوی اقدام به تکمیل این فرمهای ثبت نامی برای جذب نیرو میکنند که حتی در صورت وارد کردن اطلاعات نادرست و غلط میتواند عواقب خطرناکی برای آنها در داخل ایران داشته باشد.
🔸در سال گذشته، متخصصان گوگل آخرین تحقیقات خود را منتشر کردند که نشان میداد این کمپینهای تبلیغاتی برای استخدام، جعلی بوده و به منظور جذب افرادی که علاقهمند به همکاری با دشمنان پنداشته شده جمهوری اسلامی مانند اسرائیل هستند، طراحی شدهاند. این دادهها برای شناسایی و آزار افرادی که مظنون به همکاری با این عملیات هستند، به کار میروند، از جمله مخالفان ایرانی، فعالان، مدافعان حقوق بشر و فارسیزبانانی که در داخل و خارج از ایران زندگی میکنند.
گوگل با اطمینان بالا ارزیابی کرده است که این کمپینها از طرف حکومت ایران اجرا شدهاند.
🔸این فعالیتها شامل استفاده از چندین حساب شبکههای اجتماعی برای توزیع بیش از ۳۵ وبسایت استخدامی جعلی هستند که حاوی محتوای طعمه فارسی و مرتبط با اسرائیل میباشند، مانند تصاویر پرچم اسرائیل و نمادهای شهری مهم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👌2
کشته شدن آرش میرهادی با شلیک مستقیم در اراک؛ خانواده تحت فشار و تهدید قرار دارند
بر اساس اطلاعات دریافتی از یک منبع موثق که در اختیار آموزشگاه توانا قرار گرفته است، آرش میرهادی، از جانباختگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، روز ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در شهر اراک بر اثر شلیک مستقیم نیروهای حکومتی جان خود را از دست داده است.
بنا بر این گزارش، آرش میرهادی در خیابان شریعتی اراک، نرسیده به داروخانه دکتر معصومی، هدف شلیک مستقیم قرار گرفت و گلولهای که به قلب او اصابت کرد، موجب جانباختنش شد.
به گفته این منبع، خانواده آرش میرهادی پس از کشته شدن او با فشارهای امنیتی مواجه شدهاند. مأموران امنیتی نهتنها اجازه برگزاری مراسم خاکسپاری و یادبود آزادانه را به خانواده ندادهاند، بلکه پدر و مادر او را نیز بازداشت کرده و پس از مدتی با قرار وثیقه آزاد کردهاند. همچنین این خانواده همچنان تحت تهدید نهادهای امنیتی قرار دارند.
آرش میرهادی تکفرزند خانواده بود.
پیش از این یکی از فعالان مدنی در شبکه اجتماعی ایکس، برخی منابع تاریخ کشته شدن آرش میرهادی را ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ اعلام کرده بودند.
با وجود گذشت ماهها از وقایع دیماه ۱۴۰۴، هویت و سرنوشت بسیاری از جانباختگان همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد و نام آرش میرهادی نیز تا پیش از این تنها در دو حساب کاربری در شبکه اجتماعی ایکس مطرح شده بود. این موضوع نشاندهنده تلاش نهادهای امنیتی برای پنهان نگه داشتن ابعاد واقعی سرکوب و شمار قربانیان آن دوره است.
#آرش_میرهادی #دادخواهی #اراک
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس اطلاعات دریافتی از یک منبع موثق که در اختیار آموزشگاه توانا قرار گرفته است، آرش میرهادی، از جانباختگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، روز ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در شهر اراک بر اثر شلیک مستقیم نیروهای حکومتی جان خود را از دست داده است.
بنا بر این گزارش، آرش میرهادی در خیابان شریعتی اراک، نرسیده به داروخانه دکتر معصومی، هدف شلیک مستقیم قرار گرفت و گلولهای که به قلب او اصابت کرد، موجب جانباختنش شد.
به گفته این منبع، خانواده آرش میرهادی پس از کشته شدن او با فشارهای امنیتی مواجه شدهاند. مأموران امنیتی نهتنها اجازه برگزاری مراسم خاکسپاری و یادبود آزادانه را به خانواده ندادهاند، بلکه پدر و مادر او را نیز بازداشت کرده و پس از مدتی با قرار وثیقه آزاد کردهاند. همچنین این خانواده همچنان تحت تهدید نهادهای امنیتی قرار دارند.
آرش میرهادی تکفرزند خانواده بود.
پیش از این یکی از فعالان مدنی در شبکه اجتماعی ایکس، برخی منابع تاریخ کشته شدن آرش میرهادی را ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ اعلام کرده بودند.
با وجود گذشت ماهها از وقایع دیماه ۱۴۰۴، هویت و سرنوشت بسیاری از جانباختگان همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد و نام آرش میرهادی نیز تا پیش از این تنها در دو حساب کاربری در شبکه اجتماعی ایکس مطرح شده بود. این موضوع نشاندهنده تلاش نهادهای امنیتی برای پنهان نگه داشتن ابعاد واقعی سرکوب و شمار قربانیان آن دوره است.
#آرش_میرهادی #دادخواهی #اراک
@Tavaana_TavaanaTech
💔38❤10
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زادروز جاویدنام امیرحسین حیدردوست
جاویدنام امیرحسین حیدردوست، جوان ۲۴ ساله اهل منجیل، روز ۱۹ دیماه بر اثر اصابت گلوله به شاهرگ پایش بهشدت زخمی شد. شدت خونریزی و نرسیدن بهموقع خدمات درمانی باعث شد او پس از چهار تا پنج ساعت جان خود را از دست بدهد.
امیرحسین تنها فرزند خانواده بود و پدرش را در کودکی از دست داده بود. او با کار و تلاش، هزینههای زندگی مادرش را تأمین میکرد و تنها تکیهگاه او به شمار میرفت.
#امیرحسین_حیدردوست
💸 tavaanatech
جاویدنام امیرحسین حیدردوست، جوان ۲۴ ساله اهل منجیل، روز ۱۹ دیماه بر اثر اصابت گلوله به شاهرگ پایش بهشدت زخمی شد. شدت خونریزی و نرسیدن بهموقع خدمات درمانی باعث شد او پس از چهار تا پنج ساعت جان خود را از دست بدهد.
امیرحسین تنها فرزند خانواده بود و پدرش را در کودکی از دست داده بود. او با کار و تلاش، هزینههای زندگی مادرش را تأمین میکرد و تنها تکیهگاه او به شمار میرفت.
#امیرحسین_حیدردوست
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔40🕊5❤1
روز گذشته سهشنبه ۲۳ تیر ماه ۱۴۰۵، یونس آزادبر با در دست داشتن بنری از تصاویر زندانیان سیاسی محکوم به اعدام محبوس در زندان لاکان رشت، در مقابل این زندان حضور یافت.
جان زندانیان سیاسی محکوم به اعدام زندان لاکان رشت در خطر است.
آقای آزادبر تلاش میکند تا سهشنبههای نه به اعدام را به یک فرهنگ عمومی بدل کند، هرچند این بار تنها، اما کنش او با ارزش است. همین کنشهای کوچک ایستادگی و نه گفتن به ساختار ارعاب و سرکوب، شهامتآفرین و الهامبخش است.
امید آنکه در هفتههای آینده افراد بیشتری به این حرکت بپیوندند و در صورت بازداشتشدن، نفرات دیگری جایگزین شوند و فضای ترس شکسته شود.
آقای آزادبر حدود ۱۲ سال در حکومت جمهوری اسلامی در زندان بود و هنوز ایستادگی میکند و پا پس نمیکشد.
#نه_به_اعدام #یونس_آزادبر
@Tavaana_TavaanaTech
روز گذشته سهشنبه ۲۳ تیر ماه ۱۴۰۵، یونس آزادبر با در دست داشتن بنری از تصاویر زندانیان سیاسی محکوم به اعدام محبوس در زندان لاکان رشت، در مقابل این زندان حضور یافت.
جان زندانیان سیاسی محکوم به اعدام زندان لاکان رشت در خطر است.
آقای آزادبر تلاش میکند تا سهشنبههای نه به اعدام را به یک فرهنگ عمومی بدل کند، هرچند این بار تنها، اما کنش او با ارزش است. همین کنشهای کوچک ایستادگی و نه گفتن به ساختار ارعاب و سرکوب، شهامتآفرین و الهامبخش است.
امید آنکه در هفتههای آینده افراد بیشتری به این حرکت بپیوندند و در صورت بازداشتشدن، نفرات دیگری جایگزین شوند و فضای ترس شکسته شود.
آقای آزادبر حدود ۱۲ سال در حکومت جمهوری اسلامی در زندان بود و هنوز ایستادگی میکند و پا پس نمیکشد.
#نه_به_اعدام #یونس_آزادبر
@Tavaana_TavaanaTech
🕊25❤3💔3
قتل یک معترض دیگر!
جمهوری اسلامی محمد امینی دهاقانی، از معترضان دیماه ۱۴۰۴ را در اصفهان اعدام کرد
بامداد امروز چهارشنبه ۲۴ تیرماه ۱۴۰۴، به نوشته خبرگزاری قوهقضاییه جمهوری اسلامی حکم ناعادلانه اعدام محمد امینی دهاقانی، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در شهرستان دهاقان، اجرا شد. رسانهی وابسته به قوه قضاییه مدعی شده که او به دلیل آتشزدن ساختمان فرمانداری و حمله به کلانتری این شهرستان اعدام شده است.
با این حال، اطلاعات منتشرشده درباره این پرونده با ابهامهای جدی همراه است. تاکنون هیچ گزارش مستقلی درباره روند بازداشت، شرایط بازجویی، نحوه برگزاری دادگاه، امکان دسترسی متهم به وکیل منتخب، علنی بودن رسیدگی یا رعایت استانداردهای دادرسی عادلانه منتشر نشده است. از این رو، امکان راستیآزمایی ادعاهای مطرحشده از سوی نهادهای امنیتی و قضایی وجود ندارد، ضمن آنکه صرف پرتاب کوکتل مولوتوف و آتش زدن یک محل نباید منجر به گرفتن جان یک انسان شود.
رسانههای حکومتی اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ را «کودتا» توصیف کردهاند؛ تعبیری که از سوی حکومت برای توصیف اعتراضات مردمی به کار رفته است. معترضان در برابر نیروهای امنیتی و نظامیِ بهشدت مسلح قرار داشتند و برخورد حکومت با اعتراضات با استفاده از سلاح گرم و خشونت گسترده همراه بوده است. در چنین شرایطی، استفاده از ابزارهایی مانند کوکتل مولوتوف از نگاه برخی ناظران، در چارچوب حق دفاع در برابر سرکوب مرگبار ارزیابی میشود.
در اطلاعیه رسمی، محمد امینی دهاقانی به «همکاری با دشمن» متهم شده، اما هیچ توضیحی درباره مصادیق این اتهام، هویت «دشمن» یا اسناد و شواهد مربوط به این ادعا ارائه نشده است.
بخش مهمی از ادعاهای مطرحشده علیه او نیز بر پایه «اعترافات متهم» عنوان شده است؛ اعترافاتی که با توجه به گزارشهای مستند و مکرر نهادهای حقوق بشری درباره استفاده از شکنجه، فشار و اجبار برای اخذ اعتراف در بازداشتگاههای جمهوری اسلامی، از منظر حقوقی و حقوق بشری با تردیدهای جدی روبهرو است.
استفاده از مجازات اعدام بهعنوان ابزاری برای ایجاد رعب و وحشت و سرکوب اعتراضات امری مسبوق به سابقه است و در شرایطی که بسیاری از ارکان مملکت ر تعطیلی به سر میبرند ماشین سرکوب اعدام اما تعطیلبردار نیست!
نام محمد امینی دهاقانی پیش از این رسانهای نشده بود و متاسفانه هیچ اطلاعات و تصویری از او در دست نیست.
#محمد_امینی_دهاقانی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
جمهوری اسلامی محمد امینی دهاقانی، از معترضان دیماه ۱۴۰۴ را در اصفهان اعدام کرد
بامداد امروز چهارشنبه ۲۴ تیرماه ۱۴۰۴، به نوشته خبرگزاری قوهقضاییه جمهوری اسلامی حکم ناعادلانه اعدام محمد امینی دهاقانی، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در شهرستان دهاقان، اجرا شد. رسانهی وابسته به قوه قضاییه مدعی شده که او به دلیل آتشزدن ساختمان فرمانداری و حمله به کلانتری این شهرستان اعدام شده است.
با این حال، اطلاعات منتشرشده درباره این پرونده با ابهامهای جدی همراه است. تاکنون هیچ گزارش مستقلی درباره روند بازداشت، شرایط بازجویی، نحوه برگزاری دادگاه، امکان دسترسی متهم به وکیل منتخب، علنی بودن رسیدگی یا رعایت استانداردهای دادرسی عادلانه منتشر نشده است. از این رو، امکان راستیآزمایی ادعاهای مطرحشده از سوی نهادهای امنیتی و قضایی وجود ندارد، ضمن آنکه صرف پرتاب کوکتل مولوتوف و آتش زدن یک محل نباید منجر به گرفتن جان یک انسان شود.
رسانههای حکومتی اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ را «کودتا» توصیف کردهاند؛ تعبیری که از سوی حکومت برای توصیف اعتراضات مردمی به کار رفته است. معترضان در برابر نیروهای امنیتی و نظامیِ بهشدت مسلح قرار داشتند و برخورد حکومت با اعتراضات با استفاده از سلاح گرم و خشونت گسترده همراه بوده است. در چنین شرایطی، استفاده از ابزارهایی مانند کوکتل مولوتوف از نگاه برخی ناظران، در چارچوب حق دفاع در برابر سرکوب مرگبار ارزیابی میشود.
در اطلاعیه رسمی، محمد امینی دهاقانی به «همکاری با دشمن» متهم شده، اما هیچ توضیحی درباره مصادیق این اتهام، هویت «دشمن» یا اسناد و شواهد مربوط به این ادعا ارائه نشده است.
بخش مهمی از ادعاهای مطرحشده علیه او نیز بر پایه «اعترافات متهم» عنوان شده است؛ اعترافاتی که با توجه به گزارشهای مستند و مکرر نهادهای حقوق بشری درباره استفاده از شکنجه، فشار و اجبار برای اخذ اعتراف در بازداشتگاههای جمهوری اسلامی، از منظر حقوقی و حقوق بشری با تردیدهای جدی روبهرو است.
استفاده از مجازات اعدام بهعنوان ابزاری برای ایجاد رعب و وحشت و سرکوب اعتراضات امری مسبوق به سابقه است و در شرایطی که بسیاری از ارکان مملکت ر تعطیلی به سر میبرند ماشین سرکوب اعدام اما تعطیلبردار نیست!
نام محمد امینی دهاقانی پیش از این رسانهای نشده بود و متاسفانه هیچ اطلاعات و تصویری از او در دست نیست.
#محمد_امینی_دهاقانی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔33❤4
خبرگزاری «ایلنا» گزارش داده است که کمکهزینه معیشتی بسیاری از افراد دارای معلولیت تحت پوشش سازمان بهزیستی در خردادماه امسال قطع شده و این اقدام، مشکلات معیشتی این قشر را بیش از پیش افزایش داده است.
بر اساس این گزارش، با وجود وعدههای پیشین، حق پرستاری افراد دارای معلولیت همچنان افزایش نیافته و پرداخت آن، همراه با کمکهزینه تأمین لوازم بهداشتی، با تأخیر انجام میشود. سازمان بهزیستی علت این وضعیت را کمبود بودجه اعلام کرده است.
این در حالی است که افراد دارای معلولیت از آسیبپذیرترین اقشار جامعه هستند و در شرایط تورم، فقر و پیامدهای جنگ، بیش از دیگران به حمایتهای اجتماعی و خدمات دولتی نیاز دارند. با این حال، گزارشها نشان میدهد که نهتنها این حمایتها تقویت نشده، بلکه بخشی از حداقل کمکهای معیشتی نیز قطع شده است.
جنگ و ایدئولوژیهای ویرانگری که جمهوری اسلامی بر ایران تحمیل کرده، در کنار بحران اقتصادی، بیشترین فشار را بر اقشار آسیبپذیر وارد آورده است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس این گزارش، با وجود وعدههای پیشین، حق پرستاری افراد دارای معلولیت همچنان افزایش نیافته و پرداخت آن، همراه با کمکهزینه تأمین لوازم بهداشتی، با تأخیر انجام میشود. سازمان بهزیستی علت این وضعیت را کمبود بودجه اعلام کرده است.
این در حالی است که افراد دارای معلولیت از آسیبپذیرترین اقشار جامعه هستند و در شرایط تورم، فقر و پیامدهای جنگ، بیش از دیگران به حمایتهای اجتماعی و خدمات دولتی نیاز دارند. با این حال، گزارشها نشان میدهد که نهتنها این حمایتها تقویت نشده، بلکه بخشی از حداقل کمکهای معیشتی نیز قطع شده است.
جنگ و ایدئولوژیهای ویرانگری که جمهوری اسلامی بر ایران تحمیل کرده، در کنار بحران اقتصادی، بیشترین فشار را بر اقشار آسیبپذیر وارد آورده است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔15❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ادامه اعتصاب غذا و تحصن حدود ۱۵۰۰ زندانی در قزلحصار در اعتراض به احکام اعدام جرایم مواد مخدر
حدود ۱۵۰۰ زندانی در واحد ۲ زندان قزلحصار، روز سهشنبه ۲۳ تیرماه برای دومین روز متوالی به اعتصاب غذا و تحصن ادامه دادند.
این زندانیان در اعتراض به ازسرگیری اجرای احکام اعدام و عملنشدن به وعدههای مسئولان درباره اصلاح قوانین مرتبط با محکومان جرایم مواد مخدر دست به اعتراض زدهاند.
معترضان اعلام کردهاند تا زمان رسیدگی به مطالباتشان و توقف روند اعدامها به اعتصاب و تحصن ادامه خواهند داد.
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
حدود ۱۵۰۰ زندانی در واحد ۲ زندان قزلحصار، روز سهشنبه ۲۳ تیرماه برای دومین روز متوالی به اعتصاب غذا و تحصن ادامه دادند.
این زندانیان در اعتراض به ازسرگیری اجرای احکام اعدام و عملنشدن به وعدههای مسئولان درباره اصلاح قوانین مرتبط با محکومان جرایم مواد مخدر دست به اعتراض زدهاند.
معترضان اعلام کردهاند تا زمان رسیدگی به مطالباتشان و توقف روند اعدامها به اعتصاب و تحصن ادامه خواهند داد.
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
🕊16❤5
سپیده ابطحی، مستندساز، تدوینگر سینمای ایران، دبیر پیشین انجمن مستندسازان سینمای ایران و فعال مدنی، صبح چهارشنبه ۲۴ تیرماه با یورش نیروهای امنیتی به منزلش در تهران بازداشت شد.
در جریان این یورش، مأموران امنیتی علاوه بر بازداشت سپیده ابطحی، شماری از وسایل الکترونیکی شخصی او را نیز با خود بردند. تا زمان انتشار این خبر، هیچ اطلاعی درباره نهاد بازداشتکننده، محل نگهداری یا اتهامهای مطرحشده علیه او منتشر نشده است.
سعیده ابطحی، خواهر سپیده، با انتشار متنی در اینستاگرام نوشت:
«صبح امروز تعدادی از نیروهای امنیتی به خانه ما آمدند. آنها علاوه بر بازداشت خواهرم (سپیده ابطحی) یک سری وسایل الکتریکی شخصی او را با خود بردند.
خانه ما یک بار در جریان جنگ ویران شد و امروز بار دیگر با بردن خواهرم.
سپیده، خواهرم، همواره در صفحه اینستاگرامش مواضعی صریح علیه جنگ داشت و با جنگطلبان وارد بحث و مجادله میشد و هیچکس در صلحطلب و ایراندوست بودن او تردید ندارد.»
@Tavaana_TavaanaTech
در جریان این یورش، مأموران امنیتی علاوه بر بازداشت سپیده ابطحی، شماری از وسایل الکترونیکی شخصی او را نیز با خود بردند. تا زمان انتشار این خبر، هیچ اطلاعی درباره نهاد بازداشتکننده، محل نگهداری یا اتهامهای مطرحشده علیه او منتشر نشده است.
سعیده ابطحی، خواهر سپیده، با انتشار متنی در اینستاگرام نوشت:
«صبح امروز تعدادی از نیروهای امنیتی به خانه ما آمدند. آنها علاوه بر بازداشت خواهرم (سپیده ابطحی) یک سری وسایل الکتریکی شخصی او را با خود بردند.
خانه ما یک بار در جریان جنگ ویران شد و امروز بار دیگر با بردن خواهرم.
سپیده، خواهرم، همواره در صفحه اینستاگرامش مواضعی صریح علیه جنگ داشت و با جنگطلبان وارد بحث و مجادله میشد و هیچکس در صلحطلب و ایراندوست بودن او تردید ندارد.»
@Tavaana_TavaanaTech
🕊15💔4❤2