آموزشکده توانا
51.2K subscribers
38.4K photos
40.7K videos
2.56K files
21.1K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
تصاویری علیه فراموشی

«یکی از شعارهایی که در جریان خیزش انقلابی از سوی مردم سر داده می‌شد این بود «چه باحجاب چه بی‌حجاب میریم به سوی انقلاب» (یا پیش به سوی انقلاب)
در جریان اعتراضات شاهد بودیم که زن با حجاب مخالف حکومت، چگونه موی زندبی حجاب را می‌بافت، چگونه دختر بی‌حجاب خودش را سپر زن با حجاب مخالف حکومت می‌کرد، چگونه دوشادوش هم مبارزه می‌کردند.
بانو فاطمه سپهری، از زنان ملتزم به حجاب بوده که اکنون در زندان است، کسی که با صدای رسا علیه خامنه‌ای و رژیم جمهوری اسلامی سخن گفت.
دیروز هم یک زن با حجاب، در تهران یک کنش اعتراضی انجام داد.
ما همه با هم هستیم، با هر عقیده و مرامی، علیه جمهوری اسلامی هستیم. شاید اختلاف نظر داشته باشیم، ولی در یک چیز شریک هستیم، اینکه نمی‌خواهیم زیر سیطره حکومت ولایی زندگی کنیم.»

ـ متن از مخاطبان توانا

تصاویر از آرشیو و دریافتی از مخاطبان در سال ۱۴۰۱
قبلا هم منتشر شده بودند.

#چه_با_حجاب_چه_بی_حجاب_پیش_بسوی_انقلاب #نه_به_جمهورى_اسلامى #مقاومت_مدنی #نه_به_پوشش_اجباری #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💯256👍1🕊1
برساخت مناسک جدید مذهبی ایرانیان را با مشکلات فراوای مواجه کرده است. برای مثال روز گذشته خبر پلمب یک تالار عروسی منتشر شد. چرا؟ به دلیل برگزاری مراسم عروسی! البته همزمان با سوگواری مذهبی «ایام فاطمیه».

در سالیان اخیر تعداد زیادی مناسک جدید ابداع شده، مناسکی مانند دو دهه عزاداری فاطمیه، همایش شیرخوارگان، روز امامت امام زمان، روز عروسی اميرالمؤمنين، اعتکاف دانشجویی و ...
مداحان و کارگزاران جمهوری اسلامی وظیفه جا انداختن این مناسک بر عهده دارند.
به گفته یکی از همراهان توانا «کارکرد این مناسک تازه ساخته شده، این است که مخاطبان احساس کنند با جماعت خیالی در گذشته هم‌هویت‌ بوده‌اند.»
پرسش از همراهان توانا

چرا جمهوری اسلامی به آیین‌ها و سنت‌های ایرانی، بی‌توجهی می‌کند؟
و چرا چنین سنت‌ها و مناسکی را تولید می‌کند؟
هدف چیست؟

#یاری_مدنی_توانا
#ایام_فاطمیه
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
👍121🕊1
پخشان_عزیزی، زندانی سیاسی به اتهام بغی به اعدام محکوم شده است.
شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری، خردادماه سال ۱۴۰۳، پخشان عزیزی، فعال و مددکار اجتماعی و زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین تهران را به اتهام «بغی» از طریق «عضویت در گروه‌های معارض کشور» به اعدام محکوم کرد.

امیر رئیسیان، وکیل این زندانی سیاسی، بارها نسبت به عدم توجه به مستندات پرونده اعتراض کرده است. او پیشتر هم اعلام کرده بود «به رغم مدارک ارائه شده به دیوان عالی کشور، امید به تبرئه موکلم از اتهام بغی کمرنگ است.»
این وکیل دادگستری دقایقی پیش هم در پستی که در شبکه اجتماعی اکس منتشر کرد ضمن انتشار مدارک و مستندات قانونی نوشت:

«در پرونده خانم #پخشان_عزیزی مدارک و مستندات علیه ایشان به قدر کافی بی‌اعتبار بود که تنها دقت در آنها موجب رفع اتهام بغی می‌شد.
اما متاسفانه تاکنون دقتی نشد.
از این فراتر، علیرغم اینکه بی‌گناهی و برائت نیاز به اثبات ندارد، ما مدارک معتبری به دیوان عالی کشور ارائه کرده‌ایم.»

صدای زندانیان باشیم

#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_به_اعدام
#پخشان_عزیزی

@Tavaana_TavaanaTech
💔30👍32
توماج صالحی به دیدار حسین رونقی رفت و پس از ۱۹ روز حسین رونقی لب‌های دوخته‌اش را باز کرد.

روز گذشته در یک طوفان توییتری، تعداد زیادی از کاربران ضمن ابراز نگرانی بابت وضعیت سلامتی آقای رونقی، خواهان بارکردن لب‌های او و تداوم مسیر مبارزه با لب‌های باز شدند.

پیش از این بسیاری از فعالان مدنی و زندانیان سیاسی سابق و خانواده‌های دادخواه، خواهان پایان دادن به اعتصاب غذا شده بودند.
طبق خبرهای دریافتی مادر جاویدنام سعید زینالی در تماسی تلفنی با مادر حسین رونقی ضمن ابراز همدلی، خواهان خاتمه دادن به اعتصاب غذا شده بود.

حسین رونقی از ۱۹ روز پیش در اعتراض به عدم اجازه برگزاری مراسم تشییع پیکر جاویدنام کیانوش سنجری و با اعلام اینکه خواسته‌هایش خواسته‌های کیانوش است، لب‌هایش را دوخته و تنها مایعات و دارو مصرف می‌کرد.

او چندین بار در چند نقطه تهران، از جمله بلوار کشاورز و شهرک اکباتان اقدام به تحصن کرده بود که هر بار ساعاتی بازداشت شد.

#توماج_صالحی #حسین_رونقی #کیانوش_سنجری #شاید_تلنگری_باشد #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔2718👍7👌2🕊1
بیانیه کانون نویسندگان ایران در بیست و ششمین سالگرد قتل‌های سیاسی ـ حکومتی

در ۲۶اُمین سالگرد قتل‌های سیاسی-حکومتی
یاد رهروان راه آزادی، ستم‌کشتگان کانون نویسندگان ایران، محمد مختاری و محمد جعفر پوینده را گرامی می‌داریم!

بی‌گمان نابخردی و کوربینی سیاسی است اگر اوضاعی را در نظر نگیریم که قتل‌های سیاسی خزان سال ۱۳۷۷ بر زمینه‌ی آن رخ داد. حاکمیت جمهوری اسلامی از پس یک دهه از خونین‌ترین سرکوب‌های سیاسی تاریخ معاصر ما در دهه ۱۳۶۰ هزاران تن از گردن‌فرازترین مبارزان حق‌طلب این آب و خاک را راهی قتل‌گاه‌ها کرد، فقط در یک قلم نزدیک به ۵ هزار زندانی حکم گرفته‌ی کت‌بسته را طی یک ماه از نو در «دادگاه‌ها»ی یکی-دو دقیقه‌ای محکوم به اعدام کرد و به دار کشید، به سرکوب گسترده و روز به روز زنان برخاست، آپارتاید جنسی را به صورت مذهب مختار حکومتی درآورد و سرانجام با گسترش دامنه‌ی سانسور به هر گوشه و کنار این کشور بلازده آخرین روزنه‌های آزادی بیان را کور کرد، و بدین‌گونه به گمان خود پهنه‌ی مبارزه‌ی اجتماعی-سیاسی را از مخالف و منتقد و آزادی‌خواه تهی کرد. نیمه‌ی دهه‌ی ۱۳۷۰ حاکمیت سرمست از پیروزی بر هر آن کس که جرئت مخالفت با یکی از واپسمانده‌ترین حکومت‌ها را به خود داده بود، سایه‌ی مرگ‌زای خود را بر سراسر کشور گسترد و به شکار مخالفان در بیرون از مرزها دست برآورد. در چنین اوضاع و احوالی بود که گروهی از متعهدترین نویسندگان گرد هم آمدند تا به احیای فعالیت یکی از مستقل‌ترین نهادهای آزادی‌خواه و سانسورستیز سراسر تاریخ ایران، کانون نویسندگان ایران، بپردازند. متن «ما نویسنده‌ایم»، مشهور به «۱۳۴ نویسنده» حاوی مفهومی بود که حاکمیت در سراسر عمر خود کوشیده بود با سرکوب‌های بی‌سابقه‌ی خود آن را از خاطره‌ها بزداید، و آن کوشش جمعی برای رسیدن به حقوق فردی و اجتماعی و سیاسی خود بود. واژه‌ی «ما» اسم رمزی بود که بر زبان آوردن آن حکم مخالفت با استبداد و خودکامگی داشت. نخست، در پرده‌ای از ابهام، اما با نشانه‌های روشن، به تک‌زنی پرداختند: سعیدی سیرجانی، غفار حسینی، احمد تفضلی، پیروز دوانی، مجید شریف، احمد میرعلایی، حمید و کارون حاجی‌زاده و ده‌ها تن دیگر در گمنامی به قتل آمدند و آن‌گاه، شمشیر از رو بسته و بی‌پرده، نخست دو تن از منتقدان سیاسی، داریوش فروهر و پروانه اسکندری، را، فقط به جرم نابخشودنی اعلام نظر و مخالفت با سیاست‌های حاکم، به فجیع‌ترین وجه سلاخی کردند و سپس در آستانه‌ی نخستین مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران در پاییز ۱۳۷۷، محمد مختاری و محمد جعفر پوینده، اعضای سربلند کانون نویسندگان ایران، را به قتل‌گاه بردند. هنگامی که راز جنایت عوامل امنیتی وزارت اطلاعات از پرده بیرون افتاد و ناگزیر از اعتراف شدند، نخست دادگاهی عَلَم کردند، متهمان را بدون حضور خانواده‌های قربانیان جنایت و وکیل خانواده‌ها در دادگاهی سرهم بندی شده شتاب‌زده «محاکمه» کردند، سپس چندی بعد آن‌ها را به مرخصی و تعطیلات ابدی فرستادند و در عوض وکیل شجاع خانواده‌های ستم‌کشتگان، ناصر زرافشان، را به ۵ سال زندان محکوم کردند و به زندان فرستادند: سنگ را بستند و سگ را رها کردند!
اما چنان که در همه‌ی ۲۶سالی که بر این جنایت تاریخی گذشته است بارها مکرر کرده‌ایم، اگر هزار سال بر این تبهکاری سیاسی-حکومتی بگذرد هرگز از دادخواهی قدمی واپس نخواهیم گذاشت و خواهان روشن‌شدن همه‌ی ابعاد این جنایتیم و آزادی بیان و مبارزه‌ی بی‌تخفیف و بی‌وقفه با سانسور و طلب جامعه‌ای عاری از ستم و آزادی‌کشی را چون میراث گران‌قدر و فراموش‌نشدنی محمد مختاری، محمد جعفر پوینده، بکتاش آبتین و سعید سلطانپور به جان پاس خواهیم داشت.

مطابق مرسوم همه‌ساله روز ۱۶ آذر ساعت ۳ عصر بر مزار جان‌باختگان راه آزادی در امامزاده طاهر کرج گرد می‌آییم و مزار محمد مختاری و محمد جعفر پوینده را گلباران می‌کنیم.

کانون نویسندگان ایران
۱۵ آذر ۱۴۰۳


#کانون_نویسندگان_ایران #محمد_مختاری #جعفر_پوینده #قتل_های_زنجیره_ای #دادخواهی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
25👍9🕊2
دقایقی قبل حسین رونقی پس از دیدار توماج صالحی با او لب‌های دوخته‌اش را پس از ۱۹ روز باز کرد.

او همچنین دقایقی قبل، با انتشار این متن، بر تداوم مبارزه تا برچیدن بساط ظلم در ایران، تاکید کرد.

نوشته آقای رونقی به شرح زیر است:

از سکوت به عمل؛ ادامه خواهیم داد، زیرا هیچ اولویتی بالاتر از «ایران و مردمش» وجود ندارد.

لب‌های دوخته، فریاد علیه حکومتی بود که بیش از چهار دهه، پس از فاجعه‌ی ویرانگر پنجاه‌وهفت، کمر به ویرانی سرزمین غنی ایران بسته و زندگی، امنیت و رفاه را از ملت ایران سلب کرده است.

لب‌هایم را دوختم تا همان‌طور که کیانوش گفت: «شاید تلنگری باشد.» کیانوش از جانش گذشت تا رنج مردم ایران را آشکارتر کند. این اقدام او پیامی برای همگان داشت: «ما تا پای جان برای ایران ایستاده‌ایم.» او نه برای آزردن مردم، بلکه برای برانگیختن آگاهی و همبستگی گام برداشت. هدف او و هدف من از ادامه‌ی مسیر او به شکلی دیگر، هرگز آسیب به جامعه‌ای نبوده که روزانه با رنج‌ها و آسیب‌های بی‌شمار مواجه است؛ بلکه تلنگری بود به کسانی که می‌توانند تغییری ایجاد کنند اما گویی اولویت‌ها و بحران‌های جامعه ایران را به فراموشی سپرده‌ و نادیده می‌گیرند. مسئله من نبودم و نیستم؛ لب‌های دوخته، تلنگری برای یادآوری رنج‌های جامعه‌ای بود که هر روز در مقابل یک حکومت ظالم، درگیر سرکوب، فقر، مرگ و تقلا برای بقاست.

از همه‌ی آن‌هایی که در این روزهای سخت و سیاه، ترس را کنار گذاشتند و کنار هم ایستادیم و هم‌صدا شدیم، صادقانه ممنونم. هر کدام از شما به‌تنهایی نور امیدی برای ادامه‌ی این راه پرچالش و سخت هستید که یقین دارم به تحقق یافتن خواسته‌ی قلبی مشترک‌مان ختم خواهد شد.

این پایان نیست چون خاموشی کار من نیست.

به احترام رنج‌های مادر، پدر، خانواده‌، عزیزان و اطرافیانم و درخواست مردم شریفی که رنج‌مان با هم مشترک است، لب‌هایم را باز کردم. اما این پایان نیست. برای تحصن و حتی اعتصاب (اگر نیاز باشد) برمی‌گردم و تا جان در بدن دارم برای کشورم، خواست مردمم و خواست کیانوش که آزادی و آبادانی ایران است، خواهم جنگید و ادامه خواهم داد. فاطمه سپهری، آرشام رضایی و همه‌ی زندانیان سیاسی و عقیدتی باید آزاد شوند. این خواست عموم مردم ایران است. تصمیم من قاطع است: «سکوت نمی‌کنم چون خاموشی کار من نیست. حتی اگر جمهوری اسلامی مرا بازداشت کند یا حتی بکشد.» این راهی است که برای پایان دادن به سرکوب، تحقیر و پایمال کردن کرامت انسانی‌مان باید کنار هم طی کنیم. هر چند یک تن بودم، اما تنها نبودم و می‌دانم به‌زودی طغیان ما مردم کنار هم، بساط ظلم را برمی‌چیند.

پاینده ایران
زن، زندگی، آزادی


@Hosseinronaghi

#حسین_رونقی #کیانوش_سنجری #توماج_صالحی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
40👍13🕊2
نامه سعید ماسوری از زندان قزلخصار، به بهانه‌ی ۱۶ آذر

سعید ماسوری، زندانی سیاسی که در بیست و چهارمین سال حبس بدون هر نوع مرخصی‌ای به سر می‌برد، در نامه‌ای خطاب به دانشگاهیان و معلمان، خواستار مشارکت آن‌ها در مبارزه با حکم اعدام شد.

متن این نامه به شرح زیر است:

"استمداد از دانشجویان برای نجات جان‌های زیر حکم اعدام"

روزگاری کلاسهای آناتومی با تاریخچه‌ آن و نقاشی‌ها و مطالعات لئوناردو داوینچی شروع می‌شد. با آن تصاویر پرسپکتیوش در نمایش آناتومی بدن انسان.

همچنین می‌خواندیم از دانشجویان دانشگاه پدوآ "Pedoa" که در سالن تشریح با وجودی که استادان از رساله‌های جالینوس برای آنها می‌خواندند ولی دانشجویان آنچه را بر روی "میز تشریح" می‌دیدند، می‌پذیرفتند. همانطور که بر همان میز تشریح واضح بود. که تعداد دنده‌های قفسه سینه در مرد و زن برابر هستند و زن از یک دنده مرد ساخته نشده ...! و این را Vetalu به همه نشان داد.

تا ویلیام هاروی که کارکرد قلب و حجم خون در گردش را در بدن محاسبه کرد و گالوانی که با قورباغه‌هایش کارکرد الکتریسیته در بدن را به اثبات رساند و آنگاه که میکروسکوپ اختراع گردید. جهان با جزئیات بی‌سابقه به نمایش درآمد. واحد حیاتی، نامگذاری سلول و رنگ‌آمیزی آن و آشکار شدن تقسیم سلول و کروماتین‌ها و بعد کروموزوم و با کشف پرتوهای ایکس توسط فیزیکدان‌ها زمینه عکس‌برداری و شناخت ساختمان DNA فراهم گردید و این‌همه و انبوهی دیگر تلاش‌هایی برای نجات جان انسان‌ها بود.

از طرفی دیگر، اما پروژه منهتن در صدد ساختن بمب اتمی بود. که تنها با یک "Little boy" (پسر کوچولو) صدها ‌هزار نفر را به طور مستقیم و ملتی را (و شاید هم بشریت) را به طور غیرمستقیم به خاک و خون کشید. ولی بودند دانشجویان، پژوهشگران و دانشمندانی که چشم خود را نبسته بودند؛ از اعتراضات دانشجویی در آمریکا ، فرانسه و...، علیه جنگ ویتنام و نابرابری‌ها تا خروج از پروژه‌هایی مانند پروژه منهتن، افرادی چون موریس ویلیکینز که از پروژه هسته‌ای خارج و با به کارگیری فیزیک در زیست‌شناسی با استفاده از شکست مولکول و آشکار کردن ساختمان DNA همت گماشت و پایه‌گذار دوران جدیدی در علم پزشکی و نجات جان‌ها شد.

شاید مبالغه نباشد اگر بگوییم که امروز در میهن‌مان ایران، دسته‌ دسته انسان‌ها به طور مستقیم کشته و از زندگی محروم می‌گردند و بسا انسان‌های بیشمار دیگر که به طور غیرمستقیم سوژه این کشتار و محرومیت از زندگی می‌شوند و در اینجا نه با بمب هسته‌ای بلکه با طناب‌های دار و اعدام.

بمب اتم هم ابتدا به بهانه تضمین صلح و بازدارندگی ساخته شد(درست همانطور که حکم اعدام و قصاص را هم برای عبرت و بازدارندگی از جنایت می‌گویند) ولی خودش نفس جنایت گردید. چرا که وقتی بمب ساخته‌ می‌شود هم‌زمان بستر کشتارهای هیروشیما و ناکازاکی فراهم گردیده و دیگر فجایع متعاقب آن دور از انتظار نیست و به طریق اولی زمانی که اعدام و حلق‌آویز، پذیرفته و نص قانون می‌شود، بستر جنایت و کشتار و اعدام‌های دسته‌جمعی هم اجتناب ناپذیر می‌گردد.

خصوصاً توسط حکومتی که سرشت قرون وسطایی و جنایت‌کارانه‌اش بسا بسا خطرناکتر از بمب اتم است.(کافیست آمار کشته‌های بمب اتمی در هیروشیما را با آمار اعدام‌های این حکومت مقایسه‌ کرد)

کارزار و جنبشی که برای مقابله به خنثی کردن این "بمب فعال شده اعدام" به راه افتاده بسیار مهم‌تر و جدی‌تر از مخالفت آن دوران با بمب هسته‌ای است.

چون این "قانونی بودن حکم اعدام" زمینه ساز اعدام‌های دلبخواهی و انبوه است. خصوصاً که با شکست‌های غزه و لبنان و جدیداً سوریه ، موج اعدام‌ها به مثابه بمب‌هایی وحشی است که در جلوی چشم مردم را منفجر می‌کند تا مردم به جان آمده را مرعوب و بقای خود را تضمین کند.

اینجاست که از دانشجویان و اساتید و معلمان به عنوان آگاه‌ترین اقشار اجتماعی انتظار می‌رود که از پیشتازان حمایت از برچیدن حکم اعدام و کارزار "نه به اعدام" باشند، به‌عنوان یکی از مبرم‌ترین وظایف انسانی در میهن‌شان با هر آنچه در توان دارند ، اعم از :

سخنی و قلمی یا قدمی و عَلَمی

زندانی سیاسی سعید ماسوری
زندان قزلحصار ۱۵ آذر ۱۴۰۳

درباره سعید ماسوری، این مطالب را ببینید:
از پشت میله‌های زندان، سعید ماسوری
https://tavaana.org/from-prison-2-saeed-masoori/

روایت یک پرونده، سعید ماسوری
https://tavaana.org/clubhouse_case_saeidmasouri/

#سعید_ماسوری #بیانیه #نه_به_اعدام #روز_دانشجو #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
30👍7
اعتراض سینماگران به قانون حجاب و عفاف:
این قانون توهین آشکار به ایرانیان، نقض حقوق زنان و مغایر حقوق بشر است


در پی تصویب قانون تازه حجاب و عفاف که با واکنش گسترده مردم و هنرمندان همراه شده است، گروهی از سینماگران سرشناس ایران با انتشار بیانیه‌ای، این قانون را توهین به ملت، نقض آشکار حقوق زنان و ضدیت با حقوق بشر دانسته‌اند. آنان این اقدام را نه تنها بی‌اعتنایی به بحران‌ها و مشکلات اساسی کشور، بلکه تلاشی برای تحقیر مردم ایران توصیف کرده‌اند. متن بیانیه و اسامی امضاکنندگان در ادامه می‌آید.

«قانون تازه حجاب و عفاف به مثابه اعلام جنگی تمام‌عیار با مردم ایران است. گویی اگر بخواهند نقشه‌ای برای تخریب کشور و تفرقه میان مردم بکشند، چنین کنند.

مجازات‌هایی برای تن ندادن به حجاب اجباری، زیر عنوان قانونی که پشتوانه مردمی ندارد و حتی شامل کودکان نیز می‌شود، توهین آشکار به یکایک مردم ایران، نقض حقوق زنان و مغایر حقوق بشر است.

چگونه مجلس در میان این همه فساد و ناکارآمدی، انواع مشکلات اقتصادی مردم، آسیب‌های زیست‌محیطی، و جنگ‌های منطقه‌ای، در یکی از بحرانی‌ترین شرایط کشور، قانونی ضدایرانی وضع می‌کند که اجرای آن می‌تواند بحران‌های بی‌شمار دیگری خلق کند؟

ما سینماگران، قانون حجاب و عفاف را تحقیر ایرانیان، مغایر با حقوق انسانی و در ضدیت با میهن‌دوستی می‌دانیم.»

امضاکنندگان بیانیه:

مصطفا آل احمد، سعید ابراهیمی‌فر، سپیده ابطحی، امیر اثباتی، محمد احمدی، ماهور احمدی، محمد احمدی‌نیا، همایون اسعدیان، ستاره اسکندری، کتایون ارسنجانی، محسن استادعلی، اشکان اشکانی، مهناز افضلی، مینا اکبری، محسن امیریوسفی، مسعود امینی تیرانی، طاهره ایبد، مژگان اینانلو، مجید برزگر، حسن برزیده، احترام‌سادات برومند، امید بنکدار، رخشان بنی‌اعتماد، مریم بوبانی، احمد بهرامی، پانته‌آ بهرام، رضا بهشتی، هومن بهمنش، بهنام بهزادی، آزاده بیزارگیتی، همایون پایور، پیام پارسافر، جعفر پناهی، هانیه توسلی، مهدی جعفری، حمید جعفری، فرزاد جعفری، فریدون جیرانی، علی جلیلوند، وحید جلیلوند، محمد جلیله‌وند، مانی حقیقی، منیژه حکمت، محمد حمزه‌ای، مصطفا خرقه‌پوش، شادمهر راستین، ناهید رضایی، حافظ روحانی، کتایون ریاحی، مرجان ریاحی، علیرضا رئیسیان،
علی زرنگار، علی زمانی عصمتی، مونا زندی حقیقی، پریسا ساسانی، رضا سبحانی، محمدعلی سجادی، محمد سجادیان، مهتاب سلیمانی، ابراهیم شیبانی، مهوش شیخ‌الاسلامی، محمد شیروانی، جعفر صانعی‌مقدم، رضا صائمی، ناصر صفاریان، بهتاش صناعی‌ها، ناهید صدیق، نیما عباس‌پور، داوود عباسی، امید عبداللهی، بهمن عبداللهی، محسن عبدالوهاب، پدرام علیزاده، امیرحسین علم‌الهدی، لیلی فرهادپور، علی فرهمند، هنگامه قاضیانی، علی محمد قاسمی، بهمن کامیار، حمید کاویانی، کیوان کثیریان، مسعود کرامتی، مسعود کیمیایی، هوشنگ گلمکانی، مازیار لرستانی، ابراهیم مختاری، نادر مشایخی، علی مصفا، مجیدرضا مصطفوی، سحر مصیبی، فاطمه معتمدآریا، مریم مقدم، گراناز موسوی، محمدرضا مویینی، میثم مویینی، فرهاد مهران‌فر، مجتبا میرتهماسب، مازیار میری، سپیده میرحسینی، اسماعیل میهن‌دوست، کیوان مهرگان، مهدی نادری، اسماعیل منصف، اعظم نجفیان، یاسمن نصرتی، رایا نصیری، لیلا نقدی‌پری، مرضیه وفامهر، اصغر هاشمی، مریم یاوری، منصوره یزدان‌جو.


#بیانیه #نه_به_پوشش_اجباری #نه_به_حجاب_اجباری #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍431
صبا بختیاری، خواهر منوچهر بختیاری، از وضعیت وخیم جسمانی برادرش خبر داد. به گفته او، روز گذشته نیروهای حفاظتی برای انتقال منوچهر بختیاری به زندان به بیمارستان مراجعه کردند. این در حالی است که او به دلیل لختگی خون و انجام عمل جراحی دوم در بیمارستان بستری بود.

صبا بختیاری افزود: «درد شدید قفسه سینه و حملات عصبی ناشی از فشار روحی باعث شد که برادرم دچار حمله قلبی شود. پزشکان مانع از انتقال او به زندان شدند، اما ما همچنان نگران جان برادرم هستیم. جمهوری اسلامی باید به ایشان مرخصی درمانی بدهد.»

پدر دادخواه پویا بختیاری که در زندان چوبیندر قزوین محبوس است، حدود ده روز پیش به بیمارستان منتقل شده است.
مونا بختیاری، دختر منوچهر بختیاری، در شبکه اکس نوشه بود::
«پدرم پس از اعتصابی که داشته، با حال جسمی نامساعد به بیمارستان قزوین منتقل شده است. ایشان نیاز شدید به عمل جراحی داشته و هم‌اکنون در بیمارستان بستری هستند.»

منوچهر بختیاری از روز دوشنبه هفتم آبان‌ماه در اعتراض به عدم موافقت با درخواست مرخصی درمانی‌اش دست به اعتصاب غذا زده بود. او در پیامی صوتی از زندان اعلام کرده بود که اعتصاب غذایش تا زمان آزادی از زندان ادامه خواهد یافت و مسئولیت هر آنچه برای او اتفاق بیفتد بر عهده جمهوری اسلامی است.
در پی وخامت حال این زندانی و درخواست مکرر فعالان و زندانیان و جامعه مدنی، این زندانی روز پنجشنبه ۲۴ آبان، ۱۴ نوامبر، به اعتصاب غذای خود پایان داد.


والدین پویا بختیاری به دلیل دادخواهی برای فرزندشان بازداشت و به زندان محکوم شده‌اند. ناهید شیرپیشه که اکنون در زندان کچویی کرج بسر می‌برد تیرماه ۱۴۰۱ به اتهام «اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام» به ۵ سال زندان محکوم شد.

همچنین منوچهر بختیاری از اردیبهشت ۱۴۰۰ محبوس است و به بیش از ۵ سال زندان و ممنوعیت خروج از کشور محکوم شده است.

علاوه بر والدین، دایی و عموی پویا هم زندانی هستند.


#دادخواهی
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#منوچهر_بختیاری #پویا_بختیاری #ناهید_شیرپیشه
#آرین_شیرپیشه #مهرداد_بختیاری #یاری_مدنی_توانا


@Tavaana_TavaanaTech
💔28👍43🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کارمند آتش‌نشانی شهرداری کوت‌عبدالله در شهرستان کارون استان ثروتمند خوزستان، ویدئویی دلخراش از وضعیت بحرانی زندگی خود منتشر کرده است.
این فرد یک کودک خردسال هم دارد که آنطور که در ویدئو مشخص است بیمار هم است.
کارمند آتش‌نشانی می‌گوید چهار ماه است حقوق دریافت نکرده و فرزندش به دلیل ناتوانی در تأمین هزینه‌های درمانی، چهار روز است که حتی چشمانش را هم نمی‌تواند باز کند.

دردناک این‌که این پدر در پایان ویدئو می‌گوید:
«هر بلایی که بر سر فرزندم بیاید، هیچ‌کس را نخواهم بخشید، نه شهردار و نه مسئولین پایین‌تر از او.»

جمهوری اسلامی ایرانیان را به چه زندگی‌ای وادار کرده؟ فردی کار کند تلاش کند برای بهبود زندگی و در نهایت حتی از تامین داروی دلبندش هم ناتوان باشد.

اتحاد رمز پیروزی ست زمانی‌که پرستاران و بازنشستگان و خانواده‌های دادخواه در خیابان شعار می‌دهند و دادخواهی می‌کنند و حقوق حقه خود را طلب می‌کنند آنها را تنها نگذاریم یکدیگر را تنها نگذاریم.

#نه_به_جمهوری_اسلامی
#یاری_مدنی_توانا
#اهواز
@Tavaana_TavaanaTech
💔332🕊2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
۱۶ روز نارنجی مبارزه با خشونت علیه زنان
یکی از انواع خشونت علیه زنان، خشونت خانگی ست. در کشورمان هم این معضل وجود دارد و اتفاقن از طرف حکومت و قوانین حمایت می‌شود. مثل نمونه اندونزی. اما چگونه مقاومت زنان و در کل مردم حکومت را مجبور به حمایت از زنان کرد؟
این پادکست را بشنوید!
اندونزی: نه به خشونت خانگی علیه زنان!

خشونت علیه زنان از مدت‌ها پیش برای اندونزی عامل نگرانی زیادی بود. در اواخر دهه ۱۹۹۰ – در آخرین سال‌های حکومت دیکتاتوری رئیس جمهور سوهارتو Suharto – زنان اندونزی برای برخورد با این معضل، اقدام به سازمان‌دهی برای تغییر قوانین کردند. خشونت خانگی، امری خصوصی محسوب می‌شد که در باورهای دینی ریشه داشت؛ باورهایی که مرد را در صدرِ خانواده قرار می‌داد. ایدئولوژیِ جنسیت‌گرایِ رژیمِ سوهارتو بر نقش «طبیعیِ» زن به عنوان «همسر» و «مادر» تاکید داشت و سوهارتو سازمان‌هایی برای زنان ایجاد کرده بود که این دیدگاه را تبلیغ کنند.

با وجود این، در اواخر دهه ۱۹۸۰، سازمان‌های غیردولتی جدیدی به راه افتادند که بر موضوع حقوق زنان و حمایت از زنانی که قربانی خشونت شده بودند، تمرکز داشتند. در ژانویه سال ۱۹۹۸، شورش‌های سراسری آغاز شد.

سایت:
https://tavaana.org/indonesian_domestic_violence/
یوتیوب:
https://www.youtube.com/watch?v=xd78JeYo5eA
ساندکلاود:
https://soundcloud.com/tavaana/xaixf8fqjbya

#یاری_مدنی_توانا
#پادکست
#حقوق_زنان
#زنان
@Tavaana_TavaanaTech
👌81
در بی‌دادگاه‌های جمهوری اسلامی چه می‌گذرد؟
قضات با یک امضا به احتی جان انسان‌ها را می‌ستانند و حق حیات را از شهروندان سلب می‌کنند....
پخشان عزیزی وریشه مرادی عباس دریس بچه‌های اکباتان و هزاران جان عزیز دیگر صدای‌شان باشیم
به یاد رضا رسایی به یاد نوید افکاری و به دادخواهی از پشت‌بام رفاه تا اعدام و تیرباران و ترور و به امید دادخواهی.
حکم‌های خونین: قاضیان جمهوری اسلامی علیه معترضان

طرح از اسد بیناخواهی

https://tavaana.org/execution-sentences-protest/


#اعدام
#نه_به_اعدام
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔22👍61
مهوش ثابت روز چهارشنبه ۱۴ آذرماه تحت عمل جراحی قلب باز قرار گرفت.

این شهروند بهائی زندانی، بیش از ۱۳ سال در زندان‌های جمهوری اسلامی محبوس بوده است.
مهوش ثابت نویسنده شاعر و معلم تا پیش از این با کارشکنی مسئولان زندان از حق درمان محروم بود.
این زندانی ۷۲ ساله پیشتر در نامه‌ای از زندان، گفته بود:
«ناگهان وطن آبا و اجدادی‌مان را از ما گرفتند و ما به آن دیگری تبدیل شدیم.»
در کنار هم‌وطنان‌مان باشیم و اجازه ندهیم جمهوری اسلامی با تفکیک جامعه به استبداد و دیکتاتوری ادامه دهد. به یاد فاطمه سپهری گرامی که علیرغم انجام عمل قلب باز و نیاز به حضور در محیطی امن و راحت کماکان در زندان است. به یاد تمامی زندانیان سیاسی محبوس در بند ضحاک.

#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#مهوش_ثابت
@Tavaana_TavaanaTech
💔33
«درود توانا

ابتدا بگم من یک زن هستم یک مادر یک شهروند که چهار سالی است در تبعید اجباری به سر می‌برد. هرچند کشورم رو ترک کردم اما هم‌وطنانم رو تنها نگذاشتم و نمی‌گذارم.
از همان زمانی که اعترافات اجباری را پخش می‌کردند از همان زمان که اخبار اعدام فامیل و همسایه را می‌شنیدم از همان زمانی که ۱۵-۱۶ ساله بودم فهمیدم
"تلاش برای نجات جان محکومان به اعدام، بخشی از مبارزه برای اجرای عدالت است."
واقعن فرقی ندارد انسان چه گرایش سیاسی فکری یا عقیدتی داشته باشد یا چه جرمی مرتکب شده باشد اعدام مجازات هیچ جرمی نیست.
البته که این دیدگاه به‌تدریج در من شکل گرفت ابتدا عدالت را در انتقام خونین می‌دانستم که برادر کوچکم را در خیابان به قتل رسانده بودند بعدتر عدالت را در رساندن صدای دادخواهیم و انتشار عکس‌های برادرم و هم‌وطنانم دیدم. این بدین معنا نیست که دست از دادخواهی برداشته‌ام یا می‌گویم مجازات نشوند این افراد فقط مستحق حبس ابد هستند برای عبرت تاریخ و آیندگان.

صفحه توانا را دنبال می‌کنم و تلاش شما را در مبارزه با اعدام می‌ستایم. اکنون در این برهه از تاریخ ایرانیان تحت "اتهام" سب‌النبی بغی قاچاقچی موادمخدر یا هر "اتهام" دیگری به اعدام محکوم می‌شوند و این حکم ضدانسانی هر روز در کشورمان اجرا می‌شود.
از مردم می‌خواهم هم‌راه و هم‌گام با زندانیان به سه‌شنبه‌های نه به اعدام بپیوندند به هر طریقی انتشار عکس در فضای مجازی اگر امکان حضور در اجتماع باشد نوشتن نامه به سران کشورهایی که آنجا موقتن به پناه آمده‌ایم و به هر طریقی.»

#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
21👍4🥰1💯1💔1