روایت یک ناکامی: وقتی بازجوخبرنگار نتوانست از من اعتراف بسازد
بسیاری از دوستان در دایرکت از من خواستهاند روایت ماجرای «بازجوخبرنگار» حسن شمشادی و تلاش او برای گرفتن اعتراف اجباری از من را بازگو کنم. امروز نیز بارها با بغض و درد، اعتراف اجباری برادر جاویدنام آیدا رستمی را شنیدم؛ و باز همان شباهتها، همان رفتارهای تکراری مأموران امنیتی در ساختن اعترافات دروغین جلوی چشمانم زنده شد.
دیگر نتوانستم سکوت کنم. احساس کردم وظیفه دارم حقیقت را بازگو کنم؛ نه فقط برای خودم، بلکه برای همه کسانی که صدایشان خفه شد و حقیقتشان را تحریف کردند.
این روایت را مینویسم تا روشنتر شود که پشت پرده «اعترافات تلویزیونی» چه میگذرد و چگونه انسانها را زیر شکنجه، فشار و تهدید میبرند تا حقیقت را دفن کنند و دروغ را جایگزین آن بسازند.
سال ۱۳۸۸، چند روز پس از آزادی از زندان اوین، با من از استانداری تهران تماس گرفتند و خواستند به آنجا بروم. راستش را بخواهید، دلشوره داشتم. در ذهنم مدام تهدیدهای بازجو در اوین مرور میشد که بارها به من گفته بود: «اگر فیلمی از سنگ زدن تو به مأموران پیدا کنیم، کارت تمام است.» چون در اعتراضات ۲۸ و ۳۰ خرداد در خیابانهای تهران با مأموران درگیر میشدیم و من هم به آنها سنگ پرتاب کرده بودم، فکر میکردم شاید فیلمی از من یافتهاند و احضارم برای همین است.
با یکی از دوستانم از کرج به تهران رفتم تا اگر مرا بازداشت کردند، او خانوادهام را خبر کند. وقتی رسیدم دیدم چند نفر دیگر از بازماندگان کهریزک هم آنجا هستند و کمی دلم آرام گرفت. ما را به سالن بزرگی بردند؛ استاندار تهران، نماینده قوه قضاییه، چند نماینده مجلس، نمایندهای از بیت رهبری و چند مقام دیگر حضور داشتند. گفتند: تعریف کنید در کهریزک چه گذشت. دو نفر هم فیلمبرداری میکردند.
من همانجا جای شکنجهها و کبودیهای بدنم را نشان دادم. زخمها هنوز تازه بود. حدود یک ساعت همه واقعیتها را گفتیم و بعد از سالن بیرون آمدیم. همان لحظه چند مأمور لباسشخصی امنیتی مرا به اتاقی دیگر بردند. در دل گفتم: مسعود! دستگیر شدی. اما ماجرا چیز دیگری بود.
در اتاق باز شد. حسن شمشادی، خبرنگار حکومتی صداوسیما به همراه چند نفر با دوربین وارد شدند. یکی از مأموران امنیتی گفت: میخواهیم مستندی درباره کهریزک برای بخش خبری ۲۰:۳۰ بسازیم. اما باید دقیقاً همان چیزی را بگویی که ما میخواهیم. افکار عمومی به هم ریخته و ما میدانیم چه روایتی اعتماد مردم را برمیگرداند.
از همان لحظه فشار شروع شد.
یکی میگفت باید اعتراف کنی که در اغتشاشات دستگیر شدی و فریب موسوی، کروبی و بیگانگان را خوردی. دیگری میخواست بگویم از ستاد موسوی پول گرفتم برای تخریب و آشوب. اصرار داشتند بگویم که مأموران نیروی انتظامی در بازداشتگاه کهریزک با ما بدرفتاری نکردند بلکه این آرازل اوباش بودند که اذیتمان میکردند و قتل کشته شدگان کهریزک ربطی به نیروی انتظامی و نظامی ندارد. آنچه رسانههای نزدیک به موسوی و کروبی و رسانه های بیگانه درباره شکنجه و تجاوز در کهریزک میگویند، دروغ است و دهها جمله دیکتهشدهی دیگر که باید جلوی دوربین تکرار میکردم.
اما تصمیم گرفتم هرگز تسلیم نشوم. خودم را به مریضی و حواس پرتی زدم، گفتم در کهریزک آنقدر شکنجه شدم و با قفل بر سرم زدند که تمرکز ندارم و نمیتوانم درست حرف بزنم. هرچه بیشتر فشار آوردند، بیشتر خودم را به گیجی و سادهلوحی زدم. حتی فردی به نام «سید» که بسیار خشن و فحاش بود چند بار خواست مرا بزند، اما یکی دیگر مانعش شد.
بعد از حدود یک ساعتی ناامید شدند. یکی از مأموران چیزی در گوش شمشادی گفت و بعد اجازه دادند از کهریزک سخن بگوییم و من حقیقت را گفتم: از شکنجهها، از قتل همبندیهایم، از وضعیت اسفناک کهریزک و در پایان با صدایی محکم و استوار در سوال خبرنگار اعلام کردم: مأمورانی که ما را شکنجه کردند باید محاکمه و قصاص شوند.
مدتی بعد مستندی با عنوان تلخ اما عبرت آمیز ( کهریزک ) از بخش ۲۰:۳۰ پخش شد. اما همانطور که قابل پیشبینی بود، تمام روایتهای من از شکنجه و جنایت را سانسور کردند و تنها بخش پایانی حرفهایم را نشان دادند.
این است روایت من از تلاش نافرجام برای گرفتن اعتراف اجباری در استانداری تهران؛ روایتی که هرگز از یادم نخواهد رفت و سندی زنده است بر ماهیت اعترافسازی جمهوری اسلامی.
نوشته مسعود علیزاده
#بازداشتگاه_کهریزک
#بازجو_خبرنگار
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
بسیاری از دوستان در دایرکت از من خواستهاند روایت ماجرای «بازجوخبرنگار» حسن شمشادی و تلاش او برای گرفتن اعتراف اجباری از من را بازگو کنم. امروز نیز بارها با بغض و درد، اعتراف اجباری برادر جاویدنام آیدا رستمی را شنیدم؛ و باز همان شباهتها، همان رفتارهای تکراری مأموران امنیتی در ساختن اعترافات دروغین جلوی چشمانم زنده شد.
دیگر نتوانستم سکوت کنم. احساس کردم وظیفه دارم حقیقت را بازگو کنم؛ نه فقط برای خودم، بلکه برای همه کسانی که صدایشان خفه شد و حقیقتشان را تحریف کردند.
این روایت را مینویسم تا روشنتر شود که پشت پرده «اعترافات تلویزیونی» چه میگذرد و چگونه انسانها را زیر شکنجه، فشار و تهدید میبرند تا حقیقت را دفن کنند و دروغ را جایگزین آن بسازند.
سال ۱۳۸۸، چند روز پس از آزادی از زندان اوین، با من از استانداری تهران تماس گرفتند و خواستند به آنجا بروم. راستش را بخواهید، دلشوره داشتم. در ذهنم مدام تهدیدهای بازجو در اوین مرور میشد که بارها به من گفته بود: «اگر فیلمی از سنگ زدن تو به مأموران پیدا کنیم، کارت تمام است.» چون در اعتراضات ۲۸ و ۳۰ خرداد در خیابانهای تهران با مأموران درگیر میشدیم و من هم به آنها سنگ پرتاب کرده بودم، فکر میکردم شاید فیلمی از من یافتهاند و احضارم برای همین است.
با یکی از دوستانم از کرج به تهران رفتم تا اگر مرا بازداشت کردند، او خانوادهام را خبر کند. وقتی رسیدم دیدم چند نفر دیگر از بازماندگان کهریزک هم آنجا هستند و کمی دلم آرام گرفت. ما را به سالن بزرگی بردند؛ استاندار تهران، نماینده قوه قضاییه، چند نماینده مجلس، نمایندهای از بیت رهبری و چند مقام دیگر حضور داشتند. گفتند: تعریف کنید در کهریزک چه گذشت. دو نفر هم فیلمبرداری میکردند.
من همانجا جای شکنجهها و کبودیهای بدنم را نشان دادم. زخمها هنوز تازه بود. حدود یک ساعت همه واقعیتها را گفتیم و بعد از سالن بیرون آمدیم. همان لحظه چند مأمور لباسشخصی امنیتی مرا به اتاقی دیگر بردند. در دل گفتم: مسعود! دستگیر شدی. اما ماجرا چیز دیگری بود.
در اتاق باز شد. حسن شمشادی، خبرنگار حکومتی صداوسیما به همراه چند نفر با دوربین وارد شدند. یکی از مأموران امنیتی گفت: میخواهیم مستندی درباره کهریزک برای بخش خبری ۲۰:۳۰ بسازیم. اما باید دقیقاً همان چیزی را بگویی که ما میخواهیم. افکار عمومی به هم ریخته و ما میدانیم چه روایتی اعتماد مردم را برمیگرداند.
از همان لحظه فشار شروع شد.
یکی میگفت باید اعتراف کنی که در اغتشاشات دستگیر شدی و فریب موسوی، کروبی و بیگانگان را خوردی. دیگری میخواست بگویم از ستاد موسوی پول گرفتم برای تخریب و آشوب. اصرار داشتند بگویم که مأموران نیروی انتظامی در بازداشتگاه کهریزک با ما بدرفتاری نکردند بلکه این آرازل اوباش بودند که اذیتمان میکردند و قتل کشته شدگان کهریزک ربطی به نیروی انتظامی و نظامی ندارد. آنچه رسانههای نزدیک به موسوی و کروبی و رسانه های بیگانه درباره شکنجه و تجاوز در کهریزک میگویند، دروغ است و دهها جمله دیکتهشدهی دیگر که باید جلوی دوربین تکرار میکردم.
اما تصمیم گرفتم هرگز تسلیم نشوم. خودم را به مریضی و حواس پرتی زدم، گفتم در کهریزک آنقدر شکنجه شدم و با قفل بر سرم زدند که تمرکز ندارم و نمیتوانم درست حرف بزنم. هرچه بیشتر فشار آوردند، بیشتر خودم را به گیجی و سادهلوحی زدم. حتی فردی به نام «سید» که بسیار خشن و فحاش بود چند بار خواست مرا بزند، اما یکی دیگر مانعش شد.
بعد از حدود یک ساعتی ناامید شدند. یکی از مأموران چیزی در گوش شمشادی گفت و بعد اجازه دادند از کهریزک سخن بگوییم و من حقیقت را گفتم: از شکنجهها، از قتل همبندیهایم، از وضعیت اسفناک کهریزک و در پایان با صدایی محکم و استوار در سوال خبرنگار اعلام کردم: مأمورانی که ما را شکنجه کردند باید محاکمه و قصاص شوند.
مدتی بعد مستندی با عنوان تلخ اما عبرت آمیز ( کهریزک ) از بخش ۲۰:۳۰ پخش شد. اما همانطور که قابل پیشبینی بود، تمام روایتهای من از شکنجه و جنایت را سانسور کردند و تنها بخش پایانی حرفهایم را نشان دادند.
این است روایت من از تلاش نافرجام برای گرفتن اعتراف اجباری در استانداری تهران؛ روایتی که هرگز از یادم نخواهد رفت و سندی زنده است بر ماهیت اعترافسازی جمهوری اسلامی.
نوشته مسعود علیزاده
#بازداشتگاه_کهریزک
#بازجو_خبرنگار
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔47❤9👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جمعی از فعالان میدانی در ایران، تراکتهایی با تصاویر زندانیان سیاسی به ویژه زندانیان در معرض خطر اعدام، در سطح شهر پخش کردهاند تا صدای این عزیزان را به مردم برسانند.
#نه_به_جمهورى_اسلامى #نه_به_اعدام #مقاومت_مدنی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
#نه_به_جمهورى_اسلامى #نه_به_اعدام #مقاومت_مدنی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍18🕊6
پیکر جاویدنام مهران بهرامیان بدون حضور خانواده در باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد
طبق اطلاعات رسیده به آموزشکده توانا، مامور وزارت اطلاعات طی تماسی به خانواده مهران بهرامیان اطلاع داد که پیکر او در باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شده و تاکید کرد که خانوادهاش حق برگزاری مراسم برای او را ندارند.
یکی از فعالان سمیرم، عدم انتقال پیکر مهران بهرامیان به شهر سمیرم را ناشی از ترس حکومت دانست.
لازم به ذکر است، خانواده فاضل بهرامیان هم برای ملاقات با او فراخوانده شدند و امروز برای ملاقات رهسپار اصفهان شدهاند. اطلاع دقیقی نداریم که آیا این ملاقات قرار است ملاقات آخر باشد یا خیر.
برخی منابع از تغییر حکم اعدام فاضل بهرامیان به حبس ابد خبر دادهاند. با این حال باید گفت، جان فاصل بهرامیان هم در معرض خطر است، چرا که طرف مقابل رژیم جمهوری اسلامی است که از هیچ جنایتی ابایی ندارد.
بامداد امروز مهران بهرامیان در حالی اعدام شد که از بهمن ۱۴۰۳ تا یک ماه پیش با وثیقه آزاد بود!
#سمیرم #مهران_بهرامیان #فاضل_بهرامیان #نه_به_اعدامِ #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
طبق اطلاعات رسیده به آموزشکده توانا، مامور وزارت اطلاعات طی تماسی به خانواده مهران بهرامیان اطلاع داد که پیکر او در باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شده و تاکید کرد که خانوادهاش حق برگزاری مراسم برای او را ندارند.
یکی از فعالان سمیرم، عدم انتقال پیکر مهران بهرامیان به شهر سمیرم را ناشی از ترس حکومت دانست.
لازم به ذکر است، خانواده فاضل بهرامیان هم برای ملاقات با او فراخوانده شدند و امروز برای ملاقات رهسپار اصفهان شدهاند. اطلاع دقیقی نداریم که آیا این ملاقات قرار است ملاقات آخر باشد یا خیر.
برخی منابع از تغییر حکم اعدام فاضل بهرامیان به حبس ابد خبر دادهاند. با این حال باید گفت، جان فاصل بهرامیان هم در معرض خطر است، چرا که طرف مقابل رژیم جمهوری اسلامی است که از هیچ جنایتی ابایی ندارد.
بامداد امروز مهران بهرامیان در حالی اعدام شد که از بهمن ۱۴۰۳ تا یک ماه پیش با وثیقه آزاد بود!
#سمیرم #مهران_بهرامیان #فاضل_بهرامیان #نه_به_اعدامِ #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔47👍4🕊3❤1
شهناز اکملی، مادر دادخواه جاویدنام مصطفی کربمبیگی از جانباختگان عاشورای ۸۸، دلنوشتهای خطاب به فرزندش به شرح زیر منتشر کرد:
«من از این روزهایی که نبودنِ تو آواریست بر سرم ... بیزارم.
من از باران، از این خورشید، از این دریا، از این غروب زیبا ... بدونِ تو بیزارم ....
بیزارم ...
من هنوز خیره به راهی هستم که رفتی ...
من هنوز به عشق آمدنت، برای شام، غذایی را میپزم که تو دوست داری
من هنوز باورم کمتر از آن است که سیاهیِ روی قاب عکست را باور کند.
من خیلی کمام برای این همه نبودن ...
برای مزار شکستهات ...
برای شمعهای نیم سوختهی کنار عکست ...
برای این همه جای خالی ...
برای بغضهای نشکسته ...
برای آرزوهای دفن شدهی مادرانهام ....
من خیلی کمام ....»
ـ جنایات جمهوری اسلامی در این ۴۶ سال را هرگز فراموش نمیکنیم. گذر زمان این زخمها را درمان نمیکند و تنها سرنگونی حکومت ظالمان، اجرای عدالت و کشف حقیقت و ممانعت از تکرار جنایت تا حدی التیامبخش خواهد بود.
#مصطفی_کریم_بیگی #دادخواهی #علیه_فراموشی #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«من از این روزهایی که نبودنِ تو آواریست بر سرم ... بیزارم.
من از باران، از این خورشید، از این دریا، از این غروب زیبا ... بدونِ تو بیزارم ....
بیزارم ...
من هنوز خیره به راهی هستم که رفتی ...
من هنوز به عشق آمدنت، برای شام، غذایی را میپزم که تو دوست داری
من هنوز باورم کمتر از آن است که سیاهیِ روی قاب عکست را باور کند.
من خیلی کمام برای این همه نبودن ...
برای مزار شکستهات ...
برای شمعهای نیم سوختهی کنار عکست ...
برای این همه جای خالی ...
برای بغضهای نشکسته ...
برای آرزوهای دفن شدهی مادرانهام ....
من خیلی کمام ....»
ـ جنایات جمهوری اسلامی در این ۴۶ سال را هرگز فراموش نمیکنیم. گذر زمان این زخمها را درمان نمیکند و تنها سرنگونی حکومت ظالمان، اجرای عدالت و کشف حقیقت و ممانعت از تکرار جنایت تا حدی التیامبخش خواهد بود.
#مصطفی_کریم_بیگی #دادخواهی #علیه_فراموشی #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔40🕊5👍4❤1
نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل، در نامهای خطاب به مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر در ایران، خواستار فشار بینالمللی برای لغو احکام ظالمانه علیه معلمان شد.
نرگس محمدی، فعال مدنی و برنده جایزه صلح نوبل، در نامهای سرگشاده به مای ساتو، نسبت به سرکوب گسترده معلمان در ایران، بهویژه در استان کردستان، اعتراض کرد و خواستار اقدام فوری نهادهای بینالمللی برای لغو احکام سنگین اخراج، تبعید و بازنشستگی اجباری معلمان شد.
طی روزهای اخیر تعدادی از معلمان معترض در استان کردستان با احکام اخراج، تبعید یا بازنشستگی اجباری مواجه شدهاند.
متن کامل نامه نرگس محمدی:
گزارشگر محترم ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد،
سرکار خانم مای ساتو
فعالیتهای صنفی معلمان پس از انقلاب ۵۷ و استقرار حکومت جمهوری اسلامی در همه دورهها و دولتها تحت شدیدترین سرکوبها قرار داشته است.
اگر آغاز دوره جدید فعالیتهای صنفی معلمان را پس از سرکوبهای خونین دهه شصت و انسداد تمام مجراهای فضای کنشگری سیاسی و مدنی، اواخر دهه هفتاد در نظر بگیریم، اولین سرکوب گسترده نیز در همان سالها و در دولت اصلاحات اتفاق افتاد.
سرکوبی که در همه دولتهای پس از آن و در همین دولت اخیر، مسعود پزشکیان، هم ادامه یافته است.
اوج این سرکوبها در دولت رییسی و بویژه پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی» اتفاق افتاد و صدها فعال صنفی معلمان بازداشت و روانه زندانها شدند؛ به گفته یک مقام مسئول در آموزش و پرورش بیش از سیصد معلم، فعال صنفی و دانشجوی فرهنگیان با احکام اخراج و انفصال مواجه شدند.
تداوم این سرکوبها در دولت پزشکیان با احکام سنگین اخراج، انفصال و بازنشستگی اجباری شانزده معلم در شهرهای مختلف کردستان در هفتهی گذشته، نماد بارز خشونت مضاعف علیه مردم ایران به ویژه مردم به حاشیه راندهشده، از جمله در کردستان، و همچنین تلاش نظام برای نابودی صدای مستقل آنهاست. حکومت جمهوری اسلامی همچنان با قساوتی بیرحمانه، هر گونه تلاش صنفی، مدنی و سیاسی مستقل را سرکوب میکند و حتی کوچکترین نشانهی اعتراض مسالمتآمیز را با بدترین ابزارهای سرکوب و ارعاب پاسخ میدهد، بیآنکه هیچ حق و مشروعیتی برای صدای مردم به رسمیت بشناسد.
صدور احکام انفصال، اخراج، تعلیق، و بازنشستگی اجباری و تبعید برای سمیه اخترشمار، مجید کریمی، غیاث نعمتی، کاوه محمدزاده، امید شاەمحمدی، هیوا قریشی، پرویز احسنی، جهانگیر بهمنی، نسرین کریمی، لیلا زارعی، سلیمان عبدی، لقمان اللهمرادی، صلاح حاجیمیرزایی، شهرام کریمی، لیلا سلیمی و فیصل نوری در آستانه سالگرد جنبش ژینا/مهسا، نشان میدهد که جمهوری اسلامی به شدت نگران خیزش دوباره مردم ایران برای تحقق خواستههای دمکراتیک و عدالتطلبانه خود میباشد.
ضمن اعتراض شدید نسبت به تداوم سرکوب معلمان، از همه نهادهای حقوق بشری و مجامع بینالمللی میخواهم که با اعلام همبستگی با معلمان و فعالان صنفی معلم و محکومیت برخوردهای امنیتی و قضایی، مانع از تداوم سرکوبهای در حال افزایش فعالان صنفی و اجتماعی در ایران شوند.
همچنین به صورت ویژه از سازمان یونسکو و سازمان جهانی کار درخواست میکنم که مانع از حضور مسئولان آموزش و پرورش و وزارت کار در اجلاسهای این دو سازمان جهانی شوند.
وظیفه نهادهای بینالمللی و حقوق بشری است که جمهوری اسلامی را برای لغو احکام ظالمانه علیه همه معلمان، بهویژه معلمان کردستان تحت فشار قرار دهند.
نرگس محمدی
۱۴ شهریور ۱۴۰۴
#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی #معلمان #معلم
@Tavaana_TavaanaTech
نرگس محمدی، فعال مدنی و برنده جایزه صلح نوبل، در نامهای سرگشاده به مای ساتو، نسبت به سرکوب گسترده معلمان در ایران، بهویژه در استان کردستان، اعتراض کرد و خواستار اقدام فوری نهادهای بینالمللی برای لغو احکام سنگین اخراج، تبعید و بازنشستگی اجباری معلمان شد.
طی روزهای اخیر تعدادی از معلمان معترض در استان کردستان با احکام اخراج، تبعید یا بازنشستگی اجباری مواجه شدهاند.
متن کامل نامه نرگس محمدی:
گزارشگر محترم ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد،
سرکار خانم مای ساتو
فعالیتهای صنفی معلمان پس از انقلاب ۵۷ و استقرار حکومت جمهوری اسلامی در همه دورهها و دولتها تحت شدیدترین سرکوبها قرار داشته است.
اگر آغاز دوره جدید فعالیتهای صنفی معلمان را پس از سرکوبهای خونین دهه شصت و انسداد تمام مجراهای فضای کنشگری سیاسی و مدنی، اواخر دهه هفتاد در نظر بگیریم، اولین سرکوب گسترده نیز در همان سالها و در دولت اصلاحات اتفاق افتاد.
سرکوبی که در همه دولتهای پس از آن و در همین دولت اخیر، مسعود پزشکیان، هم ادامه یافته است.
اوج این سرکوبها در دولت رییسی و بویژه پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی» اتفاق افتاد و صدها فعال صنفی معلمان بازداشت و روانه زندانها شدند؛ به گفته یک مقام مسئول در آموزش و پرورش بیش از سیصد معلم، فعال صنفی و دانشجوی فرهنگیان با احکام اخراج و انفصال مواجه شدند.
تداوم این سرکوبها در دولت پزشکیان با احکام سنگین اخراج، انفصال و بازنشستگی اجباری شانزده معلم در شهرهای مختلف کردستان در هفتهی گذشته، نماد بارز خشونت مضاعف علیه مردم ایران به ویژه مردم به حاشیه راندهشده، از جمله در کردستان، و همچنین تلاش نظام برای نابودی صدای مستقل آنهاست. حکومت جمهوری اسلامی همچنان با قساوتی بیرحمانه، هر گونه تلاش صنفی، مدنی و سیاسی مستقل را سرکوب میکند و حتی کوچکترین نشانهی اعتراض مسالمتآمیز را با بدترین ابزارهای سرکوب و ارعاب پاسخ میدهد، بیآنکه هیچ حق و مشروعیتی برای صدای مردم به رسمیت بشناسد.
صدور احکام انفصال، اخراج، تعلیق، و بازنشستگی اجباری و تبعید برای سمیه اخترشمار، مجید کریمی، غیاث نعمتی، کاوه محمدزاده، امید شاەمحمدی، هیوا قریشی، پرویز احسنی، جهانگیر بهمنی، نسرین کریمی، لیلا زارعی، سلیمان عبدی، لقمان اللهمرادی، صلاح حاجیمیرزایی، شهرام کریمی، لیلا سلیمی و فیصل نوری در آستانه سالگرد جنبش ژینا/مهسا، نشان میدهد که جمهوری اسلامی به شدت نگران خیزش دوباره مردم ایران برای تحقق خواستههای دمکراتیک و عدالتطلبانه خود میباشد.
ضمن اعتراض شدید نسبت به تداوم سرکوب معلمان، از همه نهادهای حقوق بشری و مجامع بینالمللی میخواهم که با اعلام همبستگی با معلمان و فعالان صنفی معلم و محکومیت برخوردهای امنیتی و قضایی، مانع از تداوم سرکوبهای در حال افزایش فعالان صنفی و اجتماعی در ایران شوند.
همچنین به صورت ویژه از سازمان یونسکو و سازمان جهانی کار درخواست میکنم که مانع از حضور مسئولان آموزش و پرورش و وزارت کار در اجلاسهای این دو سازمان جهانی شوند.
وظیفه نهادهای بینالمللی و حقوق بشری است که جمهوری اسلامی را برای لغو احکام ظالمانه علیه همه معلمان، بهویژه معلمان کردستان تحت فشار قرار دهند.
نرگس محمدی
۱۴ شهریور ۱۴۰۴
#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی #معلمان #معلم
@Tavaana_TavaanaTech
👌14👎3❤1🕊1
نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل، در نامهای خطاب به مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر در ایران، خواستار فشار بینالمللی برای لغو احکام ظالمانه علیه معلمان شد.
نرگس محمدی، فعال مدنی و برنده جایزه صلح نوبل، در نامهای سرگشاده به مای ساتو، نسبت به سرکوب گسترده معلمان در ایران، بهویژه در استان کردستان، اعتراض کرد و خواستار اقدام فوری نهادهای بینالمللی برای لغو احکام سنگین اخراج، تبعید و بازنشستگی اجباری معلمان شد.
طی روزهای اخیر تعدادی از معلمان معترض در استان کردستان با احکام اخراج، تبعید یا بازنشستگی اجباری مواجه شدهاند.
متن کامل نامه نرگس محمدی:
گزارشگر محترم ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد،
سرکار خانم مای ساتو
فعالیتهای صنفی معلمان پس از انقلاب ۵۷ و استقرار حکومت جمهوری اسلامی در همه دورهها و دولتها تحت شدیدترین سرکوبها قرار داشته است.
اگر آغاز دوره جدید فعالیتهای صنفی معلمان را پس از سرکوبهای خونین دهه شصت و انسداد تمام مجراهای فضای کنشگری سیاسی و مدنی، اواخر دهه هفتاد در نظر بگیریم، اولین سرکوب گسترده نیز در همان سالها و در دولت اصلاحات اتفاق افتاد.
سرکوبی که در همه دولتهای پس از آن و در همین دولت اخیر، مسعود پزشکیان، هم ادامه یافته است.
اوج این سرکوبها در دولت رییسی و بویژه پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی» اتفاق افتاد و صدها فعال صنفی معلمان بازداشت و روانه زندانها شدند؛ به گفته یک مقام مسئول در آموزش و پرورش بیش از سیصد معلم، فعال صنفی و دانشجوی فرهنگیان با احکام اخراج و انفصال مواجه شدند.
تداوم این سرکوبها در دولت پزشکیان با احکام سنگین اخراج، انفصال و بازنشستگی اجباری شانزده معلم در شهرهای مختلف کردستان در هفتهی گذشته، نماد بارز خشونت مضاعف علیه مردم ایران به ویژه مردم به حاشیه راندهشده، از جمله در کردستان، و همچنین تلاش نظام برای نابودی صدای مستقل آنهاست. حکومت جمهوری اسلامی همچنان با قساوتی بیرحمانه، هر گونه تلاش صنفی، مدنی و سیاسی مستقل را سرکوب میکند و حتی کوچکترین نشانهی اعتراض مسالمتآمیز را با بدترین ابزارهای سرکوب و ارعاب پاسخ میدهد، بیآنکه هیچ حق و مشروعیتی برای صدای مردم به رسمیت بشناسد.
صدور احکام انفصال، اخراج، تعلیق، و بازنشستگی اجباری و تبعید برای سمیه اخترشمار، مجید کریمی، غیاث نعمتی، کاوه محمدزاده، امید شاەمحمدی، هیوا قریشی، پرویز احسنی، جهانگیر بهمنی، نسرین کریمی، لیلا زارعی، سلیمان عبدی، لقمان اللهمرادی، صلاح حاجیمیرزایی، شهرام کریمی، لیلا سلیمی و فیصل نوری در آستانه سالگرد جنبش ژینا/مهسا، نشان میدهد که جمهوری اسلامی به شدت نگران خیزش دوباره مردم ایران برای تحقق خواستههای دمکراتیک و عدالتطلبانه خود میباشد.
ضمن اعتراض شدید نسبت به تداوم سرکوب معلمان، از همه نهادهای حقوق بشری و مجامع بینالمللی میخواهم که با اعلام همبستگی با معلمان و فعالان صنفی معلم و محکومیت برخوردهای امنیتی و قضایی، مانع از تداوم سرکوبهای در حال افزایش فعالان صنفی و اجتماعی در ایران شوند.
همچنین به صورت ویژه از سازمان یونسکو و سازمان جهانی کار درخواست میکنم که مانع از حضور مسئولان آموزش و پرورش و وزارت کار در اجلاسهای این دو سازمان جهانی شوند.
وظیفه نهادهای بینالمللی و حقوق بشری است که جمهوری اسلامی را برای لغو احکام ظالمانه علیه همه معلمان، بهویژه معلمان کردستان تحت فشار قرار دهند.
نرگس محمدی
۱۴ شهریور ۱۴۰۴
#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی #معلمان #معلم
@Tavaana_TavaanaTech
نرگس محمدی، فعال مدنی و برنده جایزه صلح نوبل، در نامهای سرگشاده به مای ساتو، نسبت به سرکوب گسترده معلمان در ایران، بهویژه در استان کردستان، اعتراض کرد و خواستار اقدام فوری نهادهای بینالمللی برای لغو احکام سنگین اخراج، تبعید و بازنشستگی اجباری معلمان شد.
طی روزهای اخیر تعدادی از معلمان معترض در استان کردستان با احکام اخراج، تبعید یا بازنشستگی اجباری مواجه شدهاند.
متن کامل نامه نرگس محمدی:
گزارشگر محترم ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد،
سرکار خانم مای ساتو
فعالیتهای صنفی معلمان پس از انقلاب ۵۷ و استقرار حکومت جمهوری اسلامی در همه دورهها و دولتها تحت شدیدترین سرکوبها قرار داشته است.
اگر آغاز دوره جدید فعالیتهای صنفی معلمان را پس از سرکوبهای خونین دهه شصت و انسداد تمام مجراهای فضای کنشگری سیاسی و مدنی، اواخر دهه هفتاد در نظر بگیریم، اولین سرکوب گسترده نیز در همان سالها و در دولت اصلاحات اتفاق افتاد.
سرکوبی که در همه دولتهای پس از آن و در همین دولت اخیر، مسعود پزشکیان، هم ادامه یافته است.
اوج این سرکوبها در دولت رییسی و بویژه پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی» اتفاق افتاد و صدها فعال صنفی معلمان بازداشت و روانه زندانها شدند؛ به گفته یک مقام مسئول در آموزش و پرورش بیش از سیصد معلم، فعال صنفی و دانشجوی فرهنگیان با احکام اخراج و انفصال مواجه شدند.
تداوم این سرکوبها در دولت پزشکیان با احکام سنگین اخراج، انفصال و بازنشستگی اجباری شانزده معلم در شهرهای مختلف کردستان در هفتهی گذشته، نماد بارز خشونت مضاعف علیه مردم ایران به ویژه مردم به حاشیه راندهشده، از جمله در کردستان، و همچنین تلاش نظام برای نابودی صدای مستقل آنهاست. حکومت جمهوری اسلامی همچنان با قساوتی بیرحمانه، هر گونه تلاش صنفی، مدنی و سیاسی مستقل را سرکوب میکند و حتی کوچکترین نشانهی اعتراض مسالمتآمیز را با بدترین ابزارهای سرکوب و ارعاب پاسخ میدهد، بیآنکه هیچ حق و مشروعیتی برای صدای مردم به رسمیت بشناسد.
صدور احکام انفصال، اخراج، تعلیق، و بازنشستگی اجباری و تبعید برای سمیه اخترشمار، مجید کریمی، غیاث نعمتی، کاوه محمدزاده، امید شاەمحمدی، هیوا قریشی، پرویز احسنی، جهانگیر بهمنی، نسرین کریمی، لیلا زارعی، سلیمان عبدی، لقمان اللهمرادی، صلاح حاجیمیرزایی، شهرام کریمی، لیلا سلیمی و فیصل نوری در آستانه سالگرد جنبش ژینا/مهسا، نشان میدهد که جمهوری اسلامی به شدت نگران خیزش دوباره مردم ایران برای تحقق خواستههای دمکراتیک و عدالتطلبانه خود میباشد.
ضمن اعتراض شدید نسبت به تداوم سرکوب معلمان، از همه نهادهای حقوق بشری و مجامع بینالمللی میخواهم که با اعلام همبستگی با معلمان و فعالان صنفی معلم و محکومیت برخوردهای امنیتی و قضایی، مانع از تداوم سرکوبهای در حال افزایش فعالان صنفی و اجتماعی در ایران شوند.
همچنین به صورت ویژه از سازمان یونسکو و سازمان جهانی کار درخواست میکنم که مانع از حضور مسئولان آموزش و پرورش و وزارت کار در اجلاسهای این دو سازمان جهانی شوند.
وظیفه نهادهای بینالمللی و حقوق بشری است که جمهوری اسلامی را برای لغو احکام ظالمانه علیه همه معلمان، بهویژه معلمان کردستان تحت فشار قرار دهند.
نرگس محمدی
۱۴ شهریور ۱۴۰۴
#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی #معلمان #معلم
@Tavaana_TavaanaTech
Telegram
آموزشکده توانا
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلمهاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin
📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org
tavaana.org
instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
عكس،خبر و فيلمهاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin
📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org
tavaana.org
instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
👍18❤2👎1🕊1
مهدی یراحی، هنرمند مردمی، با انتشار پستی در شبکه اجتماعی اکس، نوشت:
«به خون من غلطیده چه خواهدت گفت؟»
این بخشی از شعر «وداع بعد از رفتن» است که مونا برزویی سروده است.
مهران بهرامیان بامداد امروز اعدام شد، در حالی که از بهمن ۱۴۰۳ تا حدود یک ماه پیش با وثیقه آزاد بوده است.
اگر مهران بهرامیان تصور میکرد حکم اعدامش اجرا میشود، در فاصله آزادی تا بازداشت دوباره، کشور را ترک میکرد. اما او باور نداشت که برای جرمی که مرتکب نشده، جانش گرفته شود.
#فاضل_بهرامیان #مهران_بهرامیان #سمیروم
#نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«به خون من غلطیده چه خواهدت گفت؟»
این بخشی از شعر «وداع بعد از رفتن» است که مونا برزویی سروده است.
مهران بهرامیان بامداد امروز اعدام شد، در حالی که از بهمن ۱۴۰۳ تا حدود یک ماه پیش با وثیقه آزاد بوده است.
اگر مهران بهرامیان تصور میکرد حکم اعدامش اجرا میشود، در فاصله آزادی تا بازداشت دوباره، کشور را ترک میکرد. اما او باور نداشت که برای جرمی که مرتکب نشده، جانش گرفته شود.
#فاضل_بهرامیان #مهران_بهرامیان #سمیروم
#نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔78🕊6❤2👎2
سلامت ذهن و روان در شرایط دشوار، ۱۲- مروری بر کلیات سلامت روان زندانیان سیاسی
در دوازدهمین و آخرین مطلب از مجموعه «سلامت ذهن و روان در شرایط دشوار» مروری میکنیم بر یازده قسمت پیشین و تمام موارد را به طور خلاصه در این بخش به طور خلاصه بیان میکنیم.
سرکوب سیاسی در ایران: چه کسانی در معرض فشارهای ذهنی بالا هستند؟
۶ دلیل پنهانماندن آسیبهای ذهن و روان چیست؟
۵ عامل تشدیدکننده فشارهای ذهنی و روانی در زندان چیست؟
۸ اقدام برای آگاهی و کسب مهارتهای سلامت روانی در فرد بازداشتشده یا زندانی کداماند؟
و مهمترین آشنایی با ۶ روش حمایتی پس از زندان برای پیشگیری از خودکشی
برای پاسخ پرسشها و توضیحات بیشتر پوسترها را ورق بزنید یا متن کامل را در لینک زیر بخوانید:
https://tavaana.org/mental-health-for-prisoners-12/
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#روانشناسی
#اینفوگرافیک
@Tavaana_TavaanaTech
در دوازدهمین و آخرین مطلب از مجموعه «سلامت ذهن و روان در شرایط دشوار» مروری میکنیم بر یازده قسمت پیشین و تمام موارد را به طور خلاصه در این بخش به طور خلاصه بیان میکنیم.
سرکوب سیاسی در ایران: چه کسانی در معرض فشارهای ذهنی بالا هستند؟
۶ دلیل پنهانماندن آسیبهای ذهن و روان چیست؟
۵ عامل تشدیدکننده فشارهای ذهنی و روانی در زندان چیست؟
۸ اقدام برای آگاهی و کسب مهارتهای سلامت روانی در فرد بازداشتشده یا زندانی کداماند؟
و مهمترین آشنایی با ۶ روش حمایتی پس از زندان برای پیشگیری از خودکشی
برای پاسخ پرسشها و توضیحات بیشتر پوسترها را ورق بزنید یا متن کامل را در لینک زیر بخوانید:
https://tavaana.org/mental-health-for-prisoners-12/
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#روانشناسی
#اینفوگرافیک
@Tavaana_TavaanaTech
👍14❤2
این اولین تصویر از مزار جاویدنام مهران بهرامیان است که دقایقی پیش به دست ما رسید.
اجازه نداند مهران در سمیرم به خاک سپرده شود و پیکر او بدون حضور اعضای خانواده در آرامستان باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد و پس از آن به خانوادهاش اطلاع دادند.
حکومت حتی از پیکر جاویدنامان میهراسد. از برگزاری مراسم و سوگواری میهراسد.
مهران بهرامیان در سحرگاه امروز ۱۵ شهریور ۱۴۰۴، به اتهام «محاربه» اعدام شد. اعدام قتل حکومتی است.
جمهوری اسلامی در آستانه سومین سالگرد مهسا امینی، همچنان دارد از مردم انتقام میگیرد و از اعدام برای ترس و ارعاب استفاده میکند.
مهران بهرامیان، بعد از قشونکشی حکومت در پی مراسم با شکوه جاویدنامان سمیرم، بازداشت شد. او و همپروندهایهایش ماهها تخت شکنجه بودند، بدون وکیل، بدون ملاقات با خانواده و در شرایطی که در انفرادی نگه داشته میشدند. مهران و فاضل بهرامیان به اعدام محکوم شدند. حکم اعدام یک بار نقض شد و پرونده برای بررسی مجدد به شعبه هم عرض ارسال شد. در این فاصله از بهمن ۱۴۰۳ متهمان با وثیقه آزاد شدند تا مرداد ۱۴۰۴، که دادگاه مجددا حکم اعدام صادر کرد و دوباره بازداشت شدند.
خانوادهها در طی این مدت به شدت تحت فشار بودند تا اطلاعرسانی انجام ندهند. حتی دوستان آن.ها هم بارها احضار شدند.
جان فاصل هم در معرض خطر است، هر چند برخی از منابع گفتهاند حکم او به حبس ابد تغییر یافته است.
#مهران_بهرامیان #فاضل_بهرامیان #سمیرم #نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
اجازه نداند مهران در سمیرم به خاک سپرده شود و پیکر او بدون حضور اعضای خانواده در آرامستان باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد و پس از آن به خانوادهاش اطلاع دادند.
حکومت حتی از پیکر جاویدنامان میهراسد. از برگزاری مراسم و سوگواری میهراسد.
مهران بهرامیان در سحرگاه امروز ۱۵ شهریور ۱۴۰۴، به اتهام «محاربه» اعدام شد. اعدام قتل حکومتی است.
جمهوری اسلامی در آستانه سومین سالگرد مهسا امینی، همچنان دارد از مردم انتقام میگیرد و از اعدام برای ترس و ارعاب استفاده میکند.
مهران بهرامیان، بعد از قشونکشی حکومت در پی مراسم با شکوه جاویدنامان سمیرم، بازداشت شد. او و همپروندهایهایش ماهها تخت شکنجه بودند، بدون وکیل، بدون ملاقات با خانواده و در شرایطی که در انفرادی نگه داشته میشدند. مهران و فاضل بهرامیان به اعدام محکوم شدند. حکم اعدام یک بار نقض شد و پرونده برای بررسی مجدد به شعبه هم عرض ارسال شد. در این فاصله از بهمن ۱۴۰۳ متهمان با وثیقه آزاد شدند تا مرداد ۱۴۰۴، که دادگاه مجددا حکم اعدام صادر کرد و دوباره بازداشت شدند.
خانوادهها در طی این مدت به شدت تحت فشار بودند تا اطلاعرسانی انجام ندهند. حتی دوستان آن.ها هم بارها احضار شدند.
جان فاصل هم در معرض خطر است، هر چند برخی از منابع گفتهاند حکم او به حبس ابد تغییر یافته است.
#مهران_بهرامیان #فاضل_بهرامیان #سمیرم #نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔49❤5🕊5
صدیقه وسمقی و نرگس محمدی، در بیانیهای مشترک، ضمن محکوم کردن قتل حکومتی مهران بهرامیان، از نهادهای حقوقبشری داخلی و بینالمللی درخواست کردند که با اقدامات موثر به روند ظالمانه و خونبار جمهوری اسلامی پایان دهند.
متن این بیانیه به شرح زیر است:
«در آستانهی سالگرد کشته شدن مهسا-ژینا امینی و جنبش با شکوه و قدرتمند «زن،زندگی، آزادی»، یکی دیگر از معترضان این جنبش مردمی به دار آویخته شد. مهران بهرامیان پس از ماهها بازداشت و شکنجه با وثیقه آزاد شده بود، اما یک ماه پیش دوباره بازداشت و امروز به دار آویخته شد. او در طول دادرسی از داشتن وکیل انتخابی محروم بوده و تحت فشار و شکنجه و نگهداری در سلول انفرادی، ناچار به اعتراف اجباری شده بود که همین اعترافات بی اعتبار تنها مدرک دستگاه قضایی برای انتساب اتهام محاربه به او بوده است.
ما به روند قضایی ناعادلانه و تبدیل اعدام به ابزار سرکوب و نمایش قدرت توسط حکومتی که روز به روز به دلیل اتخاذ سیاست های خشونت بار اعتبار و اقتدار خود را در داخل و خارج کشور از دست داده، معترضیم و از همه ی نهادهای مدنی و حقوق بشری داخلی و بین المللی می خواهیم که با اقدامات موثر خود به پایان دادن این روند ظالمانه و خونبار کمک کنند.
صدیقه وسمقی
نرگس محمدی
۱۵ شهریور ۱۴۰۴»
#مهران_بهرامیان #نه_به_جمهورى_اسلامى #نه_به_اعدام #بیانیه #نرگس_محمدی #صدیقه_وسمقی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
متن این بیانیه به شرح زیر است:
«در آستانهی سالگرد کشته شدن مهسا-ژینا امینی و جنبش با شکوه و قدرتمند «زن،زندگی، آزادی»، یکی دیگر از معترضان این جنبش مردمی به دار آویخته شد. مهران بهرامیان پس از ماهها بازداشت و شکنجه با وثیقه آزاد شده بود، اما یک ماه پیش دوباره بازداشت و امروز به دار آویخته شد. او در طول دادرسی از داشتن وکیل انتخابی محروم بوده و تحت فشار و شکنجه و نگهداری در سلول انفرادی، ناچار به اعتراف اجباری شده بود که همین اعترافات بی اعتبار تنها مدرک دستگاه قضایی برای انتساب اتهام محاربه به او بوده است.
ما به روند قضایی ناعادلانه و تبدیل اعدام به ابزار سرکوب و نمایش قدرت توسط حکومتی که روز به روز به دلیل اتخاذ سیاست های خشونت بار اعتبار و اقتدار خود را در داخل و خارج کشور از دست داده، معترضیم و از همه ی نهادهای مدنی و حقوق بشری داخلی و بین المللی می خواهیم که با اقدامات موثر خود به پایان دادن این روند ظالمانه و خونبار کمک کنند.
صدیقه وسمقی
نرگس محمدی
۱۵ شهریور ۱۴۰۴»
#مهران_بهرامیان #نه_به_جمهورى_اسلامى #نه_به_اعدام #بیانیه #نرگس_محمدی #صدیقه_وسمقی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔40❤4🕊3👍2👌1
«خانوادهی داغدار و دادخواه جاویدنام یحیی رحیمی از شهر سنندج به بوکان رفتند و مهمان خانهی تنهایی #دایه_مینا شدند. خانهای که یاد و خاطرهی برادرم شهریارِبیگناه و پاک، در آن زنده است.
برادرانمان شهریار و یحیی، هر دو جوانی از دل مردم بودند که در روزهای جنبش #ژن_ژیان_ئازادی تنها برای اعتراض به خیابان آمدند، اما هر کدام در ماشین خود ناجوانمردانه به رگبار بسته شدند و خونشان بر روى صندلى همان ماشين ها جاری شد. دو برادر از دو شهر، با سرنوشتی یکسان؛ بیگناه به خاک و خون کشیده شدند و جانشان را فدای مردمشان کردند.
هدیهی زیبایی که برایمان آوردند، قاب عکسی از یحیی عزيز بود؛ تصویری از جانی که ناحق ستانده شد و یادش همواره زنده خواهد ماند.
شاید ما را بکشند، شکنجه کنند یا زندانی کنند؛ اما در دل من و خانوادهام، خشم نسبت به قاتلان و عشق به فرزندانمان زنده است.
جسمشان دیگر کنار ما نیست، اما اندیشه، آرمان و شجاعتشان در وجود ما نهادینه شده و قوت قلبمان است. همین ما را به خانوادهای پرتوان و استوار بدل کرده است.
بیگمان ما، در هر شرایط و زیر هر فشار، تا روز برقراری عدالت، بر دادخواهیمان پایدار و استوار خواهیم ماند.»
از اینستاگرام اسرین محمدی
shahryar.mohammadi1373
#يحيى_رحيمى
#شهريار_محمدى
#زن_زندگی_آزادی
#ژن_ژیان_آزادی
#ژينا_امينی #مهسا_امینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
برادرانمان شهریار و یحیی، هر دو جوانی از دل مردم بودند که در روزهای جنبش #ژن_ژیان_ئازادی تنها برای اعتراض به خیابان آمدند، اما هر کدام در ماشین خود ناجوانمردانه به رگبار بسته شدند و خونشان بر روى صندلى همان ماشين ها جاری شد. دو برادر از دو شهر، با سرنوشتی یکسان؛ بیگناه به خاک و خون کشیده شدند و جانشان را فدای مردمشان کردند.
هدیهی زیبایی که برایمان آوردند، قاب عکسی از یحیی عزيز بود؛ تصویری از جانی که ناحق ستانده شد و یادش همواره زنده خواهد ماند.
شاید ما را بکشند، شکنجه کنند یا زندانی کنند؛ اما در دل من و خانوادهام، خشم نسبت به قاتلان و عشق به فرزندانمان زنده است.
جسمشان دیگر کنار ما نیست، اما اندیشه، آرمان و شجاعتشان در وجود ما نهادینه شده و قوت قلبمان است. همین ما را به خانوادهای پرتوان و استوار بدل کرده است.
بیگمان ما، در هر شرایط و زیر هر فشار، تا روز برقراری عدالت، بر دادخواهیمان پایدار و استوار خواهیم ماند.»
از اینستاگرام اسرین محمدی
shahryar.mohammadi1373
#يحيى_رحيمى
#شهريار_محمدى
#زن_زندگی_آزادی
#ژن_ژیان_آزادی
#ژينا_امينی #مهسا_امینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔30🕊3👌2❤1