آموزشکده توانا
47.9K subscribers
43.2K photos
42K videos
2.57K files
22.1K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‌
فرزاد کمانگر، یکی از زندانیان سیاسی اوین، یکی از آن‌ها که رفت و نیامد

از اینجا خواهم رفت. پروانه‌ای که با شب می‌رفت، این فال را برای دلم دید….»

کمتر از یکسال از انتخابات بحث برانگیز ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ گذشته بود. هنوز داغ سهراب، ندا، محسن و ده‌ها کشته دیگر اعتراضات آن سال تازه بود که خبری تلخ رسید: پنج زندانی سیاسی اعدام شدند؛ فرزاد کمانگر، فرهاد وکیلی، شیرین علم هولی، علی حیدریان و مهدی اسلامیان. در میان این پنج اسم، نام فرزاد به واسطه نامه‌هایش بیشتر می‌درخشید. فرزاد در سال ۱۳۵۴ در کامیاران استان #کردستان متولد شد. دوران کودکیش با جنگ گره خورده بود: «کودکی من (و نسل ما) تاثیرات عمیقی بر همه وجوه زندگیمان گذاشته است. من شعری از کودکی‌ام به یاد ندارم. اصلا شعری به ما یاد ندادند. باور کن نگذاشتند کودکی کنیم، کودکی من با بوی سرب و گلوله و رگبار تفنگ آغاز شد.» می‌خواست کودکی کند، می‌خواست رویاهای کودکی در وجودش تازه بماند، پس #معلم شد. می‌گفت: «هنوز در سی و چند سالگی دوست دارم بازی‌های #کودکانه انجام دهم. شاید به همین دلیل باشد که این‌قدر از بازی با بچه‌ها لذت می‌برم و هنوز آرزو دارم باز فرصتی پیش آید تا پای ثابت حلقه عمو زنجیر باف و گرگم به هوای کودکان شوم.» در مرداد ۱۳۸۵ برای پیگیری مساله درمان بیماری برادرش به تهران آمده بود که به اتهام عضویت در پژاک و مشارکت در چند عملیات بمب گذاری و خرابکارنه دستگیر شد.

از شرح شکنجه‌هایش اینگونه می‌نویسد: با صدای شلاقشان که آن را ذوالفقار می‌نامیدند به گوشه‌ای دیگر از دنیا می‌رفتم… با هر ضربه ذوالفقار سال‌ها به عقب بر می‌گشتم، به عهد قاجار به مناره‌ای از سر و گوش و چشم، به دهه هیتلر به عصر تاتار و مغول و بربر و.. باز می‌زدند تا به ابتدای تاریخی که خوانده و نخوانده بودم می‌رسیدم اما باز درد تمامی نداشت. بیهوش می‌شدم و ساعتی بعد در سلولم دوباره به دنیا می‌آمدم. فردا شب باز صدای درد و باز…. یکی می‌زد به خاطر افکارم، دیگری می‌زد به خاطر زبانم، سومی می‌پنداشت که امنیت ملی را به خطر انداخته‌ام، چهارمی می‌زد تا ببیند صدایم به کجای دنیا می‌رسد.» از قاضی پرونده شنید که: «وزارت اطلاعات خواستار اعدام شماست، بروید و آن‌ها را راضی کنید». تقاضای عفو نکرد و ...

ادامه را اینجا بخوانید:
https://tavaana.org/farzad-kamangar/

#فرزاد_کمانگر #یادمون_نمیره #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔49❤4👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شکنجه در زندان‌های جمهوری اسلامی، روح‌الله مردانی

روح‌الله مردانی معلم و دانشجوی دانشگاه تهران بود که به دلیل شرکت در اعتراضات دی ۹۶ بازداشت شد. او در طول دوران حبس در اعتراض به شرایط بد زندان و بی‌توجهی به خواسته‌هایش چند بار دست به اعتصاب غذا زد.
در این برنامه او از تجربه تلخ حبس در زندان‌های جمهوری اسلامی می‌گوید و مشاهداتش از این زندان‌ها را بازگو می‌کند.
این بخشی است از برنامه‌ای که شهریور۱۴۰۰ در کلاب‌هاوس  آموزشکده توانا برگزار شده است.

https://youtu.be/gRacVz7g9Dk

در ساندکلاد:
https://soundcloud.com/tavaana/mardani

#رادا_مردانی #حقیقت_زندان #شکنجه #معلم #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍15❤3🕊2
۱۵ فعال صنفی معلمان به دادگاه کیفری سنندج احضار شدند.

محمدرضا مرادی، صلاح‌الدین حاجی‌میرزایی، بهزاد قوامی، سیدغیاث نعمتی، رضا طهماسبی، شهریار نادری، آرام ابراهیمی، صادق کنعانی، مجید کریمی، مختار اسدی، فاطمه زندکریمی، نسرین کریمی، فیصل نوری، رزگار حیدری و کوروش عزتی‌امینی، فعالان صنفی معلمان سنندج هستند که به دادگاه کیفری سنندج احضار شده‌اند.
به گزارش کردپا، در ابلاغیه‌هایی که روز گذشته به دست این فعالان صنفی رسیده است، از آنها خواسته شده که در تاریخ ۱۹ خردادماه به دادگاه مراجعه کنند. این احضار برای ارائه آخرین دفاعیات صورت گرفته است. اتهام این فرهنگیان «اخلال در نظم و آسایش عمومی» عنوان شده است.

در تاریخ ۲۲ اسفند ۱۴۰۳، دادسرای عمومی و انقلاب سنندج کیفرخواست این فعالان صنفی را صادر کرده بود. مشارکت در تجمعات اعتراضی معلمان در خرداد ۱۴۰۱ به گشایش این پرونده قضایی منجر شده است.

تعدادی از این فعالان صنفی سابقه بازداشت و برخورد قضایی به دلیل فعالیت صنفی دارند.

جمهوری اسلامی فعالان صنفی را به دلیل شرکت در یک تجمع اعتراضی مسالمت‌آمیز محاکمه می‌کند.

صدای ایران باشیم.

#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی #معلم #ایران


@Tavaana_TavaanaTech
🕊10💔4❤3
مژگان باقری، معلم و فعال صنفی معلمان، با انتشار این عکس در شبکه اجتماعی اکس، توییتر سابق، نوشت:
«آخرین عکس یادگاری با پابند
از بازداشت در ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۱ تا آزادی در ۵ خرداد ۱۴۰۴ هزینه‌های روحی و مالی فراوانی به من وارد شده و من نه فراموش می‌کنم و نه می‌بخشم. اما از مسیری که آغاز کرده‌ام بازنمی‌گردم. اکنون آگاهانه‌تر و مصمم‌تر در راه فعالیت صنفی گام برمی‌دارم.»

مژگان باقریu در تجمعات اعتراضی و مسالمت‌آمیز ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۱ بازداشت شد.
او به دو سال حبس محکوم شد که یک سال و پنج ماه پایانی محکومیت خود را تحت نظارت پابند الکترونیکی در خارج از زندان سپری کرد.
دوران حبس این معلم آزادی‌خاه پنجم خردادماه ۱۴۰۴ به پایان رسید.
جمهوری اسلامی فعالان صنفی را به دلیل شرکت در یک تجمع اعتراضی مسالمت‌آمیز محاکمه می‌کند، به زندان محکوم می‌کند از کار اخراج می‌کند.

صدای ایران باشیم.

#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی #معلم #ایران #مژگان_باقری

@Tavaana_TavaanaTech
❤43👌2🕊1
زینا فریدونیان معلم بازنشسته اهل قروه در استان کردستان است که در دو پرونده جداگانه مجموعا به بیش از ۱۳ ماه حبس تعزیری و سه سال حبس تعلیقی محکوم شده است.
دادگاه انقلاب قروه، این معلم بازنشسته را به ۱۰ ماه حبس بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام» محکوم کرده است. او در پرونده‌ای دیگر هم به ۹۱ روز حبس تعزیری و سه سال حبس تعلیقی و ممنوعیت خروج از کشور محکوم شده است.
همچنین خانم فریدونیان درخواست تحمل حبس تحت نظارت پابند الکترونیکی در خارج از زندان داده بوده که این درخواست هم رد شده است.

«هرانا» از قول یک منبع مطلع نزدیک به خانواده این معلم بازنشسته می‌نویسد:
«او در شهرستان قروه، هزینه ازدواج و معیشت برخی از اقشار آسیب‌پذیر را تامین می‌کرد. خانم فریدونیان به دلیل انتقاد از وضعیت جامعه به زندان محکوم شده است.»

جمهوری اسلامی هیچ اعتراضی را بر نمی‌تابد. هر انتقادی را با حبس و شکنجه و زندان پاسخ می‌دهد.

صدای زندانیان باشیم

#نه_به_جمهوری_اسلامی #معلم
#یاری_مدنی_توانا #زینا_فریدونیان
@Tavaana_TavaanaTech
💔23❤2🕊2👍1
طبق ابلاغیه‌ای که خانم کوکب بداغی پگاه، معلم و فعال مدنی اهل ایذه، در اینستاگرام خود منتشر کرده است، برای رسیدگی به اتهامات ایشان وقت رسیدگی برای حدودا پنج ماه دیگر تعیین شده است.
در این ابلاغیه اتهامات ایشان به شرح زیر آمده است:
«نشر اکاذیب»، «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی»، «عضویت در دسته یا جمعیت یا شعبه جمعیت‌هایی که در داخل کشور با هدف برهم زدن امنیت کشور تشکیل شده است» «اغوا یا تحریک مردم به جنگ و کشتار با یکدیگر به قصد برهم زدن امنیت کشور» و «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم برضد امنیت داخلی / خارجی»

خانم بداغی در واکنش به این ابلاغیه و اتهامات صادره مطلبی به شرح زیر در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرده‌اند:

«ای صاحبان قدرت و منصب،
آیا چون من لب به سخن گشودم، ملک‌تان بلرزه افتاد؟
من آنم که بر سفره‌ی مردم نشسته‌ام، نه بر تختِ زر.

من نه از بهر غوغا برخاستم، که از برای روشنگری.
نه شمشیر کشیدم، نه آتشی افروختم؛
جز قلم چه در دست من دیدید که این‌گونه بر من تاختید؟

گفتید که علیه امنیت نوشت،
اگر نوشتن، زلزله در امنیت می‌اندازد، وای بر آن امنیت!
اگر نقد، تیشه‌ بر ریشه‌تان می‌زند، ریشه‌ها را دریابید، نه تیشه را.

من با خِرد برخاستم، نه با خنجر؛
با مردم ایستادم، نه با مزدوران.

و بدانید،
حقیقت را اگر هزار بار هم به بند کشید،
دوباره از دل خاک سر خواهد زد،
چونان بذر نور در زمین شب.

ما فرزندان خیابانیم، نه شاگردان سکوت!
شما ما را متهم می‌کنید؟
به چه؟
به اینکه فریاد شدیم وقتی همه نجوا بودند؟

اگر حقیقت گفتن، جرم است،
اگر مردم را آگاه کردن و‌کنار آنها بودن ، فتنه است،
اگر افشای دروغ، تبلیغ علیه نظام است،
پس آری! ما مجرمیم

ما وارثان خون‌هایی هستیم که روزی فریاد زدند «آزادی»
و امروز، همان واژه، در گلوی ما خفه می‌شود.

مرا متهم کرده‌اید به واژه، به حقیقت، به پرسش!
گفته‌اید که با واژه‌ها امنیت‌تان لرزید؛ اگر چنین است، پس بدانید آن‌چه شما امنیت می‌نامید، من آن را سکوت قبرستان می‌دانم.

شما از من می‌خواهید که در برابر دروغ، سر خم کنم؛ اما من فرزند این خاکم،فرزند ایذه ،
نه زاده‌ی ترس. مرا با زنجیر نمی‌توان خاموش کرد. مرا به تهمت نمی‌توان شکست.

شما از امنیت سخن می‌گویید؛ اما امنیت، نه با سانسور به‌دست می‌آید، نه با تهدید، نه با زندان. امنیت را عدالت می‌سازد، نه ارعاب.

شما گفتید من اغوا می‌کنم؟ نه آقایان! من بیدار می‌کنم. من فریاد خواب‌رفتگانی هستم که چشم بر حقیقت بسته‌اند. اگر پرسیدن، جرم است، پس تاریخ را محاکمه کنید، اگر نوشتن، خیانت است، قلم را از دست همه‌ی پیامبران بگیرید.

من متهمم؟ بله، متهم به ایستادن! به نگفتنِ دروغ! به نفروختنِ شرافت در بازار مصلحت! من متهمم به دفاع از مردمی که صدا ندارند، نان ندارند، و حقِ فریاد هم از آنان گرفته شده.

من از سلاله‌ی سکوت‌گران نیستم. من از تبار آنانم که پیشانی‌شان زخمی است از سجده بر خاک حقیقت.
شما اگر از صدای من می‌هراسید، این لرزش از دیوار صدای من نیست، از سستی ستون‌های شماست.

حاضرم، اما نه برای دفاع از خود؛ برای افشای آن‌چه پنهان کرده‌اید.
اگر قرار است محاکمه‌ای در کار باشد، بگذارید حقیقت بر مسند قضاوت بنشیند.
و اگر سزای بیدار کردن مردم، زنجیر است، پس این افتخار از آنِ من.»

#کوکب_بداغی #کوکب_بداغی_پگاه #ایذه #معلم #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👌41💔9❤8🕊3
کانون صنفی معلمان تهران، با انتشار بیانیه‌ای، صدور احکام اخراج، انفصال، بازنشستگی اجباری و تبعید علیه شماری از معلمان و فعالان صنفی کردستان را محکوم کرد.

طی روزهای اخیر تعدادی از معلمان معترض در استان کردستان با احکام اخراج، تبعید یا بازنشستگی اجباری مواجه شده‌اند.
کانون صنفی معلمان خواستار لغو این احکام و بازگشت معلمان به کلاس‌های درس شده است.

متن کامل بیانیه:

«بیانیه کانون صنفی معلمان در محکومیت صدور احکام ناعادلانه برای معلمان کردستان

دولت پزشکیان با شعار تغییر در فضای آموزش و پرورش و حذف برخورد های امنیتی با دانش آموزان و معلمان بر سر کار آمد. در حالی‌که بیش از یک سال از آغاز به کار این دولت می گذرد، وضعیت آموزش و پرورش در همه سطوح مدیریتی و اجرایی به باور منتقدان منصف، در تداوم همان نگرش و اقدامات دولت رییسی است.

نه تنها آنگونه که مدعی بودند امنیت فرهنگی جایگزین فرهنگ امنیتی نشده است که در همین مدت یک‌ساله شاهد صدور احکام انضباطی از سوی هیات‌های تخلفات اداری وزارت‌خانه برای معلمان و فعالان صنفی هستیم.

در نمونه اخیر، هفته گذشته تعدادی از معلمان و فعالان صنفی کردستان با احکام اخراج، انفصال، بازنشستگی اجباری همراه با تقلیل گروه و تبعید مواجه شدند؛ معلمانی که هیچ جرمی به جز تلاش برای پیگیری مطالبات صنفی و دفاع از حقوق دانش‌آموزان نداشته اند.
کانون صنفی معلمان به عنوان یک تشکل صنفی و مدنی همواره بر این باور بوده‌ است که مسئله آموزش عمومی در ایران یک مسأله حاکمیتی است و با تغییر دولت‌ها تحولی مثبت در آن ایجاد نخواهد شد، با این حال موظفیم در راستای وظیفه صنفی و مدنی خود پیگیر مطالبات معلمان و دانش‌آموزان باشیم.

کانون صنفی معلمان ضمن محکومیت احکام ناعادلانه برای معلمان و فعالان صنفی کردستان:

#مجید_کریمی – اخراج از کار
#غیاث_نعمتی – اخراج از کار
#صلاح_حاجی‌میرزایی– اخراج موقت از کار
#نسرین_کریمی – بازنشستگی اجباری
#لیلا_زارعی – بازنشستگی اجباری
#فیصل_نوری – تبعید
#شهرام_کریمی– انفصال از کار
#لقمان_الله‌مرادی– انفصال از کار
#سلیمان_عبدی– بازنشستگی اجباری
#پرویز_احسنی– اخراج از کار
#کاوه_محمدزاده– اخراج از کار
#هیوا_قریشی– اخراج از کار
#امید_شاه‌محمدی– اخراج از کار
#سمیه_اخترشمار- اخراج از کار

به دولت و حاکمیت هشدار می‌دهیم که ادامه سرکوب‌ها و صدور احکام انضباطی و قضایی برای معلمان و فعالان صنفی می‌تواند بار دیگر خیابان را به عرصه کنش‌های اعتراضی تبدیل کند. ما امیدواریم که در این شرایط بسیار شکننده، با تجدید نظر در احکام همکاران‌مان در کردستان، شاهد بازگشت آن‌ها به کلاس‌های درس باشیم. چرا که باور داریم فعالیت‌های آن‌ها در راستای خیرجمعی جامعه و معلمان و منافع دانش‌آموزان بوده است.

کانون صنفی معلمان ایران(تهران)
۱۴۰۴/۶/۵»


#نه_به_جمهوری_اسلامی
#یاری_مدنی_توانا #معلمان #معلم

@Tavaana_TavaanaTech
👍19
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امروز جمعه ۷ شهریور ۱۴۰۴، گروهی از شهروندان و فعالان مدنی شهر سنندج با برگزاری تجمع اعتراضی، نسبت به پرونده‌سازی و صدور احکام انضباطی علیه فعالان صنفی معلمان واکنش نشان دادند.
در هفته‌های اخیر، شماری از معلمان و فعالان صنفی فرهنگیان در استان کردستان از سوی هیأت تجدیدنظر رسیدگی به تخلفات اداری وزارت آموزش و پرورش با احکام سنگین انضباطی مواجه شده‌اند. این احکام شامل انفصال از خدمت، اخراج از آموزش و پرورش و بازنشستگی اجباری همراه با تقلیل رتبه بوده است.
اسامی افرادی که دادگاه‌شان برگزار شد عبارت‌اند از: محمدرضا مرادی، مختار اسدی، سیدغیاث نعمتی، رضا طهماسبی، مجید کریمی، صلاح حاجی‌میرزایی، شهریار نادری، آرام ابراهیمی، صادق کنعانی و بهزاد قوامی. این فعالان صنفی در دفاعیات خود، از حق تحصیل رایگان و باکیفیت، و جایگاه معلم و آموزش در جامعه دفاع کردند.
این روند برخورد، نشان‌دهنده‌ رویکرد فزاینده امنیتی به مطالبات صنفی است.

#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی
#سنندج⁩ #معلم #معلمان


@Tavaana_TavaanaTech
❤28🕊6
نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل، در نامه‌ای خطاب به مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر در ایران، خواستار فشار بین‌المللی برای لغو احکام ظالمانه علیه معلمان شد.
نرگس محمدی، فعال مدنی و برنده جایزه صلح نوبل، در نامه‌ای سرگشاده به مای ساتو، نسبت به سرکوب گسترده معلمان در ایران، به‌ویژه در استان کردستان، اعتراض کرد و خواستار اقدام فوری نهادهای بین‌المللی برای لغو احکام سنگین اخراج، تبعید و بازنشستگی اجباری معلمان شد.
طی روزهای اخیر تعدادی از معلمان معترض در استان کردستان با احکام اخراج، تبعید یا بازنشستگی اجباری مواجه شده‌اند.

متن کامل نامه نرگس محمدی:

گزارشگر محترم ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد،
سرکار خانم مای ساتو

فعالیت‌های صنفی معلمان پس از انقلاب ۵۷ و استقرار حکومت جمهوری اسلامی در همه دوره‌ها و دولت‌ها تحت شدیدترین سرکوب‌ها قرار داشته است.

اگر آغاز دوره جدید فعالیت‌های صنفی معلمان را پس از سرکوب‌های خونین دهه شصت و انسداد تمام مجراهای فضای کنشگری سیاسی و مدنی، اواخر دهه هفتاد در نظر بگیریم، اولین سرکوب گسترده نیز در همان سال‌ها و در دولت اصلاحات اتفاق افتاد.

سرکوبی که در همه دولت‌های پس از آن و در همین دولت اخیر، مسعود پزشکیان، هم ادامه یافته است.

اوج این سرکوب‌ها در دولت رییسی و بویژه پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی» اتفاق افتاد و صدها فعال صنفی معلمان بازداشت و روانه زندان‌ها شدند؛ به گفته یک مقام مسئول در آموزش و پرورش بیش از سیصد معلم، فعال صنفی و دانشجوی فرهنگیان با احکام اخراج و انفصال مواجه شدند.

تداوم این سرکوب‌ها در دولت پزشکیان با احکام سنگین اخراج، انفصال و بازنشستگی اجباری شانزده معلم در شهرهای مختلف کردستان در هفته‌ی گذشته، نماد بارز خشونت مضاعف علیه مردم ایران به ویژه مردم به حاشیه رانده‌شده، از جمله در کردستان، و همچنین تلاش نظام برای نابودی صدای مستقل آن‌هاست. حکومت جمهوری اسلامی همچنان با قساوتی بی‌رحمانه، هر گونه تلاش صنفی، مدنی و سیاسی مستقل را سرکوب می‌کند و حتی کوچک‌ترین نشانه‌ی اعتراض مسالمت‌آمیز را با بدترین ابزارهای سرکوب و ارعاب پاسخ می‌دهد، بی‌آنکه هیچ حق و مشروعیتی برای صدای مردم به رسمیت بشناسد.

صدور احکام انفصال، اخراج، تعلیق، و بازنشستگی اجباری و تبعید برای سمیه اخترشمار، ‎مجید کریمی، غیاث نعمتی، کاوه محمدزاده، امید شاەمحمدی، هیوا قریشی، پرویز احسنی، جهانگیر بهمنی، نسرین کریمی، لیلا زارعی، سلیمان عبدی، لقمان الله‌مرادی، صلاح حاجی‌میرزایی، شهرام کریمی، لیلا سلیمی و فیصل نوری در آستانه سالگرد جنبش ژینا/مهسا، نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی به شدت نگران خیزش دوباره مردم ایران برای تحقق خواسته‌های دمکراتیک و عدالت‌طلبانه خود می‌باشد.

ضمن اعتراض شدید نسبت به تداوم سرکوب معلمان، از همه نهادهای حقوق بشری و مجامع بین‌المللی می‌خواهم که با اعلام همبستگی با معلمان و فعالان صنفی معلم و محکومیت برخوردهای امنیتی و قضایی، مانع از تداوم سرکوب‌های در حال افزایش فعالان صنفی و اجتماعی در ایران شوند.

همچنین به صورت ویژه از سازمان یونسکو و سازمان جهانی کار درخواست می‌کنم که مانع از حضور مسئولان آموزش و پرورش و وزارت کار در اجلاس‌های این دو سازمان جهانی شوند.

وظیفه نهادهای بین‌المللی و حقوق بشری است که جمهوری اسلامی را برای لغو احکام ظالمانه علیه همه معلمان، به‌ویژه معلمان کردستان تحت فشار قرار دهند.

نرگس محمدی
۱۴ شهریور ۱۴۰۴

#یاری_مدنی_توانا  #نه_به_جمهوری_اسلامی  #معلمان  #معلم


@Tavaana_TavaanaTech
👌14👎3❤2🕊1
نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل، در نامه‌ای خطاب به مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر در ایران، خواستار فشار بین‌المللی برای لغو احکام ظالمانه علیه معلمان شد.
نرگس محمدی، فعال مدنی و برنده جایزه صلح نوبل، در نامه‌ای سرگشاده به مای ساتو، نسبت به سرکوب گسترده معلمان در ایران، به‌ویژه در استان کردستان، اعتراض کرد و خواستار اقدام فوری نهادهای بین‌المللی برای لغو احکام سنگین اخراج، تبعید و بازنشستگی اجباری معلمان شد.
طی روزهای اخیر تعدادی از معلمان معترض در استان کردستان با احکام اخراج، تبعید یا بازنشستگی اجباری مواجه شده‌اند.

متن کامل نامه نرگس محمدی:

گزارشگر محترم ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد،
سرکار خانم مای ساتو

فعالیت‌های صنفی معلمان پس از انقلاب ۵۷ و استقرار حکومت جمهوری اسلامی در همه دوره‌ها و دولت‌ها تحت شدیدترین سرکوب‌ها قرار داشته است.

اگر آغاز دوره جدید فعالیت‌های صنفی معلمان را پس از سرکوب‌های خونین دهه شصت و انسداد تمام مجراهای فضای کنشگری سیاسی و مدنی، اواخر دهه هفتاد در نظر بگیریم، اولین سرکوب گسترده نیز در همان سال‌ها و در دولت اصلاحات اتفاق افتاد.

سرکوبی که در همه دولت‌های پس از آن و در همین دولت اخیر، مسعود پزشکیان، هم ادامه یافته است.

اوج این سرکوب‌ها در دولت رییسی و بویژه پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی» اتفاق افتاد و صدها فعال صنفی معلمان بازداشت و روانه زندان‌ها شدند؛ به گفته یک مقام مسئول در آموزش و پرورش بیش از سیصد معلم، فعال صنفی و دانشجوی فرهنگیان با احکام اخراج و انفصال مواجه شدند.

تداوم این سرکوب‌ها در دولت پزشکیان با احکام سنگین اخراج، انفصال و بازنشستگی اجباری شانزده معلم در شهرهای مختلف کردستان در هفته‌ی گذشته، نماد بارز خشونت مضاعف علیه مردم ایران به ویژه مردم به حاشیه رانده‌شده، از جمله در کردستان، و همچنین تلاش نظام برای نابودی صدای مستقل آن‌هاست. حکومت جمهوری اسلامی همچنان با قساوتی بی‌رحمانه، هر گونه تلاش صنفی، مدنی و سیاسی مستقل را سرکوب می‌کند و حتی کوچک‌ترین نشانه‌ی اعتراض مسالمت‌آمیز را با بدترین ابزارهای سرکوب و ارعاب پاسخ می‌دهد، بی‌آنکه هیچ حق و مشروعیتی برای صدای مردم به رسمیت بشناسد.

صدور احکام انفصال، اخراج، تعلیق، و بازنشستگی اجباری و تبعید برای سمیه اخترشمار، ‎مجید کریمی، غیاث نعمتی، کاوه محمدزاده، امید شاەمحمدی، هیوا قریشی، پرویز احسنی، جهانگیر بهمنی، نسرین کریمی، لیلا زارعی، سلیمان عبدی، لقمان الله‌مرادی، صلاح حاجی‌میرزایی، شهرام کریمی، لیلا سلیمی و فیصل نوری در آستانه سالگرد جنبش ژینا/مهسا، نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی به شدت نگران خیزش دوباره مردم ایران برای تحقق خواسته‌های دمکراتیک و عدالت‌طلبانه خود می‌باشد.

ضمن اعتراض شدید نسبت به تداوم سرکوب معلمان، از همه نهادهای حقوق بشری و مجامع بین‌المللی می‌خواهم که با اعلام همبستگی با معلمان و فعالان صنفی معلم و محکومیت برخوردهای امنیتی و قضایی، مانع از تداوم سرکوب‌های در حال افزایش فعالان صنفی و اجتماعی در ایران شوند.

همچنین به صورت ویژه از سازمان یونسکو و سازمان جهانی کار درخواست می‌کنم که مانع از حضور مسئولان آموزش و پرورش و وزارت کار در اجلاس‌های این دو سازمان جهانی شوند.

وظیفه نهادهای بین‌المللی و حقوق بشری است که جمهوری اسلامی را برای لغو احکام ظالمانه علیه همه معلمان، به‌ویژه معلمان کردستان تحت فشار قرار دهند.

نرگس محمدی
۱۴ شهریور ۱۴۰۴

#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی #معلمان #معلم


@Tavaana_TavaanaTech
👍18❤2👎1🕊1
در اولین سوتِ آغاز سال تحصیلی من کوکب بداغی پگاه دبیر ورزش ایذه نه خدمتگزارِ وزارتخانه‌ها که همرزمِ مردمم در زمینِ بزرگِ ایران‌زمین

نه برای قهرمان شدن و دریافت مدال و نشان بلکه وجدان انسانی ام مرا به میدان خواندن است
از کلاسِ درسِ ایذه تا تهران از بلوچستان تا کردستان، زمینِ بازیِ ما یکی است

میدانِ آزادی

هیأت تخلفات اداری، همان داوران ناآشنا به اخلاق ورزشی، که به ناحق کارت قرمز انفصال را به نشانه سکوت به من نشان دادند شما قواعد بازی را نه مانند یک داور منصف که مانند بازیکنی خاطی زیر پا گذاشته‌اید یک ورزشکار می‌داند که پیروزیِ ناشی از تقلب رسوایی است نه افتخار

این یک ماراتن است نه دو سرعت‌و
ما ادامه داریم

تخلفِ من بلندایِ قامتی است که در برابرِ بادهای وهمناک خم نمی‌شود
در بازی بزرگ زندگی،این صداقت و عدالت است که قهرمان می‌سازد، نه احکام ناعادلانه
آنان که علیرضا مهمدی پهلوان کشتی فرنگی ایران را در مسابقات جهانی نه توسط داور ایرانی با قضاوت نادرست داوران بین‌المللی از طلا محروم کردند
نشان دادند بی‌عدالتی مرزی نمی‌شناسد و درد محرومیت از حق،در هر کجای جهان که باشد یکسان است
امروز همان بی‌عدالتی با ناداوری داخلی ،در هیأت تخلفات اداری تجلی یافته است و مرا از حق تعلیم و تربیت محروم نموده
ای مردم سرزمینم من برای افتخار آفرینی در میدان های جهانی نیامده ام برای بودن در کنار شما آمده ام

در کنار دخترانِ سرزمینم، گردآفریدهای عصرِ حاضر که پهلوانی را در میدان‌های سخت زندگی می‌آموزند
در کنار پسرانِ ایران کاوه‌های زمانه که چرخِ زندگی را به حرکت درمی‌آورند
ما خدمتگزارِهیچ نهادی نیستیم پرورش‌دهندگانِ نسلِ آزاده‌ای هستیم که برای سرفرازیِ میهن می‌کوشند

کارتِ زرد را می گیرم برای همه‌ی بی عدالتی ها در مقابل کارت قرمز می دهم به سکوت در برابر ظلم
کارتِ زردِ صبر و بردباری در برابرِ ناملایمات
اما بدانید که کارت قرمز را برای آنانی نگه داشته‌ایم که فرشِ قرمزِ قدرت را زیرِ پایِ خود پهن کرده‌اند

کارت زرد بگیریم برای همه ی دردها و محرومیت ها
کارتِ قرمز را برای آنانی خواهیم کشید که

قانونِ انسانیت و جوانمردی را زیرِ پا گذاشته اند

این بازی زندگی قواعد ساده ای دارد شرافت از مقام بالاتر است
مردم از نهادها مهم ترند
معلمان ورزش می آموزند
هیچ خطایی آخرِ راه نیست
هیچ کارتِ قرمزی نمی‌تواند روحیهٔ تیمی را که برای پیروزیِ حق متحد شده است بشکند

ای مردمِ ایران ما در زمین بزرگی بازی می‌کنیم
که مرزهایش از دلِ کویر تا بلندای کوه‌ها گسترده است

داورانِ ناعادل سوت‌هایشان را برای خاموشیِ ما می‌زنند
اما غافل از آن که هر سوتِ آنان، فریادِ ما را رساتر می‌کند.

و من، کوکب بداغی پگاه در زمین زندگی ایستاده‌ ام

برای پاسداری از شرافتی که نسل‌به‌نسل به ما سپرده شده است.

داوریِ نهایی با مردم است و مردم کارت قرمز خود را روزی به دستان تاریخ خواهند سپرد

زنده باد آزادی
پاینده باد ایران
سرفراز باد مردمی که قهرمانانه زندگی می‌کنند

کوکب بداغی پگاه یک مهر ماه هزار و چهارصد و چهار ایذه

#کوکب_بداقی #معلم #ایذه #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍36❤7💔3👎1
ادامه فشارهای امنیتی بر معلمان سقز؛ تشکیل پرونده برای سه عضو انجمن صنفی

در تداوم سیاست سرکوب و پرونده‌سازی علیه فعالان صنفی در کردستان، اداره اطلاعات سقز با احضار و طرح اتهام‌های بی‌اساس، اقدام به تشکیل پرونده علیه سه عضو انجمن صنفی معلمان این شهرستان ــ طاهر قادرزاده، احمد قادری و سلیمان عبدی ــ کرده است. هم‌زمان، دادستان سقز نیز با طرح شکایت در دادگستری این شهرستان، روند پیگیری قضایی علیه این سه معلم را به جریان انداخته است.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران با اعلام حمایت از این سه معلم، هشدار داده است که نگاه امنیتی به آموزش و فعالیت‌های صنفی، پیامدهایی جدی و جبران‌ناپذیر بر آینده علمی کشور برجای خواهد گذاشت.

#سقز #طاهر_قادرزاده #احمد_قادری #سلیمان_عبدی #معلم #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
❤13💔6
مسعود فرهیخته پس از چند روز بی‌خبری در تماس با خانواده عنوان کرد:

«ما در واقع در یک دخمه‌ای زندانی شده‌ایم که هیچ‌گونه امکاناتی ندارد.»

مسعود فرهیخته، فعال صنفی معلمان، پس از چند روز بی‌خبری طی تماسی که با خانواده داشت، شرایط زندان مرکزی کرج را بسیار وخیم گزارش کرده است. او در این تماس تأکید کرده است:
«ما در واقع در یک دخمه‌ای زندانی شده‌ایم که هیچ‌گونه امکاناتی ندارد و اگر بخواهیم تردد داشته باشیم، به داخل سالنی که ما داخل آن زندانی هستیم ـ که معلوم نیست زندانی هستیم یا اسیر ـ در واقع از سالن ۱۲ باید ورود و خروج کنیم. سه تا حیاط تو در تو را باید بگذرانند تا به ما برسند. در واقع یک دخمه‌ای هست که ما در آن زندانی هستیم که هیچ‌گونه امکاناتی در آن وجود ندارد.»

مسعود فرهیخته به حرکت‌های غیرانسانی زندانبانان اشاره کرده و افزوده است:
«از یک طرف دیگر، حرکت‌های غیرانسانی که ما از طرف مسئولین زندان می‌بینیم واقعاً آزاردهنده است و نه‌تنها برای ما، بلکه برای خودشان هم؛ چون ما مقاومت و ایستادگی را در مرامنامه‌مان تعریف کرده‌ایم، همه با هم هستیم و حرکت‌های غیرانسانی این حضرات را باید ثبت کنیم.
بنده و بیشتر هم‌بندی‌هایمان در کنار هم داریم متحد عمل می‌کنیم، پیش می‌رویم و هیچ‌گونه عقب‌نشینی هم در کار ما نیست.»

این معلم زندانی با اعلام حمایت از مردم افزوده است:
«ما همراه مردم هستیم. اینجا هر اتفاقی که در واقع در جامعه شکل بگیرد را سعی می‌کنیم تا جایی که امکان دارد همراهی کنیم و هیچ نگرانی هم نیست.»

او در ادامه تماس خود بار دیگر تأکید کرده است که:
«ما در دخمه‌ای زندانی هستیم که شکنجه سفید در اینجا از طریق بعضی از مسئولین زندان که خودسر هم هستند دارد شکل می‌گیرد و ما با تمام وجود در برابر آن ایستادگی می‌کنیم.
در دخمه‌ای که ما در آن زندانی هستیم، هیچ‌گونه امکاناتی وجود ندارد.»

مسعود فرهیخته با هشدار نسبت به شرایط این دخمه تأکید کرده است:
«اینجا اگر هر اتفاقی بیفتد، در واقع همه ما قربانی خواهیم بود؛ چون اگر اینجا کوچک‌ترین اتفاقی بیفتد، مثلاً آتش‌سوزی شکل بگیرد، تا بخواهند به داد ما برسند، به‌طور یقین اتفاقی که در کمپ لنگرود شکل گرفت، برای ما هم اتفاق خواهد افتاد.»

این معلم زندانی خطاب به مسئولین زندان و حاکمان کشور گفته است:
«خیلی متأسفیم که مسئولین زندان و حاکمان این کشور کوچک‌ترین نگاهی به زندانی ندارند و نمی‌دانیم که ما اسیر هستیم یا زندانی؟!!!»

او در پایان، خطاب به کسانی که تلفن‌های زندانیان را شنود می‌کنند، می‌گوید:
«قابل توجه کسانی که تلفن‌های ما را رصد می‌کنند و سعی می‌کنند با شکنجه‌های سفیدشان باعث آزار و اذیت زندانیان باشند؛ ما زندانی هستیم، ما اسیر نیستیم. خوب دقت کنید وظیفه‌ی تمام مسئولین زندان است که خودشان اینجا بیایند و حرف ما را بشنوند. با نامه‌نگاری و این کارها چیزی درست نمی‌شود. ما یک حق و حقوقی داریم که باید حق و حقوق ما را بدهند. این شرایط سیاهی که درست کرده‌اید، با اتحاد و دوستی با هم سعی می‌کنیم به نور و روشنایی برسانیم. خیلی مواظب باشید؛ حرکت شما بسیار غیرانسانی است و ما در مقابل هر کار غیرقانونی و غیرانسانی ایستادگی می‌کنیم.»


#مسعود_فرهیخته #بیانیه #زندانی_سیاسی #معلم_زندانی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
❤18🕊11💔7👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‌
علی ایمانی مطلق، معلم اهل لرستان، بازداشت شد

طبق خبر دریافتی، آقای علی ایمانی مطلق، معلم اهل لرستان، روز گذشته با هجوم ماموران امنیتی به خانه‌اش بازداشت شد.

آقای ایمانی مطلق که به دلابل سیاسی از برخی حقوق اجتماعی محروم شده لست، طی روزهای گذشته در چند ویدیو مواضع خود را به صراحت اعلام کرد. او طرفدار پادشاهی است و این را در صفحه اینستاگرامش اعلام کرده بود...

از اتهامات و دلایل بازداشت و محا نگهداری ایشان اطلاعی در دست نیست.

جمهوری اسلامی، صداهای مخالف و منتقد را حذف و سرکوب می‌کند و اجازه بیان مخالفت را نمی‌دهد. رژیمی که در کمتر از ۴۸ ساعت بزرگترین جنایت تاریخ علیه بشریت را انجام داد و ده‌ها هزار ایرانی را کشت، به یک دیکتاتوری خونخوار تمام عیار بدل شده است.

#علی_ایمانی_مطلق #معلم #لرستان

@Tavaana_TavaanaTech
👍11🕊5💔2❤1
همبستگی فعالان صنفی با مسعود فرهیخته
جمعی از فعالان صنفی تهران، البرز، اسلامشهر، قزوین و گیلان، روز شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، در آستانه چهلمین روز قطع تماس و انتقال مسعود فرهیخته به سلول انفرادی در زندان مرکزی کرج، با حضور در منزل او و دیدار با خانواده‌اش، حمایت و همبستگی خود را با این معلم زندانی اعلام کردند.
مسعود فرهیخته در حال گذراندن حکم سه سال و شش ماه و یک روز حبس در زندان مرکزی کرج است. بنا بر اطلاعات منتشرشده، او از دوم مهر ۱۴۰۴ تاکنون هفت بار به سلول انفرادی یا مکانی نامعلوم منتقل شده است؛ وضعیتی که با مقررات مربوط به حقوق زندانیان و آیین‌نامه اجرایی سازمان زندان‌ها در تعارض است.
دیدار با خانواده زندانیان سیاسی و صنفی، تنها یک ملاقات یا ابراز همدردی شخصی نیست. چنین حضورهایی می‌تواند برای زندانی و خانواده‌ای که زیر فشار ناشی از حبس، بی‌خبری و محدودیت ارتباط قرار دارند، پیام روشنی داشته باشد: «تنها نیستید و فراموش نشده‌اید.»
در جامعه‌ای که سرکوب می‌کوشد افراد را از یکدیگر جدا کند و هزینه اعتراض و فعالیت مدنی را به مسئله‌ای فردی و خانوادگی تبدیل کند، ایجاد و حفظ شبکه‌های همبستگی اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. سرکوب زمانی مؤثرتر است که هر فرد تصور کند باید هزینه ایستادگی خود را به‌تنهایی بپردازد. در مقابل، حمایت از خانواده زندانیان، دیدار با آنان، پیگیری وضعیت زندانیان و حفظ ارتباط میان گروه‌های مختلف اجتماعی می‌تواند احساس اعتماد، تعلق و همدلی را تقویت کند.
یکی از پایه‌های مقاومت مدنی نیز همین توانایی جامعه برای ایجاد پیوندهای افقی و حمایت متقابل است. همبستگی لزوماً با کنش‌های بزرگ آغاز نمی‌شود؛ گاهی حضور در خانه یک خانواده، تماس با آنان، پرسیدن از وضعیت یک زندانی یا تنها نگذاشتن کسانی که تحت فشار قرار گرفته‌اند، بخشی از ساختن همان سرمایه اجتماعی است که یک جامعه برای ایستادگی در برابر ترس و انزوا به آن نیاز دارد.
از این منظر، حضور فعالان صنفی چند استان در کنار خانواده مسعود فرهیخته، فراتر از حمایت از یک معلم زندانی، نمونه‌ای از کنشی جمعی برای حفظ پیوندهای اجتماعی در شرایط سرکوب است؛ پیوندهایی که می‌توانند ترس و انزوا را کاهش دهند و اعتماد و توان کنش جمعی را افزایش دهند.
#مسعود_فرهیخته
#معلم_زندانی_مسعود_فرهیخته
#فعالیت_صنفی_جرم_نیست

@Tavaana_TavaanaTech
❤15💔6🕊3
بی‌خبری مطلق از سرنوشت میلاد خورشیدی؛ معلم مریوانی یک ماه پس از بازداشت در بلاتکلیفی

با گذشت حدود یک ماه از بازداشت میلاد خورشیدی، معلم ۳۲ ساله مقطع ابتدایی اهل روستای بهرام‌آباد سروآباد و ساکن مریوان، سرنوشت این فعال صنفی در هاله‌ای از ابهام قرار دارد و خانواده او همچنان از اتهامات و دلایل دستگیری‌اش بی‌خبرند.

بر اساس گزارش شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، این معلم مریوانی حدود یک ماه پیش توسط نیروهای اداره اطلاعات سنندج در منزل شخصی خود بازداشت و به بازداشتگاه این نهاد امنیتی منتقل شد.

در این مدت، علاوه بر عدم دسترسی به اطلاعات روشن درباره وضعیت نگهداری آقای خورشیدی، گزارش‌ها حاکی از آن است که همسر او نیز پس از این بازداشت تحت فشار و بازجویی قرار گرفته است. مراجعات و پیگیری‌های مکرر خانواده برای کسب اطلاع از پرونده، اتهامات و وضعیت فعلی این معلم تاکنون با پاسخگو نبودن مقامات مسئول بی‌نتیجه مانده است.

#میلاد_خورشیدی #معلم #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔14❤3🕊2
بازداشت خشونت‌آمیز رشید حسامی، معلم اهل قروه و بی‌اطلاعی از وضعیت این فعال صنفی

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران از بازداشت رشید حسامی، معلم اهل قروه، توسط نیروهای حکومتی خبر داد.

بر اساس این گزارش، روز دوشنبه ۲۳ شهریورماه ۱۴۰۵، نیروهای امنیتی با یورش به منزل شخصی آقای حسامی در شهرک بعثت قروه، بدون ارائه حکم قضایی و با توسل به خشونت، اقدام به تفتیش خانه و بازداشت این معلم کردند و او را به مکانی نامعلوم انتقال دادند.

با وجود پیگیری‌های مکرر خانواده، تاکنون هیچ‌گونه اطلاع دقیقی از دلیل بازداشت، اتهامات احتمالی و محل نگهداری او به دست نیامده است.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران ضمن ابراز نگرانی شدید از وضعیت این معلم بازداشت‌شده، مسئولیت حفظ جان و سلامت او را متوجه نهادهای امنیتی دانست و خواستار آزادی فوری و بی‌قید و شرط وی، دسترسی به وکیل و شفاف‌سازی درباره وضعیت او شد.

#رشید_حسامی #از_بازداشتیها_بگو #معلم_بازداشتی

@Tavaana_TavaanaTech
💔23🕊2
گزارشی از سرکوب معلمان، اخراج، احکام سنگین حبس و بازداشت ده‌ها فرهنگی در آستانه سال تحصیلی
در آستانه آغاز سال تحصیلی جدید، زنگ مدارس در حالی به صدا درمی‌آید که جای خالی بسیاری از معلمان در کلاس‌های درس احساس می‌شود؛ معلمانی که به‌جای ایستادن پای تخته‌سیاه، پشت میله‌های زندان‌اند، در انتظار احکام قضایی‌ هستند یا با پرونده‌های گشوده و محرومیت از کار روبه‌رواند.

بر اساس تازه‌ترین گزارش‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، فشار امنیتی و قضایی بر معلمان طی یک سال گذشته ابعاد بی‌سابقه‌ای یافته است. این سرکوب‌ها شامل احضار، تشکیل پرونده‌های جدید، محاکمه، احکام سنگین حبس، اخراج، انفصال از خدمت، بازنشستگی اجباری و کسر حقوق است؛ هزینه‌های سنگینی که فرهنگیان به دلیل مطالبه حق آموزش رایگان و بهبود وضعیت معیشتی می‌پردازند.

▪️ابعاد سرکوب و آمار احکام صادره طی یک سال گذشته، دست‌کم ۷۸ معلم در ۲۰ استان کشور بازداشت شده‌اند که بخش عمده‌ای از آن‌ها در زمستان ۱۴۰۴ و هم‌زمان با اعتراضات دی‌ماه رخ داده است. نهادهای امنیتی این فعالان صنفی را با اتهاماتی نظیر «شرکت در اعتراضات»، «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» و «تبلیغ علیه نظام» هدف قرار داده‌اند.

برای ۳۰ تن از معلمان احکام قضایی صادر شده که مجموع حبس‌های تعیینی به بیش از ۴۰ سال می‌رسد. همچنین پنج معلم به ۳۸۲ میلیون تومان جزای نقدی محکوم شده‌اند. در این بازه، ۷۵ میلیارد ریال وثیقه مصادره، ۱۵ پرونده جدید گشوده و ۱۹ مورد برخورد اداری شامل ۷ مورد اخراج قطعی ثبت شده است.
▪️شرایط دشوار معلمان در زندان
علاوه بر محرومیت از تدریس، گزارش‌ها حاکی از تشدید فشارها بر معلمان زندانی از جمله انتقال به انفرادی‌های بلندمدت، محدودیت‌های ارتباطی و محرومیت از درمان است. همچنین، ارگان‌های حقوق بشری از بازداشت ۵۹ معلم و استاد دانشگاه و ۳۱۵ کودک و دانش‌آموز زیر ۱۸ سال در بازه زمانی پاییز ۱۴۰۴ تا پاییز ۱۴۰۵ خبر داده‌اند.
مجموعه این تحولات نشان می‌دهد حکومت با چرخه پیوسته‌ی سرکوب به دنبال خاموش کردن صدای عدالت‌خواهی فرهنگیان است؛ با این حال، استمرار پایداری معلمان گواهی بر این است که سنگر آموزش تسلیم ارعاب نخواهد شد.

#معلم_بازداشتی #معلم_زندانی #نه_به_جمهورى_اسلامى

@Tavaana_TavanaTech
💔15🕊5❤1
محمد حبیبی، سخنگوی شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، در واکنش به بازداشت شش معلم و فعال صنفی در نورآباد ممسنی گفت: «وقتی عیادت از یک همکار هم با بازداشت پاسخ می‌گیرد، مسئله فقط سرکوب یک تجمع نیست؛ مسئله ترس از پیوند انسانی معلمان است.»

به گزارش امتداد، حبیبی با اشاره به بازداشت شکرالله احمدی، علی صفری، رسول بداقی، غفار دیندار، علی‌حسن بهامین و حجت سادات در نورآباد ممسنی گفت این افراد برای دیدار و عیادت از یکی از معلمان در ممسنی حضور داشتند، اما با برخورد امنیتی مواجه شدند.

او افزود: «دیگر مسئله فقط تجمع، بیانیه یا اعتراض خیابانی نیست؛ اکنون حتی همبستگی انسانی معلمان هم امنیتی می‌شود.» حبیبی با طرح این پرسش که «برای چه باید از دیدار چند معلم با یک همکار بیمار احساس خطر کنند؟» گفت برخورد امنیتی با چنین دیدارهایی نیازمند هشدار جدی است.

سخنگوی شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران در پاسخ به توجیهات امنیتی درباره این بازداشت‌ها، گفت سال‌هاست فعالیت صنفی معلمان با برچسب‌های امنیتی معرفی می‌شود تا مطالبات اصلی آنان نادیده گرفته شود. به گفته او، معلمان درباره معیشت، آموزش رایگان و باکیفیت، عدالت آموزشی، کرامت معلم، حق تشکل‌یابی و حق اعتراض قانونی مطالبه‌گری می‌کنند و «امنیتی‌سازی فعالیت صنفی یعنی فرار از پاسخ‌گویی».

حبیبی همچنین گفت هنگامی که مسئولان نمی‌توانند درباره مشکلات معیشتی معلمان، بحران مدارس، کمبود نیرو، ترک تحصیل کودکان و افت کیفیت آموزش پاسخ دهند، بازداشت فعالان صنفی به ساده‌ترین راه برای برخورد با این مطالبات تبدیل می‌شود.

او با اشاره به سابقه فعالیت صنفی معلمان در نورآباد ممسنی، بازداشت اخیر را اتفاقی جدا از روند برخورد با فعالان صنفی در شهرستان‌ها ندانست و گفت هدف چنین برخوردهایی، به گفته او، «شکستن شبکه‌های محلی معلمان، ترساندن فعالان شهرستان‌ها و جلوگیری از شکل‌گیری همبستگی صنفی» است.

حبیبی تأکید کرد: «بازداشت در ممسنی، فقط مسئله ممسنی نیست؛ پیامی است به همه معلمان ایران. اما پاسخ ما هم روشن است: سرکوب در یک شهر، مسئله همه معلمان کشور است.»

حبیبی در پایان گفت: «فعالیت صنفی جرم نیست. عیادت از یک همکار جرم نیست. همبستگی میان معلمان جرم نیست.» او خواستار آزادی معلمان زندانی شد و افزود که اگر دیدار ساده معلمان با یکدیگر با بازداشت پاسخ داده شود، موضوع فراتر از برخورد با فعالان صنفی بوده و به گفته او، به «حمله مستقیم به جامعه مدنی» تبدیل می‌شود.
#محمد_حبیبی #معلم #معلم_بازداشتی #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
🕊15❤6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
استعفا و خداحافظی معلمان از تدریس به‌دلیل مشکلات معیشتی، تصویری غم‌انگیز اما واقعی


▪️وقتی فشار معیشت عشق به تدریس را خاموش می‌کند
این روزها ویدیوهایی از معلمانی در فضای مجازی منتشر می‌شود که با بغض، خداحافظی خود را با شغل معلمی اعلام می‌کنند؛ افرادی که سال‌ها با عشق به آموزش وارد این حرفه شدند، اما امروز زیر فشار معیشتی، ناچار به ترک کلاس درس شده‌اند. این تصاویر ساده نیستند؛ نشانه‌ای از فروپاشی خاموش یکی از حیاتی‌ترین ارکان جامعه‌اند.

معلمی در ایران، برخلاف بسیاری از مشاغل، بر پایه انگیزه‌ای فراتر از دستمزد شکل می‌گیرد؛ اما وقتی حقوق یک معلم با تجربه، حتی کفاف نیمی از هزینه‌های اولیه زندگی را نمی‌دهد، و تورم افسارگسیخته هر ماه ارزش همان حقوق ناچیز را بیشتر می‌بلعد، عشق به تدریس در برابر واقعیت گرسنگی و اجاره‌بها دوام نمی‌آورد. این نتیجه مستقیم سیاست‌های بودجه‌ای دولتی است که سال‌هاست آموزش را در اولویت آخر منابع مالی کشور قرار داده، در حالی‌که هزینه‌های نظامی-امنیتی و پروژه‌های ایدئولوژیک بی‌وقفه ادامه دارد.

اما مشکل تنها معیشت نیست. معلمانی که برای احقاق حقوق صنفی خود صدا بلند کرده‌اند، به‌جای شنیده‌شدن، با بازداشت، احضار به نهادهای امنیتی، اخراج و پرونده‌سازی قضایی روبه‌رو شده‌اند. اعضای شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان بارها به همین دلیل تحت پیگرد بوده‌اند. این ترکیب فقر مالی و سرکوب امنیتی، پیام روشنی به معلمان می‌دهد: نه اعتراض به وضعیت معیشتی جایز است، نه امید به بهبود آن.

پیامد این روند برای آینده کشور فاجعه‌بار است: خروج نیروهای باتجربه و علاقه‌مند از نظام آموزشی، یعنی سپردن نسل آینده به دستان کسانی که یا انگیزه کافی ندارند یا زیر بار فشار مالی دوام نمی‌آورند. وقتی حکومتی نتواند حتی از معلمانش سازندگان آینده جامعه را حمایت کند، در واقع دارد آینده خودش را هم قربانی ناکارآمدی و سرکوب می‌کند.

#معلم #استعفا #نه_به_جمهوری_اسلامی #معیشت

@Tavaana_TavaanaTech
💔30❤6💯4