آموزشکده توانا
49.6K subscribers
41.2K photos
41.6K videos
2.57K files
21.7K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
جرات اندیشیدن داشته باش!

«هر گونه ایمان جزمی، هر گونه اعتقاد موروثی و تمامی باورهای از پیش داده و مفت به چنگ آمده‌ای، که محمل سوارشدن قیم‌ها بر توده‌ی صغیر به حساب آمده‌اند، باید از نو، آزادانه و نقادانه، اندیشه شوند.
جرات اندیشیدن در عین حال اعتماد به همان عقل مشترکی است، که به باور دکارت به تساوی به هر انسانی داده شده است، حتی اگر قرار بنابر آن باشد که با این عقل حدود وسعه همین عقل را مبرهن کنند. جرات اندیشیدن یعنی همان به کار انداختن عقل روش‌مندانه‌ی عقل یا فعلیت بخشیدن به امکانی که هر کس از عهده‌ی آن برمی‌آید.»

بیش‌تر بخوانید:
https://bit.ly/2X54hXo

#توانا
#فلسفه #عقلانیت #شک #نواندیشی

@Tavaana_Tavaanatech
جرات اندیشیدن داشته باش!

«هر گونه ایمان جزمی، هر گونه اعتقاد موروثی و تمامی باورهای از پیش داده و مفت به چنگ آمده‌ای، که محمل سوارشدن قیم‌ها بر توده‌ی صغیر به حساب آمده‌اند، باید از نو، آزادانه و نقادانه، اندیشه شوند.

جرات اندیشیدن در عین حال اعتماد به همان عقل مشترکی است، که به باور دکارت به تساوی به هر انسانی داده شده است، حتی اگر قرار بنابر آن باشد که با این عقل حدود وسعه همین عقل را مبرهن کنند. جرات اندیشیدن یعنی همان به کار انداختن عقل روش‌مندانه‌ی عقل یا فعلیت بخشیدن به امکانی که هر کس از عهده‌ی آن برمی‌آید».

آیا شما نیز با این اندیشه همراه هستید که جمهوری اسلامی تلاش می‌کند پیش از هر چیز جرئت اندیشیدن را از ما بگیرد؟ اگر بلی، به نظر شما در این هدف، کامیاب شده است؟

به کتابخانه توانا سر بزنید و بیش‌تر بخوانید:
https://is.gd/OxMXZr


#توانا #یاری_مدنی_توانا #فلسفه #عقلانیت #شک #نواندیشی

@Tavaana_TavaanaTech
👍31🔥3👏21
Forwarded from گفت‌وشنود
کارل ساگان (Carl Sagan)، اخترشناس، کیهان‌شناس و نویسنده‌ی علمی برجسته، با نگاهی علمی، شک‌گرایانه و در عین حال شاعرانه به جهان هستی می‌نگریست. او یکی از مدافعان سرسخت روش علمی و تفکر نقادانه بود و باور داشت که حقیقت باید از مسیر تجربه، شواهد و آزمایش عبور کند، نه از ایمان یا سنت. ساگان به جای آنکه مستقیماً دین را دشمن علم بداند، بیشتر نگران آن بود که باورهای دینی غیرقابل اثبات، مانع کنجکاوی علمی و درک واقع‌گرایانه از کیهان شوند.

در آثارش، از جمله کتاب معروف «جهانی آکنده از شیاطین» (The Demon-Haunted World)، ساگان به نقد باورهای خرافی، ادعاهای ماوراءالطبیعه و روایت‌های غیرعلمی از خدا و دین می‌پردازد. او می‌نویسد که بسیاری از این روایت‌ها، پاسخ‌های ساده‌انگارانه به پرسش‌های عمیق انسان درباره‌ی هستی‌اند، در حالی که علم، هرچند دشوارتر، اما راهی قابل اعتمادتر برای رسیدن به حقیقت ارائه می‌دهد. ساگان دین را به عنوان پدیده‌ای فرهنگی و روانی می‌فهمید که می‌تواند هم نیرویی برای تسلی‌بخشی باشد و هم ابزاری برای کنترل.

با این حال، ساگان برخوردی خصمانه با دین نداشت؛ او حتی در آثارش، جنبه‌هایی از حس شگفتی و احترام نسبت به رمز و رازهای کیهان را به نمایش می‌گذارد که شباهت‌هایی با حس دینی دارد. به باور او، علم نه تنها با دین در تضاد نیست، بلکه می‌تواند جایگزینی خردمندانه و فروتنانه برای روایت‌های دینی باشد؛ روایتی که به جای «پاسخ‌های قطعی»، با «پرسش‌های بی‌پایان» زنده است. نگاه ساگان به خدا، بیشتر یک پرسش باز و یک استعاره‌ی شاعرانه بود تا یک واقعیت اثبات‌پذیر.

#کارل_ساگان #تفکر_انتقادی #شک_گرایی #نقد_دین #خرافه #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
22👍6
Forwarded from گفت‌وشنود

غیاث‌الدین ابوالفتح عُمَر بن ابراهیم خَیّام نیشابوری، شاعر، فیلسوف، ستاره‌شناس و ریاضیدان بزرگ ایرانی، نگاه شکاکانه‌ای به جهان و مفاهیم دینی و فلسفی داشت.
در اشعارش، بارها تردید و پرسش‌گری نسبت به باورهای رایج، سرنوشت انسان، مفهوم بهشت و دوزخ، و عدالت الهی مشاهده می‌شود.

خیام به‌جای پذیرش کورکورانه‌ی آموزه‌ها، با ذهنی کاوشگر و پرسش‌گر به جهان می‌نگریست.
او در برابر قطعیت‌های ظاهری، شک را نه نشانه‌ی ضعف، بلکه بخشی از مسیر دانایی و ابزاری برای رسیدن به درک عمیق‌تر می‌دانست.
این نگاه، خیام را به چهره‌ای فراتر از زمان خود بدل کرده است؛ متفکری که فلسفه را در بستر شعر جاری ساخت.

در جهان‌بینی خیام، شک مقدمه‌ای است برای تفکر و سنجش. او نه برای نفی حقیقت، بلکه برای گشودن راهی به سوی حقیقتِ ناب شک می‌کند. به همین دلیل، شکاکیت خیام را باید بخشی از خرد و عقلانیت او دانست؛ چرا که تنها خردمند است که می‌پرسد، تردید می‌ورزد و در پی پاسخ می‌گردد.

خیام، با نگاه شکاکانه‌اش، ما را به تأمل دعوت می‌کند؛ تأملی که با شک آغاز می‌شود و با آگاهی ژرف‌تر از هستی و انسان ادامه می‌یابد. در جهانی که قطعیت‌های ساده‌انگارانه حاکم‌اند، شک خیامی فرصتی برای رهایی از جزم‌اندیشی و پروازی به سوی فهم آزاد است.

#خیام #شک_گرایی #خردگرایی #جزم_اندیشی #نقد_دین #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍14
Forwarded from گفت‌وشنود

داستان نردبانی که نمی‌شود تکانش داد؛ حساسیت‌های ایمانی چطور کارها را پیچیده می‌کند

یک نردبان چوبی ساده که دهه‌هاست بر دیوار بیرونی کلیسای مقبره مقدس اورشلیم جا خوش کرده، تبدیل به نمادی از اختلافات تاریخی فرقه‌های مسیحی شده است. این مقاله نشان می‌دهد چگونه سنت‌ها و حساسیت‌های مذهبی می‌توانند حتی بر سر کوچک‌ترین چیزها مانع توافق شوند.

📖 خواندنش نگاه تازه‌ای به رابطه دین، قدرت و همزیستی مذهبی به شما می‌دهد.

این مطلب را در سایت گفت‌وشنود بخوانید

https://dialog.tavaana.org/immovable-ladder-church-holy-sepulchre/

#ایمان #شک #تعصب #مذهب #گفتگو_توانا
👍83
Forwarded from گفت‌وشنود

آیا با یاد خدا دل‌ها آرام می‌گیرد؟

وقتی ایمان پاسخ اضطراب می‌شود!

پیام همراهان

از آغاز تاریخ، انسان در برابر اضطرابِ بودن ایستاده است؛ اضطراب از مرگ، بی‌پناهی، بی‌معنایی و ناپایداری جهان. در چنین جهانی، دین وعده‌ی معنا و آرامش داده است. «یاد خدا» برای بسیاری پناهگاهی در برابر طوفانِ ناپایداری بوده است؛ اما پرسش بنیادین این است:
آیا این آرامش از ایمان می‌آید یا از ترسِ اضطراب؟

شاید آن‌گاه که می‌گوییم «با یاد خدا دل‌ها آرام می‌گیرد»، در واقع می‌گوییم: «با یاد خدا، اضطرابم را موقتاً فراموش می‌کنم». در این معنا، ایمان می‌تواند نه پاسخی وجودی، بلکه سازوکاری دفاعی باشد؛ تلاشی برای کنترلِ چیزی که از کنترل ما بیرون است — مرگ، بی‌ثباتی، و آزادی.

یالوم و دیگر روان‌تحلیل‌گرانِ وجودی معتقدند انسان در برابر اضطراب دو راه دارد: یا با آن روبه‌رو می‌شود و معنای شخصی خویش را می‌سازد، یا به نظام‌های فکری مطلق پناه می‌برد تا از اضطراب بگریزد. ایمانِ نوع دوم، که از دلِ ترس برمی‌خیزد، به‌تدریج به ایمانِ کنترل‌گر بدل می‌شود؛ نخست برای آرام کردن خود، و سپس برای رام کردن دیگران.

کسی که به حقیقتی مطلق چنگ زده، اغلب تحمل ابهام و تردید را از دست می‌دهد. همین میل به قطعیت، وقتی در سطح جامعه شکل سیاسی پیدا کند، به نظام‌های استبدادی دینی می‌انجامد؛ حکومت‌هایی که ایمان را از تجربه‌ی شخصی و آزاد تهی کرده و آن را به ابزار اطاعت و سلطه بدل می‌کنند. در چنین نظام‌هایی — مانند جمهوری اسلامی — ایمان به‌جای آنکه مایه‌ی رهایی باشد، به سازوکار کنترل جمعی و سرکوب فردیت تبدیل می‌شود.

بااین‌حال، همه‌ی ایمان‌ها از این جنس نیستند. ایمانِ اصیل از دلِ مواجهه با اضطراب می‌جوشد، نه از ترس آن. اینجا ایمان، به معنای زیستن در حضور ناپایداری است، نه فرار از آن. چنین ایمانی انسان را به پذیرش می‌برد، نه به انکار.

آرامشِ راستین، نه از خاموش کردن اضطراب، بلکه از زیستن در کنار آن پدید می‌آید؛ از توانِ گفتنِ «آری» به زندگی، با همه‌ی بی‌ثباتی‌اش.

#عبادت #ایمان #شک #خدا #استرس #حقیقت #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍73👎2
Forwarded from گفت‌وشنود
۲۸ اردیبهشت، روز بزرگداشت حکیم عمر خیام



خیام، در میان اندیشمندان ایرانی، جایگاهی ممتاز دارد؛ زیرا هم فیلسوف و ریاضیدان است و هم شاعری که حیرت انسان در برابر راز جهان را در کمترین واژه‌ها اما عمیق‌ترین معناها جلوه می‌دهد. او در باب درک راز هستی با گفتنِ «هرکس سخنی از سر سودا گفته است» به بنیادی‌ترین مشکل شناخت انسان اشاره می‌کند: آن‌که هیچ‌یک از کوشش‌های ذهنی، چه فلسفه، چه عرفان، چه الهیات و ادیان توان کشف حقیقت نهایی را ندارد. حقیقت، در تلقی او، نه رد می‌شود و نه اثبات؛ بلکه در پرده‌ای از ابهام می‌ماند که هیچ‌کس آن را کنار نزده است. این نگاه، نوعی فروتنی شناختی است که در جهان فکری خیام ریشه دارد.
رباعی معروف او، که می‌گوید:
قومی متفکرند اندر ره دین
قومی به گمان فتاده در راه یقین
می‌ترسم از آنکه بانگ آید روزی
ای بی‌خبران! راه نه آن است و نه این
این فروتنی را به اوج می‌رساند. در این رباعی، همهٔ مدعیان دانایی چه آنان که می‌اندیشند، چه آنان که باور دارند، در معرض نقد قرار می‌گیرند. خیام نه در جستجوی نفی حقیقت است و نه اسیر قطعیت؛ بلکه بر این نکته تأکید دارد که انسان در میان دو سویهٔ «گمان» و «یقین» سرگردان است و هیچ‌گاه نمی‌تواند به آگاهی کامل برسد. این نوع شک‌گرایی، نه ویران‌گر، بلکه بیدارکننده است.
اما نتیجهٔ این ناتوانی معرفتی، نزد خیام، یأس و پوچی نیست. او از دل این آگاهی تلخ، فلسفه‌ای برای زیستن می‌سازد؛ فلسفه‌ای که بر لحظه تمرکز دارد. «ستایش لحظه» در نگاه او سطحی یا لذت‌گرایانه نیست؛ بلکه واکنشی است آگاهانه به گذرایی جهان. خیام، که خود منجم و دانای زمان بود، بیش از هرکس ناپایداری روزگار را درک کرده بود. از همین آگاهی است که دعوت می‌کند لحظهٔ اکنون را دریابیم؛ نه از سر غفلت، که از سر دانستنِ ناپایداری همه چیز.
در این چشم‌انداز، زندگی ارزشمند می‌شود نه به‌خاطر معنای ازپیش‌معلوم، بلکه به‌خاطر تجربه‌های زنده و انسانی: دوست داشتن، شادی‌های کوچک، نگاه به طبیعت، لذت گفت‌وگو و حضور. این‌ها برای خیام جایگزین معنا نیستند؛ بلکه شکل دیگری از معنا یافتن‌اند، معنایی که از دل محدودیت و فنا برمی‌خیزد.
فلسفهٔ خیام تلفیقی کمیاب است: پذیرش نادانی انسان، همراه با تأکید بر زیستنی سنجیده و آگاهانه. او ما را دعوت می‌کند که نه اسیر قطعیت‌های القائی ادیان، مکاتب و ایدئولوژی ها شویم و نه تسلیم پوچی؛ بلکه در میانهٔ این دو، زندگی را با هوشیاری تجربه کنیم و لحظه را، که تنها دارایی واقعی ماست، از دست ندهیم.

#خیام #شک_گرایی #جزم_اندیشی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
5👌1