محمدجواد اردشیر لاریجانی، دبیر پیشین ستاد حقوق بشر جمهوری اسلامی که متولد عراق است، در فروردین ۱۴۰۴ درباره مذاکره با آمریکا گفته بود:
«اینها آدمهای لوس، ننر و بیربطی هستند؛ یک دفعه در اتاق را باز میکنند و میگویند ول کن بابا! بیایید مستقیم با هم مذاکره کنیم.»
این سطح از ادبیات و برخورد، بازتاب نگاه و رویکردی است که سالهاست در سیاست خارجی جمهوری اسلامی دیده میشود. همان کسانی که با شعار «مرگ بر آمریکا» و سیاستهای تنشزا، تحریم، فقر و فشار اقتصادی را بر مردم تحمیل کردهاند، در عمل خود و خانوادههایشان از زندگی مرفه در همان کشورها بهرهمندند.
محمدجواد لاریجانی، برادر علی لاریجانی است؛ دبیر شورای عالی امنیت ملی که در جریان درگیری نظامی میان آمریکا و جمهوری اسلامی کشته شد.
و البته علاوه بر کشتن قاسم سلیمانی، علی خامنهای و سرداران عالیرتبه سپاه پاسداران در روزهای گذشته شاهد اعزام هیئتی گسترده از سوی جمهوری اسلامی به پاکستان بودیم؛ هیئتی بیش از ۸۰ نفر به ریاست قالیباف که در جریان آن، مذاکراتی نیز بهطور مستقیم با آمریکا انجام شد.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
«اینها آدمهای لوس، ننر و بیربطی هستند؛ یک دفعه در اتاق را باز میکنند و میگویند ول کن بابا! بیایید مستقیم با هم مذاکره کنیم.»
این سطح از ادبیات و برخورد، بازتاب نگاه و رویکردی است که سالهاست در سیاست خارجی جمهوری اسلامی دیده میشود. همان کسانی که با شعار «مرگ بر آمریکا» و سیاستهای تنشزا، تحریم، فقر و فشار اقتصادی را بر مردم تحمیل کردهاند، در عمل خود و خانوادههایشان از زندگی مرفه در همان کشورها بهرهمندند.
محمدجواد لاریجانی، برادر علی لاریجانی است؛ دبیر شورای عالی امنیت ملی که در جریان درگیری نظامی میان آمریکا و جمهوری اسلامی کشته شد.
و البته علاوه بر کشتن قاسم سلیمانی، علی خامنهای و سرداران عالیرتبه سپاه پاسداران در روزهای گذشته شاهد اعزام هیئتی گسترده از سوی جمهوری اسلامی به پاکستان بودیم؛ هیئتی بیش از ۸۰ نفر به ریاست قالیباف که در جریان آن، مذاکراتی نیز بهطور مستقیم با آمریکا انجام شد.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤2
توماس جفرسون (١٧٤٣– ١٨٢٦) سومین رئیس جمهور ایالات متحده و یکی از مدافعان آزادی مذهبی است.
او درباره مذهب، دولت، سیاست، مشارکت مردم و مواردی از این دست و ارتباط آنها با یکدیگر، نوشتههای مهمی دارد؛ در «نکاتی در مورد ایالت ویرجینیا (دین)» آمده:
«اگر همسایه من بگوید که بیست خدا وجود دارد، یا اساسا خدایی وجود ندارد، به من آسیبی نخواهد رسید.»
این کتاب را با ترجمه اختصاصی توانا بخوانید! به رایگان دانلود کنید.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
او درباره مذهب، دولت، سیاست، مشارکت مردم و مواردی از این دست و ارتباط آنها با یکدیگر، نوشتههای مهمی دارد؛ در «نکاتی در مورد ایالت ویرجینیا (دین)» آمده:
«اگر همسایه من بگوید که بیست خدا وجود دارد، یا اساسا خدایی وجود ندارد، به من آسیبی نخواهد رسید.»
این کتاب را با ترجمه اختصاصی توانا بخوانید! به رایگان دانلود کنید.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
👍6
«در هر نسیمی بوی خون است…
بوی مادری که با سه فرزندش، به قتل رسیدهاند و کنار هم در خاک آرمیدهاند؛ بهدست خشونتی که هیچگاه پاسخگو نبوده.
معصومه برآبادی و سه فرزندش، محسن ۲۱ ساله، ابوالفضل ۱۳ ساله و امیرمحمد ۱۰ ساله، تنها نامهایی نیستند در یک خبر کوتاه؛
آنها یک خانوادهاند، یک زندگی، رؤیاهایی که ناتمام ماندند و آغوشی که برای همیشه خالی شد.
این مزار، سند یک فاجعه است.»
پیام ارسالی از همراهان توانا
این عکس در فضای مجازی منتشر شده از شهر سبزوار. فراموش نکنیم نامها را تکرار کنیم، روایتها را زنده نگه داریم، چرا که فراموشی، ادامه همان ظلم است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
بوی مادری که با سه فرزندش، به قتل رسیدهاند و کنار هم در خاک آرمیدهاند؛ بهدست خشونتی که هیچگاه پاسخگو نبوده.
معصومه برآبادی و سه فرزندش، محسن ۲۱ ساله، ابوالفضل ۱۳ ساله و امیرمحمد ۱۰ ساله، تنها نامهایی نیستند در یک خبر کوتاه؛
آنها یک خانوادهاند، یک زندگی، رؤیاهایی که ناتمام ماندند و آغوشی که برای همیشه خالی شد.
این مزار، سند یک فاجعه است.»
پیام ارسالی از همراهان توانا
این عکس در فضای مجازی منتشر شده از شهر سبزوار. فراموش نکنیم نامها را تکرار کنیم، روایتها را زنده نگه داریم، چرا که فراموشی، ادامه همان ظلم است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔8❤2👌1
عباس یاوری، شهروند عرب ساکن شیراز و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، در بازداشتگاههای امنیتی جان خود را از دست داد؛ بر اساس شواهد و گزارشهای حقوق بشری عباس یاوری در نتیجه شکنجههای شدید به قتل رسیده است.
منابع آگاه تأکید کردهاند که عباس یاوری در دوران بازداشت تحت فشار و شکنجههای سنگین قرار داشته و جانباختن او در همین شرایط رخ داده است. با این حال، نهادهای امنیتی و قضایی تلاش کردهاند با اعلام «خودکشی»، واقعیت را پنهان کنند؛ روایتی که به گفته منابع مطلع، حتی با فشار بر خانواده او همراه بوده تا همان روایت رسمی را بپذیرند.
این نخستینبار نیست که مرگ یک بازداشتشده با چنین سناریویی توجیه میشود. الگوی تکراری «شکنجه، مرگ، و سپس اعلام خودکشی» سالهاست در پروندههای مشابه دیده میشود؛ تلاشی برای فرار از پاسخگویی و پاککردن رد خشونت سیستماتیک.
مسئول این مرگ، جمهوری اسلامی است؛ سیستمی که با بازداشتهای خودسرانه، شکنجه و بیپاسخگذاشتن جان انسانها، مسئول مستقیم چنین فجایعی است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
منابع آگاه تأکید کردهاند که عباس یاوری در دوران بازداشت تحت فشار و شکنجههای سنگین قرار داشته و جانباختن او در همین شرایط رخ داده است. با این حال، نهادهای امنیتی و قضایی تلاش کردهاند با اعلام «خودکشی»، واقعیت را پنهان کنند؛ روایتی که به گفته منابع مطلع، حتی با فشار بر خانواده او همراه بوده تا همان روایت رسمی را بپذیرند.
این نخستینبار نیست که مرگ یک بازداشتشده با چنین سناریویی توجیه میشود. الگوی تکراری «شکنجه، مرگ، و سپس اعلام خودکشی» سالهاست در پروندههای مشابه دیده میشود؛ تلاشی برای فرار از پاسخگویی و پاککردن رد خشونت سیستماتیک.
مسئول این مرگ، جمهوری اسلامی است؛ سیستمی که با بازداشتهای خودسرانه، شکنجه و بیپاسخگذاشتن جان انسانها، مسئول مستقیم چنین فجایعی است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤3💯3👌1💔1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یک هموطن از داخل ایران، در پیامی صوتی که به دست آموزشکده توانا رسیده، از وضعیت این روزهای کشور پس از اعلام آتشبس در پی جنگ حدود ۴۰ روزه میان آمریکا، اسرائیل و جمهوری اسلامی میگوید؛ روایتی از شوک، سردرگمی و تداوم فشارهای داخلی.
او میگوید که اعلام آتشبس برای بسیاری از مردم غیرمنتظره بوده است:
«هیچکس اصلاً انتظار آتشبس را نداشت. همه فکر میکردند این مسیر قرار است تا یک نتیجه جدی ادامه پیدا کند. وقتی خبر آتشبس آمد، ما شوکه شدیم؛ نه خوشحال شدیم، نه حتی آرام. فقط گیج بودیم.»
به گفته این شهروند، پس از سرکوب گسترده اعتراضات و کشتهشدن هزاران نفر در دی ماه و سپس آغاز جنگ و آسیب به زیرساختها، بسیاری از مردم با تحمل هزینههای سنگین، به امید رسیدن به تغییری بنیادین پیش رفته بودند:
«ما دیدیم چه گذشت؛ دیدیم چند هزار نفر کشته شدند، جنگ شد، زیرساختها نابود شد. با همه اینها مردم تحمل کردند تا به نتیجهای که میخواهیم، یعنی پایان جمهوری اسلامی برسیم.»
او تأکید میکند که اگرچه ممکن است در ظاهر از شدت درگیریها کاسته شده باشد، اما در زندگی روزمره تغییر معناداری رخ نداده است:
«شاید صدای جنگ کمتر شده باشد، اما در عمق زندگیمان هیچچیز درست نشده. اینترنت عملاً از دسترس خارج است و با هزینه بسیار زیاد و سختی میتوان برای لحظاتی وصل شد.»
به گفته او، نهتنها فشارهای حکومت کاهش نیافته، بلکه در برخی موارد افزایش یافته است:
«حکومت نهتنها عقبنشینی نکرده، بلکه خشنتر شده. صراحتاً گفتهاند اعدامها باید سریعتر انجام شود. اینترنت را قطع کردهاند، ایستهای بازرسی زیاد شده، گوشیها را چک میکنند و فضا کاملاً امنیتی است.»
او فضای عمومی جامعه را «سنگین و خفهکننده» توصیف میکند و از نوعی شوک جمعی سخن میگوید:
«مردم در بهت هستند؛ هم خستهاند، هم سردرگم. کمتر حرف میزنند، کمتر واکنش نشان میدهند. هیچکس نمیداند قرار است چه اتفاقی بیفتد.»
این شهروند همچنین از نگرانی عمیق نسبت به بینتیجه ماندن هزینههای سنگینی که مردم پرداخت کردهاند سخن میگوید:
«بیشترین نگرانی این است که این همه هزینه دادیم، کشته، جنگ، نابودی زیرساختها، اما هنوز هیچ تغییری اتفاق نیفتاده.»
او به وضعیت دشوار دسترسی به اینترنت و محدودیتهای اجتماعی نیز اشاره میکند:
«برای اتصال به اینترنت باید بخش زیادی از درآمد ماهانه را هزینه کرد. در شهرها ایستهای بازرسی هست، به حجاب گیر میدهند، اگر کسی شادی کند یا مقاومت نشان دهد، با او برخورد میکنند.»
به گفته این شهروند، امید مردم نیز دستخوش تغییر شده است:
«قبلاً بخشی از امید به بیرون بود، اما حالا خیلیها به این نتیجه رسیدهاند که قدرتهای خارجی بیشتر دنبال منافع خودشان هستند. اگر امیدی باشد، بیشتر به خود مردم است.»
او در پایان، از جامعه جهانی میخواهد صدای مردم ایران را بازتاب دهند:
«ما مردم ایران با همه این سختیها هنوز شرافتمندانه زندگی میکنیم و مبارزه میکنیم. سالهاست در برابر دیکتاتوری ایستادهایم و با وجود همه هزینهها، امید به آزادی هنوز کاملاً از بین نرفته است.»
#جنگ #نه_به_جمهوری_اسلامی
#ایران #DigitalBlackOutIran
@Tavaana_TavaanaTech
او میگوید که اعلام آتشبس برای بسیاری از مردم غیرمنتظره بوده است:
«هیچکس اصلاً انتظار آتشبس را نداشت. همه فکر میکردند این مسیر قرار است تا یک نتیجه جدی ادامه پیدا کند. وقتی خبر آتشبس آمد، ما شوکه شدیم؛ نه خوشحال شدیم، نه حتی آرام. فقط گیج بودیم.»
به گفته این شهروند، پس از سرکوب گسترده اعتراضات و کشتهشدن هزاران نفر در دی ماه و سپس آغاز جنگ و آسیب به زیرساختها، بسیاری از مردم با تحمل هزینههای سنگین، به امید رسیدن به تغییری بنیادین پیش رفته بودند:
«ما دیدیم چه گذشت؛ دیدیم چند هزار نفر کشته شدند، جنگ شد، زیرساختها نابود شد. با همه اینها مردم تحمل کردند تا به نتیجهای که میخواهیم، یعنی پایان جمهوری اسلامی برسیم.»
او تأکید میکند که اگرچه ممکن است در ظاهر از شدت درگیریها کاسته شده باشد، اما در زندگی روزمره تغییر معناداری رخ نداده است:
«شاید صدای جنگ کمتر شده باشد، اما در عمق زندگیمان هیچچیز درست نشده. اینترنت عملاً از دسترس خارج است و با هزینه بسیار زیاد و سختی میتوان برای لحظاتی وصل شد.»
به گفته او، نهتنها فشارهای حکومت کاهش نیافته، بلکه در برخی موارد افزایش یافته است:
«حکومت نهتنها عقبنشینی نکرده، بلکه خشنتر شده. صراحتاً گفتهاند اعدامها باید سریعتر انجام شود. اینترنت را قطع کردهاند، ایستهای بازرسی زیاد شده، گوشیها را چک میکنند و فضا کاملاً امنیتی است.»
او فضای عمومی جامعه را «سنگین و خفهکننده» توصیف میکند و از نوعی شوک جمعی سخن میگوید:
«مردم در بهت هستند؛ هم خستهاند، هم سردرگم. کمتر حرف میزنند، کمتر واکنش نشان میدهند. هیچکس نمیداند قرار است چه اتفاقی بیفتد.»
این شهروند همچنین از نگرانی عمیق نسبت به بینتیجه ماندن هزینههای سنگینی که مردم پرداخت کردهاند سخن میگوید:
«بیشترین نگرانی این است که این همه هزینه دادیم، کشته، جنگ، نابودی زیرساختها، اما هنوز هیچ تغییری اتفاق نیفتاده.»
او به وضعیت دشوار دسترسی به اینترنت و محدودیتهای اجتماعی نیز اشاره میکند:
«برای اتصال به اینترنت باید بخش زیادی از درآمد ماهانه را هزینه کرد. در شهرها ایستهای بازرسی هست، به حجاب گیر میدهند، اگر کسی شادی کند یا مقاومت نشان دهد، با او برخورد میکنند.»
به گفته این شهروند، امید مردم نیز دستخوش تغییر شده است:
«قبلاً بخشی از امید به بیرون بود، اما حالا خیلیها به این نتیجه رسیدهاند که قدرتهای خارجی بیشتر دنبال منافع خودشان هستند. اگر امیدی باشد، بیشتر به خود مردم است.»
او در پایان، از جامعه جهانی میخواهد صدای مردم ایران را بازتاب دهند:
«ما مردم ایران با همه این سختیها هنوز شرافتمندانه زندگی میکنیم و مبارزه میکنیم. سالهاست در برابر دیکتاتوری ایستادهایم و با وجود همه هزینهها، امید به آزادی هنوز کاملاً از بین نرفته است.»
#جنگ #نه_به_جمهوری_اسلامی
#ایران #DigitalBlackOutIran
@Tavaana_TavaanaTech
❤7💔3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تصاویری که این روزها از خیابانهای تهران منتشر شده، حاوی یک قاب عجیب و یک تناقض عریان است. زنانی با اسلحههای جنگی، سوار بر موتور و جیپ، در حالی به نمایش گذاشته میشوند که همین حکومت، در همین شهر، زنان را بهخاطر سادهترین حقوقشان بازداشت میکند، جریمه میکند یا حتی به قتل میرساند.
در جمهوری اسلامی، زنان هنوز از حق دریافت گواهینامه موتور محروماند، اما ناگهان همان زن، اگر در خدمت نمایش قدرت و پروپاگاندا باشد، میتواند پشت موتور با اسلحه صورتی! بنشیند و تبدیل به «نماد» شود.
این دوگانه اتفاقی نیست. این یک سیاست است: تحقیر سیستماتیک زنان در زندگی واقعی، و استفاده ابزاری از آنها در ویترین تبلیغاتی. زنِ مورد نظر حکومت، نه شهروند است و نه صاحب حق؛ او مطیع است و ابزار.
این تصاویر نه نشانه قدرت زنان، بلکه نشانه بیاعتباری حکومتی است که سالها ابتداییترین حقوق زنان را سلب کرده و حالا همان زنان را، با ظاهری نمایشی و سلاح در دست، برای پوشاندن همین تبعیض به خیابان میفرستد.
این استفاده ابزاری، چیزی جز تحقیر دوباره زنان نیست.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
در جمهوری اسلامی، زنان هنوز از حق دریافت گواهینامه موتور محروماند، اما ناگهان همان زن، اگر در خدمت نمایش قدرت و پروپاگاندا باشد، میتواند پشت موتور با اسلحه صورتی! بنشیند و تبدیل به «نماد» شود.
این دوگانه اتفاقی نیست. این یک سیاست است: تحقیر سیستماتیک زنان در زندگی واقعی، و استفاده ابزاری از آنها در ویترین تبلیغاتی. زنِ مورد نظر حکومت، نه شهروند است و نه صاحب حق؛ او مطیع است و ابزار.
این تصاویر نه نشانه قدرت زنان، بلکه نشانه بیاعتباری حکومتی است که سالها ابتداییترین حقوق زنان را سلب کرده و حالا همان زنان را، با ظاهری نمایشی و سلاح در دست، برای پوشاندن همین تبعیض به خیابان میفرستد.
این استفاده ابزاری، چیزی جز تحقیر دوباره زنان نیست.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤8👍4
«خودکامگان در برابر این حقیقت ساده که آرزوی آزادی در نهاد انسان نهفته است ایستادگی میکنند. این آرزو خاموشناشدنی است؛ نه با پروپاگاندا میتوان آن را فرونشاند، نه با سانسور، و نه هر آینه با زور.
از همینرو، میدانم که پیروزی از آنِ آزادی خواهد بود، خودکامگان به زانو در خواهند آمد و ما هرگز نباید از پای بنشینیم.»
گولوگ جیگمه، راهب بودایی تبتی، فیلمساز و مدافع حقوق بشر
مقاله «قدرت، کارآمدی و شایستگی» نوشته لری دایموند را با ترجمه آرش جودکی، اینجا بخوانید.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#دموکراسی
@Tavaana_TavaanaTech
از همینرو، میدانم که پیروزی از آنِ آزادی خواهد بود، خودکامگان به زانو در خواهند آمد و ما هرگز نباید از پای بنشینیم.»
گولوگ جیگمه، راهب بودایی تبتی، فیلمساز و مدافع حقوق بشر
مقاله «قدرت، کارآمدی و شایستگی» نوشته لری دایموند را با ترجمه آرش جودکی، اینجا بخوانید.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#دموکراسی
@Tavaana_TavaanaTech
💯5
Forwarded from کلاس و کتاب توانا
زانو نمیزنیم، ۳- به نام زندگی، به نام انسانیت (کتاب شنیداری)
هر نامه و پیام زندانیان سیاسی، صدایی از دل سرکوب، تصویری از مقاومت و سندی از ایستادگی در برابر سیستمی ناقض حقوق بشر است که آزادیخواهان را به خاموشی میکشاند.
اما چه کسی است که بتواند صدای آزادی را به سکوت بکشاند؟
کتاب «زانو نمیزنیم؛ نامههایی از زندان»، که پیشتر به شکل نوشتاری از آموزشکده توانا منتشر شد، دربرگیرنده مجموعهای از نامهها و پیامهای زندانیان سیاسی از زمستان ۱۳۹۶ تا تابستان ۱۴۰۳ است. اکنون با هدف بازتاب هرچه بیشتر صدای قربانیان نقض حقوق بشر، این روایات دست اول به شکل شنیداری و در چهار بخش ارائه میشود.
این بخش سوم است با عنوان «به نام زندگی، به نام انسانیت». با نامههایی از وریشه مرادی، آرش صادقی، گلرخ ایرایی، احمدرضا حائری، مهران رئوف، حورا نیکبخت و نامهای از ۱۲ زندانی سیاسی، و نامهای از مجید کاظمی، سعید یعقوبی و صالح میرهاشمی.
سایت
یوتیوب
ساندکلاود
کستباکس
#نه_به_جمهوری_اسلامی #زندانیان_سیاسی
@tavaana
@Tavaana_TavaanaTech
هر نامه و پیام زندانیان سیاسی، صدایی از دل سرکوب، تصویری از مقاومت و سندی از ایستادگی در برابر سیستمی ناقض حقوق بشر است که آزادیخواهان را به خاموشی میکشاند.
اما چه کسی است که بتواند صدای آزادی را به سکوت بکشاند؟
کتاب «زانو نمیزنیم؛ نامههایی از زندان»، که پیشتر به شکل نوشتاری از آموزشکده توانا منتشر شد، دربرگیرنده مجموعهای از نامهها و پیامهای زندانیان سیاسی از زمستان ۱۳۹۶ تا تابستان ۱۴۰۳ است. اکنون با هدف بازتاب هرچه بیشتر صدای قربانیان نقض حقوق بشر، این روایات دست اول به شکل شنیداری و در چهار بخش ارائه میشود.
این بخش سوم است با عنوان «به نام زندگی، به نام انسانیت». با نامههایی از وریشه مرادی، آرش صادقی، گلرخ ایرایی، احمدرضا حائری، مهران رئوف، حورا نیکبخت و نامهای از ۱۲ زندانی سیاسی، و نامهای از مجید کاظمی، سعید یعقوبی و صالح میرهاشمی.
سایت
یوتیوب
ساندکلاود
کستباکس
#نه_به_جمهوری_اسلامی #زندانیان_سیاسی
@tavaana
@Tavaana_TavaanaTech
توانا آموزشکده جامعهمدنی ایران
زانو نمیزنیم، ۳- به نام زندگی، به نام انسانیت (کتاب شنیداری) - توانا آموزشکده جامعهمدنی ایران
هر نامه و پیام زندانیان سیاسی، صدایی از دل سرکوب، تصویری از مقاومت و سندی از ایستادگی در برابر سیستمی ناقض حقوق بشر است که آزادیخواهان را به خاموشی میکشاند. اما چه کسی است که بتواند صدای آزادی را به سکوت بکشاند؟ کتاب «زانو نمیزنیم؛ نامههایی از زندان»،…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تندیس شنی جاویدنام سر به دار، امیرحسین حاتمی
جاویدنام امیرحسین حاتمی، از معترضان بازداشتی در پرونده آتشسوزی پایگاه بسیج کاوه در خیابان دماوند تهران، در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بود، که توسط جمهوری اسلامی اعدام شد.
امیرحسین حاتمی ۱۸ ساله بود.
پرونده او و سایر همپروندهایهایش در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی رسیدگی و حکم اعدام آنها ۱۸ بهمنماه صادر شد.
بر اساس روایت رسمی، این افراد به آتشزدن یک پایگاه بسیج در شرق تهران متهم شدند. اما وکلای پرونده با استناد به ویدیوهای موجود، روایت کاملا متفاوتی ارائه میدهند: در این تصاویر، نیروهای لباسشخصی دیده میشوند که مردم را به داخل ساختمان هل داده، درها را قفل میکنند و سپس محل را به آتش میکشند. صدای فریاد «هل نده» و درخواست بازکردن در، در این ویدیوها بهوضوح شنیده میشود.
افرادی که داخل ساختمان گرفتار شده بودند، پس از مهار آتش توسط نیروهای آتشنشانی، بازداشت شدند و به اعدام محکوم شدند.
این پرونده به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی بدنام، ابوالقاسم صلواتی، ارجاع شده و تنها یک ماه پس از بازداشت، حکم اعدام برای متهمان صادر شده است. به گفته وکیل، در این مرحله، متهمان عملا از داشتن وکیل مستقل محروم بوده و اعترافات تحت شکنجه از آنها گرفته شده است.
با ورود وکلای حقوق بشری، پرونده به دیوان عالی کشور رفت و یکی از قضات با استناد به شواهد، حکم را تأیید نکرد. با این حال، گزارشها حاکی است که با فشار نهادهای امنیتی، تلاش برای گرفتن تأیید حکم اعدام از مسیرهای دیگر ادامه یافت.
هنرمند ایرانی، فرهاد پوریاری، تندیس شنی امیرحسین حاتمی را در سواحل عمان ساخته است.
#امیرحسین_حاتمی #نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام امیرحسین حاتمی، از معترضان بازداشتی در پرونده آتشسوزی پایگاه بسیج کاوه در خیابان دماوند تهران، در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بود، که توسط جمهوری اسلامی اعدام شد.
امیرحسین حاتمی ۱۸ ساله بود.
پرونده او و سایر همپروندهایهایش در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی رسیدگی و حکم اعدام آنها ۱۸ بهمنماه صادر شد.
بر اساس روایت رسمی، این افراد به آتشزدن یک پایگاه بسیج در شرق تهران متهم شدند. اما وکلای پرونده با استناد به ویدیوهای موجود، روایت کاملا متفاوتی ارائه میدهند: در این تصاویر، نیروهای لباسشخصی دیده میشوند که مردم را به داخل ساختمان هل داده، درها را قفل میکنند و سپس محل را به آتش میکشند. صدای فریاد «هل نده» و درخواست بازکردن در، در این ویدیوها بهوضوح شنیده میشود.
افرادی که داخل ساختمان گرفتار شده بودند، پس از مهار آتش توسط نیروهای آتشنشانی، بازداشت شدند و به اعدام محکوم شدند.
این پرونده به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی بدنام، ابوالقاسم صلواتی، ارجاع شده و تنها یک ماه پس از بازداشت، حکم اعدام برای متهمان صادر شده است. به گفته وکیل، در این مرحله، متهمان عملا از داشتن وکیل مستقل محروم بوده و اعترافات تحت شکنجه از آنها گرفته شده است.
با ورود وکلای حقوق بشری، پرونده به دیوان عالی کشور رفت و یکی از قضات با استناد به شواهد، حکم را تأیید نکرد. با این حال، گزارشها حاکی است که با فشار نهادهای امنیتی، تلاش برای گرفتن تأیید حکم اعدام از مسیرهای دیگر ادامه یافت.
هنرمند ایرانی، فرهاد پوریاری، تندیس شنی امیرحسین حاتمی را در سواحل عمان ساخته است.
#امیرحسین_حاتمی #نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔14
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روز گذشته خبری تلخ به ما رسید. احمد خدایی، همسر جاویدنام صالحه اکبری، به زندگی خود پایان داد
او چندی پیش، ویدیویی از محل کشته شدن همسرش برای ما فرستاده بود و روایت کشته شدن همسرش را تعریف کرده بود.
احمد خدایی، در طی مدت پس از قتل همسرش توسط مأموران وزارت اطلاعات، به شدت تحت فشار بود. در این خصوص در پست دیگری توضیح خواهیم داد.
در روزهای پر شور دی ماه خونین ۱۴۰۴ زمانی که هنوز اینترنت قطع نشده بود، احمد خدایی، کوهنورد و مربی شناختهشده اردبیلی، در صفحه اینستاگرام خود از افرادی که در جریان اعتراضات آسیب دیده بودند خواست در صورت نیاز به خدمات درمانی و نگرانی از مراجعه به مراکز رسمی، با او تماس بگیرند. همسر احمد خدایی، صالحه اکبری، تکنسین اتاق عمل بود و یک اتاق خانه کوچکشان را به خارج کردن ساچمهها و پانسمان مجروحان اختصاص داده بودند. آنها تازه ازدواج کرده بودند، خانهشان بوی زندگی میداد، احمد از ازدواج قبلیاش دختری داشت که با صالحه رابطه خیلی خوبی داشت.
چند روز بعد، شب ۲۲ دیماه و حوالی ساعت ۱۰، مأموران امنیتی به منزل این زوج مراجعه کردند. هدف، بازداشت احمد خدایی عنوان شده بود، اما در زمان ورود مأموران، او در خانه حضور نداشت و برای خرید لوازم پانسمان و دارو به خارج از خانه رفته بود. مأموران در داخل منزل منتظر ماندند تا او بازگردد.
با بازگشت احمد خدایی، در بدو ورود به آپارتمان، ناگهان با حمله مأموران مواجه شد. او در برابر چشمان همسرش با شوکر، مشت و لگد مورد ضربوشتم قرار گرفت. در این میان، صالحه اکبری، که او هم مثل همسرش کوهنورد بود، برای دفاع از همسرش با کلنگ کوهنوردی به سمت مأموران رفت. در همان لحظه، یکی از مأموران با سلاحی مجهز به صداخفهکن به قلب او شلیک کرد. گلوله از بدنش عبور کرد و او در همان محل جان باخت.
ماموران اسلحه روی سر احمد میگذارند و میگویند یا خودت و دخترت را میکشیم، یا باید سناریوی ما را اعلام کنی.
پس از این واقعه، پیکر او از خانه خارج شد و احمد خدایی نیز بازداشت و برای یازده روز در بازداشت نگه داشته شد.
در زمان بازداشت احمد، ماموران با رئیس فدراسیون کوهنوردی تماس گرفتند، احمد پشت تلفن به ناچار سناریوی سقوط از کوه را گفت، ولی عمدا منطقهای را اعلام کرد که غیرممکن است که کسی از آنجا سقوط کند و بدین وسیله به رئیس فدراسیون که نسبت به دانش کوهنوردی حرفهای احمد اطلاع داشت، پیام داد که جریان چیز دیگری است.
خانواده صالحه و به خصوص پدر او، که طرفدار حکومت است، روایتی دروغ مبنی بر خودکشی دخترش را بیان کردند.
پس از آزادی، احمد خدایی با تهدیدهایی مواجه شد تا سکوت کند. پیکر همسرش را در اطراف اراک به خاک سپردند(صالحه اصالتا اراکی بود). احمد در خانهاش با خاک مزار همسرش مکانی برای سوگواری درست کرده و در تنهایی از غم هجران همسرش اشک میریخت و از قصدش برای پیوستن به صالحه میگفت.
#احمد_خدایی #صالحه_اکبری #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
او چندی پیش، ویدیویی از محل کشته شدن همسرش برای ما فرستاده بود و روایت کشته شدن همسرش را تعریف کرده بود.
احمد خدایی، در طی مدت پس از قتل همسرش توسط مأموران وزارت اطلاعات، به شدت تحت فشار بود. در این خصوص در پست دیگری توضیح خواهیم داد.
در روزهای پر شور دی ماه خونین ۱۴۰۴ زمانی که هنوز اینترنت قطع نشده بود، احمد خدایی، کوهنورد و مربی شناختهشده اردبیلی، در صفحه اینستاگرام خود از افرادی که در جریان اعتراضات آسیب دیده بودند خواست در صورت نیاز به خدمات درمانی و نگرانی از مراجعه به مراکز رسمی، با او تماس بگیرند. همسر احمد خدایی، صالحه اکبری، تکنسین اتاق عمل بود و یک اتاق خانه کوچکشان را به خارج کردن ساچمهها و پانسمان مجروحان اختصاص داده بودند. آنها تازه ازدواج کرده بودند، خانهشان بوی زندگی میداد، احمد از ازدواج قبلیاش دختری داشت که با صالحه رابطه خیلی خوبی داشت.
چند روز بعد، شب ۲۲ دیماه و حوالی ساعت ۱۰، مأموران امنیتی به منزل این زوج مراجعه کردند. هدف، بازداشت احمد خدایی عنوان شده بود، اما در زمان ورود مأموران، او در خانه حضور نداشت و برای خرید لوازم پانسمان و دارو به خارج از خانه رفته بود. مأموران در داخل منزل منتظر ماندند تا او بازگردد.
با بازگشت احمد خدایی، در بدو ورود به آپارتمان، ناگهان با حمله مأموران مواجه شد. او در برابر چشمان همسرش با شوکر، مشت و لگد مورد ضربوشتم قرار گرفت. در این میان، صالحه اکبری، که او هم مثل همسرش کوهنورد بود، برای دفاع از همسرش با کلنگ کوهنوردی به سمت مأموران رفت. در همان لحظه، یکی از مأموران با سلاحی مجهز به صداخفهکن به قلب او شلیک کرد. گلوله از بدنش عبور کرد و او در همان محل جان باخت.
ماموران اسلحه روی سر احمد میگذارند و میگویند یا خودت و دخترت را میکشیم، یا باید سناریوی ما را اعلام کنی.
پس از این واقعه، پیکر او از خانه خارج شد و احمد خدایی نیز بازداشت و برای یازده روز در بازداشت نگه داشته شد.
در زمان بازداشت احمد، ماموران با رئیس فدراسیون کوهنوردی تماس گرفتند، احمد پشت تلفن به ناچار سناریوی سقوط از کوه را گفت، ولی عمدا منطقهای را اعلام کرد که غیرممکن است که کسی از آنجا سقوط کند و بدین وسیله به رئیس فدراسیون که نسبت به دانش کوهنوردی حرفهای احمد اطلاع داشت، پیام داد که جریان چیز دیگری است.
خانواده صالحه و به خصوص پدر او، که طرفدار حکومت است، روایتی دروغ مبنی بر خودکشی دخترش را بیان کردند.
پس از آزادی، احمد خدایی با تهدیدهایی مواجه شد تا سکوت کند. پیکر همسرش را در اطراف اراک به خاک سپردند(صالحه اصالتا اراکی بود). احمد در خانهاش با خاک مزار همسرش مکانی برای سوگواری درست کرده و در تنهایی از غم هجران همسرش اشک میریخت و از قصدش برای پیوستن به صالحه میگفت.
#احمد_خدایی #صالحه_اکبری #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔20❤1🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روایت زندهیاد احمد خدایی، از تعرض به پیکر بیجان همسرش صالحه اکبری توسط مأموران و شکنجه روانی و آزار احمد خدایی
احمد خدایی در واقع به قتل رسید
مزدوران حکومت و قاتلان بیشرافت صالحه اکبری، با آزار آنلاین احمد خدایی، با فحشها و نسبتهای رکیک به جاویدنام صالحه اکبری، نقش زیادی در فروپاشی روانی احمد خدایی داشتند.
آنها پرای دسترسی به محتوای گوشی موبایل صالحه، به سردخانه رفتند تا با اثر انگشت او گوشی را باز کنند. تصاویر شخصی او را برای همسرش ارسال میکردند و از الفاظ رکیک استفاده میکردند.
این صدای دردمند را گوش کنید، ببینید ماموران وزارت اطلاعات چه کار کثیفی کردند و به احمد چه گفتند ...
آنها گفتند در سردخانه به فلانجای همسرت دست زدیم....
احمد خدایی چند بار بازداشت شده بود و در یکی از بازداشتها دچار شکستگی دنده و خونریزی کلیه در اثر شکنجه شده بود. او میگوید این شکنجه روانی و آزار جنسی آنلاین بدتر از شکنجهها در بازداشتگاه بود و باعث فروپاشی روانی او شده بود.
خواسته احمد خدایی این بوده که صدای مظلومیت او و همسرش باشیم.
#احمد_خدایی #صالحه_اکبری #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
احمد خدایی در واقع به قتل رسید
مزدوران حکومت و قاتلان بیشرافت صالحه اکبری، با آزار آنلاین احمد خدایی، با فحشها و نسبتهای رکیک به جاویدنام صالحه اکبری، نقش زیادی در فروپاشی روانی احمد خدایی داشتند.
آنها پرای دسترسی به محتوای گوشی موبایل صالحه، به سردخانه رفتند تا با اثر انگشت او گوشی را باز کنند. تصاویر شخصی او را برای همسرش ارسال میکردند و از الفاظ رکیک استفاده میکردند.
این صدای دردمند را گوش کنید، ببینید ماموران وزارت اطلاعات چه کار کثیفی کردند و به احمد چه گفتند ...
آنها گفتند در سردخانه به فلانجای همسرت دست زدیم....
احمد خدایی چند بار بازداشت شده بود و در یکی از بازداشتها دچار شکستگی دنده و خونریزی کلیه در اثر شکنجه شده بود. او میگوید این شکنجه روانی و آزار جنسی آنلاین بدتر از شکنجهها در بازداشتگاه بود و باعث فروپاشی روانی او شده بود.
خواسته احمد خدایی این بوده که صدای مظلومیت او و همسرش باشیم.
#احمد_خدایی #صالحه_اکبری #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔25
به گزارش میزان، رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی خواهان اجرای سریع احکام اعدام و مصادره اموال متهمان شد. او دستور داد رسیدگی به پروندههای متهمان به «همکاری با دشمن» خارج از روال عادی و بهصورت فوقالعاده انجام شود.
محسنی اژهای تاکید کرده است اگر پروندهای صبح برای تکمیل تحقیقات به ضابط سپرده شود، همان روز بعدازظهر پس گرفته شود و بازپرسان برای تسریع در تنظیم کیفرخواست، مستقیما در زندان با متهمان مواجه شوند.
در یک ماه اخیر، موج گسترده بازداشتها ادامه داشته و تنها در یک مورد، سازمان اطلاعات سپاه از بازداشت ۱۲۷ نفر در سه استان خبر داده بود.
همچنین در جریان جنگ با آمریکا، دستکم ۱۴ نفر به اتهام همکاری با دشمن اعدام شدهاند.
طرح از رضا عقیلی
https://tavaana.org/fa/Dialogue_Ejhei
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
محسنی اژهای تاکید کرده است اگر پروندهای صبح برای تکمیل تحقیقات به ضابط سپرده شود، همان روز بعدازظهر پس گرفته شود و بازپرسان برای تسریع در تنظیم کیفرخواست، مستقیما در زندان با متهمان مواجه شوند.
در یک ماه اخیر، موج گسترده بازداشتها ادامه داشته و تنها در یک مورد، سازمان اطلاعات سپاه از بازداشت ۱۲۷ نفر در سه استان خبر داده بود.
همچنین در جریان جنگ با آمریکا، دستکم ۱۴ نفر به اتهام همکاری با دشمن اعدام شدهاند.
طرح از رضا عقیلی
https://tavaana.org/fa/Dialogue_Ejhei
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔9🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ساخت تندیس شنی جاویدنام سربهدار علی فهیم
علی فهیم از بازداشتشدگان دی ماه ۱۴۰۴ بود که در روندی ناعادلانه به اعدام محکوم شد و حکم اعدام او چندی پیش اجرا شد.
هنوز پیکر او و سایر اعدامشدگان را به خانوادهها تحویل ندادهاند.
فرهاد پوریاری، هنرمند ایرانی، در سواحل عمان تندیس شنی او را ساخته است.
#علی_فهیم #نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
علی فهیم از بازداشتشدگان دی ماه ۱۴۰۴ بود که در روندی ناعادلانه به اعدام محکوم شد و حکم اعدام او چندی پیش اجرا شد.
هنوز پیکر او و سایر اعدامشدگان را به خانوادهها تحویل ندادهاند.
فرهاد پوریاری، هنرمند ایرانی، در سواحل عمان تندیس شنی او را ساخته است.
#علی_فهیم #نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊10❤5
روایت یک فعال سیاسی از یورش مأموران امنیتی؛ خونریزی مغزی حمید آصفی پس از ضربوشتم شدید
حمید آصفی، فعال سیاسی و پژوهشگر اقتصادی، در یادداشتی از یورش بدون حکم قضایی مأموران وزارت اطلاعات به منزلش و ضربوشتم شدید خود خبر داده؛ رخدادی که به گفته او با خونریزی مغزی و آسیبهای جدی جسمی همراه بوده است.
به گفته آصفی، این حادثه در چهاردهم اسفندماه رخ داده؛ زمانی که شش مأمور مسلح در غیاب او با شکستن درِ خانه، وارد منزلش شدند. او مینویسد پس از اطلاع از این موضوع و حرکت به سمت خانه، در نزدیکی محل سکونتش هدف ضربهای سنگین با پشت اسلحه قرار گرفته و سپس با خشونت به داخل خانه کشیده شده است. به روایت او، در داخل منزل، مأموران با مشت و لگد و ضربات پیدرپی به سر، صورت و دیگر نقاط بدنش حمله کردهاند؛ ضرباتی که در نهایت به بیهوشی او انجامیده است.
این فعال سیاسی همچنین اعلام کرده که پس از این واقعه، به یکی از مراکز امنیتی منتقل شده و در آنجا نیز بار دیگر مورد ضربوشتم قرار گرفته و با اتهاماتی از جمله «امضای بیانیه گذار از جمهوری اسلامی» و «ارتباط با دولت اسرائیل» مواجه شده است. او تأکید کرده که پس از رد این اتهامات، مأموران بازداشت او را «اشتباه اداری» توصیف کردهاند.
آصفی با رد این ادعا، این رخداد را حامل «پیامی سیاسی» دانسته و نوشته است: «این خشونت تنها متوجه من نبود، بلکه پیامی برای نیروهای ملی، دموکراتیک و جمهوریخواه است تا در شرایط بحرانی کشور سکوت کنند.»
او همچنین از پیامدهای جسمی این حمله پرده برداشته و گفته است که سه هفته پس از حادثه، به دلیل سردردهای شدید و علائم نگرانکننده به پزشک مراجعه کرده و مشخص شده که دچار خونریزی در دو ناحیه از مغز شده است.
آصفی هدف از انتشار این روایت را «ثبت یک هشدار» عنوان کرده و افزوده است که در چنین ساختاری، خشونت اعمال میشود، سپس انکار میشود و بدون پاسخگویی ادامه مییابد؛ چرخهای که به باور او باید متوقف شود.
#حمید_آصفی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
حمید آصفی، فعال سیاسی و پژوهشگر اقتصادی، در یادداشتی از یورش بدون حکم قضایی مأموران وزارت اطلاعات به منزلش و ضربوشتم شدید خود خبر داده؛ رخدادی که به گفته او با خونریزی مغزی و آسیبهای جدی جسمی همراه بوده است.
به گفته آصفی، این حادثه در چهاردهم اسفندماه رخ داده؛ زمانی که شش مأمور مسلح در غیاب او با شکستن درِ خانه، وارد منزلش شدند. او مینویسد پس از اطلاع از این موضوع و حرکت به سمت خانه، در نزدیکی محل سکونتش هدف ضربهای سنگین با پشت اسلحه قرار گرفته و سپس با خشونت به داخل خانه کشیده شده است. به روایت او، در داخل منزل، مأموران با مشت و لگد و ضربات پیدرپی به سر، صورت و دیگر نقاط بدنش حمله کردهاند؛ ضرباتی که در نهایت به بیهوشی او انجامیده است.
این فعال سیاسی همچنین اعلام کرده که پس از این واقعه، به یکی از مراکز امنیتی منتقل شده و در آنجا نیز بار دیگر مورد ضربوشتم قرار گرفته و با اتهاماتی از جمله «امضای بیانیه گذار از جمهوری اسلامی» و «ارتباط با دولت اسرائیل» مواجه شده است. او تأکید کرده که پس از رد این اتهامات، مأموران بازداشت او را «اشتباه اداری» توصیف کردهاند.
آصفی با رد این ادعا، این رخداد را حامل «پیامی سیاسی» دانسته و نوشته است: «این خشونت تنها متوجه من نبود، بلکه پیامی برای نیروهای ملی، دموکراتیک و جمهوریخواه است تا در شرایط بحرانی کشور سکوت کنند.»
او همچنین از پیامدهای جسمی این حمله پرده برداشته و گفته است که سه هفته پس از حادثه، به دلیل سردردهای شدید و علائم نگرانکننده به پزشک مراجعه کرده و مشخص شده که دچار خونریزی در دو ناحیه از مغز شده است.
آصفی هدف از انتشار این روایت را «ثبت یک هشدار» عنوان کرده و افزوده است که در چنین ساختاری، خشونت اعمال میشود، سپس انکار میشود و بدون پاسخگویی ادامه مییابد؛ چرخهای که به باور او باید متوقف شود.
#حمید_آصفی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔15🕊1
خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، اعلام کرد محمد (نیما) معصومشاهی و حامد ولیدی، دو زندانی سیاسی، بامداد روز دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۵، اعدام شدهاند. در گزارش منتشرشده از سوی این رسانه، اتهام این دو «جاسوسی برای اسرائیل» عنوان شده است.
این در حالی است که پیشتر کانون حقوق بشر ایران از انتقال این دو زندانی به مکانی نامعلوم خبر داده و نسبت به خطر اجرای قریبالوقوع حکم اعدام آنان هشدار داده بود. بر اساس اطلاعات منتشرشده، این دو نفر در اردیبهشتماه سال گذشته در تهران بازداشت شده بودند.
گزارشها حاکی از آن است که ولیدی و معصومشاهی در دوران بازداشت تحت فشار و شکنجه برای اخذ اعترافات اجباری قرار گرفتهاند؛ موضوعی که همواره یکی از محورهای نگرانی نهادهای حقوق بشری درباره روند دادرسی در پروندههای امنیتی در ایران بوده است.
بر پایه گزارش منابع رسمی، این دو زندانی اوایل مهرماه ۱۴۰۴ در شعبه سوم دادگاه انقلاب کرج به اتهامهایی از جمله «محاربه»، «عضویت در گروه مجرمانه» و «تبلیغ علیه نظام» به اعدام محکوم شدند. همچنین در این پرونده، ارتباط با سازمان مجاهدین خلق بهعنوان یکی از محورهای اتهامی مطرح شده بود.
حامد ولیدی، متولد ۱۳۵۹، اهل کرمانشاه و ساکن اصفهان، مهندس عمران و دارای یک فرزند دختر بود.
محمد (نیما) معصومشاهی نیز متولد ۱۳۶۶، اهل تهران و ساکن کرج، بهعنوان کارگر فنی فعالیت میکرد.
از جزئیات پرونده این دو زندانی سیاسی اطلاعاتی در دست نیست.
اجرای حکم اعدام این دو زندانی در حالی صورت گرفته که گزارشهای متعدد از نبود دسترسی مؤثر به وکیل، فشار برای اعترافگیری و ابهام در روند رسیدگی قضایی، نشان میدهد که اصول دادرسی عادلانه در این پرونده نیز رعایت نشده است.
#حامد_ولیدی #نیما_معصوم_شاهی #نیما_شاهی #نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
این در حالی است که پیشتر کانون حقوق بشر ایران از انتقال این دو زندانی به مکانی نامعلوم خبر داده و نسبت به خطر اجرای قریبالوقوع حکم اعدام آنان هشدار داده بود. بر اساس اطلاعات منتشرشده، این دو نفر در اردیبهشتماه سال گذشته در تهران بازداشت شده بودند.
گزارشها حاکی از آن است که ولیدی و معصومشاهی در دوران بازداشت تحت فشار و شکنجه برای اخذ اعترافات اجباری قرار گرفتهاند؛ موضوعی که همواره یکی از محورهای نگرانی نهادهای حقوق بشری درباره روند دادرسی در پروندههای امنیتی در ایران بوده است.
بر پایه گزارش منابع رسمی، این دو زندانی اوایل مهرماه ۱۴۰۴ در شعبه سوم دادگاه انقلاب کرج به اتهامهایی از جمله «محاربه»، «عضویت در گروه مجرمانه» و «تبلیغ علیه نظام» به اعدام محکوم شدند. همچنین در این پرونده، ارتباط با سازمان مجاهدین خلق بهعنوان یکی از محورهای اتهامی مطرح شده بود.
حامد ولیدی، متولد ۱۳۵۹، اهل کرمانشاه و ساکن اصفهان، مهندس عمران و دارای یک فرزند دختر بود.
محمد (نیما) معصومشاهی نیز متولد ۱۳۶۶، اهل تهران و ساکن کرج، بهعنوان کارگر فنی فعالیت میکرد.
از جزئیات پرونده این دو زندانی سیاسی اطلاعاتی در دست نیست.
اجرای حکم اعدام این دو زندانی در حالی صورت گرفته که گزارشهای متعدد از نبود دسترسی مؤثر به وکیل، فشار برای اعترافگیری و ابهام در روند رسیدگی قضایی، نشان میدهد که اصول دادرسی عادلانه در این پرونده نیز رعایت نشده است.
#حامد_ولیدی #نیما_معصوم_شاهی #نیما_شاهی #نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سودا اکرمیفرد، دختر ۱۶ ساله اهل نورآباد، در پی فراخوانهای اعتراضی، به همراه مادرش در تجمعات مارلیک ملارد حضور یافت و در کنار دیگر مردم ایران علیه آنچه «سیستم سرکوبگر جمهوری اسلامی» خوانده میشود، به خیابان رفت.
در تاریخ ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، او در جریان تیراندازی نیروهای حکومتی جان خود را از دست داد؛ رویدادی که همزمان با اوجگیری خشونتها در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه رخ داد. بنا بر گزارشها، در این دو روز شمار زیادی از شهروندان کشته، مجروح یا بازداشت شدند.
به گفته سمیرا عینی، مادر دادخواه سودا، در یک تماس تلفنی: «آن روز انگار سودا میدانست که دیگر برنمیگردد. با من و خانوادهاش طوری خداحافظی کرد که گویی از همه دل میکند. ما را در آغوش گرفت... او هیچ خواستهای برای خودش نداشت، جز آزادی ایران. تا آخرین لحظه جنگید و شعار داد.»
او همچنین افزود: «دو روز قبل از این اتفاق، پولی را که برای خرید لباس به او داده بودم نگرفت و گفت نگهش دار، برای وقتی که ایران آزاد شد و شاهزاده برگشت بتواند لباسهای بیشتری بخرد.»
پس از کشته شدن سودا، فشارهای گستردهای بر مادر او وارد شد تا روایت رسمی حکومت مبنی بر «بسیجی بودن» و «کشته شدن توسط معترضان» را بپذیرد. با این حال، او از پذیرش این خواسته سر باز زد و در نهایت مجبور به ترک ایران شد.
در چنین شرایطی، همراهی و حمایت از خانوادههای دادخواه، یک مسئولیت انسانی و اجتماعی است.
سودا اکرمیفرد و دیگر جانباختگان این رویدادها، بهعنوان نمادهایی از آرمانخواهی، با از دست دادن جان خود، خواستههایی را نمایندگی کردند که همچنان در جامعه زنده است. یاد و نام آنان، در روایتهای مردمی، بهعنوان بخشی از مسیر پرهزینه آزادی، باقی خواهد ماند.
#سودا_اکرمی_فرد
#مادران_دادخواه
#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
در تاریخ ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، او در جریان تیراندازی نیروهای حکومتی جان خود را از دست داد؛ رویدادی که همزمان با اوجگیری خشونتها در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه رخ داد. بنا بر گزارشها، در این دو روز شمار زیادی از شهروندان کشته، مجروح یا بازداشت شدند.
به گفته سمیرا عینی، مادر دادخواه سودا، در یک تماس تلفنی: «آن روز انگار سودا میدانست که دیگر برنمیگردد. با من و خانوادهاش طوری خداحافظی کرد که گویی از همه دل میکند. ما را در آغوش گرفت... او هیچ خواستهای برای خودش نداشت، جز آزادی ایران. تا آخرین لحظه جنگید و شعار داد.»
او همچنین افزود: «دو روز قبل از این اتفاق، پولی را که برای خرید لباس به او داده بودم نگرفت و گفت نگهش دار، برای وقتی که ایران آزاد شد و شاهزاده برگشت بتواند لباسهای بیشتری بخرد.»
پس از کشته شدن سودا، فشارهای گستردهای بر مادر او وارد شد تا روایت رسمی حکومت مبنی بر «بسیجی بودن» و «کشته شدن توسط معترضان» را بپذیرد. با این حال، او از پذیرش این خواسته سر باز زد و در نهایت مجبور به ترک ایران شد.
در چنین شرایطی، همراهی و حمایت از خانوادههای دادخواه، یک مسئولیت انسانی و اجتماعی است.
سودا اکرمیفرد و دیگر جانباختگان این رویدادها، بهعنوان نمادهایی از آرمانخواهی، با از دست دادن جان خود، خواستههایی را نمایندگی کردند که همچنان در جامعه زنده است. یاد و نام آنان، در روایتهای مردمی، بهعنوان بخشی از مسیر پرهزینه آزادی، باقی خواهد ماند.
#سودا_اکرمی_فرد
#مادران_دادخواه
#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
❤7🕊7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بر اساس ویدئویی که در فضای مجازی منتشر شده، دختربچههایی دیده میشوند که اسلحه در دست دارند و چهره خود را پوشاندهاند، این تصاویر نشاندهنده عمق بحران در جمهوری اسلامی است. بحرانی که حتی کودکان را نیز به ابزارهای امنیتی تبدیل کرده.
این نخستینبار نیست که چنین تصاویری منتشر میشود. پیشتر نیز گزارشهایی از بهکارگیری کودکان ۱۲ و ۱۳ ساله در گشتها و ایستهای بازرسی منتشر شده بود. حضور کودکان در چنین موقعیتی، نشانه عبور از مرزهاییست که حتی در سختترین شرایط نیز نباید شکسته شوند.
کودک باید در محیطی امن، در مدرسه و در کنار خانواده رشد کند، نه در فضایی آمیخته با اسلحه، ترس و خشونت. قراردادن او در ایست بازرسی، یعنی سلب حق کودکی، به خطرانداختن جانش و واردکردن آسیبهایی عمیق به روان و آیندهاش.
بهکارگیری کودکان در چنین فضاهایی، نه فقط یک تخلف، بلکه نقض آشکار حقوق کودک و نشانهای از فروپاشی معیارهای انسانی است. این یک خط قرمز است که نباید عادی شود؛ نه برای خانوادهها، نه برای جامعه.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
این نخستینبار نیست که چنین تصاویری منتشر میشود. پیشتر نیز گزارشهایی از بهکارگیری کودکان ۱۲ و ۱۳ ساله در گشتها و ایستهای بازرسی منتشر شده بود. حضور کودکان در چنین موقعیتی، نشانه عبور از مرزهاییست که حتی در سختترین شرایط نیز نباید شکسته شوند.
کودک باید در محیطی امن، در مدرسه و در کنار خانواده رشد کند، نه در فضایی آمیخته با اسلحه، ترس و خشونت. قراردادن او در ایست بازرسی، یعنی سلب حق کودکی، به خطرانداختن جانش و واردکردن آسیبهایی عمیق به روان و آیندهاش.
بهکارگیری کودکان در چنین فضاهایی، نه فقط یک تخلف، بلکه نقض آشکار حقوق کودک و نشانهای از فروپاشی معیارهای انسانی است. این یک خط قرمز است که نباید عادی شود؛ نه برای خانوادهها، نه برای جامعه.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔5
قتل حکومتی یک جوان معترض دیگر؛
امیرعلی میرجعفری اعدام شد
قوه قضائیه جمهوری اسلامی، از اجرای حکم اعدام امیرعلی میرجعفری با اتهام «همکاری با اسرائیل» و مشارکت در اقدامات خشونتآمیز خبر داد؛ حکمی که بنا بر اعلام رسانههای رسمی، پس از تأیید در دیوان عالی کشور اجرا شده است. در همین حال، گزارش شده که در پروندههایی جداگانه، ۲۲ نفر دیگر نیز به اتهام «همکاری با دشمن» به احکام حبس محکوم شدهاند.
با این حال، تاکنون اطلاعات شفافی درباره زمان و نحوه بازداشت، روند رسیدگی قضایی و جزئیات محاکمه این متهم منتشر نشده است. این ابهامها در شرایطی مطرح میشود که بهدلیل قطع اینترنت و فضای امنیتی، دسترسی به اطلاعات دقیق درباره شمار و هویت بازداشتشدگان در معرض خطر اعدام با محدودیت جدی مواجه است.
نهادهای حقوق بشری پیشتر بارها نسبت به نبود شفافیت در پروندههای امنیتی، عدم دسترسی متهمان به وکیل مستقل، نگهداری در سلول انفرادی و احتمال اخذ اعترافات اجباری تحت فشار هشدار دادهاند و این روند را مغایر با اصول دادرسی عادلانه دانستهاند.
در همین حال، برخی فعالان سیاسی، از جمله چهرههایی درون ساختار حکومتی، پیشتر ادعا کردهاند که مواردی مانند آتشزدن اماکن عمومی میتواند با هدف ایجاد زمینه برای تشدید سرکوب طراحی شود؛ ادعاهایی که بهطور مستقل قابل راستیآزمایی نیست. با وجود این، منتقدان میگویند استفاده از مجازات اعدام در چنین پروندههایی بیش از آنکه جنبه قضایی داشته باشد، ابزاری برای ایجاد رعب و کنترل فضای اعتراضی در جامعه است.
#امیرعلی_میرجعفری #نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
امیرعلی میرجعفری اعدام شد
قوه قضائیه جمهوری اسلامی، از اجرای حکم اعدام امیرعلی میرجعفری با اتهام «همکاری با اسرائیل» و مشارکت در اقدامات خشونتآمیز خبر داد؛ حکمی که بنا بر اعلام رسانههای رسمی، پس از تأیید در دیوان عالی کشور اجرا شده است. در همین حال، گزارش شده که در پروندههایی جداگانه، ۲۲ نفر دیگر نیز به اتهام «همکاری با دشمن» به احکام حبس محکوم شدهاند.
با این حال، تاکنون اطلاعات شفافی درباره زمان و نحوه بازداشت، روند رسیدگی قضایی و جزئیات محاکمه این متهم منتشر نشده است. این ابهامها در شرایطی مطرح میشود که بهدلیل قطع اینترنت و فضای امنیتی، دسترسی به اطلاعات دقیق درباره شمار و هویت بازداشتشدگان در معرض خطر اعدام با محدودیت جدی مواجه است.
نهادهای حقوق بشری پیشتر بارها نسبت به نبود شفافیت در پروندههای امنیتی، عدم دسترسی متهمان به وکیل مستقل، نگهداری در سلول انفرادی و احتمال اخذ اعترافات اجباری تحت فشار هشدار دادهاند و این روند را مغایر با اصول دادرسی عادلانه دانستهاند.
در همین حال، برخی فعالان سیاسی، از جمله چهرههایی درون ساختار حکومتی، پیشتر ادعا کردهاند که مواردی مانند آتشزدن اماکن عمومی میتواند با هدف ایجاد زمینه برای تشدید سرکوب طراحی شود؛ ادعاهایی که بهطور مستقل قابل راستیآزمایی نیست. با وجود این، منتقدان میگویند استفاده از مجازات اعدام در چنین پروندههایی بیش از آنکه جنبه قضایی داشته باشد، ابزاری برای ایجاد رعب و کنترل فضای اعتراضی در جامعه است.
#امیرعلی_میرجعفری #نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤2🕊1💔1
صدور حکم اعدام برای محسن اسلامخواه، جوان معترض در خیزش «زن، زندگی، آزادی»
سازمان حقوق بشر ایران گزارش داده است که محسن اسلامخواه، از معترضان خیزش «زن، زندگی، آزادی»، در شعبه اول دادگاه انقلاب مهاباد به اعدام محکوم شده است؛ فردی که به گفته این نهاد، در زمان انتساب اتهامات ۱۶ سال داشته است.
بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی این سازمان، حکم صادره بر پایه اعترافاتی بوده که پس از حدود ۴۰ روز بازداشت در بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه و تحت «شکنجههای شدید» از او اخذ شده است. این نهاد حقوق بشری اعلام کرده که اسلامخواه به مشارکت در اعتراضات بوکان و قتل یک عضو بسیج متهم شده است.
به گفته یک منبع مطلع که با سازمان حقوق بشر ایران گفتگو کرده، اسلامخواه پس از آنکه از شناسایی خود از طریق دوربینهای مداربسته مطلع شده، به اقلیم کردستان عراق رفته بود. همچنین نیروهای امنیتی در این مدت سه بار به منزل خانوادگی او یورش بردهاند.
بر اساس این گزارش، او در مرداد ۱۴۰۴ با ضمانت برخی واسطهها به ایران بازگشته، اما بلافاصله بازداشت و به ارومیه منتقل شده است؛ جایی که به مدت ۴۰ روز در بازداشتگاه اطلاعات تحت فشار برای اخذ اعتراف قرار داشته است.
سازمان حقوق بشر ایران همچنین اعلام کرده که محسن اسلامخواه در حال حاضر در زندان بوکان نگهداری میشود و همزمان در پروندهای دیگر با اتهام قتل در دادگاه کیفری میاندوآب نیز مواجه است.
نهادهای حقوق بشری بارها نسبت به صدور احکام اعدام برای متهمانی که در زمان وقوع اتهام زیر ۱۸ سال سن داشتهاند و نیز استفاده از اعترافات اخذشده تحت فشار هشدار دادهاند.
#نه_به_اعدام #مهاباد #زن_زندگی_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #محسن_اسلام_خواه
@Tavaana_TavaanaTech
سازمان حقوق بشر ایران گزارش داده است که محسن اسلامخواه، از معترضان خیزش «زن، زندگی، آزادی»، در شعبه اول دادگاه انقلاب مهاباد به اعدام محکوم شده است؛ فردی که به گفته این نهاد، در زمان انتساب اتهامات ۱۶ سال داشته است.
بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی این سازمان، حکم صادره بر پایه اعترافاتی بوده که پس از حدود ۴۰ روز بازداشت در بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه و تحت «شکنجههای شدید» از او اخذ شده است. این نهاد حقوق بشری اعلام کرده که اسلامخواه به مشارکت در اعتراضات بوکان و قتل یک عضو بسیج متهم شده است.
به گفته یک منبع مطلع که با سازمان حقوق بشر ایران گفتگو کرده، اسلامخواه پس از آنکه از شناسایی خود از طریق دوربینهای مداربسته مطلع شده، به اقلیم کردستان عراق رفته بود. همچنین نیروهای امنیتی در این مدت سه بار به منزل خانوادگی او یورش بردهاند.
بر اساس این گزارش، او در مرداد ۱۴۰۴ با ضمانت برخی واسطهها به ایران بازگشته، اما بلافاصله بازداشت و به ارومیه منتقل شده است؛ جایی که به مدت ۴۰ روز در بازداشتگاه اطلاعات تحت فشار برای اخذ اعتراف قرار داشته است.
سازمان حقوق بشر ایران همچنین اعلام کرده که محسن اسلامخواه در حال حاضر در زندان بوکان نگهداری میشود و همزمان در پروندهای دیگر با اتهام قتل در دادگاه کیفری میاندوآب نیز مواجه است.
نهادهای حقوق بشری بارها نسبت به صدور احکام اعدام برای متهمانی که در زمان وقوع اتهام زیر ۱۸ سال سن داشتهاند و نیز استفاده از اعترافات اخذشده تحت فشار هشدار دادهاند.
#نه_به_اعدام #مهاباد #زن_زندگی_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #محسن_اسلام_خواه
@Tavaana_TavaanaTech
❤1
به مناسبت صدمین روز کشتهشدن جاویدنام لیا لطفعلیان؛ روایت فرزند از آخرین لحظات زندگی مادر
در صدمین روز از کشتهشدن لیا لطفعلیان، فرزند این شهروند جانباخته، با انتشار متنی، روایتی از آخرین ساعات زندگی مادر خود را بازگو کرده است.
او در این پیام نوشته است:
«صد روز از نوزدهم دیماه گذشت. جاوید نام لیا لطفعلیان، ساعت هشت شب، گوشی موبایلش را در اتاق گذاشت. قرصهای شب را در نعلبکی آماده کرده بود و آش رشتهاش روی اجاق گاز مهیا بود.
او به قصد یاری رفت و در همان راه، جانش را فدای ایران و یارانش کرد. در خانهای که نیروهای بسیج در تلاش برای ورود به آن بودند، به در تکیه داد؛ اما آنان به در شلیک کردند.
آری، همانهایی که هر سال از کشته شدن فاطمه زهرا پشت در نوحه میخوانند، به مادرم پشت در شلیک کردند.
این یک پیام احساسی نیست. این تنها سوگواری نیست.
این یک یادآوری است، تا بدانیم کسانی چون من، که با این زخم تا پایان عمر زندگی خواهند کرد، تا روز فروپاشی جمهوری اسلامی و برقراری عدالت، از هیچ تلاشی دست نخواهند کشید.
خون هرگز نمیخسبد
پاینده ایران»
لیا لطفعلیان، ۶۷ ساله، از مخاطبان و دنبالکنندگان آموزشکده توانا در شبکههای اجتماعی، شامگاه نوزدهم دیماه در منطقه ۴ تهران، محله تهرانپارس، با شلیک مستقیم گلوله جنگی توسط نیروهای حکومتی کشته شد.
#لیا_لطفعلیان #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
به مناسبت صدمین روز کشتهشدن جاویدنام لیا لطفعلیان؛ روایت فرزند از آخرین لحظات زندگی مادر
در صدمین روز از کشتهشدن لیا لطفعلیان، فرزند این شهروند جانباخته، با انتشار متنی، روایتی از آخرین ساعات زندگی مادر خود را بازگو کرده است.
او در این پیام نوشته است:
«صد روز از نوزدهم دیماه گذشت. جاوید نام لیا لطفعلیان، ساعت هشت شب، گوشی موبایلش را در اتاق گذاشت. قرصهای شب را در نعلبکی آماده کرده بود و آش رشتهاش روی اجاق گاز مهیا بود.
او به قصد یاری رفت و در همان راه، جانش را فدای ایران و یارانش کرد. در خانهای که نیروهای بسیج در تلاش برای ورود به آن بودند، به در تکیه داد؛ اما آنان به در شلیک کردند.
آری، همانهایی که هر سال از کشته شدن فاطمه زهرا پشت در نوحه میخوانند، به مادرم پشت در شلیک کردند.
این یک پیام احساسی نیست. این تنها سوگواری نیست.
این یک یادآوری است، تا بدانیم کسانی چون من، که با این زخم تا پایان عمر زندگی خواهند کرد، تا روز فروپاشی جمهوری اسلامی و برقراری عدالت، از هیچ تلاشی دست نخواهند کشید.
خون هرگز نمیخسبد
پاینده ایران»
لیا لطفعلیان، ۶۷ ساله، از مخاطبان و دنبالکنندگان آموزشکده توانا در شبکههای اجتماعی، شامگاه نوزدهم دیماه در منطقه ۴ تهران، محله تهرانپارس، با شلیک مستقیم گلوله جنگی توسط نیروهای حکومتی کشته شد.
#لیا_لطفعلیان #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊1