بیژن مرتضوی
ترانه #بوی_خوش_عشق
خواننده #بیژن_مرتضوی
آهنگساز #مرتضوی
شعر #مرتضویhttps://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴# #امان_از_خاور_میانه_درون

🌿درون سینه هر آدمی یک #خاورمیانه_پنهان است. پر از #شر، #شور، #شراب، #خدا، #گناه، #صلح، ُل، #گلوله...

🌿سینه هر کدام از ما را که بشکافند هم #بوی_خون می دهد هم #عطر_نفت خاورمیانه! پر از #تعصب و #طمع. پر از #امید، #آرزو. پر از #پنهانکاری، درست مثل #انگورهای_خاورمیانه که هم کشمش #روزه_داران می شوند هم #شراب باده نوشان.

🌿 هر دَم و بازدم ما پر از خشم های فروخورده است. #بوسه های به مقصد نرسیده، حرف های #ماسیده روی لب. قایم شده در گرمگاه سینه. #بغض های در گلو مانده مثل بچه های فلسطینی که #سنگ را آنقدر توی دستشان چرخانده اند که تاول انداخته روی آن پوست نازک؛ نه دل دارند که پرتش کُنند، نه دل می کَنَند که از فکرش رها شوند...

🌿 زیر پوست ما مثل #سوریه پر التهاب است، ناآرام، پر آشوب، مثل بمب های خوشه ای که روی دیوار شعرها و شهرهایشان خراش انداخته. زیر پوست ما مثل #بغداد بوی #قهوه_عربی می دهد، مثل #صحرای_عربستان پر#عطش است، مثل #جنگل های #شمال_ایران انگار خدا دارد با مه روی صورت آدم نقاشی می کند، مثل #شیراز بوی #بهار_نارنج می دهد، مثل ُبی بین وعده نسیه #خدا و نقد #شیطان دل دل می کُند.
@sazochakameoketab
🌿در هر #چروک صورت ما یک #کویت پنهان است. مثل دوران اوجش پر از #وسوسه #بهشت و بوسه، مثل زمان جنگ اش پر از #زخم هایی که خوب نمی شود، مثل مُرغ های دریایی اش که توی #نفت بال می زدند، پرهایشان می سوخت، در آب غرق می شدند.

🌿در هر "چیزی نیست خوبم!" ما، سطل سطل اشک قایم است، مثل مادرهایی که می روند #بهشت_زهرا و برای پسرها و دخترهایی که جنگ آنها را بلعید مویه می کنند و بعد جلوی دوربین ها می گویند فدای سر ایرانم که پسرم رفت، دخترم رفت..

🌿 درون سینه ما #دختری_کُرد که از چنگ #داعش گریخته در میان اشک می خندد و مثل #شهرزاد قصه گو آنقدر قصه و غصه دارد که همه #پیامبران_خاورمیانه را خواب کُند و خودش بیدار بماند و زُل بزند به شب. به اینکه کی آرامش از راه می رسد؟ کی سر آرام بر بالش می گذاریم، کی دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت... کی آن روز از راه می رسد که کمترین سرود بوسه باشد؟

🌿 وجود ما آمیزه ای از #مستانه های #ابراهیم_تالیس، ناله های #ام_کلثوم، #ربنای_شجریان، آوای #عبدالباسط و "چشم من بیا منو یاری بکن" #داریوش است. از #داریه و #دمبک تا #رقص_بندری و شمشیرهای #عمانی و #شوخ_چشمان ُرک و #عرب.

🌿 درون هر کدام از ما #خاورمیانه ای است که #جنگش تمام نمی شود. شب زیر موشک باران #دلتنگی می خوابیم، صبح با لبخند بیدار می شویم که برویم به جنگ #سرنوشت...

با این همه شاعر راست می گفت:

خاورمیانه را آفرید
از روی #چشمانت
پر #آشوب
#رنجور
#خسته
#زیبا..

🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿


https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw



🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🔴#بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک

آسمان آبی و ابر سپید
برگ‌های سبز بید

عطر نرگس، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد

خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می‌رسد اینک بهار

خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه‌ها و دشت‌ها

خوش به حال دانه‌ها و سبزه‌ها
خوش به حال غنچه‌های نیمه‌باز

خوش بحال دختر میخک که می‌خندبناز
خوش به حال جام لبریز از شراب

خوش به حال آفتاب

ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی‌‌پوشی به کام

باده رنگین نمی‌بینی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست

جامت از آن می که می‌‌باید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم

ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار

گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ

#فریدون_مشیری


https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#بوی رایحه خوش از کسی که زباله حمل می‌کند بر نخواهد خواست.
تا زباله‌ها را دور نریزی و خود را نشویی این بو، هم خودت و هم دیگران را آزار می‌دهد.

زباله‌های درون نیز چنین است. باید آنها را از وجود خود بزدایی.
زباله‌هایی همچون :
منیت، حسادت، حرص و تعصب، خشم، رقابت، مقایسه و تنفر و...
مراقبه و آگاهی، شما را به پاکسازی درونی سوق می‌دهد...

#اوشو
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#بوی بهبود ز اوضاع جهان میشنوم
مانده‌ام کشور من جز جهان نیست چرا..
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#بوی تو می‌ دهد
« آغوش خالی ام »
ای واقعیت عشق خیالی ام...

#افشین_یداللهی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴#دیالوگ_برتر

زن ها
تا حالا به زن ها فکر کردی؟
کی خلقشون کرده ؟
خدا باید یه نابغه بوده باشه!

#ال_پاچینو

🎥#بوی_خوش_زن .


بیایید کتاب بخوانیم و برقصیم!
این دو هیچگاه ضرری به کسی نخواهند رساند.

✍️ #فرانسوا_ولتر

💢امروز ۲۹ آوریل #روز_جهانی_رقص است
هدف از این نام‌گذاری ارج نهادن به رقص به عنوان زبانی جهانی است؛ زبانی که انسان‌ها را در صلح و دوستی به هم نزدیک می کند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#بخوانیم

#فرزندم؛

با کسی دوست شو که کتاب بخواند. کسی که پولش را به جای دود و دم و مشروب، خرج کتاب کند.

دوستی که در سوگ گُل ممدِ کلیدر گریسته باشد و
در خیالش با مارال به خواب رفته باشد.

کسی که همسایه های احمد محمود را بخواهد که بخواند.
دوستی که جای خالی سلوچ
،ِ کافه پیانو ، عزاداران بَیَل را بخواند.
کسی که سولمازِ آتش بدون دود را تا خانه بخت همراهی کرده
بامدادِ خمار و شوهر آهو خانم،ِ بوف کور صادق هدایت، شازده احتجابِ گلشیری را بخواند و سمفونی مردگانِ معروفی را با دل و جان گوش کند.

کسی که تنگسیر، صادق چوبک و چشم هایش بزرگ علوی و در درازنای شبِ میرصادقی وسووشون سیمین دانشور را نظاره کند.

مدیر مدرسه اش جلال آل احمد باشد و داستان یک شهر را از زبان احمد محمود شنیده و در کافه نادری رضا قیصریه به ملکوت بهرام صادقی برسد.

فرزندم؛
با کسی دوست شو که کارتِ کتابخانه اش از کارت عابر بانکِ والدینش برایش ارزشمندتر باشد.
تشخيص اش سخت نيست، حتماً در کیفش بجای فندک و انبوه لوازم آرایش، کتابی برای خواندن و بجای صحبت از آخرین مدل پورشه و تیپ فلان خواننده و هنرپیشه از آخرین کتاب هایی که وارد بازار نشر شده اند، حرف می زند.

کسی که وقتش بجای کافی شاپ ها و متر کردن خیابان ها، در کتابخانه ها و کتابفروشی ها بگذرد‌.
کسی که یک غزل حافظ زنده اش کند و برای تماشایِ سرو سیمین سعدی سرش را بر باد بدهد و با دوبیتی های خیام دلش روشن شود.

کسی که سوار بر شبدیزِ خسرو همراه با لیلی و مجنون به جشن شیرین و فرهادِ نظامی برود.

با کسی دوست شو که بر داغ سهراب جوانمرگ گریسته و رستم شاهنامه را بر جومونگ تلویزیون ترجیح دهد و برای فرزند همسایه شان دعایِ فردوسی بزرگ را بخواند:

سیه نرگسانت پر از شرم باد
رخانت همیشه پر آرزم باد

کسی که در جستجوی خورشید شمس همراه با مولانا از بلخ تا قونیه سفر کرده و در خلوتِ کیمیا خاتون سماع کرده باشد.
فرزندم؛
با جوانی دوست شو که فریاد آی آدم های نیما را شنیده و آیدا را در آیینه شاملو دیده باشد.
کسی که آرش کمانگیرِ سیاوش کسرایی را به رویِ خار و خاراسنگ خوانده و در یک شب مهتابی با مشیری باز از آن کوچه گذشته و اشکی در گذرگاه تاریخ ریخته باشد.

کسی که سوار بر اسب سپید وحشی منوچهر آتشی از کوچه باغ های نیشابور شفیعی کدکنی گذشته تا به سرای بی کسیِ ابتهاج برسد...

با کسی دوست شو که در سرمای زمستانِ اخوان با قاصدک، نرم و آهسته به سراغ سهراب سپهری رفته باشد تا با فروغ تولدی دیگر پیدا کند و تا شقایق هست زندگی کند...

کسی که با یاد ایام،یادی از نوایِ شجریان کند و ماهور شجریان با دلش بیداد کرده باشد.

کسی که الهه نازِ بنان و گلنار و زهره داریوش رفیعی را دوست داشته و آواز قمر، مرغ جانش را به پرواز در آورد.

کسی که تار شهناز و لطفی زخمه بر دلش بزند ، بانگ نی کسایی و موسوی آتش به جانش افکند و با سه تار ذوالفنون و ساز یاحقی شهنوازی کند.
با کسی دوست شو که شخص را مانند بت پرستش نکند پرستش از ان خداست ان هم اگاهانه نه کور کورانه .
با کسی دوست شو که در موبایلش بجای صد نوع گیم،صد کتاب صوتی باشد و اگر جایی به انتظار نشست، انتظارش را با صد سال تنهایی مارکز پُر
کند و با بیگانه آلبر کامو، بیگانه نباشد...
کسی که در اوج جنگ با آناکارنینا در اندیشه صلح با تولستوی باشد.
کسی که داستایوسکی و برادران کارامازوف را بخاطر جنایت یک ابله، مکافات نکند و هستی و نیستی اش را
تقدیم سارتر کند.
فرزند عزیزم؛
با کسی باش که پرورش عضلات مغزش را مهم تر از عضلات بدنش با تزریق آمپول بداند.
کسی که برای بدست آوردن محبوبش مبارزه می کند ،
اما هیچ‌ عشقی را گدایی نمی کند...!

فردی که شرم را در نگاه خود جستجو می کند.

با کسی که بداند راه موفقیت ، ‌با شکست سنگفرش شده و با هر شکست،محکم‌تر از قبل کنارت می ماند.
کسی که آرزو نکند مشکلاتش آسان شوند، بلکه تلاش کند که توانش افزونی یابد.
کسی كه حتی در اوج اندوه ، تبسم را فراموش نکند و کلامش تسکینی باشد برای دوزخیان روی زمین.
فرزند عزیزم؛
اگر با کسی دوست شدی که اهل خواندن بود، کنارش باش.
لازم نیست دوستِ تو
شاگرد اول کلاس باشد.
کافیست فقط کتابخوان باشد.
چون کسی که کتابخوان است یک روز
درس خوان هم می شود، اما خیلی از درس خوان ها هرگز کتابخوان نخواهند شد.
با کسی دوست شو که بوی کتاب بدهد.
کسی که عطر و ادکلنش بویِ خوش
کتاب باشد.
#بوی

#خوشِ

#کتاب...

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴#ترانه "خالی" با صدای ماندگار #ابی
آهنگساز: #سیاوش_قمیشی
ترانه سرا: #زویا_زاکاریان
تنظیم: #اریک

کلیپی از فیلم #بوی_گندم با شرکت ابی،شهرام، فرزان دلجو، آیلین ویگن
سال 1356
من خالی از عاطفه و خشم
من خالی از خویشی و غربت
گیج و مبهوت بین بودن و نبودن عشق آخرین همسفر من ...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋

🔴#بخوانیم

#بوی_یک_چیز_از_دهان_آید_همی!!


مارکوپلو در سفرنامه اش به ایران میگوید:
در ایران یک ماه خاص است که ایرانیها در کوچه و پس کوچه ها بطور پنهانی غذا میخورند!!

هنوز هم که هنوز است و مارکو ادامه سفرهایش را در دَرَک اسفل سافلین دارد انجام میدهد ماه رمضان در ایران به اندازه لیگ فوتبالش حواشی دارد.

یادم می آید یک معلم دینی داشتیم که خیلی مقید بود.
در ماه رمضان همه روزه هایش را میگرفت و از شانس ما خیلی هم حرف میزد!!
در ماه های دیگر خیلی بااو بحث میکردم.
ولی در ماه رمضان هرچه می گفت می گفتم بله شما درست می گویید!
ول کن نبود!!
خدایی بویی از دهان مُعظمُ لَه متصاعد می شد که هر جنبنده ای را روی هوا میکشت!!

بعد هم یک جمله از خواجه عبدالله انصاری روی تخته مینوشت:
الهی بوی دهان روزه دار نزد تو عطر است.
ما هم زیرش مینوشتیم:
و ما اگر این عطر را نخواهیم و حتی نمره راهم نخواهیم باید که را ببینیم!!

وجداناً؛ مگر نمیگویند خداوند حق الناس را نمیبخشد!!
آیا بعضی ها می خواهند با این بود نهی از منکر کنند؟؟
خب واقعا اگر دهان مبارک بو می دهد یا نطق نفرمایید یا ماسک بزنید و یا کلاً نگیرید!!
درآوردی تو کفر خلق را با دین خود ای شیخ!! والا.
عده دیگر ثواب میکنند ما باید کباب بشویم؟؟
جداً که نصفی از بودجه کشور را بگذارید برای این قضیه؛
بقول شاعر :
این دهان بستی دهانی باز شد
آن دهان راهم ببندی بهتر است

ای کسانی که دهانتان خیلی بو میدهد؛ بدانید و آگاه باشید که لذتی که در عفو هست در انتقام نیست....
فاجعه بعدی در این باب قصه روزه نگیرهاست.
خود بنده به عنوان یک مسلمانِ مریض معذورم.
اگر خدایی ناکرده، زبانم لال، دهانم لای هجده چرخ، وسط خیابان گرسنه بشوم، باید هفت تا سوراخ پیدا کنم و عاقبت در دستشویی شهرداری طی عملیات مرصاد سه چیز بخورم!

این همه رستورانی ظهرها باید دکانشان تخته شود؟
بوی دهان روزه دار عطر است؟
بوی کبابی دربدری که در ماه رمضان باید کرایه بدهد زهر است؟؟

جالب است که حلیمی ها هم ( که کل امیدشان به همین ماه است) تا قبل از ساعت معینی حق فروش ندارند.

یک توریست دربدر اگر دراین ماه به ایران بیاید تا اذان باید صبر کند؟

و سوال دیگر؛
چرا روزه دار ملاحظه آدم مریض (یا آدمی که غلط اضافی کرده و دین دیگری را برگزیده است) را نکند؟
چرا این جاده یک طرفه است؟
چرا این ماچ دوطرفه نباشد؟
و چرا طبق قانون اگر کسی در ملاعام چیز بخورد باید برود چاه بکند؟؟

بقول حافظ:
به یکی جرعه که آزار کسش در پی نیست
زحمتی میکشم از مردم نادان که نپرس

خیلی از همین روزه دارها هستند که هزار برابر آدم غیر روزه می خورند و توی رودروایسی با خدا روزه میگیرند.
این همه زولبیا و بامیه و رنگینک و آش قلم کار و.... به شکم من میرود یا به خندق بلا؟؟

به شخصه امیدوارم در این ماه عزیز خوشبو بشویم.
من تاآنجا که میدانم همه اینها برای این است که ما آدم بشویم.
وگرنه صرف گرسنگی و تشنگی فقط پدر آدم را درمی آورد. بقول مولانا:

روزه عام از شراب و نان بود
روزه خاص از همه عصیان بود...

به امید روزه خاص؛ نه روزه عامی که روده بزرگ روده کوچک را میخورد!!

ولعنت الله علی القوم الظالمین
سیدمسعودالصفریه
رمضان المکافاتیه
لا اطعمه و لااشربه
فلوس لاموجود

@Bookirancity



🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#درود_یاران_جان

دست‌هایت،
بویِ پاییز می‌دهد
به وقتِ شهریور ...
شاید از چیدنِ انار
می‌آیی؛
شاید از کوچه‌هایِ دلتنگی
شاید از بغضِ کالِ خرمالو
شاید از فصلِ انتظار
می‌آیی؛
چشم‌هایت،
رنگِ پاییز می‌‌‌شود
به وقتِ شهریور ...
در نگاهت چیزهایی هست
مثلِ رازِ یک جنگل
مثلِ خوابِ یک کودک
مثلِ عطرِ بابونه
مثلِ رقصِ پروانه
شاید از پیله‌های بی‌قرار
می‌آیی؛
شوقِ ماندن،
در نگاهت نیست
می‌دانم؛
گویی از جاده‌‌های پُر غبار
می‌آیی ...
من دلم بهار می‌خواست
اما؛
دست‌هایت
بوی پاییز می‌دهد
به وقتِ شهریور ...🍁

#میرمحمد_شهیدی

#بوی_پاییز

#روزتان_زیبا🌈

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی

#بوی_خزان
سروده ای از زنده یاد پوران فرخ زاد
(1311-1395)

از باغ های زرد و نارنجی
صدای خسته ی پاییز می آید
یک آسمان ابر سیاه و ...
یک قبیله زاغ غم آهنگ
در اهتزاز باد سرگردان ...

بوی خزان در کوچه های شهر
چون عطر عشقی مرده می پیچد
در کوچه های خاطرم
بوی تو می آید
روزی که رفتی
به بی سویی، با برگ ها
در خش خش واژِ خداحافظ
در چکه چکه گریه ی باران
در اندهان آخر پاییز

پاییز در من
چشم بر فصل زمستان
انجماد آرزوها
زار می نالید
در اضطراب نقطه ی پایان ...
تو
در خموشای سکوتی تلخ
با برگ های زرد و آشفته
با باد می رفتی
در پیچ های گیج ویرانی

از بادهای زرد و نارنجی
صدای خسته ی پاییز می آید
صدای من
صدای تو
در لرزش بدرود
در بادهای سرد سرگردان

#پوران_فرخزاد

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادداشتهایی_ازسردلتنگی

#بوی_ایران


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادداشتهایی_ازسردلتنگی

#بوی_ایران

با تور به تاجیکستان رفتم، افتخاری عجیب وجودم را فرا گرفت، زیرا آنجا تنها جایی ست که انسان احساس ایرانی بودن می‌کند؛ حتی بیشتر از خود ایران !
ازلحظهٔ ورودبه فرودگاه «دوشنبه» که این بیت حافظ را بر آن نوشته‌اند؛ *رواق منظر چشم من، آشیانهٔ توست*
*کرم نما و فرود آ، که خانه خانهٔ توست*
حس خوشایندی شروع میشود.
زبان *زیبای فارسی با تلفظ کهن خراسانی، اندیشه را تا دور دست‌ های دوران«سامانیان» واپس میبرد* با آن لغات فراموش شدهٔ کهن دری و پهلوی، آرامش خاصی به دست میدهد.
واردشهرکه میشوم، تمام کوچه‌ها وخیابان‌ها، با *اسامی ایران باستان نامگذاری شده است* و تندیس‌ های *ابن سینا، خیام ، رودکی ،فردوسی و...* همه جا به چشم میخورد.
واحد پولشان *سامانی* است که ناخودآگاه شکوه شاهنامه رادر دل،متجلّی می‌کند.
نام‌های زنانِ گیسو فرو هشتهٔ آنها،با آن لباسهای بسیار شاد و رنگی و پوشیده، اینهاست:
*دلربا، دلکش، دلبر، فرنگیس، مشک افشان، گیسو سیاه*.
نام مردانشان بیشتر *سیاوش، ایرج،فرهاد، فریدون، و....*.
همهٔ شهر به سبک ایران باستان، *غرق سرور و آوازخوانی، رامشگری و خنیاگری است* و در تقویمشان دوازده ماه سال را عزا پر نکرده است !
*پیش از نوروز، همهٔ مردم در کوی و برزن می‌نوازند و می‌رقصند*.
روز اول نوروز در مکان بزرگی به نام *نوروزگاه* به شیوهٔ *تخت جمشید* آراسته شده است، جمع می‌شوند و هزاران هزار انسان،دست‌افشان و پای‌ کوبان، شادی میکنند.
مکان‌های جغرافیایی کشورشان برای اهل ادبیات و تاریخ نام های رویایی است:*جیحون، بدخشان، خجند و...* حتی مکان‌هایی که جزو کشورتاجیکستان نیستند، ولی وقتی درآن فضا قرار می‌گیری، نامشان به یاد می‌آید:*خوارزم، بخارا، سمرقند،* ذهن را به هر سویی می کشانند.
فاصلهٔ ده ساعتهٔ دوشنبه تا نزدیکترین ساحل فرارودان را با *شوقی کودکانه* طی می‌کنم و در ذهنم گذر کیخسرو از جیحون و تیر آرش و تسلیم شدن سیاوش که می‌گفت:
*یکی کشوری جویم اندر جهان*
*که نامم زکاووس ماند نهان*
ابتدا *اندوه می‌خوردم* که چرا این تکه از بدنهٔ ایران جدا شده، *ولی بعد اندیشیدم* که همان بهترکه جزو ایران نیست، تاحداقل بر روی این کرهٔ خاکی که *روزگاری چهل و چهار سرزمینش، زیر پای پادشاهی داریوش* بود، زمین کوچکی باقی مانده باشد *که رنگ و روی ایرانی به خود گرفته باشدو بوی ایران بدهد*.

#دکتر_امید_مجد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#دیالوگ_برتر

شونه‌های یک زن اولین بخش از جذابیت اونه
بعد هم گردنش.

#بوی_خوش_زن

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity