🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 آنتون پاولوویچ چِخوف (زادهٔ ۲۹ ژانویهٔ ۱۸۶۰ در تاگانروگ - درگذشتهٔ ۱۵ ژوئیهٔ ۱۹۰۴) داستاننویس و نمایشنامهنویس برجستهٔ روس است.او در زمان حیاتش بیش از ۷۰۰ اثر آفرید.
#تولد
خانهای در شهر تاگانروگ که چخوف در آن متولد شد
چخوف در ۲۹ ژانویهٔ ۱۸۶۰ در شهر تاگانروگ، در جنوب روسیه، شمال قفقاز، در ساحل دریای آزوف به دنیا آمد. پدربزرگ پدریاش در مِلک کُنت چرتکف، مالک استان وارنشسکایا، سرف بود. او توانست آزادی خود و خانوادهٍ خود را بخرد. پدرش مغازهٔ خواربار فروشی داشت. او مرد مذهبی خشنی بود و فرزندانش را تنبیه بدنی میکرد. روزهای یکشنبه پسرانش (او ۵ پسر داشت که آنتون دومین آنها بود) را مجبور میکرد به کلیسا بروند و در گروه همسرایانی که خودش تشکیل داده بود آواز بخوانند. اگر اندکی ابراز نارضایتی میکردند آنها را با چوب تنبه میکرد.، همچنین آنها را در نانی آغاز کرد اما دو سال بعد در کلاس اول مدرسهٔ عادی به تحصیل خود ادامه داد. پدر چخوف شیفتهٔ موسیقی بود و همین شیفتگی او را از دادوستد بازداشت و به ورشکستگی کشاند
کلیسایی در شهر تاگانروگ که چخوف در آن در تاریخ ده فوریه ۱۸۶۰ غسل تعمید داده شد.
و او در سال ۱۸۷۶ از ترس طلبکارانش به همراه خانواده به مسکو رفت و آنتون تنها در تاگانروگ باقی ماند تا تحصیلات دبیرستانیاش را به پایان ببرد. او در سالهای پایانی تحصیلات متوسطهاش در تاگانروگ به تئاتر میرفت و نخستین نمایشنامه خود را به نام بیپدری و بعد کمدی آواز مرغ بیدلیل نبود را نوشت. او در همین سالها مجلهٔ غیررسمی و دستنویس الکن را منتشر میکرد که توسط برادراناش به مسکو هم برده میشد. برادر بزرگاش، آلکساندر پاولویچ چخوف در سال ۱۸۷۶ به دانشگاه مسکو رفت و در رشتهٔ علوم طبیعی دانشکدهٔ ریاضی-فیزیک مشغول تحصیل بود و در روزنامههای فکاهی مسکو و پتربورگ داستان مینوشت. آنتون نیز در ۱۸۷۹ تحصیلات ابتدایی را تمام کرد و به مسکو رفت و در رشتهٔ پزشکی در دانشگاه مسکو مشغول تحصیل شد.
#آغاز_نویسندگی
چخوف جوان (سمت چپ) بههمراه برادر نیکلی در سال ۱۸۸۲
چخوف در نیمهٔ سال ۱۸۸۰ تحصیلات دانشگاهی خود را در رشتهٔ پزشکی در دانشگاه مسکو آغاز کرد. در همین سال نخستین مطلب او چاپ شد برای همین این سال را مبدأ تاریخی آغاز نویسندگی چخوف برمیشمارند. چخوف در نامهای به فیودور باتیوشکوف مینویسد: «نخستین تکهٔ ناچیزم در ۱۰ تا ۱۵ سطر در نشریهٔ «دراگون فلای» در ماه مارس یا آوریل ۱۸۸۰ درج شد. اگر آدم بخواهد مدارا کند و این نوشتهٔ ناچیز را آغازی بهحساب بیاورد، بنابراین سالگرد (بیست و پنج سال نویسندگی) من زودتر از ۱۹۰۵ فرا نخواهد رسید.»[۱۰] آنچه چخوف به آن اشاره میکند در واقع داستان کوتاهی است به نام «نامهٔ ستپان ولادیمیریچ اِن، مالک اهل دُن، به همسایهٔ دانشمندش، دکتر فریدریخ» که در مجلهٔ سنجاقک شمارهٔ ۱۰ منتشر شد. او در سالهای ۱۸۸۰ تا ۱۸۸۴ علاوه برآموختن پزشکی در دانشگاه مسکو با نامهای مستعاری مانند: آنتوشا چخونته، آدم کبدگندیده، برادر برادرم، روور، اولیس... به نوشتن بیوقفهٔ داستان و طنز در مجلههای فکاهی مشغول بود و از درآمد حاصل از آن زندگی مادر، خواهر و برادراناش را تأمین میکرد. او در ۱۸۸۴ به عنوان پزشک فارغالتحصیل شد و در شهر واسکرسنسک، نزدیک مسکو، به طبابت پرداخت. اولین مجموعه داستاناش با نام قصههای ملپامن در همین سال منتشر شد و اولین نقدها دربارهٔ او نوشته شد. در دسامبر همین سال هنگامی که چخوف ۲۴ساله بود اولین خلطهای خونی که نشان از بیماری مهلک سل داشت مشاهده شد.
#فعالیت_حرفهای
چخوف بعد از پایان تحصیلاتش در رشتهٔ پزشکی بهطور حرفهای به داستاننویسی و نمایشنامهنویسی روی آورد. در ۱۸۸۵ همکاری خود را با روزنامهٔ پتربورگ آغاز کرد. در سپتامبر قرار بود نمایشنامهٔ او به نام در جادهٔ بزرگ به روی صحنه برود که کمیتهٔ سانسور از اجرای آن جلوگیری کرد. مجموعهٔ داستانهای گلباقالی او در ژانویهٔ سال بعد منتشر شد. در فوریه همین سال (۱۸۸۶) با آ. سووُربن سردبیر روزنامه عصر جدید آشنا شد و داستانهای، مراسم تدفین، دشمن،... در این روزنامه با نام اصلی چخوف منتشر شد. بیماری سلاش شدت گرفت و او در آوریل ۱۸۸۷ به تاگانروگ و کوههای مقدس رفت و در تابستان در باپکینا اقامت گزید در اوت همین سال مجموعهٔ در گرگومیش منتشر شد و در اکتبر نمایشنامهٔ بلندش با نام ایوانف در تئاتر کورش مسکو به روی صحنه رفت که استقبال خوبی از آن نشد.
نوع فایل: Pdf
کتاب های دیگرنویسنده درپایان پست تقدیم می گردد
برای دانلود رمان فایل زیر رالمس ڪنید.
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 آنتون پاولوویچ چِخوف (زادهٔ ۲۹ ژانویهٔ ۱۸۶۰ در تاگانروگ - درگذشتهٔ ۱۵ ژوئیهٔ ۱۹۰۴) داستاننویس و نمایشنامهنویس برجستهٔ روس است.او در زمان حیاتش بیش از ۷۰۰ اثر آفرید.
#تولد
خانهای در شهر تاگانروگ که چخوف در آن متولد شد
چخوف در ۲۹ ژانویهٔ ۱۸۶۰ در شهر تاگانروگ، در جنوب روسیه، شمال قفقاز، در ساحل دریای آزوف به دنیا آمد. پدربزرگ پدریاش در مِلک کُنت چرتکف، مالک استان وارنشسکایا، سرف بود. او توانست آزادی خود و خانوادهٍ خود را بخرد. پدرش مغازهٔ خواربار فروشی داشت. او مرد مذهبی خشنی بود و فرزندانش را تنبیه بدنی میکرد. روزهای یکشنبه پسرانش (او ۵ پسر داشت که آنتون دومین آنها بود) را مجبور میکرد به کلیسا بروند و در گروه همسرایانی که خودش تشکیل داده بود آواز بخوانند. اگر اندکی ابراز نارضایتی میکردند آنها را با چوب تنبه میکرد.، همچنین آنها را در نانی آغاز کرد اما دو سال بعد در کلاس اول مدرسهٔ عادی به تحصیل خود ادامه داد. پدر چخوف شیفتهٔ موسیقی بود و همین شیفتگی او را از دادوستد بازداشت و به ورشکستگی کشاند
کلیسایی در شهر تاگانروگ که چخوف در آن در تاریخ ده فوریه ۱۸۶۰ غسل تعمید داده شد.
و او در سال ۱۸۷۶ از ترس طلبکارانش به همراه خانواده به مسکو رفت و آنتون تنها در تاگانروگ باقی ماند تا تحصیلات دبیرستانیاش را به پایان ببرد. او در سالهای پایانی تحصیلات متوسطهاش در تاگانروگ به تئاتر میرفت و نخستین نمایشنامه خود را به نام بیپدری و بعد کمدی آواز مرغ بیدلیل نبود را نوشت. او در همین سالها مجلهٔ غیررسمی و دستنویس الکن را منتشر میکرد که توسط برادراناش به مسکو هم برده میشد. برادر بزرگاش، آلکساندر پاولویچ چخوف در سال ۱۸۷۶ به دانشگاه مسکو رفت و در رشتهٔ علوم طبیعی دانشکدهٔ ریاضی-فیزیک مشغول تحصیل بود و در روزنامههای فکاهی مسکو و پتربورگ داستان مینوشت. آنتون نیز در ۱۸۷۹ تحصیلات ابتدایی را تمام کرد و به مسکو رفت و در رشتهٔ پزشکی در دانشگاه مسکو مشغول تحصیل شد.
#آغاز_نویسندگی
چخوف جوان (سمت چپ) بههمراه برادر نیکلی در سال ۱۸۸۲
چخوف در نیمهٔ سال ۱۸۸۰ تحصیلات دانشگاهی خود را در رشتهٔ پزشکی در دانشگاه مسکو آغاز کرد. در همین سال نخستین مطلب او چاپ شد برای همین این سال را مبدأ تاریخی آغاز نویسندگی چخوف برمیشمارند. چخوف در نامهای به فیودور باتیوشکوف مینویسد: «نخستین تکهٔ ناچیزم در ۱۰ تا ۱۵ سطر در نشریهٔ «دراگون فلای» در ماه مارس یا آوریل ۱۸۸۰ درج شد. اگر آدم بخواهد مدارا کند و این نوشتهٔ ناچیز را آغازی بهحساب بیاورد، بنابراین سالگرد (بیست و پنج سال نویسندگی) من زودتر از ۱۹۰۵ فرا نخواهد رسید.»[۱۰] آنچه چخوف به آن اشاره میکند در واقع داستان کوتاهی است به نام «نامهٔ ستپان ولادیمیریچ اِن، مالک اهل دُن، به همسایهٔ دانشمندش، دکتر فریدریخ» که در مجلهٔ سنجاقک شمارهٔ ۱۰ منتشر شد. او در سالهای ۱۸۸۰ تا ۱۸۸۴ علاوه برآموختن پزشکی در دانشگاه مسکو با نامهای مستعاری مانند: آنتوشا چخونته، آدم کبدگندیده، برادر برادرم، روور، اولیس... به نوشتن بیوقفهٔ داستان و طنز در مجلههای فکاهی مشغول بود و از درآمد حاصل از آن زندگی مادر، خواهر و برادراناش را تأمین میکرد. او در ۱۸۸۴ به عنوان پزشک فارغالتحصیل شد و در شهر واسکرسنسک، نزدیک مسکو، به طبابت پرداخت. اولین مجموعه داستاناش با نام قصههای ملپامن در همین سال منتشر شد و اولین نقدها دربارهٔ او نوشته شد. در دسامبر همین سال هنگامی که چخوف ۲۴ساله بود اولین خلطهای خونی که نشان از بیماری مهلک سل داشت مشاهده شد.
#فعالیت_حرفهای
چخوف بعد از پایان تحصیلاتش در رشتهٔ پزشکی بهطور حرفهای به داستاننویسی و نمایشنامهنویسی روی آورد. در ۱۸۸۵ همکاری خود را با روزنامهٔ پتربورگ آغاز کرد. در سپتامبر قرار بود نمایشنامهٔ او به نام در جادهٔ بزرگ به روی صحنه برود که کمیتهٔ سانسور از اجرای آن جلوگیری کرد. مجموعهٔ داستانهای گلباقالی او در ژانویهٔ سال بعد منتشر شد. در فوریه همین سال (۱۸۸۶) با آ. سووُربن سردبیر روزنامه عصر جدید آشنا شد و داستانهای، مراسم تدفین، دشمن،... در این روزنامه با نام اصلی چخوف منتشر شد. بیماری سلاش شدت گرفت و او در آوریل ۱۸۸۷ به تاگانروگ و کوههای مقدس رفت و در تابستان در باپکینا اقامت گزید در اوت همین سال مجموعهٔ در گرگومیش منتشر شد و در اکتبر نمایشنامهٔ بلندش با نام ایوانف در تئاتر کورش مسکو به روی صحنه رفت که استقبال خوبی از آن نشد.
نوع فایل: Pdf
کتاب های دیگرنویسنده درپایان پست تقدیم می گردد
برای دانلود رمان فایل زیر رالمس ڪنید.
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 #کمال_الملک
#تولد_و_خانواده
محمد غفاری در خانوادهای هنرمند و سرشناس در روستای کله در ۴۵ کیلومتری کاشان زاده شد. تحصیلات اولیهاش را در مکاتب زادگاهش گذراند. پس از تحصیلات ابتدایی در کاشان، پدرش ابوتراب غفاری که همچون نیاکانش مشغول حرفهٔ نقاشی بود محمد را همراه برادر بزرگش به تهران فرستاد تا در مدرسه دارالفنون در رشتهٔ نقاشی ادامه تحصیل دهند.
#زندگی_در_تهران
محمد و برادرش پس از گذشت سه سال تحصیل در مدرسه دارالفنون توانستند موفقیتهای بسیاری کسب کنند. ناصرالدین شاه در پایان سال سوم هنگام بازدید از دارالفنون با دیدن تابلویی که از چهره اعتضادالسلطنه، رئیس وقت دارالفنون که توسط محمد غفاری کشیده شده بود، تحت تأثیر قرار گرفت و دستور داد او را به عنوان نقاش به استخدام دربار درآورند.
#عنوان_کمالالملک_و_حضور_در_دربار
محمد غفاری از اولین تحصیلکردگان ایرانی در فرنگ و از افراد پرنفوذ دوره قاجار بود. محمد با خواهر مفتاحالملک یکی از مقامات دربار ازدواج کرد که ثمرهٔ این ازدواج یک دختر بنام نصرت و پسری بنام حسینعلیخان شد.
وی با حضور در دربار، ابتدا لقب خان، سپس پیشخدمت مخصوص دریافت کرد. پس از چندی ناصرالدین شاه، تحت تأثیر آثار او قرار گرفت و خود به شاگردی او درآمد و او را در ابتدا به لقب نقاشباشی و سپس به لقب کمالالملک منصوب کرد. محمد در مدت حضور در دربار ۱۷۰ تابلو کشید که معروفترین آنها تالار آینه است و اولین تابلویی است که آن را با تحت عنوان «کمالالملک» امضا کردهاست.
#سفر_به_اروپا
کمالالملک در سال ۱۲۷۶ خورشیدی پس از ترور ناصرالدینشاه برای تحصیل به اروپا رفت. او بیش از سه سال در فلورانس، رم و پاریس گذراند و در موزهها به رونگاری از آثار نقاشانی چون رامبراند و تیسین پرداخت. در پاریس با فانتن لاتور آشنا شد. سفر اروپا تأثیری مثبت در اسلوب کار و حتی طرز دید او گذاشت. کمالالملک در سال ۱۲۷۹ به دستور مظفرالدینشاه به ایران بازگشت و کار در دربار را ادامه داد ولی عملاً نتوانست با خواستهای شاه جدید کنار بیاید. سپس به عراق رفت و چند سالی در آنجا ماند. سالهای ۱۲۸۱ تا ۱۲۸۳ خورشیدی پردههای «زرگر بغدادی» و «میدان کربلا» را نقاشی کرد.
#بازگشت_به_ایران
بازگشت کمالالملک به ایران، مصادف با انقلاب مشروطه شد. او اگرچه به مشروطهخواهان متمایل بود ولی در جنبش مشروطه مشارکت مستقیم نکرد. در این هنگام کمالالملک با انتشار مقالات و ترجمه برخی آثار ژان ژاک روسو و دیگر نویسندگان آزادیخواه فرانسه، به سهم خود با حرکت مردم، همراه شد. در سالهای بعد، مدیریت مدرسه صنایع مستظرفه را بر عهده گرفت. او در این مدرسه به پرورش شاگردانی همت گماشت که بعدها استادانی در مکتب او شدند.
او سرانجام در سال ۱۳۰۶ خورشیدی به دلیل اختلافاتی که با وزیران معارف بر سر استقلال مدرسه پیدا کرد از کار تدریس و شغل دولتی دست کشید و در سال ۱۳۰۷ به ملک شخصی خود درحسینآباد نیشابور کوچید. کمالالملک در آنجا بر اثر یک حادثه از یک چشم نابینا شد اما تا سالهای آخر زندگی به نقاشی ادامه داد. در شرح این حادثه روایتهای مختلفی نقل شده از جمله گفته شده که سالار معتمد گنجی، از خوانین منطقه و دوست کمالالملک، آجری را برای زدن یک کارگر حمام پرانده که به عینک و چشم کمالالملک آسیب رساندهاست. قاسم غنی پس از این حادثه بر بالین کمالالملک حاضر شد. پس از آن کمالالملک، مدتی برای معالجه به تهران رفت.
#پایان_عمر
محمد غفاری (کمالالملک) سرانجام در ساعت ۱۴ روز یکشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۱۹ خورشیدی بر اثر کهولت سن بیمار شد و در ۹۳ سالگی در منزل نوهٔ دختریاش درگذشت. او وصیت کرده بود در باغ خودش واقع در حسینآباد دفن شود. تا آرامگاه وی محل استراحت دوستان و دوستدارانش باشد اما بنا به دلایلی وی را در نیشابور مجاور مزار شیخ فریدالدین عطارنیشابوری به خاک سپردند.
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 #کمال_الملک
#تولد_و_خانواده
محمد غفاری در خانوادهای هنرمند و سرشناس در روستای کله در ۴۵ کیلومتری کاشان زاده شد. تحصیلات اولیهاش را در مکاتب زادگاهش گذراند. پس از تحصیلات ابتدایی در کاشان، پدرش ابوتراب غفاری که همچون نیاکانش مشغول حرفهٔ نقاشی بود محمد را همراه برادر بزرگش به تهران فرستاد تا در مدرسه دارالفنون در رشتهٔ نقاشی ادامه تحصیل دهند.
#زندگی_در_تهران
محمد و برادرش پس از گذشت سه سال تحصیل در مدرسه دارالفنون توانستند موفقیتهای بسیاری کسب کنند. ناصرالدین شاه در پایان سال سوم هنگام بازدید از دارالفنون با دیدن تابلویی که از چهره اعتضادالسلطنه، رئیس وقت دارالفنون که توسط محمد غفاری کشیده شده بود، تحت تأثیر قرار گرفت و دستور داد او را به عنوان نقاش به استخدام دربار درآورند.
#عنوان_کمالالملک_و_حضور_در_دربار
محمد غفاری از اولین تحصیلکردگان ایرانی در فرنگ و از افراد پرنفوذ دوره قاجار بود. محمد با خواهر مفتاحالملک یکی از مقامات دربار ازدواج کرد که ثمرهٔ این ازدواج یک دختر بنام نصرت و پسری بنام حسینعلیخان شد.
وی با حضور در دربار، ابتدا لقب خان، سپس پیشخدمت مخصوص دریافت کرد. پس از چندی ناصرالدین شاه، تحت تأثیر آثار او قرار گرفت و خود به شاگردی او درآمد و او را در ابتدا به لقب نقاشباشی و سپس به لقب کمالالملک منصوب کرد. محمد در مدت حضور در دربار ۱۷۰ تابلو کشید که معروفترین آنها تالار آینه است و اولین تابلویی است که آن را با تحت عنوان «کمالالملک» امضا کردهاست.
#سفر_به_اروپا
کمالالملک در سال ۱۲۷۶ خورشیدی پس از ترور ناصرالدینشاه برای تحصیل به اروپا رفت. او بیش از سه سال در فلورانس، رم و پاریس گذراند و در موزهها به رونگاری از آثار نقاشانی چون رامبراند و تیسین پرداخت. در پاریس با فانتن لاتور آشنا شد. سفر اروپا تأثیری مثبت در اسلوب کار و حتی طرز دید او گذاشت. کمالالملک در سال ۱۲۷۹ به دستور مظفرالدینشاه به ایران بازگشت و کار در دربار را ادامه داد ولی عملاً نتوانست با خواستهای شاه جدید کنار بیاید. سپس به عراق رفت و چند سالی در آنجا ماند. سالهای ۱۲۸۱ تا ۱۲۸۳ خورشیدی پردههای «زرگر بغدادی» و «میدان کربلا» را نقاشی کرد.
#بازگشت_به_ایران
بازگشت کمالالملک به ایران، مصادف با انقلاب مشروطه شد. او اگرچه به مشروطهخواهان متمایل بود ولی در جنبش مشروطه مشارکت مستقیم نکرد. در این هنگام کمالالملک با انتشار مقالات و ترجمه برخی آثار ژان ژاک روسو و دیگر نویسندگان آزادیخواه فرانسه، به سهم خود با حرکت مردم، همراه شد. در سالهای بعد، مدیریت مدرسه صنایع مستظرفه را بر عهده گرفت. او در این مدرسه به پرورش شاگردانی همت گماشت که بعدها استادانی در مکتب او شدند.
او سرانجام در سال ۱۳۰۶ خورشیدی به دلیل اختلافاتی که با وزیران معارف بر سر استقلال مدرسه پیدا کرد از کار تدریس و شغل دولتی دست کشید و در سال ۱۳۰۷ به ملک شخصی خود درحسینآباد نیشابور کوچید. کمالالملک در آنجا بر اثر یک حادثه از یک چشم نابینا شد اما تا سالهای آخر زندگی به نقاشی ادامه داد. در شرح این حادثه روایتهای مختلفی نقل شده از جمله گفته شده که سالار معتمد گنجی، از خوانین منطقه و دوست کمالالملک، آجری را برای زدن یک کارگر حمام پرانده که به عینک و چشم کمالالملک آسیب رساندهاست. قاسم غنی پس از این حادثه بر بالین کمالالملک حاضر شد. پس از آن کمالالملک، مدتی برای معالجه به تهران رفت.
#پایان_عمر
محمد غفاری (کمالالملک) سرانجام در ساعت ۱۴ روز یکشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۱۹ خورشیدی بر اثر کهولت سن بیمار شد و در ۹۳ سالگی در منزل نوهٔ دختریاش درگذشت. او وصیت کرده بود در باغ خودش واقع در حسینآباد دفن شود. تا آرامگاه وی محل استراحت دوستان و دوستدارانش باشد اما بنا به دلایلی وی را در نیشابور مجاور مزار شیخ فریدالدین عطارنیشابوری به خاک سپردند.
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
📚🤔
🔴##چهارم_آبان #سالروز #تولد #اشرف _پهلوی
خواهرمحمدرضا پهلوی شاهنشاه آریامهربزرگ ارتشداران شاه فقید بزرگ مردسالهای سازندگی ایران
ما بایدتاوان خیلی چیزهاروبدیم تهمت هایی که به این خاندان زدیم دروغ هایی که گفتیم و...............
روحشون شادیادشون گرامی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴##چهارم_آبان #سالروز #تولد #اشرف _پهلوی
خواهرمحمدرضا پهلوی شاهنشاه آریامهربزرگ ارتشداران شاه فقید بزرگ مردسالهای سازندگی ایران
ما بایدتاوان خیلی چیزهاروبدیم تهمت هایی که به این خاندان زدیم دروغ هایی که گفتیم و...............
روحشون شادیادشون گرامی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# #منوچهر_چشم_آذر
در ۲۳ آذر ماه سال ۱۳۲۳ در اردبیل به دنیا آمد. او فرزند #اسماعیل_چشم_آذر (از نوازندگان بنام موسیقی آذربایجان) و برادر بزرگتر #ناصر_چشم_آذر آهنگساز و موسیقیدان ایرانی است. وی در ۴ سالگی به همراه خانواده اش به تهران آمد. پدرش اولین بار ساز ویولن را برایش خرید اما بعد از دو یا سه سال کار با ویولن تمایلی به ادامه کار با این ساز نشان نداد، سپس پدرش ساز آکاردئون را برایش تهیه کرد که این بار او به این ساز علاقهمند شد. وی برای تحصیل در زمینه موسیقی وارد هنرستان موسیقی شد.
✅فعالیتهای آهنگسازی
از آهنگهای ساخته شده توسط او میتوان به #طلاق (همسفر) با صدای #گوگوش،
سال ۲۰۰۰ با صدای #داریوش، کلبه من با صدای ابراهیم حامدی #ابی ، هم قسم با صدای #معین، خوب من با صدای #مهستی، بهار بهاره با صدای #حمیرا، شازده خانم با صدای #ستار و کلاغ با صدای #مسعودفردمنش اشاره کرد.
✅فعالیتهای تنظیم آهنگ
آنچه نام #منوچهر_چشم_آذر را برجسته و مشهور کردهاست، پرکاری و فعالیتهای فراوان وی در زمینه تنظیم آهنگ در دوران قبل و بعد از انقلاب ایران میباشد. بهطوریکه در تمام سالهای فعالیت هنریش تاکنون بیش از دوهزار اثر در زمینه تنظیم آهنگ از خود به جای گذاشتهاست.
اولین کار #منوچهر_چشم_آذر آهنگ #خورشیدخانم با صدای #رامش است که ملودی و تنظیم آن از اوست. تنظیمهای او به سبک خاص خود او هستند. اگر فقط به برخی آلبومهای ابی نگاهی بیندازیم ترانههایی همچون #کوه_یخ، #برج، #پاییز، #رحم_کن، #سفر، #جعبه_جواهر، #نگوبامن، #گریز، #خانم_گل، #هزارویک_شب، #همدم، #کلبه_من، #دوراهی و #شکار به چشم میخورند که توسط او تنظیم شدهاند.
از میان آهنگسازان، بیشترین آهنگهای #فریدزولاند توسط #منوچهر_چشم_آذر تنظیم شدهاست که اکثر آنها از جمله نون و پنیر و سبزی با صدای #داریوش و #ابی جزو آهنگهای ماندگار در موسیقی پاپ ایران بهشمار میروند. از جمله ترانههای تنظیم شده توسط او میتوان به #بهاربهار با آهنگسازی #محمدحیدری با صدای #هایده اشاره کرد.
✅فعالیتهای پس از انقلاب
وی بعد از انقلاب در آمریکا بیوقفه به کار خود ادامه داد. بنا به درخواست تعداد زیادی از خوانندگان مقیم لس آنجلس، به مدت چندین سال بر خلاف میل شخصی خود بیشتر درگیر ساخت و تنظیم آهنگهای شاد (شش و هشت) شد. آهنگ #تولد با صدای #اندی و آهنگ #توعزیزدلمی با صدای #منصور از جمله کارهای شاد او در این دوره بهشمار میروند. البته فعالیتهایش را محدود به کارهای شاد نکرد. آلبوم #جان_جوانی با صدای #ابی از جمله تنظیمهای موفق او در این دوره است. همچنین #گوگوش پس از مهاجرت به آمریکا اولین آهنگ خود به نام #کیوکیو_بنگ_بنگ را توسط #منوچهر_چشم_آذر تنظیم کرد که با استقبال فراوانی مواجه شد.
منوچهر چشم آذر را بیشتر به عنوان تنظیم آهنگهایش میشناسند. او تعداد کمی آهنگ در کارنامه هنری خود به عنوان آهنگساز دارد که اکثر قریب به اتفاق آنها از جمله کارهای ماندگار و مشهور بهشمار میروند.
#منوچهر_چشم_آذر در طی بیش از پنجاه سال فعالیت خود، زیاد اهل مصاحبه و جلوی دوربین آمدن نبودهاست از همین روی، بسیاری با چهره او آشنا نیستند و تنها نام او را آن هم به علت کارهای پر شمار و محبوبش میشناسند.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# #منوچهر_چشم_آذر
در ۲۳ آذر ماه سال ۱۳۲۳ در اردبیل به دنیا آمد. او فرزند #اسماعیل_چشم_آذر (از نوازندگان بنام موسیقی آذربایجان) و برادر بزرگتر #ناصر_چشم_آذر آهنگساز و موسیقیدان ایرانی است. وی در ۴ سالگی به همراه خانواده اش به تهران آمد. پدرش اولین بار ساز ویولن را برایش خرید اما بعد از دو یا سه سال کار با ویولن تمایلی به ادامه کار با این ساز نشان نداد، سپس پدرش ساز آکاردئون را برایش تهیه کرد که این بار او به این ساز علاقهمند شد. وی برای تحصیل در زمینه موسیقی وارد هنرستان موسیقی شد.
✅فعالیتهای آهنگسازی
از آهنگهای ساخته شده توسط او میتوان به #طلاق (همسفر) با صدای #گوگوش،
سال ۲۰۰۰ با صدای #داریوش، کلبه من با صدای ابراهیم حامدی #ابی ، هم قسم با صدای #معین، خوب من با صدای #مهستی، بهار بهاره با صدای #حمیرا، شازده خانم با صدای #ستار و کلاغ با صدای #مسعودفردمنش اشاره کرد.
✅فعالیتهای تنظیم آهنگ
آنچه نام #منوچهر_چشم_آذر را برجسته و مشهور کردهاست، پرکاری و فعالیتهای فراوان وی در زمینه تنظیم آهنگ در دوران قبل و بعد از انقلاب ایران میباشد. بهطوریکه در تمام سالهای فعالیت هنریش تاکنون بیش از دوهزار اثر در زمینه تنظیم آهنگ از خود به جای گذاشتهاست.
اولین کار #منوچهر_چشم_آذر آهنگ #خورشیدخانم با صدای #رامش است که ملودی و تنظیم آن از اوست. تنظیمهای او به سبک خاص خود او هستند. اگر فقط به برخی آلبومهای ابی نگاهی بیندازیم ترانههایی همچون #کوه_یخ، #برج، #پاییز، #رحم_کن، #سفر، #جعبه_جواهر، #نگوبامن، #گریز، #خانم_گل، #هزارویک_شب، #همدم، #کلبه_من، #دوراهی و #شکار به چشم میخورند که توسط او تنظیم شدهاند.
از میان آهنگسازان، بیشترین آهنگهای #فریدزولاند توسط #منوچهر_چشم_آذر تنظیم شدهاست که اکثر آنها از جمله نون و پنیر و سبزی با صدای #داریوش و #ابی جزو آهنگهای ماندگار در موسیقی پاپ ایران بهشمار میروند. از جمله ترانههای تنظیم شده توسط او میتوان به #بهاربهار با آهنگسازی #محمدحیدری با صدای #هایده اشاره کرد.
✅فعالیتهای پس از انقلاب
وی بعد از انقلاب در آمریکا بیوقفه به کار خود ادامه داد. بنا به درخواست تعداد زیادی از خوانندگان مقیم لس آنجلس، به مدت چندین سال بر خلاف میل شخصی خود بیشتر درگیر ساخت و تنظیم آهنگهای شاد (شش و هشت) شد. آهنگ #تولد با صدای #اندی و آهنگ #توعزیزدلمی با صدای #منصور از جمله کارهای شاد او در این دوره بهشمار میروند. البته فعالیتهایش را محدود به کارهای شاد نکرد. آلبوم #جان_جوانی با صدای #ابی از جمله تنظیمهای موفق او در این دوره است. همچنین #گوگوش پس از مهاجرت به آمریکا اولین آهنگ خود به نام #کیوکیو_بنگ_بنگ را توسط #منوچهر_چشم_آذر تنظیم کرد که با استقبال فراوانی مواجه شد.
منوچهر چشم آذر را بیشتر به عنوان تنظیم آهنگهایش میشناسند. او تعداد کمی آهنگ در کارنامه هنری خود به عنوان آهنگساز دارد که اکثر قریب به اتفاق آنها از جمله کارهای ماندگار و مشهور بهشمار میروند.
#منوچهر_چشم_آذر در طی بیش از پنجاه سال فعالیت خود، زیاد اهل مصاحبه و جلوی دوربین آمدن نبودهاست از همین روی، بسیاری با چهره او آشنا نیستند و تنها نام او را آن هم به علت کارهای پر شمار و محبوبش میشناسند.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴##منوچهر_چشم_آذر
در ۲۳ آذر ماه سال ۱۳۲۳ در اردبیل به دنیا آمد. او فرزند #اسماعیل_چشم_آذر (از نوازندگان بنام موسیقی آذربایجان) و برادر بزرگتر #ناصر_چشم_آذر آهنگساز و موسیقیدان ایرانی است. وی در ۴ سالگی به همراه خانواده اش به تهران آمد. پدرش اولین بار ساز ویولن را برایش خرید اما بعد از دو یا سه سال کار با ویولن تمایلی به ادامه کار با این ساز نشان نداد، سپس پدرش ساز آکاردئون را برایش تهیه کرد که این بار او به این ساز علاقهمند شد. وی برای تحصیل در زمینه موسیقی وارد هنرستان موسیقی شد.
✅فعالیتهای آهنگسازی
از آهنگهای ساخته شده توسط او میتوان به #طلاق (همسفر) با صدای #گوگوش،
سال ۲۰۰۰ با صدای #داریوش، کلبه من با صدای ابراهیم حامدی #ابی ، هم قسم با صدای #معین، خوب من با صدای #مهستی، بهار بهاره با صدای #حمیرا، شازده خانم با صدای #ستار و کلاغ با صدای #مسعودفردمنش اشاره کرد.
✅فعالیتهای تنظیم آهنگ
آنچه نام #منوچهر_چشم_آذر را برجسته و مشهور کردهاست، پرکاری و فعالیتهای فراوان وی در زمینه تنظیم آهنگ در دوران قبل و بعد از انقلاب ایران میباشد. بهطوریکه در تمام سالهای فعالیت هنریش تاکنون بیش از دوهزار اثر در زمینه تنظیم آهنگ از خود به جای گذاشتهاست.
اولین کار #منوچهر_چشم_آذر آهنگ #خورشیدخانم با صدای #رامش است که ملودی و تنظیم آن از اوست. تنظیمهای او به سبک خاص خود او هستند. اگر فقط به برخی آلبومهای ابی نگاهی بیندازیم ترانههایی همچون #کوه_یخ، #برج، #پاییز، #رحم_کن، #سفر، #جعبه_جواهر، #نگوبامن، #گریز، #خانم_گل، #هزارویک_شب، #همدم، #کلبه_من، #دوراهی و #شکار به چشم میخورند که توسط او تنظیم شدهاند.
از میان آهنگسازان، بیشترین آهنگهای #فریدزولاند توسط #منوچهر_چشم_آذر تنظیم شدهاست که اکثر آنها از جمله نون و پنیر و سبزی با صدای #داریوش و #ابی جزو آهنگهای ماندگار در موسیقی پاپ ایران بهشمار میروند. از جمله ترانههای تنظیم شده توسط او میتوان به #بهاربهار با آهنگسازی #محمدحیدری با صدای #هایده اشاره کرد.
✅فعالیتهای پس از انقلاب
وی بعد از انقلاب در آمریکا بیوقفه به کار خود ادامه داد. بنا به درخواست تعداد زیادی از خوانندگان مقیم لس آنجلس، به مدت چندین سال بر خلاف میل شخصی خود بیشتر درگیر ساخت و تنظیم آهنگهای شاد (شش و هشت) شد. آهنگ #تولد با صدای #اندی و آهنگ #توعزیزدلمی با صدای #منصور از جمله کارهای شاد او در این دوره بهشمار میروند. البته فعالیتهایش را محدود به کارهای شاد نکرد. آلبوم #جان_جوانی با صدای #ابی از جمله تنظیمهای موفق او در این دوره است. همچنین #گوگوش پس از مهاجرت به آمریکا اولین آهنگ خود به نام #کیوکیو_بنگ_بنگ را توسط #منوچهر_چشم_آذر تنظیم کرد که با استقبال فراوانی مواجه شد.
منوچهر چشم آذر را بیشتر به عنوان تنظیم آهنگهایش میشناسند. او تعداد کمی آهنگ در کارنامه هنری خود به عنوان آهنگساز دارد که اکثر قریب به اتفاق آنها از جمله کارهای ماندگار و مشهور بهشمار میروند.
#منوچهر_چشم_آذر در طی بیش از پنجاه سال فعالیت خود، زیاد اهل مصاحبه و جلوی دوربین آمدن نبودهاست از همین روی، بسیاری با چهره او آشنا نیستند و تنها نام او را آن هم به علت کارهای پر شمار و محبوبش میشناسند.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴##منوچهر_چشم_آذر
در ۲۳ آذر ماه سال ۱۳۲۳ در اردبیل به دنیا آمد. او فرزند #اسماعیل_چشم_آذر (از نوازندگان بنام موسیقی آذربایجان) و برادر بزرگتر #ناصر_چشم_آذر آهنگساز و موسیقیدان ایرانی است. وی در ۴ سالگی به همراه خانواده اش به تهران آمد. پدرش اولین بار ساز ویولن را برایش خرید اما بعد از دو یا سه سال کار با ویولن تمایلی به ادامه کار با این ساز نشان نداد، سپس پدرش ساز آکاردئون را برایش تهیه کرد که این بار او به این ساز علاقهمند شد. وی برای تحصیل در زمینه موسیقی وارد هنرستان موسیقی شد.
✅فعالیتهای آهنگسازی
از آهنگهای ساخته شده توسط او میتوان به #طلاق (همسفر) با صدای #گوگوش،
سال ۲۰۰۰ با صدای #داریوش، کلبه من با صدای ابراهیم حامدی #ابی ، هم قسم با صدای #معین، خوب من با صدای #مهستی، بهار بهاره با صدای #حمیرا، شازده خانم با صدای #ستار و کلاغ با صدای #مسعودفردمنش اشاره کرد.
✅فعالیتهای تنظیم آهنگ
آنچه نام #منوچهر_چشم_آذر را برجسته و مشهور کردهاست، پرکاری و فعالیتهای فراوان وی در زمینه تنظیم آهنگ در دوران قبل و بعد از انقلاب ایران میباشد. بهطوریکه در تمام سالهای فعالیت هنریش تاکنون بیش از دوهزار اثر در زمینه تنظیم آهنگ از خود به جای گذاشتهاست.
اولین کار #منوچهر_چشم_آذر آهنگ #خورشیدخانم با صدای #رامش است که ملودی و تنظیم آن از اوست. تنظیمهای او به سبک خاص خود او هستند. اگر فقط به برخی آلبومهای ابی نگاهی بیندازیم ترانههایی همچون #کوه_یخ، #برج، #پاییز، #رحم_کن، #سفر، #جعبه_جواهر، #نگوبامن، #گریز، #خانم_گل، #هزارویک_شب، #همدم، #کلبه_من، #دوراهی و #شکار به چشم میخورند که توسط او تنظیم شدهاند.
از میان آهنگسازان، بیشترین آهنگهای #فریدزولاند توسط #منوچهر_چشم_آذر تنظیم شدهاست که اکثر آنها از جمله نون و پنیر و سبزی با صدای #داریوش و #ابی جزو آهنگهای ماندگار در موسیقی پاپ ایران بهشمار میروند. از جمله ترانههای تنظیم شده توسط او میتوان به #بهاربهار با آهنگسازی #محمدحیدری با صدای #هایده اشاره کرد.
✅فعالیتهای پس از انقلاب
وی بعد از انقلاب در آمریکا بیوقفه به کار خود ادامه داد. بنا به درخواست تعداد زیادی از خوانندگان مقیم لس آنجلس، به مدت چندین سال بر خلاف میل شخصی خود بیشتر درگیر ساخت و تنظیم آهنگهای شاد (شش و هشت) شد. آهنگ #تولد با صدای #اندی و آهنگ #توعزیزدلمی با صدای #منصور از جمله کارهای شاد او در این دوره بهشمار میروند. البته فعالیتهایش را محدود به کارهای شاد نکرد. آلبوم #جان_جوانی با صدای #ابی از جمله تنظیمهای موفق او در این دوره است. همچنین #گوگوش پس از مهاجرت به آمریکا اولین آهنگ خود به نام #کیوکیو_بنگ_بنگ را توسط #منوچهر_چشم_آذر تنظیم کرد که با استقبال فراوانی مواجه شد.
منوچهر چشم آذر را بیشتر به عنوان تنظیم آهنگهایش میشناسند. او تعداد کمی آهنگ در کارنامه هنری خود به عنوان آهنگساز دارد که اکثر قریب به اتفاق آنها از جمله کارهای ماندگار و مشهور بهشمار میروند.
#منوچهر_چشم_آذر در طی بیش از پنجاه سال فعالیت خود، زیاد اهل مصاحبه و جلوی دوربین آمدن نبودهاست از همین روی، بسیاری با چهره او آشنا نیستند و تنها نام او را آن هم به علت کارهای پر شمار و محبوبش میشناسند.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🔴#امروز #تولد #فرانسیسکو_گویا نقاش بزرگ اسپانیایی است(۳۰ مارس ۱۷۴۶)
ساتورن پسرش را میبلعد
ساتورن پسرش را میبلعد نامی داده شده به یکی از نقاشیهای نقاش اسپانیایی، فرانسیسکو گویا است. بنا به تفسیر سنتی، این نقاشی اسطورهٔ یونانی کرونوس تیتان (که در عنوان به ساتورن رومی سازی شده) را نشان میدهد که از ترس برانداخته شدن به دست یکی از فرزندانش، هر یک را پس از تولد میخورد. این اثر یکی از ۱۴ نقاشی سیاهیست که گویا مستقیماً روی دیوار خانه اش زمانی بین ۱۸۱۹ و ۱۸۲۳ کشید. این نقاشی پس از مرگ وی به بوم منتقل شد.محل نگهداری اثر موزه دل پرادو، مادرید ۔
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
ساتورن پسرش را میبلعد
ساتورن پسرش را میبلعد نامی داده شده به یکی از نقاشیهای نقاش اسپانیایی، فرانسیسکو گویا است. بنا به تفسیر سنتی، این نقاشی اسطورهٔ یونانی کرونوس تیتان (که در عنوان به ساتورن رومی سازی شده) را نشان میدهد که از ترس برانداخته شدن به دست یکی از فرزندانش، هر یک را پس از تولد میخورد. این اثر یکی از ۱۴ نقاشی سیاهیست که گویا مستقیماً روی دیوار خانه اش زمانی بین ۱۸۱۹ و ۱۸۲۳ کشید. این نقاشی پس از مرگ وی به بوم منتقل شد.محل نگهداری اثر موزه دل پرادو، مادرید ۔
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#اساطیر_یونان
#هستیا
هِستیا (به یونانی: Ἑστία) در اساطیر یونانی، ایزدبانوی باکرهٔ خانه و کانون خانواده، آتشدان و معماری بود. او نخستین فرزند کرونوس و رئا بهشمار میرفت و هم چنین او بزرگترین خواهر زئوس بود. در تمام مراسم خانوادگی قربانیای برای او انجام میشد. هستیا یکی از سه الههٔ بزرگ نسل اول المپ نشینان (هرا، دمتر و هستیا) بود که در کنار برادرانش زئوس، پوزئیدون و هادس فرزندان کرونوس و رئا بودند. او به عنوان الههٔ اجاق خانواده مسئول پختوپز نان و آمادهسازی غذا برای خانواده را بر عهده داشت. او در اصل یکی از دوازده ایزد المپنشین بود و هیچ تاج و تختی نداشت، اما جای خود را به هفائستوس (در روایاتی دیونیسوس) داد تا به مراقبت از آتش مقدس اجاق المپ بپردازد. هِستیا مهربانترین ایزدبانو در میان المپ نشینان است. او قابل قیاس با وستا در اساطیر روم باستان است.
در روایتی آمده که او چنان برای برقراری رابطه از سوی پوزئیدون و آپولون تحت فشار قرار گرفت که به سر زئوس قسم یاد کرد بکارتش را تا ابد حفظ کند. در یکی از روزها، نزدیک بود توسط ایزد صغیر حاصلخیزی پریاپوس مورد تجاوز قرار گیرد، اما توسط خری نجات پیدا کرد. او زمانی که میخواست با هستیا در حال خواب بیامیزد، صدای خر باعث از بین رفتن نعوظ آلتش و همچنین بیدار شدن هستیا و فرار او شد. هستیا از سوی عموم مردم پرستش نمیشد و این به سبب فقدان معابد و زیارتگاههای مرتبط با او بود. او بر روی تصاویر گلدانهای آتنی به شکل زنی فروتن و محجبه که برخی مواقع شاخه گلی نیز بر دست داشت به تصویر کشیده میشد.
#تولد_و_خانواده
اولین دختر کرنوس که قبل از زئوس جهان را اداره میکرد پس او جزو اولین خدایان اولمپیا بود و مادرش رئا هم چنین خواهر دمتر، هرا، هادس، پوسیدون و زئوس بود که هنگام تولد توسط پدر بلعیده شدند زیرا کرنوس از نفرین اورانوس و گی به شدت وحشت داشت و طبق گفتهٔ هاتف غیبی توسط یکی از فرزندانش خلع و از آسمان بیرون میشود و بعدها رئا به کمک زئوس تنها فرزندی که با حیلهٔ مادر توسط کرنوس بلع نشد معجونی به کرنوس میدهند که فرزندان خود را قی کرد و هستیا اولین فرزندی بود که توسط پدر قی شد.
#اسطوره_شناسی
در زمانی که تهیهٔ آتش مشکل بود اهمیت زیادی در خانه مییافت و به همین دلیل او را با وستا در روم باستان یکی میانگارند، ایزد بانوی آتش و پاکی و حامی نانواها که کانون هر خانه شناخته میشد زیرا رومیان برخی از ایزدان خود را با خدایان یونانی منطبق کردند و به هر یک نام رومی مناسبی دادند. ریشهٔ آیین هستیا روشن نیست ولی به نظر میرسد آخاییهای مهاجم این کیش را به یونان آورده باشند اما ریشه باید در موکنای باشد زیرا او یک ایزدبانوی بدوی است که بسیاری از ویژگیهای بعد از ان را ندارد. «پرستیدن این الهه جنبهٔ فردی و اسطوره اش خانوادگی بود» و در سدهٔ ۵ ق م دیونوسوس جایگاه اولومپیایی او را گرفت که نشان میدهد جامعهٔ ان روزگار کماکان رو به مرد سالاری میرفت.
مقر وی کاخ المپ بودولی گفته میشود که معبد واقعی او در جایی بود که آتش خانوادگی روشن نگاه داشته میشداودر میان شعلههای آتش از خانوادهها و خانهها پاسبانی میکرد او در میان اقوام ایرانی یونانی رومی جایگاه والایی داشت به این صورت که با ازدواج فرزند بخشی از این آتش خانوادگی به او داده میشد و در کانونی جدید روشن میشدپس این آتش هم نماد هستیاو هم مظهربقای خانوادهها بود و او الهه ای مورد احترام در میان تمام یونانیان بود و بنابراین در همه جا ستایش میشد او در معبد اپولون در شهر دلف اهمیت ویژه ای داشت زیرا اهالی یونان بر این باور بودند که دلف کانون عالم هستی است بنابراتشی که در این شهر برافروخته میشد کانون آتش همهٔ شهرهای یونان بودو علاوه بر این تمام معابدش دایره ای ساخته میشدند که آتش به صورت یکسان به همه جا برسد.
📚🤔
🔴#اساطیر_یونان
#هستیا
هِستیا (به یونانی: Ἑστία) در اساطیر یونانی، ایزدبانوی باکرهٔ خانه و کانون خانواده، آتشدان و معماری بود. او نخستین فرزند کرونوس و رئا بهشمار میرفت و هم چنین او بزرگترین خواهر زئوس بود. در تمام مراسم خانوادگی قربانیای برای او انجام میشد. هستیا یکی از سه الههٔ بزرگ نسل اول المپ نشینان (هرا، دمتر و هستیا) بود که در کنار برادرانش زئوس، پوزئیدون و هادس فرزندان کرونوس و رئا بودند. او به عنوان الههٔ اجاق خانواده مسئول پختوپز نان و آمادهسازی غذا برای خانواده را بر عهده داشت. او در اصل یکی از دوازده ایزد المپنشین بود و هیچ تاج و تختی نداشت، اما جای خود را به هفائستوس (در روایاتی دیونیسوس) داد تا به مراقبت از آتش مقدس اجاق المپ بپردازد. هِستیا مهربانترین ایزدبانو در میان المپ نشینان است. او قابل قیاس با وستا در اساطیر روم باستان است.
در روایتی آمده که او چنان برای برقراری رابطه از سوی پوزئیدون و آپولون تحت فشار قرار گرفت که به سر زئوس قسم یاد کرد بکارتش را تا ابد حفظ کند. در یکی از روزها، نزدیک بود توسط ایزد صغیر حاصلخیزی پریاپوس مورد تجاوز قرار گیرد، اما توسط خری نجات پیدا کرد. او زمانی که میخواست با هستیا در حال خواب بیامیزد، صدای خر باعث از بین رفتن نعوظ آلتش و همچنین بیدار شدن هستیا و فرار او شد. هستیا از سوی عموم مردم پرستش نمیشد و این به سبب فقدان معابد و زیارتگاههای مرتبط با او بود. او بر روی تصاویر گلدانهای آتنی به شکل زنی فروتن و محجبه که برخی مواقع شاخه گلی نیز بر دست داشت به تصویر کشیده میشد.
#تولد_و_خانواده
اولین دختر کرنوس که قبل از زئوس جهان را اداره میکرد پس او جزو اولین خدایان اولمپیا بود و مادرش رئا هم چنین خواهر دمتر، هرا، هادس، پوسیدون و زئوس بود که هنگام تولد توسط پدر بلعیده شدند زیرا کرنوس از نفرین اورانوس و گی به شدت وحشت داشت و طبق گفتهٔ هاتف غیبی توسط یکی از فرزندانش خلع و از آسمان بیرون میشود و بعدها رئا به کمک زئوس تنها فرزندی که با حیلهٔ مادر توسط کرنوس بلع نشد معجونی به کرنوس میدهند که فرزندان خود را قی کرد و هستیا اولین فرزندی بود که توسط پدر قی شد.
#اسطوره_شناسی
در زمانی که تهیهٔ آتش مشکل بود اهمیت زیادی در خانه مییافت و به همین دلیل او را با وستا در روم باستان یکی میانگارند، ایزد بانوی آتش و پاکی و حامی نانواها که کانون هر خانه شناخته میشد زیرا رومیان برخی از ایزدان خود را با خدایان یونانی منطبق کردند و به هر یک نام رومی مناسبی دادند. ریشهٔ آیین هستیا روشن نیست ولی به نظر میرسد آخاییهای مهاجم این کیش را به یونان آورده باشند اما ریشه باید در موکنای باشد زیرا او یک ایزدبانوی بدوی است که بسیاری از ویژگیهای بعد از ان را ندارد. «پرستیدن این الهه جنبهٔ فردی و اسطوره اش خانوادگی بود» و در سدهٔ ۵ ق م دیونوسوس جایگاه اولومپیایی او را گرفت که نشان میدهد جامعهٔ ان روزگار کماکان رو به مرد سالاری میرفت.
مقر وی کاخ المپ بودولی گفته میشود که معبد واقعی او در جایی بود که آتش خانوادگی روشن نگاه داشته میشداودر میان شعلههای آتش از خانوادهها و خانهها پاسبانی میکرد او در میان اقوام ایرانی یونانی رومی جایگاه والایی داشت به این صورت که با ازدواج فرزند بخشی از این آتش خانوادگی به او داده میشد و در کانونی جدید روشن میشدپس این آتش هم نماد هستیاو هم مظهربقای خانوادهها بود و او الهه ای مورد احترام در میان تمام یونانیان بود و بنابراین در همه جا ستایش میشد او در معبد اپولون در شهر دلف اهمیت ویژه ای داشت زیرا اهالی یونان بر این باور بودند که دلف کانون عالم هستی است بنابراتشی که در این شهر برافروخته میشد کانون آتش همهٔ شهرهای یونان بودو علاوه بر این تمام معابدش دایره ای ساخته میشدند که آتش به صورت یکسان به همه جا برسد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#اساطیر_یونان
#آتنا
آتنا یا آتنه (به یونانی: Άθηνά، یا Ἀθήνη, Athénē) در اغلب نوشتهها ملقب به پالاس (Παλλὰς)، در اساطیر یونانی، الههٔ خرد، جنگ، صنایع دستی و نگهبان شهر آتن بود و نام آتن را به افتخار او این چنین نامیدند. اصالت اولیهٔ این الهه اژهای است و بعدها به عنوان ایزدبانوی محافظ شهرهای یونان به خصوص آتن موردپرستش قرارگرفت او همچنین به نامهای Polias و Poliouchos (برگرفته از کلمه polis به معنای دولت شهر) شناخته میشود. معابد وی معمولاً در بالای آکروپولیس و مرکز شهر قرار داشت. معبد پارتنون در آکروپولیس آتن به او اهدا شدهاست. او همچنین به عنوان خدای جنگجو مورد پرستش قرار میگرفت و بر ابن باور بودند که او سربازان را در جنگ هدایت میکند.
علاوه بر این، وی یکی از الهههای باکره و دختر زئوس بود. او قابل قیاس با مینروا در اساطیر روم باستان است. او ایزدی بود که به پرمتئوس تایتان نسل پیشین عشق میورزید، این عشق دو طرفه بود. یونانیان این دو را نشان عشق بدون رابطه میدانستند. چون آتنا بنابر شرط زئوس هرگز نباید آمیزش میکرد. آتنا بدون این که این قانون را بشکند عاشق پرمتئوس شد (نوعی عشق ذهنی و فکری که به نوعی برترین نوع عشق محسوب میشود). میگویند آتنا در آزادی پرمتئوس پس از پیشگوییاش نقشی اساسی داشت.
#تولد
زئوس، آتنا را از پیشانی خود به دنیا آورد. هنگامی که زئوس از درد پیشانی خود به هفائستوس شکایت کرد هفائستوس پیشانی زئوس را با تبری بزرگ شکافت و آتنا در حالی که با لباس جنگ و غرق اسلحه بود از پیشانی زئوس بیرون جست. آتنا فرزند زئوس به تنهایی بهشمار میآید چون متیس توسط زئوس بلعیده و جذب و هضم شدهبود. آتنا دختری است که بر همهٔ فرزندان پدرش برتری یافت و زئوس او را بیش از دیگر فرزندانش دوست داشت
#پدر_و_مادر
آتنا فرزند خدای خدایان، زئوس و متیس است. کلمهٔ متیس به معنای هوش و ذکاوت است. متیس، مادر آتنا الههٔ عقل است. متیس از نسل خدایان اولیه بود و در بعضی از فرهنگها متیس اولین همسر یا معشوقهٔ زئوس بودهاست. وقتی متیس از زئوس حامله شد پیکی از جانب اورانوس و گایا به زئوس پیغام دادند که اگر کودک متیس پسر باشد و به دنیا بیاید زئوس را از سلطنت خلع کرده، همانگونه که زئوس، کرونوس پدر خود را خلع کرد و اگر دختر باشد از لحاظ عقل و خرد همتای زئوس است. گایا، خدای خدایان زئوس را راهنمایی کرد که متیس را ببلعد و زئوس نیز همین کار را کرد و با حیلهٔ متیس را تبدیل به حشره کرد و او را خورد. متیس را مظهر هوش و ذکاوت اساطیر باستانی یونان بهشمار میآورند.
#ویژگی_های_آتنا
آتنا دارای چشمانی سبز، پرهیاهو، خروشان، جنگجو و مسلح به کلاه خود و دارای نیروی لایزالی بودهاست. قامتی بلند و ظاهری باشکوه داشته اما همیشه متانتش بر زیباییش ارجحیت داشت. آتنا دختری جنگجو و از تبار خدایان هند و اروپایی بودهاست. او علاوهبر خدای جنگ در یونان باستان خدای بانوی خرد هم بودهاست. آتنا به زئوس وابسته بود و از پیشانی او و سپر در دست و با پوشاکی از جنس پوست بز متولد شد.[۶]
📚🤔
🔴#اساطیر_یونان
#آتنا
آتنا یا آتنه (به یونانی: Άθηνά، یا Ἀθήνη, Athénē) در اغلب نوشتهها ملقب به پالاس (Παλλὰς)، در اساطیر یونانی، الههٔ خرد، جنگ، صنایع دستی و نگهبان شهر آتن بود و نام آتن را به افتخار او این چنین نامیدند. اصالت اولیهٔ این الهه اژهای است و بعدها به عنوان ایزدبانوی محافظ شهرهای یونان به خصوص آتن موردپرستش قرارگرفت او همچنین به نامهای Polias و Poliouchos (برگرفته از کلمه polis به معنای دولت شهر) شناخته میشود. معابد وی معمولاً در بالای آکروپولیس و مرکز شهر قرار داشت. معبد پارتنون در آکروپولیس آتن به او اهدا شدهاست. او همچنین به عنوان خدای جنگجو مورد پرستش قرار میگرفت و بر ابن باور بودند که او سربازان را در جنگ هدایت میکند.
علاوه بر این، وی یکی از الهههای باکره و دختر زئوس بود. او قابل قیاس با مینروا در اساطیر روم باستان است. او ایزدی بود که به پرمتئوس تایتان نسل پیشین عشق میورزید، این عشق دو طرفه بود. یونانیان این دو را نشان عشق بدون رابطه میدانستند. چون آتنا بنابر شرط زئوس هرگز نباید آمیزش میکرد. آتنا بدون این که این قانون را بشکند عاشق پرمتئوس شد (نوعی عشق ذهنی و فکری که به نوعی برترین نوع عشق محسوب میشود). میگویند آتنا در آزادی پرمتئوس پس از پیشگوییاش نقشی اساسی داشت.
#تولد
زئوس، آتنا را از پیشانی خود به دنیا آورد. هنگامی که زئوس از درد پیشانی خود به هفائستوس شکایت کرد هفائستوس پیشانی زئوس را با تبری بزرگ شکافت و آتنا در حالی که با لباس جنگ و غرق اسلحه بود از پیشانی زئوس بیرون جست. آتنا فرزند زئوس به تنهایی بهشمار میآید چون متیس توسط زئوس بلعیده و جذب و هضم شدهبود. آتنا دختری است که بر همهٔ فرزندان پدرش برتری یافت و زئوس او را بیش از دیگر فرزندانش دوست داشت
#پدر_و_مادر
آتنا فرزند خدای خدایان، زئوس و متیس است. کلمهٔ متیس به معنای هوش و ذکاوت است. متیس، مادر آتنا الههٔ عقل است. متیس از نسل خدایان اولیه بود و در بعضی از فرهنگها متیس اولین همسر یا معشوقهٔ زئوس بودهاست. وقتی متیس از زئوس حامله شد پیکی از جانب اورانوس و گایا به زئوس پیغام دادند که اگر کودک متیس پسر باشد و به دنیا بیاید زئوس را از سلطنت خلع کرده، همانگونه که زئوس، کرونوس پدر خود را خلع کرد و اگر دختر باشد از لحاظ عقل و خرد همتای زئوس است. گایا، خدای خدایان زئوس را راهنمایی کرد که متیس را ببلعد و زئوس نیز همین کار را کرد و با حیلهٔ متیس را تبدیل به حشره کرد و او را خورد. متیس را مظهر هوش و ذکاوت اساطیر باستانی یونان بهشمار میآورند.
#ویژگی_های_آتنا
آتنا دارای چشمانی سبز، پرهیاهو، خروشان، جنگجو و مسلح به کلاه خود و دارای نیروی لایزالی بودهاست. قامتی بلند و ظاهری باشکوه داشته اما همیشه متانتش بر زیباییش ارجحیت داشت. آتنا دختری جنگجو و از تبار خدایان هند و اروپایی بودهاست. او علاوهبر خدای جنگ در یونان باستان خدای بانوی خرد هم بودهاست. آتنا به زئوس وابسته بود و از پیشانی او و سپر در دست و با پوشاکی از جنس پوست بز متولد شد.[۶]
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کریسمس_مبارک
امروز 25 دسامبر مصادف با
عید کریسمس و تولد حضرت مسیح
بر هموطنان مسیحی و ایرانیان خارج از کشور و همه مردم صلح طلب دنیا مبارک باد 🎄 🎄 🎄 🎄 🎄
#کریسمس
#تولد_حضرت_مسیح
#بابانوئل
#کریسمس2021
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کریسمس_مبارک
امروز 25 دسامبر مصادف با
عید کریسمس و تولد حضرت مسیح
بر هموطنان مسیحی و ایرانیان خارج از کشور و همه مردم صلح طلب دنیا مبارک باد 🎄 🎄 🎄 🎄 🎄
#کریسمس
#تولد_حضرت_مسیح
#بابانوئل
#کریسمس2021
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity