🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴# هفدهم آبان سالروز درگذشت نويسنده شهير #محمد_علی_جمالزاده #پدر_داستان _نويسی_نوين_ايران

#سيد_محمد_علی_جمال_زاده در سال ۱۲۷۰ خورشیدی در #اصفهان و در خانواده‏اي بزرگ و عالم به دنيا آمد. پدرش #سيد_جمال_الدين_واعظ_اصفهانی_همدانی از پرنفوذترين #مبلغان_مذهبی دوران #مشروطه بود و نقش مهمی در آن نهضت داشت. در سال‏های جوانی محمدعلی، وی همگام با پدر و پس از آن از فعالان برجسته حركت اصلاح طلبانه مشروطيت به شمار مي‏رفت كه يكی از دلايل اين حضور ضد استبدادی، دستگيری و #قتل_پدرش در جريان مشروطيت به دست عمّال #محمد_علی_شاه‏_قاجار بود. سيدمحمدعلی جمالزاده پس از اتمام تحصيلات ابتدايی، راهی #بيروت و سپس #پاريس شد و در #فرانسه در رشته #حقوق فارغ التحصيل گرديد. وی در ۲۲ سالگی در حالی كه بسياری از مناطق ايران بي‏طرف در جريان #جنگ_جهانی_اول به اشغال دولت‏های #روس و #انگليس و #عثمانی درآمده بود به #كرمانشاه رفت و #ارتش_كوچكی از #كردها برای جنگ با #متفقين به وجود آورد. اما خيلی زود اين كار را رها كرد و راهی #برلين در آلمان شد. جمالزاده سپس به مدت بيست و پنج سال در #دفتر_بين‏_المللی كار در #ژنو شروع به فعاليت نمود و در كنار آن به مطالعات وسيعی دست زد. با فرا رسيدن شهريور ۱۳۲۰ خورشیدی، حيات ادبی جمالزاده شروع شد و چند #داستان از او در #تهران به #چاپ رسيد. وی تحت تأثير آشنايی با #روشنفكران_ايرانی به اين نيتجه رسيد كه يكی ازدلايل #بي‏سوادی وسيع مردم ايران در آن زمان اين است كه نخبگان تحصيل كرده، تنها برای خوش‏آمد يكديگر مي‏ نويسند، حال آنكه در #غرب ، حتی متفكران بزرگ هم در نويسندگی از نهايت سادگی بهره می گيرند. نتيجه اين انديشه، نوشتن و انتشار تعدادی #داستان‏_های_كوتاهِ_ابتكاری بود كه بعدها اساس #نخستين_كتاب وی با نام #يكی_بود_يكی_نبود گرديد. اين كتاب ولوله‏ ای در ميان خوانندگان پارسی زبان انداخت، چرا كه او برخلاف عادت معمول نويسندگان معاصرش، در داستان خود از لغات و اصطلاحات روزمره مردم استفاده كرد و از #دشوار_نويسی پرهيز نمود، كه اين، ويژگی خاص نوشته‏ های اوست. #گنج_شايگان ، #صحرا__محشر ، #خاك_و_آدم و #دشمن_ملت و... از جمله كتاب‏های جمالزاده است كه در نتيجه آن‏ها، از او به عنوان #پدر_داستان‏_نويسی_ايران ياد كرده‏ اند. سرانجام محمد علی جمالزاده در حالی كه در حدود نود سال در #اروپا می زيست ولی هميشه قلبش برای #وطن مي‏ تپيد، وی در هفدهم آبان ۱۳۷۶خورشیدی و درسن ۱۰۶ سالگی درگذشت و دربلوک ۲۲ #گورستان #پتی_ساکونه #ژنو در کنار #همسرش #مارگرت_اگرت به خاك سپرده شد

روحش شاد
یادش گرامی

🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿
حاج عمو دستمال آلوده ای از زیر بالش درآورد دماغش را با صدای بلند گرفت و ریش و پشم را پاک نمود و با لعاب اسفر زه گلوئی تر کرد و گفت نه عزیزم گول این حرفها را مخور. ملک دو عالم را با زبان پشیزی و روضـﮥ رضوان را به جوی می فروشند ولی به مجرد اینکه سرشان به سامانی رسید برای پوست گردوئی تا باردو می دوند و در راه یک وجب خاک شش دانک ملک قناعت را بوسیده بالای طاقچه می نهند و صد بار در محضر شرع و عرف به فروتنی زانو بر زمین زده قبول هرگونه اهانتی را می نمایند به قول کلیم صدف گشاده کف است آن زمان که گوهر نیست» تمام حاتم بازی هایشان تا وقتی است که آه در بساط ندارند و از کیسـﮥ خلیفه می بخشند و الا اطمینان داشته باش همینکه دستشان به جائی بند شد و به مال و علاقه ای رسیدند آن وقت دیگر بخشش به خروار را یکباره فراموش نموده حسابشان به دینار می شود و حتی از کجا که همین خواجه حافظ هم با آن همه بزرگواری وجود و کرم که سمرقند و بخارا را به خال هندوی یار می بخشد اگر دارای دو جریب زمین می شد و پایش می افتاد که مجبور باشد نیم جریب آن را به اسم شاخه نبات از جان عزیز تر قباله کند برای شانه خالی کردن هزار جور کچلک بازی در می آورد. نمی دانم در کجا خوانده ام که یک نفر از فلاسفه مشهور روم که گویا اسمش میسینکا یا چیزی شبیه به این است در پشت میز تمام طلا شرحی در ستایش فقر و تهیدستی نوشته است.
✍🏻 #محمد_علی_جمالزاده
📗 #دارالمجانین

گفت: "دیوانگی شاخ و دم ندارد. وقتی آدم با آدم های دیگر شباهت نداشته باشد، دیوانه محسوب میگردد."

گفتم: "اگر همه مردم دیوانه بودند، تا حالا همدیگر رو خورده بودند ."

گفت: "نکته همینجاست که آفت عالم و بلای جان بنی آدم همیشه نیم عقلا و نیم ديوانگان بوده اند. و الا از آدم تمام عاقل و تمام دیوانه -اگر فرضا پیدا شود- هرگز سر سوزنی آزار نمی رسد."
#محمدعلی_جمالزاده
#دارالمجانین

نوع فایل: Pdf
کتاب های نویسنده درپایان پست تقدیم می گردد
برای دانلود رمان فایل زیر رالمس ڪنید.

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw



🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
#محمد_علی_جمالزاده 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۷ آبان سالروز درگذشت #محمد_علی_جمالزاده

( زاده ۲۳ دی ۱۲۷۴ اصفهان -- درگذشته ۱۷ آبان ۱۳۷۶ ژنو) نویسنده و مترجم

محمدعلی جمالزاده را پدر داستان کوتاه و آغازگر سبک واقع‌گرایی در ادبیات فارسی می‌دانند.
او نخستین مجموعهٔ داستان‌های کوتاه ایرانی را با عنوان یکی بود، یکی نبود در سال ۱۳۰۰ در برلین منتشر ساخت.
داستان‌های وی انتقادی (از وضع زمانه)، ساده، طنزآمیز و آکنده از ضرب‌المثل‌ها و اصطلاحات عامیانه است.
جمال‌زاده در خانواده‌ای مذهبی در اصفهان به دنیا آمد. او فرزند جمال‌الدین واعظ اصفهانی بود که در اصفهان زندگی می‌کرد، اما غالباً برای وعظ به شهرهای مختلف می رفت. جمال‌زاده پس از ۱۰ سالگی پدر خود را در برخی از سفرها همراهی می‌کرد و بعد به همراه خانواده به تهران مهاجرت کرد.
وی حدود ۱۲ سال داشت که پدرش او را برای تحصیل به بیروت فرستاد. در دوران اقامت او در بیروت؛ اوضاع سیاسی ایران تغییر کرد، در آن زمان محمد علی شاه قاجار مجلس را به توپ بست و هر یک از آزادی‌خواهان با مشکلاتی مواجه شدند. پدر جمال‌زاده خود را به همدان رساند تا از آنجا به عتبات فرار کند، ولی در آنجا دستگیر شد و به بروجرد برده شد و امیر افخم، حاکم بروجرد دستور اعدام او را صادر کرد.
جمال‌زاده در بیروت با ابراهیم پورداوود و مهدی ملک‌زاده فرزند ملک المتکلمین چندین سال همدوره بود. در سال ۱۹۱۰ تصمیم گرفت برای ادامه تحصیل به اروپا برود. سپس از راه مصر عازم فرانسه شد. در آنجا ممتازالسلطنه سفیر ایران به وی پیشنهاد کرد که برای تحصیل به لوزان سوئیس برود. محمدعلی تا سال ۱۹۱۱ در لوزان بود، پس از آن به شهر دیژون در فرانسه رفت و دیپلم حقوق خود را از دانشگاه آن شهر گرفت.
جمال‌زاده در سال ۱۹۱۴ در شهر دیژون فرانسه با ژوزفین، دانشجوی سوئیسی هم دانشگاهی خود، ازدواج کرد. وی بار دیگر در سال ۱۹۳۱ در دوران اقامتش در ژنو با یک آلمانی به نام مارگرت اگرت ازدواج کرد.
در پاییز ۱۳۷۶ پس از آن که از آپارتمانش در خیابان «رو دو فلوریسان» ژنو، به خانه سالمندان منتقل شد، درگذشت. بنا بر نوشتهٔ ثبت شده در کنسولگری ایران، پس از درگذشت او ۲۶ هزار برگ از نامه‌ها، دستنوشته‌ها و عکس‌های او در خانه‌اش، به سازمان اسناد ملی تحویل داده شده‌است.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#فرنگیان شراب را حلال می دانند و کم می خورند. ما حرام می دانیم و بسیار میخوریم...!

#محمد_علی_جمالزاده
#خلقیات_ما_ایرانیان
پدر داستان نویسی نوین ایران
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
#محمد_علی_جمالزاده 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۳ دی زادروز #محمد_علی_جمالزاده

( زاده ۲۳ دی ۱۲۷۴ اصفهان -- درگذشته ۱۷ آبان ۱۳۷۶ ژنو) نویسنده و مترجم

محمدعلی جمالزاده را پدر داستان کوتاه و آغازگر سبک واقع‌گرایی در ادبیات فارسی می‌دانند.
او نخستین مجموعهٔ داستان‌های کوتاه ایرانی را با عنوان یکی بود، یکی نبود در سال ۱۳۰۰ در برلین منتشر ساخت.
داستان‌های وی انتقادی (از وضع زمانه)، ساده، طنزآمیز و آکنده از ضرب‌المثل‌ها و اصطلاحات عامیانه است.
جمال‌زاده در خانواده‌ای مذهبی در اصفهان به دنیا آمد. او فرزند جمال‌الدین واعظ اصفهانی بود که در اصفهان زندگی می‌کرد، اما غالباً برای وعظ به شهرهای مختلف می رفت. جمال‌زاده پس از ۱۰ سالگی پدر خود را در برخی از سفرها همراهی می‌کرد و بعد به همراه خانواده به تهران مهاجرت کرد.
وی حدود ۱۲ سال داشت که پدرش او را برای تحصیل به بیروت فرستاد. در دوران اقامت او در بیروت؛ اوضاع سیاسی ایران تغییر کرد، در آن زمان محمد علی شاه قاجار مجلس را به توپ بست و هر یک از آزادی‌خواهان با مشکلاتی مواجه شدند. پدر جمال‌زاده خود را به همدان رساند تا از آنجا به عتبات فرار کند، ولی در آنجا دستگیر شد و به بروجرد برده شد و امیر افخم، حاکم بروجرد دستور اعدام او را صادر کرد.
جمال‌زاده در بیروت با ابراهیم پورداوود و مهدی ملک‌زاده فرزند ملک المتکلمین چندین سال همدوره بود. در سال ۱۹۱۰ تصمیم گرفت برای ادامه تحصیل به اروپا برود. سپس از راه مصر عازم فرانسه شد. در آنجا ممتازالسلطنه سفیر ایران به وی پیشنهاد کرد که برای تحصیل به لوزان سوئیس برود. محمدعلی تا سال ۱۹۱۱ در لوزان بود، پس از آن به شهر دیژون در فرانسه رفت و دیپلم حقوق خود را از دانشگاه آن شهر گرفت.
جمال‌زاده در سال ۱۹۱۴ در شهر دیژون فرانسه با ژوزفین، دانشجوی سوئیسی هم دانشگاهی خود، ازدواج کرد. وی بار دیگر در سال ۱۹۳۱ در دوران اقامتش در ژنو با یک آلمانی به نام مارگرت اگرت ازدواج کرد.
در پاییز ۱۳۷۶ پس از آن که از آپارتمانش در خیابان «رو دو فلوریسان» ژنو، به خانه سالمندان منتقل شد، درگذشت. بنا بر نوشتهٔ ثبت شده در کنسولگری ایران، پس از درگذشت او ۲۶ هزار برگ از نامه‌ها، دستنوشته‌ها و عکس‌های او در خانه‌اش، به سازمان اسناد ملی تحویل داده شده‌است.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه

فرنگیان شراب را حلال می دانند ،
و کم می خورند .
و ما حرام می دانیم ،
و بسیار میخوریم...!


📕 #خلقیات_ما_ایرانیان
✍🏻 #محمد_علی_جمالزاده

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه

ايران هميشه چهار دشمن داشته؛
بی سوادی،
بی‌خبری،
فقر و فساد.

#محمد_علی_جمالزاده

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_وجمالزاده

مردم ما، کار خوب را برای خوب بودنِ فی‌نفسه‌ی آن انجام نمی‌دهند بلکه آن را برای به‌دست آوردن جایگاهی در بهشت انجام می‌دهند. این یعنی معامله کردن با خدا.
خدایا من کارهایی که تو گفتی را انجام می‌دهم و از کارهایی که نهی کردی دوری می‌کنم، تو هم به جاش یه قصر از طلا تو بهشتت به من بده و باغ‌هایی که توش جوی شیر و عسل روونه و حوری و غلمان و ...!
این طرز تفکریست که در جامعه ی ما وجود دارد. اما آیا ما فقط برای همین است که وجود داریم و چسبیده‌ایم به این کره‌ی کوچک که به دور ستاره‌ای کوچک می‌چرخد در کهکشانی که خود ذره‌ی غباری بیش نیست از عظمت چیزهایی که در این جهان وجود دارد؟
آیا همه‌ی این‌ها وجود دارد که ما جاودانه شیر و عسل بخوریم و با حوری و پری بپریم و اون هم خالدین فیها؟
آخرش که چی؟
#محمد_علی_جمالزاده
" صحرای محشر "

به ياد يك جمله از كتاب «حاجی بابای اصفهانی» مشهور كه در ايران
خوانده بودم افتادم كه می گويد «ای ياران به ايرانيان دل مبنديد كه وفا ندارند، سلاح جنگ و آلت صلح ايشان دروغ و خيانت است. به هيچ و پوچ آدم را به دام می اندازند، هر چند به عمارت ايشان بكوشی، به خرابی تو می كوشند، دروغ ناخوشی ملی و عيب فطری ايشان است و قسم شاهد بزرگ اين معنی. قسم های ايشان را ببينيد! سخن راست را چه احتياج به قسم است؟ به جان تو، به مرگ اولادم، به روح پدر و مادرم، به سر شاه، به جقه شاه، به مرگ تو، به ريش تو، بـه سلام و عليك، به نان و نمك، به پيغمبر، به اجداد طاهرين پيغمبر، به قبله، به قرآن، به حسن، به حسين، به چهارده معصوم، به دوازده امام، به پنج تن آل عبا، تمام اين ها از اصطلاحات سوگند ايشان است كه از روح و جان مرده و زنده گرفته تا سرو چشم نازنين و ريش و سبيل مبارك و دندان شكسته و بازوی بريده تا به آتش و چراغ و آب حمام، همه را می گذارند تا دروغ خود را به كرسی بنشانند»!
اين بود كه احتياط را شرط عقل دانستم و گفتم خوب است هر چه زودتر دارایی خود را برداشته و به وطن خود برگردم.

" یکی بود یکی نبود "
#محمد_علی_جمالزاده

‏حالا برسیم بر سر «سفید کلاه‌ها» که به «شیخ» و «آخوند» معروف هستند.
این‌ها در میان مردم احترام مخصوصی دارند و چون به کلاهشان شناخته می‌شوند هر چه پارچه گیر بیاورند می‌پیچند دور سرشان و حالت مناری را پیدا می‌کنند که بر سر آن لک لکی باشد.
یک روز محرمانه از یک ایرانی پرسیدم که این‌ها چرا این طور کله خود را می‌پوشانند ؟

گفت: ندیده‌ای که وقتی انگشتی معیوب می‌شود سر آن را کهنه می‌پیچند، شاید این‌ها هم مغزشان عیب دارد و می‌خواهند نگذارند از خارج هوای آزاد به آن برسد!
#محمدعلی_جمالزاده
📖#یکی_بود_یکی_نبود (نخستین مجموعهٔ داستان‌های کوتاه ایرانی که در سال ۱۳۰۰ خورشیدی در برلین منتشر شد)
در «آه! ایرانیها!» بقلم یک زن آلمانی بنام دوروته آلوتر آمده :

از چیزی که من به‌كرات یکه خورده‌ام نارسائی و عدم دانش آنهاست در مورد گذشته مملکت خودشان . تمدن و ادبیات و تاریخ و همچنین در مورد زبان مادری خویش و متأسفانه همچنین دین اسلام . وقتی یک نفر آلمانی با معلومات عمومی به یک نفر ایرانی برخورد میکند میل دارد با او در باره اسلام و تخت جمشید و فردوسی و مینیاتور ... صحبت کند ولی اغلب شخص با برخورد با بسیاری از جوانان دیپلمه بفضائی خالی برمیخورد و اغلب درك میکند که خود درین موضوعها از آنان بیشتر چیز می‌دانند... چرا جوانهای ایرانی باید صدمرتبه بیشتر برای «ویترین» ها و زندگی راحت ما مجذوب باشند تا برای هنر و موسیقی و ادبیات و مسائل معنوی دیگر ما...
📚#خلقیات_ما_ایرانیان
#محمد‌علی_جمالزاده
خداوند هيچ کافری را گير قوم فراش نيندازد!
ديگر پيرت می داند که اين پدر آمرزيده‌ها در يک آب خوردن چه بر سر ما آوردند. تنها چيزی که توانستيم از دستشان سالم بيرون بياوريم يکی کلاه فرنگيمان بود و ديگری ايمانمان که معلوم شد به هيچ کدام احتياجی نداشتند...
📚#فارسی_شکر_است
#محمدعلی_جمالزاده
بارالها ما زنها مگر بچه‌های صیغه‌ایِ خلقت هستیم؟!! مگر دختر چه گناهی کرده که وقتی زن آبستن می‌شود مدام دعا میکند که خدایا دختر نباشد.
برای چه ما زنها باید هر ماه باج ضعف و ناتوانی خود را بصورت مقداری از خون خودمان نثار طبیعت غدّار کنیم؟!!
آمدیم و راستی عقلمان کوتاه و گیسمان دراز باشد، تازه تقصیر با کیست؟! میگویند اهل مکر و خدعه‌ایم. اگر مکار بودیم اینطور ذلیل نمیشدیم. هنوز عروسکیم که عروس میشویم و هنوز دهانمان بوی شیر میدهد که باید بچه شیر بدهیم. کدام حیوانی است که نه ماه تمام آبستن باشد و کدام جانوری است که بچه‌اش را یکسال و دوسال شیر بدهد. اگر یک مرد پیدا میشد که سنگی به وزن یک بچه به شکم خود ببندد و نه ماه تمام با خود بکشد، آنوقت معلوم میشد که ما زنها نه ماه تمام چه میکشیم و چطور جانمان به لبمان میرسد تا بچه به دنیا بیاید و هنوز نفس تازه نکرده ایم که دوباره باید از سر بگیریم. خدایا چه عیبی داشت ما هم مثل پرندگان تخم میگذاشتیم و چند صباحی رویِ تخم میخوابیدیم و بچه در می‌آوردیم!!

اگر پدر نان می‌دهد مادر باید جان بدهد تا بچه دندان در بیاورد و راه بیفتد و نان خوردن و نان پیداکردن را یاد بگیرد.
خداوندا اگر‌ مزه‌ زن‌ بودن‌ را‌ میچشیدی،
‌یا اصلا ‌زن‌ خلق ‌نمی‌کردی‌ و‌ یا‌ طوری ‌خلق ‌میکردی ‌که‌ سزاوار عدالت و رحمانیت تو باشد.

#صحرای_محشر
محمدعلی جمالزاده
خداوند اگر به کسی نعمت شارلاتانی و چاخانی و وقاحت داده باشد در این مرز و بوم نانش تو روغن است و روی سبیل قیصر نقاره می زند.
تا این قماش اشخاص تاج سر ما هستند رنگ رستگاری را نخواهیم دید. خاک بر سرمان که تقصیر خودمان است.
اصلا ایرانی بت ساز و بت پرست خلق شده است و چشمش کور تا بوده چنین بوده و تا هست چنین خواهد بود ...!

📙#آسمان_و_ریسمان
#محمدعلی_جمالزاده
با همه قیافه‌ای که به خود می گیرند هیچ کار دنیا را به جد نمی گیرند مگر در سه مورد مخصوص یکی شکم ، و یکی کیسه ، و یکی تنبان ...

وقتی پای این سه چیز به میان آید یوسف را به کلافی و خدا را به خرمایی می فروشند. چطور می خواهی دلم به حال این مردم دوز و کلکی مزاج نسوزد که برای حل و فصل معضلات امور و مشکلات دنیا تنها به سه طریقه معتقدند که عبارت است از سر هم بندی ، ماست مالی و روش مرضیه ساخت و پاخت ...

این هر سه از مبتکرات فکر بدیع و از کشفیات قریحه سرشار خودشان است و در این میدان الحق که گوی سبقت را از جهان و جهانیان ربوده اند !
#محمد_علی_جمالز‌اده

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#کتاب_صوتی


#عیدی_خاله_خداداد
#محمد_علی_جمالزاده
#داستان_کوتاه

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
Audio
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#کتاب_صوتی


#عیدی_خاله_خداداد
#محمد_علی_جمالزاده
#داستان_کوتاه

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity