🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴# هفدهم آبان سالروز درگذشت نويسنده شهير #محمد_علی_جمالزاده #پدر_داستان _نويسی_نوين_ايران
#سيد_محمد_علی_جمال_زاده در سال ۱۲۷۰ خورشیدی در #اصفهان و در خانوادهاي بزرگ و عالم به دنيا آمد. پدرش #سيد_جمال_الدين_واعظ_اصفهانی_همدانی از پرنفوذترين #مبلغان_مذهبی دوران #مشروطه بود و نقش مهمی در آن نهضت داشت. در سالهای جوانی محمدعلی، وی همگام با پدر و پس از آن از فعالان برجسته حركت اصلاح طلبانه مشروطيت به شمار ميرفت كه يكی از دلايل اين حضور ضد استبدادی، دستگيری و #قتل_پدرش در جريان مشروطيت به دست عمّال #محمد_علی_شاه_قاجار بود. سيدمحمدعلی جمالزاده پس از اتمام تحصيلات ابتدايی، راهی #بيروت و سپس #پاريس شد و در #فرانسه در رشته #حقوق فارغ التحصيل گرديد. وی در ۲۲ سالگی در حالی كه بسياری از مناطق ايران بيطرف در جريان #جنگ_جهانی_اول به اشغال دولتهای #روس و #انگليس و #عثمانی درآمده بود به #كرمانشاه رفت و #ارتش_كوچكی از #كردها برای جنگ با #متفقين به وجود آورد. اما خيلی زود اين كار را رها كرد و راهی #برلين در آلمان شد. جمالزاده سپس به مدت بيست و پنج سال در #دفتر_بين_المللی كار در #ژنو شروع به فعاليت نمود و در كنار آن به مطالعات وسيعی دست زد. با فرا رسيدن شهريور ۱۳۲۰ خورشیدی، حيات ادبی جمالزاده شروع شد و چند #داستان از او در #تهران به #چاپ رسيد. وی تحت تأثير آشنايی با #روشنفكران_ايرانی به اين نيتجه رسيد كه يكی ازدلايل #بيسوادی وسيع مردم ايران در آن زمان اين است كه نخبگان تحصيل كرده، تنها برای خوشآمد يكديگر مي نويسند، حال آنكه در #غرب ، حتی متفكران بزرگ هم در نويسندگی از نهايت سادگی بهره می گيرند. نتيجه اين انديشه، نوشتن و انتشار تعدادی #داستان_های_كوتاهِ_ابتكاری بود كه بعدها اساس #نخستين_كتاب وی با نام #يكی_بود_يكی_نبود گرديد. اين كتاب ولوله ای در ميان خوانندگان پارسی زبان انداخت، چرا كه او برخلاف عادت معمول نويسندگان معاصرش، در داستان خود از لغات و اصطلاحات روزمره مردم استفاده كرد و از #دشوار_نويسی پرهيز نمود، كه اين، ويژگی خاص نوشته های اوست. #گنج_شايگان ، #صحرا__محشر ، #خاك_و_آدم و #دشمن_ملت و... از جمله كتابهای جمالزاده است كه در نتيجه آنها، از او به عنوان #پدر_داستان_نويسی_ايران ياد كرده اند. سرانجام محمد علی جمالزاده در حالی كه در حدود نود سال در #اروپا می زيست ولی هميشه قلبش برای #وطن مي تپيد، وی در هفدهم آبان ۱۳۷۶خورشیدی و درسن ۱۰۶ سالگی درگذشت و دربلوک ۲۲ #گورستان #پتی_ساکونه #ژنو در کنار #همسرش #مارگرت_اگرت به خاك سپرده شد
روحش شاد
یادش گرامی
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿
حاج عمو دستمال آلوده ای از زیر بالش درآورد دماغش را با صدای بلند گرفت و ریش و پشم را پاک نمود و با لعاب اسفر زه گلوئی تر کرد و گفت نه عزیزم گول این حرفها را مخور. ملک دو عالم را با زبان پشیزی و روضـﮥ رضوان را به جوی می فروشند ولی به مجرد اینکه سرشان به سامانی رسید برای پوست گردوئی تا باردو می دوند و در راه یک وجب خاک شش دانک ملک قناعت را بوسیده بالای طاقچه می نهند و صد بار در محضر شرع و عرف به فروتنی زانو بر زمین زده قبول هرگونه اهانتی را می نمایند به قول کلیم صدف گشاده کف است آن زمان که گوهر نیست» تمام حاتم بازی هایشان تا وقتی است که آه در بساط ندارند و از کیسـﮥ خلیفه می بخشند و الا اطمینان داشته باش همینکه دستشان به جائی بند شد و به مال و علاقه ای رسیدند آن وقت دیگر بخشش به خروار را یکباره فراموش نموده حسابشان به دینار می شود و حتی از کجا که همین خواجه حافظ هم با آن همه بزرگواری وجود و کرم که سمرقند و بخارا را به خال هندوی یار می بخشد اگر دارای دو جریب زمین می شد و پایش می افتاد که مجبور باشد نیم جریب آن را به اسم شاخه نبات از جان عزیز تر قباله کند برای شانه خالی کردن هزار جور کچلک بازی در می آورد. نمی دانم در کجا خوانده ام که یک نفر از فلاسفه مشهور روم که گویا اسمش میسینکا یا چیزی شبیه به این است در پشت میز تمام طلا شرحی در ستایش فقر و تهیدستی نوشته است.
✍🏻 #محمد_علی_جمالزاده
📗 #دارالمجانین
گفت: "دیوانگی شاخ و دم ندارد. وقتی آدم با آدم های دیگر شباهت نداشته باشد، دیوانه محسوب میگردد."
گفتم: "اگر همه مردم دیوانه بودند، تا حالا همدیگر رو خورده بودند ."
گفت: "نکته همینجاست که آفت عالم و بلای جان بنی آدم همیشه نیم عقلا و نیم ديوانگان بوده اند. و الا از آدم تمام عاقل و تمام دیوانه -اگر فرضا پیدا شود- هرگز سر سوزنی آزار نمی رسد."
#محمدعلی_جمالزاده
#دارالمجانین
نوع فایل: Pdf
کتاب های نویسنده درپایان پست تقدیم می گردد
برای دانلود رمان فایل زیر رالمس ڪنید.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴# هفدهم آبان سالروز درگذشت نويسنده شهير #محمد_علی_جمالزاده #پدر_داستان _نويسی_نوين_ايران
#سيد_محمد_علی_جمال_زاده در سال ۱۲۷۰ خورشیدی در #اصفهان و در خانوادهاي بزرگ و عالم به دنيا آمد. پدرش #سيد_جمال_الدين_واعظ_اصفهانی_همدانی از پرنفوذترين #مبلغان_مذهبی دوران #مشروطه بود و نقش مهمی در آن نهضت داشت. در سالهای جوانی محمدعلی، وی همگام با پدر و پس از آن از فعالان برجسته حركت اصلاح طلبانه مشروطيت به شمار ميرفت كه يكی از دلايل اين حضور ضد استبدادی، دستگيری و #قتل_پدرش در جريان مشروطيت به دست عمّال #محمد_علی_شاه_قاجار بود. سيدمحمدعلی جمالزاده پس از اتمام تحصيلات ابتدايی، راهی #بيروت و سپس #پاريس شد و در #فرانسه در رشته #حقوق فارغ التحصيل گرديد. وی در ۲۲ سالگی در حالی كه بسياری از مناطق ايران بيطرف در جريان #جنگ_جهانی_اول به اشغال دولتهای #روس و #انگليس و #عثمانی درآمده بود به #كرمانشاه رفت و #ارتش_كوچكی از #كردها برای جنگ با #متفقين به وجود آورد. اما خيلی زود اين كار را رها كرد و راهی #برلين در آلمان شد. جمالزاده سپس به مدت بيست و پنج سال در #دفتر_بين_المللی كار در #ژنو شروع به فعاليت نمود و در كنار آن به مطالعات وسيعی دست زد. با فرا رسيدن شهريور ۱۳۲۰ خورشیدی، حيات ادبی جمالزاده شروع شد و چند #داستان از او در #تهران به #چاپ رسيد. وی تحت تأثير آشنايی با #روشنفكران_ايرانی به اين نيتجه رسيد كه يكی ازدلايل #بيسوادی وسيع مردم ايران در آن زمان اين است كه نخبگان تحصيل كرده، تنها برای خوشآمد يكديگر مي نويسند، حال آنكه در #غرب ، حتی متفكران بزرگ هم در نويسندگی از نهايت سادگی بهره می گيرند. نتيجه اين انديشه، نوشتن و انتشار تعدادی #داستان_های_كوتاهِ_ابتكاری بود كه بعدها اساس #نخستين_كتاب وی با نام #يكی_بود_يكی_نبود گرديد. اين كتاب ولوله ای در ميان خوانندگان پارسی زبان انداخت، چرا كه او برخلاف عادت معمول نويسندگان معاصرش، در داستان خود از لغات و اصطلاحات روزمره مردم استفاده كرد و از #دشوار_نويسی پرهيز نمود، كه اين، ويژگی خاص نوشته های اوست. #گنج_شايگان ، #صحرا__محشر ، #خاك_و_آدم و #دشمن_ملت و... از جمله كتابهای جمالزاده است كه در نتيجه آنها، از او به عنوان #پدر_داستان_نويسی_ايران ياد كرده اند. سرانجام محمد علی جمالزاده در حالی كه در حدود نود سال در #اروپا می زيست ولی هميشه قلبش برای #وطن مي تپيد، وی در هفدهم آبان ۱۳۷۶خورشیدی و درسن ۱۰۶ سالگی درگذشت و دربلوک ۲۲ #گورستان #پتی_ساکونه #ژنو در کنار #همسرش #مارگرت_اگرت به خاك سپرده شد
روحش شاد
یادش گرامی
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿
حاج عمو دستمال آلوده ای از زیر بالش درآورد دماغش را با صدای بلند گرفت و ریش و پشم را پاک نمود و با لعاب اسفر زه گلوئی تر کرد و گفت نه عزیزم گول این حرفها را مخور. ملک دو عالم را با زبان پشیزی و روضـﮥ رضوان را به جوی می فروشند ولی به مجرد اینکه سرشان به سامانی رسید برای پوست گردوئی تا باردو می دوند و در راه یک وجب خاک شش دانک ملک قناعت را بوسیده بالای طاقچه می نهند و صد بار در محضر شرع و عرف به فروتنی زانو بر زمین زده قبول هرگونه اهانتی را می نمایند به قول کلیم صدف گشاده کف است آن زمان که گوهر نیست» تمام حاتم بازی هایشان تا وقتی است که آه در بساط ندارند و از کیسـﮥ خلیفه می بخشند و الا اطمینان داشته باش همینکه دستشان به جائی بند شد و به مال و علاقه ای رسیدند آن وقت دیگر بخشش به خروار را یکباره فراموش نموده حسابشان به دینار می شود و حتی از کجا که همین خواجه حافظ هم با آن همه بزرگواری وجود و کرم که سمرقند و بخارا را به خال هندوی یار می بخشد اگر دارای دو جریب زمین می شد و پایش می افتاد که مجبور باشد نیم جریب آن را به اسم شاخه نبات از جان عزیز تر قباله کند برای شانه خالی کردن هزار جور کچلک بازی در می آورد. نمی دانم در کجا خوانده ام که یک نفر از فلاسفه مشهور روم که گویا اسمش میسینکا یا چیزی شبیه به این است در پشت میز تمام طلا شرحی در ستایش فقر و تهیدستی نوشته است.
✍🏻 #محمد_علی_جمالزاده
📗 #دارالمجانین
گفت: "دیوانگی شاخ و دم ندارد. وقتی آدم با آدم های دیگر شباهت نداشته باشد، دیوانه محسوب میگردد."
گفتم: "اگر همه مردم دیوانه بودند، تا حالا همدیگر رو خورده بودند ."
گفت: "نکته همینجاست که آفت عالم و بلای جان بنی آدم همیشه نیم عقلا و نیم ديوانگان بوده اند. و الا از آدم تمام عاقل و تمام دیوانه -اگر فرضا پیدا شود- هرگز سر سوزنی آزار نمی رسد."
#محمدعلی_جمالزاده
#دارالمجانین
نوع فایل: Pdf
کتاب های نویسنده درپایان پست تقدیم می گردد
برای دانلود رمان فایل زیر رالمس ڪنید.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
سالگرد درگذشت زنده یاد ابوالقاسم #عارف_قزوینی (۱۲۵۹ - ۱ بهمن ۱۳۱۲)، شاعر و تصنیفساز
گرامی باد...
#کودکی و #جوانی
#عارف درسال ۱۲۵۹ هجری شمسی درقزوین متولد شد. پدرش «ملاهادی وکیل» بود. عارف صرف و نحو عربی وفارسی را در قزوین فرا گرفت. خط شکسته و نستعلیق را بسیار خوب مینوشت. موسیقی را نزد حاج #صادق_خرازی فرا گرفت. مدتی به اصرار پدر در پای منبر میرزا حسن واعظ، یکی از وعاظ قزوین، به نوحه خوانی پرداخت و عمامه میبست ولی پس از مرگ پدر #عمامه را برداشت و ترک روضه خوانی کرد.
💝 ازدواج
عارف در۱۷سالگی به دختری به نام #خانم_بالا عشق و علاقه پیدا کرد و با او #پنهانی_ازدواج کرد. ( تصنیف #دیدم_صنمی... را در وصف ایشان سرود) فشارهای خانواده دختر پس از اینکه مطلع گردیدند زیاد شد و عارف به ناچار به رشت رفت و پس از بازگشت با وجود عشق بسیار آن دختر را طلاق داد و تا آخر عمر ازدواج نکرد.
میان سالی و مشروطه
عارف در سال ۱۳۱۶ ه. ق به تهران آمد و چون صدای خوشی داشت با شاهزادگان قاجار آشنا شدومظفرالدین شاه خواست او را در ردیف فراش خلوتها درآورد اما عارف به قزوین بازگشت.
در سال ۱۳۲۳ در زمان آغاز ۲۳ سالگی عارف زمزمه مشروطیت بلند گشته بود، عارف نیز با غزلهای خود به موفقیت مشروطیت کمک کرد. "ایرج میرزا" شاعر طنز سرای معروف، منظومه عارفنامه را در هجو وی سرودهاست.
درسال۱۳۳۵یکی ازدوستان عارف به نام"عبدالر
حیم خان" خودکشی کرد و عارف بر اثر این به جنون مبتلا شد و نظام السلطنه مافی او رابرای مداوا به بغداد برد.پس از چندی با شروع جنگ جهانی اول همراه نظام السلطنه به استانبول رفت.
وی در سال ۱۳۳۷ ه. ق به تهران بازگشت و کنسرت با شکوهی ترتیب داد.
درهنگام مرگ #کلنل_محمد_تقی_خان_پسیان درسال ۱۳۴۰ ه. ق در تشییع جنازهٔ او شرکت نمود و به مسببین این حادثه ناسزا گفت. هنگامی که خواستند سر کلنل را روی توپ بگذارند،
عارف فریاد برآورد:
این سر که نشان #حقپرستی است
امروز رها ز قید #هستی است
با دیدهٔ #عبرتش ببینید
کاین عاقبت #وطن_پرستی است
ماجرای #عایشه
( #دختر_بازرگان_استانبولی ) که هر سال به ایران می آمد تا به #زیارت قبر #عارف_قزوینی برود.
مرداد هر سال از راهی دور زنی شوریده بار سفر میبست تا شاخه گلی نثار آرامگاه محبوبش کند و چند روزی معتکف خاک جانان باشد. این عشق شورانگیز و پاک که سالها زبانزد مردم #همدان بود، داستانی جالب و شنیدنی دارد.
روزی از #استانبول #ترکیه آمد و در یکی از #مسافر_خانه_های خیابان #بوذر_جُمهری اتاق محقری اجاره کرده بود تا رهسپار #همدان شود. روی تخت فرسوده نشسته بود و زیر لب #تصنیف #باد_بهاری #عارف را با #لهجه_ترکی_پارسی زمزمه می کرد. با اینکه خیلی پیر بود طنین صدایش شوری عجیب داشت. با کف دستش قطرات اشکش را پاک کرد. از هر ۲ چشم نابینا بود. سلام کردیم. خاطراتش را اینطور ورق زد:
سالهای قبل در یک خانواده متجدد استانبولی بدنیا آمدم. مدتی همراه پدرم بدلیل شغلش، در ایران اقامت داشتیم و پارسی را فرا گرفتم. سپس به ترکیه برگشتیم. در اوج زیبائی و جوانی و دلفریبی و رفاه بودم. بطوریکه جوانان شهر گرد حُسنم پروانهوار می گشتند. هر روز عصر پدرم با عدهای از دوستان با ذوقش در باغ منزلمان بساط عیش و نوش می گستراندند.
روزی مردی مهمان با قامت کشیده و صورتی مردانه بی آنکه زیبا باشد دلم را بدجوری همراه خودش برد. لبخندی طنزآمیز به لب داشت و دنیا را بههیچ میپنداشت. پدرم بالای مجلس را به وی اختصاص می داد و و احترام زیادی برایش قائل بود. آهسته از دوستان پدرم پرسیدم کیست؟ گفتند: #عارف است و از #ایران آمده. همراه ساز دوست پدرم چنان آوازی خواند (عایشه با گریه بسیار و فوقالعاده حزنانگیز تعریف میکند) مانند باران بهاری که بر غبار بنشیند، همهمه های مجلس را فرو نشاند. همه سراپاش گوش بودند. عارف هم که زیر چشم متوجه نگاه های خاصّم شده بود برخاست و در چشمانم نگریست و نالید:
چه آشنا نگهی داری ای رمیده غزال
خدا نگاه ترا با کس آشنا نکند
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
سالگرد درگذشت زنده یاد ابوالقاسم #عارف_قزوینی (۱۲۵۹ - ۱ بهمن ۱۳۱۲)، شاعر و تصنیفساز
گرامی باد...
#کودکی و #جوانی
#عارف درسال ۱۲۵۹ هجری شمسی درقزوین متولد شد. پدرش «ملاهادی وکیل» بود. عارف صرف و نحو عربی وفارسی را در قزوین فرا گرفت. خط شکسته و نستعلیق را بسیار خوب مینوشت. موسیقی را نزد حاج #صادق_خرازی فرا گرفت. مدتی به اصرار پدر در پای منبر میرزا حسن واعظ، یکی از وعاظ قزوین، به نوحه خوانی پرداخت و عمامه میبست ولی پس از مرگ پدر #عمامه را برداشت و ترک روضه خوانی کرد.
💝 ازدواج
عارف در۱۷سالگی به دختری به نام #خانم_بالا عشق و علاقه پیدا کرد و با او #پنهانی_ازدواج کرد. ( تصنیف #دیدم_صنمی... را در وصف ایشان سرود) فشارهای خانواده دختر پس از اینکه مطلع گردیدند زیاد شد و عارف به ناچار به رشت رفت و پس از بازگشت با وجود عشق بسیار آن دختر را طلاق داد و تا آخر عمر ازدواج نکرد.
میان سالی و مشروطه
عارف در سال ۱۳۱۶ ه. ق به تهران آمد و چون صدای خوشی داشت با شاهزادگان قاجار آشنا شدومظفرالدین شاه خواست او را در ردیف فراش خلوتها درآورد اما عارف به قزوین بازگشت.
در سال ۱۳۲۳ در زمان آغاز ۲۳ سالگی عارف زمزمه مشروطیت بلند گشته بود، عارف نیز با غزلهای خود به موفقیت مشروطیت کمک کرد. "ایرج میرزا" شاعر طنز سرای معروف، منظومه عارفنامه را در هجو وی سرودهاست.
درسال۱۳۳۵یکی ازدوستان عارف به نام"عبدالر
حیم خان" خودکشی کرد و عارف بر اثر این به جنون مبتلا شد و نظام السلطنه مافی او رابرای مداوا به بغداد برد.پس از چندی با شروع جنگ جهانی اول همراه نظام السلطنه به استانبول رفت.
وی در سال ۱۳۳۷ ه. ق به تهران بازگشت و کنسرت با شکوهی ترتیب داد.
درهنگام مرگ #کلنل_محمد_تقی_خان_پسیان درسال ۱۳۴۰ ه. ق در تشییع جنازهٔ او شرکت نمود و به مسببین این حادثه ناسزا گفت. هنگامی که خواستند سر کلنل را روی توپ بگذارند،
عارف فریاد برآورد:
این سر که نشان #حقپرستی است
امروز رها ز قید #هستی است
با دیدهٔ #عبرتش ببینید
کاین عاقبت #وطن_پرستی است
ماجرای #عایشه
( #دختر_بازرگان_استانبولی ) که هر سال به ایران می آمد تا به #زیارت قبر #عارف_قزوینی برود.
مرداد هر سال از راهی دور زنی شوریده بار سفر میبست تا شاخه گلی نثار آرامگاه محبوبش کند و چند روزی معتکف خاک جانان باشد. این عشق شورانگیز و پاک که سالها زبانزد مردم #همدان بود، داستانی جالب و شنیدنی دارد.
روزی از #استانبول #ترکیه آمد و در یکی از #مسافر_خانه_های خیابان #بوذر_جُمهری اتاق محقری اجاره کرده بود تا رهسپار #همدان شود. روی تخت فرسوده نشسته بود و زیر لب #تصنیف #باد_بهاری #عارف را با #لهجه_ترکی_پارسی زمزمه می کرد. با اینکه خیلی پیر بود طنین صدایش شوری عجیب داشت. با کف دستش قطرات اشکش را پاک کرد. از هر ۲ چشم نابینا بود. سلام کردیم. خاطراتش را اینطور ورق زد:
سالهای قبل در یک خانواده متجدد استانبولی بدنیا آمدم. مدتی همراه پدرم بدلیل شغلش، در ایران اقامت داشتیم و پارسی را فرا گرفتم. سپس به ترکیه برگشتیم. در اوج زیبائی و جوانی و دلفریبی و رفاه بودم. بطوریکه جوانان شهر گرد حُسنم پروانهوار می گشتند. هر روز عصر پدرم با عدهای از دوستان با ذوقش در باغ منزلمان بساط عیش و نوش می گستراندند.
روزی مردی مهمان با قامت کشیده و صورتی مردانه بی آنکه زیبا باشد دلم را بدجوری همراه خودش برد. لبخندی طنزآمیز به لب داشت و دنیا را بههیچ میپنداشت. پدرم بالای مجلس را به وی اختصاص می داد و و احترام زیادی برایش قائل بود. آهسته از دوستان پدرم پرسیدم کیست؟ گفتند: #عارف است و از #ایران آمده. همراه ساز دوست پدرم چنان آوازی خواند (عایشه با گریه بسیار و فوقالعاده حزنانگیز تعریف میکند) مانند باران بهاری که بر غبار بنشیند، همهمه های مجلس را فرو نشاند. همه سراپاش گوش بودند. عارف هم که زیر چشم متوجه نگاه های خاصّم شده بود برخاست و در چشمانم نگریست و نالید:
چه آشنا نگهی داری ای رمیده غزال
خدا نگاه ترا با کس آشنا نکند
🔴#چکامه_پارسی
چرا مردم قفس را آفریدند؟
چرا پروانه را از شاخه چیدند؟
چرا پروازها را پر شکستند؟
چرا آوازها را سر بریدند؟
پس از کشف قفس، پرواز پژمرد
سرودن بر لب بلبل گره خورد
کلاف لاله سر در گم فرو ماند
شکفتن در گلوی گل گره خورد
چرا نیلوفر آواز بلبل
به پای میلههای سرد پیچید؟
چرا آواز غمگین قناری
درون سینهاش از درد پیچید؟
چرا لبخند گل پرپر شد و ریخت؟
چه شد آن آرزوهای بهاری؟
چرا در پشت میله خط خطی شد
صدای صاف آواز قناری؟
چرا لای کتابی، خشک کردند
برای یادگاری پیچکی را؟
به دفترهای خود سنجاق کردند
پر پروانه و سنجاقکی را؟
خدا پر داد تا پرواز باشد
گلویی داد تا آواز باشد
خدا میخواست باغ آسمانها
به روی ما همیشه باز باشد
خدا بال و پر و پروازشان داد
ولی مردم درون خود خزیدند
خدا هفت آسمان باز را ساخت
ولی مردم قفس را آفریدند
#قیصر_امینپور
قسم به نام #پدر_اعدام_نکنید
به نام #مادر_اعدام_نكنيد
به نام #وطن_اعدام_نكنيد
#اعدام_نکنید
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
چرا مردم قفس را آفریدند؟
چرا پروانه را از شاخه چیدند؟
چرا پروازها را پر شکستند؟
چرا آوازها را سر بریدند؟
پس از کشف قفس، پرواز پژمرد
سرودن بر لب بلبل گره خورد
کلاف لاله سر در گم فرو ماند
شکفتن در گلوی گل گره خورد
چرا نیلوفر آواز بلبل
به پای میلههای سرد پیچید؟
چرا آواز غمگین قناری
درون سینهاش از درد پیچید؟
چرا لبخند گل پرپر شد و ریخت؟
چه شد آن آرزوهای بهاری؟
چرا در پشت میله خط خطی شد
صدای صاف آواز قناری؟
چرا لای کتابی، خشک کردند
برای یادگاری پیچکی را؟
به دفترهای خود سنجاق کردند
پر پروانه و سنجاقکی را؟
خدا پر داد تا پرواز باشد
گلویی داد تا آواز باشد
خدا میخواست باغ آسمانها
به روی ما همیشه باز باشد
خدا بال و پر و پروازشان داد
ولی مردم درون خود خزیدند
خدا هفت آسمان باز را ساخت
ولی مردم قفس را آفریدند
#قیصر_امینپور
قسم به نام #پدر_اعدام_نکنید
به نام #مادر_اعدام_نكنيد
به نام #وطن_اعدام_نكنيد
#اعدام_نکنید
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تلنگر
#دیدگاه
#وطن
📣 نویسندگان، هنرمندان، ترانهسرایان، کارگردانان و کنشگران هنری و فرهنگی هموطنم.
💖 ایرانیان اکنون نیازمند شادمانی هستند.
📰چند دهه همزیستی با مفاهیم و واژگان منفی، غمگین، سیاه و نامحترمانه، روان ما ایرانیان را فرسوده است.
هر سو را که مینگری، فشار و ضربهای است بر روان مردم.
در صدا و سیما، شبکههای ماهوارهای، روزنامهها، در کتاب، در سینما.
📒امروزه، بایستهی مسوولیت اجتماعی، آفریدن شادی، مهر، امید و آرامش است.
نمایش دوستی و همبستگی و سبزی و زیبایی و ادب.
🚫الگوهای متعفن در بیانِ فلاکت و تاریکی و نفرت طبقاتی و خیانت و دعوای خانوادگی و فقر و خشم و مرگ و بیماری را رها کنید.
🚫لودگیهای بیادبانه و نامحترمانه را که به نام طنز ارایه میشوند، دور بریزید.
🚫ساختن موسیقی و فیلم و سخن و نوشتار غمگین را رها کنید.
⬅️ در فیلمها و ترانهها و کتابهایتان از جشنهای میهنی، عشقهای بدون کشمکش، زندگیهای انسانی، گفتار فاخر، رفتار مسوولانه، طبیعت زیبای ایرانمان، دلاوری و میهنپرستی سربازانمان، همبستگی مردم چهارگوشهی کشورمان، شنیدن صدای قهقهه از خانهها و ادب و کتابخوانی فرزندانمان بگویید💛.
لطفا.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#تلنگر
#دیدگاه
#وطن
📣 نویسندگان، هنرمندان، ترانهسرایان، کارگردانان و کنشگران هنری و فرهنگی هموطنم.
💖 ایرانیان اکنون نیازمند شادمانی هستند.
📰چند دهه همزیستی با مفاهیم و واژگان منفی، غمگین، سیاه و نامحترمانه، روان ما ایرانیان را فرسوده است.
هر سو را که مینگری، فشار و ضربهای است بر روان مردم.
در صدا و سیما، شبکههای ماهوارهای، روزنامهها، در کتاب، در سینما.
📒امروزه، بایستهی مسوولیت اجتماعی، آفریدن شادی، مهر، امید و آرامش است.
نمایش دوستی و همبستگی و سبزی و زیبایی و ادب.
🚫الگوهای متعفن در بیانِ فلاکت و تاریکی و نفرت طبقاتی و خیانت و دعوای خانوادگی و فقر و خشم و مرگ و بیماری را رها کنید.
🚫لودگیهای بیادبانه و نامحترمانه را که به نام طنز ارایه میشوند، دور بریزید.
🚫ساختن موسیقی و فیلم و سخن و نوشتار غمگین را رها کنید.
⬅️ در فیلمها و ترانهها و کتابهایتان از جشنهای میهنی، عشقهای بدون کشمکش، زندگیهای انسانی، گفتار فاخر، رفتار مسوولانه، طبیعت زیبای ایرانمان، دلاوری و میهنپرستی سربازانمان، همبستگی مردم چهارگوشهی کشورمان، شنیدن صدای قهقهه از خانهها و ادب و کتابخوانی فرزندانمان بگویید💛.
لطفا.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
#وطن_امروز
وطن امروز اسیر دو سه تن بیوطن است
انهدام وطن از نکبت این چند تن است
این یکی لاشخور و آن دگری جغد سیاه
این یکی مرده خور و آن دگری گورکن است
آن شده پیش نماز چمن دانشگاه
واقعا قصهی او قصه خر در چمن است
عطش قاضی اسلام بنازم که چنین
تشنه خون جوان و بچه و مرد و زن است
حاکم شرع به حیوان عجیبی ماند
که دمش گاو و تنش خوک و سرش کرگدن است
هیات حاکم ما هیات خیرات خوریست
هیات دولت ما هیات زنجیر زن است
تا که باشد وطنم دست دو تن تعزیهخوان
همه جا قتل حسین و حسن است
روزگاری که وطن غصب کفن دزدان است
عجبی نیست اگر مرده ما بیکفن است
میزند خون جوانان وطن موج هنوز
این چنین است که لب تشنه و خونین بدن است
مملکت داری از این قوم چه داری تو امید
که در اندیشه جیب و شکم و خیک تن است
بر نیاید ز بز و بزمچه خرمن کوبی
کار بر عهده گاو نر و مرد کهن است
شده هر بیخردی صاحب یک دسته قشون
هر خطا پیش رئیس دو سه تا انجمن است
این یکی دشمن شعر و گل و موسیقی و عشق
آن یکی دشمن ملیت و خصم سنن است
بلبلان را همه کشتند به فتوای فقیه
حالیا وقت نوا خوانی زاغ و زغن است
حد شرعی به گل لاله و نرگس زده است
حاکم شرع که غارتگر دشت و دمن است
سرزمین گل و بلبل به چه روزی افتاد
بلبل آن وزغ است و چمن آن لجن است
مجلس ختم قناریست بیا ای قاری
که کنون نوبت تو طوطی شکر شکن است
این چه بوییست که از زیر عبا میآید
که چنین باعث دلسردی مشک و ختن است
داده بودند خبر بت شکنی میآید
بت شکن آمد و دیدیم که پیمان شکن است
مذهب مرجع تقلید اگر بیوطنی است
سجده بر خاک وطن مذهب و آیین من است.
از زندهیاد #سعیدى_سیرجانی:
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
#وطن_امروز
وطن امروز اسیر دو سه تن بیوطن است
انهدام وطن از نکبت این چند تن است
این یکی لاشخور و آن دگری جغد سیاه
این یکی مرده خور و آن دگری گورکن است
آن شده پیش نماز چمن دانشگاه
واقعا قصهی او قصه خر در چمن است
عطش قاضی اسلام بنازم که چنین
تشنه خون جوان و بچه و مرد و زن است
حاکم شرع به حیوان عجیبی ماند
که دمش گاو و تنش خوک و سرش کرگدن است
هیات حاکم ما هیات خیرات خوریست
هیات دولت ما هیات زنجیر زن است
تا که باشد وطنم دست دو تن تعزیهخوان
همه جا قتل حسین و حسن است
روزگاری که وطن غصب کفن دزدان است
عجبی نیست اگر مرده ما بیکفن است
میزند خون جوانان وطن موج هنوز
این چنین است که لب تشنه و خونین بدن است
مملکت داری از این قوم چه داری تو امید
که در اندیشه جیب و شکم و خیک تن است
بر نیاید ز بز و بزمچه خرمن کوبی
کار بر عهده گاو نر و مرد کهن است
شده هر بیخردی صاحب یک دسته قشون
هر خطا پیش رئیس دو سه تا انجمن است
این یکی دشمن شعر و گل و موسیقی و عشق
آن یکی دشمن ملیت و خصم سنن است
بلبلان را همه کشتند به فتوای فقیه
حالیا وقت نوا خوانی زاغ و زغن است
حد شرعی به گل لاله و نرگس زده است
حاکم شرع که غارتگر دشت و دمن است
سرزمین گل و بلبل به چه روزی افتاد
بلبل آن وزغ است و چمن آن لجن است
مجلس ختم قناریست بیا ای قاری
که کنون نوبت تو طوطی شکر شکن است
این چه بوییست که از زیر عبا میآید
که چنین باعث دلسردی مشک و ختن است
داده بودند خبر بت شکنی میآید
بت شکن آمد و دیدیم که پیمان شکن است
مذهب مرجع تقلید اگر بیوطنی است
سجده بر خاک وطن مذهب و آیین من است.
از زندهیاد #سعیدى_سیرجانی:
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🔴#وطن
لازم نیست حتما
سرزمین بزرگی باشد
گاهی مساحت کوچکی است
در حد فاصل دو شانه...
#غسان_کنفانی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
لازم نیست حتما
سرزمین بزرگی باشد
گاهی مساحت کوچکی است
در حد فاصل دو شانه...
#غسان_کنفانی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#ویدئو
تقدیم به ملتی که سالهاست در راه رسیدن به سعادت به انتظار نشسته اند....
شعر " سنگ های همیشه " :
دوباره آمده اخبارِ جنگ های همیشه
سلامِ مجری و بعدش جفنگ های همیشه
هنوز ماشه ی اخبار تلخ را نچکانده
پر است پیکرمان از فشنگ های همیشه
به انتظار حقیقت نشسته ایم اگرچه
نصیب ماست دروغ و دلنگ های همیشه
سیاهمان تا کردند آفتاب پرستان
درآمدند دوباره به رنگ های همیشه
در آرزوی رسیدن به قله های سعادت
شدیم پله برای زرنگ های همیشه
کسی به باور من پاک کرده حافظه مان را
که می خورد سرمان هی به سنگ های همیشه...
شعر و دکلمه : #مه_زاد_رازی
#ایران #سرزمین #وطن #انتخابات #مردم #عدالت #جنگ #فقر #درد #شعر #دکلمه #دکلمه_شعر #غزل
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#ویدئو
تقدیم به ملتی که سالهاست در راه رسیدن به سعادت به انتظار نشسته اند....
شعر " سنگ های همیشه " :
دوباره آمده اخبارِ جنگ های همیشه
سلامِ مجری و بعدش جفنگ های همیشه
هنوز ماشه ی اخبار تلخ را نچکانده
پر است پیکرمان از فشنگ های همیشه
به انتظار حقیقت نشسته ایم اگرچه
نصیب ماست دروغ و دلنگ های همیشه
سیاهمان تا کردند آفتاب پرستان
درآمدند دوباره به رنگ های همیشه
در آرزوی رسیدن به قله های سعادت
شدیم پله برای زرنگ های همیشه
کسی به باور من پاک کرده حافظه مان را
که می خورد سرمان هی به سنگ های همیشه...
شعر و دکلمه : #مه_زاد_رازی
#ایران #سرزمین #وطن #انتخابات #مردم #عدالت #جنگ #فقر #درد #شعر #دکلمه #دکلمه_شعر #غزل
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادمان
#سردار_سرزمینم
#سرباز_وطن
#رییسعلی_دلواری (۱۲۶۱ – ۱۲۹۴ خورشیدی) کنشگر مشروطهخواه و رهبر خیزش مردم در تنگستان و بوشهر، علیه نیروهای بریتانیا در دورهی جنگ جهانی اول بود.
رییسعلی در روستای دلوار در بخش تنگستان دیده به جهان گشود (دلوار اکنون، شهری در استان بوشهر است) با آغاز جنبش مشروطیت، رییسعلی در حالی که ۲۴ سال بیشتر نداشت از پیشگامان مشروطهخواهی در جنوب ایران شد و با گروههای انقلابی و مشروطهخواه در بوشهر همکاری نمود.
دوران جوانی او همچنین با لشگرکشی گستردهی استعمار انگلیس به خلیج فارس همزمان بود و وی نقشی کلیدی در خیزش مردم جنوب کشورمان علیه تازیان انگلیسی داشت.
انگلیسیها افزون بر بوشهر، قصد گرفتن بخش دلوار را نیز داشتند، ولی رییسعلی دلواری و شیخ حسینخان چاهکوتاهی و زایرخضرخان اهرمی از این نقشهی دشمن آگاه گشته و به پدافند از #وطن برخواستند. خیزش دلیران تنگستان علیه تازیان آغاز شد. نیروهای انگلیسی که نزدیک به پنج هزار نفر بودند، در دام وطنپرستان تنگستانی گرفتار آمدند و گروه بزرگی از آنان کشته شدند.
نبردهای چریکی پیروزمندانهی رییسعلی علیه تازیان، دیگر مبارزان تنگستان را نیز برای همراهی با او به شوق آورد. و انگلیسیها برای هماوردی با دلیران تنگستان، ناچار به فراخوان نیروهای کمکی خود از عراق و هند به ایران و بمباران هوایی دلوار شدند.
خیزش مردم تنگستان به رهبری رییسعلی روی هم هفت سال به درازا کشید و در این مدت دلیران تنگستانی از رفتن نیروی دشمن به درون مرزهای ایران جلوگیری و برای پاسداری از خاک #وطن جنگیدند. انگلیسیها که پدافند جانانهی مبارزان تنگستانی را دیدند، بارها فریبکارانه از در گفتگو و رشوه و فریب درآمدند. ولی همیشه از رییسعلی و دلیران همراهش پاسخ شنیدند که بر سر پدافند از ایران سازشی در کار نیست. جنگ میان دلیران تنگستان به رهبری رییسعلی دلواری در کنار سیصد تفنگدار برازجانی به رهبری غضنفرالسلطنه برازجانی از یک سو و نیروهای بریتانیا و خانهای خودفروخته از سوی دیگر تا شهریور ۱۲۹۴ در جریان بود و انگلیسیها نتوانستند بر رییسعلی و یارانش چیره شوند. تا اینکه سرانجام رییسعلی در محلی به نام «تنگک صفر» هنگام شبیخون به نیروهای بریتانیا، به دست یک خیانتکار نفوذی به نام غلامحسین تنگکی از پشت سر هدف گلوله قرار گرفت و در ۱۲ شهریور ۱۲۹۴ در سن ۳۳ سالگی، در راه دفاع از #وطن به شهادت رسید. پیکر پاک وی در وادیالسلام نجف به خاک سپرده شده است.
روان پاک آن شهید و همهی شهیدان پاسدار #وطن غرق در نور و افتخار باد و ننگ و نفرین ایرانیان، جاودانه نثار خیانتکاران و وطنفروشان و مزدوران بیگانه🙏🙏
📆 با نامگذاری شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۸۹، سالروز شهادت رییسعلی دلواری برابر با روز ۱۲ شهریور ماه، به نام "روز ملی مبارزه با استعمار" نامیده شدهاست.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادمان
#سردار_سرزمینم
#سرباز_وطن
#رییسعلی_دلواری (۱۲۶۱ – ۱۲۹۴ خورشیدی) کنشگر مشروطهخواه و رهبر خیزش مردم در تنگستان و بوشهر، علیه نیروهای بریتانیا در دورهی جنگ جهانی اول بود.
رییسعلی در روستای دلوار در بخش تنگستان دیده به جهان گشود (دلوار اکنون، شهری در استان بوشهر است) با آغاز جنبش مشروطیت، رییسعلی در حالی که ۲۴ سال بیشتر نداشت از پیشگامان مشروطهخواهی در جنوب ایران شد و با گروههای انقلابی و مشروطهخواه در بوشهر همکاری نمود.
دوران جوانی او همچنین با لشگرکشی گستردهی استعمار انگلیس به خلیج فارس همزمان بود و وی نقشی کلیدی در خیزش مردم جنوب کشورمان علیه تازیان انگلیسی داشت.
انگلیسیها افزون بر بوشهر، قصد گرفتن بخش دلوار را نیز داشتند، ولی رییسعلی دلواری و شیخ حسینخان چاهکوتاهی و زایرخضرخان اهرمی از این نقشهی دشمن آگاه گشته و به پدافند از #وطن برخواستند. خیزش دلیران تنگستان علیه تازیان آغاز شد. نیروهای انگلیسی که نزدیک به پنج هزار نفر بودند، در دام وطنپرستان تنگستانی گرفتار آمدند و گروه بزرگی از آنان کشته شدند.
نبردهای چریکی پیروزمندانهی رییسعلی علیه تازیان، دیگر مبارزان تنگستان را نیز برای همراهی با او به شوق آورد. و انگلیسیها برای هماوردی با دلیران تنگستان، ناچار به فراخوان نیروهای کمکی خود از عراق و هند به ایران و بمباران هوایی دلوار شدند.
خیزش مردم تنگستان به رهبری رییسعلی روی هم هفت سال به درازا کشید و در این مدت دلیران تنگستانی از رفتن نیروی دشمن به درون مرزهای ایران جلوگیری و برای پاسداری از خاک #وطن جنگیدند. انگلیسیها که پدافند جانانهی مبارزان تنگستانی را دیدند، بارها فریبکارانه از در گفتگو و رشوه و فریب درآمدند. ولی همیشه از رییسعلی و دلیران همراهش پاسخ شنیدند که بر سر پدافند از ایران سازشی در کار نیست. جنگ میان دلیران تنگستان به رهبری رییسعلی دلواری در کنار سیصد تفنگدار برازجانی به رهبری غضنفرالسلطنه برازجانی از یک سو و نیروهای بریتانیا و خانهای خودفروخته از سوی دیگر تا شهریور ۱۲۹۴ در جریان بود و انگلیسیها نتوانستند بر رییسعلی و یارانش چیره شوند. تا اینکه سرانجام رییسعلی در محلی به نام «تنگک صفر» هنگام شبیخون به نیروهای بریتانیا، به دست یک خیانتکار نفوذی به نام غلامحسین تنگکی از پشت سر هدف گلوله قرار گرفت و در ۱۲ شهریور ۱۲۹۴ در سن ۳۳ سالگی، در راه دفاع از #وطن به شهادت رسید. پیکر پاک وی در وادیالسلام نجف به خاک سپرده شده است.
روان پاک آن شهید و همهی شهیدان پاسدار #وطن غرق در نور و افتخار باد و ننگ و نفرین ایرانیان، جاودانه نثار خیانتکاران و وطنفروشان و مزدوران بیگانه🙏🙏
📆 با نامگذاری شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۸۹، سالروز شهادت رییسعلی دلواری برابر با روز ۱۲ شهریور ماه، به نام "روز ملی مبارزه با استعمار" نامیده شدهاست.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادمان
#وطن
درختان با چشمانی سبز
کبوتران با کفنهایی سفید
و تو با گونههایی سرخ!
وطنم!
تابوت خورشید
اینگونه از شانههای آسمان
بالا میافتد!
#بکتاش_آبتین
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادمان
#وطن
درختان با چشمانی سبز
کبوتران با کفنهایی سفید
و تو با گونههایی سرخ!
وطنم!
تابوت خورشید
اینگونه از شانههای آسمان
بالا میافتد!
#بکتاش_آبتین
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موزیک_ویدئو
#وطن
✍️ زنده یاد #بیژن_ترقی🌹
🎤خواننده #سالار_عقیلی🍷
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#موزیک_ویدئو
#وطن
✍️ زنده یاد #بیژن_ترقی🌹
🎤خواننده #سالار_عقیلی🍷
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شهر_جهان
#وطن
نفس هایم برای تو،استخوان هایم برای مردن
واژه هایم برای تو،انگشتانم برای مردن
تمامی دریاها برای تو،ماهی هایش برای مردن
ای......تمامی شب هایم در این روشنایی تاریک!
ای.......تمامی قفس هایم در این آزادیِ زندان!
#محمد_رامیار
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#شهر_جهان
#وطن
نفس هایم برای تو،استخوان هایم برای مردن
واژه هایم برای تو،انگشتانم برای مردن
تمامی دریاها برای تو،ماهی هایش برای مردن
ای......تمامی شب هایم در این روشنایی تاریک!
ای.......تمامی قفس هایم در این آزادیِ زندان!
#محمد_رامیار
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#میراث_سرزمینم
#ظروف_هخامنشی
#مادرم
#وطن_نازنینم
دردت بجانم
به که بسپارمت
که غروبت راستایش کند
وقت دلتنگی هایش
دردشت هایت اشک بریزد
وگویدتورادارم دیگرچه باک
به که بسپارمت غمخوارت باشد
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#میراث_سرزمینم
#ظروف_هخامنشی
#مادرم
#وطن_نازنینم
دردت بجانم
به که بسپارمت
که غروبت راستایش کند
وقت دلتنگی هایش
دردشت هایت اشک بریزد
وگویدتورادارم دیگرچه باک
به که بسپارمت غمخوارت باشد
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity