🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۶ آذر زادروز #پرویز_خائفی
( زاده ۱۶ آذر ۱۳۱۵ شیراز -- درگذشته ۲۵ شهریور ۱۳۹۸ شیراز ) شاعر
خائفی در خانوادهای دلبسته به شعر و ادب فارسی به دنیا آمد.
او نوه میرزا اسماعیل خائف شاعر و ادیب معاصر شوریده شیرازی است. میرزا اسماعیل همانند شوریده شیرازی از نعمت بینایی محروم بود، او به زبان فرانسه تسلط داشت و فلسفه ملاصدرا را تدریس میکرد و صاحب دیوان شعر نیز بود.
خائفی میگوید: پدرم قاضی دادگستری بود ولی از شدت علاقهاش به شعر و ادبیات فارسی، خانه ما همیشه محفل انس با بزرگان ادب معاصر بود.
او تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش به پایان رسانید و برای ادامه تحصیل وارد دانشکده ادبیات شد و پس از دریافت لیسانس در رشته زبان و ادبیات فارسی، به تدریس در دبیرستانهای شیراز مشغول شد. او برای ادامه تحصیل عازم تهران شد و پس از گرفتن مدرک دوره فوق لیسانس علوم اجتماعی، به سمت مسئول تبلیغات و انتشارات کمیته پیکار با بیسوادی منصوب شد.
وی از آن پس در وزارت فرهنگ و هنر به خدمت پرداخت و مدتی هم ریاست کتابخانه ملی فارس را عهده دار شد و همزمان در دانشگاه شیراز تدریس میکرد.
پس از انقلاب ضمن تدریس در دانشگاه آزاد و پیام نور، در شیراز و چند شهر استان فارس، سرپرستی مرکز حافظشناسی در آرامگاه حافظ را عهده دار شد.
وی شعر و شاعری را در دوران دبیرستان آغاز کرد و از سال ۱۳۲۹ با مطبوعات به همکاری پرداخت.
نخستین مجموعه شعرش در سال ۱۳۴۲ با عنوان "حصار" منتشر شد، این مجموعه شعر توجه محافل ادبی را به خود جلب کرد، به گونهای که شفیعی کدکنی در نقدی بر این کتاب نوشت:
"حنجره ای تازه بعد از توللی در شیراز به صدا درآمده است" و این آغاز تاکنون ادامه دارد. حاصل فعالیت پنجاه ساله او بشرح زیر است:
-- حصار ( شعر ۱۳۴۲ )
-- از لحظه تا یقین ( شعر )
-- این خاک تابناک طربناک ( شعر )
-- باز آسمان آبی است ( شعر )
-- بازگشت ( داستان برای نوسوادان )
-- یادنامه میرزای کاظمی
-- پند سعدی
-- حافظ در اوج ( مجموعه مقالات )
-- حصار ( شعر )
-- مقاله ها و زبان ساده برای نوجوانان ۱۳۶۷ )
-- کی شعر تر انگیزد ( مجموعه شعر ۱۳۷۳ )
-- پیرانه پار و پیرار ( مجموعه شعر ۱۳۷۸ )
-- گزیده پنج کتاب در یک کتاب ( گزیده اشعار ۱۳۷۹ )
-- یاد و باد ( مجموعه اشعار ۱۳۸۲ )
-- آخرین آغاز ( مجموعه اشعار ۱۳۸۴)
-- کنار لحظههای عمر ( مجموعه اشعار ۱۳۸۹)
-- مجمع پریشانی ( مجموعه مقالات حافظ شناسی ۱۳۹۰)
-- آواز های آویزان ( مجموعه اشعار ۱۳۹۳ )
خائفی معتقد بود: در شعر من زایش خودجوش بوده است، با شناخت ادب پربار فارسی به این تجربه رسیدهام که با نوآوری با پشتوانه شناخت عمیق این نوآوران عصر خود، میتوان به آن گونه ابزار و سرمایه فرهنگی دست یافت که با شهامت و جرئت به نو اندیشی رسید.
همیشه گفتهام و نوشتهام: که شعر را هرگز در ژانر و قالب ساختاری، توجیه ویژه نکردهام، بلکه تشکل یک واحد واژگانی که بر انگیزاننده حس تاثیر پذیرنده باشد، شعر است و پنجاه سال است که رفتگان، زندگان، پیر و جوان کار مرا در همین معیار، ارتباط و فراز و نشیبهای خوب و بد آن پذیرفتهاند
شیراز:
شیراز دو قدم بیشتر نیست
از خانه تا خواب حافظیه
از حافظیه تا خانه، تا سماع
اما در این دو قدم انگار
جغرافیای شعر جهان را
با سایهات قدم زدهای تنها
انگار دیوان شعر خدا را
در خود ورق زده ای یکجا
بهمن ۱۳۷۶
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۶ آذر زادروز #پرویز_خائفی
( زاده ۱۶ آذر ۱۳۱۵ شیراز -- درگذشته ۲۵ شهریور ۱۳۹۸ شیراز ) شاعر
خائفی در خانوادهای دلبسته به شعر و ادب فارسی به دنیا آمد.
او نوه میرزا اسماعیل خائف شاعر و ادیب معاصر شوریده شیرازی است. میرزا اسماعیل همانند شوریده شیرازی از نعمت بینایی محروم بود، او به زبان فرانسه تسلط داشت و فلسفه ملاصدرا را تدریس میکرد و صاحب دیوان شعر نیز بود.
خائفی میگوید: پدرم قاضی دادگستری بود ولی از شدت علاقهاش به شعر و ادبیات فارسی، خانه ما همیشه محفل انس با بزرگان ادب معاصر بود.
او تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش به پایان رسانید و برای ادامه تحصیل وارد دانشکده ادبیات شد و پس از دریافت لیسانس در رشته زبان و ادبیات فارسی، به تدریس در دبیرستانهای شیراز مشغول شد. او برای ادامه تحصیل عازم تهران شد و پس از گرفتن مدرک دوره فوق لیسانس علوم اجتماعی، به سمت مسئول تبلیغات و انتشارات کمیته پیکار با بیسوادی منصوب شد.
وی از آن پس در وزارت فرهنگ و هنر به خدمت پرداخت و مدتی هم ریاست کتابخانه ملی فارس را عهده دار شد و همزمان در دانشگاه شیراز تدریس میکرد.
پس از انقلاب ضمن تدریس در دانشگاه آزاد و پیام نور، در شیراز و چند شهر استان فارس، سرپرستی مرکز حافظشناسی در آرامگاه حافظ را عهده دار شد.
وی شعر و شاعری را در دوران دبیرستان آغاز کرد و از سال ۱۳۲۹ با مطبوعات به همکاری پرداخت.
نخستین مجموعه شعرش در سال ۱۳۴۲ با عنوان "حصار" منتشر شد، این مجموعه شعر توجه محافل ادبی را به خود جلب کرد، به گونهای که شفیعی کدکنی در نقدی بر این کتاب نوشت:
"حنجره ای تازه بعد از توللی در شیراز به صدا درآمده است" و این آغاز تاکنون ادامه دارد. حاصل فعالیت پنجاه ساله او بشرح زیر است:
-- حصار ( شعر ۱۳۴۲ )
-- از لحظه تا یقین ( شعر )
-- این خاک تابناک طربناک ( شعر )
-- باز آسمان آبی است ( شعر )
-- بازگشت ( داستان برای نوسوادان )
-- یادنامه میرزای کاظمی
-- پند سعدی
-- حافظ در اوج ( مجموعه مقالات )
-- حصار ( شعر )
-- مقاله ها و زبان ساده برای نوجوانان ۱۳۶۷ )
-- کی شعر تر انگیزد ( مجموعه شعر ۱۳۷۳ )
-- پیرانه پار و پیرار ( مجموعه شعر ۱۳۷۸ )
-- گزیده پنج کتاب در یک کتاب ( گزیده اشعار ۱۳۷۹ )
-- یاد و باد ( مجموعه اشعار ۱۳۸۲ )
-- آخرین آغاز ( مجموعه اشعار ۱۳۸۴)
-- کنار لحظههای عمر ( مجموعه اشعار ۱۳۸۹)
-- مجمع پریشانی ( مجموعه مقالات حافظ شناسی ۱۳۹۰)
-- آواز های آویزان ( مجموعه اشعار ۱۳۹۳ )
خائفی معتقد بود: در شعر من زایش خودجوش بوده است، با شناخت ادب پربار فارسی به این تجربه رسیدهام که با نوآوری با پشتوانه شناخت عمیق این نوآوران عصر خود، میتوان به آن گونه ابزار و سرمایه فرهنگی دست یافت که با شهامت و جرئت به نو اندیشی رسید.
همیشه گفتهام و نوشتهام: که شعر را هرگز در ژانر و قالب ساختاری، توجیه ویژه نکردهام، بلکه تشکل یک واحد واژگانی که بر انگیزاننده حس تاثیر پذیرنده باشد، شعر است و پنجاه سال است که رفتگان، زندگان، پیر و جوان کار مرا در همین معیار، ارتباط و فراز و نشیبهای خوب و بد آن پذیرفتهاند
شیراز:
شیراز دو قدم بیشتر نیست
از خانه تا خواب حافظیه
از حافظیه تا خانه، تا سماع
اما در این دو قدم انگار
جغرافیای شعر جهان را
با سایهات قدم زدهای تنها
انگار دیوان شعر خدا را
در خود ورق زده ای یکجا
بهمن ۱۳۷۶
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۳ آذر سالروز درگذشت #پرویز_منصوری
( زاده سال ۱۳۰۳ تهران – درگذشته ۲۳ آذر ۱۳۹۰ اتریش ) مدرس تئوری موسیقی، منتقد موسیقی و مترجم
منصوری، تحصیل موسیقی ایرانی را با آموزش ویلون ایرانی نزد موسی نیداوود آغاز کرد، اما به توصیه روبیک گریگوریان به هنرستان موسیقی رفت و به آموزش ویلون نزد گریگوریان و سنجری و مدتی بعد به تحصیل آهنگسازی نزد حسین ناصحی پرداخت. استعداد منصوری به گونهای بود که ناصحی بدون برگزاری کنکور او را وارد رشته آهنگسازی کرد.
با رفتن ناصحی از هنرستان، منصوری به فکر ادامه تحصیل در خارج از کشور افتاد. او با کمکهای پدر و مختصری کمک از وزارت فرهنگ و هنر به اتریش رفت. اولین کتاب او - ریمسکی کورساکف - حاصل همین دوره دانشجویی بود. اقامت او در اتریش یازده سال طول کشید، او در آنجا رشته سازهای کوبهای را انتخاب کرد، تا بتواند در ارکسترها با آثار مختلف آشنا شود و پارتی تورهای مختلفی را مطالعه کند.
او بعدها به درخواست خانواده و بعد از درگذشت مادرش به تهران بازگشت و به مدت ۲۰ سال در این شهر به تدریس تئوری موسیقی و همزمان سردبیری دوره سوم مجله موسیقی پرداخت. منزل او در میدان پاستور محل رفت وآمد بسیاری از چهرههای نامدار عرصه موسیقی و نسلهای بعدی موزیسینها بود که هر کدامشان خوشهای از خرمن دانش او برداشتند.
وی اگر چه در زمینه تئوریک و نظری آهنگسازی، دانشی تمام داشت و حتی قطعاتی را نوشته و اجرا کرده، ولی هیچگاه خود را آهنگساز نام ننهاد. در مقابل برخی از کتابهای درسی هنرستان را او تدوین و انتشار داد.
او به موسیقی دستگاهی ایران و موسیقیدانان برجسته آن علاقه آشکاری داشت و با نوشتن مقالاتی درباره موسیقی ایرانی (که بعدها در کتاب کاوشی در قلمرو موسیقی ایرانی چاپ شد) و درباره موسیقیدانان بزرگ مثل خالقی و صبا، دقت نظر و مسئولیت فرهنگی خود را نسبت به موسیقی کشورش نشان داد.
وی چه در ترجمه و چه در تالیف آثار موسیقایی از اولین و جدیترین و پرکارترین مؤلفان این رشته به زبان فارسی بوده است. تنوع موضوع درآثار او نیز قابل توجه است و محدود به یک حوزه خاص - مثلاً شرح احوال نویسی - نمیشود.از تئوری بنیادین موسیقی تا هارمونی تحلیلی، از ارکستراسیون ریشارد اشتراوس تا کاوشی در قلمرو موسیقی ایرانی، و ... به ویژه دو کتاب عالی او که به چاپ های متعدد رسیدهاند: «چگونه خوب بشنویم» و «چگونه از موسیقی لذت ببریم».
پنجاه سال تمرین و تسلط او به زبان آلمانی، از او مترجمی قابل اعتماد ساخته و دانش نظری سطح بالای او در موسیقی و حس امانتداری و دقتش، او را شخصیتی معرفی میکند که میتواند برای آنها که میخواهند جدی و با مسئولیت کار کنند، الگو و شاخص باشد. در میان فهرست آثار او، جای یک کتاب خالی است و آن مجموعه مقالهها و مصاحبههای اندک شمار اوست.
شناختهشدهترین و تاثیرگذارترین اثر او، تئوری بنیادی موسیقی است که تا به امروز نزدیک به ۴۰ بار از سوی انتشارات کارنامه تجدید چاپ شده است و در سال ۱۳۷۱ هم به عنوان کتاب سال موسیقی برای مترجم جایزهای را به ارمغان آورد. این اثر را به نوعی میتوان یکی از پرفروشترین کتابهای موسیقی تاریخ ایران نام نهاد.
پرویز منصوری در ۸۷ سالگی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۳ آذر سالروز درگذشت #پرویز_منصوری
( زاده سال ۱۳۰۳ تهران – درگذشته ۲۳ آذر ۱۳۹۰ اتریش ) مدرس تئوری موسیقی، منتقد موسیقی و مترجم
منصوری، تحصیل موسیقی ایرانی را با آموزش ویلون ایرانی نزد موسی نیداوود آغاز کرد، اما به توصیه روبیک گریگوریان به هنرستان موسیقی رفت و به آموزش ویلون نزد گریگوریان و سنجری و مدتی بعد به تحصیل آهنگسازی نزد حسین ناصحی پرداخت. استعداد منصوری به گونهای بود که ناصحی بدون برگزاری کنکور او را وارد رشته آهنگسازی کرد.
با رفتن ناصحی از هنرستان، منصوری به فکر ادامه تحصیل در خارج از کشور افتاد. او با کمکهای پدر و مختصری کمک از وزارت فرهنگ و هنر به اتریش رفت. اولین کتاب او - ریمسکی کورساکف - حاصل همین دوره دانشجویی بود. اقامت او در اتریش یازده سال طول کشید، او در آنجا رشته سازهای کوبهای را انتخاب کرد، تا بتواند در ارکسترها با آثار مختلف آشنا شود و پارتی تورهای مختلفی را مطالعه کند.
او بعدها به درخواست خانواده و بعد از درگذشت مادرش به تهران بازگشت و به مدت ۲۰ سال در این شهر به تدریس تئوری موسیقی و همزمان سردبیری دوره سوم مجله موسیقی پرداخت. منزل او در میدان پاستور محل رفت وآمد بسیاری از چهرههای نامدار عرصه موسیقی و نسلهای بعدی موزیسینها بود که هر کدامشان خوشهای از خرمن دانش او برداشتند.
وی اگر چه در زمینه تئوریک و نظری آهنگسازی، دانشی تمام داشت و حتی قطعاتی را نوشته و اجرا کرده، ولی هیچگاه خود را آهنگساز نام ننهاد. در مقابل برخی از کتابهای درسی هنرستان را او تدوین و انتشار داد.
او به موسیقی دستگاهی ایران و موسیقیدانان برجسته آن علاقه آشکاری داشت و با نوشتن مقالاتی درباره موسیقی ایرانی (که بعدها در کتاب کاوشی در قلمرو موسیقی ایرانی چاپ شد) و درباره موسیقیدانان بزرگ مثل خالقی و صبا، دقت نظر و مسئولیت فرهنگی خود را نسبت به موسیقی کشورش نشان داد.
وی چه در ترجمه و چه در تالیف آثار موسیقایی از اولین و جدیترین و پرکارترین مؤلفان این رشته به زبان فارسی بوده است. تنوع موضوع درآثار او نیز قابل توجه است و محدود به یک حوزه خاص - مثلاً شرح احوال نویسی - نمیشود.از تئوری بنیادین موسیقی تا هارمونی تحلیلی، از ارکستراسیون ریشارد اشتراوس تا کاوشی در قلمرو موسیقی ایرانی، و ... به ویژه دو کتاب عالی او که به چاپ های متعدد رسیدهاند: «چگونه خوب بشنویم» و «چگونه از موسیقی لذت ببریم».
پنجاه سال تمرین و تسلط او به زبان آلمانی، از او مترجمی قابل اعتماد ساخته و دانش نظری سطح بالای او در موسیقی و حس امانتداری و دقتش، او را شخصیتی معرفی میکند که میتواند برای آنها که میخواهند جدی و با مسئولیت کار کنند، الگو و شاخص باشد. در میان فهرست آثار او، جای یک کتاب خالی است و آن مجموعه مقالهها و مصاحبههای اندک شمار اوست.
شناختهشدهترین و تاثیرگذارترین اثر او، تئوری بنیادی موسیقی است که تا به امروز نزدیک به ۴۰ بار از سوی انتشارات کارنامه تجدید چاپ شده است و در سال ۱۳۷۱ هم به عنوان کتاب سال موسیقی برای مترجم جایزهای را به ارمغان آورد. این اثر را به نوعی میتوان یکی از پرفروشترین کتابهای موسیقی تاریخ ایران نام نهاد.
پرویز منصوری در ۸۷ سالگی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
ای کاش وقتی به دوردستها میروی،
خودت را در آغوشم جا بگذاری.
#پرویز_شاپور
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
ای کاش وقتی به دوردستها میروی،
خودت را در آغوشم جا بگذاری.
#پرویز_شاپور
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۵ بهمن سالروز درگذشت #پرویز_اسلامپور
( زاده مرداد ۱۳۲۲ تهران – درگذشته ۵ بهمن ۱۳۹۱ پاریس) شاعر و نویسنده
اسلامپور که در مدرسه نظام درس خوانده بود با گرایش به ادبیات و نقاشی از فضای تحصیل دوری گزید و پس از انتشار سه مجموعه شعر و در اوج فعالیتهای ادبی در ۲۷ سالگی به درخشش رسید. او علاوه بر نوشتن کتابها، از نخستین شاعرانی است که شعرهای مشترکی با دیگر شاعران از جمله بیژن الهی دارد. همچنین او چندین مصاحبه ماندگار در زمینه ادبیات و هنر انجام داده است. از جمله گفتگو با حسین زنده رودی، مقالاتی در باب هنر از جمله مقالهای در موسیقی تحت عنوان خداشناسی خود اشتکهاوزن، گفتگو با ناصر عصار، و یادداشتها و مقالاتی بسیار که غالباً در مجلات ادبی مطرح نیمه دوم دهه چهل منتشر میشد. مجله تماشا با او گفتگویی به نام "احوال یک شاعر " منتشر کرد و منوچهر آتشی "شاعر" نیز در همین مجله با او مصاحبه معروفی به نام «شاعر پرشهای تند از اعماق» انجام داد. اسلامپور که مسئولیتی در خانه فرهنگ ایران در فرانسه داشت، پس از انقلاب، ایران را با هدف زندگی در پاریس ترک کرد. سپس در مرکز فرهنگی «ژورژ پومپیدو» مشغول به کار شد. از آن پس به شکل مرتب به نوشتن شعر و ترجمه شعر به فرانسه به همراه همسر فرانسویاش ادامه داد ولی اقدام به انتشار آثارش به شکل کتاب نکرد. شعرهای او بنا به خواست خودش و میل وافر به گریز از جنجالهای ادبی، گاه تنها در سایتهای ادبی ماهنامه ادبی "نوشتا" منتشر شد. از جمله آثار منتشر شده، مربوط به گفتگویی است بین او و یداله رؤیایی، شاعر و واضع شعر حجم، که سال ۱۳۸۸ در ماهنامه ادبی نوشتا منتشر شد و البته مربوط به تابستان ۱۹۹۳ میلادی بود. پس از آن نیز علاقهمندان به شعر اسلامپور، علاوه بر در دسترس قرار دادن آثار او در فضای مجازی ویژهنامههایی نیز درباره او و شاعران شعر دیگر منتشر کردند. پیرو همین فعالیتها در ویژهنامهای به نام هنگام که ضمیمه ادبی - فرهنگی روزنامه عصر مردم بود، در سال ۱۳۸۳ شمارهای به اشعار پرویز اسلامپور اختصاص داد.
آثار:
از اسلامپور سه مجموعه شعر در نیمه دوم سالهای دهه ۱۳۴۰ منتشر شد: وصلت در منحنی سوم (۱۳۴۶) نمک و حرکت ورید (۱۳۴۶) شعرهای جانور سیاه چاق (۱۳۴۹) و پرویز اسلام پور. کتاب آخر که پرویز اسلام پور نام دارد به شکل الکترونیکی در سایت دوات منتشر شدهاست و شعرهای جانور سیاه چاق نیز در سه نسخه چاپ شد و محتوای آن در مجله روزن به انتشار رسید. آثار او تنها چاپ اول داشت و با وجود درخواستهای ناشران، از انتشار اشعارش ممانعت کرد.
وی دهههای آخر عمرش را در پاریس گذراند و از فضای مطبوعاتی و ادبی دوری میکرد و در انزوا میزیست.
اشعار بسیاری از او بجا مانده است که خانوادهاش در حال گردآوری و تنظیم آنها برای انتشار بودند.
پرویز اسلامپور در ۶۹ سالگی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۵ بهمن سالروز درگذشت #پرویز_اسلامپور
( زاده مرداد ۱۳۲۲ تهران – درگذشته ۵ بهمن ۱۳۹۱ پاریس) شاعر و نویسنده
اسلامپور که در مدرسه نظام درس خوانده بود با گرایش به ادبیات و نقاشی از فضای تحصیل دوری گزید و پس از انتشار سه مجموعه شعر و در اوج فعالیتهای ادبی در ۲۷ سالگی به درخشش رسید. او علاوه بر نوشتن کتابها، از نخستین شاعرانی است که شعرهای مشترکی با دیگر شاعران از جمله بیژن الهی دارد. همچنین او چندین مصاحبه ماندگار در زمینه ادبیات و هنر انجام داده است. از جمله گفتگو با حسین زنده رودی، مقالاتی در باب هنر از جمله مقالهای در موسیقی تحت عنوان خداشناسی خود اشتکهاوزن، گفتگو با ناصر عصار، و یادداشتها و مقالاتی بسیار که غالباً در مجلات ادبی مطرح نیمه دوم دهه چهل منتشر میشد. مجله تماشا با او گفتگویی به نام "احوال یک شاعر " منتشر کرد و منوچهر آتشی "شاعر" نیز در همین مجله با او مصاحبه معروفی به نام «شاعر پرشهای تند از اعماق» انجام داد. اسلامپور که مسئولیتی در خانه فرهنگ ایران در فرانسه داشت، پس از انقلاب، ایران را با هدف زندگی در پاریس ترک کرد. سپس در مرکز فرهنگی «ژورژ پومپیدو» مشغول به کار شد. از آن پس به شکل مرتب به نوشتن شعر و ترجمه شعر به فرانسه به همراه همسر فرانسویاش ادامه داد ولی اقدام به انتشار آثارش به شکل کتاب نکرد. شعرهای او بنا به خواست خودش و میل وافر به گریز از جنجالهای ادبی، گاه تنها در سایتهای ادبی ماهنامه ادبی "نوشتا" منتشر شد. از جمله آثار منتشر شده، مربوط به گفتگویی است بین او و یداله رؤیایی، شاعر و واضع شعر حجم، که سال ۱۳۸۸ در ماهنامه ادبی نوشتا منتشر شد و البته مربوط به تابستان ۱۹۹۳ میلادی بود. پس از آن نیز علاقهمندان به شعر اسلامپور، علاوه بر در دسترس قرار دادن آثار او در فضای مجازی ویژهنامههایی نیز درباره او و شاعران شعر دیگر منتشر کردند. پیرو همین فعالیتها در ویژهنامهای به نام هنگام که ضمیمه ادبی - فرهنگی روزنامه عصر مردم بود، در سال ۱۳۸۳ شمارهای به اشعار پرویز اسلامپور اختصاص داد.
آثار:
از اسلامپور سه مجموعه شعر در نیمه دوم سالهای دهه ۱۳۴۰ منتشر شد: وصلت در منحنی سوم (۱۳۴۶) نمک و حرکت ورید (۱۳۴۶) شعرهای جانور سیاه چاق (۱۳۴۹) و پرویز اسلام پور. کتاب آخر که پرویز اسلام پور نام دارد به شکل الکترونیکی در سایت دوات منتشر شدهاست و شعرهای جانور سیاه چاق نیز در سه نسخه چاپ شد و محتوای آن در مجله روزن به انتشار رسید. آثار او تنها چاپ اول داشت و با وجود درخواستهای ناشران، از انتشار اشعارش ممانعت کرد.
وی دهههای آخر عمرش را در پاریس گذراند و از فضای مطبوعاتی و ادبی دوری میکرد و در انزوا میزیست.
اشعار بسیاری از او بجا مانده است که خانوادهاش در حال گردآوری و تنظیم آنها برای انتشار بودند.
پرویز اسلامپور در ۶۹ سالگی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۴ اسفند زادروز#پرویز_شهدی
( زاده ۱۴ اسفند ۱۳۱۵ مشهد ) مترجم
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۴ اسفند زادروز#پرویز_شهدی
( زاده ۱۴ اسفند ۱۳۱۵ مشهد ) مترجم
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۴ اسفند زادروز#پرویز_شهدی
( زاده ۱۴ اسفند ۱۳۱۵ مشهد ) مترجم
شهدی تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در مشهد و تحصیلات دانشگاهی را در مقطع کارشناسی زبان و ادبیات فرانسه در دانشگاه تهران گذراند. او دارای کارشناسی ارشد ادبیات تطبیقی از دانشگاه سوربن پاریس است که پس از ۱۰ سال زندگی در فرانسه در سال ۶۳ به ایران بازگشت. وی پس از بازنشستگی "از بانک ملی" کار ترجمه را آغاز کرده است.
از پرویز شهدی بیش از ۵۶ اثر ترجمه و منتشر شده است.
ترجمهها:
پاککن ها اثر آلن ربگریه
مهتاب اثر پیر لامور "زندگی نامه کلود دبوسی" ۱۳۷۱
حیوان اندیشمند اثر روبر مرل ۱۳۷۴
دریانورد جبلالطارق اثر مارگریت دوراس
سال گذشته در مارین باد اثر آلن رب گریه
ساعت ده و نیم شب در تابستان اثر مارگریت دوراس
سفر به دوزخ "مجموعه داستان" اثر دینو بوتزاتی ۱۳۸۲
جن: حفرهای قرمز میان سنگفرشهای از هم جدا شده اثر آلن رب گریه
ماندارنها اثر سیمون دو بووار ۱۳۸۲
استراحت جنگجو اثر کریستین روشفور ۱۳۸۳
امیلی و پنهلوپه اثر آلبرتو موراویا ۱۳۸۳
شرق بهشت اثر جان استاینبک
بل آمی اثر گی دو موپاسان ۱۳۸۴
شبهای سپید، روزهای خاکستری اثر هانری تروایا ۱۳۸۴
آخرین فرد خانواده، موتسارت اثر ژاک تورنیه ۱۳۸۴
برای رمانی نو اثر آلن رب گریه
شقایق و برف اثر هانری تروایا ۱۳۸۷
طاعون "رمان" اثر آلبر کامو ۱۳۸۸
سرگذشت آرتور گوردن پیم اثر ادگار آلنپو
ژان دولوین اثر ژاک تورنیه ۱۳۸۸
خانه رها شده اثر ژاک تورنیه ۱۳۸۸
اتاق افسران اثر مارک دوگن
دیوانهبازی اثر کریستین بوبن ۱۳۸۸
ماجراهای شگفتانگیز اثر ادگار آلن پو ۱۳۹۰
ماه دلانگیز مه اثر جیمز جونز ۱۳۹۰
تعیین موقعیت شهری خیالی اثر آلن رب گریه ۱۳۹۰
نوه آقای لین اثر فیلیپ کلودل
طرحی برای انقلاب در نیویورک اثر آلن رب گریه ۱۳۹۱
جانهای افسرده اثر فیلیپ کلودل
ایزابل بروژ اثر کریستین بوبن ۱۳۹۱
شب ظلمانی فراموش شدگان اثر ماری دیدیه ۱۳۹۲
خورشید خانواده اسکورتا اثر لوران گوده ۱۳۹۲
زمینِ آدمها اثر آنتوان دو سنت اگزوپری ۱۳۹۲
شازده کوچولو اثر آنتوان دو سنت اگزوپری ۱۳۹۳
انزجار اثر آلبرتو موراویا ۱۳۹۳
فراز و نشیب زندگی بدکاران اثر اونوره دو بالزاک
مردمانِ فرودست اثر فئودور داستایوفسکی ۱۳۹۴
جنایت و مکافات اثر فئودور داستایوفسکی ۱۳۹۴
ویکنت دو نیم شده "سهگانه" اثر ایتالو کالوینو ۱۳۸۴
بارون درختنشین "سهگانه" اثر ایتالو کالوینو ۱۳۹۴
شوالیه ناموجود "سهگانه" اثر ایتالو کالوینو ۱۳۸۷
بیگانه "رمان" اثر آلبر کامو ۱۳۸۸
در غرب خبری نیست اثر اریش ماریا رمارک ۱۳۹۲
به امید دیدار در آن دنیا، پییر لومتر، انتشارات مجید ۱۳۹۶
برادران کارامازوف - اثر فئودور داستايوفسکی - دوجلدی -انتشارات مجید
نمایشنامه وحشی -- اثر آنتوان چخوف -- نشر کتاب پارسه
نمایشنامه باغ آلبالو -- اثر آنتوان چخوف -- نشر کتاب پارسه
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۴ اسفند زادروز#پرویز_شهدی
( زاده ۱۴ اسفند ۱۳۱۵ مشهد ) مترجم
شهدی تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در مشهد و تحصیلات دانشگاهی را در مقطع کارشناسی زبان و ادبیات فرانسه در دانشگاه تهران گذراند. او دارای کارشناسی ارشد ادبیات تطبیقی از دانشگاه سوربن پاریس است که پس از ۱۰ سال زندگی در فرانسه در سال ۶۳ به ایران بازگشت. وی پس از بازنشستگی "از بانک ملی" کار ترجمه را آغاز کرده است.
از پرویز شهدی بیش از ۵۶ اثر ترجمه و منتشر شده است.
ترجمهها:
پاککن ها اثر آلن ربگریه
مهتاب اثر پیر لامور "زندگی نامه کلود دبوسی" ۱۳۷۱
حیوان اندیشمند اثر روبر مرل ۱۳۷۴
دریانورد جبلالطارق اثر مارگریت دوراس
سال گذشته در مارین باد اثر آلن رب گریه
ساعت ده و نیم شب در تابستان اثر مارگریت دوراس
سفر به دوزخ "مجموعه داستان" اثر دینو بوتزاتی ۱۳۸۲
جن: حفرهای قرمز میان سنگفرشهای از هم جدا شده اثر آلن رب گریه
ماندارنها اثر سیمون دو بووار ۱۳۸۲
استراحت جنگجو اثر کریستین روشفور ۱۳۸۳
امیلی و پنهلوپه اثر آلبرتو موراویا ۱۳۸۳
شرق بهشت اثر جان استاینبک
بل آمی اثر گی دو موپاسان ۱۳۸۴
شبهای سپید، روزهای خاکستری اثر هانری تروایا ۱۳۸۴
آخرین فرد خانواده، موتسارت اثر ژاک تورنیه ۱۳۸۴
برای رمانی نو اثر آلن رب گریه
شقایق و برف اثر هانری تروایا ۱۳۸۷
طاعون "رمان" اثر آلبر کامو ۱۳۸۸
سرگذشت آرتور گوردن پیم اثر ادگار آلنپو
ژان دولوین اثر ژاک تورنیه ۱۳۸۸
خانه رها شده اثر ژاک تورنیه ۱۳۸۸
اتاق افسران اثر مارک دوگن
دیوانهبازی اثر کریستین بوبن ۱۳۸۸
ماجراهای شگفتانگیز اثر ادگار آلن پو ۱۳۹۰
ماه دلانگیز مه اثر جیمز جونز ۱۳۹۰
تعیین موقعیت شهری خیالی اثر آلن رب گریه ۱۳۹۰
نوه آقای لین اثر فیلیپ کلودل
طرحی برای انقلاب در نیویورک اثر آلن رب گریه ۱۳۹۱
جانهای افسرده اثر فیلیپ کلودل
ایزابل بروژ اثر کریستین بوبن ۱۳۹۱
شب ظلمانی فراموش شدگان اثر ماری دیدیه ۱۳۹۲
خورشید خانواده اسکورتا اثر لوران گوده ۱۳۹۲
زمینِ آدمها اثر آنتوان دو سنت اگزوپری ۱۳۹۲
شازده کوچولو اثر آنتوان دو سنت اگزوپری ۱۳۹۳
انزجار اثر آلبرتو موراویا ۱۳۹۳
فراز و نشیب زندگی بدکاران اثر اونوره دو بالزاک
مردمانِ فرودست اثر فئودور داستایوفسکی ۱۳۹۴
جنایت و مکافات اثر فئودور داستایوفسکی ۱۳۹۴
ویکنت دو نیم شده "سهگانه" اثر ایتالو کالوینو ۱۳۸۴
بارون درختنشین "سهگانه" اثر ایتالو کالوینو ۱۳۹۴
شوالیه ناموجود "سهگانه" اثر ایتالو کالوینو ۱۳۸۷
بیگانه "رمان" اثر آلبر کامو ۱۳۸۸
در غرب خبری نیست اثر اریش ماریا رمارک ۱۳۹۲
به امید دیدار در آن دنیا، پییر لومتر، انتشارات مجید ۱۳۹۶
برادران کارامازوف - اثر فئودور داستايوفسکی - دوجلدی -انتشارات مجید
نمایشنامه وحشی -- اثر آنتوان چخوف -- نشر کتاب پارسه
نمایشنامه باغ آلبالو -- اثر آنتوان چخوف -- نشر کتاب پارسه
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کاریکلماتور
وقتی نیستی
آنچنان با خیالت سرخوشم
که نبودنت را
از یاد میبرم
#پرویز_شاپور🌸🍂
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کاریکلماتور
وقتی نیستی
آنچنان با خیالت سرخوشم
که نبودنت را
از یاد میبرم
#پرویز_شاپور🌸🍂
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادمان
دوم خرداد دهمین سالروز پرواز ابدی
#ناصر_خان_حجازی است.
یاد و خاطرهاش هماره گرامی، سبز و پُرنور باد.
شهپرِ شاهِ هوا، اوج گرفت
زاغ را دیده بر او شگفت ماند
سوی بالا شد و بالاترشد
راست با مهرِ فلک، همسر شد
لحظهای چند بر لوحِ این کبود
نقطهای بود و سپس هیچ نبود
#پرویز_ناتلخانلری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادمان
دوم خرداد دهمین سالروز پرواز ابدی
#ناصر_خان_حجازی است.
یاد و خاطرهاش هماره گرامی، سبز و پُرنور باد.
شهپرِ شاهِ هوا، اوج گرفت
زاغ را دیده بر او شگفت ماند
سوی بالا شد و بالاترشد
راست با مهرِ فلک، همسر شد
لحظهای چند بر لوحِ این کبود
نقطهای بود و سپس هیچ نبود
#پرویز_ناتلخانلری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
.
برای هر کس که به راه تازهای میرود خطر گمراهی هست، فقط آنان که به جای خود ایستادهاند هرگز گمراه نمیشوند.
#پرویز_ناتل_خانلری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
.
برای هر کس که به راه تازهای میرود خطر گمراهی هست، فقط آنان که به جای خود ایستادهاند هرگز گمراه نمیشوند.
#پرویز_ناتل_خانلری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#معرفی_نویسنده
#پرویز_قاضی_سعید
پرویز قاضی سعید یکی از پیشکسوتان مطبوعات ایرانست که چند نسل با نوشته های او آشنایی دارند.
برای ایشان طول عمر توام با سلامتی آرزو دارم.
پرویز قاضی سعید از پیشگامان دنیای رماننویسی مدرن ایران است. به روایتی ۴ نسل او را میشناسد و با رمانهایش آشناست و کتابهایش از سالهای دور از حدود ۵۰ سال پیش، در لیست پرفروشترین کتابها قرار داشته است.
پرویز قاضیسعید یک نویسنده صاحبسبک است، قلمش شیرین و جذاب و گاه پر از احساس و گاه پر از هیجان، گاه کوبنده و گاه انباشته از طنز است. او همیشه خوانندهاش را به دنبال میبرد. با او سفر میکند، با او از تونل زمان میگذرد، همه سالهای گذشته، سالهای پرشکوه زیبا، سالهای دربدری و کوچ، سالهای آمیختگی با فرهنگها و سنتهای جدید، سالهای تضاد با دو نسلی که درخارج از سرزمینمان رشد کردند.
پرویز قاضیسعید در کلاس سوم متوسطه، بطور اتفاقی، با یک مقاله درروزنامه «پست تهران» که در آن زمان بنا به شرایطی به جای روزنامههای توقیف شده اطلاعات و کیهان انتشار می یافت، آغاز کرد. مقاله درباره «بلبل» بود
اولین داستانهایش در مجله آسیای جوان به سردبیری پوران فرخزاد، خواهر فروغ فرخزاد چاپ شد. مجله «اطلاعات هفتگی» به هنگام سردبیری انور خامهای در سال ۱۳۳۸ اولین پاورقی او را تحت عنوان «من خلبان مارشال رومل بودم» از خاطرات یک آلمانی در مورد جنگ جهانی دوم چاپ کرد. بعد با همکاری ر- اعتمادی، پرویز قاضیسعید گزارش نویسیاش شروع شد و از آن به بعد پاورقیهای اطلاعات کودکان آغاز شد. به دنبال بحثی بر سر اینکه چگونه میتوان «نوجوانان» را از همان سن کم به خواندن مطبوعات و بطور کلی کتاب عادت داد (بحث در دفتر شادروان مسعودی بنیانگذار روزنامه اطلاعات، با حضور تنی چند از مدیران موسسه انجام گرفت) بعد همکاری با مجله جوانان آغاز شد؛ با پاورقی یک شاخه گل سرخ برای غمم.
وی ده سال سردبیری مجله هفتگی «صبح ایران» متعلق به دکتر الموتی را به عهده داشت. سپس به دستور مرحوم مسعودی از اطلاعات کودکان به مجله اطلاعات بانوان رفت و داستانهای عاشقانه اش در بانوان انتشار یافت. بعد از آن، به سردبیری صفحات شب روزنامه اطلاعات رسید. در تمام این مدت با مجلات «آتش»، «روشنفکر»، «خواندنیها»، «ستاره تهران» و «سپید وسیاه» همکاری داشت. مجله دانشمند را با سردبیری دکتر شیفته انتشار داد و در مسیر فعالیت مطبوعاتی سیاسی در امریکا ابتدا نشریه پرسروصدا و بحثانگیز «ایران تریبون» را انتشار داد و سپس به لسآنجلس کوچ کرد. مدتها سردبیر روزنامه عصر امروز بود، بعد همکاری با روزنامه صبح ایران و عصر امروز و فردوسی را ادامه داد درحالیکه با رادیو و تلویزیونها نیز همکاری داشته و دارد.
باعث سرافرازی ماست که در خارج از کشور فقط و بطور اختصاصی برای «مجله جوانان» لسآنجلس داستان مینویسد.
و داستانهایش طرفداران بسیاری در سراسر جهان دارد و هربار که به دلیل سفر و یا یک تنفس کوتاه، تاخیری در چاپ رمان جدیدش پیش میآید، سیل اعتراضات به سوی مجله سرازیر میشود. به جرات سه نسل ایرانی داستانهایش را دوست دارند. پرویز قاضیسعید به دلیل ارتباط با نسل جوان و خواستههای این نسل رمانهایش باب طبع این نسل هم واقع شده است.
گنج آزادگی و کنج قناعت ملکیست
که به شمشیـر میسر نشود سلطان را
دیوار افتخار ؟
یا فهرست سپاس؟
این سلسله مطالب داستان خود را دارد. هر چندگاه یکبار صفحاتی از جوانان به شرح حال و تصاویر چهرهای از مشاهیر روزگار ما میپردازد. کاریست که با همت سردبیر جوانان مهدی ذکایی و دوستی بزرگدل و باذوق که از هنر عکاسی زیاد میداند برگزار میشود. آنان عقیده دارند که هنوز جامعه - هنرمندان، نویسندگان، استادان و به طور کلی خدمتگزاران خودرا بدرستی نمیشناسد و یا میشناسد ولی فرصتی برای سپاس و قدردانی پیش نیامده است.
این بار نام قاضی سعید را میبینم، یار همیشه جوان مطبوعات ایران - روزنامه نگاری بزرگ - نویسندهای خستگیناپذیر - داستانسرایی مشهور - چهرهای محبوب در تلویزیون و بالاخره مفسری پرکار و با انصاف.
در کنار این خصوصیات بیفزاییم اخلاق خوش - مهربانی - مثبتاندیشی - بینیازی - قناعت وبیاعتنایی به زرق و برقهای جهان...
نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
نه هرکه آینه سازد سکندری داند
#عمرشون_جاودانه
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#معرفی_نویسنده
#پرویز_قاضی_سعید
پرویز قاضی سعید یکی از پیشکسوتان مطبوعات ایرانست که چند نسل با نوشته های او آشنایی دارند.
برای ایشان طول عمر توام با سلامتی آرزو دارم.
پرویز قاضی سعید از پیشگامان دنیای رماننویسی مدرن ایران است. به روایتی ۴ نسل او را میشناسد و با رمانهایش آشناست و کتابهایش از سالهای دور از حدود ۵۰ سال پیش، در لیست پرفروشترین کتابها قرار داشته است.
پرویز قاضیسعید یک نویسنده صاحبسبک است، قلمش شیرین و جذاب و گاه پر از احساس و گاه پر از هیجان، گاه کوبنده و گاه انباشته از طنز است. او همیشه خوانندهاش را به دنبال میبرد. با او سفر میکند، با او از تونل زمان میگذرد، همه سالهای گذشته، سالهای پرشکوه زیبا، سالهای دربدری و کوچ، سالهای آمیختگی با فرهنگها و سنتهای جدید، سالهای تضاد با دو نسلی که درخارج از سرزمینمان رشد کردند.
پرویز قاضیسعید در کلاس سوم متوسطه، بطور اتفاقی، با یک مقاله درروزنامه «پست تهران» که در آن زمان بنا به شرایطی به جای روزنامههای توقیف شده اطلاعات و کیهان انتشار می یافت، آغاز کرد. مقاله درباره «بلبل» بود
اولین داستانهایش در مجله آسیای جوان به سردبیری پوران فرخزاد، خواهر فروغ فرخزاد چاپ شد. مجله «اطلاعات هفتگی» به هنگام سردبیری انور خامهای در سال ۱۳۳۸ اولین پاورقی او را تحت عنوان «من خلبان مارشال رومل بودم» از خاطرات یک آلمانی در مورد جنگ جهانی دوم چاپ کرد. بعد با همکاری ر- اعتمادی، پرویز قاضیسعید گزارش نویسیاش شروع شد و از آن به بعد پاورقیهای اطلاعات کودکان آغاز شد. به دنبال بحثی بر سر اینکه چگونه میتوان «نوجوانان» را از همان سن کم به خواندن مطبوعات و بطور کلی کتاب عادت داد (بحث در دفتر شادروان مسعودی بنیانگذار روزنامه اطلاعات، با حضور تنی چند از مدیران موسسه انجام گرفت) بعد همکاری با مجله جوانان آغاز شد؛ با پاورقی یک شاخه گل سرخ برای غمم.
وی ده سال سردبیری مجله هفتگی «صبح ایران» متعلق به دکتر الموتی را به عهده داشت. سپس به دستور مرحوم مسعودی از اطلاعات کودکان به مجله اطلاعات بانوان رفت و داستانهای عاشقانه اش در بانوان انتشار یافت. بعد از آن، به سردبیری صفحات شب روزنامه اطلاعات رسید. در تمام این مدت با مجلات «آتش»، «روشنفکر»، «خواندنیها»، «ستاره تهران» و «سپید وسیاه» همکاری داشت. مجله دانشمند را با سردبیری دکتر شیفته انتشار داد و در مسیر فعالیت مطبوعاتی سیاسی در امریکا ابتدا نشریه پرسروصدا و بحثانگیز «ایران تریبون» را انتشار داد و سپس به لسآنجلس کوچ کرد. مدتها سردبیر روزنامه عصر امروز بود، بعد همکاری با روزنامه صبح ایران و عصر امروز و فردوسی را ادامه داد درحالیکه با رادیو و تلویزیونها نیز همکاری داشته و دارد.
باعث سرافرازی ماست که در خارج از کشور فقط و بطور اختصاصی برای «مجله جوانان» لسآنجلس داستان مینویسد.
و داستانهایش طرفداران بسیاری در سراسر جهان دارد و هربار که به دلیل سفر و یا یک تنفس کوتاه، تاخیری در چاپ رمان جدیدش پیش میآید، سیل اعتراضات به سوی مجله سرازیر میشود. به جرات سه نسل ایرانی داستانهایش را دوست دارند. پرویز قاضیسعید به دلیل ارتباط با نسل جوان و خواستههای این نسل رمانهایش باب طبع این نسل هم واقع شده است.
گنج آزادگی و کنج قناعت ملکیست
که به شمشیـر میسر نشود سلطان را
دیوار افتخار ؟
یا فهرست سپاس؟
این سلسله مطالب داستان خود را دارد. هر چندگاه یکبار صفحاتی از جوانان به شرح حال و تصاویر چهرهای از مشاهیر روزگار ما میپردازد. کاریست که با همت سردبیر جوانان مهدی ذکایی و دوستی بزرگدل و باذوق که از هنر عکاسی زیاد میداند برگزار میشود. آنان عقیده دارند که هنوز جامعه - هنرمندان، نویسندگان، استادان و به طور کلی خدمتگزاران خودرا بدرستی نمیشناسد و یا میشناسد ولی فرصتی برای سپاس و قدردانی پیش نیامده است.
این بار نام قاضی سعید را میبینم، یار همیشه جوان مطبوعات ایران - روزنامه نگاری بزرگ - نویسندهای خستگیناپذیر - داستانسرایی مشهور - چهرهای محبوب در تلویزیون و بالاخره مفسری پرکار و با انصاف.
در کنار این خصوصیات بیفزاییم اخلاق خوش - مهربانی - مثبتاندیشی - بینیازی - قناعت وبیاعتنایی به زرق و برقهای جهان...
نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
نه هرکه آینه سازد سکندری داند
#عمرشون_جاودانه
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادمان
برای اینکه پشهها کاملن ناامید نشوند، دستم را از پشهبند بیرون میگذارم.
دلم به حال ماهیها میسوزد چون هیچکس اشکشان را نمیفهمد.
اگر بخواهم پرنده را محبوس کنم، قفسی به بزرگی آسمان میسازم.
باغبان وقتی دید باران قبول زحمت کرده، به آبپاش مرخصی داد.
فواره و قوه جاذبه از سربه سر گذاشتن هم سیر نمیشوند.
گربه بیش از دیگران در فکر آزادی پرنده محبوس است.
فریاد زندگی در سکوت گورستان تهنشین میشود.
فاصله بین دو باران را سکوت ناودان پر میکند.
همه مردم جهان به یک زبان سکوت میکنند.
هر درخت پیر صندلی جوانی میتواند باشد.
زندگی بی آب از گلوی ماهی پایین نمیرود.
جارو شکم خالی سطل زباله را پر میکند.
به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد.
به عقیده گیوتین، سر آدم زیادی است.
غم، کلکسیون خندهام را به سرقت برد.
بلبل مرتاض، روی گل خاردار مینشیند.
قطره باران، اقیانوس کوچکی است.
قلبم پرجمعیتترین شهر دنیاست.
پایین آمدن درخت از گربه.
به نگاهم خوش آمدی.
زبان هم فیلتر دارد.
✍️زنده یاد #پرویز_شاپور🌹🕯🌹
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادمان
برای اینکه پشهها کاملن ناامید نشوند، دستم را از پشهبند بیرون میگذارم.
دلم به حال ماهیها میسوزد چون هیچکس اشکشان را نمیفهمد.
اگر بخواهم پرنده را محبوس کنم، قفسی به بزرگی آسمان میسازم.
باغبان وقتی دید باران قبول زحمت کرده، به آبپاش مرخصی داد.
فواره و قوه جاذبه از سربه سر گذاشتن هم سیر نمیشوند.
گربه بیش از دیگران در فکر آزادی پرنده محبوس است.
فریاد زندگی در سکوت گورستان تهنشین میشود.
فاصله بین دو باران را سکوت ناودان پر میکند.
همه مردم جهان به یک زبان سکوت میکنند.
هر درخت پیر صندلی جوانی میتواند باشد.
زندگی بی آب از گلوی ماهی پایین نمیرود.
جارو شکم خالی سطل زباله را پر میکند.
به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد.
به عقیده گیوتین، سر آدم زیادی است.
غم، کلکسیون خندهام را به سرقت برد.
بلبل مرتاض، روی گل خاردار مینشیند.
قطره باران، اقیانوس کوچکی است.
قلبم پرجمعیتترین شهر دنیاست.
پایین آمدن درخت از گربه.
به نگاهم خوش آمدی.
زبان هم فیلتر دارد.
✍️زنده یاد #پرویز_شاپور🌹🕯🌹
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#شوالیه_ناموجود
#ایتالو_کالوینو
#پرویز_شهدی
#رمان_داستان
کتاب شوالیه نا موجود آخرین کتاب از لحاظ سال تالیف از سه گانه نیاکان ما محسوب می شود.
ماجرای کتاب مربوط به جنگ های صلیبی و دعوای میان مسیحیان و مسلمانان است.آژیلوف شوالیه ای است که در سپاه شارلمانی فرانسه حضور دارد.او شوالیه ای منظم با زرهی سفید است که در حقیقت جسم و وجود انسانی ندارد.یک اراده و صدای انسانی درون زرهی فلزی و با این حال دقیق تر و پر کارتر از سایر شوالیه ها.به عبارتی شوالیه ای که وجود ندارد اما حضور دارد.
یک فایل فشرده
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#شوالیه_ناموجود
#ایتالو_کالوینو
#پرویز_شهدی
#رمان_داستان
کتاب شوالیه نا موجود آخرین کتاب از لحاظ سال تالیف از سه گانه نیاکان ما محسوب می شود.
ماجرای کتاب مربوط به جنگ های صلیبی و دعوای میان مسیحیان و مسلمانان است.آژیلوف شوالیه ای است که در سپاه شارلمانی فرانسه حضور دارد.او شوالیه ای منظم با زرهی سفید است که در حقیقت جسم و وجود انسانی ندارد.یک اراده و صدای انسانی درون زرهی فلزی و با این حال دقیق تر و پر کارتر از سایر شوالیه ها.به عبارتی شوالیه ای که وجود ندارد اما حضور دارد.
یک فایل فشرده
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
shovaleieh_namojood.zip
159.3 MB
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#شوالیه_ناموجود
#ایتالو_کالوینو
#پرویز_شهدی
#رمان_داستان
یک فایل فشرده
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#شوالیه_ناموجود
#ایتالو_کالوینو
#پرویز_شهدی
#رمان_داستان
یک فایل فشرده
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_نـــویـــســـنـــده
#شهرنوش_پارسیپور
#معرفی_کتاب
داستاننویس و مترجم ایرانی
شهرنوش پارسیپور
Shahrnunsh Parsipur
زاده
۲۸ بهمن ۱۳۲۴ (۷۴ سال)
تهران
محل زندگی
تهران، خرمشهر، فرانسه، آلبانی، کالیفرنیا، ریچموند، کالیفرنیا
زمینه کاری
داستاننویس و مترجم
ملیت:ایرانی
تحصیلات:جامعهشناسی از دانشگاه تهران
همسر(ها)
ناصر تقوایی (۱۳۴۶–۱۳۵۲)
فرزند(ان):علی
جوایز: #جایزه_بیتا، ۲۰۱۶
شَهرنوش پارسیپور (زادهٔ ۲۸ بهمن ۱۳۲۴ در تهران) داستاننویس و مترجم ایرانی است.داستانهای پارسیپور به زبانهای گوناگون دنیا ترجمه شدهاست. او از سوی هجدهمین کنفرانس پژوهشهای زنان در آمریکا، به عنوان زن سال برگزیده شد. پارسیپور همچنین برندهٔ #جایزه_بیتای_۲۰۱۶ است. او در اواخر دهه ۷۰ خورشیدی و مدتی پس از انتشار کتاب « #زنان_بدون_مردان» و ممنوع شدن آن در ایران، به آمریکا مهاجرت کرد. این نویسنده اکنون در حومهی #سانفرانسیسکو زندگی میکند.
#افتخارات
#دکتری_عالی_ادبیات #افتخاری از #دانشگاه_براون، ۲۰۱۰
#بیوگرافی
#شهرنوش_پارسی_پور
شهرنوش پارسیپور در شهر تهران از مادری تهرانی و خانهدار و پدری شیرازی که قاضی دادگستری بود متولد شد.او در رشتهٔ #علوم_اجتماعی در سال ۱۳۵۲ از دانشگاه تهران دانشآموخته شد و سپس برای ادامهی تحصیل در رشته زبان و فرهنگ چینی وارد دانشگاه سوربن شد. #پارسیپور در سال ۱۳۴۶ با #ناصر_تقوایی ازدواج کرد و در سال ۱۳۵۲ از او جدا شد. سپس در سال ۱۳۵۹ به ایران بازگشت.
پارسیپور نویسندگی را از ۱۳ سالگی آغاز کرد و از ۱۶ سالگی داستانهایش با نام مستعار در #گاهنامههای گوناگون به چاپ میرسید. نخستین رمان او #سگ_و_زمستان_بلند نام دارد که در تابستان ۱۳۵۳ کار نوشتن آن پایان یافت.
🍁🍁🍁🍁🍁
پارسیپور همچنین در تلویزیون ملی ایران تهیهکننده برنامه «#زنان_روستایی» بود و در بهمن ۱۳۵۳ در اعتراض به اعدام #خسرو_گلسرخی و #کرامتالله_دانشیان و دستگیری نویسندگانی مانند #غلامحسین_ساعدی، #هوشنگ_گلشیری، #فریده_لاشایی و #پرویز_زاهدی از تلویزیون #استعفاء داد. مدتی پس از استعفاء او را بازداشت کردند و ۵۴ روز را در زندان سپری کرد. پس از زندان به فکر مهاجرت به کانادا افتاد اما منصرف شد. بار دوم در مرداد ۱۳۶۰ با اینکه خود وابسته به هیچ سازمان سیاسی نبود، به خاطر همراه داشتن نشریات متعلق به برادرش در خودرو، هنگام ملاقات با خواهر زندانیش دستگیر شد و برای ۴ سال دیگر به زندان افتاد.
🍁🍁🍁🍁
پارسیپور پس از آزادی، به کار ترجمه و تأسیس کتابفروشی در زیرزمینی در خیابان سنایی مشغول شد. بعد از چاپ کتاب #زنان_بدون_مردان،کمیته منکرات او را احضار کرد و دربارهٔ کتاب و اینکه چرا از بکارت نوشته است او را بازجویی و زندانی کردند. پس از آن بود که شهرنوش به آمریکا مهاجرت کرد.
در مصاحبهای که واکنشهای بسیاری برانگیخت، پارسیپور عنوان کرد که با صیغه (متعه) موافق است و اگر مردهایی هستند که از این قانون سوءاستفاده میکنند، مسئلهای دیگر است که باید جداگانه بررسی شود.
#آثار
#شهرنوش_پارسی_پور
#معرفی_کتاب
⬅️شناختهترین کارِ پارسیپور در ایران #طوبا_و_معنای_شب وبیرون از ایران #زنان_بدون_مردان است.
#رمانها
سگ و زمستان بلند (۱۳۵۵)
طوبا و معنای شب (۱۳۶۸)
عقل آبی (۱۳۷۱)
ماجرای ساده و کوچک روح درخت (۱۳۷۸)
شیوا (۱۳۷۸)
بر بال باد نشستن (۱۳۸۱)
کمی بهار (۱۳۹۸)
⬅️مجموعه داستان
تجربههای آزاد (۱۳۵۷ بازچاپ در ۱۳۷۱)
آویزههای بلور (مجموعه داستان ۱۳۵۶)
زنان بدون مردان (۱۳۶۸)
آداب صرف چای در حضور گرگ (۱۳۷۲
سایر #تالیفات
توپک قرمز (داستان کوتاه ۱۳۴۸)
ماجراهای کوچک
خاطرات زندان
گرما در سال صفر (۱۳۸۲)
#ترجمهها
شکار جادوگران در دهکده سلیم (شرلی جکسن)
پیراروانشناسی
از کنفسیوس تا راهپیمایی دراز دلفین دولرس
تاریخ چین (چهار جلد)
لائودزه و مرشدان دائویی (ماکس کالتن مارک)
داستانهای مردان تمدنهای مختلف
صخره تانیوس از امین معلوف
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_نـــویـــســـنـــده
#شهرنوش_پارسیپور
#معرفی_کتاب
داستاننویس و مترجم ایرانی
شهرنوش پارسیپور
Shahrnunsh Parsipur
زاده
۲۸ بهمن ۱۳۲۴ (۷۴ سال)
تهران
محل زندگی
تهران، خرمشهر، فرانسه، آلبانی، کالیفرنیا، ریچموند، کالیفرنیا
زمینه کاری
داستاننویس و مترجم
ملیت:ایرانی
تحصیلات:جامعهشناسی از دانشگاه تهران
همسر(ها)
ناصر تقوایی (۱۳۴۶–۱۳۵۲)
فرزند(ان):علی
جوایز: #جایزه_بیتا، ۲۰۱۶
شَهرنوش پارسیپور (زادهٔ ۲۸ بهمن ۱۳۲۴ در تهران) داستاننویس و مترجم ایرانی است.داستانهای پارسیپور به زبانهای گوناگون دنیا ترجمه شدهاست. او از سوی هجدهمین کنفرانس پژوهشهای زنان در آمریکا، به عنوان زن سال برگزیده شد. پارسیپور همچنین برندهٔ #جایزه_بیتای_۲۰۱۶ است. او در اواخر دهه ۷۰ خورشیدی و مدتی پس از انتشار کتاب « #زنان_بدون_مردان» و ممنوع شدن آن در ایران، به آمریکا مهاجرت کرد. این نویسنده اکنون در حومهی #سانفرانسیسکو زندگی میکند.
#افتخارات
#دکتری_عالی_ادبیات #افتخاری از #دانشگاه_براون، ۲۰۱۰
#بیوگرافی
#شهرنوش_پارسی_پور
شهرنوش پارسیپور در شهر تهران از مادری تهرانی و خانهدار و پدری شیرازی که قاضی دادگستری بود متولد شد.او در رشتهٔ #علوم_اجتماعی در سال ۱۳۵۲ از دانشگاه تهران دانشآموخته شد و سپس برای ادامهی تحصیل در رشته زبان و فرهنگ چینی وارد دانشگاه سوربن شد. #پارسیپور در سال ۱۳۴۶ با #ناصر_تقوایی ازدواج کرد و در سال ۱۳۵۲ از او جدا شد. سپس در سال ۱۳۵۹ به ایران بازگشت.
پارسیپور نویسندگی را از ۱۳ سالگی آغاز کرد و از ۱۶ سالگی داستانهایش با نام مستعار در #گاهنامههای گوناگون به چاپ میرسید. نخستین رمان او #سگ_و_زمستان_بلند نام دارد که در تابستان ۱۳۵۳ کار نوشتن آن پایان یافت.
🍁🍁🍁🍁🍁
پارسیپور همچنین در تلویزیون ملی ایران تهیهکننده برنامه «#زنان_روستایی» بود و در بهمن ۱۳۵۳ در اعتراض به اعدام #خسرو_گلسرخی و #کرامتالله_دانشیان و دستگیری نویسندگانی مانند #غلامحسین_ساعدی، #هوشنگ_گلشیری، #فریده_لاشایی و #پرویز_زاهدی از تلویزیون #استعفاء داد. مدتی پس از استعفاء او را بازداشت کردند و ۵۴ روز را در زندان سپری کرد. پس از زندان به فکر مهاجرت به کانادا افتاد اما منصرف شد. بار دوم در مرداد ۱۳۶۰ با اینکه خود وابسته به هیچ سازمان سیاسی نبود، به خاطر همراه داشتن نشریات متعلق به برادرش در خودرو، هنگام ملاقات با خواهر زندانیش دستگیر شد و برای ۴ سال دیگر به زندان افتاد.
🍁🍁🍁🍁
پارسیپور پس از آزادی، به کار ترجمه و تأسیس کتابفروشی در زیرزمینی در خیابان سنایی مشغول شد. بعد از چاپ کتاب #زنان_بدون_مردان،کمیته منکرات او را احضار کرد و دربارهٔ کتاب و اینکه چرا از بکارت نوشته است او را بازجویی و زندانی کردند. پس از آن بود که شهرنوش به آمریکا مهاجرت کرد.
در مصاحبهای که واکنشهای بسیاری برانگیخت، پارسیپور عنوان کرد که با صیغه (متعه) موافق است و اگر مردهایی هستند که از این قانون سوءاستفاده میکنند، مسئلهای دیگر است که باید جداگانه بررسی شود.
#آثار
#شهرنوش_پارسی_پور
#معرفی_کتاب
⬅️شناختهترین کارِ پارسیپور در ایران #طوبا_و_معنای_شب وبیرون از ایران #زنان_بدون_مردان است.
#رمانها
سگ و زمستان بلند (۱۳۵۵)
طوبا و معنای شب (۱۳۶۸)
عقل آبی (۱۳۷۱)
ماجرای ساده و کوچک روح درخت (۱۳۷۸)
شیوا (۱۳۷۸)
بر بال باد نشستن (۱۳۸۱)
کمی بهار (۱۳۹۸)
⬅️مجموعه داستان
تجربههای آزاد (۱۳۵۷ بازچاپ در ۱۳۷۱)
آویزههای بلور (مجموعه داستان ۱۳۵۶)
زنان بدون مردان (۱۳۶۸)
آداب صرف چای در حضور گرگ (۱۳۷۲
سایر #تالیفات
توپک قرمز (داستان کوتاه ۱۳۴۸)
ماجراهای کوچک
خاطرات زندان
گرما در سال صفر (۱۳۸۲)
#ترجمهها
شکار جادوگران در دهکده سلیم (شرلی جکسن)
پیراروانشناسی
از کنفسیوس تا راهپیمایی دراز دلفین دولرس
تاریخ چین (چهار جلد)
لائودزه و مرشدان دائویی (ماکس کالتن مارک)
داستانهای مردان تمدنهای مختلف
صخره تانیوس از امین معلوف
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity