🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 #بریده_ای_از_یک_کتاب
#جنس_دوم
#سیموون_دوبوار
#ازدواج سرنوشتی است که جامعه سنتی به زن عرضه میکند. زن مجرد خواه محروممانده از پیوند، خواه طغیانکرده بر آن، و یا حتی بیاعتنا به این نهاد، بر اساس ازدواج تعریف میشود…
ازدواج به دو دلیل به زن تحمیل شده است: ۱- #زن باید کودکانی به جامعه بدهد. ۲- #زن وظیفه دارد نیازهای جنسی مرد را برآورد و مراقبت از خانه او را به عهده گیرد.
برای هر دو طرف ازدواج در آن واحد، هم لازم است و هم سودمند، اما در موقعیتهای این دو طرف، موازنه وجود ندارد. برای دختران جوان، ازدواج یگانه وسیلهای است که بتوانند جزو اجتماع شوند و اگر «روی دست بمانند» از نظر #اجتماع تحقیر شدهاند.
#دختر_جوان مطلقا منفعل است؛ پسرها ازدواج میکنند، زن میگیرند. پسرها در ازدواج، انبساط و تاکید وجود خود را میجویند نه حق وجودداشتن را. ازدواج برای آنها نوعی شیوه زندگی است نه سرنوشت.»
وقتی بالاخره شروع به تحقیق کردم تا ببینم زن بارآمدنم به واقع چه تاثیر متفاوتی در سرنوشت من داشتهاست، به یکباره همه چیز برایم روشن شد. این دنیا، دنیایی #مردانه بود. کودکی من با اسطورههایی گذشته بود که مردان ساخته بودند و واکنش من در برابر آنها اصلا شبیه آن نبود که اگر #پسر میبودم میداشتم. این انقلاب شخصی من در یک جمله خلاصه میشود: من که میخواستم درباره خودم حرف بزنم، به این نتیجه رسیدم که برای این کار نخست باید وضع زنان را به طور کلی توصیف کنم. #جنس_دوم خلق شد، من چهل ساله بودم.»
در #مذهبی که جسم، نفرین شده است زن به عنوان هولناک ترین وسوسه اهریمن جلوه میکند.
اگر روزی فرا برسد که زن، نه از سر ضعف، که با قدرت #عشق بورزد دوست داشتن برای او نیز همچون مرد ، سرچشمه ی زندگی خواهد بود و نه خطری مرگ بار...!
شخصیت زن محصولی اجتماعی است و نه زیستی، ارزشهای خرد ، اخلاق، ذوق و رفتار زن را باید بر حسب موقعیت و تاریخ او توضیح داد چرا که این خصوصیات ذاتی و فطری نیستند.
درهای کارخانه ها، اداره ها و دانشکده ها را به روی زنان باز میکنند، ولی همچنان بر این عقیده اند که ازدواج برای زنان محترمانه ترین کسب و کار است.
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 #بریده_ای_از_یک_کتاب
#جنس_دوم
#سیموون_دوبوار
#ازدواج سرنوشتی است که جامعه سنتی به زن عرضه میکند. زن مجرد خواه محروممانده از پیوند، خواه طغیانکرده بر آن، و یا حتی بیاعتنا به این نهاد، بر اساس ازدواج تعریف میشود…
ازدواج به دو دلیل به زن تحمیل شده است: ۱- #زن باید کودکانی به جامعه بدهد. ۲- #زن وظیفه دارد نیازهای جنسی مرد را برآورد و مراقبت از خانه او را به عهده گیرد.
برای هر دو طرف ازدواج در آن واحد، هم لازم است و هم سودمند، اما در موقعیتهای این دو طرف، موازنه وجود ندارد. برای دختران جوان، ازدواج یگانه وسیلهای است که بتوانند جزو اجتماع شوند و اگر «روی دست بمانند» از نظر #اجتماع تحقیر شدهاند.
#دختر_جوان مطلقا منفعل است؛ پسرها ازدواج میکنند، زن میگیرند. پسرها در ازدواج، انبساط و تاکید وجود خود را میجویند نه حق وجودداشتن را. ازدواج برای آنها نوعی شیوه زندگی است نه سرنوشت.»
وقتی بالاخره شروع به تحقیق کردم تا ببینم زن بارآمدنم به واقع چه تاثیر متفاوتی در سرنوشت من داشتهاست، به یکباره همه چیز برایم روشن شد. این دنیا، دنیایی #مردانه بود. کودکی من با اسطورههایی گذشته بود که مردان ساخته بودند و واکنش من در برابر آنها اصلا شبیه آن نبود که اگر #پسر میبودم میداشتم. این انقلاب شخصی من در یک جمله خلاصه میشود: من که میخواستم درباره خودم حرف بزنم، به این نتیجه رسیدم که برای این کار نخست باید وضع زنان را به طور کلی توصیف کنم. #جنس_دوم خلق شد، من چهل ساله بودم.»
در #مذهبی که جسم، نفرین شده است زن به عنوان هولناک ترین وسوسه اهریمن جلوه میکند.
اگر روزی فرا برسد که زن، نه از سر ضعف، که با قدرت #عشق بورزد دوست داشتن برای او نیز همچون مرد ، سرچشمه ی زندگی خواهد بود و نه خطری مرگ بار...!
شخصیت زن محصولی اجتماعی است و نه زیستی، ارزشهای خرد ، اخلاق، ذوق و رفتار زن را باید بر حسب موقعیت و تاریخ او توضیح داد چرا که این خصوصیات ذاتی و فطری نیستند.
درهای کارخانه ها، اداره ها و دانشکده ها را به روی زنان باز میکنند، ولی همچنان بر این عقیده اند که ازدواج برای زنان محترمانه ترین کسب و کار است.
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 # حتما_بخوانید
#ناشنیده_ای خواندنی از #تاریخ :
{{{ #گفتگوی_خصوصی #صدام_حسین با #فرح_پهلوی }}}
نوشته ای که در ذیل می آید، گفتگویی است با #سید_حسین_نصر #رئیس_دفتر فرح پهلوی، #نوه_دختری #شیخ_فضل_الله_نوری و #پسر_عمه #نور_الدین_کیانوری #آخرین #دبیر_کل_حزب_توده و #نویسنده_متن #آخرین_سخنرانی #محمد_رضا_پهلوی که حاوی #عذر_خواهی از مردم بود، که بعدها، از این که این متن به او تحمیل شد گله کرد.
#سوال: یکی از #مهم_ترین #سفر_ها #
سفر جنابعالی و ملکه در ابان ۵۷ به کشور #عراق بود اساسا این سفر چگونه شکل گرفت؟
سید حسین نصر: این سفر در واقع برای دیدن #آیت_الله_خوئی بود که ایشان فرمودند من برای شاه پیغامی دارم و خب، خود شاه که نمی توانست برود .......یک روز #شهبانو به من گفت که من برای دو روز دارم میرم عراق شما هم حتما باید بیاید ...... #همراهان سفر کم بودند خود شهبانو و #مادرشان #خانم_دیبا و #خانم_هاشمی نژاد که #مدیر_دفتر_دیبا بود و زن متدینی بود وخود بنده و همسرم و یکی دو تا از این #سپهبد_ها به عراق رفتیم.
سوال: دولت عراق این سفر را رسمی تلقی کرد؟
سید حسین نصر: ما اول فکر کردیم اینطور نیست، ولی دولت عراق یک #مهماندار برای شهبانو تعیین کرد که #وزیر و #همسر_وزیر_بهداری_عراق بود و اصلا قرار نبود تماسی با صدام حسین و این ها گرفته شود .آن نوع #مقدمات_سیاسی اصلا قرار نبود انجام پذیرد .....ما در این #قصر_های ان چنانی نبودیم ولی یک خانه بزرگ مثل یک ویلای بزرگ بود خیلی محترم وخوب بود .....وقتی دست و رویمان را شستیم ویک ذره خستگی در کردیم ان اقای وزیر بهداری به شهبانو گفت که صدام حسین می خواهد شما را ببیند .
سوال:در بدو ورود؟
سید حسین نصر :همان یکی دو ساعت اول شهبانو به من گفتند. منم گفتم باید اجازه شاه را گرفت وهمین جوری که نمیشود .....خلاصه ایشان با شاه صحبت کردند وشاه گفت مانعی ندارد .....ساعت ۴ عصر بود که صدای بوق وکرنا و بساط و اینها بلند شد یک باغی داشت این خانه که خیلی بزرگ ....و ماشین صدام حسین داخل شد
سوال :او امد به جای اینکه شما بروید ؟
سید حسین نصر :او امد بله او امد .....صدام حسین آمد. داخل یک لباس سفید بسیار بسیار شیک وفرنگی پوشیده بود ویک عبای بسیار زیبا رویش بود.از این عباها که اگر ادم بخواهد از بازراچه جده بخرد ۱۰ هزار دلار است ...صدام تنها آمد داخل ......وشهبانو معرفی میکردند به انگلیسی....
سوال :صدام انگلیسی می فهمید ؟
سید حسین نصر :یک مقدار کم می فهمید در حد معرفی کردن مثل مای مادر .....وقتی من را معرفی می کردند من با لهجه عربی گفتم السلام علیکم .صدام شروع کرد به عربی حرف زدن با من وگفت شما میتوانید ترجمه کنید ؟ گفتم یه کمکی بلدم و بله میتوانم ترجمه کنم .....صدام گفت من می خواهم یک حرفهائی بزنم و نباید هیچ #مترجمی باشد ....رفتیم یک اتاق .من وسط نشستم شهبانو یک طرف و صدام هم یک طرف به فاصله ۱۰ سانتی متر .صدام حسین یک قصاب خیلی خوش قیافه بود .صورتش هم خیلی قدرت و جذبه داشت مرد خیلی خیلی قوی ای بود. بدون این قدرت که نمیشد اینهمه ادم کشی کرد. خیلی قوی بود، بزدل نبود اول تعارف و سلام علیک بعد گفت من این پیغام را برای برادرم شاه دارم ....گفت به شاه بگوئید #تانک_ها را بیاورند در خیابان و فقط انجا نگه ندارند هر کسی شلوغ کرد توپ را متوجه مردم کنند و در کنند بهتر این است که سیصد نفر الان بمیرند تا اینکه #یک_میلیون #ایرانی و #عراقی بعدا بمیرند .....او پیش بینی جنگ را کرده بود....روی هم رفته ملاقات نیم ساعت بود وبعدش تعظیم گرمی کرد وبلند شد و رفت.
سوال: یعنی صدام ترجیح میداد که دولت شاه با وجود اینکه سر قضیه #الجزایر تحقیرش کرده بودند بماند اما #حکومت_شعیه_ای که ممکن است انقلاب خودش را به عراق صادر کند سر کار نیاید ؟
سید حسین نصر :صددر صد صد در صد در این شکی نیستد.
در این شکی نیست صدام نمی خواست که نظام سلطنتی ایران از بین برود .نه اینکه خودش طرفدار سلطنت بود خودش #چپی بود و #سوسیالیست بود و از زمینه سلطنتی عراق یعنی #حزب_بعث برخاسته بود ....ترس صدام این بود که یک #انقلاب_شیعه در عراق بشود .۶۰ درصد #مردم_عراق شیعه هستند.
📚🤔
🔴 # حتما_بخوانید
#ناشنیده_ای خواندنی از #تاریخ :
{{{ #گفتگوی_خصوصی #صدام_حسین با #فرح_پهلوی }}}
نوشته ای که در ذیل می آید، گفتگویی است با #سید_حسین_نصر #رئیس_دفتر فرح پهلوی، #نوه_دختری #شیخ_فضل_الله_نوری و #پسر_عمه #نور_الدین_کیانوری #آخرین #دبیر_کل_حزب_توده و #نویسنده_متن #آخرین_سخنرانی #محمد_رضا_پهلوی که حاوی #عذر_خواهی از مردم بود، که بعدها، از این که این متن به او تحمیل شد گله کرد.
#سوال: یکی از #مهم_ترین #سفر_ها #
سفر جنابعالی و ملکه در ابان ۵۷ به کشور #عراق بود اساسا این سفر چگونه شکل گرفت؟
سید حسین نصر: این سفر در واقع برای دیدن #آیت_الله_خوئی بود که ایشان فرمودند من برای شاه پیغامی دارم و خب، خود شاه که نمی توانست برود .......یک روز #شهبانو به من گفت که من برای دو روز دارم میرم عراق شما هم حتما باید بیاید ...... #همراهان سفر کم بودند خود شهبانو و #مادرشان #خانم_دیبا و #خانم_هاشمی نژاد که #مدیر_دفتر_دیبا بود و زن متدینی بود وخود بنده و همسرم و یکی دو تا از این #سپهبد_ها به عراق رفتیم.
سوال: دولت عراق این سفر را رسمی تلقی کرد؟
سید حسین نصر: ما اول فکر کردیم اینطور نیست، ولی دولت عراق یک #مهماندار برای شهبانو تعیین کرد که #وزیر و #همسر_وزیر_بهداری_عراق بود و اصلا قرار نبود تماسی با صدام حسین و این ها گرفته شود .آن نوع #مقدمات_سیاسی اصلا قرار نبود انجام پذیرد .....ما در این #قصر_های ان چنانی نبودیم ولی یک خانه بزرگ مثل یک ویلای بزرگ بود خیلی محترم وخوب بود .....وقتی دست و رویمان را شستیم ویک ذره خستگی در کردیم ان اقای وزیر بهداری به شهبانو گفت که صدام حسین می خواهد شما را ببیند .
سوال:در بدو ورود؟
سید حسین نصر :همان یکی دو ساعت اول شهبانو به من گفتند. منم گفتم باید اجازه شاه را گرفت وهمین جوری که نمیشود .....خلاصه ایشان با شاه صحبت کردند وشاه گفت مانعی ندارد .....ساعت ۴ عصر بود که صدای بوق وکرنا و بساط و اینها بلند شد یک باغی داشت این خانه که خیلی بزرگ ....و ماشین صدام حسین داخل شد
سوال :او امد به جای اینکه شما بروید ؟
سید حسین نصر :او امد بله او امد .....صدام حسین آمد. داخل یک لباس سفید بسیار بسیار شیک وفرنگی پوشیده بود ویک عبای بسیار زیبا رویش بود.از این عباها که اگر ادم بخواهد از بازراچه جده بخرد ۱۰ هزار دلار است ...صدام تنها آمد داخل ......وشهبانو معرفی میکردند به انگلیسی....
سوال :صدام انگلیسی می فهمید ؟
سید حسین نصر :یک مقدار کم می فهمید در حد معرفی کردن مثل مای مادر .....وقتی من را معرفی می کردند من با لهجه عربی گفتم السلام علیکم .صدام شروع کرد به عربی حرف زدن با من وگفت شما میتوانید ترجمه کنید ؟ گفتم یه کمکی بلدم و بله میتوانم ترجمه کنم .....صدام گفت من می خواهم یک حرفهائی بزنم و نباید هیچ #مترجمی باشد ....رفتیم یک اتاق .من وسط نشستم شهبانو یک طرف و صدام هم یک طرف به فاصله ۱۰ سانتی متر .صدام حسین یک قصاب خیلی خوش قیافه بود .صورتش هم خیلی قدرت و جذبه داشت مرد خیلی خیلی قوی ای بود. بدون این قدرت که نمیشد اینهمه ادم کشی کرد. خیلی قوی بود، بزدل نبود اول تعارف و سلام علیک بعد گفت من این پیغام را برای برادرم شاه دارم ....گفت به شاه بگوئید #تانک_ها را بیاورند در خیابان و فقط انجا نگه ندارند هر کسی شلوغ کرد توپ را متوجه مردم کنند و در کنند بهتر این است که سیصد نفر الان بمیرند تا اینکه #یک_میلیون #ایرانی و #عراقی بعدا بمیرند .....او پیش بینی جنگ را کرده بود....روی هم رفته ملاقات نیم ساعت بود وبعدش تعظیم گرمی کرد وبلند شد و رفت.
سوال: یعنی صدام ترجیح میداد که دولت شاه با وجود اینکه سر قضیه #الجزایر تحقیرش کرده بودند بماند اما #حکومت_شعیه_ای که ممکن است انقلاب خودش را به عراق صادر کند سر کار نیاید ؟
سید حسین نصر :صددر صد صد در صد در این شکی نیستد.
در این شکی نیست صدام نمی خواست که نظام سلطنتی ایران از بین برود .نه اینکه خودش طرفدار سلطنت بود خودش #چپی بود و #سوسیالیست بود و از زمینه سلطنتی عراق یعنی #حزب_بعث برخاسته بود ....ترس صدام این بود که یک #انقلاب_شیعه در عراق بشود .۶۰ درصد #مردم_عراق شیعه هستند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
📚🤔
🔴# #آبانگان؛ #جشن_پاسداشت #آب
#هرودت نوشته است که #ایرانیان درهیچ رودی پیشاب(ادرار) نمیکنند، آب دهان نمیاندازند و دستهایشان را در آن نمیشویند. آنها دست شستن دیگران را هم در آب روان نمیپذیرند و به رودخانه ارج مینهند. #استرابون نیز نوشته ایرانیان تن خود را در چارچوبی به نام آبزن میشویند تا آب بیهوده از دست نرود.
ایرانیان، هزاران سال پیش از این، ارزش آب را دریافته بودند و جشنهایی چون #آبانگان ، #خوردادگان ، #تیرگان ، #آبریزگان ، #آبسالان و... که دستکم بیش از ۱۰ جشن بود، به بهانهی پاسداشت آب برگزار میشد. جشن آبانگان نیز جشن ارج نهادن و پاسداری از آب، #آناهیتا (ایزدبانوی آب) و آبهای پاک زمین بود. واژهی #آبان نماد آبهای پاک و به چم آبهای پاک و هنگام آب و باران است.
️ این ارزشمندی تا جایی بود که گفته میشود #تیرداد_اشکانی برای جنگ با #رومیان ، بهجای راه آبی، راه دشوار زمینی را برگزید تا آب را نیالاید.
ایرانیان در جشن آبانگان برای نکوداشت آب، در کنار رودها و دریاها شادی، پایکوبی و نیایش میکردند. پس از پیدایش #کیش_زرتشتی ، خواندن #سرودهی #آبان_یشت یا #آب_زور برای ارج نهادن به آب به آیینهای این جشن افزوده شد.
در باور #ایرانیان_باستان، آب #دومین_پیشکش_خداوند به زمین است و "آناهیتا" نگهبان آن. از این رو آب و آناهیتا #نماد_های #پاکی_تن_و_روان بودند و جشن آبانگان، جشن بزرگداشت پالایش تن و روان از زشتی و پلشتی بود. برپایهی #نوشته_های_نسک_پهلوی #بندهش ، #گل_نیلوفر_آبی یا #سوسن_خورآیی (شرقی) نشان ماه آبان و آناهیتا است.
یکی از پایههای پیدایش جشن آبانگان این است که در پی #جنگ_های_دراز #ایران و #توران، #افراسیاب_تورانی دستور داد تا #کاریز_ها و #نهر_های_ایران را ویران کنند. پس از پایان جنگ، #پسر #تهماسب که #زو نام داشت پیشنهاد کرد تا کاریزها و نهرهای ویران را #لایروبی کنند. پس از این کار، بار دیگر آب در نهرها روان شد و مردم بالندگی آبها را جشن گرفتند.
همچنین گفته میشود پس از هشت سال #خشکسالی در ایران، در ماه آبان باران بارید و خرمی و سرسبزی بازآمد. بیماری و نداری مردم به پایان رسید و از آن زمان جشن آبانگان با شادی بیشتری برپا شد.
️ ایرانیان با ساختن #کاریز_ها ، #آب_انبار ، #پالایشگر آب #زیگورات_چغازنبیل و دهها #آب_بند (سد)، کوشش خود را برای نگهداشت و بهرهبرداری بهینه از آب به کار بستند.
جشن آبانگان در روز آبان از ماه آبان برابر با چهارم آبان در #گاهشمار_(تقویم)_باستانی و دهم آبان در #گاهشمار_خیامی که امروز از آن بهره میبریم، برگزار میشد.
جشن ابان گان برشما مبارک
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# #آبانگان؛ #جشن_پاسداشت #آب
#هرودت نوشته است که #ایرانیان درهیچ رودی پیشاب(ادرار) نمیکنند، آب دهان نمیاندازند و دستهایشان را در آن نمیشویند. آنها دست شستن دیگران را هم در آب روان نمیپذیرند و به رودخانه ارج مینهند. #استرابون نیز نوشته ایرانیان تن خود را در چارچوبی به نام آبزن میشویند تا آب بیهوده از دست نرود.
ایرانیان، هزاران سال پیش از این، ارزش آب را دریافته بودند و جشنهایی چون #آبانگان ، #خوردادگان ، #تیرگان ، #آبریزگان ، #آبسالان و... که دستکم بیش از ۱۰ جشن بود، به بهانهی پاسداشت آب برگزار میشد. جشن آبانگان نیز جشن ارج نهادن و پاسداری از آب، #آناهیتا (ایزدبانوی آب) و آبهای پاک زمین بود. واژهی #آبان نماد آبهای پاک و به چم آبهای پاک و هنگام آب و باران است.
️ این ارزشمندی تا جایی بود که گفته میشود #تیرداد_اشکانی برای جنگ با #رومیان ، بهجای راه آبی، راه دشوار زمینی را برگزید تا آب را نیالاید.
ایرانیان در جشن آبانگان برای نکوداشت آب، در کنار رودها و دریاها شادی، پایکوبی و نیایش میکردند. پس از پیدایش #کیش_زرتشتی ، خواندن #سرودهی #آبان_یشت یا #آب_زور برای ارج نهادن به آب به آیینهای این جشن افزوده شد.
در باور #ایرانیان_باستان، آب #دومین_پیشکش_خداوند به زمین است و "آناهیتا" نگهبان آن. از این رو آب و آناهیتا #نماد_های #پاکی_تن_و_روان بودند و جشن آبانگان، جشن بزرگداشت پالایش تن و روان از زشتی و پلشتی بود. برپایهی #نوشته_های_نسک_پهلوی #بندهش ، #گل_نیلوفر_آبی یا #سوسن_خورآیی (شرقی) نشان ماه آبان و آناهیتا است.
یکی از پایههای پیدایش جشن آبانگان این است که در پی #جنگ_های_دراز #ایران و #توران، #افراسیاب_تورانی دستور داد تا #کاریز_ها و #نهر_های_ایران را ویران کنند. پس از پایان جنگ، #پسر #تهماسب که #زو نام داشت پیشنهاد کرد تا کاریزها و نهرهای ویران را #لایروبی کنند. پس از این کار، بار دیگر آب در نهرها روان شد و مردم بالندگی آبها را جشن گرفتند.
همچنین گفته میشود پس از هشت سال #خشکسالی در ایران، در ماه آبان باران بارید و خرمی و سرسبزی بازآمد. بیماری و نداری مردم به پایان رسید و از آن زمان جشن آبانگان با شادی بیشتری برپا شد.
️ ایرانیان با ساختن #کاریز_ها ، #آب_انبار ، #پالایشگر آب #زیگورات_چغازنبیل و دهها #آب_بند (سد)، کوشش خود را برای نگهداشت و بهرهبرداری بهینه از آب به کار بستند.
جشن آبانگان در روز آبان از ماه آبان برابر با چهارم آبان در #گاهشمار_(تقویم)_باستانی و دهم آبان در #گاهشمار_خیامی که امروز از آن بهره میبریم، برگزار میشد.
جشن ابان گان برشما مبارک
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان
#حتما_بخوانید
#ناشنیده_ای خواندنی از #تاریخ :
{{{ #گفتگوی_خصوصی #صدام_حسین با #فرح_پهلوی }}}
نوشته ای که در ذیل می آید، گفتگویی است با #سید_حسین_نصر#رئیس_دفتر فرح پهلوی، #نوه_دختری #شیخ_فضل_الله_نوری و#پسر_عمه #نور_الدین_کیانوری #آخرین #دبیر_کل_حزب_تودهو #نویسنده_متن #آخرین_سخنرانی #محمد_رضا_پهلوی که حاوی#عذر_خواهی از مردم بود، که بعدها، از این که این متن به او تحمیل شد گله کرد.
#سوال: یکی از #مهم_ترین #سفر_ها #
سفر جنابعالی و ملکه در ابان ۵۷ به کشور #عراق بود اساسا این سفر چگونه شکل گرفت؟
سید حسین نصر: این سفر در واقع برای دیدن #آیت_الله_خوئی بود که ایشان فرمودند من برای شاه پیغامی دارم و خب، خود شاه که نمی توانست برود .......یک روز #شهبانو به من گفت که من برای دو روز دارم میرم عراق شما هم حتما باید بیاید ...... #همراهانسفر کم بودند خود شهبانو و #مادرشان #خانم_دیبا و #خانم_هاشمینژاد که #مدیر_دفتر_دیبا بود و زن متدینی بود وخود بنده و همسرم و یکی دو تا از این #سپهبد_ها به عراق رفتیم.
سوال: دولت عراق این سفر را رسمی تلقی کرد؟
سید حسین نصر: ما اول فکر کردیم اینطور نیست، ولی دولت عراق یک #مهماندار برای شهبانو تعیین کرد که #وزیر و #همسر_وزیر_بهداری_عراق بود و اصلا قرار نبود تماسی با صدام حسین و این ها گرفته شود .آن نوع #مقدمات_سیاسی اصلا قرار نبود انجام پذیرد .....ما در این #قصر_های ان چنانی نبودیم ولی یک خانه بزرگ مثل یک ویلای بزرگ بود خیلی محترم وخوب بود .....وقتی دست و رویمان را شستیم ویک ذره خستگی در کردیم ان اقای وزیر بهداری به شهبانو گفت که صدام حسین می خواهد شما را ببیند .
سوال:در بدو ورود؟
سید حسین نصر :همان یکی دو ساعت اول شهبانو به من گفتند. منم گفتم باید اجازه شاه را گرفت وهمین جوری که نمیشود .....خلاصه ایشان با شاه صحبت کردند وشاه گفت مانعی ندارد .....ساعت ۴ عصر بود که صدای بوق وکرنا و بساط و اینها بلند شد یک باغی داشت این خانه که خیلی بزرگ ....و ماشین صدام حسین داخل شد
سوال :او امد به جای اینکه شما بروید ؟
سید حسین نصر :او امد بله او امد .....صدام حسین آمد. داخل یک لباس سفید بسیار بسیار شیک وفرنگی پوشیده بود ویک عبای بسیار زیبا رویش بود.از این عباها که اگر ادم بخواهد از بازراچه جده بخرد ۱۰ هزار دلار است ...صدام تنها آمد داخل ......وشهبانو معرفی میکردند به انگلیسی....
سوال :صدام انگلیسی می فهمید ؟
سید حسین نصر :یک مقدار کم می فهمید در حد معرفی کردن مثل مای مادر .....وقتی من را معرفی می کردند من با لهجه عربی گفتم السلام علیکم .صدام شروع کرد به عربی حرف زدن با من وگفت شما میتوانید ترجمه کنید ؟ گفتم یه کمکی بلدم و بله میتوانم ترجمه کنم .....صدام گفت من می خواهم یک حرفهائی بزنم و نباید هیچ #مترجمی باشد ....رفتیم یک اتاق .من وسط نشستم شهبانو یک طرف و صدام هم یک طرف به فاصله ۱۰ سانتی متر .صدام حسین یک قصاب خیلی خوش قیافه بود .صورتش هم خیلی قدرت و جذبه داشت مرد خیلی خیلی قوی ای بود. بدون این قدرت که نمیشد اینهمه ادم کشی کرد. خیلی قوی بود، بزدل نبود اول تعارف و سلام علیک بعد گفت من این پیغام را برای برادرم شاه دارم ....گفت به شاه بگوئید #تانک_ها را بیاورند در خیابان و فقط انجا نگه ندارند هر کسی شلوغ کرد توپ را متوجه مردم کنند و در کنند بهتر این است که سیصد نفر الان بمیرند تا اینکه #یک_میلیون #ایرانی و #عراقی بعدا بمیرند .....او پیش بینی جنگ را کرده بود....روی هم رفته ملاقات نیم ساعت بود وبعدش تعظیم گرمی کرد وبلند شد و رفت.
سوال: یعنی صدام ترجیح میداد که دولت شاه با وجود اینکه سر قضیه #الجزایر تحقیرش کرده بودند بماند اما #حکومت_شعیه_ای که ممکن است انقلاب خودش را به عراق صادر کند سر کار نیاید ؟
سید حسین نصر :صددر صد صد در صد در این شکی نیستد.
در این شکی نیست صدام نمی خواست که نظام سلطنتی ایران از بین برود .نه اینکه خودش طرفدار سلطنت بود خودش #چپی بود و #سوسیالیست بود و از زمینه سلطنتی عراق یعنی #حزب_بعث برخاسته بود ....ترس صدام این بود که یک #انقلاب_شیعه در عراق بشود .۶۰ درصد #مردم_عراق شیعه هستند.
📚🤔
🔴#یادمان
#حتما_بخوانید
#ناشنیده_ای خواندنی از #تاریخ :
{{{ #گفتگوی_خصوصی #صدام_حسین با #فرح_پهلوی }}}
نوشته ای که در ذیل می آید، گفتگویی است با #سید_حسین_نصر#رئیس_دفتر فرح پهلوی، #نوه_دختری #شیخ_فضل_الله_نوری و#پسر_عمه #نور_الدین_کیانوری #آخرین #دبیر_کل_حزب_تودهو #نویسنده_متن #آخرین_سخنرانی #محمد_رضا_پهلوی که حاوی#عذر_خواهی از مردم بود، که بعدها، از این که این متن به او تحمیل شد گله کرد.
#سوال: یکی از #مهم_ترین #سفر_ها #
سفر جنابعالی و ملکه در ابان ۵۷ به کشور #عراق بود اساسا این سفر چگونه شکل گرفت؟
سید حسین نصر: این سفر در واقع برای دیدن #آیت_الله_خوئی بود که ایشان فرمودند من برای شاه پیغامی دارم و خب، خود شاه که نمی توانست برود .......یک روز #شهبانو به من گفت که من برای دو روز دارم میرم عراق شما هم حتما باید بیاید ...... #همراهانسفر کم بودند خود شهبانو و #مادرشان #خانم_دیبا و #خانم_هاشمینژاد که #مدیر_دفتر_دیبا بود و زن متدینی بود وخود بنده و همسرم و یکی دو تا از این #سپهبد_ها به عراق رفتیم.
سوال: دولت عراق این سفر را رسمی تلقی کرد؟
سید حسین نصر: ما اول فکر کردیم اینطور نیست، ولی دولت عراق یک #مهماندار برای شهبانو تعیین کرد که #وزیر و #همسر_وزیر_بهداری_عراق بود و اصلا قرار نبود تماسی با صدام حسین و این ها گرفته شود .آن نوع #مقدمات_سیاسی اصلا قرار نبود انجام پذیرد .....ما در این #قصر_های ان چنانی نبودیم ولی یک خانه بزرگ مثل یک ویلای بزرگ بود خیلی محترم وخوب بود .....وقتی دست و رویمان را شستیم ویک ذره خستگی در کردیم ان اقای وزیر بهداری به شهبانو گفت که صدام حسین می خواهد شما را ببیند .
سوال:در بدو ورود؟
سید حسین نصر :همان یکی دو ساعت اول شهبانو به من گفتند. منم گفتم باید اجازه شاه را گرفت وهمین جوری که نمیشود .....خلاصه ایشان با شاه صحبت کردند وشاه گفت مانعی ندارد .....ساعت ۴ عصر بود که صدای بوق وکرنا و بساط و اینها بلند شد یک باغی داشت این خانه که خیلی بزرگ ....و ماشین صدام حسین داخل شد
سوال :او امد به جای اینکه شما بروید ؟
سید حسین نصر :او امد بله او امد .....صدام حسین آمد. داخل یک لباس سفید بسیار بسیار شیک وفرنگی پوشیده بود ویک عبای بسیار زیبا رویش بود.از این عباها که اگر ادم بخواهد از بازراچه جده بخرد ۱۰ هزار دلار است ...صدام تنها آمد داخل ......وشهبانو معرفی میکردند به انگلیسی....
سوال :صدام انگلیسی می فهمید ؟
سید حسین نصر :یک مقدار کم می فهمید در حد معرفی کردن مثل مای مادر .....وقتی من را معرفی می کردند من با لهجه عربی گفتم السلام علیکم .صدام شروع کرد به عربی حرف زدن با من وگفت شما میتوانید ترجمه کنید ؟ گفتم یه کمکی بلدم و بله میتوانم ترجمه کنم .....صدام گفت من می خواهم یک حرفهائی بزنم و نباید هیچ #مترجمی باشد ....رفتیم یک اتاق .من وسط نشستم شهبانو یک طرف و صدام هم یک طرف به فاصله ۱۰ سانتی متر .صدام حسین یک قصاب خیلی خوش قیافه بود .صورتش هم خیلی قدرت و جذبه داشت مرد خیلی خیلی قوی ای بود. بدون این قدرت که نمیشد اینهمه ادم کشی کرد. خیلی قوی بود، بزدل نبود اول تعارف و سلام علیک بعد گفت من این پیغام را برای برادرم شاه دارم ....گفت به شاه بگوئید #تانک_ها را بیاورند در خیابان و فقط انجا نگه ندارند هر کسی شلوغ کرد توپ را متوجه مردم کنند و در کنند بهتر این است که سیصد نفر الان بمیرند تا اینکه #یک_میلیون #ایرانی و #عراقی بعدا بمیرند .....او پیش بینی جنگ را کرده بود....روی هم رفته ملاقات نیم ساعت بود وبعدش تعظیم گرمی کرد وبلند شد و رفت.
سوال: یعنی صدام ترجیح میداد که دولت شاه با وجود اینکه سر قضیه #الجزایر تحقیرش کرده بودند بماند اما #حکومت_شعیه_ای که ممکن است انقلاب خودش را به عراق صادر کند سر کار نیاید ؟
سید حسین نصر :صددر صد صد در صد در این شکی نیستد.
در این شکی نیست صدام نمی خواست که نظام سلطنتی ایران از بین برود .نه اینکه خودش طرفدار سلطنت بود خودش #چپی بود و #سوسیالیست بود و از زمینه سلطنتی عراق یعنی #حزب_بعث برخاسته بود ....ترس صدام این بود که یک #انقلاب_شیعه در عراق بشود .۶۰ درصد #مردم_عراق شیعه هستند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#نقد_نقاشی
#پسر_انسان
#نقاش_رنه_ماگریت
پسر انسان یک نقاشی سورئال است که رنه ماگریت، نقاش بلژیکی در سال ۴۶۹۱ طراحی کرد. این اثریکی از معروف ترین نقاشی های اوست که تاثیر فرهنگی گسترده ای از خود به جای گذاشت.نقاشی مردی را ملبس به کت و شلوار و کلاه لبه دار به تصویر می کشد که درست رو به روی مخاطب ایستاده است. دریا و یک آسمان ابری در پشت سر او قرار دارند. مرد کاملا معمولی به نظر می رسد.تنها بخش غیرمعمول نقاشی این است که یک سیب سبز که در هوا معلق است، جلوی صورت مرد راگرفته است. در قسمت پایینی تصویر هم یک دیوار قرار دارد که به نظر می رسد اشاره به سازه های ساخته دست انسان دارد.
ماگریت در سه نقاشی دیگر هم افرادی را به تصویر می کشد که صورتشان مشخص نیست. در یکی ازآن ها صورت شخص توسط گل ها پوشیده شده است، در دیگری با یک پرنده و در نقاشی سوم با یک سیب.این موتیف که بارها در آثار مختلف ماگریت تکرار می شود شاید تحت تاثیر مرگ مادر این نقاش باشد.وقتی ماگریت ۴۱ سال داشت، مادرش در یک رودخانه خود را غرق کرده و خودکشی کرد. وقتی بدنش پیدا شد، یک پارچه صورت او را پوشانده بود. این خاطره تاثیر خود را بر روی ذهن ماگریت به جای گذاشت. در چندین مورد از نقاشی های او می توان اشخاصی با صورت های پنهان پیدا کرد. نقاشی پسر انسان چه معنایی دارد؟
اسمی است که در انجیل به مسیح داده می شود. » پسر انسان « . این نقاشی شاید دارای معناهای مذهبی باشدسیب هم همان نماد معروف گناه است که در کتاب پیدایش، در داستان آدم و حوا و نزول بشر بر روی زمین مطرح می شود. با در نظر گرفتن این نکته، می توانیم به این نتیجه برسیم که شاید نقاشی می خواهدبگوید گناه باعث می شود مردم نتوانند صورت مسیح را ببینند. به این ترتیب، گناه باعث دوری بشر ازخداوند شده است.
نقاشی هم چنین ممکن است به این مساله اشاره داشته باشد که چطور مسائل بی اهمیت توجه ما را جلب کرده و ما را از مواردی که اهمیت بیش تری دارند دور می کنند. سیب یک عنصر ناچیز است، ولی صورت این مرد بسیار مهم است. ما همیشه ذهنمان را معطوف مسائل جزئی می کنیم که اهمیتی ندارند و قادر نیستیم که بر روی موارد اساسی تر تمرکز کنیم.
هرچیزی که ما در اطراف خود می بینیم، دارد جلوی چیز « : خود ماگریت درباره این نقاشی گفته است دیگری را می گیرد. همیشه دوست داریم بدانیم چه چیزی پشت آن چیزی قرار دارد که الان داریم میبینیم. یک عامل جذابیت در چیزهای مخفی وجود دارد که در چیزهایی که به چشم می بینیم، وجود نداردما نمی توانیم همه چیز را ببینیم. میدان دیدمان محدود است. ولی همیشه دوست داریم چیزهایی را ببینیم که نمی توانیم ببینیم. به همین ترتیب، ما نمی توانیم همه چیز را درک کنیم. میدان دید و شرایط بر روی میزان درک ما اثر می گذارند. ولی همیشه دوست داریم بیش تر بدانیم و از همه چیز سر دربیاوریم. دنبال معنای مسائل مختلف هستیم ولی به نتیجه ای نمی رسیم. چون تصویر کاملی از این مسائل نداریم. همین باعث می شود که آدم های متفاوت تفسیرهای متفاوتی از یک اثر هنری داشته باشند. این بستگی به درک ما وبستر موجود دارد.نقاشی هم چنین شاید می خواهد بگوید ممکن است مسائلی که معمولی به نظر می رسند، دارای لایه های معنایی فوق العاده ای باشند. مرد درون نقاشی با این کت و شلوار و کلاه کاملا معمولی به نظر می رسد، ولی صورت پوشیده او دارای اسرار پنهانی است. چیزی که معمولی به نظر می رسد دارای معناهای عمیقی است. عناصر مختلف معمولا پیچیده تر از چیزی هستند که در وهله اول به نظر می رسند.
همچون دیگر آثار ماگریت، پسر انسان هم یک نقاشی گیرا و تفکر برانگیز است. معنای اصلی آن مشخص نیست، و ابهام برانگیز بودن آن عامدانه است. ماگریت با این اثر، مخاطب را به چالش می کشد. او به دنبال این نیست که یک پاسخ راحت یا یک لذت آنی در اختیار ما قرار دهد. همین باعث شده است که این اثر این قدر جذاب باشد. ما دوست داریم به اسرار نهان آن پی ببریم. تلاش می کنیم از این فضای معمولی،یک لایه پنهانی فوق العاده بیرون بکشیم.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#نقد_نقاشی
#پسر_انسان
#نقاش_رنه_ماگریت
پسر انسان یک نقاشی سورئال است که رنه ماگریت، نقاش بلژیکی در سال ۴۶۹۱ طراحی کرد. این اثریکی از معروف ترین نقاشی های اوست که تاثیر فرهنگی گسترده ای از خود به جای گذاشت.نقاشی مردی را ملبس به کت و شلوار و کلاه لبه دار به تصویر می کشد که درست رو به روی مخاطب ایستاده است. دریا و یک آسمان ابری در پشت سر او قرار دارند. مرد کاملا معمولی به نظر می رسد.تنها بخش غیرمعمول نقاشی این است که یک سیب سبز که در هوا معلق است، جلوی صورت مرد راگرفته است. در قسمت پایینی تصویر هم یک دیوار قرار دارد که به نظر می رسد اشاره به سازه های ساخته دست انسان دارد.
ماگریت در سه نقاشی دیگر هم افرادی را به تصویر می کشد که صورتشان مشخص نیست. در یکی ازآن ها صورت شخص توسط گل ها پوشیده شده است، در دیگری با یک پرنده و در نقاشی سوم با یک سیب.این موتیف که بارها در آثار مختلف ماگریت تکرار می شود شاید تحت تاثیر مرگ مادر این نقاش باشد.وقتی ماگریت ۴۱ سال داشت، مادرش در یک رودخانه خود را غرق کرده و خودکشی کرد. وقتی بدنش پیدا شد، یک پارچه صورت او را پوشانده بود. این خاطره تاثیر خود را بر روی ذهن ماگریت به جای گذاشت. در چندین مورد از نقاشی های او می توان اشخاصی با صورت های پنهان پیدا کرد. نقاشی پسر انسان چه معنایی دارد؟
اسمی است که در انجیل به مسیح داده می شود. » پسر انسان « . این نقاشی شاید دارای معناهای مذهبی باشدسیب هم همان نماد معروف گناه است که در کتاب پیدایش، در داستان آدم و حوا و نزول بشر بر روی زمین مطرح می شود. با در نظر گرفتن این نکته، می توانیم به این نتیجه برسیم که شاید نقاشی می خواهدبگوید گناه باعث می شود مردم نتوانند صورت مسیح را ببینند. به این ترتیب، گناه باعث دوری بشر ازخداوند شده است.
نقاشی هم چنین ممکن است به این مساله اشاره داشته باشد که چطور مسائل بی اهمیت توجه ما را جلب کرده و ما را از مواردی که اهمیت بیش تری دارند دور می کنند. سیب یک عنصر ناچیز است، ولی صورت این مرد بسیار مهم است. ما همیشه ذهنمان را معطوف مسائل جزئی می کنیم که اهمیتی ندارند و قادر نیستیم که بر روی موارد اساسی تر تمرکز کنیم.
هرچیزی که ما در اطراف خود می بینیم، دارد جلوی چیز « : خود ماگریت درباره این نقاشی گفته است دیگری را می گیرد. همیشه دوست داریم بدانیم چه چیزی پشت آن چیزی قرار دارد که الان داریم میبینیم. یک عامل جذابیت در چیزهای مخفی وجود دارد که در چیزهایی که به چشم می بینیم، وجود نداردما نمی توانیم همه چیز را ببینیم. میدان دیدمان محدود است. ولی همیشه دوست داریم چیزهایی را ببینیم که نمی توانیم ببینیم. به همین ترتیب، ما نمی توانیم همه چیز را درک کنیم. میدان دید و شرایط بر روی میزان درک ما اثر می گذارند. ولی همیشه دوست داریم بیش تر بدانیم و از همه چیز سر دربیاوریم. دنبال معنای مسائل مختلف هستیم ولی به نتیجه ای نمی رسیم. چون تصویر کاملی از این مسائل نداریم. همین باعث می شود که آدم های متفاوت تفسیرهای متفاوتی از یک اثر هنری داشته باشند. این بستگی به درک ما وبستر موجود دارد.نقاشی هم چنین شاید می خواهد بگوید ممکن است مسائلی که معمولی به نظر می رسند، دارای لایه های معنایی فوق العاده ای باشند. مرد درون نقاشی با این کت و شلوار و کلاه کاملا معمولی به نظر می رسد، ولی صورت پوشیده او دارای اسرار پنهانی است. چیزی که معمولی به نظر می رسد دارای معناهای عمیقی است. عناصر مختلف معمولا پیچیده تر از چیزی هستند که در وهله اول به نظر می رسند.
همچون دیگر آثار ماگریت، پسر انسان هم یک نقاشی گیرا و تفکر برانگیز است. معنای اصلی آن مشخص نیست، و ابهام برانگیز بودن آن عامدانه است. ماگریت با این اثر، مخاطب را به چالش می کشد. او به دنبال این نیست که یک پاسخ راحت یا یک لذت آنی در اختیار ما قرار دهد. همین باعث شده است که این اثر این قدر جذاب باشد. ما دوست داریم به اسرار نهان آن پی ببریم. تلاش می کنیم از این فضای معمولی،یک لایه پنهانی فوق العاده بیرون بکشیم.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#دلنوشته_امروز
یخاطربسپارید
#پدرواژه ای ایرانی ست
برگرفته ازوازه اوستایی ست بنام پیتا (پشتیبان)که بعدازمرورزمان تبدیل به پیروپدرگردیده است بمعنای پشتیبان که بعدازاهورامزدااوپشتیبان شماست به گویش گیلک ها ولرهاتوجه کنید
#مادر
ریشه اوستایی آن هاماتا ست(پرورش دهنده) که به مرورزمان شده ماتاوبعدتربه مادرتبدیل شده است
#فرزند
که ازدوبخش تشکیل شده است
#فر=شکوه
#زند=زندگی
وقتی میگویید فرزند میگوییدشکوه زندگی من از بیان واژه بچه خودداری کنید
بچه=بمعنای بیچک که منظوربرای چه هست ودرزمانی گفته میشده که فرزند
ناخواسته بوده
#دختر
نام اصلیش دوشتربوده برگرفته ازواژه دوست داشتنی
#پسر_
واژه اوستایی#_پوسر_یا_پوهر
بمعنای پاسبان یاپاسداردرزمانهای گذشته هرخانه ای یک اجاق داشته که نگهداری وتهیه هیزم جهت امورزندگی برعهده فرزندمذکرتعین میگردیده وبمنظورکیان خانواده مشخص میگردیده که بعدازپدروظیفه پسرنگهداری ازکیان خانواده برعهده پسرمیباشد وبه کسی که فرزند پسر نداشته اصطلاحاٌاجاق کورمیگفتند
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#دلنوشته_امروز
یخاطربسپارید
#پدرواژه ای ایرانی ست
برگرفته ازوازه اوستایی ست بنام پیتا (پشتیبان)که بعدازمرورزمان تبدیل به پیروپدرگردیده است بمعنای پشتیبان که بعدازاهورامزدااوپشتیبان شماست به گویش گیلک ها ولرهاتوجه کنید
#مادر
ریشه اوستایی آن هاماتا ست(پرورش دهنده) که به مرورزمان شده ماتاوبعدتربه مادرتبدیل شده است
#فرزند
که ازدوبخش تشکیل شده است
#فر=شکوه
#زند=زندگی
وقتی میگویید فرزند میگوییدشکوه زندگی من از بیان واژه بچه خودداری کنید
بچه=بمعنای بیچک که منظوربرای چه هست ودرزمانی گفته میشده که فرزند
ناخواسته بوده
#دختر
نام اصلیش دوشتربوده برگرفته ازواژه دوست داشتنی
#پسر_
واژه اوستایی#_پوسر_یا_پوهر
بمعنای پاسبان یاپاسداردرزمانهای گذشته هرخانه ای یک اجاق داشته که نگهداری وتهیه هیزم جهت امورزندگی برعهده فرزندمذکرتعین میگردیده وبمنظورکیان خانواده مشخص میگردیده که بعدازپدروظیفه پسرنگهداری ازکیان خانواده برعهده پسرمیباشد وبه کسی که فرزند پسر نداشته اصطلاحاٌاجاق کورمیگفتند
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity