🔴#چکامه_پارسی
#دخترم ، بند دلم غمگینم
شیشهی عمر غبار آگینم
جوجهی گم شده در توفانم
شاخهی خم شده از بارانم
ای جگر پارهام ای نیمهی من
میوهی عشق سراسیمهی من
گل پیوند دو غربت ، غزلم
حاصل ضرب دو حسرت ، غزلم
ارث عصیان معماییِ من
امتداد خط تنهاییِ من
ساقهی سرزده از نخل تنم
جویی از سیل خروشان که منم
کوکب بخت شبالودهی من
غزل طبع تبالودهی من
غزلم ، آینهی اندوهم
بانکِ افکنده طنین در کوهم
پدرت خُرد و خراب و خسته
خستهای بر همگان در بسته
خانهی جن زدهی متروک است
که پُر از همهمهی مشکوک است
روحها ، خاطرهها اینجایند
میروند از دلم و میآیند
یادها خیل کفن پوشانند
جز من از هر که فراموشانند
کدرم پنجرهی بازم نیست
کسلم رخصت آوازم نیست
در پی همقدمی همنفسی
ایستادم که تو از ره برسی
آمدی ؟ باز کن این پنجره را
پر از آواز کن این حنجره را
#حسین_منزوی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
#دخترم ، بند دلم غمگینم
شیشهی عمر غبار آگینم
جوجهی گم شده در توفانم
شاخهی خم شده از بارانم
ای جگر پارهام ای نیمهی من
میوهی عشق سراسیمهی من
گل پیوند دو غربت ، غزلم
حاصل ضرب دو حسرت ، غزلم
ارث عصیان معماییِ من
امتداد خط تنهاییِ من
ساقهی سرزده از نخل تنم
جویی از سیل خروشان که منم
کوکب بخت شبالودهی من
غزل طبع تبالودهی من
غزلم ، آینهی اندوهم
بانکِ افکنده طنین در کوهم
پدرت خُرد و خراب و خسته
خستهای بر همگان در بسته
خانهی جن زدهی متروک است
که پُر از همهمهی مشکوک است
روحها ، خاطرهها اینجایند
میروند از دلم و میآیند
یادها خیل کفن پوشانند
جز من از هر که فراموشانند
کدرم پنجرهی بازم نیست
کسلم رخصت آوازم نیست
در پی همقدمی همنفسی
ایستادم که تو از ره برسی
آمدی ؟ باز کن این پنجره را
پر از آواز کن این حنجره را
#حسین_منزوی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۵ امرداد زادروز #داریوش_ارجمند
( زاده ۵ امرداد ۱۳۲۳ تهران ) بازیگر سینما، تئاتر و تلویزبون
داریوش ارجمند دارای مدرک کارشناسی ارشد تئاتر و سینما از دانشگاه پاریس و کارشناسی تاریخ و جامعه شناسی از دانشگاه مشهد و از شاگردان دکتر علی شریعتی است.
او به همراه مهرداد تدین از موسسین سینمای آزاد مشهد در اواخر دهه ۱۳۴۰ است و علاوه بر بازیگری و کارگردانی در تئاتر مشهد، به ساخت فیلمهای کوتاه ۸ میلیمتری میپرداخت که مهمترین آنها فیلم هیس است.
وی با بازی در فیلم ناخداخورشید ساخته ناصر تقوایی به سینما آمد و در سال ۱۳۶۵ با دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از پنجمین جشنواره فیلم فجر جای خود را به عنوان یک بازیگر خوب و قابل قبول تثبیت کرد.
در فیلمهای کشتی آنجلیکا، جستجوگر و پرده آخر نیز خوب ظاهر شد. در دهه ۷۰ کم کار شد و در سه فیلم آدم برفی، اعتراض و سگ کشی هنرنمایی کرد. دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم مرد برای فیلم سگکشی از نوزدهمین جشنواره فیلم فجر نیز در کارنامه وی به چشم میخورد.
همچنین در سرال امام علی (ع) در نقش مالک اشتر، بازی ماندگاری از خود نشان داد که تا سالها در خاطرهها خواهد ماند.
او همچنین برنده جایزه سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد سال برای فیلم ناخداخورشید، ۱۳۶۵
برنده جایزه سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای فیلم سگکشی، ۱۳۷۶
و بازی در فیلمهای:
میزاک، ۱۳۸۷ / رئیس، ۱۳۸۵ /قاعده بازی، ۱۳۸۵ / از دوردست، ۱۳۸۴ / شاهزاده ایرانی، ۱۳۸۴ / ازدواج به سبک ایرانی، ۱۳۸۳ / تب، ۱۳۸۲ / سگکشی، ۱۳۷۹ / مسافر ری، ۱۳۷۹ / اعتراض، ۱۳۷۸ / افسانه پوپک طلائی، ۱۳۷۷ / شور زندگی، ۱۳۷۷ / قاعده بازی، ۱۳۷۶ / هفت سنگ، ۱۳۷۶ /شیخ مفید، ۱۳۷۴ / فرار مرگبار، ۱۳۷۴ / آدم برفی، ۱۳۷۳ / زمین آسمانی، ۱۳۷۳ / هبوط، ۱۳۷۲ / قربانی، ۱۳۷۱ / ناصرالدین شاه آکتور سینما، ۱۳۷۰ / پرده آخر، ۱۳۶۹ / تیغ آفتاب، ۱۳۶۹ / جستجوگر، ۱۳۶۸ / سفر عشق، ۱۳۶۷ / کشتی آنجلیکا، ۱۳۶۷ / ناخداخورشید، ۱۳۶۵۰ / پاییزان، ۱۳۶۰.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۵ امرداد زادروز #داریوش_ارجمند
( زاده ۵ امرداد ۱۳۲۳ تهران ) بازیگر سینما، تئاتر و تلویزبون
داریوش ارجمند دارای مدرک کارشناسی ارشد تئاتر و سینما از دانشگاه پاریس و کارشناسی تاریخ و جامعه شناسی از دانشگاه مشهد و از شاگردان دکتر علی شریعتی است.
او به همراه مهرداد تدین از موسسین سینمای آزاد مشهد در اواخر دهه ۱۳۴۰ است و علاوه بر بازیگری و کارگردانی در تئاتر مشهد، به ساخت فیلمهای کوتاه ۸ میلیمتری میپرداخت که مهمترین آنها فیلم هیس است.
وی با بازی در فیلم ناخداخورشید ساخته ناصر تقوایی به سینما آمد و در سال ۱۳۶۵ با دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از پنجمین جشنواره فیلم فجر جای خود را به عنوان یک بازیگر خوب و قابل قبول تثبیت کرد.
در فیلمهای کشتی آنجلیکا، جستجوگر و پرده آخر نیز خوب ظاهر شد. در دهه ۷۰ کم کار شد و در سه فیلم آدم برفی، اعتراض و سگ کشی هنرنمایی کرد. دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم مرد برای فیلم سگکشی از نوزدهمین جشنواره فیلم فجر نیز در کارنامه وی به چشم میخورد.
همچنین در سرال امام علی (ع) در نقش مالک اشتر، بازی ماندگاری از خود نشان داد که تا سالها در خاطرهها خواهد ماند.
او همچنین برنده جایزه سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد سال برای فیلم ناخداخورشید، ۱۳۶۵
برنده جایزه سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای فیلم سگکشی، ۱۳۷۶
و بازی در فیلمهای:
میزاک، ۱۳۸۷ / رئیس، ۱۳۸۵ /قاعده بازی، ۱۳۸۵ / از دوردست، ۱۳۸۴ / شاهزاده ایرانی، ۱۳۸۴ / ازدواج به سبک ایرانی، ۱۳۸۳ / تب، ۱۳۸۲ / سگکشی، ۱۳۷۹ / مسافر ری، ۱۳۷۹ / اعتراض، ۱۳۷۸ / افسانه پوپک طلائی، ۱۳۷۷ / شور زندگی، ۱۳۷۷ / قاعده بازی، ۱۳۷۶ / هفت سنگ، ۱۳۷۶ /شیخ مفید، ۱۳۷۴ / فرار مرگبار، ۱۳۷۴ / آدم برفی، ۱۳۷۳ / زمین آسمانی، ۱۳۷۳ / هبوط، ۱۳۷۲ / قربانی، ۱۳۷۱ / ناصرالدین شاه آکتور سینما، ۱۳۷۰ / پرده آخر، ۱۳۶۹ / تیغ آفتاب، ۱۳۶۹ / جستجوگر، ۱۳۶۸ / سفر عشق، ۱۳۶۷ / کشتی آنجلیکا، ۱۳۶۷ / ناخداخورشید، ۱۳۶۵۰ / پاییزان، ۱۳۶۰.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
آهنگهایی با آهنگسازی علی اکبرپور :
از بهترین ها بهتری (حدیث آرزو)
پیوند عشق (خورشید) {هرگز نمیگیرد کسی...}
آهنگهایی با آهنگسازی عباس خوشدل:
شعله (ملودی اصلی از نادر گلچین)
خدایا (جز تو کسی ندارم)
گه شکایت از گلی (ملودی افغان)
نوای کاروان (نصرتاله گلپایگانی و عباس خوشدل)
حبیباله بدیعی و نادر گلچین، به یمن همسایگی درازمدت با هم اجراهای محفلی بسیاری داشتهاند که مشهورترین آنها اجراییست به نام "بوسهی نسیم" در دستگاه شور با نوازندگی حبیباله بدیعی، منصور صارمی و جهانگیر ملک.
دو اجرا از همکاری آن دو یکی در مایه سه گاه و دیگری در همایون به یادگار مانده که نام هر دو اثر "شب آمد" است.
همچنین محفل خصوصی دیگری به نام "چشم سیاه" با حضور فرهنگ شریف و حبیباله بدیعی.
آهنگهایی با آهنگسازی عبدالکریم مهرافشان:
شراب عشق
شب آمد (خلوت شب)
شکوه
گلچینی ازهمکاری گلچین و گروه پایور با آهنگسازی فرامرز پایور:
رویای وصال
می نوش
اوج (به یاد حسین تهرانی)
مرغ سحر (آهنگساز مرتضی نیداوود)
برخی دیگر از آهنگهای خوانده شده با صدای نادر گلچین :
"میخانه"(دربان برو در باز کن)آهنگساز رضا وُهدانی
"آمد نوبهار" آهنگساز مهدی خالدی
"قصهی شهر عشق"(گل فراموشی) آهنگساز هادی آرزم
"مرغ حق" (شب تاریک) آهنگساز نصرتاله گلپایگانی
"یا رب" شعر و آهنگ از فضلاله توکل
"آزادگی" آهنگساز احمدرضا محسنی
"خال و زلف" - "ناوک مژگان" آهنگساز علیاکبر شیدا
"تصنیف اَمان از فراقت" - "شانه بر زلف"
آهنگساز عارف قزوینی
آواز چهارگاه با ضرب زورخانهای حسین تهرانی
"دلپسند" آهنگ از موسی معروفی
قطعهی عربی "الحسبی" با گروه بانوان فرهنگ و هنر
"آید بهار من"(چه خوش آنکه با بهاران برسد از سفر) - "آخرین جرعه جام" آهنگساز فرهاد فخرالدینی
"محمد" آهنگساز جواد لشکری
"بهار من" - "رفتی به سلامت" آهنگساز محمودرضا قراملکی
"بیحاصلی" -"نقش محبت" آهنگساز مهیار فیروز بخت
مجموعهای به تهیهکنندگی دکتر فرخ امیر مشیری (مجموعه کاری با همکاری تنی چند از آهنگسازان)
دو مجموعه به نامهای "سوختهدلان" و "خاطرهها" منتشر شده در کانادا
آهنگهای دیگر :
"پیک بهاران"(دو اسیر)آهنگساز رضا یاوری
"خالق مشکل گشا"
"دور مشو" با شعری از مولانا
"سوگند" با شعر نصرتاله نوحیان
"قصه گو"
"چوپان" آهنگ محلی گیلان
"یار من آمد" با شعری از مظاهر مصفا
"سه گاه زند" فضل اله توکل و محمود رفیعیان
"غوغای کویر" خوشنواز و رفیعیان
"هنرپیشه" خوانش شعری از محمد عاصمی - پیانو سپهر حجتی.
زنده یاد "نادیا دلدار گلچین"(بازیگر فقید سینما) یادگار ازدواج اول گلچین بود.
از نادر گلچین سه فرزند به نام های نغمه،نازنین و نگین به یادگار مانده است.
استاد نادر گلچین پس از سالها بیماری،
در ۸۱ سالگی درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا در کنار دخترش نادیا آرام گرفت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
از بهترین ها بهتری (حدیث آرزو)
پیوند عشق (خورشید) {هرگز نمیگیرد کسی...}
آهنگهایی با آهنگسازی عباس خوشدل:
شعله (ملودی اصلی از نادر گلچین)
خدایا (جز تو کسی ندارم)
گه شکایت از گلی (ملودی افغان)
نوای کاروان (نصرتاله گلپایگانی و عباس خوشدل)
حبیباله بدیعی و نادر گلچین، به یمن همسایگی درازمدت با هم اجراهای محفلی بسیاری داشتهاند که مشهورترین آنها اجراییست به نام "بوسهی نسیم" در دستگاه شور با نوازندگی حبیباله بدیعی، منصور صارمی و جهانگیر ملک.
دو اجرا از همکاری آن دو یکی در مایه سه گاه و دیگری در همایون به یادگار مانده که نام هر دو اثر "شب آمد" است.
همچنین محفل خصوصی دیگری به نام "چشم سیاه" با حضور فرهنگ شریف و حبیباله بدیعی.
آهنگهایی با آهنگسازی عبدالکریم مهرافشان:
شراب عشق
شب آمد (خلوت شب)
شکوه
گلچینی ازهمکاری گلچین و گروه پایور با آهنگسازی فرامرز پایور:
رویای وصال
می نوش
اوج (به یاد حسین تهرانی)
مرغ سحر (آهنگساز مرتضی نیداوود)
برخی دیگر از آهنگهای خوانده شده با صدای نادر گلچین :
"میخانه"(دربان برو در باز کن)آهنگساز رضا وُهدانی
"آمد نوبهار" آهنگساز مهدی خالدی
"قصهی شهر عشق"(گل فراموشی) آهنگساز هادی آرزم
"مرغ حق" (شب تاریک) آهنگساز نصرتاله گلپایگانی
"یا رب" شعر و آهنگ از فضلاله توکل
"آزادگی" آهنگساز احمدرضا محسنی
"خال و زلف" - "ناوک مژگان" آهنگساز علیاکبر شیدا
"تصنیف اَمان از فراقت" - "شانه بر زلف"
آهنگساز عارف قزوینی
آواز چهارگاه با ضرب زورخانهای حسین تهرانی
"دلپسند" آهنگ از موسی معروفی
قطعهی عربی "الحسبی" با گروه بانوان فرهنگ و هنر
"آید بهار من"(چه خوش آنکه با بهاران برسد از سفر) - "آخرین جرعه جام" آهنگساز فرهاد فخرالدینی
"محمد" آهنگساز جواد لشکری
"بهار من" - "رفتی به سلامت" آهنگساز محمودرضا قراملکی
"بیحاصلی" -"نقش محبت" آهنگساز مهیار فیروز بخت
مجموعهای به تهیهکنندگی دکتر فرخ امیر مشیری (مجموعه کاری با همکاری تنی چند از آهنگسازان)
دو مجموعه به نامهای "سوختهدلان" و "خاطرهها" منتشر شده در کانادا
آهنگهای دیگر :
"پیک بهاران"(دو اسیر)آهنگساز رضا یاوری
"خالق مشکل گشا"
"دور مشو" با شعری از مولانا
"سوگند" با شعر نصرتاله نوحیان
"قصه گو"
"چوپان" آهنگ محلی گیلان
"یار من آمد" با شعری از مظاهر مصفا
"سه گاه زند" فضل اله توکل و محمود رفیعیان
"غوغای کویر" خوشنواز و رفیعیان
"هنرپیشه" خوانش شعری از محمد عاصمی - پیانو سپهر حجتی.
زنده یاد "نادیا دلدار گلچین"(بازیگر فقید سینما) یادگار ازدواج اول گلچین بود.
از نادر گلچین سه فرزند به نام های نغمه،نازنین و نگین به یادگار مانده است.
استاد نادر گلچین پس از سالها بیماری،
در ۸۱ سالگی درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا در کنار دخترش نادیا آرام گرفت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#دیالوگ_برتر
قباد: به جون امیدت قسم بخور که دیگه بهش فکر نمیکنی
شهرزاد: من بهت دروغ نمیگم قباد. خاطرهها که نمیمیرن... میمیرن؟
این اتاقِ تاریکِ ذهن آزادترین جای جهانه، همه چی از توش میاد و میره...
سریال شهـرزاد (۱۳۹۷ - ۱۳۹۴)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#دیالوگ_برتر
قباد: به جون امیدت قسم بخور که دیگه بهش فکر نمیکنی
شهرزاد: من بهت دروغ نمیگم قباد. خاطرهها که نمیمیرن... میمیرن؟
این اتاقِ تاریکِ ذهن آزادترین جای جهانه، همه چی از توش میاد و میره...
سریال شهـرزاد (۱۳۹۷ - ۱۳۹۴)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
آهنگهایی با آهنگسازی عباس خوشدل:
شعله (ملودی اصلی از نادر گلچین)
خدایا (جز تو کسی ندارم)
گه شکایت از گلی (ملودی افغان)
نوای کاروان (نصرتاله گلپایگانی و عباس خوشدل)
حبیباله بدیعی و نادر گلچین، به یمن همسایگی درازمدت با هم اجراهای محفلی بسیاری داشتهاند که مشهورترین آنها اجراییست به نام "بوسهی نسیم" در دستگاه شور با نوازندگی حبیباله بدیعی، منصور صارمی و جهانگیر ملک.
دو اجرا از همکاری آن دو یکی در مایه سه گاه و دیگری در همایون به یادگار مانده که نام هر دو اثر "شب آمد" است.
همچنین محفل خصوصی دیگری به نام "چشم سیاه" با حضور فرهنگ شریف و حبیباله بدیعی.
آهنگهایی با آهنگسازی عبدالکریم مهرافشان:
شراب عشق
شب آمد (خلوت شب)
شکوه
گلچینی ازهمکاری گلچین و گروه پایور با آهنگسازی فرامرز پایور:
رویای وصال
می نوش
اوج (به یاد حسین تهرانی)
مرغ سحر (آهنگساز مرتضی نیداوود)
برخی دیگر از آهنگهای خوانده شده با صدای نادر گلچین :
"میخانه"(دربان برو در باز کن)آهنگساز رضا وُهدانی
"آمد نوبهار" آهنگساز مهدی خالدی
"قصهی شهر عشق"(گل فراموشی) آهنگساز هادی آرزم
"مرغ حق" (شب تاریک) آهنگساز نصرتاله گلپایگانی
"یا رب" شعر و آهنگ از فضلاله توکل
"آزادگی" آهنگساز احمدرضا محسنی
"خال و زلف" - "ناوک مژگان" آهنگساز علیاکبر شیدا
"تصنیف اَمان از فراقت" - "شانه بر زلف"
آهنگساز عارف قزوینی
آواز چهارگاه با ضرب زورخانهای حسین تهرانی
"دلپسند" آهنگ از موسی معروفی
قطعهی عربی "الحسبی" با گروه بانوان فرهنگ و هنر
"آید بهار من"(چه خوش آنکه با بهاران برسد از سفر) - "آخرین جرعه جام" آهنگساز فرهاد فخرالدینی
"محمد" آهنگساز جواد لشکری
"بهار من" - "رفتی به سلامت" آهنگساز محمودرضا قراملکی
"بیحاصلی" -"نقش محبت" آهنگساز مهیار فیروز بخت
مجموعهای به تهیهکنندگی دکتر فرخ امیر مشیری (مجموعه کاری با همکاری تنی چند از آهنگسازان)
دو مجموعه به نامهای "سوختهدلان" و "خاطرهها" منتشر شده در کانادا
آهنگهای دیگر :
"پیک بهاران"(دو اسیر)آهنگساز رضا یاوری
"خالق مشکل گشا"
"دور مشو" با شعری از مولانا
"سوگند" با شعر نصرتاله نوحیان
"قصه گو"
"چوپان" آهنگ محلی گیلان
"یار من آمد" با شعری از مظاهر مصفا
"سه گاه زند" فضل اله توکل و محمود رفیعیان
"غوغای کویر" خوشنواز و رفیعیان
"هنرپیشه" خوانش شعری از محمد عاصمی - پیانو سپهر حجتی.
او در سالهای آخر زندگی، برای نخستین بار در نشست نقد و بررسی آلبوم گریز حضور یافت و با تشویق فراوان حاضران روبرو شد و در همین برنامه بود که به تک ساحتی شدن خوانندگی و مقلدپروری در موسیقی آوازی انتقاد کرد.
زنده یاد "نادیا دلدار گلچین"(بازیگر فقید سینما) یادگار ازدواج اول گلچین بود.
از نادر گلچین سه فرزند به نام های نغمه،نازنین و نگین به یادگار مانده است.
استاد نادر گلچین پس از سالها بیماری،
در ۸۱ سالگی درگذشت و در قطعه هنرمندان
بهشت زهرا در کنار دخترش نادیا آرام گرفت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
شعله (ملودی اصلی از نادر گلچین)
خدایا (جز تو کسی ندارم)
گه شکایت از گلی (ملودی افغان)
نوای کاروان (نصرتاله گلپایگانی و عباس خوشدل)
حبیباله بدیعی و نادر گلچین، به یمن همسایگی درازمدت با هم اجراهای محفلی بسیاری داشتهاند که مشهورترین آنها اجراییست به نام "بوسهی نسیم" در دستگاه شور با نوازندگی حبیباله بدیعی، منصور صارمی و جهانگیر ملک.
دو اجرا از همکاری آن دو یکی در مایه سه گاه و دیگری در همایون به یادگار مانده که نام هر دو اثر "شب آمد" است.
همچنین محفل خصوصی دیگری به نام "چشم سیاه" با حضور فرهنگ شریف و حبیباله بدیعی.
آهنگهایی با آهنگسازی عبدالکریم مهرافشان:
شراب عشق
شب آمد (خلوت شب)
شکوه
گلچینی ازهمکاری گلچین و گروه پایور با آهنگسازی فرامرز پایور:
رویای وصال
می نوش
اوج (به یاد حسین تهرانی)
مرغ سحر (آهنگساز مرتضی نیداوود)
برخی دیگر از آهنگهای خوانده شده با صدای نادر گلچین :
"میخانه"(دربان برو در باز کن)آهنگساز رضا وُهدانی
"آمد نوبهار" آهنگساز مهدی خالدی
"قصهی شهر عشق"(گل فراموشی) آهنگساز هادی آرزم
"مرغ حق" (شب تاریک) آهنگساز نصرتاله گلپایگانی
"یا رب" شعر و آهنگ از فضلاله توکل
"آزادگی" آهنگساز احمدرضا محسنی
"خال و زلف" - "ناوک مژگان" آهنگساز علیاکبر شیدا
"تصنیف اَمان از فراقت" - "شانه بر زلف"
آهنگساز عارف قزوینی
آواز چهارگاه با ضرب زورخانهای حسین تهرانی
"دلپسند" آهنگ از موسی معروفی
قطعهی عربی "الحسبی" با گروه بانوان فرهنگ و هنر
"آید بهار من"(چه خوش آنکه با بهاران برسد از سفر) - "آخرین جرعه جام" آهنگساز فرهاد فخرالدینی
"محمد" آهنگساز جواد لشکری
"بهار من" - "رفتی به سلامت" آهنگساز محمودرضا قراملکی
"بیحاصلی" -"نقش محبت" آهنگساز مهیار فیروز بخت
مجموعهای به تهیهکنندگی دکتر فرخ امیر مشیری (مجموعه کاری با همکاری تنی چند از آهنگسازان)
دو مجموعه به نامهای "سوختهدلان" و "خاطرهها" منتشر شده در کانادا
آهنگهای دیگر :
"پیک بهاران"(دو اسیر)آهنگساز رضا یاوری
"خالق مشکل گشا"
"دور مشو" با شعری از مولانا
"سوگند" با شعر نصرتاله نوحیان
"قصه گو"
"چوپان" آهنگ محلی گیلان
"یار من آمد" با شعری از مظاهر مصفا
"سه گاه زند" فضل اله توکل و محمود رفیعیان
"غوغای کویر" خوشنواز و رفیعیان
"هنرپیشه" خوانش شعری از محمد عاصمی - پیانو سپهر حجتی.
او در سالهای آخر زندگی، برای نخستین بار در نشست نقد و بررسی آلبوم گریز حضور یافت و با تشویق فراوان حاضران روبرو شد و در همین برنامه بود که به تک ساحتی شدن خوانندگی و مقلدپروری در موسیقی آوازی انتقاد کرد.
زنده یاد "نادیا دلدار گلچین"(بازیگر فقید سینما) یادگار ازدواج اول گلچین بود.
از نادر گلچین سه فرزند به نام های نغمه،نازنین و نگین به یادگار مانده است.
استاد نادر گلچین پس از سالها بیماری،
در ۸۱ سالگی درگذشت و در قطعه هنرمندان
بهشت زهرا در کنار دخترش نادیا آرام گرفت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
امروز۶ فوریه از سوی سازمان ملل، روز جهانی منع ختنه زنان ( ناقصسازی جنسی زنان) نامیده شدهاست. در اين باره مى توانيد كتاب هاي زير را بخوانيد:
📗 ۳ کتاب زیر کتاب های پژوهشی هستند در ارتباط با ناقص سازی جنسی زنان در ایران
تیغ و سنت/ نویسنده : رایحه مظفریان
به نام سنت/ نویسنده : کامیل احمدی
تراژدی تن/ نویسنده: فاطمه کریمی
📗۳ کتاب از واریس دیری نیز به ناقص سازی جنسی زنان می پردازد.
ـ گل صحرا که مجموعهی خاطرهها و اعترافات اوست به عنوان زنی از قبایل کوچنشین افریقا. او در این کتاب خاطرات کودکی و نوجوانی خود و چگونگی ناقص سازی جنسی و فرارش از آفریقا به سوی لندن را شرح میدهد.
ـ در کتاب طلوع صحرا او شرح میدهد چگونه سفیر سازمان ملل متحد در راه توقف ختنه زنان جهان شد.
ـ و در کتاب کتاب «کودکان صحرا به همراه کورینا میلبورن میزان رواج ناقص سازی جنسی زنان در اروپا را نشان دادند
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
امروز۶ فوریه از سوی سازمان ملل، روز جهانی منع ختنه زنان ( ناقصسازی جنسی زنان) نامیده شدهاست. در اين باره مى توانيد كتاب هاي زير را بخوانيد:
📗 ۳ کتاب زیر کتاب های پژوهشی هستند در ارتباط با ناقص سازی جنسی زنان در ایران
تیغ و سنت/ نویسنده : رایحه مظفریان
به نام سنت/ نویسنده : کامیل احمدی
تراژدی تن/ نویسنده: فاطمه کریمی
📗۳ کتاب از واریس دیری نیز به ناقص سازی جنسی زنان می پردازد.
ـ گل صحرا که مجموعهی خاطرهها و اعترافات اوست به عنوان زنی از قبایل کوچنشین افریقا. او در این کتاب خاطرات کودکی و نوجوانی خود و چگونگی ناقص سازی جنسی و فرارش از آفریقا به سوی لندن را شرح میدهد.
ـ در کتاب طلوع صحرا او شرح میدهد چگونه سفیر سازمان ملل متحد در راه توقف ختنه زنان جهان شد.
ـ و در کتاب کتاب «کودکان صحرا به همراه کورینا میلبورن میزان رواج ناقص سازی جنسی زنان در اروپا را نشان دادند
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
اتفاقات خوب فراموش میشوند ولی حوادثِ
بد و ناگوار همیشه در خاطرهها میماند
و از پدر به پسر سینه به سینه نقل میشود...
📕نان و شراب
#اینیاتسیو_سیلونه
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
اتفاقات خوب فراموش میشوند ولی حوادثِ
بد و ناگوار همیشه در خاطرهها میماند
و از پدر به پسر سینه به سینه نقل میشود...
📕نان و شراب
#اینیاتسیو_سیلونه
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۶ بهمن زادروز #شادروان_محمد_بهمنبیگی
( زاده ۲۶ بهمن ۱۲۹۸ فیروزکوه - درگذشته ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۹ شیراز) نویسنده و بنیانگذار آموزش و پرورش عشایری
بهمنبیگی که از او بهعنوان پدر آموزش عشایر یاد میشود، در ایل قشقایی در خانواده محمودخان کلانتر تیره بهمنبیگلو از طایفه عمله قشقایی به هنگام کوچ چشم به جهان گشود.
او ۸ ساله بود که پدرش یک منشی استخدام کرد که به محمد درس بدهد و هم برای خودش نامه بنویسد. وی دوسال بعد همراه مادر از کوهدشت به تهران آمد و در مدرسهٔ علمیه تهران مشغول تحصیل شد.
پس از پایان دوره دبیرستان به دانشکده حقوق وارد شد و دوره کارشناسی حقوق را در سال ۱۳۲۱ به پایان رساند. او قبل از شروع به همکاری با اصل چهار ترومن، با معرفی یکی از سران ایل قشقایی به آمریکا رفت و پس از مدت بسیار کوتاهی به میهن بازگشت. از آنجا که در شهر و در کارهای اداری دوام نیاورد، پس از چندی به ایل بازگشت.
وی در ادامه فعالیتهای خود به سمت آموزش عشایر رو آورد و چادرسیاه ویژه آموزش را از سال ۱۳۳۱ برپا کرد. به این شیوه، نخستین آموزگار عشایر ایرانی میتوانست در ۸ ماه از تابستان و زمستان به مردم ایلش درس بدهد و آنها را به روزگار خویش آگاهتر سازد.
بهمنبیگی توانست به کمک دوستانی که با او همراه شدند برنامهای را با پنج اصل در زمستان ۱۳۳۲ به تصویب برساند که طی پیام رسمی به ریاست آموزش و پرورش استان فارس، برای اجرا ابلاغ شد. برپایه برنامه آموزش عشایر باید برای پایههای اول تا چهارم مدرسههای سیار و برای پایههای پنجم تا نهم مدرسههای شبانهروزی برپا میشد. همچنین، باید یک مدرسه تربیت معلم ویژه عشایر برای جذب دانشآموزان با مدرک پایان کلاس نهم ساخته میشد و گروهی برای نظارت بر مدرسههای چادری نیز بهوجود میآمد. با وجود این، تنها به برپایی مدرسههای چادری و کار نظارت بسنده شد و ۱۳۷۸ مدرسه در ایلات و عشایر بنیانگذاری شد. اداره این مدرسهها با بهمنبیگی و دو ناظر دیگر، بیژن بهادری کشکولی و نادر فرهنگ درهشویی، سپرده شد.
ازآنجا که در میان عشایر نتوانستند افراد باسوادی برای آموزش پیدا کنند، آموزگاران دیپلمه شهری را با وعده استخدام رسمی و فراهم کردن امکانات لازم برای آسایش آنها به سوی ایل کشاندند. اما پس از یک سال روشن شد که این آموزگاران نمیتوانند در میان عشایر زندگی کنند و به هنگام کوچ با آنها همراه شوند. بهبیان بهمنبیگی: "بچه شهری در ایل میترسید و آب میشد و سگ زرد را شغال میدید." از این رو، چاره را در آن دید که از خود ایلیاتیها داوطلب بگیرد و آنها را آموزش بدهد و برای آموزگاری آماده سازد.
همه جور آدم داوطلب این کار شده بودند و بهمنبیگی همه آنها را امتحان میکرد که خط و حساب بدانند. سپس، آنها را به کدخدا میسپرد و ماهی ۸۰ - ۹۰ تومان برایشان دستمزد تعیین میکرد اما به دلیل سواد کم آنها، همواره در کنارشان میماند و آنها را راهنمایی میکرد. در واقع او از همه مدرسههای عشایری دور و نزدیک بازدید میکرد و مدرسهای نبود که خودش تک تک دانشآموزانش را آزمایش نکرده باشد.
یکی دیگر از راهکارهایی که باعث پیشرفت کار او شد، دعوت از دولتمردان و اثرگذاران آن زمان برای سفر به آن مناطق بود؛ دعوت به ایل، پذیرایی گرم سنتی و ایلیاتی با همه توش وتوان و سپس سواد و توانایی و استعداد نوشکفته بچههای ایل را به رخ کشیدن، به امید جذب حمایت مالی و قانونی دولت. در یکی از این برنامه ها، دکتر کریم فاطمی، مدیرکل آموزش و پرورش فارس، همراه جمعی از معاونان و مدیرکلهای ستادی وزارت، از مدرسههای سیار دیدن کردند. نتیجه دیدار آن شد که: وزارت موافقت کرد حقوق آموزگاران را بپردازد، فاطمی یکی از پشتیبانان این برنامه شد و از بهمنبیگی خواستند به استخدام آموزش و پرورش درآید و این کار را به طور رسمی ادامه دهد.
نهادی شدن آموزش در عشایر پس از ده سال با حمایت اصل چهار ترومن و پشتیبانی دکتر کریم فاطمی به ثمر رسید.
بهمنبیگی دانشسرای تربیت معلم عشایری را بنیانگذاری کرد و ۲۶ سال سرپرستی آموزش عشایر را بهعهده داشت.
دوران بازنشستگی بهمنبیگی بیشتر به ثبت تجربهها و خاطرهها و نظریههای او در زندگی و کار با عشایر و آموزش و پرورش گذشته است که حاصل آن چند کتاب در قالب داستانهایی گیرا و خواندنی است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۶ بهمن زادروز #شادروان_محمد_بهمنبیگی
( زاده ۲۶ بهمن ۱۲۹۸ فیروزکوه - درگذشته ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۹ شیراز) نویسنده و بنیانگذار آموزش و پرورش عشایری
بهمنبیگی که از او بهعنوان پدر آموزش عشایر یاد میشود، در ایل قشقایی در خانواده محمودخان کلانتر تیره بهمنبیگلو از طایفه عمله قشقایی به هنگام کوچ چشم به جهان گشود.
او ۸ ساله بود که پدرش یک منشی استخدام کرد که به محمد درس بدهد و هم برای خودش نامه بنویسد. وی دوسال بعد همراه مادر از کوهدشت به تهران آمد و در مدرسهٔ علمیه تهران مشغول تحصیل شد.
پس از پایان دوره دبیرستان به دانشکده حقوق وارد شد و دوره کارشناسی حقوق را در سال ۱۳۲۱ به پایان رساند. او قبل از شروع به همکاری با اصل چهار ترومن، با معرفی یکی از سران ایل قشقایی به آمریکا رفت و پس از مدت بسیار کوتاهی به میهن بازگشت. از آنجا که در شهر و در کارهای اداری دوام نیاورد، پس از چندی به ایل بازگشت.
وی در ادامه فعالیتهای خود به سمت آموزش عشایر رو آورد و چادرسیاه ویژه آموزش را از سال ۱۳۳۱ برپا کرد. به این شیوه، نخستین آموزگار عشایر ایرانی میتوانست در ۸ ماه از تابستان و زمستان به مردم ایلش درس بدهد و آنها را به روزگار خویش آگاهتر سازد.
بهمنبیگی توانست به کمک دوستانی که با او همراه شدند برنامهای را با پنج اصل در زمستان ۱۳۳۲ به تصویب برساند که طی پیام رسمی به ریاست آموزش و پرورش استان فارس، برای اجرا ابلاغ شد. برپایه برنامه آموزش عشایر باید برای پایههای اول تا چهارم مدرسههای سیار و برای پایههای پنجم تا نهم مدرسههای شبانهروزی برپا میشد. همچنین، باید یک مدرسه تربیت معلم ویژه عشایر برای جذب دانشآموزان با مدرک پایان کلاس نهم ساخته میشد و گروهی برای نظارت بر مدرسههای چادری نیز بهوجود میآمد. با وجود این، تنها به برپایی مدرسههای چادری و کار نظارت بسنده شد و ۱۳۷۸ مدرسه در ایلات و عشایر بنیانگذاری شد. اداره این مدرسهها با بهمنبیگی و دو ناظر دیگر، بیژن بهادری کشکولی و نادر فرهنگ درهشویی، سپرده شد.
ازآنجا که در میان عشایر نتوانستند افراد باسوادی برای آموزش پیدا کنند، آموزگاران دیپلمه شهری را با وعده استخدام رسمی و فراهم کردن امکانات لازم برای آسایش آنها به سوی ایل کشاندند. اما پس از یک سال روشن شد که این آموزگاران نمیتوانند در میان عشایر زندگی کنند و به هنگام کوچ با آنها همراه شوند. بهبیان بهمنبیگی: "بچه شهری در ایل میترسید و آب میشد و سگ زرد را شغال میدید." از این رو، چاره را در آن دید که از خود ایلیاتیها داوطلب بگیرد و آنها را آموزش بدهد و برای آموزگاری آماده سازد.
همه جور آدم داوطلب این کار شده بودند و بهمنبیگی همه آنها را امتحان میکرد که خط و حساب بدانند. سپس، آنها را به کدخدا میسپرد و ماهی ۸۰ - ۹۰ تومان برایشان دستمزد تعیین میکرد اما به دلیل سواد کم آنها، همواره در کنارشان میماند و آنها را راهنمایی میکرد. در واقع او از همه مدرسههای عشایری دور و نزدیک بازدید میکرد و مدرسهای نبود که خودش تک تک دانشآموزانش را آزمایش نکرده باشد.
یکی دیگر از راهکارهایی که باعث پیشرفت کار او شد، دعوت از دولتمردان و اثرگذاران آن زمان برای سفر به آن مناطق بود؛ دعوت به ایل، پذیرایی گرم سنتی و ایلیاتی با همه توش وتوان و سپس سواد و توانایی و استعداد نوشکفته بچههای ایل را به رخ کشیدن، به امید جذب حمایت مالی و قانونی دولت. در یکی از این برنامه ها، دکتر کریم فاطمی، مدیرکل آموزش و پرورش فارس، همراه جمعی از معاونان و مدیرکلهای ستادی وزارت، از مدرسههای سیار دیدن کردند. نتیجه دیدار آن شد که: وزارت موافقت کرد حقوق آموزگاران را بپردازد، فاطمی یکی از پشتیبانان این برنامه شد و از بهمنبیگی خواستند به استخدام آموزش و پرورش درآید و این کار را به طور رسمی ادامه دهد.
نهادی شدن آموزش در عشایر پس از ده سال با حمایت اصل چهار ترومن و پشتیبانی دکتر کریم فاطمی به ثمر رسید.
بهمنبیگی دانشسرای تربیت معلم عشایری را بنیانگذاری کرد و ۲۶ سال سرپرستی آموزش عشایر را بهعهده داشت.
دوران بازنشستگی بهمنبیگی بیشتر به ثبت تجربهها و خاطرهها و نظریههای او در زندگی و کار با عشایر و آموزش و پرورش گذشته است که حاصل آن چند کتاب در قالب داستانهایی گیرا و خواندنی است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شعر_جهان
تو را برای لبخند تلخ لحظهها
پرواز شيرين خاطرهها دوست میدارم.
تو را به اندازهی همهی کسانی که
نخواهم ديد دوست میدارم.
اندازه قطرات باران، اندازهی ستارههای آسمان دوست میدارم.
تو را به اندازه خودت،
اندازه آن قلب پاکت،دوست میدارم🪴
#پل_الوار
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#شعر_جهان
تو را برای لبخند تلخ لحظهها
پرواز شيرين خاطرهها دوست میدارم.
تو را به اندازهی همهی کسانی که
نخواهم ديد دوست میدارم.
اندازه قطرات باران، اندازهی ستارههای آسمان دوست میدارم.
تو را به اندازه خودت،
اندازه آن قلب پاکت،دوست میدارم🪴
#پل_الوار
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۸ اسفند "۸ مارس" #روز_جهانی_مهربانو
۸ مارس، روز جهانی #مهربانو در بسیاری از کشورهای جهان گرامی داشته میشود.
۸ مارس روزی است که زنان جهان بدون توجه به گرایشات مختلف فکری، عقیدتی، نژادی و ... به یادآوری موفقیتها و دستاوردهایشان میپردازند. در حقیقت، این روز مجالی است برای نگاه کردن بهگذشته در مسیر تلاشها، منازعهها و فعالیتهای پیشین و بیشتر برای نگریستن در راستای حرکتهای پیش رو برای باز کردن راه در جهت شکوفایی استعدادها و فرصتهایی که در انتظار نسل آینده زنان است.
علت انتخاب ۸ مارس بهعنوان روز جهانی زن:
سالانه ملیونها تن زن و مرد در اقصی نقاط جهان در روز ۸ مارس با ترتیب اجتماعات و گردهماییها این روز را گرامی میدارند. انتخاب روز ۸ مارس به عنوان روز زن بخاطر مبارزه زنان کارگر فابریکه نساجی کتان در سال ۱۸۵۷ میلادی در شهر نیویورک آمریکا بر میگردد.
شرایط کاری سخت و غیر انسانی با دستمزد کم کارگران زن در اوایل قرن بیستم که همراه با مردان در کشورهای صنعتی وارد فابریکات و بازار کاری شده بودند، آنان را وادار به مبارزه علیه این بیعدالتی بهشکل سازمان یافته و منظم کرد. در اين روز كارگران نساجى زن در يك كارخانه بزرگ پوشاك براى اعتراض عليه شرايط بسيار سخت كارى و وضعيت اقتصادیشان دست به اعتصاب زدند. خاطره اين اعتصاب براى كارگران فابریک نساجى باقى ماند و نارضايتى عمومى ازاين شرايط براى زنان كارگر ادامه داشت.
۸ مارس سال ۱۹۰۸ میلادی:
بعد از گذشت بیش از پنجاه سال، کارگران زن کارخانه نساجی کتان در شهر نیویورک بهمنظور احیا خاطره اعتصاب در این روز را که تبعیض، محرومیت و فشار کار و حقوق بسیار کم زنان را بیاد میآورد دست به اعتصاب زدند. صاحب این کارخانه بههمراه نگهبانان بهخاطر جلوگیری از همبستگی کارگران بخشهای دیگر با اعتصاب گران و عدم سرایت آن بهبخشهای دیگر، این زنان را در محل کارشان محبوس ساخت و بعدا به دلایل نامعلوم کارخانه آتش گرفت و فقط تعداد کمی از زنان توانستند از این حادثه نجات یابند و مابقی ۱۲۹ تن از زنان کارگر در این آتش سوختند.
بههمین دلیل روز ۸ مارس بطور سنتی بنام روز مبارزه زنان علیه بیعدالتی و فشار علیه زنان در خاطرهها باقی ماند. در سالهاى بعد در كشورهاى مختلف اروپايى و امريكا مبارزه زنان بهشكل تظاهرات و اعتصاب کاری علیه فشار، تبعیض و استعمار کاری و همینطور برای داشتن حقوق برابر در اجتماع ادامه پیدا کرد.
از جمله یکی از مهمترین مدافعان حقوق زن در آلمان خانم کلارا زتکین خواستههای مبارزان زن در آلمان را مبنی بر هشت ساعت کار در روز، تسهیلات ویژه در ایام زایمان و سایر حقوق طبق قانون را تقاضا کرد.
#این_روز_بر_مهربانو_های_ایرانشهر_همایون_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۸ اسفند "۸ مارس" #روز_جهانی_مهربانو
۸ مارس، روز جهانی #مهربانو در بسیاری از کشورهای جهان گرامی داشته میشود.
۸ مارس روزی است که زنان جهان بدون توجه به گرایشات مختلف فکری، عقیدتی، نژادی و ... به یادآوری موفقیتها و دستاوردهایشان میپردازند. در حقیقت، این روز مجالی است برای نگاه کردن بهگذشته در مسیر تلاشها، منازعهها و فعالیتهای پیشین و بیشتر برای نگریستن در راستای حرکتهای پیش رو برای باز کردن راه در جهت شکوفایی استعدادها و فرصتهایی که در انتظار نسل آینده زنان است.
علت انتخاب ۸ مارس بهعنوان روز جهانی زن:
سالانه ملیونها تن زن و مرد در اقصی نقاط جهان در روز ۸ مارس با ترتیب اجتماعات و گردهماییها این روز را گرامی میدارند. انتخاب روز ۸ مارس به عنوان روز زن بخاطر مبارزه زنان کارگر فابریکه نساجی کتان در سال ۱۸۵۷ میلادی در شهر نیویورک آمریکا بر میگردد.
شرایط کاری سخت و غیر انسانی با دستمزد کم کارگران زن در اوایل قرن بیستم که همراه با مردان در کشورهای صنعتی وارد فابریکات و بازار کاری شده بودند، آنان را وادار به مبارزه علیه این بیعدالتی بهشکل سازمان یافته و منظم کرد. در اين روز كارگران نساجى زن در يك كارخانه بزرگ پوشاك براى اعتراض عليه شرايط بسيار سخت كارى و وضعيت اقتصادیشان دست به اعتصاب زدند. خاطره اين اعتصاب براى كارگران فابریک نساجى باقى ماند و نارضايتى عمومى ازاين شرايط براى زنان كارگر ادامه داشت.
۸ مارس سال ۱۹۰۸ میلادی:
بعد از گذشت بیش از پنجاه سال، کارگران زن کارخانه نساجی کتان در شهر نیویورک بهمنظور احیا خاطره اعتصاب در این روز را که تبعیض، محرومیت و فشار کار و حقوق بسیار کم زنان را بیاد میآورد دست به اعتصاب زدند. صاحب این کارخانه بههمراه نگهبانان بهخاطر جلوگیری از همبستگی کارگران بخشهای دیگر با اعتصاب گران و عدم سرایت آن بهبخشهای دیگر، این زنان را در محل کارشان محبوس ساخت و بعدا به دلایل نامعلوم کارخانه آتش گرفت و فقط تعداد کمی از زنان توانستند از این حادثه نجات یابند و مابقی ۱۲۹ تن از زنان کارگر در این آتش سوختند.
بههمین دلیل روز ۸ مارس بطور سنتی بنام روز مبارزه زنان علیه بیعدالتی و فشار علیه زنان در خاطرهها باقی ماند. در سالهاى بعد در كشورهاى مختلف اروپايى و امريكا مبارزه زنان بهشكل تظاهرات و اعتصاب کاری علیه فشار، تبعیض و استعمار کاری و همینطور برای داشتن حقوق برابر در اجتماع ادامه پیدا کرد.
از جمله یکی از مهمترین مدافعان حقوق زن در آلمان خانم کلارا زتکین خواستههای مبارزان زن در آلمان را مبنی بر هشت ساعت کار در روز، تسهیلات ویژه در ایام زایمان و سایر حقوق طبق قانون را تقاضا کرد.
#این_روز_بر_مهربانو_های_ایرانشهر_همایون_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بخوانیم
سرگذشت بلوار كشاورز(اليزابت سابق) و طراح معروفش «سرافراز غزنی»
بلوار کشاورز، قبل از آن که به شکل فعلی خود درآید، مسیر گذر رودی بوده که گفته میشود انشعابی از رودخانهی کرج بوده به سمت اراضی بهجت آباد حرکت نموده و از این اراضی به سمت دارالخلافه تهران امتداد مییافت.
مردم ساکن منطقه، به آن «آب کرج» میگفتند و از آب شرب تا شست و شو، روی آن حساب میکردهاند.
این نهر، در زمان امیرکبیر احداث شده و به وسیلهی آن، آب از شهرستان کرج به تهران منتقل میشده است. در آن دوران در اواخر روز و روزهای تعطیل، تعداد زیادی از شهروندان از این بلوار به عنوان محل گذران اوقات فراغت و تفریح استفاده مینمودند.
تا قبل از لوله کشی تهران این نهر نقش عمدهای در تأمین آب تهران داشت.
بعدتر، «سرافراز غزنی»، به طراحی پروژهی بزرگی دست میزند که دست آخر نامش میشود بلوار الیزابت.
این نام به مناسبت دیدار ملکه انگلستان از ایران در سال ۱۳۳۹ بولوار الیزابت دوم نامیده شد.
بلوار کشاورز، پر از خاطره است. از سنگفرشهای خیساش گرفته تا نیمکتهایش.
در طول بلوار که قدم میزنید، حجم این خاطرهها را در بند بند فضا حس میکنید.
شاید آنچه میتواند دلمان را بقا و استواری این گذر دوست داشتنی قرص کند، ثبت آن در فهرست آثار ملی است.
۲۸ شهریور ماه سال ۱۳۹۴بود که بلوار کشاورز به شماره ۳۱۳۲۱ در فهرست آثار ملی ثبت شد.
بلوار الیزابت، در سال ۱۳۳۸، به طول ۱۷۰۰ متر و با هزینهی ۶ میلیون تومان، ساخته میشود و ۱۹ سال بعد، نام آن به بلوار کشاورز تغییر مییابد.
علت این نامگذاری، مجاورت آن با ساختمان پیشین وزارت کشاورزی ایران است.
۴۰ سال است که مردم تهران در رفت و آمدهای روزمرهشان، به نام بلوار کشاورز خو گرفتهاند.
اما همیشه دانستن نام قدیم خیابانهای تهران، جذاب است
نشریه کارخانه دار
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#بخوانیم
سرگذشت بلوار كشاورز(اليزابت سابق) و طراح معروفش «سرافراز غزنی»
بلوار کشاورز، قبل از آن که به شکل فعلی خود درآید، مسیر گذر رودی بوده که گفته میشود انشعابی از رودخانهی کرج بوده به سمت اراضی بهجت آباد حرکت نموده و از این اراضی به سمت دارالخلافه تهران امتداد مییافت.
مردم ساکن منطقه، به آن «آب کرج» میگفتند و از آب شرب تا شست و شو، روی آن حساب میکردهاند.
این نهر، در زمان امیرکبیر احداث شده و به وسیلهی آن، آب از شهرستان کرج به تهران منتقل میشده است. در آن دوران در اواخر روز و روزهای تعطیل، تعداد زیادی از شهروندان از این بلوار به عنوان محل گذران اوقات فراغت و تفریح استفاده مینمودند.
تا قبل از لوله کشی تهران این نهر نقش عمدهای در تأمین آب تهران داشت.
بعدتر، «سرافراز غزنی»، به طراحی پروژهی بزرگی دست میزند که دست آخر نامش میشود بلوار الیزابت.
این نام به مناسبت دیدار ملکه انگلستان از ایران در سال ۱۳۳۹ بولوار الیزابت دوم نامیده شد.
بلوار کشاورز، پر از خاطره است. از سنگفرشهای خیساش گرفته تا نیمکتهایش.
در طول بلوار که قدم میزنید، حجم این خاطرهها را در بند بند فضا حس میکنید.
شاید آنچه میتواند دلمان را بقا و استواری این گذر دوست داشتنی قرص کند، ثبت آن در فهرست آثار ملی است.
۲۸ شهریور ماه سال ۱۳۹۴بود که بلوار کشاورز به شماره ۳۱۳۲۱ در فهرست آثار ملی ثبت شد.
بلوار الیزابت، در سال ۱۳۳۸، به طول ۱۷۰۰ متر و با هزینهی ۶ میلیون تومان، ساخته میشود و ۱۹ سال بعد، نام آن به بلوار کشاورز تغییر مییابد.
علت این نامگذاری، مجاورت آن با ساختمان پیشین وزارت کشاورزی ایران است.
۴۰ سال است که مردم تهران در رفت و آمدهای روزمرهشان، به نام بلوار کشاورز خو گرفتهاند.
اما همیشه دانستن نام قدیم خیابانهای تهران، جذاب است
نشریه کارخانه دار
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تفسیر_ترانه 🎼
▪️لئ یاری (Lê Yarê) 🎼
یک آهنگ کرمانجی بسیار غمگین است که اشاره به واقعهای تلخ دارد که بر اثر آن زنان و دختران ایل باچوانلوی که یکی از ایلات مهم ایل بزرگ زعفرانلوی_قوچان است به اسارت رفته، گروهی از مردان این ایل شبانه کشته میشوند.
در این حادثه تلخ که در سحرگاه ۱۳ رمضان ۱۳۲۳ قمری مطابق با ۲۰ آبان ۱۲۸۴
شمسی رخ داد، گروهی از ترکمانان غارتگر مسلح بر اثر کینه دیرینه خوانین ایل شادلو با ایل زعفرانلوی قوچان، شبانه بر سر چادرهای ایل در مکانی در حوالی جنگاه شیروان ریخته و با کشتن مردان و آتش زدن چادرها حدود ۶۳ زن و دختر را به اسارت برده و حادثهای را رقم میزنند که در سرتاسر کشور و حتی در بسیاری از روزنامههای خارج از کشور انتشار مییابد.
بعدها چند نفر معدود از اسرا خریده و آزاد گردیدند، اما بسیاری از آنان در اسارت به ازدواج جوانان ترکمن درآمدند و همانجا ماندند.
آهنگ لئ_یاری که امروز بهعنوان برگی تاریخی بر ادبیات کرمانجی خراسان خودنمایی و جایی برای خود بازکرده است، از سینه پر داغ یک جوان کرمانج برخاسته که معشوقش را در این شبیخون به اسارت برده و در بازارهای بخارا و خیوه فروختهاند.
بهمن جوان عاشقپیشه کرمانجی که چوپانی یکی از گلههای ایل را بر عهده داشت، بعد از آنکه در روز دوم از اسارت گلنار مطلع شد، گله گوسفندان را در کوهستان رها و به محل چادرها برگشت. اما غیر از تلی خاکستر چیزی بر جا ندید. خسته و دلمرده، بر تختهسنگی نشست و درحالیکه در نی هفتبند خود میدمید، بر این فاجعه نفرین فرستاد و آهنگ جدایی خود را از معشوق به فریاد در آورد تا «لئ یاری» بهعنوان سندی از این فاجعه بزرگ بر خاطرهها بماند.
زیباترین اجرای این موسیقی فولکوریک مربوط به اجرای مشترک یلدا عباسی و محسن میرزاده است.
از آن روزی که این خبر گرفتم، یار من! گلنار من!
چشمم به دنبال تو می گردد، نشانی از تو نمی بینم گلنار!
درد دل من کاری است گلنار
جای یارم در دل و جانم خالی است
دیدار به قیامت، گلنار!
مردم را کشتند و زنان را بردند
گلنار من را به اسیری بردند
فروختندش در کوچه و بازار
از آن، دلی پرغصه دارم امروز
چشمانم به دنبال تو می گردد، گلنار
نشانی از تو نمی بینم، گلنار!
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#تفسیر_ترانه 🎼
▪️لئ یاری (Lê Yarê) 🎼
یک آهنگ کرمانجی بسیار غمگین است که اشاره به واقعهای تلخ دارد که بر اثر آن زنان و دختران ایل باچوانلوی که یکی از ایلات مهم ایل بزرگ زعفرانلوی_قوچان است به اسارت رفته، گروهی از مردان این ایل شبانه کشته میشوند.
در این حادثه تلخ که در سحرگاه ۱۳ رمضان ۱۳۲۳ قمری مطابق با ۲۰ آبان ۱۲۸۴
شمسی رخ داد، گروهی از ترکمانان غارتگر مسلح بر اثر کینه دیرینه خوانین ایل شادلو با ایل زعفرانلوی قوچان، شبانه بر سر چادرهای ایل در مکانی در حوالی جنگاه شیروان ریخته و با کشتن مردان و آتش زدن چادرها حدود ۶۳ زن و دختر را به اسارت برده و حادثهای را رقم میزنند که در سرتاسر کشور و حتی در بسیاری از روزنامههای خارج از کشور انتشار مییابد.
بعدها چند نفر معدود از اسرا خریده و آزاد گردیدند، اما بسیاری از آنان در اسارت به ازدواج جوانان ترکمن درآمدند و همانجا ماندند.
آهنگ لئ_یاری که امروز بهعنوان برگی تاریخی بر ادبیات کرمانجی خراسان خودنمایی و جایی برای خود بازکرده است، از سینه پر داغ یک جوان کرمانج برخاسته که معشوقش را در این شبیخون به اسارت برده و در بازارهای بخارا و خیوه فروختهاند.
بهمن جوان عاشقپیشه کرمانجی که چوپانی یکی از گلههای ایل را بر عهده داشت، بعد از آنکه در روز دوم از اسارت گلنار مطلع شد، گله گوسفندان را در کوهستان رها و به محل چادرها برگشت. اما غیر از تلی خاکستر چیزی بر جا ندید. خسته و دلمرده، بر تختهسنگی نشست و درحالیکه در نی هفتبند خود میدمید، بر این فاجعه نفرین فرستاد و آهنگ جدایی خود را از معشوق به فریاد در آورد تا «لئ یاری» بهعنوان سندی از این فاجعه بزرگ بر خاطرهها بماند.
زیباترین اجرای این موسیقی فولکوریک مربوط به اجرای مشترک یلدا عباسی و محسن میرزاده است.
از آن روزی که این خبر گرفتم، یار من! گلنار من!
چشمم به دنبال تو می گردد، نشانی از تو نمی بینم گلنار!
درد دل من کاری است گلنار
جای یارم در دل و جانم خالی است
دیدار به قیامت، گلنار!
مردم را کشتند و زنان را بردند
گلنار من را به اسیری بردند
فروختندش در کوچه و بازار
از آن، دلی پرغصه دارم امروز
چشمانم به دنبال تو می گردد، گلنار
نشانی از تو نمی بینم، گلنار!
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#بخوانیم
#اقلیمی_در_زلف
بگذار تا زمانی دراز، دراز، عطر موهایت را ببویم و صورت خود را در آنها فروبرم، چون مرد عطشانی در آب چشمه، و آنها را در دست گیرم و چون دستمال عطرآگینی بتکانم تا خاطرهها در هوا افشانده شوند.
اگر میدانستی چه چیزها در موهای تو میبینم، چه چیزها حس میکنم، چه چیزها میشنوم! روح من بر عطر شناور میشود، چون روح مردان دیگر بر موسیقی.
موهای تو رؤیایی در خود دارند، آکنده از بادبانها و دکلها، دریاهای پهناوری در خود دارند که کفهایشان مرا بهسوی اقالیمی دلانگیز میبرند؛ به مکانهایی که سپهرْ کبودتر و عمیقتر است، به مکانهایی که فضا عطرآگین است از بوی میوهها و برگها و بوی بدن آدمی.
در اقیانوس زلف تو بندی به نظرم میآید پُرولوله از نغمههای غمآلود، از مردان زورمندی از همهی ملیتها، از غرابهایی به اشکال کوناگون، که پیکرهای ظریف و پیچدرپیچ خود را بر آسمانی پهناور، که گرمای جاودانی در آن آرمیده، فروچیدهاند.
در نوازشهای زلف تو بازمییابم سستی و تنآسانی ساعتهای درازی را که به سر رفت، بر تختخواب اتاقک کشتی زیبایی، در میان گلدانها و کوزههای آبزای طراوتبخش، درحالیکه تکانهای نامرئی آب بندرگاه گهوارهجنبان آنها بود.
در اجاق گدازان زلف تو بوی توتون آمیختهبهتریاک و قند به دم میکشم؛ در شب زلف تو، پرتو لاجورد آسمان بیانتهای مناطق گرمسیر را میبینم. بر کرانههای کرکین زلف تو خود را به بوهای درهمآمیختهی قیر و مشک و نارگیل مست میکنم.
بگذار تا در گیسوان سیاه و سنگینت دندان فروبرم.
هنگامی که موهای رمنده و طاغی تو را به دندان میخایم، چنانم مینماید که خاطرهها را میخورم.
▫️ شعری از #شارل_بودلر
▫️ برگردان به پارسی: محمدعلی اسلامی ندوشن
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#بخوانیم
#اقلیمی_در_زلف
بگذار تا زمانی دراز، دراز، عطر موهایت را ببویم و صورت خود را در آنها فروبرم، چون مرد عطشانی در آب چشمه، و آنها را در دست گیرم و چون دستمال عطرآگینی بتکانم تا خاطرهها در هوا افشانده شوند.
اگر میدانستی چه چیزها در موهای تو میبینم، چه چیزها حس میکنم، چه چیزها میشنوم! روح من بر عطر شناور میشود، چون روح مردان دیگر بر موسیقی.
موهای تو رؤیایی در خود دارند، آکنده از بادبانها و دکلها، دریاهای پهناوری در خود دارند که کفهایشان مرا بهسوی اقالیمی دلانگیز میبرند؛ به مکانهایی که سپهرْ کبودتر و عمیقتر است، به مکانهایی که فضا عطرآگین است از بوی میوهها و برگها و بوی بدن آدمی.
در اقیانوس زلف تو بندی به نظرم میآید پُرولوله از نغمههای غمآلود، از مردان زورمندی از همهی ملیتها، از غرابهایی به اشکال کوناگون، که پیکرهای ظریف و پیچدرپیچ خود را بر آسمانی پهناور، که گرمای جاودانی در آن آرمیده، فروچیدهاند.
در نوازشهای زلف تو بازمییابم سستی و تنآسانی ساعتهای درازی را که به سر رفت، بر تختخواب اتاقک کشتی زیبایی، در میان گلدانها و کوزههای آبزای طراوتبخش، درحالیکه تکانهای نامرئی آب بندرگاه گهوارهجنبان آنها بود.
در اجاق گدازان زلف تو بوی توتون آمیختهبهتریاک و قند به دم میکشم؛ در شب زلف تو، پرتو لاجورد آسمان بیانتهای مناطق گرمسیر را میبینم. بر کرانههای کرکین زلف تو خود را به بوهای درهمآمیختهی قیر و مشک و نارگیل مست میکنم.
بگذار تا در گیسوان سیاه و سنگینت دندان فروبرم.
هنگامی که موهای رمنده و طاغی تو را به دندان میخایم، چنانم مینماید که خاطرهها را میخورم.
▫️ شعری از #شارل_بودلر
▫️ برگردان به پارسی: محمدعلی اسلامی ندوشن
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
خاطرهها شاید سوختی باشد
که مردم برای زنده ماندن میسوزانند...
📗پس از تاریکی
#هاروکی_موراکامی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
خاطرهها شاید سوختی باشد
که مردم برای زنده ماندن میسوزانند...
📗پس از تاریکی
#هاروکی_موراکامی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏
#_منوچهر_والیزاده، دوبلور پیشکسوت و صدای ماندگار ایران، امروز در سن ۸۴ سالگی درگذشت. صدای بیهمتای او در نقشهایی مثل «لوک خوششانس» و بازیگران بزرگی چون تام هنکس و نیکلاس کیج، همیشه در خاطرهها باقی خواهد ماند.
#_روحش_شاد.🖤
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏
#_منوچهر_والیزاده، دوبلور پیشکسوت و صدای ماندگار ایران، امروز در سن ۸۴ سالگی درگذشت. صدای بیهمتای او در نقشهایی مثل «لوک خوششانس» و بازیگران بزرگی چون تام هنکس و نیکلاس کیج، همیشه در خاطرهها باقی خواهد ماند.
#_روحش_شاد.🖤
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــوســـیـــقـــی🎼
#_اندرو_لوید_وبر
🎼 #_خاطرهها
#آلبوم: گربهها (اندرو وبر)
#آلبوم: سرگرمیها (کلایدرمن)
تاریخ انتشار: ١٩٨١ (اندور وبر)
تاریخ انتشار: ١٩٩٩ (کلایدرمن)
ژانر: نیو ایج، موسیقی صحنه
جادهها با خاطرهی قدمهای تو بیدار میمانند
که روز را پیشباز میرفتی،
هرچند
سپیده
تو را
از آن پیشتر دمید
که خروسان
بانگِ سحر کنند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــوســـیـــقـــی🎼
#_اندرو_لوید_وبر
🎼 #_خاطرهها
#آلبوم: گربهها (اندرو وبر)
#آلبوم: سرگرمیها (کلایدرمن)
تاریخ انتشار: ١٩٨١ (اندور وبر)
تاریخ انتشار: ١٩٩٩ (کلایدرمن)
ژانر: نیو ایج، موسیقی صحنه
جادهها با خاطرهی قدمهای تو بیدار میمانند
که روز را پیشباز میرفتی،
هرچند
سپیده
تو را
از آن پیشتر دمید
که خروسان
بانگِ سحر کنند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــوســـیـــقـــی🎼
#_اندرو_لوید_وبر
🎼 #_خاطرهها
#آلبوم: گربهها (اندرو وبر)
#آلبوم: سرگرمیها (کلایدرمن)
تاریخ انتشار: ١٩٨١ (اندور وبر)
تاریخ انتشار: ١٩٩٩ (کلایدرمن)
ژانر: نیو ایج، موسیقی صحنه
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــوســـیـــقـــی🎼
#_اندرو_لوید_وبر
🎼 #_خاطرهها
#آلبوم: گربهها (اندرو وبر)
#آلبوم: سرگرمیها (کلایدرمن)
تاریخ انتشار: ١٩٨١ (اندور وبر)
تاریخ انتشار: ١٩٩٩ (کلایدرمن)
ژانر: نیو ایج، موسیقی صحنه
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
کاش میشد برگردیم به روزهای کودکی، به آن صبحهای پُر از شوق و بازی، به آن دنیای کوچک و بیآلایش که غمها سبک بودند و خندهها سنگین. کاش میتوانستیم برگردیم به آن روزها که پروانهها را دنبال میکردیم، و با یک بستنی ساده بهشت را در دستان کوچکمان میچشیدیم. کاش میتوانستیم برگردیم به روزهایی که زمان فقط برای دویدن و خندیدن بود، و قلبمان بیآنکه بداند درد چیست فقط برای شادی میتپید. اما حالا فقط خاطرهها ماندهاند و آرزوی بازگشت به آن روزهای زیبا. کاش میشد که برگردیم …
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
کاش میشد برگردیم به روزهای کودکی، به آن صبحهای پُر از شوق و بازی، به آن دنیای کوچک و بیآلایش که غمها سبک بودند و خندهها سنگین. کاش میتوانستیم برگردیم به آن روزها که پروانهها را دنبال میکردیم، و با یک بستنی ساده بهشت را در دستان کوچکمان میچشیدیم. کاش میتوانستیم برگردیم به روزهایی که زمان فقط برای دویدن و خندیدن بود، و قلبمان بیآنکه بداند درد چیست فقط برای شادی میتپید. اما حالا فقط خاطرهها ماندهاند و آرزوی بازگشت به آن روزهای زیبا. کاش میشد که برگردیم …
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎
تو را به جای همه کسانی که نشناختهام دوست می دارم
تو را به خاطر عطر نان گرم
برای برفی که آب میشود دوست میدارم
تو را به جای همه کسانی که دوست نداشتهام دوست میدارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست میدارم
برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت
لبخندی که محو شد و هیچ گاه نشکفت دوست میدارم
تو را به خاطر خاطرهها دوست میدارم
برای پشت کردن به آرزوهای محال
به خاطر نابودی توهم و خیال دوست میدارم
تو را برای دوست داشتن دوست میدارم
تو را به خاطر بوی لالههای وحشی
به خاطر گونهی زرین آفتاب گردان
تو را به خاطر دوست داشتن دوست میدارم
تو را به جای همه کسانی که ندیدهام دوست میدارم
تو را برای لبخند تلخ لحظهها
پرواز شیرین خاطرهها دوست میدارم
تو را به اندازهی همهی کسانی که نخواهم دید دوست میدارم
اندازه قطرات باران، اندازهی ستارههای آسمان دوست میدارم
تو را به اندازه خودت، اندازه آن قلب پاکت دوست میدارم
تو را برای دوست داشتن دوست میدارم
تو را به جای همهی کسانی که نمی شناختهام… دوست میدارم
تو را به جای همهی روزگارانی که نمی زیستهام… دوست میدارم
برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب میشود و
برای نخستین گناه،
تو را به خاطر دوست داشتن، دوست میدارم
تو را به جای تمام کسانی که دوست نمیدارم، دوست میدارم.
#_پل_الوار
#_برگردان: احمد شاملو
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎
تو را به جای همه کسانی که نشناختهام دوست می دارم
تو را به خاطر عطر نان گرم
برای برفی که آب میشود دوست میدارم
تو را به جای همه کسانی که دوست نداشتهام دوست میدارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست میدارم
برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت
لبخندی که محو شد و هیچ گاه نشکفت دوست میدارم
تو را به خاطر خاطرهها دوست میدارم
برای پشت کردن به آرزوهای محال
به خاطر نابودی توهم و خیال دوست میدارم
تو را برای دوست داشتن دوست میدارم
تو را به خاطر بوی لالههای وحشی
به خاطر گونهی زرین آفتاب گردان
تو را به خاطر دوست داشتن دوست میدارم
تو را به جای همه کسانی که ندیدهام دوست میدارم
تو را برای لبخند تلخ لحظهها
پرواز شیرین خاطرهها دوست میدارم
تو را به اندازهی همهی کسانی که نخواهم دید دوست میدارم
اندازه قطرات باران، اندازهی ستارههای آسمان دوست میدارم
تو را به اندازه خودت، اندازه آن قلب پاکت دوست میدارم
تو را برای دوست داشتن دوست میدارم
تو را به جای همهی کسانی که نمی شناختهام… دوست میدارم
تو را به جای همهی روزگارانی که نمی زیستهام… دوست میدارم
برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب میشود و
برای نخستین گناه،
تو را به خاطر دوست داشتن، دوست میدارم
تو را به جای تمام کسانی که دوست نمیدارم، دوست میدارم.
#_پل_الوار
#_برگردان: احمد شاملو
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
میدانی به چه فکر میکنم؟
اینکه شاید خاطرات انسانها، چیزی شبیه سوخت است که میسوزانند تا زنده بمانند.
اینکه موضوع آن خاطرهها واقعاً چقدر مهم است، چندان مهم نیست.
مهم این است که آنها سوختی برای حفظ شعلههای زندگی هستند.
وقتی قرار است با سوزاندن کاغذ، شعلهای را زنده نگه داری، دیگر مهم نیست که روی آن کاغذها چه نوشتهاند.
آگهیهایی که روزنامهها را پر کردهاند، کتابهای فلسفه، تصاویر عریان در یک مجله و یا یک بسته اسکناس دههزار ینی.
📗پس از تاریکی
#هاروکی_موراکامی
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
میدانی به چه فکر میکنم؟
اینکه شاید خاطرات انسانها، چیزی شبیه سوخت است که میسوزانند تا زنده بمانند.
اینکه موضوع آن خاطرهها واقعاً چقدر مهم است، چندان مهم نیست.
مهم این است که آنها سوختی برای حفظ شعلههای زندگی هستند.
وقتی قرار است با سوزاندن کاغذ، شعلهای را زنده نگه داری، دیگر مهم نیست که روی آن کاغذها چه نوشتهاند.
آگهیهایی که روزنامهها را پر کردهاند، کتابهای فلسفه، تصاویر عریان در یک مجله و یا یک بسته اسکناس دههزار ینی.
📗پس از تاریکی
#هاروکی_موراکامی
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity