This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_ویـــــدئـــــو🎥

🔵 غوغای دکتر محمد دادکان درود بر شرفت

محمد دادکان: شما نمی‌توانید این مملکت رو اداره کنید پس جمع کنید برید...

#_پاینده_ایران

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_تـــلــــنــــگــــر🗣


#_جالب_است_بخوانید

باتشکروسپاس ازسارای خوب ونازنین

♦️ شاملو و زنان

💢 چه کسی احمد شاملو را کشف کرد و چگونه پله‌ی شهرت و ثروت او شد؟

ماجرای گور انترفکر ساعدی، سبب کاویدن بیش‌تر در زندگی و دیدگاه‌های واقعی این قماش شده که برای مسموم کردن ذهن جوان ایرانی ماموریت داشتند و نتیجه‌اش تباهی زندگی، ایرانیان بود.

احمد شاملو یکی از آن‌هاست؛ سارق ادبی، بی‌سواد و انیرانی که او را با شعرهایش و بیش‌تر عاشقانه‌هایش می‌شناسند. شاملو سه بار ازدواج کرد:
نخستین بار و پیش از شهرتش با اشرف‌الملوک اسلامیه، برای بار دوم با طوسی حائری و بار سوم و آخرین بار، آیدا سرکیسیان که بیش از دو نفر پیشین شهرت دارد و شاملو تلاش کرد او را به عنوان منبع الهام عاشقانه‌هایش بشناساند فارغ از آن‌که تمام عمرش، بی‌بندوبار و لاقید بود.

اشرف‌الملوک اسلامیه، نخستین زن شاملو، یک آموزگار بود که ده سال با شاملو زندگی کرد و ۴ بار باردار شد. هر ۴ بچه‌ی شاملو از اوست که به دلیل کاری که با مادرشان کرد، عمومن از او بیزارند. شاملو در این دوران فردی بی‌شهرت بود که حتا دیپلم هم نداشت و در تقلا برای یافتن راهی به مجلس‌های ادبی بود.

این‌جا با طوسی حائری آشنا شد، زنی از طبقه‌ی شناخته‌شده، از پیشگامان جنبش زنان، کسی که می‌توانست راه ورود او به محفل‌های ادبی، پله‌ی شهرت و پل ثروت شود. طوسی‌ حائری، که بیش‌تر او را با نام نخستین گوینده‌ی رادیوی ملی ایران می‌شناسند، یکی از ۱۲ پیشگام ورود دختران به دانشسرای عالی و دانشکده علوم و ادبیات دانشگاه تهران بود؛ جایی که پس از قانون آزادی پوشش رضاشاه، بسیاری بزرگان از فرستادن دختران‌شان و اختلاط آزاد دختر و پسر و آزادی پوشش دختران‌شان می‌ترسیدند اما طوسی حائری نه تنها نخستین زنی شد که لیسانس ادبیات فارسی را از دانشگاه تهران گرفت که برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت و در نهایت با مدرک دکترای ادبیات از دانشگاه سوربون به ایران بازگشت.

برخلاف کلیشه‌ها درباره‌ی آیدا، بی‌تردید طوسی بود که شاملو را پرورش داد. شاملو با استفاده از سرشناسی طوسی حائری به محفل‌های ادبی بزرگ‌تر و مهم‌تری معرفی شد، با استفاده از سواد ادبی و تسلط همسر دومش به زبان فرانسه، کتاب‌ها و شعرهایی ترجمه و به زبان فارسی منتشر کرد و خودش را با نام مترجم در کنار شاعر جا انداخت در حالی که فرانسه نمی‌دانست و بیش‌ترین سهم در ترجمه‌ی این کتاب‌ها را طوسی حائری داشت. هم‌چنین طوسی حائری با راه‌اندازی مجله‌ی «آشنا» از ثروت شخصی‌اش، شاملو را که پیشینه‌ی چندانی در روزنامه‌نگاری نداشت، به سردبیری این مجله گمارد که به زودی پاتوق شاعران و نویسندگان شد و به شاملو اعتبار و وزن بخشید.

زندگی مشترک طوسی و شاملو بیش از ۴ سال دوام نیافت. اعتیاد شاملو به افیون و ارتباطات خارج از ازدواجش، به ویژه در سال آخر با آیدا سرکیسیان، این ازدواج را به بحران کشید، به ویژه که هدف شاملو از ازدواج با زنی که ۸ سال از او بزرگ‌تر و در زمان خودش مشهورتر و معتبرتر بود، تامین شده بود و دیگر به طوسی حائری نیازی نداشت. نجف دریابندری درباره‌اش نوشته است:‌ «طوسی زن خوبی بود. من بیش‌تر با او رفیق شدم. علت جدا شدن من از شاملو هم همین رفتارش با طوسی بود. طوسی یک روز به من گفت: «شاملو معتاد است. من چند بار او را پیش دکتر برده‌ام ترک کرده اما دوباره! شما که رفیقش هستی بهش بگو که ترک کند.»‌

🔻افزون بر اعتیاد که شاملو تمام عمرش در بند آن بود، او در عین بی‌سوادی و فقدان تحصیلات و سرقت‌های ادبی‌اش، از خودشیفتگی هم رنج می‌برد، بنابراین، پس از افزایش شهرت و اعتبارش، نمی‌توانست زنی را تحمل کند که مجیزش را نمی‌گفت و خودساخته و مستقل بود. سیروس شاملو درباره‌ی جدایی پدرش از طوسی حائری گفته است: «یکی از دلایلی که شاملو از او جدا شد این بود که طوسی اظهارنظر می‌کرد و خودساخته بود و نمی‌خواست به شوهرش متوسل شود. یعنی بعضی برای ایرادگرفتن فکر آینده‌شون رو می‌کنند، ولی بعضیا نمی‌کنند.»‌

ازدواج این دو سرانجام به پایان رسید، و شاملو به قول انترفکر ابراهیم گلستان، پس از بالا کشیدن ثروت طوسی، او را از خانه بیرون کرد، زنی را که تمام زندگی و داشته‌هایش را به او مدیون بود و در شعر «ماهی»‌، «برای طوسی‌»‌ نوشته بود:

من فکر می‌کنم
هرگز نبوده قلب من‌
اینگونه گرم و سرخ. ‌
احساس می‌کنم در بدترین دقایق این شام مرگزای
چندین چشمه خورشید
در دلم
‌می‌جوشد از یقین؛‌
احساس می‌کنم در هر کنار و گوشه این شوره‌زار یاس
چندین هزار جنگل شاداب
ناگهان
می‌روید از زمین.


✍️#_سارای_نازنینمان

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_یـــــــــادمــــــــان🙏

#_زادروز_مهربان_جان

۵ بهمن زادروز مصطفی بادکوبه‌ای"امید"

(زاده ۵ بهمن ۱۳۲۸ اراک) شاعر، نویسنده، استاد دانشگاه، ویراستار، روزنامه‌نگار، مولاناپژوه و حافظ‌پژوه

او دیپلم ادبی را هم‌زمان با تحصیلات حوزوی در اراک گرفت و‌ پس از خدمت سربازی در کسوت «سپاه دانش» به دانشگاه فردوسی مشهد راه یافت و در رشته زبان و ادبیات فارسی لیسانس و پس از آن فوق‌لیسانس دریافت کرد. همزمان در موزه آستان‌قدس رضوی و روزنامه خراسان اشتغال داشت و در آستانه وقوع انقلاب از همه مسئولیت‌هایش اخراج شد و به زندان افتاد. سپس به تهران مهاجرت کرد و تحصیلات حوزوی و دانشگاهی را ادامه داد و در سال ۱۳۸۵ موفق به دریافت مدرک دکترا در زمینه "ادبیات تطبیقی" از دانشگاه راشویل امریکا شد.
از سال ۱۳۶۸ به بعد سروده‌های انتقادی‌اش آغاز شد که نمونه‌هایی از آن اشعار در دیوان "آوای‌امید" انتشار یافت، اما اجازه چاپ دوم داده نشد.
او پس از انتخابات ۱۳۸۸ به سرودن اشعاری در انتقاد از نظام و احمدی‌نژاد و حمایت از کسانی که او در شعرهایش از آنان به‌عنوان «فتنه‌گران» یاد کرده ‌است پرداخت.
پس از یک دوره تفسیر دفتر اول مثنوی مولانا در فرهنگسرای نیاوران در آبان ماه ۱۳۸۶ در بزرگداشتی که به همت سازمان یونسکو در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد، در مورد اندیشه‌های مولوی سخنرانی کرد.
یکی از مهمترین کتابهای وی کتاب "دیوان حافظ آیات نور در سفینه غزل" از انتشارات محمد است که در سال ۱۳۸۴ کتاب برگزیده شناخته شد و به افتخارش در موزه امام‌علی، از سوی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و انجمن حافظان فرهنگ و هنر ایران جشنی بزرگ برپا شد. در این کتاب نگاه قرآنی حافظ مورد بررسی قرار گرفته‌است.
وی به دلیل تالیف کتابهایی درباره زندگی و افکار حافظ در مهرماه سال ۱۳۸۹ در برنامه «صبحی دیگر» حضور یافت و از زندگی و اندیشه‌های حافظ در روز بزرگداشت این شاعر سخن گفت. او در این برنامه به بررسی جایگاه اشعار بلند حافظ در تاریخ شعر فارسی، تحلیل رازهای شعر حافظ و دلایل ماندگاری آثارش و نیز تحلیل جهان شاعرانه او پرداخت.
او که استاد میهمان "مدرسه عالی قونیه" در ترکیه است، تاکنون چندین "ورک شاپ" در زمینه مولاناشناسی در قونیه برگزار کرده است.
وی در بیشتر انجمنهای مهم ادبی تهران از جمله امیرکبیر، صائب، کمال و ... عضویت و حضور موثر و پررنگی داشته است.

#_دستگیری:
دکتر بادکوبه‌ای در بهار سال ۱۳۹۰ از سوی نهادهای امنیتی بازداشت و مدتی در زندان اوین به سر برد. او تا قبل از بازداشت در عین تدریس در کلاسهای خصوصی، از مدت‌ها پیش به اداره جلسات شرح و تفسیر مثنوی معنوی و حافظ مشغول بود و در مهرماه ۱۳۹۲ آزاد شد. وی تاکنون پنج بار زندانی شده است.

#_آثار:

تاکنون ۳۰ اثر چاپی از وی انتشار یافته است که برخی از آنها بارها تجدید چاپ‌ شده‌اند، مانند دیوان حافظ (آیات نور در سفینه غزل)
* علل شکست ساسانیان از اعراب.
* بررسی آداب و رسوم اجتماعی ایران بر اساس کتاب «سمک عیار»
* زندگی‌نامه خیام.
* زندگی‌نامه خواجه نصیرطوسی.
* زندگی‌نامه ناصرخسرو قبادیانی.
* زندگی‌نامه عطار نیشابوری.
* زندگی‌نامه حافظ.
* زندگی‌نامه پروین اعتصامی.
* زندگی‌نامه ملک‌الشعرا بهار.
* تصحیح و اعراب‌گذاری مفاتیح‌الجنان.
* ترجمه احادیث عربی مولانا در مثنوی شریف.
* بر امواج نیل "زندگی حضرت موسی بر اساس قرآن و تورات،
* یوسف و زلیخا در قرآن و تورات و عرفان.
* زندگی و اسناد عبدالحسین میرزا فرمانفرما (ویراستاری).
* زیر نگاه پدر (ویراستاری) نوشته خانم "مهرماه فرمانفرمائیان"
* دلمشغولی‌های یک سردبیر
* آوای امید (مجموعه شعر)
پیرامون انقلاب اسلامی.
* ترجمه و ویراستاری و تعلیقات "نویسنده ابوالبشر فرمانفرماییان".
* بازها و کبوترها. ویراستاری "خاطرات چهار و نیم سال زندان ... فرمانفرماییان".
* نگاهی دیگر به‌چهره ضحاک در شاهنامه فردوسی.
* نیاخاک اهورایی "مجموعه شعر توقیف شده".
* نابغه نیشابور (برای کودکان).
* خواجه دانشمند (برای کودکان).
* هیچ (سفرنامه قونیه).
* نگاه قرآنی به حافظ (آماده برای چاپ دوم)
* گزیده غزلیات حافظ: آیات نور در سفینه
غزل شامل، روح غزل رهنمود فال.
* تصحیح کتاب "مثنوی معنوی" متعلق به ملااحمد نراقی و مقابله با دونسخه معتبر * نیکلسون و قونیه، ناشر انتشارات صراط ۱۳۹۷.
* "رازهای بزرگ حافظ" که در سال ۱۴۰۲ انتشار یافت.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏

#بابا_بسکی_نازنینم

۸ بهمن زادروز #غلامعلی_بسکی"معروف به بابابسکی"

( زاده ۸ بهمن ۱۳۱۰ سبزوار – درگذشته ۲۳ امرداد ۱۳۹۸ گنبدکاووس) پزشک و هوادار محیط زیست
بسکی پس از پایان تحصیلات متوسطه در دبیرستان اسرار ملاهادی سبزواری، در رشته طب دانشگاه علوم پزشکی تهران ادامه تحصیل داد و در سال ۱۳۴۵ با درجه تخصص جراحی زنان از همان دانشگاه فارغ‌التحصیل شد.
او می‌گفت: خوردن گوشت باعث ایجاد بیماری می‌شود و به طبیعت پناه برد و خام‌گیاه‌خواری را در پیش گرفت. وی به‌تأثیر شفابخش گیاهان دارویی اعتقاد داشت و مطالعاتش را بیشتر صرف تحقیق در این مورد کرد.
او همچنین بسیاری از اموالش را صرف امور خیریه ساخت.
فعالیت‌ها:
وی در سال ۱۳۴۵ بیمارستانی را در شهر گنبدکاووس تأسیس کرد و در ۱۳۴۹ زندگی شهری را رها کرد و خام گیاه‌خوارِ مطلق شد و زندگیِ‌اش را وقفِ دفاع از محیط زیست و تبلیغ گیاه‌خواری کرد.
تأسیس بیمارستان و زایشگاه دکتر بسکی.
تأسیس مدرسه تیزهوشان گنبدکاووس، خانه ریاضی گنبدکاووس، سرای گاندی (تیز هوشان فقیر در روستاها)
ساخت باغ انگور با روش آبیاری از فاضلاب، از آثار نیکوکاری اوست.
دکتر غلامعلی بسکی در ۸۸ سالگی درگذشت و در روستای تنگ‌راه به‌خاک سپرده شد.

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

#_پاینده_ایران

#_آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مــــــعــــــمـــــاری🏛


#_حمام_چهار_فصل از آثار تاریخی شهر اراک و مربوط به اواخر دوره قاجار است. این بنا توسط حاج محمدابراهیم خوانساری در زمان احمد شاه قاجار بنا نهاده شده‌است. حمام_اراک در خیابان شهید دکتر بهشتی واقع شده و در تاریخ دهم آبان پنجاه و پنج با شمارهٔ ثبت یکهزارو سیسصدو سی و نه به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.وجود نقاشی‌ها و نگاره‌هایی از چهار فصل سال که در چهار گوشه این حمام وجود دارد علت نامگذاری این حمام بوده‌است. این حمام تنها حمام کشور است که در آن قسمتی مجزا برای اقلیت‌های مذهبی وجود دارد. علت ساخت این قسمت توسط بانی بنا، دیدن شست‌و شوی کودکی کوچک توسط مادری یهودی در فصل زمستان بوده‌است. وی وقتی علت را جویا شد دریافت که یهودیان حق استفاده از حمام عمومی را ندارند، بنابراین تصمیم به ساخت حمامی برای اقلیت‌ها در مجاورت حمام عمومی شهر گرفت.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵



همه میگویند: امروز اولین روز از بقیۀ زندگی من است، اما من میگویم: امروز آخرین روز زندگی من است و میخواهم طوری زندگی کنم که انگار دیگر هیچ فرصتی ندارم...!


👤 #_دکتر_وین_دایر

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_ویـــــدئـــــو🎥

دکتر مطهرنیا : مگه نگفتید سال 2020 آمریکا گدایی نفت رو میکنه الان چرا شما دارید گدایی بنزین رو میکنید...
هنوز میگید اسرائیل و آمریکا باخته؟
🧐🧐🧐

#جمهوری_اسلامی
بهمن 1403

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵

چرا بعضی از آدما میرن سراغ وصله‌های ناجور و کیس‌هایی رو انتخاب می‌کنن که سراسر غلطه!

چون به حال خوب و خوشبختی عادت ندارن! و تحمل حس‌های آشنا براشون راحت‌تره.

دوباتن میگه؛ ما اون احساساتی که تو بچگی می‌شناختیم رو تو روابط بزرگسالی بازتولید میکنیم.

تو بچگیه که اولین نمودهای عشق رو تجربه می‌کنیم و وقتی این عشق همراه با کنترل‌شوندگی، تحقیر و احساس ناکافی بودن‌ها، رهاشدگی و زجر کشیدن‌ها همراه بوده باشه،عشق تو ذهن ما این شکلی ثبت میشه و…

وقتی بزرگ میشیم ممکنه بعضی از نامزدهای احتمالی رو نه به خاطر عیب و ایرادهاشون، که اتفاقا به خاطر اینکه زیادی متعادلن، بالغن، میفهمن و قابل اطمینانن ردشون کنیم.

چرا! چون این حجم از خوب بودن واسه ما ناآشناست و غیرقابل تحمله و "اینکه به ما نمیاد اصلا!، ما کجا و ایشون کجا"!...

در عوضش ناخودآگاه میریم سراغ آدم‌هایی که حس‌های آشنا بهمون میدن.
"مثل پدر و مادر کنترل‌مون می‌کنن.

وابسته‌شونیم اما محتاج‌مون میذارن و با خواهش و تمنا به نیازهامون رسیدگی میکنن و یه وقت‌هایی تهدیدمون می‌کنن که یه روز میذارمت و میرم" و خلاصه همون مدلی باهامون تا میکنن که قبلا…

آلن دوباتن تو کتاب "چرا با آدم عوضی ازدواج می‌کنیم!" میگه؛ ما با آدم‌های عوضی رابطه‌مون رو ادامه میدیم و ازدواج می‌کنیم، چون آدم حسابی‌ها ناجور به نظر می‌رسن. با اینکه زمین و زمان میگن این رابطه سالم نیست و این آدم مناسب تو نیست! و داری گند می‌زنی با این انتخابت...

... ازدواج نادرست رو جلو می‌بریم، چون تجربه‌ای از یه رابطه سالم و سلامت نداریم که!. تو خونه‌ای که پدر و مادر نه عشق دادن و نه عشق گرفتن!، پس تصور ناخودآگاه از عشق همین کنترل شوندگی و رها شدگی‌هاست. اولین تصور اینه که؛ ”همه همینن عزیزم“...


#_دکتر_امانی


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم

#سپندارمزگان و #ولنتاین:
براستی مایه‌ی دریغ و اندوه من است که ما ایرانیان که یکی از دیرینه‌ترین و باشکوه‌ترین فرهنگ‌های جهان را داریم و بدان می‌نازیم، به جشن‌ها و دیگر هنجارهای فرهنگی بیگانگان روی بیاوریم.
گاهی کسانی و خانواده‌هایی را می‌بینم که یکسره بیگانه با فرهنگ نیاکانی، خام‌اندیشانه جشن سپندارمزگان را با ولنتاین می‌سنجند. بی‌هیچ گمانی آنها خرد باختگانی هستند که کیستی و چیستی خود را فراموش کرده‌اند.
اگر می‌خواهیم زنان ایرانی را در جشنی گرامی بداریم، سزاوار و برازنده است که از جشن سپندارمزگان بهره ببریم که آیین‌های آن یکسره ایرانی است و با منش و فرهنگ ما سازگار است.
اگر جهانیان اندکی درباره‌ی جشن سپندارمزگان ما می‌دانستند هرگز به ولنتاین دل خوش نمی‌کردند و سپندارمزگان، جشن جهانی بزرگداشت زن می‌شد.
در میان فرهنگ‌هایی که من می‌شناسم، جشنی هم‌پایه‌ی سپندارمزگان پدید نیامده است و هیچ یک از آنها به اندازه‌ی فرهنگ ایران، زنان را گرامی نمی‌دارد.
در فرهنگ باشکوه ایرانی، زن بانو نامیده می‌شود. بان ریختی دیگر از بام است که همچنان در بامداد داریم به معنی روشنایی و فروغ. ایرانیان بدان روی زن را بانو نامیده‌اند که او را چراغ و روشنایی سرای خود می‌دانسته‌اند و می‌دانند.
✍️دکتر #میرجلال‌الدین_کزازی🍷 نویسنده، مترجم، استاد دانشگاه، شاهنامه‌پژوه و پژوهشگر برجسته ایرانی در زبان و ادب پارسی.

.

من وقتی در باب گذشته ایران تامل می‌کنم #از_اینکه ایرانی‌ها دنیا را به نام دین یا به نام آزادی به آتش و خون نکشیده‌اند، #از_اینکه مردم سرزمین‌های فتح شده را کشتار نکرده‌اند و دشمنان خود را گروه‌گروه به اسارت نبرده‌اند، #از_اینکه در روزگار قدیم یونانی‌های مطرود را پناه داده‌اند، #از_اینکه ارامنه را در درون خانه‌ی خویش پذیرفته‌اند، #از_اینکه جهودان و پیغمبرانشان را از اسارت بابل نجات داده‌اند، #از_اینکه در سده‌های گزشته جنگ صلیبی بر ضد دنیا راه نیانداخته‌اند و محکمه تفتیش عقاید درست نکرده‌اند، #از_اینکه با گیوتین سر مخالفان را قطع نکرده‌اند، از اینکه سرخپوست‌ها را ریشه کن نکرده‌اند و بویرها را به مرز نابودی نکشانیده‌اند و #از_اینکه روی‌هم‌رفته ایرانی‌ها به اندازه سایر اقوام کهنسال دنیا نقطه ضعف اخلاقی نشان نداده‌اند، احساس آرامش و غرور می‌کنم.

✍️ #استاد_زرینکوب، نویسنده، ادیب، تاریخ‌نگار و مترجم برجسته.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏


شادروان "حبیب یغمائی" در خاطراتش گفته:
در دوره رضاشاه کبیر که در عزا داری، سینه زنی، و قمه زنی ممنوع شده بود، یک روز ملک الشعرای بهار به شوکت الملک (امیربیرجند) گفته بود سپاس خدای را که در این دیار هم برق دارید، هم آب، هم مدرسه، هم سالن نمایش، همه چیز دارید. اینکه بعضی ها هنوز شکایت میکنند دیگر چه میخواهند؟
شوکت الملک گفته بود:
اینها برق نمی خواهند؛ اینها "محرم" میخواهند. جهل و خرافات میخواهند
اینها مدرسه نمی خواهند، "روضه خوانی" میخواهند. که صبح و شب گریه کنند
"کربلا" را به اینها بدهید، انگار همه چیز داده اید. مغزشان منجمد شده به قرنها پیش ، و هرگز انگلیس و روسیه نخواهند گذاشت این مردم به خود بیایند و دنبال حتی کوچکترین خودکفایی بروند
حبیب یغمائی متعلق به روستایی بود بنام "خور" و خیلی بآنجا عشق می ورزید.
در آنجا درمانگاه و کتابخانه و مدرسه ای ساخت و برای آبادانی آنجا جلوی هرکس و ناکسی ریش بخاک مالید و زانو زد.
مهمتر آنکه کتابخانه ای درست کرد و همه کتابهای خطی اش را که در طول عمر با خون دل جمع آوری کرده بود به آنجا منتقل کرد و وصیت کرد بعد از مرگش اورا آنجا دفن کنند.
می دانید مردم "خور" با جنازه اش چه کردند؟
وقتی پیکر نحیف و رنج کشیده اش را با کاروانی متشکل از شاگردانش، دکتر اسلامی، دکتر باستانی پاریزی، دکتر زرین کوب، سعیدی سیرجانی و دیگر چهره های نامدار وطن به روستای خور رسید، همان کودکانی که در مدرسه "یغمائی" درس خوانده و یا می خواندند، و همان مردمانی که در درمانگاهش درد های خود و عزیزانشان را درمان میکردند، چه که نکردند.
به فتوای روحانی همان روستا، دامنشان را پر از سنگ کردند تا جنازه این خدمتگذار صدیق به فرهنگ ایران را سنگباران کنند.
دردناک تر آنکه پس از دفن جنازه، فرزندانش دوسه روزی در مقبره اش کشیک دادند تا مبادا پیکرش را از زیر خاک بیرون بیاورند و به لاشخورها بدهند.
بدترین نوع بیسوادی، بیسوادی اجتماعی و سیاسی است.
نمی دانند که هزینه های زندگی مانند قیمت نان، مسکن، دارو، درمان و... همگی به تصمیمات سیاسی وابسته هستند.
برخی حتی به نادانی اجتماعی و سیاسی خود افتخار می کنند و می گویند : از سیاست بی زارند.
"برتولت برشت" می گوید: شهروندان نادان توجه ندارند که فحشا، اعتیاد، کودکان خیابانی، فساد و سایر بدبختی های اجتماعی نتیجه مستقیم بی توجهی به "سیاست" است.
اگر این متن ارزش خوانده شدن دارد، بنام یک ایرانی بافرهنگ با انتشار آن، اجازه دهید، آموزه ای باشد برای آیندگان.
شعر "روباه و زاغ" که تو دبستان خوندیم - که یاد بگیریم


#_پاینده_ایران

#_آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم

قصابي بود که هنگام کار با ساتور ، دستش را بريد و خون زيادي از زخمش مي چکيد. همسايه ها جمع شدند و او را نزد حکيم باشي که دکتر شهرشان بود بردند.
حکيم بعد از ضد عفوني زخم، خواست آن را ببندد که متوجه شد لاي زخم قصاب ، استخوان کوچکي مانده است، خواست آن را بيرون بکشد، اما پشيمان شد، و با همان حالت زخم دست قصاب را بست و به او گفت :
زخمت خيلي عميق است
و بايد يک روز در ميان نزد من بيايي
تا زخمت را پانسمان کنم.
از آن روز به بعد ، قصاب هر روز مقداري گوشت با خود ميبرد و با مبلغي به حکيم باشي ميداد و حکيم هم همان کار هميشگي را مي کرد ، اما زخم قصاب خوب نشد که نشد.
مدتي به همين منوال گذشت، تا اينکه روزي حکيم براي مداواي بيماري،از شهر خارج شد و چند روزي به سفر رفت و از آنجايي که پسرش طبابت را از او ياد گرفته بود، به جاي او بيماران را مداوا مي کرد .
آن روز هم طبق معمول هميشه ، قصاب نزد حکيم رفت و حکيم باشي دست او را مداوا کرد و پس از ضد عفوني مي خواست پانسمان کند که متوجه استخوان لاي زخم شد و آن را بيرون کشيد و زخم را بست و به قصاب گفت :
به زودي زخمت بهبود پيدا ميکند .
دو روز بعد قصاب خوشحال نزد پسر حکيم آمد و به او گفت :
تو بهتر از پدرت مداوا مي کني ،
زخم من امروز خيلي بهتر است .
پسر حکيم هم بار ديگر زخم را ضدعفوني کرد و بست و به قصاب گفت:
از فردا نيازي نيست که نزد من بيايي.
چند روزي گذشت و حکيم از سفر برگشت، وقتي همسرش سفره را پهن کرد،
متوجه شد که غذايش گوشت ندارد و فقط بادمجان و کدو در آن است.
با تعجب گفت : اين غذا چرا گوشت ندارد؟
همسرش گفت : تو که رفتي پسرمان هم گوشتي نخريده.
حکيم با تعجب از پسر سوال کرد : مگر قصاب نزد تو نيامد ؟
پسر حکيم با خوشحالي گفت : چرا پدر ، آمد، و من زخمش را بستم و استخواني که لاي آن مانده بود را بيرون کشيدم، مطمئن باشيد کارم را خوب انجام داده‌ام .
حکيم آهي کشيد و روي دستش زد و گفت : از قديم گفته بودند : "نکرده کار ، نبر به کار " پس به همین دلیل غذاي امشب ما گوشت ندارد. من خودم استخوان را از لاي زخم بیرون نکرده بودم ، تا قصاب هر روز نزد من امده
و مقداري گوشت برايمان بياورد.
حالا حكايت جماعتي است در كشور ما كه مي خواهند استخوان همواره لاي زخم اين ملت باقي باشد، تا آنها به كسب و كار و تجارت خود مشغول باشند
و ملت مظلوم هم مدام زجر و عذاب بكشند.
پ.ن: اگر برای شما مفید بود همرسانی کنید تا ملت استخوان لای زخم خود را بشناسند!


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_ویـــــدئـــــو🎥

دولت و فرهنگی که دچار سایه آنیموسی خودش شده باشد و توازن نداشته باشد دچار ایدئولوژی‌گرایی بسته، خشونت، بی‌رحمی، تفکر بسته و دگماتیسم و سرایت آن به توده مردم خواهد شد. در اینگونه جوامع روشنفکران بیشترین حماقت را به دوش می‌کشند و بیشترین اعتماد به‌نفس را هم خواهند داشت.

در این ویدئو دکتر آرتا به درستی به تبیین تفاوت‌های کهن الگوهای آنیما و آنیموس، نقش آنها در آگاهی انسان و همچنین سوی مثبت و منفی این نیروها در روان انسانی می‌پردازد.


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم

🍀 #هفت_سین #جشن_نوروز☘️ :

در ایران و نزد ایرانیان چون شماره #هفت شماره‌ا‌ی ورجاوند و سِپَنت بوده و هست، بر این پایه نیاکان نیک ایرانی‌مان هفت‌سین بر سفره نوروزی می‌‌چیدند که اکنون هم ما چنین می‌‌نماییم.
هفت‌سین بایستی از داده‌های #گیاهی و #خوراکی باشند و نام آنها نیز باید از واژگان #پارسی باشند.
جشن نوروز چون جشن کاملن #ایرانی‌ست پس سفره ٧سین ما #ایرانیان نیز بایسته است که کاملا #ایرانی بچینیم.
بهترین خوراکی‌‌های گیاهی فرهنگ پارسی هفت‌گانه ( #هفت‌سین ) بر سفره نوروزی اینها هستند:
۱- #سیر
۲- #سیب
۳- #سبزه
۴- #سنجد
۵- #سرکه
۶- #سمنو
۷- #سماغ
اینها از واژه‌های ترکیبی ساخته نشده‌اند. نام اینها پارسی هستند. با بند واژه سین آغاز می‌شوند. دارای ریشه گیاهی و خوردنی هستند. اما واژه سنبل و سکه عربی است. در ۲۰میلیون واژه‌های پارسی نمی‌‌توان هشتمی را برای هفت‌سین نوروزی با ویژگی‌‌های گفته شده بالا پیدا کرد.

🍀نمادهای #هفت_سین:

۱ #سیر به‌نام و نشانه اهورامزدا است.
نماد اهورامزدا(دانش بیکران هستی‌مند) خداوند جان و خرد است.

۲ #سبزه به‌نام و نشانه سپندارمز است.
فرشته اردیبهشت و نماد آب‌های پاک است.

۳ #سیب به‌نام و نشانه سپندارمز است.
فرشته سپندارمز، فرشته زن، نماد برداری و پرستاری است.

۴ #سنجد به‌نام فرشته‌ خرداد است.
فرشته خرداد و نماد دلبستگی است.

۵ #سرکه به‌نام فرشته‌ امرداد است.
فرشته امرداد و نماد جاودانگی است
.
۶ #سمنو به‌نام فرشته‌ شهریور است.
فرشته شهریور و نماد خواربار است.

۷ #سماغ به‌نام فرشته‌ بهمن است.
فرشته بهمن و نماد باران است.

و اینکه سماغ واژه پارسی است و نباید با وات و بندواژه «ق» نوشته شود.
✍️زنده یاد دکتر #ناصر_انقطاع نویسنده، پژوهشگر، زبان‌شناس و مورخ.
.
.
.
🍀جدای از هفت‌سین اینک خوان(سفره) نوروزی زرتشتیان:

١- آینه که نشانه یکرنگی و روشنایی است.

۲- قند سبز که نشانه شیرین کامی است.

۳- لُرک و میوه که نشانه داده‌های اهورایی‌ست.

۴- سفره سبز که نماد زمین است و نشانه امشاسپند سپندارمز می‌باشد.

۵- مُورتMyrtus که نشانه مزدا اهورا (دانا و دانش بیکران
هستی‌مند) است می‌باشد.
.
۶- آتش نشانه امشاسپند اَشه وهیشته(اردیبهشت) که به‌ معنی راه راستینی و هنجار هستی است می‌باشد.
.
۷- آب به نشانه امشاسپند هه‌اوروتات(خرداد) که به‌ معنی رسایی و جاودانگی است می‌باشد.
.
۸- سبزه به نشانه امشاسپند امرتات(اَمرداد) که به‌ معنی بی‌مرگی و جاودانگی است می‌باشد.
.
۹- سکه به نشانه امشاسپند خشترا(شهریور) که به‌ معنی شهریاری و کردار نیک است می‌باشد.
.
۱۰- شیر نشانه امشاسپند وهومن(بهمن) که به‌ معنی اندیشه نیک، منش پاک و خرد است می‌باشد. و اشاره بر نوزایی آدمی و رستاخیز زاستار(:طبیعت) بوده که در نقش مادی نگهبان جانوران هم است
.
۱۱- نسک(:کتاب) #گات‌ها، سروده‌های پاک #اشوزرتشت خردمند ایرانی و خُرده اوستا که نشانه باور دینی ما بهدینان است می‌باشد. شاهنامه نیز هست.
.
۱۲- تخم‌مرغ به نشانه بسته زندگی است که می‌تواند به بالندگی دگرگون شود و یا شکسته شود و از میان برود.
.
برای زیباتر شدن خوان نوروزی هم:
انار غوته‌ور در آب
ماهی‌‌سرخ زنده
گل‌های زیبا
شمعدان
شیرینی‌
بر سفره نوروزی‌‌مان می‌گزاریم. شراب نیز می‌توانید بگزارید.
#لرک یا آجیل آمیخته‌ای از هفت میوه خشک است مانند: پسته، بادام، سنجد، کشمش، گردو، انجیر، خرما، برگه‌ هلو بر سفره خوان نوروزی نیز می‌گزاریم.
آری این است سفره نوروزی ایرانیان تبارمند که پاسبان و نگهدارنده فرهنگ ناب ایران‌زمین، تمدن بزرگ ایران‌زمین، تاریخ کهن ایران‌زمین و آیین نیک نیاکان ایرانی‌مان.

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚

معرفی ۵ کتاب افزایش قدرت ذهن :


- هرگز سازش نکنید | نویسنده: کریس واس

- رام کردن ذهن سرکش | نویسنده: فیث جی هارپر

- قله ها و دره ها | نویسنده: دکتر اسپنسر جانسون

- عادت های اتمی | نویسنده: جیمز کلیر

- قدرت شروع ناقص | نویسنده: جیمز کلیر

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
و صد البته که وقتی اعراب حاکم به حاجی فیروز نگاه می‌کردند متوجه داستان پشت پرده حاجی فیروز نمی‌شدند و ایرانیان با خیال راحت در جلوی چشم اعراب مرگ خلیفه‌یشان عُمَر را جشن می‌گرفتند و می‌رقصیدند به ریش اعراب‌ و عُمَرشان می‌خندیدند.
از محبوبیت زیاد شخصیت حاجی فیروز در سرتاسر ایران که تا امروز هم به‌جا مانده است روشن می‌شود که فیروز نهاوندی به خاطر کشتن عُمَر در زمان خودش چه محبوبیت بزرگی میان ایرانیان داشته است و چقدر دل ایرانیان را شاد کرده است.
در نهایت باید گفت که #فیروز_نهاوندی یکی از بزرگ‌ترین #قهرمانان_ملی_ایران است و اگر در گذشته‌های دور نیاکان(:اجداد) ما از ترس اعراب مهاجم ناچار بودند شخصیت جدی فیروز نهاوندی را به‌صورت کمدی و دلقک دربیاورند. اینک وظیفه ملی ماست که پس از ۱۴۰۰سال دوباره این شخصیت ملی و قهرمان بزرگ کشورمان را از حالت طنز و دلقک خارج کنیم و به‌گونه یک #قهرمان_بزرگ_ملی مورد سپاس و بزرگداشت قرار دهیم.

#جشن_نوروز و #پاپا_نوروز💚🤍❤️

ویژگی‌های#پاپا_نوروز:
مو و ریش سپید بلند
کمربند ابریشمی آبی
گیوه تخت‌ نازک
شلوار کتان
کلاه نمدی
شال سپید
است.
او از میان کوه راه می‌افتد و عصا بدست می‌آید به‌سوی درواز شهر و روستا.
داستان پاپا نوروز و ننه سرما، از افسانه‌های نمادین گزار سال کهنه به سال نو است.
پیرمرد دانا پاپا نوروز به دیدار پیرزنی می‌رود به‌نام ننه سرما که به‌گونه‌ای بانوی پاپا نوروز شمرده می‌شود. بر پایه افسانه‌های گفتاری، ننه سرما در درازای سال تنها در این شب است که می‌تواند پاپا نوروز را ببیند. پس از این شب، ننه سرما، پاپا نوروز را وا می‌نهد و به راه خود می‌رود تا در سال آینده این دو باز در همین شب یکدیگر را دیدار کنند.
بازگفت دیگری از این داستان که می‌گوید ننه سرما، در نخستین روز بهار هر سال، چشم‌ به‌راه پاپا نوروز می‌شود تا او را ببیند هرآینه پیش از آمادن او از خستگی خوابش می‌برد و پس از بیدار شدن درمی‌یابد که پاپا نوروز آمده و رفته است.
عمو فیروز با گیوه بر پا و جامه سرخ بر تن و چهره‌ای سیاه شده و دایره‌ای در دست سروده و ترانه‌هایی را با واژگان شکسته در کوچه و خیابان می‌خواند.


#مهرداد_بهار، نویسنده و پژوهشگرِ ایرانی می‌نویسند:
عمو فیروز وابسته به جشن‌های #سیاوش است. گمان می‌رود که این چهره، برگرفته از یکی از استوره‌های تموز، ایزدِ کشاورزی و چارپایان، در میانرودان باستان باشد. چهره سیاه‌ شده عمو فیروز، گویای بازآمدنِ او از سرزمینِ مردگان است و جامه سرخِ او، نشان از خونِ سیاوش دارد. واژه سیاوش می‌تواند به معنیِ «مردِ سیاه» یا «سیاه‌رخ» باشد.

---

#کتایون_مزداپور استوره‌شناس و استاد زبان‌های باستانی می‌نویسند:
ترجمه لوحی اکدی تاییدی بر ایده و گفته مهرداد بهار است.
در آن لوح چنین آمده که دوموزی (شوهرِ ایزد تموز) در نیمی از سال با جامه سرخ و در حال نواختن دایره‌زنگی، دنبک، ساز و نی‌لبک، به دنیای زیر زمین رفته تا همسر خود را بازگرداند و این سرگذشت گویای آغاز دوباره باروری بر زمین است.

---

زنده یاد دکتر #ناصر_انقطاع نویسنده، پژوهشگر و مورخ ایرانی می‌نویسند:
فرق میان عمو نوروز و حاجی فیروز چیست؟
نخست اینکه عمو نوروز نادرست است و باید بابا(پاپا) نوروز گفت.
دوم اینکه واژه بابا در آغاز پاپا بوده است و پاپا در پارسی میانی و کهن در کاربرد پدر بزرگ به‌کار می‌رفت و هنگامی‌که تازیان مسلمان به ایران تاختند چون نمی‌توانستند بندواژه و وات «پ» را تلفظ کنند و به‌کار ببرند به‌جای پاپا بابا گفتند و ایرانی‌ها نیز بابا نوروز گفتند که دشواری چندانی ندارد.
ولی از آغاز زنجیره قاجاریان گروهی تازی پرداز از آن میان آخوندها گفتند: اگر بگوییم بابا نوروز اهانت به مادرانمان می‌شود باید عمو گفت!
این یک بهانه‌ی خنده‌آور و بی‌پایه‌ای است.
و اما درباره‌ی جدایی میان بابا نوروز و عمو فیروز.
پاپا نوروز نماد و پایه آیین نوروزی نماد خرد، مهربانی، پختگی، جاودانی و زندگی دراز است. به‌گفته‌ی دیگر ستون راستین آیین‌های نوروزی است.
همین واژه پاپا نوروز است که اروپاییان از ما گرفتند و پاپانوئل را ساخته و پدید آورده‌اند.
حاجی فیروز یکی از بخش‌های آیین بزرگ نوروزی ما شده که این نام حاجی فیروز پس از تاختن تازیان مسلمان به ایران پدید آمد زیرا رسم بَرده‌داری با اسلام به سرزمین‌مان ایران آمد.

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵

از رفیق‌دوست تا سعید قاسمی؛

خب، حالا همه آن‌هایی که تا دیروز "محسن رفیق‌دوست" را به‌دلیل سابقه انقلابی‌اش تقدیس می‌کردند، دوره افتاده‌اند که حاج‌آقا اخیراً جراحی مغز انجام داده‌اند و حرف‌هایشان خیلی هم قابل استناد نیست.

خب، حالا همه آن‌هایی که تا دیروز "محسن رفیق‌دوست" را به‌دلیل سابقه انقلابی‌اش تقدیس می‌کردند، دوره افتاده‌اند که حاج‌آقا اخیراً جراحی مغز انجام داده‌اند و حرف‌هایشان خیلی هم قابل استناد نیست. بگذریم از این‌که رفیق‌دوست همیشه همین بوده و شبیه همین حرف‌ها را چندسال پیش و قبل از جراحی مغز هم به زبان آورده بود.
از این هم بگذریم که اگر این حرف‌ها به‌دلیل جراحی مغز اعتباری ندارد، آن بخش از حرف‌های حاج‌آقا که به مناسبت‌های مختلف از صداوسیما پخش می‌شود تکلیف‌اش چیست؟ آیا جراحی مغز فقط به بخشی از خاطرات که به جدایی‌طلبان باسک مربوط می‌شود صدمه زده یا کلاً خاطرات حاج‌آقا را کن‌فیکون کرده؟ به این هم کاری نداریم که رفیق‌دوست با چنین مغزی در این سال‌ها به چه کاری مشغول بوده و اگر رفقا و اعضای دفتر ایشان می‌دانستند که حاجی بدجوری مغزش آسیب دیده، او را از کارهای اساسی و مالی هم منع کرده‌اند یا نه؟ بی‌خیال. بهتر است این بیانیه دوستان حاجی را خیلی هم نزنیم. ‌
ای‌کاش اصلاً کسی درصدد تکذیب و توجیه برنمی‌آمد. اصلاً نادیده گرفته می‌شد. مثل خیلی چیزهای دیگری که هیچ‌کس به روی مبارک خودش هم نمی‌آورد. یک زمانی "سعید قاسمی" حرف‌هایی زد درباره این‌که ما در پوشش هلال‌احمر، سلاح وارد بوسنی می‌کردیم. حرفی که نزدیک بود کل هلال‌احمر را نابود کند. اگر به خاطر داشته باشید سردار "رمضان شریف"، سخنگوی وقت سپاه مجبور شد نسبت سعید قاسمی با سپاه را کلاً انکار کند و بگوید، او به‌عنوان یک شخص این حرف‌ها را می‌زند و مواضع‌اش ربطی به نهادهای امنیتی و جمهوری اسلامی ندارد.
موضع‌گیری معقولانه‌ای بود. این‌که قابل باور بود یا نه، اصلاً مهم نیست. مهم این بود که نسبت قاسمی با یک نهاد رسمی انکار شود و مملکت بیشتر از آن برای حرف‌های "قاسمی" هزینه پرداخت نکند. البته صلاح مملکت خویش خسروان دانند و لابد بلدند چطور سر و ته ماجرای رفیق‌دوست را هم بیاورند اما من فکر می‌کنم جدای از مصیبت‌هایی که ممکن است این حرف‌ها برای مملکت درست کند، در ابراز این سخنان خیری نهفته است.
کمترین خیرش این‌که می‌شود نشست و جدی‌جدی درباره سهم گروه‌های سیاسی و به بیراهه بردن انقلاب حرف زد. می‌شود کارنامه هیئت مؤتلفه را حالا جدی‌تر نقد کرد. می‌شود کنکاش کرد که چه کسانی از ابتدای انقلاب به فکر حذف، ترور و معدوم کردن دیگران بودند و چه کسانی براساس این نوع فکر از قطار انقلاب پیاده شدند. حتی شاید بشود حالا درباره حذف ناگهانی "امام‌موسی‌صدر" از تاریخ معاصر، مرگ‌های مشکوک اول انقلاب و ترورهای مشکوک‌تر آن‌ دوره راحت‌تر سخن گفت. منظورم مچ‌گیری سیاسی نیست. ما با یک طرز تفکر خطرناک مواجهیم.
تفکری که ریشه دارد در تاریخ؛ از ترور دکتر فاطمی در هنگام سخنرانی بر مزار "محمد مسعود" بگیر تا همین قتل‌های زنجیره‌ای. تفکری که مدام بازتولید می‌شود و با نفرت‌پراکنی، توهین و پرونده‌سازی توجیه می‌شود. تفکری که مدت‌هاست حتی سعی در تقیه و این حرف‌ها هم ندارد. بی‌پروا حکم صادر می‌کند و مخالفان را به حذف فیزیکی تهدید می‌کند. نمونه‌اش حرف‌های سعید قاسمی خطاب به "رضا گلپور" در مراسم تشییع "نادر طالب‌زاده"؛ حرف‌هایی که حتی صدای شرکت‌کنندگان در آن مراسم را هم درآورد. به این حرف‌ها صرفاً از منظر اخلاقی نباید نگاه کرد.
داستان ورای اخلاق و این حرف‌هاست. وقتی رفیق‌دوست با افتخار می‌گوید، به وزیر خارجه فرانسه گفتم که اگر فلانی آزاد نشود ممکن است بهمان‌جا منفجر شود یا هواپیمایتان را بدزدند، نباید فکر کنیم دارد رجز می‌خواند یا به‌قول امروزی‌ها، لاتی‌اش را پُر می‌کند. او دارد از یک طرز تفکر دفاع می‌کند. طرز تفکری که همین امروز هم معتقد است، با جهان باید همین‌گونه سخن گفت.
طرز فکری که هرگونه مذاکره‌ای را با غرب، نشانه ضعف و زبونی می‌داند و اصلاً هم برایش مهم نیست مردم باید چه تاوانی بابت این شکل از فکر کردن بدهند. باید از رفیق‌دوست، "سعید قاسمی" و امثال این جماعت ترسید. نه از خودشان که از فکری که مدافع آنند. فکری که هنوز دارد در این مملکت کار می‌کند و اگر هم نتواند ترور و حذف فیزیکی انجام دهد، دست‌کم تا می‌تواند بر سر راه کسانی که می‌خواهند قدمی برای آرامش و آسایش این مردم بردارند، مانع می‌تراشد.


#_Zartosht

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚


🎚یه جا تو کتاب "هفت اصل اخلاقی برای موفقیت در ازدواج"، دکتر جان گاتمن نوشته بود

من به این نتیجه رسیدم که ازدواج‌های موفق مبتنی بر یک دوستی عمیق
بنا میشن

‏+زوج‌های موفق به هم احترام میذارن، درست عین دو تا دوست
‏+اونها صمیمانه همدیگه رو میفهمن و درک می‌کنن، درست عین دو تا دوست صمیمی.

‏+اونها خوب می‌دونن که همسرشون از چه چیزهایی خوشش میاد و چه چیزهایی رو دوست نداره آرزوهاش چیه و رویاهاش کدومه!. درست عین دو تا دوست.

‏+اونها از احوال هم با خبرن و وقتش پیش بیاد به هم زنگ میزنن و حالی می‌پرسن، درست عین دو تا دوست.
‏+اونها واسه هم کارهای کوچیک اما حال خوب کنی انجام میدن که به تقویت دوستی‌شون کمک کنه، درست عین دو تا دوست.
‏+و جالبه که اونها با هم محترمانه جر و بحث می‌کنن و یه وقت‌هایی قهر می‌کنن و دوباره آشتی می‌کنن باز هم عین دو تا دوست.
‏+ دوستی و رفاقت گرمای رابطه‌ست و باعث میشه سردی احساسات بد به رابطه نفوذ نکنه.

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_تــــلــــنـــگــــر🗣

هفت دختران،سه دختران، چهل دختران
چاه های دختر در ایران، آرامگاه زنان و دوشیزگان ایرانی که از چنگ بیگانگان می گریختند. این چاه چهل دختران فهرج است.
هنگام تازش تازیان چه بسا دوشیزگانی که رزمیدند و گریختند و تا بدست دشمن نیفتند برای همیشه کبوتر چاهی داغدار این سرزمین شدند.
هم چنان مانند دختران میهنم غریب اما استوار و سربلند.
نامتان خجسته باد.
بارگاهتان سینه های عاشقان!

#_دکتر_محمود_کویر

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚


🛡پنج تا کتاب خوب واسه بالا بردن اعتماد به نفس 🤍

۱- کتاب در باب اعتماد به نفس
نویسنده: آلن دوباتن فیلسوف سوئیسی-انگلیسی

۲- کتاب اصول اعتماد به نفس
نویسنده کلیر شیپمن، مجری شبکهٔ ABC و کتی کی، روزنامه‌نگار

۳- کتاب موهبت کامل نبودن
نویسنده؛ دکتر برنی براون محقق و استاد دانشگاه

۴- کتاب قدرت ذهن ناخودآگاه
نویسنده دکتر ژوزف مورفی روانشناس

۵- کتاب شکاف اعتماد به نفس
نویسنده؛ دکتر راس هریس پزشک و روان درمانگر


#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚

✍️ برای کمک به افزایش عزت‌نفس این کتاب‌ها به کارتون میان:

۱. کتاب روانشناسی عزت نفس از ناتانیل براندل

۲. کتاب بازسازی عزت در ده هفته از دکتر متیو مک کی

۳. کتاب رشد و افزایش عزت نفس از دکتر متیو مک کی

۴.کتاب اکسیر عزت نفس از دکتر ویل ادواردز

۵. کتاب افسانه خود باوری از آلبرت الیس

۶. کتاب احساس ارزشمندی و راههای تقویت آن از دکتر علی صاحبی

۷. کتاب عزت نفس در ده‌ گام از دکتر دیوید برنز

۸. کتاب شفقت به خود و کتاب دلسوزی از کریستین نف


#_نقاشی_الهه_آناهیتا

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity