کار او تخیل کسانی را که آن را می‌بینند برمی‌انگیزد، زیرا، اگر جرات ندارند، بینندگان چیزی جز تصاویر زیبا و گیج‌کننده نمی‌بینند. آنها حتی برای ماندگاری در جوهر ذهن ما به داستان نیاز دارند. و در این مهارت برای برانگیختن خلاقیت در هر کسی که با کار او تعامل دارد، لورا ماکابرسکو یک دستکاری بی‌نظیر در ذهن خلاق است. بسیاری از کارهای او و ضرورت متعاقب آن برای آوردن زندگی به چشم انداز آن، از گنجاندن خود او به عنوان سوژه برای عکاسی اش سرچشمه می گیرد.
در تصاویر او بسیار رنگ پریده، تقریباً شفاف، بر روی خط نازکی از زندگی و مرگ آویزان است، نمی تواند تصمیم بگیرد که قرار است چه بُعدی از هستی را انتخاب کند. او هنوز جایی در این بین است.
کار او با تمایل تماشاگر برای آوردن روایتی به آن از مرگ و زندگی فراتر می رود. در حالی که ماکابرسکو در آثارش از زندگی و مرگ فراتر می رود، همچنین به خواست خلاقیت اوج بیننده. صرف نظر از داستانی که آنها می گویند (صرف نظر از موضوعات ماکابرسکو در آن سرنوشت ) اگر خط داستانی وجود داشته باشد که توسط مخاطب بر روی عکس نمایش داده شود، اثر زنده می ماند. و این هدف اساسی همه چیز است. داستان ملکه است.

به نوبه خود، خط داستانی ماکابرسکو (لزوماً برای درک مخاطب از کارش برای درک تفسیر آنها از کارش لازم نیست، اما قطعاً در وهله اول لازم است که ماکابرسکو برای عکاسی الهام بگیرد) عمدتاً از داستان هایی نشأت می گیرد که او به قلبش نزدیک است. کارهای اولیه او مانند زندگی اولیه اش ، بر پایه آن خاطرات دوران کودکی است که در کاوش در "مزارع دوردست، پیچک های بلند پیچک، گلبرگ های مخملی" خانه پدربزرگ و مادربزرگش در حومه شهر است. با هجوم خلاقانه تأثیر فولکلور، عکس های اولیه او مانند اسکرین شات هایی از افسانه های زیبا اما بی رحمانه هستند. روایات آنها مستقیم نیست. تصاویری که ظاهر می شوند بیشتر شبیه احساساتی هستند که در طول سخنرانی یک داستان قدیمی مبتنی بر عامیانه (پر از جادوها و مجازات ها) به وجود می آیند.

اما همانطور که او در مصاحبه خود با وبلاگ هنری [My Modern Met] صحبت کرد ، سبک او در طول زمان توسعه یافت. با گذشت سال‌ها، زمانی که شخصیت [او] تکامل یافت و روح [او] برای سکوت بازتر شد، تصاویر نرم‌تر و مینیمالیستی‌تر شدند.

امروزه او بیشتر الهامات خود را از تأثیر متون مذهبی و به ویژه کاتولیک می‌گیرد. و اگرچه کاملاً مذهبی نیست، اما آثار او معنویت زیربنایی را تراوش می کند. در قاب او اغلب خودش به عنوان فضای اشتراک سوژه با کمترین انتظار از شرکت وجود دارد. روباه‌ها، کلاغ‌ها، مارها، و لحظات صمیمی را با سوژه‌هایش به اشتراک می‌گذارند که خود اغلب در گل رز، لوله‌های IV، درختان انگور و پارچه‌های گیره‌ای درگیر می‌شوند. و حتی در میان مجموعه‌ای از اسم‌ها که به‌نظر می‌رسد اشتراک‌گذاری یک تصویر بیش از حد است، عکاسی ماکابرسکو با سادگی، مینیمالیسم و نرمی تعریف می‌شود. هیچ برخورد سختی از سوژه های او وجود ندارد، هیچ درد شدیدی از طریق تعامل آنها نشان داده نمی شود. تنها تعبیری از فرزند درونی مخاطب او وجود دارد، جایی که تخیل یک امر ضروری است و شکم قوی می تواند ثانیه ارزشمندی باشد.

بنابراین، برای هنرمندی که به شدت به سیالیت خط داستانی و سنت فولکلور و متن دلبسته است، چه چیزی می تواند بعدی در تکامل لورا ماکابرسکو باشد؟ رایج ترین پاسخ او فیلم است. و اگرچه ما طعمی از آنچه که می تواند از دید چنین نیروی جذاب افسانه عکاسی به نظر برسد را نچشیده ایم، شکی نیست که بیننده را به قلمروی تاریکی، غریبی و زیبایی غیرقابل انکار می کشاند. او با نزدیک شدن به روند نمادگرایی، استعاره های بصری را در عکاسی خود می سازد که به مسائل اروتیسم و خاجی می پردازد. او از نمادهای ارتدکس و ادبیات رئالیسم جادویی الهام گرفته است. او افسانه ها را در یک قاب واحد ترجمه می کند و تصاویری نگران کننده از سرزمین های موجود بدون زمان ایجاد می کند که در آن نیروهای ماوراء طبیعی با نظم واقع گرایانه جهان در می آمیزند. دنیای خلق شده توسط لورا بین فانتزی وابسته به عشق شهوانی یک دختر و غرایز در حال انفجار طبیعت در نوسان است. داستان های لورا با پیروزی خیر بر شر به پایان نمی رسد. قاب معمولاً فقط لحظه اوج داستان را نشان می دهد، لحظه تعلیق کنشی که داستان در آن انباشته می شود و تعیین جهت حل آن غیرممکن است.

❐ لورا ماکابرسکو و مرگ در سرزمین جادویی

لورا ماکابرسکو، عنصر سوررئالیستی را در هنر خود معنوی می داند. سوررئالیسم اساس هر اثر هنری است که تمام احساسات، افکار و غیره بر آن استوار است. لورا هنگام خلق کردن اغلب به سمت افسانه ها و رؤیاها می چرخد و تا حد ممکن از دنیای واقعی و روزمره دور می شود.
این هنرمند اظهار می کند : «من فیلم مستند نمی سازم، بلکه سعی می کنم واقعیتی از نوع ممکن را که احتمالاً آرزوی آن را داریم، که احساسات را برمی انگیزد، گاهی ترسان می کند، که غیبت نامشخص، کمبود چیزی یا کسی را پر می کند، به دنیا بیاورم. ، دستیابی به تجربیات جدیدی که در زندگی عادی و روزمره ناشناخته است. از چنین تجربیاتی آگاهی جدیدی پدید می آید.»
در آثار لورا، عکس هرگز یک مجموعه بسته نیست، حتی اگر فرم آن نشان دهنده آن باشد. عکس در ذهن و احساسات بیننده «ادامه می‌یابد»، او را تغییر می‌دهد، به همین دلیل است که خلاقیت نیز مسئولیت بزرگی برای افراد دیگر است.

ماکابرسکو بخشی جدایی ناپذیر از قاب است که او در سر خود ایجاد می کند. در تصاویر او تقریباً شفاف، بر روی خط نازکی از زندگی و مرگ آویزان است، نمی تواند تصمیم بگیرد که قرار است چه بُعدی از هستی را انتخاب کند. او هنوز جایی در این بین است.
او نه اینجا روی زمین است و نه آنجا، در ماوراء، در زندگی پس از مرگ. گاهی اوقات او شبیه یک جن جنگلی است که به خواب عمیقی فرو رفته و هنوز نمی خواهد بیدار شود. او با حیوانات جنگلی لانه می‌سازد که با او در آغوشی حساس و تقریباً صمیمی به خواب می روند.

یک عنصر مهم از آثار ماکابرسکو نیز بدن انسان است (با زیبایی، ضعف، محدودیت ها و بیماری هایش. در عکس‌های این هنرمند اغلب به‌عنوان مرده عمل می‌کند، اما همچنان در برابر طبیعتی که می‌خواهد آن را تصاحب کند، مقاومت می‌کند) بدن در این عکس‌ها در معرض هیچ گونه تخریب پس از مرگ نیست، که ممکن است باعث انزجار شدید شود. اما گاهی هم کبود می شود، خراشیده می شود، خسته می شود، بدنی است که عنکبوت های غول آسا روی آن پا می گذارند، بدنی است که به قطره ای متصل است، که ماده ای مرموز که قرار است آن را احیا کند، در رگ هایش فیلتر می شود.
ماکابرسکو تا حد امکان با لنز خود به بدن نزدیک می‌شود، بدنی که وضعیت هستی‌شناختی آن هنوز نامشخص است و تلاش می‌کند تا ماهیت و معنای آن را درک کند. همچنین نوعی عکس زندگینامه از تخیل بی بند و بار هنرمند است که او را در مرز دو یا حتی چند جهان نگه می دارد.

❐ لورا ماکابرسکو – دنیایی ترسناک از رویاها و مالیخولیا

سکون، مالیخولیا آرام و شکنندگی تار عنکبوت دنیایی که لورا ماکابرسکو در عکس هایش خلق کرده است ممکن است ما را آزار دهد. عکس‌های او را به آرامی، یکی یکی کشف باید کرد، و هر کدام مرا مجذوب خود ، زیرا به نظر می‌رسد که داستانی را بازگو می‌کند، بدون آغاز یا پایان روشن، مانند لحظه‌ای یخ‌زده در زمان که تعجب و خیال‌پردازی ما را رها می‌کند.

عکاس لهستانی لورا ماکابرسکو کاملا خودآموخته است و عکاسی را به‌عنوان وسیله‌ای برای به تصویر کشیدن احساسات و دنیای درونی‌اش می‌بیند. عکس های او با زیبایی رؤیایی‌شان به راحتی قابل تشخیص هستند. با این حال، با خیره شدن به آنها یکی پس از دیگری، می توان حالات در حال تغییر را حس کرد: اتاق های خواب آلود بی گناهی که در آن دوشیزگان قد بلند با لباس های شلخته هوس و شادی زندگی می کنند و به راحتی توسط پنجه های تیز واقعیت خار می شوند. دوشیزگان که پرندگان ، تنها همراهان آنها هستند. آنها تنها و لال به نظر می رسند، با این حال موهایشان به آرامی اسرار تیره تری را زیر پوست‌شان زمزمه می کند... از لال بودن آنها ملودی شبانه های شوپن نشأت می گیرد، گاهی عمیقاً مالیخولیایی، گاهی به شدت پرشور. در حالی که برخی از عکس ها شبیه ترکیب خیره کننده دیوید همیلتون از معصومیت و اروتیسم است، برخی دیگر جنبه وحشتناک و خونین افسانه ها و فولکلور را به تصویر می کشند. بازوهای رنگ پریده مزین به بریدگی، مچ با قطره های خون، پرندگان مرده، گل های خشک شده و پارچه های توری آغشته به عطر قدیمی... اگر افسانه های واقعی را خوانده باشید، نه نسخه های ناب دیزنی، خواهید فهمید که چقدر تخیل و تاریک است. آنها می توانند ناراحت کننده باشند، و من فکر می کنم ماکابرسکو این روحیه را به خوبی نشان می دهد. پارچه افسانه ای صحنه های رؤیایی او با فضای غلیظ اسلاوی سکوت و رمز و راز بافته شده است. در برخی از عکس‌های او، کسالت و عرفان مزارع و مراتع لهستان را که شوپن در یکی از نامه‌هایش نوشته بود، احساس می‌کنیم. در مواقع دیگر، حال و هوای کافکایی سرکوبگر و کلاستروفوبیک را احساس می کنیم. عکس‌های او به سادگی ایده‌ها، رؤیاها، خاطرات بسیاری را تداعی می‌کنند...

با این حال چیزی به نام پایان خوش در چشم نیست، زیرا بسیاری از تصاویر او از تنهایی و آرزوی برآورده نشده صحبت می‌کنند. و حتی مرگ با این حال، عکاسی او با آرامش خاصی اعطا می شود که به نظر من آشتی دهنده است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شات_زیبا

#_عکاسی📸

#foxytrash
#Artist
#Beautiful
#art
#photo
#photographed


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شات_زیبا🏞

#_عکاسی📸

#flower #Artist
#Beautiful #art
#photo #photographed

#_پاینده_ایران

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شات_زیبا🌅

#_عکاسی📸

#black_white #Painting
#Artist #Beautiful
#Art #photo

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_یـــــــــادمــــــــان🙏


#_مادر_تاجدارمان_شهبانو_فرح_پهلوی

#_مهر_۱۳۵۶

🎨👑 بازدید غیررسمی #شهبانو_فرح_پهلوی از موزه هنرهای معاصر تهران قبل از افتتاحیه
✍🏻موزه هنرهای معاصر تهران در مهرماه سال ۱۳۵۶ افتتاح شد. مراسم افتتاحیه این موزه سه روز به طول انجامید و در روز نخست، محمدرضاشاه، ملکه فرح دیبا و تعدادی میهمان ویژه در این موزه حضور یافتند. در این روز تاریخی، هنرمندی به نام «ژیلا دژم» به عکاسی از مراسم افتتاحیه پرداخت و تصاویری ارزشمند از آن روز به ثبت رساند.
✍🏻ژیلا دژم، در آن زمان مسئول عکاسی موزه هنرهای معاصر تهران بود و تصاویری که از این مراسم گرفته بود، در سال ۲۰۱۷ در نمایشگاهی با عنوان "افتتاحیه موزه هنرهای معاصر تهران، ۱۹۷۷" در برلین برای نخستین بار به نمایش گذاشته شد.
✍🏻در این پست، تصاویری از بازدید غیررسمی فرح دیبا از موزه هنرهای معاصر تهران قبل از افتتاحیه، که توسط ژیلا دژم ثبت شده‌اند، به اشتراک گذاشته می‌شود.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_عــــکــــاســــی📸

روح‌نگاری ویکتوریایی 👻



✍🏻تو دوران ویکتوریایی، عکاسی روح طرفدارای خاص خودش رو داشت! این عکاسی عجیب و غریب سعی می‌کرد تا ارواح و موجودات ماورایی رو توی عکس‌ها نشون بده. البته خیلی از این عکس‌ها پشت پرده‌های عجیب و غریبی داشتن که خیلی از ماجراها واقعی نبودن!

✍🏻عکاسی روح بیشتر برای جذابیت‌های ترسناک و هیجان‌انگیز مورد استفاده قرار می‌گرفت، اما اغلب با ترفندهای مختلف مثل ترکیب تصاویر یا نورپردازی خاص، سعی می‌شد چیزهایی فراتر از واقعیت توی عکس‌ها ثبت بشه.

✍🏻این سبک، انعکاسی از ترس‌ها و باورهای اون زمان نسبت به مرگ و دنیای پس از اون بود! 🖤

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــوســـیـــقـــی🎼

#_گروه_کوسیقی_پینگ_فلوید

▪️Pink Floyd _ Animals

گروه پینک فلوید در این آلبوم سبکی متفاوت‌تر نسبت به کارهای قبلی خود ارائه کرد. این آلبوم در سال ۱۹۷۶ در استودیویی متعلق به خودِ گروه با نام بریتانیا رو، در لندن ضبط شد. نشانه‌های اولیه‌ی اختلاف در گروه با انتشار این آلبوم رقم خورد و اوج این اختلافات در سال‌های بعد با جداشدن نوازنده‌ی کیبورد گروه، ریچارد رایت از گروه، بیشتر بروز پیدا کرد.

عکس روی جلد این آلبوم یک خوک شناور را در حال پرواز بین دو دودکش نیروگاه بترسی انگلیس نمایش می‌دهد که توسط راجر واترز، نوازنده‌ی گیتار بیس و ترانه‌سرای گروه، با همکاری طولانی مدت گروه طراحی هیپ‌نُسیس در عکاسی جلد به وجود آمد.

پس از منتشر شدن آلبوم، نقدهای مناسبی را در بریتانیا دریافت کرد و توانست در جایگاه دوم جدول فروش قرار بگیرد، همچنین آلبوم در ایالت متحده آمریکا موفقیت نسبی بدست آورد و به جایگاه سوم بیلبورد ۲۰۰ رسید و گرچه تنها شش ماه در جدول فروش باقی‌ماند، اما توانست به‌طور پیاپی توسط آرآی‌ای‌ای ۴بار گواهی پلاتین را از آن خود کند.

بعد از انتشار آلبوم، گروه تورهایی تحت عنوان بشخصه را در حمایت از آلبوم خود برگزار کرد. اندازه‌ی مکان‌هایی که گروه در آنجا به اجرا می‌پرداخت، به‌همراه حادثه‌ای که برای واترز با تعدادی از هواداران پیش آمد و باعث شد وی به سمت یکی از آن‌ها آب‌دهان پرت کند، دست در دست هم داد تا وی مفهومی جدید را در ذهنش بپروراند و آلبوم دیوار را همراه با پینک فلوید منتشر کند.

در سال ۱۹۷۵ پینک فلوید یک ساختمان سه طبقه را در اسلینگتون لندن خریداری کرد. قرارداد آن‌ها با کمپانی ئی‌ام‌آی برای استفاده‌ی از زمان نامحدود استودیویی به دلیل کاهش درصد فروش؛ منقضی شده بود و از این رو آن‌ها یک ساختمان را به استودیو ضبط تبدیل کردند. این ساخت و ساز بیشتر در ۱۹۷۵ انجام شد و در آوریل ۱۹۷۶ گروه کار بر روی دهمین آلبوم استودیویی خود، جانوران، را از سر گرفت.

▪️مفهوم آلبوم

«خوک‌ها (سه خوک جورواجور)» «خوک‌ها» به گروهی از مردم اشاره می‌کند که واترز آن‌ها را در بالای طبقه اجتماعی توصیف می‌کند.

«مفهوم آلبوم از کتاب مزرعه حیوانات جورج اورول الهام گرفته‌است.»

ایده‌ی ساخت آلبوم جانوران پینک فلوید توسط راجر واترز داده شد، وی برپایه‌ی رمان معروف جورج اورول به نام مزرعه حیوانات این آلبوم را ایجاد کرد و قشرهای مختلف جامعه را به‌طور ناشناس در سه سطح معرفی می‌کند: سگ‌های جنگجو، خوک‌های ظالم و مستبد و گوسفندهای بی‌فکر.
در رمان مزرعه حیوانات تمرکز اصلی روی استالینیسم است؛ اما در این آلبوم راجر واترز نظام سرمایه‌داری را نقد می‌کند و در طی آلبوم این گوسفندان هستند که در نهایت بر سگ‌ها برتری می‌یابند.
این آلبوم از توسعه‌ی مجموعه آهنگ‌های منتشر نشده‌ی قبلی به یک مفهوم یکدست ایجاد شده‌است که از قول گلن پاوی، نویسنده‌ی کتاب پژواک‌ها: «تاریخچه‌ی کاملی از پینک فلوید، توصیف آشکاری از فساد و فروپاشی اخلاقی و اجتماعی جامعه‌است که در آن وضعیت انسان به وضعیت جانوران تشبیه می‌شود.»

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــوســـیـــقـــی🎼

#_گروه_کوسیقی_پینگ_فلوید

▪️Pink Floyd _ Animals

#_ادامه_پست_قبلی

▪️تور

این آلبوم، موضوعِ اصلی تورهای بشخصه شده بود. تور/کنسرتی که همان روزِ انتشارِ آلبوم در دورتموند آغاز شده بود. برگزاری این تور، ماه فوریه در اروپا، ماه مارس در بریتانیا، مدت سه هفته در ایالات متحده (آوریل و می) و سه هفتهٔ دیگر نیز در ماه‌های ژوئن و ژوئیه در ایالات متحده ادامه یافت.
در هنگام اجراهای گروه خوک‌های بادکنکی بر فراز جمعیت به حالت شناور به حرکت درآورده می‌شدند و برای اجراهای دیگر نیز با خوک‌های بدلی (اما قابل انفجار) جایگزین می‌شدند.

برای تورهای این آلبوم، دو نوازنده‌ی فصلی؛ با نام‌های «اسنوی وایت و دیک پری» به گروه اضافه شدند. اما در این دوره روابط میان اعضای گروه شوریده شده بود. واترز به تنهایی خود را به مکان اجرا می‌رساند و به محض اینکه اجرای گروه به سر می‌رسید، صحنه را ترک می‌کرد. رایت هم در یک زمان به انگلستان عزیمت کرد و تهدید کرد که از گروه جدا می‌شود. ظرفیت سالن‌ها نیز برای گروه یک مسئله بود، مسئولین برگزاری ادعا می‌کردند که به میزانِ ۶۷۰۰۰ نفر در ورزشگاه سلجر فیلد فروش داشته‌اند، اما واترز و اُروک به این رقم مشکوک بودند. آن‌ها یک وکیل، عکاس و بالگرد را استخدام کرده، و فهمیده بودند که تعداد حضار ۹۵۰۰۰ نفر بوده و یک کمبود مالی به ارزش ۶۴۰٬۰۰۰ دلار وجود دارد.

پایان این تور به مرحله‌ای کم ارزش برای گیلمور تبدیل شده بود. او گمان می‌برد که تمام موفقیت‌هایی که به دنبالش بودند را بدست آورده‌اند و چیز دیگری در جلویشان وجود ندارد که بخواهند به آن بنگرند. در ژوئیه ۱۹۷۷ - روز آخر در ورزشگاه المپیک مونترآل - گروهی از هواداران پر سروصدا و هیجان‌زده که در ردیف اول حضار جا گرفته بودند؛ واترز را خشمگین کردند و وضع را بجایی کشاندند که واترز به صورت یکی از آن‌ها آب دهان پرت کرد. واترز از اجرا در استادیوم‌ها با تعداد حضار زیاد دپرس شده بود و از آن‌سو گیلمور نیز اجرا در سالن‌های کوچک‌تر که گروه قبل اجرا می‌کرد امتناع می‌کرد.

واترز بعدها با باب ارزین از حس بیگانگی‌اش در این تور سخن گفت و اینکه چگونه او گاهی‌اوقات احساسی شبیه به ایجاد یک دیوار برای جداکردن خود از حضار را داشته‌است. ماجرای پرتاب آب‌دهان بعدها پایه‌گذار مفهوم جدیدی شد و با آن مفهوم یکی از موفق‌ترین آلبوم‌های گروه با نام دیوار شکل گرفت.

▪️فهرست ترانه‌ها

« متن همهٔ ترانه‌ها توسط راجر واترز نوشته شده‌است.»

سمت نخست
۱. «خوک‌های بال‌دار بخش ۱» واترز واترز
۲. «سگ‌ها» دیوید گیلمور، واترز گیلمور، واترز

سمت دوم
۱. «خوک‌ها (سه خوک جورواجور)» واترز واترز
۲. «گوسفند» واترز واترز
۳. «خوک‌های بال‌دار بخش ۲» واترز واترز


دست‌اندرکاران پینک فلوید:
• دیوید گیلمور - گیتارها، گیتار بیس، تاک باکس، سینث‌سایزر، خواننده در نیمه اول «سگ‌ها»

• نیک میسن - درام، پرکاشن

• راجر واترز - گیتار بیس، خواننده اصلی در تمام آهنگ‌ها به جز نیمه اول «سگ‌ها»، گیتار آکوستیک و گیتار ریتم

• ریچارد رایت - ارگ هموند، پیانو برقی ورلیتز، پیانو برقی فندر رودز، هونر کلاوینت، پیانو، سینث‌سایزر، خواننده زمینه


گروه تولید:
• پینک فلوید
• برایان هامفریز - مهندسی صوت
• جیمز گاتری - رمسترینگ
• راجر واترز - طرح جلد
• استورم تورجرسن - طرح جلد (سازمان‌دهنده)
• اوبری پاول - طرح جلد (سازمان‌دهنده)، عکاسی
• نیک میسن - گرافیک
• پتر کریستوفرسن - عکاسی
• هاوارد بارتروپ - عکاسی
• نیک تاکر - عکاسی
• باب‌الیس - عکاسی
• راب بریمسون - عکاسی
• کالین جونز - عکاسی
• ای.آ.جی. آمستردام - طرح خوک‌های بادکنکی
• داگ ساکس - رمسترینگ
• اسنوی وایت - گیتار لید در «خوک‌های بال‌دار» (تنهادر ویرایش کارتریج ۸-آهنگه)

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_عــــکــــاســــی📸

#_معرفی_هنرمند

#_عکاس

#_جورج_دیگالاکیس

▣ جورج دیگالاکیس مطمئناً یک نام مرجع در عکاسی منظره مینیمالیستی امروزی است. جورج که یک عکاس هنرهای زیبا متولد و ساکن آتن بود و یک پزشک متخصص بود، اصول مینیمالیسم را به عنوان فلسفه زندگی و جهت اصلی در هنر عکاسی خود پذیرفت. مناظر او تحت تأثیر آثار مایکل کنا، ترکیبات شگفت انگیز طبیعت، سورئال و رویایی است. عکس‌های تمیز و آرامش‌بخش او از عناصر طبیعت، بسیار غیرزمینی و اثیری، نیازهای او را برای هماهنگی، نظم و حس زیبایی‌شناختی برآورده می‌کند. جورج با الهام از خود طبیعت، قصد دارد (و موفق می شود!) فضایی لمس کننده و مالیخولیایی ایجاد کند که بینش درونی و احساسات زیربنایی او را در یک قاب مربع به بهترین شکل منتقل کند.
من از شما دعوت می کنم تا جورج و آشتیاق او به زیبایی شناسی و مینیمالیسم را در آثار قابل توجه کشف کنید! آثار او ما را در فضای کاملاً آرام و آرام و سکوت طبیعت که در طول مدت در معرض دید قرار گرفته است منتقل می شود.
جورج دیگالاکیس یک عکاس ماهر است که در عکاسی هنرهای زیبا و کاوش در سایه های سیاه و سفید تخصص دارد. او در آتن، یونان به دنیا آمد و بزرگ شد. او که یک پزشک حرفه ای است، هنوز در آتن زندگی و کار می کند.
اولین تماس او با عکاسی به سال ۱۹۷۴برمی گردد، زمانی که او یک "نتار" را به عنوان هدیه از پدرش دریافت کرد. از آن زمان دوربین به بخشی جدایی ناپذیر از زندگی روزمره او تبدیل شد. اما تنها در سال ۲۰۰۹ بود که وقت آزاد لازم را برای مطالعه جدی عکاسی پیدا کرد و یک دوره آنلاین را در "Photoeidolo" زیر نظر تاسوس شیزاس گذراند. او با عکاسان کلاسیک و معاصر آشنا شد و متوجه شد که این رسانه به او امکان گریز از واقعیت را می دهد و او را قادر می سازد تا دنیای درونی خود را بیان کند.

او که در کشوری با بیش از ۱۰۰۰جزیره متولد شد، رابطه نزدیکی با دریا برقرار کرد و احساس می کند که این ارتباط نیروی محرکه عشق او به مناظر دریایی است. آب را می توان در اکثر آثار او یافت، اما هرگز به عنوان موضوع اصلی آنها. بلکه از آب و آسمان به عنوان بوم نقاشی استفاده می کند که سوژه هایش را روی آن قرار می دهد.
جورج به ندرت سعی می کند لحظه را ثبت کند و متوجه می شود که با نادیده گرفتن واقعیت می تواند بینش درونی و احساسات زیربنایی خود را به بهترین شکل منتقل کند. موضوعاتی که حس تنهایی، انزوا و مالیخولیا را منتقل می‌کنند، موضوعات مورد علاقه او هستند، با درختان برهنه در آب، اسکله‌های قدیمی و صخره‌های جالب مضامین تکراری آثار او. خلوص فضا و اندیشه، مناظر وسیع آبی، حس پژواک فضایی و حذف همه عناصر مزاحم، آثار او را به اشیایی با زیبایی ابدی و ذاتی ارتقا می دهد.
او استفاده از سیاه و سفید را یک قدم دور از واقعیت می داند که با افزودن یا حذف بخش هایی از تصویر تسهیل می شود. یکی دیگر از دلایلی که او سیاه و سفید کار می کند این است که او رنگ را منحرف می کند از بلوک های ساختمان اصلی عکاسی: شکل، خطوط، فرم ها و تن ها. او با استفاده از تکنیک نوردهی طولانی، با حذف جزئیات از پس زمینه، حس گذر زمان را معرفی می کند و به این ترتیب سوژه های خود را برجسته می کند.
جورج سعی نمی کند داستان بگوید، بلکه سعی در انتقال احساسات دارد. برای او هدف هنر هرگز مترادف ساختن چیزی با زندگی نبوده، بلکه دستیابی به چیزی با پیچیدگی کاهش یافته است که با این وجود زیباست. خلق هنری که بتواند به بیننده کمک کند تا از سطح واقعیتی که ما هر روز در آن زندگی می کنیم فرار کند و عواطف و احساسات را کشف کند.
مینیمالیسم، هم به عنوان یک جنبش هنری و هم به عنوان فلسفه زندگی، بر آثار او تأثیر گذاشته است. تأثیر عکاسان مینیمالیستی مانند مایکل کنا به وضوح در مناظر دریایی او قابل مشاهده است. از سوی دیگر، عکاسی خیابانی هری کالاهان و جاکومو برونلی، تنها چند مورد، با استفاده گسترده از رنگ‌های تیره که حال و هوای مالیخولیایی آثارشان را برجسته می‌کند، به وضوح در تصاویر شهری او اثری بر جای گذاشته است.
در حال حاضر، او به عنوان یک مربی، آموزش تکنیک‌های عکاسی منظره با نوردهی طولانی به عکاسان از سراسر جهان و سازمان‌دهی کارگاه‌های آموزشی در برخی از جالب‌ترین مکان‌های یونان، مشغول بوده است. او همچنین ستون نویس مجله LEMAG است.
جورج در سال ۲۰۲۰یکی از ۶ عکاسی بود که در مجموعه مستند "شکارچیان ابدیت" برای تلویزیون یونان حضور داشت.
جورج دیگالاکیس مطمئناً یک نام مرجع در عکاسی منظره مینیمالیستی امروزی است. جورج یک عکاس هنرهای زیبا و یک پزشک متخصص بود، اصول مینیمالیسم را به عنوان یک فلسفه زندگی و جهت اصلی در هنر عکاسی خود پذیرفت. مناظر او تحت تأثیر آثار مایکل کنا، ترکیبات شگفت انگیز طبیعت، سوررئال و رویایی است. عکس‌های تمیز و آرامش‌بخش او از عناصر طبیعت، بسیار غیرزمینی و اثیری، نیازهای او را برای هماهنگی، نظم و حس زیبایی‌شناختی برآورده می‌کند. جورج با الهام از خود طبیعت، قصد دارد (و موفق می شود!) فضایی لمس کننده و مالیخولیایی ایجاد کند که بینش درونی و احساسات زیربنایی او را در یک قاب مربع به بهترین شکل منتقل کند.

منتخبی از آثار او ↓↓↓

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
هنرهای تجسمی را در نظر بگیرید. یک آبرنگ ژاپنی با قلم موی «عجولانه»، چهره‌ای بی‌اهمیت را به تصویر می‌کشد که در کنار یک آبشار متلاطم قوز کرده و در حال سقوط از کوهی عظیم است. در نقاشی های کاندینسکی و کلی، خطوط، اشکال و رنگ ها کودکانه، بازیگوش و سبک هستند. پرتره ای از رامبراند انعکاس دهنده و غم انگیز است. رنگ های پرتره ای از ماتیس و منظره ای از ون گوگ وحشی و سرکش هستند. نمونه ها، میله ها، چرخش ها، چکه ها و نوارهای رنگدانه در جکسون پولاک با هم برخورد می کنند . با آثار غیر فیگوراتیو، مانند نوارهای پهن رنگ‌های عمودی یا افقی توسط کلاین، چهره‌شناسی شاید تنها مبنایی برای پاسخ‌گویی باشد.
با این وجود، کاریکاتورها و کاریکاتورهای سیاسی، اغراق آمیز و تحریف شده، به رسمیت شناخته می شوند و با چهره شناسی اهمیت پیدا می کنند. با هنر اپتیکال یا هندسی (که دوشان آن را هنر شبکیه می‌نامد)، اشکال و الگوهای هندسی ثابت به نظر می‌رسد که نبض می‌زنند و می‌لرزند. عناوین، اندازه‌ها، قاب‌ها، محل قرارگیری و نورپردازی نقاشی‌ها از نظر فیزیوگنومیک نیز تلقین‌کننده هستند. حضور یا عدم حضور جمعیت در یک گالری و چیدمان اتاق ها که حرکت بینندگان را هدایت می کند نیز همین طور است.
در عکاسی، بسیاری از عکس‌ها برای یافتن یک عکس منحصر به فرد گرفته می‌شوند، عکسی که به چیزی فراتر از محتوای خاص آن اشاره می‌کند.
فیزیوگنومی عمل تعیین مزاج و شخصیت از ظاهر است. در فرآیند فیزیوگنومیک ، فرد ویژگی های فیزیکی افراد دیگر را مطالعه می کند. با داده های جمع آوری شده، فرد ویژگی های شخصیتی آن فرد را شناسایی می کند. عمل قیافه شناسی از زمان های قدیم وجود داشته است.
چهره خوانی یا فیزیوگنومی، هنر باستانی تجزیه و تحلیل شخصیت افراد بر اساس ویژگی های صورت است. هر ویژگی صورت - مانند چشمان باریک، بینی بزرگ، چانه بلند، ابروهای پرپشت و غیره - معنای روانی دارد.
فیزیوگنومی چارچوبی گسترده و یکپارچه است که در آن می توان هنر، هنرمندان، خلاقیت هنری، مکان های هنر، مخاطبان هنر و تجربه زیبایی شناختی را مطالعه کرد.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_عــــکــــاســــی📸

تمام عکس‌هایم برمحوریت ملاقات‌ها و لحظه‌های ناگهانی عشق — عشق در نگاه اول — هستند. برای انجام چنین نوعی از عکاسی، باید بوم‌تان را پاک کنید تا برای مواجهه‌ها و رخدادهای تصادفی آماده شوید، باید به چنین لحظه‌هایی گشوده و آگاه بود، وگرنه به کلیشه‌ای تبدیل می‌شوند که قبلاً دیده‌ایم و انتظارش را داریم.

#_ادوارد_بوبا‌

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_عــــکــــاســــی📸

#_ایو_آرنولد عکاسی‌ست که مجموعه‌ی بدیعی از تصاویر آیکونیک را در کارنامه‌ی خود به یادگار گذاشته است. از ثبت ژست‌ها و لحظات منحصر‌به‌فرد سلبریتی‌های زن تا عکس‌های با مضمون اجتماعی، عکاسی خیابانی و فتوژورنالیسم. در عکس‌های بهترِ ایو‌ آرنولد (آثار سیاه‌و‌سفید) شاهد چند رویکرد مختلف هستیم: او از سلبریتی‌های زن در موقعیت‌های گوناگونی عکاسی کرد، هنگامی که در رهاترین بودگی خود و آزاد از هرگونه نقش‌آفرینی برای مخاطب، ژستی از خود نشان داده‌اند (خودآگاه و ناخودآگاه) و حالاتی که این ستاره‌های زن خارج از آن شمایل ستاره بودن در قاب قرار گرفته‌اند. عکس‌هایی که این ستارگان را در حالات خصوصی و شمایل شهروندی‌شان نشان می‌دهد. همچنین، عکس‌های ایو‌ آرنولد از مرلین مونرو از باقی آثارش مشهورتر شد: چون مونرو در این عکس‌ها از همیشه رهاتر و زیباتر می‌نماید. مونرو در برابر دوربینِ ایو‌ آرنولد در ژست‌هایش ریلکس و آزاد می‌نماید، چه بخواهد برهنه خوابیدن بر تخت باشد یا لمیدن بر صندلی. در عکس‌های شهری، آرنولد همچون دیگر عکاسان عصر خود عمل کرده: سوژه‌ها در فورگراند و خیره به شهری که بر آن‌ها غالب شده.


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_عــــکــــاســــی📸

#_معرفی_هنرمند

هاردیجانتو بودیمان (Hardijanto Budiman)، با نام مستعار هاردی بودی(Hardi Budi) یک هنرمند تجسمی در جاکارتا ، اندونزی است . او یک عکاس مفهومی معاصر است .
شروع علاقه به عکاسی در حدود سال ۲۰۰۳ بود.
آثار او بیشتر در مورد چگونگی بازنمایی تخیل و احساسات در تصاویر است.
هاردیجانتو بودیمان برنده جوایز بین المللی متعددی است.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_عــــکــــاســــی📸


#_معرفی_هنرمند_عکاس📸


هاردیجانتو بودیمان (Hardijanto Budiman)، با نام مستعار هاردی بودی(Hardi Budi)

جنبه خلاقانه یک عکاسی مفهومی

هاردی بودیمان هنرمند تجسمی اهل اندونزی است که با آثار منحصر به فرد و قابل تأمل خود نامی برای خود دست و پا کرده است.
هنر او ترکیبی از استعاره‌های سوررئال، چشم اندازهای رویایی و پرتره‌های مفهومی است که بینندگان را به سفری در زمین‌های حسی ناشناخته می برد.

آثار بودیمان به شدت تجربی و آوانگارد هستند و در نتیجه نماهای ویرایش شده‌های شبیه نقاشی‌های کوچک معلق در زمان هستند. این تصاویر اغلب مملو از رنگهای غیر واقعی، خطوط ناب و زیبایی شناسی کافکایی هستند آنها حس کنایه و اضطراب را منتقل می‌کنند و اغلب به مسائل اجتماعی می پردازند.

یکی از منابع اصلی الهام برای بودیمان حوزه ورزش است. او از انرژی پویا و احساسات شدید ورزش برای خلق آثار تفکر برانگیز و بسیار احساسی خود الهام می گیرد.
هنر بودیمان نه تنها از نظر بصری قابل توجه است، بلکه عمیقاً معنادار است.
آثار او بینندگان را تشویق می‌کند تا برداشت‌های خود را زیر سوال ببرند و درک خود را از جهان به چالش بکشند. بودیمان از طریق هنر خود قصد دارد ارتباط عاطفی عمیق‌تری با مخاطبانش ایجاد کند و موفقیت او در انجام این کار در پاسخ‌های مثبتی که از هنردوستان در سراسر جهان دریافت کرده مشهود است.

این عکاس خلاق آثارش را مانند سفر زندگی می‌داند! عکس‌های او در مورد بیان تخیل، احساسات و تجربیات زندگی‌اش است.

او می‌گوید : زمانی که نوجوان بودم واقعاً طراحی و نقاشی را دوست داشتم، به همین دلیل از آنجایی که عکاسی را می‌دانم احساس می‌کردم «دنیای گمشده» خود را پیدا کرده‌ام که بیشتر از همه آن را دوست دارم.

او می‌گوید هنر بدون توانایی به فعلیت رساندن ایده ها وجود نخواهد داشت! و من ایده‌هایم را از طریق عکاسی به آثار هنری تبدیل می‌کنم. من آثار هنری خود را "تصاویر داستان خیالی" می نامم. امضای من عکاسی مفهومی معاصر است.
من همچنین هر چیزی را که به هنر سوررئال مرتبط باشد را دوست دارم! به همین دلیل است که بسیاری از آثار من به شدت تحت تأثیر هنر سوررئالیسم قرار گرفته اند.

همچنین در دنیای رنگارنگ اثر بودیمان عکس‌های پر جنب و جوش، گرافیک تلطیف شده این پالت رنگی بودیمان است. در این عکس‌ها به خوبی اشکال هندسی و اشکال صنعتی طراحی شده است که او به طور مرموزی از آنها استفاده کرده است که تکمیل، تضاد و نقطه گذاری می‌کند و گاهی برای مفسران اجتماعی، گاهی به دلایل زیبایی شناختی و گاهی صرفاً برای سرگرمی ‌است.

این هنرمند برنده جوایز بین المللی چندگانه هست! او بیش از ۲۰۰ جایزه را از بسیاری از رویدادهای معتبر عکاسی در سراسر جهان از جمله جوایز عکاسی جهانی سونی، IPA، PX3، TIFA، MIFA و بسیاری دیگر دریافت کرده‌ است . در سال ۲۰۲۰ به عنوان عکاس خلاق سال جوایز عکس بین المللی دریافت کرده است که او را در فهرست تالار مشاهیر سیپا قرار داد.


#_سپیده_نازنینمان

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸


🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚

به هیچ وجه ضرورتی نداشت که نقاشان امپرسیونیست دههٔ ۱۸۷۰ در مورد مدرنیته و شهر مدرن از مارکس یا حتی بودلر چیزی بیاموزند: روشن است که سیالیت، بخارگونگی، ساختار قطعه‌قطعه و ضربه‌قلم‌های آزادانه‌ای که آن‌ها در مناظر شهری خود برای نمایش بدن‌های شهری ازهم‌گسیخته ابداع کردند از ریشه ها و سرچشمه‌های متفاوتی تغذیه می‌شد‌ که بدون شک یکی از آن‌ها سرچشمۀ اولیۀ فرهنگ بصری مدرن، یعنی عکاسی بود. اما باید گفت که نقاشی‌های آن‌ها از چشم‌اندازهای شهری، و عمدتاً پاریسی، در مجموعه‌ای از کیفیات، با دید مارکس و بودلر اشتراک دارند: احساس فقدان ثبات و استواری، پویش و جوششی جبرانی، سازمان‌مندی گاه مرکزگریز و اغلب اتفاقی، و از همه مهمتر این دیدگاه که در شهر مدرن فردِ مُدرک/ پدیدآورنده و ابژه‌ی ادراک در کیفیت قطعه‌قطعه‌گی، به گسترده‌ترین معنای کلمه شامل نوع برش سطح تصویر و نمای ناتمام بدن‌ها با یکدیگر اشتراک دارند.

کتاب بدن تکه تکه شده، لیندا ناکلیناما، ترجمه مجید اخگر

Painting: Place de la Concorde, 1875, Edgar Degas

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شــــرح_فــــرتــــور📸


انگشتر سازمان جاسوسی KGB یک دوربین عکاسی در آن جا سازی شده بود ساخت ۱۹۶۵ میلادی.


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_هـــــــنــــــر 🖼

نمی‌توان به دوران عصر طلایی هالیوود فکر کرد و از جورج‌ هورل نام نبرد. عکاسی که در تبدیل کردن بازیگران هالیوود به ستارگان ایده‌آل نقشی برجسته ایفا کرد. او که عکاس پشت‌صحنه‌ها و عکس‌های تبلیغاتی فیلم‌ها و پرتره‌ی بازیگران بود، در دهه‌ی سی به اوج شهرت رسید. جایگاه او در عکاسی آنقدر والاست که او را بدعت‌گذار چندین سبک نورپردازی می‌دانند که تکنیک بوم‌لایت یکی از آن‌هاست. بازیگران در عکس‌های جورج هورل همچون فیگورهای مقدس، غیراین‌جهانی و ایده‌آل هستند؛ زنان و مردانِ عکس‌های جورج‌ هورل همچون خدایان یونانی می‌مانند. بازیگران در موقعیت‌هایی خلسه‌انگیز، فتیش‌وار، غیراین‌جهانی، اغواگر و قدرت‌مند قرار گرفته‌اند؛ ستارگانی که واقعاً برق می‌زنند و درخشان‌اند؛ بازیگرانی که همچون تندیس‌های گران‌بهای موزه‌ی هنر توسط جورج هورل قالب گرفته‌اند و در نور و تاریکی ما را به جهانی دیگر، جهان عشق و میل و آرزو، رهسپار می‌کنند.

George Hurrell (1904 - 1992)

#_Zartosht

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_عــــکــــاســــی📸


#_ویلیام_یوجین_اسمیت از آن عکاسان همه‌کاره و بزرگی بود. او را می‌توان نمونه‌ای عالی برای ثبت لحظات بزرگِ آنی خطاب کرد. لحظاتی کوتاه و آنی وجود دارند که ناگهان نوعی هم‌پوشانی معنادار میان ابژه‌های زیست هرروزه رخ می‌دهد‌؛ ژست‌های خاص در موقعیت‌های ویژه که فرصت دیدن و ثبت‌شان تنها به اندازه‌ی یک پلک زدن طول می‌کشد و عکاس باید چشمانش تماماً باز و دوربینش کاملاً آماده باشد که آنان را ثبت و حفظ کند. کارنامه هنری اسمیت نیز سرشار از چنین رخدادهای بصری و آنی هستند که برای تاریخ عکاسی مانده‌اند: یک بیرون آمدن از ماشین که پاها فرم می‌آفرینند؛ یک رابطه‌ی معنادار میان فورگراند و بک‌گراند در یک چشم‌بهم‌زدن؛ یک خنده‌ی غریب از چاپلین به شمایل خودش در آینه؛ یک صحنه از استراحت و ملال که به چینش درآمده و غیره. تمام این عکس‌ها ثبت اساسِ لحظات هستند و اگر خصلتی تزئینی در ظاهرشان کسب کرده‌اند، نه از تمهیدات چیدمانی بلکه از مشاهده‌گریِ همیشه خودآگاه از سوی عکاس سرچشمه می‌گیرد که برای‌ ثبت‌شان روزها و ماه‌ها انتظار کشیده است.


William Eugene Smith (1918 - 1978)

#_Zartosht

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity