🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادها_وخاطره_ها
#عبداله_موحد_تک_ستاره_تاریخ_کشتی_جهان
که دیگر مادر گیتی همچون موحد بدنیا نخواهد آورد
در حالیکه الکساندرمدوید اعجوبه روسیه با ۱۱ طلای جهان و المپیک رکورد دار جهان کشتی هست
امافیلا. فدراسیون جهانی کشتی یک کتاب فقط برای عبداله موحد نوشته است
موحد تنها کشتی گیری روی کره ی زمین بوده و هست که چندین #فن را در کشتی اختراع کرد
ومهمتر اینکه تنها کشتی گیری بوده که همیشه قبل از شروع مسابقه نتیجه مسابقه را اعلام میکرده و حتی فن هاییکه در بازی میخواسته اجرا کنه را هم میگفته و در مسابقه همه را انجام میداد
عبداله موحد کارمند دانشگاه *تهران بود و انقلاب که شد بی دلیل و فقط بخاطر اعتبار جهانی اش. حقوقش را قطع کردند و از کار اخراجش کردند
عبداله موحد برای گذران زندگی مجبور به مهاجرت به امریکا شدو در آنجا با کار کردن پمپ بنزینی بعد از چند سال خرید و با حقوق ماهی حدود ۷ هزار دلار زندگی میکرد
کمیته ملی المپیک امریکا متوجه شدند که عبداله موحد در امریکاست
*لذا از او دعوت کردند که جلسه ای با رییس کمیته المپیک و کشتی امریکا داشته باشددرجلسه به عبداله موحد پیشنهاد دادند*
*که سرمربی تیم امریکا بشود با قرارداد ۷ میلیون دلار وحقوق ماهیانه ۱/۰۰۰/۰۰۰ دلار !* فقط برای یکسال
و پاداش قهرمانی ۲/۰۰۰/۰۰۰ دلاری
#پاسخ_عبداله_موحد_جالب_است
(( برای من سخت است که با اموزش فن هایم. کشتی گیران ایران بازنده مسابقه باشند))*
موحد از ۷۰/۰۰۰/۰۰۰ میلیون دلار گذشت و حاضر به زمین خوردن ایران و ایرانی نشد*
موحد ۹ سالی هست که به ایران آمده ممنوع الخروجش کردنداموالش را مصادره و بردندو از همه مهمتر
اجازه تاسیس آکادمی کشتی را به او نمیدهند
می دانید چرا
چون گفت. بوسه زدن فقط زیبنده دست پدر و مادر است و بس
وجلوی ..... سر خم نکرد
و جالبترش مجدداً ورزش امریکا تقاضای همکاری با حقوق بسیار بیشتر را روی میز به او دادهاند
اما عبداله موحد ایران را دوست دارد دربرابر مردانگی و شرف ومیهن دوستی این ابرمرد و بزرگترین قهرمان تاریخ کشتی جهان سرتعظیم فرود میاورم وازاینکه با چنین انسانهای بزرگی هم وطن هستم به ایرانی بودنم میبالم و افتخارمیکنم..
آزاد اندیشان جوانمردانه این پست را تکثیر ونشر میدهند تا ماهیت یک ایرانی شرافتمندوباصفا را بگوش همه هموطنان و جهانیان برسانند .اوست آئینه ای مقابل شما عزیزان بزرگوار
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادها_وخاطره_ها
#عبداله_موحد_تک_ستاره_تاریخ_کشتی_جهان
که دیگر مادر گیتی همچون موحد بدنیا نخواهد آورد
در حالیکه الکساندرمدوید اعجوبه روسیه با ۱۱ طلای جهان و المپیک رکورد دار جهان کشتی هست
امافیلا. فدراسیون جهانی کشتی یک کتاب فقط برای عبداله موحد نوشته است
موحد تنها کشتی گیری روی کره ی زمین بوده و هست که چندین #فن را در کشتی اختراع کرد
ومهمتر اینکه تنها کشتی گیری بوده که همیشه قبل از شروع مسابقه نتیجه مسابقه را اعلام میکرده و حتی فن هاییکه در بازی میخواسته اجرا کنه را هم میگفته و در مسابقه همه را انجام میداد
عبداله موحد کارمند دانشگاه *تهران بود و انقلاب که شد بی دلیل و فقط بخاطر اعتبار جهانی اش. حقوقش را قطع کردند و از کار اخراجش کردند
عبداله موحد برای گذران زندگی مجبور به مهاجرت به امریکا شدو در آنجا با کار کردن پمپ بنزینی بعد از چند سال خرید و با حقوق ماهی حدود ۷ هزار دلار زندگی میکرد
کمیته ملی المپیک امریکا متوجه شدند که عبداله موحد در امریکاست
*لذا از او دعوت کردند که جلسه ای با رییس کمیته المپیک و کشتی امریکا داشته باشددرجلسه به عبداله موحد پیشنهاد دادند*
*که سرمربی تیم امریکا بشود با قرارداد ۷ میلیون دلار وحقوق ماهیانه ۱/۰۰۰/۰۰۰ دلار !* فقط برای یکسال
و پاداش قهرمانی ۲/۰۰۰/۰۰۰ دلاری
#پاسخ_عبداله_موحد_جالب_است
(( برای من سخت است که با اموزش فن هایم. کشتی گیران ایران بازنده مسابقه باشند))*
موحد از ۷۰/۰۰۰/۰۰۰ میلیون دلار گذشت و حاضر به زمین خوردن ایران و ایرانی نشد*
موحد ۹ سالی هست که به ایران آمده ممنوع الخروجش کردنداموالش را مصادره و بردندو از همه مهمتر
اجازه تاسیس آکادمی کشتی را به او نمیدهند
می دانید چرا
چون گفت. بوسه زدن فقط زیبنده دست پدر و مادر است و بس
وجلوی ..... سر خم نکرد
و جالبترش مجدداً ورزش امریکا تقاضای همکاری با حقوق بسیار بیشتر را روی میز به او دادهاند
اما عبداله موحد ایران را دوست دارد دربرابر مردانگی و شرف ومیهن دوستی این ابرمرد و بزرگترین قهرمان تاریخ کشتی جهان سرتعظیم فرود میاورم وازاینکه با چنین انسانهای بزرگی هم وطن هستم به ایرانی بودنم میبالم و افتخارمیکنم..
آزاد اندیشان جوانمردانه این پست را تکثیر ونشر میدهند تا ماهیت یک ایرانی شرافتمندوباصفا را بگوش همه هموطنان و جهانیان برسانند .اوست آئینه ای مقابل شما عزیزان بزرگوار
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
"كسى كه گندم ميكارد راستى مى افشاند"
#پندى_از_اوستای_نازنین
مبلغ چهارتا نون تافتون
مبلغ چهارتا خودکاربیک
مبلغ یک ساندویچ ونوشابه
مبلغ یکروز خرج خانه
مبلغ یک پرس چلو کباب کوبیده با نوشابه
مبلغ دوتا بلیط سینماواسه ی دوتا رفیق اونم دوفیلمه
مبلغ یک دنیا صداقت پاکی مردانگی غیرت
مبلغ یک دنیا لبخند یک دنیا شادی یک دنیا عشق
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
"كسى كه گندم ميكارد راستى مى افشاند"
#پندى_از_اوستای_نازنین
مبلغ چهارتا نون تافتون
مبلغ چهارتا خودکاربیک
مبلغ یک ساندویچ ونوشابه
مبلغ یکروز خرج خانه
مبلغ یک پرس چلو کباب کوبیده با نوشابه
مبلغ دوتا بلیط سینماواسه ی دوتا رفیق اونم دوفیلمه
مبلغ یک دنیا صداقت پاکی مردانگی غیرت
مبلغ یک دنیا لبخند یک دنیا شادی یک دنیا عشق
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🔴#یادمان
۴۲ سال پیش
انور سادات بزرگ مردی که ثابت کرد در دنیای کثیف سیاست هم میشود روی رفاقت و مردانگی حساب کرد......
وقتیکه خبرنگاران ازاو پرسیدند که چرا از پادشاهی که مردمش او را نمیخواهند و رهبران و دوستان سابقش به او پشت کرده اند این چنین شاهانه اسقبال میکنی ؟ انور سادات پاسخ داد که تاریخ درباره این مرد#شاه قضاوت خواهد کرد
#روحشان_شاد_بادشان_گرامی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
۴۲ سال پیش
انور سادات بزرگ مردی که ثابت کرد در دنیای کثیف سیاست هم میشود روی رفاقت و مردانگی حساب کرد......
وقتیکه خبرنگاران ازاو پرسیدند که چرا از پادشاهی که مردمش او را نمیخواهند و رهبران و دوستان سابقش به او پشت کرده اند این چنین شاهانه اسقبال میکنی ؟ انور سادات پاسخ داد که تاریخ درباره این مرد#شاه قضاوت خواهد کرد
#روحشان_شاد_بادشان_گرامی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شرح_عکس
زینب پاشا از زنان قهرمان و حماسه ساز تورک آذربایجانی در اواخر دوره قاجار و به ویژه حادثه امتیاز تنباکو
او با شرکت کردن در نهضت تحریم توتون و تنباکو و نیز گشودن انبارهای محتکران تبریز در زمان قحطی نان، نام خود را در تاریخ جاودانه کرده است
این جملات از اوست:
اگر شما مردان جراُت نداريد، جزای ستم پيشگان را کف دستشان بگذاريد، اگر می ترسيد که دست دزدان وغارتگران را از مال و ناموس و وطن خود کوتاه کنيد، چادر ما زنان را سرتان کنيد و در کنج خانه بنشينيد و دم از مردی و مردانگی نزنيد، ما جای شما با ستمکاران می جنگيم.
شعری به تورکی در وصف زینب پاشا
حوکم ائله دی زينب پاشا
جومله اوناث و فراشا
سيز بازاری باسین داشا
دَگنگی ياغلاییم گليم
پاتاوامی باغلاییم گليم
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#شرح_عکس
زینب پاشا از زنان قهرمان و حماسه ساز تورک آذربایجانی در اواخر دوره قاجار و به ویژه حادثه امتیاز تنباکو
او با شرکت کردن در نهضت تحریم توتون و تنباکو و نیز گشودن انبارهای محتکران تبریز در زمان قحطی نان، نام خود را در تاریخ جاودانه کرده است
این جملات از اوست:
اگر شما مردان جراُت نداريد، جزای ستم پيشگان را کف دستشان بگذاريد، اگر می ترسيد که دست دزدان وغارتگران را از مال و ناموس و وطن خود کوتاه کنيد، چادر ما زنان را سرتان کنيد و در کنج خانه بنشينيد و دم از مردی و مردانگی نزنيد، ما جای شما با ستمکاران می جنگيم.
شعری به تورکی در وصف زینب پاشا
حوکم ائله دی زينب پاشا
جومله اوناث و فراشا
سيز بازاری باسین داشا
دَگنگی ياغلاییم گليم
پاتاوامی باغلاییم گليم
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بخوانیم
#بهرام_ناصری_فرد، میلیاردر ایرانی
بزرگ ترین نخلستان خصوصی جهان در دشتستان برازجان را با بیش از ۲۰۰ هزار نخل، وقف خیریه نموده است. خرماهای این نخلستان در زمان افطار ماه رمضان، در سفره های بوشهری ها به وفور یافت میشود
□او داستان جالبی از زمانی که در فقر زندگی کرده است، بازگو میکند.
میگويد: "من در خانوادهای بسیار فقیر در روستای «شول برازجان» زندگی میکردم به حدی که، هنگامی که از بچههای مدرسه خواستند که برای رفتن به اردو یک راله بیاورند، خانوادهام به رغم گریههای شدید من، از پرداخت آن عاجز ماندند.
●یک روز قبل از اردو، در کلاس به یک سؤال درست جواب دادم و معلم من که برازجانی بود، به عنوان جایزه، به من یک رالو داد و از بچهها خواست برایم کف بزنند. غم و غصه من، تبدیل به شادی شد و به سرعت با همان یک رال در اردوی مدرسه ثبت نام نمودم.
○دوران مدرسه تمام شد و من بزرگ شدم و وارد زندگی و کسب و کار شدم و به فضل پروردگار، ثروت زیادی به دست آوردم و بخشی از آن را وارد اعمال خیریه نمودم. در این زمان به یاد آن «معلم برازجانی» افتادم و با خود فکر میکردم که آیا آن یک ریالی که به من داد، صدقه بود یا جایزه؟
■به جواب این سئوال نرسیدم و با خود گفتم: نیّتش هرچه بود، من را خیلی خوشحال کرد و باعث شد دیگر دانش آموزان هم نفهمند که دلیل واقعی دادن آن یک رالد، چه بود. تصمیم گرفتم که او را پیدا کنم و پس از جستجوی زیاد، او را یافتم در حالی که در زندگی سختی به سر میبرد و قصد داشت که از آن مکان کوچ کند.
□بعد از سلام و احوال پرسی به او گفتم: "استاد عزیز، تو حق بزرگی به گردن من داری". او گفت : "اصلاً به گردن کسی حقی ندارم." من داستان کودکی خود را برایش بازگو نمودم و او به سختی به یاد آورد و خندید و گفت: "لابد آمدهای که آن یک رالم را پس بدهی".
□من گفتم: "آری" و با اصرار زیاد، او را سوار بر ماشین خود نموده و به سمت یکی از ویلاهایم حرکت کردم.
هنگامی که به ویلا رسیدم، به استادم گفتم: "استاد، این ویلا و این ماشین را باید به جزای آن یک رالم، از من قبول کنی و مادام العمر حقوق ماهیانه ای نزد من داری. "استاد خیلی شگفت زده شد و گفت: "اما این خیلی زیاد است."
●من گفتم: "به اندازه آن شادی و سروری که در کودکی در دل من انداختی، نیست". من هنوز هم لذت آن شادی را در درونِ خود احساس میکنم....
○مرد شدن، شاید تصادفی باشد، اما مرد ماندن و مردانگی کردن، کار هر کسی نیست. ﻫﻤﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭ ﺷﻮﻧﺪ... ﻭﻟﯽ ﻫﻤﻪ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﻨﺪ "ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ" ﺷﻮﻧﺪ. ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﯼ ﯾﮏ ﻣﻬﺎﺭت است ﻭ ﺑﺨﺸﻨﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻓﻀﯿﻠﺖ.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#بخوانیم
#بهرام_ناصری_فرد، میلیاردر ایرانی
بزرگ ترین نخلستان خصوصی جهان در دشتستان برازجان را با بیش از ۲۰۰ هزار نخل، وقف خیریه نموده است. خرماهای این نخلستان در زمان افطار ماه رمضان، در سفره های بوشهری ها به وفور یافت میشود
□او داستان جالبی از زمانی که در فقر زندگی کرده است، بازگو میکند.
میگويد: "من در خانوادهای بسیار فقیر در روستای «شول برازجان» زندگی میکردم به حدی که، هنگامی که از بچههای مدرسه خواستند که برای رفتن به اردو یک راله بیاورند، خانوادهام به رغم گریههای شدید من، از پرداخت آن عاجز ماندند.
●یک روز قبل از اردو، در کلاس به یک سؤال درست جواب دادم و معلم من که برازجانی بود، به عنوان جایزه، به من یک رالو داد و از بچهها خواست برایم کف بزنند. غم و غصه من، تبدیل به شادی شد و به سرعت با همان یک رال در اردوی مدرسه ثبت نام نمودم.
○دوران مدرسه تمام شد و من بزرگ شدم و وارد زندگی و کسب و کار شدم و به فضل پروردگار، ثروت زیادی به دست آوردم و بخشی از آن را وارد اعمال خیریه نمودم. در این زمان به یاد آن «معلم برازجانی» افتادم و با خود فکر میکردم که آیا آن یک ریالی که به من داد، صدقه بود یا جایزه؟
■به جواب این سئوال نرسیدم و با خود گفتم: نیّتش هرچه بود، من را خیلی خوشحال کرد و باعث شد دیگر دانش آموزان هم نفهمند که دلیل واقعی دادن آن یک رالد، چه بود. تصمیم گرفتم که او را پیدا کنم و پس از جستجوی زیاد، او را یافتم در حالی که در زندگی سختی به سر میبرد و قصد داشت که از آن مکان کوچ کند.
□بعد از سلام و احوال پرسی به او گفتم: "استاد عزیز، تو حق بزرگی به گردن من داری". او گفت : "اصلاً به گردن کسی حقی ندارم." من داستان کودکی خود را برایش بازگو نمودم و او به سختی به یاد آورد و خندید و گفت: "لابد آمدهای که آن یک رالم را پس بدهی".
□من گفتم: "آری" و با اصرار زیاد، او را سوار بر ماشین خود نموده و به سمت یکی از ویلاهایم حرکت کردم.
هنگامی که به ویلا رسیدم، به استادم گفتم: "استاد، این ویلا و این ماشین را باید به جزای آن یک رالم، از من قبول کنی و مادام العمر حقوق ماهیانه ای نزد من داری. "استاد خیلی شگفت زده شد و گفت: "اما این خیلی زیاد است."
●من گفتم: "به اندازه آن شادی و سروری که در کودکی در دل من انداختی، نیست". من هنوز هم لذت آن شادی را در درونِ خود احساس میکنم....
○مرد شدن، شاید تصادفی باشد، اما مرد ماندن و مردانگی کردن، کار هر کسی نیست. ﻫﻤﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭ ﺷﻮﻧﺪ... ﻭﻟﯽ ﻫﻤﻪ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﻨﺪ "ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ" ﺷﻮﻧﺪ. ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﯼ ﯾﮏ ﻣﻬﺎﺭت است ﻭ ﺑﺨﺸﻨﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻓﻀﯿﻠﺖ.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادداشتهایی_ازسر_دلتنگی
نامه یک #مهربانو به #مهربانوان عزیز ایران
روز مرد نزدیکه.به نظرم اومد، چند جمله ای هم از مردها بگیم...
کلی عکس و متن دیدم اینروزا برای روز مرد... خانمی که کیکی به شکل جوراب درست کرده یا دسته گلی از جوراب... جملاتی مثل جوراب پاره هاتو تحمل کن روز مرد نزدیکه همسرم. در ظاهر شاید تمام اینا شوخی به نظر برسن اما...
توی این زمونه مرد بودن جرات میخواد. واقعا مردانگی میخواد که برای رفاه حال زن و بچه صبح زود بزنی بیرون و تو تاریکیه شب برگردی... مردهای این دوره جوانی و زندگی کردن رو فراموش کردند، فشار مخارج و مسئولیت زندگی، بی سر و صدا دونه دونه موهای تیره شون رو سفید میکنه...
راستی خانما، تا حالا همسراتون از آرزوهاشون براتون گفتن؟
بی انصافیه که اینهمه گذشت و مظلومیت و تلاش مردها رو نبینیم.
بانو....! گاهی نگاهی به دستهای همسرت بنداز... و به خطوطی که در اطراف چشم ها و پیشونی همسرت داره عمیق میشه... گاهی به جای اینکه تو آغازکننده باشی، سکوت کن و اجازه بده که لحظاتی او هم گوینده باشه و از خودش بگه...
بانو..! گاهی عکسهاشو از جوانی تا الان کنار هم بچین و باور کن فقط تو جوانیتو توی این خونه نذاشتی...
مرتب تلاششو در ترازو قرار نده و باعرضه بودن و نبودنش رو با کمتر و بیشتر داشتن دارائیهاش قیاس نکن...
سعیش رو ببین... و تغییراتشو بخاطر تو و زندگی مشاهده کن...
موهای سفیدش را ببین...
بانو! باور کن جهان هرگز به صلح نمیرسه اگر ما غرق مظلومیت خودمون باشیم...
تربیت کامل نمیشه، اگر یاد نگیریم که تمسخر مردان و زنان، در حقیقت تمسخر بخش مهمی از خودمونه...
کاش یاد بگیریم بزرگ کردن و بزرگ دیدن همسرمونو... پدری کردن هاش رو... از بزرگیش برای بچه هامون بگیم
کاش به جای هدیه دادنها و گرفتن ها، زمانی رو صرف شنیدن بدون قضاوت کنیم.
اصلا فکر کردیم که چرا اینهمه هدیه که این روزا رد و بدل میشه، ولی نتونسته عشق رو در جامعه بیشتر کنه؟
بانو جان بیا امسال کنار هر هدیه ای که برای همسرت گرفتی، توی یه برگ کاغذ حداقل 20 تا ویژگی همسرت رو هم بنویس و ازش بخاطر این ویژگی هاش تشکر کن... (اون رو هم ضمیمه ی هدیه ات کن)
مطمئن باش نتایج شگفت آوری در وجود خودت و او خواهی دید...
یادمون باشه بین ما، سپاسگزاری و مشاهده همه جانبه ی افراد خیلی کم شده...
و نوشته ی تو سپاسگزاری بزرگی خواهد بود برای جهان و جهانیان
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادداشتهایی_ازسر_دلتنگی
نامه یک #مهربانو به #مهربانوان عزیز ایران
روز مرد نزدیکه.به نظرم اومد، چند جمله ای هم از مردها بگیم...
کلی عکس و متن دیدم اینروزا برای روز مرد... خانمی که کیکی به شکل جوراب درست کرده یا دسته گلی از جوراب... جملاتی مثل جوراب پاره هاتو تحمل کن روز مرد نزدیکه همسرم. در ظاهر شاید تمام اینا شوخی به نظر برسن اما...
توی این زمونه مرد بودن جرات میخواد. واقعا مردانگی میخواد که برای رفاه حال زن و بچه صبح زود بزنی بیرون و تو تاریکیه شب برگردی... مردهای این دوره جوانی و زندگی کردن رو فراموش کردند، فشار مخارج و مسئولیت زندگی، بی سر و صدا دونه دونه موهای تیره شون رو سفید میکنه...
راستی خانما، تا حالا همسراتون از آرزوهاشون براتون گفتن؟
بی انصافیه که اینهمه گذشت و مظلومیت و تلاش مردها رو نبینیم.
بانو....! گاهی نگاهی به دستهای همسرت بنداز... و به خطوطی که در اطراف چشم ها و پیشونی همسرت داره عمیق میشه... گاهی به جای اینکه تو آغازکننده باشی، سکوت کن و اجازه بده که لحظاتی او هم گوینده باشه و از خودش بگه...
بانو..! گاهی عکسهاشو از جوانی تا الان کنار هم بچین و باور کن فقط تو جوانیتو توی این خونه نذاشتی...
مرتب تلاششو در ترازو قرار نده و باعرضه بودن و نبودنش رو با کمتر و بیشتر داشتن دارائیهاش قیاس نکن...
سعیش رو ببین... و تغییراتشو بخاطر تو و زندگی مشاهده کن...
موهای سفیدش را ببین...
بانو! باور کن جهان هرگز به صلح نمیرسه اگر ما غرق مظلومیت خودمون باشیم...
تربیت کامل نمیشه، اگر یاد نگیریم که تمسخر مردان و زنان، در حقیقت تمسخر بخش مهمی از خودمونه...
کاش یاد بگیریم بزرگ کردن و بزرگ دیدن همسرمونو... پدری کردن هاش رو... از بزرگیش برای بچه هامون بگیم
کاش به جای هدیه دادنها و گرفتن ها، زمانی رو صرف شنیدن بدون قضاوت کنیم.
اصلا فکر کردیم که چرا اینهمه هدیه که این روزا رد و بدل میشه، ولی نتونسته عشق رو در جامعه بیشتر کنه؟
بانو جان بیا امسال کنار هر هدیه ای که برای همسرت گرفتی، توی یه برگ کاغذ حداقل 20 تا ویژگی همسرت رو هم بنویس و ازش بخاطر این ویژگی هاش تشکر کن... (اون رو هم ضمیمه ی هدیه ات کن)
مطمئن باش نتایج شگفت آوری در وجود خودت و او خواهی دید...
یادمون باشه بین ما، سپاسگزاری و مشاهده همه جانبه ی افراد خیلی کم شده...
و نوشته ی تو سپاسگزاری بزرگی خواهد بود برای جهان و جهانیان
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادداشتهایی_ازسر_دلتنگی
#رفیق_قرن_یادت_گرامی
میگن در سالروز تولد بزرگترین رفیق قرن
بدانیم که قرار بر این بود قطب زاده شاه را در استادیوم امجدیه تهران درون قفس بگذارد، بعد از اینکه دور تهران او و خاندان سلطنتی را چرخاند و مردم به آنها سنگ زدند و آشغال پرت کردند، او را به استادیوم امجدیه برگردانند و با حکم خلخالی شاه را اعدام کنند
در آخرین لحظه و با نمک شناسی انورسادات که جانش را هم بر سر آن نهاد نقشه به ظاهر انقلابیون ما نقش بر آب شد
اگر چه قطب زاده به سزای افکار و نیات پلید خود و همفکرانش رسید و به دست همان ها اعدام شد
اما خدا به مردم لطف نمود که در این وادی آزموده نشوند. که اگر این آزمون انجام میشد همه ما با پیروزی در این آزمون، سر افکنده همیشه تاریخ میشدیم*
اماانور سادات کسی بود که به جامعه بشریت ثابت کرد که دوست واقعی در این دنیا هنوز وجود دارد
وقتی پنج کشور قدرتمند جهان تصمیم گرفته بودند شاه را از میان بردارند تا دیگر کسی مدافع جدی منافع ملت ایران نباشد
در زمان معامله صادق قطب زاده با آمریکایی ها برای تحویل شاه به خلخالی، انور* *سادات رئیس جمهور وقت مصر که هم از دوستان شاه بود هم فامیل قدیم او بلافاصله دخالت و میانجگری کرد و اجازه نداد که شاه بدست خلخالی بیافتد*
اگر چه ممکن بود تصمیمش برای او و کشورش گران تمام شود
اما دوستی او با شاه فقید و انسانیتش اجازه نداد در زمانی که انسانیت در دنیا به نقطه صفر خود رسیده بود و در زمانی که کشته و معلول شدن حدود یک میلیون ایرانی بعدها در جنگ تحمیلی با عراق کلید خورده بود، کثیف ترین دستان روزگار طناب دار را بر گردن شاه ایران بیاندازد
زمانی هم که شاه راهی مصر بود، هواپیمای او برای 2 ساعت متوقف شد تا قطب زاده بتواند با آمریکایی ها بر سر شاه معامله کند.
اما انور سادات به جیمی کارتر رئیس جمهوری آمریکا زنگ زد و گفت:
من شاه ایران را در کشورم میخواهم و همین حالا هم میخواهم
و سپس هواپیمای شاه سمت مصر حرکت کرد و شاه در مصر آرام گرفت
شایسته است سالروز تولد رئیس جمهور مصر
#انور_سادات را در تقویم جهان روز دوستی نامید
#روز_مردانگی
#روز_شرافت
#روز_انسان_واقعی
#روز_معرفت_ومرام
#روحش_شاد که نگذاشت این ننگ به تاریخ ایران و ایرانی وصله بشه و پشیمانی ملت صد چندانی که هست باشه
و البته چه درد ناک است که نام قاتل انور سادات امروز روی خیابانیست در تهران که سفارت مصر در آن واقع است
تروریست خالد استانبولی
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادداشتهایی_ازسر_دلتنگی
#رفیق_قرن_یادت_گرامی
میگن در سالروز تولد بزرگترین رفیق قرن
بدانیم که قرار بر این بود قطب زاده شاه را در استادیوم امجدیه تهران درون قفس بگذارد، بعد از اینکه دور تهران او و خاندان سلطنتی را چرخاند و مردم به آنها سنگ زدند و آشغال پرت کردند، او را به استادیوم امجدیه برگردانند و با حکم خلخالی شاه را اعدام کنند
در آخرین لحظه و با نمک شناسی انورسادات که جانش را هم بر سر آن نهاد نقشه به ظاهر انقلابیون ما نقش بر آب شد
اگر چه قطب زاده به سزای افکار و نیات پلید خود و همفکرانش رسید و به دست همان ها اعدام شد
اما خدا به مردم لطف نمود که در این وادی آزموده نشوند. که اگر این آزمون انجام میشد همه ما با پیروزی در این آزمون، سر افکنده همیشه تاریخ میشدیم*
اماانور سادات کسی بود که به جامعه بشریت ثابت کرد که دوست واقعی در این دنیا هنوز وجود دارد
وقتی پنج کشور قدرتمند جهان تصمیم گرفته بودند شاه را از میان بردارند تا دیگر کسی مدافع جدی منافع ملت ایران نباشد
در زمان معامله صادق قطب زاده با آمریکایی ها برای تحویل شاه به خلخالی، انور* *سادات رئیس جمهور وقت مصر که هم از دوستان شاه بود هم فامیل قدیم او بلافاصله دخالت و میانجگری کرد و اجازه نداد که شاه بدست خلخالی بیافتد*
اگر چه ممکن بود تصمیمش برای او و کشورش گران تمام شود
اما دوستی او با شاه فقید و انسانیتش اجازه نداد در زمانی که انسانیت در دنیا به نقطه صفر خود رسیده بود و در زمانی که کشته و معلول شدن حدود یک میلیون ایرانی بعدها در جنگ تحمیلی با عراق کلید خورده بود، کثیف ترین دستان روزگار طناب دار را بر گردن شاه ایران بیاندازد
زمانی هم که شاه راهی مصر بود، هواپیمای او برای 2 ساعت متوقف شد تا قطب زاده بتواند با آمریکایی ها بر سر شاه معامله کند.
اما انور سادات به جیمی کارتر رئیس جمهوری آمریکا زنگ زد و گفت:
من شاه ایران را در کشورم میخواهم و همین حالا هم میخواهم
و سپس هواپیمای شاه سمت مصر حرکت کرد و شاه در مصر آرام گرفت
شایسته است سالروز تولد رئیس جمهور مصر
#انور_سادات را در تقویم جهان روز دوستی نامید
#روز_مردانگی
#روز_شرافت
#روز_انسان_واقعی
#روز_معرفت_ومرام
#روحش_شاد که نگذاشت این ننگ به تاریخ ایران و ایرانی وصله بشه و پشیمانی ملت صد چندانی که هست باشه
و البته چه درد ناک است که نام قاتل انور سادات امروز روی خیابانیست در تهران که سفارت مصر در آن واقع است
تروریست خالد استانبولی
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#رسمش_این_نیست
✍️#رضا_طالب
جماعتی که سه روز پیش از مهرجویی یک بُت ساختند حالا ظرف ِ سه روز ، دقت بفرمائید فقط و فقط سه روز دارند همان بُتی را که ساخته اند می شکنند و لجن مالش می کنند ! چرا ؟ چون برای ایشان مهرجویی ِ مطلوب یا باید در حال فریاد زدن باشد یا از شدت خشم دق کند و بمیرد ! اصلاً مگر قرار بود از مهرجویی رهبر یک جنبش اعتراضی ، سردسته معترضین یا یک شخصیت ِ معترض سیاسی دربیاید ؟ او یک هنرمند بزرگ پیشکسوت بود و هست که فقط و فقط از آن همه داد و فریاد دنبال ِنمایش اثرش بود ، همین ! این رسمش نیست که یکی را یک شبه قهرمان می کنیم و فردایش او را به بدترین نحو ممکن ویران می کنیم ؛ اصلاً چرا باید به هر قیمتی دنبال ِ ساختن یک قهرمان باشیم ؟ به روزمان چه آمده که وقتی او صرفا بابت گرفتن پروانه نمایش فیلمش خرسند است ما خشمگین می شویم چون فقط در تنور ِ خشمش نان ِ ما پخته می شود ؟ دوستان ِ عزیزم بیائیم به هر قیمتِ ممکن دنبال ِ درست کردن یک قهرمان نباشیم ! بیائید آرام تر باشیم ، منطقی تر فکر کنیم همه می دانیم مهرجویی در ویدئوی دوم جلوی دوربین چه کسانی نشست و اشتباه بزرگی کرد ولی ما هم کمی شفقت داشته باشیم تا این اندازه بی رحم و اسیر امواج رسانه ها نباشیم ؛ یادمان نرود این آدم خالق ِ اجاره نشین ها ، دایره مینا ، هامون ، لیلا ، درخت گلابی و مهمان مامان ... است او کم به گردن ِ این سینما حق ندارد . خواهشاً به همین راحتی تحقیرش نکنیم . کمی عدالت بورزیم و رحم و مردانگی داشته باشیم . به خدا رسمش این نیست .
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#رسمش_این_نیست
✍️#رضا_طالب
جماعتی که سه روز پیش از مهرجویی یک بُت ساختند حالا ظرف ِ سه روز ، دقت بفرمائید فقط و فقط سه روز دارند همان بُتی را که ساخته اند می شکنند و لجن مالش می کنند ! چرا ؟ چون برای ایشان مهرجویی ِ مطلوب یا باید در حال فریاد زدن باشد یا از شدت خشم دق کند و بمیرد ! اصلاً مگر قرار بود از مهرجویی رهبر یک جنبش اعتراضی ، سردسته معترضین یا یک شخصیت ِ معترض سیاسی دربیاید ؟ او یک هنرمند بزرگ پیشکسوت بود و هست که فقط و فقط از آن همه داد و فریاد دنبال ِنمایش اثرش بود ، همین ! این رسمش نیست که یکی را یک شبه قهرمان می کنیم و فردایش او را به بدترین نحو ممکن ویران می کنیم ؛ اصلاً چرا باید به هر قیمتی دنبال ِ ساختن یک قهرمان باشیم ؟ به روزمان چه آمده که وقتی او صرفا بابت گرفتن پروانه نمایش فیلمش خرسند است ما خشمگین می شویم چون فقط در تنور ِ خشمش نان ِ ما پخته می شود ؟ دوستان ِ عزیزم بیائیم به هر قیمتِ ممکن دنبال ِ درست کردن یک قهرمان نباشیم ! بیائید آرام تر باشیم ، منطقی تر فکر کنیم همه می دانیم مهرجویی در ویدئوی دوم جلوی دوربین چه کسانی نشست و اشتباه بزرگی کرد ولی ما هم کمی شفقت داشته باشیم تا این اندازه بی رحم و اسیر امواج رسانه ها نباشیم ؛ یادمان نرود این آدم خالق ِ اجاره نشین ها ، دایره مینا ، هامون ، لیلا ، درخت گلابی و مهمان مامان ... است او کم به گردن ِ این سینما حق ندارد . خواهشاً به همین راحتی تحقیرش نکنیم . کمی عدالت بورزیم و رحم و مردانگی داشته باشیم . به خدا رسمش این نیست .
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تلنگر
💥از نظر اسلام و مسلمین، همانگونه که به صراحت در قرآن به آن اشاره شده، مردان برتر از زنان هستند(آیه ۲۲۸ سوره بقره) و زن بودن باعث تحقیر و زن شدن مردی، باعث تنزل و بیآبرویی آن مرد میشود!
🔴ضمن اینکه از نظر مسلمانان، مرد بودن، صرفا به داشتن آلت تناسلی خلاصه میشود، در حالیکه نامردترین نرهای دنیا هم آنرا دارند و مردی و مردانگی یک صفت است که متاسفانه در جهان امروز، بسیار کمیاب شده.
📌برای همین هم در اسلام، این داستانهای خیالی را به هم میبافند، تا مرد مسلمان را بترسانند و افسارش را در جهتی که دلشان میخواهد همچنان نگهدارند👌
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#تلنگر
💥از نظر اسلام و مسلمین، همانگونه که به صراحت در قرآن به آن اشاره شده، مردان برتر از زنان هستند(آیه ۲۲۸ سوره بقره) و زن بودن باعث تحقیر و زن شدن مردی، باعث تنزل و بیآبرویی آن مرد میشود!
🔴ضمن اینکه از نظر مسلمانان، مرد بودن، صرفا به داشتن آلت تناسلی خلاصه میشود، در حالیکه نامردترین نرهای دنیا هم آنرا دارند و مردی و مردانگی یک صفت است که متاسفانه در جهان امروز، بسیار کمیاب شده.
📌برای همین هم در اسلام، این داستانهای خیالی را به هم میبافند، تا مرد مسلمان را بترسانند و افسارش را در جهتی که دلشان میخواهد همچنان نگهدارند👌
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#دانش_و_اندیشه
#جامعهشناسی
▪️عنوان: #زبان_جنسیت_زده
▪️نویسنده: #فرزانه_راجی
ابراز خشم توجیهکننده شعارهای در اصل زنستیزانه نیست
□ شعارهایی چون «سبزی پلو با ماهی....» به هیچ رو زیبنده جنبشی نیست که شعار محوری آن «زن، زندگی، آزادی» است.
□ این روزها در میدانهای مبارزه، بر دیوارهای شهر، در رسانهها و... شاهد «شعار»هایی هستیم که هر انسان آزادیخواه، برابریطلب و مترقی را مشمئز میکنند: «سبزی پلو با ماهی....»، «نه اینوری نه اونوری...»، «توپ، تانک، نفربر....» و...
□ برخی از دیوارهای شهر فقط تجلیگاه فرهنگی مردسالارانه و جنسیتزده شدهاند، گویی هدف تحقیر بدن زنان و ایضا مردان است و مخالفان این فرهنگ و روش مردسالارانه و جنسیتی مجبورند به جای نوشتن و نقش شعارهای آزادیخواهانه، ضدتبعیض، مترقی و هدفمند خود بر دیوارها رنگ و وقت خود را خرج محو کردن این الفاظ رکیک و زننده کنند که تن و بدن زنان و مردان را به سخره میگیرد، خرج فحاشیهایی بکنند که به عنوان شعار ساخته شدهاند.
□ اینها الفاظی رکیک، بیمحتوا و عمدتا مردسالارانه، زنستیزانه، جنسیتی، یا بهطور کلی «سالارانه»اند که حتی نمیتوان آنها را در مقوله هجو و هزل هم ردهبندی کرد.
□ فلسفهی شعار در واقع تبلیغ و ترویج آرمان، خواسته، هدف، تاکتیک و یا استراتژی یک جنبش در کوتاهترین شکل ممکن است. بدیهی است که این شعار برای جلب مخاطبان باید آهنگین هم باشد اما هر بیت و مصرع کوتاه و آهنگینی شعار نیست. تبلیغ وقاحت، فحاشی، پردهدری، به سخره گرفتن آرمانها، مطالبات و انسانها و... با تبلیغ انقلابیگری و قهرانقلابی بسیار تفاوت دارد. این گونه «شعار»ها لزوما بیانگر خشم، ناشی از آن و ناگزیر نیستند بلکه فقط از کسانی برمیآید که حتی در خوشی و شادی هم اکثر شوخیها و لطیفههایش جنسیتی (تحقیر تن زنان و مردان) و یا تحقیر و تمسخر ملیتها، قومیتها و اقلیتهاست.
□ کسانی که این «شعار»ها را میدهند دو دستهاند:
□ اول آنانی که عامدانه تلاش دارند زنان و دختران را با تحقیر و تمسخر از این خیزش که رنگ و محتوای زنانه دارد حذف کنند، چرا که احساس میکنند انقلابی که با نام زنان شروع شده توهین به «مردانگی» آنهاست و یا با منافع طبقاتی و گروهی آنها در تضاد است.
□ و دوم آنانی هستند که بنا بر فرهنگ مردسالارانه و سالارانهای که در آن رشد کردهاند برای ابراز خشم به تحقیرهای جنسیتی، قومیتی، ملیتی و... میپردازند، همچون کسانی که هر روز در دعواهای توی ترافیک به جای مخاطب قرار دادن طرف دعوایشان مادر و خواهر او را تحقیر میکنند.
□ این دسته چه بسا ناخودآگاه و نادانسته و از روی «خشم» همان روالی را پیش گرفتهاند که همواره و در طول زندگی به هنگام خشم پیش میگرفتهاند. اما اگر میخواهیم با انقلاب پیشرو همراه شویم باید این رخت را از تن به در کنیم.
□ نمیتوان شعار «زن، زندگی، آزادی» داد و باز به سبک و سیاق مردسالارانه و زنستیزانه رفتار کرد. نمیتوان با شعارهای مردسالارانه برعلیه مردسالاری مبارزه کرد، این نقض غرض است، برای آزادیخواه، برابری طلب و فمینیست بودن باید انسانی دیگر شویم.
#زن_زندگی_آزادی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#دانش_و_اندیشه
#جامعهشناسی
▪️عنوان: #زبان_جنسیت_زده
▪️نویسنده: #فرزانه_راجی
ابراز خشم توجیهکننده شعارهای در اصل زنستیزانه نیست
□ شعارهایی چون «سبزی پلو با ماهی....» به هیچ رو زیبنده جنبشی نیست که شعار محوری آن «زن، زندگی، آزادی» است.
□ این روزها در میدانهای مبارزه، بر دیوارهای شهر، در رسانهها و... شاهد «شعار»هایی هستیم که هر انسان آزادیخواه، برابریطلب و مترقی را مشمئز میکنند: «سبزی پلو با ماهی....»، «نه اینوری نه اونوری...»، «توپ، تانک، نفربر....» و...
□ برخی از دیوارهای شهر فقط تجلیگاه فرهنگی مردسالارانه و جنسیتزده شدهاند، گویی هدف تحقیر بدن زنان و ایضا مردان است و مخالفان این فرهنگ و روش مردسالارانه و جنسیتی مجبورند به جای نوشتن و نقش شعارهای آزادیخواهانه، ضدتبعیض، مترقی و هدفمند خود بر دیوارها رنگ و وقت خود را خرج محو کردن این الفاظ رکیک و زننده کنند که تن و بدن زنان و مردان را به سخره میگیرد، خرج فحاشیهایی بکنند که به عنوان شعار ساخته شدهاند.
□ اینها الفاظی رکیک، بیمحتوا و عمدتا مردسالارانه، زنستیزانه، جنسیتی، یا بهطور کلی «سالارانه»اند که حتی نمیتوان آنها را در مقوله هجو و هزل هم ردهبندی کرد.
□ فلسفهی شعار در واقع تبلیغ و ترویج آرمان، خواسته، هدف، تاکتیک و یا استراتژی یک جنبش در کوتاهترین شکل ممکن است. بدیهی است که این شعار برای جلب مخاطبان باید آهنگین هم باشد اما هر بیت و مصرع کوتاه و آهنگینی شعار نیست. تبلیغ وقاحت، فحاشی، پردهدری، به سخره گرفتن آرمانها، مطالبات و انسانها و... با تبلیغ انقلابیگری و قهرانقلابی بسیار تفاوت دارد. این گونه «شعار»ها لزوما بیانگر خشم، ناشی از آن و ناگزیر نیستند بلکه فقط از کسانی برمیآید که حتی در خوشی و شادی هم اکثر شوخیها و لطیفههایش جنسیتی (تحقیر تن زنان و مردان) و یا تحقیر و تمسخر ملیتها، قومیتها و اقلیتهاست.
□ کسانی که این «شعار»ها را میدهند دو دستهاند:
□ اول آنانی که عامدانه تلاش دارند زنان و دختران را با تحقیر و تمسخر از این خیزش که رنگ و محتوای زنانه دارد حذف کنند، چرا که احساس میکنند انقلابی که با نام زنان شروع شده توهین به «مردانگی» آنهاست و یا با منافع طبقاتی و گروهی آنها در تضاد است.
□ و دوم آنانی هستند که بنا بر فرهنگ مردسالارانه و سالارانهای که در آن رشد کردهاند برای ابراز خشم به تحقیرهای جنسیتی، قومیتی، ملیتی و... میپردازند، همچون کسانی که هر روز در دعواهای توی ترافیک به جای مخاطب قرار دادن طرف دعوایشان مادر و خواهر او را تحقیر میکنند.
□ این دسته چه بسا ناخودآگاه و نادانسته و از روی «خشم» همان روالی را پیش گرفتهاند که همواره و در طول زندگی به هنگام خشم پیش میگرفتهاند. اما اگر میخواهیم با انقلاب پیشرو همراه شویم باید این رخت را از تن به در کنیم.
□ نمیتوان شعار «زن، زندگی، آزادی» داد و باز به سبک و سیاق مردسالارانه و زنستیزانه رفتار کرد. نمیتوان با شعارهای مردسالارانه برعلیه مردسالاری مبارزه کرد، این نقض غرض است، برای آزادیخواه، برابری طلب و فمینیست بودن باید انسانی دیگر شویم.
#زن_زندگی_آزادی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#دانش_و_اندیشه
#جامعهشناسی
▪️عنوان: #زبان_جنسیت_زده
▪️نویسنده: #فرزانه_راجی
ابراز خشم توجیهکننده شعارهای در اصل زنستیزانه نیست
□ شعارهایی چون «سبزی پلو با ماهی....» به هیچ رو زیبنده جنبشی نیست که شعار محوری آن «زن، زندگی، آزادی» است.
□ این روزها در میدانهای مبارزه، بر دیوارهای شهر، در رسانهها و... شاهد «شعار»هایی هستیم که هر انسان آزادیخواه، برابریطلب و مترقی را مشمئز میکنند: «سبزی پلو با ماهی....»، «نه اینوری نه اونوری...»، «توپ، تانک، نفربر....» و...
□ برخی از دیوارهای شهر فقط تجلیگاه فرهنگی مردسالارانه و جنسیتزده شدهاند، گویی هدف تحقیر بدن زنان و ایضا مردان است و مخالفان این فرهنگ و روش مردسالارانه و جنسیتی مجبورند به جای نوشتن و نقش شعارهای آزادیخواهانه، ضدتبعیض، مترقی و هدفمند خود بر دیوارها رنگ و وقت خود را خرج محو کردن این الفاظ رکیک و زننده کنند که تن و بدن زنان و مردان را به سخره میگیرد، خرج فحاشیهایی بکنند که به عنوان شعار ساخته شدهاند.
□ اینها الفاظی رکیک، بیمحتوا و عمدتا مردسالارانه، زنستیزانه، جنسیتی، یا بهطور کلی «سالارانه»اند که حتی نمیتوان آنها را در مقوله هجو و هزل هم ردهبندی کرد.
□ فلسفهی شعار در واقع تبلیغ و ترویج آرمان، خواسته، هدف، تاکتیک و یا استراتژی یک جنبش در کوتاهترین شکل ممکن است. بدیهی است که این شعار برای جلب مخاطبان باید آهنگین هم باشد اما هر بیت و مصرع کوتاه و آهنگینی شعار نیست. تبلیغ وقاحت، فحاشی، پردهدری، به سخره گرفتن آرمانها، مطالبات و انسانها و... با تبلیغ انقلابیگری و قهرانقلابی بسیار تفاوت دارد. این گونه «شعار»ها لزوما بیانگر خشم، ناشی از آن و ناگزیر نیستند بلکه فقط از کسانی برمیآید که حتی در خوشی و شادی هم اکثر شوخیها و لطیفههایش جنسیتی (تحقیر تن زنان و مردان) و یا تحقیر و تمسخر ملیتها، قومیتها و اقلیتهاست.
□ کسانی که این «شعار»ها را میدهند دو دستهاند:
□ اول آنانی که عامدانه تلاش دارند زنان و دختران را با تحقیر و تمسخر از این خیزش که رنگ و محتوای زنانه دارد حذف کنند، چرا که احساس میکنند انقلابی که با نام زنان شروع شده توهین به «مردانگی» آنهاست و یا با منافع طبقاتی و گروهی آنها در تضاد است.
□ و دوم آنانی هستند که بنا بر فرهنگ مردسالارانه و سالارانهای که در آن رشد کردهاند برای ابراز خشم به تحقیرهای جنسیتی، قومیتی، ملیتی و... میپردازند، همچون کسانی که هر روز در دعواهای توی ترافیک به جای مخاطب قرار دادن طرف دعوایشان مادر و خواهر او را تحقیر میکنند.
□ این دسته چه بسا ناخودآگاه و نادانسته و از روی «خشم» همان روالی را پیش گرفتهاند که همواره و در طول زندگی به هنگام خشم پیش میگرفتهاند. اما اگر میخواهیم با انقلاب پیشرو همراه شویم باید این رخت را از تن به در کنیم.
□ نمیتوان شعار «زن، زندگی، آزادی» داد و باز به سبک و سیاق مردسالارانه و زنستیزانه رفتار کرد. نمیتوان با شعارهای مردسالارانه برعلیه مردسالاری مبارزه کرد، این نقض غرض است، برای آزادیخواه، برابری طلب و فمینیست بودن باید انسانی دیگر شویم.
#زن_زندگی_آزادی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#دانش_و_اندیشه
#جامعهشناسی
▪️عنوان: #زبان_جنسیت_زده
▪️نویسنده: #فرزانه_راجی
ابراز خشم توجیهکننده شعارهای در اصل زنستیزانه نیست
□ شعارهایی چون «سبزی پلو با ماهی....» به هیچ رو زیبنده جنبشی نیست که شعار محوری آن «زن، زندگی، آزادی» است.
□ این روزها در میدانهای مبارزه، بر دیوارهای شهر، در رسانهها و... شاهد «شعار»هایی هستیم که هر انسان آزادیخواه، برابریطلب و مترقی را مشمئز میکنند: «سبزی پلو با ماهی....»، «نه اینوری نه اونوری...»، «توپ، تانک، نفربر....» و...
□ برخی از دیوارهای شهر فقط تجلیگاه فرهنگی مردسالارانه و جنسیتزده شدهاند، گویی هدف تحقیر بدن زنان و ایضا مردان است و مخالفان این فرهنگ و روش مردسالارانه و جنسیتی مجبورند به جای نوشتن و نقش شعارهای آزادیخواهانه، ضدتبعیض، مترقی و هدفمند خود بر دیوارها رنگ و وقت خود را خرج محو کردن این الفاظ رکیک و زننده کنند که تن و بدن زنان و مردان را به سخره میگیرد، خرج فحاشیهایی بکنند که به عنوان شعار ساخته شدهاند.
□ اینها الفاظی رکیک، بیمحتوا و عمدتا مردسالارانه، زنستیزانه، جنسیتی، یا بهطور کلی «سالارانه»اند که حتی نمیتوان آنها را در مقوله هجو و هزل هم ردهبندی کرد.
□ فلسفهی شعار در واقع تبلیغ و ترویج آرمان، خواسته، هدف، تاکتیک و یا استراتژی یک جنبش در کوتاهترین شکل ممکن است. بدیهی است که این شعار برای جلب مخاطبان باید آهنگین هم باشد اما هر بیت و مصرع کوتاه و آهنگینی شعار نیست. تبلیغ وقاحت، فحاشی، پردهدری، به سخره گرفتن آرمانها، مطالبات و انسانها و... با تبلیغ انقلابیگری و قهرانقلابی بسیار تفاوت دارد. این گونه «شعار»ها لزوما بیانگر خشم، ناشی از آن و ناگزیر نیستند بلکه فقط از کسانی برمیآید که حتی در خوشی و شادی هم اکثر شوخیها و لطیفههایش جنسیتی (تحقیر تن زنان و مردان) و یا تحقیر و تمسخر ملیتها، قومیتها و اقلیتهاست.
□ کسانی که این «شعار»ها را میدهند دو دستهاند:
□ اول آنانی که عامدانه تلاش دارند زنان و دختران را با تحقیر و تمسخر از این خیزش که رنگ و محتوای زنانه دارد حذف کنند، چرا که احساس میکنند انقلابی که با نام زنان شروع شده توهین به «مردانگی» آنهاست و یا با منافع طبقاتی و گروهی آنها در تضاد است.
□ و دوم آنانی هستند که بنا بر فرهنگ مردسالارانه و سالارانهای که در آن رشد کردهاند برای ابراز خشم به تحقیرهای جنسیتی، قومیتی، ملیتی و... میپردازند، همچون کسانی که هر روز در دعواهای توی ترافیک به جای مخاطب قرار دادن طرف دعوایشان مادر و خواهر او را تحقیر میکنند.
□ این دسته چه بسا ناخودآگاه و نادانسته و از روی «خشم» همان روالی را پیش گرفتهاند که همواره و در طول زندگی به هنگام خشم پیش میگرفتهاند. اما اگر میخواهیم با انقلاب پیشرو همراه شویم باید این رخت را از تن به در کنیم.
□ نمیتوان شعار «زن، زندگی، آزادی» داد و باز به سبک و سیاق مردسالارانه و زنستیزانه رفتار کرد. نمیتوان با شعارهای مردسالارانه برعلیه مردسالاری مبارزه کرد، این نقض غرض است، برای آزادیخواه، برابری طلب و فمینیست بودن باید انسانی دیگر شویم.
#زن_زندگی_آزادی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چــــکــــامــــه
یک انسان کامل انسانیست که از هر دو وجه زنانگی و مردانگی روحش بهره میبرد. اگر قرار است جایی عشق بورزیم، اگر قرار است جایی محکم و استوار باشیم، اگر قرار است یک بحران روحی را به سختی طی کنیم، اگر قرار است جاهایی زیباپسند و حساس باشیم، در همه موقعیتها نگاه نکنیم که زن هستیم یا مرد، آنچه روحمان تشنه اوست را ببینیم و حس کنیم و انجام دهیم.
#کارل_گوستاو_یونگ
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چــــکــــامــــه
یک انسان کامل انسانیست که از هر دو وجه زنانگی و مردانگی روحش بهره میبرد. اگر قرار است جایی عشق بورزیم، اگر قرار است جایی محکم و استوار باشیم، اگر قرار است یک بحران روحی را به سختی طی کنیم، اگر قرار است جاهایی زیباپسند و حساس باشیم، در همه موقعیتها نگاه نکنیم که زن هستیم یا مرد، آنچه روحمان تشنه اوست را ببینیم و حس کنیم و انجام دهیم.
#کارل_گوستاو_یونگ
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
یک انسان کامل
انسانیست که از هر دو وجه زنانگی و
مردانگی روحش بهره میبرد.
اگر قرار است جایی عشق بورزیم،
اگر قرار است جایی محکم و استوار باشیم،
اگر قرار است یک بحران روحی را بسختی
طی کنیم،
اگر قرار است جاهایی زیباپسند و حساس
باشیم در همهی موقعیتها نگاه نکنیم که
زن هستیم یا مرد... آنچه روح مان تشنهی
اوست را ببینیم و حس کنیم و انجام دهیم.
✍️ #کارل_گوستاو_یونگ
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
یک انسان کامل
انسانیست که از هر دو وجه زنانگی و
مردانگی روحش بهره میبرد.
اگر قرار است جایی عشق بورزیم،
اگر قرار است جایی محکم و استوار باشیم،
اگر قرار است یک بحران روحی را بسختی
طی کنیم،
اگر قرار است جاهایی زیباپسند و حساس
باشیم در همهی موقعیتها نگاه نکنیم که
زن هستیم یا مرد... آنچه روح مان تشنهی
اوست را ببینیم و حس کنیم و انجام دهیم.
✍️ #کارل_گوستاو_یونگ
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_تـــلــــنــــگــــر🗣
آهای تو کودنی که به کربوبلا خیز تازیان(اعراب) میروی، یادت باشد که در سراسر خاک عراق خراب شده امروزی آهسته گام برداری که بیگمان زیر پایت یک ایرانی زنده به گور شده است. درست مانند فیلم پیشرو.
وقتی در کربلای بلاخیز از شهادت الحسین تازی که برای بدست آوردن حکومت و خلافت در یک نبرد رو در رو کشته شد، ناله میکنی و خود را جر میدهی، به یاد بیاور که چگونه ناجوانمردانه جوانان ایرانزمین را دست و پا بسته و تشنه لب، زنده زنده به بولدزرها سپردند و در خاک کردند تا ثابت کنند در مسلک عربهای وحشی مسلمان غیرت و مردانگی نبوده و نیست است.
ای ننگ و نفرین آفرینش
بر توی دشمنپرست و تازیپرست(عربپرست)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_تـــلــــنــــگــــر🗣
آهای تو کودنی که به کربوبلا خیز تازیان(اعراب) میروی، یادت باشد که در سراسر خاک عراق خراب شده امروزی آهسته گام برداری که بیگمان زیر پایت یک ایرانی زنده به گور شده است. درست مانند فیلم پیشرو.
وقتی در کربلای بلاخیز از شهادت الحسین تازی که برای بدست آوردن حکومت و خلافت در یک نبرد رو در رو کشته شد، ناله میکنی و خود را جر میدهی، به یاد بیاور که چگونه ناجوانمردانه جوانان ایرانزمین را دست و پا بسته و تشنه لب، زنده زنده به بولدزرها سپردند و در خاک کردند تا ثابت کنند در مسلک عربهای وحشی مسلمان غیرت و مردانگی نبوده و نیست است.
ای ننگ و نفرین آفرینش
بر توی دشمنپرست و تازیپرست(عربپرست)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
#_ادب_باستانی_ایرانیان
هرودوت مورخ یونانی که در قرن پنجم پیش از میلاد می زیسته و با چند تن از پادشاهان هخامنشی معاصر بوده است می نویسد که ایرانیان به فرزندان خود از پنج سالگی تا بیست سالگی تنها سه چیز می آموختند: سواری و تیر اندازی و راستگویی.
همین مورخ می گوید ایرانیان دروغگویی را بدترین عیب ها می دانند و حتی از قرض خواستن خوداری می کنند، زیرا مقروض ممکن است مجبور به دروغ گفتن شود.
باز به گفته همین مورخ ایرانیان از آب دهان افکندن و قضای حاجت در معابر و در حضور دیگران خودداری می کردند و حتی در آب روان دست و رو نمی شستند و آب را به کثافت نمی آلودند.
ایرانیان از قدیم جوانان را از کودکی به ورزش و دویدن و تحمل سرما و گرما و به کار بردن اسلحه ی گونان و سواری و ارابه رانی عادت می دادند و بزرگترین صفات ایشان رشادت و مردانگی و شجاعت بود.
گزنفون می نویسد که ایرانیان اطفال را در دادگاه حاضر می کردند تا دادرسی را به چشم ببینند و به اصول عدالت و دادگستری آشنا شوند، همچنین خاصیت گیاه ها را به جوانان می آموختند تا از آنچه مفید است استفاده کنند و از آنچه زیان آور است بپرهیزند.
از دیگر صفات پسندیده ی ایرانیان نیز این بود که همسایگان خود محترم می داشتند. به کسانی که در راه حفظ مملکت خدماتی کرده بودند پاداش بزرگ می دادند. از گرفتن رشوه و دزدی و تصرف مال غیر خودداری می کردند. از شکم پرستی و پرخوارگی پرهیز داشتند. هنگام راه رفتن چیزی نمی خوردند. شکار را از جهت اینکه ورزش بود دوست می داشتند.
وقتی شرایط حالمان را با قرن ها پیش مقایسه می کنیم، می بینیم که ما پس از قرن ها، قرن ها از گذشته مان هم عقب افتاده ایم. ما به سرعت در حال عقب گردیم.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
#_ادب_باستانی_ایرانیان
هرودوت مورخ یونانی که در قرن پنجم پیش از میلاد می زیسته و با چند تن از پادشاهان هخامنشی معاصر بوده است می نویسد که ایرانیان به فرزندان خود از پنج سالگی تا بیست سالگی تنها سه چیز می آموختند: سواری و تیر اندازی و راستگویی.
همین مورخ می گوید ایرانیان دروغگویی را بدترین عیب ها می دانند و حتی از قرض خواستن خوداری می کنند، زیرا مقروض ممکن است مجبور به دروغ گفتن شود.
باز به گفته همین مورخ ایرانیان از آب دهان افکندن و قضای حاجت در معابر و در حضور دیگران خودداری می کردند و حتی در آب روان دست و رو نمی شستند و آب را به کثافت نمی آلودند.
ایرانیان از قدیم جوانان را از کودکی به ورزش و دویدن و تحمل سرما و گرما و به کار بردن اسلحه ی گونان و سواری و ارابه رانی عادت می دادند و بزرگترین صفات ایشان رشادت و مردانگی و شجاعت بود.
گزنفون می نویسد که ایرانیان اطفال را در دادگاه حاضر می کردند تا دادرسی را به چشم ببینند و به اصول عدالت و دادگستری آشنا شوند، همچنین خاصیت گیاه ها را به جوانان می آموختند تا از آنچه مفید است استفاده کنند و از آنچه زیان آور است بپرهیزند.
از دیگر صفات پسندیده ی ایرانیان نیز این بود که همسایگان خود محترم می داشتند. به کسانی که در راه حفظ مملکت خدماتی کرده بودند پاداش بزرگ می دادند. از گرفتن رشوه و دزدی و تصرف مال غیر خودداری می کردند. از شکم پرستی و پرخوارگی پرهیز داشتند. هنگام راه رفتن چیزی نمی خوردند. شکار را از جهت اینکه ورزش بود دوست می داشتند.
وقتی شرایط حالمان را با قرن ها پیش مقایسه می کنیم، می بینیم که ما پس از قرن ها، قرن ها از گذشته مان هم عقب افتاده ایم. ما به سرعت در حال عقب گردیم.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_تـــلــــنــــگــــر🗣
#_مردانگی آن نیست که
هر روز دلی را ببری
#_مردانگی آن است که
یک دل ببری پس ندهی !
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_تـــلــــنــــگــــر🗣
#_مردانگی آن نیست که
هر روز دلی را ببری
#_مردانگی آن است که
یک دل ببری پس ندهی !
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
وطن خرم ز دین #بابک پاک
که رنگین شد ز خونش چهره خاک
✍️بادکوبهای
.
در پیش آن خلیفهی نادان مسلمان زنازاده
برخیز و ببین که به پاپک چهها شده
آزاده مرد خطهی ایران ببین چگونه
قربانی خیانت افشین نادان، زپا شده
در پیش خصم شسته ز خونا بهچهره خویش
سر از تنش رها نشده خود، رها شده
آزادگان ستاده بمیرند و جان دهند
بیدست و پا ببین که ز جان ایستاد شده.
✍️دکتر عدنان مزارعی.
.
از کوهسار پر از سبزهی سهند
آمد به گوش خستهی تاریخ این صدا
من بابکم سلاله و فرزند بابکان
جان میدهم که تا نشود کشورم فنا
خونش به پای خاک وطن ریخت، این عجب
بویش بهجای مانده چو بوی اقاقیا.
✍️ دکتر همایونفر.
.
دستهايش بسته بود
از پشت اما مشت
جامهاش از جنس خون و جامش
از خم خانهی زرتشت
آزرده دل جان در خطر خاموش
مهر را در سينه میپورد
هر نگاهش بارگاه معتصم تازی را
زيرو رو و تباه میكرد.
✍️سیاوش کسرایی
.
پسر گفتش ای پاپک نامجوی
يكی مشگلت میپرسم بگوی.
✍️بوستان سعدی
.
وز باب و ز مام خويش بر بودش
تا زو بر بود بابک و مامش.
✍️ناصر خسرو
هر دو را در جهان عشق طلب
پارسی بابک دان و تازی اَب.
✍️فرهنگ جهانگيری
.
تا میهن و تا عشق مرا آیین است
من مشرک و من کافر اگر این دین است
مرد است که با خون خودش رنگین شد
پیغمبر من #بابک_خرمدین است.
✍️ #بهروز_اميدی
.
#بابک ای شَه زادهی مردانگی
در خور نامت بُود آزادگی
تو به راه میهنت جان دادهای
از برای اینچنین آزادهای
میپرستم، من بتت را نیک نام
میشتابم، سوی تو با لبیک تام
بابک ای آزادهی دینُ شرف
ای امید ناامیدان با هدف
عدو را تو به جایش بنشاندهای
نام بهمن از ازل تو خواندهای
جان خود بر کف نهادی زنده یاد
تا عدالت خواه عالم کی بیاد
تو تو گویم تا تو را از تو جویم
بوی توت بهشتی از تو بویم
ای خدا دادخواهان چین و چون شدند
نام بابک بردند از ...
✍️جواد اسدی
.
خونم گر به خاک وطن ریزد
دلم نلرزد به پای
به جهان داد خواهم ستاند
به مهر لب زنجیر دست
تنم گر ز تازیانه دو نیم شود
دلم ز ایران نشود جدا
گر ابن مقفع و #بابک_خرمدین و صباغ
به قتلگاه غیرت روانه شدند
شرمم باد گر توانم دریغ پیشه کنم
شاخههایم رفت
میوههایم رفت
تنهی سترگم رفت
اما دل از آن خوش است
که ریشهای دارم به زمین سخت استوار.
✍️شفیعی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
که رنگین شد ز خونش چهره خاک
✍️بادکوبهای
.
در پیش آن خلیفهی نادان مسلمان زنازاده
برخیز و ببین که به پاپک چهها شده
آزاده مرد خطهی ایران ببین چگونه
قربانی خیانت افشین نادان، زپا شده
در پیش خصم شسته ز خونا بهچهره خویش
سر از تنش رها نشده خود، رها شده
آزادگان ستاده بمیرند و جان دهند
بیدست و پا ببین که ز جان ایستاد شده.
✍️دکتر عدنان مزارعی.
.
از کوهسار پر از سبزهی سهند
آمد به گوش خستهی تاریخ این صدا
من بابکم سلاله و فرزند بابکان
جان میدهم که تا نشود کشورم فنا
خونش به پای خاک وطن ریخت، این عجب
بویش بهجای مانده چو بوی اقاقیا.
✍️ دکتر همایونفر.
.
دستهايش بسته بود
از پشت اما مشت
جامهاش از جنس خون و جامش
از خم خانهی زرتشت
آزرده دل جان در خطر خاموش
مهر را در سينه میپورد
هر نگاهش بارگاه معتصم تازی را
زيرو رو و تباه میكرد.
✍️سیاوش کسرایی
.
پسر گفتش ای پاپک نامجوی
يكی مشگلت میپرسم بگوی.
✍️بوستان سعدی
.
وز باب و ز مام خويش بر بودش
تا زو بر بود بابک و مامش.
✍️ناصر خسرو
هر دو را در جهان عشق طلب
پارسی بابک دان و تازی اَب.
✍️فرهنگ جهانگيری
.
تا میهن و تا عشق مرا آیین است
من مشرک و من کافر اگر این دین است
مرد است که با خون خودش رنگین شد
پیغمبر من #بابک_خرمدین است.
✍️ #بهروز_اميدی
.
#بابک ای شَه زادهی مردانگی
در خور نامت بُود آزادگی
تو به راه میهنت جان دادهای
از برای اینچنین آزادهای
میپرستم، من بتت را نیک نام
میشتابم، سوی تو با لبیک تام
بابک ای آزادهی دینُ شرف
ای امید ناامیدان با هدف
عدو را تو به جایش بنشاندهای
نام بهمن از ازل تو خواندهای
جان خود بر کف نهادی زنده یاد
تا عدالت خواه عالم کی بیاد
تو تو گویم تا تو را از تو جویم
بوی توت بهشتی از تو بویم
ای خدا دادخواهان چین و چون شدند
نام بابک بردند از ...
✍️جواد اسدی
.
خونم گر به خاک وطن ریزد
دلم نلرزد به پای
به جهان داد خواهم ستاند
به مهر لب زنجیر دست
تنم گر ز تازیانه دو نیم شود
دلم ز ایران نشود جدا
گر ابن مقفع و #بابک_خرمدین و صباغ
به قتلگاه غیرت روانه شدند
شرمم باد گر توانم دریغ پیشه کنم
شاخههایم رفت
میوههایم رفت
تنهی سترگم رفت
اما دل از آن خوش است
که ریشهای دارم به زمین سخت استوار.
✍️شفیعی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
امروزه باستانشناس نشان داده که از زدن دوپارهی سنگ به یکدیگر بود که انسان نخست به راز آتشافروزی پی برد و این با داستان ایرانی جور میآید و باید به آن بالید که آن را نیک بهیادگار زنده نگاه داشتهایم.
.
❇️ آتش و نور از دیدگاه بینش زرتشـتی🔥:
آتش یکی از شگفتیهای زاستار است.
این آخشیج(:عنصر) و مادهی به ظاهر بیجان را بنگریم که چگونه دارای انرژی و توان و جوش و جنبش است و آنهم همواره رو به بالا و سرفراز.
آتش با نور خود پیرامون را روشن میسازد و با روشن کردن و نمودار ساختن راستین پیرامونش جایی برای تاریکی باقی نمیگزارد.
از بن تاریکی از خود هستی نداشته و کمبودِ نور است. آیا براستی دانش و آگاهی و خردمندی هم مانند نور نیست که انسان با داشتن و بدست آوردن آن از تاریکیها بیرون آمده، آگاه و روشن میشود و مگر اهورامزدا همین سرچشمهی دانش و راستینگی و آگاهی تمام نیست و مگر نمیتوان اهورامزدا را با نور نمودار ساخت. پس از اینروست که زرتشتیان همواره نور را بهترین نماد و نشانهی آفریدگار دانسته و رو به آن نیایش میکنند.
آتش را نیز که شیوهی پیدایش نور در زندگی تاریک آدمها گشت از همینرو ارج مینهند و مانند دیگر آخشیجهای زاستاری و سرتاسر زاستار و آفرینش خوب اهورایی ستایش میکنند. پس آتش را فروزان کردن و به آن نگریستن و از آن ستایش کردن، آتش پرستی نیست وانگه گرامی داشتن خدای بزرگ است و نیایش کردن به او.
بگفتهی بزرگان زرتشتی، برگزیدن آتش در دین زرتشتی بهعنوان نماد و نیایش سوی است. از اینروست که باور دارد انسان باید: مانند آتش پاک و درخشان باشد.
همانگونه که فروزههای آتش پیوسته بهسوی بالا در جنبش است انسان نیز باید کوشش بر آن باشد تا همواره بهسوی والایی و رسایی پیشروی نماید.
همچنان که فروزههای آتش هرگز بهسوی پایین کشیده نمیشوند، انسان نیز نباید بهسوی خواهشهای پست نفسانی به پایین کشیده شود و همیشه آرمانهای بزرگ مینویی را در دیده داشته باشد تا به فرهیختگی و والایی انسانیت برسد.
همانگونه که آتش چیزهای ناپاک را پاک میکند و هرگز خود آلوده نمیشود انسان نیز باید با بدی و زشتی بجنگد بدون اینکه خود آلوده به بدی شود.
همانگونه که آتش درخشنده است و همه چیزها را درخشان میکند یک فرد زرتشتی هم باید از فروغ دانش و بینش خود دیگران را سیراب کند و از فروغ نیکی (اشا) یعنی پاکی نظام هستی برخودار باشد.
آتش سرچشمه زیبایی و پایه زندگی است آتش همواره کوشا و بیقرار بوده و تا پایان زندگی خود دمی از کوشش باز نمیایستد و انسان هم بایستی مانند آتش کوششگر بوده و از کار و کوشش باز نایستد.
آن آتشی که درون آدمی را از آلودگی پاک میکند جز اَشا چیز دیگری نیست که از راه فروزههای سهگانه #اندیشه - #گفتار و #کردار نیک) بدست میآید.
🔥آتش در #گاتها📗:
در گاتاها کموبیش ۸بار از آتش نام برده شدهاست. آن نور و روشنایی خرد است. (هاتهای۳-۴و۶-۱۲)
و نور روشناییبخش (۱۹-۴و۹-۱۶) و گرما (۴-۸) که به آدمهای هم خوب و هم بد کمک میکند تا شادی را دریابند. آتش کمک میکند تا در جستجوی راستی و درستی بر آن تمرکز اندیشهای کرد (۹-۸) و اندیشه را روشن میگرداند تا ابزار جلوگیری از خطر فراهم شود.(۷-۱۱).
آتش گامهایی نماد خرد افزایندهی اهورایی است در انسانها و روشنگر ذهن در کار اندیشهی ژرف است.
در اینجا دو نیایش کوتاه، یکی از هفت هات (هپتنگ هاییتیHaptang Haiti و دیگری از آتش نیایش اوستایی آورده میشود که نشانگر نقش نمادین آتش بوده و همچنین بازتابی از آن همبودین هستند که زرتشتیان خواهان آن میباشند:
در پیرامون این آتش، پیش از هر چیز ای اهورامزدا ما پیش تو میآییم از راه افزایندهترین مینویی با روشنی، گرما و نیرو (نمادین شده بوسیلهی آتش). آنرا میستاییم زیرا که تو آنرا دارای ستایش کردهای. آتش، تو از آن اهورای دانا هستی. تو نماد افزایندهترین مینویی او هستی و این از شایستهترین نامهای توست. برای همین ای نور مزدای دانا، ما گرد تو میآییم.
به من ارزانی کن ای آتش، ای پرتو اهورامزدا آسایش آسان، پناه آسان، زندگی آسان، آسایش فراوان، پناه فراوان، زندگی فراوان، فرزانگی، افزونی، شیوایی زبان، هوشیاری روان،
پس از آن خرد بزرگ و نیک و بیزیان پس از آن دلیری و مردانگی، استواری، هوشیاری، بیداری فرزندان برومند و رسا و کاردان، کشور دار و انجمنآرا، بالیده، نیک کردار، آزادیبخش و جوانمرد که خانه مرا و ده مرا و شهر مرا و کشور مرا آباد سازند و سازمان برادری کشورها و همبستگی جهانی را فروغ و روشنایی بخشند.
.
❇️ سخنی کوتاه درباره #آتشکده و آتشکدهها🔥:
نگهداری آتش و ایجاد آتشگاه و جایگاه نگهداری آتش یک سنت آریایی است و پیش از اشوزرتشت نیز رایج بودهاست.
.
❇️ آتش و نور از دیدگاه بینش زرتشـتی🔥:
آتش یکی از شگفتیهای زاستار است.
این آخشیج(:عنصر) و مادهی به ظاهر بیجان را بنگریم که چگونه دارای انرژی و توان و جوش و جنبش است و آنهم همواره رو به بالا و سرفراز.
آتش با نور خود پیرامون را روشن میسازد و با روشن کردن و نمودار ساختن راستین پیرامونش جایی برای تاریکی باقی نمیگزارد.
از بن تاریکی از خود هستی نداشته و کمبودِ نور است. آیا براستی دانش و آگاهی و خردمندی هم مانند نور نیست که انسان با داشتن و بدست آوردن آن از تاریکیها بیرون آمده، آگاه و روشن میشود و مگر اهورامزدا همین سرچشمهی دانش و راستینگی و آگاهی تمام نیست و مگر نمیتوان اهورامزدا را با نور نمودار ساخت. پس از اینروست که زرتشتیان همواره نور را بهترین نماد و نشانهی آفریدگار دانسته و رو به آن نیایش میکنند.
آتش را نیز که شیوهی پیدایش نور در زندگی تاریک آدمها گشت از همینرو ارج مینهند و مانند دیگر آخشیجهای زاستاری و سرتاسر زاستار و آفرینش خوب اهورایی ستایش میکنند. پس آتش را فروزان کردن و به آن نگریستن و از آن ستایش کردن، آتش پرستی نیست وانگه گرامی داشتن خدای بزرگ است و نیایش کردن به او.
بگفتهی بزرگان زرتشتی، برگزیدن آتش در دین زرتشتی بهعنوان نماد و نیایش سوی است. از اینروست که باور دارد انسان باید: مانند آتش پاک و درخشان باشد.
همانگونه که فروزههای آتش پیوسته بهسوی بالا در جنبش است انسان نیز باید کوشش بر آن باشد تا همواره بهسوی والایی و رسایی پیشروی نماید.
همچنان که فروزههای آتش هرگز بهسوی پایین کشیده نمیشوند، انسان نیز نباید بهسوی خواهشهای پست نفسانی به پایین کشیده شود و همیشه آرمانهای بزرگ مینویی را در دیده داشته باشد تا به فرهیختگی و والایی انسانیت برسد.
همانگونه که آتش چیزهای ناپاک را پاک میکند و هرگز خود آلوده نمیشود انسان نیز باید با بدی و زشتی بجنگد بدون اینکه خود آلوده به بدی شود.
همانگونه که آتش درخشنده است و همه چیزها را درخشان میکند یک فرد زرتشتی هم باید از فروغ دانش و بینش خود دیگران را سیراب کند و از فروغ نیکی (اشا) یعنی پاکی نظام هستی برخودار باشد.
آتش سرچشمه زیبایی و پایه زندگی است آتش همواره کوشا و بیقرار بوده و تا پایان زندگی خود دمی از کوشش باز نمیایستد و انسان هم بایستی مانند آتش کوششگر بوده و از کار و کوشش باز نایستد.
آن آتشی که درون آدمی را از آلودگی پاک میکند جز اَشا چیز دیگری نیست که از راه فروزههای سهگانه #اندیشه - #گفتار و #کردار نیک) بدست میآید.
🔥آتش در #گاتها📗:
در گاتاها کموبیش ۸بار از آتش نام برده شدهاست. آن نور و روشنایی خرد است. (هاتهای۳-۴و۶-۱۲)
و نور روشناییبخش (۱۹-۴و۹-۱۶) و گرما (۴-۸) که به آدمهای هم خوب و هم بد کمک میکند تا شادی را دریابند. آتش کمک میکند تا در جستجوی راستی و درستی بر آن تمرکز اندیشهای کرد (۹-۸) و اندیشه را روشن میگرداند تا ابزار جلوگیری از خطر فراهم شود.(۷-۱۱).
آتش گامهایی نماد خرد افزایندهی اهورایی است در انسانها و روشنگر ذهن در کار اندیشهی ژرف است.
در اینجا دو نیایش کوتاه، یکی از هفت هات (هپتنگ هاییتیHaptang Haiti و دیگری از آتش نیایش اوستایی آورده میشود که نشانگر نقش نمادین آتش بوده و همچنین بازتابی از آن همبودین هستند که زرتشتیان خواهان آن میباشند:
در پیرامون این آتش، پیش از هر چیز ای اهورامزدا ما پیش تو میآییم از راه افزایندهترین مینویی با روشنی، گرما و نیرو (نمادین شده بوسیلهی آتش). آنرا میستاییم زیرا که تو آنرا دارای ستایش کردهای. آتش، تو از آن اهورای دانا هستی. تو نماد افزایندهترین مینویی او هستی و این از شایستهترین نامهای توست. برای همین ای نور مزدای دانا، ما گرد تو میآییم.
به من ارزانی کن ای آتش، ای پرتو اهورامزدا آسایش آسان، پناه آسان، زندگی آسان، آسایش فراوان، پناه فراوان، زندگی فراوان، فرزانگی، افزونی، شیوایی زبان، هوشیاری روان،
پس از آن خرد بزرگ و نیک و بیزیان پس از آن دلیری و مردانگی، استواری، هوشیاری، بیداری فرزندان برومند و رسا و کاردان، کشور دار و انجمنآرا، بالیده، نیک کردار، آزادیبخش و جوانمرد که خانه مرا و ده مرا و شهر مرا و کشور مرا آباد سازند و سازمان برادری کشورها و همبستگی جهانی را فروغ و روشنایی بخشند.
.
❇️ سخنی کوتاه درباره #آتشکده و آتشکدهها🔥:
نگهداری آتش و ایجاد آتشگاه و جایگاه نگهداری آتش یک سنت آریایی است و پیش از اشوزرتشت نیز رایج بودهاست.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
☆ آداب ایرانیان در دوره هخامنشی☆
هرودوت، تاریخ نگار یونانی كه در سده پنجم پیش اززایش عیسا می زیسته و با چند تن از شاهان هخامنشی هم دوره بوده، از آن دوره اینگونه یاد کرده است.
☆ایرانیان به فرزندان خود از پنج تا بیست سالگی آداب نیكوی زرتشتی به ویژه راستگویی می آموختند. آنان دروغ گویی را بسیار نکوهیده می دانستند. و برای آنكه ناگزیر به بیان دروغ نباشند، وام گرفتن را نیز کاری ناشابست می دانستند.
☆ایرانیان آب دهان را درآب، دررهگذرها و در نزد دیگران نمی افکندند.
☆ایرانیان در آب روان دست و رو نمی شستند و آنرا به ناپاكی آلوده نمی کردند.
☆ایرانیان فرزندان خویش را از دوران كودكی به ورزش هایی مانند دویدن، اسب سواری، تیراندازی، ارابه رانی، پایداری سرما وگرما آموزش می دادند و بزرگترین ویژگی آنان مردانگی، دلیری و گذشت بود.
☆ ایرانیان همسایگان را گرامی داشته، به كسانی كه در راه نگهداری میهن و پاسداری ازكشور کوشش می کردند، پاداش نیکو می دادند.
☆از رشوه گیری، دزدی و دستبرد به دارایی دیگران خودداری می كردند. از پرخوارگی و شكم پرستی نیز پرهیز داشتند وبه هنگام راه رفتن خوراکی نمی خوردند.
☆ آموزه های زرتشت را درزندگی به کارمی گرفتند تا ویژگی برجسته رفتاری نسبت به دیگران داشته باشند.
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
☆ آداب ایرانیان در دوره هخامنشی☆
هرودوت، تاریخ نگار یونانی كه در سده پنجم پیش اززایش عیسا می زیسته و با چند تن از شاهان هخامنشی هم دوره بوده، از آن دوره اینگونه یاد کرده است.
☆ایرانیان به فرزندان خود از پنج تا بیست سالگی آداب نیكوی زرتشتی به ویژه راستگویی می آموختند. آنان دروغ گویی را بسیار نکوهیده می دانستند. و برای آنكه ناگزیر به بیان دروغ نباشند، وام گرفتن را نیز کاری ناشابست می دانستند.
☆ایرانیان آب دهان را درآب، دررهگذرها و در نزد دیگران نمی افکندند.
☆ایرانیان در آب روان دست و رو نمی شستند و آنرا به ناپاكی آلوده نمی کردند.
☆ایرانیان فرزندان خویش را از دوران كودكی به ورزش هایی مانند دویدن، اسب سواری، تیراندازی، ارابه رانی، پایداری سرما وگرما آموزش می دادند و بزرگترین ویژگی آنان مردانگی، دلیری و گذشت بود.
☆ ایرانیان همسایگان را گرامی داشته، به كسانی كه در راه نگهداری میهن و پاسداری ازكشور کوشش می کردند، پاداش نیکو می دادند.
☆از رشوه گیری، دزدی و دستبرد به دارایی دیگران خودداری می كردند. از پرخوارگی و شكم پرستی نیز پرهیز داشتند وبه هنگام راه رفتن خوراکی نمی خوردند.
☆ آموزه های زرتشت را درزندگی به کارمی گرفتند تا ویژگی برجسته رفتاری نسبت به دیگران داشته باشند.
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
کتاب «سفر به انتهای شب» نوشتهی لویی فردینان سلین یکی از رمانهای مهم ادبیات فرانسه است. اثری که با شروع جنگ میشود و وقتی شخصیت اصلی به آن ورود پیدا میکند، تمام روح و جسمش به بدبینی و نفرت نسبت وجودیت، انسانیت و هر مفهوم و امر والایی آغشته میشود. این رمان در باب ظهور یک نوع فردیت مدرن است که دیگر برای خدایان یا پادشاهان یا مفاهیم نمیجنگد، در عوض او حتی وجودیت چنین سلسلهای از هدفگذاری و مراتب قدرت را خوار میشمارد. رمان در باب پاریس است، در باب فرانسه، قرن بیستم، سینما، میل و مردانگی است، در باب دیگری غایب و سیلِ افکار و توهماتی که در خوابهای شبانه به ذهن شخصیت اصلی میآیند. این رمان به نثر بیپرده، رئالیستی و همچنین ضد-ادبیاش شهرت دارد که به با نثری عوامانه نوشته شده است. با وجود آنکه تعدادی از اطنابهای روایی کتاب تکرار میشوند یا گاهی در میانه و اواخر با موقعیتی تازه و با بیان جدید روبهرو نیستیم، اما در کل میتوان سفر به انتهای شب را رمانی خواندنی و ستایشبرانگیز خطاب کرد. رمانی که وضعیت انسانی و عصارهی قرن بیستم میلادی را بازتاب داده است.
#_Zartosht
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
کتاب «سفر به انتهای شب» نوشتهی لویی فردینان سلین یکی از رمانهای مهم ادبیات فرانسه است. اثری که با شروع جنگ میشود و وقتی شخصیت اصلی به آن ورود پیدا میکند، تمام روح و جسمش به بدبینی و نفرت نسبت وجودیت، انسانیت و هر مفهوم و امر والایی آغشته میشود. این رمان در باب ظهور یک نوع فردیت مدرن است که دیگر برای خدایان یا پادشاهان یا مفاهیم نمیجنگد، در عوض او حتی وجودیت چنین سلسلهای از هدفگذاری و مراتب قدرت را خوار میشمارد. رمان در باب پاریس است، در باب فرانسه، قرن بیستم، سینما، میل و مردانگی است، در باب دیگری غایب و سیلِ افکار و توهماتی که در خوابهای شبانه به ذهن شخصیت اصلی میآیند. این رمان به نثر بیپرده، رئالیستی و همچنین ضد-ادبیاش شهرت دارد که به با نثری عوامانه نوشته شده است. با وجود آنکه تعدادی از اطنابهای روایی کتاب تکرار میشوند یا گاهی در میانه و اواخر با موقعیتی تازه و با بیان جدید روبهرو نیستیم، اما در کل میتوان سفر به انتهای شب را رمانی خواندنی و ستایشبرانگیز خطاب کرد. رمانی که وضعیت انسانی و عصارهی قرن بیستم میلادی را بازتاب داده است.
#_Zartosht
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity