ایران بریفینگ
7.46K subscribers
21.5K photos
28.4K videos
37.9K links
هدف ما؛اطلاع رسانی نقض حقوق بشر توسط نهادهای امنیتی و نظامی درایران است.
سایت:
www.irbr.news


توییتر:
twitter.com/irbriefing

ارتباط با مخاطبین در تلگرام :

@iranbriefing
Download Telegram
«به رضا گفتم: روله! تو هم برارمی و هم باوامی، نری تو شلوغی!
گفت: بابا ای چه حرفیه می‌زنی؟ مهسا هم یه دانه بود. تا خونی ریخته نشه، انقلابی شکل نمی‌گیره»
سخنان بالا را پدر رضا در مراسم خاک‌سپاری او گفته است، او که ماموران یگان ویژه برای کشتنش بیش از ۱۰۰ ساچمه به بدن و دندان‌هایش شلیک کردند.
نیم ساعت قبل کشتنش به مادرش گفت: «برای شام ماکارونی شکلی بپز» اما رضا دیگر هیچ‌گاه به خانه بازنگشت.

مادر رضا نیز در پیامی خطاب به نیروهای امنیتی گفت: «۱۰۰ ساچمه در بدن پسر من که دست خالی بود، خالی کردید.من خواهان خون فرزندم هستم و تا خون‌خواهی او از پای نمی‌نشینم.»

خانواده #رضا_شهپرنیا در روز ۲۹ شهریور مطلع نبودند که او در اعتراض‌ها شرکت خواهد کرد، اما آن روز رضا به خانه برنگشت، پدر و مادرش نگران می‌شوند، اما در پی سرکوب اعتراض‌ها، شهر کرمانشاه حالت ویژه‌ای به خود گرفته است. به کلانتری می‌روند، به آنها می‌گویند که «امشب اصلا بازداشتی نداشتیم.»

خانواده اما سراسیمه به بیمارستان مراجعه، در بیمارستان «گفتند دو فوتی داشتیم؛ یه خانم و یه آقا و آقاهه حدودا ۳۵ ساله هست.» خانواده رضا، این جوان ۲۲ ساله، امیدوار می‌شوند که جوان‌شان دست‌کم در بین فوتی‌ها نیست.

خانواده تا صبح در جستجوی رضا به نهادهای مختلفی مراجعه می‌کنند تا رد و نشانی از او پیدا کنند. ساعت حدود ۴ بعد از ظهر روز بعد مأموری از اداره آگاهی با خانواده رضا تماس می‌گیرد و می‌پرسد که آیا رضا در “اغتشاش‌ها” شرکت کرده؟ پدر خانواده برای پاسخ “به یک سری سوال‌ها” به اداره آگاهی احضار می‌شود. مادر خانواده آنچنان امیدوار می‌شود که حتی داروهای پسرش را نیز به پدر خانواده می‌دهد تا بلافاصله به دست رضا برسد.

سرانجام دایی رضا، تلفنی برای تشخیص هویت یک جسد احضار می‌شود.

رضا اما همان مرد به‌ظاهر ۳۵ ساله در سردخانه بیمارستان است، اما صورت این پیکر آنچنان غرق در خون بوده که در نگاه اول، کسی قادر به شناسایی‌اش نشده است.
پیکر رضا شهپرنیا روز ۳۱ شهریورماه به خاک سپرده شد. مادر تنها یک لحظه، هنگام خاکسپاری، پیکر تنها پسرش را دید؛ خواهر هم تنها برادرش را: «یه لحظه فقط کفن رو باز کردن تا مادر رضا، صورت پسرش رو ببینه.»

در جریان خیزش سراسری، بالغ بر ۶۰۰ تن از معترضان با شلیک گلوله‌های جنگی و ساچمه‌ای کشته شدند، بر اساس اصل ۲۷ قانون اساسی، اعتراض حق طبیعی هر شهروندی است و ماموران امنیتی باید حافظ جان، مال و ناموس معترضان باشند.
#علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔥187🕊3😁1🤬1
🔖رضا و‌ نرگس خواهر و‌برادر دوقلو بودند، حالا نرگس خواهر دوقلوی رضا شهپرنیا شهید راه آزادی در کرمانشاه بر سر مزارش می‌رود و‌با برادرش حرف می‌زند.
جاویدنام #رضا_شهپرنیا تا ساعتی قبل از کشته شدنش در کنار خواهرش بوده، او حوالی ساعت ۱۹ ،۲۹ شهریور ۱۴۰۱ از خواهرش جدا می‌شود و با جمعیت معترض همراه می‌شود، ساعتی بعد در حالیکه بر روی یک سطل زباله ایستاده بود و شعار می‌داد،از فاصله نزدیک مورد اصابت بیش از صد گلوله ساچمه‌ای قرار گرفته‌است. آثار گلوله در اعضای مختلف بدن او از جمله چشم، دندان‌ها، قفسه سینه دیده شده‌است.
خانواده او تا مدتی از وضعیت او بی‌خبر بودند. آنها برای پیگیری وضعیت او به بیمارستان و مراکز نظامی مراجعه می‌کنند اما موفق نمی‌شوند در غروب ۳۰ شهریور با دایی او تماس می‌گیرند تا برای شناسایی پیکر او مراجعه کند. ابتهاج عزیزی مادر رضا می‌گوید :«اول به من گفته بودند ۷۰، ۸۰ عدد ساچمه خورده بود اما برادرم که جسد را دیده‌است، بعداً گفت شاید ۲۰۰ عدد ساچمه توی بدن بچه خالی کرده بودند. با اجازه خودشان هم کالبد شکافی کرده، سرش را باز کرده و سینه‌اش را شکافته بودند.»
روز بعد نیروهای امنیتی جنازه را به آنها تحویل دادند اما از آنان خواستند که مراسم خاک‌سپاری را سریع انجام دهند.
در گواهی فوت رضا، علت مرگ «برخورد اجسام سخت یا تیز» ذکر شده اما در جواز دفن که پزشکی قانونی آن را صادر کرده، سه علت برای مرگ او نوشته شده‌است: «شوک خونریزی، آسیب احشای داخل قفسه سینه و شکم (ریه، قلب، کبد)، اصابت جسم پرتابه‌ای مدور (ساچمه).»
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
✅️ @irbriefing
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
21🕊7🔥2😁1
🔖رضا و‌ نرگس خواهر و‌برادر دوقلو بودند، حالا نرگس خواهر دوقلوی رضا شهپرنیا شهید راه آزادی در کرمانشاه بر سر مزارش می‌رود و‌با برادرش حرف می‌زند.
جاویدنام #رضا_شهپرنیا تا ساعتی قبل از کشته شدنش در کنار خواهرش بوده، او حوالی ساعت ۱۹ ،۲۹ شهریور ۱۴۰۱ از خواهرش جدا می‌شود و با جمعیت معترض همراه می‌شود، ساعتی بعد در حالیکه بر روی یک سطل زباله ایستاده بود و شعار می‌داد،از فاصله نزدیک مورد اصابت بیش از صد گلوله ساچمه‌ای قرار گرفته‌است. آثار گلوله در اعضای مختلف بدن او از جمله چشم، دندان‌ها، قفسه سینه دیده شده‌است.
خانواده او تا مدتی از وضعیت او بی‌خبر بودند. آنها برای پیگیری وضعیت او به بیمارستان و مراکز نظامی مراجعه می‌کنند اما موفق نمی‌شوند در غروب ۳۰ شهریور با دایی او تماس می‌گیرند تا برای شناسایی پیکر او مراجعه کند. ابتهاج عزیزی مادر رضا می‌گوید :«اول به من گفته بودند ۷۰، ۸۰ عدد ساچمه خورده بود اما برادرم که جسد را دیده‌است، بعداً گفت شاید ۲۰۰ عدد ساچمه توی بدن بچه خالی کرده بودند. با اجازه خودشان هم کالبد شکافی کرده، سرش را باز کرده و سینه‌اش را شکافته بودند.»
روز بعد نیروهای امنیتی جنازه را به آنها تحویل دادند اما از آنان خواستند که مراسم خاک‌سپاری را سریع انجام دهند.
در گواهی فوت رضا، علت مرگ «برخورد اجسام سخت یا تیز» ذکر شده اما در جواز دفن که پزشکی قانونی آن را صادر کرده، سه علت برای مرگ او نوشته شده‌است: «شوک خونریزی، آسیب احشای داخل قفسه سینه و شکم (ریه، قلب، کبد)، اصابت جسم پرتابه‌ای مدور (ساچمه).»
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
✅️ @irbriefing
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥21🤬1
🔖رضا و‌ نرگس خواهر و‌برادر دوقلو بودند، حالا نرگس خواهر دوقلوی رضا شهپرنیا شهید راه آزادی در کرمانشاه بر سر مزارش می‌رود و‌با برادرش حرف می‌زند.
جاویدنام #رضا_شهپرنیا تا ساعتی قبل از کشته شدنش در کنار خواهرش بوده، او حوالی ساعت ۱۹ ،۲۹ شهریور ۱۴۰۱ از خواهرش جدا می‌شود و با جمعیت معترض همراه می‌شود، ساعتی بعد در حالیکه بر روی یک سطل زباله ایستاده بود و شعار می‌داد،از فاصله نزدیک مورد اصابت بیش از صد گلوله ساچمه‌ای قرار گرفته‌است. آثار گلوله در اعضای مختلف بدن او از جمله چشم، دندان‌ها، قفسه سینه دیده شده‌است.
خانواده او تا مدتی از وضعیت او بی‌خبر بودند. آنها برای پیگیری وضعیت او به بیمارستان و مراکز نظامی مراجعه می‌کنند اما موفق نمی‌شوند در غروب ۳۰ شهریور با دایی او تماس می‌گیرند تا برای شناسایی پیکر او مراجعه کند. ابتهاج عزیزی مادر رضا می‌گوید :«اول به من گفته بودند ۷۰، ۸۰ عدد ساچمه خورده بود اما برادرم که جسد را دیده‌است، بعداً گفت شاید ۲۰۰ عدد ساچمه توی بدن بچه خالی کرده بودند. با اجازه خودشان هم کالبد شکافی کرده، سرش را باز کرده و سینه‌اش را شکافته بودند.»
روز بعد نیروهای امنیتی جنازه را به آنها تحویل دادند اما از آنان خواستند که مراسم خاک‌سپاری را سریع انجام دهند.
در گواهی فوت رضا، علت مرگ «برخورد اجسام سخت یا تیز» ذکر شده اما در جواز دفن که پزشکی قانونی آن را صادر کرده، سه علت برای مرگ او نوشته شده‌است: «شوک خونریزی، آسیب احشای داخل قفسه سینه و شکم (ریه، قلب، کبد)، اصابت جسم پرتابه‌ای مدور (ساچمه).»
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
✅️ @irbriefing
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥2🤬1🕊1
به یاد #رضا_نوروزی که به ما شجاعت، جسارت و ایستادن پای باورها را یاد داد.

#عليه_فراموشی

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
21🕊9🔥1
ً
رضا کاظمی ۱۶ ساله اهل سنندج شهر موچش ، شهری کوچک که ۱۵۰۰ نفر جمعیت دارد و همه همدیگر را می‌شناسند.ماموران امنیتی در روز ۳۰آبان، به رضا کاظمی چهار تیر جنگی شلیک کردند. …«علاوه بر دو تیری که یکی به کف دست و یکی به آرنج رضا شلیک شده بود، دو تیر دیگر هم به کتف و سینه‌اش زدند و بعد هم، همانجا رهایش کردند و رفتند.»
دوستان رضا می‌گویند رضا هیچ کاری نکرد، از ماشین پیاده شد و به خیال خودش با معرفی خودش به ماموری که همشهری‌اش بود و شاید خانه‌شان ده خانه هم با خانه آقای کاظمی فاصله ندارد، می‌خواست اگر سوتفاهمی هم ایجاد شده، آن را رفع می‌کند.»
رضا همان‌شب با همت مردم به بیمارستان کوثر سنندج منتقل می‌شود: «شهر موچش کوچک است، آنقدر که وقتی صدای شلیک گلوله‌ها در سکوت شب پیچید، همه در شهر شنیدند. مردم سراسیمه از خانه‌هایشان در جهت صداها حرکت کردند و در زمانی کوتاه به محلی که رضا تیر خورده بود، رسیدند. ماموران محل را ترک کرده بودند و دوستان رضا را تهدید کرده بودند که تا وقتی کاملا دور نشده‌اند، از ماشین پیاده نشوند. همان‌جا آمبولانس خبر کردند و جسم غرق در خون رضا را به دلیل شدت جراحت‌ها به بیمارستان کوثر سنندج اعزام کردند، چون امکان مداوای او در موچش یا کامیاران نبود.»
رضا وقتی به بیمارستان رسید در کما بود. او را به اتاق مراقبت‌های ویژه بردند و بستری کردند. تصویری از او وجود دارد با چشم‌های بسته و در محاصره دستگاه‌ها و لوله‌های تنفسی: «پدرش شبانه روز در بیمارستان بود. روز یکشنبه۶آذر، گویا صبح رضا تمام می‌کند، اما ماموران اجازه نمی‌دهند که این خبر به خانواده ابلاغ شود.»
پدر رضا چندین‌بار می‌پرسد چرا رنگ چهره پسرش مات است، یا تنفسش شبیه روزهای قبل نیست، اما کسی به او پاسخ نمی‌دهد: « فضای شهرهای کردستان ملتهب بود. به جز رضا، در همان روزها چندین نفر دیگر هم به دست ماموران امنیتی کشته شده بودند. به همین سبب، نهادهای امنیتی بیمارستان را تحت فشار گذاشتند تا غروب آفتاب صبر کنند و با تاریکی هوا خبر جان‌باختن رضا را به خانواده‌اش بدهند.»
حوالی غروب به خانواده رضا می‌گویند او جان خود را از دست داده است.
«خانواده #رضا_کاظمی هم مثل همه خانواده‌های کشته‌شدگان این اعتراضات، برای تحویل گرفتن پیکر عزیزشان تحت فشار قرار داشتند. بهشان گفته بودند فقط به شرطی که در سکوت و همین امشب او را دفن کنید پیکر را به شما می‌دهیم. اگر بخواهید سر و صدا راه بیندازید، خبری از پیکر نیست. خانواده رضا در سکوت پیکرش را بردند و شبانه به خاک سپردند.
#خامنه_ای_کودک_کش #روز_جهانی_کودک

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
12🔥2🤬1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#شناسایی_شد ⁩ :
‏ماموری که جوان شجاع دوچرخه سوار را مورد ضرب و شتم قرار داد:
‏ ⁧ #رضا_نوری ⁩ اهل اردبیل شهرستان گرمی است که به دلیل تخلفات بسیار زیاد اخلاقی و انضباطی به انتقال به تهران محکوم شده!
‏علت این حکم سنگین هم این است که فرزند سرهنگ پاسدار حسن نوری فرمانده سپاه پارس‌آباد میباشد.
#شناسایی_مزدوران

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬182👍1🔥1
۲۲ مهر۱۴۰۱ سالروز جاوید نام راه آزادی #رضا_اسماعیل_زاده است.
او‌ دانشجوی دکترای میکانیک در دانشگاه صنعتی شریف در #تهران و اهل شهر #چالدران در آذربایجان غربی بود.
در تظاهرات سراسری و اعتراضات دانشجویان در دانشگاه شرکت داشت .
روز۲۲ مهر ۱۴۰۱ با یورش وحشیانه نیروهای سرکوبگر به تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه و با شلیک مستقیم و اصابت گلوله جنگی به‌صورتش به‌ شهادت رسید.
نیروهای امنیتی پیکر رضا را به گروگان گرفته بودند تا آرامش نسبی در دانشگاه حاکم شود و مرگ او را. مخفی نگه داشته بودند تا ۵ آبان که نیروهای امنیتی به خانواده خبر می‌دهند تا ساعاتی دیگر در آرامستان روستای گل آشاقی از توابع چالدران‌حاضر باشند تنها و بدون حضور دیگران ، رضا را اینگونه به خاک سپردند.
نام او به عنوان یکی از دلیرمردان #دانشگاه_شریف ثبت خواهد ماند.
#علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
13🕊4🔥2
⭐️حلقه اول : خاندان مهدوی کنی:
موسسه آموزش عالی طلوع مهر قم ؛این موسسه توسط #علی_لاریجانی، #علی_اکبر_ولایتی و #محمد_نهاوندیان، #رضا_فرجی_دانا (وزیر سابق علوم در دولت روحانی) و مصطفی میرلوحی تاسیس شد ولی در حال حاضر به طور عمده در کنترل #مصطفی_پورمحمدی است که بعد از مرگ مهدوی‌کنی به عنوان دبیر جامعه روحانیت مبارز انتخاب شد. آقای میرلوحی در قم دارای موسسه «رهجویان امام هادی» است که در زمینه روایات و احادیث شیعه کار می‌کند.
اما یک رابطه میرلوحی با دفتر رهبر که در گزارش موسسه «دابل‌تینک» به آن اشاره دقیق نشده،‌ مربوط به عروس آقای میرلوحی است. فرید میرلوحی، پسر آقای میرلوحی با دختر علیرضا پناهیان ازدواج کرده است و خطبه عقد آنها هم توسط خامنه‌ای خوانده شده است. علیرضا پناهیان، واعظ مشهور و جنجال‌انگیز، از جمله سخنرانان دفتر خامنه‌ای محسوب می‌شود.
یک ماموریت دیگر او مربوط به کنترل سخنرانی‌ها در حضور رهبر است. به عنوان نمونه اگر دانشجویی بخواهد در حضور رهبر ایران سخنرانی کند، #علیرضا_پناهیان قبل از جلسه متن سخنرانی را کنترل می‌کند. در یکی از جلسات او گفته بود محتوای سخنرانی باید طوری باشد که «آقا خوشش بیاید». این عبارت در سال‌های اخیر بارها به عنوان توصیف رویکرد دفتر رهبر یا نوع نگاه رهبر به انتقادات استفاده شده است.
#جمهوری_اشباح

🌐 irbr.news
✅️ @irbriefing
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8🔥3🤬1
رضا عزتی، روز ۱۲ آبان ۱۴۰۱، به همراه خانواده و دو فرزندش برای رفتن به مزار تعدادی از نزدیکانش به بهشت سکینه می‌رفتند که هدف گلوله‌های ساچمه‌ای ماموران قرار گرفته و از ناحیه قلب و چشم آسیب شدید می‌بیند.

او ۴۷ ساله است، دارای دو فرزند و کارگاه کوچکی برای تولید کلاه یک بار مصرف دارد، آن‌ها روز ۱۲ آبان، حدود ساعت ۱۱ و نیم به بهشت سکینه می‌رسند، ترافیک بسیار سنگینی در خیابان‌های منتهی به این آرامستان حاکم بود، به مردم اجازه ورود نمی‌دادند، خانواده عزتی در ضلع شمالی اتوبان توقف می‌کنند، رضا از خودرو پیاده می‌شود تا اوضاع را بسنجد که درگیری میان مردم و ماموران بالا می‌گیرد.
رضا که حجم شلیک‌ها را زیاد می‌بیند، در حالی که سعی می‌کرده از فرزندانش در خودرو محافظت کند، دستانش را بالا آورده تا به ماموران بگوید شلیک نکنند، اما تعداد ساچمه‌هایی که به طرفش روان می‌شود، بیشتر می‌شود.
او از ناحیه قلب، زیر بغل، قفسه سینه آسیب جدی می‌بیند، برای خارج کردن ساچمه‌ها جراحی انجام می‌دهد و یک چشم خود را از دست داده است.
#رضا_عزتی آسیب دیده چشمی اعتراضات که ۲۲ گلوله سربی در بدنش دارد از جمله شهروندانی است که اقدام به شمایت علیه نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی کرده
اما پرونده‌اش تاکنون به جایی نرسیده و دچار اطاله دادرسی شده است.
وکیل وی پیام درفشان‌ گفته است:«بعد از طرح شکایت عزتی را نزد معاونت پلیس امنیت استان البرز فرستادند و در این مدت هم پیگیر بودند تا نقش او در اعتراضات را مشخص کنند و دیدشان کلی بود که او را بدهکار کنند. در آخر پرونده‌ به بازپرس دادسرای جرایم خاص البرز رسید. به دادسرای جرایم خاص مراجعه و اعلام کردیم شهروند در جایگاه شاکی مراجعه کرده و در جایگاه متهم نیست. بازپرس هم در همان جلسه پذیرفت و پرونده را به دادسرای نظامی ارسال کرد اما در آنجا هم عدم صلاحیت زدند و در نتیجه پرونده به دیوان‌عالی کشور رفت و دیوان با تعیین مراجع صالح دستور داد که بازپرس نظامی البرز رسیدگی نماید.»
#علیه_فراموشی #دادخواهی

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
17🔥2🤬2
🔖رضا عزتی، روز ۱۲ آبان ۱۴۰۱، به همراه خانواده و دو فرزندش برای رفتن به مزار تعدادی از نزدیکانش به بهشت سکینه می‌رفتند که هدف گلوله‌های ساچمه‌ای ماموران قرار گرفته و از ناحیه قلب و چشم آسیب شدید می‌بیند.
‏او ۴۷ ساله است، دارای دو فرزند و کارگاه کوچکی برای تولید کلاه یک بار مصرف دارد.
‏آن‌ها روز ۱۲ آبان، حدود ساعت ۱۱ و نیم به بهشت سکینه می‌رسند، ترافیک بسیار سنگینی در خیابان‌های منتهی به این آرامستان حاکم بود، به مردم اجازه ورود نمی‌دادند، خانواده عزتی در ضلع شمالی اتوبان توقف می‌کنند، رضا از خودرو پیاده می‌شود تا اوضاع را بسنجد که درگیری میان مردم و ماموران بالا می‌گیرد. رضا که حجم شلیک‌ها را زیاد می‌بیند، در حالی که سعی می‌کرده از فرزندانش در خودرو محافظت کند، دستانش را بالا آورده تا به ماموران بگوید شلیک نکنند، اما تعداد ساچمه‌هایی که به طرفش روان می‌شود، بیشتر می‌شود.
‏او از ناحیه قلب، زیر بغل، قفسه سینه آسیب جدی می‌بیند، برای خارج کردن ساچمه‌ها جراحی انجام می‌دهد و یک چشم خود را از دست داده است.

#رضا_عزتی عزم جدی برای شکایت از عاملان این‌جنایت دارد، هرچند که در رسیدگی به پرونده آسیب‌دیدگان، نه تنها نظم منطقی بلکه عزمی جدی برای جهت شناخت و رفع آسیب ها وجود ندارد، به عبارتی رویه یکسانی در کشور وجود ندارد.
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
✅️ @irbriefing
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
12🔥2🤬1
بیست و پنج آبان در تاریخ ایران زمین روز خونینی است ، چه در #آبان_خونین_۹۸ که هزاران ایرانی همچون برگ‌های پائیزی بر زمین ریخته شدند و چه در انقلاب ۱۴۰۱ که نام سی جاوید نام در این روز ماندگار شد و خون پاکشان بر زمین ریخت ، ۲۵ آبان ۱۴۰۱ اما در ایذه خونین ترین روز بود، ده تن از کشته شدگان مشهور انقلاب مهسا در چنین روزی و در ایذه نامدار شدند، یاد و نامشان گرامی؛

#سالار_مجاور بوکان
#محمد_حسن_زاده بوکان
#اسعد_رحیمی بوکان
#فرهاد_خسروی کرمانشاه
#آیلار_حقی تبریز
#مراد_بهرامیان سمیرم
#علی_عباسی سمیرم
#مسلم_هوشنگی سمیرم
#میلاد_آصفی سمیرم
#مهدی_زارع تهران
#اصغر_آقایی تهران
#اصغر_هژیر_لطف تهران
#کیان_پیرفلک ایذه
#آرتین_رحمانی_پیانی ایذه
#رضا_شریعتی ایذه
#اشرف_نیکبخت ایذه
#سپهر_مقصودی ایذه
#علی_مولایی ایذه
#علی_محمدی ایذه
#میلاد_سعیدیان_جو ایذه
#رشید_رشیدی شوشتر
#علیرضا_شجاعی بهبهان
#سجاد_قائمی شیراز
#سمانه_نیکنام شیراز
#محمد_برزگر شیراز
#برهان_کرمی کامیاران
#دانیال_پابندی سقز
#مهدی_کابلی_کفشگیری گرگان
#جواد_رضایی لاهیجان
#امیرمحمد_دلیری_لنگرودی لاهیجان

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
2🕊2🔥1
رضا شریعتی، از کشته شدگان اعتراضات۱۴۰۱ در شهر ایذه است، که بر اثر شلیک مستقیم توسط مزدوران خامنه ای، در ۲۵آبان به قتل رسیده است.
#رضا_شریعتی یکی از قهرمانان ایذه است، که همزمان با #کیان_پیرفلک توسط جمهوری اسلامی به قتل رسیده است.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🕊32🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ایران_بریفینگ / مادر #رضا_معظمی_گودرزی از شهدای قیام آبان بر سر مزار فرزندش : « من اهل ایرانم ، اهل داد، دشمن بیداد،من دادخواهم،دادخواه خون به ناحق ریخته شده پسر ۱۹ ساله‌ام، رضا...
دادخواهم ...
دادخواه خون فرزادها و پویاها...
#کشته_های_آبان #کدام_آبان #آبان_پایان_ناپذیر_ایران #مردم_را_میکشند_زبانشان_هم_دراز_است

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
6🔥1
رضا حسنوند از جوانان شجاع اهل خرم آباد و اهل شهریار بود، پرستار اورژانس شهریار تهران ، رضا ۲۶ سال داشت و سرپرست خانواده پدر و مادر و سه خواهرش بود.
رضا در جریان اعتراضات #آبان_خونین_۹۸ به خیابان رفت و به مردم کمک می‌کرد.
سرکوبگران برای مقابله با تظاهرات مردمی از انواع سلاح‌ها استفاده کردند و به سمت مردم شلیک می‌کردند رضا در صحنه به مجروحین کمک می‌کرد.
روز ۲۶ آبان ۱۳۹۸ رضا برای کمک به یک خانمی که به پایش گلوله خورده بود با اورژانس شهریار و‌ همکارانش تماس می‌گیرد او به آنها می‌گوید خانمی حدودا سی ساله به مچ پایش …
او‌ جمله‌اش را به پایان نمی‌برد، آخی می‌گوید و‌ بر زمین می‌افتد.
گلوله به سینه او‌ اصابت کرده بود و در دم‌ جان می‌سپارد.
همکارانش با آمبولانس به خیابان می‌آیند پیکر او را با خود می‌برند، اما از سپاه شهریار به اورژانس می‌آیند و پیکر او را با خود می‌برند.
همکارانش به خانواده‌اش اطلاع می‌دهند و‌ آنها به سپاه مراجعه می‌کنند، در ابتدا منکر وجود شخصی با این اسم می‌شوند، حتی گفته همکارانش در اورژانس را نیز دروغ می‌خوانند.
اما پس از کلی پیگیری و تلاش خانواده، درخواست ۲۰۰ میلیون پول در قبال تحویل دادن پیکر #رضا_حسنوند می‌کنند در نهایت با دریافت ۳۰ میلیون توافق میکنند و پیکر را تحویل می‌دهند.
پدر رضا گفته است :«برگه‌ای به دستم دادند، باید به سردخانه تره بار شهرداری شهریار می‌رفتم، داخل سالن سردخانه جمعیت زیادی از کشته شده‌ها بر روی جعبه‌هاچیده شده بود، من طاقت نیاوردم و‌ در آخر برادرم توانست پس از گذشت ۴۰ دقیقه پیکر رضا را از میان جسدهای دیگر پیدا کند…»
پس از تحویل پیکر، خانواده رضا تهدید می‌‌شوند که حق برگزاری مراسم تشییع جنازه را ندارند.
خانواده رضا هم شبانه او را در قبرستان فلک الدین خرم آباد دفن می کنند.
پس از بازگشت به خانه، خانواده چند اعلامیه فوت جلوی خانه نصب می‌کنند و برخی از فامیلهای نزدیک و همکارانش هم برای ابراز همدردی می‌آیند که مأموران امنیتی به خانۀ آنها حمله میکنند و شروع به ضرب و شتم جمعیت حاضر میکنند، خانواده و فامیل نزدیک رضا و همکارانش هم در مقابل این بی‌احترامی و ظلم آشکار، از خودشان دفاع می‌کنند، در این مراسم چند تن از همکاران و بستگان رضا نیز بازداشت می‌شوند.
رضا از جمله گمنامان و کشته شدگان مظلوم آبان شهریار است، #صدایش_باشیم .
#علیه_فراموشی #آبان_پایان_ناپذیر_ایران

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
2🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صاحب این لبخند کودکانه و چشم‌های درخشان، #رضا_معظمی_گودرزی هست که در ٓبان_خونین_۹۸ به ضرب گلوله‌های‌ #وحوش_خامنه_ای کشته شد.
رضا معظمی گودرزی، ۱ دی ۱۳۷۸ متولد شد.
رضا معظمی گودرزی به همراه خانواده در #شهرستان_شهریار زندگی می‌کرد.
او به ورزش علاقه داشت و مربی اسکیت برای کودکان بود.
رضا در ۲۶ آبان ۱۳۹۸، سومین روز از اعتراضات مردمی به افزایش قیمت بنزین، حدود ساعت ۹ و ۳۰ دقیقه شب، در مسیر بازگشت از سالن ورزشی، در تقاطع خیابان یکم شرقی فاز یک اندیشه با اصابت گلولهٔ تک‌تیرانداز، از ناحیهٔ کمر مجروح شد و به بیمارستان منتقل شد.
در بیمارستان او‌را به علت آنکه از زخمی شدگان اعتراضات بود پذیرش نمی‌کردند نهایتا او را به بیمارستان تأمین اجتماعیِ شهرک اداری، می‌برند در اورژانس در حالیکه گلوله در کمرش بوده برای وی فقط یک پانسمان معمولی انجام می‌شود و حدود ساعت ۲ بعد از نیمه‌شب او‌را مرخص می‌سازند.
نهایتا ساعت ۵ صبح مرگ مغزی وی اعلام و به اتاق عمل برده شد برای جداسازی اعضایش به جهتِ پیوند.
#مردم_را_میکشند_زبانشان_هم_دراز_است

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
4🔥1🕊1
ً
رضا کاظمی ۱۶ ساله اهل سنندج شهر موچش ، شهری کوچک که ۱۵۰۰ نفر جمعیت دارد و همه همدیگر را می‌شناسند.ماموران امنیتی در روز ۳۰آبان، به رضا کاظمی چهار تیر جنگی شلیک کردند. …«علاوه بر دو تیری که یکی به کف دست و یکی به آرنج رضا شلیک شده بود، دو تیر دیگر هم به کتف و سینه‌اش زدند و بعد هم، همانجا رهایش کردند و رفتند.»
دوستان رضا می‌گویند رضا هیچ کاری نکرد، از ماشین پیاده شد و به خیال خودش با معرفی خودش به ماموری که همشهری‌اش بود و شاید خانه‌شان ده خانه هم با خانه آقای کاظمی فاصله ندارد، می‌خواست اگر سوتفاهمی هم ایجاد شده، آن را رفع می‌کند.»
رضا همان‌شب با همت مردم به بیمارستان کوثر سنندج منتقل می‌شود: «شهر موچش کوچک است، آنقدر که وقتی صدای شلیک گلوله‌ها در سکوت شب پیچید، همه در شهر شنیدند. مردم سراسیمه از خانه‌هایشان در جهت صداها حرکت کردند و در زمانی کوتاه به محلی که رضا تیر خورده بود، رسیدند. ماموران محل را ترک کرده بودند و دوستان رضا را تهدید کرده بودند که تا وقتی کاملا دور نشده‌اند، از ماشین پیاده نشوند. همان‌جا آمبولانس خبر کردند و جسم غرق در خون رضا را به دلیل شدت جراحت‌ها به بیمارستان کوثر سنندج اعزام کردند، چون امکان مداوای او در موچش یا کامیاران نبود.»
رضا وقتی به بیمارستان رسید در کما بود. او را به اتاق مراقبت‌های ویژه بردند و بستری کردند. تصویری از او وجود دارد با چشم‌های بسته و در محاصره دستگاه‌ها و لوله‌های تنفسی: «پدرش شبانه روز در بیمارستان بود. روز یکشنبه۶آذر، گویا صبح رضا تمام می‌کند، اما ماموران اجازه نمی‌دهند که این خبر به خانواده ابلاغ شود.»
پدر رضا چندین‌بار می‌پرسد چرا رنگ چهره پسرش مات است، یا تنفسش شبیه روزهای قبل نیست، اما کسی به او پاسخ نمی‌دهد: « فضای شهرهای کردستان ملتهب بود. به جز رضا، در همان روزها چندین نفر دیگر هم به دست ماموران امنیتی کشته شده بودند. به همین سبب، نهادهای امنیتی بیمارستان را تحت فشار گذاشتند تا غروب آفتاب صبر کنند و با تاریکی هوا خبر جان‌باختن رضا را به خانواده‌اش بدهند.»
حوالی غروب به خانواده رضا می‌گویند او جان خود را از دست داده است.
«خانواده #رضا_کاظمی هم مثل همه خانواده‌های کشته‌شدگان این اعتراضات، برای تحویل گرفتن پیکر عزیزشان تحت فشار قرار داشتند. بهشان گفته بودند فقط به شرطی که در سکوت و همین امشب او را دفن کنید پیکر را به شما می‌دهیم. اگر بخواهید سر و صدا راه بیندازید، خبری از پیکر نیست. خانواده رضا در سکوت پیکرش را بردند و شبانه به خاک سپردند.
#خامنه_ای_کودک_کش #روز_جهانی_کودک

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
3🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوران بکش و فرار کن تمام شده!
سخنان خواهر جاویدنام #رضا_ناصری_مفرد جوان ۲۱ ساله که شامگاه ۴ تیرماه سال جاری، در خیابان پیروز آبادان با شلیک مستقیم گلوله مزدوران بسیج جمهوری تروریستی اسلامی به قتل رسید، خطاب به قاتلین ملت ایران

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
8🔥5👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوران بکش و فرار کن تمام شده!
سخنان پدر جاویدنام #رضا_ناصری_مفرد جوان ۲۱ ساله که شامگاه ۴ تیرماه سال جاری، در خیابان پیروز آبادان با شلیک مستقیم گلوله مزدوران بسیج جمهوری تروریستی اسلامی به قتل رسید، خطاب به قاتلین ملت ایران

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
11👍4🔥1
تو رفته‌ای و ما هم‌چنان ایستاده فریادت می‌زنیم؛ فریادی از جنس دلتنگی و سنگی سرد که کیک تولدی همراه با چند شمع روشن روی آن که در باد می‌رقصند، اما خاموش نمی‌شوند؛ چون که تو و همه‌ ما می‌دانیم که نور بر تاریکی پیروز است.
رضا معظمی‌گودرزی در #آبان_خونین_۹۸ هنوز ۲۰ ساله نشده بود. پسری خوش‌خنده، عاشق ورزش و اسکیت و مد و لباس بود. رضا آرزوی‌های بزرگی برای آینده‌اش داشت، تازه دیپلم گرفته بود و قرار بود در رشته نقشه‌کشی ساختمان وارد دانشگاه شود. رضا پسری بود که تنها به فکر خودش نبود، دغدغه‌های انسان‌دوستانه‌ای داشت که دلیلی بود تا در آبان خونین ۹۸ ساکت نماند و برای بلندکردن صدای اعتراضِ هم‌نوعانش، دستِ رد بر سینه‌ بی‌تفاوتی‌ها بزند.
رضا در شب ۲۶ آبان ۹۸ در منطقه شهرک اندیشه شهریار از ناحیه کمر مورد اصابت گلوله‌های مزدوران جمهوری‌اسلامی قرار گرفت و ساعاتی بعد در ۲۷ آبان کشته شد.
سرکوب‌گران از خانواده رضا خواسته بودند پیکرش را بی‌ سر و صدا به زادگاهش منتقل و بدون هیچ مراسمی به خاک سپرده شود، اما این اتفاق نیفتاد و خانواده نهایتا در بروجرد برای او مراسم ختم برگزار کرد و هزاران نفر در مراسم خاکسپاری او شرکت کردند.
اگر جمهوری‌اسلامی نبود، رضا در چنین روزی تازه ۲۴ ساله می‌شد.
رضا جان زادروزت در آسمان‌ها مبارک!
#آبان_ادامه_دارد
#رضا_معظمی_گودرزی

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🕊104🔥4