امیر جوادی فر ۲۴ ساله متولد ۱۳۶۳ ترانه سرا و هنرمند دانشجوی دانشگاه قزوین بود که در روز ۱۸ تیر ۱۳۸۸ بازداشت و به زندان اوین منتقل و سپس در زندان کهریزک بعد از شکنجه های وحشیانه در اثر شدت شکنجه های دژخیمان روز ۲۳ تیر به شهادت رسید .
وی پیش از دستگیری از ناحیهٔ دست و بینی و گردن مجروح شده بود.یک شب در بیمارستان فیروزگر بستری شد و روز بعد از سوی حراست بیمارستان تحویل پلیس پیشگیری داده شد که در نهایت به کهریزک منتقل و در آنجا شکنجه شد تا درگذشت.
این خبر را برای نخستین بار روزنامهٔ اعتماد منتشر ساخت، اولین واکنش فرماندهان نیروی انتظامی از جمله سردار رادان نه تنها تکذیب این قتل بلکه بطور کل تکذیب وجود فردی به نام #امیر_جوادی_فر هست.
#احمد_رضا_رادان هم اکنون فرمانده کل انتظامی جمهوری اسلامی است.
#اردوگاه_مرگ_کهریزک #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
وی پیش از دستگیری از ناحیهٔ دست و بینی و گردن مجروح شده بود.یک شب در بیمارستان فیروزگر بستری شد و روز بعد از سوی حراست بیمارستان تحویل پلیس پیشگیری داده شد که در نهایت به کهریزک منتقل و در آنجا شکنجه شد تا درگذشت.
این خبر را برای نخستین بار روزنامهٔ اعتماد منتشر ساخت، اولین واکنش فرماندهان نیروی انتظامی از جمله سردار رادان نه تنها تکذیب این قتل بلکه بطور کل تکذیب وجود فردی به نام #امیر_جوادی_فر هست.
#احمد_رضا_رادان هم اکنون فرمانده کل انتظامی جمهوری اسلامی است.
#اردوگاه_مرگ_کهریزک #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🕊7❤3🤬2🔥1
امیر جوادی فر ۲۴ ساله متولد ۱۳۶۳ ترانه سرا و هنرمند دانشجوی دانشگاه قزوین بود که در روز ۱۸ تیر ۱۳۸۸ بازداشت و به زندان اوین منتقل و سپس در زندان کهریزک بعد از شکنجه های وحشیانه در اثر شدت شکنجه های دژخیمان روز ۲۳ تیر به شهادت رسید .
وی پیش از دستگیری از ناحیهٔ دست و بینی و گردن مجروح شده بود.یک شب در بیمارستان فیروزگر بستری شد و روز بعد از سوی حراست بیمارستان تحویل پلیس پیشگیری داده شد که در نهایت به کهریزک منتقل و در آنجا شکنجه شد تا درگذشت.
این خبر را برای نخستین بار روزنامهٔ اعتماد منتشر ساخت، اولین واکنش فرماندهان نیروی انتظامی از جمله سردار رادان نه تنها تکذیب این قتل بلکه بطور کل تکذیب وجود فردی به نام #امیر_جوادی_فر هست.
#احمد_رضا_رادان هم اکنون فرمانده کل انتظامی جمهوری اسلامی است.
#اردوگاه_مرگ_کهریزک #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
وی پیش از دستگیری از ناحیهٔ دست و بینی و گردن مجروح شده بود.یک شب در بیمارستان فیروزگر بستری شد و روز بعد از سوی حراست بیمارستان تحویل پلیس پیشگیری داده شد که در نهایت به کهریزک منتقل و در آنجا شکنجه شد تا درگذشت.
این خبر را برای نخستین بار روزنامهٔ اعتماد منتشر ساخت، اولین واکنش فرماندهان نیروی انتظامی از جمله سردار رادان نه تنها تکذیب این قتل بلکه بطور کل تکذیب وجود فردی به نام #امیر_جوادی_فر هست.
#احمد_رضا_رادان هم اکنون فرمانده کل انتظامی جمهوری اسلامی است.
#اردوگاه_مرگ_کهریزک #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬12❤4🔥1
محمد کامرانی جوان ۱۸ سالهای بود که یکی دیگر از قربانیان #بازداشتگاه_کهریزک است که در جریان ناآرامیهای پس از انتخابات ۱۳۸۸ در جریان تظاهرات ۱۸ تیر ۱۳۸۸ در نزدیکی میدان ولیعصر تهران دستگیر شد و به بازداشتگاه کهریزک انتقال یافت، او متحمل شکنجههای بسیاری شده بود اما به بیمارستان منتقل نشد تا این بازداشتگاه تخلیه و پس از انتقال به زندان اوین، به دلیل جراحتهای وارده به بیمارستان لقمان منتقل شد و سپس توسط خانوادهاش به بیمارستان مهر منتقل شد که متاسفانه به دلیل شدت جراحات، ساعاتی بعد در روز پنجشنبه ۲۵ تیرماه درگذشت.
حمید حجارها یکی از بازداشتشدگان و شاهدان بازداشتگاه کهریزکاست.
وقتی او در کهریزک بود، #امیر_جوادی_فر را با وضعیت جسمی بدی که داشت، کشانکشان نزد پزشک وظیفه کهریزک برده ، حمید حجارها همچنین از نزدیک با #محمد_کامرانی همصحبت شده بود: «ما قبل از اینکه به کهریزک برویم توی میدان انقلاب وقتی در پلیس پیشگیری بودیم، محمد همان جا با من صحبت کرد و ما آنجا با هم آشنا شدیم که آنجا به من گفت من کنکور پزشکی دارم. چون پدر من نظامی است من به او گفتم احتمال دارد پدر من بیاید دنبال من. محمد گفت اگر پدرت آمد دنبالت بگو یک فکری هم برای من بکند چون برای کنکور خیلی زحمت کشیدم.
خانواده محمد کامرانی همه جا دنبال محمد میگردند تا ببینند او که روز ۱۸ تیر از خانه بیرون رفته چرا تا کنون به خانه برنگشته است. آنها نام محمد کامرانی را سرانجام در پلیس امنیت تهران پیدا میکنند. اما آنجا کسی پاسخگو نیست. علی کامرانی پدر محمد به یکی از دوستان دوران دبیرستانش که حالا در نهادهای امنیتی ایران مشغول به کار شده است، زنگ میزند و از او یاری میخواهد،او به گفته خودش حکم آزادی محمد را میگیرد و ۲۴ تیر ماه راهی اوین میشود تا فرزندش را به خود به خانه بیاورد. اما آنجا اثری از محمد نیست. محمد کامرانی بعد از رفتن به حمام دیگر به بند بازنگشت بلکه به خاطر وخیم شدن وضعیت جسمیاش به بیمارستان منتقل شد.خانواده محمد وارد بیمارستان لقمان میشوند، مادر تاب دیدن فرزندی که با زنجیر به تخت بسته شده است را ندارد.
محمد کامرانی علی رغم اینکه در کما بود روی تخت بیمارستان او را با زنجیر بسته بودند به تخت. خانمی که آنجا پرستار است میگوید ببریدش جای دیگر، دوست امنیتیشان برگه آزادی اورا نشان میدهد همان ساعت اورا با آمبولانس به بیمارستان مهر میبرند اما دیگر کاراز کار گذشته و محمد جان میبازد.
#علیه_فراموشی #اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
حمید حجارها یکی از بازداشتشدگان و شاهدان بازداشتگاه کهریزکاست.
وقتی او در کهریزک بود، #امیر_جوادی_فر را با وضعیت جسمی بدی که داشت، کشانکشان نزد پزشک وظیفه کهریزک برده ، حمید حجارها همچنین از نزدیک با #محمد_کامرانی همصحبت شده بود: «ما قبل از اینکه به کهریزک برویم توی میدان انقلاب وقتی در پلیس پیشگیری بودیم، محمد همان جا با من صحبت کرد و ما آنجا با هم آشنا شدیم که آنجا به من گفت من کنکور پزشکی دارم. چون پدر من نظامی است من به او گفتم احتمال دارد پدر من بیاید دنبال من. محمد گفت اگر پدرت آمد دنبالت بگو یک فکری هم برای من بکند چون برای کنکور خیلی زحمت کشیدم.
خانواده محمد کامرانی همه جا دنبال محمد میگردند تا ببینند او که روز ۱۸ تیر از خانه بیرون رفته چرا تا کنون به خانه برنگشته است. آنها نام محمد کامرانی را سرانجام در پلیس امنیت تهران پیدا میکنند. اما آنجا کسی پاسخگو نیست. علی کامرانی پدر محمد به یکی از دوستان دوران دبیرستانش که حالا در نهادهای امنیتی ایران مشغول به کار شده است، زنگ میزند و از او یاری میخواهد،او به گفته خودش حکم آزادی محمد را میگیرد و ۲۴ تیر ماه راهی اوین میشود تا فرزندش را به خود به خانه بیاورد. اما آنجا اثری از محمد نیست. محمد کامرانی بعد از رفتن به حمام دیگر به بند بازنگشت بلکه به خاطر وخیم شدن وضعیت جسمیاش به بیمارستان منتقل شد.خانواده محمد وارد بیمارستان لقمان میشوند، مادر تاب دیدن فرزندی که با زنجیر به تخت بسته شده است را ندارد.
محمد کامرانی علی رغم اینکه در کما بود روی تخت بیمارستان او را با زنجیر بسته بودند به تخت. خانمی که آنجا پرستار است میگوید ببریدش جای دیگر، دوست امنیتیشان برگه آزادی اورا نشان میدهد همان ساعت اورا با آمبولانس به بیمارستان مهر میبرند اما دیگر کاراز کار گذشته و محمد جان میبازد.
#علیه_فراموشی #اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤9🤬6
محمود علیزاده طباطبایی که این روزها وکالت خانواده هاشمی و بسیاری از زندانیان اصلاح طلب را برعهده دارد از همافران انقلابی آن روزها و از آجودانهای ستاد نیروی هوایی بوده که در خاطرات خود میگوید:« آقای باقرزاده اطلاع داد که قرار است ربیعی را بازداشت کنند اما شنیده او در ستاد با تعداد زیادی محافظ و مسلسل و تفنگ قصد مقاومت دارد، من به ایشان گفتم لازم نیست میروم و تیمسار را با خودم میآورم گروه ضربت.
دفتر تیمسار در ستاد بود و من آن روزها در دوشان تپه بودم، رفتم و دیدم خبری از محافظ و مسلسل و تفنگ نیست و فقط آجودان ایشان حضور دارد. گفتم میخواهم تیمسار را ببینم. ایشان به داخل دفتر تیمسار رفتند و بعد از هماهنگی من را به داخل راهنمایی کردند. بعد از ورود ادای احترام نظامی کردم و گفتم تیمسار احتمالا از گروه ضربت با شما تماس گرفتهاند و آمدهام شما رو ببرم.
تیمسار از روی صندلی بلند شد و نگاهی به دیوار اتاق که عکس فرماندهان نیروی هوایی شاهنشاهی از ابتدای تاسیس روی آن نصب بود کرد و سپس رو به من کرد و گفت: سرکار همافر، ما که تمام شدیم و نیروی هوایی به دست شما افتاد این فرماندهان خائن نبودند و برای خشت خشت نیروی هوایی زحمت کشیدند شما خرابش نکنید. سپس بدون کلامی دیگر از اتاق خارج شد و با هم سوار لندرور شدیم و به گروه ضربت که قصرفیروزه بود رسیدیم آقای باقرزاده و رفیقدوست آماده بودند»
از اینجا به بعد را در خاطرات #محمد_علی_باقرزاده[رئیس گروه ضربت نیروی هوایی ارتش] میتوان یافت:«#علیزاده_طباطبایی از همافران انقلابی لجستیکی بود، ربیعی را آوردند، مسلح بود به من که رسید کلتش را تحویل داد لبخندی زد و گفت کجا باید برویم؟ گفتم اول منزلتان،به خانهاش که رسیدیم همسرش با چمدان منتظر بود،رفیقدوست شروع به درشتی کرد،آرمین [ #محسن_آرمین ] به او گفت مراقب کلامش باشد،در چمدان همسرش جواهرات و طلا و یک قوطی یک کیلویی روغن نباتی پر سکه طلا بود آقای رفیقدوست همه را داخل خودرو گذاشت و بعد از بازرسی خانه به سمت مدرسه علوی حرکت کردیم»
#امیر_حسین_ربیعی کمتر از دوماه بعد در مدرسه علوی و یا زندان قصر تیرباران شد، اما هرگز تکلیف داراییهای ضبط شده وی توسط #محسن_رفیق_دوست مشخص نشد،این فقط یک مورد از صدها مورد موجود و مستند است.
بهرروی #محسن_رفیقدوست در ماههای ابتدایی انقلاب تبدیل میشود به یکی از امینترین و نزدیکترین فرد متصل به شورای انقلاب .
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
دفتر تیمسار در ستاد بود و من آن روزها در دوشان تپه بودم، رفتم و دیدم خبری از محافظ و مسلسل و تفنگ نیست و فقط آجودان ایشان حضور دارد. گفتم میخواهم تیمسار را ببینم. ایشان به داخل دفتر تیمسار رفتند و بعد از هماهنگی من را به داخل راهنمایی کردند. بعد از ورود ادای احترام نظامی کردم و گفتم تیمسار احتمالا از گروه ضربت با شما تماس گرفتهاند و آمدهام شما رو ببرم.
تیمسار از روی صندلی بلند شد و نگاهی به دیوار اتاق که عکس فرماندهان نیروی هوایی شاهنشاهی از ابتدای تاسیس روی آن نصب بود کرد و سپس رو به من کرد و گفت: سرکار همافر، ما که تمام شدیم و نیروی هوایی به دست شما افتاد این فرماندهان خائن نبودند و برای خشت خشت نیروی هوایی زحمت کشیدند شما خرابش نکنید. سپس بدون کلامی دیگر از اتاق خارج شد و با هم سوار لندرور شدیم و به گروه ضربت که قصرفیروزه بود رسیدیم آقای باقرزاده و رفیقدوست آماده بودند»
از اینجا به بعد را در خاطرات #محمد_علی_باقرزاده[رئیس گروه ضربت نیروی هوایی ارتش] میتوان یافت:«#علیزاده_طباطبایی از همافران انقلابی لجستیکی بود، ربیعی را آوردند، مسلح بود به من که رسید کلتش را تحویل داد لبخندی زد و گفت کجا باید برویم؟ گفتم اول منزلتان،به خانهاش که رسیدیم همسرش با چمدان منتظر بود،رفیقدوست شروع به درشتی کرد،آرمین [ #محسن_آرمین ] به او گفت مراقب کلامش باشد،در چمدان همسرش جواهرات و طلا و یک قوطی یک کیلویی روغن نباتی پر سکه طلا بود آقای رفیقدوست همه را داخل خودرو گذاشت و بعد از بازرسی خانه به سمت مدرسه علوی حرکت کردیم»
#امیر_حسین_ربیعی کمتر از دوماه بعد در مدرسه علوی و یا زندان قصر تیرباران شد، اما هرگز تکلیف داراییهای ضبط شده وی توسط #محسن_رفیق_دوست مشخص نشد،این فقط یک مورد از صدها مورد موجود و مستند است.
بهرروی #محسن_رفیقدوست در ماههای ابتدایی انقلاب تبدیل میشود به یکی از امینترین و نزدیکترین فرد متصل به شورای انقلاب .
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔥6❤1
دفتر تیمسار #امیرحسین_ربیعی در ستاد بود و من هم آن روزها در دوشان تپه بودم، رفتم و دیدم خبری از محافظ و مسلسل و تفنگ نیست و فقط آجودان ایشان حضور دارد.
گفتم میخواهم تیمسار را ببینم. ایشان به داخل دفتر تیمسار رفتند و بعد از هماهنگی من را به داخل راهنمایی کردند. بعد از ورود ادای احترام نظامی کردم و گفتم تیمسار احتمالا از گروه ضربت با شما تماس گرفتهاند و آمدهام شما رو ببرم.
تیمسار از روی صندلی بلند شد و نگاهی به دیوار اتاق که عکس فرماندهان نیروی هوایی شاهنشاهی از ابتدای تاسیس روی آن نصب بود کرد و سپس رو به من کرد و گفت: سرکار همافر، ما که تمام شدیم و نیروی هوایی به دست شما افتاد این فرماندهان خائن نبودند و برای خشت خشت نیروی هوایی زحمت کشیدند شما خرابش نکنید. سپس بدون کلامی دیگر از اتاق خارج شدیم و با هم سوار لندرور شدیم و به گروه ضربت که در قصرفیروزه بود رسیدیم آقای باقرزاده و رفیقدوست آماده بودند»
از اینجا به بعد را در خاطرات #محمد_علی_باقرزاده میتوان یافت:«#علیزاده_طباطبایی از همافران انقلابی لجستیکی بود، ربیعی را آوردند، مسلح بود به من که رسید کلتش را تحویل داد لبخندی زد و گفت کجا باید برویم؟ گفتم اول منزلتان،به خانهاش که رسیدیم همسرش با چمدان منتظر بود،رفیقدوست شروع به درشتی کرد، آرمین [ #محسن_آرمین ] به او گفت مراقب کلامش باشد، در چمدان همسرش جواهرات و طلا و یک قوطی یک کیلویی روغن نباتی پر سکه طلا بود آقای رفیقدوست همه را داخل خودرو گذاشت و بعد از بازرسی خانه به سمت مدرسه علوی حرکت کردیم»
#امیر_حسین_ربیعی کمتر از دوماه بعد در مدرسه علوی و به روایتی در زندان قصر تیرباران شد، اما هرگز تکلیف داراییهای ضبط شده وی توسط #محسن_رفیق_دوست مشخص نشد،این فقط یک مورد از صدها مورد موجود و مستند است.
#علیه_فراموشی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤9🤬4🤯3🔥1🤔1
بیش از ۷۰ کودک در جریان خیزش سراسری جان شیرینشان را از دست دادند که یکی از آنها امیرحسین بساطی است.
امیر حسین در ۱۵ سالگی، در اوج تنهایی در خیابان جان داد.
او روز ۳۰ شهریور ۱۴۰۱، برای خرید دفتر نقاشی و مداد رنگی از خانه بیرون زد و در خیابان سپهر کرمانشاه به معترضان پیوست، اما با شلیک مستقیم مأموران امنیتی به سینهاش، دیگر هیچگاه به خانه بازنگشت.
خانواده #امیر_حسین_بساطی ، یک هفته در بیمارستانها، پرشکی قانونی و حتی در زندانها در پی او بودند، اما پیکر او را نیروهای امنیتی مطابق معمول دزدیده بودند، تا اینکه فیلمی در شبکههای اجتماعی منتشر شد که امیر حسین را غرق در خون نشان میداد.
در آنجا بود که بالاخره امیرحسین پیدا شد، اما پیکرش در زندان نهادهای امنیتی محبوس بود و برای تحویل جنازه او ۹۰ میلیون تومان پول گلوله طلب کرده بودند، در روزی که خانواده با فروش خودرویشان پول گلولههایی که فرزندشان را به قتل رسانده بود تامین کردند ، باز نیروهای امنیتی شرط کردند حق ندارید او را در کرمانشاه دفن کنید و باید او در روستای حسنآباد شاهآباد در شصت کیلومتری زادگاهش دفن شود، پول را گرفتند و فردایش پیکر با سه مامور مسلح در آمبولانس نیروی انتظامی با ادعای غسل داده شده ونماز خوانده شده به قبرستان روستای شاه آباد آورده شد و بدون آنکه خانواده اجازه داشته باشند برای آخرین بار عزیزشان را ببینند به خاک سپرده شد.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
امیر حسین در ۱۵ سالگی، در اوج تنهایی در خیابان جان داد.
او روز ۳۰ شهریور ۱۴۰۱، برای خرید دفتر نقاشی و مداد رنگی از خانه بیرون زد و در خیابان سپهر کرمانشاه به معترضان پیوست، اما با شلیک مستقیم مأموران امنیتی به سینهاش، دیگر هیچگاه به خانه بازنگشت.
خانواده #امیر_حسین_بساطی ، یک هفته در بیمارستانها، پرشکی قانونی و حتی در زندانها در پی او بودند، اما پیکر او را نیروهای امنیتی مطابق معمول دزدیده بودند، تا اینکه فیلمی در شبکههای اجتماعی منتشر شد که امیر حسین را غرق در خون نشان میداد.
در آنجا بود که بالاخره امیرحسین پیدا شد، اما پیکرش در زندان نهادهای امنیتی محبوس بود و برای تحویل جنازه او ۹۰ میلیون تومان پول گلوله طلب کرده بودند، در روزی که خانواده با فروش خودرویشان پول گلولههایی که فرزندشان را به قتل رسانده بود تامین کردند ، باز نیروهای امنیتی شرط کردند حق ندارید او را در کرمانشاه دفن کنید و باید او در روستای حسنآباد شاهآباد در شصت کیلومتری زادگاهش دفن شود، پول را گرفتند و فردایش پیکر با سه مامور مسلح در آمبولانس نیروی انتظامی با ادعای غسل داده شده ونماز خوانده شده به قبرستان روستای شاه آباد آورده شد و بدون آنکه خانواده اجازه داشته باشند برای آخرین بار عزیزشان را ببینند به خاک سپرده شد.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬8❤2🔥2
او ۳۰ شهریور برای اعتراض به خیابانهای بندرانزلی آمد که تیرهای ساچمهای او را به زمین زد و بعد شخصی بالای سرش آمد و به او شلیک کرد.
به گفته شاهدان، جعفر جوانمردی، فرمانده وقت انتظامی انزلی و قاتل #مهران_سماک، شخصی بوده که به سوی #امیر_محمد_نوروزی گلوله را شلیک کرده.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊3🔥2🤬1
نیروهای امنیتی مطابق معمول از تحویل دادن پیکر #امیر_حسین_بساطی خودداری میکردند اما در نهایت پس از گرفتن ۲۰ میلیون تومان ، روز پنجشنبه ۸ مهر پس از ٧ روز با اتخاذ تدابیر کاملاً امنیتی به خانوادهاش تحویل داده شده و همان روز در آرامستان روستای دارخور حسنآباد مراسم خاکسپاری وی برگزار شده است.
یکی از نزدیکان خانواده بساطی به سازمان حقوق بشر ایران گفت:«خانواده بساطی به مدت ۸ روز از سرنوشت فرزندشان هیچ اطلاعی نداشتهاند و بلاخره از طریق یکی از آشنایان مطلع شدهاند که جسد وی فرزندشان در سردخانه بیمارستان طالقانی نگهداری میشود.»
امیرحسین بساطی شامگاه چهارشنبه ۳۰ شهریور ماه در خیابان مدرس کرمانشاه از ناحیه سینه هدف گلوله نیروهای ضد شورش قرار گرفته است.
#علیه_فراموشی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥2❤1🤬1
بیش از ۷۰ کودک در جریان خیزش سراسری جان شیرینشان را از دست دادند که یکی از آنها امیرحسین بساطی است.
امیر حسین در ۱۵ سالگی، در اوج تنهایی در خیابان جان داد.
او روز ۳۰ شهریور ۱۴۰۱، برای خرید دفتر نقاشی و مداد رنگی از خانه بیرون زد و در خیابان سپهر کرمانشاه به معترضان پیوست، اما با شلیک مستقیم مأموران امنیتی به سینهاش، دیگر هیچگاه به خانه بازنگشت.
خانواده #امیر_حسین_بساطی ، یک هفته در بیمارستانها، پرشکی قانونی و حتی در زندانها در پی او بودند، اما پیکر او را نیروهای امنیتی مطابق معمول دزدیده بودند، تا اینکه فیلمی در شبکههای اجتماعی منتشر شد که امیر حسین را غرق در خون نشان میداد.
در آنجا بود که بالاخره امیرحسین پیدا شد، اما پیکرش در زندان نهادهای امنیتی محبوس بود و برای تحویل جنازه او ۹۰ میلیون تومان پول گلوله طلب کرده بودند، در روزی که خانواده با فروش خودرویشان پول گلولههایی که فرزندشان را به قتل رسانده بود تامین کردند ، باز نیروهای امنیتی شرط کردند حق ندارید او را در کرمانشاه دفن کنید و باید او در روستای حسنآباد شاهآباد در شصت کیلومتری زادگاهش دفن شود، پول را گرفتند و فردایش پیکر با سه مامور مسلح در آمبولانس نیروی انتظامی با ادعای غسل داده شده ونماز خوانده شده به قبرستان روستای شاه آباد آورده شد و بدون آنکه خانواده اجازه داشته باشند برای آخرین بار عزیزشان را ببینند به خاک سپرده شد.
#خامنه_ای_کودک_کش #روز_جهانی_کودک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
امیر حسین در ۱۵ سالگی، در اوج تنهایی در خیابان جان داد.
او روز ۳۰ شهریور ۱۴۰۱، برای خرید دفتر نقاشی و مداد رنگی از خانه بیرون زد و در خیابان سپهر کرمانشاه به معترضان پیوست، اما با شلیک مستقیم مأموران امنیتی به سینهاش، دیگر هیچگاه به خانه بازنگشت.
خانواده #امیر_حسین_بساطی ، یک هفته در بیمارستانها، پرشکی قانونی و حتی در زندانها در پی او بودند، اما پیکر او را نیروهای امنیتی مطابق معمول دزدیده بودند، تا اینکه فیلمی در شبکههای اجتماعی منتشر شد که امیر حسین را غرق در خون نشان میداد.
در آنجا بود که بالاخره امیرحسین پیدا شد، اما پیکرش در زندان نهادهای امنیتی محبوس بود و برای تحویل جنازه او ۹۰ میلیون تومان پول گلوله طلب کرده بودند، در روزی که خانواده با فروش خودرویشان پول گلولههایی که فرزندشان را به قتل رسانده بود تامین کردند ، باز نیروهای امنیتی شرط کردند حق ندارید او را در کرمانشاه دفن کنید و باید او در روستای حسنآباد شاهآباد در شصت کیلومتری زادگاهش دفن شود، پول را گرفتند و فردایش پیکر با سه مامور مسلح در آمبولانس نیروی انتظامی با ادعای غسل داده شده ونماز خوانده شده به قبرستان روستای شاه آباد آورده شد و بدون آنکه خانواده اجازه داشته باشند برای آخرین بار عزیزشان را ببینند به خاک سپرده شد.
#خامنه_ای_کودک_کش #روز_جهانی_کودک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤2🔥2
بیش از ۷۰ کودک در جریان خیزش سراسری جان شیرینشان را از دست دادند که یکی از آنها امیرحسین بساطی است.
امیر حسین در ۱۵ سالگی، در اوج تنهایی در خیابان جان داد.
او روز ۳۰ شهریور ۱۴۰۱، برای خرید دفتر نقاشی و مداد رنگی از خانه بیرون زد و در خیابان سپهر کرمانشاه به معترضان پیوست، اما با شلیک مستقیم مأموران امنیتی به سینهاش، دیگر هیچگاه به خانه بازنگشت.
خانواده #امیر_حسین_بساطی ، یک هفته در بیمارستانها، پرشکی قانونی و حتی در زندانها در پی او بودند، اما پیکر او را نیروهای امنیتی مطابق معمول دزدیده بودند، تا اینکه فیلمی در شبکههای اجتماعی منتشر شد که امیر حسین را غرق در خون نشان میداد.
در آنجا بود که بالاخره امیرحسین پیدا شد، اما پیکرش در زندان نهادهای امنیتی محبوس بود و برای تحویل جنازه او ۹۰ میلیون تومان پول گلوله طلب کرده بودند، در روزی که خانواده با فروش خودرویشان پول گلولههایی که فرزندشان را به قتل رسانده بود تامین کردند ، باز نیروهای امنیتی شرط کردند حق ندارید او را در کرمانشاه دفن کنید و باید او در روستای حسنآباد شاهآباد در شصت کیلومتری زادگاهش دفن شود، پول را گرفتند و فردایش پیکر با سه مامور مسلح در آمبولانس نیروی انتظامی با ادعای غسل داده شده ونماز خوانده شده به قبرستان روستای شاه آباد آورده شد و بدون آنکه خانواده اجازه داشته باشند برای آخرین بار عزیزشان را ببینند به خاک سپرده شد.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
امیر حسین در ۱۵ سالگی، در اوج تنهایی در خیابان جان داد.
او روز ۳۰ شهریور ۱۴۰۱، برای خرید دفتر نقاشی و مداد رنگی از خانه بیرون زد و در خیابان سپهر کرمانشاه به معترضان پیوست، اما با شلیک مستقیم مأموران امنیتی به سینهاش، دیگر هیچگاه به خانه بازنگشت.
خانواده #امیر_حسین_بساطی ، یک هفته در بیمارستانها، پرشکی قانونی و حتی در زندانها در پی او بودند، اما پیکر او را نیروهای امنیتی مطابق معمول دزدیده بودند، تا اینکه فیلمی در شبکههای اجتماعی منتشر شد که امیر حسین را غرق در خون نشان میداد.
در آنجا بود که بالاخره امیرحسین پیدا شد، اما پیکرش در زندان نهادهای امنیتی محبوس بود و برای تحویل جنازه او ۹۰ میلیون تومان پول گلوله طلب کرده بودند، در روزی که خانواده با فروش خودرویشان پول گلولههایی که فرزندشان را به قتل رسانده بود تامین کردند ، باز نیروهای امنیتی شرط کردند حق ندارید او را در کرمانشاه دفن کنید و باید او در روستای حسنآباد شاهآباد در شصت کیلومتری زادگاهش دفن شود، پول را گرفتند و فردایش پیکر با سه مامور مسلح در آمبولانس نیروی انتظامی با ادعای غسل داده شده ونماز خوانده شده به قبرستان روستای شاه آباد آورده شد و بدون آنکه خانواده اجازه داشته باشند برای آخرین بار عزیزشان را ببینند به خاک سپرده شد.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔥2🤬2🕊1
امیر محمد نوروزی نوجوان ۱۹ ساله در جریان اعتراضات ۳۱ شهریور ۱۴۰۱ در #بندرانزلی با شلیک ماموران جمهوری اسلامی کشته شد.
#امیر_محمد_نوروزی #علیه_فراموشی
#مهسا_امینی #انقلاب_آزادی_ایران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#امیر_محمد_نوروزی #علیه_فراموشی
#مهسا_امینی #انقلاب_آزادی_ایران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬7🕊4🔥2
امیر مهدی فرخیپور ۱۷ سال داشت که در تهران کشته شد.
در روز پنجم مهر، ۱۴۰۲ او سال یازدهم رشته گرافیک بود. سه سالی بود در کارگاه کفاشی و فروشگاه کیف و کفش پدرش کار میکرد. و علاقه زیادی هم به برقکاری داشت.
جمهوری اسلامی اصرار دارد که او در تصادف رانندگی کشته شده است.
اما خانوادهاش میگویند شواهد کافی در دست دارند که نشان میدهد او به دست ماموران کشته شده؛ از جمله پیامهایی که او ساعتی پیش از کشته شدن برای دوستدخترش فرستاده بود.
به گفته یکی از منابع نزدیک به خانواده، چهار شب قبل از کشته شدنش، خواهرش از او پرسیده بود که آیا نمیترسد که در اعتراضها اتفاقی برایش بیافتد؟ امیرمهدی پاسخ داده بود: «اگه من نرم، اون یکی نره، پس کی باید بره؟ من میرم که بلایی که سر مهسا اومد، سر تو، دخترهای دیگه، همسر آیندهم و دخترم نیاد و در آینده، آزاد زندگی کنن.»
«کسانی که او را دیده بودند، میگفتند چندباری مامورها با او فیزیکی درگیر شده بودند و امیرمهدی از دست آنها فرار کرده بود. سردسته خیلی از اعتراضها بود، شناساییاش کرده بودند. ۵ مهر به خانواده زنگ زدند و گفتند امیرمهدی تصادف کرده.»
این منبع میگوید به رغم ادعای حکومت مبنی بر تصادف امیر مهدی، وقتی آنها به بیمارستان رسیدند متوجه حضور ماموران امنیتی شدند: «یکی از پرستارها به خانواده گفت که تصادفی درکار نبوده و امیرمهدی را با گلوله کشتند. شکم امیرمهدی شکافته شده بود. بخیه زده بودند. پشت کمر و گردنش رد باتوم داشت.»
فشارها بر خانواده فرخی از همان داخل بیمارستان شروع شد؛ جایی که خانواده را مجبور کردند روایت حکومت را تکرار کنند. ماموران امنیتی از بسیاری از خانوادههای کشتههای اعتراضهای سراسری خواستهاند روایت آنها را تکرار کنند.
منبع نزدیک به خانواده میگوید: «از پدر امیرمهدی به اجبار فیلم گرفتند. تهدیدش کردند که اعتراف کند که امیرمهدی تصادف کرده. گفتند اگر اعتراف نکنی بلایی را که سر پسرت آوردیم، سر دو تا دخترت هم میآوریم. گفتند دو تا دختر دانشجو داری مواظب باش.»
در گواهی فوت #امیر_مهدی_فرخی_پور، علت فوت «برخورد اجسام سخت یا تیز» عنوان شده و نشانی از تصادف نیست. این عبارت برای توصیف علت فوت بیشتر کشتههای اعتراضهای سراسری ایران استفاده شده است.
#خامنه_ای_کودک_کش #روز_جهانی_کودک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
در روز پنجم مهر، ۱۴۰۲ او سال یازدهم رشته گرافیک بود. سه سالی بود در کارگاه کفاشی و فروشگاه کیف و کفش پدرش کار میکرد. و علاقه زیادی هم به برقکاری داشت.
جمهوری اسلامی اصرار دارد که او در تصادف رانندگی کشته شده است.
اما خانوادهاش میگویند شواهد کافی در دست دارند که نشان میدهد او به دست ماموران کشته شده؛ از جمله پیامهایی که او ساعتی پیش از کشته شدن برای دوستدخترش فرستاده بود.
به گفته یکی از منابع نزدیک به خانواده، چهار شب قبل از کشته شدنش، خواهرش از او پرسیده بود که آیا نمیترسد که در اعتراضها اتفاقی برایش بیافتد؟ امیرمهدی پاسخ داده بود: «اگه من نرم، اون یکی نره، پس کی باید بره؟ من میرم که بلایی که سر مهسا اومد، سر تو، دخترهای دیگه، همسر آیندهم و دخترم نیاد و در آینده، آزاد زندگی کنن.»
«کسانی که او را دیده بودند، میگفتند چندباری مامورها با او فیزیکی درگیر شده بودند و امیرمهدی از دست آنها فرار کرده بود. سردسته خیلی از اعتراضها بود، شناساییاش کرده بودند. ۵ مهر به خانواده زنگ زدند و گفتند امیرمهدی تصادف کرده.»
این منبع میگوید به رغم ادعای حکومت مبنی بر تصادف امیر مهدی، وقتی آنها به بیمارستان رسیدند متوجه حضور ماموران امنیتی شدند: «یکی از پرستارها به خانواده گفت که تصادفی درکار نبوده و امیرمهدی را با گلوله کشتند. شکم امیرمهدی شکافته شده بود. بخیه زده بودند. پشت کمر و گردنش رد باتوم داشت.»
فشارها بر خانواده فرخی از همان داخل بیمارستان شروع شد؛ جایی که خانواده را مجبور کردند روایت حکومت را تکرار کنند. ماموران امنیتی از بسیاری از خانوادههای کشتههای اعتراضهای سراسری خواستهاند روایت آنها را تکرار کنند.
منبع نزدیک به خانواده میگوید: «از پدر امیرمهدی به اجبار فیلم گرفتند. تهدیدش کردند که اعتراف کند که امیرمهدی تصادف کرده. گفتند اگر اعتراف نکنی بلایی را که سر پسرت آوردیم، سر دو تا دخترت هم میآوریم. گفتند دو تا دختر دانشجو داری مواظب باش.»
در گواهی فوت #امیر_مهدی_فرخی_پور، علت فوت «برخورد اجسام سخت یا تیز» عنوان شده و نشانی از تصادف نیست. این عبارت برای توصیف علت فوت بیشتر کشتههای اعتراضهای سراسری ایران استفاده شده است.
#خامنه_ای_کودک_کش #روز_جهانی_کودک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤7🤬4🔥2
بیش از ۷۰ کودک در جریان خیزش سراسری جان شیرینشان را از دست دادند که یکی از آنها امیرحسین بساطی است.
امیر حسین در ۱۵ سالگی، در اوج تنهایی در خیابان جان داد.
او روز ۳۰ شهریور ۱۴۰۱، برای خرید دفتر نقاشی و مداد رنگی از خانه بیرون زد و در خیابان سپهر کرمانشاه به معترضان پیوست، اما با شلیک مستقیم مأموران امنیتی به سینهاش، دیگر هیچگاه به خانه بازنگشت.
خانواده #امیر_حسین_بساطی ، یک هفته در بیمارستانها، پرشکی قانونی و حتی در زندانها در پی او بودند، اما پیکر او را نیروهای امنیتی مطابق معمول دزدیده بودند، تا اینکه فیلمی در شبکههای اجتماعی منتشر شد که امیر حسین را غرق در خون نشان میداد.
در آنجا بود که بالاخره امیرحسین پیدا شد، اما پیکرش در زندان نهادهای امنیتی محبوس بود و برای تحویل جنازه او ۹۰ میلیون تومان پول گلوله طلب کرده بودند، در روزی که خانواده با فروش خودرویشان پول گلولههایی که فرزندشان را به قتل رسانده بود تامین کردند ، باز نیروهای امنیتی شرط کردند حق ندارید او را در کرمانشاه دفن کنید و باید او در روستای حسنآباد شاهآباد در شصت کیلومتری زادگاهش دفن شود، پول را گرفتند و فردایش پیکر با سه مامور مسلح در آمبولانس نیروی انتظامی با ادعای غسل داده شده ونماز خوانده شده به قبرستان روستای شاه آباد آورده شد و بدون آنکه خانواده اجازه داشته باشند برای آخرین بار عزیزشان را ببینند به خاک سپرده شد.
#خامنه_ای_کودک_کش #روز_جهانی_کودک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
امیر حسین در ۱۵ سالگی، در اوج تنهایی در خیابان جان داد.
او روز ۳۰ شهریور ۱۴۰۱، برای خرید دفتر نقاشی و مداد رنگی از خانه بیرون زد و در خیابان سپهر کرمانشاه به معترضان پیوست، اما با شلیک مستقیم مأموران امنیتی به سینهاش، دیگر هیچگاه به خانه بازنگشت.
خانواده #امیر_حسین_بساطی ، یک هفته در بیمارستانها، پرشکی قانونی و حتی در زندانها در پی او بودند، اما پیکر او را نیروهای امنیتی مطابق معمول دزدیده بودند، تا اینکه فیلمی در شبکههای اجتماعی منتشر شد که امیر حسین را غرق در خون نشان میداد.
در آنجا بود که بالاخره امیرحسین پیدا شد، اما پیکرش در زندان نهادهای امنیتی محبوس بود و برای تحویل جنازه او ۹۰ میلیون تومان پول گلوله طلب کرده بودند، در روزی که خانواده با فروش خودرویشان پول گلولههایی که فرزندشان را به قتل رسانده بود تامین کردند ، باز نیروهای امنیتی شرط کردند حق ندارید او را در کرمانشاه دفن کنید و باید او در روستای حسنآباد شاهآباد در شصت کیلومتری زادگاهش دفن شود، پول را گرفتند و فردایش پیکر با سه مامور مسلح در آمبولانس نیروی انتظامی با ادعای غسل داده شده ونماز خوانده شده به قبرستان روستای شاه آباد آورده شد و بدون آنکه خانواده اجازه داشته باشند برای آخرین بار عزیزشان را ببینند به خاک سپرده شد.
#خامنه_ای_کودک_کش #روز_جهانی_کودک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤10🔥2
سه سال پیش #در_چنین_روزی جنگیدند و شعله وجودشان راه آزادی را روشن و ماندگار کرد.
۳۰ مهر ۱۴۰۱
#ابوالفضل_احمدپور تهران
#رامین_فاتحی سنندج بر اثر شکنجه
#سینا_ملایری اراک
#آرنیکا_قائم_مقامی تهران
#عزت_الله_شهبازی زندان اوین
#محمد_خواجوی_دره_بالایی دزفول
#مهدی_فرحانی خرمشهر
#هادی_جلوداریان اصفهان
#امیر_احمدی تهران
#پوریا_کیانی #شوشتر
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
۳۰ مهر ۱۴۰۱
#ابوالفضل_احمدپور تهران
#رامین_فاتحی سنندج بر اثر شکنجه
#سینا_ملایری اراک
#آرنیکا_قائم_مقامی تهران
#عزت_الله_شهبازی زندان اوین
#محمد_خواجوی_دره_بالایی دزفول
#مهدی_فرحانی خرمشهر
#هادی_جلوداریان اصفهان
#امیر_احمدی تهران
#پوریا_کیانی #شوشتر
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤14🕊3🔥2
امیرحسین متولد ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۰ در شهر ملارد است.
نوجوانی که همیشه به دنبال کمک به مردم بود و در بحثهای مربوط به جامعه نظر میداد.
بسیار مهربان، دلسوز، قوی و واقعبین، پسری خیلی صبور که مادرش را بسیار دوست داشت.
امیرحسین دیپلم خود را به تازگی کسب کرده بود و به شغل مورد علاقهاش، یعنی تعمیرات موبایل، مشغول بود.
با شروع اعتراضات #آبان_خونین_۹۸ در ۲۵ آبان، امیر حسین نیز به جمع تظاهرات کنندگان در سرآسیاب ملارد پیوست.
مزدوران خامنهای با شقاوت تمام دو گلوله برپیکر جوانش شلیک کردند؛ یکی به دست و دیگری به پهلو.
گلولهای که بر پهلو اصابت کرده بود ریهاش را سوراخ کرد و در نخاع نشست.
#امیر_حسین_زارع ، قطع نخاع شد، گلوله دیگر که بر دستش اصابت کرده بود بخاطر عمل ناموفق و عدم رسیدگی منجر به قطع دستش از کتف شد.
او ۴۲ روز در بیمارستان و در کما بود و در نهایت با لبی تشنه روز ۶دی۹۸ به ۱۵۰۰ شهید راه آزادی در آبان ۹۸ پیوست او تنها ۱۸ بهار را دید و پرکشید.
خانواده امیرحسین با ایستادگی در مقابل این حکومت و دیکتاتور خونخوار با قاتل نامیدن خامنهای در تمام این سالها شجاعت امیرحسین را تکثیر کردهاند.
#علیه_فراموشی #آبان_پایان_ناپذیر_ایران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
نوجوانی که همیشه به دنبال کمک به مردم بود و در بحثهای مربوط به جامعه نظر میداد.
بسیار مهربان، دلسوز، قوی و واقعبین، پسری خیلی صبور که مادرش را بسیار دوست داشت.
امیرحسین دیپلم خود را به تازگی کسب کرده بود و به شغل مورد علاقهاش، یعنی تعمیرات موبایل، مشغول بود.
با شروع اعتراضات #آبان_خونین_۹۸ در ۲۵ آبان، امیر حسین نیز به جمع تظاهرات کنندگان در سرآسیاب ملارد پیوست.
مزدوران خامنهای با شقاوت تمام دو گلوله برپیکر جوانش شلیک کردند؛ یکی به دست و دیگری به پهلو.
گلولهای که بر پهلو اصابت کرده بود ریهاش را سوراخ کرد و در نخاع نشست.
#امیر_حسین_زارع ، قطع نخاع شد، گلوله دیگر که بر دستش اصابت کرده بود بخاطر عمل ناموفق و عدم رسیدگی منجر به قطع دستش از کتف شد.
او ۴۲ روز در بیمارستان و در کما بود و در نهایت با لبی تشنه روز ۶دی۹۸ به ۱۵۰۰ شهید راه آزادی در آبان ۹۸ پیوست او تنها ۱۸ بهار را دید و پرکشید.
خانواده امیرحسین با ایستادگی در مقابل این حکومت و دیکتاتور خونخوار با قاتل نامیدن خامنهای در تمام این سالها شجاعت امیرحسین را تکثیر کردهاند.
#علیه_فراموشی #آبان_پایان_ناپذیر_ایران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤3🔥1
امیر الوندیمهر، جوانی که در اعتراضات #آبان_خونین_۹۸ ، با شلیک گلوله یک بسیجی کشته شد؛
#امیر_الوندی_مهر را در #آبان۹۸ ،کشتند. او اسفند ۱۳۷۲ در شیراز متولد شد. اهل شهرک گویم شیراز بود، فرزند ارشد خانواده و یک خواهر و برادر کوچکتر از خود داشت.
امیر روز ۲۶ آبان ۹۸، در شهرک گویم شیراز به خیابان رفت. در آن روز مردم جلوی پایگاه بسیج سلمان فارسی تجمع کرده بوند، ساعت شش عصر بود که ماموران از پشت بام پایگاه بسیج شروع به تیراندازی کردند. که ناگهان یکی از آنها به امیر برخورد کرد. به شکمش و او بر زمین افتاد.
مردم او را به چند بیمارستان بردند اما آنها هیچ معترض زخمی را پذیرش نمیکردند، در آخر به درمانگاه ابوعلی سینای گویم در نزدیکی بزرگراه اردکان بردند و باز پذیرشش نکردند و او به علت خونریزی زیاد در ساعت ده شب در مقابل بیمارستان جان باخت.
در #آبان خونین ۹۸ هیچ بیمارستانی زخمی شدگانی را که خودشان و یا مردم به بیمارستان معرفی میکردند را پذیرشش نمیکرد، دهها نمونه از جان باختن معترضان بر اثر عدم پذیرش کادر درمان ثبت شده است و امیر الوندی مهر اولین آن تنها در #شیراز است.
#دادخواهی #آبان_ادامه_دارد #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#امیر_الوندی_مهر را در #آبان۹۸ ،کشتند. او اسفند ۱۳۷۲ در شیراز متولد شد. اهل شهرک گویم شیراز بود، فرزند ارشد خانواده و یک خواهر و برادر کوچکتر از خود داشت.
امیر روز ۲۶ آبان ۹۸، در شهرک گویم شیراز به خیابان رفت. در آن روز مردم جلوی پایگاه بسیج سلمان فارسی تجمع کرده بوند، ساعت شش عصر بود که ماموران از پشت بام پایگاه بسیج شروع به تیراندازی کردند. که ناگهان یکی از آنها به امیر برخورد کرد. به شکمش و او بر زمین افتاد.
مردم او را به چند بیمارستان بردند اما آنها هیچ معترض زخمی را پذیرش نمیکردند، در آخر به درمانگاه ابوعلی سینای گویم در نزدیکی بزرگراه اردکان بردند و باز پذیرشش نکردند و او به علت خونریزی زیاد در ساعت ده شب در مقابل بیمارستان جان باخت.
در #آبان خونین ۹۸ هیچ بیمارستانی زخمی شدگانی را که خودشان و یا مردم به بیمارستان معرفی میکردند را پذیرشش نمیکرد، دهها نمونه از جان باختن معترضان بر اثر عدم پذیرش کادر درمان ثبت شده است و امیر الوندی مهر اولین آن تنها در #شیراز است.
#دادخواهی #آبان_ادامه_دارد #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤3🔥1🤬1
#امیر_الوندی_مهر را در #آبان۹۸ ،کشتند.
او اسفند ۱۳۷۲ در شیراز متولد شد.
اهل شهرک گویم شیراز بود، فرزند ارشد خانواده و یک خواهر و برادر کوچکتر از خود داشت.
امیر روز ۲۶ آبان ۹۸، در شهرک گویم شیراز به خیابان رفت. در آن روز مردم جلوی پایگاه بسیج سلمان فارسی تجمع کرده بوند، ساعت شش عصر بود که ماموران از پشت بام پایگاه بسیج شروع به تیراندازی کردند. که ناگهان یکی از آنها به امیر برخورد کرد. به شکمش و او بر زمین افتاد.
مردم او را به چند بیمارستان بردند اما آنها معترض زخمی را پذیرش نمیکردند، درآخر به درمانگاه ابوعلی سینای گویم در نزدیکی بزرگراه اردکان بردند ، اما او به علت خونریزی زیاد در ساعت ده شب در اورژانس جان باخت.
#علیه_فراموشی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1🔥1🕊1
بیش از ۷۰ کودک در جریان خیزش سراسری جان شیرینشان را از دست دادند که یکی از آنها امیرحسین بساطی است.
امیر حسین در ۱۵ سالگی، در اوج تنهایی در خیابان جان داد.
او روز ۳۰ شهریور ۱۴۰۱، برای خرید دفتر نقاشی و مداد رنگی از خانه بیرون زد و در خیابان سپهر کرمانشاه به معترضان پیوست، اما با شلیک مستقیم مأموران امنیتی به سینهاش، دیگر هیچگاه به خانه بازنگشت.
خانواده #امیر_حسین_بساطی ، یک هفته در بیمارستانها، پرشکی قانونی و حتی در زندانها در پی او بودند، اما پیکر او را نیروهای امنیتی مطابق معمول دزدیده بودند، تا اینکه فیلمی در شبکههای اجتماعی منتشر شد که امیر حسین را غرق در خون نشان میداد.
در آنجا بود که بالاخره امیرحسین پیدا شد، اما پیکرش در زندان نهادهای امنیتی محبوس بود و برای تحویل جنازه او ۹۰ میلیون تومان پول گلوله طلب کرده بودند، در روزی که خانواده با فروش خودرویشان پول گلولههایی که فرزندشان را به قتل رسانده بود تامین کردند ، باز نیروهای امنیتی شرط کردند حق ندارید او را در کرمانشاه دفن کنید و باید او در روستای حسنآباد شاهآباد در شصت کیلومتری زادگاهش دفن شود، پول را گرفتند و فردایش پیکر با سه مامور مسلح در آمبولانس نیروی انتظامی با ادعای غسل داده شده ونماز خوانده شده به قبرستان روستای شاه آباد آورده شد و بدون آنکه خانواده اجازه داشته باشند برای آخرین بار عزیزشان را ببینند به خاک سپرده شد.
#خامنه_ای_کودک_کش #روز_جهانی_کودک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
امیر حسین در ۱۵ سالگی، در اوج تنهایی در خیابان جان داد.
او روز ۳۰ شهریور ۱۴۰۱، برای خرید دفتر نقاشی و مداد رنگی از خانه بیرون زد و در خیابان سپهر کرمانشاه به معترضان پیوست، اما با شلیک مستقیم مأموران امنیتی به سینهاش، دیگر هیچگاه به خانه بازنگشت.
خانواده #امیر_حسین_بساطی ، یک هفته در بیمارستانها، پرشکی قانونی و حتی در زندانها در پی او بودند، اما پیکر او را نیروهای امنیتی مطابق معمول دزدیده بودند، تا اینکه فیلمی در شبکههای اجتماعی منتشر شد که امیر حسین را غرق در خون نشان میداد.
در آنجا بود که بالاخره امیرحسین پیدا شد، اما پیکرش در زندان نهادهای امنیتی محبوس بود و برای تحویل جنازه او ۹۰ میلیون تومان پول گلوله طلب کرده بودند، در روزی که خانواده با فروش خودرویشان پول گلولههایی که فرزندشان را به قتل رسانده بود تامین کردند ، باز نیروهای امنیتی شرط کردند حق ندارید او را در کرمانشاه دفن کنید و باید او در روستای حسنآباد شاهآباد در شصت کیلومتری زادگاهش دفن شود، پول را گرفتند و فردایش پیکر با سه مامور مسلح در آمبولانس نیروی انتظامی با ادعای غسل داده شده ونماز خوانده شده به قبرستان روستای شاه آباد آورده شد و بدون آنکه خانواده اجازه داشته باشند برای آخرین بار عزیزشان را ببینند به خاک سپرده شد.
#خامنه_ای_کودک_کش #روز_جهانی_کودک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬5🔥1🤯1🕊1
امیر مهدی فرخیپور ۱۷ سال داشت که در تهران کشته شد.
در روز پنجم مهر، ۱۴۰۲ او سال یازدهم رشته گرافیک بود. سه سالی بود در کارگاه کفاشی و فروشگاه کیف و کفش پدرش کار میکرد. و علاقه زیادی هم به برقکاری داشت.
جمهوری اسلامی اصرار دارد که او در تصادف رانندگی کشته شده است.
اما خانوادهاش میگویند شواهد کافی در دست دارند که نشان میدهد او به دست ماموران کشته شده؛ از جمله پیامهایی که او ساعتی پیش از کشته شدن برای دوستدخترش فرستاده بود.
به گفته یکی از منابع نزدیک به خانواده، چهار شب قبل از کشته شدنش، خواهرش از او پرسیده بود که آیا نمیترسد که در اعتراضها اتفاقی برایش بیافتد؟ امیرمهدی پاسخ داده بود: «اگه من نرم، اون یکی نره، پس کی باید بره؟ من میرم که بلایی که سر مهسا اومد، سر تو، دخترهای دیگه، همسر آیندهم و دخترم نیاد و در آینده، آزاد زندگی کنن.»
«کسانی که او را دیده بودند، میگفتند چندباری مامورها با او فیزیکی درگیر شده بودند و امیرمهدی از دست آنها فرار کرده بود. سردسته خیلی از اعتراضها بود، شناساییاش کرده بودند. ۵ مهر به خانواده زنگ زدند و گفتند امیرمهدی تصادف کرده.»
این منبع میگوید به رغم ادعای حکومت مبنی بر تصادف امیر مهدی، وقتی آنها به بیمارستان رسیدند متوجه حضور ماموران امنیتی شدند: «یکی از پرستارها به خانواده گفت که تصادفی درکار نبوده و امیرمهدی را با گلوله کشتند. شکم امیرمهدی شکافته شده بود. بخیه زده بودند. پشت کمر و گردنش رد باتوم داشت.»
فشارها بر خانواده فرخی از همان داخل بیمارستان شروع شد؛ جایی که خانواده را مجبور کردند روایت حکومت را تکرار کنند. ماموران امنیتی از بسیاری از خانوادههای کشتههای اعتراضهای سراسری خواستهاند روایت آنها را تکرار کنند.
منبع نزدیک به خانواده میگوید: «از پدر امیرمهدی به اجبار فیلم گرفتند. تهدیدش کردند که اعتراف کند که امیرمهدی تصادف کرده. گفتند اگر اعتراف نکنی بلایی را که سر پسرت آوردیم، سر دو تا دخترت هم میآوریم. گفتند دو تا دختر دانشجو داری مواظب باش.»
در گواهی فوت #امیر_مهدی_فرخی_پور، علت فوت «برخورد اجسام سخت یا تیز» عنوان شده و نشانی از تصادف نیست. این عبارت برای توصیف علت فوت بیشتر کشتههای اعتراضهای سراسری ایران استفاده شده است.
#خامنه_ای_کودک_کش #روز_جهانی_کودک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
در روز پنجم مهر، ۱۴۰۲ او سال یازدهم رشته گرافیک بود. سه سالی بود در کارگاه کفاشی و فروشگاه کیف و کفش پدرش کار میکرد. و علاقه زیادی هم به برقکاری داشت.
جمهوری اسلامی اصرار دارد که او در تصادف رانندگی کشته شده است.
اما خانوادهاش میگویند شواهد کافی در دست دارند که نشان میدهد او به دست ماموران کشته شده؛ از جمله پیامهایی که او ساعتی پیش از کشته شدن برای دوستدخترش فرستاده بود.
به گفته یکی از منابع نزدیک به خانواده، چهار شب قبل از کشته شدنش، خواهرش از او پرسیده بود که آیا نمیترسد که در اعتراضها اتفاقی برایش بیافتد؟ امیرمهدی پاسخ داده بود: «اگه من نرم، اون یکی نره، پس کی باید بره؟ من میرم که بلایی که سر مهسا اومد، سر تو، دخترهای دیگه، همسر آیندهم و دخترم نیاد و در آینده، آزاد زندگی کنن.»
«کسانی که او را دیده بودند، میگفتند چندباری مامورها با او فیزیکی درگیر شده بودند و امیرمهدی از دست آنها فرار کرده بود. سردسته خیلی از اعتراضها بود، شناساییاش کرده بودند. ۵ مهر به خانواده زنگ زدند و گفتند امیرمهدی تصادف کرده.»
این منبع میگوید به رغم ادعای حکومت مبنی بر تصادف امیر مهدی، وقتی آنها به بیمارستان رسیدند متوجه حضور ماموران امنیتی شدند: «یکی از پرستارها به خانواده گفت که تصادفی درکار نبوده و امیرمهدی را با گلوله کشتند. شکم امیرمهدی شکافته شده بود. بخیه زده بودند. پشت کمر و گردنش رد باتوم داشت.»
فشارها بر خانواده فرخی از همان داخل بیمارستان شروع شد؛ جایی که خانواده را مجبور کردند روایت حکومت را تکرار کنند. ماموران امنیتی از بسیاری از خانوادههای کشتههای اعتراضهای سراسری خواستهاند روایت آنها را تکرار کنند.
منبع نزدیک به خانواده میگوید: «از پدر امیرمهدی به اجبار فیلم گرفتند. تهدیدش کردند که اعتراف کند که امیرمهدی تصادف کرده. گفتند اگر اعتراف نکنی بلایی را که سر پسرت آوردیم، سر دو تا دخترت هم میآوریم. گفتند دو تا دختر دانشجو داری مواظب باش.»
در گواهی فوت #امیر_مهدی_فرخی_پور، علت فوت «برخورد اجسام سخت یا تیز» عنوان شده و نشانی از تصادف نیست. این عبارت برای توصیف علت فوت بیشتر کشتههای اعتراضهای سراسری ایران استفاده شده است.
#خامنه_ای_کودک_کش #روز_جهانی_کودک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬3🔥1🕊1
امیرحسین زارعزاده، فرزند اول خانواده بود و به همراه پدر و مادرش در ملارد زندگی میکرد.
امیرحسین ۲۵ آبان ۱۳۹۸، در دومین روز از اعتراضات #آبان_خونین_۹۸ در ملارد، سرآسیاب مورد اصابت دو گلولهٔ نیروهای امنیتی قرار گرفت.
یک گلوله به دست و گلولهٔ دیگر به پهلوی او اصابت کرد.
در آبان ۹۸ بیمارستانها بنابر دستور شورای امنیت کشور هیچ مجروحی را پذیرش نمیکردند، با وساطت یکی از بستگان آنها که پزشک بیمارستان بود بدون نام و پرونده وی را در بیمارستان شهریار بستری کردند، امیرحسین زارعزاده در این بیمارستان متاسفانه نمیتوانست به دلیل نداشتن پرونده مورد عمل جراحی قرارگیرد، نهایتا محددا با وساطت فرد دیگری و پس از ۹ روز او را به بیمارستان میلاد تهران منتقل کردند که بهدلیل عدم رسیدگی مناسب و تأخیر در انتقال به موقع به بیمارستان میلاد تهران، به علت عفونت شدید، در تاریخ ۱۴ آذر دست چپش از کتف قطع شد و به کما رفت.
امیرحسین درکنار بیش از صد گلوله ساچمهای که بر تنش نشسته بود، گلولهای که بر سینهاش اصابت کرده بود ریهاش را سوراخ کرد و در نخاع نشست و کمی بعد یک دستش را نیز قطع کردند.
او ۴۲ روز بر روی تخت بیمارستان در کما بود و مادر داغدیده اش قطره قطره در کنار او آب شدنش را به نظاره نشست تا ۱۰دیماه که جسم مجروح او از این دنیا پرکشید و آسمانی شد.
#امیر_حسین_زارع_زاده نوجوانی بود که همیشه به دنبال کمک به مردم بود و در بحثهای مربوط به جامعه نظر میداد، دیپلم خود را به تازگی کسب کرده بود و به شغل مورد علاقهاش، یعنی تعمیرات موبایل، مشغول بود.
به گفته مادرش او در نهایت با لبی تشنه در حالی که تنها ۱۸ بهار را دیده بود پرکشید.
خانواده امیرحسین با ایستادگی در مقابل این حکومت و دیکتاتور خونخوار با قاتل نامیدن خامنهای در تمام این سالها شجاعت امیرحسین را تکثیر کردهاند.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
امیرحسین ۲۵ آبان ۱۳۹۸، در دومین روز از اعتراضات #آبان_خونین_۹۸ در ملارد، سرآسیاب مورد اصابت دو گلولهٔ نیروهای امنیتی قرار گرفت.
یک گلوله به دست و گلولهٔ دیگر به پهلوی او اصابت کرد.
در آبان ۹۸ بیمارستانها بنابر دستور شورای امنیت کشور هیچ مجروحی را پذیرش نمیکردند، با وساطت یکی از بستگان آنها که پزشک بیمارستان بود بدون نام و پرونده وی را در بیمارستان شهریار بستری کردند، امیرحسین زارعزاده در این بیمارستان متاسفانه نمیتوانست به دلیل نداشتن پرونده مورد عمل جراحی قرارگیرد، نهایتا محددا با وساطت فرد دیگری و پس از ۹ روز او را به بیمارستان میلاد تهران منتقل کردند که بهدلیل عدم رسیدگی مناسب و تأخیر در انتقال به موقع به بیمارستان میلاد تهران، به علت عفونت شدید، در تاریخ ۱۴ آذر دست چپش از کتف قطع شد و به کما رفت.
امیرحسین درکنار بیش از صد گلوله ساچمهای که بر تنش نشسته بود، گلولهای که بر سینهاش اصابت کرده بود ریهاش را سوراخ کرد و در نخاع نشست و کمی بعد یک دستش را نیز قطع کردند.
او ۴۲ روز بر روی تخت بیمارستان در کما بود و مادر داغدیده اش قطره قطره در کنار او آب شدنش را به نظاره نشست تا ۱۰دیماه که جسم مجروح او از این دنیا پرکشید و آسمانی شد.
#امیر_حسین_زارع_زاده نوجوانی بود که همیشه به دنبال کمک به مردم بود و در بحثهای مربوط به جامعه نظر میداد، دیپلم خود را به تازگی کسب کرده بود و به شغل مورد علاقهاش، یعنی تعمیرات موبایل، مشغول بود.
به گفته مادرش او در نهایت با لبی تشنه در حالی که تنها ۱۸ بهار را دیده بود پرکشید.
خانواده امیرحسین با ایستادگی در مقابل این حکومت و دیکتاتور خونخوار با قاتل نامیدن خامنهای در تمام این سالها شجاعت امیرحسین را تکثیر کردهاند.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤15🔥3🕊2