ایران بریفینگ
7.43K subscribers
21.5K photos
28.5K videos
38K links
هدف ما؛اطلاع رسانی نقض حقوق بشر توسط نهادهای امنیتی و نظامی درایران است.
سایت:
www.irbr.news


توییتر:
twitter.com/irbriefing

ارتباط با مخاطبین در تلگرام :

@iranbriefing
Download Telegram
قسمت پنجم / وحید لاهوتی فرزند آیت الله #حسن_لاهوتی اشکوری از اعضای سازمان مجاهدین خلق بود.
آیت‌الله لاهوتی پس از انقلاب به عنوان نماینده رشت به مجلس اول راه یافت. او قبل از نمایندگی مجلس با حکم مستقیم آیت‌الله خمینی فرماندهی کمیته‌های انقلاب اسلامی را بر عهده داشت.
لاهوتی همچنین امام جمعه رشت بود.
#وحید_لاهوتی ۴ آبان ۱۳۶۰ دستگیر شد و در ۶ آبان مامورین پدر او آیت‌الله لاهوتی را هم دستگیر کردند که چند ساعت بعد به طور نامعلومی در زندان_اوین فوت کرد(در سلسله نوشتار #مرگهای_مشکوک_نظامیان به تفصیل توضیح داده شد)
وحید لاهوتی در ۴ آبان سال ۱۳۶۰ دستگیر شد و در ۶ آبان مأموران پدر او آیت‌الله لاهوتی را هم دستگیر کردند که چند ساعت بعد به‌طور نامعلومی فوت کرد.جمهوری اسلامی معتقد است وحید با مأموران به ساختمان پلاسکو رفته تا دوست خود را لو بدهد اما در آنجا خود را از طبقه سوم پایین انداخته و پس از انتقال به بیمارستان خود را مجددا از تخت پایین انداخته و فوت کرد.
عروس لاهوتی یعنی
#فائزه_هاشمی گفته است : «هم حسن لاهوتی و هم فرزند او، وحید را کشتند.»
#فاطمه_هاشمی، دختر دیگر #اکبر_هاشمی_رفسنجانی و عروس دیگر لاهوتی اعلام کرد که هاشمی رفسنجانی به دختران و دامادهای خود یعنی سعید و حمید لاهوتی توصیه کرده بود که برای حفظ مصالح حکومت جمهوری اسلامی، دربارهٔ شیوه مرگ لاهوتی سکوت کنند.
#سازمان_مجاهدین_خلق_ایران در سال ١٣٤٤ پایه گذاری شد که از نظر ایده‌ئولوژی، تشکیلاتی مذهبی و معتقد به اصول و مبانی اسلام بود. این سازمان پس از استقرار جمهوری اسلامی، رهبری خمینی را پذیرفت و به دفاع از انقلاب اسلامی پرداختند، حضور در ارگانهای حکومتی و شرکت فعال در حیات سیاسی جامعه را در دستور کار خود قرار دادند. در دو سال اول انقلاب، آن‌ها هواداران بسیاری، به ویژه در مدارس و دانشگاه‌ها، یافتند ولی تلاششان برای کسب قدرت سیاسی، چه از طریق انتصاب توسط مقامات و چه از طریق انتخاب توسط مردم با مخالفت شدید رهبران جمهوری اسلامی روبه رو شد. و رفته رفته از دهه شصت وارد مخالفت نظامی با جمهوری اسلامی شدند.

🌐
irbr.news
🆔
@irbriefing
🤬51
قسمت ششم / مسعود احمدزاده فرزند طاهر احمدزاده هروی از بنیانگذاران #سازمان_چریکهای_فدایی_خلق_ایران و موسس گروه احمدزاده پویان بود که در سال ۱۳۵۰ اعدام شد.
#مجید_احمدزاده دیگر فرزند او نیز همراه برادرش در ۱۱ اسفند ۱۳۵۰ اعدام شد.
او نیز در تشکیل گروه احمدزاده-پویان و سپس شکل گیری
سازمان چریک‌های فدایی خلق نقش موثری داشت.
#مجتبی_احمدزاده پسر کوچک‌تر آقا طاهر نیز در ۸ آبان ۱۳۶۰ به جرم عضویت در #سازمان_مجاهدین_خلق_ایران در زندان اوین اعدام شد. #طاهر_احمدزاده پدر مسعود، مجید، مجتبی و مستوره، پس از انقلاب از سوی دولت موقت ایران به عنوان نخستین استاندار خراسان انتخاب شد،وی باجناق علی خامنه‌ای است.

🌐
irbr.news
🆔
@irbriefing
3🤬2
قسمت هفتم / علی باکری برادر شهیدان مهدی و حمید باکری از فرماندهان سپاه پاسداران در جنگ ایران و عراق، که از اعضای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران بود وی البته پیش از انقلاب در سال ۱۳۵۳ دستگیر و به جرم خرابکاری و برهم زدن امنیت کشور اعدام شد.
بعدها و با وقوع انقلاب اسلامی اگر چه هم حمید و هم مهدی انقلابی بودند و در شهرداری و استانداری و بعدها سپاه مناصبی یافتند اما همواره سابقه عضویت برادرشان
#علی_باکری در #سازمان_مجاهدین_خلق_ایران بر سرشان بود، حتی مدتها بخاطر همین عضویت #حمید_باکری حق حضور در جبهه نداشت و #مهدی_باکری نیز تا مدتها تحت نظر سپاه بود.
در خلال درگیری‌های پس از انتخابات سال ۱۳۸۸، خانواده باکری از میرحسین موسوی حمایت کردند، مجتبی ذوالنور؛ جانشین پیشین و نماینده خامنه‌ای در سپاه مدعی شد، که همسر حمید باکری، به همسری وزیر اطلاعات خاتمی؛ علی یونسی درآمده‌،
#فاطمه_چهل_امیرانی ؛ همسر حمید باکری ضمن اعلام اینکه بعد از باکری ازدواج نکرده‌است، در مورد سخنان ذوالنور گفت:«من از همه دروغگویان فتنه‌گر و منافق بیزارم، چرا که بین مردم با دروغ‌هایشان نفاق انداخته‌اند، زیرا شهدایی که با آنان همنشین بوده‌ام از صادقان و صالحان بوده‌اند و من نیز ان‌شاءالله هم‌پیمان آنان خواهم بود.»
خواهر باکری نیز در همان ایام، در نامه‌ای نوشت:
«در مورد همسران برادرانم جملات نامربوطی شنیده‌ام،اگر ذره‌ای شرم از مقام و خون شهید داشتید، امروز این بی‌حرمتی‌ها را به همسران شهدا نمی‌کردید»
زهرا باکری؛ دیگر خواهر باکری‌ها، در مصاحبه‌ای درباره عضویت برادرش در
سازمان مجاهدین گفت:پسر برادرم را دستگیر کرده‌اند، بلایی سر ما آمده که زمان شاه نیامد، باور کنید یک ساواکی در خانه مرا نزد. زمان شاه من بعد از شهادتِ برادرم استخدام شدم، خواهر دیگرم نیز در محلی دیگر، در پست بالایی استخدام شد، مهدی دانشگاه قبول شد و تحصیل را شروع کرد، یک نفر درِ خانه ما را نزد. اگر چه در پرونده برادرم نوشته شده بود خرابکار یا خانواده خرابکار، ولی کسی جسارت نکرد در خانه ما را بازکند و به ما توهین کندولی در جمهوری اسلامی ما این توهین‌ها را دیدیم.
#آسیه_باکری؛ دختر حمید باکری #صادق_محصولی؛ وزیر کشور دولت #محمود_احمدی_نژاد را متهم کرد، که در زمان مسئولیتش در سپاه پاسداران، در شهر ارومیه، اقدام به اخراج حمید باکری از سپاه پاسداران کرده بود.

🌐
irbr.news
🆔
@irbriefing
2🤬1
قسمت دوازدهم / محمد صادق ، محمد کاظم و مریم گلزاده غفوری سه فرزند #علی_گلزاده_غفوری و داماد او، #علیرضا_حاج_صمدی از اعضای عملیاتی و ارشد #سازمان_مجاهدین_خلق_ایران بودند.
۲۸ شهریور ۱۳۶۰
#محمد_صادق_گلزاده_غفوری فرزند بزرگ وی که ۲۳سال بیشتر نداشت به جرم همکاری با سازمان مجاهدین خلق اعدام شد. دو هفته بعد در تاریخ ۱۳ مهر فرزند کوچکش #محمد_کاظم_گلزاده_غفوری در ۱۹سالگی تیرباران شد و هفت سال بعد دخترش #مریم_گلزاده_غفوری ۲۸ساله دانشجوی رشته ریاضی دانشگاه تهران و دامادش #علیرضا_حاج_صمدی دانشجوی ۳۳ساله دانشگاه تهران در جریان قتل عام زندانیان سیاسی در مرداد ماه سال ۱۳۶۷ حلق‌آویز شدند.

آیت الله علی گلزاده غفوری حقوقدان، مجتهد، نویسنده، استاد دانشگاه و از روحانیون طراز اول انقلاب است که از اعضای دفتر خمینی نیز محسوب می‌شود، وی در دوره اول انقلاب، نماینده استان تهران در مجلس خبرگان قانون اساسی و نماینده تهران دردوره اول مجلس شورای اسلامی بود.
گلزاده غفوری خود نیز در پیش از انقلاب در مقطعی در ابتدای دهه پنجاه عضو
سازمان مجاهدین بود ، اگر چه درباره عضویت وی در انجمن حجتیه نیز شایعاتی است و علت دوری وی از خمینی نیز به همین دلیل عنوان شده.

گلزاده غفوری از جمله روحانیونی است که علیرغم همراهی با انقلاب اما از مناصب دولتی خود در نظام پهلوی هم برکنار نشده و در دهه پنجاه همراه با
#محمد_حسین_بهشتی ، #محمد_جواد_باهنر و سید رضا برقعی در وزارت آموزش و پرورش استخدام بودند و نگارش کتاب‌های تعلیمات دینی و معارف اسلامی دبیرستان و دبستان در نظام جدید آموزش و پرورش زمان شاه را برعهده داشتند.
گلزاده غفوری از جمله مخالفان اصل ولایت فقیه در قانون اساسی بود،او در اعتراض به این اصل در مجلس تحصن کرد و از ۲۰خرداد ۱۳۶۰ از شرکت در جلسات مجلس خودداری کرد و دیگر به مجلس نرفت.
گلزاده غفوری بعد از ترک مجلس و خانه‌نشینی و پس از چهل سال کار فعالیت در لباس روحانیت، برای همیشه با این لباس (عبا و عمامه) وداع کرد تا به این وسیله فاصله خودش را با طبقه روحانیت در حاکمیت حفظ کند.
او در سال‌های آخر عمر عملا از صحنه عمومی کنار رفت و سرانجام در ۱۱ دی ۱۳۸۸ در تهران درگذشت.
چند فعال سیاسی از جمله
#احمد_سلامتیان و فرزند وی بعد از فوت وی اعلام‌کردند وی در تمام دهه هفتاد و‌ هشتاد در حصر خانگی بسر برده است.
🌐
irbr.news
🆔
@irbriefing
3🤬2👍1
قسمت سیزدهم / آیت الله مشکینی سه پسر داشت که دو‌تن از آنان از اعضای #سازمان_مجاهدین_خلق_ایران بودند و دیگری در ۱۶ سالگی بر اثر ترکش خمپاره بخشی از مغز و سرش برداشته شده که باعث شده بود بر اثر موج گرفتگی تا آخر عمرش فقط عبادت و فحاشی کند، وی درسال ۱۳۸۷ فوت نمود.
#اکبر_هاشمی_رفسنجانی در خاطراتش نوشته:«بعد از نماز به حرم حضرت معصومه رفتم. انبوه زائران، ابراز احساسات پُرشوری کردند. [آقای جواد فیض]، فرزند سی ساله آقای [علی] مشکینی، [رئیس مجلس خبرگان] که جانباز موجی است، در گوشه‌ای با صدای بلند مشغول مناجات بود تا مرا دید شروع به فحاشی کرد، محافظین رفتند و ساکتش کردند، بعد از آیت‌الله مشکینی درباره ‌او سئوال کردم. گفتند، در اثر ضربه‌ای در جنگ، نیمی از مغزش آسیب دیده و بُعد دنیاطلبی‌اش زایل شده و بُعد آخرت‌جویی مانده است و‌ روزانه بالای ده یاعت نماز می‌خواند.
از سرنوشت دو فرزند مجاهد وی اخبار ضد و نقیض بسیاری منتشر شده، برخی روایت‌ها دال بر اعدام هردوی آنهاست و برخی اخبار نیز از ابراز ندامت و توبه و آزادی آنها دلالت دارد.
در سلسله یادداشت‌های #جمهوری_اشباح ایران بریفینگ مرور کردیم که:«هر دو در دهه شصت آزاد شدند و سپس از ایران گریختند و به عراق رفتند و در حمله مجاهدین به ایران در عملیات فروغ جاویدان هر دو‌کشته شده‌اند…»
مستند ترین خبر در مورد آنها این است که پس از راهپیمایی وسیع مجاهدین در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و‌ ورودشان به فاز مسلحانه دو‌فرزند وی توسط پاسداران کمیته بازداشت شدند، متعاقب آن #آیت‌_الله_مشکینی ، نامه‌ای تشکر آمیز به سرپرست کمیته مرکزی انقلاب اسلامی ایران نوشت که در آن نامه آمده است: به قرار مسموع فرزندان اینجانب به وسیله ماموران کمیته پاسداران انقلاب اسلامی بازداشت شدند. برای من شنیدن این خبر به عنوان طلیعه عدالت در حکومت اسلامی، مسرت‌بخش است و از کوشش و زحمات پاسداران انقلاب که به سپاس از نعمت انقلاب و حفظ ره‌آورد آن انجام می‌دهد، تشکر می‌کنم.
#علی_مشکینی نخستین رئیس مجلس خبرگان رهبری از زمان تأسیس آن، رئیس #جامعه_مدرسین_حوزه_علمیه_قم وامام جمعه دائم العمر قم بود، وی در مرداد ۱۳۸۶ در تهران درگذشت.

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
2🤬2👍1😁1
قسمت پانزدهم / هستند دیگر کسانی که بجز فرزند و نوه و دیگر اعضای خانواده‌شان به مخالفت علنی با جمهوری اسلامی و عضویت در سازمان مجاهدین مشغول هستند و نه تنها نسبت خانوادگی آنها چندان بحث برانگیز نشده بلکه پی در پی خودش به دنبال افشای دیگران و کشف نیمه پنهان روابط خانوادگی دیگران هست.
در پی قتل‌های زنجیره‌ای در سال ۱۳۷۷ روزنامه صبح امروز نوشت که برادر همسر #حسین_شریعتمداری ، نماینده خامنه‌ای و مدیر مسئول روزنامه کیهان از اعضای ارشد #شورای_ملی_مقاومت و #سازمان_مجاهدین_خلق_ایران است.
حسین شریعتمداری کمی بعد ابن موضوع را تائید کرد و گفت که در واقع سازمان مجاهدین به #حسین_باروتی برادر همسرش ماموریت داده بود که او را ترور کند.
پس از آن، این موضوع چندان در رسانه‌ها مطرح نشد تا اینکه در ماجرای #پیروز_حناچی و اتهاماتی که شریعتمداری به او به خاطر عضویت برادرش در سازمان مجاهدین وارد می‌کرد، #عبدالرضا_داوری که آن زمان از مشاوران #محمود_احمدی_نژاد بود ، در توییتر خود پرسید «احیانا از جناب حسین شریعتمداری در مورد حضور حسین باروتی، برادر همسرشان در راس سازمان منافقین و از آیت الله جنتی و دکتر مرندی در مورد عضویت فرزندانشان در گروه رجوی هم سوال کنید»
مسعود خدابنده، عضو سابق سازمان مجاهدین که تا اواخر دهه ۱۳۷۰ در کمپ اشرف در عراق بود، نیز تائید کرده که #یعقوب_باروتی با نام سازمانی حسین مسئول تسلیحات #کمپ_اشرف تا زمان برچیده شدن کمپ در عراق بوده اما پس از آن خبری از او در دست نیست.
خدابنده احتمال می‌دهد در حملات مکرر جمهوری اسلامی به اشرف باروتی کشته شده باشد .
حدس خدابنده البته درست نبود و یعقوب(حسین) باروتی در گردهمایی سازمان مجاهدین در سال ۲۰۲۳ در پاریس در کنار مریم رجوی دیده شد و کمی بعدتر نیز نام وی در میان مجروحان حمله پلیس آلبانی به کمپ مجاهدین در آلبانی هم دیده شد. ‏

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬1
از سلسله روایات #جمهوری_اشباح ، روایت۷۴/نشریه پیام هامون شهریور ۱۳۷۸، محسن سازگارا:«من خودم قبل از انقلاب هم، یک مبارز خارج از کشور بودم در آمریکا،از فعالین جنبش دانـشجویی بـودم،جنـبش دانشجویی در خارج از کشور، قبل از انقلاب بُرد خاصی داشـت. امـا در آن مقطـع، وظیفه خودم می‌دانستم که بلافاصله به کشور برگردم. به خصوص حرفهایی هم مطرح بود، که اینها محارب باخدا هستند و مفسدفی‌الارض‌اند و از این مزخرفات. این بـود که می‌خواستم حتماً بیایم و اعتراض خودم را در داخل ایران از طریق اعتصاب غذا در زندان انجام بدهم....
سایت تقاطع، محسن سازگارا در گفتگو با علیرضا کیانی:
سر پرونده نخست‌وزیری با اسدالله لاجوردی درگیر بودم. مستقیما با او سرشاخ شدم. در پرونده #انفجار_نخست_وزیری به من و دوستانم تهمت قتل رجایی و باهنر را زد و‌سرسختانه اعتقاد داشت من و‌خسرو ‌تهرانی و نبوی رجایی و‌باهنر را کشتیم…

روزنامه دوران امروز، یکشنبه ۱۳۷۹/۲/۲۱ - مصاحبه با بهزاد نبوی:
سؤال: جریان انفجار نخست وزیری چیست؟
#بهزاد_نبوی این خیلی جالب است. بحث انفجار نخـست وزیـری را در مرحلـه اول به بنده منتسب کردند و در مرحله بعد چسباندند به سازگارا معاون من و تهرانی مسئول اطلاعات_نخست_وزیری بعد خواستند #سازمان_مجاهدین_انقلاب_اسلامی را به همراه من در پرونده، شریک و ذینفع کنند.
از سال ۱۳۶۰ و به دنبال فاجعه انفجار نخست وزیری، عناصری از جناح راست،در آن زمان به دنبال ایجاد این پرونده علیه بنده بودند. تا به این طریق بتوانند ابتـدا بنده و به تبع آن بعضی از عناصر سازمان را از صحنه خارج کنند،تا خیلی جاها هم پیش رفتند. علیرغم اینکه امـام رحمه الله علیـه در سـال ۱۳۶۴ و یا ۱۳۶۵ براساس گزارش رئیس قوه قضائیه وقت، موسوی اردبیلی، دادستان کل کشور #موسوی_خوئینی_ها و دادستان انقلاب اسلامی، ابراهیم رئیسی که در یک جلسه، هر سه به حضور امام رسیدند. در آنجا گزارش پرونده را پس از بازجوئی‌های مفصل از تمام افرادی که در ایـن زمینـه مـتهم بودنـد،انجام داده بودند.گزارش نتایج را به ایشان ارائه دادند. ایشان دستور مختومه شدن پرونده را بـه دلیـل عدم وقوع بزه صادر کردند و حتی دستور دادند کسانی که در این پرونده‌سازی شرکت داشته‌اند، تحت پیگرد قرار بگیرند؛ تا اینکه معلوم شود، این افراد از کجا آمده‌اند و چرا علیه خدمتگزاران انقلاب و نظام، پرونده‌سازی می‌کنند، که البته این کار هرگز انجام نشد»
ادامه دارد…

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬41
همزمان با سالگرد کودتای نوژه بخش‌هایی از سلسله روایت‌های #جمهوری_اشباح را که اشاراتی به این واقع دارد را بازنشر می‌نمائیم کامل این روایات ۴۰۰ قسمتی در سایت و یا صفحات ایران بریفینگ در شبکه‌های اجتماعی قابل دسترسی است.
‌‎[سرتیپ منتظری پس از کودتای نوژه مسئول تشکیل ستاد ضد کودتا می‌شود،او در ادامه تحقیقاتش به اعضای اطلاعات نخست وزیری مظنون می‌شود اما از ادامه تحقیقاتش منع می‌شود وی در دهه هفتاد رئیس سازمان حفاظت اطلاعات ارتش بوده،این گفتگو برای اولین بار در ایران بریفینگ منتشر می‌شود]
‌‎#اطلاعات_نخست_وزیری را الان که نگاه کلی بیندازیم بهش واقعا اگر نبود، خیلی از فجایع اتفاق نمی‌افتاد،اگرچه کارهای خوبی هم کرد،شاید تنها کار خوبش کشف #کودتای_نوژه بود،ولی همین‌جا مثلا بنی عامرى و قادسى و قربانیفر اینها باید بخاطر کودتا محاکمه می‌شدند،اما از طرف همین‌ها رفتند لندن و شدند مسئول خریدهاى بازرگانى برای جنگ منصفانه بگوئیم کارهای خوبی هم‌کردند.
‌‎اما #جواد_قدیرى یک آدمى بود که سابقه تشکیلاتى کار با مجاهدین خلق را قبل از انقلاب داشت،زندان هم رفته بود و با #مسعود_رجوى هم بند بود و از نوچه‌هاى رجوى در زندان بود و جالبه که بعد از آزادى از زندان و جریانات انقلاب، یک دفعه سر از دستگاه اطلاعاتى در می‌آورد.
‌‎جواد قدیرى، از همان اوایل شکل گیری کمیته‌ها در دوره رضوى مشغول به کار شد،از همان کمیته پایش به اطلاعات نخست وزیری باز شد و طبیعی است دسترسی داشته به خیلی از اسناد و مدارک محرمانه، بعد ۷ تیر ما بررسی کردیم دیدیم هزاران سندی که اصلا هیچ ربطى به قدیری نداشته را ، اینهـا را بـا خودشان جمع آورى کرده بودند و بردن باخودشان.
‌‎یعنى او با #مسعود_کشمیرى هر چه را مى‌توانستند،بردند،کشمیرى،جواد قدیرى و زنش #زهره_عطریانفر که خواهر #محمد_عطریانفر است که آن زمان در اطلاعات نخست وزیری بود و‌ بعد سال ۶۳ که وزارت اطلاعات تاسیس شد، شد رئیس سازمان حفاظت اطلاعات شهربانی و‌ بعد نیروی انتظامی، یعنی بعد از آقای #حمید_نقاشیان که به نقاشان معروفه.
‌‎زهره عطریانفر همسر جواد قدیرى است و‌ در #سازمان_مجاهدین_خلق در اصـفهان بـا سنا برق زاهدى یا وحیده حری وامثال اونها در ارتباط بوده.
‌‎جـواد قدیرى هم یک نیروى عادى و ساده تشکیلات منافقین نبود، یعنى جزو نفرات کلیـدى و رده بالاى اونها بود.
‌‎کتاب غائله چهاردهم اسفند ۱۳۵۹:
‌‎قدیرى عضو با سابقه سازمان مجاهدین خلق از اطلاعات نخست وزیری در اداره دوم سـتاد ارتش به انجام وظایف مشغول مى‌شود.
‌‎جواد قدیرى شنودها را پیاده و تجزیه و تحلیل مى کرد...

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍4🔥2
همزمان با سالگرد کودتای نوژه بخش‌هایی از سلسله روایت‌های جمهوری اشباح را که اشاراتی به این واقع دارد را بازنشر می‌نمائیم کامل این روایات ۴۰۰ قسمتی در سایت و یا صفحات ایران بریفینگ در شبکه‌های اجتماعی قابل دسترسی است؛
[تقی محمدی ۱۹ فروردین ۱۳۶۵ در زندان اوین به طرز مشکوکی به فوت نمود،مرگ او خودکشی در سلول انفرادی با کمربند اعلام شده در حالی که دسترسی وی به کمربند درسلول انفرادی جای ابهام است،او از دانشجویان اشغال کننده سفارت آمریکا و‌ بچه نازی‌آباد و‌ عضو #سازمان_مجاهدین_انقلاب_اسلامی بود، محمدی در #اطلاعات_نخست_وزیری مسئول بخش خارجی بود، بعد از کودتای نوژه او در بخش ضد جاسوسی،پیگیری جریانات ضدانقلاب راست و ستاد ضد کودتا فعال شد،در بعد از #انفجار_نخست_وزیری و کشف ارتباط #مسعود_کشمیری با محمدی او بازداشت می‌شود، بازداشت او در حالی بود که او پس از انفجار نخست‌وزیری در فاصله کوتاهی ابتدا به عنوان مأمور دفتر اطلاعات و تحقیقات نخست‌وزیری به کویت اعزام و سپس به عنوان کاردار ایران در افغانستان منصوب می‌شود.
دادستانی انقلاب به دلیل نزدیکی او با کشمیری ، با هماهنگی وزارت خارجه و بدون آشکار نمودن موضوع، او را از کابل فراخواند و در فرودگاه مهرآباد بازداشت کرد. وی بعد از یک هفته مقاومت در بازداشتگاه بصورت مرموزی فوت می نماید.
محسنی اژه‌ای که بازجوی او بوده مدعی است: شب قبل از «خودکشی» محمدی، به این نتیجه رسید که باید به ارتباطش با نفاق‌یا خیانتش اعتراف کند.
پس از این است که تقی محمدی راضی به اعتراف کتبی شده اما، ادامه کار به روز بعد سپرده می‌شود که دیگر به گفته او در همان شب خودکشی کرده.
#تقی_محمدی پسر خاله #وجیهه_مرصوصی همسر #سعید_حجاریان است و ورای رابطه فامیلی از دوستان بسیار نزدیک حجاریان نیز بوده، در شبی که محمدی گفته می‌شود در زندان اوین خودکشی کرده ، همان زمان سعید حجاریان در همان مکان مشغول بازجویی از یک زندانی دیگر کودتای نوژه بوده است]

سعید حجاریان کاشی با نام‌ مستعار #سعید_مظفری ، مهندس فنی لیسانس مکانیک از دانشگاه تهران و دکترای علوم سیاسی از دانشکده حقوق دانشگاه تهران.
او‌ فعالیت سیاسی خـود را ازنهـاد اطلاعات و تحقیقات نخست وزیری آغاز کرد و در دوران وزارت #محمدی_ری_شهری در وزارت اطلاعات ، مدیر کل آن وزارتخانه بود، پس ازپایان دولت میرحسین موسوی و‌در اواسط دولت اول #اکبر_هاشمی_رفسنجانی بـه تـدریج خود را از وزارت جدا ساخته و به مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری پیوست و‌ معاون سیاسی #موسوی_خوئینی_ها رئیس آن مرکز شد.
#جمهوری_اشباح

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍5🔥1
قسمت پنجم / زمانی «سعید حجاریان» که علاقه زیادی به «تئوریسین نمایی» خود در جریان اصلاحات دارد، در باب تشکیلات سیاسی خود و همفکران امنیتی خود گفته بود که کل اعضای آن در یک فولکس واگن جا می‌گیرند.
واقعیت آن است که به واسطه ماهیت نیمه نظامی-نیمه سیاسی
سازمان مجاهدین انقلاب که در مواجهه با سازمان مجاهدین خلق در ماه‌های نخست پیروزی انقلاب شکل گرفت، این تشکیلات همواره ماهیت امنیتی خود را حفظ کرده است.
حتی بعد از انحلال این
سازمان در دهه ۶۰، به واسطه خروج اعضای وابسته به جناح راست سازمان و پیوستنشان به سپاه پاسداران همچون محسن رضایی و محمد باقر ذوالقدر و شکل‌گیری دوباره این تشکیلات (صرفاً با اعضای چپ سازمان) در اوایل دهه هفتاد، به واسطه اینکه تمام اعضای آن به نوعی سابقه اطلاعاتی-امنیتی داشتند، این ماهیت پنهان‌کار و نیمه مخفی همواره حفظ شده است.
به بیان دیگر، اگر
سازمان مجاهدین انقلاب در اوایل عمر جمهوری اسلامی با هدف حفظ انقلاب در برابر کودتای نظامی وابستگان رژیم قبلی و شورش مسلحانه گروهک‌ها، تأسیس شد، با تأسیس و احیای مجدد آن در سال ۷۱، ماهیت دیگری پیدا کرد و از همان زمان احیا و حفظ «جمهوری دوم» را به واسطه ایفای نقش پلیس خوب در مقابل اصولگرایان یعنی پلیس بد در دستور کار قرار داده است.
از آن جایی که به واسطه فروپاشی شوروی، ذهنیت التقاطی اعضای چپ این
سازمان، که از تفکرات شریعتی و ایدئولوژی بلوک شرق (که برخی آن را سوسیالیسم اسلامی و برخی دیگر چپ اسلامی و بسیاری نیز ارتجاع سرخ و سیاه خوانده‌اند)دچار یک خلأ ایدئولوژیک بزرگ شده بود، این خلأ را با اصلاح طلبی و جامعه مدنی پر کردند.
اما اینها هر چه بکنند هرگز نمی‌توانند منکر نقششان در بازجویی‌ها و‌شکنجه‌های دهه ۶۰ در زندان اوین، قتل عام زندانیان سیاسی و یا حتی سهم داشتن در
#قتلهای_زنجیره_ای بشوند.
اما کارکرد بسیار مهم‌تر
#سعید_حجاریان و اتاق فکرش در #سازمان_مجاهدین_انقلاب_اسلامی و حلقه نزدیک به #سید_محمد_موسوی_خوئینی_ها طراحی پروژه های امنیتی و اطلاعاتی در جهت #جمهوری_دوم در نظام سلطه #چپهای_اسلامی است.
این‌گونه است که در هر چالش بزرگ امنیتی جمهوری اسلامی از قتل‌های زنجیره‌ای تا کوی دانشگاه، تحصن مجلس ششم، قتل عام ۸۸ و‌سرکوبهای پی در پی دهه ۹۰ همیشه به نوعی پای وی و این جریان سیاسی در میان بوده است.

🌐
irbr.news
🆔
@irbriefing
👍2
قسمت بیست و‌دوم / همان طور که دانستیم ، تا پیش از تشکیل وزارت اطلاعات چند نهاد موازی فعالیت‌های اطلاعاتی را پیش می‌بردند از جمله دفتر #اطلاعات_نخست_وزیری ، واحد اطلاعات سپاه، تشکیلات کمیته‌ها، تشکیلات دادستانی و اطلاعات ارتش.
حضور پراکنده واحدهای اطلاعاتی، آن هم بدون فرماندهی واحد، “مایه موازی‌کاری” و “نفوذ” و “رخنه‌ امنیتی” بشمار آمد و‌ در نتیجه آن نه تنها #انفجار_نخست_وزیری و بروز کشمیری‌ها و کلاهی‌ها شد بلکه ده‌ها ترور و‌ بمب‌گذاری حاصلش بود که هنوز بسیاری از آنها به واقع مشخص نیست به راستی کار #سازمان_مجاهدین_خلق بود یا محصول اتاق فکرهای #چپهای_امنیتی خودی.

«رخنه امنیتی» که حتی این روزها نیز کلید واژه‌ای است که بارها پس از خرابکاری در #سایت_هسته_ای_نطنز و یا #ترور_محسن_فخری_زاده از سوی برخی مقام‌های عالی امنیتی و نظامی ایران تکرار می‌شود، قدمتی به درازای حیات جمهوری اسلامی دارد.

اگر از انفجار نخست وزیری که بهر حال اتمام حجت بود که بگذریم اما انفجار نهم مهر ۱۳۶۱ در میدان توپخانه را نقطه عطف تاسیس وزارت اطلاعات و برداشتن گامی جدی برای حذف #موازی_کاری اطلاعاتی باید دانست.

#جواد_منصوری، از فرمندهان اولیه در سپاه، می‌گوید:«یکی از مسائلی که در سال۱۳۶۰ خودش را نشان داد ناهماهنگی و تعارض دستگاه‌های اطلاعاتی بود. گاهی اطلاعات گم می‌شد، گاهی منحرف می‌شد. بعضا سوءاستفاده‌هایی هم رخ می‌داد. افرادی را که از یک واحد اطلاعاتی بیرون می‌کردند به واحدی دیگر می‌رفتند»

#محمد_محمدی_ری_شهری وزیر موسس وزارت اطلاعات، نیز تاکید می‌کند که :«در سال‌های نخست “به خاطر موازی‌کاری، اقدامات نتیجه نداشت و مشکلات امنیتی زیادتر می‌شد»

مهر تاسیس نهاد یکپارچه اطلاعات اگر چه با انفجار بزرگ و خونین نهم مهر ۱۳۶۱ در میدان توپخانه تهران آغاز شد، اما پایان راه نبود.

واقعه نهم مهر، نقطه عطفی بود که ایده تاسیس وزارت اطلاعات را کلید زد تا “سازمانی قانونی” و “متمرکز” فعالیت‌های اطلاعاتی را دست بگیرد؛ انفجار بمب ۱۵۰ کیلویی در میدان توپخانه، این پرسش را پیش کشید که چطور انفجاری در این ابعاد رخ داد و هیچ نهادی هم به آن پی نبرد؟

با نگاهی به تمامی ترور‌ها و انفجار‌های دهه شصت می‌توانیم ضعف ناشی از موازی کاری امنیتی را عامل آن بدانیم، اما چه کسی عامل استمرار این موازی‌ کاری‌ها بودند؟
جواب کوتاه و آشناست : #چپهای_اسلامی همانهایی که مدتهاست حالا #چپهای_امنیتی وزارت اطلاعات شده بودند.

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔥3👏1
قسمت بیست و سوم / دانستیم ‌که در سال ۱۳۶۲، با تصویب قانون تشکیل وزارت اطلاعات در مجلس و شورای نگهبان، نزاع تاریخی میان #وزارت_اطلاعات و سپاه آغاز شد .
بر اساس این قانون کلیه امکانات، ساختمان‌ها و پرسنل دیگر واحد‌های اطلاعاتی از جمله اطلاعات سپاه به وزارت اطلاعات منتقل شود.
تا پیش از تشکیل وزارت، اطلاعات سپاه همه کاره اطلاعات کشور بود. بعد بنابر قانون قرار شد تمام امکانات و پرسنل به وزارت اطلاعات منتقل شود. اولین جایی که دعوا شکل گرفت ساختمان #ساواک در پاسداران بود که ستاد مرکزی سپاه بود.
از طرفی چون آن زمان سپاه ماموریت‌های اطلاعاتی داخلی داشت، دستگاه‌های شنود و خودروهای مدل بالا و بی‌سیم‌های دیجیتالی هم خریده بود. اما تمام این‌ امکانات را از سپاه گرفتند و به وزارت دادند. یکباره سپاه خشک شد و این به شکل یک عقده تاریخی در بچه‌های سپاه ماند.
مشکل اصلی سپاه در این مقطع در واقع از دست دادن ماموریت‌های محوله بود. به عبارت دیگر، کوتاه شدن دست سپاه از حضور و نفوذ در مهمترین عرصه قدرت یعنی اطلاعات.
سپاه به تجربه دریافته بود که اطلاعات یعنی قدرت، یعنی حضور در عرصه تاثیرگذاری بر وقایع. بنابراین حاضر نبودند به راحتی از آن بگذرند از طرف دیگر، داشتن وظیفه و ماموریت در این زمینه امکانات زیادی به سپاه می‌داد و از دست رفتن این امکانات هم خوشایند نبود. مجموع تمام این از دست رفتن‌ها یعنی از دست رفتن ماموریت، وظایف، بودجه و امکانات موجب سرخوردگی و تشنج می‌شد و نه صرفا گرفتن تعدادی خودرو و یا بی‌سیم و ساختمان.
تنزل این درگیری‌ها بین سپاه و وزارت به چند خودرو و بی‌سیم شاید اهمیت مسئله را کاهش دهد.
رقابت‌های سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات به حدی رسید که شایعاتی مبنی بر خنثی‌سازی و خرابکاری در عملیات‌های خارجی دو طرف منتشر شده بود.
وزارت اطلاعات جاسازی بمب در ساک حجاج ایرانی در سال ۱۳۶۵ را به پلیس عربستان لو می‌دهد.
منابع نزدیک به #آیت_الله_منتظری مسئولیت این بمبگذاری را به سپاه پاسداران منتسب می‌کردند.
سپاه پاسداران نیز عملیات وزارت اطلاعات را لو می‌دهد: ماجرای ربودن ابوالحسن مجتهدزاده از اعضای #سازمان_مجاهدین_خلق در سال ۱۳۶۷ از مشهورترین آنهاست؛سپاه پلیس ترکیه را با خبر کرد؛ ماموران ترکیه مجتهدزاده را از صندوق عقب خودروی یک دیپلمات جمهوری اسلامی و پیش از انتقال به ایران نجات دادند.

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔥3👏1
[به مناسبت زادروز محسن رفیقدوست امروز نگاهی داریم به این عضوی از بنیانگذاران سپاه و بخش هایی از تحقیقات و‌گزارش‌های منتشر شده درباره وی را مجددا بازنشر می نماییم]
محسن مسگرانی رفیقدوست زادهٔ ۱۳۱۹ در محله عودلاجان و بزرگ شده میدان خراسان تهران است.
پدرش استاد یعقوب آبکار و سماور ساز بود، قدیمی‌های تهران از پدرش بر خلاف او به نیکی یاد می‌کنند، کاسبی بی آزار بود، برخی روایت‌ها هم وجود دارد که خانواده رفیقدوست از یهودیان سمنانی بودند که به علت اذیت و آزار مسلمانان مهاجرت می‌کنند و به جنوب تهران می‌آیند و این بار تصمیم می‌گیرند بر یهودی بودنشان اصرار نورزند و بیانش نکنند.
#محسن_رفیق_دوست ابتدایی را در دبستان رازی در میدان خراسان، خیابان لرزاده گذراند و در دوره راهنمایی در مدرسه بهبهانی در محلهٔ سرچشمه بود که به علت بی انضباطی و شرارت‌های پی در پی از مدرسه اخراج شد و درس را رها کرد، او بعدها مدعی شد به علت فعالیتهای سیاسی از مدرسه اخراج شده فعالیتی که به آتش زدن مغازه ها و شکستن شیشه های بانک و… ختم می‌شد.
#محسن_رفیقدوست در کتاب خاطرات و زندگینامه‌اش ورای اغراق‌ها و دروغگویی‌های بسیار گفته است:«در جریان ملی شدن صنعت نفت از محمد مصدق حمایت کرده‌ ولی وقتی میان مصدق و کاشانی اختلاف می‌افتد به ابوالقاسم کاشانی گرایش پیدا می‌کند.»
این در حالی است که رفیقدوست در زمان ملی شدن صنعت نفت نه یا ده ساله بوده‌.
محسن رفیق‌دوست نیز همچون بسیار دیگر از انقلابیون حاکم در سال ۱۳۴۸ با سعید محسن و محمد حنیف‌نژاد از سران
مجاهدین خلق ارتباط یافت و به همراه #سید_علی_اندرزگو به همکاری با آن‌ها پرداخت.
این همکاری در زمینهٔ تأمین اسلحه و مهمات
#سازمان_مجاهدین_خلق_ایران از لبنان به ایران بود.
رفیقدوست در مرداد ۵۴ دستگیر شد و به اتهام آتش زدن بانک صادرات شعبه عباس آباد و سوختن و مرگ یک کارمند بانک به ۱۵ سال زندان محکوم می‌شود، اما در کمتر از ۶ ماه با عفو آریامهری آزاد می‌شود، در همین دوران زندان است که به
#حزب_موتلفه_اسلامی می‌پیوندد.
در کارنامه رفیق دوست پیش از انقلاب قتل‌های بی‌شماری وجود دارد:«او سال ۱۳۵۳ یک زن به نام شهلا فدایی را به اتهام اینکه کارگر جنسی است می‌کشد اما بعدها مشخص می‌شود خدمتکار رخت شور بوده و در خانه دیگران خدمت می‌کرده.
سال ۱۳۵۵ نیز یک عکاس را به نام حیدر ضرابی در خیابان ژاله با ضربات چاقو میکشد که مدعی بوده ساواکی بوده اما بعدها مشخص می‌شود نه تنها ساواکی نبوده بلکه جاسوس یک گروه چریکی بوده.
#سرداران_دیروز_سرباران_امروز

🌐
irbr.news
🆔
@irbriefing
🤬7🔥2😁1
روزنامه جمهوریت، چاپ آنکارا، ۱۹۸۲/۳/۳ رفیقدوست از خطرناکترین باند ایران می‌گوید:
رفیقدوست، کمی ترکی و اندکی نیز عربی می‌داند، مردمک چشمانش دائماً در حال حرکت بوده و بر جای خود قرار ندارد. باهوش بودن خود را در همان یکی دو دقیقه اول صحبت نشان می‌دهد. تانشوغ بلهدا سفیر ترکیه در ایران او‌را یکی از ۳ تا ۵ نفر اعضای ستون رژیم ایران می‌داند… از #محسن_رفیقدوست می‌پرسم کـه آیـا عـاملین #انفجار_دفتر_حزب_جمهوری_اسلامی که منجر به کشته شدن بهشتی و ۷۲ نفـر دیگـر شد و نیز عاملین #انفجار_نخست_وزیری که در نتیجـه آن رجـایی، رئـیس جمهـور و باهنر، نخست‌وزیر کشته شدند، مشخص شده است؟
می‌گوید عاملین را شناخته‌ایم، عامل انفجـار مرکـز حـزب جمهوری اسلامی، شخصی به نام #محمد_رضا_کلاهی بود،او عامل انفجار نخست وزیری را هم فردی به نام #مسعود_کشمیری می‌داند ، او مدیر حفاظت اطلاعات نخست وزیری بوده است. براساس اظهارات خود آنهایی که از این انفجار، جان سالم به در برده‌اند، کـشمیری در روز حادثه نزد باهنر و رجایی رفته و پس از بازگشت از پیش آنها، کیف خود را در کنار آنها نهاده است. پس از دور شدن وی از محیط یعنی ۲ - ۳ دقیقه بعد، انفجار روی داده است. در اوایل گفته می‌شد که کشمیری نیز زیر آوار مانده است. اما تروریست از
این فرصت استفاده کرده و خود را از انظار دور نگهداشته بـود، کـشمیری را یـک ساعت بعد از حادثه دیده بودند و اکنون نیـز براسـاس اخبـار رسـیده وی در اروپا می‌باشد.
#محسن_رفیق_دوست می‌گوید رجایی، باهنر و دفتریان، در آن حادثه کشته شدند ، رفیق‌دوست کسی است که در شناسایی جـسد رجـایی کمک کرده است، او را از دندانهایش تشخیص داده، رجایی با او دوستی ۲۲ ساله داشته و با هم در زندان بوده‌اند.
رفیق دوست به صراحت می‌گوید نمی‌پذیرد که کشمیری عضو #سازمان_مجاهدین_خلق_ایران باشد و می‌گوید شاید اکنون عضو آن سازمان باشد اما آن‌زمان نبوده او می‌گوید اگر کشمیری دوستانی در نخست وزیری ایران نداشت نه می‌توانست نفوذ کند و نه می‌توانست بمب گذاری کند و نه فرار، او حتی معتقد است اصلا چه دلیلی دارد که باید بپذیریم او از ایران خارج شده؟ همه دنبال او در اروپا و آمریکا می‌گردند اما از کجا معلوم در جایی از ایران مخفی نشده باشد تا اوضاع آرام شود؟
#جمهوری_اشباح

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔥71
روایت۸۱/ روزنامه رسالت یکشنبه ۱۳۷۱/۱۰/۲۰ ، مصاحبه با علی فلاحیان:
….مطرح می‌شود که امام خمینـی در جلـسه‌ای کـه آقای موسوی اردبیلی، #موسوی_خوئینی_ها ، #ابراهیم_رئیسی و مرحوم آسـید احمـد خمینـی بوده‌اند گفتند که پرونده رسیدگی به #انفجار_نخست_وزیری مختومه بشود. در ایـن مـورد ممکن هست توضیح بفرمایید؟
بله من هم شنیدم. ولی خوب جزئیاتش را در جریـان نیـستم. شما می‌توانید از همان آقایان بپرسید. من شنیدم که حضرت امام فرمودند یک وقتی حالا نقل به مضمون، که یک وقتی آقای رجایی مرحوم در همین اتاق و در آنجـا نشسته بود، صحبت این آقای #بهزاد_نبوی شد.
مرحوم رجایی به من گفت ایشان را می‌شناسم، از همان زندان فردی مؤمن و قرص بود و او‌ را تأیید می‌کرد و اینکه دستی در کار هست که افرادی را بدنام کنند و این حرفها در حـدی که من شنیدم ...ولی خُب در اصل بحثی که شما در اول مطرح کردید که ارتباطی ندارد،اینکه به دلایل مختلفی در عرصه‌های سیاسی یا غیره، پرونده‌ای مختومه اعلام بشود که دلیل بـر برائـت نیـست، من هم حاکم شرع بودم و هم دادستان و‌ بهرحال سوابق کار امنیتی در کمیته انقلاب اسلامی و‌ سپاه پاسداران و وزارت و… به جرات می‌گویم تا بحال حتی یک فقره هم نشده بود که از جماران پیامی بیاید که فلان پرونده را مختومه کنید، آن هم در چنین پرونده حساس و مهمی ، بالاخره واقعیت این است که رجایی و باهنر و شهید دفتریـان و  شهید وحید دستگردی در این انفجار شهید شدند. کسی هم به اسم #مسعود_کشمیری که نفـوذ بالایی هم در بین آقایان نخست وزیری و #سازمان_مجاهدین_انقلاب_اسلامی داشت، عامل این انفجار بود. فراری هم داده شد. شهیدسازی هم شد. ملت و خلق الله هم توسط آقایان مسخره و ملعبه به نظر آمدند و تابوت خالی را بر دوش کشیدند، اسنادی هم جابجا شد و الی ماشاءالله، من به نظرم مرور زمان ابعاد این توطئه را روشن‌تر هم کرده ولی واقعا همتی برای رسیدگی به این پرونده نیست.
…من چند باری کشمیری را دیده بودم ،در #اطلاعات_نخست_وزیری ، هر باری دیدمش خیلی مبادی آداب و اخلاق اسلامی خودش را نـشان می‌داد.یا روزه بود یا دائم الوضو،خیلی جانماز آب می‌کشید،من از همان زمان دید خوبی نسبت به این آدم نداشتم، در اسناد باید باشد من همان زمان درباره ایشان به #خسرو_تهرانی در اطلاعات نخست وزیری چند باری گزارش دادم که ایشان را مراقبت بیشتری کنند.
#جمهوری_اشباح

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔥4
روایت ۸۶/ کتاب خاطرات مرتضی الویری؛ شکل گیری فلاح (منشعب شده از سازمان مجاهدین خلق)…مأموران دستگیرم کردند،این نخستین بار بود که دستگیر می‌شدم، این حادثه در فروردین سال ۱۳۵۰ اتفاق افتاد و علت آن هم همکاری در تکثیر شب نامه‌ها بود. مرا به زندان عشرت آباد بردند و در یک سلول انفرادی انداختند. بیشتر زندانیان آنجا که در زندان عمومی حبس بودند، عقاید چپی و کمونیستی داشتند ...به وحید افراخته گفتم که بسیار علاقمند هـستم کـه وارد سـازمان مجاهـدین خلـق بشوم. او هم پذیرفت که کمکم کند. پس از چند مرحله قرار و دیـدار، عاقبـت در زمستان سال ۱۳۵۰ همکاری خود را به طور جدی با #سازمان_مجاهدین_خلق_ایران آغـاز کردم ...من صحبتهای مفصلی با بیژن جزنی که از افراد رأس جناح چپ بود، مسعود رجوی، موسی خیابانی، کاظم ذوالانوار و دیگران داشتم. مثلاً مسعود رجوی بسیار روی من کار کرد تا مرا به خود نزدیک کند و تحت تأثیر قرار دهد ...پـس از پایان دوره نظام وظیفه در سال ۱۳۵۴.. با دوستان همفکـرم تـصمیم گـرفتیم فکـر ایجاد تشکیلاتی که از انحرافهای سازمان مجاهـدین خلـق مبـرا باشـد، را پیگیـری کنیم ...در سال ۱۳۵۶، تشکیلات گروه فلاح با بن‌بستهایی مواجه شده بود که فقط حضرت امام می‌توانستند ما را از آن بن‌بستها برهاننـد؛ اینکـه بـرای تـأمین هزینه تشکیلات چه کار باید بکنیم؟ آیا می‌توانیم بانک بزنیم؟سرقت کنیم؟ یا حق داریم از سهم امام استفاده کنیم؟ و همچنین درباره بعضی از روحانیون کـه در دام جریان رفورمیستی و سازش با رژیم افتاده بودندو درباره ملی‌گراها وشیوه مبارزاتی‌شان، مشکل داشتیم. ضمناً معتقد بودیم که مبارزه مسلحانه ضرورت تام دارد و می‌توانیم از‌آن طریق، به رژیم ضربه بزنیم و به هراسشان بیندازیم. هر چند می‌دانستیم نظر امام درباره مبارزه مسلحانه مساعد نیست اما لازم بود که استنباطمان از مبارزه مسلحانه را به اطـلاع ایـشان برسـانیم و نظر صریحشان را درباره مواردی که ذکر کردم، دریافت کنیم. من از طرف تشکیلات، مأموریت یافتم که این وظیفه را انجام دهم ...قـرار شـد مـن و همـسرم بـه آلمـان برویم. می‌خواستیم در آنجا از طریق دوستان، گذرنامه عراق را بگیریم ...در پاریس با قطب‌زاده در کافه‌ای قرار ملاقات گذاشتیم ... آقای جنتی(حسین فرزند آیتاالله جنتی)گذرنامه بحرینی برای من و همسرم تهیه کرد و ترتیبی داد تا به عراق برویم.
#جمهوری_اشباح

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔥42
روایت ۸۹/ … خاطرات #مرتضی_الویری
ازسوی آقای مطهری همه امور فنی ورود امام‌ به ما سپرده شده بود و‌کار دست #گروه_فلاح بود، خاطرم هست که افراد کمیته موقت که پیـشتر عهـده‌دار کمیتـه اسـتقبال از امـام بودند اگر چه ما کارمان امور امنیتی نبود اما چند ساواکی را هم در روز استقبال از امام دستگیر کردند،عده‌ای عقیده داشتند که باید آنها را اعدام کرد. نظر مقابل آن هم این بود که آنها را نگه داریم،شاید از طریق آنها به سرنخی برسیم و بهتر است که این گونه افراد، فعلا اعدام نشوند،آن موقع شهید رجـایی نگهبـان زندان و‌مسئول بازداشتگاه مدرسه رفاه بود، زیر زمین بزرگی بود که همه را آنجا جا داده بودند، آقای رجایی تفنگ روی کولش می‌گذاشت و پاس می‌داد و کسی حدس نمی‌زد که او دو سال دیگر، رئیس جمهور ایران شود.
در آن روزها، افرادی‌که بعداً سمتها ومسئولیتهای اصلی کشور را به عهده گرفتند، خالصا مخلصا، در کنار هم فعالیت و کار میکردند و هیچ احساس برتری و پست‌تری و بالا بودن و پایین بودن، وجود نداشـت.
در کمیتـه استقبال از امام با چهره‌هایی آشنا شدم که تا پیش از آن، به علت خفقان حاکم بر کشور، آنها را نمی‌شناختم. یکی از این اشخاص، آقای بهزاد نبوی بود...
[مرتضی الویری در تمامی مراحل خاطراتش اشاره‌ای به گروه فرقان نمی‌کند اما ده‌ها شواهد مستند وجود دارد که الویری پس از آنکه به لو رفتن گروه فلاح مشکوک می‌شود #گروه_فرقان را در دل #گروه_فلاح ایجاد نمود که بعدها همگی این گروه‌ها شاکله #سازمان_مجاهدین_انقلاب_اسلامی شدند، فرقان اصولا وجود فیزیکی نداشته و صرفا نامی جهت گمراه کردن بود و در واقع این سازمان بعدها به دستور بعضی از افراد همچون خامنه‌ای، #هاشمی_رفسنجانی اقدام به حذف بعضی از چهره‌های موثر انقلاب کرده‌اند.]
[گروه فرقان و فلاح از حوالی آبان۵۷ در خانه‌ای در خیابان ایران کار تکثیر و‌انتشاراتی خود را انجام می‌داد، این همان خانه‌ای است که خامنه‌ای مدتی در آن اقامت داشت و کمی بعدتر #اکبر_گودرزی به عنوان رهبر گروه فرقان در آن بازداشت]
#بهزاد_نبوی ۱۳ بهمن ۱۳۵۷ یک روز پس از ورود خمینی به ایران پیشنهاد ادغام همه گروه‌های مسلح پیش از انقلاب را می‌دهد.
#جمهوری_اشباح

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔥53
روایت ۹۰/ سبزوار رضایی میر قائد سال ۱۳۳۱ در مسجد سلیمان متولد شد.
او در سالهای پایانی دهه ۴۰ و ابتدای دهه ۵۰ با همراهی تنی چند از همفکرانش گروه منصورون یا جمعیت منصورون را تاسیس کرد.
#منصورون گروهی چریکی در ایران بود، که در استان خوزستان و علیه دودمان پهلوی فعالیت می‌کرد.
آنها به‌تدریج در دهه ۱۳۵۰ از استان خوزستان آغاز کردند و در فاصله سال‌های ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۵ نیز اعضایی از شهرهای کاشان، قم، شیراز و تهران، جذب کردند.
حسن هرمزی، #محسن_رضایی، مجید بقایی، #محمد_باقر_ذوالقدر ، #علی_شمخانی، #محمد_جهان_آرا ، #غلامعلی_رشید، اسماعیل دقایقی، سید احمد آوایی، اسماعیل زمانی، محمدباقر قاضیانی از جمله اعضای فعال منصورون بودند.
رضایی در سال ۱۳۵۱ بدلیل فعالیتهای سیاسی دستگیر و به مدت ۵۰ روز در زندان انفرادی و سه ماه در زندان عمومی بـود.در سـال ۱۳۵۳ پـس از اتمـام تحـصیلات متوسطه، وارد دانشگاه علم و صنعت شد.
در ۱۳۵۴ برای دومین بار تحـت تعقیـب سـاواک قرارگرفتـه و زندگی‌ مخفیانـه درپـیش گرفت.
تمامی اعضای فعال منصورون، در فاصله سال‌های ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۷ توسط ساواک دستگیر و روانه زندان شدند، که هر یک پس از تحمل ۱ تا ۳ سال حبس، از زندان آزاد شدند.همچنین ۸ نفر از اعضای این گروه عبدالحسین سبحانی، غلامحسین صفاتی دزفولی، مهدی هنردار، کریم رفیعی، عزیز صفری، نورالدین شاه‌صفدری، علی جهان‌آرا و حسن هرمزی، در خلال درگیری مسلحانه یا در حال انجام عملیات چریکی و یا کار گذاشتن بمب و یا ساختن آن کشته شدند.
محسن رضایی بعـداز پیـروزی انقلاب و به پیشنهاد #بهزاد_نبوی در ادغام منصورون و دیگر گروه‌های مسلح و تشکیل #سازمان_مجاهدین_انقلاب_اسلامی ، نقش کلیـدی داشـت.
وی سپس وارد سپاه پاسداران شد و معاونت اطلاعات و بررسیهای سیاسی را تأسیس و در خنثی سازی #کودتای_نقاب ، سرکوب مجاهدین خلق ، نقش مؤثری ایفا نمود تا نهایتاً با حکم خمینی در سال ۱۳۶۰ به فرماندهی سپاه منصوب شد.
پس از اتمام جنگ و مرگ خمینی نهایتا در سال ۷۶ به سمت دبیری مجمع تشخیص مصلحت، منصوب شد وی در چندین دوره انتخابات مجلس و ریاست جمهوری شرکت کرد ولی در تمامی آنها شکست خورد وی هم اکنون معاون اقتصادی رئیس‌جمهور است و در دانشگاه امام حسین و دافوس سپاه پاسداران نیز به عنوان عضو‌هیأت علمی فعالیت دارد.
ادامه دارد
#جمهوری_اشباح

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬7🤔32🔥2👍1
روایت ۹۱/کتاب تاریخچه گروه‌های تشکیل دهنده سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی:
▪️گروه‌های منصورون و صف:
غالب گروه‌های هفت‌گانه ادغام شده درهم منشعب از #سازمان_مجاهدین_خلق_ایران هستند…کارشان را با منفجر کردن کاباره رستوران خوانسالار آغاز کردند و سپس به گلوله بستن مینی‌بوس حامل مستشاران آمریکایی، ادامه دادند،خودشان مدعی هستند حتی نـام گـروه توحیدی صف هم آمریکائیهـا را فراری می‌داد.
گروه صف عمده فعالیت‌هایش مختص حضور نیروهای آمریکایی بود، مستشاران نظامی و‌یا تکنسین‌های نفتی و بازرگانان و‌تجار آمریکایی.
در سوی دیگر در جنوب ایران هنگامی که کارگران صنعت نفت در اعتصاب سراسری بودند، دو‌گروه‌ چریکی منصورون و موحدین با ترور بروجردی و پل گریم آمریکایی کارشان را آغاز می‌کنند.
▪️گروه سبحانی از دیگر زیر مجموعه‌هاب کلیدی #گروه_منصورون بود که در دزفول بین سالهای۴۹ تا ۵۴ فعالیت داشتند.
شیخ عبدالحسین سبحانی و عزیز صفری همراه با چند تن دیگر در ایـام جـشن‌های انقلاب سفید آماده می‌کردند و مواد منفجره و دستگاه تکثیر و تایپ تهیه کرده و آزمایشاتی نیز انجام دادند که ...دستگیر شدند.. سبحانی چند ماه بعداز بازداشت در زندان‌جان می‌بازد..عزیز صفری نیز همراه با چند تـن دیگر به تشکیلات منصورون پیوستند.
▪️شاخه اهواز منصورون ۵۱ تا ۵۳:
...در سال۵۲ بر اثر غفلت آنان چند تن از آنها دستگیر می‌شوند. پـس از
آزادی در سال ۵۳ از طریق سید نورالدین شاه صفری با گروه انقلابی خرمشهر و شاخه‌های پیوسته به آن ارتباط برقرار می‌کنند. ولی در اردیبهشت ۵۴ این شاخه، باز، با ضربه‌ای روبرو می‌شود که بر اثر آن یکی از افراد مخفـی می‌شود. زیـرا بـا داشتن سابقه زندان، دستگیری‌های مجدد، موجب حبس‌های طولانی می‌شد همین دلیل باعث شد تا آنان گروه خود را حذف و‌ به تشکیلات منصورون پیوستند.
▪️غلامحسین صفاتی و یارانش در خلال سال‌های ۵۱ تا۵۴...جزو اولین کسانی هستند که پس ازضربه شهریور ۵۰ بر سازمان مجاهدین خلق پس از گذشت بیش از ۲ سال تلاش پیگیر و پیوسـته، در سال ۵۳ متوجه تغییر مواضع ایدئولوژیک این سازمان می‌شوند و با خروج از سازمان به گروه منصورون می‌پیوندند.
ادامه دارد…
#جمهوری_اشباح

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬51👍1🔥1
روزنامه ایران، دوشنبه ۱۳۷۹/۸/۹، #علی_فلاحیان:
…آقای خاتمی که آمد خیلی سعی کرد دبیر #شورای_عالی_امنیت_ملی را کسی دیگری را که حالا نمی‌خواهم اسم ببرم بگذارد ولی نتوانست و انتخاب شد ولی بهر حال هرطوری بود #علی_ربیعی را کرد مسئول اجرایی شورای امنیت ملی، موضوعات خیلی مهم امنیتی که همه دستگاهها دارند، تجارت با عراق، ارتباطات ویژه و دست عباد است...
در حقیقت آقای خاتمی گذشته از دوستان سابقش که در وزارت خارجه دارد، مثل دکتر صدر یا سرمدی، آدمهای مطمئن‌تری مثل امین‌زاده یا خـرازی را هم فرستاد و آنجا را سهم آنها کرد، در دبیرخانه هم عباد را گذاشت... تاجزاده را در وزارت کشور؛ چون آنجا را کلیدی می‌دانستند، آنها. ارشاد هم که آقای مهاجرانی که خطش در مسائل فرهنگی خیلی جلوتر از آنهاست...
س در وزارت اطلاعات چطور؟
فلاحیان: در وزارت اطلاعات هم با مشکل مواجه شدند. مثلا آقـای #دری_نجف_آبادی را گذاشتند، به امید اینکه بتوانند عباد، #خسرو_تهرانی و #سعید_حجاریان بشوند همه کاره و آنجا را حالا بچرخانند. ولی خوب اصطکاک پیدا کردند، در حدی که سعید را اصلا داخل وزارتخانه راه هم ندادند!…
روزنامه فتح،سه شنبه ۱۳۷۹/۱/۱۶،سعید حجاریان:
…بنده از سال ۶۸ که به مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری آمدم، اولین طرح پژوهشی توسعه سیاسی را در آنجـا نوشـتم و مطـابق بـا آن طـرح،گروه‌های تحقیقاتی و پژوهشی را سازمان دادم. کار من در طی هشت سـال، پیـشبرد پروژه توسعه سیاسی به گونه‌ای تئوریک و نظری بوده است. البته بنده فقط در تئوری و در نظریه‌پردازی برای الگوی ایرانی توسعه سیاسـی،کـار نکـردم کـه ثمـره کارهـای پژوهشی‌ام توسط مسئولین وقت به بایگانی سپرده شود،در کنارش کار اکتیو سیاسی هم کرده‌ام[!!؟]]
مثلا همکاری در جهت راه انداختن روزنامه سلام و احیاء مجدد #سازمان_مجاهدین_انقلاب_اسلامی و ...در کنار کارهای تئوریک و مقـالاتی کـه نوشـتم، تدریس وکارهای آموزشی که داشتیم، کارهای مشترکی که با دوستان دوم خردادی داشتیم مثل ستاد انتخاباتی آقای خاتمی و… یعنی منظورم این است که فقط یک محقق و پژوهـشگر محـض نبودم که در اتاقی بنشینم و نظر و تئوری‌های خودم را به مسئولین بدهم تا بایگانی
کنند کار خود را هم در کنار آن می‌کردم،کار مشروعی هم بوده، به آن اعتقاد هم داشته‌ام...
ادامه دارد…
#جمهوری_اشباح

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
5🔥1🤬1