دروغ‌ها و خرافات اسلام
21.5K subscribers
3.79K photos
1.09K videos
74 files
1.74K links
افشای دروغ‌ها و احصای خرافات اسلام

گروه دینی:
@Islie_Group

گروه سیاسی:
t.me/joinchat/GKIeuzu7ZRbM56GRGidicg

Channels:
@KHOD2 | @KTYAB | @ARKIV
Download Telegram
◾️[منتقيات أدباء العرب]-|۱٢|{... يا بشّارقد أفسدت علينا موالينا، تدعوهم إلى الانتفاء منّا وترغّبهم في الرّجوع إلى أصولهم وترك الولاء، وأنت غير زاكي الفرع ولا معروف الأصل؛ فقال له بشار: ولله لأصلي أكرم من الذّهب، ولفرعي أزكى من عمل الأبرار، وما في الأرض كلب يودّ أنّ نسبك له بنسبه،}

◾️[مردی از بنىزید به بشار گفت: ای بشار تو مارا کوچک میکنی و موالی را میشورانی که ترک ولاء بگویند و به اصل و نسب ایرانی خود برگردند، در حالی که تو خود نژاد پاک و اصلی معروف نداری. بشار گفت: به خدا سوگند، نژاد من از زر ناب پاکتر و بهتر و اصلم از کردار نیکان و پرهیزکاران پاکیزه تر است. روی زمین سگی نیست که آرزوی پیوستن به نژاد تورا داشته باشد....]

#پس_از_سقوط #بشار_بن_برد_طخارستانی

🏴@ISLIE
🔴 قابل توجه عزاداران حسینی:
مطابق عقاید تشیع، حسین بن علی رجعت می‌کند و با هند و روم به جنگ میپردازد تا هر کافری را که اسلام نپذیرفت به قتل رساند و سپس تمام حیوانات حرام گوشت را از بین ببرد!!!
آیا چنین جانیِ متوحشی ارزش عزا گرفتن دارد؟!

{در اخبار معتبره وارد شده... چنانچه قطب راوندی روایت کرده که امام حسین گفت: ... پس هرکه دشمن خدا باشد خونش را بریزم و هر بتی را که بیابم بسوزانم، لشکری به سوی بلاد روم بفرستد که آنها را فتح کنند. پس هر حیوان حرام گوشت که باشد را بکشم تا آنکه بغیر طیب و نیکو بر روی زمین نباشد و جزیه را برطرف کنم و یهود و نصاری و سایر ملل را مخیر کنم بین اسلام و شمشیر پس هرکه مسلمان شود بر او منت گذارم و هرکه اسلام را نخواهد خونش را بریزم}
📓منبع: کشف الحق / تألیف محمدصادق خاتون آبادی / ص۲۲۵

🟪 کانال دروغ‌ها و خرافات اسلام
🆔 @ISLIE
Forwarded from پیوست
‌‌‌‌‌‌‌‌📄نگاهی بر آزادىخواهان پس از سقوط دولت ساسانیان [٣-٩] | ابونواس حکمی

❃حسن بن هانی حکمی معروف به "ابونواس" در اهواز به دنیا آمد، وی از شعرای مشهور عصر عباسیان است که در لهو و لعب اسراف میکرد تا جایی که "شاعرالخمره" لقب یافت. او در سرودن غزل مهارت فراوان داشت، چنانکه در وصف محبوبه خود گوید: [للحسن فی وجناته بدع/ ماان یمل الدرس قاریها-|ترجمه|: در چهره او از زیبایی ها بدایعی وجود دارد که خواننده آنها از تلقی درس این حسن خسته و ملول نمىشود.] ابونواس نقش مهمی در انتقال اسلوب آوازها و نغمات قدیم ایران به عرب در دوره عباسیان دارد و بدین صورت عنصر مهمی جهت حفظ ادبیات ایرانی در دوران پس از سقوط محسوب میگردد.

❃دکتر دیل مک گاون میگوید: [داستاني از امامي گفته ميشود كه آغاز به خواندن قرآن در مسجدي ميكند. هنگامي كه امام به اين خط ميرسد، «اي كافران!» #ابونواس ندا ميزند «بله، جانم!» اين سخن اثر خودش را گذاشت. يك آدم بيسروپاي خشمگين او را كشان كشان به محكمه برد.] ابوالعلا معری مىگوید: "صاحب کتاب الورقه از جماعتی از شاعران نام برده است که در طبقه ابونواس و دیگرانی که مثل بوده اند، قرار دارند و آنها را جزء زنادقه دانسته است" با این حال ابونواس با اینکه فریاد آزادىخواهی را سرمیداد و چندین بار به اتهام زندقه زندانی شد، لکن هرگز مراتب احتیاط را رها نکرد و حتی در اینباره چنین سروده است:([هذا زَمانُ القُرودِ فَاخضَع / وَکُن لهم سامعا مطیعا.]-|ترجمه|: این روزگار بوزینگان است، خضوع پیشه دار و از ایشان بشنو و اطاعت کن..)

❃احمد امین مىنویسد: [ابونواس در مورد ایرانیها متعصب بود؛ ابوعبیده را بر اصمعی مقدم میداشت] ابوعبیده از آزادىخواهان و بزرگان علمی قرن ٣هجری بود و کتابهای زیادی در مذمت اعراب مىنوشت و رقیب اصمعی محسوب میگردید که دفاع ابونواس در مورد او پرده از تفکرات و امیال ابونواس در جهت احیای شکوه و تمدن ایرانی برمیدارد. همینطور ابونواس در جهت شناساندن تمدن ایران به ایرانیان و نشان دادن عظمت گذشته اشعار بسیاری سروده است وی در قصیده ای به مقایسه بین تمدن ایران و اعراب میپردازد و چنین به ایرانیان افتخار میکند: ([اَلم ترما بنی کسری / وسابور لمن غبرا]-|ترجمه|:آیا نمىبینی که کسری و شاپور برای گذشتگان چه چیزها ساختند؟) سپس تا آنجا پیش میرود که در پایان قصیده تمامی اعراب بیابانی، چه زن و چه مرد را سرزنش و نکوهش میکند. شعر او بر عشق و علاقه اش به تاریخ ایرانیان و تمدن درخشان آن دلالت دارد و نمودار تنفر او نسبت به زندگی بیابانی است که شاعران قدیم به آن افتخار میکردند و درباره آن شعر مىسرودند. به عنوان نمونه قصیده زیر را میتوان شاهد آورد:

◼️([عاج الشقی علی رسم یسائله/وعجت أسال عن خمّاره البلد/لایرقی الله عینی من بکی حجرا/ ولاشقی وجد من یصبو الی وتد / قالوا ذکرت دیارالحی من أسد/لادر درک! قل لی من بنواسد/ و من تمیم و مندقیس و اخوتهم/ لیس الا عاریب عندالله من احد]-| #ترجمه|: آن شاعر نگون بخت تمایل دارد از ویرانه خانه یار سخن بگوید. و من تمایل دارم که از مىفروش شهر سخن برانم / خداوند اشک چشمی را که به خاطر یک سنگ گریه مىکند خشک نسازد و اندوه کسىرا که به میخ چادر و خیمه عشق میورزد شفا ندهد / گفتند که از سرزمین بنىاسد سخن رانده ای! خدا خیرت ندهد. به من بگو بنىاسد کیست؟/ قبایل تمیم و قیس و دیگر قبایل هم پیمان آنها به چه مىارزند. اصلا کل عرب ها نزد خداوند به چیزی نمىارزند.)

❃از دیگر قصایدی که دلالت برتمایل او به فرهنک ایرانى و عدم علاقه به فرهنگ عربی دارد قصیده ای بائیه است که در آن چنین مىگوید: [دع الاطلال تسفیها الجنوب/وتنبلی عهد جدتها الخطوب/وخل لراکب الوجناء ارضا/تخب بها النجیبه و النجیب/ ......| #ترجمه|:( آثار بجامانده از خانه یار را رها کن تا باد جنوب آنرا بپوشاند و حوادث روزگار کهنه اش گرداند. و راه شتر سواری را بازگذار تا شتران در آن سریع حرکت کنند. آنجا سرزمینی است که گیاه آن بته و خار است و بیش ترین شکار أن کفتار و گرگ ! زندگی کردن و خوشگذرانی را از عرب یادمگیر چون زندگی آنها یک زندگی خشک و خالی است) سپس زندگی اعراب را به زندگی باصفای ایرانیان چنین مقایسه میکند: [فهذا العیش لاخیم البوادی/ وهذا العیش لااللبن الحلیب/فأین البدو من ایوان الکسری/و أین من المیادین الزروب]

◾️این زندگی واقعىاست نه خیمه هاىبیابان و این زندگی آرمانی است نه دوغ و شیر. عرب بیابان گرد کجا و ایوان کسری کجا، میدان هاىشهر کجا و آغل چهارپایان کجا

#پس_از_سقوط #قیام_ملت #شعرا #ایران #افتخار #تاریخ #آزادی #ابونواس #ابونواس_حکمی

🏴@ISLIE
❃علی احمد سعید إسبر از برجسته‌ترین شعرای عرب دوره مدرن در مورد ابونواس میگوید:

{ابونواس شاعر گناه است، زیرا شاعر آزادی است. آنجا که دروازه هاىآزادی بسته است گناه مقدس مىشود. ابونواس(گرایی) از آن ننگ دارد که جز به حرام، آن هم خوش ترین حرام خرسند شود. (....) برای او در چهارچوب زندگی خاص خود، گناه ضرورتی بود برخاسته از بودن، زیرا نماد آزادی بود؛ نماد عصیان و نجات..}

#پس_از_سقوط #قیام_ملت #شعرا #ایران #افتخار #تاریخ #آزادی #ابونواس #ابونواس_حکمی

🏴@ISLIE
[روحانیون نیز که مردم را در طول شیوع وبا با روضه خوانی و سینه زنی و رفتن به مصلی سرگرم می کردند، و بعنوان درمان خوردن تربت سیدالشهدا را تجویز مینمودند، به هنگام مصیبت در اعتقاد خودشان سستی پیدا میشد و زودتر از دیگران میدان را خالی مىکردند. گوبینو شاهد بود در تهران برخی روحانیون ثروتمند قبل از همه فرار نمودند. اهل قم دیدند که وبا بکلی رفع شده بود، اما حاکم و آقای متولی از ترس جان به شهر نمی آمدند...]

📓 | تاثیر اجتماعی و اقتصادی بیماری وبا در دوره قاجار ص۵۱

🏴@ISLIE
Forwarded from پیوست
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌📄نگاهی بر آزادىخواهان پس از سقوط دولت ساسانیان [۴-٩] | ابواسحاق اسماعیل بن قاسم

❃ایرانیان پس از سقوط با هر آنچه در توان داشتند برای بهتر کردن اوضاع کشور و رسیدن به حکومت ملی میکوشیدند. در این بین طیف کثیری از منتقدین حکومت تا مصلحین دینی و مروجین انقلابىگری را شاهد هستیم، که ابواسحاق اسماعیل بن قاسم {ابوالعتاهیه (۱۵٨-٢۱٣)} را بایستی جزو منتقدین سرسخت حکومت اسلامی قلمداد کرد، او در کوفه نشو و نمو یافت و از انتساب به قوم عرب دورى میگزید. طرفدار ایرانیان بود و به نژاد خود مباهات مىکرد وی در شعری به انتقاد از وضع اقتصادی موجود مىپردازد و مىگوید: [من مبلغ عنىالاما/ مَ نصائحا متوالیه/ اِنی اری الاسعار راسع/رالسرعیه غالبه/(.....)]

◾️کیست که اندرزهای پیاپى مرا به خلیفه برساند؟ قیمتها را بسیار گران و کسبها را کم و کاسد و نیازمندیها را همه گیر و فراوان میبینم. غمهای روزگار صبح و شام میرسند و یتیمان و بیوه زنان، در خانه های تهی به سر میبرند

❃به واسطه انتقادهاىشدید ابوالعتاهیه ازفساد حکومت اسلامی و بىعدالتی هایی که نسبت به مردم مىشد، هارون او را به زندان افکند و کسىرا مأمور کرد تا گفتار و کردار اورا زیر بنظر بگیرد و به خلیفه گزارش کند. روزی به هارون اطلاع داده شد که ابوالعتاهیه، اشعاری روىدیوار زندان نگاشته که ترجمه اش این است: [ستمگری زشت است و ستمگر همیشه سرزنش میشود. بزودی نزدکردگار دادرسی خواهیم شد] هارون پس از شنیدن این شعر فرمان داد تا وی آزاد شود. ابوالعتاهیه با سستی ایرانیان زمان خویش نیز به جنگ برخواسته بود به عنوان مثال در مورد والبه بن حباب اسدی که از موالی ایرانی بود و دعوی انتساب به عرب مىکرد، انتقاد میکرد درباره اش چنین گفت: [ اوالب انت فی العرب / کمثل الشیص فی الرطب/ هلم الی الموالی الصید/فی سعه و فی رحب/ فانت بما لعمرالله اشبه بسالعرب ]-| #ترجمه|: ای والبه! تودر میان عرب مانند خرمای نارس در میان رطب هستی. نزدموالی که بزرگوار و اصیلند بیا، تا در آسایش باشی. به خدا سوگند تو به ما شبیه تری تا به عرب)

❃ابوالعتاهیه به فساد اخلاقی جامعه و دین نیز آگاه بود و در این شعر به گستردگی فساد در شهر بغداد اشاره میکند: [قل لمن اظهر التنسک فی الناس / و امی یعد فی الزهاد/ الزم الثغر والتواضع فیه/ لیس بغداد منزل العباد/.....]-| #ترجمه|: بگو آن راکه در میان مردم به پارسایی شناخته شده و درشمار زاهدان به حساب است، کناری را بگزین و درآنجا به عبادت بپرداز که بغداد جای عابدان نیست. بغداد جایگاه خلفا و اقامتگاهی است برای قرآن خوانانی که آن کتاب را وسیله صید مردم قرار داده اند) ابوالفرج اضفهاني در آغانی روایت کرده که:( وی را به زندقه متهم کردند [وروى صاحب الاغاني ان ابا العتاهية كان يُرمى بالزندقة]). با این حال اگرچه به لحاظ سیاسی با زندیقان همسویی در اقوال و گفتار داشت ولی به لحاظ عقیدتی مشکل بتوان وی را زندیق نامید. وی در سال ٢۱٣ چشم از جهان فروبست.

#پس_از_سقوط #قیام_ملت #شعرا #ایران #افتخار #تاریخ #آزادی #ابوالعتاهیه #ابواسحاق_اسماعیل_بن_قاسم

🏴@ISLIE
🖋عمامه به سران خائن با سانسور واقعیات تاریخی و نشر مطالب خرافی و جعلی حسین بن علی رو فردی متفاوت از آنچه بوده است معرفی میکنند در تاریخ پیرامون ادب حسین بن علی چنین میخوانیم:
=========================
🔴امام حسین گفت: 👈🏿ای فلان، اگر آنچه را به تو می گویم از سوی من به مروان ابلاغ نکنی " #چوچوله[بخشی از آلت تناسلی زنان ] فلان مادرت را خورده باشی"؛ به او [مروان] بگو آنچه گفته ای نثار "خودت" و "پدرت" و "خویشاوندانت" باد.👉🏿

⚡️آیا ادبیات یک امام الهی میتواند اینچنین بیشرمانه و وقیح باشد؟
========================
🚯 @ISLIE
◽️[تفسیر النسائي ج٢ص٣٥]-|٤٦۰|:{النَّبِيَِّ: إِنَّ عِفْرِيتًا مِنَ الجِنِّ تَفَلَّتَ البَارِحَةَ لِيَقْطَعَ عَلَيَّ صَلاَتِي، فَأَمْكَنَنِي اللَّهُ مِنْهُ فَأَخَذْتُهُ، فَأَرَدْتُ أَنْ أَرْبُطَهُ علي ساريه من سواري المَسْجِدِ حَتَّى تَنْظُرُوا إِلَيْهِ كُلُّكُمْ،(...)}

◾️|٤٦۰|-محمد گفت: [عفریتی از نوع دیو دیشب بر من آمد تا نماز مرا قطع کند، خداوند بر وی مرا مسلط گردانید و او را گرفتم و قصد کردم که او را به یکی از ستونهای مسجد ببندم تا همه شما به سوی وی بنگرید،(...)]"اخرجه البخاري في الصحيحه" [متن کامل ]

◼️پیامبر دروغگو و متوهم مسلمین برای فریب دادن مسلمانان ادعا میکند که با دیوها و جنیان کشتی میگرفته!!

🏴@ISLIE
The word god is for me nothing more than the expression and product of human weaknesses

◼️واژه‌ی خدا برای من چیزی نیست جز نمود و نتیجه‌ی ضعف بشر

آلبرت اینشتین٬ نامه به خدا

🏴@ISLIE
Forwarded from پیوست
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌📄نگاهی بر آزادىخواهان پس از سقوط دولت ساسانیان [۵-٩] | ابراهیم بن ممشاد اصفهانی (المتوکلی)

❃ابواسحاق ابراهیم بن ممشاد اصفهانی از مردم اصفهان بود که مدتی سمت دبیری متوکل را بر عهده داشت. در کتابت عربی در عهد خود بىنظیر و در فصاحت مورد مثل بوده است. متوکلی بعد از مرگ خلیفه، از مصاحبت فرزند او کناره گرفت و به یعقوب لیث صفار پیوست. بعضىگفته اند در ایام معتمد به عنوان رسالت نزد یعقوب رفت و یعقوب لیث اورا نزد خود نگاه داشت. بنابر مشهور متوکلی از جانب یعقوب قطعه ذیل را که درباره افتخار به نژاد و نسب ایرانی و تحقیر عرب بود برای خلیفه فرستاد:

◽️ انا ابن الاكارم من نسل جم و حایز ارث ملوك العجم / و محی الذی باد من عزهم و عفی علیه طوال القدم / و طالب او تارهم جهره فمن نام حقهم لم انم / معی علم الكابیان الذی به ارتجی ان اسود الامم / فقل لبنی هاشم اجمعین هلموا الی الخلع قبل الندم / ملكنا كم عنوه بالرما حطعنا و ضربا بسیف حدم / و اولاكم الملك آباوءنا فما ان وفیتم بشكر النعم / فعودوا الی ارضكم بالحجاز لاكل الضباب و رعی الغنم / فانی ساعلو سریر الملوك بحد الحسام و حرف القلم

◼️من فرزند آزادگان جم و دارای ارث پادشاهان عجمم. منم حیات بخش آنچه از عزت آنها خفته بود، عزتی كه روزگار اثر آن را از میان برده بود: منم آشكارا خونخواه و منم آشکارا طالب انتقام، اگر دیگران از حق آنها {پادشاهان ایران} بخوابند من نخواهم خفت. درفش كاویان نزد من است، به تمام بنی هاشم بگو. پیش از آنكه پشیمان شوید اقدام به خلع خود(از خلافت) کنید. زور نیزه و شمشیر ما بود که شمارا به دولت رسانید، پدران ما، شمارا صاحب دولت و سلطنت کردند، شما پاس خدمت آنها را نگاه نداشتید و شکر نعمت به جاىنیاوردید. زین پس به حجاز ، سرزمین اصلی خود برگردید و به خوردن سوسمار و چراندن گوسفند بپردازید، به زودی به قدرت تیغ و نوک قلم بر تخت پادشاهان خواهم نشست.

#پس_از_سقوط #قیام_ملت #شعرا #ایران #افتخار #تاریخ #آزادی #المتوکلی #ابواسحاق_ابراهیم_بن_ممشاد_اصفهانی

🏴@ISLIE
▪️قیافه ظاهری خلیفه چهارم مسلمین و افشای دروغ عمامه به سرهای مزدور:

◾️[علل الشرایع صدوق ج۱ص٢٩۱]-|٢|: {مردی از امام علی در مورد دلیل کوتاهی قدش و بزرگی شکمش و کچلی سرش پرسید، وی پاسخ داد: " الله مرا نه قد بلند آفرید و نه کوتاه، مرا متوسط آفرید، قدکوتاه‌ها را (از بالا به پائین) دو نیم می‌کنم و بلند قد را (از کمر) تقسیم می کنم؛ و بزرگی شکمم برای آن است که رسول خدا بابی از ابواب دانش به من تعلیم فرمود که از آن هزار باب گشوده مىگردد، و این ابواب در شکم من جمع گردیده و این امر سبب فراخی شکم من شده.}

◼️متاسفانه عمامه به سرهای مسلمان در هر مسئله ای باید دروغ بگویند و اگر دروغ نگویند گویی وظیفه خود را به انجام نرسانیده اند.

🏴@ISLIE
◾️[وسائل الشیعه و مستدرکها ج۱٧ ص٣۱٢]-|٢|:{أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ .....ُ أَبُو جَعْفَرٍ إِلَيْهِ فَأَخَذَ بِيَدِهِ فَقَالَ يَا أَبَا زَنَّةَ تَعْمَلُ عَمَلَ أَهْلِ اَلنَّارِ وَ تَرْجُو أَنْ تَدْخُلَ اَلْجَنَّةَ}

◾️در اين هنگام امام باقر آن شخص را به طرف خود كشيد و دستش را گرفت و فرمود: اى #ابا_زنه {كنيه بوزينه} ! عمل دوزخيان را انجام مى‌دهى و اميد دارى كه وارد بهشت گردى‌؟!

◼️بر خلاف تصویری که آخوندهای شیاد از امامان خود ارائه میدهند؛ امامان ایشان انسان هایی به شدّت بددهن بوده اند. حال اگر شخصی به امام باقر بگوید ابازنه و با این لفظ به پدر و مادر ایشان توهین کند از نظر جماعت شیعه آيا بدون اشکال است؟

🏴@ISLIE
Audio
◼️سلسله صوت های روشنگری
=========================
▪️فايل صوتى: استاد كسرا فرمنش

▪️موضوع: ازدواج با دختربچه در اسلام (بررسى آيه چهارم از سوره طلاق)
=========================
🏴@ISLIE
Forwarded from پیوست
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌📄نگاهی بر آزادىخواهان پس از سقوط دولت ساسانیان [٦-٩] | ابن مقفع

❃ابومحمد عبدالله بن مقفع ایرانى و پارسى نژاد و نام اصلیش روزبه پسر داذویه و از مردم فارس (امروزی) بود وی کیش زرتشی داشت تا اینکه توسط عیسی بن علی در بصره اسلام پذیرفت. ابن مقفع به سال ۱۴٢-۱۴۵ بنا به اختلاف روایت به دستور منصور عباسی به قتل رسید، جاحظ سبب قتل ابن مقفع را چنین مىداند که وی عبدالله بن علی را بر ضد حکومت اسلامی وقت وادار به عصیان و تمرد کرده بود و چون منصور از موضوع اطلاع یافت به قتلش شتاب کرد.

❃دکتر زرین کوب در کتاب تاریخ ایران بعد از اسلام مىنویسد: {ابن مقفع نیز اگر بتوان آنچه را قاسم زیدی در رد وی نوشته است درست پنداشت، در زندقه تندرو بوده است. وی به حسب نقل ابن قاسم زیدی در کتاب خویش ثنویت را تایید کرده است و از نور و ظلمت سخن رانده است حتی یک جا آیات فرستادگان خدا را به سحرجادوان مانند کرده است و پیغمبر اسلام را، (مردی از اهل تهامه) خوانده و بربعضی آیات قرآن بر سبیل طنز و کنایه خرده گرفته است} درباره زندقه ابن مقفع نقل شده است که مهدی خلیفه عباسی مىگفت: [هرگز کتابی در زندقه ندیدم که اصل و منشاء آن ابن مقفع نباشد] ابن مقفع به هنگام مرگ، در حالی که اعضایش را به دستور امیر بیرحم بصره مىبریدند و در تنور سوزان مىافکندند، به امیربصره گفت: {سوگند که به کشتن من هزار تن را بکشی، ولی اگر صدچون تویی را بکشند یک تن تمام را نکشته باشند}

❃ابن مقفع از کاتبان و فصیحان درجه اول زبان عربی بوده، و شعر هم مىگفته است، چنانکه ابن الندیم درباره او مىنویسد: [.....و کان فی نهایه الفصاحه و البلاغه کاتبا شاعرا فصیحا...] این مرد دانشمند ایران پرست، چندین کتاب پهلوىرا به عربی ترجمه کرد که از آن جمله کتابهای آئین نامه، خداینامه، مزدک و التاج در سیرت انوشیروان، کلیله و دمنه، الدره الیتیمیه فی طاعه الملوک در آداب نامه نگاری و ادب الکبیر و ادب الصغیر است. مصطفی بن عبدالله معروف به کاتب چلبی مولف کشف الظنون درباره کتاب خداىنامه مینویسد: {تاریخ الفرس لبعض قدماء اهل فارس، و قد کان معظما عند العجم لمافیه من اخبار اسلافهم و سیرملوکهم 👈🏿و هو اصل الشهنامه و غیرها نقله ابن المقفع👉🏿 من الفهلویه الی العربیه....}

❃احمد امین مینویسد: [ابن مقفع اکثر عمر خود را در عصر بنی امیه به سر برده بود. در آن زمان بر فشار اعراب نسبت به موالی و سختی و محنت ایرانیان واقف شده و خود شریک درد و رنج و تیره بختی آنان بود. در آن موقع مسلمان نبود که بتوان گفت به واسطه دیانت از دشمنی او نسبت به اعراب کم شده باشد. خشم و عداوت او نسبت به اعراب سخت و بىاندازه بود. او بزرگترین و بهترین شخص بود که در ادب عرب تاثیر مهمی داشت. اخلاق او عبارت از شرف و نجابت و شهامت و گذشت و کرم و بزرگواری بود] محمدبن سلام مىگوید: [استادان ما چنین گفته اند ...در میان ایرانیان از ابن مقفع هوشمند تر و پرکارتر و آگاه تر کسی نبود.]

#پس_از_سقوط #قیام_ملت #شعرا #ایران #افتخار #تاریخ #آزادی #ابن_مقفع #ابومحمد_عبدالله_بن_مقفع

🏴@ISLIE
1
◾️[حلية المتقين]-|٩۶|:{امام صادق گفت: دشمن ما اهل بیت نیست مگر کسى که ولدالزنا یا مادرش در حیض به او حامله شده باشد... در حدیث صحیح از صادق منقول است: در وقت جماع سخن مگویید که بیم است فرزندی که به هم رسد لال باشد و در آن وقت به فرج زن نگاه نکنید که بیم است فرزندی که بهم رسد کور باشد.}

◼️آیا ادبیات یک انسان باید اینگونه باشد که تمام مخالفین خود را ولدالزنا و ولدالحیض بخواند! آن هم هنگامی که اندیشه ای سراسر اوهام و تخیلات وی را در برگرفته است؟

🏴@ISLIE
◾️[الغیبة ابن ابی زینب نعمانی¬(امام موهوم پس از ظهور)]-|۴٢٧|:{ هشت ماه شمشیر برهنه بر دوش دارد و بى باکانه مىکشد، نخستین مرحله شروعش با بنی شیبه است پس دستهای ایشان را مىبرد و آنهارا در کعبه مىآویزد}

◼️طبق این سند، مسلمین قرنها است که انتظار یک قاتل خونخوار متوحش را میکشند تا بیاید و مردم را قتل عام نماید.

🏴@ISLIE
❃امام، علامه و فقیه اسلامگرا بیضاوی نقل میکند و مینویسد: جبرییل مریم مقدس را حامله کرد!

◾️[......إلیه إذا طهرت فبینما هی فی مغتسلها أتاها جبریل علیه السلام متمثلاً بصورة شاب أمرد سوی الخلق لتستأنس بکلامه ، ولعله لتهییج شهوتها به فتنحدر نطفتها إلى رحمها.]

◼️هنگامی که حضرت مریم در حال #غسل کردن بود، جبرئیل به شکل یک جوان بدون ریش بر او وارد شد و شاید #شهوت_مریم را شعله ور کرد و بعد جبرئیل نطفه اش را وارد رحم مریم کرد!

🏴@ISLIE
Forwarded from پیوست
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌📄نگاهی بر آزادىخواهان پس از سقوط دولت ساسانیان [٧-٩] | ابوعبیده معمر بن مثنی

❃در اوایل قرن سوّم هجری، در حوزه اسلام سه نفر به لغت دانی، شعر و علوم مشهور بودند؛ بیشتر آثاری که فعلا در دست است، از آنها روایت شده، بعلاوه منبع اطلاعات و سرچشمه روایات ادبی و تاریخی آن عصر به شمار مىرفتند. بنابه نوشته المزهر؛ این سه تن عبارت از ابوعبیده معمر بن مثنی (ابوعبیده راویه)، اصمعی و ابوزید انصاری بودند. در بین این ٣ ابوعبیده به دفاع از ملت ایران میپرداخت، درحالیکه اصمعی به ضدیت با ایران شهره بود. اسحاق بن ابراهیم موصلی، موسیقیدان مشهور ایرانى نژاد عصر عباسی، به فضل بن ربیع پیرامون این ٢ چنین گفت: [علیک اباعبیده فاصطنعه/ فان العلم عند ابی عبیده / و قدمه و اثره علیه / ودع عنک القرید بن القریده]-{خرد و دانش منحصرا نزد ابوعبیده است و تو اگر علم و دانش مىخواهی او را بر اصمعی مقدم بدار و بوزینه زاده بوزینه را ترک گوی} پیشتر نیز اشاره کردیم که ابونواس نیز ابوعبیده را برتر از اصمعی میدانست.

❃ادوارد براون مینویسد:
{گلد تسهیر شرح مشیعی درباره یکی از اجله دانشمندان ایران دوست، معروف به ابوعبیده معمر بن المثنی اختصاص داده است. این شخص که اعلم علمای زبان شناسی و فقه اللغه به شمار میرفت همیشه به تذکر این معنی شوق و رغبتی داشت که حتی آنچه را عرب بیشتر مخصوص قوم خود و از ابتکارات خاص خود مىدانست، و بدان جهت عزیز و گرامی مىشمرد، در واقع همان را نیز تا چه حد مدیون و مرهون سایر ملل بوده است. این شخص مثلا نشان داده است تا چه اندازه شعر عرب و علم معانی و بیان عرب، به تقلید پارسی است و معلوم کرده است کدام داستان عربی از منابع فارسی گرفته شده و قس عیهذا.} مطالعه و بررسی در تاریخ و تمدن ملل قدیم، مخصوصا ایرانیان، این عقیده را در ابوعبیده ایجاد کرده بود که نه تنها عرب بر سایر اقوام برتری و فضیلت ندارد که از همه ملل و طوایف بشر پستتر و فرومایه تر است. در نتیجه هرجا از مثالب و مطاعن عرب موضوعی به دست مىآورد منتشر میکرد. ازاین جهت اصمعی نسبت به بعضی از اقوال وی انتقاد میکرد و میخواست گفته های اورا از اعتبار بیندازد ولیکن نفوذ علمی ابوعبیده مجالی برای پیشرفت سخنان اصمعی نمیگذاشت. جاحظ مینویسد:{در روی زمین، هیچکس اعم از خارجی و اجماعی در جمع و احاطه به علوم مانند ابوعبیده نیست} ابن خلکان مینویسد: {ابوعبیده اعراب را خوش نمیداشت و از این جنس متنفر بود و کتابها در مثالب آنان نوشت.}

❃از مولفات ابوعبیده، کتاب فضائل الفرس و کتاب اخبار الفرس است که درباره پادشاهان باستانی ایران بحث میکند، و از آداب و رسوم و آبادیها و پلها و شهرها و کاخها و سایر مستحدثات قدیم ایران سخن میگوید و تاریخ هر کدام از سلسله های باستانی ایران و مرزبانان و شهریاران را با امتیازات و مزایای فراوان نقل میکند. دیگر کتاب لصوص العرب یا دزدان تازی و کتاب ادعیا العرب یا زنازادگان عرب است که در آن دو کتاب از مثالب و بدیهای عرب سخن میگوید. ابن الندیم مولفات ابوعبیده را بالغ بر یک صدو چهار کتاب میداند که متاسفانه هیچ یک از کتابهای مذکور به صورت کامل در دست نیست. در نهایت ابوعبیده پس از سالها تلاش علمی به دست یکی از عربان مسموم شد و به قتل رسید.

#پس_از_سقوط #قیام_ملت #شعرا #ایران #افتخار #تاریخ #آزادی #ابوعبیده #ابوعبیده_معمر_بن_مثنی

🏴@ISLIE
◾️[اضواء البيان شنقيطی]-|٣۱|:{وقد جاءَ عن عمر قولُه: أمرانِ في الجاهليةِ. أحدُهما: يُبْكِيْنِي والآخرُ يُضْحِكُنِي. أما الذي يبكيني: فقد ذَهبتُ بابنةٍ لي لِوَأْدِها، فكنتُ أحفَرُ لها الحفرةَ وتَنْفُضُ الترابَ عن لِحْيَتِي وهي لا تدري ماذا أريدُ لها، فإذا تَذَكّرتُ ذلك بَكَيْتُ....}

◼️[از عمر نقل شده دو خاطره از دوران جاهلیت دارم: يکی مرا به گریه و دیگری به خنده مىاندازد. خاطره ای که مرا به گریه میاندازد آن است که رفتم تا دختر خودم را زنده به گور کنم؛ من برای او گودال میکندم، ولی او خاک ها را از ریشم میزدود؛ در حالی که نمیدانست من چه قصدی برای او دارم......]

🏴@ISLIE