✅"احد و صمد" و "پلاسکو" از منظر ضدسرمایه داری
🔹سه حادثه در سه روز متوالی؛
🔸یکم. سه #کارگر پیمانی شرکت نفت #گچساران که مشغول تمیز کردن و تعمیر تاسیسات بودند دچار گاز گرفتگی شده و جان دادند.
🔸دوم. #احد و #صمد دو برادر و #کودک_کار در آتش سوزی یک گاراژ و در حالیکه می خواستند خودشان را گرم کنند، به کام مرگ کشیده شدند.
🔸سوم. #پلاسکو طی یک آتش سوزی فرونشست و دها نفر را زخمی و میلیاردها تومان ضرر مادی بجای گذاشت و از همه مهمتر چندتن از #آتش_نشان های خدوم را به کام مرگ کشید. پرونده حادثه پلاسکو هنوز بسته نشده است.
✔️ارتباط این سه حادثه چیست؟ حلقه ارتباطی این سه به چه شکلی است؟ از منظر "اقتصاد سیاسی" و "اقتصاداجتماعی" ماجرا را باید چطور تحلیل کرد؟
چرا باید سه کارگر پیمانی در شرایط نااطمینان کار کنند؟ امنیت در محیط کسب با چه کسی است؟ پاسخ به هرکجا برگردد عینا در ماجرای احد و صمد نیز مصداق پیدا می کند.
در ماجرای آتش سوزی احد و صمد نیز آنچه به چشم می خورد نقش محوری #منفعت_طلبی بی انتهای #دلالان است.
🔻اثر قهری "ولنگاری سرمایه داری"، بنگاه ناامن و کسب و کار پرحادثه است. مرگ سه کارگر، نمایش این نفع طلبی #سیری_ناپذیر است که هرازگاهی در معادن و صنایع دیگر خودش را نشان می دهد و در دیگر حوزه های کسب و کار نیز به اشکال دیگری بروز و ظهور دارد.
🔹ماجرا خیلی ساده است . کارگر زحمتکشی که #دستش_بوسیدنی و #عرقش_متبرک است، جان خود را پای "هذیان گوئی بازار" و "پول پرستی جنون وار سرمایه دار" می دهد.این "کازینوی سرمایه داری" همان چپاول علنی است که لباس "توسعه و مدنیت" به تن کرده است.
صمد و احد نیز قربانی همین سرمایه داری افسارگسیخته شدند که همه کس و همه چیز را به خدمت سود و منفعت شخصی برده است. واگرنه چرا باید کودک کار شکل بگیرد؟ کودک کار در مقراض دوتکه عرضه و تقاضای سوداگران، تعریف تجاری یافته و قیمت گرفته است. کودک کار، نفع اقتصادی سرشار برای دلالان زیرزمینی زباله و کاغذ و پلاستیک و ضایعات آهن دارد؛ چه آنکه قیمت کودکی این کارگران کوچک را به وزن زباله و آهن الات تخمین می زنند.
آتش کارگران گچساران از همان جایی است که احد و صمد را سوزانده است. فرقی نمی کند "سرمایه داری خانوادگی" ناشی از پدر و مادر معتاد باشد یا "سرمایه داری صنعتی" ناشی از کارفرمای حریص.
🔷اما داستان پلاسکو نیز به همین نقطه تاریخی بازگشت دارد.
پلاسکو را هم باید از منظر #سرمایه داری_لاابالی تحلیل کرد. سرمایه داری چپاول گرایانه ای که انسانیت و شرافت را سدراه و مانع سیطره سیری ناپذیرش می داند. در چنین نزاع بی امانی که سرمایه داری علیه اخلاق و انسانیت راه انداخته است، کمترین هزینه اش، "کارگرکشی" و "کودک سوزی" و "ویرانه سازی بازار" است.
🔻پلاسکو را باید درست تحلیل کرد. خلاصه ماجرا چنین است.
🔸یکم. یک نهاد نظارتی بارها و بارها به مدیران ارشد بازارپلاسکو تذکر می دهد.
🔸دوم. مسئولین بازار نسبت به این تذکرها بی توجه اند. این بی توجهی می تواند ناشی از تصمیم یک فرد و گروه و یا حتا یک طرزفکر رایج باشد.
🔸سوم. دولت و نهادهای ارشد با این اهمال ها و بی اعتنایی های صاحبان بازار مماشات می کند.
🔸چهارم. پلاسکو آتش گرفته و ویران می شود و صدهها خرده کاسب و کارگر همه داشته های شان را از دست می دهند. دهها آتش نشان برای نجات مردم و بازاریان زیر آوار قرار میگرند و صدها میلیارد هزینه می شود تا جلوی اتش و مرگ و میر بیشتر گرفته شود.
اما مقصر کجاست؟ ریشه این هزینه های سخت را باید در بهم ریختگی ساختی اقتصادی دید که شیفتگی زائدالوصفی به سرمایه داری آنگلوساکسونی و قمارخانه های وال استریت دارد.
🔴پول پرستی سوداگرایانه اجازه توجه به هشدارهای نظراتی را نمی دهد. در مرحله بعد، وابستگی ساختاری قدرت به سرمایه دار امکان برخورد قهری را نمی دهد و باعث می شود، هزینه های اصلی بر گرده کسبه خرده پا و کارگر و آتش نشان و مردم عادی بیافتد.
🔵بماند که ماجرا وقتی وخیم تر می شود که "سرمایه داری شخصی" تبدیل به "سرمایه داری شخصیتی" و یا شبه دولتی می شود که آنگاه صدمه های اجتماعی اش دهها برابر سهمیگن تر و راه مقابله با آن صدها پله سخت تر است.
https://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🔹سه حادثه در سه روز متوالی؛
🔸یکم. سه #کارگر پیمانی شرکت نفت #گچساران که مشغول تمیز کردن و تعمیر تاسیسات بودند دچار گاز گرفتگی شده و جان دادند.
🔸دوم. #احد و #صمد دو برادر و #کودک_کار در آتش سوزی یک گاراژ و در حالیکه می خواستند خودشان را گرم کنند، به کام مرگ کشیده شدند.
🔸سوم. #پلاسکو طی یک آتش سوزی فرونشست و دها نفر را زخمی و میلیاردها تومان ضرر مادی بجای گذاشت و از همه مهمتر چندتن از #آتش_نشان های خدوم را به کام مرگ کشید. پرونده حادثه پلاسکو هنوز بسته نشده است.
✔️ارتباط این سه حادثه چیست؟ حلقه ارتباطی این سه به چه شکلی است؟ از منظر "اقتصاد سیاسی" و "اقتصاداجتماعی" ماجرا را باید چطور تحلیل کرد؟
چرا باید سه کارگر پیمانی در شرایط نااطمینان کار کنند؟ امنیت در محیط کسب با چه کسی است؟ پاسخ به هرکجا برگردد عینا در ماجرای احد و صمد نیز مصداق پیدا می کند.
در ماجرای آتش سوزی احد و صمد نیز آنچه به چشم می خورد نقش محوری #منفعت_طلبی بی انتهای #دلالان است.
🔻اثر قهری "ولنگاری سرمایه داری"، بنگاه ناامن و کسب و کار پرحادثه است. مرگ سه کارگر، نمایش این نفع طلبی #سیری_ناپذیر است که هرازگاهی در معادن و صنایع دیگر خودش را نشان می دهد و در دیگر حوزه های کسب و کار نیز به اشکال دیگری بروز و ظهور دارد.
🔹ماجرا خیلی ساده است . کارگر زحمتکشی که #دستش_بوسیدنی و #عرقش_متبرک است، جان خود را پای "هذیان گوئی بازار" و "پول پرستی جنون وار سرمایه دار" می دهد.این "کازینوی سرمایه داری" همان چپاول علنی است که لباس "توسعه و مدنیت" به تن کرده است.
صمد و احد نیز قربانی همین سرمایه داری افسارگسیخته شدند که همه کس و همه چیز را به خدمت سود و منفعت شخصی برده است. واگرنه چرا باید کودک کار شکل بگیرد؟ کودک کار در مقراض دوتکه عرضه و تقاضای سوداگران، تعریف تجاری یافته و قیمت گرفته است. کودک کار، نفع اقتصادی سرشار برای دلالان زیرزمینی زباله و کاغذ و پلاستیک و ضایعات آهن دارد؛ چه آنکه قیمت کودکی این کارگران کوچک را به وزن زباله و آهن الات تخمین می زنند.
آتش کارگران گچساران از همان جایی است که احد و صمد را سوزانده است. فرقی نمی کند "سرمایه داری خانوادگی" ناشی از پدر و مادر معتاد باشد یا "سرمایه داری صنعتی" ناشی از کارفرمای حریص.
🔷اما داستان پلاسکو نیز به همین نقطه تاریخی بازگشت دارد.
پلاسکو را هم باید از منظر #سرمایه داری_لاابالی تحلیل کرد. سرمایه داری چپاول گرایانه ای که انسانیت و شرافت را سدراه و مانع سیطره سیری ناپذیرش می داند. در چنین نزاع بی امانی که سرمایه داری علیه اخلاق و انسانیت راه انداخته است، کمترین هزینه اش، "کارگرکشی" و "کودک سوزی" و "ویرانه سازی بازار" است.
🔻پلاسکو را باید درست تحلیل کرد. خلاصه ماجرا چنین است.
🔸یکم. یک نهاد نظارتی بارها و بارها به مدیران ارشد بازارپلاسکو تذکر می دهد.
🔸دوم. مسئولین بازار نسبت به این تذکرها بی توجه اند. این بی توجهی می تواند ناشی از تصمیم یک فرد و گروه و یا حتا یک طرزفکر رایج باشد.
🔸سوم. دولت و نهادهای ارشد با این اهمال ها و بی اعتنایی های صاحبان بازار مماشات می کند.
🔸چهارم. پلاسکو آتش گرفته و ویران می شود و صدهها خرده کاسب و کارگر همه داشته های شان را از دست می دهند. دهها آتش نشان برای نجات مردم و بازاریان زیر آوار قرار میگرند و صدها میلیارد هزینه می شود تا جلوی اتش و مرگ و میر بیشتر گرفته شود.
اما مقصر کجاست؟ ریشه این هزینه های سخت را باید در بهم ریختگی ساختی اقتصادی دید که شیفتگی زائدالوصفی به سرمایه داری آنگلوساکسونی و قمارخانه های وال استریت دارد.
🔴پول پرستی سوداگرایانه اجازه توجه به هشدارهای نظراتی را نمی دهد. در مرحله بعد، وابستگی ساختاری قدرت به سرمایه دار امکان برخورد قهری را نمی دهد و باعث می شود، هزینه های اصلی بر گرده کسبه خرده پا و کارگر و آتش نشان و مردم عادی بیافتد.
🔵بماند که ماجرا وقتی وخیم تر می شود که "سرمایه داری شخصی" تبدیل به "سرمایه داری شخصیتی" و یا شبه دولتی می شود که آنگاه صدمه های اجتماعی اش دهها برابر سهمیگن تر و راه مقابله با آن صدها پله سخت تر است.
https://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🔷اقتصاد استبدادی ؛ از دربار تا سرمایه دار
🔹ماجرای جوراب اشرف پهلوی و ورشکستگی امروز
1⃣یکم
ساختمان موزه #7_چنار تهران مربوط به کارخانه #جوراب بافی است. این کارخانه آجرچین و خوش نقش با گچبری و قندیل های دیدنی مربوط به دوره رضا خان و به دستور او ساخته شده است.
اما ماجرای ساخت این کارخانه جوراب بافی جالب است. شاید برای برخی جالب باشد که جوراب از چه وقت وارد کشور شد؟ چطور شد که از بین این همه گرایش نساجی کارخانه جوراب بافی در تهران تاسیس می شود؟
زنان ما پیش تر اهل پوشیدن جوراب نبودند. در واقع شلواری داشتند که روی پاهایشان را می پوشاند. تا اینکه یکی از مردان دربار سفری به فرنگ داشت و برای معشوقه اش جوراب هدیه آورد. #اشرف پهلوی هم متوجه این جوراب شد و هوس کرد و در نهایت ماجرا به گوش رضا خان می رسد. رضا خان هم دستور می دهد کارخانه جوراب بافی در #محله_بریانک و 7 چنار تهران که آن روزها خارج شهر محسوب می شد، به دست سربازان آلمانی ساخته شود.
2⃣دوم.
طی چند سال گذشته #واردات جوراب به کشور حدود 4 برابر افزایش داشته است. آخرین گزارش ها حاکیست، واردات جوراب و ساپورت به ارزش کمتر از 500 هزار دلار رسیده است. همچنین یک مسوول اتحادیه نساجی می گوید حدود 40 درصد بازار جوراب در اختیار اجناس خارجی است.
3⃣سوم.
یک عضو اتاق بازرگانی می گوید حدود 60 درصد کارخانه های جوراب بافی تعطیل یا نیمه تعطیل شده اند. انبارها پر و مشتری برای جوراب داخلی نیست. تنها در شهری مثل زنجان 100 کارخانه جوراب بافی به 25 کارخانه کاهش یافته است.
🔷و اما رابطه این سه بند چیست؟
"#استبداد_اقتصادی" اگر با "#اشرافیت_اشرف" به تولید ناهمگون و غیرضروری می رسد با "#سرمایه_دار_اشرافی" به واردات و نابودی همین تولید داخلی منتهی می شود.
اقتصاد استبدادی #دربار و #سرمایه_دار دو روی یک سکه اند. "اقتصاد استبداد ساخته" تنها به دربار اشرافی منحصر نمی شود. سرمایه دار اشرافی نیز در دامن همین اقتصاد استبداد زده رشد می کند و اقتصاد را جهت می دهد.
استبداد اقتصادی برای اشرافیت و خواهش شخصی اشرف پهلوی حاضر می شود بی توجه به نیاز اصلی اقتصاد و صرفا براساس هوا و خواسته شاهزاده، کارخانه جوراب بافی بزند و امروز هم برای اشرافیت و خودنمایی بخشی دیگر از جامعه دهها کارخانه تعطیل و صدها کارگر بیکار و هزاران نفر سر سفره فقر بروند.
اقتصاد استبدادی یک روز برای "اشرافیت اشرف" کارخانه می زند و روز دیگر برای "اشرافیت اشرافی ها" کارخانه تعطیل می کند. "اقتصاد اشرافی" حکم ثابتی دارد. چه زمانیکه برای دربار کارخانه تاسیس می کند و چه دوره ای که برای بورژوا واردات می کند.
در هر دوصورت این مردم اند که باید هزینه شوند؛ تنها "اقتصاد استبدادی دربار" به "اقتصاد استبداد سرمایه دار" تبدیل شده است.
✅برای "#اقتصاد_مقاومتی" باید ابتدا ابتدا این "اقتصاد استبدادی" شکسته شود تا بتوان مقابل "#اقتصاد_استعماری" ایستاد.
محسن مهدیان
صبح نو
@mahdian_mohsen
🔹ماجرای جوراب اشرف پهلوی و ورشکستگی امروز
1⃣یکم
ساختمان موزه #7_چنار تهران مربوط به کارخانه #جوراب بافی است. این کارخانه آجرچین و خوش نقش با گچبری و قندیل های دیدنی مربوط به دوره رضا خان و به دستور او ساخته شده است.
اما ماجرای ساخت این کارخانه جوراب بافی جالب است. شاید برای برخی جالب باشد که جوراب از چه وقت وارد کشور شد؟ چطور شد که از بین این همه گرایش نساجی کارخانه جوراب بافی در تهران تاسیس می شود؟
زنان ما پیش تر اهل پوشیدن جوراب نبودند. در واقع شلواری داشتند که روی پاهایشان را می پوشاند. تا اینکه یکی از مردان دربار سفری به فرنگ داشت و برای معشوقه اش جوراب هدیه آورد. #اشرف پهلوی هم متوجه این جوراب شد و هوس کرد و در نهایت ماجرا به گوش رضا خان می رسد. رضا خان هم دستور می دهد کارخانه جوراب بافی در #محله_بریانک و 7 چنار تهران که آن روزها خارج شهر محسوب می شد، به دست سربازان آلمانی ساخته شود.
2⃣دوم.
طی چند سال گذشته #واردات جوراب به کشور حدود 4 برابر افزایش داشته است. آخرین گزارش ها حاکیست، واردات جوراب و ساپورت به ارزش کمتر از 500 هزار دلار رسیده است. همچنین یک مسوول اتحادیه نساجی می گوید حدود 40 درصد بازار جوراب در اختیار اجناس خارجی است.
3⃣سوم.
یک عضو اتاق بازرگانی می گوید حدود 60 درصد کارخانه های جوراب بافی تعطیل یا نیمه تعطیل شده اند. انبارها پر و مشتری برای جوراب داخلی نیست. تنها در شهری مثل زنجان 100 کارخانه جوراب بافی به 25 کارخانه کاهش یافته است.
🔷و اما رابطه این سه بند چیست؟
"#استبداد_اقتصادی" اگر با "#اشرافیت_اشرف" به تولید ناهمگون و غیرضروری می رسد با "#سرمایه_دار_اشرافی" به واردات و نابودی همین تولید داخلی منتهی می شود.
اقتصاد استبدادی #دربار و #سرمایه_دار دو روی یک سکه اند. "اقتصاد استبداد ساخته" تنها به دربار اشرافی منحصر نمی شود. سرمایه دار اشرافی نیز در دامن همین اقتصاد استبداد زده رشد می کند و اقتصاد را جهت می دهد.
استبداد اقتصادی برای اشرافیت و خواهش شخصی اشرف پهلوی حاضر می شود بی توجه به نیاز اصلی اقتصاد و صرفا براساس هوا و خواسته شاهزاده، کارخانه جوراب بافی بزند و امروز هم برای اشرافیت و خودنمایی بخشی دیگر از جامعه دهها کارخانه تعطیل و صدها کارگر بیکار و هزاران نفر سر سفره فقر بروند.
اقتصاد استبدادی یک روز برای "اشرافیت اشرف" کارخانه می زند و روز دیگر برای "اشرافیت اشرافی ها" کارخانه تعطیل می کند. "اقتصاد اشرافی" حکم ثابتی دارد. چه زمانیکه برای دربار کارخانه تاسیس می کند و چه دوره ای که برای بورژوا واردات می کند.
در هر دوصورت این مردم اند که باید هزینه شوند؛ تنها "اقتصاد استبدادی دربار" به "اقتصاد استبداد سرمایه دار" تبدیل شده است.
✅برای "#اقتصاد_مقاومتی" باید ابتدا ابتدا این "اقتصاد استبدادی" شکسته شود تا بتوان مقابل "#اقتصاد_استعماری" ایستاد.
محسن مهدیان
صبح نو
@mahdian_mohsen
💠ما 4 درصدی ها؟‼️
❎عده ای راه افتادند که ما 4 درصدی هستیم. می خواهند اینطور وانمود کنند که قالیباف با #سرمایه دارها و #پولدارها مخالف است.
◀️واقعیت اینه که هر بچه پولداری 4 درصدی نیست ولی هر #مستضعف و یا طبقه متوسطی حتما 96 درصدی است.
👈4 درصدی ها تعریف روشنی دارند؛
حتی قاچاق چی ها هم بتنهایی 4 درصدی نیستند؛ باید #قاچاقچی_رانتی باشد، قاچاقچی متصل به قدرت.
🚩4 درصدی ها را با این کلید واژه ها بشناسید:
#مفسدان_یقهسفید
#اقلیتویژهخوار
#خاصه_خوار_اهلقدرت
#دلالان_تکونوکرات
#رانتخوار_تکنوکرات
#دلالان_رانتی
#ویژهخوارهای_اقتصادزیرزمینی
مراقب #آدرس_غلط باشید.
✅درباره #تبارشناسی این اقلیت 4 درصدی اینجا را بخوانید👇
https://t.me/mahdian_mohsen/202
📍چرا قالیباف؟
https://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
❎عده ای راه افتادند که ما 4 درصدی هستیم. می خواهند اینطور وانمود کنند که قالیباف با #سرمایه دارها و #پولدارها مخالف است.
◀️واقعیت اینه که هر بچه پولداری 4 درصدی نیست ولی هر #مستضعف و یا طبقه متوسطی حتما 96 درصدی است.
👈4 درصدی ها تعریف روشنی دارند؛
حتی قاچاق چی ها هم بتنهایی 4 درصدی نیستند؛ باید #قاچاقچی_رانتی باشد، قاچاقچی متصل به قدرت.
🚩4 درصدی ها را با این کلید واژه ها بشناسید:
#مفسدان_یقهسفید
#اقلیتویژهخوار
#خاصه_خوار_اهلقدرت
#دلالان_تکونوکرات
#رانتخوار_تکنوکرات
#دلالان_رانتی
#ویژهخوارهای_اقتصادزیرزمینی
مراقب #آدرس_غلط باشید.
✅درباره #تبارشناسی این اقلیت 4 درصدی اینجا را بخوانید👇
https://t.me/mahdian_mohsen/202
📍چرا قالیباف؟
https://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw