داستان روزنه
چاپ دوم از روزنۀ تکجلدی با طرح جلد وحید عباسی که در سال ۱۳۸۶ به وسیلۀ مؤسسۀ ضریح آفتاب چاپ شد، پس از گذشت ۹ سال از چاپ اول.
#روزنه
@mkazemkazemi
چاپ دوم از روزنۀ تکجلدی با طرح جلد وحید عباسی که در سال ۱۳۸۶ به وسیلۀ مؤسسۀ ضریح آفتاب چاپ شد، پس از گذشت ۹ سال از چاپ اول.
#روزنه
@mkazemkazemi
🔹 داستان روزنه
ادامۀ کار در انتشارات سپیدهباوران
آقای محدثی به تهران رفته بود و مدیران مؤسسۀ ضریح آفتاب عوض شده بودند. کتاب شهرت زیادی یافته بود و بسیاریها به دنبال آن بودند. خیلیها آن را به شاعران جوان پیشنهاد میکردند، ولی کتاب در بازار یافت نمیشد چون توزیع خوبی نداشت. از ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۹ فقط سه بار چاپ شده بود.
چنین شد که با جلب رضایت مسئولان مؤسسۀ ضریح آفتاب، انتشار این کتاب را به نشر سپیدهباوران سپردم. آقای عابس قدسی مدیر این انتشارات علاقه داشت که هم «روزنه» و هم «شعر پارسی» را با یک توزیع خوب، تجدید چاپ کند. چنین شد که از سال ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۵ چهار چاپ از این کتاب به وسیلۀ سپیدهباوران منتشر شد.
#روزنه
@mkazemkazemi
ادامۀ کار در انتشارات سپیدهباوران
آقای محدثی به تهران رفته بود و مدیران مؤسسۀ ضریح آفتاب عوض شده بودند. کتاب شهرت زیادی یافته بود و بسیاریها به دنبال آن بودند. خیلیها آن را به شاعران جوان پیشنهاد میکردند، ولی کتاب در بازار یافت نمیشد چون توزیع خوبی نداشت. از ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۹ فقط سه بار چاپ شده بود.
چنین شد که با جلب رضایت مسئولان مؤسسۀ ضریح آفتاب، انتشار این کتاب را به نشر سپیدهباوران سپردم. آقای عابس قدسی مدیر این انتشارات علاقه داشت که هم «روزنه» و هم «شعر پارسی» را با یک توزیع خوب، تجدید چاپ کند. چنین شد که از سال ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۵ چهار چاپ از این کتاب به وسیلۀ سپیدهباوران منتشر شد.
#روزنه
@mkazemkazemi
داستان روزنه
کتاب از چاپ چهارم تا چاپ هفتم، (در فاصلۀ ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۵) به وسیلۀ انتشارات سپیدهباوران منتشر شد، با طرح جلد سید عبدالکریم موسوی. متن آن همان نسخۀ ضریح آفتاب است با یک ویرایش مختصر.
#روزنه
کتاب از چاپ چهارم تا چاپ هفتم، (در فاصلۀ ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۵) به وسیلۀ انتشارات سپیدهباوران منتشر شد، با طرح جلد سید عبدالکریم موسوی. متن آن همان نسخۀ ضریح آفتاب است با یک ویرایش مختصر.
#روزنه
داستان روزنه
و اینک قرار است چاپ هشتم «روزنه» با طرح جلد رضا باباجانی همراه با همزاد خود «شعر پارسی» در انتشارات سپیدهباوران منتشر شود، در یک قالب یکسان و به صورت مرتبط با هم.
#روزنه
#شعر_پارسی
و اینک قرار است چاپ هشتم «روزنه» با طرح جلد رضا باباجانی همراه با همزاد خود «شعر پارسی» در انتشارات سپیدهباوران منتشر شود، در یک قالب یکسان و به صورت مرتبط با هم.
#روزنه
#شعر_پارسی
این هم طرح جلد «شعر پارسی» برای چاپ دوم. این کتاب گزیده و سرگذشتی از هزار سال شعر فارسی است و اول بار در سال ۱۳۷۹ چاپ شده است. اکنون پس از یک بازنگری جدی آمادۀ تجدید چاپ است.
#شعر_پارسی
@mkazemkazemi
#شعر_پارسی
@mkazemkazemi
Forwarded from اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی
🔹 کاردستی «پدرساز»
این کاردستی را برای نرگس ساختم. البته طرح از خود او بود و بخشهایی از آن را هم خودش ساخت.
به یاد زمانی افتادم که مرحوم پدرم برای ما کاردستی میساخت و آنچه من در اینجا ساختهام در مقابل آنها بسیار ابتدایی است. پدرم عجیب ذوق و سلیقهای در این کارها داشت. بسیاری از کاردستیهای او متحرک بودند. مثلاً دو تا مرغ مقوایی بودند که با چرخاندن اهرمی که در پایین تعبیه شده بود، به نوبت به زمین نوک میزدند. یا یک تانک ساخته بود که لولۀ توپ آن بالا و پایین میشد. یا تفنگچهای که گلوله شلیک میکرد؛ و گلولههایش نخود بود. دریغ که نه اثری از آن کاردستیها باقی ماند و نه عکسی از آنها. فقط خاطرهاش برایم مانده است که امشب با آنچه برای نرگس ساختم، زنده شد. روحش شاد که من هر چه یاد گرفتم در قدم اول از او یاد گرفتم. از شعر و نقد شعر بگیرید تا تعمیر وسایل خانه.
#کاردستی
#نرگس_کاظمی
#محمدعلی_کاظمی
@mkazemkazemi
این کاردستی را برای نرگس ساختم. البته طرح از خود او بود و بخشهایی از آن را هم خودش ساخت.
به یاد زمانی افتادم که مرحوم پدرم برای ما کاردستی میساخت و آنچه من در اینجا ساختهام در مقابل آنها بسیار ابتدایی است. پدرم عجیب ذوق و سلیقهای در این کارها داشت. بسیاری از کاردستیهای او متحرک بودند. مثلاً دو تا مرغ مقوایی بودند که با چرخاندن اهرمی که در پایین تعبیه شده بود، به نوبت به زمین نوک میزدند. یا یک تانک ساخته بود که لولۀ توپ آن بالا و پایین میشد. یا تفنگچهای که گلوله شلیک میکرد؛ و گلولههایش نخود بود. دریغ که نه اثری از آن کاردستیها باقی ماند و نه عکسی از آنها. فقط خاطرهاش برایم مانده است که امشب با آنچه برای نرگس ساختم، زنده شد. روحش شاد که من هر چه یاد گرفتم در قدم اول از او یاد گرفتم. از شعر و نقد شعر بگیرید تا تعمیر وسایل خانه.
#کاردستی
#نرگس_کاظمی
#محمدعلی_کاظمی
@mkazemkazemi
Forwarded from مرضیه مرادی
« و بشر الصابرین الذین اذا اصابتهم مصیبه قالو انا لله و انا الیه راجعون »
این سرزمین قلمرو آقاست بعد از این
آرامتر بیایید آقای زلزله!
به آرامش دیروز فکر میکنم؛ به سوسوی باد هنگام پیچیده شدن در برگهای نیمهزرد درختان غرب. به لبخند پدری که دیروز غروب به امید آغوش گرم دختر؛ کلیدش را در قفل در چرخاند و تمام خستگیهایش از کار روزانه را پشت در گذاشت؛ تا با خانوادهاش عشق را، آرامش را و هستی را نفس بکشد... به دختری که دستهایش را دور گردن پدرش حلقه کرده بود... دیروز ... همین دیروز عصر دستهای کوچکش را دور گردن مردانهی پدر حلقه کرده بود و از هیچ چیز نمیترسید... اما امروز غروب عجیب همهجا... حتی همان درختهای خیابانهای غرب که در سرمای باد به خود نمیلرزیدند؛ پس از آن لرزش غریب در سکوتی مرگبار فرورفتهاند و حتی نمیتوانند سایههایشان را آرامشی کنند برای دختران بیپدر شدهای که دستهایشان هنوز بیقرار شانههای گرم دیروز است و نگاههای بیرمقشان باور نمیکند که دیگر مادر در گوششان لالایی نمیخواند... بغض میکنم از دیدن زانوهای غمزدهی کودکان چندسالهای که برای همیشه باید سنگینی سری پر از درد و اندوه را به دوش بکشند...
جامعهی ادبی همیشه با قلمهایشان و با تمام هنر و اعتقاد و قلبشان در لحظههای دشوار و سرنوشتساز پابهپای مردم شریف ایران بودهاند و هستند. امروز نیز از اعماق قلب دردمندمان در غم از دست دادن هموطنان عزیزمان در حادثهی جانسوز زلزلهی کرمانشاه به سوگ نشستهایم و این رویداد را به همهی هموطنان و خانوادههای آسیبدیده تسلیت میگوییم.
از طرف جمعی از شاعران و نویسندگان:
دکتر غلامرضا کافی
محمدکاظم کاظمی
مصطفی محدثی خراسانی
رضا اسماعیلی
غلامرضا بکتاش
اکبر صحرایی
احمد اکبرپور
دکتر محمد مرادی
دکتر خسرو قاسمیان
دکتر محمدحسین بهرامیان
میلاد عرفانپور
دکتر مهدی عبداللهی
دکتر مرادعلی واعظی
دکتر غلامعباس سعیدی
محمد حسین انصاری نژاد
محمدحسین نعمتی
محسن رضوی
سید محمدامین جعفری حسینی
دکتر معصومه مرادی
علی پاینده
کرامت یزدانی(اشک)
محمدصالح شیعاوی
زلیخا بنیایمان
فاطمه فاضلی
محمدتقی عزیزیان
جناب آقای حسینزاده
سیدمجتبی جعفری زوج
علی مرادی
مریم حقیقت
سمیه آقایی
زینب بیات
صادق کریمپور
دکتر ساجده تقیزاده
دکتر عبدالرضا قیصری
سارا باستانی
علیرضا رنجکش
محسن نقدی
احمد مسرور
محمدمهدی اسدزاده
رها هوشمندنژاد
رکسانا زارعی
حسین کامرانی
لیلا رویین تن
بهمنش پارسا
فخرالدین زارعی نژاد
سیمین آقابابایی
محمد شکری فرد
محمدحسین صندوقدار
حسین اسحاقی
حنیف سلطانی سروستانی
مرجان رضایی
مرضیه مرادی
@marmarmoradi
این سرزمین قلمرو آقاست بعد از این
آرامتر بیایید آقای زلزله!
به آرامش دیروز فکر میکنم؛ به سوسوی باد هنگام پیچیده شدن در برگهای نیمهزرد درختان غرب. به لبخند پدری که دیروز غروب به امید آغوش گرم دختر؛ کلیدش را در قفل در چرخاند و تمام خستگیهایش از کار روزانه را پشت در گذاشت؛ تا با خانوادهاش عشق را، آرامش را و هستی را نفس بکشد... به دختری که دستهایش را دور گردن پدرش حلقه کرده بود... دیروز ... همین دیروز عصر دستهای کوچکش را دور گردن مردانهی پدر حلقه کرده بود و از هیچ چیز نمیترسید... اما امروز غروب عجیب همهجا... حتی همان درختهای خیابانهای غرب که در سرمای باد به خود نمیلرزیدند؛ پس از آن لرزش غریب در سکوتی مرگبار فرورفتهاند و حتی نمیتوانند سایههایشان را آرامشی کنند برای دختران بیپدر شدهای که دستهایشان هنوز بیقرار شانههای گرم دیروز است و نگاههای بیرمقشان باور نمیکند که دیگر مادر در گوششان لالایی نمیخواند... بغض میکنم از دیدن زانوهای غمزدهی کودکان چندسالهای که برای همیشه باید سنگینی سری پر از درد و اندوه را به دوش بکشند...
جامعهی ادبی همیشه با قلمهایشان و با تمام هنر و اعتقاد و قلبشان در لحظههای دشوار و سرنوشتساز پابهپای مردم شریف ایران بودهاند و هستند. امروز نیز از اعماق قلب دردمندمان در غم از دست دادن هموطنان عزیزمان در حادثهی جانسوز زلزلهی کرمانشاه به سوگ نشستهایم و این رویداد را به همهی هموطنان و خانوادههای آسیبدیده تسلیت میگوییم.
از طرف جمعی از شاعران و نویسندگان:
دکتر غلامرضا کافی
محمدکاظم کاظمی
مصطفی محدثی خراسانی
رضا اسماعیلی
غلامرضا بکتاش
اکبر صحرایی
احمد اکبرپور
دکتر محمد مرادی
دکتر خسرو قاسمیان
دکتر محمدحسین بهرامیان
میلاد عرفانپور
دکتر مهدی عبداللهی
دکتر مرادعلی واعظی
دکتر غلامعباس سعیدی
محمد حسین انصاری نژاد
محمدحسین نعمتی
محسن رضوی
سید محمدامین جعفری حسینی
دکتر معصومه مرادی
علی پاینده
کرامت یزدانی(اشک)
محمدصالح شیعاوی
زلیخا بنیایمان
فاطمه فاضلی
محمدتقی عزیزیان
جناب آقای حسینزاده
سیدمجتبی جعفری زوج
علی مرادی
مریم حقیقت
سمیه آقایی
زینب بیات
صادق کریمپور
دکتر ساجده تقیزاده
دکتر عبدالرضا قیصری
سارا باستانی
علیرضا رنجکش
محسن نقدی
احمد مسرور
محمدمهدی اسدزاده
رها هوشمندنژاد
رکسانا زارعی
حسین کامرانی
لیلا رویین تن
بهمنش پارسا
فخرالدین زارعی نژاد
سیمین آقابابایی
محمد شکری فرد
محمدحسین صندوقدار
حسین اسحاقی
حنیف سلطانی سروستانی
مرجان رضایی
مرضیه مرادی
@marmarmoradi
Forwarded from کانال بصیر احمد حسین زاده
در محضر نویسنده
دیدار با استاد رهنورد زریاب
و محفل امضای کتاب
چهارشنبه 24 آبان 1396 ساعت 3 عصر
مشهد، بلوار امت، بین امت 20و 22 پلاک 188
مؤسسه فرهنگي دُر دري - دفتر فارسي زبانان
@hosinzadee
دیدار با استاد رهنورد زریاب
و محفل امضای کتاب
چهارشنبه 24 آبان 1396 ساعت 3 عصر
مشهد، بلوار امت، بین امت 20و 22 پلاک 188
مؤسسه فرهنگي دُر دري - دفتر فارسي زبانان
@hosinzadee
Forwarded from حوزههنری خراسانرضوی
🔹در کوچهی باران...
بازخوانی جریان #شعر حوزه هنری خراسان در دهه۶۰و۷۰
باحضور سیدعبدالله حسینی، کاظمی، نظافت، محدثی خراسانی و...
پنجشنبه۲۵آبان
ساعت۱۷:۳۰
بلوار مدرس،اداره کل تبلیغات اسلامی
@hhkhrazavi
بازخوانی جریان #شعر حوزه هنری خراسان در دهه۶۰و۷۰
باحضور سیدعبدالله حسینی، کاظمی، نظافت، محدثی خراسانی و...
پنجشنبه۲۵آبان
ساعت۱۷:۳۰
بلوار مدرس،اداره کل تبلیغات اسلامی
@hhkhrazavi
🔹تنوع و تكثر در شعرِ شاعران افغانستان
گفتگوی هادی حسینینژاد با محمدکاظم کاظمی، منتشر شده در روزنامۀ اعتماد چهارشنبه ۲۴ آبان ۹۶
http://etemadnewspaper.ir/Default.aspx?News_Id=91557
گفتگوی هادی حسینینژاد با محمدکاظم کاظمی، منتشر شده در روزنامۀ اعتماد چهارشنبه ۲۴ آبان ۹۶
http://etemadnewspaper.ir/Default.aspx?News_Id=91557
www.etemadnewspaper.ir
روزنامه اعتماد
روزنامه اعتماد,اعتماد, Etemad
تصویری از جلد پایاننامۀ کارشناسی ارشد سرکار خانم محبوبه ذوالقدر که آن را به شعرهای ناچیز من اختصاص دادهاند. با تشکر از ایشان.
@mkazemkazemi
@mkazemkazemi
🔹 دربارۀ قالب «غزلپاره»
▪️ بخشی از مقدمۀ محمدکاظم کاظمی بر کتاب تازه منتشرشدۀ «غزلپاره» از ساحل تراکمه
این مطلب با تفصیل بیشتری در سایت محمدکاظم کاظمی هم منتشر شده است.
http://www.mkkazemi.com/1396/08/28/ghazalpareh/
▫️
اگر بپذیریم که هر یک از قالبهای شعر قابلیت خاصی دارد و برای موقعیت ویژهای متناسبتر است، از آن سوی هم میشود انتظار داشت که برای بیان موقعیتهای مختلف، قالبهای متفاوتی از شعر لازم باشند تا بتوانند همۀ محدودۀ نیازهای احساسی و فکری انسان را بپوشانند.
▫️
از آن روی که قالبهای شعر بر اساس ترتیب قافیهها و در موارد اندکی با شاخص وزن مشخص میشوند، میشود گفت که عمده چیزی که یک قالب را برجسته میسازد، عیار موسیقی کناری در آن است.
قالب غزل از این نظر در تعادل است، یعنی نه سرشار از قافیه است و نه چنان خلوت که قافیههای شعر را از یاد ببری. درست در جای خاصی، قافیههایی با ساختار واحد تکرار میشوند. افزون بر این، غزل از مزیت بزرگ مقفّیبودن بیت اول برخوردار است، بر خلاف قطعه.
صحبت از قطعه شد. به راستی این قالب خوشدست که گاهی برای شعرهای نسبتاً کوتاه به کار میآید، چرا در شعر فارسی هیچ وقت جدی گرفته نشد؟ چرا حتی قطعههای شش بیتی و هفت بیتی که میشد در حد یک غزل قابل طرح باشند، هیچ وقت درست دیده نشدند؟ به نظرم هیچ دلیلی وجود ندارد جز بیبهره بودن قطعه از قافیۀ مصراع اول، که مقدمۀ شعر است و ما بسیار وقتها شعر را با مطلع آن میشناسیم. قطعه در اولین بیت خودش ضعف قافیه را فریاد میزند، در حالی که غزل در اولین بیت چنین وانمود میکند که قافیهای غنی دارد، هرچند در بیتهای دیگر عیار قافیه به نصف کاهش مییابد. در واقع غزل با انرژیای شروع میشود که تا مدتی انسان را درگیر خود میسازد.
پس تا اینجا به یک نتیجۀ روشن رسیدیم و آن برتری مقفا بودن بیت اول است. همین چیزی است که باعث شد رباعی و دوبیتی با همه کوتاهی و محدودیت خود از قطعه جلو بزنند.
اما باز رباعی و دوبیتی یک محدودیت کُشندۀ دیگر دارند، این که تعداد بیتهایشان الزاماً دو است، نه بیشتر و نه کمتر.
▫️
غزل از دیر باز با تعداد ابیات حدود شش تا ده _ پانزده شناخته میشده است، هرچند غزل پنجبیتی و گاه حتی بیست و چند بیتی هم داشتهایم. از این بیشتر هم البته به نوعی دست ما باز است، قالب قصیده را داریم که برای صدها بیت هم آمادگی دارد.
ملاحظه میکنیم که بیشتر فضاهای لازم به وسیلۀ قالبهای مختلف پوشانده شده است. در شکل چهارپاره، شعر میتواند حتی یک بند داشته باشد که در این صورت میشود قطعۀ دوبیتی. قطعه از دو بیت تا حدود سی چهل بیت یا بیشتر هم امکان وقوع دارد. مثنوی میتواند یک بیتی باشد که میشود تکبیت مقفا. میتواند دوبیتی باشد و یا بیشتر.
▫️
و حال به کانون بحث و نیاز خودمان میرسیم، این که یک جای خالی وجود دارد، این که بخواهی شعری بگویی که از جنس غزل باشد، ولی کوتاهتر از پنج بیت. این فضا تا کنون در شعر فارسی خالی مانده است. انگار یک نقطۀ نامکشوف در شعر ماست، و این چیزی است که میشود «غزلپاره» با تعریفی که خانم ساحل تراکمه به دست داده است.
#غزلپاره
#محمدکاظم_کاظمی
#ساحل_تراکمه
@mkazemkazemi
▪️ بخشی از مقدمۀ محمدکاظم کاظمی بر کتاب تازه منتشرشدۀ «غزلپاره» از ساحل تراکمه
این مطلب با تفصیل بیشتری در سایت محمدکاظم کاظمی هم منتشر شده است.
http://www.mkkazemi.com/1396/08/28/ghazalpareh/
▫️
اگر بپذیریم که هر یک از قالبهای شعر قابلیت خاصی دارد و برای موقعیت ویژهای متناسبتر است، از آن سوی هم میشود انتظار داشت که برای بیان موقعیتهای مختلف، قالبهای متفاوتی از شعر لازم باشند تا بتوانند همۀ محدودۀ نیازهای احساسی و فکری انسان را بپوشانند.
▫️
از آن روی که قالبهای شعر بر اساس ترتیب قافیهها و در موارد اندکی با شاخص وزن مشخص میشوند، میشود گفت که عمده چیزی که یک قالب را برجسته میسازد، عیار موسیقی کناری در آن است.
قالب غزل از این نظر در تعادل است، یعنی نه سرشار از قافیه است و نه چنان خلوت که قافیههای شعر را از یاد ببری. درست در جای خاصی، قافیههایی با ساختار واحد تکرار میشوند. افزون بر این، غزل از مزیت بزرگ مقفّیبودن بیت اول برخوردار است، بر خلاف قطعه.
صحبت از قطعه شد. به راستی این قالب خوشدست که گاهی برای شعرهای نسبتاً کوتاه به کار میآید، چرا در شعر فارسی هیچ وقت جدی گرفته نشد؟ چرا حتی قطعههای شش بیتی و هفت بیتی که میشد در حد یک غزل قابل طرح باشند، هیچ وقت درست دیده نشدند؟ به نظرم هیچ دلیلی وجود ندارد جز بیبهره بودن قطعه از قافیۀ مصراع اول، که مقدمۀ شعر است و ما بسیار وقتها شعر را با مطلع آن میشناسیم. قطعه در اولین بیت خودش ضعف قافیه را فریاد میزند، در حالی که غزل در اولین بیت چنین وانمود میکند که قافیهای غنی دارد، هرچند در بیتهای دیگر عیار قافیه به نصف کاهش مییابد. در واقع غزل با انرژیای شروع میشود که تا مدتی انسان را درگیر خود میسازد.
پس تا اینجا به یک نتیجۀ روشن رسیدیم و آن برتری مقفا بودن بیت اول است. همین چیزی است که باعث شد رباعی و دوبیتی با همه کوتاهی و محدودیت خود از قطعه جلو بزنند.
اما باز رباعی و دوبیتی یک محدودیت کُشندۀ دیگر دارند، این که تعداد بیتهایشان الزاماً دو است، نه بیشتر و نه کمتر.
▫️
غزل از دیر باز با تعداد ابیات حدود شش تا ده _ پانزده شناخته میشده است، هرچند غزل پنجبیتی و گاه حتی بیست و چند بیتی هم داشتهایم. از این بیشتر هم البته به نوعی دست ما باز است، قالب قصیده را داریم که برای صدها بیت هم آمادگی دارد.
ملاحظه میکنیم که بیشتر فضاهای لازم به وسیلۀ قالبهای مختلف پوشانده شده است. در شکل چهارپاره، شعر میتواند حتی یک بند داشته باشد که در این صورت میشود قطعۀ دوبیتی. قطعه از دو بیت تا حدود سی چهل بیت یا بیشتر هم امکان وقوع دارد. مثنوی میتواند یک بیتی باشد که میشود تکبیت مقفا. میتواند دوبیتی باشد و یا بیشتر.
▫️
و حال به کانون بحث و نیاز خودمان میرسیم، این که یک جای خالی وجود دارد، این که بخواهی شعری بگویی که از جنس غزل باشد، ولی کوتاهتر از پنج بیت. این فضا تا کنون در شعر فارسی خالی مانده است. انگار یک نقطۀ نامکشوف در شعر ماست، و این چیزی است که میشود «غزلپاره» با تعریفی که خانم ساحل تراکمه به دست داده است.
#غزلپاره
#محمدکاظم_کاظمی
#ساحل_تراکمه
@mkazemkazemi
Forwarded from تسنیم افغانستان
🔹 همدردی چهرههای ادبی افغانستان با زلزلهزدگان غرب ایران/ همسایه، همدیوار داغت را نبینم...
🔸مردم افغانستان این روزها در غم از دست دادن هموطنان وطن فارسی خود به سوگ نشستهاند و در صفحات فضای مجازی آنها، این روزها پُر است از همدردی که ریشه در نزدیکی دو ملت ایران و افغانستان بهم دارد.
📸
https://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim/Uploaded/Image/1396/08/24/1396082411590333912508543.jpg
لینک خبر 👇👇👇👇👇
🔗 👉 http://tn.ai/1574885
🔸مردم افغانستان این روزها در غم از دست دادن هموطنان وطن فارسی خود به سوگ نشستهاند و در صفحات فضای مجازی آنها، این روزها پُر است از همدردی که ریشه در نزدیکی دو ملت ایران و افغانستان بهم دارد.
📸
https://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim/Uploaded/Image/1396/08/24/1396082411590333912508543.jpg
لینک خبر 👇👇👇👇👇
🔗 👉 http://tn.ai/1574885
Forwarded from خانهٔ آینه
🍀 امروز با بیدل
▪️ زلزله ۱
فرق عدم از هستی ما سخت محال است
از موج، شکستن چه قدر فاصله دارد؟
دیگر به کجا میروی ای طالبِ آرام؟
گردون تپشآباد و زمین زلزله دارد
#خانه_آینه
#زلزله
@khanehayeneh
▪️ زلزله ۱
فرق عدم از هستی ما سخت محال است
از موج، شکستن چه قدر فاصله دارد؟
دیگر به کجا میروی ای طالبِ آرام؟
گردون تپشآباد و زمین زلزله دارد
#خانه_آینه
#زلزله
@khanehayeneh