کانال محمدکاظم کاظمی
2.82K subscribers
2.03K photos
314 videos
99 files
951 links
کانال‌های مرتبط:
آثار (شعرها و نوشته‌های آموزشی)
@asarkazemi
پادکست شعر پارسی
https://castbox.fm/va/5426223
صفحۀ اینستاگرام:
instagram.com/mkazemkazemi
سایت:
www.mkkazemi.com
Download Telegram
در محضر نویسنده

دیدار با استاد رهنورد زریاب
و محفل امضای کتاب
چهارشنبه 24 آبان 1396 ساعت 3 عصر
مشهد، بلوار امت، بین امت 20و 22 پلاک 188
مؤسسه فرهنگي دُر دري - دفتر فارسي زبانان
@hosinzadee
🔹در کوچه‌ی باران...
بازخوانی جریان #شعر حوزه هنری خراسان در دهه۶۰و۷۰

باحضور سیدعبدالله حسینی، کاظمی، نظافت، محدثی خراسانی و...
پنجشنبه۲۵آبان
ساعت۱۷:۳۰
بلوار مدرس،اداره کل تبلیغات اسلامی

@hhkhrazavi
🔹تنوع و تكثر در شعرِ شاعران افغانستان

گفتگوی هادی حسینی‌نژاد با محمدکاظم کاظمی، منتشر شده در روزنامۀ اعتماد چهارشنبه ۲۴ آبان ۹۶

http://etemadnewspaper.ir/Default.aspx?News_Id=91557
تصویری از جلد پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد سرکار خانم محبوبه ذوالقدر که آن را به شعرهای ناچیز من اختصاص داده‌اند. با تشکر از ایشان.
@mkazemkazemi
«غزل‌پاره» مجموعه شعری از شاعر گرامی ساحل تراکمه است. البته او در کنار سرایش شعرهایی در این شکل خاص، این قالب را به جامعۀ ادبی نیز معرفی کرده است. کتاب با ویرایش و مقدمه‌ای از من منتشر شده است.
🔹 دربارۀ قالب «غزل‌پاره»
▪️ بخشی از مقدمۀ محمدکاظم کاظمی بر کتاب تازه منتشرشدۀ «غزل‌پاره» از ساحل تراکمه

این مطلب با تفصیل بیشتری در سایت محمدکاظم کاظمی هم منتشر شده است.
http://www.mkkazemi.com/1396/08/28/ghazalpareh/
▫️
اگر بپذیریم که هر یک از قالب‌های شعر قابلیت خاصی دارد و برای موقعیت ویژه‌ای متناسب‌تر است، از آن سوی هم می‌شود انتظار داشت که برای بیان موقعیت‌های مختلف، قالب‌های متفاوتی از شعر لازم باشند تا بتوانند همۀ محدودۀ نیازهای احساسی و فکری انسان را بپوشانند.
▫️
از آن روی که قالب‌های شعر بر اساس ترتیب قافیه‌ها و در موارد اندکی با شاخص وزن مشخص می‌شوند، می‌شود گفت که عمده چیزی که یک قالب را برجسته می‌سازد، عیار موسیقی کناری در آن است.
قالب غزل از این نظر در تعادل است، یعنی نه سرشار از قافیه است و نه چنان خلوت که قافیه‌های شعر را از یاد ببری. درست در جای خاصی، قافیه‌هایی با ساختار واحد تکرار می‌شوند. افزون بر این، غزل از مزیت بزرگ مقفّی‌بودن بیت اول برخوردار است، بر خلاف قطعه.
صحبت از قطعه شد. به راستی این قالب خوش‌دست که گاهی برای شعرهای نسبتاً کوتاه به کار می‌آید، چرا در شعر فارسی هیچ وقت جدی گرفته نشد؟ چرا حتی قطعه‌های شش بیتی و هفت بیتی که می‌شد در حد یک غزل قابل طرح باشند، هیچ وقت درست دیده نشدند؟ به نظرم هیچ دلیلی وجود ندارد جز بی‌بهره بودن قطعه از قافیۀ مصراع اول، که مقدمۀ شعر است و ما بسیار وقت‌ها شعر را با مطلع آن می‌شناسیم. قطعه در اولین بیت خودش ضعف قافیه را فریاد می‌زند، در حالی که غزل در اولین بیت چنین وانمود می‌کند که قافیه‌ای غنی دارد، هرچند در بیت‌های دیگر عیار قافیه به نصف کاهش می‌یابد. در واقع غزل با انرژی‌ای شروع می‌شود که تا مدتی انسان را درگیر خود می‌سازد.
پس تا اینجا به یک نتیجۀ روشن رسیدیم و آن برتری مقفا بودن بیت اول است. همین چیزی است که باعث شد رباعی و دوبیتی با همه کوتاهی و محدودیت خود از قطعه جلو بزنند.
اما باز رباعی و دوبیتی یک محدودیت کُشندۀ دیگر دارند، این که تعداد بیت‌هایشان الزاماً دو است، نه بیشتر و نه کمتر.
▫️
غزل از دیر باز با تعداد ابیات حدود شش تا ده _ پانزده شناخته می‌شده است، هرچند غزل پنج‌بیتی و گاه حتی بیست و چند بیتی هم داشته‌ایم. از این بیشتر هم البته به نوعی دست ما باز است، قالب قصیده را داریم که برای صدها بیت هم آمادگی دارد.
ملاحظه می‌کنیم که بیشتر فضاهای لازم به وسیلۀ قالب‌های مختلف پوشانده شده است. در شکل چهارپاره، شعر می‌تواند حتی یک بند داشته باشد که در این صورت می‌شود قطعۀ دوبیتی. قطعه از دو بیت تا حدود سی چهل بیت یا بیشتر هم امکان وقوع دارد. مثنوی می‌تواند یک بیتی باشد که می‌شود تک‌بیت مقفا. می‌تواند دوبیتی باشد و یا بیشتر.
▫️
و حال به کانون بحث و نیاز خودمان می‌رسیم، این که یک جای خالی وجود دارد، این که بخواهی شعری بگویی که از جنس غزل باشد، ولی کوتاه‌تر از پنج بیت. این فضا تا کنون در شعر فارسی خالی مانده است. انگار یک نقطۀ نامکشوف در شعر ماست، و این چیزی است که می‌شود «غزل‌پاره» با تعریفی که خانم ساحل تراکمه به دست داده است.
#غزلپاره
#محمدکاظم_کاظمی
#ساحل_تراکمه
@mkazemkazemi
🔹 همدردی چهره‌های ادبی افغانستان با زلزله‌زدگان غرب ایران/ همسایه، هم‌دیوار داغت را نبینم...
🔸مردم افغانستان این روزها در غم از دست دادن هموطنان وطن فارسی خود به سوگ نشسته‌اند و در صفحات فضای مجازی آنها، این روزها پُر است از همدردی که ریشه در نزدیکی دو ملت ایران و افغانستان بهم دارد.
📸
https://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim/Uploaded/Image/1396/08/24/1396082411590333912508543.jpg
لینک خبر 👇👇👇👇👇
🔗 👉 http://tn.ai/1574885
Forwarded from خانهٔ آینه
🍀 امروز با بیدل
▪️ زلزله ۱

فرق عدم از هستی ما سخت محال است‌
از موج، شکستن چه قدر فاصله دارد؟

دیگر به کجا می‌روی ای طالبِ آرام؟
گردون تپش‌آباد و زمین زلزله دارد

#خانه‌_آینه
#زلزله
@khanehayeneh
Forwarded from خانهٔ آینه
🍀 امروز با بیدل
◾️ زلزله ۲


نه غنچه سر به گریبان کشیده می‌ماند
ز سایه، سرو هم اینجا خمیده می‌ماند

زمین و زلزله‌، گردون و صد جنون گردش‌
در این دو ورطه کسی آرمیده می‌ماند؟

ز بلبل و گل این باغ تا دهند سراغ‌
پرشکسته و رنگ‌پریده می‌ماند

ز بس‌که رشتۀ ساز نفس گسیخته است‌
نشاط دل به نوای رمیده می‌ماند

غنیمت است دمی چند مشق ناله کنیم‌
قفس به صفحۀ مسطر کشیده می‌ماند

به هرچه وانگری، سر به دامن خاک است‌
جهان به اشکِ ز مژگان چکیده می‌ماند

#خانه‌_آینه
#زلزله
@khanehayeneh
🔹 هفت اجرا از آهنگ معروف «سوخته لاله‌زار» استاد سرآهنگ در سایت محمدکاظم کاظمی.
http://www.mkkazemi.com/1396/09/01/lalehzar/
🔷یکی از نذرهای مرسوم در هرات در ایام محرم و صفر غلور است. غلور هرات، تقریبا همان شله ی مشهدی است و کمی هم به شله قلمکار اصفهان شباهت دارد.
بشنوید طرز تهیه غلور را از زبان بانو مرضیه کاظمی مادر بزرگوار استاد محمدکاظم کاظمی.
این گفتگو مربوط به چند سال پیش است که حال ایشان خوب بود و با فصاحت سخن می گفتند. متاسفانه اکنون در بستر بیماری هستند. التماس دعا داریم.👇
@zaynabbayat
Forwarded from علی عطایی
عصرانه
برنامه زنده عصرگاهی رادیو دری مشهد مقدس
https://t.me/asranaradio
کانال برنامۀ «عصرانه» رادیو دری، با تهیه‌کنندگی دوست شاعر گرانقدر، علی عطایی و گویندگی زینب بیات و سیدمحمد علوی. بپیوندید تا رستگار شوید. 👆
Forwarded from خانهٔ آینه
🍀 امروز با بیدل

ترک آرزو کردم، رنج هستی آسان شد
سوخت پرفشانی‌ها کاین قفس گلستان شد
عشق‌، شکوه‌آلود است‌؛ تا چه دل فسرد امروز
سیل می‌رود نومید خانه‌ای که ویران شد
🔸
بیدل شاعر قناعت است و پرهیز کردن از آرزوهای دور و دراز. او در اینجا آرزو را به «پرفشانی» تشبیه کرده است، یعنی پر و بال زدن و پرواز کردن. اما وقتی پرنده از این تب و تاب بیفتد، قفس هم برایش گلستان خواهد شد. بیدل در جایی دیگر هم می‌گوید که با کنار نهادن «آرزو» و «حسرت»، می‌شود به «دُر» و «دریا» بدل شد.

آرزویی در گره بستم، دُر یکتا شدم
حسرتی از دیده بیرون ریختم، دریا شدم

در این بیت شاعر آرزو را به موج تشبیه می‌کند، موج‌هایی بی‌حاصل که می‌آیند و می‌روند و نتیجه‌ای ندارند. انسان وقتی به آرامش می‌رسد که آن موج‌ها را در خود جمع کند و سکون ببخشد، مثل موج روی دُر (مروارید). دیده‌اید که مروارید بر روی خود خط‌هایی موج‌مانند دارد؟ گویا موج اصلی و ارجمند، همان است که بر روی مروارید ایجاد می‌شود که در دل صدف آرام گرفته و از هر تلاش بیهوده‌ای بدور است.

موج گوهرم عمری است آرمیده می‌نازد
رنج پا نمی‌خواهد رفتنی که من دارم

بیت دوم هم تا حدودی در همین مسیر است. حال که دل شاعر افسرده است، عشق از او شکایت دارد، چون دیگر جایی برای او نیست. دل افسرده که عشق نمی‌شناسد. وقتی خانه خودش ویران شده است، سیل به چه امیدی به آن روی آورد؟ بیدل همین معنی را در بیتی دیگر هم آورده است:

ندامت می‌کشد عشق از دل افسرده‌ام، بیدل
ندارد گنج در ویرانه، جز خاکی به سر کردن

#خانه_آینه
#امروز_با_بیدل
#ترک_آرزو
@khanehayeneh
🗒 از دفتر خاطرات
🔺 تقویم دیواری

حوالی ۱۳۷۸ بود. من در کنار ویرایش و صفحه‌آرایی، کمابیش کارهای طراحی هم می‌کردم. تقویم دیواری کار کرده بودم برای یکی از مؤسسات فرهنگی افغانستان. اسم ماه‌ها به رسم افغانستان بود: حمل، ثور، جوزا، سرطان و... و مناسبت‌های افغانستان را هم درج کرده بودیم: سالگرد کودتای کمونیستی، روز استقلال افغانستان، سالگرد شهادت علامه بلخی و...
دادیم به لیتوگرافی و چاپ شد و رفت.
چند وقت بعد گذرم به لیتوگرافی افتاد. طرف گفت: فلانی، تو که با این تقویمت ما را بدبخت کردی.
گفتم: چطور مگر؟
گفت: هیچ، یکی از این شرکت‌ها برای تبلیغات خودش می‌خواست تقویم بزند، پوسترشان آن قسمت جدول‌های تقویم را نداشت. من به همکارم گفتم در بین فایل‌های تقویم که چاپ کرده‌ایم، جدول آماده نداریم؟ او هم جدول تقویم شما را کپی و پیست کرد به پایین تقویم بنده خدا. بعد هم نگاه نکردیم و چاپ شد.
حالا تقویم تبلیغاتی فلان شرکت ایرانی چاپ شده، حمل و ثور و جوزا... سالگرد کودتای کمونیستی، روز استقلال افغانستان.
🔺
امشب کسی از دوستان در گروهی پرسید که فایل سررسید آماده کسی ندارد؟ به یاد این خاطره افتادم.

#محمدکاظم_کاظمی
#خاطرات
#تقویم
@mkazemkazemi
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نصرت فتح‌علی خان
قوالی «ختم رُسُل، مکی مدنی»
به صورت تصویری
۲۳ دقیقه، با کیفیت ۳۵۲ × ۲۴۰
@mkazemkazemi
1
قوالی «ختم رسل مکی مدنی» نصرت فتح‌علی خان. 👆
اگر اجراهای نصرت فتح‌علی خان را به صورت تصویری نیز دوست دارید، این را ببینید. بسیار زنده، گرم و جذاب است، همراه با همخوانی‌های زیبای برادرزاده‌اش راحت فتح‌علی خان.
راگ‌خوانی و همخوانی این دو تن از دقیقۀ ۲۰ به بعد دیدنی است.
@mkazemkazemi
Forwarded from ..
ترجمه شعر مکی مدنی

اردو: اے ختم رسل مکی مدنی، کونین میں تم سا کوئی نہیں
ترجمه: ای ختم رسل مکی مدنی کسی در دو عالم همانند تو نیست
اردو: اے سیدے مکی مدنی
ترجمه: ای سیدی مکی مدنی
اردو: مسلک نشینِ عالمِ امکاں تمہی تو ہو
ترجمه: فقط تویی که مسلک نشینِ عالمِ امکانی
اردو: اس انجمن کی شمعِ فروزاں تمہی تو ہو
ترجمه: فقط تویی که شمعِ فروزانِ این انجمنی
اردو: عام ہیں رحمتیں زمانے پر
رحمتوں کا کوئی حساب نہیں
تیرے قربان یا رسول اللہ
تیرا کونین میں جواب نہیں
ترجمه: رحمتهای زمانه عامند
رحمتها هیچ حدوحسابی ندارند
فدای تو یا رسول الله
که در دوعالم کسی مانند تو نیست

اردو: دنیا و آخرت کا سہارا تمہاری ذات
دونوں جہاں کے والی و سلطاں تمہی تو ہو
ترجمه: ذات تو امید دنیا و آخرت است
فقط تو والی و سلطان هر دو جهانی

اردو: اے نور مجسم تیرے سوا محبوب خدا کا کوئی نہیں
ترجمه: ای نورِ مجسم! بجز تو کسی محبوبِ خدا نیست
اردو: اے مدینے والے آقا تم سا کوئی نہیں
ترجمه: ای آقای مدینه! کسی مانند تو نیست

اردو: چولا تیرا قرآن ہے قرآن کے صدقے
اے سید عالم میں تری شان کے صدقے
ترجمه: عبای تو قرآن است، من به فدای قرآن
ای سید عالم! من به فدای این شان و منزلت تو
اردو: نہ ہوا آپ سا پیدا کوئی ممتاز نبی
مرحبا سید مکی مدنی العربی
ترجمه: پیغمبری ممتازتر از تو به دنیا نیامده است
مرحبا! سید مکی، مدنی العربی
اردو: ناز کرتی ہے ترے نام پہ والا حسبی
فخر کرتی ہے تری ذات پہ عالی نسبی
امتیں اور بھی گزری ہیں، رسول اور بھی ہیں
نہ کہیں تیری سی امت نہ کوئی تجھ سے نبی
ترجمه: والا حسبی به نام تو می نازد
عالی نسبی به ذاتِ تو می بالد
امت های زیادی بوده اند، و رسولانی بسیاری
نه کسی امتی مانند تو را داشته و نه رسولی مانند تو (بوده است)

اوصاف تو سب نے پائے ہیں پر حسنِ سراپا کوئی نہیں
آدم سے جناب عیسی تک سرکار کے جیسا کوئی نہیں
ترجمه: اوصاف به همه تعلق گرفته است، اما حسنِ مجسم هیچ کسی نیست
از آدم تا جناب عیسی هیچ کسی مانند سرور نیست

ہوجائے اگر اک چشمِ کرم محشر میں ہماری لاج رہے
اے شافعِ محشر تیرے سوا بخشش کا وسیلہ کوئی نہیں
ترجمه: به روز حشر اگر نگاهی به ماکنی، آبروی ما حفظ شود
ای شافعِ محشر! بجز تو کسی وسیله بخشش نیست
یہ شان تمہاری ہے آقا تم عرشِ بریں پر پہنچے ہو
ذیشان نبی ہیں سب لیکن معراج کا دولہا کوئی نہیں
ترجمه: آقا! این شان و منزلت فقط از آن توست که تو بر عرش برین رسیده ای
تمامی انبیا ذی شان هستند، اما داماد معراج (بجز تو) کسی نیست