Forwarded from دمی در هوای ادب پارسی
امروز ۲۷ آذر ۱۳۹۷ مراسم بزرگداشت استاد محمدعلی موحد در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران برگزار شد. هیچ تجلیلی فینفسه بر موحد نمیافزاید اما به حکم مادح خورشید مداح خود است، شعور و بینش برگزارکنندگان این مجلس گرامی را نشان میدهد.
ایرنا عکسی شگفت از استاد شفیعیکدکنی منتشر کرده است. شفیعی بر درگاه تالار فردوسی روی زمین نشست تا درمراسم تجلیل استاد موحد شرکت کرده باشد.
از استاد شفیعی شنیده بودم که استاد موحد یکی از ده دانهدرشت فرهنگ ایران معاصر است. ایشان بر پیشانی یک مقاله خود که به موحد تقدیم کرده نوشت: شادی شیخی که خانقاه ندارد. از دکتر موحد شنیدم که گفت شفیعی در کار خود نظیر ندارد. گفت بسیار شادم که شفیعیکدکنی گفته من اگر وزیر بودم مقاله «بازخوانی پرونده اتحاد اسلام نادر» تو را در کتابهای درسی میگذاشتم تا همه فرزندان ایران آن را بخوانند.
مولانا میفرمود متحد جانهای مردان خداست. زیرا بزرگی خود را در کوچکداشت دیگری نمیبینند. آنقدر بزرگ هستند که بزرگی دیگران را مایه کوچکی خود نمیدانند.
@perslit
ایرنا عکسی شگفت از استاد شفیعیکدکنی منتشر کرده است. شفیعی بر درگاه تالار فردوسی روی زمین نشست تا درمراسم تجلیل استاد موحد شرکت کرده باشد.
از استاد شفیعی شنیده بودم که استاد موحد یکی از ده دانهدرشت فرهنگ ایران معاصر است. ایشان بر پیشانی یک مقاله خود که به موحد تقدیم کرده نوشت: شادی شیخی که خانقاه ندارد. از دکتر موحد شنیدم که گفت شفیعی در کار خود نظیر ندارد. گفت بسیار شادم که شفیعیکدکنی گفته من اگر وزیر بودم مقاله «بازخوانی پرونده اتحاد اسلام نادر» تو را در کتابهای درسی میگذاشتم تا همه فرزندان ایران آن را بخوانند.
مولانا میفرمود متحد جانهای مردان خداست. زیرا بزرگی خود را در کوچکداشت دیگری نمیبینند. آنقدر بزرگ هستند که بزرگی دیگران را مایه کوچکی خود نمیدانند.
@perslit
Forwarded from کانال محمدکاظم کاظمی
🔴 شب یلدا
🔹محمدکاظم کاظمی
اینجا، در این تلاقی خونها و شیشهها
شبهای بد بلندترند از همیشهها
شبهای بد بلندترند از همیشهها
تا آب این درخت بخشکد به ریشهها
امشب بدون جامه بخوابی بلندتر
بر روی روزنامه بخوابی بلندتر
دار و صلیب و قبر ببینی زیادتر
خواب پلنگ و ببر ببینی زیادتر
وقتی شب از همیشه شود جانگدازتر
خون شما به شیشه شود جانگدازتر
🔸
یلدا حریف اینهمه سختی شود مگر
سیبی که میخورید درختی شود مگر
مستوجب عطای بخیلان شوی شبی
منظور وعدههای وکیلان شوی شبی:
«من آمدم ترانه بیارم برایتان
آجیل و هندوانه بیارم برایتان
روزانتان همیشه به جوزا بدل شود
شبهایتان همیشه به یلدا بدل شود
آن قصر زرنگار، پس از کوه و جنگل است
سختی همیشه در صد و سی سال اول است
دیگر کلید بخت به جیب تو میشود
یعنی خوراک برّه نصیب تو میشود
ما هندوانه هر شب دی پوست میکُنیم
آن را نثار خوبترین دوست میکنیم»
🔸
کوچک زیاد بودهای، اینک بزرگ شو
این پوست را رها کن و ای برّه! گرگ شو
سال دگر به سیب زمینی بسنده کن
با هر چه نزد خویش ببینی بسنده کن
امسال اگر بریدۀ نان میخوریم ما،
سال دگر خوراک شبان میخوریم ما
فروردین 1385
#شب_یلدا
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
🔹محمدکاظم کاظمی
اینجا، در این تلاقی خونها و شیشهها
شبهای بد بلندترند از همیشهها
شبهای بد بلندترند از همیشهها
تا آب این درخت بخشکد به ریشهها
امشب بدون جامه بخوابی بلندتر
بر روی روزنامه بخوابی بلندتر
دار و صلیب و قبر ببینی زیادتر
خواب پلنگ و ببر ببینی زیادتر
وقتی شب از همیشه شود جانگدازتر
خون شما به شیشه شود جانگدازتر
🔸
یلدا حریف اینهمه سختی شود مگر
سیبی که میخورید درختی شود مگر
مستوجب عطای بخیلان شوی شبی
منظور وعدههای وکیلان شوی شبی:
«من آمدم ترانه بیارم برایتان
آجیل و هندوانه بیارم برایتان
روزانتان همیشه به جوزا بدل شود
شبهایتان همیشه به یلدا بدل شود
آن قصر زرنگار، پس از کوه و جنگل است
سختی همیشه در صد و سی سال اول است
دیگر کلید بخت به جیب تو میشود
یعنی خوراک برّه نصیب تو میشود
ما هندوانه هر شب دی پوست میکُنیم
آن را نثار خوبترین دوست میکنیم»
🔸
کوچک زیاد بودهای، اینک بزرگ شو
این پوست را رها کن و ای برّه! گرگ شو
سال دگر به سیب زمینی بسنده کن
با هر چه نزد خویش ببینی بسنده کن
امسال اگر بریدۀ نان میخوریم ما،
سال دگر خوراک شبان میخوریم ما
فروردین 1385
#شب_یلدا
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
Forwarded from آثار محمدکاظم کاظمی
🔹 یلدا ۹۲
🔸 محمدکاظم کاظمی
آخر پاییز شد، جوجهشماری کنید
فصل زمستان رسید، فکر بخاری کنید
عمر گرانمایهتان میگذرد مثل باد
مزرع ناکشته را مزرعهداری کنید
نامۀ اعمالتان درهم و برهم شده است
نامۀ اعمال را بازنگاری کنید
فیالمثل امسال اگر موج جدیدی رسید،
اهل سیاست! کمی موجسواری کنید
تاجر اگر بودهاید، در نوسانات ارز
دخل دلاری کنید، خرج دلاری کنید
کاسب اگر بودهاید، با مدد سطل رنگ
بچۀ گنجشک را بچه قناری کنید
زاهد اگر بودهاید از همه اعمال دین
گریه و زاری کنید، گریه و زاری کنید
الغرض ای مردمان، آخر پاییز شد
جوجه اگر نیست، باز تخمگذاری کنید
۱ دی ۱۳۹۲
#شب_یلدا
#شعر_کاظمی
@asarkazemi
🔸 محمدکاظم کاظمی
آخر پاییز شد، جوجهشماری کنید
فصل زمستان رسید، فکر بخاری کنید
عمر گرانمایهتان میگذرد مثل باد
مزرع ناکشته را مزرعهداری کنید
نامۀ اعمالتان درهم و برهم شده است
نامۀ اعمال را بازنگاری کنید
فیالمثل امسال اگر موج جدیدی رسید،
اهل سیاست! کمی موجسواری کنید
تاجر اگر بودهاید، در نوسانات ارز
دخل دلاری کنید، خرج دلاری کنید
کاسب اگر بودهاید، با مدد سطل رنگ
بچۀ گنجشک را بچه قناری کنید
زاهد اگر بودهاید از همه اعمال دین
گریه و زاری کنید، گریه و زاری کنید
الغرض ای مردمان، آخر پاییز شد
جوجه اگر نیست، باز تخمگذاری کنید
۱ دی ۱۳۹۲
#شب_یلدا
#شعر_کاظمی
@asarkazemi
زینب بیات
معاشران گره از زلف یار_حافظ
🔹معاشران گره از زلف یار کنید شبی خوش است بدین قصه اش دراز کنید
🔻غزلی از حافظ با صدای زینب بیات
#حافظ
#یلدا
#زینب_بیات
🔻غزلی از حافظ با صدای زینب بیات
#حافظ
#یلدا
#زینب_بیات
Forwarded from دیاران
⭕️ انجمن دیاران با همکاری انجمن علمی فلسفه دانشگاه تهران برگزار می کند:
🌸🌺ویژه برنامه روز جهانی مهاجرت: اکران مستند اکسدوس🌺🌸
✅با حضور: بهمن كيارستمي، روبرت صافاریان، محمد سرور رجایی و آرش نصر اصفهانی
✅زمان: چهارشنبه ۵ دی ماه ۱۳۹۷، ساعت ۱۳ تا ۱۶
✅مکان: دانشگاه تهران، دانشکده ادبیات، تالار فردوسی
🔴توجه: نمایشگاه عکس مهاجران در ایران از ساعت ۱۰ تا ۱۸ روز چهارشنبه برقرار است.
♓️@diaran
🌸🌺ویژه برنامه روز جهانی مهاجرت: اکران مستند اکسدوس🌺🌸
✅با حضور: بهمن كيارستمي، روبرت صافاریان، محمد سرور رجایی و آرش نصر اصفهانی
✅زمان: چهارشنبه ۵ دی ماه ۱۳۹۷، ساعت ۱۳ تا ۱۶
✅مکان: دانشگاه تهران، دانشکده ادبیات، تالار فردوسی
🔴توجه: نمایشگاه عکس مهاجران در ایران از ساعت ۱۰ تا ۱۸ روز چهارشنبه برقرار است.
♓️@diaran
🔳 ده سال از درگذشت پدرم محمدعلی کاظمی سپری شد. مردی که عمرش در فعالیت گذشت و تا واپسین ایام حیات از تلاش و کوشش برای اجتماع و مردم بازنایستاد. در بسیاری از تشکلها و فعالیتهای اجتماعی سهم داشت و زیر بازوی بسیاریها را گرفت. اهل ادب و دانش و آگاهی و روشنبینی بود، با هوش و استعدادی در حدّ نبوغ در فراگیری. و این همه با تعهد و احساس مسئولیتی عجیب همراه شده بود به طوری که برای درست انجام دادن کارهایش و به حد کمال رساندن خدماتش از مال و جان و سلامتی خودش مایه میگذاشت. و این بزرگترین و ارجمندترین میراثی است که از او برای ما فرزندان و فرزندزادگان باقی ماند. روحش شاد.
۴ دی ۱۳۹۷
۴ دی ۱۳۹۷
Forwarded from Deleted Account
🖌 اندر احوالات شغل چوپانی!؟
درباب ضرورت اصلاح و ثبت مشاغل فرهنگی و هنری در فهرست مشاغل چهارگانه مهاجران افغانستانی در ایران.
🔹🔹🔸مهدی جعفری خانقاه
دیروز که فرصت دیدار با هنرمندان افغانستانی در نمایشگاه قلم های لاجورد پیش آمد پای صحبت های دردمندانه جناب آقای محمد ارزگانی استاد خطاطی نشستم. هنرمند خطاطی که طی 36 سال سکونت در ایران نه تنها در کنار کار بنایی و کارگری ساختمان دست از تلاش شبانه روزی خود برنداشته بلکه علیرغم دشواری ها و بی مهری های فراوان با عشق و انگیزه بالایی برای کسب مهارت خطاطی تلاش های ستودنی را از خود نشان داده است.
بیان دغدغه های او چیزهای عجیب و غریبی نبود که دست نیافتنی باشد. مثلا اینکه چرا افراد هنرمندی مانند وی که سالیان زیادی را در عرصه فرهنگ و هنر فعالیت داشته و از چهره های شناخته شده ای به حساب می آیند این امکان را ندارند که متناسب با فعالیت های فرهنگی و هنری، شغل مناسبی را انتخاب و بر روی کارت شناسایی خود درج نمایند یا چرا جایی برای این مشاغل در فهرست شغل های چهارگانه وزارت کار، در نظر گرفته نشده است.
ماه های پایانی سال 1395 بود که بنا بر دغدغه هایی که نسبت به مشکلات جامعه فرهنگی و هنری مهاجران افغانستانی داشتم گزارش راهبردی با عنوان جایگاه فرهنگی مهاجران افغانستانی در نظام سیاستگزاری و برنامه ریزی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نوشتم.
در گفتار پنجم این گزارش با عنوان چالش های فعالان فرهنگی هنری مهاجران افغانستانی در ایران به پنج چالش مهم اشاره داشتم که یکی از آنها ضرورت ثبت مشاغل فرهنگی و هنری در فهرست چهارگانه مشاغل وزارت کار بود.
در این بخش بیان کردم که در فهرست مشاغل مهاجران افغانستانی، جایگاهی برای مشاغل فرهنگی و هنری مهاجران در نظر گرفته نشده است و این مساله آن دسته از مهاجران افغانستانی را که سالیان درازی را در ایران به فعالیت های فرهنگی و هنری مشغول بوده و از قضا دارای کارت اقامت موقت اتباع خارجی و همچنین کارت پروانه کار هستند نه تنها آزرده خاطر ساخته بلکه آنان را مجبور کرده است تا از میان فهرست مشاغل چهارگانه موجود شامل یک: گروه کوره پزخانه ها دوم: گروه کارهای ساختمانی سوم: گروه کارگاه های کشاورزی و چهارم سایر گروه های شغلی مانند: کارگر سوزاندن و امحاء زباله و... شغلی نامانوس برای خود برگزینند.
بنابراین قشر زیادی از فعالان فرهنگی و هنری اعم از نویسنده، شاعر، روزنامه نگار، تصویرگر و... علیرغم میل باطنی خود مجبورند هر سال برای تمدید کارت شناسایی خود از میان شغل های چهارگانه فوق، مشاغلی همچون چوپانی را برای درج بر روی کارت خود انتخاب نمایند.
این موضوع یکی از دغدغه های مهم فعالان فرهنگی و هنری افغانستانی به حساب می آید که باید نسبت به رفع آن اقدام عاجل انجام بپذیرد.
زیرا این مساله به خودی خود کرامت و شان انسانی آنان را به سخره گرفته و موجبات سرخوردگی و بدبینی آنان را فراهم آورده است.
به عنوان نمونه چهره فاخر ادبی همچون استاد محمد کاظم کاظمی شاعر، نویسنده، محقق و استاد زبان فارسی و ادبیات که سالیان سال در مشهد ساکن است در یادداشتی درباره انتخاب شغل چوپانی برای خود که بازتاب وسیعی در فضای مجازی در پی داشته چنین نوشته است:
باری وقتی من برای تمدید کارت شناسایی خود به اداره اتباع مراجعه کرده بودم، در قسمت انتخاب شغل، مانده بودم که کدام یک از این را برگزینم، چون در مدارک شناسایی ما باید یکی از این مشاغل ثبت می شد. به مسئول آن - که اتفاقا و استثنائا در اداره اتباع شخص خوش برخوردی بود- مراجعه کردم و مشکلم را طرح کردم. در نهایت با مشورت ایشان چوپان را علامت زدم، چون بالاخره شغل انبیاست.
وی در ادامه می نویسد: ... فقط برای اطلاع رسانی به آن گروه از ایرانیان دلسوز و انسان دوست به اشتراک می گذارم که همیشه علاقمند حمایت از مهاجران بوده اند. می خواهم در این مسیر، انگیزه بیشتری داشته باشند و بدانند که کاری که می کنند، واقعا یک وظیفه انسانی است و چقدر ضرور است. بگذاریم که آن تلاش ها به نتیجه ای برسد.
جالب است بدانید از این انسان فرهیخته بارها برای شرکت در جلسات شعر رهبر انقلاب دعوت بعمل آمده و حتی در سال 95 از سوی دکتر صالحی امیری وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی حکم دبیر علمی یازدهمین جشنواره بین المللی شعر فجر را دریافت کرده است.درد آور آنکه همچنان این قصه سر دراز دارد زیرا وقتی جناب ارزگانی کارت اشتغال خود را بهم نشان داد در کمال ناباوری دیدم که شغل این هنرمند نام آور،کارگر ساختمانی قید شده است.
حال باید پرسید قرار است تا کی شاهد چنین سیاست های متناقضی در رفتار با جامعه فرهنگی افغانستانی در ایران باشیم آیا واقعا وقت آن نرسیده است حداقل یکبار برای همیشه تکلیف خود را با این قشر فرهیخته مهاجر روشن سازیم و از تبعات سنگین چنین سیاست هایی که به منافع ملی و حوزه تمدن زبان فارسی آسیب می رساند جلوگیری کنیم.
درباب ضرورت اصلاح و ثبت مشاغل فرهنگی و هنری در فهرست مشاغل چهارگانه مهاجران افغانستانی در ایران.
🔹🔹🔸مهدی جعفری خانقاه
دیروز که فرصت دیدار با هنرمندان افغانستانی در نمایشگاه قلم های لاجورد پیش آمد پای صحبت های دردمندانه جناب آقای محمد ارزگانی استاد خطاطی نشستم. هنرمند خطاطی که طی 36 سال سکونت در ایران نه تنها در کنار کار بنایی و کارگری ساختمان دست از تلاش شبانه روزی خود برنداشته بلکه علیرغم دشواری ها و بی مهری های فراوان با عشق و انگیزه بالایی برای کسب مهارت خطاطی تلاش های ستودنی را از خود نشان داده است.
بیان دغدغه های او چیزهای عجیب و غریبی نبود که دست نیافتنی باشد. مثلا اینکه چرا افراد هنرمندی مانند وی که سالیان زیادی را در عرصه فرهنگ و هنر فعالیت داشته و از چهره های شناخته شده ای به حساب می آیند این امکان را ندارند که متناسب با فعالیت های فرهنگی و هنری، شغل مناسبی را انتخاب و بر روی کارت شناسایی خود درج نمایند یا چرا جایی برای این مشاغل در فهرست شغل های چهارگانه وزارت کار، در نظر گرفته نشده است.
ماه های پایانی سال 1395 بود که بنا بر دغدغه هایی که نسبت به مشکلات جامعه فرهنگی و هنری مهاجران افغانستانی داشتم گزارش راهبردی با عنوان جایگاه فرهنگی مهاجران افغانستانی در نظام سیاستگزاری و برنامه ریزی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نوشتم.
در گفتار پنجم این گزارش با عنوان چالش های فعالان فرهنگی هنری مهاجران افغانستانی در ایران به پنج چالش مهم اشاره داشتم که یکی از آنها ضرورت ثبت مشاغل فرهنگی و هنری در فهرست چهارگانه مشاغل وزارت کار بود.
در این بخش بیان کردم که در فهرست مشاغل مهاجران افغانستانی، جایگاهی برای مشاغل فرهنگی و هنری مهاجران در نظر گرفته نشده است و این مساله آن دسته از مهاجران افغانستانی را که سالیان درازی را در ایران به فعالیت های فرهنگی و هنری مشغول بوده و از قضا دارای کارت اقامت موقت اتباع خارجی و همچنین کارت پروانه کار هستند نه تنها آزرده خاطر ساخته بلکه آنان را مجبور کرده است تا از میان فهرست مشاغل چهارگانه موجود شامل یک: گروه کوره پزخانه ها دوم: گروه کارهای ساختمانی سوم: گروه کارگاه های کشاورزی و چهارم سایر گروه های شغلی مانند: کارگر سوزاندن و امحاء زباله و... شغلی نامانوس برای خود برگزینند.
بنابراین قشر زیادی از فعالان فرهنگی و هنری اعم از نویسنده، شاعر، روزنامه نگار، تصویرگر و... علیرغم میل باطنی خود مجبورند هر سال برای تمدید کارت شناسایی خود از میان شغل های چهارگانه فوق، مشاغلی همچون چوپانی را برای درج بر روی کارت خود انتخاب نمایند.
این موضوع یکی از دغدغه های مهم فعالان فرهنگی و هنری افغانستانی به حساب می آید که باید نسبت به رفع آن اقدام عاجل انجام بپذیرد.
زیرا این مساله به خودی خود کرامت و شان انسانی آنان را به سخره گرفته و موجبات سرخوردگی و بدبینی آنان را فراهم آورده است.
به عنوان نمونه چهره فاخر ادبی همچون استاد محمد کاظم کاظمی شاعر، نویسنده، محقق و استاد زبان فارسی و ادبیات که سالیان سال در مشهد ساکن است در یادداشتی درباره انتخاب شغل چوپانی برای خود که بازتاب وسیعی در فضای مجازی در پی داشته چنین نوشته است:
باری وقتی من برای تمدید کارت شناسایی خود به اداره اتباع مراجعه کرده بودم، در قسمت انتخاب شغل، مانده بودم که کدام یک از این را برگزینم، چون در مدارک شناسایی ما باید یکی از این مشاغل ثبت می شد. به مسئول آن - که اتفاقا و استثنائا در اداره اتباع شخص خوش برخوردی بود- مراجعه کردم و مشکلم را طرح کردم. در نهایت با مشورت ایشان چوپان را علامت زدم، چون بالاخره شغل انبیاست.
وی در ادامه می نویسد: ... فقط برای اطلاع رسانی به آن گروه از ایرانیان دلسوز و انسان دوست به اشتراک می گذارم که همیشه علاقمند حمایت از مهاجران بوده اند. می خواهم در این مسیر، انگیزه بیشتری داشته باشند و بدانند که کاری که می کنند، واقعا یک وظیفه انسانی است و چقدر ضرور است. بگذاریم که آن تلاش ها به نتیجه ای برسد.
جالب است بدانید از این انسان فرهیخته بارها برای شرکت در جلسات شعر رهبر انقلاب دعوت بعمل آمده و حتی در سال 95 از سوی دکتر صالحی امیری وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی حکم دبیر علمی یازدهمین جشنواره بین المللی شعر فجر را دریافت کرده است.درد آور آنکه همچنان این قصه سر دراز دارد زیرا وقتی جناب ارزگانی کارت اشتغال خود را بهم نشان داد در کمال ناباوری دیدم که شغل این هنرمند نام آور،کارگر ساختمانی قید شده است.
حال باید پرسید قرار است تا کی شاهد چنین سیاست های متناقضی در رفتار با جامعه فرهنگی افغانستانی در ایران باشیم آیا واقعا وقت آن نرسیده است حداقل یکبار برای همیشه تکلیف خود را با این قشر فرهیخته مهاجر روشن سازیم و از تبعات سنگین چنین سیاست هایی که به منافع ملی و حوزه تمدن زبان فارسی آسیب می رساند جلوگیری کنیم.
Forwarded from موسسه فرهنگی درّ دری
رونمایی "دانشنامه هزاره"
جمعه، 7 دی/ جدی 1397، ساعت دو عصر
مشهد، خیابان پنج تن، پنج تن 47، جنب بوستان ارم، فرهنگسرای انقلاب
موسسه فرهنگی درّ دری
#دفتر_فارسی_زبانان
@DorreDarii
جمعه، 7 دی/ جدی 1397، ساعت دو عصر
مشهد، خیابان پنج تن، پنج تن 47، جنب بوستان ارم، فرهنگسرای انقلاب
موسسه فرهنگی درّ دری
#دفتر_فارسی_زبانان
@DorreDarii
Forwarded from کانال زینب بیات
🔵زادگاه
🔻زینب بیات
از زمانی که به سختی از کابل دل کند و به مشهد آمد سالها می گذرد.
آن زمان کودکی بیش نبود. آمدند. جنگ آنها را وادار به مهاجرت کرد. جنگ کم کم اقوام و خویشان دیگر و هموطنانی دیگر را از افغانستان مجبور به مهاجرت کرد.
عده ای به ایران رفتند. عده ای هم به جای ایران، سمت پاکستان رفتند و گروهی هم اروپا و آمریکا را مقصد نهایی انتخاب کردند. هر کسی با توجه به علایق و کشش های درونی و گاهی به سبب ناچاری ساکن کشوری شدند.
اما در این میان عمدتا شیعیان افغانستان، ایران را انتخاب می کردند. همزبان بودن و هم مذهب بودن، دو عامل قوی بود که به گزینه ی دیگری فکر نکنند.
حالا از آن زمان چند دهه می گذرد. کودکی که مهاجرت کرد. جوان شد. ازدواج کرد و فرزندش در این آب و خاک، چشم به جهان گشود. مشهد و تهران و یا شهر و شهرستان و روستایی از ایران، زادگاه فرزندان مهاجرافغانستانی شد. آنها در این آب و خاک به دنيا آمدند. رشد کردند و قد کشیدند. اما بر آنها هم مثل پدرو مادرشان نام مهاجر گذاشته شد. در حالی که آنها مهاجرت نکرده بودند و زادگاه شان همین مرز و بوم بود.
نسل قبل یعنی پدربزرگ ها و مادربزرگ ها هم، در همین آب و خاک آرام گرفتند و از دنیا رفتند. و نسل جدید اين جا در فضای همین سرزمین، خانه هایش، کوچه ها و خیابان هایش زندگی را با همه پستی و بلندی هایش با همه ی تلخی ها و شیرینی هایش، با همه تنگناها و فشارهایش، تجربه کردند.اما حس تلخ تری آنها را آزار می داد. اینکه به کجا تعلق دارند؟
«ما اینجا به دنيا آمدیم.در خاک ایران، زادگاه ما اینجاست. اما چرا بلاتکلیفیم؟
ما ایرانی هستیم یا افغانستانی؟»
آنها سالهاست در این بحران هویت دست و پا می زنند. از همان کودکی دل شان می خواست ایران را دوست داشته باشند هر کسی نسبت به زادگاه خودش احساس تعلق دارد. ولی مرتب این علاقه شان پس زده می شد و پذیرفته نمی شد.
گاهی به صورت رسمی و گاه به صورت غیر رسمی به این احساس ضربه زده می شد.
وقتی که برای ثبت نام مدرسه رفت. به او گفتند: تو افغانی هستی برای شما جا نداریم برو بعدا بیا، اول باید ایرانی ها را ثبت نام کنیم.
بعضی جاها ثبت نام افغانستانی ها ممنوع شد. بعضی جاها باید کلی دوندگی می کردی و بعد از شنیدن حرف های ریز و درشت ثبت نامت می کردند. وگاهی برای یک ثبت نام ساده در مدرسه، اشک بر چشمانش جاری می شد.
اینجا بود که فهمید اگرچه زادگاهش ایران است ولی کلمه ی اتباع بیگانه را برایش به کار می برند.
در دلش کلنجار می رفت با این احساس دوگانه، که چطور می شود در این آب و خاک به دنيا آمده باشی و در ته دلت این مملکت را دوست داشته باشی ولی در مدارک شناسایی ات کلمه ی اتباع بیگانه درج شود؟
کم کم سعی می کرد از ایران فاصله بگیرد و با حس دوست داشتن ایران، در دلش مبارزه کند. دیگر برای پیروزی تیم ملی فوتبال ایران هورا نکشد و نام ایران را از در و دیوار دلش پاک کند و آن را دور بیندازد دور دور.
تصمیم گرفت از ایران برود. لحظه ای دلش تنگ شد. دلش کووی داد. برای کوچه ای که خانه شان آنجا بود و برای درخت های آن محله که هر روز موقع مدرسه رفتن، برایش دست تکان می دادند. برای رفقا و هم کلاسی هایش. این دل با ایران از زمان تولد، پیوند خورده بود.
ولی این پیوند را کسی به رسمیت نمی شناخت.
حس دوست داشتن ایران را سالها سعی کرده بودند از او بگیرند. و به جایش بی تفاوتی و دلسردی و حتی گاهی نفرت بکارند.
زمان رفتن فرارسید. زمان عبور از یک گذشته ی مه آلود به سوی آینده ای شاید روشن. رفتن به سمت و سوی دیگری از کرهی زمین که شاید او را بپذیرند.
رفتنی سخت از تاریکی بیراهه ها، بالا رفتن از کوه ها، ترس از جاماندن و مرگ در راه، شلیک پلیس مرزی، لت خوردن ها، کمپ ها، قایق ها، آب و دریاهایی که در یک لحظه، زن و کودک و پیر و جوان مهاجر را می بلعید....
حالا از ایران دور دور شده. شاید هلند، آلمان یا دانمارک و هر کشور دیگری برایش بغل باز کرده اند و او را در آغوش گرفته اند.
حالا که نام ایران را می شنود نام زادگاهش را می شنود. حس می کند دوستش ندارد و گاه احساسات بدی به سراغش می آید.
"زادگاهت ترا نپذیرفت و ترا از خودش راند."
◾️این داستان هزاران جوان افغانستانی است که در ایران به دنيا آمدند جوان شدند ولی در این آب و خاک پذیرفته نشدند و محل تولد شان آنها را به رسمیت نشناخت و به آنها حق شهروندی نداد.
#زادگاه
#حق_شهروندی
#تابعیت
#افغانستانی_ایرانی
#مهاجر
#نسل_سوم
#بی_هویتی
@zaynabbayat
🔻زینب بیات
از زمانی که به سختی از کابل دل کند و به مشهد آمد سالها می گذرد.
آن زمان کودکی بیش نبود. آمدند. جنگ آنها را وادار به مهاجرت کرد. جنگ کم کم اقوام و خویشان دیگر و هموطنانی دیگر را از افغانستان مجبور به مهاجرت کرد.
عده ای به ایران رفتند. عده ای هم به جای ایران، سمت پاکستان رفتند و گروهی هم اروپا و آمریکا را مقصد نهایی انتخاب کردند. هر کسی با توجه به علایق و کشش های درونی و گاهی به سبب ناچاری ساکن کشوری شدند.
اما در این میان عمدتا شیعیان افغانستان، ایران را انتخاب می کردند. همزبان بودن و هم مذهب بودن، دو عامل قوی بود که به گزینه ی دیگری فکر نکنند.
حالا از آن زمان چند دهه می گذرد. کودکی که مهاجرت کرد. جوان شد. ازدواج کرد و فرزندش در این آب و خاک، چشم به جهان گشود. مشهد و تهران و یا شهر و شهرستان و روستایی از ایران، زادگاه فرزندان مهاجرافغانستانی شد. آنها در این آب و خاک به دنيا آمدند. رشد کردند و قد کشیدند. اما بر آنها هم مثل پدرو مادرشان نام مهاجر گذاشته شد. در حالی که آنها مهاجرت نکرده بودند و زادگاه شان همین مرز و بوم بود.
نسل قبل یعنی پدربزرگ ها و مادربزرگ ها هم، در همین آب و خاک آرام گرفتند و از دنیا رفتند. و نسل جدید اين جا در فضای همین سرزمین، خانه هایش، کوچه ها و خیابان هایش زندگی را با همه پستی و بلندی هایش با همه ی تلخی ها و شیرینی هایش، با همه تنگناها و فشارهایش، تجربه کردند.اما حس تلخ تری آنها را آزار می داد. اینکه به کجا تعلق دارند؟
«ما اینجا به دنيا آمدیم.در خاک ایران، زادگاه ما اینجاست. اما چرا بلاتکلیفیم؟
ما ایرانی هستیم یا افغانستانی؟»
آنها سالهاست در این بحران هویت دست و پا می زنند. از همان کودکی دل شان می خواست ایران را دوست داشته باشند هر کسی نسبت به زادگاه خودش احساس تعلق دارد. ولی مرتب این علاقه شان پس زده می شد و پذیرفته نمی شد.
گاهی به صورت رسمی و گاه به صورت غیر رسمی به این احساس ضربه زده می شد.
وقتی که برای ثبت نام مدرسه رفت. به او گفتند: تو افغانی هستی برای شما جا نداریم برو بعدا بیا، اول باید ایرانی ها را ثبت نام کنیم.
بعضی جاها ثبت نام افغانستانی ها ممنوع شد. بعضی جاها باید کلی دوندگی می کردی و بعد از شنیدن حرف های ریز و درشت ثبت نامت می کردند. وگاهی برای یک ثبت نام ساده در مدرسه، اشک بر چشمانش جاری می شد.
اینجا بود که فهمید اگرچه زادگاهش ایران است ولی کلمه ی اتباع بیگانه را برایش به کار می برند.
در دلش کلنجار می رفت با این احساس دوگانه، که چطور می شود در این آب و خاک به دنيا آمده باشی و در ته دلت این مملکت را دوست داشته باشی ولی در مدارک شناسایی ات کلمه ی اتباع بیگانه درج شود؟
کم کم سعی می کرد از ایران فاصله بگیرد و با حس دوست داشتن ایران، در دلش مبارزه کند. دیگر برای پیروزی تیم ملی فوتبال ایران هورا نکشد و نام ایران را از در و دیوار دلش پاک کند و آن را دور بیندازد دور دور.
تصمیم گرفت از ایران برود. لحظه ای دلش تنگ شد. دلش کووی داد. برای کوچه ای که خانه شان آنجا بود و برای درخت های آن محله که هر روز موقع مدرسه رفتن، برایش دست تکان می دادند. برای رفقا و هم کلاسی هایش. این دل با ایران از زمان تولد، پیوند خورده بود.
ولی این پیوند را کسی به رسمیت نمی شناخت.
حس دوست داشتن ایران را سالها سعی کرده بودند از او بگیرند. و به جایش بی تفاوتی و دلسردی و حتی گاهی نفرت بکارند.
زمان رفتن فرارسید. زمان عبور از یک گذشته ی مه آلود به سوی آینده ای شاید روشن. رفتن به سمت و سوی دیگری از کرهی زمین که شاید او را بپذیرند.
رفتنی سخت از تاریکی بیراهه ها، بالا رفتن از کوه ها، ترس از جاماندن و مرگ در راه، شلیک پلیس مرزی، لت خوردن ها، کمپ ها، قایق ها، آب و دریاهایی که در یک لحظه، زن و کودک و پیر و جوان مهاجر را می بلعید....
حالا از ایران دور دور شده. شاید هلند، آلمان یا دانمارک و هر کشور دیگری برایش بغل باز کرده اند و او را در آغوش گرفته اند.
حالا که نام ایران را می شنود نام زادگاهش را می شنود. حس می کند دوستش ندارد و گاه احساسات بدی به سراغش می آید.
"زادگاهت ترا نپذیرفت و ترا از خودش راند."
◾️این داستان هزاران جوان افغانستانی است که در ایران به دنيا آمدند جوان شدند ولی در این آب و خاک پذیرفته نشدند و محل تولد شان آنها را به رسمیت نشناخت و به آنها حق شهروندی نداد.
#زادگاه
#حق_شهروندی
#تابعیت
#افغانستانی_ایرانی
#مهاجر
#نسل_سوم
#بی_هویتی
@zaynabbayat
و سیزدهمین جشنواره بین المللی شعر فجر در گتوند، زادگاه و آرامگاه شادروان قیصر امین پور گشایش یافت.
من به اعتبار دبیری یازدهمین دوره جشنواره شعر فجر در این برنامه حضور دارم. رسمی نیکو است که در افتتاحیه هر جشنواره دبیران دوره های قبل هم حضور دارند.
با سپاس از شاعر و روزنامهنگار گرامی فرنود فغفور مغربی به خاطر این مصاحبۀ مفصل. 👇
Forwarded from کانال فرنود
این هفتهها چند مصاحبه مفصل با هنرمندان برجسته داشتهام.
یکی از آنها گفتگویی است با استاد محمدکاظم کاظمی.
#متن کامل:
http://shahraraonline.ir/news/91892
#شهرآرا
@farnodfm
یکی از آنها گفتگویی است با استاد محمدکاظم کاظمی.
#متن کامل:
http://shahraraonline.ir/news/91892
#شهرآرا
@farnodfm
shahraraonline.ir
پیاده آمده بودم پیاده خواهم رفت
پیاده آمده بودم پیاده خواهم رفت,گپی با شاعر نامدار مهاجرکه در منطقه8 زندگی میکرد
Forwarded from مهدی مسائلی، مطالعات و یادداشت (مهدی مسائلی)
⚡️تحقیر آخوند خراسانی یا بزرگداشت وی/غلبه نگاه دشمنانه در شنیدن سخنان آیت الله جوادی آملی
✍مهدی مسائلی
چند روزی است کانالهای تلگرامی افراطگرایان شیعه با انتشار کلیپی از سخنرانی آیت الله جوادی آملی در آئین رونمایی از کتاب «تحریر الاصول» اتهام توهین به آخوند خراسانی را به ایشان نسبت میدهند. این عده افغانی خطاب کردن مرحوم آخوند خراسانی را در این سخنرانی توهین و تحقیر آن عالم بزرگ تلقی کردهاند.
البته پیش کشیدن رویکرد آیت الله جوادی درباره عرفان نظری و خصوصا در قبال محیالدین ابن عربی نشان میدهد این افراد بیش از آنکه دغدغه بزرگداشت مرحوم آخوند خراسانی را داشته باشند، قصد تخریب این رویکرد را دارند.
اما این تخریبها در حالی است که سخنان آیت الله جوادی آملی نه تنها در مقام تحقیر و توهین به مرحوم آخوند خراسانی نیست، بلکه به نوعی مدح و بزرگداشت ایشان است. متن سخنان ایشان در کلیپی که به آن استناد میشود، بدین شرح است:
"من به حوزه خیلی ارادتمند هستم؛ اما ما یک دلّال داریم، یک مبتکر! فلان آقا اینطور گفته، مبنای فلان کس اینطور است! الآن شما در بازار و میدان که میروید، این دلّالها میدانند که تمام این میوهها را از کجا بیاورند، قیمت آن را هم میدانند، پخت و پز آن را هم میدانند، شیرین آن را هم میدانند؛ اما هیچکدام تولیدکننده نیستند.
آقای نائینی اینطور گفته، آقا ضیاء اینطور گفته، آخوند اینطور گفته، این دلّال علم شدن است؛ این فضیلت نیست. الآن حوزه به برکت امام و شهدا غنیترین دورانش را میگذراند، پنجاه هزار کم نیست! این طلبه افغانی بود، الآن یک قرن ما را دارد به دنبال خودش میکشاند. صد سال قبل این طلبه افغانی؛ منتها هرات، خراسان شرقی بود و مشهد خراسان غربی؛ صد سال این طلبه افغانی درس خوانده مشهد و بعد رفته نجف و درس خوانده کفایه نوشته الآن ما صد سال است دنبال او هستیم.
پای درس مرحوم آقای نائینی خیلیها بودند، جمعیت هزار نفر هم در نجف نمیشد؛ سه تا طلبه ـ حالا بزرگان فراوانی هستند که ما یا نمیشناسیم یا نمیخواهیم نام آنها را ببریم ـ این سه تا طلبه آمدند میداندار شدند: یکی شده علامه امینی که به تنهایی الغدیر نوشت؛ یکی شده علامه طباطبایی که به تنهایی المیزان نوشت؛ یکی شده علامه آقا سید محسن حکیم. من نزد بزرگواری که شاگرد آقا ضیاء بودقوانین میخواندم، میگفت مستمسک کتابی است! آنها از چهل شروع کردند تا شصت، برخیها از شصت شروع کردند تا هفتاد! سن هفتاد دوران واماندگی آدم است. آیا ما الآن در بین پنجاه هزار نفر سه طلبه این گونه داریم؟ دلّال بودن غیر از علامه امینی شدن است." (سخنرانی در آئین رونمایی از کتاب «تحریر الاصول» 6 دی ماه 1397)
متأسفانه غلبه نگاه دشمنانه و نداشتن انصاف در برخورد با مخالفان، موجب شده این افراد از صحبتهایی که در مدح آخوند خراسانی است، برداشت تحقیر و توهین داشته باشند.
اما آیا واقعا تکیه جناب جوادی آملی بر افغانی بودن آخوند خراسانی برای تحقیر اوست یا تحقیر کسانی که در قم و با شرایط خوب تحصیل میکنند و هنوز نتوانستهاند مثل ایشان مبتکر شوند؟!
ممکن است بعضی با تکیه بر استعمال نادرست و توهینآمیز لفظ افغانی در میان مردم، گمان برند که آیت الله جوادی نیز چنین استعمالی اراده کرده است ولی لفظ افغانی(منسوب به قوم افغان) به خودی خود چنین معنایی را ندارد و سخنان پیشین آیت الله جوادی درباره افغانی بودن مرحوم آخوندی نشانگر عدم اراده چنین معنایی است. چنانچه ایشان در سال ۱۳۹۰ در دیدار اعضای اجرایی کنگره بزرگداشت مرحوم آخوند خراسانی میگوید:
"ما دِیْنی به مرحوم آخوند خراسانی داریم برای اینکه این بزرگوار، بسیاری از اساتید ما را تربیت کرد؛ بسیاری از مراجع را او تربیت کرد؛ اما این را باید با اشک بگوییم در یک خطبههای نمازجمعه تقریباً با اشک این مطلب را ادا کردیم که حیف و افغان و افغان و افغان که افغان به این صورت در آمد! این مهد پرورش بزرگان بود. اگر بوعلی است بالأخره از بلخ است، اگر مولوی است بالأخره از بلخ است. و اینچنین نیست که فقط لعل بدخشان از بدخشان باشد، اگر سیّدجمال است از بلخ است، اگر آخوند خراسانی است از هرات است، اینها افغانیاند. آن صحیح بخاری را شما میبینید از افغان است؛ بسیاری از ایرانیهای قدر از این سرزمین برخاستند."
...........
@azadpajooh
✍مهدی مسائلی
چند روزی است کانالهای تلگرامی افراطگرایان شیعه با انتشار کلیپی از سخنرانی آیت الله جوادی آملی در آئین رونمایی از کتاب «تحریر الاصول» اتهام توهین به آخوند خراسانی را به ایشان نسبت میدهند. این عده افغانی خطاب کردن مرحوم آخوند خراسانی را در این سخنرانی توهین و تحقیر آن عالم بزرگ تلقی کردهاند.
البته پیش کشیدن رویکرد آیت الله جوادی درباره عرفان نظری و خصوصا در قبال محیالدین ابن عربی نشان میدهد این افراد بیش از آنکه دغدغه بزرگداشت مرحوم آخوند خراسانی را داشته باشند، قصد تخریب این رویکرد را دارند.
اما این تخریبها در حالی است که سخنان آیت الله جوادی آملی نه تنها در مقام تحقیر و توهین به مرحوم آخوند خراسانی نیست، بلکه به نوعی مدح و بزرگداشت ایشان است. متن سخنان ایشان در کلیپی که به آن استناد میشود، بدین شرح است:
"من به حوزه خیلی ارادتمند هستم؛ اما ما یک دلّال داریم، یک مبتکر! فلان آقا اینطور گفته، مبنای فلان کس اینطور است! الآن شما در بازار و میدان که میروید، این دلّالها میدانند که تمام این میوهها را از کجا بیاورند، قیمت آن را هم میدانند، پخت و پز آن را هم میدانند، شیرین آن را هم میدانند؛ اما هیچکدام تولیدکننده نیستند.
آقای نائینی اینطور گفته، آقا ضیاء اینطور گفته، آخوند اینطور گفته، این دلّال علم شدن است؛ این فضیلت نیست. الآن حوزه به برکت امام و شهدا غنیترین دورانش را میگذراند، پنجاه هزار کم نیست! این طلبه افغانی بود، الآن یک قرن ما را دارد به دنبال خودش میکشاند. صد سال قبل این طلبه افغانی؛ منتها هرات، خراسان شرقی بود و مشهد خراسان غربی؛ صد سال این طلبه افغانی درس خوانده مشهد و بعد رفته نجف و درس خوانده کفایه نوشته الآن ما صد سال است دنبال او هستیم.
پای درس مرحوم آقای نائینی خیلیها بودند، جمعیت هزار نفر هم در نجف نمیشد؛ سه تا طلبه ـ حالا بزرگان فراوانی هستند که ما یا نمیشناسیم یا نمیخواهیم نام آنها را ببریم ـ این سه تا طلبه آمدند میداندار شدند: یکی شده علامه امینی که به تنهایی الغدیر نوشت؛ یکی شده علامه طباطبایی که به تنهایی المیزان نوشت؛ یکی شده علامه آقا سید محسن حکیم. من نزد بزرگواری که شاگرد آقا ضیاء بودقوانین میخواندم، میگفت مستمسک کتابی است! آنها از چهل شروع کردند تا شصت، برخیها از شصت شروع کردند تا هفتاد! سن هفتاد دوران واماندگی آدم است. آیا ما الآن در بین پنجاه هزار نفر سه طلبه این گونه داریم؟ دلّال بودن غیر از علامه امینی شدن است." (سخنرانی در آئین رونمایی از کتاب «تحریر الاصول» 6 دی ماه 1397)
متأسفانه غلبه نگاه دشمنانه و نداشتن انصاف در برخورد با مخالفان، موجب شده این افراد از صحبتهایی که در مدح آخوند خراسانی است، برداشت تحقیر و توهین داشته باشند.
اما آیا واقعا تکیه جناب جوادی آملی بر افغانی بودن آخوند خراسانی برای تحقیر اوست یا تحقیر کسانی که در قم و با شرایط خوب تحصیل میکنند و هنوز نتوانستهاند مثل ایشان مبتکر شوند؟!
ممکن است بعضی با تکیه بر استعمال نادرست و توهینآمیز لفظ افغانی در میان مردم، گمان برند که آیت الله جوادی نیز چنین استعمالی اراده کرده است ولی لفظ افغانی(منسوب به قوم افغان) به خودی خود چنین معنایی را ندارد و سخنان پیشین آیت الله جوادی درباره افغانی بودن مرحوم آخوندی نشانگر عدم اراده چنین معنایی است. چنانچه ایشان در سال ۱۳۹۰ در دیدار اعضای اجرایی کنگره بزرگداشت مرحوم آخوند خراسانی میگوید:
"ما دِیْنی به مرحوم آخوند خراسانی داریم برای اینکه این بزرگوار، بسیاری از اساتید ما را تربیت کرد؛ بسیاری از مراجع را او تربیت کرد؛ اما این را باید با اشک بگوییم در یک خطبههای نمازجمعه تقریباً با اشک این مطلب را ادا کردیم که حیف و افغان و افغان و افغان که افغان به این صورت در آمد! این مهد پرورش بزرگان بود. اگر بوعلی است بالأخره از بلخ است، اگر مولوی است بالأخره از بلخ است. و اینچنین نیست که فقط لعل بدخشان از بدخشان باشد، اگر سیّدجمال است از بلخ است، اگر آخوند خراسانی است از هرات است، اینها افغانیاند. آن صحیح بخاری را شما میبینید از افغان است؛ بسیاری از ایرانیهای قدر از این سرزمین برخاستند."
...........
@azadpajooh
مهدی مسائلی، مطالعات و یادداشت
⚡️تحقیر آخوند خراسانی یا بزرگداشت وی/غلبه نگاه دشمنانه در شنیدن سخنان آیت الله جوادی آملی ✍مهدی مسائلی چند روزی است کانالهای تلگرامی افراطگرایان شیعه با انتشار کلیپی از سخنرانی آیت الله جوادی آملی در آئین رونمایی از کتاب «تحریر الاصول» اتهام توهین به…
توجه همه عزیزان را به یادداشت بالا از آقای مهدی مسائلی جلب میکنم.
آخوند خراسانی از مفاخر جهان اسلام و به خصوص مذهب تشیع است و ما مردم هرات هم به این میبالیم که این دانشمند بزرگ از شهر هرات برخاسته است.
چنان که جناب مسائلی هم توضیح دادهاند و در سخنان آیتالله جوادی آملی هم آشکار است، ذکر این قضیه هیچ تحقیر و توهینی نه به این عالم بزرگوار در خود دارد نه به مردم افغانستان، بلکه یادکرد آن به وسیلۀ ایشان میتواند زمینهساز وفاق و الفت بیشتر میان مردمان این وطن بزرگ فرهنگی شود.
🔻
این نکته نیز گفتنی است که هرچند امروزه بسیاری از دوستان ایرانی از کاربرد کلمۀ «افغانی» پرهیز دارند و برای بسیاری از هموطنان ما نیز این کلمه تحقیرآمیز به نظر میآید، در گذشته و به خصوص در مورد علمای بزرگ دین این کلمه رایج بوده است چنان که سید جمالالدین افغانی، آیتالله مدرس افغانی و امثال این بزرگان با عنوان «افغانی» معروف بودهاند و کاربرد این کلمه از سوی آیتالله جوادی آملی هم از این منظر است.
آخوند خراسانی از مفاخر جهان اسلام و به خصوص مذهب تشیع است و ما مردم هرات هم به این میبالیم که این دانشمند بزرگ از شهر هرات برخاسته است.
چنان که جناب مسائلی هم توضیح دادهاند و در سخنان آیتالله جوادی آملی هم آشکار است، ذکر این قضیه هیچ تحقیر و توهینی نه به این عالم بزرگوار در خود دارد نه به مردم افغانستان، بلکه یادکرد آن به وسیلۀ ایشان میتواند زمینهساز وفاق و الفت بیشتر میان مردمان این وطن بزرگ فرهنگی شود.
🔻
این نکته نیز گفتنی است که هرچند امروزه بسیاری از دوستان ایرانی از کاربرد کلمۀ «افغانی» پرهیز دارند و برای بسیاری از هموطنان ما نیز این کلمه تحقیرآمیز به نظر میآید، در گذشته و به خصوص در مورد علمای بزرگ دین این کلمه رایج بوده است چنان که سید جمالالدین افغانی، آیتالله مدرس افغانی و امثال این بزرگان با عنوان «افغانی» معروف بودهاند و کاربرد این کلمه از سوی آیتالله جوادی آملی هم از این منظر است.
Forwarded from مهدی مسائلی، مطالعات و یادداشت (مهدی مسائلی)
⚡️توضیحات آیت الله جوادی درباره سوءبرادشت از سخنانشان
آیت الله جوادی آملی امروز در درس خارج فقه خود در مسجد اعظم به موضوع سوءبرداشت از سخنانشان پرداخته و بیان داشتند:
چند سال قبل یک کنگره بسیار عظیمی درباره بزرگداشت مرحوم آخوند خراسانی(رضوان الله تعالی علیه) برگزار شد که سخنرانش ما بودیم، در آن کنگره از سه جهت بحث کردیم؛ یکی عظمت افغانستان، یکی رجال علمی نامآوری که از بلخ و بخارا و سایر مناطق افغانستان برخاستند و یکی درباره عظمت، جلال و شکوه مرحوم آخوند خراسانی. هر سه مسئله به طور مبسوط در آن کنگره بحث شد و آنچه در مراسم رونمایی کتاب تحریر الاصول گفته شده، منظور آن بود که یک کسی که سابقه بساطت در زندگی دارد به جایی رسید که یک قرن است تمام حوزههای شیعه را تحت الشعاع خود قرار داده است؛ این اجلال و عظمت مرحوم آخوند خراسانی بود!
🔸ایشان ادامه دادند:
ذات اقدس الهی وقتی می خواهد پیغمبر را معرفی کند میگوید: ﴿أَ لَمْ یجِدْكَ یتیماً فَآوی﴾، ﴿وَ وَجَدَكَ عائِلاً فَأَغْنى﴾، تو یک بچه یتیم بودی! این تحقیر نیست! ذات اقدس الهی نمیخواهد پیغمبر را معاذ الله تحقیر کند که تو بچه یتیم بودی، بلکه میخواهد بگوید تو از آن سادگی به این اوج رسیدی. اینکه خدا به پیغمبر میفرماید تو بچه یتیم بودی و ما تو را به اینجا رساندیم، اینکه وهن پیغمبر نیست. اگر کسی گفت یک طلبه افغانستانی، این وهن او نیست؛ یعنی او از سادگی و سادهزیستی به آن اوج رسید، چرا ما نباشیم؟ علم را هم که وقف کسی نکردند. آنچه در رونمایی کتاب تحریر الاصول مرحوم امام(رضوان الله علیه) گفته شد این بود که یک طلبه سادهای برخاسته و صد سال است که حوزه های نجف، قم، اصفهان و دیگر حوزههای شیعه را تحت سلطنت خود قرار داده، ما چرا این جور نشویم؟ مرحوم آخوند کسی است که یکصد سال است سلطان فکری بر همه ماست، الیوم بالاخره حرفهای اساسی را او دارد میزند. ولی ما چرا به این حد نرسیم؟
🔸 آیت الله جوادی آملی اذعان داشتند:
حداکثر طلبههای نجف در آن روزگار به هزار نفر نمیرسید و امکانات زیادی هم در اختیار نداشتند، الآن ما بیش از پنجاه هزار نفر هستیم، همه امکانات نیز هست، این کشور هم به برکت خون شهداء طیب و طاهر شد، لذا باید میوه طیب و طاهر بدهد، اگر کشوری با خون شهید طیب و طاهر شد، قرآن فرمود: ﴿وَ الْبَلَدُ الطَّیبُ یخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ﴾؛ لذا، میوه ایران باید آخوند خراسانیها باشد، آقای نائینی باشد، آسید ابوالحسن باشد، امام باشد، آقای خوئی باشد، اینها باشد، چرا ما جزء این افراد نباشیم؟ الآن تمام تلاش و کوشش ما این است که مثلاً در فرمایشات مرحوم آخوند، یا در مبنای مرحوم آقای نائینی یا مبنای مرحوم آقا ضیاء متخصص شویم! چرا فکر نکنیم مثل اینها حرف تازه بیاوریم؟ مگر حرف تازه کم است؟ مگر حرف علمی محدود است؟ قطعا این چنین نیست.
🔸ایشان تاکید کردند:
من از علما و اساتیدی که این موضوع را تذکر دادند حقشناسی میکنم و آنها را در ثواب این کار سهیم میدانم، بیش از همه و پیش از همه از فضلای افغانستان تشکر میکنم که آنها حقشناسی کردند، نامه نوشتند، پیام فرستادند که شما آخوند را کماکان احیا کردید، اما ممکن است برای برخی دیگر روشن نشده باشد که منظور چیست! معاذالله آنجا در صدد پایین آوردن مقام علمی مرحوم آخوند نبودیم. در کنگره بزرگداشت مرحوم آخوند گفته شد که ما الآن سه نسل در کنار سفره آخوند خراسانی نشستهایم، خود ما در کنار سفره این بزرگوار نشستیم، اساتید ما هم که در کنار سفره ایشان نشستند، اساتید ما که مراجع تقلید بودند مثل مرحوم آقای بروجردی و دیگران، اینها هم در کنار سفره مرحوم آخوند خراسانی نشسته بودند و شاگرد ایشان بودند. همه این حرفها در آن کنگره گفته شد.
..............
@azadpajooh
آیت الله جوادی آملی امروز در درس خارج فقه خود در مسجد اعظم به موضوع سوءبرداشت از سخنانشان پرداخته و بیان داشتند:
چند سال قبل یک کنگره بسیار عظیمی درباره بزرگداشت مرحوم آخوند خراسانی(رضوان الله تعالی علیه) برگزار شد که سخنرانش ما بودیم، در آن کنگره از سه جهت بحث کردیم؛ یکی عظمت افغانستان، یکی رجال علمی نامآوری که از بلخ و بخارا و سایر مناطق افغانستان برخاستند و یکی درباره عظمت، جلال و شکوه مرحوم آخوند خراسانی. هر سه مسئله به طور مبسوط در آن کنگره بحث شد و آنچه در مراسم رونمایی کتاب تحریر الاصول گفته شده، منظور آن بود که یک کسی که سابقه بساطت در زندگی دارد به جایی رسید که یک قرن است تمام حوزههای شیعه را تحت الشعاع خود قرار داده است؛ این اجلال و عظمت مرحوم آخوند خراسانی بود!
🔸ایشان ادامه دادند:
ذات اقدس الهی وقتی می خواهد پیغمبر را معرفی کند میگوید: ﴿أَ لَمْ یجِدْكَ یتیماً فَآوی﴾، ﴿وَ وَجَدَكَ عائِلاً فَأَغْنى﴾، تو یک بچه یتیم بودی! این تحقیر نیست! ذات اقدس الهی نمیخواهد پیغمبر را معاذ الله تحقیر کند که تو بچه یتیم بودی، بلکه میخواهد بگوید تو از آن سادگی به این اوج رسیدی. اینکه خدا به پیغمبر میفرماید تو بچه یتیم بودی و ما تو را به اینجا رساندیم، اینکه وهن پیغمبر نیست. اگر کسی گفت یک طلبه افغانستانی، این وهن او نیست؛ یعنی او از سادگی و سادهزیستی به آن اوج رسید، چرا ما نباشیم؟ علم را هم که وقف کسی نکردند. آنچه در رونمایی کتاب تحریر الاصول مرحوم امام(رضوان الله علیه) گفته شد این بود که یک طلبه سادهای برخاسته و صد سال است که حوزه های نجف، قم، اصفهان و دیگر حوزههای شیعه را تحت سلطنت خود قرار داده، ما چرا این جور نشویم؟ مرحوم آخوند کسی است که یکصد سال است سلطان فکری بر همه ماست، الیوم بالاخره حرفهای اساسی را او دارد میزند. ولی ما چرا به این حد نرسیم؟
🔸 آیت الله جوادی آملی اذعان داشتند:
حداکثر طلبههای نجف در آن روزگار به هزار نفر نمیرسید و امکانات زیادی هم در اختیار نداشتند، الآن ما بیش از پنجاه هزار نفر هستیم، همه امکانات نیز هست، این کشور هم به برکت خون شهداء طیب و طاهر شد، لذا باید میوه طیب و طاهر بدهد، اگر کشوری با خون شهید طیب و طاهر شد، قرآن فرمود: ﴿وَ الْبَلَدُ الطَّیبُ یخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ﴾؛ لذا، میوه ایران باید آخوند خراسانیها باشد، آقای نائینی باشد، آسید ابوالحسن باشد، امام باشد، آقای خوئی باشد، اینها باشد، چرا ما جزء این افراد نباشیم؟ الآن تمام تلاش و کوشش ما این است که مثلاً در فرمایشات مرحوم آخوند، یا در مبنای مرحوم آقای نائینی یا مبنای مرحوم آقا ضیاء متخصص شویم! چرا فکر نکنیم مثل اینها حرف تازه بیاوریم؟ مگر حرف تازه کم است؟ مگر حرف علمی محدود است؟ قطعا این چنین نیست.
🔸ایشان تاکید کردند:
من از علما و اساتیدی که این موضوع را تذکر دادند حقشناسی میکنم و آنها را در ثواب این کار سهیم میدانم، بیش از همه و پیش از همه از فضلای افغانستان تشکر میکنم که آنها حقشناسی کردند، نامه نوشتند، پیام فرستادند که شما آخوند را کماکان احیا کردید، اما ممکن است برای برخی دیگر روشن نشده باشد که منظور چیست! معاذالله آنجا در صدد پایین آوردن مقام علمی مرحوم آخوند نبودیم. در کنگره بزرگداشت مرحوم آخوند گفته شد که ما الآن سه نسل در کنار سفره آخوند خراسانی نشستهایم، خود ما در کنار سفره این بزرگوار نشستیم، اساتید ما هم که در کنار سفره ایشان نشستند، اساتید ما که مراجع تقلید بودند مثل مرحوم آقای بروجردی و دیگران، اینها هم در کنار سفره مرحوم آخوند خراسانی نشسته بودند و شاگرد ایشان بودند. همه این حرفها در آن کنگره گفته شد.
..............
@azadpajooh
توجه همه عزیزان را به دو یادداشت بالا از آقای مهدی مسائلی جلب میکنم.
آخوند خراسانی از مفاخر جهان اسلام و به خصوص مذهب تشیع است و ما مردم هرات هم به این میبالیم که این دانشمند بزرگ از شهر هرات برخاسته است.
چنان که جناب مسائلی و سپس ود آیتالله جوادی آملی توضیح دادهاند، ذکر این قضیه هیچ تحقیر و توهینی نه به این عالم بزرگوار در خود دارد نه به مردم افغانستان، بلکه یادکرد آن به وسیلۀ ایشان میتواند زمینهساز وفاق و الفت بیشتر میان مردمان این وطن بزرگ فرهنگی شود.
🔻
این نکته نیز گفتنی است که هرچند امروزه بسیاری از دوستان ایرانی از کاربرد کلمۀ «افغانی» پرهیز دارند و برای بسیاری از هموطنان ما نیز این کلمه تحقیرآمیز به نظر میآید، در گذشته و به خصوص در مورد علمای بزرگ دین این کلمه رایج بوده است چنان که سید جمالالدین افغانی، آیتالله مدرس افغانی و امثال این بزرگان با عنوان «افغانی» معروف بودهاند و کاربرد این کلمه از سوی آیتالله جوادی آملی هم از این منظر است.
🔻
و سخن آخر من خطاب به کسانی است که از سخن ایشان سوءبرداشت کردند.
در چنین مواردی در اول گام باید دید که آن سخن با شأن و مقام آن شخص مطابقت دارد یا نه.
ممکن است بعضی اشخاص دیگر سخنان حسابناشدۀ بسیاری بگویند، ولی وقتی آیتالله جوادی آملی حرفی میزند هرچند آن حرف در نظر ما غریب و غیرمعمول میآید، در اول گام باید حمل بر صحت کنیم و در پی کاوش بیشتر برآییم و اگر دسترسی داریم این را از خودشان بپرسیم، چنان که کسانی در این مورد پرسیدهاند و ایشان با تواضع و سنجیدگی تمام توضیح داده است.
البته این را هم بیفزایم که این حمل بر صحت در مورد همه باید باشد. ولی در مورد ایشان بیشتر.
@mkazemkazemi
آخوند خراسانی از مفاخر جهان اسلام و به خصوص مذهب تشیع است و ما مردم هرات هم به این میبالیم که این دانشمند بزرگ از شهر هرات برخاسته است.
چنان که جناب مسائلی و سپس ود آیتالله جوادی آملی توضیح دادهاند، ذکر این قضیه هیچ تحقیر و توهینی نه به این عالم بزرگوار در خود دارد نه به مردم افغانستان، بلکه یادکرد آن به وسیلۀ ایشان میتواند زمینهساز وفاق و الفت بیشتر میان مردمان این وطن بزرگ فرهنگی شود.
🔻
این نکته نیز گفتنی است که هرچند امروزه بسیاری از دوستان ایرانی از کاربرد کلمۀ «افغانی» پرهیز دارند و برای بسیاری از هموطنان ما نیز این کلمه تحقیرآمیز به نظر میآید، در گذشته و به خصوص در مورد علمای بزرگ دین این کلمه رایج بوده است چنان که سید جمالالدین افغانی، آیتالله مدرس افغانی و امثال این بزرگان با عنوان «افغانی» معروف بودهاند و کاربرد این کلمه از سوی آیتالله جوادی آملی هم از این منظر است.
🔻
و سخن آخر من خطاب به کسانی است که از سخن ایشان سوءبرداشت کردند.
در چنین مواردی در اول گام باید دید که آن سخن با شأن و مقام آن شخص مطابقت دارد یا نه.
ممکن است بعضی اشخاص دیگر سخنان حسابناشدۀ بسیاری بگویند، ولی وقتی آیتالله جوادی آملی حرفی میزند هرچند آن حرف در نظر ما غریب و غیرمعمول میآید، در اول گام باید حمل بر صحت کنیم و در پی کاوش بیشتر برآییم و اگر دسترسی داریم این را از خودشان بپرسیم، چنان که کسانی در این مورد پرسیدهاند و ایشان با تواضع و سنجیدگی تمام توضیح داده است.
البته این را هم بیفزایم که این حمل بر صحت در مورد همه باید باشد. ولی در مورد ایشان بیشتر.
@mkazemkazemi
Forwarded from سهنقطه
📣
#سه_نقطه روی #طاقچه
🔸
نسخه الکترونیک تازهترین شماره مکتوب طنز سهنقطه را از طاقچه دریافت کنید
«سهنقطه ـ شماره ۲»
[ویژهنامه دونالد #ترامپ]
https://taaghche.ir/book/45035
👁
@SenoghteMag
#سه_نقطه روی #طاقچه
🔸
نسخه الکترونیک تازهترین شماره مکتوب طنز سهنقطه را از طاقچه دریافت کنید
«سهنقطه ـ شماره ۲»
[ویژهنامه دونالد #ترامپ]
https://taaghche.ir/book/45035
👁
@SenoghteMag