🔷🔹گزارش نشست انجمن علمی علوم اجتماعی اسلامی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در معرفی پروفسور برونو لاتور:
🔹آقای کوشا وطن خواه:
▪️از جامعه تا امر اجتماعی
فضای نظری لاتور تحت تاثیر ساختارگرایی فرانسوی بوجود آمده است. دو عنصر اصلی در رویکرد وی تاکید بر نیرو های اجتماعی و همسان سازی کنشگران طبیعی و انسانی است. مورد اخیر مبنای نظریه ی جامعه شناختی وی را تشکیل می دهد.
(Actor-Network Theory) ANT
همان رویکرد شبکه-کنشگر است. محور این رویکرد بحث بر سر نحوه ی ارتباط انسان و اشیاء است. در نگاه لاتور تمام اشیا اکتانت هایی هستند که در مرحله ی بعد با پیچیده شدن روابط میان شان به اکتور تبدیل می شوند. با توجه به مفهوم شبکه درنگاه وی، دوگانه ی عاملیت-ساختار از میان می رود. در این رویکرد تنها می توان از شدت و ضعف پیوندها و نه این دوگانه سخن گفت. از این جهت نمی توان وی را ساختارگرا دانست زیرا با توصیف شرایط و موقعیات تاریخی با استفاده از مفاهیم کلی مخالفت می کند و از جهت دیگر عاملیت نیز اصالت ندارد زیرا کنشگر انسانی یکی از اکتور ها یا اکتان های شبکه می تواند باشد.
🔹آقای محمدرضا قائمی نیک:
▪️لاتور و رویکرد شبکه-کنشگر
لاتور در بحث جامعه دنباله رو تارد است. تارد را پدر رویکرد کنشگر-شبکه و در مقابل دورکیم قرار می دهد و معتقد است اگر در سنت جامعه شناسی به جای دورکیم تارد مسلط می شد جامعه شناسی شکل دیگری پیدا می کرد. لاتور می گوید شناخت فرآیندی از مالکیت است و علم زمانی حاصل می شود که پیوند میان مونادها صورت بگیرد. از این جهت دورکیم را نقد می کند و معتقد است اساسا فرآیند شناخت اجتماعی به شکلی که جامعه شناسی دورکیمی مدعی است باید جهانشمول باشد، ممکن نیست.
🔹خانم زهره صادقی:
▪️لاتور و جامعه شناسی معرفت
لاتور در نسبت با جامعه شناسی معرفت موضعی انتقادی دارد و با رویکردی انسان شناسانه و مردم شناسانه وارد علم می شود. وی معتقد است جامعه شناسی سنتی و متاخر وزن بیشتر به کنشگران انسانی می دهد و کنشگران غیرانسانی و اجتماعی را نادیده می گیرد. وی به بررسی مکانیسم تولید علم می پردازد و در این فرآیند اشیاء و طبیعت را نیز دارای نقش فعال می داند. در عین حال مکانیسم تولید علم از آن جایی که کنشگران انسانی و غیرانسانی مداوما در حال تغییر هستند تغییر می کند.
🔹آقای مسلم صلحی راد:
▪️لاتور و جامعه شناسی پیوند
یکی از دغدغه های لاتور بحث های علم شناسی است. وی به دوره ای وارد شده که اجتماعیات به تحلیل های علم شناختی ورود پیدا کرده است. وی بدوا متاثر از مکتب ادینبورا در جامعه شناسی معرفت است. با مطالعات علم شناختی جدید تلقی جدیدی از تکنولوژی ایجاد شده و این که تکنولوژی علم در مقام کاربرد باشد زیر سوال رفته است. لاتور نشان می دهد مطالعات علم شناختی در مطالعات جامعه شناختی موثر است. همان طور که عکس آن هم صادق است. هم انسان و هم غیر انسان کنشگر محسوب می شوند بنابراین ما باید از شبکه ای از کنشگران سخن بگوییم. وی جامعه و امر اجتماعی را به تناسب رویکرد شبکه ای اش رد می کند ولی در عین حال بدنبال مرگ جامعه شناسی نیست بلکه بدنبال بازآفرینی نوعی جامعه شناسی است. انسان تنها سوژه نیست بلکه ترکیبی از سوژه و ابژه است. ما در نسبت با تکنیک و اشیاء پیرامونی هستیم. ابژه های مصنوع انسانی سوسیو-تکنیکال هستند. انسانها نیز سوسیوتکنیکال هستند. وی دوقطبی های سوژه-ابژه، طبیعت-جامعه را رد می کند و معتقد است طبیعت و جامعه خود نتیجه هستند و نمیتوانند به عنوان نقطه شروع تحلیل به کار روند. آن چه در بطن هر شیء موجود است حاصل کنش انسان و غیر انسان است.
@utsaiss
@philsharif
🔹آقای کوشا وطن خواه:
▪️از جامعه تا امر اجتماعی
فضای نظری لاتور تحت تاثیر ساختارگرایی فرانسوی بوجود آمده است. دو عنصر اصلی در رویکرد وی تاکید بر نیرو های اجتماعی و همسان سازی کنشگران طبیعی و انسانی است. مورد اخیر مبنای نظریه ی جامعه شناختی وی را تشکیل می دهد.
(Actor-Network Theory) ANT
همان رویکرد شبکه-کنشگر است. محور این رویکرد بحث بر سر نحوه ی ارتباط انسان و اشیاء است. در نگاه لاتور تمام اشیا اکتانت هایی هستند که در مرحله ی بعد با پیچیده شدن روابط میان شان به اکتور تبدیل می شوند. با توجه به مفهوم شبکه درنگاه وی، دوگانه ی عاملیت-ساختار از میان می رود. در این رویکرد تنها می توان از شدت و ضعف پیوندها و نه این دوگانه سخن گفت. از این جهت نمی توان وی را ساختارگرا دانست زیرا با توصیف شرایط و موقعیات تاریخی با استفاده از مفاهیم کلی مخالفت می کند و از جهت دیگر عاملیت نیز اصالت ندارد زیرا کنشگر انسانی یکی از اکتور ها یا اکتان های شبکه می تواند باشد.
🔹آقای محمدرضا قائمی نیک:
▪️لاتور و رویکرد شبکه-کنشگر
لاتور در بحث جامعه دنباله رو تارد است. تارد را پدر رویکرد کنشگر-شبکه و در مقابل دورکیم قرار می دهد و معتقد است اگر در سنت جامعه شناسی به جای دورکیم تارد مسلط می شد جامعه شناسی شکل دیگری پیدا می کرد. لاتور می گوید شناخت فرآیندی از مالکیت است و علم زمانی حاصل می شود که پیوند میان مونادها صورت بگیرد. از این جهت دورکیم را نقد می کند و معتقد است اساسا فرآیند شناخت اجتماعی به شکلی که جامعه شناسی دورکیمی مدعی است باید جهانشمول باشد، ممکن نیست.
🔹خانم زهره صادقی:
▪️لاتور و جامعه شناسی معرفت
لاتور در نسبت با جامعه شناسی معرفت موضعی انتقادی دارد و با رویکردی انسان شناسانه و مردم شناسانه وارد علم می شود. وی معتقد است جامعه شناسی سنتی و متاخر وزن بیشتر به کنشگران انسانی می دهد و کنشگران غیرانسانی و اجتماعی را نادیده می گیرد. وی به بررسی مکانیسم تولید علم می پردازد و در این فرآیند اشیاء و طبیعت را نیز دارای نقش فعال می داند. در عین حال مکانیسم تولید علم از آن جایی که کنشگران انسانی و غیرانسانی مداوما در حال تغییر هستند تغییر می کند.
🔹آقای مسلم صلحی راد:
▪️لاتور و جامعه شناسی پیوند
یکی از دغدغه های لاتور بحث های علم شناسی است. وی به دوره ای وارد شده که اجتماعیات به تحلیل های علم شناختی ورود پیدا کرده است. وی بدوا متاثر از مکتب ادینبورا در جامعه شناسی معرفت است. با مطالعات علم شناختی جدید تلقی جدیدی از تکنولوژی ایجاد شده و این که تکنولوژی علم در مقام کاربرد باشد زیر سوال رفته است. لاتور نشان می دهد مطالعات علم شناختی در مطالعات جامعه شناختی موثر است. همان طور که عکس آن هم صادق است. هم انسان و هم غیر انسان کنشگر محسوب می شوند بنابراین ما باید از شبکه ای از کنشگران سخن بگوییم. وی جامعه و امر اجتماعی را به تناسب رویکرد شبکه ای اش رد می کند ولی در عین حال بدنبال مرگ جامعه شناسی نیست بلکه بدنبال بازآفرینی نوعی جامعه شناسی است. انسان تنها سوژه نیست بلکه ترکیبی از سوژه و ابژه است. ما در نسبت با تکنیک و اشیاء پیرامونی هستیم. ابژه های مصنوع انسانی سوسیو-تکنیکال هستند. انسانها نیز سوسیوتکنیکال هستند. وی دوقطبی های سوژه-ابژه، طبیعت-جامعه را رد می کند و معتقد است طبیعت و جامعه خود نتیجه هستند و نمیتوانند به عنوان نقطه شروع تحلیل به کار روند. آن چه در بطن هر شیء موجود است حاصل کنش انسان و غیر انسان است.
@utsaiss
@philsharif
📚 شناخت مقدماتی لاتور (۳)
📃 لاتور برای نوشتن کتاب «حیات آزمایشگاهی» ۲۲ ماه از نزدیک یک آزمایشگاه زیست شناسی مولکولی را بررسی کرد؛ از این جهت نتیجه مطالعاتش در این کتاب بیشتر به سمت انسان شناسی گرایش دارد تا جامعه شناسی. لاتور به دنبال پاسخی برای یک پرسش ساده بود :«دانشمندان دقیقا در آزمایشگاه چیکار میکنن؟»
📃 لاتور به یک آزمایشگاهی در موسسه «سالک» رفت و مطالعاتش را آغاز کرد. او «تقریبا» تمامی کارهای روزمره ای را که در آزمایشگاه انجام میشد یادداشت میکرد؛ از قیبل اجرای آزمایشها، نحوه ورود و قرارگیری کارکنان اداری و آزمایشگاهی، نوشتن مقالات، نحوه کار نظافتچی فیلیپینی و صحبت کردن افراد با یکدیگر. اما نوشتن چنین جزییاتی از یک آزمایشگاه، به چه درد لاتور میخورد؟
📃 برای مشخص شدن جواب این پرسش، باید کمی به عقب تر و نزد رابرت مرتون برگردیم. مرتون معتقد بود میان جامعه و علم یک مرز و دیوار نفوذناپذیر وجود دارد. هر نقشی که دانشمند در جامعه داشته باشد، مثلا یک پدر، یک فرد از طبقه متوسط جامعه، یک فعال سیاسی طرفدار فلان حزب یا ...؛ هیچ تأثیری بر کار دانشمند در آزمایشگاه نمیگذارد.
📃 اما لاتور دقیقا برخلاف مرتون می اندیشید. او معتقد بود نه تنها تمامی این فرایندهای اجتماعی خارج از آزمایشگاه بر کار دانشمند در داخل آزمایشگاه تأثیر میگذارد، بلکه حتی خود این کنشهای اجتماعی (و نه فقط پیامدهایشان) وارد آزمایشگاه میشوند: درخواست برای اعتبار علمی بیشتر، عطش برای کسب درآمد، تأثیرگذاری و جهت دهی نهادهای بودجه دهنده بر مسیر آزمایشها، محافظه کاری دانشمندان در توضیح ریز به ریز مراحل کارشان، رقابت آزمایشگاهها با یکدیگر و ... .
🔍 بنابراین طبیعت و قوانین آن و ذات اشیا، محصول آزمایشگاه و روابط موجود در آن است، نه واقعیتی از پیش موجود و تغییرناپذیر.
در پایان لازم است اشاره شود که علیرغم شباهتهای زیادی که بین لاتور و برساخت گرایان اجتماعی مشاهده میشود، اما لاتور اختلاف نظراتی نیز با آنها دارد.
#سخنرانی_لاتور
@philsharif
📃 لاتور برای نوشتن کتاب «حیات آزمایشگاهی» ۲۲ ماه از نزدیک یک آزمایشگاه زیست شناسی مولکولی را بررسی کرد؛ از این جهت نتیجه مطالعاتش در این کتاب بیشتر به سمت انسان شناسی گرایش دارد تا جامعه شناسی. لاتور به دنبال پاسخی برای یک پرسش ساده بود :«دانشمندان دقیقا در آزمایشگاه چیکار میکنن؟»
📃 لاتور به یک آزمایشگاهی در موسسه «سالک» رفت و مطالعاتش را آغاز کرد. او «تقریبا» تمامی کارهای روزمره ای را که در آزمایشگاه انجام میشد یادداشت میکرد؛ از قیبل اجرای آزمایشها، نحوه ورود و قرارگیری کارکنان اداری و آزمایشگاهی، نوشتن مقالات، نحوه کار نظافتچی فیلیپینی و صحبت کردن افراد با یکدیگر. اما نوشتن چنین جزییاتی از یک آزمایشگاه، به چه درد لاتور میخورد؟
📃 برای مشخص شدن جواب این پرسش، باید کمی به عقب تر و نزد رابرت مرتون برگردیم. مرتون معتقد بود میان جامعه و علم یک مرز و دیوار نفوذناپذیر وجود دارد. هر نقشی که دانشمند در جامعه داشته باشد، مثلا یک پدر، یک فرد از طبقه متوسط جامعه، یک فعال سیاسی طرفدار فلان حزب یا ...؛ هیچ تأثیری بر کار دانشمند در آزمایشگاه نمیگذارد.
📃 اما لاتور دقیقا برخلاف مرتون می اندیشید. او معتقد بود نه تنها تمامی این فرایندهای اجتماعی خارج از آزمایشگاه بر کار دانشمند در داخل آزمایشگاه تأثیر میگذارد، بلکه حتی خود این کنشهای اجتماعی (و نه فقط پیامدهایشان) وارد آزمایشگاه میشوند: درخواست برای اعتبار علمی بیشتر، عطش برای کسب درآمد، تأثیرگذاری و جهت دهی نهادهای بودجه دهنده بر مسیر آزمایشها، محافظه کاری دانشمندان در توضیح ریز به ریز مراحل کارشان، رقابت آزمایشگاهها با یکدیگر و ... .
🔍 بنابراین طبیعت و قوانین آن و ذات اشیا، محصول آزمایشگاه و روابط موجود در آن است، نه واقعیتی از پیش موجود و تغییرناپذیر.
در پایان لازم است اشاره شود که علیرغم شباهتهای زیادی که بین لاتور و برساخت گرایان اجتماعی مشاهده میشود، اما لاتور اختلاف نظراتی نیز با آنها دارد.
#سخنرانی_لاتور
@philsharif
سخنراني عمومي گروه فلسفه علم
دکتر گلشني
"ضرورت عنايت دانشكده هاي مهندسي و علوم پايه به فلسفه و فلسفه علم"
چهارشنبه ٣٠ فروردين
ساعت ١٣:٣٠ تا ١٥:٣٠
سالن جابر بن حيان
#انجمن_فلسفه_علم_شريف
@philsharif
دکتر گلشني
"ضرورت عنايت دانشكده هاي مهندسي و علوم پايه به فلسفه و فلسفه علم"
چهارشنبه ٣٠ فروردين
ساعت ١٣:٣٠ تا ١٥:٣٠
سالن جابر بن حيان
#انجمن_فلسفه_علم_شريف
@philsharif
سخنراني پروفسور برونو لاتور در دانشگاه صنعتي شريف با همكاري معاونت فرهنگي
#انجمن_فلسفه_علم_شريف
#دانشگاه_صنعتي_شريف
@sharifdaily
@philsharif
#انجمن_فلسفه_علم_شريف
#دانشگاه_صنعتي_شريف
@sharifdaily
@philsharif
به پايان آمد اين دفتر
حكايت همچنان باقي
#برونو_لاتور
#انجمن_فلسفه_علم_شريف
#دانشگاه_صنعتي_شريف
@sharifdaily
@philsharif
حكايت همچنان باقي
#برونو_لاتور
#انجمن_فلسفه_علم_شريف
#دانشگاه_صنعتي_شريف
@sharifdaily
@philsharif
Forwarded from SSN | خبرگزاری دانشجویی دانشگاه شریف
🌐 "کانال #SSN، تنها کانال خبررسانی مشارکتی گروههای #دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف"
✅ به ما بپیوندید:
🔊 : @SharifStudentsNews
✅ به ما بپیوندید:
🔊 : @SharifStudentsNews
👍1
📚 برهان «معجزه ممنوع» چیست؟
📃 رئالیستهای علمی، آن دسته از فلاسفه علم هستند که معتقدند «هویات نظری مانند الکترون و میدان مغناطیسی واقعا در عالم هستی وجود دارند و صرفا ساخته نظریات و ذهن ما نیستند». یکی از مهمترین استدلالهایی که به نفع این عقیده به شمار می آید و توسط فلاسفه ای همچون هیلاری پاتنم مطرح شده، برهان «معجزه ممنوع» نام دارد.
📃 این برهان بیان میکند که نظریات علمی، توفیق تجربی بسیار بالایی دارند: آنها هم پیش بینی های بسیار دقیقی انجام داده اند و میدهند؛ و هم اینکه در تکنولوژی و ابزارسازی، بسیار به کار ما آمده اند. بهترین تببین برای توفیق تجربی علوم طبیعی، این است که نظریات علمی دارای صدق (تقریبی) هستند و ماهیات نظری آنها (مانند الکترون و ...) در حقیقت به اشیایی در جهان واقع ارجاع میدهند.
🔍 همچنین این برهان میگوید که اگر نظریه های علمی، همگی کاذب میبودند (چیزی به نام الکترون و هویات نظری دیگر این نظریات، در جهان واقع وجود نمیداشتند) آنگاه ما چاره ای نداشتیم جز اینکه تمامی موفقیت های تجربی علوم طبیعی را معجزه بدانیم. یعنی هربار که در هر گوشه دنیا، این نظریات آزمایش شدند و از نظر تجربی موفق بودند، یک معجزه رخ داده است!! و از آنجا که از نظر پاتنم، معجزه امری موجه نیست، پس چنین فرضی اشتباه است و نظریات علمی کاذب نیستند. در واقع، پاتنم معتقد است که موفقیت تجربی یک نظریه، به دلیل این است که آن نظریه (تقریبا) صادق است.
#فلسفه_علم
#رئالیسم_علمی
#هیلاری_پاتنم
@philsharif
📃 رئالیستهای علمی، آن دسته از فلاسفه علم هستند که معتقدند «هویات نظری مانند الکترون و میدان مغناطیسی واقعا در عالم هستی وجود دارند و صرفا ساخته نظریات و ذهن ما نیستند». یکی از مهمترین استدلالهایی که به نفع این عقیده به شمار می آید و توسط فلاسفه ای همچون هیلاری پاتنم مطرح شده، برهان «معجزه ممنوع» نام دارد.
📃 این برهان بیان میکند که نظریات علمی، توفیق تجربی بسیار بالایی دارند: آنها هم پیش بینی های بسیار دقیقی انجام داده اند و میدهند؛ و هم اینکه در تکنولوژی و ابزارسازی، بسیار به کار ما آمده اند. بهترین تببین برای توفیق تجربی علوم طبیعی، این است که نظریات علمی دارای صدق (تقریبی) هستند و ماهیات نظری آنها (مانند الکترون و ...) در حقیقت به اشیایی در جهان واقع ارجاع میدهند.
🔍 همچنین این برهان میگوید که اگر نظریه های علمی، همگی کاذب میبودند (چیزی به نام الکترون و هویات نظری دیگر این نظریات، در جهان واقع وجود نمیداشتند) آنگاه ما چاره ای نداشتیم جز اینکه تمامی موفقیت های تجربی علوم طبیعی را معجزه بدانیم. یعنی هربار که در هر گوشه دنیا، این نظریات آزمایش شدند و از نظر تجربی موفق بودند، یک معجزه رخ داده است!! و از آنجا که از نظر پاتنم، معجزه امری موجه نیست، پس چنین فرضی اشتباه است و نظریات علمی کاذب نیستند. در واقع، پاتنم معتقد است که موفقیت تجربی یک نظریه، به دلیل این است که آن نظریه (تقریبا) صادق است.
#فلسفه_علم
#رئالیسم_علمی
#هیلاری_پاتنم
@philsharif
به اعتقاد رئالیستها اگر هویات نظریِ تئوریهای علمی هیچ حظی از وجود نداشته باشند، موفقیت علم در پیش بینی های بدیع چیزی جز معجزه (امري فاقد تبيين موجه) نخواهد بود.
#فلسفه_علم
#رئالیسم_علمی
@philsharif
#فلسفه_علم
#رئالیسم_علمی
@philsharif
بنابر نظریه ابطال پذیری، یک نظام معرفتی فقط در صورتی علمی محسوب میشود که مدعیاتش بتوانند با مشاهده درافتند و خود را در معرض ابطال قرار دهند.
#کارل_پوپر
@philsharif
#کارل_پوپر
@philsharif
🎙سخنراني عمومي گروه فلسفه علم
دکتر عليرضا منصوري
📌 از هستي شناسي مكانيك كوانتومي چه مي آموزيم؟
چهارشنبه ١٣ ارديبهشت
ساعت ١٣:٣٠ تا ١٥:٣٠
سالن اجتماعات گروه فلسفه علم
@philsharif
دکتر عليرضا منصوري
📌 از هستي شناسي مكانيك كوانتومي چه مي آموزيم؟
چهارشنبه ١٣ ارديبهشت
ساعت ١٣:٣٠ تا ١٥:٣٠
سالن اجتماعات گروه فلسفه علم
@philsharif
❗️فایل های مربوط به جلسه پرسش و پاسخ پروفسور لاتور در دانشگاه صنعتی شریف در زیر تقدیم می شود 👇👇
Audio
توضیحات آقای مسلم صلحی راد درباره سخنرانی لاتور و جلسه پرسش و پاسخ (قسمت اول)
@philsharif
@philsharif
Audio
سخنرانی دکتر گلشنی
«ضرورت عنایت دانشکدههای مهندسی و علوم پایه به فلسفه و فلسفه علم» (بخش اول)
۳۰ فروردین ۹۶
@philsharif
«ضرورت عنایت دانشکدههای مهندسی و علوم پایه به فلسفه و فلسفه علم» (بخش اول)
۳۰ فروردین ۹۶
@philsharif
👍1
Audio
سخنرانی دکتر گلشنی
«ضرورت عنایت دانشکدههای مهندسی و علوم پایه به فلسفه و فلسفه علم» (بخش دوم) به همراه پرسش و پاسخ
۳۰ فروردین ۹۶
@philsharif
«ضرورت عنایت دانشکدههای مهندسی و علوم پایه به فلسفه و فلسفه علم» (بخش دوم) به همراه پرسش و پاسخ
۳۰ فروردین ۹۶
@philsharif
👍1
📜 در مکانیک کلاسیک نیوتونی بعضی اصول متافیزیکی داریم که فیزیک نیوتونی بر آنها بنا شده است. مثلا زمان و فضای مطلق داریم و یا علیت را به این معنا که اگر مشخصات کافی از سیستم داشته باشیم میتوانیم آینده آن را پیش بینی کنیم و یا دیدگاه واقع گرایانه از حقیقت که میگوید، باید بین ذهن و جهان خارج فرق گذاریم.
📜 اما مکانیک کوانتومی بسیاری از این اصول را زیر پا گذاشت، اصل علیت را طرد کرد؛ تعبیری ایده آلیستی از دنیا به جای تعبیر واقع گرایانه ارائه کرد؛ اعلام کرد که راجع به مکان و سرعت شیء تا قبل از عمل اندازه گیری هیچ حرفی نمیتوان زد؛ گویی که در جهان چیزی رخ نمی دهد جز اینکه ناظری در کار باشد. همچنین برای ذهن نقش بسیار مهمی در نظر گرفت تا حدی که گویا فارغ از ذهن، جهان خارجی در کار نیست.
📜 من از همان ابتدا که با مکانیک کوانتومی آشنا شدم، احساسم این بود که بعضی از آن نتایج حتی از نظر خود فیزیک الزام آور نیست، و اگر در فرمول بندی مکانیک کوانتومی نمی شود آینده را پیش بینی کرد، این به معنای عدم حاکمیت علیت در طبیعت نیست. در واقع علاقه من به کوانتوم یک علاقه فلسفی است و مقدم بر تجدید حیات فرمول بندی های جدید مکانیک کوانتومی در این چند دهه اخیر است، که مهمترین آنها فرمول بندی «بوهم» از مکانیک کوانتومی است. البته من هم مانند خود بوهم نمیگویم حرف او، حرف آخر است. میخواهم بگویم غیر از نظرات متعارف حرف دیگری هم هست و ما میتوانیم مدلی ارائه دهیم که بدون گذشتن از علیت هم رویداد های این جهان را توضیح دهد.
📗 بخشي از مصاحبه دکتر گلشنی با «تبیان»📗
#فلسفه_فیزیک
@philsharif
📜 اما مکانیک کوانتومی بسیاری از این اصول را زیر پا گذاشت، اصل علیت را طرد کرد؛ تعبیری ایده آلیستی از دنیا به جای تعبیر واقع گرایانه ارائه کرد؛ اعلام کرد که راجع به مکان و سرعت شیء تا قبل از عمل اندازه گیری هیچ حرفی نمیتوان زد؛ گویی که در جهان چیزی رخ نمی دهد جز اینکه ناظری در کار باشد. همچنین برای ذهن نقش بسیار مهمی در نظر گرفت تا حدی که گویا فارغ از ذهن، جهان خارجی در کار نیست.
📜 من از همان ابتدا که با مکانیک کوانتومی آشنا شدم، احساسم این بود که بعضی از آن نتایج حتی از نظر خود فیزیک الزام آور نیست، و اگر در فرمول بندی مکانیک کوانتومی نمی شود آینده را پیش بینی کرد، این به معنای عدم حاکمیت علیت در طبیعت نیست. در واقع علاقه من به کوانتوم یک علاقه فلسفی است و مقدم بر تجدید حیات فرمول بندی های جدید مکانیک کوانتومی در این چند دهه اخیر است، که مهمترین آنها فرمول بندی «بوهم» از مکانیک کوانتومی است. البته من هم مانند خود بوهم نمیگویم حرف او، حرف آخر است. میخواهم بگویم غیر از نظرات متعارف حرف دیگری هم هست و ما میتوانیم مدلی ارائه دهیم که بدون گذشتن از علیت هم رویداد های این جهان را توضیح دهد.
📗 بخشي از مصاحبه دکتر گلشنی با «تبیان»📗
#فلسفه_فیزیک
@philsharif
📚 استقرای بدبینانه چیست؟
📃 آنتی رئالیست های علمی درصدد زیرسوال بردن این عقیده هستند که موفقیت تجربی نظریه های علمی واقعا نشانه ای از صدق تقریبی آنهاست (به این معنا که این نظریات به طور حقیقی، ذات جهان را توصیف میکنند).
📃 وقتی ما میپرسیم «از کجا میدونیم که ژن ها وجود دارن؟»، پاسخ رئالیستها این است که «چون نظریه ژنتیک داره کار میکنه و موفقه.» اگر بپرسیم که «از کجا می دونیم که الکترون وجود داره؟»، آنها پاسخ خواهند داد که «چون نظریات مکانیک کوانتومی دارن جواب میدن». لری لائودن یکی از آنتی رئالیستهایی است که دقیقا در همینجا وارد قصه میشود.
📃 او میگوید با مراجعه به تاریخ علم، با انبوهی از نظریات مواجه میشویم که در عصر خود از لحاظ تجربی موفق و به خوبی تأیید شده بودند، اما ما امروز معتقدیم که بسیاری از هویات نظری آنها وجود حقیقی ندارند.
📃 برای مثال، بسیاری از دستاوردهای تئوریک گرما که امروزه در مهندسی مورد استفاده قرار میگیرند و موفقیت تجربی دارند، در زمانی کشف شدند که دانشمندان معتقد به نظریه کالریک گرما بودند؛ اما امروزه کسی معتقد به وجود ماده ای به نام کالریک نیست. یا مثلا نظریه موجی نور در قرن نوزدهم (که معتقد به وجود «اتر جهانی» بود) پیش بینی های بدیع و شگفت انگیزی انجام می داد که به طرز دقیقی درست از آب درمیامدند، اما امروزه کسی معتقد به وجود «اتر جهانی» نیست و این نظریه (وجود اتر جهانی) منسوخ است.
🔍 این استدلال لائودن که نشان میدهد موفقیت های تجربی یک نظریه، لزوما به معنای صادق بودن آن نیست؛ «استقرای بدبینانه» نام دارد. امکان دارد که نظریه ژنتیک، در آینده منسوخ شود. حال، آیا مطمئنید که ژن ها وجود دارند؟!!
#فلسفه_علم
#آنتی_رئالیسم_علمی
#لائودن
@philsharif
📃 آنتی رئالیست های علمی درصدد زیرسوال بردن این عقیده هستند که موفقیت تجربی نظریه های علمی واقعا نشانه ای از صدق تقریبی آنهاست (به این معنا که این نظریات به طور حقیقی، ذات جهان را توصیف میکنند).
📃 وقتی ما میپرسیم «از کجا میدونیم که ژن ها وجود دارن؟»، پاسخ رئالیستها این است که «چون نظریه ژنتیک داره کار میکنه و موفقه.» اگر بپرسیم که «از کجا می دونیم که الکترون وجود داره؟»، آنها پاسخ خواهند داد که «چون نظریات مکانیک کوانتومی دارن جواب میدن». لری لائودن یکی از آنتی رئالیستهایی است که دقیقا در همینجا وارد قصه میشود.
📃 او میگوید با مراجعه به تاریخ علم، با انبوهی از نظریات مواجه میشویم که در عصر خود از لحاظ تجربی موفق و به خوبی تأیید شده بودند، اما ما امروز معتقدیم که بسیاری از هویات نظری آنها وجود حقیقی ندارند.
📃 برای مثال، بسیاری از دستاوردهای تئوریک گرما که امروزه در مهندسی مورد استفاده قرار میگیرند و موفقیت تجربی دارند، در زمانی کشف شدند که دانشمندان معتقد به نظریه کالریک گرما بودند؛ اما امروزه کسی معتقد به وجود ماده ای به نام کالریک نیست. یا مثلا نظریه موجی نور در قرن نوزدهم (که معتقد به وجود «اتر جهانی» بود) پیش بینی های بدیع و شگفت انگیزی انجام می داد که به طرز دقیقی درست از آب درمیامدند، اما امروزه کسی معتقد به وجود «اتر جهانی» نیست و این نظریه (وجود اتر جهانی) منسوخ است.
🔍 این استدلال لائودن که نشان میدهد موفقیت های تجربی یک نظریه، لزوما به معنای صادق بودن آن نیست؛ «استقرای بدبینانه» نام دارد. امکان دارد که نظریه ژنتیک، در آینده منسوخ شود. حال، آیا مطمئنید که ژن ها وجود دارند؟!!
#فلسفه_علم
#آنتی_رئالیسم_علمی
#لائودن
@philsharif