This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آلن دوباتن #فیلسوف معاصر سوئیسی، در کتابهای منتشرشدهاش تلاش میکند تا #فلسفه را از بام انتزاعیات صرف به روی زمین بیاورد تا با زندگی مردم در ارتباط بیشتری باشد.
.
او سعی کرده که از آموزههای فیلسوفان بزرگ، در جهت کاربرد آن در زندگی روزمره انسانها استفاده کند تا از رنج آنان کم کند و بر غنای آن بیفزاید.
.
"تسلی بخشیهای فلسفه"، از جمله کتابهایی است که میتوان آن را در زمرهٔ کتابهای “فلسفه برای زندگی” نام برد.
.
و اما دو کتاب دیگر از این نویسنده که به تازگی انتشارات ققنوس اقدام به چاپ آن نموده است کتابهای "اخبار" و "اضطراب جایگاه اجتماعی" اند.📚🎁
.
او در کتاب اخبار، مخاطب را به سمت درکی روشن از نیرویی هدایت میکند که بیش از همه بر نگاه ما بر واقعیت اثر میگذارد و کتاب اضطراب جایگاه اجتماعی، که کتابی تامل برانگیز و حکیمانه است به حل مشکل اضطراب که یکی از دردهای انسان مدرن است میپردازد و راهحلهایی برای درمان آن ارائه میدهد.
.
#انتشارات_ققنوس
#نشر_ققنوس
#آلن_دوباتن
#تسلی_بخشی_های_فلسفه
#فلسفه
#عرفان_ثابتی
#اخبار
#اضطراب_جایگاه_اجتماعی
#مجموعه_آثار_آلن_دوباتن
@qoqnoospub
.
او سعی کرده که از آموزههای فیلسوفان بزرگ، در جهت کاربرد آن در زندگی روزمره انسانها استفاده کند تا از رنج آنان کم کند و بر غنای آن بیفزاید.
.
"تسلی بخشیهای فلسفه"، از جمله کتابهایی است که میتوان آن را در زمرهٔ کتابهای “فلسفه برای زندگی” نام برد.
.
و اما دو کتاب دیگر از این نویسنده که به تازگی انتشارات ققنوس اقدام به چاپ آن نموده است کتابهای "اخبار" و "اضطراب جایگاه اجتماعی" اند.📚🎁
.
او در کتاب اخبار، مخاطب را به سمت درکی روشن از نیرویی هدایت میکند که بیش از همه بر نگاه ما بر واقعیت اثر میگذارد و کتاب اضطراب جایگاه اجتماعی، که کتابی تامل برانگیز و حکیمانه است به حل مشکل اضطراب که یکی از دردهای انسان مدرن است میپردازد و راهحلهایی برای درمان آن ارائه میدهد.
.
#انتشارات_ققنوس
#نشر_ققنوس
#آلن_دوباتن
#تسلی_بخشی_های_فلسفه
#فلسفه
#عرفان_ثابتی
#اخبار
#اضطراب_جایگاه_اجتماعی
#مجموعه_آثار_آلن_دوباتن
@qoqnoospub
انتشارات ققنوس
Photo
🤩#انتشارات_ققنوس افتخار دارد كتاب
«روز گودال» - ۱۳۸۸ اولين اثر داستانی
شكوفه آذر، نامزد نهایی #جايزه_بوكر ۲۰۲۰ را منتشر كرده.
.
♨️«#روز گودال» مجموعهای از ١٤ داستان کوتاه و بلند است که بنا به گفتهی #نویسنده، زمان #تألیف این داستانها را میتوان به دو بخش کلی قبل و بعد از سفر او تقسیم کرد. داستانهایی چون «زنی که رفت تا بایستد» و «نه، هیچ چیز» از جمله داستانهایی هستند که پیش از سفر جهانگردی این نویسنده که در سال ١٣٨٤ انجام شد، نوشته شدهاند. داستانهایی چون «جاده پشت خانه» ، «من در آب زیبا هستم» ، «زن رودخانه» و «روز گودال» دیگر داستانهایی هستند که نویسنده از نظر زمانی بعد از این سفر نوشته است.
.
#شکوفه_آذر درباره تأثیر سفر بر داستانهایش معتقد است: «هرچه بیشتر داستان را شناختم، بیشتر فهمیدم که بدون جهانبینی و هستیشناسی، آنچه نوشته میشود ، نهایتاً داستانی خوشساخت، اما کم عمق و در نتیجه کم تأثیر است.»
.
❗️او همیشه احساس میکرده یک جای کار میلنگد و جهانبینی چیزی نیست که صرفاً از طریق مطالعه و #زندگی روزمره کسب شود . بنابراین ، دنبال ماجراجویی میرود و آنگاه که برمیگردد با چشم دیگری به کشورش مینگرد و آنگاه حاصل سفرهای کولیوار بینشی را به او میدهد که در برخی از داستانهای روز گودال نمود مییابد. چرا که از دید نویسنده، زندگی به مثابه فرایند شناخت هستی درون و بیرون است همانطور که #ادبیات.
.
#داستان
#داستان_ایرانی
#نشر_ققنوس
#گروه_انتشاراتی_ققنوس
#مجموعه_داستان
#جایزه_بوکر
#نامزد_جایزه_بوکر
#بوکر
#جایزه_بوکر۲۰۲۰
#کتاب
#کتابخوانی
@qoqnoospub
«روز گودال» - ۱۳۸۸ اولين اثر داستانی
شكوفه آذر، نامزد نهایی #جايزه_بوكر ۲۰۲۰ را منتشر كرده.
.
♨️«#روز گودال» مجموعهای از ١٤ داستان کوتاه و بلند است که بنا به گفتهی #نویسنده، زمان #تألیف این داستانها را میتوان به دو بخش کلی قبل و بعد از سفر او تقسیم کرد. داستانهایی چون «زنی که رفت تا بایستد» و «نه، هیچ چیز» از جمله داستانهایی هستند که پیش از سفر جهانگردی این نویسنده که در سال ١٣٨٤ انجام شد، نوشته شدهاند. داستانهایی چون «جاده پشت خانه» ، «من در آب زیبا هستم» ، «زن رودخانه» و «روز گودال» دیگر داستانهایی هستند که نویسنده از نظر زمانی بعد از این سفر نوشته است.
.
#شکوفه_آذر درباره تأثیر سفر بر داستانهایش معتقد است: «هرچه بیشتر داستان را شناختم، بیشتر فهمیدم که بدون جهانبینی و هستیشناسی، آنچه نوشته میشود ، نهایتاً داستانی خوشساخت، اما کم عمق و در نتیجه کم تأثیر است.»
.
❗️او همیشه احساس میکرده یک جای کار میلنگد و جهانبینی چیزی نیست که صرفاً از طریق مطالعه و #زندگی روزمره کسب شود . بنابراین ، دنبال ماجراجویی میرود و آنگاه که برمیگردد با چشم دیگری به کشورش مینگرد و آنگاه حاصل سفرهای کولیوار بینشی را به او میدهد که در برخی از داستانهای روز گودال نمود مییابد. چرا که از دید نویسنده، زندگی به مثابه فرایند شناخت هستی درون و بیرون است همانطور که #ادبیات.
.
#داستان
#داستان_ایرانی
#نشر_ققنوس
#گروه_انتشاراتی_ققنوس
#مجموعه_داستان
#جایزه_بوکر
#نامزد_جایزه_بوکر
#بوکر
#جایزه_بوکر۲۰۲۰
#کتاب
#کتابخوانی
@qoqnoospub
روزنامه اعتماد امروز منتشر كرد:
جهاني شدن ادبيات از رهگذر ادبيات ملي
گفتوگو با #محمد_جعفري_قنواتي
درباره «ادبيات عامه و مفهوم فولكلور» به مناسبت انتشار كتاب #نه_منظر از #مجموعه _ادبيات_عامه ققنوس:
#زهره_حسينزادگان
@qoqnoospub
داستانهاي عاميانه فارسي گنجينههايي از مضمون، تمثيل، ضربالمثلها و آداب و رسوم فارسيزبانان به شمار ميروند. توجه به
چنين گنجينههايي در اصل از پاسداشت فرهنگ و ادب كهن سرزميني است به وسعت زبان فارسي.
ادامه مطلب 👇🏿👇🏿
https://u.to/zsb4GQ
جهاني شدن ادبيات از رهگذر ادبيات ملي
گفتوگو با #محمد_جعفري_قنواتي
درباره «ادبيات عامه و مفهوم فولكلور» به مناسبت انتشار كتاب #نه_منظر از #مجموعه _ادبيات_عامه ققنوس:
#زهره_حسينزادگان
@qoqnoospub
داستانهاي عاميانه فارسي گنجينههايي از مضمون، تمثيل، ضربالمثلها و آداب و رسوم فارسيزبانان به شمار ميروند. توجه به
چنين گنجينههايي در اصل از پاسداشت فرهنگ و ادب كهن سرزميني است به وسعت زبان فارسي.
ادامه مطلب 👇🏿👇🏿
https://u.to/zsb4GQ
گفتگوی زنده ققنوس با مهسا دهقانیپور درباره کتاب #تئاتر_یونان_و_روم از #مجموعه_تاریخ_جهان
https://www.instagram.com/tv/CL9n4nkl19L/?igshid=1nn31iupy2wgy
https://www.instagram.com/tv/CL9n4nkl19L/?igshid=1nn31iupy2wgy
🕸🕸🕸🕸
#پري_از_بال_ققنوس
وقتی آدم یک بار در زندگی شانس بینهایت عشق ورزیدن را به دست بیاورد،
پس از آن همه زندگیاش
در جستجوی همان اشتیاق و همان روشنایی میگذرد.
#تابستان
#آلبر_کامو
#مجموعه_پانوراما
@qoqnoospub
#پري_از_بال_ققنوس
وقتی آدم یک بار در زندگی شانس بینهایت عشق ورزیدن را به دست بیاورد،
پس از آن همه زندگیاش
در جستجوی همان اشتیاق و همان روشنایی میگذرد.
#تابستان
#آلبر_کامو
#مجموعه_پانوراما
@qoqnoospub
«واترگیت»
رخدادهای بزرگ رخدادهای کوچکترِ پس و پیش خود را میبلعند؛ به این معنا که باعث میشوند رخدادهای کوچکتری که قبل یا بعد از آنها اتفاق افتاده است، پس از گذر اندک زمانی، دیگر به چشم نیاید یا فراموش شود. بیایید برویم به نوامبر ۱۹۷۲، پاییز خوشِ جمهوریخواهان آمریکایی و ریچارد نیکسون. چهلوهفتمین دورۀ انتخابات ریاستجمهوری آمریکا بود و نیکسون آمده بود تا برای بار دوم کلید کاخ سفید را از رهگذر صندوق رأی از مردم آمریکا تحویل بگیرد. او بُرد! پیروزی قاطعی که هیچ جایی برای حرف و حدیث باقی نمیگذاشت؛ یکی از چشمگیرترین پیروزیهای تاریخ جمهوریخواهان با کسب بیش از ۶۰ درصد آرا.
در آن نوامبرِ پیروزمند چه کسی فکرش میکرد قرار است دو سال بعد، در اوتِ لعنتیِ ۱۹۷۴، بدترین شکست و رسوایی تاریخ در انتظار نیکسون باشد؟ معروف است که روزگار بالا و پایین بسیار دارد، اما وقتی صعود و سقوط چنین تنگاتنگ هم در فاصلهای کوتاه رخ دهد، به موردی خاص در تاریخ تبدیل میشود. وقتی نیکسون نطق پیروزیاش را میخواند، هیچکس، حتی کفبینان و طالعبینان نیز فکرش را نمیکردند، او قرار است به زودی روی صفحۀ تلویزیون در برابر دیدگان مبهوتِ میلیونها آمریکایی ظاهر شود و با سرشکستی اعلام کند فردا از قدرت کنارهگیری خواهد کرد ــ در حالی که اگر هم از قدرت کناره نمیگرفت، استیضاح او کلید خورده بود و نتیجهاش پیشاپیش روشن بود. پس این کنارهگیری دستکم کمک میکرد تا تهمانده آبرویی را که برایش مانده بود بردارد و کلید کاخ سفید را به معاونش، جرارد فورد، واگذار کرد. اما ماجرا چه بود؟ چرا چنین شد؟
مسئله یکی از معروفترین و بزرگترین رسواییهای سیاسی تاریخ جهان و آمریکاست: «رسوایی واترگیت». ماجرا از این قرار بود که افرادی با اطلاع نیکسون کوشیده بودند به یکی از مراکز حزب دموکرات در مجتمع واترگیت نفوذ کنند و به اسناد این حزب دسترسی پیدا کنند. وقتی دربارۀ چنین مسئلهای شائبههایی مطرح شد، رئیسجمهور سعی کرد با سوءاستفاده از اختیارات قانونی خود جلوی افشا شدن ابعاد این کارهای نامشروع را بگیرد. اما نیکسون هر چه دست و پا میزد، بیشتر در باتلاق رسوایی فرو میرفت و وقتی کاملاً مشخص شد خود او از مسئله مطلع بوده است در آستانۀ استیضاح قرار گرفت. اینجا بود که استعفا واپسین چارۀ او بود. بنابراین، روسوایی واترگیت را به منزلۀ «مجموعهای از سوءاستفادهها از اختیارات قانونی» میتوان توصیف کرد. البته یک عامل دیگر نیز در این میان وجود داشت که پیشاپیش و بیش از پیش ذهنیت مردم آمریکا را نسبت به سیاستمداران مخدوش کرده و به ویژه اعتماد عمومی به دولتمردان آمریکایی را تخریب کرده بود: جنگ ویتنام. جنگ و پیامدهای ناگوار آن فضای آمریکا را برای سرنگونی نیکسون آماده کرده بود و دیگر با هیچ نیروی مشروع و نامشروعی نمیشد در برابر امواج انتقادات مقاومت کرد. سرنوشت درِ خروج را به نیکسون نشان میداد...
«واترگیت» که به تازگی از مجموعۀ «چشماندازهایی از تاریخ معصر جهان» در نشر ققنوس منتشر شده است، از زوایای متفاوت به ابعاد مختلف رسوایی واترگیت و اهمیت آن در تاریخ معاصر آمریکا میپردازد.
#واترگیت
#مجموعه_چشماندازهایی_از_تاریخ_معاصر_جهان
#ققنوس
#منتشرشد
@qoqnoospub
رخدادهای بزرگ رخدادهای کوچکترِ پس و پیش خود را میبلعند؛ به این معنا که باعث میشوند رخدادهای کوچکتری که قبل یا بعد از آنها اتفاق افتاده است، پس از گذر اندک زمانی، دیگر به چشم نیاید یا فراموش شود. بیایید برویم به نوامبر ۱۹۷۲، پاییز خوشِ جمهوریخواهان آمریکایی و ریچارد نیکسون. چهلوهفتمین دورۀ انتخابات ریاستجمهوری آمریکا بود و نیکسون آمده بود تا برای بار دوم کلید کاخ سفید را از رهگذر صندوق رأی از مردم آمریکا تحویل بگیرد. او بُرد! پیروزی قاطعی که هیچ جایی برای حرف و حدیث باقی نمیگذاشت؛ یکی از چشمگیرترین پیروزیهای تاریخ جمهوریخواهان با کسب بیش از ۶۰ درصد آرا.
در آن نوامبرِ پیروزمند چه کسی فکرش میکرد قرار است دو سال بعد، در اوتِ لعنتیِ ۱۹۷۴، بدترین شکست و رسوایی تاریخ در انتظار نیکسون باشد؟ معروف است که روزگار بالا و پایین بسیار دارد، اما وقتی صعود و سقوط چنین تنگاتنگ هم در فاصلهای کوتاه رخ دهد، به موردی خاص در تاریخ تبدیل میشود. وقتی نیکسون نطق پیروزیاش را میخواند، هیچکس، حتی کفبینان و طالعبینان نیز فکرش را نمیکردند، او قرار است به زودی روی صفحۀ تلویزیون در برابر دیدگان مبهوتِ میلیونها آمریکایی ظاهر شود و با سرشکستی اعلام کند فردا از قدرت کنارهگیری خواهد کرد ــ در حالی که اگر هم از قدرت کناره نمیگرفت، استیضاح او کلید خورده بود و نتیجهاش پیشاپیش روشن بود. پس این کنارهگیری دستکم کمک میکرد تا تهمانده آبرویی را که برایش مانده بود بردارد و کلید کاخ سفید را به معاونش، جرارد فورد، واگذار کرد. اما ماجرا چه بود؟ چرا چنین شد؟
مسئله یکی از معروفترین و بزرگترین رسواییهای سیاسی تاریخ جهان و آمریکاست: «رسوایی واترگیت». ماجرا از این قرار بود که افرادی با اطلاع نیکسون کوشیده بودند به یکی از مراکز حزب دموکرات در مجتمع واترگیت نفوذ کنند و به اسناد این حزب دسترسی پیدا کنند. وقتی دربارۀ چنین مسئلهای شائبههایی مطرح شد، رئیسجمهور سعی کرد با سوءاستفاده از اختیارات قانونی خود جلوی افشا شدن ابعاد این کارهای نامشروع را بگیرد. اما نیکسون هر چه دست و پا میزد، بیشتر در باتلاق رسوایی فرو میرفت و وقتی کاملاً مشخص شد خود او از مسئله مطلع بوده است در آستانۀ استیضاح قرار گرفت. اینجا بود که استعفا واپسین چارۀ او بود. بنابراین، روسوایی واترگیت را به منزلۀ «مجموعهای از سوءاستفادهها از اختیارات قانونی» میتوان توصیف کرد. البته یک عامل دیگر نیز در این میان وجود داشت که پیشاپیش و بیش از پیش ذهنیت مردم آمریکا را نسبت به سیاستمداران مخدوش کرده و به ویژه اعتماد عمومی به دولتمردان آمریکایی را تخریب کرده بود: جنگ ویتنام. جنگ و پیامدهای ناگوار آن فضای آمریکا را برای سرنگونی نیکسون آماده کرده بود و دیگر با هیچ نیروی مشروع و نامشروعی نمیشد در برابر امواج انتقادات مقاومت کرد. سرنوشت درِ خروج را به نیکسون نشان میداد...
«واترگیت» که به تازگی از مجموعۀ «چشماندازهایی از تاریخ معصر جهان» در نشر ققنوس منتشر شده است، از زوایای متفاوت به ابعاد مختلف رسوایی واترگیت و اهمیت آن در تاریخ معاصر آمریکا میپردازد.
#واترگیت
#مجموعه_چشماندازهایی_از_تاریخ_معاصر_جهان
#ققنوس
#منتشرشد
@qoqnoospub
تمدن آزتك از مجموعه تاريخ جهان منتشر شد:
شهر سفید درخشانی که دیاز آن را ستوده بود تِنوچتیتلان، کانون تمدنی پرتكاپو اما محکوم به فنا، بود که امروز آن را آزتک میخوانند.
به مدت دویست سال تا آمدن اسپانیاییها آزتکها در درۀ مکزیک و فراتر از آن رشد و پیشرفت داشتند و با جنگ و داد و ستد توانسته بودند امپراتوریای غنی و قدرتمند تشکیل دهند.
آزتكها مردمانی بودند که سریع میآموختند و بسیار از فرهنگهاي دیگر وام میگرفتند. در واقع آزتکها اسفنجوار میتوانستند جنبههای گوناگون تمدن دیگران را جذب کنند. آنها خدایان و رسمها، زبان و فلسفه، تاریخ و نیاکان، صنعت و کشاورزی را از دیگران گرفتند و نیکبختی نیز با آنها همراه بود، زیرا حتی در آن زمان هم مکزیک میراث فرهنگی غنیای داشت که آزتکها توانستند از آن بهره گیرند.
اما اسپانیاییها شهرهای آزتک را با خاک یکسان کردند و با الگو گرفتن از شهرهای اسپانیایی آنها را از نو ساختند و زبان، فرهنگ و دین خود را به آزتکهای در اسارت تحمیل کردند. هدف فاتحان از میان برداشتن همۀ نشانههای تمدن آزتک از سرزمینی بود که آن را «اسپانیای نو» نامیدند.
اما اسپانیاییها موفق نشدند. با وجود سالها خفقان بیرحمانه، آزتکها توانستند از بسیاری از جنبههای آنچنان تاب آورند که سنتهای آنها با فرهنگ و دین مکزیک امروز کاملاً گره خورده است. ..
#تمدن_آزتك
#مجموعه_تاريخ_جهان
#منتشرشد
@qoqnoospub
شهر سفید درخشانی که دیاز آن را ستوده بود تِنوچتیتلان، کانون تمدنی پرتكاپو اما محکوم به فنا، بود که امروز آن را آزتک میخوانند.
به مدت دویست سال تا آمدن اسپانیاییها آزتکها در درۀ مکزیک و فراتر از آن رشد و پیشرفت داشتند و با جنگ و داد و ستد توانسته بودند امپراتوریای غنی و قدرتمند تشکیل دهند.
آزتكها مردمانی بودند که سریع میآموختند و بسیار از فرهنگهاي دیگر وام میگرفتند. در واقع آزتکها اسفنجوار میتوانستند جنبههای گوناگون تمدن دیگران را جذب کنند. آنها خدایان و رسمها، زبان و فلسفه، تاریخ و نیاکان، صنعت و کشاورزی را از دیگران گرفتند و نیکبختی نیز با آنها همراه بود، زیرا حتی در آن زمان هم مکزیک میراث فرهنگی غنیای داشت که آزتکها توانستند از آن بهره گیرند.
اما اسپانیاییها شهرهای آزتک را با خاک یکسان کردند و با الگو گرفتن از شهرهای اسپانیایی آنها را از نو ساختند و زبان، فرهنگ و دین خود را به آزتکهای در اسارت تحمیل کردند. هدف فاتحان از میان برداشتن همۀ نشانههای تمدن آزتک از سرزمینی بود که آن را «اسپانیای نو» نامیدند.
اما اسپانیاییها موفق نشدند. با وجود سالها خفقان بیرحمانه، آزتکها توانستند از بسیاری از جنبههای آنچنان تاب آورند که سنتهای آنها با فرهنگ و دین مکزیک امروز کاملاً گره خورده است. ..
#تمدن_آزتك
#مجموعه_تاريخ_جهان
#منتشرشد
@qoqnoospub
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
من عینکیام، همون مانولیتو!
پسربچۀ 9سالهای که توی دنیای سرسامآور بزرگترا، لابهلای پسگردنیهای مادرش و تومخیهای جونور (برادر کوچیکترش) و میون دوستای خلوچلش سعی میکنه زنده بمونه و زندگی کنه، البته با کمک همپیمان ابدیش یعنی پدربزرگ پیرش که از پروستات رنج میبره.
خب، همه فکر میکنن این مجموعۀ هفتجلدی فوقالعاده رو من بهتنهایی نوشتهم، اما نویسندۀ این کتاب همون خانمی است که اسمش روی کتاب نوشته شده، البته که کوچیکتر از اسم من.
از این مجموعۀ درجهیک چند تایی فیلم و سریال ساخته شده، اما بهت قول میدم خوندن کتاباش خیلیخیلی باحالتره، اون هم با ترجمۀ فرزانه مهری عزیز.
پس، بخون و حسابی بخند و خوش بگذرون.
#مانولیتو #مجموعه_مانولیتو #انتشارات_آفرینگان
@qoqnoospub
پسربچۀ 9سالهای که توی دنیای سرسامآور بزرگترا، لابهلای پسگردنیهای مادرش و تومخیهای جونور (برادر کوچیکترش) و میون دوستای خلوچلش سعی میکنه زنده بمونه و زندگی کنه، البته با کمک همپیمان ابدیش یعنی پدربزرگ پیرش که از پروستات رنج میبره.
خب، همه فکر میکنن این مجموعۀ هفتجلدی فوقالعاده رو من بهتنهایی نوشتهم، اما نویسندۀ این کتاب همون خانمی است که اسمش روی کتاب نوشته شده، البته که کوچیکتر از اسم من.
از این مجموعۀ درجهیک چند تایی فیلم و سریال ساخته شده، اما بهت قول میدم خوندن کتاباش خیلیخیلی باحالتره، اون هم با ترجمۀ فرزانه مهری عزیز.
پس، بخون و حسابی بخند و خوش بگذرون.
#مانولیتو #مجموعه_مانولیتو #انتشارات_آفرینگان
@qoqnoospub
سالهاست که اخبار مربوط به پادشاهی بریتانیا توجه مردم سراسر دنیا را به خود جلب کرده است.
در سال ۲۰۱۱ نزدیک به ۲۳ میلیون نفر در آمریکا از تلوزیون مراسم ازدواج پرنس ویلیام آرتور فیلیپ لوئیس با کاترین (معروف به کیت) میدلتون را تماشا کردند.
چند سال بعد،در سال ۲۰۱۸،مراسم عروسی پرنس هنری (هری) #چارلز آلبرت دیوید با مگان مارکل بیش از ۲۹ میلیون بیننده را فقط در آمریکا پای تلوزیون کشاند.پربیننده بودن سریال های تلوزیونی مانند تاج نیز نشان میدهد این پادشاهی همچنان برای مردم جالب توجه است.
پیگیری اخبار مربوط به اعضای خانواده سلطنتی بریتانیا و کارهایشان فقط هوسی زودگذر و مربوط به دوره اخیر نیست.
به گفته آریان چرنوک،استاد تاریخ دانشگاه بوستون،کنجکاوی آمریکاییان درباره وقایع پادشاهی بریتانیا به حدود سال ۱۷۷۶ برمیگردد.تقریبا از زمانی که پیوندمان را با آنها گسستیم، مجذوب خانواده سلطنتی شدیم."
این علاقه در زمان رویدادهای مهم که اطلاعرسانی همگانی صورت میگیرد افزایش میابد، مثلا مراسم ازدواج، مراسم تشییع جنازه و تاجگذاری پادشاه جدید_مراسمی که طی آن پادشاه رسما قدرت را به دست میگیرد.
#مجموعه_تاریخ_جهان
@qoqnoospub
در سال ۲۰۱۱ نزدیک به ۲۳ میلیون نفر در آمریکا از تلوزیون مراسم ازدواج پرنس ویلیام آرتور فیلیپ لوئیس با کاترین (معروف به کیت) میدلتون را تماشا کردند.
چند سال بعد،در سال ۲۰۱۸،مراسم عروسی پرنس هنری (هری) #چارلز آلبرت دیوید با مگان مارکل بیش از ۲۹ میلیون بیننده را فقط در آمریکا پای تلوزیون کشاند.پربیننده بودن سریال های تلوزیونی مانند تاج نیز نشان میدهد این پادشاهی همچنان برای مردم جالب توجه است.
پیگیری اخبار مربوط به اعضای خانواده سلطنتی بریتانیا و کارهایشان فقط هوسی زودگذر و مربوط به دوره اخیر نیست.
به گفته آریان چرنوک،استاد تاریخ دانشگاه بوستون،کنجکاوی آمریکاییان درباره وقایع پادشاهی بریتانیا به حدود سال ۱۷۷۶ برمیگردد.تقریبا از زمانی که پیوندمان را با آنها گسستیم، مجذوب خانواده سلطنتی شدیم."
این علاقه در زمان رویدادهای مهم که اطلاعرسانی همگانی صورت میگیرد افزایش میابد، مثلا مراسم ازدواج، مراسم تشییع جنازه و تاجگذاری پادشاه جدید_مراسمی که طی آن پادشاه رسما قدرت را به دست میگیرد.
#مجموعه_تاریخ_جهان
@qoqnoospub
در جهان مدرن، از جزمیت و اعتمادبهنفس جهانبینی قدیم، چه در هنر، چه در دانش، چه در کنش، خبری نیست. تفکر مدرن مبین دو خصوصیت ناتمام بودن و مبهم بودن است: این امر به ما امکان میدهدکه، اگر بخواهیم، از زوال و تباهی سخن بگوییم. ما تمامی کارهای علمی را موقت و تقریبی میدانیم، حال آنکه دکارت معتقد بود میتواند، یک بار برای همیشه، قوانین حاکم بر تصادم اجسام را از صفات الهی استنتاج کند. موزهها پر از آثاری هستند که به نظر میرسد نمیتوان چیزی به آنها اضافه کرد، حال آنکه نقاشان امروز ما آثاری را به نمایش میگذارند که گاه چیزی بیش از طراحیهای مقدماتی به نظر نمیرسند. و اینها همان آثاری هستند که موضوع تحلیلهای بی پایان قرار میگیرند، زیرا حائز معنایی واحد نیستند.
#جهان_ادراک #مرلوپونتی #فرزاد_جابرالانصار #مجموعه_کلاسیک_فلسفه_ققنوس
@qoqnoospub
#جهان_ادراک #مرلوپونتی #فرزاد_جابرالانصار #مجموعه_کلاسیک_فلسفه_ققنوس
@qoqnoospub
فلسفۀ آلمانی: از کانت تا هگل مجموعۀ نه مقاله از مدخلهای «دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد» است که شرح آرای نمایندگان برخی از مهمترین مکاتب و جریانهای فکری آلمان در سدۀ هجدهم و نوزدهم را در بر دارد. خوانندگان در این مجلد با اندیشههای کانت، فیشته و هگل (ایدئالیسم آلمان)، آوگوست شلگل و فریدریش شلگل (رومانتیسم)، شلایرماخر، دیلتای و یورک (هرمنوتیک مدرن) و یاکوبی (منتقد معروف کانت و فیشته و شلینگ) آشنا میشوند. با نظر به این که این مکاتب و جریانهای فکری با یکدیگر داد و ستد داشتهاند و بر فلسفۀ آلمانی سدۀ بیستم (پدیدارشناسی، فلسفۀ وجودی، هرمنوتیک فلسفی و نظریۀ انتقادی) هم تأثیر گذاشتهاند، مطالعۀ مقالات این مجموعه فهم عمیقتر فلسفۀ آلمان از قرن
هجدهم تا بیستم را تسهیل خواهد کرد.
#مجموعه_دانشنامه_فلسفی_استنفورد
#فلسفه_آلمانی
@qoqnoospub
هجدهم تا بیستم را تسهیل خواهد کرد.
#مجموعه_دانشنامه_فلسفی_استنفورد
#فلسفه_آلمانی
@qoqnoospub
همچنان که تاریخ ژاپن از دوران باستان تا سال ۱۸۶۸ نشان میدهد، همبستگی زبانزد ژاپنیها عمیقا ریشه در رویدادهای سیاسی و فرهنگی ژاپن "قدیم" دارد، و این احساس همبستگی آشکارا در نگرش ژاپنیها به بیگانگانی که از ژاپن دیدن میکردند نمایان بود. حتی امروزه هم آثاری از انزجار از خارجیها که میراث گذشته است در ژاپن دیده میشود. آنها با خارجیهایی که به کشورشان میآیند رفتاری مودبانه دارند، اما با این ذهنیت که دیر یا زود به وطنشان بازمیگردند. از نظر اغلب ژاپنیها، خارجیها همواره بیگانه باقی میمانند، برخلاف آمریکاییها که معمولا خارجیها را شهروندان بالقوه آمریکا میدانند.
نگرش دیگر که ریشه در ژاپن قدیم دارد احساس قوی یکی دانستن خود با سرزمین مادری و احساس تعهدی عمیق به آن است. در دوران گذشته بیشتر ژاپنیها خواستهها و نیازهایشان را در درجه دوم اهمیت و بعد از خواستههای امپراتور و دیگر رهبران قرار میدادند. امروزه بسیاری از ژاپنیها هنوز هم فکر میکنند وظیفهی فردی در قبال کشور بر هر نوع دستاورد شخصی ارجحیت دارد.
#مجموعه_تاریخ_جهان
#ژاپن_قدیم
#دان_ناردو
#پریسا_صیادی
@qoqnoospub
نگرش دیگر که ریشه در ژاپن قدیم دارد احساس قوی یکی دانستن خود با سرزمین مادری و احساس تعهدی عمیق به آن است. در دوران گذشته بیشتر ژاپنیها خواستهها و نیازهایشان را در درجه دوم اهمیت و بعد از خواستههای امپراتور و دیگر رهبران قرار میدادند. امروزه بسیاری از ژاپنیها هنوز هم فکر میکنند وظیفهی فردی در قبال کشور بر هر نوع دستاورد شخصی ارجحیت دارد.
#مجموعه_تاریخ_جهان
#ژاپن_قدیم
#دان_ناردو
#پریسا_صیادی
@qoqnoospub
عموما در کتابهای تاریخی بهندرت به تاریخ جوامع قدیمی جنوب صحرای آفریقا پرداخته میشود، در حالی که هنوز هم این جوامع سنتی و خود آفریقا برای تاریخ بشر اهمیت دارد، آفریقا خاستگاه انسانهای اولیه بوده و مهمترین قاره برای مطالعهی انسانهای اولیه است.
برخلاف ذهنیت عموم، همزمان با شکلگیری امپراتوریهای یونان و روم، در جنوب صحرای آفریقا هم پادشاهیهای بزرگی شکل گرفتند که البته به دلیل وجود بیابانهای گسترده، جنگلهای انبوه و رودهای خروشان نه فقط با خارج از قاره بلکه با اقوام و تمدنهای داخل آفریقا هم تعامل و مراوداتی نداشتند یا بسیار اندک بود. با شروع عصر اکتشافات دریایی، دروازههای این قارهی پررمزوراز هم به روی اروپاییان گشوده شد و این رویداد نابودی فرهنگ و تمدن آفریقایی و سلطهی اروپاییان بر این سرزمین غنی و استعمار آن را در پی داشت، هرچند مبارزات و مقاومتهای زیادی هم صورت گرفت و حتی در جاهایی به پیروزی رسیدند، اما سرانجام غلبه با قدرت نظامی برتر بود.
#مجموعه_تاریخ_جهان_۹۰
#آفریقای_قدیم
#لوئیس_مینکس
#پریسا_صیادی
@qoqnoospublication
برخلاف ذهنیت عموم، همزمان با شکلگیری امپراتوریهای یونان و روم، در جنوب صحرای آفریقا هم پادشاهیهای بزرگی شکل گرفتند که البته به دلیل وجود بیابانهای گسترده، جنگلهای انبوه و رودهای خروشان نه فقط با خارج از قاره بلکه با اقوام و تمدنهای داخل آفریقا هم تعامل و مراوداتی نداشتند یا بسیار اندک بود. با شروع عصر اکتشافات دریایی، دروازههای این قارهی پررمزوراز هم به روی اروپاییان گشوده شد و این رویداد نابودی فرهنگ و تمدن آفریقایی و سلطهی اروپاییان بر این سرزمین غنی و استعمار آن را در پی داشت، هرچند مبارزات و مقاومتهای زیادی هم صورت گرفت و حتی در جاهایی به پیروزی رسیدند، اما سرانجام غلبه با قدرت نظامی برتر بود.
#مجموعه_تاریخ_جهان_۹۰
#آفریقای_قدیم
#لوئیس_مینکس
#پریسا_صیادی
@qoqnoospublication
توی پارک با پیرزنی همصحبت شدم. پیرزن لاغر بود و پیراهن سیاهی از پارچهای معمولی با ژاکتی پشمی و خاکستری تن کرده بود و کلاهی سفید با گلدوزی شکوفههای بنفش روی موهای کمپشت و سفید سرش بود.
پرسید: «مال کدوم کشورین آقا؟»
«ایرانیام خانم، ایران.»
پیرزن یکهو کف دو دستش را زد به هم و گفت: «وای... وای خدای من... ایران! ایران خیلی قشنگه. من ایران رفتهم. چهل سال پیش. وقتی شوهرم زنده بود با هم رفتیم. چقدر خوب بود!»
«چطور رفتین ایران؟ کجاهاش رو رفتین؟»
دیگر خودم دوست داشتم حرف بزنم. یک چیز مشترک دوستداشتنی پیدا شده بود.
«خیلی جاها. توی یه شهری... اسمش یادم نیست... یه مرداب پر از نیلوفر بود... یه قایق گرفتیم دم غروب... هیچوقت یادم نمیره...»
چشمهایم را بستم و مرداب انزلی آمد جلوِ چشمهایم با حرکت بیصدای قایق بین نیلوفرها.
«احتمالا انزلی رو میگین.»
«ماه کامل بود... رفتیم لای نیزارها... آب برق میزد... هوا شرجی بود... توی قایق تا صبح خوابیدیم. بهترین خاطرهٔ همهٔ عمرم همون قایقهست.»
اگر من سؤالی نمیکردم، شاید دیگر هیچ حرفی نمیزد. نمیخواست از خاطرهٔ مرداب بیرون بیاید.
#جانِ_وَر
#علی_صالحی_بافقی
#مجموعه_داستان
#بهزودی
@qoqnoospub
پرسید: «مال کدوم کشورین آقا؟»
«ایرانیام خانم، ایران.»
پیرزن یکهو کف دو دستش را زد به هم و گفت: «وای... وای خدای من... ایران! ایران خیلی قشنگه. من ایران رفتهم. چهل سال پیش. وقتی شوهرم زنده بود با هم رفتیم. چقدر خوب بود!»
«چطور رفتین ایران؟ کجاهاش رو رفتین؟»
دیگر خودم دوست داشتم حرف بزنم. یک چیز مشترک دوستداشتنی پیدا شده بود.
«خیلی جاها. توی یه شهری... اسمش یادم نیست... یه مرداب پر از نیلوفر بود... یه قایق گرفتیم دم غروب... هیچوقت یادم نمیره...»
چشمهایم را بستم و مرداب انزلی آمد جلوِ چشمهایم با حرکت بیصدای قایق بین نیلوفرها.
«احتمالا انزلی رو میگین.»
«ماه کامل بود... رفتیم لای نیزارها... آب برق میزد... هوا شرجی بود... توی قایق تا صبح خوابیدیم. بهترین خاطرهٔ همهٔ عمرم همون قایقهست.»
اگر من سؤالی نمیکردم، شاید دیگر هیچ حرفی نمیزد. نمیخواست از خاطرهٔ مرداب بیرون بیاید.
#جانِ_وَر
#علی_صالحی_بافقی
#مجموعه_داستان
#بهزودی
@qoqnoospub
در ظلمت وسط دریا هاشم نمیتواند دوروبریهایش را ببیند، فقط صدای جیغ و داد آنان را میشنود.
دهها نفر توی قایقی چوبی چپیدهاند... خدا میداند قایق کجاست، جایی در جنوب شرق مدیترانه، در تاریکی سرگردان است.
بعضیها به عربی فریاد میزنند، بعضی هم به زبانهای دیگر. از سراسر آفریقا اینجا آدم هست، بعضیها هم اهل خاورمیانهاند.
برخی میخواهند به شمال اروپا بروند، سوئد، آلمان یا هرجایی که آینده بهتری از سرزمین ویرانشان داشته باشد.
در هر قایق قاچاقچیها آنها را مثل گونی سیبزمینی هل میدهند. سرتاپا خیس شدهاند، میلرزند، حالت تهوع دارند، فرد مچالهشده سمت چپ روی او بالا میآورد، او هم روی نفر بعدی همین کار را میکند، اوضاع همه همین است، هر یک دو هزار دلار دادهاند تا روی هم استفراغ کنند.
#مجموعه_تاریخ_جهان
#پناهجویان_در_گذر_تاریخ
#شهربانو_صارمی
#انتشارات_ققنوس
@qoqnoospub
دهها نفر توی قایقی چوبی چپیدهاند... خدا میداند قایق کجاست، جایی در جنوب شرق مدیترانه، در تاریکی سرگردان است.
بعضیها به عربی فریاد میزنند، بعضی هم به زبانهای دیگر. از سراسر آفریقا اینجا آدم هست، بعضیها هم اهل خاورمیانهاند.
برخی میخواهند به شمال اروپا بروند، سوئد، آلمان یا هرجایی که آینده بهتری از سرزمین ویرانشان داشته باشد.
در هر قایق قاچاقچیها آنها را مثل گونی سیبزمینی هل میدهند. سرتاپا خیس شدهاند، میلرزند، حالت تهوع دارند، فرد مچالهشده سمت چپ روی او بالا میآورد، او هم روی نفر بعدی همین کار را میکند، اوضاع همه همین است، هر یک دو هزار دلار دادهاند تا روی هم استفراغ کنند.
#مجموعه_تاریخ_جهان
#پناهجویان_در_گذر_تاریخ
#شهربانو_صارمی
#انتشارات_ققنوس
@qoqnoospub
با سقوط طالبان در سال ۲۰۰۱ دوباره میلیونها آواره افغان به کمک دفتر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل شروع به بازگشت به کشورشان کردند. بیش از یک میلیون آواره در پاکستان باقی ماند و تقریبا یک میلیون نفر دیگر در ایران. بهتازگی پاکستان شروع به اخراج افغانها کرده است. مقامات پاکستانی از ژوئیه ۲۰۱۶ اعمال خشونت و تهدید به منظور راندن تقریبا ۶۰۰هزار افغان به خارج از این کشور را آغاز کردهاند.
آوارگان افغان در ترس مداوم زندگی میکنند، ترس از اینکه مقامات آنها را از کسانی که دوستشان دارند جدا کنند یا به کشور از هم گسیختهشان بازگردانند، کشوری که دیگر بیشتر آنها آنجا را خانه خود نمیدانند. دیدهبان حقوق بشر تاکید دارد که مجبور کردن افغانها برای بازگشت به کشورشان خلاف قانون است، زیرا در آنجا هنوز خطر بزرگی تهدیدشان میکند.
#پناهجویان_در_گذر_تاریخ
#مجموعه_تاریخ_جهان
#انتشارات_ققنوس
#شهربانو_صارمی
@qoqnoospub
آوارگان افغان در ترس مداوم زندگی میکنند، ترس از اینکه مقامات آنها را از کسانی که دوستشان دارند جدا کنند یا به کشور از هم گسیختهشان بازگردانند، کشوری که دیگر بیشتر آنها آنجا را خانه خود نمیدانند. دیدهبان حقوق بشر تاکید دارد که مجبور کردن افغانها برای بازگشت به کشورشان خلاف قانون است، زیرا در آنجا هنوز خطر بزرگی تهدیدشان میکند.
#پناهجویان_در_گذر_تاریخ
#مجموعه_تاریخ_جهان
#انتشارات_ققنوس
#شهربانو_صارمی
@qoqnoospub
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سمیه نورزی «دبیر مجموعه» در این ویدیو با معرفی ۹ رمان مهم ادبیات گوتیک ققنوس، ویژگیهای اصلی این نوع ژانر را معرفی میکند به گونهای که دیگر بهراحتی میتوانید ادبیات گوتیک را از بین رمانهای مختلف تشخیص دهید
و از همه مهمتر آثار گوتیک در دست انتشار این مجموعه را معرفی میکند
#ادبیات_گوتیک
#مجموعه_ادبیات_گوتیک_ققنوس
#سمیه_نوروزی
@qoqnoospub
و از همه مهمتر آثار گوتیک در دست انتشار این مجموعه را معرفی میکند
#ادبیات_گوتیک
#مجموعه_ادبیات_گوتیک_ققنوس
#سمیه_نوروزی
@qoqnoospub
آیا عرصۀ زندگی سیاسی مهم است؟ اگر مهم است، اهمیت سیاست در چیست؟ سیاست چرا و چگونه بر سرنوشت آدمیان تأثیر میگذارد؟ چرا آدمیان باید به فرازونشیبهای سیاست توجه کنند؟
پرواضح است که حکومت و قدرت سیاسی بر زندگی ما به اشکال مختلف تأثیر میگذارند. بخشی از زندگی مالی و اقتصادی ما به شیوۀ عملکرد حکومت وابسته است. برخورداری ما از امکانات رفاهی و معیشتی نیز به عملکرد دولت وابسته است. اصناف قوانین مدنی، جزایی، مالی و ... مستقیماً بر سرنوشت ما تأثیر میگذارند. مشارکت ما در تعیین خواستهها و اهداف جمعیمان به شکل و ساختار حکومت منوط است. از اینها گذشته، سرنوشت ملی جمعی ما در عرصۀ سیاست بینالملل به تصمیمات سیاسی حاکمانمان وابسته است.
استیون تنسی و نایجل جکسون در کتابِ مبانیِ سیاستحکایتِ سیاست و سرنوشت را روایت میکنند و با بحث دربارۀ دموکراسی، دولت، علم سیاست، نظامها، ایدئولوژیها، مفاهیم و فرایندهای سیاسی خوانندگان را به دنیای پیچیدۀ قدرت سیاسی میبرند.
#مبانی_سیاست
#مجموعه_مطالعات_بنیادین_راتلیج
@qoqnoospublication
پرواضح است که حکومت و قدرت سیاسی بر زندگی ما به اشکال مختلف تأثیر میگذارند. بخشی از زندگی مالی و اقتصادی ما به شیوۀ عملکرد حکومت وابسته است. برخورداری ما از امکانات رفاهی و معیشتی نیز به عملکرد دولت وابسته است. اصناف قوانین مدنی، جزایی، مالی و ... مستقیماً بر سرنوشت ما تأثیر میگذارند. مشارکت ما در تعیین خواستهها و اهداف جمعیمان به شکل و ساختار حکومت منوط است. از اینها گذشته، سرنوشت ملی جمعی ما در عرصۀ سیاست بینالملل به تصمیمات سیاسی حاکمانمان وابسته است.
استیون تنسی و نایجل جکسون در کتابِ مبانیِ سیاستحکایتِ سیاست و سرنوشت را روایت میکنند و با بحث دربارۀ دموکراسی، دولت، علم سیاست، نظامها، ایدئولوژیها، مفاهیم و فرایندهای سیاسی خوانندگان را به دنیای پیچیدۀ قدرت سیاسی میبرند.
#مبانی_سیاست
#مجموعه_مطالعات_بنیادین_راتلیج
@qoqnoospublication
تاملات در باب ماکیاولی، یک شرح غیرمعمول از دو اثر اصلی فیلسوف سیاسیِ ایتالیایی، یعنی شهریار و گفتارها است.
لئو اشتراوس در این شرح خلافآمد، روشِ پیشنهادیِ خود برای خواندنِ کتابهای بزرگ را به نحوی درخشان، در مورد ماکیاولی و دو اثر اصلی او به کار میگیرد.
اشتراوس، با ارائهی خوانشی به غایت دقیق، و با تسلّطی که از همان آغاز معلوم میشود که از سطح دانشوریِ رایج در حوزهی ماکیاولیپژوهی فاصلهای پُرناشدنی دارد، میکوشد نشان دهد که تلقیهای رایجی مثل ماکیاولی به مثابهی وطنپرست و جمهوریخواه پرشور، یا ماکیاولی به مثابهی یک دانشمند، هیچ کدام حق مطلب را در مورد او اَدا نمیکنند.
#تاملات_درباب_ماکیاولی #لئو_اشتراوس #مجموعه_پژوهشهای_کلاسیک_فلسفه_ققنوس #شروین_مقیمی #انتشارات_ققنوس
@qoqnoospub
لئو اشتراوس در این شرح خلافآمد، روشِ پیشنهادیِ خود برای خواندنِ کتابهای بزرگ را به نحوی درخشان، در مورد ماکیاولی و دو اثر اصلی او به کار میگیرد.
اشتراوس، با ارائهی خوانشی به غایت دقیق، و با تسلّطی که از همان آغاز معلوم میشود که از سطح دانشوریِ رایج در حوزهی ماکیاولیپژوهی فاصلهای پُرناشدنی دارد، میکوشد نشان دهد که تلقیهای رایجی مثل ماکیاولی به مثابهی وطنپرست و جمهوریخواه پرشور، یا ماکیاولی به مثابهی یک دانشمند، هیچ کدام حق مطلب را در مورد او اَدا نمیکنند.
#تاملات_درباب_ماکیاولی #لئو_اشتراوس #مجموعه_پژوهشهای_کلاسیک_فلسفه_ققنوس #شروین_مقیمی #انتشارات_ققنوس
@qoqnoospub
خانه تبدیل به مقبره شده و رنج و وحشت ما در ویرانههایش مدفون مانده بود.رستاخیزی در کار نبود.در ساعات بیداری که به مندرلی فکر میکردم،کامم تلخ نمی شد. به مندرلی انطور فکر میکنم که ممکن بود باشد، فقط ای کاش میتوانستم بدون وحشت انجا زندگی کنم...به یاسها فکر میکردم و به دره شاد.اینها خاطراتیاند که دردی ندارند...میدانستم که رویا می بینم.در عالم واقعیت صدها مایل دورتر در سرزمینی بیگانه بودم. و تا چند ثانیه دیگر در اتاق خوابی ساده در هتلی کوچک از خواب بیدار می شدم. جایی که به رغم فضای تنگش ارامش بخش بود. چشمانم را باز میکردم و با دیدن خورشید درخشان و اسمان روشن و بی ابر مات و مبهوت میماندم. آسمانی بسیار متفاوت با بافت نرم مهتاب رویایام. سرتاسر روز پیش روی ما بود، بیتردید روزی طولانی وبیحادثه، اما آکنده از رکود و آرامشی بسیار مغتنم. دیگر در مورد مندرلی حرف نمیزدیم. از رویایم چیزی به او نمی گفتم. چون مندرلی دیگر متعلق به ما نبود. دیگر مندرلیای در کار نبود.
#ریبکا
#در_دست_ترجمه
#مجموعه_گوتیک_ققنوس
@qoqnoospub
#ریبکا
#در_دست_ترجمه
#مجموعه_گوتیک_ققنوس
@qoqnoospub