#بەنامخدا
در روزگاری به #وسعتتحجر ، جوانی #امین ، زینت بخش نام #قریش شد. در تفکر زائل و پسرفتگی #بادیەنشینانعرب ، تا ثروتمندانی چون #ابوسفیان و #ابولهب نجوای عارفانه و عابدانه ی #مسیحا دمی،
در#کالبد جان ، روحی تازه دمیدن گرفت.همان
#امین و صادقی که #بحیرایمسیحی
#بشارتش را داده بود. سینه اش مرآت
#حبلالمتین است. غار حرا مامن
جان شد. #خاکستر بر زلفانش تولای
#عشق بود. بر غار تنیده از تار عنکبوت
معجزه ی تداوم و #اخلاص، پاینده ی
مباسطت است تا
رنج های #بیشمار طی طریق شود .
ارکان دین به سنت #وحدانیت جهان
نام #محمدامین" ص" را همچون نگینی درخشان، به
#ختمالمرسلین زیبنده، بر انگشتری #رسالت می درخشد.
اینک #صبح دیدار #معشوق در آستانه ی
#مشرفالموت شدن، به لحظه های نفسی
مطمئن، کوچه باغ #دل را به #نسیمغم
#شب بی ستاره می کشاند.هوای #نفسگیر،
#اشک سرد #آسمان را می بارد.ابر سترون
بر چشم غزل ، اندوه لایتناهی بر برکه ی
#دیدگان باریدن گرفته است.#طراوت فصل ها از #شگفتی نامت خالی شدنی نیست.با یک اشاره ی ابرو می توان #عظمت نامت
را تا#ثریا نوشت.گردبادهای تهی، صحرای
#حسرت را در خویشتن گم کرده اند . گردونه ی #خورشید به
#ذاتاقدس سر می ساید.امشب سینه ی
سرد #فلک، خراشیده بر گلوی زخمی مدینه وداعی تلخ را #تلاوت می کند.#مینایشفق ، آه و #حسرت را به #افقفلق دمیده به #طلوع دیگرست.#بامجهان، #مویەکنان توست.#کوەها در مه گم شده اند .گلوی #قلم، عریان تلفظ واژگان است تا قافیه ی #عشق را به غزل چشمانت بیاویزد.حسرت #اشک بر دشت گونه ها، شبیه #خورشیدی ست که آفتابگردان به سمت نامت می چرخاند.در امتداد #اندوه، اشک یک دل جامانده ی نام #اماممجتبی را زمزمه
می کند.#ماه در محاق می افتد. شانه های بی رمق ، #فصل جفای جعده را به جام
#شوکران، به تلاطم انگشتری زهر،سایه ای
از دستان با #کرامت به مسیر #کوچ نابهنگام میسر می کند. #عطر نامت ، آغوش گشای
#اندوه بی پایانی ست تا #تبشعله در هم کشد.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۲۳ مهرماه ۹۹
@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه❌
در روزگاری به #وسعتتحجر ، جوانی #امین ، زینت بخش نام #قریش شد. در تفکر زائل و پسرفتگی #بادیەنشینانعرب ، تا ثروتمندانی چون #ابوسفیان و #ابولهب نجوای عارفانه و عابدانه ی #مسیحا دمی،
در#کالبد جان ، روحی تازه دمیدن گرفت.همان
#امین و صادقی که #بحیرایمسیحی
#بشارتش را داده بود. سینه اش مرآت
#حبلالمتین است. غار حرا مامن
جان شد. #خاکستر بر زلفانش تولای
#عشق بود. بر غار تنیده از تار عنکبوت
معجزه ی تداوم و #اخلاص، پاینده ی
مباسطت است تا
رنج های #بیشمار طی طریق شود .
ارکان دین به سنت #وحدانیت جهان
نام #محمدامین" ص" را همچون نگینی درخشان، به
#ختمالمرسلین زیبنده، بر انگشتری #رسالت می درخشد.
اینک #صبح دیدار #معشوق در آستانه ی
#مشرفالموت شدن، به لحظه های نفسی
مطمئن، کوچه باغ #دل را به #نسیمغم
#شب بی ستاره می کشاند.هوای #نفسگیر،
#اشک سرد #آسمان را می بارد.ابر سترون
بر چشم غزل ، اندوه لایتناهی بر برکه ی
#دیدگان باریدن گرفته است.#طراوت فصل ها از #شگفتی نامت خالی شدنی نیست.با یک اشاره ی ابرو می توان #عظمت نامت
را تا#ثریا نوشت.گردبادهای تهی، صحرای
#حسرت را در خویشتن گم کرده اند . گردونه ی #خورشید به
#ذاتاقدس سر می ساید.امشب سینه ی
سرد #فلک، خراشیده بر گلوی زخمی مدینه وداعی تلخ را #تلاوت می کند.#مینایشفق ، آه و #حسرت را به #افقفلق دمیده به #طلوع دیگرست.#بامجهان، #مویەکنان توست.#کوەها در مه گم شده اند .گلوی #قلم، عریان تلفظ واژگان است تا قافیه ی #عشق را به غزل چشمانت بیاویزد.حسرت #اشک بر دشت گونه ها، شبیه #خورشیدی ست که آفتابگردان به سمت نامت می چرخاند.در امتداد #اندوه، اشک یک دل جامانده ی نام #اماممجتبی را زمزمه
می کند.#ماه در محاق می افتد. شانه های بی رمق ، #فصل جفای جعده را به جام
#شوکران، به تلاطم انگشتری زهر،سایه ای
از دستان با #کرامت به مسیر #کوچ نابهنگام میسر می کند. #عطر نامت ، آغوش گشای
#اندوه بی پایانی ست تا #تبشعله در هم کشد.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۲۳ مهرماه ۹۹
@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه❌
#بەنامخدا
سال هاست که #طراوتدل دستان
#شاعران، دلخوش از تو سرودن است
تا قول و #غزل، بر قافیه ی #عشقولایت
#لطافتسخن را به #دشتشعر بپراکند.
با فاصله ها چه می توان کرد، #نسیم در حوالی تو وزیدن #عطر و #عنبر به روح عطش زده ، میل دیدار دارد.پنجره ی
نگاه رو به سوی #خورشید باز می شود.
دل به #انتظار تو ایستاده است تا چشم
گسترانیده به #شوقزیارت، جاده ها که
از #دریا راه افتاده اند تا دل من،بال بال
#کبوترانحرم را به تماشا نشیند. این را نه #زبانقلم می گوید، دل می گوید تا گره بر پنجره ی فولاد، #مهربانیات را تقسیم کند.دریچه ی قلب ها تنها به #سویتو باز می شود. آدم هایی که #انتظار را به احترامت تحمل می کنند. می ایستند زیر
#تیغآفتاب تا بباری وجهان از #ترنمنامت
سبزی خویش را تکرار کند.#دل نذر پرندگانی ست که روزی از بلندای مرقدت تا #بقیع را به شانه های باران ، #عطروجودت را به دست شب های نیاز می گستراند.با #قلممحتشم ، شادی شفافی به
نگاه #شهریار جهانی از دلدادگی در بر می گیرد.
#باران، هدیه ای می شود از چشمان #خیام
تا #دشت گونه ها را نوازش کند.
به گواهی بادهایی که از حوالی تو می وزند و به #شهادتخورشیدی که از #افق
مناره هایت #طلوع می کند. قدر قدم هایت از فلق مدینه تا #شفقطوس،
آیتی ست بهر جان. خانه ی #دل بی وجود شاه خراسان ، #زندانسکندر است.این جگر سوخته ی توست یا شراب ناب
که از دستان #مامون بر یراق زمان می چکد تا زردی #خزان و پشیمانی غایت
بدکردار گردد و نام تو همچون #گوهریتابناک در #دلمسلمین بدرخشد.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۲۵ مهرماه ۹۹
@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه❌
سال هاست که #طراوتدل دستان
#شاعران، دلخوش از تو سرودن است
تا قول و #غزل، بر قافیه ی #عشقولایت
#لطافتسخن را به #دشتشعر بپراکند.
با فاصله ها چه می توان کرد، #نسیم در حوالی تو وزیدن #عطر و #عنبر به روح عطش زده ، میل دیدار دارد.پنجره ی
نگاه رو به سوی #خورشید باز می شود.
دل به #انتظار تو ایستاده است تا چشم
گسترانیده به #شوقزیارت، جاده ها که
از #دریا راه افتاده اند تا دل من،بال بال
#کبوترانحرم را به تماشا نشیند. این را نه #زبانقلم می گوید، دل می گوید تا گره بر پنجره ی فولاد، #مهربانیات را تقسیم کند.دریچه ی قلب ها تنها به #سویتو باز می شود. آدم هایی که #انتظار را به احترامت تحمل می کنند. می ایستند زیر
#تیغآفتاب تا بباری وجهان از #ترنمنامت
سبزی خویش را تکرار کند.#دل نذر پرندگانی ست که روزی از بلندای مرقدت تا #بقیع را به شانه های باران ، #عطروجودت را به دست شب های نیاز می گستراند.با #قلممحتشم ، شادی شفافی به
نگاه #شهریار جهانی از دلدادگی در بر می گیرد.
#باران، هدیه ای می شود از چشمان #خیام
تا #دشت گونه ها را نوازش کند.
به گواهی بادهایی که از حوالی تو می وزند و به #شهادتخورشیدی که از #افق
مناره هایت #طلوع می کند. قدر قدم هایت از فلق مدینه تا #شفقطوس،
آیتی ست بهر جان. خانه ی #دل بی وجود شاه خراسان ، #زندانسکندر است.این جگر سوخته ی توست یا شراب ناب
که از دستان #مامون بر یراق زمان می چکد تا زردی #خزان و پشیمانی غایت
بدکردار گردد و نام تو همچون #گوهریتابناک در #دلمسلمین بدرخشد.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۲۵ مهرماه ۹۹
@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه❌