💫
با دامن گلدار پر از چین آمد
از بام بلند و پشت پرچین آمد
خورشید همان دختر موخرمایی
از پلهی البرز به پایین آمد
#مهوش_قیاسى_نیک
فرستنده: رویا
#چکامه_پارسی
@AdabSar
با دامن گلدار پر از چین آمد
از بام بلند و پشت پرچین آمد
خورشید همان دختر موخرمایی
از پلهی البرز به پایین آمد
#مهوش_قیاسى_نیک
فرستنده: رویا
#چکامه_پارسی
@AdabSar
@AdabSar
رفتم اما دل من مانده برِ دوست هنوز
میبرم جسمی و جان در گرو اوست هنوز
هرچه او خواست همان خواست دلم بی کموکاست
گرچه راضی نشد از من دلِ آن دوست هنوز
گر چه با دوریِ او زندگیام نیست ولی
یاد او میدمدم جان به رگ و پوست هنوز
بر سرو سینهی من بوسهی گرمش گل کرد
جانِ حسرتزده زان خاطره خوشبوست هنوز
رشتهی مهر و وفا شُکر که از دست نرفت
بر سر شانهی من تاری از آن موست هنوز
بکشد یا بکشد، هر چه کند دَم نزنم
مرحبا عشق که بازوش به نیروست هنوز
هم مگر دوست عنایت کند و تربیتی
طبع من لالهی صحراییِ خودروست هنوز
با همه زخم که «سیمین» به دل از او دارد
میکشد نعره که آرامِ دلم اوست هنوز
#سیمین_بهبهانی
@AdabSar
رفتم اما دل من مانده برِ دوست هنوز
میبرم جسمی و جان در گرو اوست هنوز
هرچه او خواست همان خواست دلم بی کموکاست
گرچه راضی نشد از من دلِ آن دوست هنوز
گر چه با دوریِ او زندگیام نیست ولی
یاد او میدمدم جان به رگ و پوست هنوز
بر سرو سینهی من بوسهی گرمش گل کرد
جانِ حسرتزده زان خاطره خوشبوست هنوز
رشتهی مهر و وفا شُکر که از دست نرفت
بر سر شانهی من تاری از آن موست هنوز
بکشد یا بکشد، هر چه کند دَم نزنم
مرحبا عشق که بازوش به نیروست هنوز
هم مگر دوست عنایت کند و تربیتی
طبع من لالهی صحراییِ خودروست هنوز
با همه زخم که «سیمین» به دل از او دارد
میکشد نعره که آرامِ دلم اوست هنوز
#سیمین_بهبهانی
@AdabSar
💫
نزدیکتر از جانی و دوری ز برِ ما
از مایی و از ما به تو بسیار منازل
یکتایی و از توست ظهور همه اشیاء
یک شمعی و از پرتو تو نور مَشاعل
#حسرت_اصفهانی
@AdabSar
نزدیکتر از جانی و دوری ز برِ ما
از مایی و از ما به تو بسیار منازل
یکتایی و از توست ظهور همه اشیاء
یک شمعی و از پرتو تو نور مَشاعل
#حسرت_اصفهانی
@AdabSar
b2n.ir/AdabSar1
🎁 پیشکش پاییزی #ادبسار، بزرگترین رسانهی تلگرامی پارسیگرایان جهان به هموندان و پارسیدوستان 🎁
🔸رنجشهای مسیح، The Passion of the Christ
توژی اندوهبار و وابسته به نامهی اَشُوییک(کتاب مقدس) به کارگردانی میل گیبسون و نویسندگی میل گیبسون و بندیکت فیتزجرالد است که در سال ۲۰۰۴ پخش شد. این توژ ۱۲ ساعتِ پایانی زندگی عیسی مسیح را به نمایش میکشد و زندگی وی را بر پایهی گفتارهایی از نَبیگ(کتاب)های پیماننوین، انجیل، انجیل متی، انجیل مرقس، انجیل لوقا و انجیل یوحنا و همچنین نوشتههای آیینی آنه کاترین امرک به نمایش درآورده است. دیالوگ این توژ سراسر به زبانهای آرامی، لاتین و عبری و همراه با زیرنویس است.
از زمان نمایش و واگانِشِ(انتشار) توژ در فوریه سال ۲۰۰۴ این توژ ۳۰ میلیون دلاری توانست ۶۱۲ میلیون دلار سود مالی بدست آورد. در نخستین هفتهی واگانش آن بر روی دیویدی و راژمان دیداری(سیستم ویدئوی) خانگی نزدیک به ۹ میلیون ورژن از آن به فروش رفت که با این رقم بالاتر از توژهای پرآوازهایی چون ارباب حلقهها جای گرفت. رنجشهای مسیح نخست در بیش از ۳۰۰۰ تالار سینما برروی پرده رفت که از آن توژی پیروز و کامکار در تاریخ ساخت.
این توژ ماجرای دستگیری، دادرسی و مرگشایانی(اعدام) عیسی مسیح را به گستردکی فرامینماید. توژ از بَهر گناهکار نشان دادن یهودیان در مرگشایانی مسیح با پَتکاری(اعتراض) انجمنها و گروههای یهودی روبرو گشت تا جایی که آنها به دادگاه دادخواست داده و تلاش کردند از نَماباری(اکران) آن جلوگیری کنند، ولی توژ با کمیدگرگونی نمایش داده شد.
نام توژ(فیلم): رنجشهای مسیح
✍🏻 با زیرنویس شیوای #پارسی_پاک
🎓 به کوشش م.ت
آرایمانِ(تنظیم) زیرنویس: #عیسا_شراهی
🇮🇷 سازگار با فرهنگ ایرانی
+نکته: زیرنویس این توژ در پخشکنندهی تلگرامی دیدهنمی شود و میباید نخست توژ را در نگارخانه(گالری) ذخیره نمایید و سپس از آنجا با نرمافزارهای پخش اندرویدی مانند mxplayer بازنمایید در بیشتر نرمافزارهای پخش اندرویدی زیرنویس دیده میشود وانگهی اگر دیده نشد میباید از بخشِ جُوتِشها(=تنظیمات) گزینه رمزگشا یا اِنکدور را روی یکی از آن سه گزینهاش بِجُوتید(=تنظیمکنید) تا زیرنویس پخشگردد.
با سپاس از شما بینندگان گرامی که ما را همراهی مینمایید.
روزگارتان بکام
🎞 شناسنامهی توژ:
🏹 رنجشهای مسیح
🎥 ساخت کشور آمریکا– سال ۲۰۰۴
⏳ زمان:۱۲۷ دم(دقیقه)
🖥 واکافتگی(رزولوشن): ۵۳۶×۱۲۸۰
🎬 کارگردان: میل گیبسون
📝 نویسندگان: میل گیبسون، بندیکت فیتزجرالد
🎭 بازیگران: جیمز کاویزل، مایا مورگنشترن، مونیکا بلوچی، هریستو ژیوکوف، کلاودیا جرینی
فرستنده: م.ت
#توژ #پاییز
📽 @AdabSar
🎁 پیشکش پاییزی #ادبسار، بزرگترین رسانهی تلگرامی پارسیگرایان جهان به هموندان و پارسیدوستان 🎁
🔸رنجشهای مسیح، The Passion of the Christ
توژی اندوهبار و وابسته به نامهی اَشُوییک(کتاب مقدس) به کارگردانی میل گیبسون و نویسندگی میل گیبسون و بندیکت فیتزجرالد است که در سال ۲۰۰۴ پخش شد. این توژ ۱۲ ساعتِ پایانی زندگی عیسی مسیح را به نمایش میکشد و زندگی وی را بر پایهی گفتارهایی از نَبیگ(کتاب)های پیماننوین، انجیل، انجیل متی، انجیل مرقس، انجیل لوقا و انجیل یوحنا و همچنین نوشتههای آیینی آنه کاترین امرک به نمایش درآورده است. دیالوگ این توژ سراسر به زبانهای آرامی، لاتین و عبری و همراه با زیرنویس است.
از زمان نمایش و واگانِشِ(انتشار) توژ در فوریه سال ۲۰۰۴ این توژ ۳۰ میلیون دلاری توانست ۶۱۲ میلیون دلار سود مالی بدست آورد. در نخستین هفتهی واگانش آن بر روی دیویدی و راژمان دیداری(سیستم ویدئوی) خانگی نزدیک به ۹ میلیون ورژن از آن به فروش رفت که با این رقم بالاتر از توژهای پرآوازهایی چون ارباب حلقهها جای گرفت. رنجشهای مسیح نخست در بیش از ۳۰۰۰ تالار سینما برروی پرده رفت که از آن توژی پیروز و کامکار در تاریخ ساخت.
این توژ ماجرای دستگیری، دادرسی و مرگشایانی(اعدام) عیسی مسیح را به گستردکی فرامینماید. توژ از بَهر گناهکار نشان دادن یهودیان در مرگشایانی مسیح با پَتکاری(اعتراض) انجمنها و گروههای یهودی روبرو گشت تا جایی که آنها به دادگاه دادخواست داده و تلاش کردند از نَماباری(اکران) آن جلوگیری کنند، ولی توژ با کمیدگرگونی نمایش داده شد.
نام توژ(فیلم): رنجشهای مسیح
✍🏻 با زیرنویس شیوای #پارسی_پاک
🎓 به کوشش م.ت
آرایمانِ(تنظیم) زیرنویس: #عیسا_شراهی
🇮🇷 سازگار با فرهنگ ایرانی
+نکته: زیرنویس این توژ در پخشکنندهی تلگرامی دیدهنمی شود و میباید نخست توژ را در نگارخانه(گالری) ذخیره نمایید و سپس از آنجا با نرمافزارهای پخش اندرویدی مانند mxplayer بازنمایید در بیشتر نرمافزارهای پخش اندرویدی زیرنویس دیده میشود وانگهی اگر دیده نشد میباید از بخشِ جُوتِشها(=تنظیمات) گزینه رمزگشا یا اِنکدور را روی یکی از آن سه گزینهاش بِجُوتید(=تنظیمکنید) تا زیرنویس پخشگردد.
با سپاس از شما بینندگان گرامی که ما را همراهی مینمایید.
روزگارتان بکام
🎞 شناسنامهی توژ:
🏹 رنجشهای مسیح
🎥 ساخت کشور آمریکا– سال ۲۰۰۴
⏳ زمان:۱۲۷ دم(دقیقه)
🖥 واکافتگی(رزولوشن): ۵۳۶×۱۲۸۰
🎬 کارگردان: میل گیبسون
📝 نویسندگان: میل گیبسون، بندیکت فیتزجرالد
🎭 بازیگران: جیمز کاویزل، مایا مورگنشترن، مونیکا بلوچی، هریستو ژیوکوف، کلاودیا جرینی
فرستنده: م.ت
#توژ #پاییز
📽 @AdabSar
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎬
«ادبسار» بزرگترین رسانهی تلگرامی پارسیگرایان جهان، شما را به دیدن توژ(فیلم) «رنجشهای مسیها(مسیح)» فرا میخواند
✍🏻 زیرنویس با واژگانِ نوین و شیوای پارسی
🎓 به کوشش م.ت
آرایمانِ(تنظیم) زیرنویس: #عیسا_شراهی
پیشکش پاییزی «ادبسار» به پارسیدوستان
#توژ #پاییز
📽 @AdabSar
«ادبسار» بزرگترین رسانهی تلگرامی پارسیگرایان جهان، شما را به دیدن توژ(فیلم) «رنجشهای مسیها(مسیح)» فرا میخواند
✍🏻 زیرنویس با واژگانِ نوین و شیوای پارسی
🎓 به کوشش م.ت
آرایمانِ(تنظیم) زیرنویس: #عیسا_شراهی
پیشکش پاییزی «ادبسار» به پارسیدوستان
#توژ #پاییز
📽 @AdabSar
👍1
@AdabSar
در گردبادِ حادثه یک مهربان بس است
گر دست بر زمین نرسد آسمان بس است
بر خوانِ خود نشین و چو مهمان عزیز باش
نانِ درست گر نرسد نیمنان بس است
دشمن گر از غلاف برآید مده جواب
خاموشیِ تو جوهرِ تیغِ زبان بس است
اهل کمال عمر به سختی بهسر برند
یعنی برای رزقِ هُما استخوان بس است
«فانی» دکانِ عشق به هر کوچه وا مکن
یک دل متاع داری و یک دلْستان بس است
#فانی_کشمیری
@AdabSar
در گردبادِ حادثه یک مهربان بس است
گر دست بر زمین نرسد آسمان بس است
بر خوانِ خود نشین و چو مهمان عزیز باش
نانِ درست گر نرسد نیمنان بس است
دشمن گر از غلاف برآید مده جواب
خاموشیِ تو جوهرِ تیغِ زبان بس است
اهل کمال عمر به سختی بهسر برند
یعنی برای رزقِ هُما استخوان بس است
«فانی» دکانِ عشق به هر کوچه وا مکن
یک دل متاع داری و یک دلْستان بس است
#فانی_کشمیری
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
سعدیا گفتی که مـــهرش
مــــیرود از دل ولی...
مهر رفت و مــــاه آبان نیز
آرامــــم نــــکرد...
#علیرضا_جعفری
@AdabSar
سعدیا گفتی که مـــهرش
مــــیرود از دل ولی...
مهر رفت و مــــاه آبان نیز
آرامــــم نــــکرد...
#علیرضا_جعفری
@AdabSar
💫
مانَد نشان بر آن گلِ رو از نگاه من
واندر دلش اثر نکند سوزِ آه من
دستم تهی و بخت بد و یار بیوفا
یا رب کسی مباد به روز سیاه من
#حسنعلی_یزدی
@AdabSar
مانَد نشان بر آن گلِ رو از نگاه من
واندر دلش اثر نکند سوزِ آه من
دستم تهی و بخت بد و یار بیوفا
یا رب کسی مباد به روز سیاه من
#حسنعلی_یزدی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻تخصص = سررشته، کاردانی، گرایش، ویژگی
🔻تخصص داشتن = کاردان بودن، سررشته داشتن
🔻تخصصی = کاری، کارشناسی، کاردانی
🔻فوق تخصص = فراستاد
🔻واژههای تخصصی = دانشواژهها، واژههای دانشیک
✍نمونه:
🔺در رشتهی پزشکی، تخصص قلب قبول شد =
در رشتهی پزشکی، گرایش دل پذیرفته شد
🔺در باغبانی تخصص داشت =
در باغبانی سررشته داشت
در باغبانی کاردان بود
🔺دایرةالمعارف واژههای تخصصی کامپیوتر را ابتیاع کرد =
دانشنامهی واژههای دانشیک رایانه را خرید
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#تخصص
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻تخصص = سررشته، کاردانی، گرایش، ویژگی
🔻تخصص داشتن = کاردان بودن، سررشته داشتن
🔻تخصصی = کاری، کارشناسی، کاردانی
🔻فوق تخصص = فراستاد
🔻واژههای تخصصی = دانشواژهها، واژههای دانشیک
✍نمونه:
🔺در رشتهی پزشکی، تخصص قلب قبول شد =
در رشتهی پزشکی، گرایش دل پذیرفته شد
🔺در باغبانی تخصص داشت =
در باغبانی سررشته داشت
در باغبانی کاردان بود
🔺دایرةالمعارف واژههای تخصصی کامپیوتر را ابتیاع کرد =
دانشنامهی واژههای دانشیک رایانه را خرید
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#تخصص
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
ستایش کنم پاک پروردگار
بلندآسمان آفرین کردگار
خداوند ایمان و دین بِهین
اهورا نگهدار ایرانزمین
خداوند زرتشت و دین و نماز
خداوند فردوسی سرفراز
خداوند جمشید و کاووسکی
خداوند کیخسرو نیکپی
همان کو که بر شهریاران سزاست
خداوند روزیدِهِ رهنماست
همان کو که بهر شکوه زمین
ز مرز فریدون و هم آبتین
از آن نامداران و گردنکشان
دلیران ملک و درفش کیان
فروهر شکوفای بختآفرید
شهنشاه کورش به تخت آفرید
ورا گفت ای کورش پاکزاد
گرامی شهنشاه مردمنهاد
بزرگی و هم دادخواهی توراست
سرآغاز و سرفصل شاهی توراست
تو را آفریدم که افزون شوی
نکونام همچون فریدون شوی
غلاف از سپر باز کن پر هنر
دلاور شهنشاه والاگهر
به من ده مسیحا کنون دست راست
جهانداریات بَخشم این را سزاست
به رزم اهرمن را تو درگیر کن
نبوکد نذر را سرازیر کن
خداوند سازنده گردونسپهر
فروزنده کیهان و ناهید و مهر
مسیحای کورش شهنشاه ماست
مر این گونه تقدیر مارا سزاست
ـ ـ ـ
#انوشیروان
#روز_کوروش
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
ستایش کنم پاک پروردگار
بلندآسمان آفرین کردگار
خداوند ایمان و دین بِهین
اهورا نگهدار ایرانزمین
خداوند زرتشت و دین و نماز
خداوند فردوسی سرفراز
خداوند جمشید و کاووسکی
خداوند کیخسرو نیکپی
همان کو که بر شهریاران سزاست
خداوند روزیدِهِ رهنماست
همان کو که بهر شکوه زمین
ز مرز فریدون و هم آبتین
از آن نامداران و گردنکشان
دلیران ملک و درفش کیان
فروهر شکوفای بختآفرید
شهنشاه کورش به تخت آفرید
ورا گفت ای کورش پاکزاد
گرامی شهنشاه مردمنهاد
بزرگی و هم دادخواهی توراست
سرآغاز و سرفصل شاهی توراست
تو را آفریدم که افزون شوی
نکونام همچون فریدون شوی
غلاف از سپر باز کن پر هنر
دلاور شهنشاه والاگهر
به من ده مسیحا کنون دست راست
جهانداریات بَخشم این را سزاست
به رزم اهرمن را تو درگیر کن
نبوکد نذر را سرازیر کن
خداوند سازنده گردونسپهر
فروزنده کیهان و ناهید و مهر
مسیحای کورش شهنشاه ماست
مر این گونه تقدیر مارا سزاست
ـ ـ ـ
#انوشیروان
#روز_کوروش
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
کورش منم؛ شاه جهان، شاه پیمبر
کورش منم؛ کشور رهانِ دادگستر!
#هما_ارژنگی
فرتور(عکس): نگارهی کوروش
نگارگر: شادروان #رسام_ارژنگی
#روز_کوروش
✨ @AdabSar
کورش منم؛ کشور رهانِ دادگستر!
#هما_ارژنگی
فرتور(عکس): نگارهی کوروش
نگارگر: شادروان #رسام_ارژنگی
#روز_کوروش
✨ @AdabSar
Forwarded from ادبسار
نماهنگ ایران - شاهکار بینشپژوه.mp4
107.9 MB
🌺🌼🍀🌸🌺🌼🍀🌸🌺🌼🍀🌸🌺
بخور هرچه بٓرْزی و بد را مکوش
به مردِ خردمند بسپار گوش
گذر کرد همراه و ما ماندهایم
ز کارِگذشته بسی خواندهایم
به منزل رسید آنکه پوینده بود
بِهی یافت آنکس که جوینده بود
نگیرد تو را دست جز نیکُوی
گر از پیر دانا سخن بشنوی
#فردوسی
به امید هفتهای آرام و شاد
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌼🍀🌸🌺🌼🍀🌸🌺🌼🍀🌸🌺🌼
بخور هرچه بٓرْزی و بد را مکوش
به مردِ خردمند بسپار گوش
گذر کرد همراه و ما ماندهایم
ز کارِگذشته بسی خواندهایم
به منزل رسید آنکه پوینده بود
بِهی یافت آنکس که جوینده بود
نگیرد تو را دست جز نیکُوی
گر از پیر دانا سخن بشنوی
#فردوسی
به امید هفتهای آرام و شاد
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌼🍀🌸🌺🌼🍀🌸🌺🌼🍀🌸🌺🌼
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔹کوروش
در یک غروب کهنه و بی رونق و تار
در حسرت یک پنجره تا روشنایی
در جستوجوی روزنی سوی رهایی
در آرزوی فرصت دیدار انسان
هی میکنم من توسن اندیشهام را
هر سو شتابان!
در زیر چتر آسمان هرجا که پویم
جز درد و اندوه و ستم چیزی بهجا نیست
در چارسوی این رباط کهنه گویی
مردی و رادی و وفا فرمانروا نیست
دژخیم ایام با داس خونآلودهی درندهخویی
در کار بیداد و جنون ترکتازیست
پندار آدم پندار ظلم و پیشهاش ویرانهسازیست
تنخسته از اندیشههای زندگیسوز
در آرزوی دیدن روزی دلافروز
در حسرت دیدار انسان
آنسان که باید، آنسان که شاید
یکبار دیگر، کافور غم از جسم و جانم میتکانم
دل را ز چنگ ناامیدی میرهانم
پژواک فریادم هوا را میشکافد
آخر کجایی روشنایی؟
ناگه بهیکبار
از لابلای ابرهای سرد و غمبار
گل میکند خورشید زَرتار
با رنگهای روشن و شاد
در چهرهی پاک ابرمردی امرداد
مردی که از ژرفای تاریکی درخشید
جوشید و کوشید
مردی که بنیان ستم زیر و زبر کرد
چون جویباری نرم و آرام
بانگ نوای مهرخیزش
در گوشهایم مینشیند:
«کورش منم، شاه جهان، شاه پیمبر
کورش منم کشوررَهانَ دادگستر
آزادهای پویای راه روشنایی
دلبستهی آیین مهر و پارسایی
در گرمگرمِ ظلم و تاراج
در روزگار بردهداری
آنگه که ددخویان خونریز، با سرفرازی
فرزند آدم را به آتش میکشیدند
مست جنون و شهوت و خون
گوش و زبانش میبریدند
هرجا که رفتم، هرجا که بودم
از چهر گیتی ننگ دژخویی زدودم
من مهر را در سینهی هستی نشاندم
مهر گیای من در این دنیای تاریک
از ژرفنای دشمنیها سر برآورد
از آن هزاران بوتهی زرینه رویید
هر بوته گل کرد
در روزگارانی که هر کشورگشایی
شهر و دیار مردمان ویرانه میکرد
وقتی که بوتیمار اندوه
در هر سرایی لانه میکرد
هرجا رسیدم
ویرانهها را سربهسر آباد کردم
در سایهی تدبیر و رایم
گسترده شد گیتی همه در زیر پایم
آشور و ماد و بابل و لیدی سرایم
من رامش و مهر و خرد بنیاد کردم
در باور من
انسان نماد راستینی از خدا بود
بر هستی و بر جان خود فرمانروا بود
آزادگی گنجینهای بس پربها بود
پس بندهای بردهداری را بریدم
وان بندگان از بند غم آزاد کردم
آنگه به آرام
هرکس به فرمان خدای خویش خرسند
هرکس به آیین و مرام خویش پابند
من مردمان سوتهدل را شاد کردم»
آوای کورش
آن دلنشین چاووش جانبخش رهایی
پیک سرور و روشنایی
بر بالهای باد شبگرد، تا بیکرانها میشتابد
شب سایههای مبهمی پاشیده بر دشت
بر جلگهی پارس
روی کهنآرامگاهی ساکت و سرد
سر مینهم بر سنگهای گور خاموش
از بغض سنگینی دل و جانم لبالب
زان سوی تاریکی بهناگاه
با بالهای نورباران، تندیس کورش رخ مینماید
اشکم به روی گونهها میغلتد آرام
فریاد خاموشی درونم میخروشد
ای برترین آزاده ای ماناترین مرد
اینک تو بنگر، بر روزگار تیره و غمبار انسان
شاید ندانی سفرهی چرکین دنیا
امروز هم پا تا به سر رنگین ننگ است
شاید ندانی سینهی گستردهی خاک
امروز هم بازیچهی آشوب و جنگ است
حالا نژاد و رنگ حرفی تازه دارد
حالا سر بازار آدم میفروشند
آزادی و آزادگی افسانه گشته
ای برترین آزاده ای ماناترین مرد
ناگه غریو همسرایان شبانه
پژواک فریاد مرا درمیرباید
گویی زمین و آسمان سر داده با درد
بر بالهای باد شبگرد، این نالهی سرد
آخر کجایی روشنایی؟
آخر کجایی روشنایی؟
#هما_ارژنگی
#روز_کوروش
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔹کوروش
در یک غروب کهنه و بی رونق و تار
در حسرت یک پنجره تا روشنایی
در جستوجوی روزنی سوی رهایی
در آرزوی فرصت دیدار انسان
هی میکنم من توسن اندیشهام را
هر سو شتابان!
در زیر چتر آسمان هرجا که پویم
جز درد و اندوه و ستم چیزی بهجا نیست
در چارسوی این رباط کهنه گویی
مردی و رادی و وفا فرمانروا نیست
دژخیم ایام با داس خونآلودهی درندهخویی
در کار بیداد و جنون ترکتازیست
پندار آدم پندار ظلم و پیشهاش ویرانهسازیست
تنخسته از اندیشههای زندگیسوز
در آرزوی دیدن روزی دلافروز
در حسرت دیدار انسان
آنسان که باید، آنسان که شاید
یکبار دیگر، کافور غم از جسم و جانم میتکانم
دل را ز چنگ ناامیدی میرهانم
پژواک فریادم هوا را میشکافد
آخر کجایی روشنایی؟
ناگه بهیکبار
از لابلای ابرهای سرد و غمبار
گل میکند خورشید زَرتار
با رنگهای روشن و شاد
در چهرهی پاک ابرمردی امرداد
مردی که از ژرفای تاریکی درخشید
جوشید و کوشید
مردی که بنیان ستم زیر و زبر کرد
چون جویباری نرم و آرام
بانگ نوای مهرخیزش
در گوشهایم مینشیند:
«کورش منم، شاه جهان، شاه پیمبر
کورش منم کشوررَهانَ دادگستر
آزادهای پویای راه روشنایی
دلبستهی آیین مهر و پارسایی
در گرمگرمِ ظلم و تاراج
در روزگار بردهداری
آنگه که ددخویان خونریز، با سرفرازی
فرزند آدم را به آتش میکشیدند
مست جنون و شهوت و خون
گوش و زبانش میبریدند
هرجا که رفتم، هرجا که بودم
از چهر گیتی ننگ دژخویی زدودم
من مهر را در سینهی هستی نشاندم
مهر گیای من در این دنیای تاریک
از ژرفنای دشمنیها سر برآورد
از آن هزاران بوتهی زرینه رویید
هر بوته گل کرد
در روزگارانی که هر کشورگشایی
شهر و دیار مردمان ویرانه میکرد
وقتی که بوتیمار اندوه
در هر سرایی لانه میکرد
هرجا رسیدم
ویرانهها را سربهسر آباد کردم
در سایهی تدبیر و رایم
گسترده شد گیتی همه در زیر پایم
آشور و ماد و بابل و لیدی سرایم
من رامش و مهر و خرد بنیاد کردم
در باور من
انسان نماد راستینی از خدا بود
بر هستی و بر جان خود فرمانروا بود
آزادگی گنجینهای بس پربها بود
پس بندهای بردهداری را بریدم
وان بندگان از بند غم آزاد کردم
آنگه به آرام
هرکس به فرمان خدای خویش خرسند
هرکس به آیین و مرام خویش پابند
من مردمان سوتهدل را شاد کردم»
آوای کورش
آن دلنشین چاووش جانبخش رهایی
پیک سرور و روشنایی
بر بالهای باد شبگرد، تا بیکرانها میشتابد
شب سایههای مبهمی پاشیده بر دشت
بر جلگهی پارس
روی کهنآرامگاهی ساکت و سرد
سر مینهم بر سنگهای گور خاموش
از بغض سنگینی دل و جانم لبالب
زان سوی تاریکی بهناگاه
با بالهای نورباران، تندیس کورش رخ مینماید
اشکم به روی گونهها میغلتد آرام
فریاد خاموشی درونم میخروشد
ای برترین آزاده ای ماناترین مرد
اینک تو بنگر، بر روزگار تیره و غمبار انسان
شاید ندانی سفرهی چرکین دنیا
امروز هم پا تا به سر رنگین ننگ است
شاید ندانی سینهی گستردهی خاک
امروز هم بازیچهی آشوب و جنگ است
حالا نژاد و رنگ حرفی تازه دارد
حالا سر بازار آدم میفروشند
آزادی و آزادگی افسانه گشته
ای برترین آزاده ای ماناترین مرد
ناگه غریو همسرایان شبانه
پژواک فریاد مرا درمیرباید
گویی زمین و آسمان سر داده با درد
بر بالهای باد شبگرد، این نالهی سرد
آخر کجایی روشنایی؟
آخر کجایی روشنایی؟
#هما_ارژنگی
#روز_کوروش
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸