🔅پرسش شما
درود وقتتون بخیر
میخواستم لطف کنید معادل کلمه حاشا رو بگید و در موردش یکم توضیح بدید
اگر ممکن هست
🔅پاسخ ادبسار 👇👇👇
درود وقتتون بخیر
میخواستم لطف کنید معادل کلمه حاشا رو بگید و در موردش یکم توضیح بدید
اگر ممکن هست
🔅پاسخ ادبسار 👇👇👇
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻حاشا=
۱. ناپذیری، زیر در روی، نیارِش، اَرَندان(=انکار)، ناخَستویی(خستو=معترف)، وادَنگ(انکار)
۲. دورباد، دورا، مبادا، مباد، پاک باد، پَرگَس(هرگز)، پَرگَست(هرگز)، هرگز، هیچ، هیچگاه، هیچوَخت(هیچوقت)
۳. آویشن
🔻حاشاکردن= زیرش زدن، نپذیرفتن، نیاردَن، اَرَندانیدن، وادَنگیدن
🔻حاشا و کلا= به هیچ روی، هرگز، هیچوَخت(هیچوقت)، ژَکَس(مباد)
🔻حاشاک= دور باد از تو، دور از تو باد، دور از تو، خدا نکند
🔻عسل حاشا= اَنگَپین آویشن
✍نمونه:
🔺گرچه نامردم است آن ناکس
نشود سیر از او دلم «پَرگَس» #رودکی
🔺دشمن مرا شکسته کند دوست دارمش
حاشا که من شکست به دشمن در آورم #خاقانی=
دشمن مرا شکسته کند دوست دارمش
مبادا/دورا که من شکست به دشمن در آورم
🔺دیوار حاشا بلند است=
دیوار نپذیرفتن بلند است
میتوان زیرش زد
🔻عمل اشتباهش را حاشا میکرد=
کار نادرستش را نمیپذیرفت/مینیارید
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#حاشا #حاشاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻حاشا=
۱. ناپذیری، زیر در روی، نیارِش، اَرَندان(=انکار)، ناخَستویی(خستو=معترف)، وادَنگ(انکار)
۲. دورباد، دورا، مبادا، مباد، پاک باد، پَرگَس(هرگز)، پَرگَست(هرگز)، هرگز، هیچ، هیچگاه، هیچوَخت(هیچوقت)
۳. آویشن
🔻حاشاکردن= زیرش زدن، نپذیرفتن، نیاردَن، اَرَندانیدن، وادَنگیدن
🔻حاشا و کلا= به هیچ روی، هرگز، هیچوَخت(هیچوقت)، ژَکَس(مباد)
🔻حاشاک= دور باد از تو، دور از تو باد، دور از تو، خدا نکند
🔻عسل حاشا= اَنگَپین آویشن
✍نمونه:
🔺گرچه نامردم است آن ناکس
نشود سیر از او دلم «پَرگَس» #رودکی
🔺دشمن مرا شکسته کند دوست دارمش
حاشا که من شکست به دشمن در آورم #خاقانی=
دشمن مرا شکسته کند دوست دارمش
مبادا/دورا که من شکست به دشمن در آورم
🔺دیوار حاشا بلند است=
دیوار نپذیرفتن بلند است
میتوان زیرش زد
🔻عمل اشتباهش را حاشا میکرد=
کار نادرستش را نمیپذیرفت/مینیارید
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#حاشا #حاشاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
* سنگک *
خود بدیدم پیرمردی خویشوند
بخت خود افکنده بودی در کمند
گفت شب در خانهی دُختم بدم
بامداد از خواب خوش برپا شدم
نرمنرمک دست بردم بر نماز
وانگهی بر خواهش و راز و نیاز
زان سپس غلتی زدم بر رختخواب
خواب را سودی نبود از پیچ و تاب
باخودم گفتم دراین آدینهگان
خوش بود نان و پنیر و گردکان
دیر بود و تند گشتم رهسپار
از دل و دامان "چوت" کردم گذار
تا ز فرمانداری و میدان آن
سنگکی از پای چوت کردم نشان
ایستادم در پس آن مردمان
تا بگیرم داغ و تازه یک دو نان
نانوا گفتا شمار سنگکم
مینماند برشما دلبندکم
سوی سنگکخانهای دیگر شدم
تند با پا نِی که بس با سر شدم
ایستادم اندکی آن جایگاه
نانوا انداخت آنگاهم نگاه
گفت بر من: «ای پدر دیر آمدی
پُخت پایان یافت در این دم همی»
تند کردم پای تا آن سوی پل
تا که نان بستاند این پژمرده گل
گفتمش میخواهم از تو سنگکی
گفت تو دیر آمدهای اندکی
گفت بس نان میپزد آن نانوا
آن که کنج شهربانی کرده جا
گام کردم تند تا آن سنگکی
لرزشم بر پای و سر چون بیدکی
دیدم آنجا ایستاده چند تن
گفتم اینجا نان رسد گویی به من
گفت آن نانیگر خوش نان زن
«نان نمیماند تو را ای پیرتن»
گفتمش چرخا ز توست این آه تفت
تند باید تا در سرداب رفت
تا در سرداب این چاکر دوید
سنگکی گفتا شما دیر آمدید
یک سواره آمد آنجا نان خرد
شوخ و شنگ و شاد تا خانه برد
چون که در آن جایگه نانی ندید
گفت چون "غِژ" بایدم تا دژ دوید
گفتم ای برنا چه باشد غژ دگر؟
گفت آوای گلوله را نگر
تیز این خودرو رود غران چو غژ
تا به آن سنگکپز بالای دژ
میروم زین نانوا تا آن دگر
گفتمش من را به همراهت ببر
تیز از سرداب تا بالا شدیم
نزد آن سنگکپز والا شدیم
چون به پای دژ رسیدیم ما دوتا
سوی سنگک چار کردیم ما دو پا
نانوا گفتا شما دیر آمدید
آتشی از شرم بر جانم زدید
خاکسار پایتان این جان و تن
جان بخواهید و نخواهید آن ز من
گفتم ای افسوس زین نابختیار
«چرخ از چوت با من آمد تا چنار»
این چرا گردون از من تیزتر
هر کجا پایم برم کوبی به سر؟
من بدینجا تند چون غژ آمدم
از درِ سرداب تا دژ آمدم
تو چگونه نیز تیز اینجا شدی
تا که کارم بد بسازی در بدی؟
چرخ گفتا نیست کار من بدی
خود تو دیر از خانهات بیرون زدی
هر که خیزد دیر از خوابش به پا
دور ماند از فر و نان و نوا
✍ پینوشت سراینده:
چوت: کوه کوتاه در گویش نهاوندی
پای دژ: پای قلعه؛ پاقلا در گویش نهاوندی؛ جایگاهی باستانی با در و دیوار بلند بر روی تپه ای سنگلاخی که فتحعلی شاه در پی گنج یابی دستور کندن و ویران کردن آن را داد.
چنار سه گانه ی بسیار تناورِ نهاوند، دیرآشنای همگان است.
سراینده و فرستنده: #محمد_پوریان
#چکامه_پارسی
@AdabSar
* سنگک *
خود بدیدم پیرمردی خویشوند
بخت خود افکنده بودی در کمند
گفت شب در خانهی دُختم بدم
بامداد از خواب خوش برپا شدم
نرمنرمک دست بردم بر نماز
وانگهی بر خواهش و راز و نیاز
زان سپس غلتی زدم بر رختخواب
خواب را سودی نبود از پیچ و تاب
باخودم گفتم دراین آدینهگان
خوش بود نان و پنیر و گردکان
دیر بود و تند گشتم رهسپار
از دل و دامان "چوت" کردم گذار
تا ز فرمانداری و میدان آن
سنگکی از پای چوت کردم نشان
ایستادم در پس آن مردمان
تا بگیرم داغ و تازه یک دو نان
نانوا گفتا شمار سنگکم
مینماند برشما دلبندکم
سوی سنگکخانهای دیگر شدم
تند با پا نِی که بس با سر شدم
ایستادم اندکی آن جایگاه
نانوا انداخت آنگاهم نگاه
گفت بر من: «ای پدر دیر آمدی
پُخت پایان یافت در این دم همی»
تند کردم پای تا آن سوی پل
تا که نان بستاند این پژمرده گل
گفتمش میخواهم از تو سنگکی
گفت تو دیر آمدهای اندکی
گفت بس نان میپزد آن نانوا
آن که کنج شهربانی کرده جا
گام کردم تند تا آن سنگکی
لرزشم بر پای و سر چون بیدکی
دیدم آنجا ایستاده چند تن
گفتم اینجا نان رسد گویی به من
گفت آن نانیگر خوش نان زن
«نان نمیماند تو را ای پیرتن»
گفتمش چرخا ز توست این آه تفت
تند باید تا در سرداب رفت
تا در سرداب این چاکر دوید
سنگکی گفتا شما دیر آمدید
یک سواره آمد آنجا نان خرد
شوخ و شنگ و شاد تا خانه برد
چون که در آن جایگه نانی ندید
گفت چون "غِژ" بایدم تا دژ دوید
گفتم ای برنا چه باشد غژ دگر؟
گفت آوای گلوله را نگر
تیز این خودرو رود غران چو غژ
تا به آن سنگکپز بالای دژ
میروم زین نانوا تا آن دگر
گفتمش من را به همراهت ببر
تیز از سرداب تا بالا شدیم
نزد آن سنگکپز والا شدیم
چون به پای دژ رسیدیم ما دوتا
سوی سنگک چار کردیم ما دو پا
نانوا گفتا شما دیر آمدید
آتشی از شرم بر جانم زدید
خاکسار پایتان این جان و تن
جان بخواهید و نخواهید آن ز من
گفتم ای افسوس زین نابختیار
«چرخ از چوت با من آمد تا چنار»
این چرا گردون از من تیزتر
هر کجا پایم برم کوبی به سر؟
من بدینجا تند چون غژ آمدم
از درِ سرداب تا دژ آمدم
تو چگونه نیز تیز اینجا شدی
تا که کارم بد بسازی در بدی؟
چرخ گفتا نیست کار من بدی
خود تو دیر از خانهات بیرون زدی
هر که خیزد دیر از خوابش به پا
دور ماند از فر و نان و نوا
✍ پینوشت سراینده:
چوت: کوه کوتاه در گویش نهاوندی
پای دژ: پای قلعه؛ پاقلا در گویش نهاوندی؛ جایگاهی باستانی با در و دیوار بلند بر روی تپه ای سنگلاخی که فتحعلی شاه در پی گنج یابی دستور کندن و ویران کردن آن را داد.
چنار سه گانه ی بسیار تناورِ نهاوند، دیرآشنای همگان است.
سراینده و فرستنده: #محمد_پوریان
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💫
شود از دیگران در خشم و بر من دامن افشانَد
غباری در دل از هرکس که دارد بر من افشانَد
#رشیدی_اصفهانی
@AdabSar
شود از دیگران در خشم و بر من دامن افشانَد
غباری در دل از هرکس که دارد بر من افشانَد
#رشیدی_اصفهانی
@AdabSar
💫
قربانی تقدیر نبودم که شدم
در دست تو زنجیر نبودم که شدم
بین همهی مردم این شهر غریب
از دست تو دلگیر نبودم که شدم
#زهره_داودی
@AdabSar
قربانی تقدیر نبودم که شدم
در دست تو زنجیر نبودم که شدم
بین همهی مردم این شهر غریب
از دست تو دلگیر نبودم که شدم
#زهره_داودی
@AdabSar
با درود؛
فروشگاه ادبسار به انگیزهی آشنایی بیشتر هموندان ادبسار و پارسیدوستان با بنمایگان، چامهها و نوشتارهای پارسی، دسترسی آسان به این دفترها، پیوند میان پارسیجویان و ویژهکاران(متخصصان)، بزرگتر کردن گسترهی واژگان پارسی و افزایش کاربرد آنها در گفتار و نوشتار روزانه، نامهنگاریها و زبان دانشیک بنیادگذاری شده است.
یکی از دشواریهای پارسیدوستان یافتن نام نویسندگان، سرودهها، واژهنامهها و نبیکهایی است که یار پارسیآموزی آنان باشد. در فروشگاه ادبسار گام به گام شماری از این بنمایگان که به دست نامداران زبان پارسی نوشته یا پذیرفته شده است به شما پیشنهاد خواهد شد. امیدواریم که با دانش و خوانش بیشتر، پارسی را پاکتر بگوییم و بنویسیم.
📚 فروشگاه ادبسار
📚 @AdabSaar
فروشگاه ادبسار به انگیزهی آشنایی بیشتر هموندان ادبسار و پارسیدوستان با بنمایگان، چامهها و نوشتارهای پارسی، دسترسی آسان به این دفترها، پیوند میان پارسیجویان و ویژهکاران(متخصصان)، بزرگتر کردن گسترهی واژگان پارسی و افزایش کاربرد آنها در گفتار و نوشتار روزانه، نامهنگاریها و زبان دانشیک بنیادگذاری شده است.
یکی از دشواریهای پارسیدوستان یافتن نام نویسندگان، سرودهها، واژهنامهها و نبیکهایی است که یار پارسیآموزی آنان باشد. در فروشگاه ادبسار گام به گام شماری از این بنمایگان که به دست نامداران زبان پارسی نوشته یا پذیرفته شده است به شما پیشنهاد خواهد شد. امیدواریم که با دانش و خوانش بیشتر، پارسی را پاکتر بگوییم و بنویسیم.
📚 فروشگاه ادبسار
📚 @AdabSaar
Forwarded from فروشگاه ادبسار
«یورکنامهی نو» و «دستان مستان» دو دفتر از چامههای «میر جلالالدین کزازی» هستند که با واژگان ناب و زیبای پارسی سروده شدهاند و دریچههای تازهای برای شناخت واژگان کمتردیدهشده به روی خواننده میگشایند. سرودههای آسانخوان و روان این دو دفتر برای پارسیگرایان دیرین و تازه به ره پیوسته گیرایی دارند.
🖋دستان مستان و یورکنامهی نو با دستینه(امضا)ی سراینده در فروشگاه ادبسار
📚 @AdabSaar
🖋دستان مستان و یورکنامهی نو با دستینه(امضا)ی سراینده در فروشگاه ادبسار
📚 @AdabSaar
Forwarded from فروشگاه ادبسار
«دستان مستان» با واژگان ناب پارسی، گزیدهای از سرودههای «میرجلالالدین کزازی» پرچمدار و پیشرو در پاسداشت و پالایش زبان است. غزل، چامه، سرودههای کوتاه، ترانه، ترانههای کرمانشاه، چارانه و مثنوی، هفت بخش سرودههای کزازی در دستان مستان هستند.
اندازه: رقعی (A5)
پوشینه(جلد): شومیز
چاپ: سیاه و سپید
برگ سپید هفتاد گرمی
سرودهها: ۷۰ رویه(صفحه)
دیباچه: یک رویه(صفحه)
🖋با دستینه(امضا)ی سراینده
بها: ۳۵ هزار تومان
❗️برای خرید پیام دهید: @MajidDorri
📚 فروشگاه ادبسار
📚 @AdabSaar
اندازه: رقعی (A5)
پوشینه(جلد): شومیز
چاپ: سیاه و سپید
برگ سپید هفتاد گرمی
سرودهها: ۷۰ رویه(صفحه)
دیباچه: یک رویه(صفحه)
🖋با دستینه(امضا)ی سراینده
بها: ۳۵ هزار تومان
❗️برای خرید پیام دهید: @MajidDorri
📚 فروشگاه ادبسار
📚 @AdabSaar
Forwarded from فروشگاه ادبسار
سرودهی بلند «یورکنامهی نو» گزارش گشتنامه(سفرنامه)ی «میرجلالالدین کزازی» در سفر یک ماه و نیمه به نیویورک است. گفتنیهای سفر به نیویورک در پیکرهی چامهای بلند و داستانی و در ۲۶۷ بیت سروده شده است.
اندازه: پالتویی بزرگ
پوشینه(جلد): شومیز
چاپ: سیاه و سپید
برگ سپید هفتاد گرمی
دیباچه: ۱۰ رویه(صفحه)
سروده: ۵۴ رویه
واژهنامهی پایانی: ۱۰ رویه
🖋با دستینه(امضا)ی سراینده
بها: ۳۵ هزار تومان
❗️برای خرید پیام دهید: @MajidDorri
📚 فروشگاه ادبسار
📚 @AdabSaar
اندازه: پالتویی بزرگ
پوشینه(جلد): شومیز
چاپ: سیاه و سپید
برگ سپید هفتاد گرمی
دیباچه: ۱۰ رویه(صفحه)
سروده: ۵۴ رویه
واژهنامهی پایانی: ۱۰ رویه
🖋با دستینه(امضا)ی سراینده
بها: ۳۵ هزار تومان
❗️برای خرید پیام دهید: @MajidDorri
📚 فروشگاه ادبسار
📚 @AdabSaar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻سَبک = سایاگ(سیاق)، شیوه، روند، روش، رَوال، ریخت
🔻سیاق = سایاگ (سیاق تازیشدهی سایاگ است که از پارسی به تازی رفته)
✍ نمونه:
🔺«امپرسیونیسم» یکی از سبکهای نقاشی است =
«برداشتگرایی» یکی از سایاگهای نگارگری است
🔺رانندگی ایرانیان سبک و سیاق مخصوص به خودشان را دارد =
رانندگی ایرانیان ریخت و روال ویژهی خودشان را دارد
🔺شما به کدامیک از سیاقهای اشتغال علاقمندید؟ =
شما کدامیک از شیوههای بهکارگماری را دوست دارید؟
🔺سریال «شهرزاد» به سبک دههی ۴۰ ساخته شده است =
دنبالهدار «شهرزاد» به روال دههی ۴۰ ساخته شده است
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک #سبک #سیاق
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
(نگارهی برداشتگرایی از برآمدن آفتاب (Impression soleil levant)، کلودمونه، ۱۸۷۲) 👇👇👇
goo.gl/9Ib7vw
b2n.ir/389801
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻سَبک = سایاگ(سیاق)، شیوه، روند، روش، رَوال، ریخت
🔻سیاق = سایاگ (سیاق تازیشدهی سایاگ است که از پارسی به تازی رفته)
✍ نمونه:
🔺«امپرسیونیسم» یکی از سبکهای نقاشی است =
«برداشتگرایی» یکی از سایاگهای نگارگری است
🔺رانندگی ایرانیان سبک و سیاق مخصوص به خودشان را دارد =
رانندگی ایرانیان ریخت و روال ویژهی خودشان را دارد
🔺شما به کدامیک از سیاقهای اشتغال علاقمندید؟ =
شما کدامیک از شیوههای بهکارگماری را دوست دارید؟
🔺سریال «شهرزاد» به سبک دههی ۴۰ ساخته شده است =
دنبالهدار «شهرزاد» به روال دههی ۴۰ ساخته شده است
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک #سبک #سیاق
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
(نگارهی برداشتگرایی از برآمدن آفتاب (Impression soleil levant)، کلودمونه، ۱۸۷۲) 👇👇👇
goo.gl/9Ib7vw
b2n.ir/389801
@AdabSar
چون طایرِ تصویر هوایی نگرفتیم
عمریست که هستی گرهِ بال و پر ماست
ما راز دل خود به کسی فاش نکردیم
چون آبِ گهر صافی ما پردهدرِ ماست
از یار ز مهجوری ما هیچ نپرسید
چیزی که ندارد دل سختش خبرِ ماست
بی شغلِ محبت نتوان بود زمانی
هرچند که عیب است تعلق هنر ماست
«رافع» دل ما آینهی صورت یار است
هرجا که بُود یار عیان در نظر ماست
#رافع_همدانی
@AdabSar
چون طایرِ تصویر هوایی نگرفتیم
عمریست که هستی گرهِ بال و پر ماست
ما راز دل خود به کسی فاش نکردیم
چون آبِ گهر صافی ما پردهدرِ ماست
از یار ز مهجوری ما هیچ نپرسید
چیزی که ندارد دل سختش خبرِ ماست
بی شغلِ محبت نتوان بود زمانی
هرچند که عیب است تعلق هنر ماست
«رافع» دل ما آینهی صورت یار است
هرجا که بُود یار عیان در نظر ماست
#رافع_همدانی
@AdabSar
💫
میزنی در آسمانِ باورم رنگینکمان
در کنارت روزگارم روزگار تازهایست
#محمدعلی_ساکی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
میزنی در آسمانِ باورم رنگینکمان
در کنارت روزگارم روزگار تازهایست
#محمدعلی_ساکی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
👍1
💫
تا فکر تو افتاده در اندیشهی ما
عشق تو گرفته تا رگ و ریشهی ما
هرلحظه به رنگ تازهای آید دل
صدرنگ شده دلِ هنرپیشهی ما
#آذر_اصفهانی
@AdabSar
تا فکر تو افتاده در اندیشهی ما
عشق تو گرفته تا رگ و ریشهی ما
هرلحظه به رنگ تازهای آید دل
صدرنگ شده دلِ هنرپیشهی ما
#آذر_اصفهانی
@AdabSar
Forwarded from فروشگاه ادبسار
همگان میدانند که من سخنوری پیشهورز نیستم و گهگاه به فرمان دل یا به انگیزهای دیگر شعری سرودهام. از نگاهی فراخ و فراگیر، سرودههایم را به دو گونه بخش میتوان کرد. یکی آنهاست که به ناگاهان در نهاد و نهانم برجوشیدهاند و میتوانم گفت که به ناخواست و برکامهی من بر زبان و خامهام روان شدهاند. دیگر آنها که به خواست و نیاز دیگران سروده آمدهاند و به پاس خشنودی آنان و آرانکردِ جانشان که در سوری شادمان بوده است یا در سوگی پژمان و آشفتهغمان.
«دستان مستان» گزیدههایی از سرودههایم است که بیشینهی آنها در دههی ۱۳۵۹-۱۳۶۸ تا ۱۳۸۷ درپیوسته آمدهاند، گردآوری شده است.
امیدم آن است که خوانندگان نمود و نشانی از خرمیهای بهار را در آن بتوانند یافت و دمی چند از دژمیهای روزگاردل بر کنار بتوانند داشت. باشد که دستان مستان بهانهای بهینه بتواند بود مستان فرهنگ و ادب ایران را، در شکفتنی بهارآذین و دستانزنیی هزارآیین. ایدون باد!
📜از دیباچهی دستان مستان
میرجلالالدین کزازی
🖋دستان مستان با دستینه(امضا)ی سراینده
بها: ۳۵ هزار تومان
❗️برای خرید پیام دهید: @MajidDorri
📚 فروشگاه ادبسار
📚 @AdabSaar
«دستان مستان» گزیدههایی از سرودههایم است که بیشینهی آنها در دههی ۱۳۵۹-۱۳۶۸ تا ۱۳۸۷ درپیوسته آمدهاند، گردآوری شده است.
امیدم آن است که خوانندگان نمود و نشانی از خرمیهای بهار را در آن بتوانند یافت و دمی چند از دژمیهای روزگاردل بر کنار بتوانند داشت. باشد که دستان مستان بهانهای بهینه بتواند بود مستان فرهنگ و ادب ایران را، در شکفتنی بهارآذین و دستانزنیی هزارآیین. ایدون باد!
📜از دیباچهی دستان مستان
میرجلالالدین کزازی
🖋دستان مستان با دستینه(امضا)ی سراینده
بها: ۳۵ هزار تومان
❗️برای خرید پیام دهید: @MajidDorri
📚 فروشگاه ادبسار
📚 @AdabSaar
Forwarded from فروشگاه ادبسار
«یورکنامهی نو» گزارش سفری است یک ماه و نیمه به نیویورک. سروده و در پیوسته است، نه نوشته و پراکنده. گفتنیهای سفر به نیویورک در پیکرهی چامهای بلند و درازآهنگ، با ۲۶۷ بیت سروده شده است و بازنموده. نیویورک شهری است برافزون آشنا؛ بهگونهای که شاید بتوان آن را شناختهترین شهر جهان دانست. این شناختگی گسترده نیز بیش در گرو دیدهها است تا خواندهها. زیرا نیویورک شهری است که بیشترین نمود و بازتاب را در فیلمهای هالیوودی دارد. آنچنانکه جهانیان آمریکا را به پاس آنچه از نیویورک در فیلمها دیدهاند، میشناسند.
📖از دیباچهی یورکنامهی نو
میرجلالالدین کزازی
🖋یورکنامهی نو با دستینه(امضا)ی سراینده
بها: ۳۵ هزار تومان
❗️برای خرید پیام دهید: @MajidDorri
📚 فروشگاه ادبسار
📚 @AdabSaar
📖از دیباچهی یورکنامهی نو
میرجلالالدین کزازی
🖋یورکنامهی نو با دستینه(امضا)ی سراینده
بها: ۳۵ هزار تومان
❗️برای خرید پیام دهید: @MajidDorri
📚 فروشگاه ادبسار
📚 @AdabSaar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻تاهل = همسرگزینی، زناشویی، همسرگرفتن، سربهراهی
🔻تجرد = بیهمسری، بیزنی، بیشوهری، گوشهگیری، تنهایی
🔻متاهل = همسردار، پورمند، یالمند، زندار، شوهردار
🔻مجرد = تنها، تک، بیهمسر، بیزن، اَماتَک(=بیماده)، بیشوهر، یالغوز(پارسی است و یالقوز نادرست است)، سیامَک، جهانرها
✍ نمونه:
🔺شما متاهل هستید؟=
شما همسر دارید؟
🔺 آیا ازدواج با مرد متاهل صحیح است؟=
آیا پیوند با مرد یالمند درست است؟
🔺از مجرد بودن خسته شدم=
از بیزنی/بیشوهری خسته شدم
🔺آمار تجرد دختران بيش از پسران بود=
آمار بیهمسری دختران بیش از پسران بود
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#مجرد #متاهل #تجرد #تاهل
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻تاهل = همسرگزینی، زناشویی، همسرگرفتن، سربهراهی
🔻تجرد = بیهمسری، بیزنی، بیشوهری، گوشهگیری، تنهایی
🔻متاهل = همسردار، پورمند، یالمند، زندار، شوهردار
🔻مجرد = تنها، تک، بیهمسر، بیزن، اَماتَک(=بیماده)، بیشوهر، یالغوز(پارسی است و یالقوز نادرست است)، سیامَک، جهانرها
✍ نمونه:
🔺شما متاهل هستید؟=
شما همسر دارید؟
🔺 آیا ازدواج با مرد متاهل صحیح است؟=
آیا پیوند با مرد یالمند درست است؟
🔺از مجرد بودن خسته شدم=
از بیزنی/بیشوهری خسته شدم
🔺آمار تجرد دختران بيش از پسران بود=
آمار بیهمسری دختران بیش از پسران بود
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#مجرد #متاهل #تجرد #تاهل
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
بدون بال چرا هم مسیرمان کرده
خدا برای چه اینگونه پیرمان کرده
کبوترانه به سر شوقِ آسمان داریم
توانِ کوچ ولی سربهزیرمان کرده
تو تاب وصل نداری و من توان فراق
چقدر منطق و دل سختگیرمان کرده
چقدر خون جگر خوردهایم و دم نزدیم
چنانکه عشق از آینده سیرمان کرده
هزار تکه شدم باز کاملی در من
نگاه آینهگی بینظیرمان کرده
بدون بال مگر میشود به هم برسیم
چه زود فاصله از عشق دیرمان کرده
#احمد_شیروانی
@AdabSar
بدون بال چرا هم مسیرمان کرده
خدا برای چه اینگونه پیرمان کرده
کبوترانه به سر شوقِ آسمان داریم
توانِ کوچ ولی سربهزیرمان کرده
تو تاب وصل نداری و من توان فراق
چقدر منطق و دل سختگیرمان کرده
چقدر خون جگر خوردهایم و دم نزدیم
چنانکه عشق از آینده سیرمان کرده
هزار تکه شدم باز کاملی در من
نگاه آینهگی بینظیرمان کرده
بدون بال مگر میشود به هم برسیم
چه زود فاصله از عشق دیرمان کرده
#احمد_شیروانی
@AdabSar
💫
گر خصم یکی وگر هزار است مرا
دل ایمن و خاطر استوار است مرا
دهر ار همه تیر و خشت و زوبین چه زیان
چون حفظ تو آهنینحصار است مرا
#یغمای_جندقی
@AdabSar
گر خصم یکی وگر هزار است مرا
دل ایمن و خاطر استوار است مرا
دهر ار همه تیر و خشت و زوبین چه زیان
چون حفظ تو آهنینحصار است مرا
#یغمای_جندقی
@AdabSar
Forwarded from فروشگاه ادبسار
چامهای بلند به نام «یورکنامهی نو»، گشتنامه(سفرنامه)ی «میرجلالالدین کزازی» به نیویورک است. سرودهای آرام، گیرا و روان.
کزازی از پرچمداران و نامداران پاسداشت زبان و ادب پارسی است و این گشتنامه را با واژگان ناب و زیبای پارسی به چامه کشیده است. او خود میگوید: «بیپیشینگی و نوآیینی چامه از آنجاست که در پهنهی ادب پارسی هیچ سخنوری تاکنون گزارش سفری را در پیکرهی چامه درنپیوسته است...»
🖋یورکنامهی نو با دستینه(امضا)ی سراینده
بها: ۳۵ هزار تومان
❗️برای خرید پیام دهید: @MajidDorri
📚 فروشگاه ادبسار
📚 @AdabSaar
کزازی از پرچمداران و نامداران پاسداشت زبان و ادب پارسی است و این گشتنامه را با واژگان ناب و زیبای پارسی به چامه کشیده است. او خود میگوید: «بیپیشینگی و نوآیینی چامه از آنجاست که در پهنهی ادب پارسی هیچ سخنوری تاکنون گزارش سفری را در پیکرهی چامه درنپیوسته است...»
🖋یورکنامهی نو با دستینه(امضا)ی سراینده
بها: ۳۵ هزار تومان
❗️برای خرید پیام دهید: @MajidDorri
📚 فروشگاه ادبسار
📚 @AdabSaar