🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
"عجز" و واژههای همریشهی آن، تازی و بیگانه هستند و بهتر است که جایگزین پارسی آنان را بهکار گیریم.
🔻عجز = درماندگی، ناتوانی، سستی
🔻عاجز = ناتوان، سست
🔻عجوزه = پیرزن، فرتوت
🔻معجزه = فرجود
✍ نمونهها:
🔺توهین كردن علامت عجز است =
دشنام نشانهی ناتوانیست
دشنام نمایندهی سستیست
خوارداشت، نشانگر سستمنشیست
🔺من از این عمل عاجزم =
من ناتوان از این كارم
من در این كار ناتوانم
من نمیتوانم این كار را بكنم
🔺شقالقمر معجزهی محمدیست و احیاء اموات معجزهی عیسوی=
شكافت ماه، فرجود محمدیست و زنده كردن مردگان فرجود ایسایی.
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک #عجز #عاجز #عجوزه #معجزه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
"عجز" و واژههای همریشهی آن، تازی و بیگانه هستند و بهتر است که جایگزین پارسی آنان را بهکار گیریم.
🔻عجز = درماندگی، ناتوانی، سستی
🔻عاجز = ناتوان، سست
🔻عجوزه = پیرزن، فرتوت
🔻معجزه = فرجود
✍ نمونهها:
🔺توهین كردن علامت عجز است =
دشنام نشانهی ناتوانیست
دشنام نمایندهی سستیست
خوارداشت، نشانگر سستمنشیست
🔺من از این عمل عاجزم =
من ناتوان از این كارم
من در این كار ناتوانم
من نمیتوانم این كار را بكنم
🔺شقالقمر معجزهی محمدیست و احیاء اموات معجزهی عیسوی=
شكافت ماه، فرجود محمدیست و زنده كردن مردگان فرجود ایسایی.
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک #عجز #عاجز #عجوزه #معجزه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
از تو رد میشوم از این همه دلگیر شدن
من فراری شدهام از بهتو زنجیر شدن
میپذیرم که تو را خواسته بودم اما
دست بردار از این شیوهی تحقیر شدن
تکهای از منی و دوست ندارم باشی
خوابِ بد بودهای و در پیِ تعبیر شدن
با تو اندازهی یک عمر جوانی کردم
حاصلش این شده در آینهها پیر شدن
بس که پیراهنِ این عشق گشاد است به تو
از تو رد میشوم از این همه دلگیر شدن
#مریم_عظیمی
@AdabSar
از تو رد میشوم از این همه دلگیر شدن
من فراری شدهام از بهتو زنجیر شدن
میپذیرم که تو را خواسته بودم اما
دست بردار از این شیوهی تحقیر شدن
تکهای از منی و دوست ندارم باشی
خوابِ بد بودهای و در پیِ تعبیر شدن
با تو اندازهی یک عمر جوانی کردم
حاصلش این شده در آینهها پیر شدن
بس که پیراهنِ این عشق گشاد است به تو
از تو رد میشوم از این همه دلگیر شدن
#مریم_عظیمی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
بساز لانهای از شاخوبرگ روی درخت
کلاغ باش و همانجا بمان خیالت تخت
به جایگاه تو هرگز نظر نخواهم کرد
عقاب قلهنشین را چه حاجتی به درخت
#پوریا_شیرانی
@AdabSar
بساز لانهای از شاخوبرگ روی درخت
کلاغ باش و همانجا بمان خیالت تخت
به جایگاه تو هرگز نظر نخواهم کرد
عقاب قلهنشین را چه حاجتی به درخت
#پوریا_شیرانی
@AdabSar
Forwarded from فروشگاه ادبسار
گفتم که لبت! گفت: «مکیدن دارد»
گفتم: «دهنت»! گفت: «ژکیدن دارد»
گفتم که دلم! گفت: «اگر آب شود
از چشم تَرَت به رخ چکیدن دارد»
📜دفتر دستان مستان
چارانه(رباعی) دلچکان
میرجلالالدین کزازی
🔍ژکیدن: غرولند زیر لب
با واژگان کمتر شنیده شدهی پارسی آشنا شوید.
🖋دستان مستان با دستینه(امضا)ی سراینده
بها: ۳۵ هزار تومان
❗️برای خرید پیام دهید: @MajidDorri
📚 فروشگاه ادبسار
📚 @AdabSaar
گفتم: «دهنت»! گفت: «ژکیدن دارد»
گفتم که دلم! گفت: «اگر آب شود
از چشم تَرَت به رخ چکیدن دارد»
📜دفتر دستان مستان
چارانه(رباعی) دلچکان
میرجلالالدین کزازی
🔍ژکیدن: غرولند زیر لب
با واژگان کمتر شنیده شدهی پارسی آشنا شوید.
🖋دستان مستان با دستینه(امضا)ی سراینده
بها: ۳۵ هزار تومان
❗️برای خرید پیام دهید: @MajidDorri
📚 فروشگاه ادبسار
📚 @AdabSaar
Forwarded from فروشگاه ادبسار
آبخوستگان = مجمعالجزایر
شهرآیین = متمدن
📖برگرفته از واژهنامهی پایانی یورکنامهی نو
🔍با واژگان کمتر شنیده شدهی پارسی آشنا شوید
🖋سرودهی بلند یورکنامهی نو، گزارش سفر میرجلالالدین کزازی به نیویورک
با دستینه(امضا)ی سراینده
بها: ۳۵ هزار تومان
❗️برای خرید پیام دهید: @MajidDorri
📚 فروشگاه ادبسار
📚 @AdabSaar
شهرآیین = متمدن
📖برگرفته از واژهنامهی پایانی یورکنامهی نو
🔍با واژگان کمتر شنیده شدهی پارسی آشنا شوید
🖋سرودهی بلند یورکنامهی نو، گزارش سفر میرجلالالدین کزازی به نیویورک
با دستینه(امضا)ی سراینده
بها: ۳۵ هزار تومان
❗️برای خرید پیام دهید: @MajidDorri
📚 فروشگاه ادبسار
📚 @AdabSaar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻نجات = رهایی
🔻منجی = رهاننده
🔻ناجی = رهیده
✍ نمونهها:
🔺برای نجات دادن معدنچیان باید سعی وافر كرد =
برای رهانیدن كانیگران باید کوشش فراوان كرد
🔺به عقیدهی مسیحیان، عیسی منجی عالم بشریت است =
از دید ترسایان، ایسا رهانندهی جهانیان است
🔺به اعتقاد شیعیان، عالم بشریت ناجی به دست امام زمان خواهد بود =
به باور گروهیان، جهانیان رهیده به دست امام زمان خواهند بود.
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک #نجات #منجی #ناجی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻نجات = رهایی
🔻منجی = رهاننده
🔻ناجی = رهیده
✍ نمونهها:
🔺برای نجات دادن معدنچیان باید سعی وافر كرد =
برای رهانیدن كانیگران باید کوشش فراوان كرد
🔺به عقیدهی مسیحیان، عیسی منجی عالم بشریت است =
از دید ترسایان، ایسا رهانندهی جهانیان است
🔺به اعتقاد شیعیان، عالم بشریت ناجی به دست امام زمان خواهد بود =
به باور گروهیان، جهانیان رهیده به دست امام زمان خواهند بود.
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک #نجات #منجی #ناجی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
بیرحمی است این که نخواهی ببینمت
میدانم این که چشم به راهی ببینمت
گیسوی خویش را یله کن بافهبافه کن
تا ماهتر میانِ سیاهی ببینمت
در شام من ستارهی دنبالهدار باش
چرخی بزن که نامتناهی ببینمت
در چاه سینه ای دل غافل چه میکنی
بیرون بیا کبوتر چاهی ببینمت
در غرفههای نقش جهان چون صدا بپیچ
تا در شکوه و شوکت شاهی ببینمت
چندیست خو گرفته دلم با ندیدنت
عمری نمانده است الهی ببینمت
#سعید_بیابان
@AdabSar
بیرحمی است این که نخواهی ببینمت
میدانم این که چشم به راهی ببینمت
گیسوی خویش را یله کن بافهبافه کن
تا ماهتر میانِ سیاهی ببینمت
در شام من ستارهی دنبالهدار باش
چرخی بزن که نامتناهی ببینمت
در چاه سینه ای دل غافل چه میکنی
بیرون بیا کبوتر چاهی ببینمت
در غرفههای نقش جهان چون صدا بپیچ
تا در شکوه و شوکت شاهی ببینمت
چندیست خو گرفته دلم با ندیدنت
عمری نمانده است الهی ببینمت
#سعید_بیابان
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
Forwarded from ادبسار
💫
دامانِ وصالِ دوست در چنگم بین
یکرو شده، یکدل شده، یکرنگم بین
در هر دو جهان نگنجد و در دل من
گُنجیده فراخی دلِ تنگم بین
#حقی_خوانساری
@AdabSar
دامانِ وصالِ دوست در چنگم بین
یکرو شده، یکدل شده، یکرنگم بین
در هر دو جهان نگنجد و در دل من
گُنجیده فراخی دلِ تنگم بین
#حقی_خوانساری
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻عقیده = باور، پندار، پنداشت، دیدگاه
🔻اعتقاد = باور، پندار، پنداشت، دیدگاه
🔻بیاعتقاد = ناباور
✍ نمونهها:
🔺عقیدهی مسیحیان بر تثلیث الهی است=
باور ترسایان به سهگانگی ایزدیست
🔺كتب ظالّه كه عقاید كفار را انتشار میدهند ممنوع هستند =
نسکهای گمراهگر كه باورهای بددینان را میگسترند، ناروایند
🔺من معتقدم كه او را مجبور كردهاند =
من میپندارم كه او را واداشتهاند
به باور من، او را وادار كردهاند
به پندار من، او را وادار كردهاند
به پنداشت من، او را وادار كردهاند
🔺آیا باید به اعتقادات همه احترام گذاشت؟ =
آیا باید به باورهای همه ارج نهاد؟
آیا باید باورمندیهای همگان را بهدیدهی ارج نگریست؟
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک #عقیده #اعتقاد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻عقیده = باور، پندار، پنداشت، دیدگاه
🔻اعتقاد = باور، پندار، پنداشت، دیدگاه
🔻بیاعتقاد = ناباور
✍ نمونهها:
🔺عقیدهی مسیحیان بر تثلیث الهی است=
باور ترسایان به سهگانگی ایزدیست
🔺كتب ظالّه كه عقاید كفار را انتشار میدهند ممنوع هستند =
نسکهای گمراهگر كه باورهای بددینان را میگسترند، ناروایند
🔺من معتقدم كه او را مجبور كردهاند =
من میپندارم كه او را واداشتهاند
به باور من، او را وادار كردهاند
به پندار من، او را وادار كردهاند
به پنداشت من، او را وادار كردهاند
🔺آیا باید به اعتقادات همه احترام گذاشت؟ =
آیا باید به باورهای همه ارج نهاد؟
آیا باید باورمندیهای همگان را بهدیدهی ارج نگریست؟
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک #عقیده #اعتقاد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🌾 @AdabSar
🌱 آشنایی با جشنهای ایرانی
🌻 گاهنبار مدیو شهیم
🌾 پیدایش گاهنبار و جشنهای گاهنباری را از روزگار پیشدادیان و جمشید پیشدادی میدانند. گاهنبارها با پیشهی ایرانیان که کشاورزی و دامداری بود گره خورده بودند. گاهنبار در آغاز جشن کشاورزی بود. هریک از گاهنبارها برابر با زمانی است که دگرگونیهای بنیادین برای کشاورزان رخ میداد و این دگرگونیها با خود جشن و شادی میآورد.
🌻 گاهنبار یا گاهانبارها جشن ستایش آفرینش بودند. ولی نباید فراموش کرد که بیشتر جشنهای باستانی ریشهی زیستی داشتند. جشنهای گاهنباری نیز سال را برای کشاورزان بخشبندی میکردند. پژوهشگران کنونی میگویند در زمان باستان که هنوز گاهشمار(تقویم) هفته و ماه نبود ایرانیان برای بخشبندی سال یک سال را به چهار وَرشیم(فصل) بخش میکردند و هر ورشیم را با برگزاری جشنی در میانهی آن به دو بخش میکردند و این بخشبندی راهکاری ساده ولی باریکبینانه برای شمارش روزها و آگاه شدن از آغاز و پایان سال بود. یکی دیگر از انگیزههای برگزاری جشنهای نیمهی بهار، تابستان، پاییز و زمستان این بود که کشاورزان و دامداران بتوانند برای کشتوکار خود برنامهریزی کنند. در گذشتههای دور به این جشنها گاهنباری میگفتند. چنانچه این دیدگاه درست باشد، ما باید هشت گاهنبار در گاهشمار باستانی داشته باشیم ولی اکنون تنها نام شش گاهنبار را میدانیم.
🌱 پژوهشگران بر این باورند که جشنهای گاهنباری هشت جشن بودند. ولی موبدان ساسانی با دستبَری(تحریف) آیینهای کهن دو جشن را زدودهاند تا جشنهای گاهنباری ششگانه شود و با شش گام آفرینش در باورهای مزدیسنایی و برخی از باورهای دینی نوساختهی این موبدان هماهنگ گردد. از سویی جشنها را دارای ریشهی دینی بنمایانند. به گفتهی آنان سال گاهنباری از هنگام دگرگونی(انقلاب) تابستانی یا نخستین روز تابستان(بلندترین روز سال) آغاز میشد و پس از هفت پارهی زمانی(سه پایان ورشیم و چهار میانه) به آغاز سال پسین میرسید. پایان بهار یا آغاز تابستان مانند دیگر ورشیمها دارای جشن گاهنباری نبود و جشن آغاز سال نو بهشمار میرفت.
🌾 چنانچه جشنهای گاهنباری را ششگانه بدانیم گاهنبار "میدیو شهیم" روزهای یازدهم تا پانزدهم تیر در پنج روز برگزار میشد. این نام دارای ریشهی اوستایی و به چمار (معنی) میانهی تابستان است. این جشن دومین جشن گاهنباری سال و نماد دومین گام آفرینش است که در آن آب پدید آمد. به باور ایرانیان آب دومین آفریدهی آفریدگار بود.
🌱 آیین جشنهای گاهنباری گرد هم آمدن و ستایش برای دَهِشهای زمین بود. خوان(سفره) مهمانی گاهنباری باید همهجا گسترده میشد، مردم جویای روز و روزگار همدیگر میشدند و با داد و بخشندگی رفتار میکردند. در بندهش آمده است: «اگر کسی در سال یکبار به [جشن]گاهانبار برود بر کارهای نیکی که کردهاست افزوده خواهد شد.»
🌻 انگیزه و زمان برگزاری جشنهای گاهانباری بر پایهی دادههای کنونی:
- گاهنبار مدیو زَرِم، نیمهی اردیبهشت، آفرینش آسمان
- گاهنبار مدیو شهیم، نیمهی تیر، آفرینش آب
- گاهنبار پَیتَ شهیم، پایان شهریور، آفرینش زمین
- گاهنبار اَیاسَرِم، پایان مهر، آفرینش گیاه
- گاهنبار مِدیارِم، بیستم دی، آفرینش جانواران
- گاهنبار هَمَسپَت مَیدیم، واپسین روز اسپند، آفرینش مردمان
✍ #پریسا_امام_وردیلو
________________
📚 برگرفته از:
۱- مراسم مذهبی و آداب زرتشتیان #اردشیر_آذرگشسب
۲- دیدی نو از دینی کهن #فرهنگ_مهر
۳- گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
________________
#جشن_های_ایرانی #جشن_گاهنباری #تیرگان
🌾 @AdabSar
🌱 آشنایی با جشنهای ایرانی
🌻 گاهنبار مدیو شهیم
🌾 پیدایش گاهنبار و جشنهای گاهنباری را از روزگار پیشدادیان و جمشید پیشدادی میدانند. گاهنبارها با پیشهی ایرانیان که کشاورزی و دامداری بود گره خورده بودند. گاهنبار در آغاز جشن کشاورزی بود. هریک از گاهنبارها برابر با زمانی است که دگرگونیهای بنیادین برای کشاورزان رخ میداد و این دگرگونیها با خود جشن و شادی میآورد.
🌻 گاهنبار یا گاهانبارها جشن ستایش آفرینش بودند. ولی نباید فراموش کرد که بیشتر جشنهای باستانی ریشهی زیستی داشتند. جشنهای گاهنباری نیز سال را برای کشاورزان بخشبندی میکردند. پژوهشگران کنونی میگویند در زمان باستان که هنوز گاهشمار(تقویم) هفته و ماه نبود ایرانیان برای بخشبندی سال یک سال را به چهار وَرشیم(فصل) بخش میکردند و هر ورشیم را با برگزاری جشنی در میانهی آن به دو بخش میکردند و این بخشبندی راهکاری ساده ولی باریکبینانه برای شمارش روزها و آگاه شدن از آغاز و پایان سال بود. یکی دیگر از انگیزههای برگزاری جشنهای نیمهی بهار، تابستان، پاییز و زمستان این بود که کشاورزان و دامداران بتوانند برای کشتوکار خود برنامهریزی کنند. در گذشتههای دور به این جشنها گاهنباری میگفتند. چنانچه این دیدگاه درست باشد، ما باید هشت گاهنبار در گاهشمار باستانی داشته باشیم ولی اکنون تنها نام شش گاهنبار را میدانیم.
🌱 پژوهشگران بر این باورند که جشنهای گاهنباری هشت جشن بودند. ولی موبدان ساسانی با دستبَری(تحریف) آیینهای کهن دو جشن را زدودهاند تا جشنهای گاهنباری ششگانه شود و با شش گام آفرینش در باورهای مزدیسنایی و برخی از باورهای دینی نوساختهی این موبدان هماهنگ گردد. از سویی جشنها را دارای ریشهی دینی بنمایانند. به گفتهی آنان سال گاهنباری از هنگام دگرگونی(انقلاب) تابستانی یا نخستین روز تابستان(بلندترین روز سال) آغاز میشد و پس از هفت پارهی زمانی(سه پایان ورشیم و چهار میانه) به آغاز سال پسین میرسید. پایان بهار یا آغاز تابستان مانند دیگر ورشیمها دارای جشن گاهنباری نبود و جشن آغاز سال نو بهشمار میرفت.
🌾 چنانچه جشنهای گاهنباری را ششگانه بدانیم گاهنبار "میدیو شهیم" روزهای یازدهم تا پانزدهم تیر در پنج روز برگزار میشد. این نام دارای ریشهی اوستایی و به چمار (معنی) میانهی تابستان است. این جشن دومین جشن گاهنباری سال و نماد دومین گام آفرینش است که در آن آب پدید آمد. به باور ایرانیان آب دومین آفریدهی آفریدگار بود.
🌱 آیین جشنهای گاهنباری گرد هم آمدن و ستایش برای دَهِشهای زمین بود. خوان(سفره) مهمانی گاهنباری باید همهجا گسترده میشد، مردم جویای روز و روزگار همدیگر میشدند و با داد و بخشندگی رفتار میکردند. در بندهش آمده است: «اگر کسی در سال یکبار به [جشن]گاهانبار برود بر کارهای نیکی که کردهاست افزوده خواهد شد.»
🌻 انگیزه و زمان برگزاری جشنهای گاهانباری بر پایهی دادههای کنونی:
- گاهنبار مدیو زَرِم، نیمهی اردیبهشت، آفرینش آسمان
- گاهنبار مدیو شهیم، نیمهی تیر، آفرینش آب
- گاهنبار پَیتَ شهیم، پایان شهریور، آفرینش زمین
- گاهنبار اَیاسَرِم، پایان مهر، آفرینش گیاه
- گاهنبار مِدیارِم، بیستم دی، آفرینش جانواران
- گاهنبار هَمَسپَت مَیدیم، واپسین روز اسپند، آفرینش مردمان
✍ #پریسا_امام_وردیلو
________________
📚 برگرفته از:
۱- مراسم مذهبی و آداب زرتشتیان #اردشیر_آذرگشسب
۲- دیدی نو از دینی کهن #فرهنگ_مهر
۳- گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
________________
#جشن_های_ایرانی #جشن_گاهنباری #تیرگان
🌾 @AdabSar
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ﺯﻧﻢ ﺑﺮ ﺩﻝ، ﺩﻝ ﺧﻨﺪه ﺯﻧﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ میخندﺩ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ
ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ﺯﻧﻢ ﺑﺮ ﻏﻢ، ﻏﻢ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ میخندد ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ
ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﻋﻘﻞ، ﺍﻭ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ میخندﺩ ﻭﯾﺮﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ
ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﺗﻮ، ﺗﻮ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﯽ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ میخندﯾﻢ ﻫﺮﺩﻭ ﭼﻮ ﺩﻭ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ
ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﺍﻭ، ﺍﻭ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﭼﻪ میخندﻡ ﺩﻝ ﺭﻓﺖ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ
#وحشی_بافقی
@AdabSar
ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ﺯﻧﻢ ﺑﺮ ﺩﻝ، ﺩﻝ ﺧﻨﺪه ﺯﻧﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ میخندﺩ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ
ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ﺯﻧﻢ ﺑﺮ ﻏﻢ، ﻏﻢ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ میخندد ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ
ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﻋﻘﻞ، ﺍﻭ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ میخندﺩ ﻭﯾﺮﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ
ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﺗﻮ، ﺗﻮ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﯽ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ میخندﯾﻢ ﻫﺮﺩﻭ ﭼﻮ ﺩﻭ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ
ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﺍﻭ، ﺍﻭ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﭼﻪ میخندﻡ ﺩﻝ ﺭﻓﺖ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ
#وحشی_بافقی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
گفتی اندر خواب گَهگَه روی خود بنمایمت
این سخن بیگانه را گو کهآشنا را خواب نیست
#امیرخسرو_دهلوی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
گفتی اندر خواب گَهگَه روی خود بنمایمت
این سخن بیگانه را گو کهآشنا را خواب نیست
#امیرخسرو_دهلوی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی
چه زیان تورا که من هم برسم به آرزویی
به ره تو بسکه نالم، زغم تو بسکه مویم
شدهام ز ناله نالی، شدهام ز مویه مویی
#فصیح_الزمان_شیرازی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی
چه زیان تورا که من هم برسم به آرزویی
به ره تو بسکه نالم، زغم تو بسکه مویم
شدهام ز ناله نالی، شدهام ز مویه مویی
#فصیح_الزمان_شیرازی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from فروشگاه ادبسار
«یورکنامهی نو» و «دستان مستان» دو دفتر از چامههای «میر جلالالدین کزازی» هستند که با واژگان ناب و زیبای پارسی سروده شدهاند و دریچههای تازهای برای شناخت واژگان کمتر دیدهشده به روی خواننده میگشایند.
سرودههای آسانخوان و روان این دو دفتر برای پارسیگرایان دیرین و تازه به ره پیوسته گیرایی دارند.
این دو گزینه برای یک پیشکش ماندگار به دوستان و همراه داشتن برای خواندن در زمان آزاد پیشنهاد میشوند.
📚فروشگاه ادبسار در گام نخست این دو دفتر را با دستینهی سراینده برای پارسیدوستان فراهم کرده است. گفتنی است دستان مستان هنوز به چاپ دوباره نرسیده و در دیگر فروشگاهها در دسترس نیست.
بیشتر بخوانید:
📚 t.me/AdabSaar/56
فروشگاه ادبسار:
📚 t.me/joinchat/AAAAAEZYYGzi24MuFdNZ8w
سرودههای آسانخوان و روان این دو دفتر برای پارسیگرایان دیرین و تازه به ره پیوسته گیرایی دارند.
این دو گزینه برای یک پیشکش ماندگار به دوستان و همراه داشتن برای خواندن در زمان آزاد پیشنهاد میشوند.
📚فروشگاه ادبسار در گام نخست این دو دفتر را با دستینهی سراینده برای پارسیدوستان فراهم کرده است. گفتنی است دستان مستان هنوز به چاپ دوباره نرسیده و در دیگر فروشگاهها در دسترس نیست.
بیشتر بخوانید:
📚 t.me/AdabSaar/56
فروشگاه ادبسار:
📚 t.me/joinchat/AAAAAEZYYGzi24MuFdNZ8w
🔷💠🔹🔹
🔅پیام شما
در گاهشماری زرتشتی سیزدهمین روز هر ماه نیز «تیرروز» نام دارد و در تیرروز از تیرماه جشن تیرگان برگزار میشود.
تیشتر، ایزد باران در استورههای ایرانی و زرتشتی است.
تیرماه در گاهشماری ایرانی از نام تیشتر(در اوستایی:tištrya و در پارسی میانه: tīr یا tištar)، ایزد باران برگرفته شده است که یشتی در اوستا به آن خویشاوندی دارد. پورداود باورمند است که نامگذاری این ماه به نام ایزدباران با بارندگی و فراوانی آب در این ورشیم هماهنگ نیست، ونکه[بلکه] بیشتر سویه(جنبه) نیایش و بخشایش برای آب در چنین ماه گرمی دارد.
در گاهشماری هخامنشیان ماه چهارم در نوشتار ایلامی به نمای kar-ma-ba-ta آمده است. بخش نخست واژه همان *garma- «گرما، داغی»، برابر با اوستایی garǝma- و ودایی gharmá- است و بخش دوم آن *pada- «پای، گام» و همچنین «کف (جایی)، زیستگاه و جای» مانک میدهد و برابر با اوستایی pada-، ودایی paδá-/padá- است.
یوستی(Justi, 1897:272) آنرا «گرما نهش(وضع)» و هینتس(Hinze, 1957: 66) مانک «گرماپایه» از آن برداشت میکند. لکوک(Lecoq, 1977:172) در نام این ماه زمانی هویدا میشود و آن را «زمان گرما» میگویند. اشمیت(Schmitt, 2005:27) واژهی pada- را به معنی «دارندهی جاپای سوزنده»، یا در مانک دستآویز آن «ایجاد کنندهی جاپای داغ» میداند. مانک داده شده اشمیت برجستهسازی گزافهآمیزی از این ماه داغ و سوزان است که گویا با سوزش پا بازگویی شده است. بر این بنیاد این ماه را شاید بتوان «[ماه] پاسوزی» مانک کرد که با چگونگی این ماه برابر با تیرماه امروزی، هماهنگ میآید. در گاهشمار آسی نیز این ماه Sūsæny از ریشه *sus, *saus به مانک «خشکی، پژمردگی، سوزان» است.
بنمایهها
۱-بهار مختاریان (۴ تیر ۱۳۹۱). «ماه تیر ماه گرماپایه: جشن تیرگان». پایگاه انسانشناسی و فرهنگ.
۳-«سالنامهی رسمی کشور برای سال ۱۳۸۵ خورشیدی بایگانیشده در ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۷
فرستنده #بزرگمهر_صالحی
#جشن_های_ایرانی #تیرگان
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
🔅پیام شما
در گاهشماری زرتشتی سیزدهمین روز هر ماه نیز «تیرروز» نام دارد و در تیرروز از تیرماه جشن تیرگان برگزار میشود.
تیشتر، ایزد باران در استورههای ایرانی و زرتشتی است.
تیرماه در گاهشماری ایرانی از نام تیشتر(در اوستایی:tištrya و در پارسی میانه: tīr یا tištar)، ایزد باران برگرفته شده است که یشتی در اوستا به آن خویشاوندی دارد. پورداود باورمند است که نامگذاری این ماه به نام ایزدباران با بارندگی و فراوانی آب در این ورشیم هماهنگ نیست، ونکه[بلکه] بیشتر سویه(جنبه) نیایش و بخشایش برای آب در چنین ماه گرمی دارد.
در گاهشماری هخامنشیان ماه چهارم در نوشتار ایلامی به نمای kar-ma-ba-ta آمده است. بخش نخست واژه همان *garma- «گرما، داغی»، برابر با اوستایی garǝma- و ودایی gharmá- است و بخش دوم آن *pada- «پای، گام» و همچنین «کف (جایی)، زیستگاه و جای» مانک میدهد و برابر با اوستایی pada-، ودایی paδá-/padá- است.
یوستی(Justi, 1897:272) آنرا «گرما نهش(وضع)» و هینتس(Hinze, 1957: 66) مانک «گرماپایه» از آن برداشت میکند. لکوک(Lecoq, 1977:172) در نام این ماه زمانی هویدا میشود و آن را «زمان گرما» میگویند. اشمیت(Schmitt, 2005:27) واژهی pada- را به معنی «دارندهی جاپای سوزنده»، یا در مانک دستآویز آن «ایجاد کنندهی جاپای داغ» میداند. مانک داده شده اشمیت برجستهسازی گزافهآمیزی از این ماه داغ و سوزان است که گویا با سوزش پا بازگویی شده است. بر این بنیاد این ماه را شاید بتوان «[ماه] پاسوزی» مانک کرد که با چگونگی این ماه برابر با تیرماه امروزی، هماهنگ میآید. در گاهشمار آسی نیز این ماه Sūsæny از ریشه *sus, *saus به مانک «خشکی، پژمردگی، سوزان» است.
بنمایهها
۱-بهار مختاریان (۴ تیر ۱۳۹۱). «ماه تیر ماه گرماپایه: جشن تیرگان». پایگاه انسانشناسی و فرهنگ.
۳-«سالنامهی رسمی کشور برای سال ۱۳۸۵ خورشیدی بایگانیشده در ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۷
فرستنده #بزرگمهر_صالحی
#جشن_های_ایرانی #تیرگان
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
مباد رازِ صبح را شبانه برملا کنم
و نامِ نامی تو را میان تب صدا کنم
تو رفتهای و رفتنت نرفته است از سرم
نمیرود مگر خودم سر از تنم جدا کنم
مخواه از تو بگذرم، تو خود میانِ خواب هم
رها نمیکنی مرا چگونه من رها کنم؟
تو رفتهای و خانهام پر است از نبودنت
بگو چگونه خانه را پس از تو جابهجا کنم
چگونه اکتفا کنم به رنگِ روی استکان
به چند موی قهوهای چگونه اکتفا کنم
خدا کند کنار او به عشق زندگی کنی
نمیتوانم اینچنین برای تو دعا کنم
نمیشود تورا برای خود نخواست عشقِ من
نمیشود گزافه است هرچه ادعا کنم!
#یاسر_قنبرلو
@AdabSar
مباد رازِ صبح را شبانه برملا کنم
و نامِ نامی تو را میان تب صدا کنم
تو رفتهای و رفتنت نرفته است از سرم
نمیرود مگر خودم سر از تنم جدا کنم
مخواه از تو بگذرم، تو خود میانِ خواب هم
رها نمیکنی مرا چگونه من رها کنم؟
تو رفتهای و خانهام پر است از نبودنت
بگو چگونه خانه را پس از تو جابهجا کنم
چگونه اکتفا کنم به رنگِ روی استکان
به چند موی قهوهای چگونه اکتفا کنم
خدا کند کنار او به عشق زندگی کنی
نمیتوانم اینچنین برای تو دعا کنم
نمیشود تورا برای خود نخواست عشقِ من
نمیشود گزافه است هرچه ادعا کنم!
#یاسر_قنبرلو
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
در من رخنه کن
من را بدر از لابلای ورقهای کتابم
بگذار چون پیچکی بر تو برویم
بگذار نور را
از لابلای برگهای درهم جان تو بیابم
و در این استیصال تنفس کنم...
#فرنوش_حمیدی
@AdabSar
در من رخنه کن
من را بدر از لابلای ورقهای کتابم
بگذار چون پیچکی بر تو برویم
بگذار نور را
از لابلای برگهای درهم جان تو بیابم
و در این استیصال تنفس کنم...
#فرنوش_حمیدی
@AdabSar