ادب‌سار
13.2K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
💫

دو نگاهی که کردمت همه‌عمر
نرود تا قیامت از یادم

نگهِ اولین که دل بردی
نگهِ آخرین که جان دادم

#آذر_بیگدلی
@AdabSar
شما بنویسید. پارسی این نوشته چیست؟ پیشنهادهای خود را برای ما بفرستید تا در ادب‌سار همرسانی کنیم.
@New_View

اینک نظر به مراتب معروض و التفات به قواعد تسبیب و اتلاف صدور حکم به محکومیت خوانده به پرداخت اصل خواسته و خسارات دادرسی و تأخیر تأدیه مورد استدعاست.
🌸🍃🌸🍃
@AdabSar

اگه کفشت پاتو می‌زد و از ترس قضاوت مردم پابرهنه نشدی و درد رو به پات تحمیل کردی، دیگه در مورد آزادی شعار نده…! «آلبر کامو»

🖋📖 #برگردان_به_پارسی

اگه کفشت پاتو می‌زد و تو از ترس داوری مردم، پابرهنه نشدی و پاتو به درد کشیدن واداشتی، دیگه بانگ آزادی سر نده (درباره‌ی آزادی بانگ نزن)!

شعار: بانگ، آرَنگ
@AdabSar
🍃🌸🍃🌸
👍1
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

تلخ کردی زندگی بر آشنایان سخن
اینقدر صائب تلاش معنی بیگانه چیست؟

🔊پارسی 🔇بیگانه

ورزشگاه، آوردگاه = استادیوم
بُن، فرکان، آسال = اساس
از ریشه، از پایه = اساساََ
بنیادنامه = اساس‌نامه
ریشه‌دار، بُنیک = اساسی

چنانچه روزی یک واژه را یادآوری کنیم، آسمان سخن پارسی پر باران‌تر می‌شود.

#بزرگمهر_صالحی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸 @AdabSar 🔅پالایش زبان پارسی 🔻صبح سعادت = پگاه خوشبختی، آغاز خوشبختی ✍️ نمونه: 🔺امید که صبح سعادتت بدمد = امید که سپیده‌ی خوشختی‌ات بدمد امید که خوشبخت شوی 🔻صبح صادق = بامداد راستین، پگاه راستین، روز فراخ ✍️ نمونه: 🔺صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود =…
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

صبح کاذب = پگاه دروغین، بامداد دروغین

نمونه:
صبح کاذب، با پدید آمدن سفیدی در سمت مشرق حاصل می‌شود =
پگاه دروغین، با پدید آمدن سپیدی در خاوران پدیدار می‌شود
بامداد دروغین، با پدید آمدن سپیدی در خاوران برمی‌آید

#مجید_دری
#پارسی_پاک #صبح_کاذب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌸🍀🌼
🍀🌼
🌼
میاز و متاز و مناز و مرنج
چه یازی به کین و چه نازی به گنج

که بهرِ تو این است از این تیرهْ‌گوی
هنر جوی و رازِ جَهان را مجوی

که گر بازیابی بپیچی ز درد
پژوهش مکن گِردِ رازش مگرد
#فردوسی

امید آن‌که:
تو را باد پیروزی از آسْمان
مبادا به جز داد و نیکی گمان


فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌼
🍀🌼
🌸🍀🌼
💫

هنوز بعد تو سرگرمِ خاطرات توام

تو ای ستاره چه دنباله‌دار می‌گذری

#احسان_اکابری
@AdabSar
💫

گل خواست که چون رُخش نِکو باشد و نیست
چون دلبرِ من به رنگ و بو باشد و نیست

صد روی فراهم آورَد هر سالی
باشد که یکی چو روی او باشد و نیست

#کمال_الدین_اصفهانی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔱⚡️ @AdabSar

یادمان کاوه آهنگر گرامی باد
#بزرگمهر_صالحی

روزهای ۹ تا ۱۴ شهریور در گاهشمار ایران باستان یادمان کاوه‌ی آهنگر است‌ مردی با ویژگی‌های نیک که گاهداد ایران یادبودش را نگه‌داشته است.
ضحاک با زورگویی و ستم بر مردم هفت سرزمین جهان فرمانروایی می‌کرد. هر روز دو جوان، یک دختر و یک پسر از گوشه به گوشه‌ی هفت سرزمین به کشتارگاه می‌بردند و مغز آن‌ها را خوراک مارانی می‌کردند که بر دوش ضحاک بودند. هیچ خانه و خانواده‌ای نبود و پیدا نمی‌شد که یک یا چند جوانِ او را به کشتارگاه نبرده باشند. حال، روان کُشتگان مانند ابرهای سفید بر بالای شهر می‌گشتند.
کاوه آهنگر، مردی که هژده فرزند داشت و شانزده فرزند او را به کشتارگاه برده بودند به آسمان خیره نگاه می‌کرد. او به یاد هر فرزندش میخی بر دیوار زده و دسته‌ای گل نیلوفر به آن آویخته بود. آن روز برای دو فرزند دیگرش آمدند. او با پتک به دژخیم ضحاک تاخت. او را از سر راهش برداشت. از خانه بیرون آمد و به فریادی بلند گفت: «روان رفتگان ما را سدا[صدا] می‏‌کنند! نفرین بر ضحاک! نفرین بر اهریمن!»

کاوه فریادکشان به ضحاک گفت: «پادشاها! مارانی که بر دوش شما می‌پیچند مغز فرزندان مرا و فرزندان همه‌ی این مردم که می‌بینی، خورده‌اند! من برای کشتن ماران آمده‌ام!» دیوها مانند دیوانه‌ها سر و گوش خود را گرفتند و به سوی تاریکی‌ها رفتند.
کاوه با درفشی که در دست داشت به دنبال روان رفتگان از دروازه شهر گذشت. آن‌ها به سوی البـرزکوه و مندان‌شهر می‌رفتند. آنجا که جوانان فراری، شهری ساخته بودند و آماده‌ی جنگ با ضحاک می‌شدند. هیچ مرد وزن و کودکی در شهر نماند، مگر سپاهیان و دیوان که به دور ضحاک بودند. کاوه، درفش در دست از پی روان رفتگان می‌رفت و این نخستین شورش مردم در رویارویی با پادشاهی ستمگر بود که در تاریخ به یادگار مانده است.

🔱⚡️ @AdabSar
ادب‌سار
شما بنویسید. پارسی این نوشته چیست؟ پیشنهادهای خود را برای ما بفرستید تا در ادب‌سار همرسانی کنیم. @New_View اینک نظر به مراتب معروض و التفات به قواعد تسبیب و اتلاف صدور حکم به محکومیت خوانده به پرداخت اصل خواسته و خسارات دادرسی و تأخیر تأدیه مورد استدعاست.
۱- #بزرگمهر_صالحی
اینک نگر به چگونگی گفته و پرداختن به شیوه‌های مایه‌انگیز و تباهی فرمان به ایراختش خوانده به پرداخت شیرازه خواسته و زیان‌های دادرسی و دیرکرد بازپرداخت نمونه‌ی درخواست می‌باشد.
ادب‌سار
شما بنویسید. پارسی این نوشته چیست؟ پیشنهادهای خود را برای ما بفرستید تا در ادب‌سار همرسانی کنیم. @New_View اینک نظر به مراتب معروض و التفات به قواعد تسبیب و اتلاف صدور حکم به محکومیت خوانده به پرداخت اصل خواسته و خسارات دادرسی و تأخیر تأدیه مورد استدعاست.
۲- #علی_خورده_بین

اکنون نگر به روندهای گفته شده و آگاهی از هنجارهای داستار گزند (تسبیب) و بر باد دادن زمان گسیل؛ فرمان دادباختگی خوانده به پرداخت بنیاد خواسته و کاستاری‌ها (خسارات) و دیرکرد دارایی درخواست می‌شود.
ادب‌سار
شما بنویسید. پارسی این نوشته چیست؟ پیشنهادهای خود را برای ما بفرستید تا در ادب‌سار همرسانی کنیم. @New_View اینک نظر به مراتب معروض و التفات به قواعد تسبیب و اتلاف صدور حکم به محکومیت خوانده به پرداخت اصل خواسته و خسارات دادرسی و تأخیر تأدیه مورد استدعاست.
۳- #احمد_حیدری

اینک با نگاه به پایه‌های آشکار و وانگری به پایه‌های فراهم‌سازی و تبه کردن فرسته داوری، واداری خوانده به پرداخت پایه خواسته و زیان‌دهی دادرسی و دیرکرد پرداخت، زمینه درخواست است.
ادب‌سار
شما بنویسید. پارسی این نوشته چیست؟ پیشنهادهای خود را برای ما بفرستید تا در ادب‌سار همرسانی کنیم. @New_View اینک نظر به مراتب معروض و التفات به قواعد تسبیب و اتلاف صدور حکم به محکومیت خوانده به پرداخت اصل خواسته و خسارات دادرسی و تأخیر تأدیه مورد استدعاست.
۴- #ماهان

در این لَخت با نگاهی به پیوستگی یاد شده و نگاهی به هنجارهای یاری‌کننده آسیب و خودآسیب‌رسان، خوانده را بادافره به پرداخت خودخواسته و آسیب‌های دادرسی و همچنین درنگ در پرداخت آن‌را خواستارم.
@AdabSar

شرابِ تلخ بیاور که وقت شیدایی‌ست
که آنچه در سر من نیست بیم رسوایی‌ست

چه غم که خلق به حسن تو عیب می‌گیرند
همیشه زخم زبان خون‌بهای زیبایی‌ست

اگر خیال تماشاست در سرت بشتاب
که آبشارم و افتادنم تماشایی‌ست

شباهت تو و من هرچه بود ثابت کرد
که فصل مشترک عشق و عقل تنهایی‌ست

کنون اگر چه کویرم هنوز در سر من
صدای پَرزدنِ مرغ‌های دریایی‌ست

#فاضل_نظری
@AdabSar
💫

یادی ز ما نمی‌کند آن آشنای ما

از ما دلش پر است که خالی‌ست جای ما

#عاشق_هندوستانی
@AdabSar
💫

زیور به خود مبند که زیبا ببینمت
با دیگران مباش که تنها ببینمت

در این بهار تازه که گلها شکفته‌اند
لبخند عشق زن که شکوفا ببینمت

#مفتون_امینی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
ادب‌سار
شما بنویسید. پارسی این نوشته چیست؟ پیشنهادهای خود را برای ما بفرستید تا در ادب‌سار همرسانی کنیم. @New_View اینک نظر به مراتب معروض و التفات به قواعد تسبیب و اتلاف صدور حکم به محکومیت خوانده به پرداخت اصل خواسته و خسارات دادرسی و تأخیر تأدیه مورد استدعاست.
۵- #سعید_دادخواه_تهرانی

ازیرا با نگاه به آنچه گفته و برداشت شد به شوند هنجار فَرنودساخت و برگشت فرمان داده شده به دادباختگی خوانده، [دستور-فرمان] به پرداخت بهای خواسته و هزینه‌های دادرسی و دیرکرد پرداخت، درخواست می‌شود.
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

زبان پارسی امروز ساختاری دارد که با بسیاری از دیگر زبان‌های جهان هم‌روزگار نیست. به سخن دیگر، آن زبان‌ها از دید کاربردهای سرشتین و بنیادین، در روزگاران و در ساختارهایی مانده‌اند که دیری است زبان پارسی از آن‌ها گذشته‌است.

⛔️ سرِ ظهر ناهار خوردیم
نیمروز ناهار خوردیم

در پارسی واژه‌ی نیمروز هم‌مانک (مترادف) ظُهر است. همانندی ساختِ آن با midday انگلیسی شگفت‌انگیز است.

ظالمی را خفته دیدم نیم‌روز
گفتم: «این فتنه است، خوابش بُرده بِه!»
سعدی

#بزرگمهر_صالحی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

🔻سَحـَر = پگه، پگاه، سپیده‌دم، بامداد، پایان شب

نمونه:
🔺سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی =
پگه با باد می‌گفتم سخن از آرزومندی

🔺دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند =
دوش زمان پگاه از غم رهایی‌ام دادند
دوش در سپیده‌دم از اندوه رهایم کردند

🔺باد سحری وزیدن گرفت =
باد بامدادی وزیدن گرفت


🔻سَحرخیز = پگاه‌خیز

نمونه:
🔺سَحرخیز باش تا کامروا باشی =
پگاه‌خیز باش تا کامروا باشی


🔻سَحرگاه = سپیده‌دم، پگاهان

نمونه:
🔺در سحرگاه سر از بالش خوابت بردار =
در پگاهان سر از بالش خوابت بردار

🔺در سحرگاهِ اول مرداد به دنیا آمد =
در سپیده‌دمِ یکم امرداد چشم به جهان گشود


🚩 دنباله دارد

#مجید_دری
#پارسی_پاک #سحر #سحرگاه #سحرخیز
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

ز خوب و زشتِ جهان یار ما به ما کافی‌ست
اگر وفا نکند با کسی جفا کافی‌ست

به بی‌نشانی‌ام ای روزگار خنده مکن
که بهر سرزنشت نامی از هما کافی‌ست

مرا به دامِ تعلق فزون زبون منمای
که خشت زیر سر و خاک زیر پا کافی‌ست

گذشتم از سر و سامانِ کدخداییِ دهر
که «کَد» به کار نیاید همان «خدا» کافی‌ست

اگر ز نازِ لئیمان مرا کُشی چه غم است
که بی‌نیازی‌ام از بهر خون‌بها کافی‌ست

سوی دیار فنا رهسپار شد «صامت»
برادران نظر همت شما کافی‌ست

#صامت_بروجردی
@AdabSar