ادب‌سار
13.2K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
Forwarded from ادب‌سار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نشان آریایی «فَروَهَر» نمادِ چیست؟

@AdabSar
ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸 @AdabSar 🔅پالایش زبان پارسی 🔻صبح = بام، بامداد، بامگاه، پگاه، چاشت، سپیده‌دَم، آفتابدَم، آغاز روز نمونه: 🔺از صبح پیشش بودم = از بامگاه پیشش بودم 🔺هر صبح به ملاقاتش می‌رفت = هر بامداد به دیدارش می‌رفت 🔺تا صبح نتوانست بخوابد = تا سپیده‌دَم نتوانست…
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

🔻صبحانه = ناشتایی، ناشتا، چاشت، چاشت بامدادی

✍️ نمونه:
🔺صبحانه‌اش را در محل کار می‌خورد =
چاشت بامدادی‌اش را سر کار می‌خورد

🔺طرز تهیه صبحانه‌ی ایرانی =
روش آماده‌سازی ناشتایی ایرانی

🔺معرفی خوشمزه‌ترین صبحانه‌های دنیا =
شناساندن خوشمزه‌ترین چاشت‌های جهان


🔻صبحگاه، صبحگاهان، صبحگاهی = پگاه

✍️ نمونه:
🔺مراسم صبحگاهی برگزار شد =
آیین‌های پگاه برگزار شد

🔺صبحگاهان که تفاوت نکند لیل و نهار =
پگاه که دگرسانی نکند و روز و شب

🔺باید مرا هر صبحگاه، دوریِ تو یادم كن =
باید مرا در هر پگاه، دوریِ تو یادم كن

👈 نکته: «انه» و «گاه» پسوند پارسی هستند و چسبیدن آن‌ها به واژگان بیگانه نادرست است.

🚩دنباله دارد

✍️ #مجید_دری
#پارسی_پاک #صبحانه #صبحگاه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

صیقل زده حیرت‌زدگی چشمِ تَرم را
آیینه‌فروشم رُخِ آیینه‌گرم را

راهی که به خود داشتم از شوق تو گم شد
از خود خبرم نیست، که دارد خبرم را؟

پرواز مرا موجِ هوا حلقه‌ی دام است
از نکهتِ گل باد بَرد بال و پرم را

عشق تو نه جانی‌ست که بیرون رود از تن
از شوق تو خالی نکند خاک سرم را

در انجمن راز بُود مستیِ عاشق
نشنیده کسی بوی کبابِ جگرم را

#قاضی_سعید_قمی
@AdabSar
💫

می‌رسد روزی که شرط عاشقی دل‌دادگی‌ست

آن زمان هر دل فقط یک‌بار عاشق می‌شود

#خلیل_ذکاوت
@AdabSar
💫

ای زخم تو مرهم دل ما
وی روی تو شمع محفل ما

حاجت نبُود به تیر و خنجر
مژگانْت بس است قاتل ما

ما در همه‌عمر مایل تو
روزی نشدی تو مایل ما

#افسر_قاجار
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

خاک من گِل شود و گُل شکفد از گِل من
تا ابد مهر تو بیرون نرود از دل من
مولوی

بَرخ، لَخت، پاره، فَرَشیم = جزء، جُزو
برخی،ناچیز، اندک، کم = جُزئی
ریزکاری، ریز، بیشینه = جزئیات
گِزیت، سزا، کیفر = جَزا، جَزاء
کیفری = جزایی
آبخوست، گزیرک = جزیره
گَزر( پارسی) = جَزر
خیز و اُفت، کیش و کَش =جَزر و مد
ساخته، نادرست = جعل
ساختگی، دَغَلی، ناسره = جعلی

#بزرگمهر_صالحی

📖 بن‌مایه‌ها
۱- فرهنگ کوچک واژه‌های بیگانه، حسین اقوامی
۲- فرهنگ واژه‌های پارسی در عربی، محمد علی شوشتری
۳- واژه‌یاب، ابولقاسم پرتو

@AdabSar
🔷💠🔹🔹
✒️📖 @AdabSar

بسیاری از مردم فکر می‌کنند که تفکر می‌کنند؛ در حالی که آن‌ها صرفن (صرفا) تعصبات خود را دوباره مرتب می‌کنند. «ویلیام جیمز»

📖🖋 #برگردان_به_پارسی

بسیاری از مردم گمان می‌کنند که می‌اندیشند؛ ولی آن‌‌ها تنها کورباوری‌های خود را دوباره ساماندهی می‌کنند. «ویلیام جیمز»

#مهدی_اسماعیلی
✒️📖 @AdabSar
👍1
ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸 @AdabSar 🔅پالایش زبان پارسی 🔻صبحانه = ناشتایی، ناشتا، چاشت، چاشت بامدادی ✍️ نمونه: 🔺صبحانه‌اش را در محل کار می‌خورد = چاشت بامدادی‌اش را سر کار می‌خورد 🔺طرز تهیه صبحانه‌ی ایرانی = روش آماده‌سازی ناشتایی ایرانی 🔺معرفی خوشمزه‌ترین صبحانه‌های دنیا =…
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

🔻صباح = سپیده‌دم، پگاه، بام، بامداد، روز

✍️ نمونه:
🔺از سفیدی صباح تا سیاهی مساء =
از سپیدی بام تا سیاهی شام

🔺این صباح روشن از شب سیاه دارم =
این پگاه روشن از شب سیاه دارم
این روز روشن از شب سیاه دارم


🔻صبح مراد = پگاه امید

✍️ نمونه:
🔺باشد که سپیده‌ی صبح مراد، بر شما بدمد =
باشد که سپیده‌ی پگاه امید، بر شما بدمد

🔺صبح مراد ما نفسِ ناتوان کیست؟ =
پگاه امید ما دَمِشِ ناتوان کیست؟

🔺رفت شب‌ها و مرا صبح مرادی ندمید =
رفت شب‌ها و مرا پگاه امیدی ندمید


🚩 دنباله دارد

✍️ #مجید_دری
#پارسی_پاک #صباح #صبح_مراد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

بیا که دیده‌ی غمدیده آرزوی تو دارد
به رهگذار سِتاده‌ست و جست‌وجوی تو دارد

روانِ من به مَه و سال اشتیاق تو ورزد
زبانِ من به شب و روز گفت‌وگوی تو دارد

به هر دلی نبُود منزلِ وفا و محبت
بسی بگشتم این باده را سبوی تو دارد

به بوی موی تو دائم بنفشه بویم و لیکن
کجا بنفشه‌ی این باغ بوی موی تو دارد؟

به راهِ بادِ سحر هرنفس نشینم و شادم
به این امید که گاهی گذر به کوی تو دارد

به هرکه می‌نگرم باشد آرزوی وصالش
به جز «وصال» که پیوسته آرزوی تو دارد

#وصال_شیرازی
@AdabSar
💫
آفتابا چه خبر؟
این‌همه راه آمده‌ای
که به این خاکِ غریبی برسی؟
ارغوانم را دیدی سرِ راه؟
مثلِ من پیر شده‌ست؟
چه به او گفتی؟
او با تو چه گفت؟
نه! چرا می‌پرسم
ارغوان خاموش است
دیرگاهی‌ست که او خاموش است
آشنایانِ زبانش رفته‌ند
ارغوان ویران است
هردومان ویرانیم...

#هوشنگ_ابتهاج
فرستنده:#مهین_دری
@AdabSar
💫

چشم من چشم تورا دید ولی دیده نشد
من همانم که پسندید و پسندیده نشد

یاد لب‌های تو افتادم و با خود گفتم
غنچه‌ای بود که گل کرد ولی چیده نشد

#سجاد_سامانی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

چرا جمع زنده، زندگان است؟
گاف در زندگان از کجا آمد؟

ریشه‌ی واژه‌هایی مانند زنده، مُرده و فرشته به نمای زندَگ، مُردَگ و فرشتَگ و بیشال(جمع)آن‌ها با (ان) بوده به ریخت (زندَگان، مردَگان و فرشتَگان) به‌کار می‌رفته است. پَن ما امروزه زَبَره (فتحه) یکی مانده به پایان این واژه‌گان را زیر نشان کرده‌ایم و گاف پایان را برداشته‌ایم. تا سد سال پیش در تهران این واژه‌گان با آوای زَبَر و به نمای زندَه، مردَه و فرشتـَه خوانده می‌شد. همان‌گونه که در واژه‌نامه‌ی دهخدا چنین است. به هر روی زبان دگردیس گشته است و چون نمی‌دانیم ریشه‌ی این واژه‌گان چه بوده به نادرست می‌گوییم «هـ» در زنده زمان بیشال (جمع) بستن به «گ» دگردیس گردیده است ولی چنین نیست. واژه‌ی روزنامگ هم شگفت‌انگیز است که به نمای رُزنامَج به عربی درآمد و به نمای رُزنامَجات بیشال بسته شد و این کار مایه‌ی ساخته شدن بیشال‌هایی مانند:
ترشیجات، کارخانجات، اداره‌جات و میوه‌جات در پارسی شد با اینکه بخش دوم رزنامجات هرگز جات نبوده است. بلکه «ات» بوده و بیشال شکسته‌ی عربی.
زبان است و نمی شود جلوی دگرگونی هایش را گرفت. این‌هم سخنی که همواره می‌شنویم.

#بزرگمهر_صالحی

📖 بن مایه‌ها:
۱- واژه نامه‌ی دهخدا
۲- تاربرگ دانشمند اختر فیزیک محمد حیدری ملایری

@AdabSar
🔷💠🔹🔹
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

من همیشه به اشخاصی که از دیدنشان ابدن(ابدا) خوشحال نمی‌شوم، مجبورم بگویم از دیدن‌تون خیلی خوشوقت شدم. با این حال اگر آدم بخواهد توی این دنیا جل و پلاسش را از آب در بیاورد، مجبور است که از این جور مزخرفات به مردم تحویل بدهد.
ناتوردشت، سلینجر

🖋📖 #برگردان_به_پارسی

من ناگزیرم همیشه به کسانی که از دیدنشان به هیچ روی خوشنود نمی‌شوم، بگویم از دیدن‌تون بسیار شاد شدم. اگر آدم بخواهد توی این جهان جل و پلاسش (گلیمش) را از آب در بیاورد، ناچار است که از این جور لیچارها به مردم بگوید.
ناتوردشت، سلینجر

پ.ن: «ناتور» به‌ چم (معنی) نگهدارنده و نگهدارِ باغ و دشت است.

#مهدی_اسماعیلی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
👍1
ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸 @AdabSar 🔅پالایش زبان پارسی 🔻صباح = سپیده‌دم، پگاه، بام، بامداد، روز ✍️ نمونه: 🔺از سفیدی صباح تا سیاهی مساء = از سپیدی بام تا سیاهی شام 🔺این صباح روشن از شب سیاه دارم = این پگاه روشن از شب سیاه دارم این روز روشن از شب سیاه دارم 🔻صبح مراد = پگاه امید…
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

🔻صبح سعادت = پگاه خوشبختی، آغاز خوشبختی

✍️ نمونه:
🔺امید که صبح سعادتت بدمد =
امید که سپیده‌ی خوشختی‌ات بدمد
امید که خوشبخت شوی


🔻صبح صادق = بامداد راستین، پگاه راستین، روز فراخ

✍️ نمونه:
🔺صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود =
پگاه راستین ندمد تا شب یلدا نرود
روز فراخ نمی‌دمد تا شب یلدا نرود


🚩 دنباله دارد

✍️ #مجید_دری
#پارسی_پاک
#صبح_صادق #صبح_سعادت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🌳 @AdabSar

پرستش‌گاه ما ایران
#رسام_ارژنگی دی ۱۳۲۰

چو رستم در نبرد زندگانی جنگ باید کرد
جهان را از برای تنگ‌چشمان، تنگ باید کرد
فریب چاپلوسی‌های بیگانه نشاید خورد
چو آهن جا برای خود درون سنگ باید کرد

مرا ترک و تو را تاتار می‌خوانند دشمن‌ها
دراین روز سیه آواز هم‌آهنگ باید کرد

جدایی در میان ملت ایران بیاندازند
خردمندا بسی پرهیز از این نیرنگ باید کرد

فروشد هر که میهن را به سیم و زر به بیگانه
سر او را بسان مار زیر سنگ باید کرد

نگردد دامن فرزند آذربایجان ننگین
ز بهر نام پاک خود فرار از ننگ باید کرد

چه تبریزی،چه تهرانی،چه شیرازی،چه کرمانی
همه بر پیکر خود جامه‌ی یکرنگ باید کرد

پرستش‌گاه ما ایران بود ما جمله سربازش
هر آن‌کو دشمن وی شد، به دار آونگ باید کرد

چه شد آن شیر مردان، باقر و ستار تبریزی؟
همیشه پیروی از آن دو با فرهنگ باید کرد

اگر این چرخ کج بنیاد با ما سرکشی دارد
به زیر پای او را رام همچون خنگ باید کرد

کشد گر دشمن بدخواه لشکر از برای ما
ورا از کشور خود دور سد[صد] فرسنگ باید کرد

نخواهی گر به زیر پنجه‌ی بیدادگر مردن
بسان شاهباز او را به زیر چنگ باید کرد

نباشد کس چو پیشاهنگ با کفش و کله رسام
دل و جان و خرد را پیش پیشاهنگ باید کرد!

🌳 @AdabSar
Audio
🕊 ققنوس
سراینده و گوینده: #هما_ارژنگی
۲۱ خرداد ۱۳۹۹


من ایرانم
زادگاه گردان و دلیران
ققنوسی زاینده و نامیرا که هزاران بار از دل آتش و خاکستر و غبار نیستی سر بر آورده!

من، فرزند رنج و ایستایی و عشقم
جاودانه و پیروز
ان چنان کهنسال و فرتوت، که انگار بی‌آغازم و آنچنان جوان و زاینده که گویی هم امروز به گیتی پا نهاده‌ام!

من ایرانم
دل جهان
و خون زندگی و پایندگی در من روان
از هزار توی هستی سر بر آورده
دستان سرای روزگاران!

درندگان بارها بر من شبیخون زده
سینه‌ام را دریده
گنج‌هایم را به تاراج برده و آتش به تار و پودم در افکنده‌اند!

این دشمنان اما
انگار از راز پایندگی‌ام بی‌خبرند
آن‌ها نمی‌دانند که در دل این کهن‌دیار
بی‌شمار جویبارانی جاری‌ست
از خون فرزندانی که در راهش از جان گذشته و ریشه‌های ماندگاری‌اش را آبیاری می‌کنند
تا
سروهای سبز و ایستا سر برآورند
و
گندم‌زارها بر روی آفتاب و آسمان بخندند
و
در رگ تاک‌ها شراب عشق بجوشد
و
سنجاب‌ها در شاخساران بلوط لانه‌های تازه بسازند...
🌲 @AdabSar
1
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

تن آدمی کمان و نفس و سخن چو تیرش
چو برفت تیر و ترکش عمل کمان نماند
مولوی

واژگان گاهی چنان در آب فرو می‌روند که دیدنشان بسیار سخت می‌شود ولی زنده‌کردنشان سخت نیست.
به نوشته‌ی ذبیح بهروز، واژه‌ی بُرج در زبان عربی برگرفته از واژه‌ی بُرگ در پارسی است که در نماهای کوشک، آبام و ماه هم نمایان است.

آبام بره= برج حمل (فروردین)
آبام گاو = برج ثریا (اردیبهشت)
آبام دو پیکر = برج جوزا (خرداد)

آبام خرچنگ = برج سرطان (تیر)
آبام شیر = برج اسد (امرداد)
آبام خوشه = برج سنبله دوشیزه (شهریور)

آبام ترازو = برج میزان (مهر)
آبام کژدم = برج عقرب (آبان)
آبام نیماسب= برج قوس (آذر)

آبام بز = برج جدی (دی)
آبام دُول = برج دلو (بهمن)
آبام ماهی = برج حوت (اسپند)

امید است که خوانندگان گرامی و پارسی زبانان بدانند که هستی هر نژاد و مردمی وابسته به هستی زبان خویش است و فرجام نابودی زبانشان همراه با نابودی ایرگان (ملت) و کشورشان خواهد بود.
از فرهنگ آنندراج

✍️ #بزرگمهر_صالحی

📚 بن‌مایه‌ها
۱- واژه‌یاب، ابولقاسم پرتو
۲- زبانشناسی و کارنامه‌ی زبان پارسی، بهروز تابش
۳- معجم المعربات الفارسیه، محمد السباعی
۴- دیوان شمس تبریزی

@AdabSar
🔷💠🔹🔹
🌍 جنبشی که در سده‌ی کنونی در میان پارسی‌زبانان ایران برای واژه‌گزینی آغاز شده است، کار تازه‌ای نیست. دانشمندان ایرانی در نخستین سده‌های پس از اسلام بیکار ننشسته و برای نگهداری از زبان پارسی کوشیده‌اند. «ابوریحان بیرونی» و «پورسینا» از پرچمداران جنبش واژه‌گزینی دانشیک(علمی) در زبان پارسی بودند. برای نمونه، «التفهیم» بیرونی گنجینه‌ای از واژگان نژاده (اصیل) و خوش‌ساخت زبان پارسی است. نبیک(کتاب)های دیگر بیرونی همچون «آثارالباقیه»، «الجماهر» و «صیدنه» نیز سرشار از واژگان شیوای پارسی هستند. او در الجماهر نام‌های گوهرها و توپال‌ها(فلزات) و در صیدنه نام گیاهان و داروها را به پارسی برگردانده یا برای آن‌ها برابرسازی کرده است. بیرونی در التفهیم کوشیده است که در اَنگارش(ریاضی) واژگانی کارا جایگزین کند. او با این کار فرهنگ واژگان دانشیک(علمی) پارسی را پرمایه‌تر ساخته است. بسیاری از این واژگان در زمان ساسانیان در ستاره‌شناسی و رایگری(ریاضی) کاربرد داشتند. برابرهای پارسی برگزیده‌ی ابوریحان در التفهیم و پورسینا در «دانشنامه‌ی علائی» گاهی همسانند. برخی از واژگانی که آنان برگزیدند در نوشته‌های کهن پارسی کاربرد داشت و واژگان بسیاری نیز نوساخته هستند.
در اینجا با فهرست کوتاهی از واژگان برگزیده در التفهیم آشنا می‌شویم.

راست ستون = استوانه قائم
ستاره‌یاب = اسطرلاب
آبگیر = برکه، بطیحه
دندانه = تضریس
آموختن = تعلم
آموزیدن = تعلیم
جدا کردن = تمیز دادن
بازداشتن = حبس/ توقیف
زاویه گشاده = زاویه منفرجه
ناخوبکاری = زشتی عمل و بدخدمتی
شناگر = سبّاح
آغازیدن = شروع کردن
آفتاب = شمس
آتش آسمانی = صاعقه
تابستانی = صیفی
ستوردان/ ستورگاه = طویله
داروی زهری = دوای سمی
زاویه تیز = زاویه حاده
شاخ = فرع
تابستانگاه = فصل و موقع تابستان
کاریز = قنات
ستارگان ابری = کواکب سحابی
ستاره رونده = کوکب سيار
کیوان = زحل
باری = لااقل
راست پهلو = متساوی الاضلاع
نمودار = مثال/ شاهد
کاردار = عامل
تاوان = غرامت
بهرام = مریخ
پیشدستی = مسابقت و مبادرت
میانگی = معتدل
کشتی‌بان = ملاح
گورپاشیدن = نبش قبر
کیش = نحله
نماز پیشین = نماز ظهر
نماز دیگر = نماز عصر
مویه = نوحه و زاری
میانگاه = وسط

بیرونی را همچنین پدر دانش «مردم‌شناسی» می‌دانند. بیرونی با دیده‌ای دانشمندانه و خردمندانه به گذشته نگاه کرده و کوشش فراوانی در یافتن راستی‌ها از خود نشان داد.
در ایرانی که تازش‌ها و دشمنی‌های پیاپی و سهمگین، بسیاری از دانش نوشتاری ما را به آتش کشید، اگر نبود بیرونی، ما این دانش اندک درباره‌ی روش زندگی نیاکان‌مان را در دست نداشتیم و درباره پیشینه‌مان هیچ نمی‌دانستیم.

سیزدهم شهریور، روز بزرگداشت #ابوریحان_بیرونی گرامی باد.

🖋 برداشت آزاد از:
بازنگری کارنامه‌ی بیرونی در زبان فارسی، علی مصریان
بازنویسی و برگردان به پارسی پاک: #پریسا_امام_وردیلو

@AdabSar
📚📐🌍
@AdabSar

اگر از منظره‌ها سیر شدی حرفی نیست
یا از این پنجره دلگیر شدی حرفی نیست

عادتم بود که همراه تو پرواز کنم
اگر این‌بار زمین‌گیر شدی حرفی نیست

عشق را مثل عصا زیر بغل جا دادی
به گمانم که کمی پیر شدی، حرفی نیست

با من از بازیِ گرگم‌به‌هوا حرف زدی
وقتِ بازی تو خودت شیر شدی، حرفی نیست

تازه گفتی که گناه از من و چشمانم بود
که در این معرکه درگیر شدی، حرفی نیست

#زهرا_حاصلی
@AdabSar
💫

ﻣﺮﺍ ﯾﺎﺭﺍ ﭼﻨﯿﻦ ﺑﯽ ﯾﺎﺭ ﻣﮕﺬﺍﺭ

ﺯ ﻣﻦ ﻣﮕﺬﺭ ﻣﺮﺍ ﻣﮕﺬﺍﺭ ﻣﮕﺬﺍﺭ

#مولوی
#چکامه_پارسی
@AdabSar