ادب‌سار
12.6K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
💫

برخیز! شعر‌ها همگی لنگ مانده‌اند

صبحت به‌خیر حضرت مضمون هر غزل


#مهدی_وزیری
@AdabSar
💫

یک قطره‌ام و گاه چنان موج می‌زنم
در خود که ناگزیری دریا ببینی‌ام

شب‌های شعرخوانی من بی‌فروغ نیست
اما تو با چراغ بیا تا ببینی‌ام!

#محمدعلی_بهمنی
@AdabSar
ادب‌سار
☀️🌾🌱🌲 @AdabSar ☀️یکم خورماه، روز آشتی و برابری☀️ 🌤آغاز ماه دی، روز یکم دی‌ماه، روز زایش دوباره‌ی خورشید پس از شب چله، "اورمزد روز"(روز خدا)، "خورروز" یا "خرم‌روز" نامیده می‌شد. همچنین ماه دی را "خورماه" می‌نامیدند. بر پایه‌ی برخی گمان‌زدها، در سال‌های ۳۶۲…
❄️❄️❄️❄️
@AdabSar

❄️آشنایی با جشن‌های ایرانی
❄️جشن دیگان نخست

🌨اگر به نام‌های روزهای ماه در گاهشمار(تقویم) کهن ایران بنگریم، سه روز با واژه‌ی "دی" نام‌گذاری شده‌اند. از این‌رو در ماه دی بجز فردای شب چله که جشن خرم‌روز است، سه روز با ماه هم‌نام هستند و سه جشن دیگان داریم.
این جشن‌ها بر پایه‌‌ی گاهشمار امروزی روز "دی بآذر" دوم دی؛
روز "دی بمهر" نهم دی؛
و روز "دی بدین" هفدهم دی هستند.

❄️بیشتر روزهای ماه با نام نیروهای مینوی نام‌گذاری شده‌اند ولی "دی" برگرفته از "دا" و "دا" برگرفته از واژه‌ی اوستایی "دادار"(به چم دادن، بخشیدن و آفریدن) و نام ایزد یکتا است. نام سردترین ماه سال با نام خداوند نام‌گذاری شده بود تا در سرمای سخت یاری‌گر مردمان باشد. از این‌رو جشن‌های دیگان همواره با نیایش و ستایش آفریدگار همراه بود.

آیین ساده پوشی، برابری‌خواهی، آشتی‌جویی و همنشینی شاهان با مردم آیین جشن‌های دیگان بود.

👳🏻ابوریحان بیرونی نوشته است که در روزهای دیگان پادشاهان پوشاک ساده و سپید می‌پوشیدند و میان مردم می‌رفتند و می‌گفتند من مانند یکی از شما هستم و با شما برادرم، زیرا استواری و پایداری جهان به کارهایی است که به دست شما انجام می‌شود و آرامش کشور نیز با من است، نه پادشاه را از مردم گریزی است و نه مردم را از پادشاه...

🌼گفته می‌شود گل‌های بادرنگ، کاردک و شنبلید نماد جشن‌های دیگان هستند.
goo.gl/ld96cc

#پریسا_امام_وردی
#فرهنگ_ایران #دیگان

برگرفته از:
گاهشماری و جشن‌های ملی ایرانیان
نویسنده: #ذبیح_الله_صفا
تارنماهای "ایران‌بوم" و "ایران‌نامه"

@AdabSar
❄️❄️❄️❄️
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻حیات = زندگی، زندگانی، هستی، زیست، جان، گِیان
🔻آب حیات = آب زندگی، جانفَزا، زیست‌آب
🔻تجدید حیات = باززیستی
🔻حیات اُخروی = زندگی مینوی، زندگانی آن‌جهانی
🔻حیات‌بخش = زندگی‌بخش، گِیان‌بخش
🔻حیات‌دادن = زنده‌کردن، زنانیدن، زیانیدن
🔻حیات‌سِپُردن = جان‌سپُردن، مُردن
🔻حیات مجدد = زندگی دوباره
🔻حیات وحش = زیست جانوری، زیست‌بوم
🔻در امتداد حیات = در درازنای زندگی
🔻در قید حیات = زنده
🔻ذی‌حیات = جاندار، زنده، جانور
🔻صاحب‌حیات = جاندار، زنده
🔻علامت حیات = نشان زیست

✍️نمونه:
🔺تخریب جنگل‌ها صدمات غیرقابل جبرانی به حیات وحش وارد آورده است =
نابودی جنگل‌ها آسیب‌های بازگشت‌ناپذیری به زیست‌بوم زده است

🔺شکار، خطر بزرگی برای حیاتِ وحش است =
شکار، گزند بزرگی برای زیستِ جانوری است

🔺آب مایه‌ی حیات است =
آب مایه‌ی زندگانی است

🔺حیات و مماتش در گرو رضایت یا عدم رضایت اولیای دَم بود =
زندگی و مرگش در گرو بخشیدن یا نبخشیدن خونخواهان/دادخواهان بود

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#حیات
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

کشیده کار جوانی به اوج ویرانی
هزار شکر که هالِ مرا نمی‌دانـی

فـریـب ظاهر گل را نخور که او دارد
به لـب تبسم و در سینه خار پنهانی

حدیث عقل و دل و چشم من شنیدنی است
یکی پریده، یکی خـون، یکی‌ست بارانـی

دلم خوش است که گاهی به خواب می‌بینم
تو را که می‌رسی و تا هـمیشـه می‌مانـی

دوبـــاره روی لـبـانم بـهار می‌شکفـد
تـمام می‌شود ایـن دوره‌ی زمستانی

سـتاره می‌چکـد از آســمان گیـسویت
کسـی ندیده فلک را به این پریشانی

هـنـوز مـنتظر روزهـای آرامــی؟
"چه ساده‌مسلکی ای دل، چقدر ایرانی"

#علی_فرزانـه_موحد
@AdabSar
💫

ای یادِ روشنِ تو پس از تو، چراغِ ما

با یادِ خود بگوی که گیرد سراغِ ما؟

#حسـین_منزوی
@AdabSar
💫

از غربت‌ام این‌قدر بگویم که پس‌از تو
حتی ننشسته‌ست غباری به مزارم

ای کشتی جان! حوصله کن می‌رسد آن‌روز
روزی که تورا نیز به دریا بسپارم

#فاضل_نظری
@AdabSar
🌬🌤🌾🌱
@AdabSar

همدمِ سوزِ باد
همنشینِ دشتِ سبزپوش و سروِ آزاد،
تاکِ پیرِ پوستین ریش
می‌جوید از دشت
شوند و زَندِ هر رویداد...

ای دشتِ پاکدامان،
پر آروین_پیرِ سالخورده‌ی هزاره‌ها،
ای که ریشه‌ها در خود پروراندی
دَمّنِ نیاکان، شوندِ شادی،
ای دشتِ خاکی
ریشه‌ی من از تو جان می‌گیرد
ای سامانه‌ی پاکی،

دیرگاهی ندیده‌ام نرم‌بادِ ابریشمین را
سخنی نیست
آوازِ پرنیانِ دیرین را

بر چرخگاهِ زمان، روزها در پسِ هیچ
می‌آیند، می‌روند، شدآمدِ دَمان هیچ

با من بگو از چه روی
روشن آرای پگاه در پسینِ سیاهی تنیده؟
رخسارها بی‌فروغ ایزد است،
هر که را بینی با چشمانِ باز خسبیده...!

این چنین گفت، تاکِ پیر،
دشتِ تردامان را...

دشت، آهی کشید و پس از لختی گفت:

- پیشانی‌ام، کوره آژنگِ خشکیده‌ی ره‌پویانِ آب،
سینه‌ام، اخگرِ نیمه‌جانِ آتشِ باستان،

آری، روزی و روزگاری
آنسو تر از بندرِ پندار
آتشی بود و آتشگهی
بشنو از من تو این داستان،

پشتِ پرچینِ سادگی‌ها
آنجا که خدیوان زمین
به دوشیزگیِ پرهام،
دست درازی نکرده بودند

هزاره‌ها، سپیدجامگان بودند و پایکوبی در سده‌ها...

در این دشت، موبَدی بود و آتشبُدی،

ساگه‌ی یاس، در گیسوانِ دخترِسیب، هوده می‌داد
سدای باد، خنده‌ی پری‌وشان را مژده می‌داد،

این‌جا بارگهِ خسرو بود و تخت پیروزه و باربُدی،

میهنِ پاک مردان،
جایگهِ بی‌باک گُردان بود،
همه آشنای مهر
مهرابِ اهورا
همه دل‌های آنان بود...!

کنون دیگر پگاهِ راستین را کس ندیده،

از آن دم که خوشه‌های بهروزی
پایکوبِ پسِ سُمِ لشکرِ دیوان شد
چرخِ گردون هم زین پریشانبوم،
روی گردان شد.

روشنای مهر آیین،
در پنجه‌ی سیاه و خونینِ دیوان
در بند و زندان شد!

goo.gl/q542gX
✍🏻✍🏻 پانوشت سراینده:
زند = تفسیر.
آروین = تجربه.
دَمن = جمع دامنه، آثار خانه و حیات مردم در روی زمین.
نرم‌باد = نسیم.
پرنیان = حریر، پارچه‌ی مخمل، در اینجا فردید(منظور) از آواز پرنیان، آواز نرم و لطیف و دلکش است.
پسین = غروب، هنگامه‌ی پایان روز.
خسبیده = خوابیده.
با چشمان باز خسبیده = فردید آن باشد که نمی‌خواهد ببیند، کنایه از وجدان خاموش.
لختی = مدتی.
آژنگ = چین و شکن پیشانی.
ره پویان آب = جوی و جویبار، آنجا که آب جاری است. رود خشک شده در دامنه‌ی دشت به چین و شکن پیشانی دشت همانند شده است.
خدیوان = صاحبان، مالکان.
پرهام = طبیعت.
هوده = ثمره، میوه.
ساگه = ساقه اربیک شده‌ی این واژه است.
تخت پیروزه = نام یکی از آهنگ‌های زمان خسرو پرویز بوده است.
باربد = خنیاگر(نوازنده، موسیقی‌دان) چیره‌دستِ دربار خسرو پرویز و پدیدآورنده‌ی سرود خوش‌آهنگ(مسجع).

#پوریا_عزیزیان
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌬🌤🌾🌱
🏳🇮🇷 @AdabSar

🏳🇮🇷 روز برادر و خواهر در ایران باستان

👫 در بررسی و کاوش پیرامون جشن‌ها و آیین‌های ایرانی، جسته و گریخته پیام‌هایی را می‌خوانیم که "روز خواهر و برادر" در ایران باستان را شادباش می‌گویند و آن را برابر با یکم دی و جشن خورروز می‌دانند.
این روز، برداشتی از خُرم روز (یکم دی) و روز پس از شب چله است.

👫 ابوریحان بیرونی که امروز بخش بزرگی از شناخت خود درباره‌ی ایران باستان را وامدار وی هستیم، در پژوهش ارزشمندش «آثار الباقیه»، به آیین بسیار زیبایی درباره‌ی "خرم روز" پرداخته است.

👫 بیرونی نوشته است:
در این روز پادشاه از تخت شاهی به زیر می‌آمد، جامه‌ی سپید می‌پوشید، در بیابان بر زیرانداز یا غالی سپید می‌نشست، با کشاورزان و برزگران همنشین می‌شد، از یک خوان(سفره) با آن‌ها خوراک می‌خورد و می‌گفت: «من امروز مانند یکی از شما هستم. من با شما برادر هستم. زیرا پایداری دنیا به کارهایی است که به دست شما می‌شود و آبادانی هم به پادشاه است. من که پادشاه هستم با شما برزگران برادر خواهم بود و مانند دو برادر مهربان خواهیم بود. به‌ویژه که دو برادر مهربان، هوشنگ و ویکرد چنین بودند...»

👫 همچنین با نگر به آنکه در بن‌مایه‌ها و سرگذشت کشور، از پادشاهان زن همچون "همای چهرزاد" و "پوران‌دخت" یاد شده است، اگر شاه بانو نیز بر پایه‌ی آیین دیرین پادشاهان چنین سخن می‌گفت، مهرورزی پادشاه به مردم در جایگاه خواهر بود.


✍🏻✍🏻 برگرفته از تارنمای "خردگان"
kheradgan.ir
نویسنده #مجید_خالقیان
ویرایش و برگردان به پارسی #ادبسار
#فرهنگ_ایران #دیگان

برای آشنایی با "خرم‌روز" بنگرید به:
t.me/AdabSar/9560

🏳🇮🇷 @AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔅آشنایی با نام‌های ایرانی

«کامبیز»، «کامبوزیا» و «کمبوجیه»

🔆🔆 دو نام پسرانه‌ی "کامبیز" و "کامبوزیا" از ریشه‌ی نام کمبوجیه هستند که در فرانسوی یا یونانی "کامبیز" و "کابوزیا" شده و به ایران بازگشته‌اند.

🔆🔆 برای نخستین‌بار "دیودور"، کهن‌نگار(مورخ) ایتالیایی، ماتیکانی به زبان یونانی نگاشت که در آن نام "کمبوجیه"، "کامبیز" نوشته شده است.(حسن پیرنیا) کهن‌نگاران امروز نوشته‌ها و بررسی‌های او را بی‌پایه و نادرست می‌دانند.(دهخدا)

🔆🔆 "کمبوجیه" نام پدر و پسر "کوروش" و نام شماری چند از شاهزادگان و فرمانروایان هخامنشی بود. پدر کوروش شاه انشان بود. به باور کهن‌نگاران امروز، به وارون(برخلاف) آنچه که برای کوچک شمردن "کمبوجیه" فرزند "کاساندان" و "کوروش" گفته می‌شود، او نه تنها مردی تندخو و خودکامه(دیکتاتور) نبود، ونکه(بلکه) برای سامانمندی(منظم کردن) کشور و دیوان‌سالاری بسیار کوشید. یکی از برجسته‌ترین کوشش‌‌های او کشورگشایی و گرفتن مسر(مصر) بود.

🔆🔆 درباره‌ی نام "کمبوجیه" در جایی سخنی گفته نشده و هیچ سنگ‌نبشته‌ای از زمان کمبوجیه بجا نمانده است. شماری از ایران‌شناسان اروپایی درباره‌ی پیشینه‌ی این نام دیدگاه‌هایی دارند.

🔆🔆 هرتسفلد، فردریش فون اشپیگل و مولتن این نام را با افسانه‌ها و داستان‌های بومی سانسکریت زبان اَپاختَـر باختری(شمال غربی) کشور هند در پیوند می‌دانند.
ولی "ریچارد فرای" در "تاریخ باستانی ایران" با این دیدگاه هم‌رای(موافق) نبود و نام "کمبوجیه" را برآمده از سرزمین‌های خاوری(شرقی) ایران نمی‌دانست.

🔆🔆 "آرنولد تویین‌بی" نوشته است که کمبوجیه(کمبوجَه، کامبوجَه، کمبوجا یا کامبوجا) از نام‌های کوچ‌نشینان اوراسیایی است که در زبان سانسکریت هم از آن یاد شده است.
به گفته‌ی او کشورگشایی‌ها به دست شاخه‌ی بزرگتر دودمان هخامنشی و با دلاوری کوچ‌نشینانی به نام "کامبوجه" و "کورو" انجام شد و همین مایه‌ی آن شد که در خاندان هخامنشی نام شاهزادگان بسیاری را کمبوجیه و کوروش بگذارند. بیشتر پژوهشگران در این باره با تویین‌بی همداستان هستند.

🔆🔆 یکی دیگر از گمانزد‌ها این است که "کمبوجیه" ریشه‌ی ایلامی* دارد و در گذشته "کنبوزیه" خوانده می‌شد. در زبان اَکدی* "کمبوزیه" و در زبان آرامی* "کنبوزی" بود. در نوشته‌های مسر(مصر)ی "کنبوت" و "کمبات" و در تازی و نوشته‌های ابوریحان بیرونی "قمبوزس" و "قمبسوس" است. ابن خلدون نام او را "کیکوس" نوشته است.

🔆🔆 گفته می‌شود ← شاید "کبوج" همان "کبود" و کمبوجیه به ماناک(معنی) "جوانی که جامه‌ی کبود پوشیده"، باشد.
گفته می‌شود ← "کمبوجیه" به چمار "خوشبختی دو جهان" و در سانسکریت به چم "شاه مردمان این سرزمین" است.
ادبسار درباره‌ی درستی این گفته‌ها داوری نمی‌کند.

🔆🔆 برای آشنایی با نام "کوروش" به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/4943

✍🏻✍🏻 پی‌نوشت: زبان ایلامی در سرزمین خوزستان باستان زبانی رواگ‌دار(رایج) بود و در زمان هخامنشیان جایگاه ویژه‌ای داشت.
زبان‌های اَکدی و آرامی از زبان‌های وابسته و پشتیبان زبان سامی در سرزمین میان‌رودان(بین‌النهرین) بودند.


🇮🇷🇮🇷 چند نام ایرانی دخترانه و پسرانه‌ی هم‌آوا:
👧🏻 کامه، کارین، کاسان، کَتی(در اوستایی سرور و بزرگ خانه)، کَنوکا و...
👦🏻 کامکار، کارن، کامبد، کادوس و...

برای فرزندانمان نام‌های زیبا و برازنده‌ی ایرانی برگزینیم

#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#کامبیز #کامبوزیا #کمبوجیه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻کروکی = (Croquis)، انگاره
🔻کروکی کشیدن = انگاره کشیدن، انگاریدن
🔻اتومبیل کروکی = (Convertible)، خودرو روباز، خودرو روگشاده

نمونه:
🔺کروکی افسر راهنمایی و رانندگی از تصادف اتومبیل‌ها، تشخیص مقصر حادثه را تسهیل می‌کند =
انگاره‌ی افسر راهنمایی و رانندگی از برخورد خودروها، شناسایی لغزشکارِ پیشامد را آسان می‌کند =


❗️فرهنگستان زبان و ادب پارسی، برابر واژه‌ی فرانسوی "کروکی" را "ترسیمه" پیش نهاده است. از آنجایی که "ترسیمه" نیز واژه‌ای بیگانه است و پارسی نیست، بهتر است از جایگزین پارسی آن بهره ببریم.

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#کروکی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

زلال را درود
به اهلِ دل کمال را درود
جهانِ شاعرى صفاى دیگرى گرفت
به روحِ شعرِ نابِ پارسى نموى بال را درود
کنون عروج تازه مى‌کند به کهکشانْ فصاحتِ کلام ما
قصیده، مثنوی، غزل... بگو که اهل حال را درود
و نای مولوی نوای دیگری گرفت
که شمسِ بی‌زوال را درود
زلال را درود

#اعظم_خواجه_اف
فرستنده #مریم_رشیدی
@AdabSar
💫

یعقوب نکرد از غم نادیدن یوسف

این گریه که دور از لب خندان تو کردم!


#فروغی_بسطامی
@AdabSar
💫

از رستم دستان و فريدون و سياوش
تا كوروش و كمبوجيه و خسرو و آرش

از سلسله‌ی ماد دگر تا ته قاجار
گيسوی تو زيباست فقط سلسله‌هايش

#كميل_حق_پرسـت
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔅آشنایی با نام‌های ایرانی

«هاوین» و «هامین»
"هاوین" و "هامین" نام‌های هَنباز(مشترک) دخترانه و پسرانه با ریشه‌ی کردی و به چم موسم(فصل) تابستان، بسیار گرم، خورشید، گرمابخش زندگی و هستی زندگی هستند.

🌻واژه‌ی "هاوین" دگردیس(تبدیل) شده‌ی واژه‌ی اوستایی "هامین" است. این واژه در اوستایی به چم تابستان بود.

👶🏻با آنکه این نام‌ها دخترانه و پسرانه هستند، ولی "هاوین" را بیشتر برای دختران و "هامین" را بیشتر بر پسران می‌گذارند.

☀️بیشتر نام‌های کردی فَرتابی یافته(الهام گرفته) از پاره‌های پرهام(عناصر طبیعت) هستند. به‌ویژه جایگاه خورشید، روز، گرما و روشنایی در پیدایش نام‌های کُردی به خوبی دیده می‌شود.

🔥گفته می‌شود واژه‌ی تازی "هاویه" از "هاوین" گرفته شده است.

نام‌های کردی هم‌آوا با "هاوین":
👧🏻👦🏻هایا، هاوژین، هه‌ژیر(هژیر)، هه‌نار، هینا، هیژان، هرسین، هومان، هینا، هیژان و…


#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#نام_پسرانه_ایرانی
#هاوین #هامین
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👥👥👥👥
🔅پرسش شما

درود بر شما بانوی گرامی. دربارهٔ "مزید"و جایگزین های آن نگاشت گذاشته بودید. خواستم بدانم" به مزایده گذاشتن "چه می شود؟با سپاس


🔅پاسخ ادبسار
جایگزین‌های واژه‌ی «مزایده» را اینجا ببینید:
t.me/AdabSar/9596
جایگزین‌های واژه‌ی «مزید» را اینجا ببینید:
t.me/AdabSar/7716

📜📜📜📜
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻مزایده= Aucation، بیش‌فروشی، بیش‌فروش، فزون‌فروش، فَرافزونی، هَم‌اَفزایی، بهافزونی، اَرزاَفزایی

🔻مناقصه= Tender، کمخرید، ارزان‌خرید، ارزان‌خری، کاهشگری، کم‌بهایی، بهاشکنی، اَرزشِکنی، نرخ‌آوری، کاهش نرخ

نمونه:
🔺دولت هرچه می‌فروشد به مزایده است، هرچه می‌خرد به مناقصه=
اِستات هرچه می‌فروشد به فزون‌فروشی است، هرچه می‌خرد به ارزان‌خری

🔺در هر مزایده تلاش می‌شود تا جنس به حداکثر قیمتِ ممکن به فروش برسد=
در هر بیش‌فروشی، کوشش می‌شود تا کالا به بیشترین بهای شایا به فروش برسد

🔺در مناقصه، تمامی پیشنهادهای واصله ملاحظه شده و پایین‌ترین قیمت قبول می‌گردد=
در اَرزشِکنی، همه‌ی پیشنهادهای رسیده بررسی شده و پایین‌ترین بها پذیرفته می‌شود


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#مزایده #مناقصه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

"می‌شود دست کشید از تو مگر !؟"

بـــاز با یاد تــــو با دیـــــده‌ی تـــر
مثل شب‌های دگـــــر تا به سحـــر

لحظه‌ای را مژه بـــــر هــــم نـزدم
نیست انگــــار که از خواب خبــــر

گــــرچه داری خبـر از حرف دلـــم
می‌نــــویسم همــــه را بـار دگـــــر

می‌بـــرد گــــریه امانم ، گله نیست
هـــرچه اشک است به لبخند تـو در

خـــــوب دانم کـــه نـــــدارد گل من
طعم لبخند تــــــو را قنــد و شکــــر

سیـــــر از چشــــم سیاهت نشــــوم
می‌دهم عمــــر به یک لحظه نظــــر

در عجب مانده‌ام ای یار که چیست
فرق ابــــروی تو با قـوس قمــــــر!

در بــــرم هستــــی و دلتنگ تو ام
این چه عشقی‌ست که افتاده به سر؟

آنچنان رفتـــه قــــــرارم که مگــــو
در هـــــوایت دل و جانــــم زده پـر

دست من نیست، تــــو دنیــای منی
می‌شود دست کشید از تو مگـــر!؟

#پریناز_جهانگیـرعصر
@AdabSar
@AdabSar

فکر می‌کردم می‌توانم آزادی‌اش را ببینم
فکر می‌کردم می‌توانم در مشتم نگیرمش
حالا می‌بینم چه دردی‌ست کسی را آزاد بگذاری
باید بگذاری روی شانه‌ات بشیند و حرفی هم نزنی!

فکر می‌کردم راحت است
فکر می‌کردم چه خوب است دَهِش
هر چه می‌بخشم انگار به گرفتن محتاج‌ترم

گاهی فکر می‌کنم به‌دست آوردن چگونه است؟
جاذبه بزرگترین سختی جهان است
برخلاف تمام قامت‌هاست
آنقدر باید باشد که هم قد صاف کرده
هم همه‌ی هستی‌اش را با دلش نگه دارد!


#فرنوش_حميدی
@AdabSar
💫

دو حاجت است که یکباره آرزو دارم

تو در کنار من و شرم از میان رفته...


#صائب_تبریزی
@AdabSar