مرکز اسناد حقوق بشر ایران Iran Human Rights Documentation Center
2.03K subscribers
1.61K photos
406 videos
144 links
Download Telegram
She was an economics student in Afghanistan’s Parwan Province. But when universities were closed to girls, the course of her life suddenly changed.



Losing her place at university also meant losing opportunities to earn an income. She returned to a skill that had once been just a hobby: knitting. She learned from a woman who ran a similar business and gradually developed a style of her own.



For four years, she kept going. She knitted bags, wallets, and jewelry while searching for ways to reach customers. But the challenges were significant: she had no place to work outside the home and no suitable local market to sell her products. Her monthly income was around 4,000–5,000 Afghanis—far from enough to meet her financial needs.



Then she found another path online. After taking business and digital skills training, she launched her own online shop, allowing her to reach customers beyond Parwan.



Today, she says she earns an income, is able to address some of her financial challenges, and is moving toward greater self-reliance.



The university was taken away from her, but she worked to build another path toward independence.



This story is based on a story published by UN Women.


@iranhrdc
#ThroughHerEyes
#Afghanistan
#AfghanGirls
#DayOfTheGirl
#GirlsEducation
#IHRDC
او دانشجوی اقتصاد در ولایت پروان افغانستان بود؛ اما وقتی درهای دانشگاه به روی دختران بسته شد، مسیر زندگی‌اش هم ناگهان تغییر کرد.



با از دست دادن دانشگاه، فرصت‌هایش برای کسب درآمد هم محدود شد. به مهارتی برگشت که تا آن زمان فقط یک سرگرمی بود: بافتنی. از زنی که کسب‌وکاری مشابه داشت یاد گرفت و کم‌کم سبک خودش را پیدا کرد.



چهار سال ادامه داد؛ کیف، کیف پول و زیورآلات بافت و به دنبال مشتری گشت. اما موانع زیادی وجود داشت: جایی برای کار خارج از خانه نداشت و بازار محلی مناسبی هم برای عرضه محصولاتش پیدا نمی‌کرد. درآمد ماهانه‌اش حدود ۴ تا ۵ هزار افغانی بود؛ مبلغی که برای حل مشکلات مالی‌اش کافی نبود.



بعد، راه دیگری را در فضای مجازی پیدا کرد. پس از شرکت در دوره‌های مهارت‌های کسب‌وکار و دیجیتال، فروشگاه آنلاین خودش را راه‌اندازی کرد و توانست محصولاتش را فراتر از پروان به مشتریان معرفی کند.



امروز می‌گوید درآمد دارد، بخشی از مشکلات مالی‌اش را حل می‌کند و قدم‌به‌قدم به سمت خودکفایی حرکت می‌کند.



دانشگاه از او گرفته شد، اما او تلاش کرد مسیر دیگری برای استقلال خودش بسازد.



این روایت بر اساس داستانی منتشرشده توسط زنان سازمان ملل متحد است.


@iranhrdc
#از_نگاه_او ‏
#افغانستان
#دختران_افغانستان
‏#روز_جهانی_دختر
‏#آموزش_دختران ‏#مرکز_اسناد_حقوق_بشر_ایران
مهدی بهمنی، متولد ۱۸ شهریور ۱۳۸۰ و برادر دادخواه هادی بهمتی، روز چهارم خرداد در منزل خانوادگی خود در روستای گلال از توابع منطقه سوسن شهرستان ایذه بازداشت شد. او اکنون در زندان شیبان اهواز نگهداری می‌شود و از زمان بازداشت تاکنون از تماس با خانواده و دسترسی به وکیل محروم بوده است.

چند ماه پس از کشتار دی‌ماه، افراد ناشناس به کلانتری سوسن حمله کردند و چند مأمور در این حمله کشته شدند. مهدی بهمنی حدود مدتی پس از این رویداد، با اتهام «لیدری» بازداشت شد.

یک منبع مطلع نزدیک به خانواده می‌گوید مأموران اطلاعات جمهوری اسلامی در تماس‌های مکرر با نزدیکان مهدی، او را به اعدام تهدید کرده‌اند. به گفته این منبع، مهدی در دوران بازداشت تحت فشار و شکنجه شدید قرار گرفته و از او اعترافات اجباری گرفته‌اند.

بر اساس این گزارش، بازجویان با اشاره به کشته‌شدن برادر مهدی و بازداشت مادر و خواهرش، او را تحت فشار روانی قرار داده‌اند؛ به‌گونه‌ای که وضعیت جسمی و روانی او به‌شدت نگران‌کننده توصیف شده است.

بازداشت مهدی بهمنی پس از اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه در ایذه و رخدادهای امنیتی پس از آن صورت گرفته است. خانواده او پیش‌تر نیز به‌دلیل دادخواهی و انتشار مطالب اعتراضی از سوی مهدی در شبکه‌های اجتماعی، تحت فشار نهادهای امنیتی قرار داشتند.

با توجه به انتساب اتهامات سنگین، تهدید صریح به اعدام، اخذ اعتراف اجباری و محرومیت از وکیل، نگرانی جدی درباره جان مهدی بهمنی و احتمال تشکیل پرونده‌ای منتهی به صدور حکم اعدام وجود دارد.

هادی بهمنی معترض ۱۷ ساله اهل ایذه در اعتراضات آب ۱۴۰۰ کشته شد

@iranhrdc
#DigitalBlackoutIran
#iran_strikes
#iran_human_rights
#iranmassacre
#مهدی_بهمنی
#هادی_بهمنی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پست ۲
 
محتوای آنلاین ناپایدار است؛ ممکن است حذف شود، از دسترس خارج شود یا در جریان قطع اینترنت دیگر قابل بازیابی نباشد.

در قسمت دوم مجموعه «پروتکل برکلی» می‌بینیم که چگونه می‌توان یک فایل را ارزیابی، جمع‌آوری و بدون تغییر نگهداری کرد؛ چرا ثبت نشانی صفحه، فراداده، زمان جمع‌آوری و هش فایل اهمیت دارد؛ و زنجیره حفظ شواهد چگونه مستند می‌شود.

اما یک اصل بر همه این مراحل مقدم است: هیچ فایل یا تحقیقی ارزش به خطر انداختن قربانی، شاهد یا مستندساز را ندارد.

ترجمه کامل فارسی پروتکل برکلی در وب‌سایت مرکز اسناد حقوق بشر ایران در دسترس است.

@iranhrdc
#پروتکل_برکلی
#شواهد_دیجیتال
#حفظ_شواهد
#زنجیره_حفظ_شواهد
#حقوق_بشر_ایران
#BerkeleyProtocol
#DigitalEvidence
#ChainOfCustody
#HumanRights
محسن (مهرداد) تکش، شهروند ۳۳ ساله ساکن دیزیچه اصفهان و از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، با اتهام «محاربه» به دو بار اعدام محکوم شده است. گزارش‌ها از شکنجه او در دوران بازداشت و استفاده از اعترافات اجباری در پرونده‌اش حکایت دارد.

ایران اینترنشنال به نقل از یک منبع مطلع گزارش داده است که تکش در هفته پایانی دی‌ماه و در جریان سرکوب اعتراضات بازداشت شد. به گفته این منبع، او تحت فشار شدید جسمی و روانی قرار گرفته و بر اثر شکنجه، دستش شکسته است. همچنین ادعا شده که اعترافات اخذشده تحت فشار، مبنای اصلی اتهامات و صدور حکم علیه او بوده و مدرک دیگری برای اثبات اتهامات در پرونده وجود ندارد.

خانواده تکش برای حدود چهار ماه پس از بازداشت از وضعیت و محل نگهداری او اطلاع دقیقی نداشتند تا اینکه او از بند الف‌ط زندان دستگرد اصفهان با آنها تماس گرفت. تکش پیش از بازداشت در دیزیچه تعمیرگاه موتورسیکلت داشت و از این طریق امرار معاش می‌کرد.

@iranhrdc
#DigitalBlackoutIran
#iran_strikes
#iran_human_rights
#iranmassacre
#محسن_تکش
Mohsen (Mehrdad) Takesh, a 33-year-old resident of Dizicheh, Isfahan Province, who was arrested in connection with the January 2026 protests, has received two death sentences on charges of “waging war against God” (Moharebeh). Reports indicate that he was tortured in detention and that coerced confessions were used as evidence against him.

Iran International, citing an informed source, reported that Takesh was arrested in late January amid the crackdown on the protests. According to the source, he was subjected to severe physical and psychological abuse, including torture that left him with a broken hand. The source said that statements extracted from him under duress formed the main basis for the charges and death sentences, with no other evidence presented to substantiate the allegations against him.

For nearly four months after his arrest, Takesh’s family had little information about his whereabouts or condition. He eventually contacted them from the A-T Ward of Dastgerd Prison in Isfahan. Before his arrest, Takesh ran a motorcycle repair shop in Dizicheh, where he earned his living as a mechanic.

@iranhrdc
#DigitalBlackoutIran
#iran_strikes
#iran_human_rights
#iranmassacre
#mohsen_takesh
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
For many girls in Iran, resilience does not begin behind a school desk.

It begins with the road they must take to get there.

In Sistan and Baluchestan Province, girls in rural communities face significant barriers to continuing their education. In many areas, schools beyond the lower grades are scarce or unavailable. Long distances, limited transportation, teacher shortages, inadequate educational resources, and financial hardship can all stand between girls and the classroom.

In some communities, girls must travel to another village or town to continue their studies. When transportation is unavailable or unaffordable, staying in school becomes even more difficult.

A shortage of teachers—particularly female teachers—limited access to girls’ schools, inadequate facilities, economic hardship, and, in some cases, early marriage can further disrupt girls’ education.

And yet, many girls continue to find ways to stay in school.

Their persistence in the face of these challenges is part of everyday life. But when schools, transportation, and educational resources are out of reach, dropping out cannot simply be blamed on girls or their families. It reflects years of government neglect of essential educational and human-development infrastructure in Iran’s youngest province.

For these girls, leaving school means more than ending their education. It can change the course of their lives—and shape the opportunities available to the generations that follow.

Girls’ education is not a privilege. It is a fundamental right.

@iranhrdc
#ThroughHerEyes
#InternationalDayOfTheGirl
#DayOfTheGir
#SistanAndBaluchestan
#BalochGirls
#RightToEducation
#EducationalJustice
#IranHRDC
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مقاومت برای بسیاری از دختران ایرانی، از پشت نیمکت مدرسه شروع نمی‌شود؛ از راهی شروع می‌شود که باید برای رسیدن به آن نیمکت طی کنند.

در سیستان‌وبلوچستان، بسیاری از دختران در مناطق روستایی برای ادامه تحصیل با موانعی مانند نبود مدرسه در مقاطع بالاتر، فاصله زیاد، دشواری رفت‌وآمد، کمبود معلم و امکانات آموزشی و مشکلات اقتصادی خانواده‌ها روبه‌رو هستند.

در برخی روستاها، پس از پایان ابتدایی یا متوسطه اول، برای ادامه تحصیل باید به روستا یا شهر دیگری رفت. وقتی وسیله رفت‌وآمد مناسب وجود ندارد یا هزینه آن برای خانواده سنگین است، ادامه تحصیل دشوارتر می‌شود.

کمبود معلم، به‌ویژه معلم زن، کمبود مدارس دخترانه و در برخی موارد ازدواج زودهنگام نیز از عواملی هستند که می‌توانند مسیر تحصیل دختران را متوقف کنند.

با وجود این موانع، بسیاری از دختران همچنان به تحصیل ادامه می‌دهند و برای ماندن در مدرسه تلاش می‌کنند.

این تلاش در مواجهه با شرایط دشوار، بخشی از واقعیت زندگی آن‌هاست؛ اما وقتی دسترسی به مدرسه، رفت‌وآمد یا امکانات آموزشی فراهم نیست، ترک تحصیل نه ناشی از کم‌کاری دختران و حتی خانواده‌هایشان، بلکه نتیجه سال‌ها بی‌توجهی به بخشی از مهم‌ترین زیرساخت‌های توسعه منابع انسانی در جوان‌ترین استان ایران است.

ترک تحصیل برای این دختران فقط به معنای پایان مدرسه نیست؛ می‌تواند مسیر زندگی خودشان و نسل‌های بعدی را تغییر دهد.

آموزش دختران یک امتیاز نیست؛ یک حق اساسی است.

@iranhrdc
#از_نگاه_او
#روز_دختر
#روز_جهانی_دختر
#سیستان_و_بلوچستان
#دختران_بلوچ_حق_تحصیل
#عدالت_آموزشی
#iranhrdc
بابک زینلی، صهبا طائف، فواد طائفی، شروین شبرخ و علی باقرکاشی، پنج شهروند بهائی ساکن کرج، برای گذراندن حکم یک سال حبس هر یک بازداشت شدند.

بر اساس اطلاعات رسیده، این پنج شهروند صبح دوشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۵، پس از دریافت احضاریه، به دادگاه انقلاب شهریار مراجعه کردند و همان‌جا بازداشت شدند. پرونده آنان به بازداشت در منزل بابک زینلی در مهرشهر کرج در ۱۶ آبان ۱۴۰۲ بازمی‌گردد.

در رسیدگی به این پرونده، اتهام‌های «تبلیغ علیه نظام» و «فعالیت آموزشی و تبلیغی انحرافی مغایر یا مخل به شرع مقدس اسلام» با استناد به ماده ۵۰۰ مکرر قانون مجازات اسلامی علیه آنان مطرح شده بود. بابک زینلی پیش‌تر نیز به دلیل اعتقاد به آیین بهائی با بازداشت و محکومیت قضایی روبه‌رو شده است.

طبق گزارش دریافتی، ابتدا قرار بود این افراد به زندان تهران بزرگ منتقل شوند، اما پس از بازداشت در بازداشتگاه شهریار نگهداری شدند و سپس از انتقال آنان به زندان قزلحصار خبر داده شد. تا زمان تنظیم این خبر، انجام این انتقال تأیید نشده و اطلاعات دقیقی از وضعیت کنونی آنان در دست نیست.

@iranhrdc
#بابک_زینلی
#صهبا_طائف
#فواد_طائفی
#شروین_شبرخ
#علی_باقرکاشی
#بهاییان_ایران
#داستان_ما_یکیست
#حقوق_بشر_ایران
Babak Zeinali, Sahba Taef, Fouad Taefi, Shervin Shabrokh, and Ali Bagherkashi, five Baha’i residents of Karaj, have been arrested to serve prison sentences of one year each.

According to information received, the five were taken into custody on Monday morning, August 31, 2026, after appearing at the Shahriar Revolutionary Court in response to summonses. Their case stems from their arrest at Babak Zeynali’s home in the Mehrshahr neighborhood of Karaj on November 7, 2023.

They faced charges under Article 500 bis of the Islamic Penal Code, including disseminating propaganda against the Islamic Republic and “engaging in deviant educational and promotional activities contrary to or disruptive of Islamic law.” Zeinali had previously been arrested and convicted because of his Baha’i faith.

According to the report, the five were initially expected to be transferred to Greater Tehran Central Penitentiary. Instead, they were held at the Shahriar detention center, and it was subsequently announced that they would be transferred to Ghezel Hesar Prison. At the time of writing, that transfer had not been confirmed, and no precise information was available about their current circumstances.

@iranhrdc
#Babak_Zeinali
#Sahba_Taef
#Fouad_Taefi
#Shervin_Shabrokh
#Ali_Bagherkashi
#bahaisofiran
#ourstoryisone
#iranhumanrights
پست ۳ از ۴ — آن‌ها که در زندان‌اند 
 
آمارها بی‌چهره‌اند، اما پشت هر درصد یک زندگی و یک خانواده قرار دارد. 
 
یافته‌های جمعیت‌شناختی منابع بررسی‌شده نشان می‌دهد ۸۶٪ از این زندانیان متأهل‌اند و زنان حدود ۵٪ از زندانیان مالی را تشکیل می‌دهند. 
 
در این منابع، فقر برای ۷۳٪، سواد پایین برای ۴۳٪، رفتار پرخطر برای ۱۷٪ و تأثیر منفی هم‌نشینان برای ۳٪ به‌عنوان عوامل مرتبط گزارش شده‌اند. 
 
این درصدها عوامل هم‌بسته را نشان می‌دهند و نباید به‌منزله اثبات رابطه علت و معلولی تفسیر شوند. 
 
پایگاه داده فارسی: 
 
https://iranhrdc.org/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%E2%80%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%AF%D9%87%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7/ 
 
@iranhrdc 
#حبس_به‌خاطر_بدهی 
#زندانیان_مالی 
#فقر 
#زنان 
#عدالت_اجتماعی 
#حقوق_بشر 
#ایران 
#IranHRDC 
 
Post 3 of 4 — Who Is Behind Bars? 
 
Statistics may be faceless, but behind every percentage is a life and a family. 
 
Demographic findings compiled from the reviewed sources indicate that 86% of these prisoners were married, while women accounted for roughly 5% of financial prisoners. 
 
The same sources reported poverty for 73%, low literacy for 43%, high-risk behavior for 17%, and negative peer influence for 3% as associated factors. 
 
These percentages describe reported associations and should not be interpreted as proof of causation. 
 
Explore the data hub: 
 
https://www.iranhrdc.org/debtor-imprisonment-data-hub/ 
 
@iranhrdc 
#DebtorImprisonment_InIran 
#DebtorImprisonment 
#FinancialPrisoners 
#Poverty 
#Women 
#HumanRights 
#Iran 
#IranHRDC