Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 چه کسانی و چگونه مسیحیت را ساختند؟ (+)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🗄پست مرتبط
📺 جردن پیترسون: «عیسی خداست!»
📕مسیح در قرآن: خدایی که خدا نیست
📕خلاصۀ کتابِ «چگونه عیسی خدا شد؟ تعالی واعظ یهودی»
📕چرا بسیاری از مسیحیان تا این حد بیرحم هستند؟
📕یلدا؛ نماد نفوذ فرهنگی ایران در غرب
📕مسیح در ادبیات ایران
📕سورۀ القدر یا سورۀ کریسمس؟
📺 چگونه اسطورهها واقعیت را شکل میدهند؟
📺 مستند «عیسا و اسلام» (یک، دو، سه)
📺 «عیسی» و «انجیل» آشکارگرِ هویت مؤلفان قرآن
📺 بحثی غیرمنتظره دربارۀ «تولد از باکره»
.
#نقد_ادیان #نقد_مسیحیت#مسیح #عیسی_مسیح
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
@Naqdagin – حکمرانی بد و نقد عبدالکریمی
حکمرانی بد و ۱۱ نقد جدید
@Naqdagin
🎧حکمرانی بد و ۱۱ نقدِ جدید (نقد شمارۀ ۱۱ تا ۲۱) #حسن_محدثی به آرای بیژن عبدالکریمی
— قسمت دوم (+)
🔸بیژن عبدالکریمی در سالهای اخیر منتقد گفتمان سیاسی روشنفکران بوده است. از نظر او روشنفکران با تقلیل مشکلات سیاسی کشور به عملکرد حکمرانان معضلات بنیادین و تاریخی دولت-ملت در ایران را نادیده میگیرند. این جلسه به نقد این گفتمان او اختصاص دارد.
🔸حسن محدثی انتقادات متعددی را متوجه این گفتمان میداند که آنها را یک به یک بیان خواهد نمود تا عبدالکریمی نیز در برابر آنها از خود دفاع نماید.
@NewHasanMohaddesi
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— قسمت دوم (+)
🔸بیژن عبدالکریمی در سالهای اخیر منتقد گفتمان سیاسی روشنفکران بوده است. از نظر او روشنفکران با تقلیل مشکلات سیاسی کشور به عملکرد حکمرانان معضلات بنیادین و تاریخی دولت-ملت در ایران را نادیده میگیرند. این جلسه به نقد این گفتمان او اختصاص دارد.
🔸حسن محدثی انتقادات متعددی را متوجه این گفتمان میداند که آنها را یک به یک بیان خواهد نمود تا عبدالکریمی نیز در برابر آنها از خود دفاع نماید.
@NewHasanMohaddesi
🗄پست مرتبط
📻 قسمت اول نقد حکمرانی بد و ۱۰ نقد
📕عبدالکریمی را چه شده؟!
📕چپ محور مقاومتی و آرمانشهرش
📕سقوط ج.ا سقوط روسیه و چین؟!
📕وقتی فیلسوف دچار ابتذال رسانه شود
📕زیستجهان یا برگشت به غار افلاطون؟
📕درک وارونۀ فیلسوف محور مقاومت از امر ملی
📕خودرادیکالپنداری با ذهنی بسیجیمآب!
📕باز هم روشنفکران را نمیبخشم!🥲
📕نظریهپرداز استبداد و ارتجاع
📻 عبدالکریمی و چپزدگی
📻 در ستایش سلحشوری
.
#نقد_روشنفکران #سیاست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 عربستان قبل از اسلام (+)
— ۷ نکته از عربستان پیش از ظهور اسلام
🔸از جغرافیای شبه جزیره عربستان، قدرت دسترسی به آب و کنترل چاه زمزم، تجارت در مسیر راه ابریشم، تاثیرات فرهنگی از ساسانیان و جنگهای هفتصدسالهی ایران و روم تا کلمات فارسی در قرآن...
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب (اینجا)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— ۷ نکته از عربستان پیش از ظهور اسلام
🔸از جغرافیای شبه جزیره عربستان، قدرت دسترسی به آب و کنترل چاه زمزم، تجارت در مسیر راه ابریشم، تاثیرات فرهنگی از ساسانیان و جنگهای هفتصدسالهی ایران و روم تا کلمات فارسی در قرآن...
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب (اینجا)
🗄پست مرتبط
📺«اسلام آغازین» در بافت سیاسی دوران «باستان متأخر»
📻 قبایل عرب قبل از اسلام
📻 جنگهای ساسانیان و اعراب پیش از اسلام
📻 ریشۀ جنگ اعراب و ساسانیان
📻 بازخوانی روایتهای گسترش اسلام
📻 تاریخ اسلام زیر ذرهبین (دکتر پروانه پورشریعتی و دکتر محسن بنائی)
📕چگونه اعراب بر امپراتوری ساسانی غلبه کردند؟
📕چگونگی خَلق شخصیت محمد از روی الگوی مانی پیامبر
📓 مغاكِ تيرۀ تاريخ
📺 زبان اولیۀ قرآن (قبل از ترجمه) سریانی بود
.
#بازنگری #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘خطبۀ بیان (۱/۲) 🔻این متن جهت آشنایی با عمقِ باورهای شیعه (اهل غلو) نشر میشود، تا دریابیم چه شد که این همه ضریح و امامزاده و آخوند و سید ایرانزمین را اشغال کرد، اما در عربستان خبری از اینها نیست؟ و چه شد که به صفویه و سپس ولایت مطلقۀ فقیه رسیدیم. توضیحِ…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 غیرشیعه حیوان و شیعه (نه محب) شبهانسان است!
#عبدالله_هاشم نظری منتسب به برخی امامان دربارۀ اکثر مردم دنیا، غیر از امامان شیعه و شیعیان، را بازگو میکند.
شما فکر میکنید با این انگاره از دیگریها، امکانِ اینکه ایدۀ «ولایت مطلقۀ فقیه» شکل نمیگرفت و در بزنگاهش تحقق نمییافت، چند درصد بود؟ وقتی همۀ دیگریها، مشتی حیوانِ مادوناند، وظیفۀ شما بعنوان علمای شیعه و پیروان نیست که در هنگام کنار سقوطِ تاریخیترین نهاد کشور، قدرت را تصاحب کنید و مابقی را حذف کنید و در موضع پایینتر قرار دهید؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
#عبدالله_هاشم نظری منتسب به برخی امامان دربارۀ اکثر مردم دنیا، غیر از امامان شیعه و شیعیان، را بازگو میکند.
شما فکر میکنید با این انگاره از دیگریها، امکانِ اینکه ایدۀ «ولایت مطلقۀ فقیه» شکل نمیگرفت و در بزنگاهش تحقق نمییافت، چند درصد بود؟ وقتی همۀ دیگریها، مشتی حیوانِ مادوناند، وظیفۀ شما بعنوان علمای شیعه و پیروان نیست که در هنگام کنار سقوطِ تاریخیترین نهاد کشور، قدرت را تصاحب کنید و مابقی را حذف کنید و در موضع پایینتر قرار دهید؟
شخصی به حضور علی آمد و پرسید ناس و اشباه ناس و نسناس کیانند؟ حسین حضور داشت. علی گفت جواب این مرد را بده. حسین:
«ناس ماییم، از این رو قرآن میفرماید: «سپس از همانجا که مردم (بسوی سرزمینی منی) کوچ می کنند کوچ کنید» (بقره/۱۹۸). منظور رسول خدا است که : مردم را به سوی منی کوچ داد.
اما اشباه ناس، شیعیان و پیروان ما هستند و از ما میباشند چنانکه در قرآن (ابراهیم/۳۶) آمده ابراهیم گفت: هر کس مرا پیروی کند از من است و اما نسناس سایر مردمند که از اهل بیت پیامبر کناره گرفتهاند».
داستان دوستان، محمد محمدی اشتهاردی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 علم غیب، دروغِ بزرگی جهت مردمفریبی و اهداف سیاسی-فرقهای
✍🏻#اصغر_زنجانی
🔻مهدی خزعلی، فرزندِ مزور و هزارچهرۀ آخوندِ داعشیِ عضو شورای نگهبان، ابوالقاسم خزعلی:
🔸روزگاری بود که بابت وضعیتِ این موجود، بهخاطر ندانستنِ کارنامۀ پر از رذالتش، و داشتن برخی مصونیتها در نقدِ مقامات، ناراحت میشدم و اخبارش را در رسانهها پیگیری میکردم، و کسانی که میگفتند اعتصاب غذاهایش دروغین است را، افرادی تنگنظر و حسود میدیدم، تا اینکه یکی از نزدیکانم در ایران، به من گفت که در زندان از زبان خودش شنیده، نقل به مضمون:
🔸امامان شیعه، هیچ علمی بیش از مردم عادی نداشتهاند؛ مثل امام حسن که نتوانست خائن و قاتلبودن همسرش را پیشبینی کند و حتی در همسرگزینی نیز بسیار اشتباهات فاحشی کرد؛ با وجود آنکه دهها زن گرفتهبود و طلاق دادهبود و یک متخصصِ تجربیِ امور زنان محسوب میشد، نتوانست یک معشوق واقعی و همسر راستینِ پایِ کار برای خود پیدا کند، یا لااقل وقتی خائنی را وارد خانهاش کرد، پیشبینی کند که چه زمان میخواهد قصد جانش را کند و چنین ساده جان ندهد.
🔻این داستانها و فانتزیهای آخرالزمانی و روایات ظهور که فرقههای یا حکومتهای مختلف شیعه (بعنوان یک حزب-فرقۀ سیاسی) در طول تاریخ بدانها بستهاند برای پیشبردِ اهداف سیاسی مقطعیشان، از جمله مشروعیتبخشی و زوالناپذیر دانستنِ قدرت مستقر چون صفویه، یا کوبیدن قدرتِ مخالفشان تحتِ عنوان سفیانی و...، حتی خلاف نصّ صریح قرآن دربارۀ پیامبر است در ردّ داشتنِ چیزی بهاسم «علم غیب»:
🔺🔻اگر پیامبر ذرهای علم غیب داشت، لااقل در قرآن، بهشکلی صریح، تکلیفِ جانشینداشتنِ خودش را بهشکل سلبی یا ایجابی یکسره میکرد و میگفت جانشینی مشخص دارد یا خیر؟ (نه آنکه بقول علامه آیتالله کمال حیدری، حتی «امامت» هم در قرآن اندک جایگاهی ندارد و جزو «اصول دین» نیست!) تا هزار فرقۀ شیعه و سنی بوجود نیایند که قرنها بهقصد قربت و رسیدن به بهشت، گردن همدیگر را بجوند و فکر کنند بدتر از مسیحیان و یهودیان و آمریکا و اسرائیل، آن دیگریِ مسلمان است که باید با او دشمنی کنند، و برای مثال، خمینی این سخن فرقهای و کینهمحورانۀ عجیب را بگوید (که در اعماقِ این دشمنیِ تاریخی ریشه دارد):
🌾 @Naqdagin
✍🏻#اصغر_زنجانی
🔻مهدی خزعلی، فرزندِ مزور و هزارچهرۀ آخوندِ داعشیِ عضو شورای نگهبان، ابوالقاسم خزعلی:
طبق روایات شیعه، پرچم انقلاب بهدست ابرپیرمردِ ۱۲۰۰ سالۀ مخفی میرسد!
🔸روزگاری بود که بابت وضعیتِ این موجود، بهخاطر ندانستنِ کارنامۀ پر از رذالتش، و داشتن برخی مصونیتها در نقدِ مقامات، ناراحت میشدم و اخبارش را در رسانهها پیگیری میکردم، و کسانی که میگفتند اعتصاب غذاهایش دروغین است را، افرادی تنگنظر و حسود میدیدم، تا اینکه یکی از نزدیکانم در ایران، به من گفت که در زندان از زبان خودش شنیده، نقل به مضمون:
مکر و حیله و تقیه در مقابل دشمن، واجب است و از سنت شیعه و جزئی از تاکتیکهای مبارزاتی.🔺حال متوجه شدم که دشمن او هم آنی نبود که فکر میکردیم! بلکه نهایتا با جنگ گرگها برای تصاحب کمی از کیکِ قدرت و فریب مردم روبرو بودیم! همراهی آزادهای چون محمد نوریزاد با او، و ایضا انحصار و سانسور گستردۀ رسانههای اصلاحطلب و حامی جنبش سبز، او را در نظر بسیاری، فردی مستقل و شجاع و آزادیخواه جلوه میداد.
🔸امامان شیعه، هیچ علمی بیش از مردم عادی نداشتهاند؛ مثل امام حسن که نتوانست خائن و قاتلبودن همسرش را پیشبینی کند و حتی در همسرگزینی نیز بسیار اشتباهات فاحشی کرد؛ با وجود آنکه دهها زن گرفتهبود و طلاق دادهبود و یک متخصصِ تجربیِ امور زنان محسوب میشد، نتوانست یک معشوق واقعی و همسر راستینِ پایِ کار برای خود پیدا کند، یا لااقل وقتی خائنی را وارد خانهاش کرد، پیشبینی کند که چه زمان میخواهد قصد جانش را کند و چنین ساده جان ندهد.
🔻این داستانها و فانتزیهای آخرالزمانی و روایات ظهور که فرقههای یا حکومتهای مختلف شیعه (بعنوان یک حزب-فرقۀ سیاسی) در طول تاریخ بدانها بستهاند برای پیشبردِ اهداف سیاسی مقطعیشان، از جمله مشروعیتبخشی و زوالناپذیر دانستنِ قدرت مستقر چون صفویه، یا کوبیدن قدرتِ مخالفشان تحتِ عنوان سفیانی و...، حتی خلاف نصّ صریح قرآن دربارۀ پیامبر است در ردّ داشتنِ چیزی بهاسم «علم غیب»:
بگو: من قدرتِ [جلبِ] سودی و [دفعِ] زیانی را از خود ندارم جز آنچه خدا خواهد، و [علم غیب هم ندارم] اگر غیب میدانستم، یقیناً برای خود ازهر خیری فراوان و بسیار فراهم میکردم و هیچ گزند و آسیبی به من نمیرسید؛ من فقط برای گروهی که ایمان میآورند، بیمدهنده و مژده رسانم (اعراف، ۱۸۸).
🔺🔻اگر پیامبر ذرهای علم غیب داشت، لااقل در قرآن، بهشکلی صریح، تکلیفِ جانشینداشتنِ خودش را بهشکل سلبی یا ایجابی یکسره میکرد و میگفت جانشینی مشخص دارد یا خیر؟ (نه آنکه بقول علامه آیتالله کمال حیدری، حتی «امامت» هم در قرآن اندک جایگاهی ندارد و جزو «اصول دین» نیست!) تا هزار فرقۀ شیعه و سنی بوجود نیایند که قرنها بهقصد قربت و رسیدن به بهشت، گردن همدیگر را بجوند و فکر کنند بدتر از مسیحیان و یهودیان و آمریکا و اسرائیل، آن دیگریِ مسلمان است که باید با او دشمنی کنند، و برای مثال، خمینی این سخن فرقهای و کینهمحورانۀ عجیب را بگوید (که در اعماقِ این دشمنیِ تاریخی ریشه دارد):
اگر از صدام بگذريم، اگر مسأله قدس را فراموش کنيم(!)، اگر از جنايتهای امريکا بگذريم(!) از آلسعود نخواهيم گذشت!!
انشاالله اندوه دلمان را را در وقت مناسب با انتقام از آمريکا و آل سعود برطرف خواهيم کرد و داغ و حسرت حلاوت اين جنايت بزرگ را بر دلشان خواهيم گذاشت و با برپايی جشن پيروزی حق بر جنود کفر و نفاق، و آزادی کعبه از دست نااهلان و نامحرمان به مسجدالحرام وارد خواهيم شد.
مگر مسلمانان نمیبينند که امروز مرکز وهابيت در جهان به کانونهای فتنه و جاسوسی مبدل شدهاند؛ که از يک طرف اسلام اشرافيت اسلام ابوسفيانی، اسلام ملاهای کثيف درباری، اسلام ذلت و نکبت، اسلام پول و زور، اسلام فريب و سازش و اسارت و اسلام حاکميت سرمايه و سرمايهداران بر مظلومان و پابرهنهها، و در يک کلمه، اسلام امريکايی را ترويج میکنند، و از طرف ديگر، سر بر آستان سرور خويش آمريکای جهانخوار میگذارند.
🗄پست مرتبط
📕داستان مکرر بشارت ظهور امام زمان
📺 سستی ادعای نابودی اسرائیل به دست شیعیان ایرانی
📺 صحتوسقم ادعای ظهور امام زمان بعد از نابودی اسرائیل
📺 منجی شیعیان، شاه اسماعیل صفوی
📺 دَروزیه: مذهبی با اعتقاداتِ عجیب
📕سید حسن نصرالله، سید یمانی؟
📕تفسیر آخرالزمانی از حوادث اخیر سوریه
📕حجاب اجباری «بدعت» و حامیانش «سگان دوزخ»اند
.➖➖➖
#نقد_شیعه #حکومت_اسلامی #استمرارطالبان
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘مدعی نبوت/امامت را چگونه بسنجیم؟
— بررسی مواجهۀ تمسخرگران/تهمتزنندگانِ یک مدعیِ مهدویت
(۱/۵)
🍂 افراد مذهبی و غیرمذهبی زیادی در کامنتهای اینستاگرام، به اشکالگیریهای بنیاسرائیلی و تمسخر و تهمتزدنهای وقیحانه به #عبدالله_هاشم («قائم آل محمد» و از «مهدیهای ۱۲گانۀ موعودِ» پیامبرِ اسلام، بنا به ادعایِ خودش و احمدالحسن -مدعی دیگر- به استناد برخی روایات) میپردازند، آن هم با بهانههایی مسخره، و ادبیاتی مشابهِ ادبیات کسانی که دیگر پیامبران را (وفق قرآن) مسخره میکردند یا تهمت میزدند.
🔻ابتدا میکوشم لیستی مختصر از تشابهات منکران را بگویم، و سپس نشان دهم چرا نقد چنین مدعیانی، تنها از یک فرد غیردینخو و ایضا غیرستیزهگر، که تنها به عقلانیت و تناسبِ میان وزن ادعا و استحکام ادله پایبند است، برمیآید:
1️⃣ عدهای میگویند چرا زبان مدعی «قائمالمهدی بودن» انگلیسیست؟
اولا، در قرآن و احادیث، نکاتی در پاسخ به این خردهگیریِ بنیاسرائیلی آمدهاست، و پیشبینیِ ارادۀ (ناخودگاه) به انکار بشر، نسبت به زبان بیگانه، خصوصا میان اعراب، در هنگامۀ ظهور قائم:
🔺🔻امام صادق فرمود:
🔻از امام صادق روایت شدهاست:
ثانیا، درحالیکه زبانِ قابل درک برای اکثریت بشر امروز، اعم از ملل و مذاهب مختلف، انگلیسیست، و مخاطب هدفِ این قائمِ امام زمان، بنا به رسالتِ خاصی که امام زمان به او داده (بنا به ادعا) نیز، اکثریت مردم جهان است، نه صرفا عربزبانان؛ هرچند گویا بهخاطر پدر مصریاش عربی نیز بلد است، پس مصلحت را در گفتگو به «زبان قومِ واحدِ دهکدۀ جهانی» دانستهاست.
🔻این اشکال هم که طبق برخی روایاتِ مشکوکالسند، امام زمان باید به تمام زبانهای دنیا صحبت کند، بلکه به تمام لهجهها، و خود امامان شیعه نیز چنین قابلیتی داشتند، یکی از تستهای هوش و عقلِ علمای شیعه است که در آن رد شدهاند، که در ادامه دلیل آن را ذکر میکنم:
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بررسی مواجهۀ تمسخرگران/تهمتزنندگانِ یک مدعیِ مهدویت
(۱/۵)
🍂 افراد مذهبی و غیرمذهبی زیادی در کامنتهای اینستاگرام، به اشکالگیریهای بنیاسرائیلی و تمسخر و تهمتزدنهای وقیحانه به #عبدالله_هاشم («قائم آل محمد» و از «مهدیهای ۱۲گانۀ موعودِ» پیامبرِ اسلام، بنا به ادعایِ خودش و احمدالحسن -مدعی دیگر- به استناد برخی روایات) میپردازند، آن هم با بهانههایی مسخره، و ادبیاتی مشابهِ ادبیات کسانی که دیگر پیامبران را (وفق قرآن) مسخره میکردند یا تهمت میزدند.
🔻ابتدا میکوشم لیستی مختصر از تشابهات منکران را بگویم، و سپس نشان دهم چرا نقد چنین مدعیانی، تنها از یک فرد غیردینخو و ایضا غیرستیزهگر، که تنها به عقلانیت و تناسبِ میان وزن ادعا و استحکام ادله پایبند است، برمیآید:
1️⃣ عدهای میگویند چرا زبان مدعی «قائمالمهدی بودن» انگلیسیست؟
اولا، در قرآن و احادیث، نکاتی در پاسخ به این خردهگیریِ بنیاسرائیلی آمدهاست، و پیشبینیِ ارادۀ (ناخودگاه) به انکار بشر، نسبت به زبان بیگانه، خصوصا میان اعراب، در هنگامۀ ظهور قائم:
و اگر قرآن را بهزبان عجمی (فارسی) قرار میدادیم، بىشك مىگفتند چرا آيات آن شيوا بيان نشده است، چرا زبانش عجمیست، حال آنكه پيامبری عربى و مخاطبی عرب دارد؟ بگو آن براى مؤمنان رهنمود و شفابخش است و كسانى كه ايمان ندارند در گوشهایشان سنگينىاى هست و آن [قرآن] برايشان مايۀ سردرگمى است، اينانند كه گویی از جايى دور دست ندايشان مىدهند [چیزی از اصل حرفها درک نمیکنند]. (فصلت، ۴۴).
[به فرض که ما قرآن را بر فردی از عجمها نازل میکردیم] که [او] آن را بر ایشان میخواند، بدان مومن نمیشدند (سوره شعراء، ۱۹۹).
🔺🔻امام صادق فرمود:
اگر قرآن بر عجم نازل میشد، عرب بدان ایمان نمیآورد؛ درحالی که بر عرب نازل شد و عجم بدان ایمان آورد؛ و این [نشاندهنده] فضیلت عجم است [که حقیقت را بر تعصب نژادی ترجیح میدهد].
🔻از امام صادق روایت شدهاست:
از عرب برحذر باشید که خبر بدی در مورد آنها هست: همراه با قائم یکی از آنها نیز خروج نمیکند (الغيبة (للطوسي) ص۴۷۶)
ثانیا، درحالیکه زبانِ قابل درک برای اکثریت بشر امروز، اعم از ملل و مذاهب مختلف، انگلیسیست، و مخاطب هدفِ این قائمِ امام زمان، بنا به رسالتِ خاصی که امام زمان به او داده (بنا به ادعا) نیز، اکثریت مردم جهان است، نه صرفا عربزبانان؛ هرچند گویا بهخاطر پدر مصریاش عربی نیز بلد است، پس مصلحت را در گفتگو به «زبان قومِ واحدِ دهکدۀ جهانی» دانستهاست.
🔻این اشکال هم که طبق برخی روایاتِ مشکوکالسند، امام زمان باید به تمام زبانهای دنیا صحبت کند، بلکه به تمام لهجهها، و خود امامان شیعه نیز چنین قابلیتی داشتند، یکی از تستهای هوش و عقلِ علمای شیعه است که در آن رد شدهاند، که در ادامه دلیل آن را ذکر میکنم:
تکلم بهتمامی زبانها و لهجهها
یکی از مهمترین شاخصه اوصیاء رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم)، توانایی بر صحبت کردن بهتمامی زبانهای دنیا و گویشهای محلی است؛ چنانچه در روایات به دو عبارت «لسان و لغة» تا کید شده که به معنای گویش محلی و زبان میباشند. از امام باقر (علیهالسّلام) سوال شد که امام، با چه چیزی شناخته میشود؟ فرمود به چند خصلت... اینکه با مردم بهتمامی لهجهها و زبانها صحبت کند.
بهعنوانمثال امام (علیهالسّلام) باید بتواند به زبان آذری با ۷۳ گویش محلی آن در دنیا صحبت کند، بهطوریکه هرکدام از صاحبان لهجه با شنیدن صدای امام (علیهالسّلام)، تصور کند که باهم زبان و هم لهجه خودش صحبت میکند. لذا زمانی که ابیبصیر دلیلی بر قدرت تکلم امام (علیهالسّلام) به زبانهای مختلف را درخواست میکند، حضرت کاظم (علیهالسّلام) نیز صحبت کردن به زبان فارسی و به لهجه خراسانی با مرد خراسانی را دلیل بر گفتارش قلمداد میکند.
ابوبصیر میگوید: به ابوالحسن (علیهالسّلام) گفتم: قربانت شوم، امام با چه دلیل شناخته میشود؟ در جواب فرمود: «به چند خصلت...: با مردم جهان به هر زبانی میتواند سخن کند. سپس فرمود: ای ابا محمد! من پیش از اینکه تو از جای خود برخیزی، یک نشانهای به تو مینمایم. دیری نگذشت که مردی از ما شد و آن خراسانی به زبان عربی با آن حضرت سخن اهل خراسان وارد مجلس گفت ولی ابوالحسن (علیهالسّلام) به فارسی جوابش را داد، آن خراسانی گفت: قربانت شوم، به خدا مانع من از اینکه به زبان فارسی با شما سخنگویم این بود که شما زبان فارسی را ندانید. فرمود: سبحانالله! اگر من نتوانم جواب تو را اینگونه بگویم، چه فضیلتی بر تو دارم؟
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘مدعی نبوت/امامت را چگونه بسنجیم؟
— بررسی مواجهۀ تمسخرگران/تهمتزنندگانِ یک مدعیِ مهدویت
(۲/۵)
🔺این ویژگی، هیچ پایۀ قرآنی ندارد. هیچ پیامبری، از جمله عیسی و محمد، چنین قابلیتی نداشتهاند، با وجود آنکه دینشان بنا به باور مسلمانان، دعوتی به جهانیان بوده. پیامبران طبق قرآن، تنها وجه ممیزهشان این بود که نوعی از وحی/حس درونی را دریافت میکردند و مبشر /منذر بودهاند، وگرنه در اکثریت امور، بشری مثل مابقی انسانها بودهاند: مریضی و فراموشی میگرفتند، اشتباه میکردند، خشمگین میشدند، قتل بهناحق مرتکب میشدند (موسی)، میترسیدند، عاشق و شهوانی میشدند (آن هم به صورت مکرر چون سلیمان و محمد)، گرسنه میشدند، زخمی و خسته میشدند، و حتی بهشکل حقارتآمیز و زجرآوری کشته و گاه مایوس از خدا میشدند؛ این معنا بارها در قرآن تکرار شدهاست:
🔻همانطور که محمد در حدیثی صحیح (از سنن ابن ماجه و صحیح مسلم) میگوید:
زبان یکی از امور دنیویست که حتی آموختن یک مورد آن نیز نیازمند آموزش و تمرین و ممارستی طولانی دارد؛ حتی افرادی که متبحر در چند زبان هستند نیز، بهخاطر صعبی کار و عمر محدود بشر، به زبانهای اندکی از بسیاری زبانها، نه لهجههای هر زبان، مسلط میشوند.
در عصر هوش مصنوعی که همهچیز بهصورت آنلاین زیرنویس و دوبله میشود، و چندان دیر نخواهد بود که تراشههایی بیاید که هرکس در سرش کار بگذارد، بتواند زبانهای مختلف را بفهمد یا تکلم کند، اساسا چنین امری، ضرورتی نخواهد داشت و اعجازی نخواهد بود.
2️⃣ عدهای میگویند، چرا در انگلستان است؟
خب وقتی امام زمان شما ۱۲۰۰ سال از ترس شما شیعیان و مسلمانان مخفیست، میخواهید قائم و مقدمهساز معرفتیِ ظهورِ او (بنا به ادعای خودش)، خودش را در وسط جهنم فرقهسالاری بیاندازد که حتی به نواندیشان محافظهکاری چون کدیور و سروش هم رحم نمیکنند و فراریشان دادهاند؟ اینکه امام زمانی با آن قدرتهای تخیلی و ماوراءالطبیعی، ۱۲۰۰ سال عمر کند و از ترس مخفی باشد، مسخرهتر و عجیبتر نبوده، تا اینکه قائم او، با رعایت ملاحظاتی مشابه، در کشوری امنتر سکنی گزیند و رسالتش را آغاز کند؟
3️⃣ عدهای پوشش او، اعم از شلوار یا کلاه را تمسخر میکنند، و میگویند چرا مثل اعراب گذشته عبا و عمامه ندارد!!!
بدون آنکه به شرایط زمانه و توجیهِ دینی خودش دربارۀ لباس خاصی که برگزیده توجه کنند.
4️⃣ عدهای به اینکه زنان در اطراف او حجاب بهغلط رایج مسلمانان را ندارند، خورده میگیرند!
درحالیکه کمترین دانشی دربارۀ تحقیقات متاخر دربارۀ فلسفۀ حجاب و ماهیت آن و چگونگی تحریف حکم اصلی آن ندارند، و پاسخهای خود او را نیز نشنیدهاند.
5️⃣ عدهای به اینکه معجزهای نمیکند ایراد میگیرند
مشابه همین ایرادها به محمد شده و او نیز پاسخهایی مشابه داده (سوای مغالطیبودن آنها) که لااقل یک مسلمان به این پاسخها بهشکل ناباوران نمینگرد، اما نوبت دیگر مدعیان میرسد، درخواست یهود و نصارا را تکرار میکند بشکلی کافرانه! جدا از اینکه منطقا نیز از معجزه، صدق ادعایی ثابت نمیشود؛ ولو هزار بار تکرار شود، و ایمان از روی معجزه، اساسا نوعی کفر خفیست که مقابل قدرتمندتر زانو میزند، نه نسبت به فرد اخلاقیتر-عقلانیتر، و ربطی به نوعی از عقلانیت و بلوغ اخلاقی ندارد.
6️⃣ عدهای به اینکه چرا شمشیر نمیزند و با اسب نیامده و لشکر به سمت کفار و مشرکین جمع نمیکند، خورده میگیرند!
که این حاصل غلبۀ دید زیدی در شیعه است! امامان شیعه اکثرا در وضعیتی مشابه بودند و جز زبانشان، سلاحی نداشتند! پیامبران نیز اکثرا شمشیرزن نبودند، و آن تصور مربوط به امام زمان که دریای خون بپا میکند، یک تصویر زیدیمسلکانه از امام زمان است، جدا از اینکه طرف، ادعای امام زمان بودن ندارد؛ ادعای قائمِ امام زمان بودند دارد، و مقدمۀ ظهور او بودن و ارتباط با او.
7️⃣ عدهای میگویند چرا علمای شیعه و اسلام تصدیقش نمیکنند
مگر دشمن اصلی محمد همین اهل کتاب نبودند که تمسخر و تکفیرش میکردند؟ و مگر در زمان مکه (چون نوح) جز اندکی از طردشدگان و اراذل و فرودستانِ بیسواد نبودند که جذب او شدند؟ در مدینه نیز با زور شمشیر بر مسلمانان افزودهشد، و عملا نیز بعد مرگ محمد، جز به کشورگشایی و طمع کنیز و غنیمت به دینش نپیوستند؛ با قتلعام و سرکوب و حذف خاندانش، نشان دادند باوری به خودش و آموزههای اصلیاش حول معاد نیز نداشتند!
در روایات ظهور نیز اولین و بزرگترین دشمن امام زمان، علمای شیعه و سنی دانسته شدهاند، و از اینکه امام در مقابل تکفیر و انکارشان، مجبور میشود فوج فوج خونشان را بریزد، گفتهشدهاست!
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بررسی مواجهۀ تمسخرگران/تهمتزنندگانِ یک مدعیِ مهدویت
(۲/۵)
🔺این ویژگی، هیچ پایۀ قرآنی ندارد. هیچ پیامبری، از جمله عیسی و محمد، چنین قابلیتی نداشتهاند، با وجود آنکه دینشان بنا به باور مسلمانان، دعوتی به جهانیان بوده. پیامبران طبق قرآن، تنها وجه ممیزهشان این بود که نوعی از وحی/حس درونی را دریافت میکردند و مبشر /منذر بودهاند، وگرنه در اکثریت امور، بشری مثل مابقی انسانها بودهاند: مریضی و فراموشی میگرفتند، اشتباه میکردند، خشمگین میشدند، قتل بهناحق مرتکب میشدند (موسی)، میترسیدند، عاشق و شهوانی میشدند (آن هم به صورت مکرر چون سلیمان و محمد)، گرسنه میشدند، زخمی و خسته میشدند، و حتی بهشکل حقارتآمیز و زجرآوری کشته و گاه مایوس از خدا میشدند؛ این معنا بارها در قرآن تکرار شدهاست:
جز این نیست که من هم بشری مانند شمایم که به من وحی میشود که معبود شما فقط خدای یکتاست
🔻همانطور که محمد در حدیثی صحیح (از سنن ابن ماجه و صحیح مسلم) میگوید:
اگر موضوعی مرتبط با دنیا بود خودتان کارشناسی کنید و اگر در امور دین پرسشی دارید به من مراجعه کنید!
زبان یکی از امور دنیویست که حتی آموختن یک مورد آن نیز نیازمند آموزش و تمرین و ممارستی طولانی دارد؛ حتی افرادی که متبحر در چند زبان هستند نیز، بهخاطر صعبی کار و عمر محدود بشر، به زبانهای اندکی از بسیاری زبانها، نه لهجههای هر زبان، مسلط میشوند.
در عصر هوش مصنوعی که همهچیز بهصورت آنلاین زیرنویس و دوبله میشود، و چندان دیر نخواهد بود که تراشههایی بیاید که هرکس در سرش کار بگذارد، بتواند زبانهای مختلف را بفهمد یا تکلم کند، اساسا چنین امری، ضرورتی نخواهد داشت و اعجازی نخواهد بود.
2️⃣ عدهای میگویند، چرا در انگلستان است؟
خب وقتی امام زمان شما ۱۲۰۰ سال از ترس شما شیعیان و مسلمانان مخفیست، میخواهید قائم و مقدمهساز معرفتیِ ظهورِ او (بنا به ادعای خودش)، خودش را در وسط جهنم فرقهسالاری بیاندازد که حتی به نواندیشان محافظهکاری چون کدیور و سروش هم رحم نمیکنند و فراریشان دادهاند؟ اینکه امام زمانی با آن قدرتهای تخیلی و ماوراءالطبیعی، ۱۲۰۰ سال عمر کند و از ترس مخفی باشد، مسخرهتر و عجیبتر نبوده، تا اینکه قائم او، با رعایت ملاحظاتی مشابه، در کشوری امنتر سکنی گزیند و رسالتش را آغاز کند؟
3️⃣ عدهای پوشش او، اعم از شلوار یا کلاه را تمسخر میکنند، و میگویند چرا مثل اعراب گذشته عبا و عمامه ندارد!!!
بدون آنکه به شرایط زمانه و توجیهِ دینی خودش دربارۀ لباس خاصی که برگزیده توجه کنند.
4️⃣ عدهای به اینکه زنان در اطراف او حجاب بهغلط رایج مسلمانان را ندارند، خورده میگیرند!
درحالیکه کمترین دانشی دربارۀ تحقیقات متاخر دربارۀ فلسفۀ حجاب و ماهیت آن و چگونگی تحریف حکم اصلی آن ندارند، و پاسخهای خود او را نیز نشنیدهاند.
5️⃣ عدهای به اینکه معجزهای نمیکند ایراد میگیرند
مشابه همین ایرادها به محمد شده و او نیز پاسخهایی مشابه داده (سوای مغالطیبودن آنها) که لااقل یک مسلمان به این پاسخها بهشکل ناباوران نمینگرد، اما نوبت دیگر مدعیان میرسد، درخواست یهود و نصارا را تکرار میکند بشکلی کافرانه! جدا از اینکه منطقا نیز از معجزه، صدق ادعایی ثابت نمیشود؛ ولو هزار بار تکرار شود، و ایمان از روی معجزه، اساسا نوعی کفر خفیست که مقابل قدرتمندتر زانو میزند، نه نسبت به فرد اخلاقیتر-عقلانیتر، و ربطی به نوعی از عقلانیت و بلوغ اخلاقی ندارد.
6️⃣ عدهای به اینکه چرا شمشیر نمیزند و با اسب نیامده و لشکر به سمت کفار و مشرکین جمع نمیکند، خورده میگیرند!
که این حاصل غلبۀ دید زیدی در شیعه است! امامان شیعه اکثرا در وضعیتی مشابه بودند و جز زبانشان، سلاحی نداشتند! پیامبران نیز اکثرا شمشیرزن نبودند، و آن تصور مربوط به امام زمان که دریای خون بپا میکند، یک تصویر زیدیمسلکانه از امام زمان است، جدا از اینکه طرف، ادعای امام زمان بودن ندارد؛ ادعای قائمِ امام زمان بودند دارد، و مقدمۀ ظهور او بودن و ارتباط با او.
7️⃣ عدهای میگویند چرا علمای شیعه و اسلام تصدیقش نمیکنند
مگر دشمن اصلی محمد همین اهل کتاب نبودند که تمسخر و تکفیرش میکردند؟ و مگر در زمان مکه (چون نوح) جز اندکی از طردشدگان و اراذل و فرودستانِ بیسواد نبودند که جذب او شدند؟ در مدینه نیز با زور شمشیر بر مسلمانان افزودهشد، و عملا نیز بعد مرگ محمد، جز به کشورگشایی و طمع کنیز و غنیمت به دینش نپیوستند؛ با قتلعام و سرکوب و حذف خاندانش، نشان دادند باوری به خودش و آموزههای اصلیاش حول معاد نیز نداشتند!
در روایات ظهور نیز اولین و بزرگترین دشمن امام زمان، علمای شیعه و سنی دانسته شدهاند، و از اینکه امام در مقابل تکفیر و انکارشان، مجبور میشود فوج فوج خونشان را بریزد، گفتهشدهاست!
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘مدعی نبوت/امامت را چگونه بسنجیم؟
— بررسی مواجهۀ تمسخرگران/تهمتزنندگانِ یک مدعیِ مهدویت
(۳/۵)
8️⃣ عدهای به اینکه بعضا از روی متن سخنرانی میکند، درحالیکه بسیاری صحبتهای طولانیاش بدون متن است، خورده گرفته و او را تمسخر میکنند
درحالیکه موسی طبق خود قرآن هم «لکنت زبان» داشته و در ب بسمالله رسالتش، از این بابت ترسیده و از خدا کمک طلبیده، و خدا هم قبول کرده و تایید که هارون را «سخنگو و یاور او در اجرای امر رسالت» قرار دهد! محمد نیز بابت فرزند نداشتن «ابتر و عقیم» مینامیدند بهجهت داشتنِ نقصی فیزیکی نسبت به عامه! بیشک اگر امام زمان لکنت داشتهباشد، یا دچار نوعی نقص جدی بدنی باشد، این انسانهای خودشیفته و ابله و سطحینگر و کمالگرا و بهانهجو، کاری میکنند که بنیاسرائیل با موسی نکرد، و بسادگی انکارش میکنند و تمسخر و تحقیر!
9️⃣ عدهای ایشان را با تمسخر، متصل و آموزشدیدۀ سرویسهای جاسوسی جهان مینامند!
که این هم اتهامیست که پیامبر اسلام زده شدهبود و حتی امروز نیز مطرح است، از جمله اینکه سلمان و برخی علمای مسیحی (که سالیان سال با آنها مرتبط بود از نوجوانی) را معلم او میدانستند که شبانهروز به او املا میکنند و اموری را به او تلقین میکنند و میآموزند تا بیاید و طرح کند و مقاصد کشورهای بیگانه چون روم را در منطقه پیش ببرد.
با این تفاوت که دربارۀ محمد شواهد متعددِ فیزیکی وجود داشته، از جمله افراد دینشناس حول او، یا وجود واژگان و اساطیر دیگر ملل، اما دربارۀ عبدالله هاشم چنین شواهدی وجود ندارد و جز از روی بغض و ظن و اضطراب، چنین به مباهته توسل نمیجویند.
محمد در پاسخ به این اشکالات به مغالطهای توسل میجوید که خود این مغالطه، برای یک فرد محقق، دلیلی آشکار برای کذب بودن نفس ادعای اتصال به خدای دارای علم و حکمت مطلق است:
🔺نه قرآن زبانِ عربی فصیح داشته و خالی از واژگان غریب و گنگ و وارداتی بوده، نه ضرورتا آموختن اموری از بیگانگان، که زبان عربی هم بلد بودند تا حد قابل توجهی، تعارضی با بیان یک متن بهشکل عربی داشتهاست.
❓اما چرا چنین مواجهههای عوامانه و غیراخلاقیای توسط متدینان موروثیِ غیرمومن و غیرمضطر و غیرمنتظر، با یک مدعی زنده صورت میگیرد؟
چون مومنان و غیرمومنان با مجموعی از ذهنشوییها از کودکی بمباران شدهاند و عملا مومن و جستجوگرِ همان امام زمانشان نیز نیستند، و تمایلی هم ندارند که مجبور شوند در دینی که آموختهاند، بهشکل اساسی شک کنند و مجبور به اطاعت و پیروی از یک مدعیِ ولو بهحق باشند و زندگی و سنتها و علائق و عادتهایشان را با خطرات جدی مواجهه کند؛ وگرنه چنین ساده و سریع و سطحی، هر امر نو و مدعیای را انکار نمیکردند و بسیار حوصله و دقت و گشودگی و نگاه نقادانهتری را بکار میبردند برای سنجش هر مدعی؛ نگاهی که لااقل با روشِ اهل کتاب و مشرکین در مواجهه با محمد یا یهودیان در مواجهه با عیسی و دیگر منکران پیامبران، وفق قرآن، همسانی نداشتهباشد.
❓چه باید کرد و ملاک چیست؟
اما راه مواجهه با مدعی چنین امورِ خاص و غریبی چیست؟ این تنها از کسی برمیآید، که پیشتر حسابش را با قرآن و سایر کتب بهاصطلاح مقدس، بهشکلی روشمند و منصفانه و محققانه، تصفیه کردهباشد، و مغالطاتِ این کتب و تناقضاتِ ادعاهای کلیدیِ آنها را حلاجی کردهباشد، و بنیاد باور به اینکه خدایی متشخص (و البته انسانوار) وجود دارد که وحی میفرستد، و پیامبر ارسال میکند را، بهشکلی روشمند و از طرقِ مختلف منطقی و تاریخی و اخلاقی، مورد نقد و تحلیل قرار دادهباشد، و ثمرات مثبت و فاجعهبار و مستقیمِ چنین باورهایی در تاریخ و آموزههای کلیدی آن مدعیان اتصال به امر مطلق، و علل شکلگیری آنها را نیز بررسی کردهباشد.
🔻آنگاه چنین کسی، میتواند در مقابل چنین مدعیای که ۳ راه مقابل تصدیق چنین ادعای سترگی میگذارد، حرفی برای گفتن داشتهباشد:
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بررسی مواجهۀ تمسخرگران/تهمتزنندگانِ یک مدعیِ مهدویت
(۳/۵)
8️⃣ عدهای به اینکه بعضا از روی متن سخنرانی میکند، درحالیکه بسیاری صحبتهای طولانیاش بدون متن است، خورده گرفته و او را تمسخر میکنند
درحالیکه موسی طبق خود قرآن هم «لکنت زبان» داشته و در ب بسمالله رسالتش، از این بابت ترسیده و از خدا کمک طلبیده، و خدا هم قبول کرده و تایید که هارون را «سخنگو و یاور او در اجرای امر رسالت» قرار دهد! محمد نیز بابت فرزند نداشتن «ابتر و عقیم» مینامیدند بهجهت داشتنِ نقصی فیزیکی نسبت به عامه! بیشک اگر امام زمان لکنت داشتهباشد، یا دچار نوعی نقص جدی بدنی باشد، این انسانهای خودشیفته و ابله و سطحینگر و کمالگرا و بهانهجو، کاری میکنند که بنیاسرائیل با موسی نکرد، و بسادگی انکارش میکنند و تمسخر و تحقیر!
9️⃣ عدهای ایشان را با تمسخر، متصل و آموزشدیدۀ سرویسهای جاسوسی جهان مینامند!
که این هم اتهامیست که پیامبر اسلام زده شدهبود و حتی امروز نیز مطرح است، از جمله اینکه سلمان و برخی علمای مسیحی (که سالیان سال با آنها مرتبط بود از نوجوانی) را معلم او میدانستند که شبانهروز به او املا میکنند و اموری را به او تلقین میکنند و میآموزند تا بیاید و طرح کند و مقاصد کشورهای بیگانه چون روم را در منطقه پیش ببرد.
با این تفاوت که دربارۀ محمد شواهد متعددِ فیزیکی وجود داشته، از جمله افراد دینشناس حول او، یا وجود واژگان و اساطیر دیگر ملل، اما دربارۀ عبدالله هاشم چنین شواهدی وجود ندارد و جز از روی بغض و ظن و اضطراب، چنین به مباهته توسل نمیجویند.
محمد در پاسخ به این اشکالات به مغالطهای توسل میجوید که خود این مغالطه، برای یک فرد محقق، دلیلی آشکار برای کذب بودن نفس ادعای اتصال به خدای دارای علم و حکمت مطلق است:
ما مىدانيم كه آنها مىگويند: اين آيات را بشرى به او تعليم داده است. زبان كسى كه قرآن را به او نسبت مىدهند عجمى است، در حالى كه قرآن به زبان عربى فصيح نازل شده است (نحل، ۱۰۴).
🔺نه قرآن زبانِ عربی فصیح داشته و خالی از واژگان غریب و گنگ و وارداتی بوده، نه ضرورتا آموختن اموری از بیگانگان، که زبان عربی هم بلد بودند تا حد قابل توجهی، تعارضی با بیان یک متن بهشکل عربی داشتهاست.
❓اما چرا چنین مواجهههای عوامانه و غیراخلاقیای توسط متدینان موروثیِ غیرمومن و غیرمضطر و غیرمنتظر، با یک مدعی زنده صورت میگیرد؟
چون مومنان و غیرمومنان با مجموعی از ذهنشوییها از کودکی بمباران شدهاند و عملا مومن و جستجوگرِ همان امام زمانشان نیز نیستند، و تمایلی هم ندارند که مجبور شوند در دینی که آموختهاند، بهشکل اساسی شک کنند و مجبور به اطاعت و پیروی از یک مدعیِ ولو بهحق باشند و زندگی و سنتها و علائق و عادتهایشان را با خطرات جدی مواجهه کند؛ وگرنه چنین ساده و سریع و سطحی، هر امر نو و مدعیای را انکار نمیکردند و بسیار حوصله و دقت و گشودگی و نگاه نقادانهتری را بکار میبردند برای سنجش هر مدعی؛ نگاهی که لااقل با روشِ اهل کتاب و مشرکین در مواجهه با محمد یا یهودیان در مواجهه با عیسی و دیگر منکران پیامبران، وفق قرآن، همسانی نداشتهباشد.
❓چه باید کرد و ملاک چیست؟
اما راه مواجهه با مدعی چنین امورِ خاص و غریبی چیست؟ این تنها از کسی برمیآید، که پیشتر حسابش را با قرآن و سایر کتب بهاصطلاح مقدس، بهشکلی روشمند و منصفانه و محققانه، تصفیه کردهباشد، و مغالطاتِ این کتب و تناقضاتِ ادعاهای کلیدیِ آنها را حلاجی کردهباشد، و بنیاد باور به اینکه خدایی متشخص (و البته انسانوار) وجود دارد که وحی میفرستد، و پیامبر ارسال میکند را، بهشکلی روشمند و از طرقِ مختلف منطقی و تاریخی و اخلاقی، مورد نقد و تحلیل قرار دادهباشد، و ثمرات مثبت و فاجعهبار و مستقیمِ چنین باورهایی در تاریخ و آموزههای کلیدی آن مدعیان اتصال به امر مطلق، و علل شکلگیری آنها را نیز بررسی کردهباشد.
🔻آنگاه چنین کسی، میتواند در مقابل چنین مدعیای که ۳ راه مقابل تصدیق چنین ادعای سترگی میگذارد، حرفی برای گفتن داشتهباشد:
احمد بصری (احمدالحسن) و عبدالله هاشم، با ذکر چیزی به نام قانون شناخت تمامی حجتهای الهی در سه مسئلۀ «وصیت، سلاح/علم و پرچم» سعی در تطبیق محتوای آن با شخصیت خود را دارند تا از این رهگذر شیعیان اثنی عشری را جذب کرده و خود را در جایگاه حجت خدا قرار دهند.
آنها ابتدا به حدیث موسوم به وصیت در کتاب الغیبة طوسی استناد نموده و سپس با تأویل بردن سلاح رسولالله (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) به علم و تأویل پرچم بر دعوت به حاکمیت الله، سعی در اثبات وصایت و حجیت خود دارد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘مدعی نبوت/امامت را چگونه بسنجیم؟
— بررسی مواجهۀ تمسخرگران/تهمتزنندگانِ یک مدعیِ مهدویت
(۴/۵)
۱. وصیتِ حجتِ قبلی یا ذکر نام او
وصیت (منسوب به پیامبر) جدا از نقد سندیای که در ادامه میآید، اساسا در موردِ تصدیقِ ادعای محمد و مسیح نیز راهنما نبودهاست (و اشکالاتی مشابه با متن زیر، بر مدعای مسلمانان در مورد ذکر نام «احمد» در اناجیل نیز بهشکلی شدیدتر و مستندتر وارد است: بشارتتراشی مسلمانان (یکم، دوم، سوم)). اینکه کسی با اسمی مشابه، خود را متصل به آسمان جلوه بدهد، هیچ یقین حداقلیای نیز ایجاد نمیکند. در ضمن، اولین فرد مدعی اتصال به خدا/خدایان را با چه وصیتی قرار است انتخاب خدا بدانیم؟
ادعای دیگر عبدالله هاشم این است که اگر کسی ادعای دروغین امامت/نبوت کند، خداوند او را نابود میکند! که این هم خلاف تاریخِ پرماجرای ادیان و عدم مداخۀ خدایان در مواجهه با کثرت مدعیان نبوت و امامت و حتی خدایی(!) است.
از نظر مسیحیان و یهودیان، و بنا به استناد نشانههای متعدد کتب مقدسشان از پیامبرانِ دروغین، و عدمِ انتظار مسیحیان برای پیامبری بعد از یحیای تعمیددهنده (که ظهورِ نزدیک پادشاهیِ مسیح و کلمۀ خدا را بشارت داد)، پیامبر اسلام پیامبری دروغین بوده، و از نظر مسلمانان بهاءالله مدعیای دروغین، و از نظر هر فرقۀ شیعه، امام موجود در فرقۀ دیگر، مدعیای دروغین (فرق شیعه تعدادهای مختلفی از امامان و با اسامی مختلفی را باور دارند). اگر نگاهی به هندوستان نیز بیاندازید، مییابید خدایان جهان را خلق کردهاند در مقابل هر مدعی خدایی و نبوت و امامتی به تماشای محض نشستهاند.
بهجز این، وصیتِ پیامبر، ملاکِ ساختگیای بیش نیست، وقتی اکثریت یاران محمد و مسلمانان درک متفاوتی از غدیر داشته و این اقلیت ناچیز شیعه بوده که با ضمیمهکردن برخی احادیث مشکوک، از آن امامت علی را بیرون کشیده؛ وقتی خود شیعه نیز به هزار فرقه تقسیم شد، چرا که بعد از مرگ هر امام، برای شیعه مشخص نبود چه کسی امام است و هر مدعی امامتی، عدهای را جذب میکرد، یا اساسا برخی به غیبتِ امام مرده باور مییافتند، و امر امامت را در امامِ خودشان متوقف میدانستند، تا زمان ظهورِ نهایی، یعنی حدیث منسوب به محمد که ۱۲ امام بعد از خودش را نصب کرده نیز، حدیثی جعلیست که برخی محققان سندیت آن را از لحاظ زمانی نیز به زمانۀ حسن عسکری منتهی میدانند که شیعه اثنی عشری دنبال ایجاد نوعی تئولوژی توجیهگر خود بودهاست، مثل مابقی فرق شیعه.
۲. علمِ ویژۀ حجت!
پیامبر اسلام، در هنگام آزمون ۳ سوالی اهل کتاب (یهودیان):
بعد از ارجاع دادن پاسخگویی به فردا و خریدِ اندکی فرصت، احتمالا بدلیل حاضر نبودنِ منابعِ مسیحی-یهودیِ وحی از اصحابش، با بهانۀ خندهآورِ «انشاءالله نگفتن»، وقت میخرد و ۴۰ روز منتظر امدادهای امثال دحی کلبی (جبرئیل در صورتِ جوانی خوشکل!) میماند.
و حتی بعد از چهل روز وقت خریدن، تسلط علمی شایستهای (متناسب با ادعای وصل به هارد عالم امکان و علم مطلق) برای پاسخ به برخی پرسشها نمییابد و برای مثال، اللهِ عالمالغیوب تعدادِ اصحاب کهف را با تخمین ذکر میکند(!) و میگوید «والله اعلم»(!).
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بررسی مواجهۀ تمسخرگران/تهمتزنندگانِ یک مدعیِ مهدویت
(۴/۵)
۱. وصیتِ حجتِ قبلی یا ذکر نام او
وصیت (منسوب به پیامبر) جدا از نقد سندیای که در ادامه میآید، اساسا در موردِ تصدیقِ ادعای محمد و مسیح نیز راهنما نبودهاست (و اشکالاتی مشابه با متن زیر، بر مدعای مسلمانان در مورد ذکر نام «احمد» در اناجیل نیز بهشکلی شدیدتر و مستندتر وارد است: بشارتتراشی مسلمانان (یکم، دوم، سوم)). اینکه کسی با اسمی مشابه، خود را متصل به آسمان جلوه بدهد، هیچ یقین حداقلیای نیز ایجاد نمیکند. در ضمن، اولین فرد مدعی اتصال به خدا/خدایان را با چه وصیتی قرار است انتخاب خدا بدانیم؟
ادعای دیگر عبدالله هاشم این است که اگر کسی ادعای دروغین امامت/نبوت کند، خداوند او را نابود میکند! که این هم خلاف تاریخِ پرماجرای ادیان و عدم مداخۀ خدایان در مواجهه با کثرت مدعیان نبوت و امامت و حتی خدایی(!) است.
از نظر مسیحیان و یهودیان، و بنا به استناد نشانههای متعدد کتب مقدسشان از پیامبرانِ دروغین، و عدمِ انتظار مسیحیان برای پیامبری بعد از یحیای تعمیددهنده (که ظهورِ نزدیک پادشاهیِ مسیح و کلمۀ خدا را بشارت داد)، پیامبر اسلام پیامبری دروغین بوده، و از نظر مسلمانان بهاءالله مدعیای دروغین، و از نظر هر فرقۀ شیعه، امام موجود در فرقۀ دیگر، مدعیای دروغین (فرق شیعه تعدادهای مختلفی از امامان و با اسامی مختلفی را باور دارند). اگر نگاهی به هندوستان نیز بیاندازید، مییابید خدایان جهان را خلق کردهاند در مقابل هر مدعی خدایی و نبوت و امامتی به تماشای محض نشستهاند.
بهجز این، وصیتِ پیامبر، ملاکِ ساختگیای بیش نیست، وقتی اکثریت یاران محمد و مسلمانان درک متفاوتی از غدیر داشته و این اقلیت ناچیز شیعه بوده که با ضمیمهکردن برخی احادیث مشکوک، از آن امامت علی را بیرون کشیده؛ وقتی خود شیعه نیز به هزار فرقه تقسیم شد، چرا که بعد از مرگ هر امام، برای شیعه مشخص نبود چه کسی امام است و هر مدعی امامتی، عدهای را جذب میکرد، یا اساسا برخی به غیبتِ امام مرده باور مییافتند، و امر امامت را در امامِ خودشان متوقف میدانستند، تا زمان ظهورِ نهایی، یعنی حدیث منسوب به محمد که ۱۲ امام بعد از خودش را نصب کرده نیز، حدیثی جعلیست که برخی محققان سندیت آن را از لحاظ زمانی نیز به زمانۀ حسن عسکری منتهی میدانند که شیعه اثنی عشری دنبال ایجاد نوعی تئولوژی توجیهگر خود بودهاست، مثل مابقی فرق شیعه.
از روایاتی که درباره وصیت گزارششده، روایتی از کتاب الغیبه شیخ طوسی میباشد با این مضمون که پس از ۱۲ امام ۱۲ مهدی امر امامت را بعهده میگیرند. براساس این روایت، تعداد اوصیا در مجموع به ۲۴ امام خواهد رسید. این حدیث با مضمون خطبه غدیر و سایر روایات مربوط به وصیت و همچنین با هیچکدام از روایات متواتر درخصوص عدد و اسامی اوصیا سازگاری ندارد.
علیرغم اینکه حدیث وصیت کتاب الغیبه شیخ طوسی با آیات قرآن سازگاری نداشته و بلحاظ سندی و دلالی فاقد صحت و مورد پذیرش علما در طول تاریخ نبوده، اما احمدالحسن با استناد به این حدیث و با استفاده از مشابهت اسمی، خود را نائب و فرزند با واسطه امام زمان دانسته و مدعی شده که او مهدی اول از ۱۲ مهدی و احمد مذکور قسمت پایانی حدیث است. این درحالیست که بصرف مشابهت اسمی، وصایت و نیابت از معصوم ثابت نمیگردد؛ ثانیا این روایت از حیث صدور، صحت و دلالت حاوی ایرادات متعددیست. ادامه:اینجا
۲. علمِ ویژۀ حجت!
پیامبر اسلام، در هنگام آزمون ۳ سوالی اهل کتاب (یهودیان):
۱) جوانانى كه بر اثر خداپرستى از ميان قوم و قبيله و شهر خود فرار كرده، و به غارى در دامنه كوهى پناه بردند چه كسانى بودند؟
۲) مردى كه شرق و غرب عالم را زير پا نهاد كه بود؟
۲) حقيقت و ماهيّت روح چيست؟
بعد از ارجاع دادن پاسخگویی به فردا و خریدِ اندکی فرصت، احتمالا بدلیل حاضر نبودنِ منابعِ مسیحی-یهودیِ وحی از اصحابش، با بهانۀ خندهآورِ «انشاءالله نگفتن»، وقت میخرد و ۴۰ روز منتظر امدادهای امثال دحی کلبی (جبرئیل در صورتِ جوانی خوشکل!) میماند.
و حتی بعد از چهل روز وقت خریدن، تسلط علمی شایستهای (متناسب با ادعای وصل به هارد عالم امکان و علم مطلق) برای پاسخ به برخی پرسشها نمییابد و برای مثال، اللهِ عالمالغیوب تعدادِ اصحاب کهف را با تخمین ذکر میکند(!) و میگوید «والله اعلم»(!).
قرآن از ۳ احتمال(!) دربارۀ تعداد اصحاب کهف، میگوید:
«بزودی گویند: ۳ تا بودند، چهارمشان سگشان بود و میگویند: ۵ تن بودند، ششم ایشان سگشان بود. تیری به ناپیدا [و تاریکی میزنند]، و میگویند: ۷ تن بودند و هشتم آنها سگشان بود.
[ای محمد] بگو: پروردگارم(!) داناتر است به تعداد آنها و نمیدانند تعداد آنان را مگر عدۀ کمی(!). پس جدال مکن درباره ایشان، مگر جدال ظاهر و نپرس درباره ایشان، از هیچکس» (کهف، ۲۲).
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘مدعی نبوت/امامت را چگونه بسنجیم؟
— بررسی مواجهۀ تمسخرگران/تهمتزنندگانِ یک مدعیِ مهدویت
(۵/۵)
جدا از اینها، خدا(!) دربارۀ اینکه داستان اصحاب کهف و عمرِ چند صد ساله آنها، بافتۀ خرافهمحور کشیشی مسیحی بوده نیز بیاطلاع بوده، و چون امری واقعی و تاریخی گزارش کرده و حتی قصهای دیگر هم برای عمر طولانی و مداخلۀ الهی ذکر کردهاست!
همانطور که خدا(!) دربارۀ ذوالقرنین، یا همان رمانس اسکندر، یک داستان تخیلی و خرافی بیش نیست، اطلاعی نداشته، و چنان این داستان را ذکر کرده، گویا امر واقعی تاریخی را گزارش میکند و مسلمانان تا همین امروز نیز در توهم ایناند که ذوالقرنین فردی واقعی بوده (چونانکه باور دارند مورچهها و پرندگان با انسانها حرف میزنند) و یاجوج و ماجوج نیز، و اینکه خورشید در کجا فرو میرود و...، و بر روی مصادیق این داستان تماما کپیپیستی، میان اسکندر گجستک و امپراتوری چینی و کوروش و...، دعواهای بهاصطلاح عالمانه میکنند!
دربارۀ «روح» نیز پاسخی نمیدهد و آن را «امر رب» میداند و از پاسخی حداقلی که فلاسفۀ یونان نیز بدان دادهبودند، ناتوان است. فکرش را بکنید: خدا از پاسخ به پرسشی ساده دربارۀ روح در حد فلاسفه هزار سال قبل نیز ناتوان است!
جدا از اینها، عملا علم اولیۀ پیامبر و امامان دربارۀ بدن و کیهانشناسی و... که در قرآن و احادیث آمده، توسط منتقدان بهشکل موشکافانه و با جزئیات به زیر سوال رفته چراکه انواعی از خرافاتِ زمانشان را نقل کردهاند؛ نهتنها این، حتی الهیات و دینشناسی قرآن و پیامبر و امامان نیز دچار اشکالات اساسی بودهاست که این را نیز ناقدان بهتفصیل بیان کردهاند.
اما اگر فردی از جهات متعدد نیز علم بینظیری نشان داد، آیا این دلیل بر این است که فرد به خدای دارای علم مطلق متصل است؟ خیر! از اجنه و شیاطین و موجودات غیبیِ مورد ادعای ادیان، تا موجودات فضایی، میتوانند در این موضوع دخیل باشند. اساسا خدا در معنای فلسفی و غیرمتناقض آن (برخلاف خدای متشخص و انسانوار ادیان)، «موجود» نیست، ان هم جدا از هستی که خالق هستندهها از عدمِ محض باشد، و اهل ارسال وحی و پیامبر گزیدن و... نیست که همۀ این امور، نوعی نقص و نقض تعریف خدا بمثابه امر مطلق محسوب میشوند.
۳. پرچم؛ دعوت به حاکمیت الله
پرچم و لباس و شمشیر محمد بن عبدالله را داشتن نیز از ملاکهای خندهآور است. اموری که نه کسی در دیروز و نه امروز میدانست و میداند چه بودند، چراکه نمیتوان ادعای مدعی را سنجید!
اساسا بقای پرچم و لباس بعد از هزار و چهار صد سال هم خودش امر مسخرهای هست و حتی خود محمد بن عبدالله برای ادعای نبوتش، هیچکدام از این موارد مشابه را نداشت و عیسی مسیح نیز چنین ملاکهای مسخرهای را تعیین نکردهبود که این امور قانونِ «حجتشناسی» تلقی شود، و اساسا عیسی مسیح هیچ نوع دعوتی به انتظار پیامبری پس از خود نداشتهاست که مانی و محمد بن عبدالله مدعی شدهاند، و مسیحیان بههیچوجه منتظر برگشت پیامبری نبودند، بلکه منتظر برگشت عیسی مسیح در زمانی نزدیک و برپایی قیامت و حکومت آسمانی او و داوری نهایی بودند!
ادعای عبدالله هاشم دربارۀ پرچمِ «دعوت به حاکمیت الله» و «نفی تمامی حکومتها بعنوان غاصب حق اهل بیت و او»، و حتی «نفی کلیت دموکراسی» (بهمثابه کمشرترین سبک حکومت بنابر تجربه و محدودیتهای بشری)، و بهبهانۀ این نفی و اعتقادِ بیمبنای شیعه دربارۀ اینکه حکومت اساسا مخصوصِ انبیا و ۱۲ امام و ۱۲ مهدی بعد آنهاست، و آیتالله سیستانی را محکوم کردن که به دموکراسی فراخوانده، درحالیکه خود قائم نیز پناهنده به دولتی دموکراتیک با سابقۀ بلند استعماری شدهاست، از طنزهای داستان است که از نگاه اسطورهای و غیرتاریخی شیعه به امور است.
جمعبندی
یک فردِ خردگرا، اهل تهمت و تمسخر مدعیان امور ماورایی نیست، بلکه میکوشد با زبانِ و منطق قابل فهم برایِ خودشان، و تبارشناسی و سنجشِ باورها و ملاکهای آنها، به بررسی ادعای آنها بپردازد. در نهایت، همانطور که فاصلۀ انتقادیاش را با ادیان و ایدئولوژیها حفظ میکند و مجذوب و شیفتۀ هیچ مکتبِ مدعی حقیقتِ مطلقی نمیشود و عقلانیت خود را از کف نمیدهد، به انکار کلیت این مکاتب و مدعیان نیز نمیپردازد، و وجوه مثبت و خلاق آنها و وجوه برتری هر یک بر دیگری را نیز میبیند، و همانطور که برای مثال، از نواندیشی دینی و روشنفکری دینی انتقاد میکند و تناقضات روشی و نظری آنها که از چشم مومنان دور است را عیان میکند، از کلیت حرکتِ اصلاحی آنها حمایت میکند و از حقّ آنها برای بروزرسانی آیینهای موروثی و اخلاقیسازی و عقلانیسازی آن مکاتب حمایت میکند تا با نگاهی عملگرایانه، به بهبود جوامع کمک کند؛ چرا که باور ندارد قرار است ناگهان همۀ مذاهب از جهان محو شوند، و این وضعیت را تا اطلاع ثانوی، بهشکلی سادهاندیشانه، نه مطلوب و نه ممکن میداند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بررسی مواجهۀ تمسخرگران/تهمتزنندگانِ یک مدعیِ مهدویت
(۵/۵)
جدا از اینها، خدا(!) دربارۀ اینکه داستان اصحاب کهف و عمرِ چند صد ساله آنها، بافتۀ خرافهمحور کشیشی مسیحی بوده نیز بیاطلاع بوده، و چون امری واقعی و تاریخی گزارش کرده و حتی قصهای دیگر هم برای عمر طولانی و مداخلۀ الهی ذکر کردهاست!
همانطور که خدا(!) دربارۀ ذوالقرنین، یا همان رمانس اسکندر، یک داستان تخیلی و خرافی بیش نیست، اطلاعی نداشته، و چنان این داستان را ذکر کرده، گویا امر واقعی تاریخی را گزارش میکند و مسلمانان تا همین امروز نیز در توهم ایناند که ذوالقرنین فردی واقعی بوده (چونانکه باور دارند مورچهها و پرندگان با انسانها حرف میزنند) و یاجوج و ماجوج نیز، و اینکه خورشید در کجا فرو میرود و...، و بر روی مصادیق این داستان تماما کپیپیستی، میان اسکندر گجستک و امپراتوری چینی و کوروش و...، دعواهای بهاصطلاح عالمانه میکنند!
دربارۀ «روح» نیز پاسخی نمیدهد و آن را «امر رب» میداند و از پاسخی حداقلی که فلاسفۀ یونان نیز بدان دادهبودند، ناتوان است. فکرش را بکنید: خدا از پاسخ به پرسشی ساده دربارۀ روح در حد فلاسفه هزار سال قبل نیز ناتوان است!
جدا از اینها، عملا علم اولیۀ پیامبر و امامان دربارۀ بدن و کیهانشناسی و... که در قرآن و احادیث آمده، توسط منتقدان بهشکل موشکافانه و با جزئیات به زیر سوال رفته چراکه انواعی از خرافاتِ زمانشان را نقل کردهاند؛ نهتنها این، حتی الهیات و دینشناسی قرآن و پیامبر و امامان نیز دچار اشکالات اساسی بودهاست که این را نیز ناقدان بهتفصیل بیان کردهاند.
اما اگر فردی از جهات متعدد نیز علم بینظیری نشان داد، آیا این دلیل بر این است که فرد به خدای دارای علم مطلق متصل است؟ خیر! از اجنه و شیاطین و موجودات غیبیِ مورد ادعای ادیان، تا موجودات فضایی، میتوانند در این موضوع دخیل باشند. اساسا خدا در معنای فلسفی و غیرمتناقض آن (برخلاف خدای متشخص و انسانوار ادیان)، «موجود» نیست، ان هم جدا از هستی که خالق هستندهها از عدمِ محض باشد، و اهل ارسال وحی و پیامبر گزیدن و... نیست که همۀ این امور، نوعی نقص و نقض تعریف خدا بمثابه امر مطلق محسوب میشوند.
۳. پرچم؛ دعوت به حاکمیت الله
پرچم و لباس و شمشیر محمد بن عبدالله را داشتن نیز از ملاکهای خندهآور است. اموری که نه کسی در دیروز و نه امروز میدانست و میداند چه بودند، چراکه نمیتوان ادعای مدعی را سنجید!
اساسا بقای پرچم و لباس بعد از هزار و چهار صد سال هم خودش امر مسخرهای هست و حتی خود محمد بن عبدالله برای ادعای نبوتش، هیچکدام از این موارد مشابه را نداشت و عیسی مسیح نیز چنین ملاکهای مسخرهای را تعیین نکردهبود که این امور قانونِ «حجتشناسی» تلقی شود، و اساسا عیسی مسیح هیچ نوع دعوتی به انتظار پیامبری پس از خود نداشتهاست که مانی و محمد بن عبدالله مدعی شدهاند، و مسیحیان بههیچوجه منتظر برگشت پیامبری نبودند، بلکه منتظر برگشت عیسی مسیح در زمانی نزدیک و برپایی قیامت و حکومت آسمانی او و داوری نهایی بودند!
ادعای عبدالله هاشم دربارۀ پرچمِ «دعوت به حاکمیت الله» و «نفی تمامی حکومتها بعنوان غاصب حق اهل بیت و او»، و حتی «نفی کلیت دموکراسی» (بهمثابه کمشرترین سبک حکومت بنابر تجربه و محدودیتهای بشری)، و بهبهانۀ این نفی و اعتقادِ بیمبنای شیعه دربارۀ اینکه حکومت اساسا مخصوصِ انبیا و ۱۲ امام و ۱۲ مهدی بعد آنهاست، و آیتالله سیستانی را محکوم کردن که به دموکراسی فراخوانده، درحالیکه خود قائم نیز پناهنده به دولتی دموکراتیک با سابقۀ بلند استعماری شدهاست، از طنزهای داستان است که از نگاه اسطورهای و غیرتاریخی شیعه به امور است.
جمعبندی
یک فردِ خردگرا، اهل تهمت و تمسخر مدعیان امور ماورایی نیست، بلکه میکوشد با زبانِ و منطق قابل فهم برایِ خودشان، و تبارشناسی و سنجشِ باورها و ملاکهای آنها، به بررسی ادعای آنها بپردازد. در نهایت، همانطور که فاصلۀ انتقادیاش را با ادیان و ایدئولوژیها حفظ میکند و مجذوب و شیفتۀ هیچ مکتبِ مدعی حقیقتِ مطلقی نمیشود و عقلانیت خود را از کف نمیدهد، به انکار کلیت این مکاتب و مدعیان نیز نمیپردازد، و وجوه مثبت و خلاق آنها و وجوه برتری هر یک بر دیگری را نیز میبیند، و همانطور که برای مثال، از نواندیشی دینی و روشنفکری دینی انتقاد میکند و تناقضات روشی و نظری آنها که از چشم مومنان دور است را عیان میکند، از کلیت حرکتِ اصلاحی آنها حمایت میکند و از حقّ آنها برای بروزرسانی آیینهای موروثی و اخلاقیسازی و عقلانیسازی آن مکاتب حمایت میکند تا با نگاهی عملگرایانه، به بهبود جوامع کمک کند؛ چرا که باور ندارد قرار است ناگهان همۀ مذاهب از جهان محو شوند، و این وضعیت را تا اطلاع ثانوی، بهشکلی سادهاندیشانه، نه مطلوب و نه ممکن میداند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘از مجلسِ خفتگان ما تا مجلس اعیان آنها!
— علت تاخیرِ(!!!) ۱۲۰۰ سالۀ امام زمان!
✍🏻 #بهرام_بسطامی
❓چرا کشوری توانست به قدرتی دست بیابد که مشهور شد «خورشید هیچگاه در امپراتوری بریتانیا غروب نمیکند»، و فقط از هند براساس برآوردهای صورت گرفته، در طول ۲ سده استعمار، دستکم ۴۵ تریلیون دلار ثروت کسب کند؟ در اینجا بحث اخلاقی مطرح نیست و تشویق به استعمارگری، بحثِ مدیریت و سوداندیشی برای کشور و افق نگاه است که به افزایش ثروت عمومی منجر شده و مدیریتِ این گسترۀ عظیم جغرافیایی-مذهبی، اما ایران با آن تاریخ پرعظمتش، بند دلار ۸۵ هزارتومانی و مجاز بودنِ مذاکرۀ مستقیم با آمریکاست؟ و بعد نیمقرن، گروگانِ مافیایِ انحصاری خودروی ایرانخودرو و سایپا؟ و...
🔺یک پاسخ در حماقتی به نام گزینش است که با یکسری خرافۀ فرقهای-سیاسی، افراد نخبۀ ملیگرا را مثل آبخوردنِ حذف میکند و یکسری پخمۀ منافق یا کودنِ دینخو را به جایگاهی مینشاند که ذرهای شایستهاش نیستند.
🔺یک وجه دیگر هم مجلس خبرگانیست که قرار است بر رهبر و تصمیمات مهم و کلان و کارنامۀ او داوری کند و او را هدایت کند، و در صورتی که اصلاح نشد و به کارنامۀ نزولیاش ادامه داد، عزل کند. مجلسی که از خرافاتیترین و خرفتترین افراد قوم بوجود آمده، که چنین مهملاتی را که این آخوند میگوید، باور دارند و مروج آن هستند، اساسا میتواند چنین وظایف سنگینی را فهم کند، چه رسد به عمل؟
❓یک ابرپیر ۱۲۰۰ سال فرصت داشته آدم و جمعیت بسازد از کل دنیا، ولی بهاندازۀ علی هم نتوانست آدم جمع کند و از خود، جربزه، استادی، امامت، مدیریت و شجاعتی نشان دهد؟ با وجود آن همه معجزات و قدرتهای غیبی؟ این دیگر چه نوع امامتیست؟ این همه نسل آمدند و رفتند و سوختند، اما امام زمان مثل خدایِ ادیان، فقط نشست، تخمه شکست و تماشا کرد جنایات و ستمها را و فقط منتظر ماند که شرایط کاملا مهیا شود و شیعیانش بیایند؟! شیعیان منتظر او و او هم منتظر شیعیان؟ تا علف از مغزهای بیخردان سبز شود؟
❓بقول کمال حیدری چنین موضوع مهمی چرا حتی یک آیۀ صریح هم در قرآن ندارد؟ نه دربارۀ ضرورت امامت بعنوان جزء اصول دین، و نه دربارۀ ۱۲ امام و اسمشان، نه دربارۀ امام آخر و عمر غیرعقلانیاش و فلسفۀ این عمر محال و نقض قوانین طبیعت و سنن خود الله؟!
🍂 این آخوند ابله میگوید نفوذیها فتنه کردند و نمیتوانستیم بکشیم! و از «کشتن»، همزمان با «تزکیۀ نفس» میگوید! این چه باوریست که اینقدر ساده از کشتنِ مجرمان میگوید و تزکیۀ نفسش بسهولت با لفظ کشتن جمع میشود؟
❓چطور با دروغی به این بزرگی میخواهید جهانیان را به معنویت، اخلاق و عقل دعوت کنید؟ تا کی چوب تنبلی فکری و خرفتی شما آخوندها را باید بخوریم؟
🔻مقایسه شود مجلس خفتگان با مجلس اعیان پادشاهی انگلستان، هرچند جایگاه و کارکرد آن با مجلس خبرگان متفاوت است، اما خود اینکه مجلس دوم آن کشور، توسط چه کسانی تشکیل شده، و چه ثمراتی داشته، هدایتگر است:
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— علت تاخیرِ(!!!) ۱۲۰۰ سالۀ امام زمان!
✍🏻 #بهرام_بسطامی
❓چرا کشوری توانست به قدرتی دست بیابد که مشهور شد «خورشید هیچگاه در امپراتوری بریتانیا غروب نمیکند»، و فقط از هند براساس برآوردهای صورت گرفته، در طول ۲ سده استعمار، دستکم ۴۵ تریلیون دلار ثروت کسب کند؟ در اینجا بحث اخلاقی مطرح نیست و تشویق به استعمارگری، بحثِ مدیریت و سوداندیشی برای کشور و افق نگاه است که به افزایش ثروت عمومی منجر شده و مدیریتِ این گسترۀ عظیم جغرافیایی-مذهبی، اما ایران با آن تاریخ پرعظمتش، بند دلار ۸۵ هزارتومانی و مجاز بودنِ مذاکرۀ مستقیم با آمریکاست؟ و بعد نیمقرن، گروگانِ مافیایِ انحصاری خودروی ایرانخودرو و سایپا؟ و...
🔺یک پاسخ در حماقتی به نام گزینش است که با یکسری خرافۀ فرقهای-سیاسی، افراد نخبۀ ملیگرا را مثل آبخوردنِ حذف میکند و یکسری پخمۀ منافق یا کودنِ دینخو را به جایگاهی مینشاند که ذرهای شایستهاش نیستند.
🔺یک وجه دیگر هم مجلس خبرگانیست که قرار است بر رهبر و تصمیمات مهم و کلان و کارنامۀ او داوری کند و او را هدایت کند، و در صورتی که اصلاح نشد و به کارنامۀ نزولیاش ادامه داد، عزل کند. مجلسی که از خرافاتیترین و خرفتترین افراد قوم بوجود آمده، که چنین مهملاتی را که این آخوند میگوید، باور دارند و مروج آن هستند، اساسا میتواند چنین وظایف سنگینی را فهم کند، چه رسد به عمل؟
❓یک ابرپیر ۱۲۰۰ سال فرصت داشته آدم و جمعیت بسازد از کل دنیا، ولی بهاندازۀ علی هم نتوانست آدم جمع کند و از خود، جربزه، استادی، امامت، مدیریت و شجاعتی نشان دهد؟ با وجود آن همه معجزات و قدرتهای غیبی؟ این دیگر چه نوع امامتیست؟ این همه نسل آمدند و رفتند و سوختند، اما امام زمان مثل خدایِ ادیان، فقط نشست، تخمه شکست و تماشا کرد جنایات و ستمها را و فقط منتظر ماند که شرایط کاملا مهیا شود و شیعیانش بیایند؟! شیعیان منتظر او و او هم منتظر شیعیان؟ تا علف از مغزهای بیخردان سبز شود؟
❓بقول کمال حیدری چنین موضوع مهمی چرا حتی یک آیۀ صریح هم در قرآن ندارد؟ نه دربارۀ ضرورت امامت بعنوان جزء اصول دین، و نه دربارۀ ۱۲ امام و اسمشان، نه دربارۀ امام آخر و عمر غیرعقلانیاش و فلسفۀ این عمر محال و نقض قوانین طبیعت و سنن خود الله؟!
🍂 این آخوند ابله میگوید نفوذیها فتنه کردند و نمیتوانستیم بکشیم! و از «کشتن»، همزمان با «تزکیۀ نفس» میگوید! این چه باوریست که اینقدر ساده از کشتنِ مجرمان میگوید و تزکیۀ نفسش بسهولت با لفظ کشتن جمع میشود؟
❓چطور با دروغی به این بزرگی میخواهید جهانیان را به معنویت، اخلاق و عقل دعوت کنید؟ تا کی چوب تنبلی فکری و خرفتی شما آخوندها را باید بخوریم؟
🔻مقایسه شود مجلس خفتگان با مجلس اعیان پادشاهی انگلستان، هرچند جایگاه و کارکرد آن با مجلس خبرگان متفاوت است، اما خود اینکه مجلس دوم آن کشور، توسط چه کسانی تشکیل شده، و چه ثمراتی داشته، هدایتگر است:
مجلس اعیان بریتانیا یا مجلس لُردها تالار دوم پارلمان بریتانیا بشمار میرود. پارلمان بریتانیا از پادشاه، مجلس عوام و مجلس اعیان تشکیل شدهاست. عضویت در مجلس اعیان، تا سال ١٩٩٩ صرفاً به صورت موروثی در اختیار خانوادههای اشرافی بود.
اعضاء
اکثر اعضای مجلس اعیان (لردها) انتصابی و غیرانتخابی هستند. این ماهیت غیرانتخابی مجلس لردها، در سالهای گذشته با انتقاداتی مواجه بود که امروزه با ایجاد اصلاحاتی که در انتصاب اعضا بهجود آمده این انتقادات کمی کمتر شده است.
در سال ١٩٩٩ بر اساس لایحهی اصلاح ساختار مجلس لردها، تعداد لردهای موروثی عضو مجلس از ۶۰۰ نفر به ۹۲ نفر کاهش یافت. تا آن زمان، تمام اشراف موروثی به طور خودکار عضو مجلس لردها بودند اما با تصویب این قانون، تنها ٩١ نفر از اشراف موروثی به انتخاب خود آنان به عضویت مجلس اعیان در میآیند.
تعداد لردهای روحانی در مجلس اعیان نیز ۲۶ نفر می باشد. سایر اعضا را اشراف غیر موروثی تشکیل میدهند. اشراف غیرموروثی معمولاً از میان سیاستمداران بازنشسته یا شخصیتهای برجستهی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برگزیده شده و نخست وزیر، معمولاً پس از مشورت با رهبران سایر احزاب و نهادهای دیگر، اسامی آنان را برای تصویب و صدور فرمان به پادشاه چارلز سوم پیشنهاد میکند.
پس از یک سری اصلاحات هماکنون بسیاری از نمایندگان از احزاب گوناگون نیز در این مجلس حضور دارند. تعداد اعضای مجلس اعیان ثابت نیست، ولی از سال ۲۰۱۶ میلادی، این مجلس دارای ۸۰۸ کرسی است.
جایگاه
نقش مجلس اعیان عمدتاً شامل بررسی و پیشنهاد اصلاحات شکلی یا ماهوی لوایح و طرحهای مصوب مجلس عوام است. قانون پارلمان بیان میکند که اگر لایحهای در مجلس اعیان رد شد، در صورتی که مجلس عوام در نشست سال آتی همان مفاد را تصویب کند، به صورت خودکار به قانون تبدیل میشود.
.
#حکومت_اسلامی #نقد_شیعه
➖➖➖
🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 قصۀ امام زمان و تحریفات شیعیان
🎙دکتر #عبدالکریم_سروش
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙دکتر #عبدالکریم_سروش
.
#نقد_شیعه #امام_زمان #نواندیشی_دینی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin